نمایش نسخه قابل چاپ
مسی 25 ساله شد
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
پــَ نَ پــَ
سر کلاس کیفمو گذاشتم ردیف جلو برای دوستم جا گرفتم. طرف اومده میگه: جا گرفتی؟! پ ن پ نگران بودم کیفم از این پشت، تخته رو خوب نبینه !!
لباس خریدم . کارته عابرمو گذاشتم رو میز میگم 2015 . میگه رمز کارتته.؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه . شب زنگ بزنی لاو بترکونیم !
مامانم زنگ زده میگه کجایی؟گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهررز رفیقت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ سس مایونزه بهروز
رفتم تست آواز یارو گفت یه ترانه بخون، به این فکر میکردم که چی بخونم، یارو گفت داری فک میکنی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ این قسمت خالیه اول نواره الان شروع میشه!
تو صف بستنی فروشی بودم , یه 20 نفری تو صف بودن , یارو اومده میگه صفه ؟ پـَـــ نــه پـَـــ دیوار دفاعیه می خوان ضربه ایستگاهی بزنند !
زنگ زدم رستوران میگم 2 تا قرمه سبزی بده میگه با برنج گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ با نون باگت بده ساندویجی کنیم
منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیکترند
از تو غسال خونه اومدم بیرون. میپرسه ببخشید شما مرده شورین؟ پـَـ نـَـ پـَـ خیار شورم
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟ گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
مامانم میگه شنیدی دختر همسایه فرار کرده؟ میگم از خونه؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ از قفس ! میگم پـَـ نـَـ پـَـ رو از کجا یاد گرفتی؟ میگه 100 بار گفتم ازخونه میری بیرون وبلاگهایی که میبینی رو ببند،
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست
رفتم نوار قلب بگیرم به پرستاره میگم قلبم سمت راسته،میگه مادرزاد اینجوریه؟ میگم پ نه پ جراحی زیبایی کردم بردمش سمت راست
رفتم سی دی بازی بخرم میگم یه بازی جنگی بده.میگه منظورت بازی بکش بکش دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ جنگ روانی منظورمه
با دوستم رفتیم کشتارگاه میگه:اه اه اینجا چه بوی گوسفندی میاد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستی بوی اش رشته بیا
بهش میگم واقعا بدجوری تو دلم نشستی میگه یعنی دوسم داری میگم پ نه پ میخواستم بگم پاشو درست بشین
به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره
ساعت 8شبه هنوز تو شرکتم. مامانم زنگ زده به تلفن شرکت میگه هنوز شرکتی؟ میگم پـَـــ نــه پـَــ خودم که اومدم شما داری با وجدان کاریم صحبت می کنی
داشتم میوه پوست میکندم.. یهو گفتم آآخ.. مامانم میگه چی شد؟ میگم یه خط کوچولو افتاد رو انگشتم.. میگه یعنی برید؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ یه خط کوچولو داشت رد میشد، پاش گیر کرد به چاقو افتاد رو انگشتم!!!
پیرمرده سوار اتوبوس شده، پا شدم از جام! میگه بشینم یعنی؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با هم قدم بزنیم!!!!
از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شد …از تو جیبم دستمال درآوردم دوستم میگه میخوای بکشیش؟! پ نه پ آ بریزش بینی داره میخوام رو قالی نریزه !!!
سوال پرسیده ، یه کم مکـث کردم ، میگه داری فکر میکنی ؟! میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر کن داره.... Load میشــه!--
میگه کامپیوتر خونتون و با نرم افزار خاصی ویروس کشی میکنی؟ پ ن پ میندازیمش تو آب جوش یه چندتا قل بزنه ویروسش کشته بشه!!!!
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه...........
اعتراف های جالب
اعتراف می کنم که: امشب بعد از 1 سال به این معما پی بردم که آقاجونم مسواکش رو کجا قایم می کنه که من نمی بینم. بارها دیدم که داره مسواک می زنه اما به محض اینکه بعدش می رم مسواک بزنم مسواکش غیب می شه. خب زیاد پیچیده نیست از مسواک من استفاده می کرده!
- اعتراف می کنم که: اولین باری که ویندوزم پرید من کل سیستم از مانیتور گرفته تا موس رو بردم شرکت تا برام ویندوز عوض کنند. بی معرفت ها بهم نگفتند که فقط باید کیس رو بیارم. این کار یه دو سه بار دیگه هم تکرار شد!
- اعتراف می کنم که: تو اسباب کشی همسایه مون من نشسته بودم پشت وانت یه طرفم گلدونشون بود یه طرف هم تلویزیون. ماشین که رفت تو چاله من گلدونه رو محکم گرفتم و تلویزیونه پخش شد کف آسفالت!
- اعتراف می کنم که: تا سن 13-12 سالگی با روسری می نشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت می کشیدم. زیاد می خندید، فکر می کردم بهم نظر داره.
- اعتراف می کنم که: بچه که بودم خیلی وراج بودم. برای همین تا از مدرسه می اومدم همه خودشون رو به خواب می زدن.
- اعتراف می کنم که: رفته بودم واسه امتحان رانندگی، خیلی هم استرس داشتم. نوبت من که شد افسر بهم گفت دنده عقب برو. من هم که کلی هول شده بودم به جای اینکه دستم رو بذارم پشت صندلی و برگردم عقب رو نگاه کنم دستم رو انداختن پشت گردن افسر و محکم داشتم می کشیدمش طرف خودم!
- اعتراف می کنم که: اولین باری که رفتم کارواش من هم همراه کارگرها داشتم ماشین رو می شستم که مسئول کارواش اومد خجالت زده جمعم کرد! خوب چی کار کنم فکر کردم زشته اونا ماشین من رو بشورن و من وایستم نگاه کنم.
- اعتراف می کنم که: بزرگترین لذت دوران بچگی من این بود که روزهای بارونی تو راه مدرسه با او چکمه طوسی پلاستیکی که تا زیر زانوم بود مثل خل ها از جاهایی رد می شدم که آب جمع شده. وقتی قابلیت چکمه هام رو می دیدم که تا عمق زیاد هم پام خیس نمی شه کلی کیف می کردم. حس ماشین شاسی بلند بهم دست می داد.
- اعتراف می کنم که: 2 ماه به همه گفتم خطم سوخته. خواهرم نگاه کرد دید سیم کارت رو برعکس انداختم تو گوشی.
- اعتراف می کنم که: مامان بزرگ خدا بیامرزم توی 95 سالگی فوت کرد. صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه می کردن. جمعیت هم زیاد بود. من و داداشم تو بغل هم داشتیم گریه می کردیم. اشک فراون بود و خلاصه جو گریه بود. یکهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی! این رو که گفت کل خونه رفت رو هوا... حالا خندمون قطع نمی شد.
- اعتراف می کنم که: دوستم زنگ زد خونمون گفت علیرضا امروز میای سر کار؟ گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم چون به خونه زنگ زده بود نه موبایل!
- اعتراف می کنم که: بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیره یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!
- اعتراف می کنم که: من بودم که روی صندلی معلم کلاس پنجم پونیز و آدامس می چسبوندم، من بودم که همه گچ های پای تخته رو می پیچوندم، من بودم که وقتی یه کلاس خالی گیر می آوردم با گچ روی دیوارهاش برای معلم ها و مدیر و ناظم فحش می نوشتم. من بودم که می رفتم دستشویی مدرسه تمام شیرهای آب رو تا ته باز می کردم و در می رفتم، من بودم که زمستون ها به شوفاژهای کلاس ویکس می مالیدم که حال همه بهم بخوره و کلاس تعطیل بشه...
- اعتراف می کنم که: بچه که بودم هدیه روز مادر به مامانم شناسنامش رو دادم. با این توضیح که توی تموم برگه هاش نقاشی کشیده بودم که خوشحال شه
بدون شرح...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سایت آپلود عکس [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] فـ ـیـ ـلـ ـتـ ـر شد !
نمیدونم [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] چرا باید فـ ـیـ ـلـ ـتـ ـر بشه ؟
آخه این سایت آپلود عکس ساده به چه دلیل فـ ـیـ ـلـ ـتـ ـر شده ... نه عـکـس چیزی , نه موضوع چیزی , نه ........
شاید هم به خاطر یه سری عکس هاست که توش آپلود میشه !
من از کار سازمان چیلترینگ سر در نمیارم !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
Daaaaaaaaaale :4: Mr. 305 :24:
کریس رونالدو همچنان در انتظاره زدن پنالتی::21:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]