گفت و گویی متفاوت با شُش خط میانی " ژابي آلونسو "
ژابي آلونسو از آن دست بازيكناني است كه نه تنها به خاطر سبك فوتبال بازي كردن ، بلكه به خاطر شخصيت خاص و قابل احترام خود ، محبوبيت ويژه اي دارد . او چه در زندگي ورزشي و چه در زندگي شخصي ، هميشه احترام متقابل و مسئوليت پذيري را سرلوحه كار خود قرار داده است . اين بازيكن كاملا با شخصيت خود ارزشهاي رئال مادريد را احيا مي كند . شماره 14 رئال مادريد ، ميهمان ويژه پرنامه پنجشنبه شب هاي رئال مادريد تي وي است كه اعتقاد دارد كه "هر بازيكني براي كامل شدن ، بايد در رئال مادريد بازي كند . "
"Other Side" از رد هات چيلي پپرز ، يكي از آهنگ هاي محبوب ژابي آلونسوست .
هميشه رد هات را دوست داشته ام . نوار 'Californication' را خريدم و از آن زمان آهنگ هايشان را دوست داشتم .
زياد به كنسرت مي روي ؟
بله ، دوست دارم . هر از چند گاهي اگر فرصتش پيش بيايد ، اين كار را خواهم كرد .
چه كنسرتي را فراموش نمي كني ؟
چند تايي بوده است .يكي از بهترين هايش مربوط به آندرس كالامارو در تئاتر ويكتوريا يوخنيا در سن سباستين بود . بعد از آن كولد پلي را در ليورپول ديدم و خيلي دوست داشتم و در اين جا هم خواكين سابينا .
خوزه مورينيو گفت كه از زمان آمدنش از خانه به تمرينات و بالعكس ، موسيقي گوش مي دهد . ژابي آلونسو هم خيلي موسيفي را دوست دارد ؟
بله ، من معمولا آهنگ گوش مي دهم ، همين طور راديو . گوش دادن به موزيك را دوست دارم چرا كه خيلي برايم لذت بخش است .
ژابي آلونسو بر خلاف خيلي ترجيح مي دهد كه در مركز شهر زندگي كند تا حومه ، چرا ؟
از بچگي هميشه نزديك به مركز سن سباستين بودم . هميشه دوست داشتم كه در ميانه ها باشد . در ليورپول هم همين طور بود . در مادريد دوست دارم كه به همراه همسرم شهر را به خوبي بشناسيم و اكنون خيلي راضي هستيم .
از چه چيز مادريد بيشتر خوشت مي آيد ؟
خيلي جامع و كامل است . افراد زيادي از خارج هستند كه در اين جا زيندگي راحتي دارند . رستوران ها و اماكن فرهنگي زيادي دارد . مردم دوست دارند كه در خيابان قدم بزنند و اين قضيه به شهر سرزندگي مي بخشد . علاوه بر آنها در اين شهر دعوا و درگيري مفهومي ندارد و من اين را مي پسندم .
پيش از پيوستن به رئال هم از مادريد ديدن كرده بودي ؟
آن را مي شناختم . سن سباستين نزديك است و چند باري از فرصتهايم براي سفر به اين جا استفاده كردم .
هميشه به تمجيد از لندن پرداخته اي ...
من در ليورپول زندگي مي كردم اما لندن يك شهر خاص است . خيلي پر عزمت است و مي تواني در آن هر كاري كه بخواهي انجام دهي . هميشه دوستش داشته ام .
يك شهر بايد چه داشته باشد تا ژابي آلونسو آن را بزرگ بداند ؟
به اندازه اش نيست ، به امكانات است . در مادريد خيلي راحت هستم اما شهر من سن سباستين است . خيلي باحال تر است و هر چيزي در آن در دسترس است . بايد كوه و دريا هم داشته باشد .
براي سن سباستين دلت تنگ نشده ؟*جايي كه اصالتت از آن بر مي خيزد ...
اصالت من مربوط به آن جاست و خوشبختانه اكنون به ان خيلي نزديك هستم . معمولا هر لحظه به آن جا مي روم .
امسال در زمان گرفتن طبل طلا خيلي هيجان زده به نظر مي رسيدي ...
در آن جا جايزه بسيار خاصي است . در بچگي فكر مي كردم كه اين بزرگترين جايزه ايست كه يك نفر مي تواند دريافت كند . نه نوبل ، نه پوليتزر و نه اسكار . خوشبختانه امسال به آن رسيدم و در يك روز هيجان انگيز به ان افتخار زيادي كردم .
ژابي آلونسو در بچگي چطوري بود ؟
بچه خوبي بودم اما كمي شيطنت مي كردم . زياد شوخي مي كردم اما وقتي كه بايد مسئوليتي را مي پذيرفتم ، اين كار را مي كردم .
بزرگترين شيطنتي كه يادت است ؟
با برادرم كارها زيادي كرديم . يادم است كه وقتي به خانه مادر بزرگم مي رفتيم ، به ماشين هايي كه عبور مي كردند سنگ مي انداختيم و يك روز يكي از راننده هاي پياده شد ، ما را گرفت و نزد مادر بزرگمان برد كه خيلي بد شد .
بعد از ظهرهايت در سواحل لا كونچا را به ياد داري ؟
تابستان هاي زيادي را در آن جا مي گذرانديم . رسم بود كه تمام مدارس فوتبالشان را در آنجا برگزار مي كردند . آرتتا ، برادرم ، ايرائولا ، دي پدرو و خيلي هاي ديگر از آن جا شروع كردم .
با آرتتا خيلي رفيق هستي ، چون كه بچه محل بوديد .
خيلي نزديك هم بوديم و با يكديگر فوتبال ، هندبال و تنيس بازي مي كرديم .
با پدرت ، پريكو آلونسوي بزرگ هم بازي مي كردي ؟
بله ، هر چيزي بازي مي كرديم ، نه فقط فوتبال بلكه با او و رفقا هندبال ، تنيس، اسكيت ، موتورسواري ، بدمينتون و ... بازي مي كرديم .
پسر يك فوتباليست بودن مشكل بود ؟
براي من هيچ وقت نه ضعف بوده و نه قوت . خيلي عادي بوديم . پدر بزرگ ما ، بازيكن و مربي بود . اين قضيه باعث شد كه فوتباليست بودن پدر طبيعي تر شود و هيچ فشاري در هيچ زماني روي ما نباشد و توجهي به حرفهاي مردم نداشت هباشيم .
پدرت دوست داشت كه بچه هايش فوتباليست شوند ؟
فكر نكنم . او مي خواست كه در كاري كه انجام مي دهيم خوشبخت و سربلند باشيم . در خانه ، به خصوص مادرم روي اين چيزها خيلي بيشتر حواسش جمع بود . مي گفت كه اول تحصيل . يادم است كه مي گفت كه اگر يك بار تجديد شوم ، بايد قيد فوتبال را بزنم . نمي دانم كه بهتر شد يا بدتر اما معمولا خوب بودم .
پس به نظر مي رسيد كه دانش آموز خوبي هستي ،
خب ، به همه چيز مي رسيدم .
پدرت بازيكن و مربي چند تيم بود ، اين قضيه برايت ارزشمند بود نه ؟
بله اين قضيه باعث مي شد كه چيزهاي زيادي ياد بگيرم . خيلي راحت با حرفه اي شدن كنار آمدم چرا كه با اين سبك زندگي از بچگي خو گرفته بودم . خوشحال بودم كه مي توانستم كه با پدرم زندگي كنم . او مي گفت :" ژابي ، نسل جديد ، دوران جديد و حالا همه چيز از آن توست . "
در بچگي زياد به راديو گوش مي دادي ...
بله ، پدرم مربي تيم بيساين در دسته سه بود و وقتي در خارج از خانه بازي مي كرد ، من ، برادرانم و مادرم ، به راديو گوش مي داديم تا شرايطش را بفهميم .
ژابي آلونسو در 16 سالگي براي يادگيري انگليسي به ايرلند رفت ...
اين كه خودم رفتم يا به من گفته شد كه بروم يادم نيست (مي خندد) يادگيري در يك مدرسه زبان خيلي عالي بود و من يك ماه خوب را در آن جا سپري كردم و از ايرلندي ها خيلي ممنونم . آنها مردمي روراست و با شخصيت هستند و به اصالت خود افتخار مي كنند . براي من خيلي خوب بود ، نه تنها به خاطر يادگيري انگليسي ، چرا كه زياد چيزي ياد نگرفتم اما توانستم كه كشور جديدي را بشناسم .
در آن جا فوتبال اسكاتلندي هم رايج است ؟
بله اما ربطي به فوتبال ما ندارد . بيش از آن كه بازي كني بايد بتواني كه در طول زمين بدوي .
اولين روزهايت به عنوان فوتباليست در آنتيگوكو را چطور به ياد داري ؟
اين يك باشگاه حرفه اي نبود اما افراد باشگاه بسيار حرفه اي و اخلافمدار بودم . با آن همه تلاشي كه مي كردند از حرفه اي ها هم بالاتر بودند . خوش شانس بوديم كه توانسته بوديم كه يك سري كودك كه بسيار با هم رفيق هستيم را دور هم جمع كنيم ، خوب بازي مي كرديم و مي توانستيم كه با تيمهايي همچون سوسيه داد و اتلتيك رفابت كنيم . خيلي جو در آن جا صميمي بود .
از آن گروه بچه ها ، چه كسي به جز ژابي توانست كه مطرح شود ؟
آرتتا ، آدوريز ، ايرائولا ، برادرم و .. واقعا فوق العاده بود كه يك باشگاه محلي بتواند كه دو ، سه نسل را با بازيكنان خوب و در سطح جهاني معرفي كند .
از زمان پيوستنت در رئال سوسيه داد چه به ياد داري ؟
در دومين سالدر آن تيم جوان خارق العاده كار كرديم . فقط دو امتياز تا قهرماني ليگ فاصله داشتيم . در جام حذفي هم توانستيم كه سلتا و والنسيا را حذف كنيم و البته توسط رئال مادريد در زمين تمرين سابق ، حذف شديم . فصل شگفت انگيزي بود و باشگاه هاي حرفه اي به سراغ ما آمدند .يكي از اين پيشنهاد ها سوسيه داد بود كه ترديدي در پيوستن به آن نداشتم و به تيمهاي پايه رئال سوسيه داد ملحق شدم .
و اولين بازي براي سوسيه داد در برابر لاگرونيس بود .
اولين بازيها فراموش نشدني هستند . بازي كردن در خانه با تيم محبوبت در مقابل دوستان ، خانواده و هواداران خيلي خاص است . هميشه اين تيم را دوست خواهم داشت .
چه تعداد از پيراهن هاي خودت يا حريفانت را در ويترينت جمع كرده اي ؟
پيراهن هاي خودم در هر تيمي را با شكل هاي مختلفش دارم و پيراهن بعضي بازيكنان حريف را هم جمع كردم . وقتي در مقابل بازيكني كه برايش احترام قائلم و تحسينش مي كنم بازي مي كنم ، دوست دارم كه پيراهنش را جمع كنم . خيلي دارم اما چند تايش را خيلي بيشتر دوست دارم . زيدان ، شيرر ، روي كين ، اسكولز ، ندود و ... پدرم هم يك جمعه بزرگ پيراهن دارم و برادرم هم توانسته كه پيراهن پيراهن هاي مارادونا ، شوستر ، زيكو و ... را جمع كند . احتمالا در آينده هم پسرم ، خون همين كار را خواهد كرد .
مدتي به ايبار رفتي ، درست است ؟
بله .
قرضي در آن جا بازي كردي ، سخت بود ؟
كمي . 18 ساله بودم و تا پيش از آن فقط با بچه هاي هم سن و سال خودم بازي كرده بودم اما در آن جا افرادي حرفه اي و پخته با 28 يا 30 سال سن بودند و مي توانستم كه درسهايي بگيرم . علاوه بر آن در ايبار افراد سختكوشي در بيرون و درون زمين بودند . افرادي بودند كه روز هشت ساعت تمرين مي كردند ، از آن جا استقامت را ياد گرفتم .
بعد به سوسيه داد برگشتي و يك فصل فوق العاده را داشتي .
وقتي برگشتم كه تيم در شرايط سختي بود و براي بقا مي جنگيد . اين بازيها مشكل هستند و باعث مي شوند كه زودتر پيشرفت كني . بعد از آ» ، يك فصل فوق العاده را داشتيم و با رئال مادريد براي قهرماني ليگ رقابت مي كرديم . آن روزها را هميشه در قلبم خواهم داشت .
به ليورپول برسيم . يك جهش بزرگ ..
براي فوتبالدوستان ، آنفيلد يكي از رويايي ترين استاديوم هاست . تلفيقي از سنت ها و احترام به ارزشها با يك تاريخچه درخشان و لحظاتي تاريك . اين استاديوم خيلي قابل احترام است و باعث مي شود كه بتواني كه ديد ديگري به فوتبال پيدا كني . اين تيم خيلي به من كمك كرد و درس هاي زيادي گرفتم ، دوره تاثيرگذاري بود .
مي تواني بگويي كه وقتي يك بازيكن ليورپول وقتي "You'll never walk alone" را مي شنود چه حسي دارد ؟
به نظرم اين شعار مربوط به زماني است كه بازيكنان وارد زمين مي شوند . يك بازيكن ليورپول هميشه حمايت هوادارانش را حس مي كند . اين استاديوم يكي از بزرگترين ها ، زيباترين ها و شيك ترين هاست . انگيزه مي گيري تا در آن بازي كني . هواداران خيلي پرشور و با انرژي هستند .
قهرمان اروپا شدي ...
در همان سال اول قهرمان چمپيونزليگ شدم . با خود گفتم :" بهتر از اين نمي شد ."
چه خاطراتي از لحظات بعد و قبل از فينال داري ؟
احساسات عجيب و غريبي داشتيم . بين دو نيمه با اين كه 3-0 باخته بوديم ، با خود گفتيم كه ما مي توانيم . غيرممكن به نظر مي رسيد اما به زمين آمديم و سه گل زديم و با ميلان كه تيم بزرگي بود مساوي كرديم . بعد از آن يرژي عالي بود و توانست كه پنالتي هاي خوبي بگيرد . سورپرايز شديم . يكي از به ياد ماندني ترين قهرماني هاي اروپايي در تاريخ بود .
در 5 آگوست 2009 به رئال مادريد ملحق شدي . جرارد گفت كه ليورپول با رفتن ژابي آلونسو نابود شد .
در آن لحظه احساس كردم كه نياز به چالش جديدي دارم . اين فرصت را داشتم كه به رئال مادريد بيايم و چه چالشي بهتر از آن . پروژه هيجان انگيزي بود و من خيلي به آن جلب شدم . وقتي همه چيز تمام شد خيلي راضي بودم . باعث افتخارم بود كه توانستم كه گامي به سمت شروه دوره جديد بردارم .
وقتي قراردادت نهايي شد خيلي سريع به مادريد آمدي ..
در ليورپول بودم تا براي يك بازي دوستانه به كپنهاگ سفر كنيم كه گفتند بروم .
چرا رئال مادريد ؟
چون از بچگي به رئال مادريد با علافه خاصي نگاه مي كرديم ، به بازيكنان بزرگي كه در اين جا بودند و با تاريخچه اين باشگاه مي دانستم كه بازي كردن در برنابئو چه احساسي دارد . هر بازيكني دوست دارد كه در تيمي همچون رئال مادريد بازي كند . براي من يك فرصت فوق العاده در يك زمان فوق العاده بود و من از اين انتخاب خيلي راضي هستم .
آن شب را به ياد داري ؟
در آن شب با خشنودي فراواني خوابيدم . از اين كه به چنين باشگاه بزرگي پيوسته بودم خيلي هيجان زده بودم .
اولين كسي كه به تو زنگ زد تا در مورد اين خبر با تو صحبت كند ، چه كسي بود .
همسرم ، ناگوره چرا كه در آن تابستان شرايط مشكلي داشتيم . بعد از آن والدينم . همه خوشحال بودند .
و به برنابئو آمدي ....
خيلي بزرگ است . واقعا بي همتاست . جو فوق العاده اي براي بازي كردن در آن حاكم است . هواداران پر انرژي هستند اما وقتي كه تيم خوب كار كند ، خيلي خوشحال و انرژي بخش مي شوند .
بهترين بازيكني كه با آن روبرو شدي ؟
زيدان . او الگوي يك فوتباليست واقعي بود . من رفتارش را چه درون و چه بيرون زمين دوست داشتم . بازيش را دوست داشتم اما با توجه به آن كه حريفم بود بايد خيلي سرسخت برابرش بازي مي كردم اما با هوش ذاتي او كار بسيار مشكلي بود . من خودم هميشه شخصا سعي مي كنم كه به تيم كمك كنم ، در خدمت تيم بودن برايم احساس خوبي دارد .
بازيكني بوده كه تو را در رختكن شديدا تحت تاثير قرار دهد ؟
يكي از بهترين و حرفه اي ترين دوستانم ، هوپيا بوده است . وقتي در ليورپول بودم ، او از اركان رختكن بود و كمك زيادي به من كرد . او الگوي حرفه اي گري بود .
براي كدام شخصيت فوتبالي احترام زيايد قائلي و تحسينش مي كني ؟
زياد هستند . ويسنته دل بوسكه را خيلي دوست دارم و برايش احترام قائلم .
از چه حريفي زياد خوشت نمي آيد؟
اشخاص مكار و حاشيه ساز .
چه حريفي را بيشتر مي پسندي ؟
افراد درستكار و سختكوش كه البته به تو صدمه اي نمي زنند ، به تيمشان كمك مي كنند و قصد فريب كسي را ندارند .
به كدام ويژگيت بيشتر افتخار مي كني ؟
دوست ندارم در مورد خودم صحبت كنم اما به پاس دادن و ديدم افتخار مي كنم .
از چه چيزي در زندگي مي ترسي؟
از وقتي كه پدر شده ام اولويت هايم عوض شده اند . ديدن روند رشد و تريبت بچه هايم . جدا از فوتبال ، اين مهمترين پروسه ايست كه من و همسرم طي مي كنيم .
از چه چيزي در زندگي انسان خوشت نمي آيد ؟
گول زدن . من دوست دارم كه هر كسي روراست باشد .
شده از انجام دادن يا ندادن كاري پشيمان شدي ؟
مطمئنا اين اتفاقات مي افتد . من دوست داشتم كه به تحصيل در زمينه تجارت ادامه دهم و اميدوارم كه در آينده به آن برسم .
به چه چيزي زياد افتخار مي كني؟
به دو فرزندم . اين كه ببينم هر روز چطور بزرگ مي شوند .
دوست داري كه پسرت هم فوتباليست شود و وارث نسل آلونسو ها شود ؟
دوست دارم كه يك بچه خوب و مسئوليت پذير باشد و هر كاري را كه مي خواهد انجام دهد . اگر دوست دارد مي تواند فوتباليست شود . دوست دارد در هر كاري كه مي كند موفق باشد . گاهي اوقات بايد ريلكس باشد و گاهي ديگر مسئوليت پذير . اگر وارد فوتبال حرفه اي مي شود اميدوارم كه بتواند كه روند معقولي را داشته باشد .
تا حالا شده كه به خاطر فوتبال گريه كني ؟
نه . حتي بعد از قهرماني جام جهاني هم به خاطر فوتبال گريه نكردم . اگر گريه كنم به خاطر مسائل شخصي است .
چه چيزي ممكن است كه قلبت را تكان دهد ؟
مشكلات اطرافيان .
يك روز از زندگيت به شكل است ؟
با بچه ها به پارك يا استخر مي روم . دوست دارم كه از زمان براي حضور در كنار همسرم و ديدن فيلم يا رفتن به رستوران استفاده كنم .
رفقايت گفتند كه فوتبال باعث شده كه برخي چيزها را در زندگي از دست بدهند ، براي تو هم اين قضيه مشكل است ؟
البته . نمي توانم عادي باشم . البته زمان براي هر كاري هست و وقتي فوتبالم تمام شود ، سعي مي كنم كه از آن فاصله بگيرم .
ژابي آلونسو وقتي از فوتبال كنار برود چه كار مي كند ؟
مطمئن نيستم . نمي دانم كه هنوز به فوتبال مربوط خواهم ماند يا خير . وقت براي فكر كردن به آن زياد است .
تيم در مراحل پاياني فصل چطور است ؟
خوب است . در فرم و روند خوبي قرار دارد . هنوز در هر سه جام حاضر هستيم و مي توانيم كه در تمامي تورنمنت ها ، علي الخصوص در چمپيونزليگ رقابت كنيم . علاوه بر آن ، فينال كوپا را داريم كه مي خواهيم برنده باشيم .
مورينيو در رختكن چه چيزي را به تو اضافه كرده است ؟
او مي داند كه در لحظات كليدي ، مثلا در فينال ها چه كار كند و از نظر رواني چطور تيم را آماده كند . مي داند كه چطور با ما ارتباط قرار كند و به ما انگيزه بدهد . از او چيزهاي زيادي ياد گرتفه ام و بازيكن بهرتي شده ام . بهتر بازيها را مي خوانم . از نظر تاكتيكي مربي خوبي است و خيلي به تو كمك مي كند .
هيچ بازيكني از مورينيو بد نگفته است .
در انگليس در موردش پرسيده بودم و مي گفتند :" او خيلي خاص است " و همين طور هم هست . او مي داند كه چطور دل بازيكنان را بدست آورد .
فكر مي كني اين فصل رئال جام ببرد ؟
زمان نشان خواهد داد . عزم و تلاش اين را نشان مي دهد . فوتبال ، فوتبال است و هر اتفاقي محتمل است اما عزم من راسخ است .
كليد ناكام نبودن در اين صل چيست ؟
توجه ، تمركز ، حواس جمعي و تلاش براي هر بازي مي تواند كه كليد كار باشد چرا كه اين ها بخشي از مرگ و زندگي هستند . بايد دانست كه هر بازي در فصل مهمترين است و بايد برايش آماده ميبود .
سرجيو راموس گفته بود كه انتظار دارد كه برنابئو براي حريفان جهنم شود ...
اين خيلي ضروري است كه هواداران در هر بازي پشت ما باشند . آنها بايد بدانند كه فقط تماشاگر نيستند ، بلكه يكي از ياران ما هستند . بايد خيلي كمك ما باشند . وقتي كمك هواداران پشتمان باشد ، بهتر بازي مي كنيم .
در مورد بازيكنان جوان رئال بگو :
مسعود اوزيل
يكي از آن بازيكنان خاصي است كه هر چند وقت يك بار پيدايشان مي شود . توانش در فواصل كم جادويي است و اين باعث مي شود كه خيلي خاص تر شود . حركاتش بين خطوط و ديدش هم عالي است .
دي ماريا
"ال فيدئو " . توپ را مي گيرد و 50 متر مي دود ، گويي پرواز مي كند . او از آن دست بازيكناني است كه هر كاري از دستش بر مي آيد .
بنزما
خيلي بهتر شده است و بيشتر هماهنگ تر شده است . بازيكن توانايي است و در محوطه جريمه خيلي باهوش است و توانايي هايي دارد كه بتواند كه بهترين مهاجم جهان شود .
گرانرو
"ال پيراتا " خارق العاده ايست . بايد او را خيلي تحسين كنم چرا كه با هم خيلي هماهنگ هستيد . درون زمين فوتبال خوبي ارائه مي دهد . بازيكني است كه همه چيزش عالي است . بازي را خوب مي خواند و توانايي تبديل شدن به يك بازيكن مهم را دارد .
دوست داري كه وقتي فوتبال را ترك مي كني چطور به ياد آورده شوي ؟
به عنوان بازيكني كه رفتار خوبي درون زمين داشت و براي همه احترام قائل بود .