دوستان اگه جک میزارند لطف کنند جوکی که ب اقشار خاص یا قومی خاص توهین میشه , رو ویرایش کنند !
نمایش نسخه قابل چاپ
دوستان اگه جک میزارند لطف کنند جوکی که ب اقشار خاص یا قومی خاص توهین میشه , رو ویرایش کنند !
[align=center]چند تا دانستنی جالب .:.:.
ایا میدانید عمر مفید انسانها در کف دستشان نوشته شده است نگاه کنید 81 - 18 = 63
ایا میدانید اگر 3 قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است
ایا میدانید انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت
ایا میدانید ضریب هوشی انسان های معمولی بین 85 تا 105 است
ایا میدانید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است
ایا میدانید مردم فیلیپین به بیش از 1000 لهجه سخن میگویند
ایا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است
ایا میدانید اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می*شود
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
عجیب ترین مرگ های دنیا .:.:.
-آرنولد بنت :: برای آنکه ثابت کند آب شهر پایس سالم است آز آن خورد و مرد!!
2-آگاتوکلس :: خلال دندان قورت داد و مرد.!!
3-آلن پنیرکرتون ::هنگام نرمش صبحگاهی افتاد و زبانش زخم شد بعد از مدتی هم به همین دلیل قانقاریا گرفت و مرد!!
4-تامس آت وی :: او مرد فقیری بود و پس از دتی کمی پولدار شد و خیلی زود یک ساندویچ گوشت خرید و خورد ولی همان لقمه ی اول او را خفه کرد!!
5- نمیدانم کی :: اسبش در شن روان گیر کرد و او هم به دلیل سنگینی طلاهایش به درون شن ها فرورفت و مرد!!
6-جیمز داگلاس :: با دستگاهی مثل گیوتین که اختراع کرده بود ور می رفت که مرد!!
7-زئوکسیس :: این نقاش به تصویر پیرزنی که کشیده بود آنقدر خندید که مرد!!
8-لنگی کالیر :: در تله ای که برای دزدان گذاشته بود گیر کرد و مرد!!
9-کنت اریک :: با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد ولی دوستش جاخالی داد و او درون بخاری افتاد و مرد!!
10-بناپارت امریکایی :: پایش از زنجیر سگ زنش گیر کرد افتاد ومرد!!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راز خانه موریانه ها .:.:.
راز خلقت موریانه ( ساختمان لانه )
طبقه 2: خوابگاه تابستانی کارگران.
طبقه 3: اطاق نهار خوری تابستانی.
طبقه 4: انبار آذوقه.
طبقه 5: سرباز خانه.
طبقه 6: مقر تابستانی ملکه.
طبقه 7: انبار تره بار.
طبقه 8: آغل شته اسیر شده برای شیر دادن
طبقه 9: اطاق بچه ها.
طبقه 10: اطاق بازی.
طبقه 11: بیمارستان و تأسیسات پزشکی.
طبقه 12: خوابگاه زمستانی کارگران و گورستان.
طبقه 13: مقر زمستانی ملکه.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
[/align]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[align=center]ایا میدانید درهر ثانیه 1 بیلیون ترانزیستور ساخته می شود
ایا میدانید داوینچی همه چیز هایی را که طراحی کرد هیچ وقت نساخت
ایا میدانید مورچه غذایش را نمی جود بلکه ان را خورد و با اب دهانش خیس کرده و میخورد
ایا میدانید کوچکترین هواپیمای دنیا 80 گرم است و دو موتور 15 اسبی و نهایت سرعت 220km دارد
ایا میدانید نهنگ ها هم عاشق میشوند و در سفر ها با هم اواز دست جمعی میخوانند
ایا میدانید کرم ها از روی بو محیط شب و روز را تشخیص میدهند
ایا میدانید اثر انگشت دوقلوها 92% شبیه به هم است
ایا میدانید اثر انگشت خواهر و برادر 60% شبیه به هم است
ایا میدانید سرعت گردباد بین 300 تا 450 کیلومتر در ساعت است
ایا میدانید اگر همه مردم دنیا بر دوش هم میاستادند، بلندای آنها به 8 میلیون کیلومتر میرسید
ایا میدانید خورشید از فاصله صد هزار سال نوری هم دیده میشود
ایا میدانید داوینچی نابغه ایتالیایی 530 سال پیش هواپیما،هلیکوپتر،اتوبوس،ل باس غواسی را ساخته بود
ایا میدانید یسپر آمریکایی، 45 سال پیش از 31 کیلومتری خود را پایین پرت کرد و رکورد جهان را شکست
ایا میدانید ماده موثر كوكاكولا اسید فسفریك با pH برابر 2.8 است
ایا میدانید پروانه از 11 کیلومتری بو را حس میکند[/align]
[align=center]اب گرم زود تر از اب سرد یخ می زند.
اهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان کاربرد دارد.
۹۰درصد مردم در نیمکره شمالی زندگی می کنند.
بدن انسان برای حفظ تعادل خود در حال ایستادن از ۳۰۰عضله استفاده می کند.
چگالی زمین از دیگر سیارات بیشتر است.
هر فرد هنگام غذا خوردن به طور متوسط ۲۹۵بار عمل بلعیدن را انجام میدهد.
دوران حاملگی کرگردن ۴۹۰روز است.
عمر ملکه زنبور ها به ۱۰سال می رسد.
بزرگترین مروارید دنیا ۴/۶کیلو گرم وزن دارد.این مروارید حدود ۷۱ سال پیش در فیلیپین کشف شد و جالب است بدانید که این مروارید
گرد نیست.
هزار پا ها ۱۰۰۰۰گونه متفاوت دارند و هیچ کدامشان هم هزار پا ندارند.بیشترین پا متعلق به یک گونه است که در کالیفرنیا یافت می
شود و تعداد پا های ان به ۷۵۰عدد می رسد.
زنبور عسل یک قاشق کوچک عسل را از شهد ۲۰۰۰گل می سازد.
محققان حد متوسط عمر بشر را ۷۰سال می دانند که در این مدت انسان ۱۳سال حرف می زند.۶سال غذا می خورد و ۲۳ سال نیز
می خوابد.
نوزاد انسان تا هشت ماهگی دنیا را سیاه و سفید می بیند.
بدن انسان با پوشش شگفت انگیزی محافظت می شود .این پوشش پوست بدن می باشد که در هر ساعت ۳۰ میلیون میکروب روی
ان می نشیند و ۲۹ میلیون ان کشته می شود و پس از ۲ ساعت از این ۳۰ میلیون فقط ۷ هزار تای ان باقی می ماند.
انسان می تواند ۵۲ روز تنها با نوشیدن اب زنده بماند.
بدن انسان می تواند گرمای ۴۴تا۴۵درجه سانتی گراد را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند ۱۵۰تا
۱۶۰درجه حرارت را تحمل کند و بیشترین میزان سرما که بدن انسان قادر به ایستادگی در برابر ان است ۲۷درجه زیر صفر می
باشد.
بـــــــــــــــــــــــل ه ! :4:[/align]
[align=center]منشا اسامی کمپانیهای بزرگ
Adobe :
اسم رودخانه ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می كند.
Apple :
میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب بود و بنابراین اسم شركتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.
Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو (San Francisco) است كه یكی از بزرگترین شهرهای امریكا است.
Google :
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه تشكیل شده است از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن .
مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می كنند كه این موتور جستجو می تواند این تعداد اطلاعات (یك گوگل اطلاعات) را مورد پردازش قرار دهد.
Hotmail :
این سایت یكی از سرویس دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحات وب است.
هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الكترونیك به mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأكید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می نویسد.
HP :
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد.
این دو نفر برای اینكه شركت هیولد پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر – خط شدند و نتیجه هیولد پاكارد از آب در آمد.
Intel :
از آنجاییكه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند.
Lotus :
میچ كاپور مؤسس شركت كه هندی الاصل بود از حالت لوتوس كه یك اصطلاح مدیتیشن متعالی (T.M.) می باشد برای نامگذلزی شركتش استفاده كرد.
Mirosoft :
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوتر ها تأسیس كرد.
Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بی سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاییكه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد.
Oracle :
مؤسس شركت اوراكل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شركت روی پروژه ای برای CIA كار می كردند . این پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. ( اوراكل در اساطیر یونانی الهه الهام است. ) این دو نفر پس از پایان این پروژه شركتی تأسیس كرده و آن را به همین اسم نامگذاری كردند.
Red Hat :
مؤسس شركت آقای مارك اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری « درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده » بود.
Sony :
Sony از كلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است
SUN :
این شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network می باشد .
Xerox :
كلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود.
Yahoo:
این كلمه برای اولین بار در كتاب سفر های گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می كردند خودشان هم Yahoo هستند.[/align][hr]
[align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[/align][hr]
[align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
--------------------------------------------------------------------------------
خطاي ديد
به پاهای این دو نفر توجه کنید متوجه خطای دید می شوید
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
--------------------------------------------------------------------------------
زنان فداکاری که همه را شگفت زده کردند!
بر بالای تپه*ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی*و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:
افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می*کند.اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می*برند.
فرمانده دشمن به قلعه پیام می*فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.
پس از کمی*مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می*کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.
نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی*که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می*شدند بسیار تماشایی بود.
------------------------------------------------------------
[/align][hr]
[align=center]سوتي هاي خياباني در بازي هلند اروگوئه
سپلاتر که انگار توی زمستون نشسته، (کمی مکث می کند) در واقع توی زمستون نشسته. می دونید که الان در نیم کره جنوبی زمستونه و هوا هم سرد
_ نمایی از چهره ی فرلاند رو می بینید که داره فکر می کنه چطور می تونه به اوروگوئه گل بزنه!
_ هلند می دونه که اگر توی دفاع بمونه اوروگوئه تیمی نیست که توی دفاع بمونه(نمی دونم یعنی چی)
_ این بازیکن ناشناس اوروگوئه و کم شناس(!) اوروگوئه در واقع کسی اونو نمی شناسه و مشهور نیست!
_ حالا اوروگوئه توپ رو به هلند واگذار کرده تا میدان رو در اختیار داشته باشه (شرافتا عین جمله رو نقل کردم)
_ بازیکنان مصدوم حالا همگی یک به یک روی زمین افتادند
_ چمن و صورت و خون و همه چیز انگار اونجا هست
_ حالا هلندی ها انگار این بازیکن خطاکار رو بخشیدند
_ فکر می کنم حالا داریم صحنه ی گل رو از این زاویه می بینیم. در واقع از بالا
_ پرچم اوروگوئه که حالا روی صورت این طرفدار حک شده و ثبت شده و نقش شده...
_ اوروگوئه تقریبا(!) با سیستم 4-4-2 بازی می کنه
_ حالا ضد حمله برای تیم هلند خواهد بود. نه نخواهد بود
_ گفتم با خودکار بنویسید فینالیست رو. حالا پاکش کنید. فعلا یا هلند یا اوروگوئه یکی از فینالیستها خواهد بود
_ داور اعتقاد داره که با دست هل داده. اما به نظر می رسه کرنر اعلام کرده. در واقع این بازیکن هلند بود که همچین اعتقادی داشت.
_ اونا می تونن به گل دوم برن و برسن بهش
_ اولین جام جهانی رو اوروگوئه در فینال بوده و شاید آخرین جام جهانی رو هم در واقع منظور این جام جهانی رو هم در فینال باشن
_ تماشا گران هر دو تیم رو در دو سو میبینید. هلند و اوروگوئه. هنوز هیچکدام جرات(!) شادی صد در صد (!) رو ندارن
_ یک کار قشنگ می کنه الوارو این کارو خوب انجام می ده اشتباه می کنه...
_ ضربه ی آزاد برای تیم اوروگوئه اعلام می شه . این دروازه بان نگرانه و بیست و هفت سالشه
_ میلیونها نفر دارن این توپ رو نگاه می کنن شاید هم میلیاردها(!) نفر
_ از اول بازی همینطوری شلخته با اون یقه داره بازی می کنه
_ جای سوارز بازیکن کاریزماتیک(!) اوروگوئه خالیه
_ تیمی که داره دوباره در واقع داره سه باره به فینال می رسه
_ گل برای هلند. و حالا ورزشگاه کیپ تاون یکدست نارنجی پوش می شه
_ 9 بازیه که هلند نباخته یعنی اوروگوئه است که نباخته و حالا می بازه
_ به اونها اورنج الرت یا هشدار نارنجی یا چراغ خطر نارنجی میگن پرتقال کوکی(اسم من قلی اگر این بابا بدونه پرتقال کوکی چیه) هم می گن
_ و تماشاگران اوروگوئه که کم کم اشک به چشمان اونها به عنوان اشک غم(!) وارد می شه و ظاهر می شه و جاری می شه...(!)[/align]
[align=center]ترفند عجيب دختر 19ساله براي سرقت خودرو
گروه حوادث؛ دختر 19ساله يي که با ترفندي خاص دو خودرو را از چنگ صاحبان شان بيرون کشيده بود با انجام رديابي تلفني در قزوين به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل مردي 40 ساله که مدعي بود خودرواش توسط يک دختر جوان سرقت شده است به دادسراي ناحيه 27 تهران رفت و خواستار پيگيري ماجرا شد. او به اميراسماعيل رضوانفر رئيس شعبه چهارم دادياري گفت ديروز سوار بر خودروي پژو 206 خود از محل کار به خانه برمي گشتم. وقتي پشت يک چهارراه توقف کردم يک پرايد نيز که دختري جوان آن را مي راند کنار خودروي من متوقف شد. دختر جوان از من خواست شيشه ماشين را پايين بکشم. من که گمان مي کردم او کار مهمي دارد اين کار را انجام دادم اما او سر صحبت را با من باز کرد و تا چند لحظه قبل از سبز شدن چراغ راهنمايي با من صحبت کرد. او دختر بانشاط و پرانرژي بود و به همين دليل از او خوشم آمد. راننده پرايد پيشنهاد داد براي تنوع دقايقي خودروهايمان را با هم عوض کنيم. من هم قبول کردم. او بلافاصله مدارک پرايد و شماره تماسش را به من داد و ماشين هايمان را با هم عوض کرديم. همان لحظه هم چراغ سبز شد و هر دو به راه افتاديم. در بزرگراه به دنبال هم مي رانديم. اين کار هيجان زيادي داشت و هر دو از انجام حرکات مارپيچ لذت مي برديم. اما پس از دقايقي راننده پرايد از طريق يکي از خروجي هاي بزرگراه از مسير خارج شد و من نتوانستم دنبال او بروم. تا ساعت ها بزرگراه هاي اطراف را به دنبال دختر جوان گشتم اما او را پيدا نکردم. در پي اين اظهارات مدارک خودروي پرايد که در اختيار شاکي بود به دقت مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد اين اتومبيل مسروقه و دزديده شدن آن چند روز قبل به پليس گزارش شده است. بنابراين جرم دختر جوان براي پليس محرز و شماره تلفني که شاکي از او در اختيار داشت رديابي شد. کارشناسان مخابرات پس از انجام بررسي هاي تخصصي اعلام کردند از تلفن همراه مورد نظر در قزوين استفاده مي شود. به همين علت گروهي از ماموران براي دستگيري سارق جوان رهسپار اين شهر شدند و با مشخص شدن مکان دقيق حضور متهم وي را دستگير و به تهران منتقل کردند. پس از انجام بازجويي هاي مقدماتي از متهم که بهنوش نام دارد و 19ساله است وي صبح ديروز به دادسراي ناحيه 27 انتقال يافت و از سوي داديار پرونده تحت بازجويي قرار گرفت. بهنوش همان ابتدا اتهام سرقت دو دستگاه خودرو را پذيرفت و انگيزه اش را از سرقت نياز مالي اعلام کرد. او که دانشجوي سال اول رشته معماري است در اين باره گفت؛ چند روز بود که نياز شديدي به پول داشتم اما هر راهي را که انتخاب کردم فايده يي نداشت. هيچ يک از دوستان و نزديکانم نيز حاضر نشدند به من قرض بدهند. تا اينکه تصميم گرفتم خودم دست به کار شوم. چند روز قبل به تهران آمدم تا از طريق سرقت خودرو پول مورد نيازم را تامين کنم. متهم ادامه داد؛ در حالي که هنوز هيچ طرح و نقشه يي نداشتم و کنار خيابان ايستاده بودم يک خودروي پرايد مقابلم توقف کرد و از من خواست سوار ماشين شوم. من هم پس از چند دقيقه فکري به ذهنم خطور کرد و سوار پرايد شدم. ساعتي در خيابان ها پرسه زديم تا اينکه به بهانه تشنگي از راننده که مرد جواني بود خواستم برايم آبميوه بخرد. راننده هم که از نقشه ام بي اطلاع بود بدون آنکه سوئيچ ماشين را بردارد مرا در خودرواش تنها گذاشت و وارد آبميوه فروشي شد. من که فرصت را مناسب ديده بودم پشت فرمان نشستم و فرار کردم. متهم جوان در مورد سرقت پژو 206 نيز گفت؛ چند روزي با پرايد در تهران بودم تا اينکه ديدن ماشين هاي مدل بالا من را به اين فکر انداخت تا پرايد را با خودروي بهتري عوض کنم. چند ساعتي دنبال گزينه مورد نظرم گشتم تا اينکه پشت يک چراغ قرمز به پژو 206 برخوردم و با چرب زباني توجه راننده را به خود جلب کردم و از او خواستم ماشين هايمان را با هم عوض کنيم. او هم به آساني فريبم را خورد و به اين ترتيب من نقشه ام را با موفقيت اجرا کردم و قصد داشتم ماشين را بفروشم. به دنبال اعترافات متهم وي به اتهام دو فقره سرقت خودرو با قرار قانوني روانه زندان شد و پرونده براي تکميل تحقيقات در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
----------------------------------------------------
يك ماجراي عجيب در زندان زنان
قتل در زندان زنان پيش از اين، از جمله مواردي بود كه به نظر مي*رسيد رنگ واقعيت به خود نخواهد گرفت، اما اين*بار اين اصطلاح رنگ واقعيت به خود گرفت و 5 زن در زندان زنان مرتكب قتل شدند. عاقبت تلخ و سياه اين 5 زن بسيار شباهت به داستان دارد وبه نظر نمي*رسد اين همه سياهي در واقعيت هم رخ دهد. پرونده قتل در زندان زنان رجايي شهر 4 سال قبل تشكيل شد و انتظار مي*رفت مانند پرونده*هاي ديگر به نتيجه برسد اما چه شد كه 4 سال اين پرونده طول كشيد و هنوز هم حكمي در مورد آن صادر نشده است.
علي عطار* به*عنوان نماينده دادستان تهران درباره قتلي كه در زندان زنان اتفاق افتاده، *مي*گويد: اين پرونده در ابتداي تشكيل 5 متهم داشت كه همه آنها در زندان بودند.
مطابق گزارش پرونده، هديه مقتوله پرونده به جرم حمل مواد مخدر در زندان بوده است كه به دست 5 تن از زندانيان زن به قتل مي*رسد. بعد از قتل، ماموران 5 نفري را كه همراه او در سلول بودند دستگير كرده و پرونده*اي براي آنها تشكيل مي*شود و موقتا به قسمت ديگري از زندان فرستاده مي*شوند تا تحقيقات از آنها كامل شود.
وي ادامه مي*دهد: بررسي*هاي اوليه حاكي از آن بود كه چهار نفر در قتل مشاركت و يك نفر معاونت داشته است. به اين ترتيب كه فرشته، آزيتا، سحر و مينا مشاركت در قتل داشته و ضمن زدن چاقو بر بدن هديه او را خفه كرده*اند، اما يك نفر به نام شهلا معاونت در قتل داشته است و به گفته متهمان اين شهلا بوده كه دستور قتل را صادر كرده است. با توجه به اين يافته*ها و تكميل تحقيقات از متهمان، پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
زماني كه رسيدگي به اين پرونده آغاز شد قاضي دادگاه اعلام كرد به خاطر اين*كه ولي دم در اين پرونده مشخص نيست بنابراين پرونده نقص دارد. البته زماني كه پرونده براي برطرف شدن نقص به دادستاني كرج بازگردانده شد، خبر رسيد 2 نفر از متهمان خودكشي كرده*اند. آزيتا و مينا دو متهمي بودند كه خودكشي كردند و ساير متهمان همچنان هستند. عطار در مورد اين*كه درباره مرگ اين افراد تحقيقات لازم شده است يا نه مي*گويد: تحقيقات زيادي در مورد آنها انجام گرفت و حتي دادگاه از دادستان كرج خواست در صورت اثبات خودكشي در مورد انگيزه آن تحقيقات لازم انجام گيرد و دادستان نيز اين كار را انجام داد.
ظاهرا آن 2 نفر به دليل عذاب*وجدان شديدي كه دچار آن شده بودند دست به خودكشي زده*اند. پرونده ديگري نيز در دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي شد كه گفته مي*شود موضوع آن قتل بوده و يكي از متهمان اين پرونده در آن قتل نيز شركت داشته است. عطار در اين باره مي*گويد: در آن پرونده مقتوله و يكي از متهمان اين پرونده با هم مرتكب قتل شدند. مقتوله كه متهم بوده كشته شده و همدستش در اين پرونده نيز متهم است. به گفته خود متهم در آن پرونده اين فرد موفق به جلب رضايت شده است اما در اين پرونده معلوم نيست با توجه به اين*كه ولي دم نيز حضور ندارد دادستان كه در واقع به عنوان ولي دم تقاضاي قصاص كرده است چه تصميمي بگيرد.
وي ادامه مي*دهد: هر 4 نفري كه اتهام مشاركت در قتل در اين پرونده دارند افرادي بودند كه سابقه داشته و در زندان چندين بار خلاف كرده*اند. آنها همگي زنان جواني هستند و به نظر نمي*رسد تجربه آنها در زندگي زياد باشد. متاسفانه بي*تجربگي و تنهايي اين زنان باعث شده آنها به سمت خلاف كشيده شده و درتنهايي رنج مي*برند.
تصميم گرفتيم واقعيت را بگوييم
سحر يكي از متهمان پرونده است كه مي*گويد با تحريك شهلا دست به اين قتل زده است. او زني جوان اما بشدت عصبي است و مي*گويد: گاهي آنقدر عصبي مي*شوم كه ديگر كنترلي بر اعصابم ندارم. من را به جرم حمل مواد مخدر به زندان برده بودند.
مدت*زمان طولاني نبود كه در زندان بودم. در آنجا كم*كم با شهلا آشنا شدم و بعد هم كه او مرا گرفتار چنين مصيبت بزرگي كرد.
سحر روزهاي سختي را در زندان گذرانده است و مي*گويد براي تحمل اين روز*ها به سيگار روي آورده و از آنجا بود كه كم*كم با شهلا آشنا شد. وي ادامه مي*دهد: كسي را نداشتم كه با او تماس بگيرم و كمك بخواهم هر روز حالم بدتر از قبل مي*شد. مادرم را دوست داشتم اما نمي*توانستم به سمت او بروم. چه روزهاي سختي بود. كم*كم به پيشنهاد هم بندي*هايم به سيگار روي آوردم. مي*گفتند تسكين مي*دهد البته من را تسكين نمي*داد اما به آن عادت كردم و هر بار كه عصبي مي*شدم سيگار مي*كشيدم. آنقدر فشار بر من وارد مي*شد كه برايم غيرقابل تحمل بود. كم*كم كارم به دارو كشيد. روانپزشك زندان داروهاي آرام بخش به من مي*داد.
سحر 22 سال بيشتر ندارد اما چهره شكسته*اش خبر از تحمل رنج*هاي زيادي مي*دهد. او مي*گويد: وقتي شهلا را به بند ما آوردند شايع شد كه او زن بسيار پولداري است. خودش هم از اين*كه در موردش چنين حرف*هايي مي*زنند ناراحت نمي*شد. بعد هم گروهي تشكيل داد. من هم عضو آن گروه بودم. شهلا به من مي*گفت اگر مي*خواهيد در زندان راحت باشيد با من همراه شويد. من هم كه در زندان پولي نداشتم و نياز داشتم پولي به دست آورم عضو گروه او شدم. هر كاري مي*خواست برايش مي*كرديم و پول مي*گرفتيم. او واقعا يك شيطان است.روز حادثه روز تلخي براي اين دختر جوان بوده است.
او در اين باره مي*گويد: به خاطر خلاف*هاي زيادي كه كرده بوديم ما را به زندان رجايي شهر منتقل كردند. در بند تنبيهي بوديم كه شهلا به ما گفت هديه دختر شري شده است. درست هم مي*گفت هديه حاضر نبود به حرف*هاي او گوش كند. او مي*خواست با افراد ديگري دوست شود. شهلا فكر مي*كرد قدرت مطلق زندان است و مي*گفت هرطور شده است هديه را باز مي*گرداند و وقتي نتوانست اين كار را بكند فرمان قتلش را صادر كرد. او به ما گفته بود كه پول زيادي مي*دهد و برايمان وكيل مي*گيرد تا ما بتوانيم از اين اتفاق رهايي يابيم. ما هم قبول كرديم. قبلا هم اين اتفاق افتاده بود. هديه با فرد ديگري به دستور شهلا اقدام به قتل كرده بود البته در آن پرونده مشخص نشد كه شهلا آمر بوده است و اين موضوع باعث شد كه شهلا باز هم تحريك شود. فكر مي*كرد اين بار هم گير نمي*افتد اما ما تصميم گرفتيم واقعيت را بگوييم.
پشيمان هستم
فرشته يكي ديگر از متهمان **اين پرونده است. او *همدست ديگرش شهلا را عامل اصلي اين اتفاقات مي*داند.
گفتگوي ما را با او بخوانيد .
چند سال است در زندان هستي؟
قرار بود 6 ماه در زندان باشم اما 4 سال است كه اينجا هستم و ديگر نمي*دانم چه زماني آزاد مي*شوم.
چرا زنداني شدي؟
از خانه فرار كرده بودم. شوهرم را دوست نداشتم و خانواده*ام هم من را مجبور مي*كردند كه به خانه*اش بروم بعد هم معتاد شدم و ازخانه فرار كردم.
فرزند هم داري؟
بله 2 پسر دارم كه فقط خدا مي*داند چقدر دلم برايشان تنگ شده است.
پس چرا از خانه فرار كردي؟
چاره*اي نداشتم، تنها راهم بود. من معتاد شده بودم و خانواده*ام مرا قبول نمي*كردند.
حالا كه سابقه زندان داري فكر مي*كني همسر و فرزندانت تو را قبول كنند؟
آنها نمي*دانند كه من در زندان هستم و فكر مي*كنند دلم نمي*خواهد دوباره به خانه برگردم. خانواده*ام اجازه ندادند كه آنها متوجه اين ماجرا شوند. دلم خيلي هواي خانه*ام را كرده است.
چرا همسرت را دوست نداشتي؟
ازدواج ما از همان ابتدا هم ازدواجي اجباري بود. من او را دوست نداشتم و از اين*كه با مردي كه دوستش نداشتم زندگي مي*كردم خيلي آزار مي*ديدم، اما حالا كه خوب فكر مي*كنم مي*بينم بايد بيشتر در اين*باره فكر مي*كردم.
شهلا در اين ماجرا چه نقشي دارد .
به دستور شهلا اين كار را كردم. فكر مي*كردم اگر اين كار را بكنم شهلا به قول*هايي كه داده است عمل مي*كند و از طريق وكلايش كاري مي*كند تا من زودتر آزاد شوم و به خانه*ام بروم اما او پشت من را خالي كرد و بعد هم مرا در مخمصه*اي انداخت كه ديگر نتوانستم از آن رهايي يابم.
هديه را چرا كشتي، شما كه خيلي با هم دوست بوديد؟
مقصر شهلا بود. او به من گفت اگر هديه را نكشي ديگر از تو حمايت نمي*كنم و كارهايي را كه گفته*ام برايت انجام نمي*دهم. او گفت چون شما 4 نفر هستيد بنابراين نمي*توان گفت كه چه كسي اين قتل را انجام داده و قصاص هم نمي*شويد. من هم قبول كردم.
دو نفر* از هم*جرمان شما* خودكشي كردند، چرا دست به
چنين*كاري زدند؟
به خاطر فشاري كه شهلا به آنها وارد كرده بود دست به چنين كاري زدند. شهلا مي*گفت شما چاقو زديد بنابراين قاتل هستيد. او آنقدر به آنها فشار آورد كه ديگر نتوانستند ادامه دهند وخود را در سلول*هايشان به دار آويختند.
تو زمان قتل چه مي*كردي؟
من كاري نكردم. وقتي وارد سلول شدم تا او را بكشم يكباره فرزندانم جلوي چشمم آمدند و نتوانستم كاري بكنم و برگشتم.
پشيمان نيستي؟
آنقدر از كارهايم پشيمان هستم كه واقعا نمي*دانم چه كنم و چطور آنها را جبران كنم. از خداوند مي*خواهم كه مرا ببخشد و كمكم كند. من در پرونده قبلي توانستم رضايت اولياي دم را جلب كنم و به آنها ديه بپردازم.
از خداوند مي*خواهم كه كمكم كند در اين پرونده نيز اين كار را بكنم و دوباره به زندگي بازگردم. من خيلي دلم براي بچه*هايم تنگ شده است و مي*خواهم از اين به بعد براي آنها مادر خوبي باشم.
----------------------------------------------------------------
1.اگر زنی سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
2.اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
3.اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار میکنند!
4.اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر
و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
5.تحصیلات زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینن
6.تربیت کودکان
در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.
7. اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد
(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد
میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
8.یک دختر 18 ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
9.تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره
در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرم بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!
10.زنی به شوهرش خیانت کرد....
در امریکا: طلاق ....
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم
---------------------------------------------------------
کشاورز فقیری اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت .یك روز، در حالی كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقی در آن نزدیكی صدای درخواست كمك را شنید، وسایلش را بر روی زمین انداخت و به سمت باتلاق دوید.پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فریاد می زد و تلاش می كرد تا خودش را آزاد كند. فارمر فلمینگ او را از مرگی تدریجی و وحشتناك نجات می دهد.
روز بعد، كالسكه ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد كه فارمر فلمینگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: " می خواهم جبران كنم ". "شما زندگی پسرم را نجات دادی".
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمی توانم برای كاری كه انجام داده ام پولی بگیرم". پیشنهادش را نمی پذیرد. در همین لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.
اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"
كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"
با هم معامله می كنیم. اجازه بدهید او را همراه خودم ببرم تا تحصیل كند. اگر شبیه پدرش باشد، به مردی تبدیل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهی كرد.
پسر فارمر فلمینگ از دانشكده پزشكی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد.
همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمینگ كاشف پنسیلین مشهور شد.
سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد.
چه چیزی نجاتش داد؟
پنسیلین
----------------------------------------
[/align]
به غضنفر می گین یــو اس ای مخفف چیه ؟
غضنفر می ** ینجه صادراتی اردبیل:12:
[align=center]زيبا ترين و عجيب ترين جاده هاي جهان .:.:.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
------------------------------------------------------------------------------------------
ساختمان عجيب .:.:.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اونجا با چه چيزايي حال ميكنن ما هم داريم با برج ميلاد حال ميكنيم[/align][hr]
[align=center]عجيب ترين كفش ها .:.:.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
----------------------------------------------------------------------------------------
نقاشي هاي ديواري جالب
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
-----------------------------------------------------------------[/align][hr]
[align=center]زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.[/align]
دوست دختر عضنفر بهش میگه عزیزم خیلی باید خرجم کنی تا زنت بشم. عضنفراز فرداش شروع میکنه به خر جمع کردن
یه لره داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز! ازش می پرسن چرا این جوری دعا می*کنی؟
می ** دارم شکسته نفسی می کنم
به غضنفر ميگن : کدوم حيوونيه که آدمو صبح براي نماز از خواب بيدار ميکنه ؟
طرف میگه: بابام
از غضنفر میپرسن دوستداشتی جای خدا بودی
می **: نه می گن: چرا؟ می **: چون جای پیشرفت نداره
ترکه با دوست دخترش قرار داشت تو راه اسهال میگیره میرینه تو شلوارش ... بعد واسه از بين بردن بوش يه شيشه عطر گل ياس میزنه به خودش ...در حين ملاقات از دختره می پرسه از عطری که زدم خوشت میاد دختره میگه بوي عجیبی داره انگار يه نفر زیر درخت یاس ریده .
ترک از طرف میپرسه: کجا به دنیا آمدی؟ طرف میگه بیمارستان ! ترک میگه: آخی...چرا ؟؟ مریض بودی؟
از ترک می*پرسن: عاشورا چه روزی ؟ میگه: روزه جهانی قیمه!!
ترکه با پسرش میره دزدی. در حال دزدی بودن که صاحبخانه بیدار میشه. تا میان فرار کنن صاحبخانه میگه کره خر وایسا کجا فرار میکنی ؟ بچه به باباش میگه : بابا من لو رفتم . تو در رو
غضنفرمیاد تهران و یه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید
کریم خان میرید؟ ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که می*ترکید
يه نفر باباش آتيش مي گيره مي ميره .سردر مغازش مي نويسه به علت پدر سوختگي تا اطلاع ثانوي تعطيل مي باشد
از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه ؟ ميگه روزي كه ميريم براي 13 بدر جا مي گيريم[hr]
دیروز کلی انتظار کشیدم نیومدی امروز التماس کردم بازم نیومدی، می*ترسم فردا چشمامو پر از اشک کنی و باز نیای. چه بد دردیه یبوست
غضنفر زنش رو طلاق می*ده همه بهش میگن: بابا، طلا خانوم که زن خوبی بود چرا طلاقش دادی*؟ یارو با عصبانیت می*گه غلط کرده. تازه فهمیدم که چقدر عوضی بود . دیروز بازار بودم همه می*گفتن: طلا کشیده پائین
غضنفر واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات مي*كرده. خلاصه هركي رد مي*شده، يك خرما برمي*داشته و يك صلوات مي*فرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست مي*كنه يك مشت خرما برمي*داره، يكي دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده
يكي با زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمي زدند. زنه وقتي شب ميره بخوابه، یه يادداشت برا شوهرش مي گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، مي بينه براش یه يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه ساعت شیشه
یه روز یه دختر زشت به دوست پسرش میگه شباهت من با خورشید چیه؟ پسره میگه به 2 تاتون نمیشه مستقیم نگاه کرد
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند. من همین الان۱۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار برنده شدم . زن ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه.مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو
غضنفر میره کله پاچه فروشی،طرف میگه آقا چشم بذارم؟؟؟
غضنفر میگه بزار منم میرم قایم میشم
سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان همطبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم[hr]
به نظرتان احساساتي هستيد يا منطقي؟؟؟؟
تا حالا متوجه اين موضوع شديد؟ شايد فکر شما با اون چيزي که هستيد متفاوت باشه.
براي فهميدن اين موضوع كه واقعا احساساتي هستيد يا منطقي، فقط کافيه چند لحظه وقت بذاريد.
يک تست کوتاه اما جالب:
ابتدا براي چند لحظه به کف دستتان نگاه کنيد.
و پس از آن به ناخن*هاي همان دستتان نگاه کنيد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگر براي ديدن ناخن*هايتان دستتان را برگردانديد و ناخن*ها را نگاه کرديد؛ گفته مي*شود که انساني بيشتر منطقي هستيد...
ولي اگر براي ديدن ناخن*هايتان در همان حال که کف دستتان مقابل شما است، انگشتانتان را خم کرديد و به ناخن هايتان نگاه کرديد، بيشتر بر احساس*تان تكيه داريد...