-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
خب بسیار مصاحبه قشنگ و دلچسبی بود
میتونم بگم اولین مصاحبه ای بود که خیلی خیلی دلم میخواست طولانی تر باشه و بیشتر بخونم چون هیچ کسی مثل مدیر کل سایت نمیشه . . .
سر ترک کردن فروم هم من خیلی به داوود اسرار کردم که این کارو نکنه و تا 3 صبح داشتم بهش اس ام اس میدادم که نره و حتی پا شدم اومدم انجمن دیدم نه کار خودشو کرده . . . ولی بعد از اینکه از قضیه با خبر شدم کاملا حق رو به داوود دادم ، کسی که برای انجمن این همه زحمت کشید این همه اخبار لایو ماهانه ، هفتگی ، اخبار های کاملا اختصاصی فقط برای این فروم و . . . معلومه که دشمن زیادی داره و معلومه که تو کارش دخالت میکنن و بهش حسودی میکنن ولی داوود آدم همیشه تو زندگیش دشمن داره همیشه تو زندگیش حسود داره اما راهش تسلیم شدن و ترک میدون نیست به هر حال بسیار خوشحالم از اینکه داوود دوباره در کنارمون هست و باعث افتخارمه که در بخش خبر همکارش هستم
در کل الان انجمن ما در بهترین وضعیت ممکنش نسبت به زمان های اخیر به سر میبره ما الان بهترین تیم رو داریم ، بهترین فرد های مورد نظر در سمت ناظم و معاون و تیم مدیریتی هستند . . . باید قدر این لحظات رو بدونیم و با کمک هم این انجمن رو به عرش برسونیم
در آخر از هامون جان و حاج بیات تشکر میکنیم بابت گذاشتن وقتشون برای مصاحبه و برای هر دوتون در تمامی مراحل زندگیتون آرزوی سلامتی و عمر طولانی با عزت میکنم.
----------------------------------
حامد جان شما هم جایگاه و مرتبت در انجمن و خارج انجمن خیلی بیشتر از این حرفاست و لازم نیست خودت رو برای مسائل قدیمی ناراحت کنی ، ما حرفات برامون سنده و هر کاری که بکنی قبولت داریم .
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
اول يه خسته ناشيد به داداش گلم ، ابول بگين كه واقعا واسه اين مصاحبه ها حمت ميكشه...
خسته نباشي داداش..
خدا قوت.......
قربون محبتت برم...
مصاحب هامونم خوندم...
هامون جان من هميشه اخلاق و رفتارت رو به عنوان يه مدير تحسين ميكنم.. تو هرگز در انتخاب مديرا ، معاونا و ناظما پارتي بازي نكردي ، و اينكه شايد خودم من بودم اينكارو ميكردم... ولي تو هرگز اينكارو نكردي و هميشه بهترينا رو گذاشتي سر كار..
با اخلاق خوب و صميمي هم كه داشتي هميشه نمونه بودي... هميشه به ديگران احترام گذاشتي و اين اخلاقت رو خيي خيلي ميپسندم .... من از صميم قلب برات آرزوي موفقيت ميكنم... تو با اين سنت خيلي خوب از كاراي بزرگ بر مياي و ريسكاي بزرگ ميكني و اين نشون ميده كه دل بزرگي داري...
تو پسر خيلي خوبي هستي عزيز... من هميشه براي خودت و خانوادت آرزوي سلامتي و موفقيت دارم... و از صميم قلب دوست دارم...
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
یه گله کوچیک دارم من این هامون این هامون ای ای ای ای جدا از اینکه دوسش دارم یه عالمه هر چی گم زیادشه ولی خوشم میاد یه سری از اسرار رو توی اسرار رو نکرده و از این حرکتش خیلی حل کردم این رو گفتم تو کف باشین واسه مصاحبه ی بعدی که سال دیگه است حتما برین بخونین
داش هامونی 3 نکن ما رو خودت می دونی کدوم اسرار رو می گم
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
مصاحبه ی جزابی بود :4:
بزار نفر تگ تیم خودمو نقد کنم :24:
سلام به تو ای دوست مصاحبه ی عالی بود من راجع به قبل انجمن که نبودم نظر نمی دم از اونجایی که بودم رو میگم
روزی که مایل به یکی شدن انجمن ها شدیم تقسیم وظایفی شد که به هول و قوه الهی تا الان هم بدون مشکل بود من مشکلاتی داشتم هامون همیشه مشکل داشته خوب و بد در کنار هم گزروندیم ( اینم بگم 12 تومن کیان اشتباه ریخت به حساب هامون هامون 12 تومنو به من نداد گفت خرج انجمن می کنم) اگه خرج انجمن نکنی از گلوت پایین نره :4: به تیر غیب گرفتار شی :4: این پیام بازرگانیش بود :4:
در اصل من از این واقعا ناراحتم با اینکه هامون فعالیتش خیلی کمتر از منه :24: بازم توی مسائل انجمن هامون رو ادمین می دونند این برای من واقعا ناراحت کنندست
در مورد امیرقاسمی هم باید بگم که اون ایدی رو هم من داشتم هم هامون بعد از 7-8 بار چت ایشون داشت درباره ی طرفداران کشتی کج و پخش از کانال T3 Time تحقیق میکردند که بعد از تحقیق من ازشون درخواست تبلیغ کردم که ایشون هم تبلیغ منو گزاشت ولی هامون گفت IP از ایرانه که این باعث تعجب همگان بود
ایشالله که هامون جان زنگی خوب سالم و بدون مشکل رو داشته باشید
موفق باشید بای
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
ببین ابولفضل جان بیخودی شلوغ بازی در نیار ما که دعوایی با کسی نداریم این قضیه برای مدت ها پیش بود و تموم شد و رفت و باید قبول کرد که زود قضاوت کردید نسبت به من در هر صورت نمیخوام ادامه بدیم بحث رو چون مال خیلی وقت پیشه و دردی رو دوا نمیکنه .
شما هم که بچه نیستی میگی دیگه مصاحبه نمیزارن این همه دارن زحمت میکشن اگر همه بخوان اینطوری باشن که سنگ رو سنگ بند نمیشه عزیز دلم .
__________________________________________________ ______________
بچه ها برای اخبار هفتگی و پی پی وی ها هم میشنن 5 ساعت مینوسن ولی اینطوری دیگه منت نزار ما کار شما رو قبول داریم و خسته نباشید هم بهتون میگم و تنکس هم بهت دادم اگر مخالف کار شما بودم که بهت تنکس نمیدادم شما هم باید به نظرات من احترام بزاری درسته؟
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط I Am Legend
ببین ابولفضل جان بیخودی شلوغ بازی در نیار ما که دعوایی با کسی نداریم این قضیه برای مدت ها پیش بود و تموم شد و رفت و باید قبول کرد که زود قضاوت کردید نسبت به من در هر صورت نمیخوام ادامه بدیم بحث رو چون مال خیلی وقت پیشه و دردی رو دوا نمیکنه .
شما هم که بچه نیستی میگی دیگه مصاحبه نمیزارن این همه دارن زحمت میکشن اگر همه بخوان اینطوری باشن که سنگ رو سنگ بند نمیشه عزیز دلم .
__________________________________________________ ______________
بچه ها برای اخبار هفتگی و پی پی وی ها هم میشنن 5 ساعت مینوسن ولی اینطوری دیگه منت نزار ما کار شما رو قبول داریم و خسته نباشید هم بهتون میگم و تنکس هم بهت دادم اگر مخالف کار شما بودم که بهت تنکس نمیدادم شما هم باید به نظرات من احترام بزاری درسته؟
عزيز دل حامد جان... تو هنوز ابول و نشناختي ؟ ....
حرفاي ابول شوخي بود عزيزم... ابول كسي نيست كه از نظر و پيشنهاد 1 نفر ناراحت بشه... خوب ميشناسمش...
تو هم الكي خودتو ناراحت نكن... گذشته ها گذشته... بايد ديد الان چي داريم مي كنيم با خودمون...
بازم ميگ قربونت برم ، ابولي شوخي كرد...
ولي هميشه شوخي هاش جوري مينويسه كه هركسي متوجه نميشه....
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
والا ابوالفضل جان شما که تو مصاحبه با من گفتی که از این کارها خوشت نمیاد که تا تقی به توقی میخوره میگیم ما رفتیم دیگه کار نمیکنیم
اما خودت حالا میگی دیگه من کار نمیکنم
حالا حامد هم یه حرفی زده خوب حامدم حق داره شما نصب مصاحبه آخرت در مورد دعوای این دو بود و حامد هم باید بهش حق بدیم که باید بیاد و از خودش دفاع کنه و کمی هم از مجری انتقاد کنه
شما به دل نگیر
قسمتی هم از مصاحبه من گفتم که چرا هی درباره بلاک شده ها حرف میزنیم ما؟
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
من حرفایی رو که زدم همونطور که معین گفت نصفش رو به صورت پیاز داغی نوشتم...حرف تند بود ولی خدا شاهده از ته دل نبود! ... ما که بچه نیستیم بخاطر 2 تا حرف بگیم خداحافظ و تق توق ..یه تیکه مزاح کردیم...! هر وقت احساس کنیم نمیتونیم بازدهی داشته باشیم بارمون رو میبندیم!!
ما فقط دلگیر شدیم که دوستان میگن چرا این سوالات رو پرسیدی !!! ..حامد آی ام لجند شما میگی بحث قدیم اف جی ای و اینا رو پیش نکش ...خوب اگه دقت کنی من تو مصاحبه هام فقط از داوود که تو این ماجرا بود و از هامون که به نوعی ادمین اینجاست پرسیدم ...ایشون ادمینه و باید یسری ابهامات قدیمی روشن میشد از زبان ایشون! ما که نمیتونستیم تو مصاحبه از گل و بلبل صحبت کنیم...همونطور که از وصال یا سینا در مورد مشکلات خودشون صحبت کردیم....
باید از ادمین هم در مورد اختیارات اصلیش صحبت میکردیم...
در مورد اون جریان قدیمی ...شما خودت رو بزار جای دوستان..که میگی بزرگن زود قضاوت میکنن.. ...حق بده که ادم گمراه میشه و فکرناجور به سرش میزنه..اما میتونی بری به پ خ های قدیمیت سر بزنی و پ خ معذرتی رو که همون زمان برات فرستادم ببینی!!بعده ها همه متوجه اشتباهاتشون شدن ...و به قول خودت این تاپیک خیلی مسائل رو روشن میکنه...
در مورد قضیه داوود هم چه خوب بود که من اصل سوال کننده رو در میاوردم!و نام میبردم چه کسانی پرسیده بودن. چرا که دوستان دیگه ما رو میندازن جلو و در نهایت این ماییم که باید قربونی بشیم! ..وگرنه خودم با اون قضایا به داوود حق دادم که ترک وطن کنه!....ولی خوب اشکال ما اینه که نمیخوایم دوستان از هم کدورت بگیرن و ما باید تاوان بدیم!!!
ولی بهرحال همونطور که معین گفت ما اونطور ادمی نیستیم با دو تا حرف دلگیر شیم....همتون رو به یه اندازه دوست دارم...
یا حق
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
بابت توضیحاتت ممنونم ابولفضل جان امیدوارم این وسط خدای نکرده کدورتی پیش نیامده باشه و مثل سابق به کارمون ادامه بدیم
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
یک مصاحبه جنجالی دیگر از امیر اقایی !:4: خسته نباشی برادر !
در باره داوود هم باید حق رو به اون داد . 100 % کسی که باید اونو افتخار اخبار کشتی کج ابران بدونبم دشمن و بدخواه زیاد داره ! هم میشه بهاش جنگید اگر هم کسی ارامش و کنار کشیدن رو ترجیح بده نمیشه گفت چرا !
و باز همتشکر از ابولفضل و هامون بابت مصاحبه ! :34:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
ديدم فقط تنكس براي تشكر از دكتر آقايي و رييس بزرگ هامون كافي نيست گفتم يه تشكري هم اينجوري كرده باشم.مصاحبه بسيار عالي بود و كامل فقط اون تيكه حامد و ابراهيم زيادي طولاني شد ولي به هر حال خيلي جذاب بود و خوندني هر دوتون خسته نباشين...
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
من خیلی با مصاحبه حال می کنم لطفا ادامه بدین :30::4:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
اول از همه از هردو عزیز بابت یک مصاحبه عالی تشکر میکنم اما یخورده براتون قضیه رو تا اونجایی که به من مربوطه باز کنم تا خدایی نکرده کسی براش شبهه ای باقی نمونه
قضیه رفتن من 2 دلیل اساسی داشت :1-دخالت در بخشی که من مدیر بودم 2-قطع اینترنتم
در طول مدتی که چه در اینجا و چه در جاهای خارجی مدیر بودم به هیچ مقامی اجازه دخالت نداده ام و نمیدم و شاید یک سوء تفاهم پیش اومد زمانی که امیر در بخش مدیران اومد و برای اخبار هفتگی بین همه تقسیم وظایف کرد قصدش محبت بود اما برداشت من چیز دیگه ای بود چون از نظر من اینکار یعنی اینکه 3 مدیر وقت(خودم.علیرضا.بهنام)صلاحی ت نداریم که سایرین باید بیان بنویسن اونهم در شرایطی که من تو اون مقطع کارم رو با جدیت داشتم دنبال میکردم و این برای من چیز جالبی نبود
اما درباره پست جدیدم
باید بگم که من و هامون خارج از دنیای نت خیلی رابطه ی نزدیکی داریم باور کنید که روزها و ساعتها با هم نشستیم و عوامل ناکامی انجمن رو بررسی کردیم زمانی که من اینجا شروع کردم شاید از جمع الان تا اونجایی که یادمه (از مدیرای فعلی)ابوالفضل .من . حامد.سینا و هامون بودیم و سایر کادر از کسانی هستند که بعدها به جمع ما پیوستند تو زمانی که انجمن خیلی حساسیت روش بود این تیم دست به دست هم+کاربرای قدیمی انجمن رو به اینجا رسوند
پست جدید من لطف برادر عزیزم به من بود(هامون) ما هرزمان که با هم هستیم ساعتها می نشینیم درباره عوامل مختلف پیرامون انجمن صحبت می کنیم و همین اتحاد رمز برتری ما هستش من فکر نمیکنم این پست چیز گزافی برای من باشه.ساعاتی که من برای این انجمن لایو نوشتم نمونش همین دیشب همه خواب بودند.من این انجمن رو مثل برادرم و مثل هامون که واقعا برادرمه دوست داشتم بوده زمانایی که هامون کار داشته و من جاش اومدم با یوزرش میخوام بگم انقدر ما با هم اتحاد داریم.در مورد اینکه چرا من به هامون مشاوره میدم در جابجایی مدیران باید بگم به جرات میگم هیچ نفری مثل من از این انجمن و عواملی که باعث صعود و نزولش میشه شناخت نداره و هامون هم یکنفره نمیتونه حواسش رو به همه جا جمع کنه بنابراین من وظیفم میدونم که پیشنهادی که به ذهنم میرسه رو به او بگم.
و خدا شاهده که در داخل انجمن بین هیچ نفری فرق نمیزاره با من بیرون انجمن خیلی صمیمیه اما کمی کم کاری من باعث شده 2 بار من رو از مدیریت برداره یا حتی حامد رو.میخوام بگم که تو کارش برخلاف این جلوه صمیمیش جدیه و دیسیپلینش جدیت در کار با چاشنی خوش برخوردیه
خودش رو نمیگیره که این بزرگترین امتیازه واقعا من یسری افراد رو میبینم که از کشتی کچ روز نمیفهمن و تو باد گذشته خوبشون خوابیدن و میان لفظ قلم حرف میزنند و فکر میکنند کی هستند خندم میگیره من تو دیکشنری عقل خودم به اونا میگم فسیل بسته ها.اما هامون با همه یه دست و خاکیه
رو حرفش حرف نمیزنم چون معرفتش به من ثابت شدس و وقتی ازم چیزیو بخواد از جون مایه میزارم چون برام خارج نت مایه گذاشته.
چنین انجمن موفقی نیاز به یه مدیر بزرگ و موفق داره که اینطور بمونه پس بدونید که هامون مدیریتش چقدر قوی و موفق بوده که 2 سال هست که انجمنش تاپ هست و همه میان و میرن اما این هامونه که موندگاره با یسری جوان و بنگرید و ببینید با وجود تغیییر 60 درصدی کادرش نسبت به 2 سال پیش اما همچنان انجمنش یدست و برتره
اینکه میگن کم کار هست بی انصافیه اون به فکر راحتی کاربرانه سال گذشته 4 بار سرور تغییر داد سر اینکه کاربران می گفتن سرورها دان میشه خوب اگه به فکر خودش و جیبش بود بالغ بر بالای 100 هزار تومان هزینه نمیکرد به خدا اگه همین افراد منتقد حاضر باشن نصف این پول رو هزینه بی برگشت کنند
یا علی
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
[align=center][size=small]خیلی لذت بردم از این مصاحبه ها و پستها....
بله مدیره این سایت واقعا کارش بیسته....
اما نکته ای برام پیش امده اینکه جریان این مدیره ازامایشی چیه؟؟؟ما که میدونیم اخرش این مدیره ازمایشی مدیر میشه پس....(البته منظوره بدی ندارم)
اما از صداقتتان جناب هامون خوشم امد
[/size][/align]
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور Hamoon)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط undertaker_alib
[align=center][size=small]خیلی لذت بردم از این مصاحبه ها و پستها....
بله مدیره این سایت واقعا کارش بیسته....
اما نکته ای برام پیش امده اینکه جریان این مدیره ازامایشی چیه؟؟؟ما که میدونیم اخرش این مدیره ازمایشی مدیر میشه پس....(البته منظوره بدی ندارم)
اما از صداقتتان جناب هامون خوشم امد
[/size][/align]
سلام دوست خوب
در مورد مدیر آزمایشی عرض کردم یه بار خدمت دوستان که ما تا حالا یه مدیر ازمایشی داشتیم اونم پوریا بوده
ایشون رو من قصد داشتم مدیر کنم اما بقیه مدیران گفتن که فعلا تجربه پوریا کمه و نباید زود این کار رو انجام بدی منم دوباره ایشون رو طلایی کردم تا انشاالله چند وقت دیگه
یا علی
خداحافظ
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
از لابه لای مصاحبه با معین :
[size=small]یکی از دلایل اصلی علاقه به کشتی کج این بود که خودم از بچگی رزمی کار میکردم!
ادم وقتی مزدوج میشه خود به خود از نظر عقلي و رفتاري بزرگ و قوي تر ميشه...
اولين چيزي كه در رفتار و اخلاق بايد بدونيم اينه كه به اعتقادات ديگران احترام بزاريم!!
منو و ابوذر با هم اومدیم ولی پیشنهاد اینجا رو ابوالفضل داد!
من بزرگي دل معین rip و محبتش رو تحسين ميكنم. خيلي دوسش دارم. فوقالعادست..
بیشتر بازی کشتی کج رو دوست دارم تا استوری لاین!!!
ديدم دارم از شخصيت اصليم دور ميشم.. اصلا اون شخصيت شوخ رو تو انجمن دوست نداشتم..!
زياد خودمو تو مشکلات انجمن دخالت نميدم سكوت میكنم تا مشكلات حل شه...
كتاب گفت گو با خدا منو تكون داد..زندگیم از این رو به اون رو شد!!
یه زمان فعالیت میکردم برای بنر ساختن..ولی استعداداي خوبی هست كه نيازي به من نيست..[/size]
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
مصاحبه با معین مددی ...پیشکسوت انجمن
در حاشیه مصاحبه :
ساعت 8 شب ابوالفضل با معین تماس میگیره تا قرارو ردیف کنه... ....
الو الو سلام ...
الو سلام داش معین ..چجوری... خوبی غاز من
سلام داداش ..خوبی عزیزم..دلم تنگ شده بود برات... ( معین طوری صحبت میکرد انگار یه عاشق داشت به عشقش لاو میداد...)
فدات شوم داداش ...
خوبی ممد خوبه...همه خوبن...
اره همه خوبن ممدم هی نفسی ازش در میاد..همین الان جلو روم نشسته یه تشت گذاشته جلو روش و عینه گاو میخوره...
هه هه هه داداش من امشب مهمون دارم..اگه دير اومم منو ببخش
داش معین اگه نمیتونی امشب مشکلی نیست
نه داداش
اگه امشب مصاحبه نكنم تا اخر هفته ديگه نميتونم
اخه تو اين هفته و هفته بعد مراسم بستگانمونه...نمیرسم بیام...
ایول مبارکه
جومه ویلی چاپی چقد قشنگه
سر خیابون عضدی رشت چقدر قشنگه
اب از خیابون میارم با چشم کوروم
اب از دریای خزر میاروم سیلو میشوروم...
پيش بيني ها رو واسم اس ام اس كن من واست جوابشو بفرستم داداش
ممنون داداش
ما رو باش داریم برا کی شعر میگیم...داداش من دارم ترانه میخونم تو به فکره توتوتی !!!
راست میگی داداش..ببخش یه لحظه فکر کردم صدا اهنگ داره از توی تلفن میاد...
انشالله واسه شما داداش...
چی واسه من داداش ؟
همین دیگه ..زن و زندگی و خونه بخت ...
داداش یجور میگی خونه بخت انگار من ترشیده شدم تو خونه که برم خونه بخت داداش حالا درسته خیلی زشتیم!! ولی خداشاهده از محمود فکری که بدتر نیستیم عینه هاچ زنبور عسله!!
داداش اختیار داری ...
نوکرتم داش معین توسروری ...ولی بازم میگم هیچ اشکالی نداره امشب نمیتونی بعدان...
نه میام راستی در مورد ابوذر و معين و اينا نپرسيا
اتفاقا داداش سوال 1 اینه
نه داداش شلوغش نكن
حالا چه کنیم
ولش كن
کی رو ول کنم ؟
منو ول کن ...
مگه تو کجایی ؟
من الان پشتتم :4:
کار نداری دادا...
فدات شم عزیز ..
----------------------------------------------------------------------
یه بیوگرافی مختصر
معين مددي
متولد 1364.11.16خانواده چهار نفري
بچه دوم خانواه.يعني بچه آخر..يه خواهر بزرگتر از خودم دارم...بابا بازنشته كارخانه نساجي
الان مشغول چه فعالیتی .ودانشگاهو...
بابا الان 5 سال كه افتاده تو كار توزيع لوازم خانگي... منم با اون كار ميكنم
من سال آخر دانشگام ... شغلمم شغل پدرمه.رشتمم *ژئومورفولوژي/دانشگاه آزاد رشت
ژئومورفولوژي هم از شاخه هاي جغرافياي طبيعي به معني شناسايي اشكال زمين
به جغرافيا علاقه زيادي دارم.. به خاطر همين اولين انتخابم رو تو اون زمان همين رشته زدم
یعنی پس فردا بخوای بری تو این شغل نون در بیاری باید کجا بری ؟
شهرداري ... تمامي ايستگاهاي جغرافيايي... تمامي كارهاي برنامه ريزي شهري
سوفوری :12:
رشته ما به تمامي امور مربوط...اگه كار بلد باشي.. تو هوا ميزننت.اگه كار بلد نباشي بايد تو خونه بشيني بگي كار نيست
چطور به کشتی علاقه پیدا کردی
من كلا خودم از بچگي رزمي كار ميكردم.. از 6 سالگي كارته كار ميكردم
هنوزم ورزش رزمي كار ميكنم.. ولي كشتي كج رو از طريق بهنام باهاش بيشتر آشنا شدم همون بهنام وبلاگ طرفداران تريپلچ. بهنام پسر خيلي خوبي بود.. و علاقش و استعدادش تو اين رشته فوق العاده بودچند بار بهم سيدي داد و ما هم افتاديم تو خطش
وسوپر استارهای مورد علاقه
باتيستا ... تريپلچ... كرت انگل.... استون كلد... گلد برگ
جذاب ترین بازی که دیدی
خيلي... بار ها شده...
این که گفتی خیلی یعنی گریه هم کردی؟
نه هرگز گريه چرا
از بین بازیها اونی که هنوز بشه بازم نگاش میکنی و خسته نمیشی کدوم بازیه مثلان من بازی باتیستا و تریپل تو قفس
من يه مسابقه رو خيلي دوست دارم.... اونم مسابقه اسمكدان و راو
نميدونم واسه چي سالي هستش ولي مسابقش 6 به 6
هموني كه خونه ما با هم ديده بوديم
خيلي دنبالش گشتم.. بالاخره معين ريپر زحمت كشيد بهم دادش
بیشتر با بازی علاقه مندی یا استوری لاین و داستانهاش
داستاناش زياد واسم جالب نيست.. به خود درگيري ها علاقه مندم
چطور شد که به نت اومدی ..یه توضیح مختصر بده
من 5 سال پيش سيستم خريدم.. يعني كامپيوتر
يه روز دختر عمم اومد خونه ما و تو اينترنت رفتن رو بهم ياد داد.. و كار با ياهو مسنجر
همين...
و بعده ها اومدی تو وبلاگهای کشتی کج و دوستیت با ابوالی
اره.. اول با وبلاگ رفيقم بهنام آشنا شدم
تو بخش نظرات اون با وبلاگ تو كه وبلاگ طرفداران باتيستا بود آشنا شدم..
بيشتر از اينكه وبلاگ رو دوست داشته باشم
خودت رو دوست داشتم و فقط به خاطر خودت و اخلاق خوبت ميومدم وبلاگ
بيشتر از اينكه وبلاگ رفيق قديميم و همشهريم بهنام برم وبلاگ تو ميومدم
بچه ها خوبي هاي تو رو نديدن... فكر ميكنن من الكي تعريف ميكنم.. چون اصلا اخلاقت تو انجمن فرق ميكنه
ولي اگه ميدونستن چقدر دل بزرگي داري.. چقدر مهربون و با معرفت و با وجودي.. چقدر صداقت داري...
خيلي خيلي خيلي بارها خستم از دنياي نت واسه هميشه برم و ببوسمش و بزارمش كنار.. تنها دليل نرفتنم تو بودي...
الان رو میز غش میکنم از خجالت
فکر میکنی منو و تو چه اشتراکهایی داریم که اینقدر بهم وابسته ایم
اصلا تعریف دوستی از نظرت چیه؟
اينكه خجالت ميكشي اينم از بزرگيته.. خصوصيات آدماي خوب و مهربون اينه
من هميشه گفتم كه دوست خوب دوستيه كه به تفاوتهاي دوستش احترام بزاره
دوست خوب هرگز به دوستش بي احترامي نميكنه ... و يكي از نكات مهم در دوستي پايدار نگه داشتن احترام طرف مقابل
هميشه گفتم واسه اينكه يه دوست خوب داشته باشي بايد خودت يه دوست خيلي خوب باشي يكي از دلايلي كه هميشه براي هم دوستاي خوب بوديم اين بود كه احترام همديگر رو نگه داشتيم با هم خيلي شوخي كرديم ولي هرگز بي احترامي با هم نكرديم
من يادمه هر وقت واسه هم زنگ ميزديم جوري عاشقانه با هم صحبت مي كرديم و مي كنيم كه هر كس ندونه فكر ميكنه پشت تلفن يه دختر هست
من محبت و مهرباني رو به هر چيزي ترجيح ميدم
معین پسریه که خیلی اطرافیان و دوستانش رو نصیحت میکنه و همیشه هم نصیحتات بدرد امثال ماها خورده..این یه ویجگی مثبت در توهه.. ا؟چطور تونستی این شخصیت رو در خودت بوجود بیاری.
مثل همون جمله اي كه ميگه هيچ شمشير و دشمني عليه محبت و مهرباني وجود ندارد
تو لطف داري داداش... آره همينطوره.. هميشه سعي ميكنم به ديگران انرژي مثبت بدم...
من خودم ادم منفي گرا.. بودم.. اگه بخوام از خصوصيات منفيم بگم باور نميكنين
ولي روزي خودم خسته شدم.. داشتم تو خيابون ميرفتم كه تو كتابخونه چشمم به كتابي به نام گفت گو با خدا كه نويسندش نيل دونالد والش هست افتاد
اون كتاب زندگي منو عوض كرد و از اون موقع سعي كردم همه چيزو خوب ببينم و خودمو با هر شرايطي وقف بدم.. عشق بيدون قيد و شرط رو منشاء زندگيم قرار دادم
تو زیاد نصیحت میکنی نصایح بزرگترات در تو اثر داشته؟
خيلي.... هميشه سعي ميكنم حرف بزرگترام رو گوش كنم..
حتي اگر حرفاشون اشتباه باشه با احترام به حرفاشون گوش ميكنم..
يادت باشه... يكي از خصوصياتي كه ديگران رو جذب ميكنه اينه كه هميشه خوب به حرفاشون گوش بدي و به حرفاشون احترام بزاري...
معین خیلی بزرگ منشه ...معین وقتی اسمش بیاد همه بهش احترام میزارن...چون بزرگ فکره...شاید حتی اسم منم بیااد میگن بابا این خوب خل و چله با نوشتارش ولی معین ادمیه که میتونه ادمها رو با نصایح درست راهنمایی کنه
تو از ادمهایی نیستی که بگی کو..ن لق مردم تو دوست داری
همه رو دوست داشته باشی
داداش اينو يادت باشه بزرگي آدما به حرفاشون نيست.. به عملشون..
من ديدم كه تو توي زندگيت عمل كردي
به همه چيز.. به خصوصيات اخلاقي.. صبور بودي... مهربون بودي... بخشنده بودي... و اينه كه خيلي عاليه... و همچين كسي نزد همه محبوبه
بابا داداش این مصاحبه توهه الان بچه ها میگن ابوالی سفارش خودشو به معین کرده
نه داداش.. هرگز... من حقيقت رو ميگم.. ميتوني مصاحبه رو ادامه بدي تا بچه ها متوجه بشن كه من حقيقت رو ميگم
داداش بیایم یکم بحث در انجمن از اول بگو چطور به انجمن راه پیدا کردی
والا دقيقا يادم نيست.. فكر كنم از طريق تو آشنا شدم..
و اومدی به جای اقا ابوذر از دوستان صمیمیت درسته
منو ابوذر با هم اومديم درسته من اون موقع بلد نبودم از نام كاربري انجمن خارج شم.. يعني منو ابوذر از يه نام كاربري استفاده ميكرديم
معین رو من میخوام به 2 قسمت تبدیل کنم
قسمت 1: معین تو انجمن با خصوصیات شوخ طبعی و .. قسمت 2: بعد از یک دوره بلند مدت که نبودی تو انجمن وقتی اومدی دیگه زیاد شوخ طبع نبودی و بالعکس
اون خصوصیت اصلی و بارزت رو دقیقان در انجمن داری پیاده میکنی راهنمایی و نصیحت
یکم در مورد این دو مورد توضیح بده
راستش يه مدت شوخ بودم... ولي ديدم دارم از شخصيت اصليم دور ميشم.. و اصلا اون شخصيتم رو تو انجمن دوست نداشتم..
هرچند من آدم شوخي هستم.. ولي نه تا اون حد... خودت بهتر ميدوني... من انگشت كوچيكه تو هم نميشم من كلا آدم شادي هستم و ميگم و ميخندم ولي هرگز دوست ندارم خنده و شوخي من با مسخره كردن ديگران ، يا فرد يا آدم خاصي باشه.. يا مسخره كردي اعتقادات مردم يا هر چيزي كه به گروهي يا نژادي توهين كنه دوست دارم خنده و شوخي ها اخلاقي باشه و باعث ناراحتي كسي نشه.. در واقع همه لذت ببرن
تو انجمن بیشتر در چه قسمتهایی میچرخی
من خبرهاي داغ كشتي كج.... اخبار راو و اسمكدان.. اخبار پي پي وي... و بخش گفتگو گوناگون
این که شد همش:4:
خوب یه مدت تو انجمن بنر ساز بودی جریانش رو میگی که میخواستن ببرنت مسابقات بنر جام جهانی
قهرمان كه نشدم... ولي خب ديگه الانم اگه بخوان ميتونم تو اين بخش كمكشون كنم.. ولي ماشالله ديگه اينقدر استعداداي خوب تو انجمن هست كه احساس ميكنم نيازي به من نيست.. اگه نيازي داشتن در خدمتم
با کیا تو انجمن بیشتر صمیمیمی تری
اول از همه كه خودت
بعدشم داداشت محمد هوگن و فربد وو امیر ارین عزیز كه دوستاي قديمي هستن
ولي از بچه هاي خود انجمن داوود، سينا ، حامد ، علي ، هامون ، معين . پویان، عرفان و علیرضا از دوستاي خوبم هستن همشون ماهن
تو معمولان تو مباحث انجمن و مشکلاتش زیاد خودتو دخالت نمیدی ..برعکسه من...بیشتر سرت به کار خودت گرمه...
یه توضیح
نگاه داداش گلم... اگه احساس كنم تو مسئله كه ميتونم كمك كنم حتما نظرم رو ميگم.. ولي وقتي ببينم احتياجي به نظرم نيست زياد خودمو دخالت نميدم
سعي ميكنم سكوت كنم... تا مشكلات حل شه...
تو که بدتر از من عشق مدیریت نیستی ...روزی که قرار به انتخاب ناظم بود ...خیلی از ماها دوست داشتیم خودت بشی ولی بازم خودت علاقه ای نشون ندادی البته با هامون
اون زمان میگفتن تو شوخی الان که شوخ نیستی
ولی کم فعالیتت که قبول دارم
چرا نخواستی ؟
راستش داداش گلم اولا من موقعيتم جوريه كه نميتونم هميشه نت بيام
يك روز ميام يه بار يه هفته نميام
آخه چطور ميتونم ناظم باشم ؟
نمیشه راست میگیا
تو در انجمن بحث هایی راه انداختی و همگی خوشمون اومدئ ...ولی بجز چند نفر زیاد استقبال نمیکنن...چرا؟
ایا همون کم سن و سالی دلیله؟
آدما جذب مسائلي ميشن كه دوسش دارن.. وقتي به مسئله اي علاقه نداشته باشن سمتش نميرن...
نه كم سن و سالي... نگاه آدما به زندگي فرق ميكنه... بعضيا زياد دنبال اينجور حرفا نميزن و علاقه اي ندارن.. يه جورايي پشت گوش ميندازن... فرار ميكنن... ولي هر جا برن
نميتونن از اين مسائل تو زندگيشون فرار كنن.. چون باهاش برخورد ميكنن
باتوجه به اخلاقیاتی که از تو سراغ دارم فکر نکنم زیاد در مورد مدیریت و ادمین حرف زیادی داشته باشه و مثل خیلی ها که منتظر مصاحبه ان تا گله کنن از جمله خودم ..ولیحرف خاصی در مورد مدیران و ناظمان نداری ایا حرفی داری در موردشون بزنی؟
اولا بگم كه هيچ آدمي كامل نيست... از خود من گرفته تا همه اعضاي اين انجمن... اگه ميخواي بگردي دنبال يكي دو ايراد از اين مديرا و ناظما ، آره ميتوني پيدا كني
ولي اين دليل بر بد بودن اونا نيست و دليل بر اين نيست كه كارشون رو خوب انجام نميدن
بزرگترين مديرا و معونا اشتباه ميكنن.. اين بنده خدا ها هم آدمن...
ولي در كل من از همشون راضيم... هامون يه مدير نمونه.. سينا يه ناظم خوب.. حامد يه معاون عالي.. و مديرا هم يكي از يكي بهتره
وقتی اول مصاحبه میگم معین بزرگ منشه واسه اینجای حرفات بود!
همین !
نظرت در مورد پدیده داوود چیه؟
حرف نداره.. اون پسر خيلي خوبيه.. من كلي صحبت ميكنم... داوود پسر فوق العاده خوبيه... اون هنوز خيلي راه داره... من بهش افتخار ميكنم... و خيلي هم دوسش دارم
معین تا کی تو انجمن فعاله؟
اول بايد بگم كه تا هر وقت كه خدا بخواد..ولي اگم بخوام جواب قطعي بدم نميدونم.. تا خدا چي بخواد...
سعي ميكنم تا موقعي كه اينترنت در دسترسم هست فعال باشم
من تصمیم قطعیم این بود عید برم اونم بخاطر نبودن تو ولی وقتی اومدی تا وقتی باشی هستم
ميگم كه داداش.. دوستي منو تو فراتر از دوستي نتي..تو اينجايي. تو قلبم.. من با خاطرات تو زندگي ميكنم..
سوال دیگه ای از انجمن نیست چون سوالی نیست دلیلش اینه معین فراتر از انجمنه....! یکی از بچه هایی که تورو خیلی دوست داره معین rip ...
از کی میشناسیش و دلیل اونقد دوستی اون چیه من بهش حسودیم میشه تورو دوست داره اینقد... میترسم چشمت کنه مارمولک
نه داداش .. اين حرفو نزن.. من هم عضو كوچيكي از همين انجمنم..
اولين بار من چند تا تم خواستم از يه مدل گوشي كه تهيه كردنش خيلي سخت بود.. ولي معين عزيز زحمت كشيد و واسم تهيش كرد... بعد از اونم چند تا كار ديگه واسم كرد و خيلي خجالت زدم كرد.. مثلا واسم كلي سيدي و دي وي دي فرستاد... اونم يه روزه و مجاني... من بزرگي دلش و محبتش رو تحسين ميكنم.
خيلي دوسش دارم.. فوق العادست....
داداش ک ونم میسوزه چرا اینقد دوست داره ؟ فقط باید من تو رو دوست داشته باشم من اگه زن بودم معینو میکشتم
محبت داره داداش
یکم از خصوصیات اصلیت بگو
زود رنجی ایا و...
نه نيستم داداش... رنج يكي از خصوصياتي كه خدا قرار داده.. رنج ساخته تصور انسان.. خودتي كه تصميم ميگري رنج ببيني يا نه... من آدم زود رنجي نيستم..
خصوصيت اصليم رو نميدونم.. نميخام تعريف كرده باشم.. بزار ديگران قضاوت كنند...
صد در صد نقص دارم... انسان پر از نقص... سعي ميكنم اصلاحشون كنم.. موردي يادم نمياد كه بهش اشاره كنم..
من میخوام اینو بگم : وقتی تو انجمن بگن معین چطوره..100 نفر شاید 98 تاش بگن معین خوبه چرا چون خوب بوده
--------محبت دارن... همه بچه هاي انجمن خوبن.. ما اينجا بد نداريم.. اصلا كسي بد نيست... بد ساخته ذهن آدماست
معین قاطی مرغا شد ..معین قبل از مزدوجیت با الان فرق زیادی مسلمن کرده درسته دیدت به اینده چطور شده ؟
موقعي كه وارد دنياي متاهلي ميشه.. يعني احساس مسئوليت ميكني به كس ديگه اي خيلي بزرگ ميشي واقعا راست ميگن كه ازدواج نيمي از عقل انگار خود به خود داري از نظر عقلي و رفتاري بزرگ ميشي و قوي تر ميشي
حالا به عنوان تنها فرد متاهل سایت نظرت در مورد این چیه ؟ زود زن بگیریم یا دور
اولا بستگي به نگاه خودت داره... دير و زود نداره.. بايد ديد كي نگاهت به زندگي خوش بينانه و مثبت... چون توصيه ميكنم هرگز با نگاه منفي ازدواج نكنين... زندگي شيريني خاص خودش رو داره يه چيز در مورد عشق بهتون ميگم
اگه وقتي عاشق كسي شدين يا دوسش داشتين وقتي عاشق شدين و احساس كردين كسي رو د.وست دارين به ته ته قلبتون رجوع كنين.... ببينين آيا به غير ازاون كس ديگه اي رو دوست دارين آيا دوست دارين با دختر ديگه برنامه داشته باشين يا دوست باشين
يا اگه يه دختر تيكه سر راهتون قرار ميگيره بهش چشم دارين به ته دلتون رجوع كنين.. اگه ديدين اينطوره. بدونين اين عشقتون عشق واقعي نيست بلكه حوس... يه حس زودگذر ولي وقتي واقعا كسي رو خواستين... و عاشقش بودين عاشق باشين.. عشق به شما انر*ژي ميده.. اراده ميده... روحيه براي ادامه زندگي
اين عشق واقعي.. عشق واقعي هرگز غم و غصه ندارهئ .عشق واقعي هرگز به خاطر عشقش دل كسي رو نميشكونه و از كسي دلخور نميشه.. عاشق واقعي همه رو دوست داره.. همه كسو در اين راه اون عشقش بهش كمك ميكنه تا به كمال برسه
پس من به همتون ميگم كه عاشق باشين.. هدف ما از زندگي چيه ؟ مگر چيزي جزء عشق هست..؟ چيزي جزء خوشبختي هست ؟ عاشق باشين و اين حس و لذت رو پيدا كنين
عشق های واقعی به هم نمیرسن این فرضیه درسته؟حقیقته یا فکر میکنیم؟ یه پرانتز (من هنوزم که هنوزه عشق اولمو دوست دارم نمیدونم ازدواج کنم با یکی دیگه این از سرم میپره که مطمئننن میپره چون باید بپره )
نظرتو بگو
نه اين فرضيه رو قبول ندارم...
عشق و دوست داشتن يك مسئله هست.. و عشق ورزيدن يك مسئله جدا... وقتي ياد گرفتي چطور عشق بورزي ميتوني واسه هميشه عشقت رو داشته باشي... عشق ورزيدن غير اصولي دو زوجي رو كه خيلي هم همديگرو دوست داشته باشن دور ميكنه
اينو بدون تو ميتوني بازم عاشق باشي و با كس ديگه اي اين لذت رو بچشي.. اول بايد خودت اين رو باور كني.. من اينكارو كردم و موفق شدم.. باور كن ميتوني عشق جديدي داشته باشي و در كنارش هميشه با عشق زندگي كني..
اينو بدون عشق مخصوص فرد خاصي نيست.. عشق شامل همه ميشه.. همه كس.. همه چيز...
كسي كه عاشق واقعي ميشه همه چيز و همه كس رو دوست داره
عشق كمك ميكنه به خدا نزديك تر شي
عشق كمك ميكنه لذت در خود بودن و با خدا بودن رو بچشي...
عشق اول و آخر همه چيزه...
همیشه از خدا گفتی میونت با خدای خو.دت چطوره ..
خدا تو تك تك لحظه هاي من وجود داره
خدا جزئي از من و من جزئي از اونم
چند وقته خوب پيداش كردم.. خيلي باهاش نزديكم خدا رو بايت در درونت جست جو كني.. خيلي ها رو ميشناسم كه نماز ميخونن ولي هنوز نميدونن واقعا خدا چيه... خدا كجاست.. ايا به حرفاش عمل ميكنن من به خدا اعتقاد كامل دارم ... و همين خدا بهم ياد داده كه هيچكس بد نيست و همه آدما حتي پر عيب ترينشون قابل دوست داشتن هستن
و اگه كسي رو نميتونم دوست داشته باشم مشكل از منه نه اون
چرا ادمها وقتی مشکل دارن یاد خدا میوفتن اکثران
چرا ما ادما اکثران سست ایمانیم
آره... اين يكي از دلايلي كه آدما تو لحظات سخت زندگيشون كسي رو جزء خدا ندارن... اونه كه ميتونه ارومشون كنه...ولي اي كاش ميتونستيم هميشه ياد اون باشيم.. تو همه شرايط به همه حرفاش گوش كنيم..
من با بعضی ها در مورد خدا حرف میزنم یا بهم تهمت ظاهر پرستی میزنن یا خودشونو به بیراه میزنن چرال ادمها همه چیز رو خیلی وقتا میبینن و تمجید میکنن ولی خدارو نباید شکر کنن بابت نعمتاش ... همیشه وقتی گیرن از خدا میخوان وقتی هم نمیشه میگن خدا ندادطلبکارم میشن!!
بايد اينو بدونيم كه ما هر چي داريم از خدا داريم همه ما ذراتي از ذات اون هستيم
اگه ابولفضل خوبه و مهربونه در واقع اين ذره اي از خدا هستش كه داره خودش رو جلوه ميده...همه خوبي ها از خدا منشاء ميگيره
حتي ما بايد شاكر بدي هاي ديگران هم باشيم چون اگه بدي ديگران نباشه نميتونيم خوبي رو به معناي واقعي بفهميم.. اگه ترس نباشه نميتونيم عشق رو بفهميم.. اگه رنج نباشه نميتونيم آرامش رو بفهميم.. اگه زشت نباشه نميتونيم خوب رو بفهميم.... پس هميشه در هر حال بايد شاكر اون بود..
معین یک مسلمانه ...با یهودی و زرتشتی و کافرش راحت ارتباط برقرار میکنی ؟ فکر کنم به عقایدش زیاد احترام میزاری ..ولی من راسیتش با اینکه به چیزهای دیگه ادمهخا احترام میزارم ولی به سایر دین ها کاری ندارم... ..خودمم نمیدونم چرا اینگونه ام...یکی ضد پیامبر من حرف میزنه اتیش میگیریم میخوام منفجرش کنم
مثل همون جریان پارسال با چند تا از کاربران سایت
تو اسرار اگه یادت باشه
نگاه داداش گلم... همه ماها انسان هستيم.. همه ماها توسط خدا خلق شديم.. و هدف همه ماها پرستش ذات يگانه...
اولين چيزي كه در رفتار و اخلاق بايد بدونيم اينه كه به اعتقادات ديگران احترام بزاريم...
هيچكس حق نداره به اعتقادات ديگران توهين كنه.. حتي اگه مطمئن باشه غلط
ولی هستن ادمهایی که به مسلمین امامان و پیامبران توهین میکنن این منو رنجور میکنه
ميتوني پيشنهاد و راه درست رو بهش بدي و به قول معروف امر به معروف كني ولي با مسخره كردن و توهين شديدا مخالفم چون در اين صورت ميتونيم بگيم خدا و دينت رو هم نفهميدي
اونا هم اشتباه ميكنن... اشتباه رو نبايد با اشتباه پاسخ داد
اين تعصب تو رو نشون ميده.. و اينكه خيلي ايمان داري.. ولي نبايد اشتباه رو با اشتباه پاسخ دادخدا مارو به زمين نفرستاده كه سر پيامبر و دين و كتاب بجنگيم بايد ديد چطور ميتونيم به اون نزديك تر شيم
من میخوام داداش اینو بگم : ادم وقتی یه وسیله میگیره و یا هر شی و حتی همین سیستم اول از همه میری راهنمای اون وسیله رو میخونی که بفهمی چطور باش کار کنی تا راهنما رو نخونی سر در نمیاری ...در مورد خدا هم همین صدق میکنه ..خدا پیامبران و امامان رو فرستاد که مارو راهنمایی کنن پس چرا پیروی نکنیم؟؟؟؟ اینه که من برام همیشه مهمه ...و دوست ندارم کسی به پیامبرو امامم حرفی بزنه چون اونا کتاب راهنمماشن ..دقیقان مثل قران که خدا فرستادش
داداش گلم حرفاي تو رو كاملا قبول دارم.. ولي اين بدون راه هاي رسيدن به خدا يك راه نيست و فقط دين اسلام نيست.. خدا همين يك راه رو قرار نداده.. خيلي مسير ها هست كه ميتونيم باهاش به خدا برسيم ولي اينو بدون كسي كه به پيامبرا و اما و كتاب قرارن و اعتقادات مردم توهين ميكنه هيچ چيز از خدا نفهميده
منم میدونم میگم نباید توهین شه...
تو به من میگی بخاطر ایمانت داری از خدا و پیغمبر دفاع میکنی این کار من اشتباهه؟
چون تو گفتی که اشتباه اونا رو من دارم با اشتباه جواب میدم
تو ميتوني از پيغمبرت دفاع كني... تو ميتوني از امامت حمايت كني
همه اينا خوبه... ولي نه با رفتار تند و بداينو بدون يه رفتار درست و صحيح خيلي بيشتر كمك ميكنه تا طرف اشتباه خودش رو بفهمه با پاسخ هاي متين و رفتار متين ميشه هر كسي رو جذب كرد.. همون كاري كه خودت هميشه تو وبلاگا ميكردي
بگذريم از اين بحث ..از بچگی بگو...
من موقعي كه بچه بودم پدرم يه كارگر بود توي كارخونه كار ميكرد.. يه كارگر شريف و با ايمان وضع ماليمون ضعيف بود بدون رو در وايستي حتي بيشتر لباساي من رو ديگران واسم تهيه ميكردن يعني لباس كهنه ديگران رو ميپوشيدم از بچگي باشگاه ميرفتم
خيلي شر بودم... هر روز دعوا .. هر روز شر بازي تا دوران جواني عاشق يه دختري شدم كه داستانش رو نوشتم تا مدت ها هميشه شرمنده خانواده و اطرافيان بودم از مردم خجالت ميكشيدم همه به من به عنوان پسري كه.......... نگاه ميكردن
اعتماد به نفسم پايين بود.. فكر ميكردم هرگز نميتونم موفق بشمولي كتاب گفت گو با خدا منو تكون داد... تصميم گرفتم با خدا يه زندگي جديد رو آغاز كنم از همون موقع هم كار ميكردم هم درس ميخوندميك سال رفتم انبار بلور چيني و فقط صبح تا شب بار جا به جا ميكردمكم كم كار رو ياد گرفتم پيشرفت كردم و الانم صبح و شب با ارادهو با اميد به زندگي كنار كسي كه خيلي دوسش دارم يعني نامزدم زندگي ميكنم
كنار خانوادم.. كنار خانواده خوبم.. كنار مردمي كه همشون به من لطف دارن و الان احساس ميكنم همشون منو دوست دارن چون من از ته قلب همشون رو دوست دارم..
معین همیشه با دوستان خوب گشته ...خودم از نزدیک دیدمشون ...فکر کنم تو دوست پیدا کردن تبحر داری ...
مثلان من با 100 نوع ادم از قبیل معتاد و ادمکش و چاقو کش دوستم :4:
ولی اکثر رفقای معین مثل خودشن
آره... باور نميكني.. به دوستام افتخار ميكنم.. همشون با وجود.. با معرفت و مهربون.... يكيش خودت
دمت گرم رفیق معتاد نداری بش پول بس بدی
نه... رفيق معتاد ندارم... خدا رو شكر رفيقام همه سالمن ولي به رفيقام خيلي شده پول قرض بدم
چرا هیچ وقت نخواستی بری دنبال ادمهای فرضان هوس باز و عرقی و سیگاریو...
مثلان داداش تو از اینهمه رفیقی که دارم جزو 5 نفر سالمهایی:11:
نگاه داداش... ما تو سن جووني با هزار جور اين آدما برخورد كرديم البته الانم جوونيم
ولي منظورم سن بلوغ ولي الان يه جايي رسيدم كه ديگه دوستام رو انتخاب كردم.. يعني ديگه گلچين شدن و بهتريناشون از نظر خودم دوستامن
سعي ميكنم با بهتريناشون بگردم... كسايي كه خاكي افتاده و با معرفت باشن...
نظرت در مورد افتادن دنبال ناموس مردم چیه چیزی که الان از هر 10 نفر 8 تاش دنبالشن چرا سریع باید به این راه بیان جوونا
اصلا اين كار درست نيست.. اگه بخوام توضيح بدم خيلي مفصله و از حوصله همه بچه ها خارج... ولي اينو بگم كه اينكار درست نيست جدا از ناموس مردم اينكارا انسان رو از خدا دور ميكنه... انساني كه دنبال نفس بره خدا رو فراموش ميكنه
ما تو انجمن ادم زید باز و هوسی زیاد دارذم ممکنه به شون بربخوره به *** پسر معین که بر میخوره نه داداش
ايراد نداره... اين نظر ماست.. اونا هم زندگي خودشون رو دارن
اگه پسرت یه روز با یه دختر بپره عکس العملت چیه بش
مثل من از *** اویزونش میکنی؟البته من سعی میکنم بزارم ازاد باشه بالاخره دل داره جوونه ..باید تجربه کسب کنه:4:
نه داداش... مطمئن باش ميشينم باهاش صحبت ميكنم.. چون ياد گرفتم صحبت كردن بهتر از هر تنبيه و جرو بحثيسعي ميكنم از همون اول رو خصوصيات اخلاقيش كار كنم كه كار به اينجا نكشه
خوب یکم از اصیلت و قومت صحبت کن گیلک و کلن شمالی ها
من نميدونم مردم چي در مورد گيلاني ها و رشتي ها ميگن..... ولي يه زره صحبت ميكن در موردشون تا كسايي كه حداقل منو قبول دارن با صداقت در موردش باهاشون صحبت كنم
مردم رشت خيلي خيلي آدماي مهربوني هستن..... همشون خاكي و هر چي دارن ما رفيقا و خانواده شون بعضي ها ميگن رشتي ها بي غيرتن... و واسشون جك ميسازن... ولي رشتينا بر عكس خيلي غيرت دارن ولي بعضيا فرق بين غيرت و فرهنگ رو اشتباه گرفتن تو رشت هيچوقت يه پسر با دختر فاميلش ازدواج نميكنه؟ ميدوني چرا
چون به خدا قسم همه پسرا دختراي فاميلشون رو مثل خواهراي خودشون ميدونن
غير ممكنه يه پسر رشتي هرگز به خانواده دوستش چشم داشته باشه و توهين كنه
ظاهر دختراي رشتي هم به خاطر فرهنگشون...
يكي از دلايلي كه فرهنگ رشتيا تو اين زمينه بالاست اينه كه تو شمال كشور از همون اول زن پا به پاي مرد كار ميكرد .. در كنار همسر در مزرعه... در شاليزار.. در باغ چاي.. از همون موقع زنا تو باغ ها كار ميكردن...به خاطر همين مرداي رشتي براي زنا احترام خاصي قائلن..
معین همیشه از اینکه ایرانی بوده به خودش بالیده در موردش توضیح بده
صد در صد
من به ايراني بودنم افتخار ميكنم.. به تاريخ ايران... به گذشته ايران.. ولي همين الان هم به مردمش افتخار ميكنم.. همين الانم دوسش دارم.. مردم.. قوم ها ... ما بايد يكي باشيم... قوم نجات و ظاهر و زبان تفرقه اي كه ميخان بين ما بندازن
یکم از اوقات فراغت خودت بگو اهله بیرون رفتن و پارک و سینما؟
با بچه ها ميريم كافه سنتي يا كوه... يا دريا... يا هر فضاي سبزي
هر موقعيتي گيري بياريم يه قليون و كتري و دم و دستگاه بر ميداريم ميريم يه جا دور هم
ورزش تفريح ديگه منه... زياد اهل سينما نيستم... اينترنت و كامپيوترم خوبه
ولي در كل ما هم مثل خودت زياد وقت بيرون رفتن رو نداريم..
معین همیشه یادمه حتی تو وب دوستان هم که بودیم میگقت
به نت دل نبندین دنیای مجازی توضیحی میدی
منظور از دل نبستن اين بود كه يه سري از بچه ها فكر ميكردن ما تا ابد كنار هم هستيم و خيلي همديگرو ميرنجوندن...
ولي اين دوران تموم ميشه و شايد 90 درصد اين جمع ديگه هرگز تو نت نيايم يا شايد ديگه هرگز همديگرو نبينيم پس بيايم اين مدت كوتاهي كه دور هم هستيم بهم احترام بزاريم و همديگرو دوست داشته باشيم
مثل ساده وبلاگ دوستان الان جز منو و تو و یکی دو تای دیگه
کی از اونجا موند؟
اهله اهنگ و ترانه
گوش ميكنم
من که عاشق معین ام
هامون هم همینطور.... یه پسر عمو دارم اونم همینطورو...دختر برادر عمم که تازه به دنیا اومده هم معین رو دوست داره.. یکی از فامیلهای دوست بابام اونم همینطور همه دوسش دارن معین مددی رو
ايران : وطن
آمريكا : كشور سياستهاي خودخواهانه
مادر : رفيق بي كلك
پرسپوليس : رقيب سنتي
هامون : مدير نمونه
امير آرين : دوست با معرفت قديمي
سينا ناظم : پسر فوقالعاده مودب
حامد : حرف نداره...
معين رايتر : با معرفت
هادي : ابولفضل 2 تو انجمن
فربد : خداي ادب
عرفان : محشر
آرمان. : عزيز
علي گلدبرگ : پسر خيلي دوست داشتني و با معرفت
شايان : مودب
كيومرث : آقا ، گل ، مودب ،
عليرضا : دوست خوبم ، ستاره سهيل
علي : مدير زحمت كش
داوود : صبور ، مودب ، پر از اراده
امير آقايي : هر چي از خوبياش بگم كم گفتم... فقط ميتونم بگم دوسش دارم
کلام اخر
بچه هاي عزيز
به خدا تك تك شما يه جايي تو گوشه كنار قلبم دارين.. همتون رو از صميم قلب دوست دارم...
شماها همتون بهترين هستين و براتون آرزوي بهترينا رو دارم... اميدوارم هميشه در زندگيتون موفق باشين... خدا هميشه پشت و پناهتون...
یا علی
=========================================
نقد حاج ابوالفضل از مصاحبه معین:
خیلی برام راحته نقد کردن معین! دوستی و رفاقت منو و معین به الانها برنمیگرده...به زمانهای تیرو کمون برمیگرده!!! ولی راسیتش معین از نظر من جای نقدی نداره.تو مصاحبه خودم هم قبلان گفتم ..شخصیت و منش معین یه چیزی فراتر از این انجمنهو به خودم اجازه نمیدم توصیفش کنم.....
حرمتی که معین اینجا داره رو برای من هیچ کس نداره.البته سوئتفاهم نشه ..منظورم اینه که حساب معین از بقیه دوستان جداست.......منی که تو هر مصاحبه از خیلی از دوستان اشکالاتی پیدا میکردم ولی تو مصاحبه معین پیدا نمیکردم ...واقعیتش اینه که تازه خیلی وقتها در خیلی از موارد این معین بوده که منو راهنمایی کرده...چندین بار راهنمایی هاشو گوش نگرفتم از همون ناحیه ها ضربه خوردم...
حاضرم باهاتون شرط ببندم مشکلی داشتین اگه با معین در میون بزارید...و اون بهتون راه چاره رو گفت اگه گوش کردین بازی رو بردین...اینو حاضرم قسم بخورم..!
معین هر چقدر هم ازش تعریف کنم برای خودم کمه....و جونمم براش میدم!
معین تو انجمن احترام زیادی بهش گذاشته میشه....من واقعان از بچه ها ممنونم که ادمهای خوب و با تقوا و درستکار رو از ادمهای دیگه خوب تشخیص میدن....و ازتون میخوام بیشتر با معین اشنا بشید تا از شخصیت و منش و اقایی این پسر مطلع بشید.....
میگم مصاحبه دارم ...اگه سوالی دارین بپرسین...اما میبینم هیچ سوالی نیومده..این منو خوشحال کردو.به این نتیجه رسیدم معین از خودش هیچ ضعف و نقدی به جا نذاشته تو این مدت...و همه بچه ها یه احترام دیگه براش قائلن!! ....
وقتی میبینم یکی میگه حاجی زود مصاحبه رو ردیف کن..میبینم معین رایپر میگه ابوالی تروخدا زودتر مصاحبه کن منتظرم...خودم تا اخر خط میرم که فقط من نیستم که مهر معین رو تو سینه ام دارم!!! خیلی از بچه های انجمن ادم شناس و قدرشناسن....
در یه کلام..معین سرامد همه است از نظر من...چون خیلی چیزها رو توزندگیش رعایت کرده که شخص بنده هیچ وقت رعایت نکردم!
منتظر نقدتون هستم...
الان 4 نفر میان میگن ممنون و ختم کلام !!!
یا حق
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
مصاحبه ی عالی ای بود واقعا لذت بردم
هر چی بگم کم گفتم
معین یک انسان بسیار با مهر و محبته در این هیچ شکی نیست ، من از صمیم قلب دوسش دارم
فقط همون 1 روزی که باهاش چت کردم ، فکر کنم اردیبهشت ماه بود به اخلاق نیکش پی بردم و واقعا از دوست بودن با چنین کسی افتخار میکنم
البته من اگه میدونستم دوستی من با معین انگیزه قتل در ابولفضل بوجود میاره سعی میکردم ارتباطمو قطع کنم :4: ولی خدا رو شکر که ابولفضل زن نیست ...
دست هردوتون درد نکنه مثل همیشه یک مصاحبه عالی دیگه بود
برای هر دو تون آرزوی سلامتی و خوشی میکنم
انشاالله این دوستی تون تا آخر عمر پایدار بمونه و قدر این لحظات رو بدونین
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
اولاً از ابوالفضل عزیزم ممنون بابت این مصاحبه قشنگ
اما نقد من از معین عزیز:
به نظر من معین یک پسر با وقار و با شخصیت و بسیار قابل احترامه. من به نظراتش همیشه احترام می گذارم و با بیشتر نظراتشم موافقم. خیلی خیلی دوستش دارم و از دور روی ماهش را می بوسم هر چند که این حرفا را هیچ وقت به خودش نگفتم (تریپ آندرتیکر:4: ) اما عوضش اینجا جلوی همه اعتراف می کنم که مثل ابوالفضل دوستش دارم و براش همیشه آروزی سلامتی و موفقیت می کنم و امیدوارم در کنار خانم عزیزش همیشه سلامت، شاد و خوشبخت باشه.
در مورد اینکه نباید به نظرات دیگران بی احترامی کرد و همیشه با آرامی و با منطق با افراد باید صحبت کرد حالا از هر دین، قوم، نژاد و عقیده کاملاً موافقم با معین جان و نظرم هم در مورد تعصب اینه که تعصب تا اندازه ایش خوبه اما اگه زیاد بشه بنیان بر اندازه. نمونش تعصب مذهبی که باعث جنگهای مختلف مذهبی در قرون وسطی شد و هزاران هزار انسان جان خودشون سر فرعیات از دست دادند در حالی که همه بنده های خدا بودند. یا تعصب وطنی که باعث بروز دو جنگ جهانی شد که در نتیجه فقط نزدیک به 80 میلیون نفر سر هیچ و پوچ و سر اینکه که برتره کی پست تر کشته شدند. تعصب اندازه و حدود داره و من با این حرف معین عزیز موافقم.
صحبت از معین ریپ شد. من خیلی دوستش دارم. پسر فوق العاده آقایی هستش و من مثل برادرم دوستش دارم خیلی به من محبت داشته. البته همه بچه های انجمند گل و خوبند و من مخلص همشون هستم.
در آخر باید بگم معین مددی خیلی خیلی دوستت دارم و بهت و خانواده محترمت درود می فرستم که همچین گلی را تربیت کردند. روی پدر زحمتکش و مردانه شما را می بوسم و به تک تک انگشتان کارگریشون گل اهدا می کنم.
ابوالفضل از شما هم بازم ممنونم
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
اول از ابولفضل ، داداش گلم تشكر ميكنم...
هميشه بايد تو كارات طنز باشه... به خدا اون اول چت كردنمونو ديدم كلي خنديدم.. خودت ميدوني چرا....
بعدشم داداش من ازت خيلي خيلي ممنونم.. و به من محبت داري عزيزم...
بزار يه چيزي واست بگم..
داداش ميدوني چيه... همه ماها يه اخلاق قشنگ و خوب داريم.. اونم محبت و مهربوني... تو وجود همه ماها ...
دقت كني حتي اون الياس خدا بيامرزم كه خيلي بد اخلاق بود بعضي موقع ها مهربون ميشد...
آدمي رو همه دوست دارن كه سعي كنه تو اكثر موقعيت ها اين ذات مهربونش رو نشون بده...
يعني آدمايي كه اون محبت درونشون هميشه جوشان باشه... اون موقع همه دوسشون دارن...
خود تو هم هميشه اينطور بودي... يادت رفت توي وبلاگ همه از محبت بالاي تو ميگفتن.. چقدر با همه مهربون بودي... اونجا همش حرف از ابولفضل بود..
داداش تو ماهي عزيزم ....
معين جان منم خيلي دوست دارم قربونت برم... تو پسر خيلي خوب ، با معرفت ، و صادقي هستي... من مطمئنم تو با اين دل پاكت در زندگيت موفق ميشي ...
عروسيت منو دعوت ميكني ؟
قربون فربد گلم برم... فربد جا بعد ميگم خداي ادب ميگي نه...
بچه ها به خدا تو زندگيم پسري مود تر از فربد عزيز نديدم.. حدود دو سال هستش كه ميشناسمش... يعني تو تموم اين مدت كوچكترين بي احترامي از اين پسر من نديدم.. هر وقت با هم تلفني صحبت ميكنيم در تمام مدت زمان صحبتمون كاملا با شخصيت و با احترام صحبت ميكنه...
من واقعا اين شخصيتت رو تحسين ميكنم داداش گلم... فربد جان منم براي تو و خانوادت آرزوي سلاتي دارم عزيزم...
اينو بدون منم خيلي خيلي دوست دارم ...
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
ميدونم خيلي كليشه ايه ولي به خدا فقط ميتونم بگم خيلي خيلي عالي بود واقعا خسته نباشين شما دو تا جواهراي انجمنين...راجع به معين گل هم منم مثل ابوالفضل عزيز چيزي براي توصيفش به ذهنم نمياد چون ديگه همه معين عزيز رو ميشناسن و نيازي به نقد من نيست در ثاني چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است؟ هر كي يه پست از معين بخونه تا آخرش ميخونه با چي گوهري طرفه...فقط بگم كه بين اين همه آدمي كه ميشناسم مثل معين جان نديدم تا حالا و آدماي مثل معين تو اين وضع الان مملكت ما و جووناي ما خيلي خيلي خيلي كميابند و خوشبختانه من افتخار رفاقت با يكي از اين آدما رو دارم...
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
ممنون مصاحبه ی خوبی بود !
آقا معین واقعا یک اسنان خوب هستش که من اخلاق و آرامش و صبوریتش رو دوست دارم ...
من موندم یه زمانی خیلی شوخ طبع بودن که من خیلی خوشم میومد , بعد یه مساله ای که پیش اومد دیگه اون شوخ طبعیه همیشگیش رو نداشتن ... که خیلی دوست دارم دوباره همونطوری مثل قبل بشه
ممنون عمو جان بخاطر مصاحبه ی قشنگت !
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
معین واقعا از کاربرانی هست که به ما همیشه لطف داشته و همیشه در کنار ما بوده و من خیلی دوستش دارم
آرزوی موفقیت دارم برات معین جان فقط من خبر نداشتم زن گرفتی :4: تبریک میگم بهت انشاالله موفق باشی در زندگیت
خداحافظ
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
به هر دو نفر خسته نباشی میگم .
مخصوصا داش ابولفضل و معین عزیز :4:
کاملن نخوندم . ولی همشو بزودی میخونم :4:
بای :34:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
مصاجبه كاملي بود و از هردو عزيز تشكر ميكنم ! هر چي كه بيشتر ميگذره بيشتر با خصوصيات دوستان آشنا ميشيم معين هم كه جاي خود داره !
فكر كنم معين تو انجمن اولين كسيه كه با اينكه متاهل شده ولي بازم به بچه ها سر ميزنه و محيط خوبي رو به وجود اورده .
در كل برات در زندگيت آرزوي موفقيت مي كنم . نگران عروسي معين رايپ هم نباش كل مجلس دسته خودمه :4:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
مصاحبه زیبایی بود . منم که از معین عزیز شناخت زیادی نداشتم خیلی خوشم اومد و براش ارزوی موفقیت دارم ! :34: وعده ما عروسی معین رایپر :4:
به ابولفضل هم خسته نباشید میگم . :34:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور NO FEAR)
اگر کسه دیگه ای هم بود به همین راحتی مصاحبه می کردی حاج ابولی ( بچه پر رو )
--------------------------------
با من کی مصاحبه می کنی اصلا جرات داری یا می ترسی .
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
بزودی مصاحبه ای با معین ار ای پی انجام میشه...دوستان اگه سوال خاصی دارن پخ کنن یا همینجا بگن....
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
حسابی روش کار کنا ابوالفضل:39::45:
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
ايولا الحق كه باريك بين و نكته سنجي دكتر آقايي خووووووووووب عزيزي رو برا مصاحبه انتخاب كردي...بنده هم خواهش ميكنم اينقدر سوال پيچش بكني تا از هر چي مصاحبه هست بيزار بشه!!!
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
فقط عمو تا چهارشنبه چاپش کن من چهارشنبه ای دی اس الم قطع میشه فکر نکنم دیگه بتونم شارژ کنم آرزو به دل نمونیم این مصاحبه معین رو :33:
ممنون
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
مصاحبه جالبي ميشه منتظريم (البته من همين العان 60% مصاحبه رو تكذيب مي كنم :33: :4:)
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
حتما مصاحبه جذابی میشه منتظریم ! عمو تو فقط حسابی سوال کن نکته ای مبهم نمونه :4: ( این تایپیک 33 صفحه داره ولی اخری باز نمیشه :-؟ قضیه چیه ؟ :4: )
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
از لابه لای مصاحبه با معین جهانیان ملقب به R.I.P
[size=small]یکی از بزرگترین هدفهام بخش اخبار بود که بهش رسیدم ..سقف ارزوم تا همینجاس!
به پست های سینا و حامد چشم ندارم!! اونها از هر کس دیگری برای این پستها لایق ترن!!
برای خرید سی دی کشتی کج به انجمن اومدم ولی به اینجا رسیدم!!!
همیشه تو زندگیم مثبت فکر کردم..از پدرم یاد گرفتم!!! تا حالا هم کسی رو تو زندگیم از خودم نرنجوندم!!
بزرگترین ضعف داوود اینه که زود بهش برمیخوره..برخلاف اینکه میگه نقد پذیره ولی با یه جمله انتقاد زودناراحت میشه!
بخش اخبار رو خودم تنهایی میتونم بچرخونم...
همیشه مشکلاتم رو در نماز با خدا در میون میزارم و اروم میشم...
من یه عادت دارم اونم اینه که یه کار رو تا اخرش میرم و هیچ وقت پشتشو خالی نمیکنم..
تا تاپیک انتقاد ابوالفضل از گیم بازی رو دیدم تاپیکمو بستم!!!
هامون رو وقتی تو اعضای انلاین میبینمش یه حس قدرت میگیرم!!! ...فقط ضعفش کمتر رسیدن خودش به انجمنه ..
اگه کار خوب پیدا کنم همین الان درس رو ول میکنم!!![/size]
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
ای ابول چی بهت بگم :11:
مگه آخه نگفتم زنگ بزن از رو متن اصلی واسه لا به لای مطالب انتخاب کن :4:
دوستان متن اصلی انشالله امشب ساعت 9 گذاشته میشه و کمی با چیز هایی که ابولفضل گفت فرق داره ! به خصوص مورد اولی و آخری!!!
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت(بزودی با حضور R . I . P)
[b]
مصاحبه با معین جهانیان ....مدیر بخش اخبار انجمن iranwwe
در حاشیه....
R . I . P: ابول وایسا رنگ فنتم رو درست کنم
AbolfazL: اشکال نداره...
R . I . P: خب همه چي درست شد
R . I . P: اين که مشکلي نداره هان ؟
AbolfazL: نه خوبه
AbolfazL: حالا میخوام یه حاشیه برای اولش درست کنم
AbolfazL: بگو به یه چی گیر بدم؟
R . I . P: چرا حالا گير بدي مسالمت آميز باشه مصاحبه بهتره
AbolfazL: من که با تو به قول عرفان بارسا عنادی ندارم
R . I . P: ميگم شب یلدا فروش خوب بود ؟
R . I . P: چقدر به جيب زدي ؟
AbolfazL: توپ ...
AbolfazL: هیچی بابا به اسمه ما به کام آقام از ساعت 5 تا 9 شب نتوستم سرمو بخارونم
AbolfazL: وولک دستشویی هم داشتم ولی نمی تونستم برم وقت سر خاروندن نداشتم:27:
R . I . P: برم يه قرص آرام بخش بخورم خدا ميدونه چقدر قراره امشب از دست اين تيکه هات بخندم
AbolfazL: قرص ضد حاملگی ؟
AbolfazL: میگم تو گی هستی نکنه:4:
R . I . P: بابا قرص آرام بخش بود
R . I . P: گي چيه مردم حرف در ميارن
AbolfazL: والا منم نمیدونم از وصال یاد گرفتم
R . I . P: خب بریم ؟
AbolfazL: باباجیم اومد بزار یه سلام علیک کنم باش الان میام
R . I . P: سلام ما هم برسون
AbolfazL: خوب ..... اومدم
AbolfazL: اوکی
AbolfazL: بریم؟
R . I . P: بريم
AbolfazL: یه بیوگرافی مختصر از خودت بگو
R . I . P: معین جهانیان 19 ساله
دانشجوي رشته حسابداري هستم ترم سوم
ساکن شمال هستم استان مازندران - شهر بايل
تو يک خانواده 6 نفره بزرگ شدم
2 تا خواهر دارم که هر دو ازدواج کردن
1 برادر دارم که مجرده و شاغله
خودمم که فرزند آخر خانواده هستم
پدرم کارمند بازنشسته بانک هست و الان هم تو شرکت مازي نور که مال فلور سنت اينجور چيزا هست مشغوله
مادرم هم خانه داره
AbolfazL: خودت تنهایی تو خونه ؟
R . I . P: نه ، پدرم و مادرم و برادرم هم هستن ، اونا تو هالن من بیرون هال تو اتاق خودمم
AbolfazL: بابا ای کیو میگم یعنی همه شوهرکردن و زن گرفتن تو فقط موندی ؟
R . I . P: آها آره من و برادرم و پدر مادرم الان هستيم هميشه اونتعطیلی چند روزه هم که بشه خواهرام میان خونه ما
AbolfazL: خوب پدرت بازنشسته است و الان هم کار میکنه؟
R . I . P: آره پدرم بانک صادرات کار مي کردش يه 30 سالي اوجا بود ، بعد هم الان يه 5 -6 سالي ميشه که تو شرکت مازي نور مشغوله
AbolfazL: میشه بیشتر در موردش توضیح بدی
R . I . P: مازي نور شرکت لامپ هاي مهتابي و فلورسنت و اينجور چيزاس ... : تميدونم تا به حال نديدي که رو فلورسنت جايي آرم مازي نور باشه ؟
AbolfazL: نه توجه نکردم ولی حتمان نگاه میکنم ایندفعه
AbolfazL: وضعیت مالیتون چطوره؟ کفاف میده ؟
R . I . P: وضع ماليمون هم خوبه شکر خدا ، بالاخره پدرم با اين همه سن باید تا الان دیگه پشتیبان مالی پسراش باشه ديگه ...
AbolfazL: پول توجیبی میگیری ؟
R . I . P: زندگي رو پول تو جيبي مي چرخه
AbolfazL: میشه یکم بیشتر توضیح بدی ماهانه مثلاً چقدر خرج میکنی ؟ واسه چه کارهایی ؟
R . I . P: والا بيشتر هزينه اي که ميکنم خرج اين اي دي اس ال بد مصب ميره ... ماهي حدود 35 تا 40 تومن پول اي دي اس ال ميدم ... با پول تو جيبي خودم
AbolfazL: تا چه مقطعی درستو ادامه میدی ؟ فوق لیسانس ؟ دکترا ؟ اصلاً درس رو برای خودش میخونی یا برای مدرکش ؟
R . I . P: فکر نکنم اگه کار بگيرم که به احتمال زياد هم ميگيرم ديگه خل نيستم که برم دنبال درس که ...
AbolfazL: اوهوم
R . I . P: مدرک ديگه اين روزا که ارزش نداري ابوالفضل اين همه مهندس داريم تو مملکت کليشون راننده تاکسين
من اصلاً از اين چيزا خوشم نمياد که بگن طرف مهندسه مهندسه خب که چي ؟ طرف مهندس باشه پول و کار نداشته باشه چه بدرد مي خوره؟
AbolfazL: ایول بابا مثه ما باش کارگریم ولی جیب پر پول
خوب با پدرت راحت تری یا مادرت ؟
R . I . P: من با هر دوشون راحتم ولي اگه يه موقع يه چيزي بخوام از پدرم اينجور موقع هاست که ميرم پيش مادرم ، اون ترتيب همه چيو ميده
AbolfazL: خوب مثل خودمی دیگه این میشه مادری
R . I . P: آره
AbolfazL: البته اقام دخل رو به ما حلال کرده دیگه نیازی نیست بگیم خودمون برمیسداریم
R . I . P: راستي گفتي آقام ياد ممد افتادم ، خوبه ؟
AbolfazL: اره خوبه بیرونه معلوم نیست کدوم گوریه احتمالاً باموتور گازیش رفته بیرون معلوم نیست از کی دزدیدش ، اقام که نمیخره براش میگه تو همینجوری دیوونه ای میری زیر ماشین وای به اینکه بخرم
یه دفعه چند روز پیش یه ماشین یهو از خیابون در اومده بود جلوش اینم داد زده هوووی گاومیش یواش !
یارو هم پیاده شده بود باد هم دعوا
R . I . P: عاشق اینم که بشینی از داداشت خاطره تعریف کنی
AbolfazL:وولک مصاحبه است یا دفتر خاطرات من ؟!!
R . I . P: اوخ شرمنده خب ميگفتيم ...
AbolfazL: خوب چطور عاشق کشتی شدی ..از کی ...اولین بازی ...**** استارهای مورد علاقت...بهترین بازی که دیدی ...جواب کامل بده
R . I . P: والا من کلاس سوم راهنمايي بودم که داداشم پي پي وي نو مرسي 2003 رو خريد کاملاً اورجينال بود چه حالي ميداد ، بعد بازي آندرتيکر با براک لسنر رو ديدم ، ديدم که چقدر قشنگ بازي کرد ولي در اوج نامردي باخت از اون موقع پيگير اين شدم که بازي هاي ديگه اي هم از آندرتيکر ببينم
بعد اين سي ديه که خز شده رسلمينيا 2002 رو ميگم ، اونو رفتم ديدم ، ديدم تيکر مو هاي ريک فلير رو از سفيد به قرمز تبديل کرد ديگه عاشقش شده بودم
تو خيابونا هر دست فروشي که ميديدم کشتي کج داره مي رفتم ازش ميخريدم خدا ميدونه چند تا سي دي تکراري کشتي کج دارم خونه
AbolfazL: عینه من
R . I . P: بعد ديگه به مراتب دوستاي دو رو بر خودمم کشتي کج باز کردم که يکيش آرمين توکلي بود
کاربر Stone Cold رو میگم
AbolfazL: اها میشناسمش آرمین
AbolfazL: اون انگار زودتر از تو عضو شده بود اینجا ... ؟ شمارشو داشتم هی مسج بی تربیتی میداد
R . I . P: من و اون با هم عضو شديم يعني من بودم خونشون پيشش نشسته بودم آرمين داشت واسه خريد سي دي کشتي کج تو گوگل سرچ مي کرد که اينجا و انجمن جمال رو دید و سرنوشت هر دوي ما در زندگيمون تا ابد تغيير کرد
من اون موقع کنکور داشتم اصلاً در شرايطي نيودم که نت بيام بعد آرمين پسووردش رو داد بهم تا هر وقت خواستم بيام سر بزنم به سايت بعد هم که آرمين با هامون آشنا شد و ازش سي دي خريد و ...
البته يه مدت از جمال هم سي دي ميخريديم که نميدونم چي شد اصلا ناپديد شد ...
AbolfazL: ولی آرمین انگار بچه تهران بود
R . I . P: بابا همين الان تو بيوگرافيشم بري نوشته بابل ، تهران کجا بود خالي بسته
AbolfazL: خب میگفتی
R . I . P: بعد هم ديگه من بعد از يکي دو هفته خودم اومدم انجمن ثبت نام کردم فکر کنم 1 ماه بعد از افتتاح شدن اينجا بود
AbolfazL: تا کی دنبال میکنی ؟ اگه تیکر بره تو هم میری؟ خوده بازیو می پسندی یا استوری لاین رو ؟
R . I . P: واي پسر اصلاً رفتن تيکر رو تصور هم نميتونم بکنم خيلي نارحت ميشم اگه بره
AbolfazL: ولی به نظره من تیکر باید بره با اینکه خیلی دوسش دارم ولی بدجور داره تو بازیهاش میخوره
بازی با بیگ شو رو ببین همش بیگ شو میزنه اندر دیگه توان جوونیشو نداره
R . I . P: خب آره ولي من مطمئنم تيکر تا رکوردش تو رسلمينيا به 20 نرسه نميره ، ابولفضل تو اگه بازي هاي 2003 بيگ شو با تيکر رو نگاه کني اونجا باز تيکر کتک ميخورد آندر هر چقدر هم پير شده باشه ولي استقامتش فوق العادس
AbolfazL: خب خوده بازی رو می پسندی یا استوری لاین رو ؟
R . I . P: والا از نظر من بعضي اوقات خود بازيا از استوري لاين قشنگ تر ميشن يعني واقعا به طرف حال ميده ها ، مثلاً يه بازيو ببيني که نتيجش اصلاً تابلو نباشه
ولي در کل اگه استوري لاين نباشه کمپاني بي معني و اساسه
AbolfazL: نحوه چطور اومدنت به انجمن رو گفتی اما میدونستی یه روز به چنین جایگاهی میرسی ...من میخوام بگم اگه معین در حد داوود نباشه ولی چیزی هم از اون که یک پدیده بود کم نداره
یه توضیحی بده
R . I . P: نه هرگز حتي فکرشم نمي کردم که بخوام پست بدم اينجا چه برسه که بخوام مدير بشم
اونم پست به اين حساسي مثل اخبار
ولي بعد از اينکه مدير بازي شدم سعي کردم خيلي خودم رو اصلاح کنم يعني کمتر اسپم بدم ، جدي تر باشم بيشتر فعال باشم
AbolfazL: اره دیگه که کم کم به این سو اومدی ویهویی طوفانی شدی عزم راسخی داشتی از نظر من
هنوزم که جا نزدی چون بعضی از بچه ها حالا بنا به هر دلیلی مثل داوود ، بهنام ، حامد بعد از یه مدت نسبتا کم کار شدن ولی تو خوب داری کار میکنی البته هنوز زوده رکورد دار بشی ولی خوب می تونی بری جلو
R . I . P: خب اين يکي از ويژگي هاي منه وقتي هدفي داشته باشم تا تهش ميرم هيچ چيزي هم جلودارم نيست
من وقتي مدير شدم ميدونستم که هيچوقت اين مقام رو ول نمي کنم من اصلاً اخلاقم اينجوري نيست که بد از يه مدت کسل بشم يا بگم خسته شدم يا از اين حرفا که ول کنم مگه اينکه واقعاً يه مشکلي برام پيش بياد که اصلاً نتونم بيام پست کامپيوتر و نت اينا
من وقتي مدير بازي بودم از کار خودم راضي بودم ولي هنوز تجربم کم بود خيلي هم کم بود اما رفته رفته بر همه چيز مسلط شدم
افرادي مثل حامد رو الگويي از يک کاربر فعال واسه خودم قرار دادم
AbolfazL: از من هیچی الگو نگرفتی ؟
R . I . P: از شما هم از لحاظ طنز الگو ميگرفتم اخلاقت که جاي خود داره
داشتم ميگفتم ... وقتي که مدير بازي بودم اون تاپيک دانلود بازي هاي ميکرو و سگا رو زدم
همون تاپيکي که تو چشم ديدنش رو نداشتي
AbolfazL: آره همون تاپیکی که ما داد زدیم انجمن گیم بازی شده
R . I . P: منم همينو مي خواستم بگم اون تاپيک خيلي بازديد کننده داشت بازديدش الان به 10000 تا رسیده
بازديد اون تاپيکم همينجوري بيشتر ميشد و منم انگيزم بيشتر ميشد واسه کارم تو انجمن
ولي خب رفته رفته من متوجه شدم که انجمن داره از هدف اصلي خودش که کشتي کجه منحرف ميشه
و وقتي اون تاپيک انتقاد تورو ديدم که در باره تاپيک من زدي بلافاصله رفتم در تاپيکم رو تخته کردم حتی سینا هم گفته بود کدوم انتقاد؟ ولی دیگه نخواستم موضوع کش پیدا کنه یه جواب همینجوری دادم بهش ...
بعد هم دیگه تصميم گرفتم فقط به در خواست های کاربران تو اون تاپیک رسیدگی کنم
AbolfazL: بمیرم واست چه ضربه روحی بهت وارد شده بوده
R . I . P: نه اين حرفا چيه خب بالاخره تو اون تاپيک به اندازه کافي بازي بود که هر کي مياد توش دست خالي بيرون نره ديگه لازم هم نبود ادامه پيدا کنه
AbolfazL: و خیلی عجیب بود یه مدیر بخش بازی یهو بشه مدیر بخش اخبار بدون اطلاع
کی تورو معرفی کرد تو اون بخش به ادمین؟
R . I . P: کسی منو معرفی نکرد
AbolfazL: یعنی سفارش کسی نبودی ؟ چون هامون عادت داره سفارشات دیگران رو انجام بده
R . I . P : نه نه ، قضيه از اونجايي شروع شد که داوود کمرش رو جراحي کرده بود ديگه نمي تونست بياد انجمن به علت قطع بودن نت و جراحي کمرش ، بهنام هم چون تو تابستون سر کار ميرفت نمي تونست زياد سر بزنه بعد يه شب داوود يه اس ام اس داد بهم گفت يه خبر هايي شده که انگار قضيه کيسه کين مربوط به پارچه سر آندرتيکر ميشه
بهم گفت برو اينو تاپيکشو بزن می خوام تو بخش اخبار که فعالیتتو داری شروع می کنی جنجالی بری تو کار
ما هم رفتيم به حرفش گوش کرديم تاپيک زديم بعد ديدم بازديد خيلي بالا و توجه خيلي زيادي به تاپيکم شد
بعد با خودم گفتم من که انگليسيم انقدر خوب هست بيام در نبود بهنام و داوود و عليرضا هانتر يه ذره تاپيک خبري بزنم هم واسه خودم مروری میشه که یاد کانون زبان که دو سال پیش تمومش کردم بیوفتم و واسم مرور بشه و هم گرد و خاک بخش اخبار رو بگیرم
تا اينکه يه روز هيچ کسي نبود تاپيک اخبار راء رو بذاره من اومدم از داوود پرسيدم نظرت چيه من بذارم اونم گفت بذار
بعد رفتم با حوصله هر چه تمام تر يه چيز حدود 3 ساعتي وقت گذاشتم و اولين تاپيک اخبار راء خودم رو زدم بعد هم ديگه يواش يواش با زدن تاپيک اخبار راء واسه هفته هاي ديگه ديدم همچنان انجمن خبري نيست از مديران اخبار البته بهنام اون موقع خیلی به هامون اصرار داشت که کاربرش کنه ، خودش میگفت که من نمیتونم بیام ولی هامون خب همین طور مدیر نگهش داشته بود
اون موقع بود که ديگه عزمم کاملاً راسخ شد فعاليت کنم واسه رفتن به بخش اخبار
AbolfazL: ایولا داری واقعاً از این حس و عزم راسخت خوشم اومد نه تنها من بلکه همه
بچه های انجمن دیدی که چند روز پیش تاپیکی رو زدن به پاس زحماتت ؟
R . I . P: آره
AbolfazL: برای خوده من خیلی تعجب اور بود این طور از بخش بازی و کامپیوتر بیای تو آخر این طوری رشد کنی خب ادامه بده بعد دیگه چه تصمیمی گرفتی وقتی دیدی دیگه خبری نیست تو بخش اخبار از مدیران؟
R . I . P: اون موقع دیگه هدفم اين بود که مدير اخبار بشم فعاليتم رو شروع کردم و استقبال خيلي خوبي هم مي شد از تاپيک هام بعد از 1 ماه اوايل مهر ماه بود به هامون گفتم ميخوام مدير اخبار بشم خيلي جدي مطرح کردم درخواستمو
بهش گفتم هامون تجربه و تخصص من واسه اخبار خوبه ؟ قبولم داري؟ هامون هم گفت آره
بعد بهم گفت
همين فردا يا پس فردا از مدير گيم و کامپيوتر بودن ميبرمت به بخش اخبار ، البته 2 هفته بعدش منو مدير اخبار کرد بعد هم که مدير اخبار شدم در کنار بهنام
AbolfazL: حالا با توجه به سابقه ات ممکنه یوقت از اخبار بری گالری ؟
R . I . P: نه من ديگه هيچوقت بخش اخبار رو به قصد مديريت يه بخش ديگه امکلن نداره ول کنم ماشالله الان تو بخش گالري آرمان و ساسان هستن ديگه کمبودي اونجا ديده نميشه که
داشتم ميگفتم ....
ديگه کاملاً هدفم اين بود که يک مدير فعال باشم و هيچ گونه اسپمي ندم
فکر کنم از وقتي مدير اخبار شدم تا الا تعداد اسپم هايي که دادم به 10 تا هم نرسيده باشه البته کوچکترین اسپمی هم که میدادم از دست سینا در نمی رفت
AbolfazL: البته اخلاقت هم خیلی عوض شدا از نظر نوشتاری اون زمانا خیلی مضاخ هم میکردی
R . I . P: آره خيلي ، ديگه خودم اين تصميم رو گرفتم که تو انجمن جدي باشم و مضاح و شوخي کردن باشه واسه ياهو
بعد هم ديگه تو بخش اخبار جا افتادم و حتي احبار پي پي وي هم خودم گذاشتم يه مدتي بود واقعا بهم فشار ميومد يعني فقط و فقط به عشق انجمن و اعضاش از کار و زندگي خودم ميزدم تا انجمن به روز باشه فکرشو بکن یه زمان اخبار پی پی وی و هفتگی رو همه خودم میذاشتم
AbolfazL: یعنی الان در بخش اخبار تنها هستی این واقعیته درسته ولی نیازه یکی بقل دست تو باشه
R . I . P: نه از نظر من اصلا احتياجي به همکار در بخش اخبار ندارم چون فکر نکنم تو اين مدتي که من مدير بودم هيچ گونه ضعفي از بخش اخبار ديده شده باشه
AbolfazL: آره راست میگی من که خودم همیشه دیدم بخش اخبار عالیه
معین تو صحبتات گفتی این مقام رو دوست داری یعنی دیگه به مقام بالاتری فکر نمی کنی مثل ناظم یا معاون یا یه مقام جدید اصلا ؟
R . I . P: والا ناظميت سايت رو که اصلاً و ابدا دوست ندارم کسه ديگه ايي رو به جاي سينا ببينم
AbolfazL: چرا؟
R . I . P: چون کار سینا رو واقعاً قبول دارم و هیچ کس نمی تونه انجمن رو مثل سینا نظم بده
سينا هم سرعت نت بالايي داره که خودش خیلی تاثیر گذاره و از طرف دیگه اخلاق بسیار نیک و متینی داره
حامد هم که واقعاً شايسته مقام ناظمیتش هستش
AbolfazL: البته کارش درسته...وگرنه با دیال اپ هم میشه ناظمیت کرد مثل علی اف جی ای
R . I . P: آره درسته علي اف جي آي هم کارش عالي بود
AbolfazL: ولی یکی مثل ارش با زدن چند تا تاپیک خودشو زیر سوال برد و اون عملکرد اولیه و خوبش رو زیر سوال برد
R . I . P: دقيقاً
AbolfazL: پس سقف ارزوت تو انجمن همین بود که الان هستی یعنی مدیر اخبار ؟
R . I . P: خب يه سري پيشنهاداتي به هامون دادم که خودم بهش گفتم واسه طرف هاي عيد عمليش کنه هنوز بخش اخبارم رو دوست دارم
AbolfazL: در مورد خودت یا انجمن ؟
R . I . P: در مورد مقامم تو انجمن
AbolfazL:
R . I . P: البته باز هم همچنان مديريت بخش اخبار با من ميمونه یعنی قبل از این که به هامون نظرمو بگم ازش پرسیدم بخش اخبار تحت مدیریت من میشه دوباره بمونه اونم گفت آره
AbolfazL: میخوام یک به یک بریم جلو با نظراتت و انتقاداتی که داری
اول از همه هامون مدیر کل سایت نقدتو بگو در موردش
R . I . P: اوکي لتس گو !
R . I . P: هامون مدير زحمتکش و دلسوزيه زحماتي که ميکشه به ظاهر ديده نميشه اون هميشه مشکلات فني انجمن رو حل ميکنه سعي ميکنه بهترين اقدامان امنيتي رو براي انجمن قرار بده هميشه حواسش به همه چي هست هزينه هاي سرور رو هميشه به موقع ميده و ....
تنها نقدي که مي تونم بکنم ازش اينه که خيلي کم به عنوان يک ادمين به انجمن سر ميزنه
يعني من به خودشم گفتم که وقتي ميبينم تو افراد آنلاين انجمن هامون هم هستش اصلاً احساسا آرامش مي کنم از اينکه تو انجمن هست و نظارت داره
AbolfazL: امیر ارین ادمینی که به چشم نمیاد
R . I . P: امير هم واسه انجمن کم زحمت نميکشه آپلود هايي رو که امير ميذاره انجمن رو تو هيچ انجمن و وب ايراني اي نميتوني پيدا کني به غير از اينجا
امير هم به علت مشغله کاري کمتر مياد بيشتر وقت ها شبا ديگه سر ميزنه ولي با اين وجود از تاپيک هاي خبري استقبال خوبي ميکنه
تنها نقدي که ميتونم بکنم ازش اينه که يه دفعه خب عصباني شده بود به سينا گفته بود من دلم ميخواد اسپم بدم کسي حق نداره پاک کنه خب اين حرف در شان يک ادميني مثل امير اصلاً نيست منم ميدونم که از روي عصبانيت گفت واون موقع کنترلش دست خودش نبود
ولي در کل امير و هم از لحاظ کار و شاپش تکه و تلاش زیادی داره هم از نظر اخلاق خيلي قبولش دارم
AbolfazL: ولی حرف پشتش زیاد میزنن...تو چی مثل اونها فکر میکنی؟
R . I . P: من اصلاً به حرف هاي بقيه کاري ندارم من از روي چيزي که خودم ميبينم قضاوت ميکنم اگه بخوام دهن بين بقيه باشم که تو زندگيم مشکل جدي پيدا ميکنم من امیرو قبولش دارم به حرف های دیگران هم اهمیتی نمیدم
AbolfazL: میرسیم به داوود
لقبش چی بود یادم رفت اینقدر کم دیگه میاد انجمن که یادم رفته لقبشو ... نائب قهرمان انجمن ؟
R . I . P: قهرمان چیه:12: ... نايب رئيس بابا
AbolfazL: خوب اینم داره راه پوریا خدابیامرز رو میره در مورد سمتهاش ...کار قدیمش ..ارتباط و ...
R . I . P: خب من داوود رو خيلي قبول داشتم از پارسال تابستون باهاش آشنا شدم از اخلاقش در انجمن خوشم ميومد تو کارش جدي بود اخبار لايو ميذاشت انجمن کاري که فکر کنم اون موقع هيچ انجمني انجام نميداد
بعد ها هم شماره موبايلشو ازش گرفتم بهش خيلي اس ام اس ميدادم تا 2 -3 صبح بعضي اوقات به هم اس ام اس ميداديم
داوود تو بخش اخبار هم زحمت هاي فوق العاده زيادي کشيد ولي خب بعد از يه مدت کاملاً از انجمن زده شد
اين کاملاً مشخص بود
نقدم من از داوود اينه که
انقدر حساس نباشه انقدر با کوچکترين حرف بهش بر نخوره ناراحت نشه
بياد بگه من ميرم ديگه انجمن نميام و از اين حرفا اين کار ها از آدمي به بالغي و عاقلی مثل داوود بعیده
داوود يه اخلاق بد ديگه هم داره اينه که خيلي رو حرف خودش مستحکم هست اصلاً به نظرات بقيه اهميت نميده
اون شبي که اومد تاپيک زد انجمن ميخوام برم ديگه نميام من حدود 2 ساعت تمام داشتم بهش اس ام اس ميدادم
آقا بيخيال شو اين کارا يعني چي ، ولي باز آخر کار خودشو کرد
حتي ساعت 3 صبح از زختخواب پاشدم اومدم انجمن همون موقع که تاپيک زد نظر هم دادم که نرو ولي باز کار خودشو کرد
در کل : من داوود رو خيلي قبول دارم ولي يه آدم بايد انتقا پذير باشه اين حرفيه که خودش ميزنه که ميگه من انتقاد کردن رو دوست دارم
AbolfazL: ولی عمل نمیکنه کاملاً راست میگی
R . I . P: آره
R . I . P: ولي وقتي ازش انتقادي ميشه بهش بر ميخوره و ناراحت ميشه اگه بخواد اين راه رو پیش بگیره تو زندگیش با مشکلات بدی برخورد میکنه
کلام آخر درباره داوود
داوود دوست بسيار خوب و نزديک من هستش مثل برادرم دوستش دارم ولي خب بايد به اين نکاتي که گفتم توجه کنه
ميدونم که از دستم ناراحت نميشه چون خودش ميدونه که چقدر براش اهميت قائلم
من همیشه و همه جا طرفداری داوودو میکردم و نمیذاشتم کسی پشت سرش حرف بزنه
AbolfazL: قربون تو برم که انقدر آقایی
AbolfazL: برسیم به حامد...هر چی ازش میدونی بگو...تا حالا که باش درگیر نشدی .؟ حامد رو فکر میکردی معاون شه و اون زمانا که اخبار میذاشت و الان تو به جاشی ..یه توضیحات مفصل بده
R . I . P: حامد يکي از کساني هستش که من از همون اوايلي که ميومدم انجمن از همون موقع بهش توجه ميکردم 2 سال پيش رو ميگم
به اين که چقدر با کاربران دهن به دهن ميشد چقدر زود جوش ميمد و البته از همه مهم تر چقدر براي انجمن زحمت ميکشيد من حامد رو از همون اول دوستش داشتم هر چقدر هم که تو انجمن اخلاقش خشک و جدي بود
خيلي بهش احترام ميزاشتم و ميزارم و خواهم گذاشت
يکي از زحمت کشترين کساني بوده که اين انجمن به خودش ميديد
يه مدتي بود واقعاً که داوود نميومد انجمن فکر کنم دور و بر اسفند و فروردين ماه بود حامد يعني انجمن رو به طور کامل پوشونده بود واقعا تو بخش اخبار نذاشتش نبود داوود احساس بشه
من هميشه حامد رو الگوي فعاليت ميدونستم واسه خودم
AbolfazL: من یه پرانتز وسط حرفت بندازم
کلان انجمن ما طوری بوده که هیچ وقت عقب نمونده.. یعنی هر وقت کسی نرسیده هی یه جانشین خوب داشته براش .. که هر کدوم به زمان خودشون بهترین تلاش رو بدون هیچ چشمداشتی انجام میدادن...
R . I . P: آره درسته دقيقاً همين جايگزين شدن ها بودش که باعث فعاليت بالا شد و انگيزه رو بوجود اورد
داشتم ميگفتم از حامد ...
حامد بعد از اينکه نام کاربريش رو از world life به I Am Legend تغيير داد خدايي خيلي فرق کرد ديگه مثل قديم نبود ، پرخاشگر نبود و عصبانی نمی شد انقدر البته نه این که کاملاً این جوری بشه ها ولی خیلی تغییر کرد سرش کاملاً به کار خودش بود
يعني فقط و فقط فعاليتش رو براي پيشرفت انجمن متمرکز ميکرد با وجود اينکه وب هم داشت ولي باز براي انجمن کم نميذاشت
خدا وکيلي هر کس که فوتو شاپ بلد باشه و بخواد واسه خودش امضا بسازه کلي با خودش کلنجار ميره و وسواسيت به خرج ميده
حالا فکر کنم حامد چجوري انقدر با جون و دل به کاربرا اهميت ميده واسشون امضاء و آواتار درست ميکنه
اين واقعاً چيز کمي نيست
در باره معاونیتشم خودش درخواست معاونیت داد به هامون ، منم خیلی به هامون اصرار کرده بودم که هیچ کسی مثل حامد برازنده این مقام نیست چون همیشه به قول سینا دست راست هامون بوده
و آخرين کلامم در باره حامد
يک پسر زحمت کش ، يک پسر دوست داشتني ، با مرام و با محبت
تنها نقدم ازش اينه که اگه يه وقتي يه چيزي ميبيني که عصبانيت ميکنه کاملاً خونسرد باش سعي کن به اعصابت مسلط باشي و از کوره در نری
AbolfazL: خوب برسیم به سینا که توضیحاتی در موردش دادی ..اما کلاً درمورد اون و ناظمان قبلی هم بگو...هر چند حرفها تکراریه ولی شاید تو چیز جدیبدی داشته باشی
R . I . P: خب از اولين ناظم شروع میکنم اردلان بود
AbolfazL : اینو هم بگو که دیگه کیا هستن تو انجمن که مثل سینا شایسته پست ناظمیت هستن ؟
R . I . P: اوکي
ناظم اول که اردلان بود رو من خيلي قبول داشتم هم اخلاق داشت هم نظم داشت تو کارش
هميشه مودبانه به کاربران خاطي تذکر ميداد ولي خب ديگه به علت مشغله و شاپش نتونست به اين پستش ادامه بده
براش آرزوي موفقيت مي کنم
ناظم بعدي علي اف جي آي بود ، از نظر من بين نظم دادن اون و سينا هيچ فرقي ديده نميشه علي واقعاً تو کارش خبره بود ولي خب يک سري اتفاقاتي افتاد که ديگه با انجمن وداع گفت
ناظم بعدي آرش بود
آرش اوايل انگيزش خيلي زياد بود خيلي خوب پيگيري ميکرد اما رفته رفته تاپيک هاي گوناگون و بي ربطش مقامش رو زير سوال برد که از بزرگترين اشتباهش زدن تاپيک "در هفته چند بار خود ارضايي مي کنيد" بود
واقعاً در حد يک ناظم نبود اون کارش يه گله ديگه هم که ازش داشتم اينه که اصلاً يک ناظم حق نداره بياد براي انجمن تاپيک بزنه قوانين تایید کنه ، اينکه قانوني گذاشته بشه وظيفه ادمين هست و ناظم هم وظيفش اينه که قانوني رو که ادمين ميذاره رو اجرا کنه نه اينکه بياد خودش قانون طرح کنه
در کل اگه اون آرش سابقي بود که مثل اوايل کارش انگيزه و پشتکار داشت من مطمئن بودم الان وضعيتش اين نبود
در نهايت ميرسيم به برادر کریمیان
سينا رو من همه نظره قبولش دارم از همون موقعي که مدير بيوگرافي بود کاملاً کارهايي رو که يک ناظم انجام ميداد رو مي کرد به کاربران تذکر ميداد و کاملاً ديگه مشخص بود از پست خودش خسته شده منظورم مدير بيوگرافيه ديگه حتي پستي هم نميداد تو انجمن حتي چندين بار هم بصورت غير مستقيم گفته بود که مي خوام ناظم بشم نمونش تو اون تاپيک اعترافات بچه ها بود که گفت ناظميت رو حق خودم مي دونستم
من از اون روز فهمیدم که دیگه عیت کم کاری سینا چیه
و در نهايت روزي که سينا ناظم شد دونستم که کار همه اسپمر ها تعطيل شده ، سينا تو کارش استاده چون هم اخلاق داره و هم با تجربه و خب سرعت بالا داشتن هم خيلي موثره خيلي جاها قبل از اينکه دعوايي صورت بگيره پستا رو پاک ميکنه نمونش تو همون تاپیک جدیدترین فیلم های روز دنیا بود که یه پست رو که باعث دعوای شدید میشد رو بلافاصله پاک کرد خودش میدونه کدوم پست رو دارم میگم
AbolfazL: فکر نمیکنی سینا یکم رو کیومرث حساس شده ؟
R . I . P: خب والا من از قضايايي که بين سينا و پويان رخ داد به طور کامل آگاهي ندارم ولي اينو ميدونم که پويان اگه کمي خودش رو کنترل ميکرد کمي آروم تر برخورد ميکرد وضعيتش اين نبود
پويان اون اوايل واقعاً انتقاد هاي بي موردي رو ميکرد حتي تو يه تاپيک هامون بهش تذکر داد هر گونه انتقادي رو داري بکن من به همه سوالاتت جواب ميدم ولي باز بعد از يه سري ندونم کاري ها باعث اخراج خودش شد
من فقط بابت اون پست سينا که اوايل صبح داده بود و زود پاک شد ناراحت شدم واقعاً اصلا در شان سينا که يک پسر با اخلق بودش نبود که بياد اون حرفارو بزنه
AbolfazL: دقیقاً
من میگم سینا ناظمه درسته ولی نباید کارش با یه کاربر به جایی برسه که دهن به دهن بشن...اونو باید بسپاره دست مافوقش!! ولی سینا هم یه عدات داره که دوست نداره سوالی رو بی جواب بزاره...
R . I . P: درسته من ميدونم که سينا خيلي عصباني شد و نتونست خودش رو کنترل کنه که متاسفانه انقدر ازش انتظارات بالا ميرفت که با دهن به دهن شدنش کمي همه تعجب زده شدن ولي در کل سينا حق داره که با کاربران خاطي برخورد کنه و قوانين رو اجرا کنه من حق رو بيشتر به سينا ميدم اگه پويان کمي بهتر تصميم گيري ميکرد و رو اعصابش مسلط بود اينجوري نمي شد مهم همه برميگرده به کنترل کردن اعصاب طرف
کاري که من خداروشکر توش واردم و هيچ وقت موقعي که اعصابم خورده تصميم گيري نميکنم
کلام آخرم
سينا پسر بسيار مودب و با اخلاقيه و در کارش حرف نداره تنها نقدي که ميتونم بکنم اينه که کمي روون تر بشه کمي سخت گيريش رو کمتر کنه
AbolfazL: برسیم به بخش گالری و کاربر طلایی ها فعلی که خوب کار میکنن
R . I . P: از آرمان شروع ميکنم
آرمان اون اوايل کارش که قبل از اين که مدير گالري بشه واقعاً فعال بود واقعاً مشخص بود که زحمت ميکشه و در نهايت هم مقام مدير گالري رو تصاحب کرد ولي رفته رفته از فعاليتش کم شد ميدونم که آرمان با خوندن اين حرف ازم دلخور نمیشه چون خودشم میدونه که دارم راست میگم
اواخر تابستون به علت قطع و وصل شدن زياد اي دي اس الش واقعاً صدمه بدي به مديريت خودش زد
تو سه هفته اول مهر که کاملاً يادمه اصلاً نتونست انجمن بياد ولي بعد از اومدنش دوباره مثل قبل فعاليتش رو شروع کرد و اين مدتي رو که نبود جبران کرد
ولي بازم به علت قطع شدن اي دي اس الش و ديگر مشکلاتش از انجمن عقب موند تو اين مدت ساسان و عرفان به طور کامل بخش گالري رو پوشوندن و بخش گالری کاملاً به روز بود اما خودا رو شکر آرمان الان وضعيتش خيلي خوبه الان چند هفته اي ميشه که نظارت خوبي رو داره تو بخشش از همه مهم تر دوباره فعاليت ميکنه مثل قبل
آرمان رو خيلي دوسش دارم مثل داداش کوچيک خودم ميدونمش ولي کمي به تجربه و سن بيشتر نياز داره
آرمان هم اگه هميشه آروم باشه و با کسي دهن به دهن نشه ميشه گفت يکي از کاربران خيلي حيلي حوب و فعال ايران دبليو دبليو اي هست
الان که خدا رو شکر خیلی وقته آرمان مثل قبلنش نيست وتجربش بیشتر شده مثه خودم
AbolfazL: از عرفان و ساسان بگو
R . I . P: ساسان از جايي ديده شد که تو تاپيک قرعه کشي بازي هاي ليگ اروپا پست دادش پست که چه عرض کنم اسپم در حقيقت
ساسان حدود 5 ماهي رو با دادن اسپم فقط ميگذروند البته فعاليت هاي کوچيکي هم داشت تاپيک مخصوص صنعت هاي فضايي فکر کنم بود اطلاعات مفيدي رو قرار ميداد اونجا اما در غياب آرمان ساسان چندين تاپيک عکس زد و درست عين من که در غياب بهنام و داوود چندين تاپيک خبري زدم انگيزه گرفت و شروع کرد به فعاليت بسيار قابل توجه در بخش گالري
و ساساني که کارش اين بود که بياد تو تاپيک ها پست چند کلمه اي بده تبديل شد به يک کاربر زحمت کش
هر چند که هنوزم اسپم ميده ولي زحماتي رو که داره براي بخش گالري ميکشه واقعاً قابل تحسينه
تنها نقدم ازش اینه که کمي کل کل هاي مودبانه تر سر جان سينا بخصوص بکنه
بخدا جان سينا حتي از وجود ساسان هم خبر نداره که چي انقدر اعصابت رو خورد ميکني
AbolfazL: درسته مثلا من شنیده بودم تو یاهوو فحش خارومادرو کشئونده به طرفداران باتیستا
خوب طرفداراش کیان امثال منن دیگه
R . I . P: دور از جون
AbolfazL: میدونم منظورش ما نبودیم ولی یکم اصلاح کنه نحوه حرف زدنشو
R . I . P: درسته همينه که ميگم بايد تجرب و سنش خیلی بیشتر شه تا خودش متوجه بشه
AbolfazL: اره یکم نوجونه بزرگ میبشه خودش متوجه میشه قراره بعد از تو با ارمان مصاحبه کنم بعد ساسان
البته اگه ارش رو پیدا کنم حتمان یه مصاحبه ردیف و جنجالی ازش میگیرم!!
خب کلام آخرتم دربارش بگو
R . I . P: پسر بسيار پاک دليه ولي کمي تجربش بايد بيشتر بشه
عرفان هم پسر خیلی خیلی گلیه و واقعا تو اخلاق و شوخ طبعی تکه اما خیلی پر جوشه باید خودش رو کنترل کنه و دهن به دهن نشه باکسی
فعالیتش تو بخش گالری که عالی بود و واقعاً زحمتکشه و باید قدر چنین کاربرایی رو دونست
عرفان همیشه پشت انجمن مثه یه کوه وایساده و من از این غیرتش خوشم میاد
:AbolfazLیه خاطره تعریف کنم بچه که بودیم عشقمون این بود عموهامون بیان خونمون وقتی میخواستن برن با بابام منو و ممد میپریدم مثله گوسفند صندوق عقب وانت که هوا بخوریم
R . I . P: هيچي به خدا مثل دوران بچگي نيست چه حالي ميداد
AbolfazL: واقعان ک* خل ترین دوران زندگیه فکرشو کن به خاطر هوای خنک خوردن عشقت این بود یه مسیر 20 دقیقه ای رو بری پشت وانت ممد هم که از همون بچگیش ک* میخ ، رو ماشین ادا اطوار در میورد شکلک در میورد برا ماتشینها هر کی هم حرفی میزد ممد فحشه ناموسو میکشوند طرفم میگفت بچه است میرفت
AbolfazL: خوب باز من رفتم خاطره گفتم ... ادامه بدیم کجا بودیم ؟
R . I . P: همين خاطره هاته که خستگي رو از تن آدم ميبره
AbolfazL: بریم سراغ مدیر دانلود کیان
R . I . P: کيان رو همه جوره قبولش دارم خوش اخلاقه با ادبه زحمت کشه واقعاً هم زحمت کشه
واسه اين دوستش دارم که انقدر زحمت ميکشه و هيچ ادعايي هم نداره هميشه وظايف خودش رو به نحو احسنت انجام ميده مسابقات هفتگي و ماهانه رو با حجم خوب واسه بچه ها آپلود میکنه با وجود اينکه درس هم داره ولي به موقع کار و وظيفش رو انجام ميده
من به شخصه هيچ گونه مشکلي از کيان نميبينم و از نظرم هيچ جاي نقدي در کيان نيست
AbolfazL: پسر خوش اخلاقی هم هست مثل خودت
R . I . P: نظر لطفته
AbolfazL: و بعدش گفتگوی ازاد و امیر اقایی و ابوالفضل!!!
R . I . P: اوه اوه
AbolfazL: درد و دلاتو بگو
R . I . P: خب من هميشه ابولفضل رو الگوي شوخ طبعي و طنز خودم ميدونستم هميشه از پستاي اسرارش ديدن ميکردم سعي ميکردم سبک شوخيم مثل اون باشه نميدونم موفق بودم يا نه بزرگترين درسي که از ابولفضل گرفتم اينه که هيچ وقت کسي رو ار خودم نرنجونم و هيچ وقت خداي نکرده نذارم کسي از دستم دلخور باشه هميشه اگه کدورتي پيش بياد همون روز حلش کنم اين يکي از ويژگي هايي بود که هميشه ابولفضل بخاطرش دوست داشتم ابولفضل واقعاً مثل يک برادر بزرگ تر ميمونه واسم و هميشه از تجربياتش استفاده مي کنم
در کلام آخر حاجي خيلي مي خوامت و نقدم اينه که کاربرايي هستن تو انجمن که قلم طنز تو رو نميدونن
نميدونن تو مدل شوخي کردنت چطوريه به دل ميگيرن ابولفضل کمي باهاشون آشنا شو و بذار بدونن چي جوري هستي بعد باهاشون شوخي کن
AbolfazL: در مورد اسمم هم بگو چرا اینقدر برات اسم واقعیم مهمه اینکه نام کاربریم رو همون ABOLFAZL کنم ؟
R . I . P: خب چون از همون روز تو رو با اين اسم ديدم و يک نوع حالت درويش و ساده بودن از روي نام کاربريت احساس ميکنم مثل خود امير مومنين که ساده زندگي ميکرد ؛ واسه همين هست که دوست دارم همون ابولفضل قديمي و ساده رو ببينم که با هر پستش کلي مطلب ياد گرفتني توش هستش
AbolfazL: فدات
AbolfazL: خوب برسیم به اینکه تا کی در انجمن فعالی و میمونی ؟
R . I . P: تا زماني که انجمن پا بر جا باشه منم هستم تنها چيزي که ميتونه جلوي انگيزمو بگيره رفتن آندرتيکر از کشتي کچ هست
AbolfazL: و کمی هم از انجمن صمیمی ایران دبلیو دبلیو ای بگو ..و چرا جایی دیگه ثبت نام نکردی
R . I . P: خب والا همون طور که گفتم دوستم آرمين اينجا ثبت نام کرد منم که اصلاً قصد اينکه روزي اينجا پست بدم رو نداشتم اون موقع قصدمون فقط خريد سي دي بود ولي رفته رفته ديدم اطلاعات و اخباري اينجا هست که اصلاً نميدونستم خيلي علاقه مند شدم به يک محيطي که همه کشتي کچ بازن ميتونيم با هم درباره کچ صحبت کنيم و ....
HG
[hr]
ادامه دارد
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور R . I . P)
بقیش رو بزارید :4:
من پارازیت انداختم که ابوالفضل بتونه بقیه رو بزاره
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور R . I . P)
[b]
color=#87CEEB]AbolfazL: آرمان پ.خ داده گفته ازت بپرسم تشکر و تنکس و اینا برات مهمه ؟[/color]
R . I . P: خب از يه نظر برام مهمه چون ميدونم براي زحمتي که ميکشم کساني هستند که اهميت قائل ميشن و با تشکر کردن نشون ميدن و با ديدن اينکه به تاپيک هاي خبريم ازم تشکر ميکنن واقعاً قوت قلب ميگيرم از اينکه بچه ها محبتشون رو ميرسونن با اين کار و بهم انگيزه ميدن از اين نظر برام مهمه فقط و گرنه هيچ ارزش ديگه اي نداره واسم ...
ولی اون روز که تعداد تشکراتم صفر شده بود خیلی ناراحت بودم چون همه ی زحماتم به نوعی انگار صفر شده بود گرچه هامون درست کرد بعدن برام ...
AbolfazL: وسوال کیومرث در مورد استون کولد ، تو رویال شرکت میکنه ؟
R . I . P: والا از نظر من خيلي بعيده اگر هم شرکت کنه مطمئنم که برنده نميشه مثلاً مياد يک نفرو ميزنه و خودشم به همراه اون نفر ميره بيرون مثل کاري که ميک فولي تو رويال 2004 با رندي ارتن کرد
AbolfazL: اره یادمه
R . I . P: از نظر من استن کلد بعد از رويال رامبل برميگرده و درگيري هاشو با مکمن شروع ميکنه
و تو رسلمينيا وداع ميگه با دبليو دبليو اي
AbolfazL: بگو صمیمی ترین دوستانت کین
R . I . P: من با همه رفیقم ، از صمیمی ترین دوستام بهنام ، هامون ، حامد ، سینا ، آرمان و داوود و معین و کیان و علی و هادی و امیر ووووو خدایی خیلی زیادن !! نمیشه همه رو گفت ....
AbolfazL: در موردشون توضیح بده
R . I . P:والا قضیه منو بهنام از اوایل اردیبهشت امسال شروع شد که بهنام رمز های بازی GTA IV رو می خواست منم فکر کردم واسه خودش میخواد همه رمز ها رو دادم بهش از جمله رمز های س*کسی
بهنام هم مثه اینکه جلو پسر عمش بود کی بود داشت بازی میکرد این رمز ها رو میزنه و کلی ضایع میشه
از اون روز کل کل کردن من و این شروع شد البته خیلی با هم رفیق بودیم و دیگه رفته رفته صمیمی تر هم شدیم و تلفنی اینا هم با هم صحبت کردیم و ...
هامون و حامد اینا هم که از قبل خیلی باهاشون رفیق بودم وقتی اومدم تو کار اخبار خیلی روابط و صمیمیتم با حامد بیشتر شد و تو کار مجله شماره 2 هم که با هم بودیم و بیشتر با هم ارتباط داشتیم همین جا هم از تمامی زحماتی که حامد واسه مجله کشید تشکر میکنم واقعاً طراحی شماره 2 استادانه بود ...
AbolfazL: از معین نو فیر هم بگو
R . I . P: قضیه آشناییم با معین رو که خودش تو مصاحبش گفت ... من کلاً خیلی معین رو دوست دارم یعنی تو و معین رو مثل دو برادر بزرگتر خودم میدونم
واقعاً معین خیر اندیشه هر جی دربارش بگم کمه و جای چند خط نیست توصیف کردنش
AbolfazL: به نظرت ساکت ترین و پرجنب و جوش ترین ها کیان ؟ کیا اسپم میدن ؟
R . I . P: از ساکت ترین ها میشه به کسانی گفت که همیشه همه جا سر میزنن و تنکس میدن ولی پستی نمیدن مثل شایان آر... پر جنب و جوش از چه نظر ؟ از نظر سر زدن به همه جا اگه منظورت باشه میشه گفت خودم و ساسان هستیم که معمولاً همه جاها هستیم ... اسپمر هم که تو بخش اخبار هیچ کس نمی تونه اسپم بده اگه هم از زیر دست من در برن از سینا که نمی تونن فرار کنن ولی ساسان هنوز کمی اسپم میده که خودم همیشه حواسم هست و ترتیبشو میدم ...
AbolfazL: به نظرت دیگه چیزی از انجمن مونده ؟ فکر نکنم تا به حال کسی مثه تو انقدر در مورد بچه ها توضیح مفصل داده باشه حالا تو نقدم دلیلشو میگم
R . I . P: نه من دیگه حرفی به نظرم نمونده
AbolfazL: خب بیایم از انجمن بیرون ....میخوام یکم ازت تعریف کنم ..این تعریفی که میکنم دروغ نیست و نه اینکه جلو روت باشم ..حرف من حرف همه است....معین یه پسر صاف و ساده و مهمتر از همیشه مثبت فکره....من ندیدم یکبار هم که شده معین تو انجمن حتی تو یه تاپیک سیاسی هم درد دل و گلایه کنه..دقیقان مثل معین مددی که میگفت اینقدر منفی نباشید ...
خیلی ویژگی مثبتیه چطور تونستی این قابو تو خودت پیاده کنی ... ؟ ارثی بوده یا خودت یاد گرفتی ؟
R . I . P: والا پدر من هميشه آدم آروم و با منطقي بود اما رفته رفته که سنش بيشتر شد خب خودت ميدوني منظورم چيه ديگه اخلاقش با طرز فکر ما جوون ها طبيعيه که فرق کنه من از رو اين حساب از کوچيکي خودم ميدونستم که بالاخره من بزرگ ميشم و ميدونم که اختلاف سنيم با پدر بسيار زياده و جاي سن پدربزرگ من رو داره
پدرم 65 سالش هست و من فقط 19 سال اين همه اختلاف سني به من هشدار داده بود که واسه مسائل و سختي هاي زندگي اصلاً خودمو اذيت نکنم هميشه مثبت بين باشم هميشه نارحتيام رو تو خودم نگه دارم هميشه سعي کنم شاد باشم روحيم رو حفظ کنم و از همه مهم تر هر چقدر هم که مشکلات داشته باشم احترام به پدر ماردم رو حفظ کنم اين از ويژگي هاي اخلاقي منه که هميشه خوش برخورد باشم
درد و غم هميشه با گذشت زمان از بين ميره من شايد باورت نشه ابول ولي خيلي از اوقات هست که مشکلاتم رو سر نماز ذکر ميکنم احساس آرامش مي کنم خيلي هم زياد چون پيش خودم مطمئنم خدا به دادم ميرسه يعني بهم ثابت شده تو خيلي از شرايط بدجور ميگفتم خدايا مثلا امروز رو در برم از فلان مشکلم ... همينم ميشد
در کل خيلي به خدا و نماز ايمان دارم
AbolfazL: من تحسینت میکنم و اگه انجمن ما 4 تا مثل تو داشت ما غم نداشتیم...
R . I . P: من کوچيکتم فقط 1 ابولفضل کافيه انجمن داشته باشه خودش به اندازه 100 تا من اهميت داره
AbolfazL: نه تو خودت خوبی همه رزو خوب میبینی
معین فکر نکنم اصلا دعوا و بزن بزن کرده باشه بیا تعلیم پیش ممد ما ؟
R . I . P: والا من اصلاً اخلاقم طوريه که همه سريع باهام رفيق ميشن يعني خيلي واسه رفيقام مرام قائل ميشم
من تو سال هاي دبيرستان و راهنمايي دعوايي نکردم ولي يه بار 4رم ابتدايي که بودم يه جا مدادي خريده بودم خيلي دوسش داشتم بعد يکي از بقل دستي هام سر حسودي پرتش کرد از پنجره به بيرون حالا کلاس ما طبقه سوم بود منم سر پسره رو هول دادم به طرف ديوار اينم تا يکي دو دقيقه اي اصلا انگاز از هوش رفته بود خدا به خير گذروند
AbolfazL: دیوونه خوبه نکشتیش یاده ممد افتدم تو مغازه وایساده بود یه معتناد اومد گفت یه شیرینی بده ممد گفت برو بیبرون نمیشه این گیر داده بود ممدم گرفتش دستشو برد بیرون هلش داد بدبخت خورد به ستون دیوار ولو شد رو زمین
R . I . P: داداشت خشنه ها
AbolfazL: مگه دیگه بلند میشد بهش پول دادم رفت
نه یکم زودرنجه داداشم..زود عصبی میشه عکس الهعمل نشون میده :11:
معین اهله رابطه و دوستی با دخترا چی هست؟اصلا دنبال این چیزا هستی...و تا حالا که عاشق نشدی؟
اول وسط حرفت بگم خوشبحال اونی که زن تو بشه و خوش بحال اونی که الان رفیقت باشه
R . I . P: والا دروغ نگم من سال سوم دبيرستان که بودم خيلي دختر بازي و چت و اين کارا ميکردم
AbolfazL: چشمم روشن !!!!
R . I . P: خب راستش همشون در حد دوستي بود من مي خواستم با يکي دوست بشم که تا آخر باهاش باشم ولي به خدا نمي شد يعني هيچ جوري هيچ دختري نبود که وفادار باشه اونا همه چت کردن و دوست بودن با پسر ها رو يک نوع سرگرمي ميدونستن واقعاً اخلاق دختر ها متغيره من از دوستي باهاشون فهميدم جز دردسر و بدبختي و از همه مهم تر خرج و پول حروم کردن بيخود هيچ چيزه ديگه اي نصيبم نميشه
AbolfazL: خوش بحال خودم که ندارمو از هفت دولت ازادم
R . I . P: به کل وقتي تابستون پيش دانشگاهي شروع شد اين کار رو براي هميشه گذاشتم کنار تا سن 24 -25 سالگي حالا يه فکري واسش کنم
منم الان مثه تو بي غمم
AbolfazL: غم نخور
R . I . P: اينکه دوست دخترم کجاست دلم براش تنگ شد با يکي ديگه ديدمش اينا همه به گور سپرده شد
AbolfazL: ایول.. هر چند من هنووز تو داغه عشقمم
R . I . P: اشکال نداره چيزي که فراونه همين دختره
AbolfazL: نه مثل اون نبودا اگه بود که تا حااتلا زن گرفته بودم
R . I . P: تا چند نسل ديگه خدا ميدونه چقدر تعدادشون از پسر ها مي خواد بيشتر شه
AbolfazL: واقعاً
چند تا عمه ترشیسده دارم نمیخوای ؟ البته عمه ناتنی برا همینه هادی بهشون چیز میگه
R . I . P: من خودم 8 تا عمه دارم بابا بستمه
AbolfazL: بریم سر این سوالا با اهنگ و ترانه میونت چطور و خوانندگان مورد علاقه ایرانی و خارجی
[color=#696969]R . I . P: خب ترانه که نباشه اصلاً ديوونه ميشم يعني امکان نداره بدون آهنگ بتونم نت بيام هميشه بعد از اينکه کامپيوترو روشن کردم اول برنامه Winamp رو باز ميکنم آهنگ ميذارم شروع شه بعد به اينترن
AbolfazL: حتماً متال
R . I . P: اوووووووووف متــــــــال جيگره ... البته فقط 2 هفته میشه که متال باز شدم از خواننده متالیکا همینی که تو امضام هستش هم خیلی شدید خوشم میاد جیمز هتفیلد ...
AbolfazL: فقط کورن لیمپ بزکت و لینکین پارک و متاالیکا و البته خواننده ک...ی مارلین منسون
R . I . P: قبلش از آوريل و آهنگ هاي ديگه خارجي گوش ميکردم
AbolfazL: در کنار اینهات استاد شماعی زاده برای سالادش خوبه
R . I . P: تو اين همه خواننده متال ميشناختي رو نمي کردي
AbolfazL: چند تا دیگه هم هست که خاطرم نیست مثله راسموس سام 41 نیگت ویش رامستین مخصوصان کلیپاش
R . I . P: من اين چند روز شديداً عاشق گروه متاليکا شدم بخصوص آهنگ هاي Unforgiven III و St.Anger
از ايراني ها هم سياوش قميشي و شادمهر عقيلي و منصور گوش ميکنم و البته معين
AbolfazL: در آخر نظرت رو درباره افراد و چیز های زیر بگو
شهر و دیارت
تیپ و سر و شکلت
سینما و اهله گشتن
ایران
امریکا
جنگل
شمال
جنوب
تهران
رهبر
هامون
امیر آرین
سینا
داوود
حامد
بهنام
آرمان
علیرضا هانتر
لگن تو آب
کیان
امیر ها
ساسان
عرفان
میلاد
وصال
علی گلدربرگ
کیومرث
آرمین13
R . I . P:
شهر و دیارت: از استان مازندران خیلی راضیم خیلی بارون اینجا رو دوست دارم ... همیشه هم زمستونا اینجا بارونیه ....
تیپ و سر و شکلت : مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید ! سر رو وضعمم هم خوبه شکر خدا نه چشمم چپه نه فکم کجه !!
سینما و اهله گشتن : سینما که شاید یه 6 -7 سالی باشه اصلاً نرفتم ولی با بچه ها آخر هفته ها خیلی بیرون میرم بیشتر عادت داریم خونه همدیگه بریم ... (بر فکر بد لعنت!!)
ایران : ای کاش مثل قدیم مقتدر و بزرگ بود
امریکا : قلدر و زورگو
جنگل : عاشقشم
شمال : اینم عاشقشم
جنوب : تا به حال قسمت نشده برم ولی دلم می خواد یه بار به کیش برم ....
تهران : پر از مشکلات و خرج و سختی ، هیچ وقت زیاد دوست ندارم تهران باشم
رهبر : حرف خواستی ندارم دربارش
هامون : مدیر دلسوز و زحمتکش و البته تنبل
امیر آرین : پسر کاری و پر تلاش از کسانی که خودشون واسه خودشون پول در میارن خیلی خوشم میاد
سینا : خوش اخلاق ، با منطق ، نویسندگی خوبی هم میکنه همیشه هر تاپیک خبری ای که در باره دی*وا میزنم هم خیلی خوب ازش استقبال میکنه
داوود : قدیم ها خیلی خیلی زحمت کش تر بود نمیدونم چرا انقدر زده شده از WWE ... باید به چیزایی که گفتم فکر کنه ، جدا از اینا خیلی دوستش دارم از بهترین دوستامه تو انجمن
حامد: گل ، زحمت کش ، در ضمن استاد شوخی و تیکه انداختنم هست !!
بهنام : خیلی از بچه ها فکر میکنن که منو بهنام با هم دشمنیم و چشم نداریم همدیگه رو ببینیم !! بهنام از صادق ترین و بهترین دوستان من تو این انجمنه و گاهی اوقات تا 3 شب باهم تلفنی حرف میزنیم در کنار جن ها !!!!
آرمان : آرمان هم خیلی دوسش دارم ، تو یاهو خیلی از همدیگه با الفاظ زیبا پذیرایی میکنیم
پسر خوبیه ولی بعضی اوقات بد جور جو گیر میشه ( به دل نگیریا آرمان )
علیرضا هانتر : واقعاً در بخش اخبار خوب کار میکرد ولی نمیدونم چی شد در ماه های اخیر اونم مثه داوود کم کار شد و سر آخر هم که رفت ....
لگن تو آب : داش هادی سرور ماست ، بنیان گذار متال باز شدن من هادی بود !! خیلی تو کامپیوتر استاده و از خوبیاش هر چی بگم کم گفتم
کیان : پسری مسئولیت پذیر و زحمت کش هیچ وقت لطف هایی رو که بهم کرد رو فراموش نمیکنم ... لطف یا به قول خودش لاش خوری !
امیر ها : امیر جی بی ال که نمیدونم دیگه چرا انقدر کم نظر میده و فقط تو تاپیک پیش بینی مسابقات لیگ برتر هست ... ولی خیلی دوسش دارم با وجود اینکه طرفدار جی بی اله
امیر دبلیو دبلیو ای هم براش لعنت فرستادم !!! آخر عکسش رو نداد اون قیافه ملعون شدش رو ببینیم که
ولی امیر هم بچه پاکیه و هم استانیمه و تو فوتوشاپ کارش حرف نداره بخصوص والپیپر هایی که میسازه
ساسان : صاف و پاک دل ، هیچی تو دلش نیست ، خیلی پسر حرف گوش کن و خوبیه
عرفان : عرفان هم از کاربران قدیمی و زحمت کشه این فرومه آخر نفهمیدم بچه هه دست این موند یا بهنام یا دادنش پرورشگاه
میلاد دبلیو دبلیو ای : حاج میلی که مخلصشم هستم ، خیلی پسر کار درستیه همیشه اگه ببینم یه جا سی اف هستش اینم توشه همیشه منم تو سی اف شرکت میکنم کلاً از بچه های مثبت روزگاره
وصال : وصال هم واقعاً نمیدونم چیشد می خواست برگرده و من خودم شخصا سفارشش رو کرده بودم نمیدونم چی شد که نیومد ...
علی گلدربرگ : با اخلاق ، خوش برخورد ، اون تاپیک قدردانی هم که زد حسابی شرمندمون کرد ...
کیومرث : میتونست با کمی تصمیم گیری بهتر وضعیت خودش رو تغییر بده ولی در کل حیف شد که دیگه با نام کاربری قبلیش در بین ما نیست
آرمین13 : پسر خیلی خوبیه ، معلومه که بیخودی طرفدار تریپل اچ نشده ، منطقیه ، تو بخش اخبار هم فعالیتش خوبه من که به شخصه هیچ مشکلی تا به حال ازش ندیدم براش آرزوی موفقیت میکنم
AbolfazL: کلام آخرت هم بگو بریم بخوابیم ساعت 2 صبحه !!!
[color=#696969]R . I . P: برای تمامی کاربران عزیز آرزوی سلامتی میکنم انشاالله که از من راضی باشن و بتونم یک عامل مفید برای پیشرفت این انجمن باشم
با تشکر از ابولفضل عزیز که وقتش رو صرف این مصاحبه کرد
معین جهانیان
1 دی ماه 1387
=======================================
نقد معین جهانیان از زبان حاج ابوالفضل!!
"والا اگه اقراق نکنم از بین تمام مصاحبه ها اگه 3 تاشو برترین از نظر خودم بخوام انتخاب کنم...مصاحبه معینه..حقا که هر چی معین تو دنیاست کار درسته!!! مغین یه پسریه که ساده زندگی میکنه...دارای انواع و اقسام ویجگی های مثبته!!
معین...با وقار ..متین..دوست داشتنی . بزرگوار..با فهم و شعور و از همه مهمتر با معرفته !! کسی که دوستیش با دیگران از ته دله و کسی رو بخاطر اسم و رسمش دوست نداره..معین دقیقان اگه لاف نزنم مثل اخلاق بیرونی خودمه..یعنی به همه به یه اندازه توجه میکنه!!و تاحالا هم نشده کسی بیاد پشت سرش حرف بزنه!!! اگه داوود بخاطر قلمش دشمن پیدا میکنه..اگه سینا بخاطر خلق و خوش دشمن داره اگه ابوالفضل بخاطر گیر دادن در نزد چند نفر منفوره ووو... ولی معین هیچ وقت در نزد هیچ کسی منفور و بد چهره نیست ..دلیل اصلیش همون مثبت اندیشی و بزرگ منشیشه!!! یادمه یه بار پارسال تو یه تاپیکی ما یه انتخاباتی داشتیم یکی از گزینه هاش با دانش ترین بچه های سایت بود ...سینا اومده بود رای داده بود و گفته بود از نظر من هیچ کسی تو انجمن کامل نیست و نمیتونه این لقب رو داشته باشه..اما میخوام هم به سینا هم به تمام بچه های انجمن بگم ..اگه یه نفر تو انجمن بعد از معین نو فیر با دانش باشه ...اون کسی نیست جز ! معین جهانیان!!
نه اقراقیه نه عاشق چشم و ابروشم...معین رو من واقعان از ته دلم دوست دارم و حد و اندازش هم اندازه ساسانه...همتون عزیزین...
معین در مصاحبه اش اعضای انجمن و بخصوص کله گنده ها رو یک به یک تجزیه و تحلیل کرد ...کاری که هیچ کدوم از بچه ها در کلامشون نکرده بودن..ولی معین نشون داد ...با اینکه سرش تو بخش اخبار واقعان شلوغه ولی فهم و درکش بسیار بسیار بالاست!!
معین محبوبیت و این ویجگی مثبتش تو انجمن رو با دست خودش بوجود اورده نه با حمکایتهای امثال ما !!! پس شما هم میتونین راه معین رو پیش بگیرین!!! مطمئن باشین کسی که راه معین رو بره مثل معین همیشه تو زندگیش خوشه و ناملایمتهایی کمتری رو داره چون علمش بالاست!!
میدونم بعد از خوندن این مصاحبه همگی از معین در ذهنتون یه چهره دیگه ساختین!! اون چهره یه چهره دوست داشتنیه و باید به خودمون ببالیم از اینکه ادمهایی متل معینها..سیناها...داوودها.ووو و در کنار ما در این انجمن زندگی میکنن!!
بخوام از ویجگیهاش بگم تا صبح طول منیکشه...ولی واقعان ازش ممنونم...به شخصه با اینکه چند سال ازش بزرگترم ولی یسری چیزها رو ازش یاد گرفتم و از همون روز به بعد سهی کردم تو زندگیم به کار ببرم...
معین در یه کلام اقای باوقار انجمن ....دوست دارم بالای اسم کاربریش بنویسن معین دوست داشتنی ترین عضو انجمن !!! حقا که این مهم فقط به معین میاد و بس !
انشالا تو زندگیش به هر چی میخواد برسه و خواهد رسید..خدای متعال سهم امثال معین رو خوب میده .
وتا یادم نرفته بگم..معین جان بنده خدا اون شب ساعت 9 تا2 شب ما باهاش مصاحبه میکردیم و معین یه بزرگواری در حق من کرد(ای کاش بقیه بچه ها هم از اینکارا بکنن)معین اون شب از ساعت 2 تا 6 صبح تمام مصاحبه رو خودش ویرایش و تنظیماتش رو انجام داد و در حقیقت من فقط اومدم کپیش کردم تو انجمن..واقعان چنین پسری لایقه تقدیر نیست؟؟؟
عجرت با اقا معین جان :7:
یا حق...
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور R . I . P)
ديگه چيزي نمونده كه ما بگيم...همه چيز توي مصاحبه و نقد دكتر آقايي هست.فقط همينو بگم كه معين عزيز از بهترين دوستاي نتي منه كه واقعا مثل اونو كمتر ديدم خيلي خيلي دوسش دارم و فقط ميتونم براي موفقيتش وقتي ميرم پيش امام رضا دعا كنم هر چند به دعاي گربه سياه بارون نمياد.
خلاصه كلام كه كوچيك و مخلصشم دربست...بابت مصاحبه هم كه كه بسيار عالي و كامل و زيبا بود هم شديدا ممنونيم(حالا حسوديت نشه آقاي دكتر آقايي...از شما هم سپاسگذاريم قربان!)
-
RE: مصاحبه با اعضای سایت( با حضور R . I . P)
معین واقعا از روزی که باهاش آشنا شدم یکی از با اخلاق ترین و باتربیت ترین با معرفترین کاربرانی بوده که تا حالا باهاش رفاقت کردم
واقعا این پسر تکه من خدا شاهده معین رو خیلی دوست دارم و همیشه هم باهاش چت میکنم چون چت کردن باهاش واقعا لذت بخشه:32:
مصاحبشم خیلی عالی بود واقعا چسبید خوندنش صحبتهای خیلی خوبی کرده بود
اما ناظم اول FGi بود نه احمد رضا :4:
آرزوی موفقیت برای معین عزیز
خداحافظ