یاد یه جوک افتادم تکراری باشه شاید واس خیلی ها ، اما خودم که شنیده بودم اون اویل یه هفته میخندیدم :ی
میگه یه بابایی میره رستوران میبینه لیوان ها رو رو میز برعکس چیدن ، میره یکی ــشو بر میداره میگه اِ؟
چه جالب سر نداره ، اونوریش میکنه میگه اِ ؟ ته هم نداره :ی
