گفتم فرض بفرما اگه رونی لمپارد وجرارد در مرحله مقدماتی همراه انگلیس نبودند چی میشدنقل قول:
نوشته اصلی توسط j.c [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نمایش نسخه قابل چاپ
گفتم فرض بفرما اگه رونی لمپارد وجرارد در مرحله مقدماتی همراه انگلیس نبودند چی میشدنقل قول:
نوشته اصلی توسط j.c [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
های ملت بعد مدتها با یک نت 4 مگ سرعت خدا ( واسه ایرانی ها :4: ) برگشتیم
اول کاری این کلیپ رو ببینید شاید بعضی ها دیده باشن :4:
Loading the player ...
ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﻨﻴﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﺎﻻﻱ ﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻪ :
« ﺳﺎ ﻻﻭهیو ﻻﻥ ﻫﻴﻦ ﺷﻴﻦ ﺗﺎ ﻧﻴﻲ »ﻳﻬﻮ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺎﺩ :کصافط ! ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﮕﻮ...
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻋﻘﻞ ﺣﮑﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺧﺮ ﺷﯿﻄﻮﻥ ﺑﯿﺎﯼﭘﺎﯾﯿﻦ ،ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺐ ﺷﯿﻄﻮﻥ بشی !سیاست های غلط به این میگن :سیاثط ، صیاصت ، ثیاصت ، سیاصط ، ثیاثت ، صیاست ، صیاثط …میگن : تو قیامـت تک تک دیوارها ، مبل ها و فرش هایی که بهشون دماغ مالیدیمیان شهادت میدن...ﺣﺎﻻ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﻮﺩ ﺩاﻧﻴﺪ!!!بدیه هدفون اینه ، که هروقت میزنم به گوشمبا نگاه کردن به چشم اطرافیانم احساس میکنم وارد یه بازی کثیف شدمکه خودم ازش خبر ندارم همش استرس میگیرم!
لازم است گاهی تلفن را برداری ، شماره کسی را که مدتها باش قهر بودی را بگیری
گوشی را که برداشت ، فحش بدهیمبادا یادش رفته باشه که هنوز قهرید!!!
,::.ترول جالب از واقعیت کیف مدرسه.::[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
موزیک ویدئو ترامادول به زودی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه
×××××××××××××××××♥وقتي يک دختر حرفي نميزند ميليونها فکر در سرش مي گذرد ♥وقتي يک دختربحث نميکند عميقا مشغول فکر کردن است ♥وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود ♥وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد ♥وقتي يک دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي ♥وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي ♥وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند توجه تو را طلب مي کند ♥وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي ♥وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم يعني واقعا دوستت دارد ♥وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي ♥وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
♥وقتي يک پسر حرفي نمي زند حرفي براي گفتن ندارد ♥وقتي يک پسر بحث نمي کند حال وحوصله بحث کردن ندارد ♥وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند يعني واقعا گيج شده است ♥وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم يعني واقعا حالش خوبه ♥وقتي يک پسر به تو خيره مي شود دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني ♥وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند ♥وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد بدون که براي همه "فوروارد" کرده ♥وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود) ♥وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
کی گفته سفر در زمان ممکن نیست؟؟؟
واس خانوم ها ممکنه اونا میتونن به طور ناخودآگاه بین یک تا دو هفته رو به جلو سفر کنن:kkvastf-smiley:
پ.ن: اگه فهمیدی که فهمیدی
نفهمیدی به مغزت فشار نیار:1190841631457438238
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شاهین سوژه هات واقعا عالی بود
البته جاستین هر چی هم که هست آدم موفقیه
من کشته مرده صحنه ای شدم که پسر مایکل جکسون بهش دست نداد
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم از کاراش که معلوم نیست هدفش خندوندن ملته یا خدایی نکرده میخواد بگه منم مایکلم
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم نظر خودش
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Leo Howard [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نیکی هر روز صبح نیم ساعت میخوابه تو فوتوشاپ :k63ozg6a7ni2674n:
خودمونیم چند روزه خوب سوژه کردیم اینا رو :ی
این ضعیفه رو ببین
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این فسقلی چی میگه؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم مسابقه امشب
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم نتیجه مسابقه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خوب بعد دوروز که کامپیوتر نداشتم دوباره برگشتم :ی
قابل توجه دوستانی که میگن فوتبال ما پاک نیست
آقا ما نسبت به اینا اسطوره اخلاق ورزشی هستیم:6703945147635548802
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این یکی ناپاکیش یه کم بیشتره
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
البته اینا کشتی کجشونم پاک نیست اصلا
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم از شیرین کاری های سید و شان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اولین عکس ها از فیلم Fast & Furious 7 که ون دیزل تو توتیترش منتشر کرده.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم چند تا سوژه خنده فوتبالی
که فقط جنبه طنز دارن نه چیز دیگه
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اینك محل سكونت؟
زمین خاك
آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است
قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك
اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك
جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت امیدم
شاكی تو ؟
خدا
نام وكیل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه
تنها همین ؟
همین
!!!!حكمت؟
تبعید در زمین
همدست در گناه؟
حوای آشنا
ترسیده ای؟
كمی
ز چه؟
كه شوم اسیر خاك
آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی
كه؟
گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی...
ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟
دلتنگ گشته ای ؟
زیاد
برای كه؟
تنها خدا
آورده ای سند؟
بلی
چه ؟
دو قطره اشك
داری تو ضامنی؟
بلی
چه كسی ؟
تنها كسم خدا
در آ خرین دفاع؟می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
اینو دیدم فقط برای یک لحظه پوکیدم .... :136:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
همینجوری نشسته بودم فکر میکردم ببینم امروز به چی بخندیم عکسی که علی گذاشته بود رو دیدم سوژه دستم اومد
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بدون شرح : !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
Chris Daughtry در لباس بتمن واسه هالووین. لعنتی خیلی بهش میاد :8::4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم عکسی از اجرای دیشب آهنگ waiting for superman در queen latifah show
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
کریس واسه این اجرا تیپ والتر وایت رو برکینگ بد رو زده بود و قبل از اجرا هم یه عکس از خودش گذاشت.
مایک و چستر(لینکین پارک) هم هالووین تبریک گفتن
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
راستی اونای که دیشب کنسرت لینکین پارک نتونستن از AAA MUSIC ببین امشب تکرارش ساعت 6 هست
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
پسر در حال دویدن . . .
زاااااااااااااااااااااارت (صدای زمین خوردن):c:
رفیق پسره: اوه اوه؟؟؟؟؟؟؟ چت شد؟؟؟؟؟؟؟؟ خاک بر سرت.آبرو مونو بردی.پاشو . . . شَپَلخخخخخخخ(صدای پس گردنی)
-یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟ یکم کمتر میزدی خب
-یک خانم جوان رهگذر: اییییشششش! پسر دست و پا چلفتی خنگ
دختر در حال راه رفتن . . .
دوففففففففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش):h:
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟فدات شم.الهی بمیرم.چی شدی تو یهو؟وااااااااای.
-یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری، جایی؟
-یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانم حال تون خوبه؟؟؟؟؟؟؟ من ماشینم همین جا پارکه،یه لحظه وایسین . . . با این وضع که نمی تونین پیاده برین
================================================== ===
من همین امشب زن میخوام.....فهمیدی یا نه؟؟؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
================================================== ====
میخواستم از این تریبون استفاده کنم و از اون فرد زحمت کشی که رنج و سختیه سانسور کردن فیلم ها و فوتبالا رو در تلویزیون تحمل می کنه و خودشو فدا می کنه تا جوونا به گناه نیفتن تشکر کنم:o:
================================================== ====
می گن تو بهشت سر کلاس
استاد هی میگه خسته نباشید
دانشجوها می گن خسته نیسیم بقیه درسو بگو....!
خلاصه فاتحه استاده خوندست:b:
===============================
ﻧﻨﻪ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺑﻬﻢ ﻣﺤﺮﻣﻦ؛ ﺻﯿﻐﻪ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﺎﺩ ... ﺍﺻﻦ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪﻩ ﻣﻨﻪ . . . :e:
================================================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
جوک حیف نون (1)
حیف نون میره ماشینشو بیمه كنه، مسئول بیمه بهش میگه امیدوارم که هیچوقت از بیمه تون استفاده نكنید، [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] هم میگه: امیدوارم تو هم از این پوله خیر نبینی!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] یه ماشین صفر میخره، بلافاصله زنگ میزنه به 110 میگه فرمون، دنده، کلاج، گاز و ترمز ماشینم نیست، کلاه سرم گذاشتن! پلیس میگه تو [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] نیستی؟ میگه چرا، میگه صندلی عقب نشستی، برو صندلی جلو بشین!!!
طرف توی دریا داشته غرق میشده، بلند بلند فریاد میزده: كمک، کمک، من شنا بلد نیستم.. [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] هم با زن و بچش داشته از اونجا رد میشده، میگه: واقعا که! می بینید بچه ها؟ من تا الان هرچی داشتم خرج شماها کردم و پولی برام نموند که برم کلاس شنا ثبت نام کنم و شنا یاد بگیرم.. اما تا حالا شده که یک بار، حتی یک بار لب به گله باز کنم و پیش عالم و آدم داد بزنم که من شنا بلد نیستم؟ مرد باید یه کم تودار باشه!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] با خانومش میره سینما كنترل چی با چراغ قوه به طرفشون میاد . حیف نون به خانومش میگه برو كنار برو کنار داره موتور میاد سمتمون!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] به مناسبت [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در خونش رو رنگ میزنه، بچه هاش گم میشن!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] راننده ی اتوبوس شرکت واحد بوده، بعد از یه مدت راننده ی مینی بوس میشه. می بینن هیچ پولی درنمیاره. پیگیر علت میشن می بینن پولا رو پاره میکرده!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] یکی رو تو خیابون می بینه میگه ببخشید آقا من شما رو تو دبی ندیدم؟ طرف میگهنه آقا من اصلا دبی نرفتم تو عمرم. حیف نون میگه چه جالب اتفاقا من هم تا حالا دبی نرفتم. حتما دو نفر دیگه بودن!!!
از [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] می پرسن تو میدونی چرا غواص ها به پشت می پرن توی آب؟ میگه به این خاطر که اگر به جلو بپرن میفتن توی قایق!
از [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] می پرسن برای بازکردن یک لامپ سوخته چند نفر لازمه؟ میگه سه نفر! میگن چرا سه نفر؟ میگه یک نفر باید بره بالای نردبون لامپو نگه داره، دو نفر هم پایه های نردبون رو بچرخونن؟!!
حیف نون میمیره وصیت نامشو باز می کنن می بینن توش نوشته: بالاخره مردم و از شر معماییکه یک عمر کلافم کرده بود راحت شدم، اینکه: چرا خواهر من دو تا برادر داره ولی من یکی!
یه روز حیف نون به زنش میگه: آهوی من! حالت چطوره؟!
زنش میگه خوبم ولی تو که همیشه بهم می گفتی غزالِ من این دفعه چطور شد عوضش کردی؟!
حیف نون با خونسردی میگه: عزیزم سخت می گیریا! حیوون حیوونه دیگه چه فرقی میکنه!!!
حیف نون ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت* صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، حیف نون ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. حیف نون ميگه:...هاااااااا! پس حتماٌ برج ايفله!
به حیف نون ميگن جورابات چرا يكيش قرمزه يكيش آبي؟ ميگه نمي دونم، يه جفت ديگه هم توخونه دارم، همين جوريه!
حیف نون كليدش رو تو
ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
به حیف نون ميگن نظرت در باره ي توپ فوتبال چيه؟ يه كم فكر مي كنه ميگه:شطرنج گردالي..؟!
اولي: حیف نون چرا دستت شكسته ؟!
حیف نون: ديروز روي یه ديوار بلند راه مي رفتم كه يه دفعه ديوار تموم شد!!
حیف نون صبح که برای رفتن به سر کار از خونه میاد بیرون از یه آقایی میپرسه ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشته. شب که حیف نون میخواسته از سرکار برگرده از یه کس دیگه میپرسه آقا ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشت و نیمه. حیف نون میگه: آآآآآآآآ! شنیده بودیم توی زمستون روزا کوتاه میشه، ولی نه دیگه تا این حد، نیم ساعته شب شد!!!حیف نون ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
كليدي ترين پرسش حیف نون: نميدانم هرسال كه ميگذرهآيايك سال به عمرمن اضافه ميشه يايك سال ازعمرم كم ميشه؟
ﺣﯿﻒﻧﻮﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﻬﺸﺖﺭﻭﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ :ﻟﻌﻨﺖﺑﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﯿﺐ ﺑﺨﻮﺭﺩ
حیف نون میره ژاپن مسافرکشی میکنه ، هر کی سوار میشه میگه وای تو که تازه پیاده شدی !!
دیشب یه پشه نیشم زد. پاشدم دنبالش کردم . بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم !
اومدم بکشمش ! یهوگفت : بابا !!!
راست میگفت : من باباش بودم !
آخه خون من تو رگهاش بود !
تا صبح تو بغل هم گریه کردیم ...
( برگی از رمان حیف نون! )
تبریک حیف نون : سالی پر از توأم و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم!!!
به حیف نون میگن (باریک الله) یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه یعنی خدا لاغر است !
ﺣﯿﻒﻧﻮﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﻣﯿﺪﻩﻣﯿﻔﻬﻤﻪﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺩﺍﯾﯽ ﺑﺸﻪ !
حیف نون واسه زنش شارژ میخرهزنش میگه اینکه شارژ نداره!حیف نون میگه: غلط کردی، پس چرا من زدم داشت؟!!!
پیام حیف نون به نامزدش :با تو هرگز ، بی تو اصلا ، باهم عمرا!!!…
حیف نون پیتزا سفارش میده گارسون میگه بنام کی ؟ حیف نون میگه بنام خداوند بخشنده مهربان
حیف نون میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟گارسون : آرهمیگه : دونش بدین نمیره !
به حیف نونميگن چرا درس ميخوني؟ميگه:برا اينکه دکتر بشم پول دربيارم نيسان بخرم باهاش کار کنم!
از سخنان قصار حیف نون :هر چی کمتر بهش بیشتر فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه!
تو شهر حیف نون اینا (!) کراوات مد شده... تا الان ?? نفر تلفات داشته!
به حيف نون ميگن: خسته نباشي .ميگه : باشم مثلا" چه غلطي ميكني
حيف نون شهردار مكه ميشه.خدا مياد ميگه بابا اين ديوونه رو عوض كنيد اومده ميگه خونت تو طرحه
حیف نون میره ختم، ازش می پرسن شما؟ می ** من سایر بستگان هستم!
وقتی خدا حیف نون رو آفرید فرشته ها پرسیدن تعظیم کنیم خدا گفت نه فرار کنید تو دستش سنگه
دعای حیف نون بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش
از حیف نون می پرسند پتروس که بود؟ می ** یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار
حیف نون میره لوازم یدک فروشی میگه گرز زیر صندلی 206 داری!
حیف نون توي اتوبوس هي ميره صندلي شماره 3 هي ميره شماره 15 بهش ميگن چرا اينطوري ميكني؟ ميگه: خيرنبينه اوني كه گفت شب دوتا صندلي بگير راحت بخوابي
توی رستوران لیوان روبرعکس گذاشته بودندروی میزحیف نون میره میشنه سرمیزمیگه این چه لیوانی که سرنداره برعکسش میکنه میگه چه جالب ته هم نداره
حيفنون هي داشته به گوشيش نگاه ميكرده ميگن اس ام اس اومده؟ ميگه آره. ميگن چيه؟ ميگه يكي هي داره اس ام اس ميده: low battery
حیف نون میره خواستگاری بهش میگن حرف دلتو بزن میگه گشنمه
جوک حیف نون (2)
* جوک حیف نون *
مسابقه 20 سوالی حیف نان :
- جانداره؟
- نه
- الهی ... چرا مرده؟!!!* جوک حیف نون *به حیف نون میگن طاقت شنیدن خبر بد رو داری؟ میگه آره بگو، میگن پدرت مرده. حیف نون میگه خدا مرگت بده فکر کردم یارانه ها رو قطع کردند* جوک حیف نون *در عروسی حیف نون بعلت شدید بودن برف شادی 5 نفر در سقوط بهمن جان باختند* جوک حیف نون *حیف نون یه لوبیا می*گیره دستش میگه: یاد تو در دل من طوفان به پا می*کنه* جوک حیف نون *حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.
حیف نون می **: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم* جوک حیف نون *از سخنان قصار حیف نون : هر چی کمتر بهش بیشتر فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه* جوک حیف نون *تفکر عمیق حیف نون : در عجبم از نخود و لوبیا با این جثه*ی ریز، که چه بادهای عظیمی در خود نهفته* دارند* جوک حیف نون *وصیت حیف نون به بچش تا زمانی که زور داری از عقلت استفاده نکن* جوک حیف نون *حیف نون داشت با گوسفندا فوتبال بازی میکرده ، بهش میگن که چرا با گوسفند بازی میکنی ؟؟؟
میگه : اینقدرا هم گوسفند نیستن دو گل جلواند* جوک حیف نون *چند دلیل عمده شهادت شهدای حیف نون اینا :
۱_آزمایش ماشه تفنگ
۲_پرتاب اشتباهی ضامن به جای نارنجک
۳_سوراخ کردن ماسک شیمیایی برای ورود بهترهوا
۴_دنبال کردن پروانه در میدان مین
۵_نگاه کردن به داخل لوله تفنگ جهت اطمینان از خروج صحیح گلوله علت بعضی ها نیز هنوز فاش نشده* جوک حیف نون *به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر
بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می **: می خوام سالاد درست کنم* جوک حیف نون *حیف نون از دختره میپرسه اسمت چیه ؟ دختره میگه اسم من تو همه باغچه ها هست طرف میگه اهان فهمیدم شلنگه* جوک حیف نون *از حیف نون می پرسند پتروس که بود؟ می ** یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار* جوک حیف نون *تو شهر حیف نون زلزله میاد 100 نفر میمیرن، میان چادر پخش کنن 500 نفر میمیرن* جوک حیف نون *گاز چیست ؟ اوج محبت حیف نون به همسرش که گاهی موجب قطع عضو می گردد* جوک حیف نون *به حیف نون ميگن : ميتونى نقش يوسف روبازى كنى؟
ميگه والله همه چيو بلدم فقط ميترسم نتونم روى زوليخارو زمين بندازم* جوک حیف نون *حیف نون میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه ، از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه* جوک حیف نون *به حیف نون مي گن: با توله سگ جمله بساز؟ مي ** : طول سگ ضرب در عرض سگ، مساوي است با مساحت فارس* جوک حیف نون *به حیف نون می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه: زنانه اینجاست مردانه آن جلست* جوک حیف نون *به حیف نون ميگن با جيش جمله بساز ميگه علی با آبجيش رفت سينما. مي گن خره منظورمون شاش بود: مي ** خب با داداشاش رفت* جوک حیف نون *سربرگ انشای حیف نون: "به نام خدایی که هرچه می کشیم از اوست"* جوک حیف نون *دوست دختر حیف نون بهش می ** یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، حیف نون بعد از کمی فکر می **: "داداشت پشت سرتهوست حیف نون میره خونشون مهمونی! حیف نون ازش می پرسه کوکوی یه روز مونده میخوری!؟ میگه آره خیالی نیست راحت باش! حیف نون میگه پس برو فردا بیا* جک حیف نون *حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می **: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می **: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می **: یه ساندویچ بدین با سس اضافه* جک حیف نون *يه روز حیف نون ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه* جک حیف نون *حق حیف نون رو ميخورند ميگه عيبى نداره واگذارتون ميكنم به كليداسرار* جک حیف نون *موضوع انشا حیف نون به شاگرداش : تا به حال احساس غیرقابل توصیفی داشته اید؟ آن را توصیف کنید* جک حیف نون *یک روز حیف نون می ره نارنگی بخره، اسم نارنگی یادش نمی یاد. بعد می **: “آقا به من ۲ کیلو پرتقال کم باد بده”* جک حیف نون *به حیف نون ميگن جورابات چرا يكيش قرمزه يكيش آبي؟ ميگه نمي دونم، يه جفت ديگه هم توخونه دارم، همين جوريه!* جک حیف نون *حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می **: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش* جک حیف نون *حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟* جک حیف نون *از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ "سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز"می ** نمی دونم یه راهنمایی بکنید...می گن اسم شاعر توی خود شعر هستمی **: آهان فهمیدم، جواد نکونام* جک حیف نون *یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره!
کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: "دو تا آجر* جک حیف نون *حیف نون هنوز در گیره که چرا خواهرش دو تا برادر داره، خودش یکی!* جک حیف نون *حیف نون تو اتوبوس کبریت می خواسته، به بغل دستیش می **: اسمت چیه؟
همایون.
به به، شغلت چیه؟
زنبوردار.
به به، کجا می ری؟
اهواز.
عجب جایی! کبریت داری؟
نه.
نه و نکمه! با اون اسمت، مردک پشه باز، تو این گرما سگ می ره اهواز که تو می رى؟* جک حیف نون *حیف نون خوابیده بوده، میان بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد* جک حیف نون *به حیف نون یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می ** یکی
بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می **: وای! چقدر یک* جک حیف نون *حیف نون خرش می میره، مردم می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم.
وقتی می رن حیف نون می **: اصلا فکر نمی کردم خر من این همه فامیل داشته باشه* جک حیف نون *صبح زلزله حیف نون و دوستش رسیدند به هم.
حیف نون گفت: دیشب زلزله بیدار بودی؟
دوستش گفت: نه، صبح فهمیدم.
حیف نون گفت: توی روزنامه خوندی یا رادیو گفت؟
دوستش گفت: نه، یه هزاری تو جیبم بود، صبح دیدم پول خورده* جک حیف نون *اگه گفتین حیف نون به قرمز کم رنگ چی می گه؟
قرمز آسمانی* جک حیف نون *حیف نون قهرمان شنا می شه، ازش می پرسند: از کجا شروع کردی؟ می **: از زمین خاکی* جک حیف نون *حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می ** یالا برو دوبی* جک حیف نون *حیف نون می افته توی چاه، می ** خدا رو شکر تهش سوراخ نبود* جک حیف نون *تومراسم ختم بلندگو می **: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. حیف نون داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم* جک حیف نون *حیف نون تا وارد خیابون یکطرفه میشه پلیس میگرتش ، پلیسه میگه کجا با این عجله؟
حیف نون میگه هر جای می خواستم برم دیگه دیر شده ببین همه دیگه دارن برمی گردن
حیف نون بازم میاد ولی قبلش یه سری جوک های دیگه میاد. ممنون [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
=============================================
این دختر خانمهای که میرن دانشگاه لیسانس بگیرن ، اگر با لیسانسشون هم کاره ای نشن
خدا رو شکر آرایشگر خوبی میشن....:4512272266133077982
=======================================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
================================================== ===========
من از اون کسی که اختلاس سه هزار میلیاردی کرده میگذرم، ولی از فروشنده ی سوپرمارکتی که
پول خرد تو دخلش داره ولی به جاش آدامس موزی میده نمیگذرم....:t:
================================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
=========================================
یه صابون وطنی خریدم رفتم حموم، خودم کف کردم این صابونه کف نکرد!!!!!:d
========================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
================================================== ====
یادتونه یه زمانی کارمون که با کامپیوتر تموم میشد رو کیبرد و مانیتور و کیس رو کاور میکشیدیم!؟:AsianTroll:
===========================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
در این تست هوش، تصویر ۹ انسان مخفی شدن. با پیدا کردن ۶ تصویر در این تست هوش،میتونی از داشتن یه هوش معمولی خیالتون راحت بشه.
اگه تصویر هفتمی رو پیدا کردی متوجه میشی هوشت از حد معمول بالاتره و اگه در این تست هوش تصویر هشتمی رو پیدا کردی خیالت از داشتن یه هوش تقریبا خوب تخت تخت بشه و اگه نهمی رو پیدا کردی باید بهت تبریک بگیم چون تو از دسته افراد خیلی باهوش به حساب میایی.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تست هوش تصويري(درخت) اگر بین ۰ تا ۵ تصویر صورت پیدا کردید – سبک مغز اگر ۶ یا ۷ تصویر صورت پیدا کردید – کند ذهن اگر ۸ یا ۹ تصویر صورت پیدا کردید – معمولی اگر ۱۰ یا ۱۱ تصویر صورت پیدا کردید – خیلی خوب اگر ۱۲ یا ۱۳ تصویر صورت پیدا کردید – نابغه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
در این تست هوش اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود. (صورت 1 دانه است پس به دنبال یک دانه باشید)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
دقت کنید, تو این تصویر چندتا حیوون هست ؟ اگر بتوانید ۲۵ حیوان را پیدا کنید نشان از هوش سرشار شماست. فراموش نکنید شما تنها ۱ دقیقه فرصت دارید تا هر ۲۵ حیوان را نام ببرید. [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
با این بازی هوش خود را محک بزنید. شان مایکل
جواب اولی فکر کنم گزینه d بشه آخه دایره های سیاه از 4 تا شروع شده و هر مربع یکی اضافه شده.....گزینهD توی گزینه های دیگه فقط9تا دایره سیاه داره:2lxe53l:
بقیش یک مقدار سخت بود باید بیشتر فکر بشه:dd:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
مربوط به موزیک ویدئو The Monster از امنم ریحانا ست
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
آشپزی سخته
ولی میتونین با خلاقیت های کوچیک این کار رو برای خودتون به لذت تبدیل کنین
مثلا من ﺩﯾﺮﻭﺯ ماستو خیار رو بدون خیار درست کردم خیلی هم خوب شد ^.^
...ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ
ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺒﻨﺪ !
...ﺑﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺭﮊﺍﯾﯽ ﻛﻪ ﻣﯿﺨﺮﻡ ﯾﻨﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺭﻣﺰﺵ ﺳﺎﺩﻩ ﺳﺖ ﻛﻪ
ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﻗﺒﻼ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﻧﻜﺮﺩﻡ !
...به لقمان گفتند : ادب از که آموختی ؟
حرفهایی زد که اگه بگم عمراً تو راد اس ام اس چاپ شه !
خیلی عصبانی بود معلوم بود شاکی شده از سوالم
...ما یه مزیت خیلی خوبی که داریم اینه که
وقتی که بزرگ شدیم ، و به مامان و بابا تبدیل شدیم
سر زده رفتیم تو اتاق بچمون و دیدیم داره به صفحه دسکتاپ خیره میشه
یکی میکوبیم پس کلش
میگیم کره سگ بیار بالا ببینم چی داشتی میدیدی ^.^
...یه بارم مثل سوباسا به داداشم زُل زدم تا با ذهنم باهاش حرف بزنم
بهم گفت چیه مثل بز زُل زدی ؟
فهمیدم بیشتر باید تمرین کنم :|
...مامانم میگه ساعت چنده؟ میگم 11:17 دقیقه
میگه دقیق ؟ :|
نه یازده و رب بود رندش کردم گفتم یازده و هیفده :|
...مرد باید خوش تیپ باشه و ته ریش داشته باشه
اخلاقش مهم نیست ؛ با اجرا گذاشتنِ مهریه درست میشه !
...بالاخره
عزیزم خره بالاست :| تو چرا میای پایین ؟
دقت کن :|
گفتم بالاخره نگفتم پایین خره :|
با این هوشت حتما دانشجوام هستی :|
بیچاره ننه بابات :| چی میکشن از دست تو :|
...اینقد سطح آرزوهامو اوردم پایین به نفت رسیدم
فقط پول ندارم پالایشگاه بزنم :|
...انقدی که تو کارای ما گره هست تو فرش شفقی تبریز نیست !
...افتخار نکن که به اندازه تارموهات رفیق داری
وقتی محتاجشون میشی میفهمی که کچلی !
...چرا اسم همه خمیردندونها دخترونه است؟
«پونه»، «نسیم»…
خب یه خمیردندون «سعید» هم بزنند… یا «فرزاد»
...سعی کن تو زندگیت مثل اینترنت اکسپلورر پررو باشی!
با اینکه میبینه فایرفاکس و کروم و Safari نصب داری
ولی موقع ورود به سایت دانشگاه باز میاد میگه میخوای منو Browser اصلیت کنی؟
...
ﺁﻗﺎ ﺗﺎ ﻟﺒﻮ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﯾﻬﻮ بابام ﺍﻭﻣﺪ ﻣﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ !
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻧﻢ یه ﭼﻨﮕﺎﻝ ﮔﺮﻓﺖ دستشو ﻧﺸﺴﺖ ﺑﺎﻣﺎ ﻟﺒﻮ ﺧﻮﺭﺩ!
چیه فک کردی ما از اوناشیم ؟
برو از خدا بترس
ﺗﺴﺒﯿﺤﻪ ﻣﻦ ﮐﻮ؟
کی ورش داشته ؟؟
...توی سایتی نظر سنجی گذاشته بودن پرسیده بودن :
“کدوم سوغاتی از کدوم شهر رو خیلی دوست دارید ؟
اکثر اونایی که شرکت کرده بودن زده بودن
“ LCD از بانه ” یعنی من عااااشق این هموطنانمونم !
...آیا میدانید:
زنها فرشته اند
ولی ما مردها فقط یه مشت دروغگو هستیم !؟
...تنها پیشگیریه مفیدی که ما ایرانیا تو زندگیمون میکنیم
پر کردن آفتابست که یوقت تو توالت گیر نکنیم بدبخت شیم !
...یه آرزو بکن
حالا سگ دو بزن تا بهش برسی!
...باید رفت …
گاه از قلب کسی …
گاه جفت پا تو صورت کسی !
...همین روزاست که مخابرات بهم اس ام اس بده بگه:
مشترک گرامی الان مدتِ مدیدیه جز من کسی به شما پیام نمیده!
نظرتون چیه بیشتر آشنا بشیم !؟
...ﺍﮔﻪ ﺭﮒ ﻏﯿﺮﺕ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﺣﺘﯽ ﺳﻮﺳﮏ ﻫﻢ ﺟﻠﻮﺩﺍﺭﺵ ﻧﯿﺴﺖ :))
...کتری مثل مادر شوهره مدام در حال جوشیدن !
عروس مثل قوریه که با جوشیدن کتری اونم کم کم داغ میشه !
پسر مثل استکانه نصفشو کتری و نصفشو قوری پر میکنه !
خواهر شوهرم مثل قاشق چای خوریه میاد به هم میزنه و میره ! :))
...در رفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باش
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده تکیه نباید کرد !
...توی رستوران بین راهی رفتم دستشویی دستمو بشورم
مسئول دستشویی موقع خروج میگه: آقا! 200 تومن می شه!
من: من فقط دستمو شستم!
اون: پس برگرد برو توالت بعد بیا 200 بده!
دستمو کردم جیبم 200 تومن بهش دادم!
میگه: نه! باید بری دستشویی حتما!
میگم: چرا؟
میگه: من مال حروم از گلوم پایین نمیره!
...هشدار :
مصرف بیش از حد احترام باعث اختلالات روانی طرف مقابل
و اختلالات عصبی شما میگردد ! لطفا در میزان مصرف دقت کنید !
...این روزها
همه ناقص الخلقه هستند
هیچ کسی دل و دماغ ندارد !
...الان دقیقا یه سوال فنی دارم
اونایی که دو یا سه تا زن میگیرن
یعنی به جز نیمه گمشده، وقت اضافه و پنالتی هم داشتن؟
...الکی میگن از هر دستی بدی با همون دست پس میگیری
من که از هر دستی دادم با لگد پس گرفتم!
...خدایا …
تو این دنیای کثیف …
این قلب پاک چی بود به ما دادی آخه !
...میگن بخند تا دنیا بهت بخنده
ولی فکر کنم دنیا از خنده من خوشش نیومده !
لَج کرده
...ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘُﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ Play ﮐﺮﺩﻡ
ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩِ ﺻﺪﺍﺵ ﮔﺮﻓﺖ
...مهریه رو باید به نیت تعداد خواستگارای ناکام دختر بزارن
اینجوری ارزش واقعی معامله هم مشخص میشه !
...آنتی ویروس لپ تاپمو یک سال و نیمه آپدیت نکردم
یه ماهه پیغام میده: هر غلطی دوست داری بکن من دیگه کاری به کارت ندارم !
...ما از اونایى هستیم که دعاهامون میخوره به پنجره
بعد کمونه میکنه میخوره به سقف، سقف خراب میشه رو سر خودمون !
...محاله
بهش بگی سلام برسون ، بزرگیتو نرسونه !
...طرف نیم ساعت میره بیرون 40 بار ننه باباش بهش زنگ میزنن که کجایی
اون وقت ما با دوستامون میریم شمال بابام 3 روز بعدش زنگ میزنه میگه:
علی تا نونوایی نبسته دوتا نون از تو رات بگیر بیار!
...یکی از سخت ترین خداحافظی ها
خداحافظی با سنگیه که از سر کوچه تا دم خونه شوتش کرده ای !
...به بغضـــــیا باید گفت :
شما روی پاتم نمیتونــــــی وایسی چه برسه به حرفات !
...ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻓﻬﻢ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻧﻔﻬﻤﯿﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ !
...مورد داشتیم طرف تو گوشیش اسم مامانشُ “بیا خونه” سیو کرده !
...موارد داشتیم اسمشون واسه حج واجب در اومده
ولی واسه اینکه خمس و زکات مالشون رو ندن همه اموال رو زدن بنام زن و بچه هاشون !
...ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﺎﺯﯼ که رابطه نیس
با مُتَکا بزنی لهش کنی ﺑﺪﻭﯾﯽ دنبالش
ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻨﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺼﺎﻓﺖِ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺭﻭ !
...رفیقم رفته دانشگاه کیش، میگم چطوریه؟
میگه حاجی اینجا با یه سری ماشین هایی بچه ها میان دانشگاه
که من تو نید فور اسپید پولم بهشون نمی رسه !
اونجا که قمیشی میگه :
هرگز نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم
آدم فکر میکنه با ته دیگشه !
...تو این فیلما دیدین وقتی از خواب پامیشن چقد تمیز و مرتبن!o.O
خیلی تلاش کردم منم یبار اون جوری از خواب پا شم…
ولی هر وقت پا میشم تو آینه خودمو میبینم
شبیه سرخ پوستای آدمخوار جنوب غربی آمریکای مرکزی شدم !
به بعضیام باید گفت فاز خود را با رسم شکل توضیح دهید …
واللا به خداااا
...میدونم دیگه پس فردا که بابا شدم ایه نازل میشه
احترام فرزند واجب است به فرزندان خود نیکی کنید که بهشت زیر پای فرزندان است
تازه زضایتشونم باید جلب کنیم کصافطارو
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﺘﻪ؟
ﺳﺮﺩت شده؟
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺑﻐﻠﻢ؟
(گفتگوی ﺩﯾﺸﺐ من با متکام)
...طریقه جمع آوری زیرسیگاری چپ شده درمنزل مجردی:
1- قطعات درشت را با دست بردارید
2- درجهت خلاف خواب قالی بکشید تاخاکسترها پخشوپلا شوند
3- قالی تمیزاست!
...اددا بابا دد
ای ی ی ی
قاقا
ا ا ا ا ا
ببخشید، گوشیم دست بچه بود!
...به یکی از آشنا ها میگم بچه هات به سن تکلیف رسیدن؟!
میگه : آره الحمدالله… هم سیگار میکشن
هم فحش مادر میدن !
...مگسه مریض میشه مامانش براش اسهال میپزه :دی
...الهی شلوار بشی من کش بشم دورت بگردم
بعدش من شل بشم بیای پایین هرهر بخندم
...ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻣﻴﮕﻔﺘﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﮔﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺮﺗﻘﺎﻟﻮ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺭﻩ
ﻭﺍﺳﺶ ﺷﻮﻫﺮ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻴﺸﻪ !
ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺮﮐﺘﻮ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﮔﻴﻠﻢ ﮐﻨﻴﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ !
...دقت کردین ؟
بهترین مکان برای خواب خونه ی خوده آدمه
راحت ترین توالت توالت خونه خوده آدمه
راحتترین لباس لباسه خوده آدمه
خوش فرمون ترین ماشین ماشینه خوده آدمه
بهترین جزوه جزوه ی خوده آدمه
تمیزترین دست دسته خوده آدمه
بامزه ترین بچه بچه ی خوده آدمه
ولی …
خوشبوترین ادکلن ادکلنه کسیه که تو خیابون از کنارت رد میشه !
...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تفاوت انسانهای چاق و لاغر در این است !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
لطف کنید بگید نشانگر روی کدوم عدد میره !؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اگه فلاپی دیسک هنوز وجود داشت !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بدبخت مهرورزی تا چه حد آخه ، خودتو نابود نکن !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تصویری از کودکی من ! در حال ورزش صبحگاهی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ینی تا این حد معجزه میکنه !؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شکار ماهی توسط مار
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
به کجا میرین شما ؟؟؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
آیا میدانید مافیا هم شبکه اجتماعی مخصوص خودش رو داره !؟ :))
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شرح در عکس :))
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نجاتت دادم عزیزم ^-^ ، نمیذارم بخورنت !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شکار صحنه – لحظه فوران آتش فشان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
کوروش کبیر – دکتر شریعتی – ارد بزرگ و بقیه دوستان هم همین نظر رو دارن :))
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
یادش بخیر ، عکس یادگاری من در دانشگاه
راستی ، هنوز هم اون شلوار کرم رو دارم … ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینجا اگر حیوان باشیم بهتره واقعا :|
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خشم طبیعت :|
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بفرمایین دوچرخه سواری :)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خیلی عالیه این عکس نوشه :))
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شکار لحظه ها !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
دل و جرات اونی که اومده کنار ماشین از همه بیشتره !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حمله ملخ ها … !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
یا فوتباله خیلی مهمه ، یا آتش سوزی خیلی بی اهمیته !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
محصول جدید برای جنگ تن به تن :|
برای خون ریزی همه جور تکنولوژی به کار میبرن :|[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خیلی به جا و در محل مناسبی عکس گرفتن :))
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شکار صحنه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ابتکار پسرا ^-^ خیلی هم باحال !
هدفشون از این سبک کار چیه !؟[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]دلقک های زمان قاجار !فک کنم سمت راستی داره صدای سوسک در میاره :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]هنوز ادمایی پیدا میشن که تو سخت ترین طوفان ها شما را یاری کنند[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]فست فود :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نخندین ، مادر خانواده عمرشو داده به شما :([برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]تفاهم یعنی درک تفاوت ها …[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]من توی این موندم این چه پرنده ای بوده O.oحالا خدا رحم کرده رو سر کسی نریخته ضربه مغزی شه ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]وری فست فود :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]گربه های محل آقوی همساده :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]سه ترین پلاک ایران :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]شکار صحنه شکار ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]کیا تو این لحظه پر استرس بودن !؟ :))یه مسترابایی بود بصورت ذوزنقه شکلخودش اینجا بود سوراخش نزدیک هسته کره زمین[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ورزش صبحگاهی پرندگان ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]بهترین کادویی که میتونست باشه …[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]دشویی شهری ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ابتکار جالب و باحال ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]بازم اسپم لعنتی ! :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]اخ اخ ینی اگه میشد چی میشد ! ^-^[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ببین ببین با من کل پاشنه ننداز ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]حسرت ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]آخر شباهت ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]یه پاسور بازی معمولی ![برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]با تن داغ با خیال راحت وزن کم کنید :))[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
داستان آبرو ریزی شام و شرمندگی،داستان دایی عباس،داستان بلند،داستان جالب و خنده دار: دایی عباس تازه با نغمه ازدواج کرده بود. دایی، از اولین سفر بعد از ازدواجش که برگشت، مرا صدا زد و گفت برو خونه نغمه خانوم این*ها بگو که من اومدم، ایشالّا شب تشریف می*آرم.بی بی که شنید به دایی تشر زد:
«کجا؟ اولاً تشریف می*آرم نه، خدمت می*رسم. بعدشم مگه شهر هرته؟ کجا خدمت می*رسی؟! مگر تو از پشت کوه اومدی؟! دیدن نامزد، اون هم بار اول خرج داره! کسی که پیغام می*بره نباید دست خالی بره، شگون نداره!» دایی درمانده و حیران، بِر و بِر و هاج و واج نگاهش می*کرد. بی*بی گفت: «حالا اول راهی، خیلی چیزها باید یاد بگیری. صبر کن ببینم چیزی تو خونه دارم!» رفت سراغ همان صندوق بزرگش که همیشه خدا درش قفل بود؛ از آن قفل*های پیچ پیچی. روی صندوق پر بود از پولک و آینه. پولک*های آینه*ای، بی*بی را هزار قسمت می*کردند و می*کشیدند به طرف خود. وقتی داشتیم از آبادان مهاجرت می*کردیم، همه دارایی*اش را بی*بی* توی صندوق جا داد. من تا قم، عقب کامیون دایی عباس، روی صندوق بی*بی خوابیدم. بی*بی لباس*ها و پارچه*های صندوق را ریخت بیرون. بوی نفتالین هوای اتاق را پر کرد. یک تکه پارچه پیراهنی پیدا کرد. به آن گلاب زد، توی یک پارچه زری*بافی پیچید و گذاشت توی سینی. از من خواست چند شاخه رز از باغچه بچینم. رزها پژمرده و شل و ول بود، ولی یاس*ها، تازه و پرعطر. بی*بی گل*ها را به صورت ضربدری گذاشت روی بقچه. خواست کادو را بدهد دست من ولی پشیمان شد: - تو با این ریخت و وضعت می*خوای آبروی ما رو ببری!؟ برو لااقل یه آبی به سر و صورتت بزن، این موهای گیج و شلخته*ات رو هم شونه کن. شدی عینهو جوجه تیغی. هرچه گفتند انجام دادم و آماده شدم. مادر گفت: -خوب گوش هاتو باز کن ببین چی می*گم. اول زنگ خونه رو می*زنی، گوشت به منه؟ -ها بله. -اگه آقای طلوعی درو باز کرد می*گی سلام. حالتون خوبه؟ خانوم خوبن؟ عروس خانوم خوبن؟ آقاهمایون حالشون خوبه؟ نغمه خانوم حالشون خوبه؟ اگه اون هم حال ما رو پرسید، شر و ور نگی*ها. فقط بگو الحمدلله. فهمیدی چی گفتم؟ بی*بی گفت: -اگه مامانِ نغمه درو باز کرد، همین*ها رو می*گی، منتها حال آقای طلوعی رو هم می*پرسی و سلام می*رسونی. گفتم: -خب اگه آقاهمایون یا نغمه خانوم و آواخانوم درو باز کردن چی بگم؟ صدای دایی عباس درآمد که: -تو چه*قدر خِرِفتی بچه! خب هر کی درو باز کرد حال بقیه رو از اون بپرس. این کار سختیه؟ مادر گفت: -اگه گفتن سلام برسون، چی می*گی؟ -این که معلومه، خب می*گم باشه.
مادر عصبانی شد و گفت: -خدایا، این دیگه کیه؟ باشه چیه؟ تو کی می*خوای بزرگ بشی بچه؟ باید بگی سلامت باشید. هدیه رو که می*دی، می*گی دایی عباسم خواست اجازه بگیره امشب خدمت برسه. اگه هدیه رو قبول کردن یعنی داماد بیاد، ولی اگه قبول نکردن، یعنی آمادگی ندارن یا رسمشون نیست. ما که از رسم و رسومشون خبر نداریم. ما آبادانی هستیم، اون*ها رشتی*اند. دایی عباس گفت:«رشتی نه، فومنی.» بی*بی گفت: «چه فرقی می*کنه حالا!» مادر گفت: -اگر آقای طلوعی یا خانومش درو باز کردن بگو، غلامتون دایی عباسم خواست اگه اجازه بدید امشب خدمت برسه. دایی عباس عصبانی شد و گفت: -چی می*گی آبجی؟ از کیسه خلیفه می*بخشی!؟ من نوکر و غلام هیچ*کس نیستم. آقای خودم بودم، هستم و خواهم بود، یعنی چه!؟ زن گرفتیم، ارباب که نگرفتیم! ما از اسب افتادیم، از اصل که نیفتادیم. بی*بی گفت: -این*ها رسم و رسوم و تعارفه مادر! دایی چانه*ام را مشت کرد و گفت:همین که می*گم. سلام می*کنی، کادو رو می*دی می*گی قابل نداره، دایی عباسم خواست شب تشریف بیاره خونه شما. مادر و بی*بی خندیدند. مادر زود لبش را گزید و جلوی خنده*اش را گرفت، ولی بی*بی آن*قدر دهانش را باز کرد که هر دو دندان کرسی ته دهانش پیدا شد. بی*بی گفت: -مادرجون، آدم که نباید بگه [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] می*آرم. باید بگه خدمت می*رسم. این*ها رسمه. دایی عباس که حوصله*اش سر رفته بود گفت: -خیلی خب، کادو رو بده، هرجور دلت می*خواد احوال*پرسی کن، فقط گند نزن! بی*بی به دایی عباس گفت: -می*شه تو دخالت نکنی؟ این*ها تحصیل کرده*اند، با آدم درس*خونده باید مثل خودش رفتار کرد. گفتم:« فقط یه سؤال می*پرسم و بعد می*رم.» دایی همه باد توی سینه و دهانش را داد بیرون: «پوف...!» یعنی خیلی خنگی! پرسیدم: -اگه وقتی در زدم، یک*دفعه پنج*تاشون با هم ریختن دمِ در، چی بگم!؟ داستانهای خواندنی بی*بی گفت:[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]-مگه قوم مغولن که یک*دفعه بریزن سر تو؟!از حالت راه رفتن، دور خود چرخیدن و لااله*الا*الله گفتن دایی عباس فهمیدم که دیگر دارد قاطی می*کند. با غیظ آمد جلو، کادو را از دستم گرفت و گفت: -اصلاً من اگه بگم غلط کردم، نمی*خوام برم خونه اون*ها کی رو باید ببینم؟! مادر پارچه را برداشت گذاشت توی سینی، داد دستم و گفت: -برو، تو هرچی زودتر بری حرف و حدیث کمتره! از خانه زدم بیرون. خدا خدا می*کردم اصلاً [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] نباشند. نمی*دانم چرا در یک قدمی خانه*شان یک*دفعه قلبم انگار آمد تو گلویم و راه گلویم را بست. قلبم مثل موتور آب چاه به پِت و پِت افتاد. یکباره همه سفارش*ها را قاطی کردم. برگشتم. فکر کردم برگردم بهشان بگویم رفتم، در زدم، نبودند خانه. بعد فکر کردم فایده*ای ندارد. یک ساعت دیگر می*گویند دوباره بردار ببر. لابد کلی هم تعارف تازه یادشان می*آید. سنگینی بار سفارش*ها، زبانم را محکم چسبانده بود به کف دهانم. زنگ خانه*شان را آن*قدر کوتاه زدم که خودم هم صدایش را نشنیدم. چیزی که ازش می*ترسیدم، همان هم پیش آمد. عروس خودش در را باز کرد! آوا هم پشت سرش بود. دستپاچه شدم. لالمونی گرفتم. از آوا خجالت می*کشم. هروقت می*بینمش دست و پایم را گم می*کنم. کادو را میان زمین و هوا، بالای دست*های عروس خانم، رها کردم و گفتم: «الحمدلله» و پا گذاشتم به فرار! پشت سرم را هم نگاه نکردم. یک نفس دویدم تا خانه. تا رسیدم خانه، همه دورم حلقه زدند. انگار خبرهای دست اولی از آن دنیا آورده باشم. یک*صدا با هم پرسیدند: «چی شد؟» زبانم پس کشیده بود به طرف حلقم و راه گلویم را بسته بود. دایی عباس چانه*ام را توی مشت محکم و بزرگش گرفت. چانه را که بگیرد، مثل موم توی دستش اسیر می*شوی. گفت: -چی شد؟ -دادم بهِش. -خب اینو که همه می*دونیم، می*گم چی شد؟ کی اومد گرفت؟ تو چی گفتی؟ اون چی گفت؟ حالم خوب نبود. گیج می*زدم. گفتم:«دست*شویی دارم.» [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] عصبانی شد و گفت: -حالا واجبه؟ -نمی*تونم وایسم. پایش را محکم کوبید زمین و گفت: -خیلی خب، خیر سرت برو و زود بیا! مادر آمد در دست*شویی را زد و گفت: -معلومه چه*کار می*کنی این*جا؟! دست*شویی که این همه طول نمی*کشه! همه نشستن منتظر توئن، تو اومدی نشستی این*جا؟! با اعتراض گفتم: -دست خودم که نیست. -زود بیا مادر. داییت ناراحته. از همین جا نمی*تونی بگی چی شد؟ چی گفتن؟ -کادو رو دادم دست خودش. -دست کی؟ خودش کیه؟ -عروس دیگه. -چیزی نگفت؟ -گفت: خیلی ممنون، دستتون درد نکنه، سلام برسون، تشریف بیارید. -یعنی کیا تشریف بیارن؟ -همه دیگه. -مطمئنی؟ -آره. 3- شب، همگی با هم رفتیم خانه عروس. تا ساعت یازده از شام خبری نبود. بی*بی در گوشی به مادرم گفت: -مثل این*که از شام خبری نیست! -شاید رسمشون نیست! طلوعی و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]، در گوشی پچ*پچ کردند و بعد طلوعی گفت: -با اجازه*تون من یه چند دقیقه*ای می*رم و برمی*گردم. زن طلوعی گفت: -شرمنده شدم والله، اگه می*دونستیم تشریف می*آرید، شام تهیه می*دیدیم. نگاه*ها همه روی من آوار شد. بی*بی که بلند شد، دایی عباس و مادرم هم بلند شدند. نغمه و مادرش نگذاشتند. نغمه گفت: - بابا رفت شام بگیره، الان می*آد. ببخشید تو رو خدا، غافلگیر شدیم. همه چیز توی خونه بود، فقط کافی بود باخبر می*شدیم تشریف می*آرید. دایی عباس و بی*بی یک*جوری به من نگاه می*کردند که انگار من باید به آن*ها شام می*دادم!
یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و رویشو بر میگردونه تا بخوابه.
برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم اگر نتوانستید 5دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما میدهم.
مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه.
برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم .
این پیشنهاد خواب رو از سر مهدس پراند و رضایت داد که بازی کند.
برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .
اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟ برنامه نویس نگاه متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد.
برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟؟ مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خــــــوابید!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه اخلاقی : حسن کل کل با مهندس جماعت خطرناکه حسن !!!(مهندس هم جواب رو بلد نبود و در جواب سوال برنامه نویس باز 5 دلار داد بهش)
سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !
بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .
زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .
زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
اما روز اول چیزی ندیدم !
روز دوم هم چیزی ندیدم !
روز سوم هم چیزی ندیدم !
ولی خدا رو شکر روز چهارم با چشم چپ یکم دیدم!!!!
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!
بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می **:
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم!
و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده.
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می ** شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می **:
- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!!
صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟
- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!
... ... ... ...
- نمیشه!
- چرا؟
- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!
...
سکوت
...
عمو حسن نداریم!
- چرا داریم. الآن پهلو مامانه.
- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!
- چشم بابا!
...
چند دقیقه بعد
...
- بابا جون گفتم.
- خوب چی شد؟
- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور
که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره
دیگه؟
- خوب عمو حسن چی؟
- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک
صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده!
- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ******** نیست؟
- نه!
- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم...
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
پسر: آره عزیز دلم . . .
دختر: منتظرم میمونی ؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
دختر: خیلی دوستت دارم . .
پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، بههوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..
پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .
دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت ؟
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟
دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!
چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
پرستار: شوخی کردم بابا !! رفته دستشویی الان میاد
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.و اما خبر بداین که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.هوشنگ که به دقت به صحبتهاى [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه........................حالا من کى مى تونم برم خونه*مون ؟؟؟!!!
یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره... به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک "خرس" پیدا کنند و سعی کنند اون "خرس" رو به دین خودشون دعوت کنند. بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند... اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :"وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه".
راهبه بودایی گفت: "من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم".
پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :"هههممم...الان که به گذشته واون روز فکر میکنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با "ختنه کردن" شروع میکردم".
دریک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم.
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن 3 ملیون تومن بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟
پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه ، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر اون روز همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم.صبح دوشنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسبابتون حتی یک ریال هم نیست!!!پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود.!!!!!