RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
اسمم عليه ابوالفضل جان خاك پاتم كم سعادتي من بود كه تو مباحث تو و معين و بقيه بچه باحالاي انجمن نبودم ولي خدا شاهده هميشه از نوشته هاتون مخصوصا نوشته هاي خودت لذت مي بردم چه اون موقع تو وبلاگت چه اينجا با معين خان و چه تو تاپيك تكرار نشدني اسرار التوحيد...خلاصه كه چاكرتيم ايشالا هميشه زير سايه خدا و پدر و مادرت و مخصوصا اميرالمؤمنين و فرزنداي اميرالمؤمنين موفق باشي.
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
من از ابوالفضل عزیز بابت تمام زحماتش ممنونم
شایدم شوک آور ترین خبری که در تمام مدت حضورم در این انجمن شنیدم رفتن ابوالفضل باشه که امیدوارم اینچنین نشه
من هزار بار گفتم بازم میگم من اصلا از اون نقد شما و سینا ناراحت نشدم نمیدونم شماها چطور تغییر رفتار در من دیدید در اون زمان که من خودم ندیدم اگر بوده از قصد نبوده و اگر واقعا اینچنین بوده من نه تنها از شما و سینا بلکه از تمام کاربران انجمن بابت اون زمان من عذر میخوام اما این رو مطمئن باشید من خودم طرفدار نقدم چون کسی اگه انسان رو دوست داشته باشه عیبش رو به او گوش زد میکنه نه اینکه با تعریف الکی او رو مغرور کنه و ازش بت بسازه
پیروز و تندرست باشید
یا علی
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
خوب بالاخره ( پایین گاو :4:) افتخار خواندن و نظر دادن به این مصاحبه هم نصیب ما شد !
من که از کاربرای قدیمی نیستم ولی واقعا ابولفضلو دوست دارم .... خیلی ادم پاک و خوشزبونیه که تو دل همه ما جا داره و هممون میدونیم تنها دلیلی که با این سن هنوز پای ثابته انجمنو کاربرای انجمنه ! من کلا تو این یه دهه و نیم عمری داشتیم با ادم مذهبی خوب سرو کار داشتیم جز همین حاجی ! :34: واقعا ماهه ! چی بگم اخه اینجوری نمیشه :4:
خوب اخر کلام هم هرجا و هر فوروم ایشالا همیشه موفق و سربلند باشی ! ایشالا لینک مستقیم کادو عروسیت :24::7: :4:
:34:
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
[align=center]خوب من تازه تاپیک رو دیدم و دیشب تا 6 صبح داشتم میخوندم که اخرشم 4 5 تا داد از بابامون نثارمون شد ! :4:
ولی ارزش داشت :4: ابولفضل جان کجا میری بابا عزیز ایشالا واسه خانومت هم یک ایدی بساز بیاد دوتایی تاپیک اصرار ... رو ادامه بدید :4:
دست هر جفتتون درد نکنه ایشالا ادرس پستتون رو بدید من پول یک کیبرد جدید براتون بفرستم :4: (البته دنگی میدیم *من و بچه ها* :4: )
[/align]
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
خوب من هم نقدم رو بنویسم:
ابوالفضل فرد خیلی احساساتیه...سریع تحت تاثیر قرار می گیره و دلش به رحم می یاد که این هم خوبه,و هم می تونه بد باشه!
در ضمن شخصیت خیلی بزرگی داره که می تونه هر کسی رو ببخشه,هر بلایی هم که سرش بیاد,که این واقعاّ کمال بزرگواری و محبتش رو نشون می ده.
همچنین بر عکس خیلی از ما ها جاه طلب نیست که این خصوصیتش برای من خیلی جالب و در عین حال محترم هست.این نقد ها رو تو مصاحبه ام بهش گفتم,حتی نقد هام هم گفتم...
تنها نظر جدیدم این می تونه باشه:
به نظر من ابوالفضل در نویسندگی خیلی می تونه موفق باشه,از من می شنوی بزن تو کار نویسندگی, دست به قلم روان و خواندنی ایی داری..., البته اگر نشریه ش رو بتونی پیدا کنی,چون طنز سیاسی واقعا خواننده خواهد داشت.
ممنون.
موفق باشین.
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
شاید تنها نقد درستی که دیدم که واقعان مو نمیزد از شخصیت داداشم ..همین نقد کوتاه و خلاصه سینا بود! در واقع خوب و کامل شخصیتشو معرفی کرد و خوب شناختتش!
منو و ابوالفضل از بچگی تو خیلی موارد با هم مشکل داشتیم.....دلیل اصلیش هم این بود که اون با من یه دنیا تفاوت داشت ...من شر و اون اروم...من پرخاشگر و اون با ادب ..من دعوا اون صلح ...من جدی و اون شوخ...ووووو.....
کدوم از ما بچه ها وقتی یه سیلی محکم بخوره تو صورتمون خودمونو میتونیم نگه داریم و بگیم یکی هم اینورم بزن! ولی داداشم اینطور شده وقتی تو مغازه یه مشتری زبون نفهم و احمق پوفیوز سر یه مسئله کوچیک با ابوال دعوای لفظیش شد ..مرده که خیلی ادعاش میشد و جلو زنش هم بود نتوست عصبانیتشو نگه داره و یه کشیده زد تو گوشش ....اون لحظه کارگرا تعریف کردن میگفتن ابوالفضل برگشت به یارو گفت یکی هم اینور بزن ولی خانمت رو برو بزار خونه و بیا !!! نمیخوام جلو خانمت باهات درگیرشم.... البته بعدش منو و پسر عموم رسیدیم گلاویز شدیم باش که بازم ابوالفضل پرید جدامون کرد...
اینو گفتم که بگم اگه پس فردا ازدواج هم کرد خدا بهش بچه داد و بچش زبونم لال رو یوقت به قتل رسوندن بازم اینقدر دل رحمه که قاتلو میبخشه!!
یکی دیگه از نقصاش اینه که تو انجمن هر کی باید مشکلشو به ابوالفضل بگه و اون بشه سپر بلا و در اخر میبینی طرفین با هم اشتی میکنن و اونی که بد میشه ابواله و این منو عذاب میده ....بارها هم بهش گفتم به تو چه بزار هرکاری که میخوان بکنن...دلسوزی رو بزار سر کوزه ابشو بخور...همونایی که الان اینطوری ابوال حمایتشون میکنه تو انجمن برگشت تاپیک اسرارشو به مسخره گرفت و خودتون دیدین که رفت تاپیک انتقاد ازش زد که به ما بی احترامی میکنه ولی الان میبینید که چتور شد !!!
عید امسال هم واسه همیشه میره ... میخوایم براش زن بگیریم....البته من میدونم این نمیتونه دل بکنه از این جماعت ولی عزمش راسخه....
یا علی
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
سلام به همگی دوستان گلم...
خوبین انشالله....
اول میخام بابات غیبتام از همتون عذر بخوام... وقتی ابولفضل بهم گفت بیام تا مصاحبش رو بخونم... دیگه نتونستم طاقت بیارم....... این چند روز به هیچ وجح به نت دسترسی نداشتم ولی بالاخره خودمو رسوندم.....
و خوشحالم که تو این جمع نظرات همه بچه ها رو دیدم.....
خب اول میخام در مورد مصاحبه ابولفضل حرف بزنم .....[hr]
در مورد مصاحبت چی میتونم بگم داداش ؟
اینا رو که گفتی خوب و خوب میدونستم... با اخلاقت خوب آشنایی دارم.. از احساساتت..
همه چیزو در مورد زندگیت میدونم... از عشقت که خیلی دوسش داشتی ولی مجبور شدی ترکش کنی...
از گذشتات که از یه طرف آدمو دیوونه میکرد و از یه طرف محبت و عشق درون تو رو نشون میداد که بیشتر و بیشتر باعث میشد دوست داشته باشم..
از صفا و صمیمیت که با وجود اینکه صبح تا شب کار میکنی ولی شب با محبت تمام و با حوصله برای ما و دوستان وقت میزاری...
داداش ، سینا تو مصاحبش ازت پرسید چطور رفیقای مختلفی از قشر های مختلف میگری... یعنی آدم های متفاوت...
گفتی که من با هر آدمی کنار میام..
بزار من جواب سینا رو بدم..
سینا جان منو ابولفضل هم خیلی چیزامون با هم فرق میکنه... بزار یه مثال برات بزنم...
یه پسر عمه دارم که توی فامیلامون به من از همه نزدیک تره... یه چند سالی از من بزرگتره... خیلی همدیگرو دوست داریم... . خیلی بهم احترام میزاریم... فامیلا به شوخی بهمون میگن نامزد...
وقتی ما دو تا پای حرف هم میشینیم هیچ چیز در طرز فکرامون مثل هم نیست...
وقتی از خدا میگم اون یه جور دیگه فکر میکنه... وقتی از زندگی ، مادیات ، ایمان ، لباس ، تیپ و هر چیزی که فکر کنی حرف میزنم اون بر خلاف من فکر میکنه... حتی سلیقه هامون هم فرق میکنه...
خلاصه بگم نمیتونی دو نفری رو پیدا کنی که این همه با هم فرق داشته باشن...
و همینطور که میدونی آدم ها افرادی رو به خودشون جذب میکنن که شبیه به خودشون باشن...
ولی چطور منو پسر عمم با این همه تفاوت همدیگرو دوست داریم و به هم نزدیکیم..
این سوالی بود که ازش پرسیدم و اون در جوابم گفت...
معین منو تو با هم تفاهم داریم...
من بهش گفتم کجای منو تو با هم تفاهم داره... منو تو که حتی در مورد یه چیز کوچیکم مثل هم فکر نمیکنیم..
و اون چیزی قشنگی بهم یاد داد...
بهم گفت تفاهم داشتن یعنی نه اینکه طرف مقابت مثل تو فکر کنه...
تفاهم داشتن یعنی کنار اومدن با تفاوت های دیگران...
اره سینا جان... ابولفضل روح خیلی بزرگی داره.. چون میتونه هر تفاوتی رو در دیگران قبول کنه...
یاد ضرب المثل معروفی میفتم که میگه برای زیستن لازم نیست مانند هم باشیم... کافیست به تفاوت های یکدیگر احترام بگذاریم..
آره داداش گلم.. تو اینقدر خوبی که هر چی از خوبیات بگم کم گفتم... هنوز بچه ها نمیدونن که با چه گوهری دوستن... ولی من خوب خوب میدونم..
یادته داداش اومده بودی رشت ، شب پیش هم خوابیده بودیم با هم درد و دل میکردیم.. چقدر ساده و قشنگ زندگی رو نگاه میکردیم... با محبت......
به خدا عاشقتم.... باور میکنی ؟
فکر میکنی عشق حتما باید مونث باشه ؟ به خدا نه داداش... به کمک همون خدایی که خودت قبولش داری یاد گرفتم عاشق همه چیز و همه کس باشم.. ولی عشق رفیقی مثل تو که خودش عاشق زندگی و دنیاست واقعا صفایی داره....
وقتی تو حرف از رفتن میزنی چشام پر از اشک میشه... داداش قول میدم به خاطر تو هم شده بیام نت .. چون دوست ندارم داداش حتی قدره 1 سوزن تو دلش ناراحتی باشه...
بهت قول میدم... تا موقعی که تو اینجا هستی منم هستم...
هر چند که دوستی ما خارج از دنیای مجازی نت... جایی که توش جونمون رو هم واسه هم میدیم...
به خدا دلم واسه چهرت تنگ شده... واسه شوخیات... خنده هات... با حس حرف زدنات... واسه خجالت کشیدنات...
یادته چجوری غذا میخوردی و تعریف دست پخت مامان رو میکردی؟
یادته چجوری با بابا صحبت میکردی و اونو شیفته خودت کردی ؟
یادته اومدی تو جمع چند نفره دوستای هم محلیم و تو چند دقیقه همشون رو عاشق خودت کردی تا باهات مثل دوستای چندین ساله رفتار کنن..
به خدا تو یه مردی... مردی که از همه نظر رفتارت ایده آل.... مردی که با احساسات و رفتار مردانه زندگی میکنه... و من عاشق این مردونگیتم...
عاشق اون ایمان و یکتا پرستیتم...
دستتو میبوسم داداش... دستتو میبوسم........[hr]
بچه های گل چطورن ؟
سینا جون بابت مصاحبه دستت درد نکنه.... خیلی زحمت کشیدی و وقت گذاشتی...
ماشالله تو هم مثل ابول اوستا شدیا...
بازم دمت گرم داداش.....
امیر آرین دو زنده ای پسر ؟ بازم میای ؟
امیر میدونی تو هم خیلی با معرفتی ؟ جدی میگم داداش... خودت میدونی چقدر دوست دارم...
تو همیشه نسبت به من لطف داشتی... همیشه هم بهت زحمت دادم..
بازم دمت گرم..[hr]
فربد عزیزم که اینجا هست.... فربد رفتم یزد باز نشد بیام اصفهان...
ولی پیش داش عباس رفتم... داش عباس عکستو نشونم داد که با هم رفته بودین ساندویجی...
ما مخلصیم فربد جون...
داوود ستاره هالیوود .. محبوب من چطوره ؟ دلم برات تنگ شده بود داداش ؟
حامد گل خوبه ؟
آرمان اف یو عزیز چطوره ؟
عرفان؟
علیرضا ؟
هامون ؟
معین؟
و تک تک بچه ها که محبت داشتن به ما تو این مدت...
حالا کم کم دوباره میام تو جمعتون...
هر کی اومد یه یا علی بگه ........
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
به به به به معين عزيز گوهر گمشده اين روزهاي انجمن...شديدا من يكي كه منتظرم برگردي داداش ايشالا هر چي زودتر...
حرفات هم كه ديگه واضح بود و البته خيلي قشنگ و احساسي خداييش كه تو و ابوالفضل دو تا جواهرين به خدا راس ميگم فقط اميدوارم بتوني اوبوالفضلو از خداحافظي منصرف كني.
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
به به داش معین گل .... فدات داداش دلمون خیلی برات تنگ شده .... زودتر برگردی ایشالله ... گوشیتم W هستش :4:
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور ABOLFAZL)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Goldberg The Man
به به به به معين عزيز گوهر گمشده اين روزهاي انجمن...شديدا من يكي كه منتظرم برگردي داداش ايشالا هر چي زودتر...
حرفات هم كه ديگه واضح بود و البته خيلي قشنگ و احساسي خداييش كه تو و ابوالفضل دو تا جواهرين به خدا راس ميگم فقط اميدوارم بتوني اوبوالفضلو از خداحافظي منصرف كني.
به به... ما مخلصیم عزیز... باز اسمت رو فراموش کردم... به خدا شرمنده...
شما خودت بزرگ و بزرگواری و به ما لطف داری داداشم..
شما و تک تک بچه های این انجمن گوهرین... ما کوچیک شماییم...
بزرگی به سن نیست.. به معرفت و مردونگی که شماها یه سرو گردن از ما بالاترین....
ما هم دوست داریم داداش...
آرمان جون کجایی برادر.... نبودیم شیطونی که نکردی...
چرا دعا میکنی بیام ؟ من که اومدم شاخ و شمشاد...:7: