از كساني كه فكر ميكنند كه همه چيز اين انتخابات تموم شده و خونهايي كه ريخته شده بيهوده بوده متنفرم و مطمئن باشند كه هرجا گيرشون بيارم معطل نميكنم و در جا مرخصشون ميكنم.همين آدمها هستند كه براي مردم دلسردي ايجاد ميكنن.:17:
نمایش نسخه قابل چاپ
از كساني كه فكر ميكنند كه همه چيز اين انتخابات تموم شده و خونهايي كه ريخته شده بيهوده بوده متنفرم و مطمئن باشند كه هرجا گيرشون بيارم معطل نميكنم و در جا مرخصشون ميكنم.همين آدمها هستند كه براي مردم دلسردي ايجاد ميكنن.:17:
مجید جان ، والله تا اونجایی که فهمیدیم در حمایت از موسـ وی و تظاهر کننده ها خونده
در ضمن این ویدئو در کنسرتش هم بوده که جناب فیلم بردار فقط ویدئو پشت مدونا رو فیلم برداری کرده . که اون کلیپ هم قبلا ساخته شده بود .
در ضمن اگر بقیه خیلی ناراحت هستند که میان این تاپیک مثلا سر کار میرن ، اگه میخوان دیگه تاپیک رو ادامه ندم
چون من هر چی شوخی می کنم بر علیهم حتی به شوخی گرفته میشه و فکر نکنم جنبه خوشایندی داشته باشه
[align=center]نه مرتضی جان یکوقتی تاپیک رو ول نکنی؟ :23: خیلی هم تاپیک خوبیه هر کی ناراحته نیاد . حالا با اجازه از صاب تاپیگ یک مطلبی رو براتون بزارم .[/align]
[align=center]فرق دختر شرقی و غربی[/align]
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سی*نه، پاها باز … :22: در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.(فکرای بد بد اکیدا ممنوع :38:)
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ برابری طلبانه همج*نس گرا*یان کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفته... دوباره بر میگرده بالا
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا بلکه هم دوتا
موضوع قالب"رسیدی خونه عزیزم؟"
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب :27:
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
… …
Case Two ==> مورد دوم==> انتخاب الثانی
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر :55:
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.:26:
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی هاش و کل دست فرمون با پسری که کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. توی خانه دانشجویی دوستان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 :4:
نوع آرایش: ل*ب- بریتنی، مو- کامرون دیاز، ت*تو ابرو- آنجلینا جولی،سایه- شقایق فراهانی، سی*نه- رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + 20 سانت!!
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد…. موتور ماشین میاد پایین!
تعداد دریافتی: روزی 167 تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ، سکــ س قبل از ازدواج، سلامت جنسی، مشاوره جنسی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، PSP، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه، مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !
[align=center]قضاوت با شما کدوموری شو میخواین اینوری یا اونوری دراین رابطه من به یک سری فرمول هم دست پیدا کردم
1 سال زندگی با اینوری=42*یک پیره مرد 70 ساله 1سال زندگی با اونوری=42-*یک جوون 20 ساله[/align]
[align=center]ممنون amir.ha6[/align]
سلام
خیلی جالب بود امیر جان.
من موندم جدیدن هر دختری رو میبینی شیش جیب پلنگی های اهد مونجوق دوزی پوشیدن فکر میکنن خیلی گندن!!!نقل قول:
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52
با پوریا رفته بودیم پارک جاتون خالی چند وقت پیش دو تا از این دختر هم تو پارک بودند.به جای اینکه روی نیم کت بشینن روی جای تکیه نیم کت نشسته بودن روی مساحتی حدود 3 سانتی متر نمیدونم چه جوری تعدل حفظ میکردن.
دوتا پسر بچه رد شدند این دخترا بهشون خندیدن نفهمیدم چرا!! ما اومدم تو پاک پوریا کچل کرده منم شیش جیب رو که گذاشتم کنار اینا ما رو دیدن خواستن بگن شما هم مثل اونایین و بخندن پوریا گند زد تو حالشون یه خلت زیبا سبز کم رنگ انداخت جلوی پای اینا اینا کف کردن از رو نیمکت پا شدن رفتن:4:.
این تیکه رو خوندم یه ربع داشتم میخندیدم خیلی باحال گفتی.نقل قول:
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد…. موتور ماشین میاد پایین!
این چاقوی کیف کوله هم کاملا راست هست من به عینه دیدم:4:.
منم نظرم در مورد این دو مثل خودته امیر.
امیر جان ممنون که کمک کردی
با حرف هایی که راجع به این تاپیک زدی جفت پا در دهان استکبار رفتی :4:
[align=center]:26:[/align]نقل قول:
دوتا پسر بچه رد شدند این دخترا بهشون خندیدن نفهمیدم چرا!! ما اومدم تو پاک پوریا کچل کرده منم شیش جیب رو که گذاشتم کنار اینا ما رو دیدن خواستن بگن شما هم مثل اونایین و بخندن پوریا گند زد تو حالشون یه خلت زیبا سبز کم رنگ انداخت جلوی پای اینا اینا کف کردن از رو نیمکت پا شدن رفتن4.
راستی بانوان ایرانی که به شدت دارن وزن کم می کنند چطور میگید بیافتن رو کاپوت ، موتور ماشین میاد پائین ؟ :4:
[quote=The Godfather]
امیر جان ممنون که کمک کردی
با حرف هایی که راجع به این تاپیک زدی جفت پا در دهان استکبار رفتی :4:
نقل قول:
راستی بانوان ایرانی که به شدت دارن وزن کم می کنند چطور میگید بیافتن رو کاپوت ، موتور ماشین میاد پائین ؟ :4:
خواهش میکنم این چه حرفیه شما آقایی مرتضی جان :43: .
آره ارواح خیکشون (خطاب به همون نوع دخترا) در ظاهر کاملا دارن وزن کم میکنن ولی بزار موقع ناهار و شام بشه اونوقت میبینی موقع ناهار اینقدر پلو و گوشت و کوفت و زهر مار میریزن توی این ....دون لا مص*بشون که این لپ هاشون رگ به رگ میشه موقع خوردن توی شام هم که فرض کنید خانوادگی روی مبل لم دادن پدر و دختر و 6 برادر 2تاپدر و مادربزرگ با بقیه فامیلاشون دارن تلوزیون نگاه میکنن بعد مادرش با یک صدای نازکی از پشت سر میگه بچه ها بیاین شام بعد در مثل فیلم جومونگ میخوان حمله کنن همه اربده میکشن این ها هم همینطوری و بلکه هم وحشیانه تر و در کسری از ثانیه سر میزن و زبونشو از کنار دهنشون دراومده و ازش آب میچکه , چشاشون هم نگاه کنین رگهای چششون همه قرمز پررنگ و دراومده دارن میخورن هی میگن ما اعتراض داریم کوفته نیاز داریم , چمیدونم , هل هله کن ک*و*ن خودت و پاره کن , توی دستاش به جای قاشق و چنگال یکی رو*ن مرغ یکی دیگه هم سی*نه ی مرغ توی دهنشم پر از پلو و داره ازش روغن میچکه . بعد میان جلوت ممیگن آره عییزم توی رژیمم و چلبی نمیخورم فقط سبزیجات :55:
[align=center]ممنون amir.ha6[/align]
مرتضي نقل و قولت به حرفت ربطي داشت:4:
نقل قولی که کردم مربوطز به اون شکلک می شد
وگرنه من رفتم خط بعدی و راجع به حرف دیگری صحبت کردم
هوش ایرانی
ک ایرانی داخل بانکی در نیویورک شد، نزد کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا رو داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش رو توی جیبش کرد و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو، بالاخره با وام آقا موافقت کرد، آن هم فقط برای دو هفته، کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین رو به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم، ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک میلیونر هستید. سوالی که برای من پیش اومده اینه که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟
آقای ایرانی یه نگاهی به کارشناس کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250 هزار دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و فقط با 15.86 دلار پارک کنم؟
هوش ایرانی2
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها
وگفت: بلیط ؛ لطفا!
بقیشو خودت حدس بزن
خیلی باحال بود
این تیکه رو انفدر بلند خندیدم همه حواسشون به من پرت شدنقل قول:
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد…. موتور ماشین میاد پایین!
خیلی باحال بودحال کردیم