خب آقایون داداشم نتیجه کنکور ماهم اومد شدیم 3501(دهن اون یه نفری که نزاشت رند بیارم سرویس)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
فعلا عازم سفریم به اردبیل.دم اونایی که مارو دعا کردند گرم
نمایش نسخه قابل چاپ
خب آقایون داداشم نتیجه کنکور ماهم اومد شدیم 3501(دهن اون یه نفری که نزاشت رند بیارم سرویس)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
فعلا عازم سفریم به اردبیل.دم اونایی که مارو دعا کردند گرم
هـِــلو اِوری بـــادیحوصله شد میگیم در این 1 سال چه گذشت، الان تو اواسط کار پایان نامه هستیم .
:d
تایتانیک اسلامی!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
به: مدیربت راهبردی جلوگیری از اشاعه جوانان!
موضوع: لغو کنسرت رضا یزدانی
احتراما پیرو هماهنگیهای به عمل آمده با همه جا، کنسرت برادررضا یزدانی در آبادان که قرار بود در تاریخ ۲۹ تیر برگزار بشود، ناگهان در تاریخ ۲۷ تیر لغو گردید.
از آنجا که بنا به اعلام مسئولان مربوطه، خدا شاهده تمامی مجوزهای لازم برای اجراء این کنسرت اخذ گردیده و در راستای هدایت جوانان به برنامه های فرهنگی جهت مقابله با شبیخون فرهنگی دشمن تا دندان فرضی و تشویق آنان به مراجعه به فضاهای فرهنگی و استفاده از برنامه های هنری بجای استعمال مواد مخدر و مشروبات الکی
که همین پریروز هم معاونت محترم وزارت بهداشت اعلام نموده سالانه ۴۲۰ میلیون لیتر "الکل" در کشور استعمال می گردد که این عدد به علاوه چیپس و ماست و سایر مزه های مجاز دیگر میتواند ضربات جبران ناپذیری به جایی وارد بنماید!
و نیز از آنجا که قرار بود این کنسرت در سالن سینما نفت برگزار بشود که هر جوری حساب کنی دارای تشابه خاصی با "سینما رکس" ابادان نبوده و از این یک بابت امت حزب ا.. متحمل دلواپسی جدیدی نمیباشند،
مستدعیست اگر الاان ما را نمیگیرید بزنید ،دلیل لغو کنسرت مربوطه را بدون رسم شکل جهت شفاف سازی هرچه بهتر افکار بعضا عمومی اعلام بفرمایید.
پاسخ
موضوع: لغو آن موضوعی که بردن اسمش معصیت دارد!!
به استحضار میرساند نظر به توافقات اتمی به دست امده و این موضوع که هر بار نظام اسلامی در عرصه های خارجی جامی چیزی میل مینماید حتما باید در عرصه های داخلی، آن ۴۲۰ میلیون لیتر را زهر مار ملت بکند ...و چنانچه ملت بعضا فهیم ایران اسلامی از بابت توافقات به عمل آمده دچار شادمانی ای چیزی هم بشوند که دیگر حتما باید با تمام قوا به ایشان حالی کرد که هیچ هم از این خبرها نیست
همانطوری که استحضار دارید مقارن با سفر معاون صدر اعظم دوست و برادر آلمان و سفر قریب الوقوع وزیر خارجه فرانسه و هجوم شرکتهای لگن سازی غربی به عنوان پیشتاز صنایع خودروسازی کشور، بدیهیست در چنین برهه حساسی برگزاری چنین جلافتهایی چه بسا لطمات جبران ناپذیری بر پیکره واحد وارد نموده است..
همانطوری که مقام معظم رهبری هفته پیش در اجتماع خودجوش میلیونها نفر خوش گوشت ایراد فرمودند که بزرگترین اشتباه تاریخ معاصر اشاعه موسیقی در دانشگاه ها بوده که این خود نشان میدهد توزیع مواد مخدر در دانشگاه ها چقدر میتواند در جایگزینی موسیقی راهبردی و موثر باشد،
و نیز از آنجا که اخیران هنرمند با عرزش میهن اسلامی "امیر تتلو" با حضور در عرشه ناو غیور پرور نیروی تا دندان دریایی مسلح، دفاع شایسته ای از حقوق هسته ای آحاد از طریق ول دادن صدایش به عمل آورده و چند روز پیش نیز از طریق صفحه اینستاگرام خود از جوانان متعهد میهن دعوت نموده که بگویند "بغ بغو" که با استقبال بینظیر جوانان مخلص مواجه گردیده،
لذا با عنایت به تمامی یا قسمتی از موارد فوق، تا اطلاع ثانوی:
برگزاری هرگونه کنسرت موسیقی در هر محلی بجز "عرشه ناو" ممنوع بوده و لازم است تا هنرمندان اسلامی در قسمتی یا ترجیحا تمام اشعار خوانده شده حق هسته ای میهن اسلامی را مورد عنایت قرار داده باشد
تا به حق پنش تن بزودی شاهد هنرنمایی حاج محمدرضا شریفی نیا و خواهر الهام چرخدنده بر روی عرشه ناو و تولید قسمت دوم فیلم وزین "تایتانیک 2 "با حضور این دو عزیز بر نوک عرشه ناو به کارگردانی مسعود ده نمدی یا ترجیحان فرج اله سلشور بوده باشیم تا گامی هر چند کوچک در پیشبرد آرمان ها برداشته باشیم...
از همینجا خودم و برادر رضا یزدانی را به تقوا و عمل صالح دعوت نموده و امیدواریم تا بزودی شاهد "بغ بغوی" ایشان نیز در صفحه اینستاگرام باشیم.
من الله توفیق
.
این کامنتی بود که تو فی س بو ک (پروفسور :132d5a68025c8cd6:) تتلو دیدم. خیلی باحال بود. عین واقعیته :4:
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
در هر صورت امیدوارم حلالم کنید و همچنین برام دعا :8: به امید موفقیت تک تک شما ها :8:
ســلام دوسـتان عزیز تر از گـل :8:
راستش نمیدونم کار درستی کردم که اینجا دارم این پپست رو میذارم یا نه اما در هر صورت خواستم یه صحبتی با جامعه و کاربران بزرگ این انجمن
به عنوان واقعا یک عضو کوچک بکنم !
در واقع در دنیای مجازی و توی این بخش رسـلینگ بنده دو هدف و آرزو داشتم که به یکی از آنها رسیدم و برام فوق العاده بود. یکی دیگه هم کار
و رسیدن به مدیریت بخش رسلینگ در این فروم یعنی iWE بود. کلا راه سخت و دشواری داشتم و اصلا هم چیز زیادی سر در نمی اوردم اما
چون هدف و آرزو در کار بود به شدت تلاش کردم. از خیلی چیز ها مهم تو زندگی ام گذشتم و با خیلی از مشکلاتی که میدونم تصورشو
نمی کنید جنگیدم تا بتونم یه تاپیک بزنم. اما واقعا چون هدف داشتم همه این دردسر ها و مشکلات شدیدا سخت برام هیچ بودند.
خب ..... روز ها گذشتن و کم کم روی رون خوبی تو فروم رسیدم هر چند که گندکاری و اشتباهات بد و بزرگی داشتم که با توجه به صحبت های
مدیران و کاربران ، شاید هر کس دیگه ای بود دل زده می شد از این کار و می رفت. خلاصه روزی رسید که دیدم عنوان کاربریم شده
کــاندیـد مدیــریـت ! عجب روز عالی و فوق العاده ای ! یعنی واقعا یک قدم مانده به رویای من در این فروم ؟ باورم خداییش نمی شد.
تلاش ویژه و فوق العاد های کردم اونقدر که دیگه میشه فکر کنم اشتباهات قبلی هم نداشتم اما ....
حیف که باید به این زودی زود این جمع گرم رو برای فعالیت ترک کنم که هر لحظه اش برام تجربه و دلنشین بود. واقعا برام سخته
که دل بکنم اما همینطور که برای مدیریت اینجا هدف داشتم ، جدیدا و همین چند ساعت پیش ( ساعت چهار صبح ) برام یه هذف تازه و اساسی به وجود آمد
و کاملا هم متفاوت. با اینحال که توی این انجمن مدیـر نخواهم شد ( گذشته از لایق بودنم یا نه ) اگر از فعالیت من راضی بودید برام همون حکم
مدیریت رو داره حتی چه بسـا بالاتر !
راه سخت و عجیبی بود و می خوام رسما تشـکر های ویژه ای از آرش خان رمپـیج ، حاج علی اسـکوفیلد ، احـمد خان و غیور فروم پژمـان بکنم که
توی این راه هم دل گرمی دادن و هم کمک های فراموش نشدنی با اینکه خداییش اذیتشون کردم بدجور و شدید :ی
از همه کاربران دیگه هم تشکر میکنم که منو هم تحمل کردن و هم اینکه لطف کردند مقالات و خبر ها رو خواندند.
وقتی هم باشه وقته رفتنه. چه میشه کرد این هدف رو هم باید دنبال کنم دیگه هرچند که مدیریت به دلم میمونه.
البته فکر نکنید که یه جورایی دارم جا میزنم یا خسته شدم ... اصلا ابدا . این کار برام لذت بخش و توپ هست. اصلا یک سرگرمی هست برام فعالیت
و کلی سرحال میام.
به قول شاعر رفیقامون نابتر از نابترتون :5::ی
چندی از دوستان دیشب مرام گزاشتن هم دیگه رو کرج دیدیم :ی
احمد عزیز بردمون فلافلی فامیلشون خاطرات لشکرآباد رو برامون زنده کرد بطوریکه سید و عارف از شدت خوردن پوکیدن :22::ی
عارف عزیز از قزوین اومد دمش خیلی گرم :8:
سید تاج سر هم که تمرینش رو پیچوند خیلی مرده :ی:8:
منم که افتخار دادم به دوستان رفتم که ببیننم :ی
جای دوستان خالی
اینم یه سلفی که آخرش گرفتیم :5:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تجدید بیعت با ادمین غیور :
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
از راست : خودم , آرمان ( El Nino ) , شروین ( TeZAR ) , پژمان ( The Shadow ) , آرمین ( Hated )
پ.ن : Mothaaaa Russiiiiiiia :24:
spam!
برای اولین بار در انجمن های فارسی زبان ...
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این بار اولیه که من دارم توی این تاپیک پست میزارم
وقتی پست های بچه ها رو دیدم با خودم فک کردم دیدم اتفاقی که امشب واسم افتاد جاشه اینجا مطرح بشه
من قبلا خیلی شر بودم از هر جنبه که فکرشو بکنید خیلی دعوا میکردم قبلا تا اینکه حدود دو سال و 4 ماه پیش سر جا پارک با دو نفر بحثم شد اونا که به حساب خودشون پر رو
بودن یه حرفی زدن که منو عصبی کرد خیلی بزن بزن کردیم اونا منو با زنجیر فرمون زدن و خلاصه
من خیلی از کوره در رفتم و هر دو رو خیلی ناجور زدم مردمم که انگار اومدن تئاتر یکی شون رفت بیمارستان شاید اونجا داغ بودم نمیفهمیدم اما به خودم اومدم دیدم سر یه
حرف چه کاری کردم ولی وقتی فهمیدم دیگه دیر شده بود یک سال خونه نرفتم خونه عموم بودم چون ازم شاکی بودن و نمیخواستم وجهم خراب بشه بعد از یک سال عموم
رضایتشون رو جلب کرد و اونا شکایتشون رو پس گرفتن و من برگشتم خونه
خلاصه امشب بعد از 2 سال 4 ماه طرف رو تو خیابون دیدم منتظر تاکسی بود واسش بوق زدم سوارش کردم رسوندمش بهم دست دادیم خدافظی کردیم
حس خیلی خوبی بود بخشش رو تو چشمای طرف دیدم انگار یه بار سنگین رو از روی دوشم برداشتن
من بعد ازون ماجرا خیلی تغییر کردم یه جورایی میشه گفت متحول شدم الان خیلی آرامش دارم