بیش تر از 4 سال و نیم بود که با هم بودیم ....
توی همه ی سختی ها و خوشی ها با هم بودیم .....
پیش خودم میگفتم یکی از کسایی که هیچ وقت ترکم نکرد اون بود ...
هر چقدر که من به اون کم اهمیت میدادم اون توی تنهایی ها و سختی ها دلداریم میداد ...
خودمو بدون اون نمیتونستم تصور کنم ....
طفل معصوم این اواخر بعضی از کلید هاش کار نمی کرد ! می گفتم اشکال نداره اینجوری گوشیم اُبُهَتِ بیشتری داره !
این اواخر خیلی وقت ها خوب آنتن نمیداد ! می گفتم اشکال نداره با هم مدارا میکنیم !
دیافراگم دوربینش به خاطر گرد و خاک و .... اصلا باز نمیشد و در نتیجه دوربین اصلا کار نمی کرد ! می گفتم مگه همه چی دوربینه ؟
سریع باتریش تموم میشد ، میگفتم اشکال نداره خب منم سریع میزنمش به شارژ !
خیلی ایرادهای دیگه هم داشت ولی برام خاطرات و اس ام اس های ذخیره شدش ارزش داشت ،پایین بودن مدلش و عیب هاش
برام مهم نبود ....
چند روز پیش یکم آب روی جیبم ریخت ، اون موقع چیزی متوجه نشدم ولی بعد نیم ساعت که از جیبم بیرون درش آوردم دیدم مثل معشوق ها بهم داره با نورش چشمک میزنه !
اولش فکر کردم مثل همیشه بازیش گرفته و داره برام ناز میکنه !
ولی بعدش که اومدم باهاش شماره بگیرم انگار کل کلیدها بی حرکت شده بودند ، گوشی هنگِ هنگ بود ! سریع خاموشش کردم به محض اینکه به خونه رسیدم بازش کردم ؛ با جارو برقی و سشوار به جونش افتادم تا عمل احیا رو انجام بدم ولی انگار عشقم به یه خواب عمیق رفته بود ......
بردمش تعمیرگاه گوشی های سکته ای ! مغازه دار با دیدن اینکه هنوز این گوشی اوراق نشده تعجب کرد و گفت هیچ قولی برای درست شدنش نمیده .....
بهم گفت بذارش اینجا بهت زنگ میزنم ...
روز ها و شب ها میگذشتند ولی هیچ کسی به ما زنگ نزد که بگه بیا معشوقت رو ببر !
خودمم که زنگ میزدم خبری از به هوش اومدنش نمی گرفتم !
امشب بالاخره پس از زنگ زدن به مغازه ی مربوطه بهم گفتن اون به زندگی برگشته ، اون دیگه اوراق نمیشه !
سریع موتور رو آتیش کردم و رفتم که بگیرمش ....
تعمیرکار رقم سنگینی رو برای تعویض و تعمیر قطعاتش گفت ....
باتري ، سيم کشي ، باندها و ... همه نو شده بودند ...
زياد اوضاع اقتصادي خوب نبود ولي اشکالي نداشت چون که عشق که قيمت نداره ...
با يکم چونه زني گرفتمش ، الان روي ميز کامپيوتر ، کنار دستمه
c -905 سوني اريکسون دوست داشتني ......
___________________________
فلاش بک
بابت دزدیده شدن گوشی عارف خیلی متاسف شدم نمیدونم چرا ناخواسته یاد دزدیده شدن اولین گوشی ای که داشتم افتادم ..
البته اون گوشی دو میلیون نه ، بلکه سی هزار تومن پولش بود !
اسم مدلش k 310 سونی اریکسون بود !
یادمه با تیم استقلال نوین تمرین می کردم ، آخر تمرین تیممون، با خستگی اومدم پشت دروازه ساکم رو باز کنم ولی دیدم ساکم نیست ! هر چقدر گشتم ساکم نبود که نبود ! فکر کردم بچه ها شوخی شون گرفته ! ولی اشتباه فکر میکردم !
آخرش زنگ زدم به گوشیم متوجه شدم آقا دزده باتری گوشیم رو هم در اورده و اون خانومه پشت خط میگه :
تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمیباشد !
یکم فکر کردم یادم اومد یه آقایی با لباس شخصی با دقت تموم تمرینات ما رو زیر نظر داشت !! تازه بعد دو ساعت فهمیدم که اون آقا بدجنسه کجای ما رو زیر نظر داشت !
بدبختی اینجا بود که ساک من داغون ترین ساک بین ساک ها بود !
آخرش نه لباس داشتیم نه پولی نه هیچی !
داشتم با یه شورت ورزشی به رنگ سبز پسته ای کمرنگ به سمت خونه میرفتم و مربیمون هم پشت سرم قه قه به وضعم میخندید ! :504:
باز دم گلر اول تیممون گرم که شلوار زانو پاره ی دروازبانی اش رو بهم داد ! مگر نه شاید توی راه به دلیل فقدان حجاب مورد بازخواست قرار میگرفتم ! D: