فقط عمو تا چهارشنبه چاپش کن من چهارشنبه ای دی اس الم قطع میشه فکر نکنم دیگه بتونم شارژ کنم آرزو به دل نمونیم این مصاحبه معین رو :33:
ممنون
نمایش نسخه قابل چاپ
فقط عمو تا چهارشنبه چاپش کن من چهارشنبه ای دی اس الم قطع میشه فکر نکنم دیگه بتونم شارژ کنم آرزو به دل نمونیم این مصاحبه معین رو :33:
ممنون
مصاحبه جالبي ميشه منتظريم (البته من همين العان 60% مصاحبه رو تكذيب مي كنم :33: :4:)
حتما مصاحبه جذابی میشه منتظریم ! عمو تو فقط حسابی سوال کن نکته ای مبهم نمونه :4: ( این تایپیک 33 صفحه داره ولی اخری باز نمیشه :-؟ قضیه چیه ؟ :4: )
از لابه لای مصاحبه با معین جهانیان ملقب به R.I.P
[size=small]یکی از بزرگترین هدفهام بخش اخبار بود که بهش رسیدم ..سقف ارزوم تا همینجاس!
به پست های سینا و حامد چشم ندارم!! اونها از هر کس دیگری برای این پستها لایق ترن!!
برای خرید سی دی کشتی کج به انجمن اومدم ولی به اینجا رسیدم!!!
همیشه تو زندگیم مثبت فکر کردم..از پدرم یاد گرفتم!!! تا حالا هم کسی رو تو زندگیم از خودم نرنجوندم!!
بزرگترین ضعف داوود اینه که زود بهش برمیخوره..برخلاف اینکه میگه نقد پذیره ولی با یه جمله انتقاد زودناراحت میشه!
بخش اخبار رو خودم تنهایی میتونم بچرخونم...
همیشه مشکلاتم رو در نماز با خدا در میون میزارم و اروم میشم...
من یه عادت دارم اونم اینه که یه کار رو تا اخرش میرم و هیچ وقت پشتشو خالی نمیکنم..
تا تاپیک انتقاد ابوالفضل از گیم بازی رو دیدم تاپیکمو بستم!!!
هامون رو وقتی تو اعضای انلاین میبینمش یه حس قدرت میگیرم!!! ...فقط ضعفش کمتر رسیدن خودش به انجمنه ..
اگه کار خوب پیدا کنم همین الان درس رو ول میکنم!!![/size]
ای ابول چی بهت بگم :11:
مگه آخه نگفتم زنگ بزن از رو متن اصلی واسه لا به لای مطالب انتخاب کن :4:
دوستان متن اصلی انشالله امشب ساعت 9 گذاشته میشه و کمی با چیز هایی که ابولفضل گفت فرق داره ! به خصوص مورد اولی و آخری!!!
[b]
مصاحبه با معین جهانیان ....مدیر بخش اخبار انجمن iranwwe
در حاشیه....
R . I . P: ابول وایسا رنگ فنتم رو درست کنم
AbolfazL: اشکال نداره...
R . I . P: خب همه چي درست شد
R . I . P: اين که مشکلي نداره هان ؟
AbolfazL: نه خوبه
AbolfazL: حالا میخوام یه حاشیه برای اولش درست کنم
AbolfazL: بگو به یه چی گیر بدم؟
R . I . P: چرا حالا گير بدي مسالمت آميز باشه مصاحبه بهتره
AbolfazL: من که با تو به قول عرفان بارسا عنادی ندارم
R . I . P: ميگم شب یلدا فروش خوب بود ؟
R . I . P: چقدر به جيب زدي ؟
AbolfazL: توپ ...
AbolfazL: هیچی بابا به اسمه ما به کام آقام از ساعت 5 تا 9 شب نتوستم سرمو بخارونم
AbolfazL: وولک دستشویی هم داشتم ولی نمی تونستم برم وقت سر خاروندن نداشتم:27:
R . I . P: برم يه قرص آرام بخش بخورم خدا ميدونه چقدر قراره امشب از دست اين تيکه هات بخندم
AbolfazL: قرص ضد حاملگی ؟
AbolfazL: میگم تو گی هستی نکنه:4:
R . I . P: بابا قرص آرام بخش بود
R . I . P: گي چيه مردم حرف در ميارن
AbolfazL: والا منم نمیدونم از وصال یاد گرفتم
R . I . P: خب بریم ؟
AbolfazL: باباجیم اومد بزار یه سلام علیک کنم باش الان میام
R . I . P: سلام ما هم برسون
AbolfazL: خوب ..... اومدم
AbolfazL: اوکی
AbolfazL: بریم؟
R . I . P: بريم
AbolfazL: یه بیوگرافی مختصر از خودت بگو
R . I . P: معین جهانیان 19 ساله
دانشجوي رشته حسابداري هستم ترم سوم
ساکن شمال هستم استان مازندران - شهر بايل
تو يک خانواده 6 نفره بزرگ شدم
2 تا خواهر دارم که هر دو ازدواج کردن
1 برادر دارم که مجرده و شاغله
خودمم که فرزند آخر خانواده هستم
پدرم کارمند بازنشسته بانک هست و الان هم تو شرکت مازي نور که مال فلور سنت اينجور چيزا هست مشغوله
مادرم هم خانه داره
AbolfazL: خودت تنهایی تو خونه ؟
R . I . P: نه ، پدرم و مادرم و برادرم هم هستن ، اونا تو هالن من بیرون هال تو اتاق خودمم
AbolfazL: بابا ای کیو میگم یعنی همه شوهرکردن و زن گرفتن تو فقط موندی ؟
R . I . P: آها آره من و برادرم و پدر مادرم الان هستيم هميشه اونتعطیلی چند روزه هم که بشه خواهرام میان خونه ما
AbolfazL: خوب پدرت بازنشسته است و الان هم کار میکنه؟
R . I . P: آره پدرم بانک صادرات کار مي کردش يه 30 سالي اوجا بود ، بعد هم الان يه 5 -6 سالي ميشه که تو شرکت مازي نور مشغوله
AbolfazL: میشه بیشتر در موردش توضیح بدی
R . I . P: مازي نور شرکت لامپ هاي مهتابي و فلورسنت و اينجور چيزاس ... : تميدونم تا به حال نديدي که رو فلورسنت جايي آرم مازي نور باشه ؟
AbolfazL: نه توجه نکردم ولی حتمان نگاه میکنم ایندفعه
AbolfazL: وضعیت مالیتون چطوره؟ کفاف میده ؟
R . I . P: وضع ماليمون هم خوبه شکر خدا ، بالاخره پدرم با اين همه سن باید تا الان دیگه پشتیبان مالی پسراش باشه ديگه ...
AbolfazL: پول توجیبی میگیری ؟
R . I . P: زندگي رو پول تو جيبي مي چرخه
AbolfazL: میشه یکم بیشتر توضیح بدی ماهانه مثلاً چقدر خرج میکنی ؟ واسه چه کارهایی ؟
R . I . P: والا بيشتر هزينه اي که ميکنم خرج اين اي دي اس ال بد مصب ميره ... ماهي حدود 35 تا 40 تومن پول اي دي اس ال ميدم ... با پول تو جيبي خودم
AbolfazL: تا چه مقطعی درستو ادامه میدی ؟ فوق لیسانس ؟ دکترا ؟ اصلاً درس رو برای خودش میخونی یا برای مدرکش ؟
R . I . P: فکر نکنم اگه کار بگيرم که به احتمال زياد هم ميگيرم ديگه خل نيستم که برم دنبال درس که ...
AbolfazL: اوهوم
R . I . P: مدرک ديگه اين روزا که ارزش نداري ابوالفضل اين همه مهندس داريم تو مملکت کليشون راننده تاکسين
من اصلاً از اين چيزا خوشم نمياد که بگن طرف مهندسه مهندسه خب که چي ؟ طرف مهندس باشه پول و کار نداشته باشه چه بدرد مي خوره؟
AbolfazL: ایول بابا مثه ما باش کارگریم ولی جیب پر پول
خوب با پدرت راحت تری یا مادرت ؟
R . I . P: من با هر دوشون راحتم ولي اگه يه موقع يه چيزي بخوام از پدرم اينجور موقع هاست که ميرم پيش مادرم ، اون ترتيب همه چيو ميده
AbolfazL: خوب مثل خودمی دیگه این میشه مادری
R . I . P: آره
AbolfazL: البته اقام دخل رو به ما حلال کرده دیگه نیازی نیست بگیم خودمون برمیسداریم
R . I . P: راستي گفتي آقام ياد ممد افتادم ، خوبه ؟
AbolfazL: اره خوبه بیرونه معلوم نیست کدوم گوریه احتمالاً باموتور گازیش رفته بیرون معلوم نیست از کی دزدیدش ، اقام که نمیخره براش میگه تو همینجوری دیوونه ای میری زیر ماشین وای به اینکه بخرم
یه دفعه چند روز پیش یه ماشین یهو از خیابون در اومده بود جلوش اینم داد زده هوووی گاومیش یواش !
یارو هم پیاده شده بود باد هم دعوا
R . I . P: عاشق اینم که بشینی از داداشت خاطره تعریف کنی
AbolfazL:وولک مصاحبه است یا دفتر خاطرات من ؟!!
R . I . P: اوخ شرمنده خب ميگفتيم ...
AbolfazL: خوب چطور عاشق کشتی شدی ..از کی ...اولین بازی ...**** استارهای مورد علاقت...بهترین بازی که دیدی ...جواب کامل بده
R . I . P: والا من کلاس سوم راهنمايي بودم که داداشم پي پي وي نو مرسي 2003 رو خريد کاملاً اورجينال بود چه حالي ميداد ، بعد بازي آندرتيکر با براک لسنر رو ديدم ، ديدم که چقدر قشنگ بازي کرد ولي در اوج نامردي باخت از اون موقع پيگير اين شدم که بازي هاي ديگه اي هم از آندرتيکر ببينم
بعد اين سي ديه که خز شده رسلمينيا 2002 رو ميگم ، اونو رفتم ديدم ، ديدم تيکر مو هاي ريک فلير رو از سفيد به قرمز تبديل کرد ديگه عاشقش شده بودم
تو خيابونا هر دست فروشي که ميديدم کشتي کج داره مي رفتم ازش ميخريدم خدا ميدونه چند تا سي دي تکراري کشتي کج دارم خونه
AbolfazL: عینه من
R . I . P: بعد ديگه به مراتب دوستاي دو رو بر خودمم کشتي کج باز کردم که يکيش آرمين توکلي بود
کاربر Stone Cold رو میگم
AbolfazL: اها میشناسمش آرمین
AbolfazL: اون انگار زودتر از تو عضو شده بود اینجا ... ؟ شمارشو داشتم هی مسج بی تربیتی میداد
R . I . P: من و اون با هم عضو شديم يعني من بودم خونشون پيشش نشسته بودم آرمين داشت واسه خريد سي دي کشتي کج تو گوگل سرچ مي کرد که اينجا و انجمن جمال رو دید و سرنوشت هر دوي ما در زندگيمون تا ابد تغيير کرد
من اون موقع کنکور داشتم اصلاً در شرايطي نيودم که نت بيام بعد آرمين پسووردش رو داد بهم تا هر وقت خواستم بيام سر بزنم به سايت بعد هم که آرمين با هامون آشنا شد و ازش سي دي خريد و ...
البته يه مدت از جمال هم سي دي ميخريديم که نميدونم چي شد اصلا ناپديد شد ...
AbolfazL: ولی آرمین انگار بچه تهران بود
R . I . P: بابا همين الان تو بيوگرافيشم بري نوشته بابل ، تهران کجا بود خالي بسته
AbolfazL: خب میگفتی
R . I . P: بعد هم ديگه من بعد از يکي دو هفته خودم اومدم انجمن ثبت نام کردم فکر کنم 1 ماه بعد از افتتاح شدن اينجا بود
AbolfazL: تا کی دنبال میکنی ؟ اگه تیکر بره تو هم میری؟ خوده بازیو می پسندی یا استوری لاین رو ؟
R . I . P: واي پسر اصلاً رفتن تيکر رو تصور هم نميتونم بکنم خيلي نارحت ميشم اگه بره
AbolfazL: ولی به نظره من تیکر باید بره با اینکه خیلی دوسش دارم ولی بدجور داره تو بازیهاش میخوره
بازی با بیگ شو رو ببین همش بیگ شو میزنه اندر دیگه توان جوونیشو نداره
R . I . P: خب آره ولي من مطمئنم تيکر تا رکوردش تو رسلمينيا به 20 نرسه نميره ، ابولفضل تو اگه بازي هاي 2003 بيگ شو با تيکر رو نگاه کني اونجا باز تيکر کتک ميخورد آندر هر چقدر هم پير شده باشه ولي استقامتش فوق العادس
AbolfazL: خب خوده بازی رو می پسندی یا استوری لاین رو ؟
R . I . P: والا از نظر من بعضي اوقات خود بازيا از استوري لاين قشنگ تر ميشن يعني واقعا به طرف حال ميده ها ، مثلاً يه بازيو ببيني که نتيجش اصلاً تابلو نباشه
ولي در کل اگه استوري لاين نباشه کمپاني بي معني و اساسه
AbolfazL: نحوه چطور اومدنت به انجمن رو گفتی اما میدونستی یه روز به چنین جایگاهی میرسی ...من میخوام بگم اگه معین در حد داوود نباشه ولی چیزی هم از اون که یک پدیده بود کم نداره
یه توضیحی بده
R . I . P: نه هرگز حتي فکرشم نمي کردم که بخوام پست بدم اينجا چه برسه که بخوام مدير بشم
اونم پست به اين حساسي مثل اخبار
ولي بعد از اينکه مدير بازي شدم سعي کردم خيلي خودم رو اصلاح کنم يعني کمتر اسپم بدم ، جدي تر باشم بيشتر فعال باشم
AbolfazL: اره دیگه که کم کم به این سو اومدی ویهویی طوفانی شدی عزم راسخی داشتی از نظر من
هنوزم که جا نزدی چون بعضی از بچه ها حالا بنا به هر دلیلی مثل داوود ، بهنام ، حامد بعد از یه مدت نسبتا کم کار شدن ولی تو خوب داری کار میکنی البته هنوز زوده رکورد دار بشی ولی خوب می تونی بری جلو
R . I . P: خب اين يکي از ويژگي هاي منه وقتي هدفي داشته باشم تا تهش ميرم هيچ چيزي هم جلودارم نيست
من وقتي مدير شدم ميدونستم که هيچوقت اين مقام رو ول نمي کنم من اصلاً اخلاقم اينجوري نيست که بد از يه مدت کسل بشم يا بگم خسته شدم يا از اين حرفا که ول کنم مگه اينکه واقعاً يه مشکلي برام پيش بياد که اصلاً نتونم بيام پست کامپيوتر و نت اينا
من وقتي مدير بازي بودم از کار خودم راضي بودم ولي هنوز تجربم کم بود خيلي هم کم بود اما رفته رفته بر همه چيز مسلط شدم
افرادي مثل حامد رو الگويي از يک کاربر فعال واسه خودم قرار دادم
AbolfazL: از من هیچی الگو نگرفتی ؟
R . I . P: از شما هم از لحاظ طنز الگو ميگرفتم اخلاقت که جاي خود داره
داشتم ميگفتم ... وقتي که مدير بازي بودم اون تاپيک دانلود بازي هاي ميکرو و سگا رو زدم
همون تاپيکي که تو چشم ديدنش رو نداشتي
AbolfazL: آره همون تاپیکی که ما داد زدیم انجمن گیم بازی شده
R . I . P: منم همينو مي خواستم بگم اون تاپيک خيلي بازديد کننده داشت بازديدش الان به 10000 تا رسیده
بازديد اون تاپيکم همينجوري بيشتر ميشد و منم انگيزم بيشتر ميشد واسه کارم تو انجمن
ولي خب رفته رفته من متوجه شدم که انجمن داره از هدف اصلي خودش که کشتي کجه منحرف ميشه
و وقتي اون تاپيک انتقاد تورو ديدم که در باره تاپيک من زدي بلافاصله رفتم در تاپيکم رو تخته کردم حتی سینا هم گفته بود کدوم انتقاد؟ ولی دیگه نخواستم موضوع کش پیدا کنه یه جواب همینجوری دادم بهش ...
بعد هم دیگه تصميم گرفتم فقط به در خواست های کاربران تو اون تاپیک رسیدگی کنم
AbolfazL: بمیرم واست چه ضربه روحی بهت وارد شده بوده
R . I . P: نه اين حرفا چيه خب بالاخره تو اون تاپيک به اندازه کافي بازي بود که هر کي مياد توش دست خالي بيرون نره ديگه لازم هم نبود ادامه پيدا کنه
AbolfazL: و خیلی عجیب بود یه مدیر بخش بازی یهو بشه مدیر بخش اخبار بدون اطلاع
کی تورو معرفی کرد تو اون بخش به ادمین؟
R . I . P: کسی منو معرفی نکرد
AbolfazL: یعنی سفارش کسی نبودی ؟ چون هامون عادت داره سفارشات دیگران رو انجام بده
R . I . P : نه نه ، قضيه از اونجايي شروع شد که داوود کمرش رو جراحي کرده بود ديگه نمي تونست بياد انجمن به علت قطع بودن نت و جراحي کمرش ، بهنام هم چون تو تابستون سر کار ميرفت نمي تونست زياد سر بزنه بعد يه شب داوود يه اس ام اس داد بهم گفت يه خبر هايي شده که انگار قضيه کيسه کين مربوط به پارچه سر آندرتيکر ميشه
بهم گفت برو اينو تاپيکشو بزن می خوام تو بخش اخبار که فعالیتتو داری شروع می کنی جنجالی بری تو کار
ما هم رفتيم به حرفش گوش کرديم تاپيک زديم بعد ديدم بازديد خيلي بالا و توجه خيلي زيادي به تاپيکم شد
بعد با خودم گفتم من که انگليسيم انقدر خوب هست بيام در نبود بهنام و داوود و عليرضا هانتر يه ذره تاپيک خبري بزنم هم واسه خودم مروری میشه که یاد کانون زبان که دو سال پیش تمومش کردم بیوفتم و واسم مرور بشه و هم گرد و خاک بخش اخبار رو بگیرم
تا اينکه يه روز هيچ کسي نبود تاپيک اخبار راء رو بذاره من اومدم از داوود پرسيدم نظرت چيه من بذارم اونم گفت بذار
بعد رفتم با حوصله هر چه تمام تر يه چيز حدود 3 ساعتي وقت گذاشتم و اولين تاپيک اخبار راء خودم رو زدم بعد هم ديگه يواش يواش با زدن تاپيک اخبار راء واسه هفته هاي ديگه ديدم همچنان انجمن خبري نيست از مديران اخبار البته بهنام اون موقع خیلی به هامون اصرار داشت که کاربرش کنه ، خودش میگفت که من نمیتونم بیام ولی هامون خب همین طور مدیر نگهش داشته بود
اون موقع بود که ديگه عزمم کاملاً راسخ شد فعاليت کنم واسه رفتن به بخش اخبار
AbolfazL: ایولا داری واقعاً از این حس و عزم راسخت خوشم اومد نه تنها من بلکه همه
بچه های انجمن دیدی که چند روز پیش تاپیکی رو زدن به پاس زحماتت ؟
R . I . P: آره
AbolfazL: برای خوده من خیلی تعجب اور بود این طور از بخش بازی و کامپیوتر بیای تو آخر این طوری رشد کنی خب ادامه بده بعد دیگه چه تصمیمی گرفتی وقتی دیدی دیگه خبری نیست تو بخش اخبار از مدیران؟
R . I . P: اون موقع دیگه هدفم اين بود که مدير اخبار بشم فعاليتم رو شروع کردم و استقبال خيلي خوبي هم مي شد از تاپيک هام بعد از 1 ماه اوايل مهر ماه بود به هامون گفتم ميخوام مدير اخبار بشم خيلي جدي مطرح کردم درخواستمو
بهش گفتم هامون تجربه و تخصص من واسه اخبار خوبه ؟ قبولم داري؟ هامون هم گفت آره
بعد بهم گفت
همين فردا يا پس فردا از مدير گيم و کامپيوتر بودن ميبرمت به بخش اخبار ، البته 2 هفته بعدش منو مدير اخبار کرد بعد هم که مدير اخبار شدم در کنار بهنام
AbolfazL: حالا با توجه به سابقه ات ممکنه یوقت از اخبار بری گالری ؟
R . I . P: نه من ديگه هيچوقت بخش اخبار رو به قصد مديريت يه بخش ديگه امکلن نداره ول کنم ماشالله الان تو بخش گالري آرمان و ساسان هستن ديگه کمبودي اونجا ديده نميشه که
داشتم ميگفتم ....
ديگه کاملاً هدفم اين بود که يک مدير فعال باشم و هيچ گونه اسپمي ندم
فکر کنم از وقتي مدير اخبار شدم تا الا تعداد اسپم هايي که دادم به 10 تا هم نرسيده باشه البته کوچکترین اسپمی هم که میدادم از دست سینا در نمی رفت
AbolfazL: البته اخلاقت هم خیلی عوض شدا از نظر نوشتاری اون زمانا خیلی مضاخ هم میکردی
R . I . P: آره خيلي ، ديگه خودم اين تصميم رو گرفتم که تو انجمن جدي باشم و مضاح و شوخي کردن باشه واسه ياهو
بعد هم ديگه تو بخش اخبار جا افتادم و حتي احبار پي پي وي هم خودم گذاشتم يه مدتي بود واقعا بهم فشار ميومد يعني فقط و فقط به عشق انجمن و اعضاش از کار و زندگي خودم ميزدم تا انجمن به روز باشه فکرشو بکن یه زمان اخبار پی پی وی و هفتگی رو همه خودم میذاشتم
AbolfazL: یعنی الان در بخش اخبار تنها هستی این واقعیته درسته ولی نیازه یکی بقل دست تو باشه
R . I . P: نه از نظر من اصلا احتياجي به همکار در بخش اخبار ندارم چون فکر نکنم تو اين مدتي که من مدير بودم هيچ گونه ضعفي از بخش اخبار ديده شده باشه
AbolfazL: آره راست میگی من که خودم همیشه دیدم بخش اخبار عالیه
معین تو صحبتات گفتی این مقام رو دوست داری یعنی دیگه به مقام بالاتری فکر نمی کنی مثل ناظم یا معاون یا یه مقام جدید اصلا ؟
R . I . P: والا ناظميت سايت رو که اصلاً و ابدا دوست ندارم کسه ديگه ايي رو به جاي سينا ببينم
AbolfazL: چرا؟
R . I . P: چون کار سینا رو واقعاً قبول دارم و هیچ کس نمی تونه انجمن رو مثل سینا نظم بده
سينا هم سرعت نت بالايي داره که خودش خیلی تاثیر گذاره و از طرف دیگه اخلاق بسیار نیک و متینی داره
حامد هم که واقعاً شايسته مقام ناظمیتش هستش
AbolfazL: البته کارش درسته...وگرنه با دیال اپ هم میشه ناظمیت کرد مثل علی اف جی ای
R . I . P: آره درسته علي اف جي آي هم کارش عالي بود
AbolfazL: ولی یکی مثل ارش با زدن چند تا تاپیک خودشو زیر سوال برد و اون عملکرد اولیه و خوبش رو زیر سوال برد
R . I . P: دقيقاً
AbolfazL: پس سقف ارزوت تو انجمن همین بود که الان هستی یعنی مدیر اخبار ؟
R . I . P: خب يه سري پيشنهاداتي به هامون دادم که خودم بهش گفتم واسه طرف هاي عيد عمليش کنه هنوز بخش اخبارم رو دوست دارم
AbolfazL: در مورد خودت یا انجمن ؟
R . I . P: در مورد مقامم تو انجمن
AbolfazL:
R . I . P: البته باز هم همچنان مديريت بخش اخبار با من ميمونه یعنی قبل از این که به هامون نظرمو بگم ازش پرسیدم بخش اخبار تحت مدیریت من میشه دوباره بمونه اونم گفت آره
AbolfazL: میخوام یک به یک بریم جلو با نظراتت و انتقاداتی که داری
اول از همه هامون مدیر کل سایت نقدتو بگو در موردش
R . I . P: اوکي لتس گو !
R . I . P: هامون مدير زحمتکش و دلسوزيه زحماتي که ميکشه به ظاهر ديده نميشه اون هميشه مشکلات فني انجمن رو حل ميکنه سعي ميکنه بهترين اقدامان امنيتي رو براي انجمن قرار بده هميشه حواسش به همه چي هست هزينه هاي سرور رو هميشه به موقع ميده و ....
تنها نقدي که مي تونم بکنم ازش اينه که خيلي کم به عنوان يک ادمين به انجمن سر ميزنه
يعني من به خودشم گفتم که وقتي ميبينم تو افراد آنلاين انجمن هامون هم هستش اصلاً احساسا آرامش مي کنم از اينکه تو انجمن هست و نظارت داره
AbolfazL: امیر ارین ادمینی که به چشم نمیاد
R . I . P: امير هم واسه انجمن کم زحمت نميکشه آپلود هايي رو که امير ميذاره انجمن رو تو هيچ انجمن و وب ايراني اي نميتوني پيدا کني به غير از اينجا
امير هم به علت مشغله کاري کمتر مياد بيشتر وقت ها شبا ديگه سر ميزنه ولي با اين وجود از تاپيک هاي خبري استقبال خوبي ميکنه
تنها نقدي که ميتونم بکنم ازش اينه که يه دفعه خب عصباني شده بود به سينا گفته بود من دلم ميخواد اسپم بدم کسي حق نداره پاک کنه خب اين حرف در شان يک ادميني مثل امير اصلاً نيست منم ميدونم که از روي عصبانيت گفت واون موقع کنترلش دست خودش نبود
ولي در کل امير و هم از لحاظ کار و شاپش تکه و تلاش زیادی داره هم از نظر اخلاق خيلي قبولش دارم
AbolfazL: ولی حرف پشتش زیاد میزنن...تو چی مثل اونها فکر میکنی؟
R . I . P: من اصلاً به حرف هاي بقيه کاري ندارم من از روي چيزي که خودم ميبينم قضاوت ميکنم اگه بخوام دهن بين بقيه باشم که تو زندگيم مشکل جدي پيدا ميکنم من امیرو قبولش دارم به حرف های دیگران هم اهمیتی نمیدم
AbolfazL: میرسیم به داوود
لقبش چی بود یادم رفت اینقدر کم دیگه میاد انجمن که یادم رفته لقبشو ... نائب قهرمان انجمن ؟
R . I . P: قهرمان چیه:12: ... نايب رئيس بابا
AbolfazL: خوب اینم داره راه پوریا خدابیامرز رو میره در مورد سمتهاش ...کار قدیمش ..ارتباط و ...
R . I . P: خب من داوود رو خيلي قبول داشتم از پارسال تابستون باهاش آشنا شدم از اخلاقش در انجمن خوشم ميومد تو کارش جدي بود اخبار لايو ميذاشت انجمن کاري که فکر کنم اون موقع هيچ انجمني انجام نميداد
بعد ها هم شماره موبايلشو ازش گرفتم بهش خيلي اس ام اس ميدادم تا 2 -3 صبح بعضي اوقات به هم اس ام اس ميداديم
داوود تو بخش اخبار هم زحمت هاي فوق العاده زيادي کشيد ولي خب بعد از يه مدت کاملاً از انجمن زده شد
اين کاملاً مشخص بود
نقدم من از داوود اينه که
انقدر حساس نباشه انقدر با کوچکترين حرف بهش بر نخوره ناراحت نشه
بياد بگه من ميرم ديگه انجمن نميام و از اين حرفا اين کار ها از آدمي به بالغي و عاقلی مثل داوود بعیده
داوود يه اخلاق بد ديگه هم داره اينه که خيلي رو حرف خودش مستحکم هست اصلاً به نظرات بقيه اهميت نميده
اون شبي که اومد تاپيک زد انجمن ميخوام برم ديگه نميام من حدود 2 ساعت تمام داشتم بهش اس ام اس ميدادم
آقا بيخيال شو اين کارا يعني چي ، ولي باز آخر کار خودشو کرد
حتي ساعت 3 صبح از زختخواب پاشدم اومدم انجمن همون موقع که تاپيک زد نظر هم دادم که نرو ولي باز کار خودشو کرد
در کل : من داوود رو خيلي قبول دارم ولي يه آدم بايد انتقا پذير باشه اين حرفيه که خودش ميزنه که ميگه من انتقاد کردن رو دوست دارم
AbolfazL: ولی عمل نمیکنه کاملاً راست میگی
R . I . P: آره
R . I . P: ولي وقتي ازش انتقادي ميشه بهش بر ميخوره و ناراحت ميشه اگه بخواد اين راه رو پیش بگیره تو زندگیش با مشکلات بدی برخورد میکنه
کلام آخر درباره داوود
داوود دوست بسيار خوب و نزديک من هستش مثل برادرم دوستش دارم ولي خب بايد به اين نکاتي که گفتم توجه کنه
ميدونم که از دستم ناراحت نميشه چون خودش ميدونه که چقدر براش اهميت قائلم
من همیشه و همه جا طرفداری داوودو میکردم و نمیذاشتم کسی پشت سرش حرف بزنه
AbolfazL: قربون تو برم که انقدر آقایی
AbolfazL: برسیم به حامد...هر چی ازش میدونی بگو...تا حالا که باش درگیر نشدی .؟ حامد رو فکر میکردی معاون شه و اون زمانا که اخبار میذاشت و الان تو به جاشی ..یه توضیحات مفصل بده
R . I . P: حامد يکي از کساني هستش که من از همون اوايلي که ميومدم انجمن از همون موقع بهش توجه ميکردم 2 سال پيش رو ميگم
به اين که چقدر با کاربران دهن به دهن ميشد چقدر زود جوش ميمد و البته از همه مهم تر چقدر براي انجمن زحمت ميکشيد من حامد رو از همون اول دوستش داشتم هر چقدر هم که تو انجمن اخلاقش خشک و جدي بود
خيلي بهش احترام ميزاشتم و ميزارم و خواهم گذاشت
يکي از زحمت کشترين کساني بوده که اين انجمن به خودش ميديد
يه مدتي بود واقعاً که داوود نميومد انجمن فکر کنم دور و بر اسفند و فروردين ماه بود حامد يعني انجمن رو به طور کامل پوشونده بود واقعا تو بخش اخبار نذاشتش نبود داوود احساس بشه
من هميشه حامد رو الگوي فعاليت ميدونستم واسه خودم
AbolfazL: من یه پرانتز وسط حرفت بندازم
کلان انجمن ما طوری بوده که هیچ وقت عقب نمونده.. یعنی هر وقت کسی نرسیده هی یه جانشین خوب داشته براش .. که هر کدوم به زمان خودشون بهترین تلاش رو بدون هیچ چشمداشتی انجام میدادن...
R . I . P: آره درسته دقيقاً همين جايگزين شدن ها بودش که باعث فعاليت بالا شد و انگيزه رو بوجود اورد
داشتم ميگفتم از حامد ...
حامد بعد از اينکه نام کاربريش رو از world life به I Am Legend تغيير داد خدايي خيلي فرق کرد ديگه مثل قديم نبود ، پرخاشگر نبود و عصبانی نمی شد انقدر البته نه این که کاملاً این جوری بشه ها ولی خیلی تغییر کرد سرش کاملاً به کار خودش بود
يعني فقط و فقط فعاليتش رو براي پيشرفت انجمن متمرکز ميکرد با وجود اينکه وب هم داشت ولي باز براي انجمن کم نميذاشت
خدا وکيلي هر کس که فوتو شاپ بلد باشه و بخواد واسه خودش امضا بسازه کلي با خودش کلنجار ميره و وسواسيت به خرج ميده
حالا فکر کنم حامد چجوري انقدر با جون و دل به کاربرا اهميت ميده واسشون امضاء و آواتار درست ميکنه
اين واقعاً چيز کمي نيست
در باره معاونیتشم خودش درخواست معاونیت داد به هامون ، منم خیلی به هامون اصرار کرده بودم که هیچ کسی مثل حامد برازنده این مقام نیست چون همیشه به قول سینا دست راست هامون بوده
و آخرين کلامم در باره حامد
يک پسر زحمت کش ، يک پسر دوست داشتني ، با مرام و با محبت
تنها نقدم ازش اينه که اگه يه وقتي يه چيزي ميبيني که عصبانيت ميکنه کاملاً خونسرد باش سعي کن به اعصابت مسلط باشي و از کوره در نری
AbolfazL: خوب برسیم به سینا که توضیحاتی در موردش دادی ..اما کلاً درمورد اون و ناظمان قبلی هم بگو...هر چند حرفها تکراریه ولی شاید تو چیز جدیبدی داشته باشی
R . I . P: خب از اولين ناظم شروع میکنم اردلان بود
AbolfazL : اینو هم بگو که دیگه کیا هستن تو انجمن که مثل سینا شایسته پست ناظمیت هستن ؟
R . I . P: اوکي
ناظم اول که اردلان بود رو من خيلي قبول داشتم هم اخلاق داشت هم نظم داشت تو کارش
هميشه مودبانه به کاربران خاطي تذکر ميداد ولي خب ديگه به علت مشغله و شاپش نتونست به اين پستش ادامه بده
براش آرزوي موفقيت مي کنم
ناظم بعدي علي اف جي آي بود ، از نظر من بين نظم دادن اون و سينا هيچ فرقي ديده نميشه علي واقعاً تو کارش خبره بود ولي خب يک سري اتفاقاتي افتاد که ديگه با انجمن وداع گفت
ناظم بعدي آرش بود
آرش اوايل انگيزش خيلي زياد بود خيلي خوب پيگيري ميکرد اما رفته رفته تاپيک هاي گوناگون و بي ربطش مقامش رو زير سوال برد که از بزرگترين اشتباهش زدن تاپيک "در هفته چند بار خود ارضايي مي کنيد" بود
واقعاً در حد يک ناظم نبود اون کارش يه گله ديگه هم که ازش داشتم اينه که اصلاً يک ناظم حق نداره بياد براي انجمن تاپيک بزنه قوانين تایید کنه ، اينکه قانوني گذاشته بشه وظيفه ادمين هست و ناظم هم وظيفش اينه که قانوني رو که ادمين ميذاره رو اجرا کنه نه اينکه بياد خودش قانون طرح کنه
در کل اگه اون آرش سابقي بود که مثل اوايل کارش انگيزه و پشتکار داشت من مطمئن بودم الان وضعيتش اين نبود
در نهايت ميرسيم به برادر کریمیان
سينا رو من همه نظره قبولش دارم از همون موقعي که مدير بيوگرافي بود کاملاً کارهايي رو که يک ناظم انجام ميداد رو مي کرد به کاربران تذکر ميداد و کاملاً ديگه مشخص بود از پست خودش خسته شده منظورم مدير بيوگرافيه ديگه حتي پستي هم نميداد تو انجمن حتي چندين بار هم بصورت غير مستقيم گفته بود که مي خوام ناظم بشم نمونش تو اون تاپيک اعترافات بچه ها بود که گفت ناظميت رو حق خودم مي دونستم
من از اون روز فهمیدم که دیگه عیت کم کاری سینا چیه
و در نهايت روزي که سينا ناظم شد دونستم که کار همه اسپمر ها تعطيل شده ، سينا تو کارش استاده چون هم اخلاق داره و هم با تجربه و خب سرعت بالا داشتن هم خيلي موثره خيلي جاها قبل از اينکه دعوايي صورت بگيره پستا رو پاک ميکنه نمونش تو همون تاپیک جدیدترین فیلم های روز دنیا بود که یه پست رو که باعث دعوای شدید میشد رو بلافاصله پاک کرد خودش میدونه کدوم پست رو دارم میگم
AbolfazL: فکر نمیکنی سینا یکم رو کیومرث حساس شده ؟
R . I . P: خب والا من از قضايايي که بين سينا و پويان رخ داد به طور کامل آگاهي ندارم ولي اينو ميدونم که پويان اگه کمي خودش رو کنترل ميکرد کمي آروم تر برخورد ميکرد وضعيتش اين نبود
پويان اون اوايل واقعاً انتقاد هاي بي موردي رو ميکرد حتي تو يه تاپيک هامون بهش تذکر داد هر گونه انتقادي رو داري بکن من به همه سوالاتت جواب ميدم ولي باز بعد از يه سري ندونم کاري ها باعث اخراج خودش شد
من فقط بابت اون پست سينا که اوايل صبح داده بود و زود پاک شد ناراحت شدم واقعاً اصلا در شان سينا که يک پسر با اخلق بودش نبود که بياد اون حرفارو بزنه
AbolfazL: دقیقاً
من میگم سینا ناظمه درسته ولی نباید کارش با یه کاربر به جایی برسه که دهن به دهن بشن...اونو باید بسپاره دست مافوقش!! ولی سینا هم یه عدات داره که دوست نداره سوالی رو بی جواب بزاره...
R . I . P: درسته من ميدونم که سينا خيلي عصباني شد و نتونست خودش رو کنترل کنه که متاسفانه انقدر ازش انتظارات بالا ميرفت که با دهن به دهن شدنش کمي همه تعجب زده شدن ولي در کل سينا حق داره که با کاربران خاطي برخورد کنه و قوانين رو اجرا کنه من حق رو بيشتر به سينا ميدم اگه پويان کمي بهتر تصميم گيري ميکرد و رو اعصابش مسلط بود اينجوري نمي شد مهم همه برميگرده به کنترل کردن اعصاب طرف
کاري که من خداروشکر توش واردم و هيچ وقت موقعي که اعصابم خورده تصميم گيري نميکنم
کلام آخرم
سينا پسر بسيار مودب و با اخلاقيه و در کارش حرف نداره تنها نقدي که ميتونم بکنم اينه که کمي روون تر بشه کمي سخت گيريش رو کمتر کنه
AbolfazL: برسیم به بخش گالری و کاربر طلایی ها فعلی که خوب کار میکنن
R . I . P: از آرمان شروع ميکنم
آرمان اون اوايل کارش که قبل از اين که مدير گالري بشه واقعاً فعال بود واقعاً مشخص بود که زحمت ميکشه و در نهايت هم مقام مدير گالري رو تصاحب کرد ولي رفته رفته از فعاليتش کم شد ميدونم که آرمان با خوندن اين حرف ازم دلخور نمیشه چون خودشم میدونه که دارم راست میگم
اواخر تابستون به علت قطع و وصل شدن زياد اي دي اس الش واقعاً صدمه بدي به مديريت خودش زد
تو سه هفته اول مهر که کاملاً يادمه اصلاً نتونست انجمن بياد ولي بعد از اومدنش دوباره مثل قبل فعاليتش رو شروع کرد و اين مدتي رو که نبود جبران کرد
ولي بازم به علت قطع شدن اي دي اس الش و ديگر مشکلاتش از انجمن عقب موند تو اين مدت ساسان و عرفان به طور کامل بخش گالري رو پوشوندن و بخش گالری کاملاً به روز بود اما خودا رو شکر آرمان الان وضعيتش خيلي خوبه الان چند هفته اي ميشه که نظارت خوبي رو داره تو بخشش از همه مهم تر دوباره فعاليت ميکنه مثل قبل
آرمان رو خيلي دوسش دارم مثل داداش کوچيک خودم ميدونمش ولي کمي به تجربه و سن بيشتر نياز داره
آرمان هم اگه هميشه آروم باشه و با کسي دهن به دهن نشه ميشه گفت يکي از کاربران خيلي حيلي حوب و فعال ايران دبليو دبليو اي هست
الان که خدا رو شکر خیلی وقته آرمان مثل قبلنش نيست وتجربش بیشتر شده مثه خودم
AbolfazL: از عرفان و ساسان بگو
R . I . P: ساسان از جايي ديده شد که تو تاپيک قرعه کشي بازي هاي ليگ اروپا پست دادش پست که چه عرض کنم اسپم در حقيقت
ساسان حدود 5 ماهي رو با دادن اسپم فقط ميگذروند البته فعاليت هاي کوچيکي هم داشت تاپيک مخصوص صنعت هاي فضايي فکر کنم بود اطلاعات مفيدي رو قرار ميداد اونجا اما در غياب آرمان ساسان چندين تاپيک عکس زد و درست عين من که در غياب بهنام و داوود چندين تاپيک خبري زدم انگيزه گرفت و شروع کرد به فعاليت بسيار قابل توجه در بخش گالري
و ساساني که کارش اين بود که بياد تو تاپيک ها پست چند کلمه اي بده تبديل شد به يک کاربر زحمت کش
هر چند که هنوزم اسپم ميده ولي زحماتي رو که داره براي بخش گالري ميکشه واقعاً قابل تحسينه
تنها نقدم ازش اینه که کمي کل کل هاي مودبانه تر سر جان سينا بخصوص بکنه
بخدا جان سينا حتي از وجود ساسان هم خبر نداره که چي انقدر اعصابت رو خورد ميکني
AbolfazL: درسته مثلا من شنیده بودم تو یاهوو فحش خارومادرو کشئونده به طرفداران باتیستا
خوب طرفداراش کیان امثال منن دیگه
R . I . P: دور از جون
AbolfazL: میدونم منظورش ما نبودیم ولی یکم اصلاح کنه نحوه حرف زدنشو
R . I . P: درسته همينه که ميگم بايد تجرب و سنش خیلی بیشتر شه تا خودش متوجه بشه
AbolfazL: اره یکم نوجونه بزرگ میبشه خودش متوجه میشه قراره بعد از تو با ارمان مصاحبه کنم بعد ساسان
البته اگه ارش رو پیدا کنم حتمان یه مصاحبه ردیف و جنجالی ازش میگیرم!!
خب کلام آخرتم دربارش بگو
R . I . P: پسر بسيار پاک دليه ولي کمي تجربش بايد بيشتر بشه
عرفان هم پسر خیلی خیلی گلیه و واقعا تو اخلاق و شوخ طبعی تکه اما خیلی پر جوشه باید خودش رو کنترل کنه و دهن به دهن نشه باکسی
فعالیتش تو بخش گالری که عالی بود و واقعاً زحمتکشه و باید قدر چنین کاربرایی رو دونست
عرفان همیشه پشت انجمن مثه یه کوه وایساده و من از این غیرتش خوشم میاد
:AbolfazLیه خاطره تعریف کنم بچه که بودیم عشقمون این بود عموهامون بیان خونمون وقتی میخواستن برن با بابام منو و ممد میپریدم مثله گوسفند صندوق عقب وانت که هوا بخوریم
R . I . P: هيچي به خدا مثل دوران بچگي نيست چه حالي ميداد
AbolfazL: واقعان ک* خل ترین دوران زندگیه فکرشو کن به خاطر هوای خنک خوردن عشقت این بود یه مسیر 20 دقیقه ای رو بری پشت وانت ممد هم که از همون بچگیش ک* میخ ، رو ماشین ادا اطوار در میورد شکلک در میورد برا ماتشینها هر کی هم حرفی میزد ممد فحشه ناموسو میکشوند طرفم میگفت بچه است میرفت
AbolfazL: خوب باز من رفتم خاطره گفتم ... ادامه بدیم کجا بودیم ؟
R . I . P: همين خاطره هاته که خستگي رو از تن آدم ميبره
AbolfazL: بریم سراغ مدیر دانلود کیان
R . I . P: کيان رو همه جوره قبولش دارم خوش اخلاقه با ادبه زحمت کشه واقعاً هم زحمت کشه
واسه اين دوستش دارم که انقدر زحمت ميکشه و هيچ ادعايي هم نداره هميشه وظايف خودش رو به نحو احسنت انجام ميده مسابقات هفتگي و ماهانه رو با حجم خوب واسه بچه ها آپلود میکنه با وجود اينکه درس هم داره ولي به موقع کار و وظيفش رو انجام ميده
من به شخصه هيچ گونه مشکلي از کيان نميبينم و از نظرم هيچ جاي نقدي در کيان نيست
AbolfazL: پسر خوش اخلاقی هم هست مثل خودت
R . I . P: نظر لطفته
AbolfazL: و بعدش گفتگوی ازاد و امیر اقایی و ابوالفضل!!!
R . I . P: اوه اوه
AbolfazL: درد و دلاتو بگو
R . I . P: خب من هميشه ابولفضل رو الگوي شوخ طبعي و طنز خودم ميدونستم هميشه از پستاي اسرارش ديدن ميکردم سعي ميکردم سبک شوخيم مثل اون باشه نميدونم موفق بودم يا نه بزرگترين درسي که از ابولفضل گرفتم اينه که هيچ وقت کسي رو ار خودم نرنجونم و هيچ وقت خداي نکرده نذارم کسي از دستم دلخور باشه هميشه اگه کدورتي پيش بياد همون روز حلش کنم اين يکي از ويژگي هايي بود که هميشه ابولفضل بخاطرش دوست داشتم ابولفضل واقعاً مثل يک برادر بزرگ تر ميمونه واسم و هميشه از تجربياتش استفاده مي کنم
در کلام آخر حاجي خيلي مي خوامت و نقدم اينه که کاربرايي هستن تو انجمن که قلم طنز تو رو نميدونن
نميدونن تو مدل شوخي کردنت چطوريه به دل ميگيرن ابولفضل کمي باهاشون آشنا شو و بذار بدونن چي جوري هستي بعد باهاشون شوخي کن
AbolfazL: در مورد اسمم هم بگو چرا اینقدر برات اسم واقعیم مهمه اینکه نام کاربریم رو همون ABOLFAZL کنم ؟
R . I . P: خب چون از همون روز تو رو با اين اسم ديدم و يک نوع حالت درويش و ساده بودن از روي نام کاربريت احساس ميکنم مثل خود امير مومنين که ساده زندگي ميکرد ؛ واسه همين هست که دوست دارم همون ابولفضل قديمي و ساده رو ببينم که با هر پستش کلي مطلب ياد گرفتني توش هستش
AbolfazL: فدات
AbolfazL: خوب برسیم به اینکه تا کی در انجمن فعالی و میمونی ؟
R . I . P: تا زماني که انجمن پا بر جا باشه منم هستم تنها چيزي که ميتونه جلوي انگيزمو بگيره رفتن آندرتيکر از کشتي کچ هست
AbolfazL: و کمی هم از انجمن صمیمی ایران دبلیو دبلیو ای بگو ..و چرا جایی دیگه ثبت نام نکردی
R . I . P: خب والا همون طور که گفتم دوستم آرمين اينجا ثبت نام کرد منم که اصلاً قصد اينکه روزي اينجا پست بدم رو نداشتم اون موقع قصدمون فقط خريد سي دي بود ولي رفته رفته ديدم اطلاعات و اخباري اينجا هست که اصلاً نميدونستم خيلي علاقه مند شدم به يک محيطي که همه کشتي کچ بازن ميتونيم با هم درباره کچ صحبت کنيم و ....
HG
[hr]
ادامه دارد
بقیش رو بزارید :4:
من پارازیت انداختم که ابوالفضل بتونه بقیه رو بزاره
[b]
color=#87CEEB]AbolfazL: آرمان پ.خ داده گفته ازت بپرسم تشکر و تنکس و اینا برات مهمه ؟[/color]
R . I . P: خب از يه نظر برام مهمه چون ميدونم براي زحمتي که ميکشم کساني هستند که اهميت قائل ميشن و با تشکر کردن نشون ميدن و با ديدن اينکه به تاپيک هاي خبريم ازم تشکر ميکنن واقعاً قوت قلب ميگيرم از اينکه بچه ها محبتشون رو ميرسونن با اين کار و بهم انگيزه ميدن از اين نظر برام مهمه فقط و گرنه هيچ ارزش ديگه اي نداره واسم ...
ولی اون روز که تعداد تشکراتم صفر شده بود خیلی ناراحت بودم چون همه ی زحماتم به نوعی انگار صفر شده بود گرچه هامون درست کرد بعدن برام ...
AbolfazL: وسوال کیومرث در مورد استون کولد ، تو رویال شرکت میکنه ؟
R . I . P: والا از نظر من خيلي بعيده اگر هم شرکت کنه مطمئنم که برنده نميشه مثلاً مياد يک نفرو ميزنه و خودشم به همراه اون نفر ميره بيرون مثل کاري که ميک فولي تو رويال 2004 با رندي ارتن کرد
AbolfazL: اره یادمه
R . I . P: از نظر من استن کلد بعد از رويال رامبل برميگرده و درگيري هاشو با مکمن شروع ميکنه
و تو رسلمينيا وداع ميگه با دبليو دبليو اي
AbolfazL: بگو صمیمی ترین دوستانت کین
R . I . P: من با همه رفیقم ، از صمیمی ترین دوستام بهنام ، هامون ، حامد ، سینا ، آرمان و داوود و معین و کیان و علی و هادی و امیر ووووو خدایی خیلی زیادن !! نمیشه همه رو گفت ....
AbolfazL: در موردشون توضیح بده
R . I . P:والا قضیه منو بهنام از اوایل اردیبهشت امسال شروع شد که بهنام رمز های بازی GTA IV رو می خواست منم فکر کردم واسه خودش میخواد همه رمز ها رو دادم بهش از جمله رمز های س*کسی
بهنام هم مثه اینکه جلو پسر عمش بود کی بود داشت بازی میکرد این رمز ها رو میزنه و کلی ضایع میشه
از اون روز کل کل کردن من و این شروع شد البته خیلی با هم رفیق بودیم و دیگه رفته رفته صمیمی تر هم شدیم و تلفنی اینا هم با هم صحبت کردیم و ...
هامون و حامد اینا هم که از قبل خیلی باهاشون رفیق بودم وقتی اومدم تو کار اخبار خیلی روابط و صمیمیتم با حامد بیشتر شد و تو کار مجله شماره 2 هم که با هم بودیم و بیشتر با هم ارتباط داشتیم همین جا هم از تمامی زحماتی که حامد واسه مجله کشید تشکر میکنم واقعاً طراحی شماره 2 استادانه بود ...
AbolfazL: از معین نو فیر هم بگو
R . I . P: قضیه آشناییم با معین رو که خودش تو مصاحبش گفت ... من کلاً خیلی معین رو دوست دارم یعنی تو و معین رو مثل دو برادر بزرگتر خودم میدونم
واقعاً معین خیر اندیشه هر جی دربارش بگم کمه و جای چند خط نیست توصیف کردنش
AbolfazL: به نظرت ساکت ترین و پرجنب و جوش ترین ها کیان ؟ کیا اسپم میدن ؟
R . I . P: از ساکت ترین ها میشه به کسانی گفت که همیشه همه جا سر میزنن و تنکس میدن ولی پستی نمیدن مثل شایان آر... پر جنب و جوش از چه نظر ؟ از نظر سر زدن به همه جا اگه منظورت باشه میشه گفت خودم و ساسان هستیم که معمولاً همه جاها هستیم ... اسپمر هم که تو بخش اخبار هیچ کس نمی تونه اسپم بده اگه هم از زیر دست من در برن از سینا که نمی تونن فرار کنن ولی ساسان هنوز کمی اسپم میده که خودم همیشه حواسم هست و ترتیبشو میدم ...
AbolfazL: به نظرت دیگه چیزی از انجمن مونده ؟ فکر نکنم تا به حال کسی مثه تو انقدر در مورد بچه ها توضیح مفصل داده باشه حالا تو نقدم دلیلشو میگم
R . I . P: نه من دیگه حرفی به نظرم نمونده
AbolfazL: خب بیایم از انجمن بیرون ....میخوام یکم ازت تعریف کنم ..این تعریفی که میکنم دروغ نیست و نه اینکه جلو روت باشم ..حرف من حرف همه است....معین یه پسر صاف و ساده و مهمتر از همیشه مثبت فکره....من ندیدم یکبار هم که شده معین تو انجمن حتی تو یه تاپیک سیاسی هم درد دل و گلایه کنه..دقیقان مثل معین مددی که میگفت اینقدر منفی نباشید ...
خیلی ویژگی مثبتیه چطور تونستی این قابو تو خودت پیاده کنی ... ؟ ارثی بوده یا خودت یاد گرفتی ؟
R . I . P: والا پدر من هميشه آدم آروم و با منطقي بود اما رفته رفته که سنش بيشتر شد خب خودت ميدوني منظورم چيه ديگه اخلاقش با طرز فکر ما جوون ها طبيعيه که فرق کنه من از رو اين حساب از کوچيکي خودم ميدونستم که بالاخره من بزرگ ميشم و ميدونم که اختلاف سنيم با پدر بسيار زياده و جاي سن پدربزرگ من رو داره
پدرم 65 سالش هست و من فقط 19 سال اين همه اختلاف سني به من هشدار داده بود که واسه مسائل و سختي هاي زندگي اصلاً خودمو اذيت نکنم هميشه مثبت بين باشم هميشه نارحتيام رو تو خودم نگه دارم هميشه سعي کنم شاد باشم روحيم رو حفظ کنم و از همه مهم تر هر چقدر هم که مشکلات داشته باشم احترام به پدر ماردم رو حفظ کنم اين از ويژگي هاي اخلاقي منه که هميشه خوش برخورد باشم
درد و غم هميشه با گذشت زمان از بين ميره من شايد باورت نشه ابول ولي خيلي از اوقات هست که مشکلاتم رو سر نماز ذکر ميکنم احساس آرامش مي کنم خيلي هم زياد چون پيش خودم مطمئنم خدا به دادم ميرسه يعني بهم ثابت شده تو خيلي از شرايط بدجور ميگفتم خدايا مثلا امروز رو در برم از فلان مشکلم ... همينم ميشد
در کل خيلي به خدا و نماز ايمان دارم
AbolfazL: من تحسینت میکنم و اگه انجمن ما 4 تا مثل تو داشت ما غم نداشتیم...
R . I . P: من کوچيکتم فقط 1 ابولفضل کافيه انجمن داشته باشه خودش به اندازه 100 تا من اهميت داره
AbolfazL: نه تو خودت خوبی همه رزو خوب میبینی
معین فکر نکنم اصلا دعوا و بزن بزن کرده باشه بیا تعلیم پیش ممد ما ؟
R . I . P: والا من اصلاً اخلاقم طوريه که همه سريع باهام رفيق ميشن يعني خيلي واسه رفيقام مرام قائل ميشم
من تو سال هاي دبيرستان و راهنمايي دعوايي نکردم ولي يه بار 4رم ابتدايي که بودم يه جا مدادي خريده بودم خيلي دوسش داشتم بعد يکي از بقل دستي هام سر حسودي پرتش کرد از پنجره به بيرون حالا کلاس ما طبقه سوم بود منم سر پسره رو هول دادم به طرف ديوار اينم تا يکي دو دقيقه اي اصلا انگاز از هوش رفته بود خدا به خير گذروند
AbolfazL: دیوونه خوبه نکشتیش یاده ممد افتدم تو مغازه وایساده بود یه معتناد اومد گفت یه شیرینی بده ممد گفت برو بیبرون نمیشه این گیر داده بود ممدم گرفتش دستشو برد بیرون هلش داد بدبخت خورد به ستون دیوار ولو شد رو زمین
R . I . P: داداشت خشنه ها
AbolfazL: مگه دیگه بلند میشد بهش پول دادم رفت
نه یکم زودرنجه داداشم..زود عصبی میشه عکس الهعمل نشون میده :11:
معین اهله رابطه و دوستی با دخترا چی هست؟اصلا دنبال این چیزا هستی...و تا حالا که عاشق نشدی؟
اول وسط حرفت بگم خوشبحال اونی که زن تو بشه و خوش بحال اونی که الان رفیقت باشه
R . I . P: والا دروغ نگم من سال سوم دبيرستان که بودم خيلي دختر بازي و چت و اين کارا ميکردم
AbolfazL: چشمم روشن !!!!
R . I . P: خب راستش همشون در حد دوستي بود من مي خواستم با يکي دوست بشم که تا آخر باهاش باشم ولي به خدا نمي شد يعني هيچ جوري هيچ دختري نبود که وفادار باشه اونا همه چت کردن و دوست بودن با پسر ها رو يک نوع سرگرمي ميدونستن واقعاً اخلاق دختر ها متغيره من از دوستي باهاشون فهميدم جز دردسر و بدبختي و از همه مهم تر خرج و پول حروم کردن بيخود هيچ چيزه ديگه اي نصيبم نميشه
AbolfazL: خوش بحال خودم که ندارمو از هفت دولت ازادم
R . I . P: به کل وقتي تابستون پيش دانشگاهي شروع شد اين کار رو براي هميشه گذاشتم کنار تا سن 24 -25 سالگي حالا يه فکري واسش کنم
منم الان مثه تو بي غمم
AbolfazL: غم نخور
R . I . P: اينکه دوست دخترم کجاست دلم براش تنگ شد با يکي ديگه ديدمش اينا همه به گور سپرده شد
AbolfazL: ایول.. هر چند من هنووز تو داغه عشقمم
R . I . P: اشکال نداره چيزي که فراونه همين دختره
AbolfazL: نه مثل اون نبودا اگه بود که تا حااتلا زن گرفته بودم
R . I . P: تا چند نسل ديگه خدا ميدونه چقدر تعدادشون از پسر ها مي خواد بيشتر شه
AbolfazL: واقعاً
چند تا عمه ترشیسده دارم نمیخوای ؟ البته عمه ناتنی برا همینه هادی بهشون چیز میگه
R . I . P: من خودم 8 تا عمه دارم بابا بستمه
AbolfazL: بریم سر این سوالا با اهنگ و ترانه میونت چطور و خوانندگان مورد علاقه ایرانی و خارجی
[color=#696969]R . I . P: خب ترانه که نباشه اصلاً ديوونه ميشم يعني امکان نداره بدون آهنگ بتونم نت بيام هميشه بعد از اينکه کامپيوترو روشن کردم اول برنامه Winamp رو باز ميکنم آهنگ ميذارم شروع شه بعد به اينترن
AbolfazL: حتماً متال
R . I . P: اوووووووووف متــــــــال جيگره ... البته فقط 2 هفته میشه که متال باز شدم از خواننده متالیکا همینی که تو امضام هستش هم خیلی شدید خوشم میاد جیمز هتفیلد ...
AbolfazL: فقط کورن لیمپ بزکت و لینکین پارک و متاالیکا و البته خواننده ک...ی مارلین منسون
R . I . P: قبلش از آوريل و آهنگ هاي ديگه خارجي گوش ميکردم
AbolfazL: در کنار اینهات استاد شماعی زاده برای سالادش خوبه
R . I . P: تو اين همه خواننده متال ميشناختي رو نمي کردي
AbolfazL: چند تا دیگه هم هست که خاطرم نیست مثله راسموس سام 41 نیگت ویش رامستین مخصوصان کلیپاش
R . I . P: من اين چند روز شديداً عاشق گروه متاليکا شدم بخصوص آهنگ هاي Unforgiven III و St.Anger
از ايراني ها هم سياوش قميشي و شادمهر عقيلي و منصور گوش ميکنم و البته معين
AbolfazL: در آخر نظرت رو درباره افراد و چیز های زیر بگو
شهر و دیارت
تیپ و سر و شکلت
سینما و اهله گشتن
ایران
امریکا
جنگل
شمال
جنوب
تهران
رهبر
هامون
امیر آرین
سینا
داوود
حامد
بهنام
آرمان
علیرضا هانتر
لگن تو آب
کیان
امیر ها
ساسان
عرفان
میلاد
وصال
علی گلدربرگ
کیومرث
آرمین13
R . I . P:
شهر و دیارت: از استان مازندران خیلی راضیم خیلی بارون اینجا رو دوست دارم ... همیشه هم زمستونا اینجا بارونیه ....
تیپ و سر و شکلت : مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید ! سر رو وضعمم هم خوبه شکر خدا نه چشمم چپه نه فکم کجه !!
سینما و اهله گشتن : سینما که شاید یه 6 -7 سالی باشه اصلاً نرفتم ولی با بچه ها آخر هفته ها خیلی بیرون میرم بیشتر عادت داریم خونه همدیگه بریم ... (بر فکر بد لعنت!!)
ایران : ای کاش مثل قدیم مقتدر و بزرگ بود
امریکا : قلدر و زورگو
جنگل : عاشقشم
شمال : اینم عاشقشم
جنوب : تا به حال قسمت نشده برم ولی دلم می خواد یه بار به کیش برم ....
تهران : پر از مشکلات و خرج و سختی ، هیچ وقت زیاد دوست ندارم تهران باشم
رهبر : حرف خواستی ندارم دربارش
هامون : مدیر دلسوز و زحمتکش و البته تنبل
امیر آرین : پسر کاری و پر تلاش از کسانی که خودشون واسه خودشون پول در میارن خیلی خوشم میاد
سینا : خوش اخلاق ، با منطق ، نویسندگی خوبی هم میکنه همیشه هر تاپیک خبری ای که در باره دی*وا میزنم هم خیلی خوب ازش استقبال میکنه
داوود : قدیم ها خیلی خیلی زحمت کش تر بود نمیدونم چرا انقدر زده شده از WWE ... باید به چیزایی که گفتم فکر کنه ، جدا از اینا خیلی دوستش دارم از بهترین دوستامه تو انجمن
حامد: گل ، زحمت کش ، در ضمن استاد شوخی و تیکه انداختنم هست !!
بهنام : خیلی از بچه ها فکر میکنن که منو بهنام با هم دشمنیم و چشم نداریم همدیگه رو ببینیم !! بهنام از صادق ترین و بهترین دوستان من تو این انجمنه و گاهی اوقات تا 3 شب باهم تلفنی حرف میزنیم در کنار جن ها !!!!
آرمان : آرمان هم خیلی دوسش دارم ، تو یاهو خیلی از همدیگه با الفاظ زیبا پذیرایی میکنیم
پسر خوبیه ولی بعضی اوقات بد جور جو گیر میشه ( به دل نگیریا آرمان )
علیرضا هانتر : واقعاً در بخش اخبار خوب کار میکرد ولی نمیدونم چی شد در ماه های اخیر اونم مثه داوود کم کار شد و سر آخر هم که رفت ....
لگن تو آب : داش هادی سرور ماست ، بنیان گذار متال باز شدن من هادی بود !! خیلی تو کامپیوتر استاده و از خوبیاش هر چی بگم کم گفتم
کیان : پسری مسئولیت پذیر و زحمت کش هیچ وقت لطف هایی رو که بهم کرد رو فراموش نمیکنم ... لطف یا به قول خودش لاش خوری !
امیر ها : امیر جی بی ال که نمیدونم دیگه چرا انقدر کم نظر میده و فقط تو تاپیک پیش بینی مسابقات لیگ برتر هست ... ولی خیلی دوسش دارم با وجود اینکه طرفدار جی بی اله
امیر دبلیو دبلیو ای هم براش لعنت فرستادم !!! آخر عکسش رو نداد اون قیافه ملعون شدش رو ببینیم که
ولی امیر هم بچه پاکیه و هم استانیمه و تو فوتوشاپ کارش حرف نداره بخصوص والپیپر هایی که میسازه
ساسان : صاف و پاک دل ، هیچی تو دلش نیست ، خیلی پسر حرف گوش کن و خوبیه
عرفان : عرفان هم از کاربران قدیمی و زحمت کشه این فرومه آخر نفهمیدم بچه هه دست این موند یا بهنام یا دادنش پرورشگاه
میلاد دبلیو دبلیو ای : حاج میلی که مخلصشم هستم ، خیلی پسر کار درستیه همیشه اگه ببینم یه جا سی اف هستش اینم توشه همیشه منم تو سی اف شرکت میکنم کلاً از بچه های مثبت روزگاره
وصال : وصال هم واقعاً نمیدونم چیشد می خواست برگرده و من خودم شخصا سفارشش رو کرده بودم نمیدونم چی شد که نیومد ...
علی گلدربرگ : با اخلاق ، خوش برخورد ، اون تاپیک قدردانی هم که زد حسابی شرمندمون کرد ...
کیومرث : میتونست با کمی تصمیم گیری بهتر وضعیت خودش رو تغییر بده ولی در کل حیف شد که دیگه با نام کاربری قبلیش در بین ما نیست
آرمین13 : پسر خیلی خوبیه ، معلومه که بیخودی طرفدار تریپل اچ نشده ، منطقیه ، تو بخش اخبار هم فعالیتش خوبه من که به شخصه هیچ مشکلی تا به حال ازش ندیدم براش آرزوی موفقیت میکنم
AbolfazL: کلام آخرت هم بگو بریم بخوابیم ساعت 2 صبحه !!!
[color=#696969]R . I . P: برای تمامی کاربران عزیز آرزوی سلامتی میکنم انشاالله که از من راضی باشن و بتونم یک عامل مفید برای پیشرفت این انجمن باشم
با تشکر از ابولفضل عزیز که وقتش رو صرف این مصاحبه کرد
معین جهانیان
1 دی ماه 1387
=======================================
نقد معین جهانیان از زبان حاج ابوالفضل!!
"والا اگه اقراق نکنم از بین تمام مصاحبه ها اگه 3 تاشو برترین از نظر خودم بخوام انتخاب کنم...مصاحبه معینه..حقا که هر چی معین تو دنیاست کار درسته!!! مغین یه پسریه که ساده زندگی میکنه...دارای انواع و اقسام ویجگی های مثبته!!
معین...با وقار ..متین..دوست داشتنی . بزرگوار..با فهم و شعور و از همه مهمتر با معرفته !! کسی که دوستیش با دیگران از ته دله و کسی رو بخاطر اسم و رسمش دوست نداره..معین دقیقان اگه لاف نزنم مثل اخلاق بیرونی خودمه..یعنی به همه به یه اندازه توجه میکنه!!و تاحالا هم نشده کسی بیاد پشت سرش حرف بزنه!!! اگه داوود بخاطر قلمش دشمن پیدا میکنه..اگه سینا بخاطر خلق و خوش دشمن داره اگه ابوالفضل بخاطر گیر دادن در نزد چند نفر منفوره ووو... ولی معین هیچ وقت در نزد هیچ کسی منفور و بد چهره نیست ..دلیل اصلیش همون مثبت اندیشی و بزرگ منشیشه!!! یادمه یه بار پارسال تو یه تاپیکی ما یه انتخاباتی داشتیم یکی از گزینه هاش با دانش ترین بچه های سایت بود ...سینا اومده بود رای داده بود و گفته بود از نظر من هیچ کسی تو انجمن کامل نیست و نمیتونه این لقب رو داشته باشه..اما میخوام هم به سینا هم به تمام بچه های انجمن بگم ..اگه یه نفر تو انجمن بعد از معین نو فیر با دانش باشه ...اون کسی نیست جز ! معین جهانیان!!
نه اقراقیه نه عاشق چشم و ابروشم...معین رو من واقعان از ته دلم دوست دارم و حد و اندازش هم اندازه ساسانه...همتون عزیزین...
معین در مصاحبه اش اعضای انجمن و بخصوص کله گنده ها رو یک به یک تجزیه و تحلیل کرد ...کاری که هیچ کدوم از بچه ها در کلامشون نکرده بودن..ولی معین نشون داد ...با اینکه سرش تو بخش اخبار واقعان شلوغه ولی فهم و درکش بسیار بسیار بالاست!!
معین محبوبیت و این ویجگی مثبتش تو انجمن رو با دست خودش بوجود اورده نه با حمکایتهای امثال ما !!! پس شما هم میتونین راه معین رو پیش بگیرین!!! مطمئن باشین کسی که راه معین رو بره مثل معین همیشه تو زندگیش خوشه و ناملایمتهایی کمتری رو داره چون علمش بالاست!!
میدونم بعد از خوندن این مصاحبه همگی از معین در ذهنتون یه چهره دیگه ساختین!! اون چهره یه چهره دوست داشتنیه و باید به خودمون ببالیم از اینکه ادمهایی متل معینها..سیناها...داوودها.ووو و در کنار ما در این انجمن زندگی میکنن!!
بخوام از ویجگیهاش بگم تا صبح طول منیکشه...ولی واقعان ازش ممنونم...به شخصه با اینکه چند سال ازش بزرگترم ولی یسری چیزها رو ازش یاد گرفتم و از همون روز به بعد سهی کردم تو زندگیم به کار ببرم...
معین در یه کلام اقای باوقار انجمن ....دوست دارم بالای اسم کاربریش بنویسن معین دوست داشتنی ترین عضو انجمن !!! حقا که این مهم فقط به معین میاد و بس !
انشالا تو زندگیش به هر چی میخواد برسه و خواهد رسید..خدای متعال سهم امثال معین رو خوب میده .
وتا یادم نرفته بگم..معین جان بنده خدا اون شب ساعت 9 تا2 شب ما باهاش مصاحبه میکردیم و معین یه بزرگواری در حق من کرد(ای کاش بقیه بچه ها هم از اینکارا بکنن)معین اون شب از ساعت 2 تا 6 صبح تمام مصاحبه رو خودش ویرایش و تنظیماتش رو انجام داد و در حقیقت من فقط اومدم کپیش کردم تو انجمن..واقعان چنین پسری لایقه تقدیر نیست؟؟؟
عجرت با اقا معین جان :7:
یا حق...
ديگه چيزي نمونده كه ما بگيم...همه چيز توي مصاحبه و نقد دكتر آقايي هست.فقط همينو بگم كه معين عزيز از بهترين دوستاي نتي منه كه واقعا مثل اونو كمتر ديدم خيلي خيلي دوسش دارم و فقط ميتونم براي موفقيتش وقتي ميرم پيش امام رضا دعا كنم هر چند به دعاي گربه سياه بارون نمياد.
خلاصه كلام كه كوچيك و مخلصشم دربست...بابت مصاحبه هم كه كه بسيار عالي و كامل و زيبا بود هم شديدا ممنونيم(حالا حسوديت نشه آقاي دكتر آقايي...از شما هم سپاسگذاريم قربان!)
معین واقعا از روزی که باهاش آشنا شدم یکی از با اخلاق ترین و باتربیت ترین با معرفترین کاربرانی بوده که تا حالا باهاش رفاقت کردم
واقعا این پسر تکه من خدا شاهده معین رو خیلی دوست دارم و همیشه هم باهاش چت میکنم چون چت کردن باهاش واقعا لذت بخشه:32:
مصاحبشم خیلی عالی بود واقعا چسبید خوندنش صحبتهای خیلی خوبی کرده بود
اما ناظم اول FGi بود نه احمد رضا :4:
آرزوی موفقیت برای معین عزیز
خداحافظ