[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ســالــگـــرد حــادثـــه 11 ســپــتـــامـــبـــر ..
نمایش نسخه قابل چاپ
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ســالــگـــرد حــادثـــه 11 ســپــتـــامـــبـــر ..
دایی شانس بیاری که فارسی بلد نباشه وگرنه از زندگی نا امید میشد بیچاره با توجه به تعریف های شما:4:نقل قول:
نوشته اصلی توسط The Phenom [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
پاور رنجرز ها بازگشته اند..... [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سلام این عکس مال پارالمپیکه و مطمعنا قدیمی :4:
تو پارالمپیک مهرداد کرم زاده پرتاب گر دیسک که نقره گرفت با عروس ملکه انگلیس یعنی جیــگر کیت مدیلتون دست نداد و کلی بحث داغ شد :4:
من بودم بغلشم میکردم :136:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
جدیدترین عکس منتشر شده از جری لالر ..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
امیدواریم که به زودی برگرده :8:
گروه ها و خواننده های راک و متالی که باعث شدند هنوزم هم پرطرفدارترین سبک موسیقی راک باقی بمونه ... و الان هم گروه های فراوانی هستند که دارن راهشون رو ادامه میدن !
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود،
تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند.
او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می*خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت،
متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی*داشت، آن مرد هم همین کار را می*کرد.
اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی*خواست واکنشی نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی*ادب چکار خواهد کرد؟
مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می*خواست!
زن جوان حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان
سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست،
چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.
وقتی داخل هواپیما روی صندلی*اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد
و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد …
یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکوئیت*هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد…
در صورتی که خودش آن موقع که فکر می*کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت*هایش می*خورد خیلی عصبانی شده بود.
و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت*خواهی نبود…
چهار چیز است که نمی*توان آن*ها را بازگرداند :
۱/ سنگ … پس از رها کردن!
۲/ حرف … پس از گفتن!
۳/ موقعیت… پس از پایان یافتن!
۴/ و زمان … پس از گذشتن!
چرا همیشه ما زود قضاوت میکنیم ؟!!
یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش، رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمیدونستم که خواهرتو بود ! . . . . . . دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد و خوابید ولی خواهرمو نشناخت
***********
چون ای پست مناسب اسرار نبود انتقال دادم به اینجا
دوستان یک سری فایل توی یک فلش بودن که حدود سه ماه پیش فرمت شدن ، راهی برای برگردوندنش هست ؟
Handy Recovery 5.5
حجمش کمه.کار باهاش هم راحته.
فقط توی اسکن اولیش اجازه بده کامل اسکن کنه و شکیبا باش.:دی
ریکاور کردنش هم تا حدود 80 درصده.
Ac/Dc کو؟نقل قول:
نوشته اصلی توسط SASAN [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]