توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
صفحه ها :
1
2
3
4
5
6
7
8
9
[
10]
only batista
06-20-2009, 09:47 PM
خیلی ناراحت شدم.خیلیییییییییی
خدایا پس کجایی؟؟؟
خجالت داره به خدا دخترا اینجوری دارند کشته می شند اونوقت ما نره خرها(خودم و می گم)یا به فکر فیل تر شدن سایتمون هستیم یا نشستیم تو خونه قصه بی بی چساره رو گوش میدیم.
من دیگه زدم به سیم اخر.به خدا پسره همکار مامانم و انقدر زدن تو سرش مرد الانم می گند باید بیایید بنویسید بچتون از پشت بام افتاده تا جسد و تحویل بدیم.کی می خواد جواب اشک های مامانش و که می گفت من این پسرو به یتیمی بزرگ کردم و بده؟؟؟؟
واقعا کسی که ساکت بشینه ادم نیست.
یا علی
Ð-i-R-Ť-Y
06-20-2009, 09:55 PM
دوستان نکته ی جالب :: چرا بازدید های اسرار شده 700 ؟ :4:
-----------------
خداییش تهران الآن شده عاشورا !!
ظهر قرار بود باز تظاهرات شه از انقلاب تا آزادی ولی راه به راه مامور وایساده بود .
حکومت نظامی اعلام شده بود یعنی 5 نفری راه میرفتی میگرفتنت باید 2 به 2 راه بری ...
MR.Christian
06-20-2009, 09:57 PM
اين ويدئو زنه تير خورده اين جوري شده يا چيز ديگه؟
HaMo0n
06-20-2009, 10:10 PM
با دیدن این کلیپ تیر خوردن دختر جوان واقعا دلم شکسته شد و به گریه افتادم
واقعا نمیدونم چی بگم
خیلی ناراحت شدم
H H H
06-20-2009, 10:22 PM
من نیز دانلود کردم و دیدم هنوز در وحم هستم که کردند با دختر مردم.
خدایا تو قرانت گفتی بر همه چیز و همه کس بینایی و توانایی داری نمیبینی با ما چه می کنند؟
ایا ما حقمونه؟به چه گناهی؟به گناه اینکه پدر ها و مادرهامون 30 سال قبل یک اشتباهی کردند؟
انشالاه هرکس که کرده این بلا بر سر فرزند خودش نازل شود.
The Enigma
06-20-2009, 10:22 PM
اين ويدئو زنه تير خورده اين جوري شده يا چيز ديگه؟
حــ روم زاده ها تیرو به گردنش زدن
حکومت ناب اسـلامیه به خدا ! :|
این خبر گذاری هم خوبه !
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
The Dark Knight
06-20-2009, 10:32 PM
واقعاّ این ویدئو ها رو دیدم, خیلی حالم گرفته شد...
خدا شاهده من دلم نمی یاد یه گنجیشک رو بکشم, اون وقت اون بسیجی ها و سپایها چه جوری دلشون می یاد که یه انسان... یه هم وطن خودشون رو بکشن؟
اقای رهبر معظم انقلاب... یه روزی به جایی می رسین که می بینین با این همه قدرت, هیچی ندارین...
ممنون.
موفق باشین.
Man On Fire
06-20-2009, 10:46 PM
جالب ترین در گ یری ها و تظا ه را ت در بوشهر است :55:
amir-aghaei
06-20-2009, 10:47 PM
اینم خبر همین کلیپ ...
کشتن یک دختر جوان توسط بسیجی ها
مکان: خیابان کارگر، تقاطع خسروی و شهید صالحی، ساعت 7:20 مورخه 20 ژوئن، سی خرداد،
Basij shots to death a young woman in Tehran's Saturday June 20th protests
At 19:05 June 20th
Place: Karekar Ave., at the corner crossing Khosravi St. and Salehi st.
A young woman who was standing aside with her father watching the protests was shot by a basij member hiding on the rooftop of a civilian house. He had clear shot at the girl and could not miss her. However, he aimed straight her heart. I am a doctor, so I rushed to try to save her. But the impact of the gunshot was so fierce that the bullet had blasted inside the victim's chest, and she died in less than 2 minutes.
The protests were going on about 1 kilometers away in the main street and some of the protesting crowd were running from tear gass used among them, towards Salehi St.
The film is shot by my friend who was standing beside me.
Please let the world know.
کاشکی حداقل توی این نت امنیت داشتیم که اگر یک حرفی بزنیم فردا سرمون رو بریده روی سینمون نزارن .
میخوام حرف بزنم ولی لال میشم :2:
I Am Legend
06-20-2009, 11:08 PM
در مورد این ویدئو چی بگم والا . تو شک هستم . مو به تنم سیخ شد . باورم نمیشه دارم تو ایران زندگی میکنم . اصلا نمیتونم هیچی بگم . لحظه ایی که خون از دهنش میزنه بیرون واقعا شک آوره . واقعا نمیدونم چی بگم در مورد این دولت .......
این دولت و اون شخص بی پدر و مادر که در راس هستش دورش سر اومده و باید بار و بندیلش رو ببنده و بره . اون روز رو می بینم که این مردم این پیر سگ رو دار بزنن .
Man On Fire
06-20-2009, 11:08 PM
کاشکی حداقل توی این نت امنیت داشتیم که اگر یک حرفی بزنیم فردا سرمون رو بریده روی سینمون نزارن .
میخوام حرف بزنم ولی لال میشم :2:
منظورت چیه ؟
منظوری ندارم فقط میترسم یک حرفی رو بزنم که نباید میزدم .
البته همین الانش هم انقدر از زندگی دلسرد و بی انگیزه شدم که به فکر مردنو این چیزا نباشم .
The Godfather
06-21-2009, 12:06 AM
برای من تصویرش اجرا نمیشه
دلیلش رو کسی نمیدونه ؟:(
با ان که با هزار کلنجار رفتن به خودم خواستم ببینم ولی خوب با این که قبلا فایل ام پی فور دیدم ولی الان نمیتونم ببینم
شاید حکمت خهداست که این ویدئو رو نبینم
واقعا عجیبه
اگه یمشه یکی لطف کنه این رو با فرمت 3GP بذاره تا توی کل پایگاه بسیج منتشرش کنم
موفق باشید
خدانگهدار
only batista
06-21-2009, 12:06 AM
این اهنگ و دانلود کنید
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
بد نیست.اهنگ خس و خاشاک
شاید یکم اروم شدید.
amir-aghaei
06-21-2009, 12:48 AM
اره بچه ها من وارد نیستم هر کی میتونه این فایل رو تبدیل کنه به 3جیب ...من هم خیلی مشتاقم واسه همه بفرستم...
اگه پولوتوز بشه --------------ایران قیامت میشه!!!
ما که کاری ازمون برنمیاد اقلان اینطوری یه ملت رو بسیج میکنیم علیه این دیکتاوریستا...و میفهمن که کجا دارن زندگی میکنن ...
ما از مردن نمی ترسیم و از هیچ بی نام وسی هم ترسی نداریم.
بابا به خدا به پير به پيغمبر با حيوون هم اينكارو نميكنن كه اينا با خواهر و برادراي ما ميكنن .
كثاف ت اي ******** مگه اينا هموطناي شما نيستن؟ بي پدر مادراي بي نام وس چرا با مردم اينجوري ميكنين؟
كي جواب اين پدر رو ميده؟ اي خدا دارم اخه تا كي تماشا ميكني؟
مطمئنم مطمئنم روزی خدا حقمون رو میگیره و سزای اون کثاف ت هایی که امروز به مردممون تیر اندازی کردن و خواهرمون رو شهید کردن میده ! خدایا ملت حرکت کردن فقط مونده لطف تو !
امشب با دیدن این صحنه از خدا مرگم رو خواستم خیلی حالم بده ...حتی شام هم نخوردم...تو شوکم!
امیدوارم تقاص این کارهاشون رو ببینن این بی همه چیزها.که در راسشون اون احمدی ا ن زات و ایت ا.. نون خامه ایه...
در عجبم که یک عمر اسرای یلی*ها را به دلیل جنایت علیه زنان و کودکان فلسطین ملامت کردن
و حالا اینا با «خودی*ها و هم*وطنان*شان» کاری که که اسرایی لی*ها با فلسطینیا میکردن رو انجام میدن!....
و انگار نه انگار ...
یا علی
Man On Fire
06-21-2009, 12:55 AM
بفرمایید اینم برای موبایل : دانلود (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
Sir.Dani
06-21-2009, 09:59 AM
از اوضاع تهران چه خبر؟
بعد از سخنان رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي:D
چيزي نشد؟
The Main Event
06-21-2009, 10:10 AM
دیشب 19 نفر تو تهران کشته شدن
H H H
06-21-2009, 11:18 AM
مهرشهر کرج هم که گویا چوکومت نظامی هست.دیروز با 4 تا از دوستان رفته بوددیم بیرون هی گشت رد میشد از پنجره ماشین هوار میزد تجمع نکنین .
تو چهار بانده (جردن مهرشهر) هم تو هر لاینش 3 تا گشت میرفت میومد.
جولو کلانتری مهرشهر هم خیلی بیشتر از همیشه سرباز و ماشین گشت بود.
از تلفات و زخمی ها خبری در دست نیست.
The Basted
06-21-2009, 11:25 AM
این جا , یعنی گیشا , تهران :
دیشب حدود 6 تا موتور آتیش زده شد !
درگیری بچه های محل با شورشی ها !
کشته شدن 2 تن از شورشی ها !
ساعت 10 شب , هنگام بانگ مردم بر فراز پشت بام :: مسجد محل با 4 عدد بلندگو به مردم اخطار داد !
هنگام ولگردی تو پارک محل , نگهبان به ما گفت : لباس شخصی ها ریختن و میزنن , دو پا داشتیم و 2 تا هم اجاره کردیم و الفرار ...
نگهبان ها همه ی خانواده ها رو بلند میکردن و میگفتن بروید ! :4:
اینم از دیروز و دیشب !
Man On Fire
06-21-2009, 11:49 AM
خب بزارید تا من هم بگم : اینجا دیشب با جمعه خانواده ها برای خودشون تو پارک نشسته بودن و فیلم تماشا می کردند و شام هم خوردن :55: . جوان ها هم قیلون بدست در کنار دریا نشسته بودن و همچنین عده ای هم در رستوران ها و کافی شاپ ها بودند و پل یس ها هم راحت در حال چریخدن بودن .
پنج شنبه به قبل هم که یک بار تج مع کردند پلی س متفرقشون کرد و عده ای هم زندانی شدن و خود پنج شنبه هم قبل از اینکه تج معی صورت گیرد افراد مش کی پوش را با با تون به ماشین هدایت کردند :23:
MR.Christian
06-21-2009, 12:16 PM
منم بگم دم خونه ي ما چه خبره:
ما در آسايش كامل به سر مي بريم نه صداي شليك نه جيغ هيچ چيز نشستيم خونه فقط حرس مي خوريم بيرون هم نمي تونيم بيايم چون بيايم بيرون رسيديم به مركز بســـــــ ي جيان......بله متاسفانه خونه ي ما بد جايي هست
:2:
Dr Cool
06-21-2009, 01:02 PM
دوستان ایا حقیقت داره که با هلیکوپتر رو سر مردم دارن مواد شیمیایی میریزند؟
Der TitaN
06-21-2009, 01:23 PM
شهر ما قرچک ورامین
خوب در شهر ما هیچ خبری نیست و اصلا انگار نه انگار که اینجا هم قسمتی از ایران اون هم قسمتی از پایتخت !!!. اینجا کاملا شهر در امن و امان است و البته یابو سوارها (بســـــــ ي جيان) هر چند ساعت یکبار یه چرخی تو خیابون میزنند.:8:
The Godfather
06-21-2009, 01:28 PM
خوب مثل این که کسی زیاد جرات نداره بره ازادی و بهتر بگم تو خط مقدم
من و سه تا از دوستام رفتیم اون طرفا فقط اینو بگم که این ضد شورشی های ...... دست کمی از این درجه دارای بعثی نداشتند
احساس هم که ندارند و ....
.......... ها سوار موتور میشن با باتوم و شوک الکتریکی به مردم ی که اطرفاشون هستند میزنند به طوری که بقیه بیهوش میشن بعدش هم اسم مقدس خدا رو در دهان نجسشون می چرخونندو میگن الله اکبر
من موندم رهبر دروغین ما چجوری میخواد جواب امام زمان رو بده که میگه من متعلق به ایشانم
فقط امیدوارم که خود خدا کمکمون کنه
چون الان چشم امیدمون نه به کشورای دیگست ( چون ایران اهمیتی به اخطار هاشون نمیده حتی سازمان حقوق بشر ) نه به این که سر دسته های این حکومت بویی از انسانیت ببرند
خدایا به امید تو
موفق باشید
خدانگهدار
only batista
06-21-2009, 06:04 PM
خوب حالا باز واسه این که حال و هواتون عوض بشه یه سوتی خیلی زشت از محمود کرانچی می گذارم ببینید.من تا 1 ساعت می خندیدم
تو این ویدویو:
مدودف از احمدی نژاد می پرسه how are you و احمدی نژاد در پاسخ می ** yes. بعد احمدی نژاد می ** Happy New Year. این فیلم مربوط به سفر اخیر احمدی نژاد به مسکو هست و هیچ دلیلی برای تبریک سال نو وجود نداه.
بابا خات می هر چی بود حداقل 4 تا زبون دنیارو مسلط بود اینجوری ابرو ایران نمی برد.من نمی دونم کی به این دکترا داده.
جزییات دقیق تر تو خوده ویدیو هست حتما دانلود کنید.
ویدویو رو هم خودم اپ کردم مشکلی واسه انجمن پیدا نمی کنه.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
البته بعد از اینکه خندیدید:
بیایید همه با هم خجالت بکشیم ......
amir-aghaei
06-21-2009, 08:42 PM
داش باتیستا باور میکنی هرجا عکس یا فیلمشو میبینم نگاش نمیکنم یه احساس تنفر چرک اور بش دارم چند روزه!!!
حتی امشب مادرم شبکه 1 رو گرفته بود دیدم چی توز داره صحبت میکنه ...خواستم کنترل رو بزنم تو تلویزون شیشه بشکنه منتها از عواقبش ترسیدم!!! ما از اقا خودمون میترسیم نه از اینا!!!!
---------------------
ای خدا داغم تازه میشه میبینمش...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
آقای خامه ای! روزی که اشک تمساح می ریختی و عده ای احمق نیز در برابرت می گریستند، دستور کشتن او را صادر کرده بودی.
خوب به این چشمها نگاه کن. نامش ندا است. آخرین نگاهش به دوربین است و تو آسوده می خوابی.
-----------------------
اطلاعات تکمیلی درباره ندا شهید راه آزادی در تهران ...
بنا بر گزارش های رسیده از بستگان نزدیک دختری به نام ندا که روز ۳۰ خرداد در محله امیر آباد تهران به شهادت رسید نام کامل وی ندا آقا سلطان بوده است.
وی متولد ۱۳۶۱ بوده است. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (*رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت داشته است .
وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کندده عقب می افتد که دراین هنگام ۲ لباس شخصی موتور سوار (*موسوم به بسیجی) قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد.
(((((((((( ولی این موتور سواران توسط مردم متوقف می شوند و بنا به این گزارش توسط مردم دستگیر می شوند. و بنا بر گزارش تایید نشده ضارب اصلی کشته شده است)))))))))))))))))
ظهر روز ۳۱ خرداد امروز ( روز بعد از شهادت) پیکر ندابه شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است . خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است.
گفتنی است که هم اکنون خانواده وی بعد از خاکسپاری ندا آقا سلطان به خانه باز گشته اند. مراسم یادبود ندا قرار بود فردا اول تیر ساعت ۵ تا ۶.۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند.
===================================
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
امیدوارم واقعان قاتل ندا رو مردم كشته باشن اینطوری یكم اروم میشم!و تسكین دهنده است!
انگار امروز تو محل کار و دور برمون خاك مرده پاشيده بودن . اكثر دوستاا كليپ شهيد شدن ندا رو ديده بودن و يجوري همه تو شوك و ناراحتي عصبي بودن .
واقعا اين بود حق ما؟ ما كه چيز زيادي نخواستيم . رايمون رو خواستيم . حقمون رو خواستيم .
نامردا! بي نامو..! روزي كه تاريخ حق ندا و خواهر برادراي ديگمون رو از شما بگيره شايد ما زنده نباشيم! ولي اينده اي نه چندان دور شهادت خواهد داد كه روزي در اين گوشه دنيا به جرم حق طلبي چجوري خون پاك اين مردم به زمين ريخته شد . در انتظار باشيد.
این قوم از دست نمیره اینو بدونید وحشی ها.چه روزها و جریانات عجیب، وحشتناک و درد آوری داریم...
ما ها ثابت می کنیم ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم بود. یعنی همون قومی که هرگز زیر بار ظلم و جور دوام نیاورد و بغض فرو خوردش رو شکست و ظالم رو از پا انداخت.
تیمور لنگ و چنگیز خان و اسکندر نتونستن از پس ایرانی هایی که همیشه آزادیخواه و استقلال طلب بودند بر بیان. اینها هم نمی تونن.
مردم ما ثابت می کنن که غیرت ایرانی نمرده و نخواهد مرد.
دخترهایی که تا دیروز فکر می کردیم فقط به فکر آرایش کردن و خرید لباس هستند امروز خون میدن و دلیرانه مبارزه می کنن.
پسرهایی که تا دیروز فکر می کردیم فقط به فکر مدل مو هستند و تلاش می کنن مخ دختر بزنن !!
امروز بدون هیچگونه ترس و دلهره ای به مقابله با ظلم و جور می پردازند و از شهادت هم نمی ترسند..
الانم اخبار 1 اومده با 5 تا اوسکول مصاحبه میکنن میگن ما زندگیمون مختل شده...اونوقت سنگ پرت کردن جووونا به مامورا رو نشون میده:11:..یا کتک خوردنه بسی جی ها..
خوب تف تو وجودتون چرا این کلیپا که همه جا پخش شده و ماه واره نشون میده رو نشون نمیدین؟؟؟
تا کی پنهون کاری؟؟؟
===========================
آقا !!..
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
==========================
اینجور که خبر دار شدیم عادل فردوسی پور و جواد خیابانی هم به فیلر تری های صدا و سیما پیوستن!!!
الان چند روزه اصلا تو این همه پخش مستقیما نیستن...مزدک جا همشون گزارش میکنه..نمونش بازی ایران و کره و شبش عربستان و کره شمالی!!!
بازم دمشون گرم عادی و جواد!!!
تک و توله های هاشمی رفسن جانی رو هم گرفتن!!فائزه خانم و مرعشی ها. ..
بازی داره به جاهای حساسش میرسه...
مطمئنن هاشمی تو این جریانات بیشتر از موسوی میتونه کارهای مثمر ثمرتری انجام بده!!
==========================
بچه ها یکی دوبار گفتم گوش نکردین...خواهش میکنم اسرار رو نکنید چت روم یاهووو و سوال پرسش..
بابا اینهمه جا......چرا اینجا رو چت باکس میکنید...سینا یا معین چرا برخورد نمیکنید ؟؟؟!!!
انگار داریم یاسین رو تو گوش خر میخونیم!!!!
یا علی...
scooter
06-22-2009, 12:45 AM
با تشكر از پست ابولفضل!!!!
حالا من ميخوام يك خاطره كه مربوط به روز شنبه و احتمالا اگه حال داشتم يك مطلب ديگر هم ميزارم!!!!!
با توجه به اينكه فصل امتحانات دانشگاه ها هست،و امتحانات دانشجويان دانشگاه آزاد بر خلاف سراسري به شدت بر گزار ميشود،روز شنبه من براي امتحان دادن به سمت دانشگاه رفتم،(يك مقدار ريتم را سري تر ميكنم)خلاصه اين امتحان برگزار شد و (البته جديدا شنيدم دانشجويان دانشگاه تهران جنوب امتحانات خود را لقو كردند،خوب خوش به حال مردانگيشون)ما حدو ساعت 6:20 همراه سرويس دانشگاه به ميدان آزادي رسيدم،با توجه به اينكه ميدانستم كه احتمالا امروز (شنبه) هم برنامه اي هست و در حال فكر كردن بودم كه چه طور خودم را به خونه ي گرم و نرم برسونم كه يكي از افراد بسيجي جلويم را گرفت و در خواست گشتن كيف من را كرد،من هم با توجه به خستگي و ناراحتي از برخوردش و خوشبختانه با توجه به تنبليم در اصلاح نكردن صورت صورت كمي با تندي جوابش را دادم كه مجوز و حكم رسمي تو براي گشتن كيفم كجاست ،طرف عصباني شد كه و جوري وانمود كرد كه دارد به جامعه خدمت ميكند،و من هم داد بلندي زدم و ماموران با لباس رسمي خودشان را رساندن،و دور من را گرفتند،من هم اعلام كردم كه اين مرد بدون مجوز دارد به حريم شخصي من تجاوز ميكند،آن افراد پس از اينكه اعلام كردن اين فرد دارد وظيفه اش را انجام مي دهد،و پاسخ من كه فرد بدون مجوز همانند منافق است از من عذر خواهي كردند؛بگذريم به راه ادامه دادم،كه وقتي به اول خيابان آزادي رسيدم،متوجه شدم كه خيابان نيمه بسته است،و خبري از BRT هم نيست،خلاصه تصميم گرفتم مسير 1،2 كيلومتري تا مترو را پياده طي كنم،در اين مسير انواع و اقسام نيرو هاي امنيتي را ديدم از بسيج و يگان امداد و يگان پيشگيري و نيروي انتظامي و لباس شخصي هاي مختلف و انواع افرادي كه مشكل صداقت مادر در رابطه داشتن را دارا بودند،در اين فاصله در نقاط زيادي متوجه شدم كه گلو و چشمم دچار سوزش شده،البته با كمك و همراهي مردم و روشن كردن آتش اين مشكلات به سرعت رفع ميشد،در اين فاصله افراد زيادي را ديدم،كه به دليل پخش شدن گاز اشك آور و فلفل در وضعيت مناسبي نبودند،افرادي كه با لباس سياه(يگان ويژه) و سبز يكدست(يگان امداد) بودند بي رحم ترين انسان ها بودند كه بدون هيچ دليلي به هر فردي حمله ميكردند،در مورد نيروي انتظامي انصافا قضيه فرق ميكرد،در يكي از صحنه ها در پي حمله ي گله اي يگان امداد در حالي كه به قصد زدن مردم حمله كردند،يك عدد باتوم به پاي من اصابت كرد،تا بدون باتوم خردن از دنيا نروم،پس از رسيدن به مترو و ضايع شدن مجدد به خاطر بسته بودن، بايد تا ميدان انقلاب كه نزديك 3،4 كيلومتر ديگر بود را با كمي درد از ناحيه ي باتوم گاه طي ميكردم.
خلاصه پس از مشكلات فراوان،به ميدان انقلاب رسيدم اما در راه بسياري از نوجواناني كه حتي به نظر ميرسيد به سن بلوغ نرسيده اند به همراه باتوم و سپر،در نزديكي ميدان انقلاب حتي يك قبضه تفنگ دوربين دار sniper كه فقط در فيلم ها و بازي ها ديده بودم مشاهده كردم و خيلي موارد ديگر!!!
به هر حال آن روز با تمام خستگي و مشكلات و سوزش چشم و گلو و يك پياده روي اجباري به پايان رسيد،و نگراني خانواده از اين جهت كه موبايل ها قطع بود و من دير كرده بودم و باتوجه به شنيدن خبر 19 كشته كاملا از وضعيتم نگران بودند!!!!!
اما نتايج از اين خاطره:
1-خوب است دانشجويان داشنگاه آزاد واحد ساوه هم كمي فعال تر باشند،و امتحانات را عقب بيندازند!!!
2-پياده روي براي سلامتي انسان مفيد است،
3-اگر كسي احساس كرد كه قرار است باتوم نخورده از اين دنيا رخت ببندد،بهتر است يك سري پيش دوستان گاردي بزند،
4- هر شب الله اكبر و يا حسين يادتون نره!!!
زت زياد،
دوستان ميتوانند،نتيجه گيري هاي خود را در پست هاي بعد اطلاع بدهند!!!
Sir.Dani
06-22-2009, 01:18 AM
من يه بار باتوم خوردم الحمدولله
چه ثوابي داره...
1در دنيا 100 در آخرت
Der TitaN
06-22-2009, 01:23 AM
من تا حالا باتوم نخوردم ولی از این سپاهیها پارسال که رفته بودیم میدون تیر از طرف دبیرستان بد لگدی خوردم . خدا ازش نگزره
Der TitaN
06-22-2009, 01:37 AM
اره . میدونی داشت حرف زور میزد میگفت باید تا خاکریز رو سینه خیز برید چون مسخره بازی دراوردین من هم مکس کردم نرفتم یهو لگد رو گزاشت تو پهلوم خار... .[hr]
یه خبر جالب همین الان به دستم رسید گفتم بزارم تو انجمن اگه برای انجمن دردسرسازمیشه میتونید پست رو حذف کنید.
خبر این هستش که فائ.زه ها..ش.م.ی رف.س.ن.ج.ا.نی دست..گیر شد!!!!!!!!:23:
[<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> DE0LTREMkEtOEZCNi1ENjcxMjU0MEQ3REVfdzM5M19zLmpwZw% 3D%3D&b=25
خانم فا..ئزه ها.ش.م.ی، یکی از منتقدان سرسخت محم.ود احم.دی*نژاد، شنبه*شب به همراه دخترش و همین طور همسر حسین مرعش.ی، دختر آقای مرعشی و خواهرزن او دستگیر شده است.
پرس تی*وی می*گوید این پنج نفر به دلیل مشارکت در «راه*پ.یمایی غیرقانونی» خیابان آزادی در دوشنبه گذشته و همین طور «تحریک اغت.شاش*گران در روز شنبه» با «حکم مرجع ق.ضایی» بازداش.ت شده*اند.
همین حال خبرگزاری نیمه*رس.می فار.س و نزدیک به دولت نهم از قول یک مقام امن.یتی که به نامش اشاره نمی*کند هدف از بازداشت بستگان آقای رف.س.ن.جا..نی را «حفاظت از آنان از ترور عناصر آش.وب*گر و گروهک*ها» عنوان کرده است.
باید ببینیم ایا این خبر راست هستش یا نه من این خبر رو از یه سایت امریکایی گرفتم. البته باز هم میگم اگه این پست برای انجمن دردسرساز میشه من هم راضی نیستم که برای انجمن خوبمون اتفاقی بیفته از مدیران سایت خواهش میکنم که این پست رو اگه صلاح دونستند و فکر میکنند برای انجمن مشکل ایجاد میکنه حذف کنند.
H H H
06-22-2009, 10:01 AM
تو این وضع و اوضااع ما رفتیم کارنامه گرفتیم جاتون خالی چه حالی داد.
MR.Christian
06-22-2009, 05:43 PM
تو این وضع و اوضااع ما رفتیم کارنامه گرفتیم جاتون خالی چه حالی داد.
عرفان جان چند شدي؟:4:
من خودم 19/86 شدم:4:
.
.
.
دوستان طرف خونه ي ما با هليكوپتر ميان فلفل ميريزن پايين ميرن(خوبه خودشون هم از اين محل ها عبور مي كنند)به خودشون هم رحم نمي كنند
:4:
H H H
06-22-2009, 10:57 PM
دوستان مگااپلود نیز به جمع چیلتری ها پیوست.
The Godfather
06-23-2009, 10:10 AM
من موندم این ها چجوری روشون میشه که از اسرائیل بد بگن ؟؟
والله سربازان اسرائیلی هم که میگن اینقدر وحشین باور کنید هیچوقت به هموطن و هم دین خود و بهتر بگم هم مذهب خودشون هم آسیب نمی رسوندند . اگر هم به فلسطینی ها حمله می کردند و صد تا بلا سرشون می آوردند برای این که هیچ ارتباطی باهاشون نداشتند ولی نه مثل خیلی از پلیسای ایرانی فعلی که هموطن و هم مذهب خودشون رو به بدترین شکل می زنند .
هر چی بیشتر به سایت های خبرگزاری خارجی و کامنت هاشون نگاه می کنم بیشتر از این حکومت متنفر میشم .
از این بسیار ناراحت میشم که چرا ایران باید در بدترین وضعیت موجود در جهان باش که تیتر اصلی همه روزنامه های بزرگ دنیا از جمله روزنامه تایم باید خبر کشته شدگان در تظاهران تهران باشه ؟
از اون طرف هم به خاطر کامنت ها ناراحت میشم که این حکومت هر غلطی که خواسته با نام اسلامی کرده و باعث شده تا اسلام و مسلمانان پیش مردم دنیا به بدترین شکل نمایان بشن . به طوری که در اکثر کانت ها خوندم که مسلمانان پلید و دیوانه هستند . مسلمانان قاتل هستند و ............ واقعا هر کسی که فقط یکم به دینش تعصب داشته باشه به جوش میاد و خوب واقعا خارجی ها هم تقصیری ندارند مقصر این حکومت هستش
به هر حال باز هم باید ثمل همیشه فقط از خدا درخواست کمک کنیم تا به وسیله امام زمان همه این مشکلات به پایان برسه و این قاتلان جزای خود را بگیرند
موفق باشید
خدانگهدار
scooter
06-23-2009, 10:12 AM
اينكه چيزي نيست،براي من ايميل ياهو هم باز نميشه!!!!
MR.Christian
06-23-2009, 12:40 PM
دوستان تو ياهو مهم ترين خبر هاي روز رو مي زنه يه چند روزي هست مسائل ايران شده سوژه ي اين ها.....
خوش حال باشيد معروف شديم:17:
کاش سمت خونه ما یکم سیب زمینی میریختن ، لا مصب گرون شده ، ما هم که کارگر پول نداریم ! راسی اگه فلفل میریزن یکم بریز تو پلاستیک برای ما هم بیار ! ادویه خونه تموم شده :34:
ما هم کارنامه گرفتیم البته 19 نشدیم ! معدل کتبی شد 14.10 و با ترم اول شد شونزده و هفتاد و چهار صدم و نیم گرم .
فقط زبان 20 گرفتیم :11:
H H H
06-23-2009, 01:28 PM
تو این وضع و اوضااع ما رفتیم کارنامه گرفتیم جاتون خالی چه حالی داد.
عرفان جان چند شدي؟:4:
من خودم 19/86 شدم:4:
.
.
.
دوستان طرف خونه ي ما با هليكوپتر ميان فلفل ميريزن پايين ميرن(خوبه خودشون هم از اين محل ها عبور مي كنند)به خودشون هم رحم نمي كنند
:4:
من 16.64 شدم.
برادر شما کلاس چندمی؟:23:
من این سالی که گذشت سوم دبیرستان بودم.
The Godfather
06-23-2009, 01:32 PM
برادر کریستین ، من اول دبیرستانم 19 شدم فکر کردم نمره خوبیه :27:
شما کلاس چندمی این نمره رو گرفتی اگه دبیرستانی هستی ایول داری :4:
دم خودم گرم اول دبیرستان 14 شدم ! ولی دوم 18.15 شدم :24:
R . I . P
06-23-2009, 01:59 PM
دوره شما ها که معدلتون تو کنکور فکر کنم تأثیر داشته باشه واسه ما نداشت
زمان من اول دبیرستان شدم 15 دوم شدم 13 سال سوم 10.72 + 3 تا تجدیدی ولی وقتی رفتم پیش معدلم 18 خوردی شد الانم که خدا رو شکر دانشگاه هستم
در هر صورت غصه نخورین همه چی یه روز درست میشه
ای خدا نسل این ملت رو از زمین بردار ، امتحانای دانشگاه تموم شده ، پول ای دی اس ال هم دادیم ولی واسه برکت انتخابات وصل نیست
HaMo0n
06-23-2009, 02:02 PM
بابا دمتون گرم ما یه نمره 19 تو دوران تحصیلیمون ندیدیم :27:
تبصره:ابتدایی رو حساب نکنید
اینقدر که فکر انجمن بودیم نزاشته درس رو بخونیم :4:
Ð-i-R-Ť-Y
06-23-2009, 02:03 PM
برادر کریستین ، من اول دبیرستانم 19 شدم فکر کردم نمره خوبیه :27:
شما کلاس چندمی این نمره رو گرفتی اگه دبیرستانی هستی ایول داری :4:
فکر کنم سوم راهنمایی .
منم که ترم اول شدم 17.60
ترم دوم شدم 19.20
H H H
06-23-2009, 02:14 PM
چرا کنار هدر انجمن سیاه کردین؟کسی خدا نکرده چیزیش شده؟[hr]
دم خودم گرم اول دبیرستان 14 شدم ! ولی دوم 18.15 شدم :24:
پوریا دیروز کمتر از این بودا.:24:
Comiser Jacobs
06-23-2009, 02:20 PM
تو این وضع و اوضااع ما رفتیم کارنامه گرفتیم جاتون خالی چه حالی داد.
عرفان جان چند شدي؟:4:
من خودم 19/86 شدم:4:
.
.
.
دوستان طرف خونه ي ما با هليكوپتر ميان فلفل ميريزن پايين ميرن(خوبه خودشون هم از اين محل ها عبور مي كنند)به خودشون هم رحم نمي كنند
:4:
من 16.64 شدم.
برادر شما کلاس چندمی؟:23:
من این سالی که گذشت سوم دبیرستان بودم.
چه جالب من هم 16.64 شدم :24::34:
MR.Christian
06-23-2009, 04:10 PM
برادر کریستین ، من اول دبیرستانم 19 شدم فکر کردم نمره خوبیه :27:
شما کلاس چندمی این نمره رو گرفتی اگه دبیرستانی هستی ایول داری :4:
فکر کنم سوم راهنمایی .
كاملا درسته:4:
Der TitaN
06-23-2009, 05:18 PM
سلام به همگی اقایون دیشب برای انجمن مشکلی پیش امده بود ؟:15:حول و حوش ساعت 3-4 بامداد هر کاری میکردم بیام انجمن نمیشد وقتی ادرس رو وارد میکردم اون خطایی که سایت ساردیان جدیدا میده رو میداد. ولی خدا رو شکر صبح که از خواب پا شدم (ساعت2:10 ) :4: دیگه درست شده بود و راحت سایت بالا اومد.:54:
TeZAR
06-23-2009, 05:52 PM
برادر rasoultf لطف میکنید امضاء تون رو عوض کنید . :27:
The Godfather
06-23-2009, 05:55 PM
شروین جان دیگه داری الکی حرف میزنی
وقتی که یک بار امضا یا هر عکسی که از اینترنت میبینی موقعی که میخواد همون لینک بیاد دیگه لود نمیشه و سرعتی ازت کم نمیشه چون به صورت Cache در کامپیوتر ذخیره میشه
TeZAR
06-23-2009, 06:41 PM
شروین جان دیگه داری الکی حرف میزنی
وقتی که یک بار امضا یا هر عکسی که از اینترنت میبینی موقعی که میخواد همون لینک بیاد دیگه لود نمیشه و سرعتی ازت کم نمیشه چون به صورت Cache در کامپیوتر ذخیره میشه
Opera قبلی آره اینجوری بود , ولی این Opera جدیده که ریختم نمیدونم چرا نمیشه .
به هر حال ببخشید حاج آقا . :11:
amir-aghaei
06-23-2009, 08:43 PM
گل پرپر شده ندای عزیز روحت شاد :
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
باید اعتراف كنم كلیپ شهادت ندا، تكاندهنده ترین تصویری هست كه تو ذهنم نقش بسته...
صحنه ی فوتش دردناك بود، ولی دردناك تر از اون، فریادهای (برادرش یا استادش، یا ...) هست. وقتی هربار فریادهای " ندا بمون ، نرو..." رو میشنوم و نگاه عجیب ندا به دوربین و چند لحظه بعد فوران خون از دهانش رو میبینم تن و بدنم میلرزه...
هیچ صحنه ای نمیتونه دردناك تر از این باشه... وقتی نگاهش می افته به دوربین... ...
ندا نه تنها واسه من، بلكه واسه اكثر مردم تبدیل شده به قهرمان ملی. نمادی از دهها كشته ای كه دادیم... نمادی واسه مبارزه...
ندا ناموس تك تك ما پسرای ایرانیه و اگه نتونیم حقشو بگیریم و خونش پایمال بشه واقعا بی غیرتیم...
==============================
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
این ها نفراتین که توسط مردم دارن شناسایی میشن...
باید مردم هر طور شده این شاه مهره های بس یج رو ترور کنن تا درس عبرتی شه واسه جوجه اردکای بس یجی...
==================================
میگن تهران بیشتر شبیه ماتم سرا شده... همه از كشته شدگان ، خصوصاَ ندا، صحبت میكنن.... همه غمگین.... و بنظر میرسه همه خودشونو آماده میكنن واسه عزاداری تو زمانی كه اعلام شده...
مامورا انقدر زیاد شدن كه به طور میانگین هر 2-3 متر یكی دو نفر هستن و به زور اجازه ی نفس كشیدن میدن....
به جاش فریادهای الله اكبر قوی تر و محكم تر و بیشتر سر داده میشه....
دیشب همینجا موقع الله اكبر خیلی ها بغض كرده بودن... خیلیها با گریه الله اكبر میگفتن... خیلیها اسم ندا رو فریاد میزدن.... تقریبا همه ی مردم دیشب پریشب الله اكبر گفتن...
ولی با تمام الله اكبرای قبلی فرق میكرد... دیگه الله اكبر ، فریاد اعتراض و مدد گرفتن از خدا نیست، بهانه ای شده واسه گریه كردن... همه ی دنیا فریاد الله اكبر ما رو شنیدن،
ولی دول ت ما نمیشنوه....
=======================================
!!!!!
کم کم سپاه داره به مردم میپیونده:
برکناری فرمانده كل سپاه پاسداران که فرماندهي سپاه سيدالشهداي استان تهران
سردار علي فضلي، معاون سابق عمليات فرمانده كل سپاه پاسداران که فرماندهي سپاه سيدالشهداي استان تهران را به عهده داشت
(((((((به علت سرپيچي از فرمان سرکوب و کشتار مردم برکنار شد!!!!.))))))
سردار فضلي با وجود آن که عصر روز جمعه دستوري مبني بر تجهيز کامل نيروهاي تحت امر خود به منظور استقرار در خيابان*ها و سرکوب مردم دريافت کرده بود، روز شنبه کمترين همکاري را با دستور فرمانده کل قوا داشت و همين امر باعث شد صبح امروز وي از اين سمت برکنار شود.
همچنين نيروهاي کادري و رسمي سپاه حاضر به مشارکت در سرکوب*ها نشده اند و فرماندهان ارشد ناگزير از نيروهاي حفاظت اطلاعات سپاه و نيروهاي غيررسمي استفاده مي*کنند.
---------------
عکس سردار علی فضلی
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
درود به شرفش همینجور جلو برن این تعداد افراد به مردم میپیوندند...و قبول کنیم هنوز شرافت و مردونگی رو اکثر کسانی که تو لباس نظام هستند رو دارن...
سردار علی فضلی ثابت کرد که انسانیت یعنی چی!!
اتفاقا همین چند روز پیش بود یه سرهنگی اومد مغازمون پیش آقام!! بحث همین شورش ها شد...خودش از کسانی بود که سخت با این رجیم و احمدی مخالف بود..ولی میگفت زورمون کردن اجبار میکنن باید خالی برین دست پر برگردین..انواع و اقسام سلاحم میدن دستمون ...میگن بزنید...
تعریف میکرد روزی که اهواز خیلی شورش شده بود ..خودش شخصا فرمانده یه ماشین بود یه چند تا جوون رو گرفته بود یکم میرفت جلوتر ولشون میکرد...
دلش خیلی پر بود یه حرفهایی هم زد که بر رسم امانت پیش ما محفوظ میماند!!!
=========================================
عکسه روی جلده مجله ی اشپیگل !
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
==========================================
خوب داش مهدی هم به صف باتوم خورده ها پیوست!!! خیلی دل شیری داشت که تو اون جو راه میرفت!! البته خیلی خوشمون اومد جلوی اسکتبار و زورگویی اون بچه بسیجیه کم نیوورد!!
هم من باتوم خوردم .هم داش مهدی ..هم بعضی از شماها...
اما باتوم خوردن شما کجا و ما کجا!!:11:
یادمه 13-14 ساله بودم...اون زمان یکم شبیه ممد هوگن بودم از لحاظ اخلاق:4: یعنی جو گیر بودیم و دعوا کن..البته نه اینکه دنبال دعوا باشیم نه ...ولی اگه پا دعوا میومد وسط جو زده میشدیم میرفتیم جلو...
یه بار رفته بودم استادیوم ...یه بازی بود بین استقلال اهواز و صنعت نفت ابادان ...ابادانی ها هم اومده بود حمایت تیمشون... اون زمان اون بازی تو دسته 2 بود ولی جمعین تو 20 هزارتا بود...
بین دو نیمه ما با دو تا از رفقای عرب خر اون دوره که شر بودن رفتیم پیش ابادانی ها و شعار ضدشون میدادیم..یه چند تاشون غیرتی شدن اومدن سراغمون ..ما هم با چند تا اهوازی رفتیم قدشون..من هی تو اون شلوغی قایم میشدم که ضربه ای نخورم..
یهو دیدم پشتم داغ شد!!! نه یکی و نه دو تا ..میخوره 5 تا 5 تا !!
تا به خودم اومدم دیدم در حال فرارم و چند تا مامور و سرباز دارن با باتوم میزننم !! نامردا شیش 7 نفری بودن هم فقط منو گیر اورده بودن... منم مثله جت میدویدم اینا هم هی میزدن :27:
اینقدر دویدم تا ازشون دور شدم ولی تا فردا کمرم وفان باستن ام درد شدید داشتن...
اومدیم خونه پریشون ننمون دیدمون گفت چی شده... گفتم هیچی فوتبال کردم خوردم زمین...
حالا بعد از چند سال به این فکرم چرا اون روز مامورا مثله ادم منو نگرفتن؟ ببرن یه الفدونی جایی...چرا فقط میزدن؟؟؟ ! یاده این جمله همین سرهنگه افتادم که گفت به ما میگن فقط بزنید...
پس نتیجه میگیریم به اینها هم گفته بودن در صورت مشاهده دعوا و نزاع ..ببینید کدومشون تو دعوا شرکت نمیکنه بکشید به وقتش و تا میتونه بهش باتوم بزنید...
البته تو همون دوران بازهم تو استادیوم ها بخاطر سر صف وای نسادن هم چندین باتوم خوردم..ولی این کجا و ان کجا !
هنوز که هنوزه مزه ضرب و تیمپو بعد از 10 سال تو پشتمونه...
نمیدونم چرا اینقدر درد داشت ؟؟؟ دوست دارم باتوم برقی رو یبار امتحان کنن روم !!
=======================================
داش علی چه فایده حالا هی ما فان باستن خودمونو پاره کنیم مگه تو گوش این جماعت چت کن میره!!!
دیگه جماعتی که سردسته و باند مافیایی چتشون ارمان fu باشه وضع همینه...:4: بخوریم این آش کشک آرمان رو که آش چته آرمانه!!!
آقایون این انجمن مگه رئیس جمهور نداره..این رءیس جمهور ما کجاس...؟
نکند ایشان هم رفتن سفرهای استانی ؟ یا شاید هم بردنشون به قول رضایی یه جوب اب رو افتتاح کنن.:11: .بعدشم قرار بود بالای اسمش بزنن ...نزدن... دست هایی در کار هست!
اگاه باشید کاربر سالارها..آیا تا بحال به وعده هاشون عمل کردن؟؟
مردم جواب میخوان..اون زمان که وعده و وعید میدادین و ملتو خر میکردیم... نمیدونم ایشواریا رو میارم ایران باتون بخوابه و جنیفر لوپز بشه گارسونتون و... فکر تابستونتو بود؟؟
ممکنه انتخابات ابطال بشه...!!!
میر حسن گلدبرگی از شما خواهشمندیم لشکر کشی و تضاهرات علیه انتخابات تو انجمن به پا نکنید...هم شما و هادی لنکرانی!!!
این سینا نجادی که خودش مهره دولته امپراطوره..
سینا همون وزیر اعظمه درباره....با اون سیبیل زشتش....!!!
امپراطور هم هامونه که صورتش مثله پرتقال پیوندی شده !!!
تسو هم که یه زیاده خواهی مثله حامده !!!
اون برادر مشنگش هم که معین ارشدیه :11:!!
دار و دسته ما هم که گروه دامون هستیم ...
من که یحتمل جومونگم !!!
علی این ریش بزیه است که مخالف بود بریم پیش سوسانو
پویان هم اونه که با جومونگ رفتن کشور هان...
ممد علی هم اون قوی و چست و چابوک است ...
هادی اون مو خش خشیست که مثل گربه است خیلی هم نیرومنده...موهاش مثله پشم گوسفنده :4: ...
شایان هم اون بچه خشکله که بمب دود زا درست کرد..
و بقیه بچه ها هم که عضو گروه ما هستن ..بجز چند تاشون که عضو بوی و اند...:
نقش بابای من هم که هموسو بود. مال معین نوفیره خدا بیامرزه ..
ما گروه دامون راه اون عزیز رفته سفر کرده رو میخوایم زنده کنیم و میخوایم انجمنهای قدیم مثل چوسان بی بی سی قدیم و رو برگردونیم!!!
سوسانو هم که اجالتن میدیم به بانوی عزیز سایت عرفان خشکله!!!(عرفان اخرش بات ازدواج میکنم :7: یه بچه هم ازت در میارم واسه قسمت دوم انجمن:24: )
خوب دیگه ادامه جومونگ انجمن که در 987866677667قسمته در پست های بعدی...
یا علی....
H H H
06-23-2009, 08:45 PM
چرا کنار هدر انجمن سیاه کردین؟کسی خدا نکرده چیزیش شده؟
amir-aghaei
06-23-2009, 08:47 PM
حتمان بخاطر همین اوضاع و احواله کشوره ؟؟عرفان سوسانوی عزیزم:4:!!!
(این پست بزودی توسط اینجانب پاک میشه)
Der TitaN
06-23-2009, 08:52 PM
شروین جان دیگه داری الکی حرف میزنی
وقتی که یک بار امضا یا هر عکسی که از اینترنت میبینی موقعی که میخواد همون لینک بیاد دیگه لود نمیشه و سرعتی ازت کم نمیشه چون به صورت Cache در کامپیوتر ذخیره میشه
Opera قبلی آره اینجوری بود , ولی این Opera جدیده که ریختم نمیدونم چرا نمیشه .
به هر حال ببخشید حاج آقا . :11:
اقا شروین من نمیدونم مرورگر شما چی هستش :15:ولی چه موزیلا و چه اینترنت اکسپلورر وقتی که یه عکس رو لود کردند دیگه لودش نمیکنند.به قول گاد فادر دیگه دارید حرف غیر منطقی میزنید.:24::33:
TeZAR
06-23-2009, 09:01 PM
برادر مروگر من Opera .
در ضمن فقط من نیستم این همه کاربر , یکی Dial Up باشه 10 دقیقه طول میکشه صفحه براش لود شه , اینجا که فوروم خارجی نیست .
به هر حال هر جور خودتون صلاح میدونین ...
ممنون .
The Enigma
06-23-2009, 09:04 PM
ارمان اون سوسک پـ ــروکــ ـسیه دیگه کار نمیکنه :4: یاری برسانید :4:
Der TitaN
06-23-2009, 09:10 PM
برادر مروگر من Opera .
در ضمن فقط من نیستم این همه کاربر , یکی Dial Up باشه 10 دقیقه طول میکشه صفحه براش لود شه , اینجا که فوروم خارجی نیست .
به هر حال هر جور خودتون صلاح میدونین ...
ممنون .
برادر من خودم تا دو ماه پیشDial Up بودم ولی اون هم وقتی یه عکس رو یه بار لود میکرد دیگه لودش نمیکرد و سریع باز میشد حالا من به خاطر گل روی شما هم که شده چشم امضام رو امروز فردا عوض میکنم ولی بهتره که شما هم مرورگرت رو عوض کنید به نظر من موزیلا از همه ی مرورگرها بهتره. :7::34:
H H H
06-23-2009, 09:11 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
هنوز هیچی نشده این معین میخواد واسه منو ابولی شایعه بسازه:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
I Am Legend
06-23-2009, 09:12 PM
بله به خاطر این حوادث اخیر و کشته شدن بسیاری از برادران و خواهرانمون تصمیم گرفتیم که با زدن نوار مشکلی در گوشه ی هدر اینگونه اعتراض و احساس خودمون رو بیان کنیم .
erfan fcbarca
06-24-2009, 01:17 AM
اول سلام خدمت همه ی دوستان گل WWE ایم که انقدر به فکر انجمن و جامعه ی خودشون هستند و به قول معروف دارند شیخ ستیزی می کنند !!
امشب همینجوری اومدم انجمن تا ببینم آقا ابوالفضل توی تاپیک معروفش چه کرده و دیدم بــــلــــــــه !!! عجب گرد و خاکی ... همه ی اهالی انجمن ضد دکترای ترافیک هستند و البته بعضیهاشون ضد نظام !
من حقیقت قبل از انت*خ*بات و خیلی قبلتر مخالف سرسخت جناب دکتر بودم و خیلی هم خ@ا@ تمی رو دوست داشتم و مطالعه ی متوسطی درباره ی کارهای لیسانسه ی قبلیمون کردم و شناختی هرچند کم بدست اوردم...همونطور که میدونید خ@ات*می هم طرفدار شدید عزیز سید از مادر بودند ( البته چند سال پیش قرائتی توی صحبتاش گفت که سید از مادر هیچ مشکلی حتی در دادن عیدی در عید غدیر خم و گفتن اینکه من سید هستم ، نداره ) ... و هنوز هم جفتشونو دوست دارم و طرفدارشونم...
من زیاد نمیخوام حرف بزنم و برم بالا منبر و حرفای کلیشه ای بزنم که آی برید بریزید تو خیابونا و غیرتتونو نشون بدید و رایتون گم شد و از این حرفا... میخواستم بگم شمایی که غریو سید و سید و سید میدید و سب*ز میپوشید و جون هم حاضرید بدید ، با حضور سید ایران بهشت نمیشه ، والسلام
آره ...ممکنه بگید ما شخصی رو نمیخوایم که نرخ مسکنو انقدر ببره بالا و سیب زمینی بده و ها*له ی نور ببینه و دروغ بگه و بگه کاغذ پاره و و و و ... همه ی حرفاتون قبول ... همه ی حرفاتون درست.منم همینو میگم ** این شخص 4 سال دیگه نیاد همینارو بلغور کنه و دوباره حرص و جوش ماها از ایشون ... ولی عزیزان من ، عشاق آزادی ، دیوانگان استقلال ... اینطوری رفتار کردن مارو به هیچ جایی نمیرسونه...با تظا*هر و ماشین آتیش زدن جز نابودی ما هیچ فایده ای نداره.آره ... خوب تلنگری شد.سفت و سخت هم مردم وایسادند و اعتراض خودشون رو نشون دادن ولی...
به چه قیمت ؟ ؟ به قیمت از دست دادن جوونی ؟ به قیمت از دست دادن زندگی ؟ به قیمت رسوا شدن ؟ که چی بشه ؟؟ یه خر بره و یه خر دیگه بیاد جاشو و ما مردمو بازی بده ؟ پولای مارو بخوره ؟ بگه منم سردار سازندگی ولی پشت پرده بش بگن آره تویی سردار پول پارو کنی ... 12 سال از ریاست این آقا گذشته و الان دستش رو شده ... 12 سال دیگه دست همین آقای سر کا رو میشه ... و اگه ر*ژ*یم عوض شه دست همشون رو میشه و اون وقت اگه زنده باشیم ، محکم میزنیم تو دست خودمون که ااااا ف این همونی بود که بخاطرش چوب و چماق خوردیم !!!
آقایون ... هر کشوری مخالفت با دولتش تبعات داره ... تبعاتش هم سنگینه.چه اینجا ، چه آمریکا و چه کشورای جهان سوم در حال پیشرفتی مثل کره و ژاپن ... آزادیخواه باشید اما نه اینگونه !
باور کنید اگه ندا برگرده به الان ، بخدا حاضر نیست که دوباره بیاد تو تظا*ه*رات ! بیاد که چی بشه ؟ بگه چون فلانی میگه من آزادی میدم پس بزار جونمو براش بدم ؟ بزار تمام امید ها و آرزوها و استعدادهامو ببرم زیر خاک ؟
کلیشه شد . میدونم ... ولی افق دیدتون بازتر کنید.آزادی اینطور حاصل نمیشه.آزادی اندیشه با رفتن فلان کس و اومدن یکی دیگه حاصل نمیشه ... ان*تخا*بات تا 100 سال دیگه هم همون شخصی رای میاره که خودشون بخوان... آزادی اندیشه با اندیشه و تامل حاصل میشه با تفکر با تحقیق با مطالعه و الگو گیری ... فکر میکنم دکتر علی شریعتی توی کتاباش خیلی بهتر از من تونسته توضیح بده.سعی کنید کتاباش رو گیر بیارید و بخونید
در آخر :
جونتون و سلامتی تون رو از دست ندید !
بگذریم !! شما هنوز هم دارید کشتی کچ رو دنبال میکنید ؟؟ هنوزم وقت و انرژی و زندگیتون رو میزارید رو اینکه آیا جف بهتره یا مت ؟ یا اینکه مثلا کرت آنگل اگه فلان کارو نمیکرد ، الان قهرمان کمربند مشنگای تی ان ای شده بود ؟ عــجــب !!!!
خواستار ادامه ی بحث هستم ... شاید من اشتباه میگم !!
خوش باشید ... خدا نگهدار !
Der TitaN
06-24-2009, 03:12 AM
اقا عرفان حرفاتون جالب بود و جای تعمل داشت و خوب من هم تا حدودی با صحبت هاتون موافق هستم ولی اون قسمت اخر حرفتون که گفتید.
بگذریم !! شما هنوز هم دارید کشتی کچ رو دنبال میکنید ؟؟ هنوزم وقت و انرژی و زندگیتون رو میزارید رو اینکه آیا جف بهتره یا مت ؟ یا اینکه مثلا کرت آنگل اگه فلان کارو نمیکرد ، الان قهرمان کمربند مشنگای تی ان ای شده بود ؟ عــجــب !!!
به نظر من یه جورایی توهین بود به سلیقه ی من و هر کسی که به کشتی کچ علاقه داره اره اقا جون ما هنوز این چیزها رو دنبال میکینم حالا فرمایش ؟ 9 ماه درس خوندیم دهنمون سرویس شده حالا 3 ماه تعطیل شدیم میخوایم شب تا صبح راجع به کرت انگل حرف بزنیم به شما چه مربوطه؟ اصلا فروم فروم کشتی کچ هستش نه فروم سیاسی که؟ تازه اگه کسی هم اشتباهی کرده باشه شما هستید نه ما چون این فروم فروم کشتی کچ هست و کار درست رو ما انجام میدیم که راجع به کشتی کچ حرف میزنیم و صحبت های شما اتفاقا مثل پارازیت میمونه وسط بحث های ما.
HaMo0n
06-24-2009, 01:36 PM
سلام
در مورد صحبت عرفان که گفتن که هنوز دارید دعوا میکنید که کی بهتره کی بدتره یا کمربند دسته کیه؟
خوب بنده یه سوالی از ایشون دارم
مگه هر سال لیگ فوتبال در دنیا برگزار نمیشه ؟
شما بیکاری هر روز میشینی فوتبال دنبال میکنی ؟
خوب آخرش یا منچستر قهرمان میشه یا یه تیم دیگه یا مثلا الان جام منگلان اروپا دست کدوم تیمه ؟ یا هروز با دوستات کل کل میکنی که بارسا بهتره یا میلان ؟
این حرفت یکم که نه زیادی مسخره بود چون ورزش هیچوقت تکراری نمیشه و همیشه همه دوست دارن دنبال کنن و کل کل کنن حالا شما علاقه نداری دیگه به خودت مربوطه
The Godfather
06-24-2009, 01:46 PM
من یه گلایه ای از مدیران دارم که به این بخش رسیدگی کنند
خدا میدونه این تاپیک چش شده که وقتی الان پست ارسال می کنم اگر اولین و یا دومین پستی باشه که بععد از آخرین پست نمایش داده شده باشه ، نشونش نمیده و حتما سه یا چهار تا پست باید ارسال بشه تا پست جدید این تاپیک نمایش داده بشه
لطفا یه فکری به حال این تاپیک بکنید :|
ممنون
خدانگهدار
Sir.Dani
06-24-2009, 01:49 PM
دقيقا من هم دچار اين مشكل شده بودم(4 روزي ميشه)
بخونید سطح مطالعه تو بالا بره :11:
معنای نام کـــــــــــــــشور هاس
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین کوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار
وتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی دری)
پاناما: جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)
پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیکستان: سرزمین تاجیک ها (فارسی دری)
تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده
تایلند: سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن سرزمین ترک هایی که
مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)
ترکیه: سرزمین قوی ها (ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)
چاد: دریاچه (زبان بورنو)
چین: سرزمین مرکزی (چینی)
دانمارک: مرز قوم "دان"
دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان
روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی
رومانی: سرزمین رومی ها
زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)
سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان (عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: کوه شیر
شیلی: پایان خشکی / برف
عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و
بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.
فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی
فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند: سرزمین قوم "فن"
فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی
قزاقستان: سرزمین کوچگران قزاقی
قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)
کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)
کانادا: دهکده زبان سرخپوستی "ایروکوئی"
کلمبیا: سرزمین کلمب (کریستف کلمب) (اسپانیایی)
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کویت: دژ کوچک هندی (عربی)
گرجستان: سرزمین کشاورزان (یونانی)
لبنان: سفید (عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش: مغرب
مصر: شهر، آبادی
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)
مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک فراسوی
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیکاراگوئه: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)
واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان (اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی (ویتنامی)
ویلز: بیگانگان (ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب آلمانی
هند: پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون"
The Pincode
06-24-2009, 06:01 PM
سلام دوستان ... خوبین ؟؟؟
بعد دو هفته ی سخت و دردناک تصمیم گرفتم یه حال و هوایی عوض کنم و رفتیم به دیار علب داییشون و شهر سرعین اردبیل مشهور به شهر چشمه های معدنی ... خیلی برام لازم بود ... از یه طرف مسائل ایران و از یه طرف دیگه مسائل مربوط به کارنامه که همیشه تو خونه ما دعوا درست میکنه ... خلاصه با یکی از دوستام با اتوبوس رفتیم و 4 روز اونجا موندیم ... هوای فوق العاده و و آبگرم های عالی همه چی رو خیلی خوب کنار هم چیده بود ... البته بماند که مسافرت مجردی چه فازی میده !!!
در مورد گرگان هم بگم که این روزا شهر خیلی خلوته و خبری از تظاهرات های شدید روزهای اول نیست ... حتی تو خیابون پلیس هم از حالت آماده باش بیرون اومده ... جریان ن×د×ا رو متاسفانه امروز شنیدم و حدود 5 یا 6 بار کلیپ رو دیدم که واقعا از خودم ناامید شدم که دارم تو این کشور زندگی می کنم ... اما به قول داریوش ، دوباره میسازمت وطن !!!
اما سعی کنید تو تظاهرات های خطرناک شرکت نکنین چون جونتون مهمتر از هر چیز دیگه ای واسه خانواده تونه ... با تشکر ... بای !!!
amir-aghaei
06-24-2009, 08:08 PM
دوستان یکم چاشنی صحبت و تند خوییتون رو بیارین پایین...عرفان حرفی هم زده نظر شخصیشه...نباید اینجور جوابش بدین....اینجا تو این بحث همه ازادن..هر کی یه سلیقه داره...خصوصا اینکه عرفان خودش یکی از پایه گذران این تاپیکه..
اتفاقا چند وقت پیش داشت منو نصیحت میکرد میگفت بیا بیرون دیگه تا کی میخوای بمونی کج دنبال کنی..گفتیم والا ما واسه کج نموندیم واسه روی گل بروبچ موندیم....... عرفان هم چیزی نگفت که همگی بیانیه شبیه مایلی کلنگ صادر کردین...بنده خدا میگه بجا اینکه وقتتون رو بیارین نت برید بکنینش اسکناس بکنید تو شکمتون!!!
داش عرفان قدمات رو تخ مام ...فکر بد نکن منظورم *** چشمامه!!:11:داش عرفان تو همیشه حرفات رد خور نداشته...چه از نظر سیاست ..چه ریاضت .چه هنری ..چه پزشکی مامایی!! یجورایی کپه بهنام قبرسی!!
داش عرفان ما اصلان از اولش هم با سیاس ت کار نداشتیم ...حتی چند بار هم گفتیم کاری نداریم ولی نمیشد مقابل مرگ هموطن و خواهر برادرامون سکوت کنیم ..داش عرفان از اون اسب سیاهت بیا پایین روشینت کنم!!!
داش عرفان در زیارت عاشورا داریم كه خدا لعنت كند قوم ظالیمن رو !!
این قوم ضالمین در همه اعصار هستند..
یادت باشه در عاشورا مویایل و بلوتوث و فی س بوك و بی بی سی نبود....وگرنه خیلی از قوم ضالم بعد از دیدن جنایات یزیدیان شرمشون می گرفت....امروز ولی با این امكانات میلیون ها مظلوم لعنت می كند بر ظالم و مستكبر و دیك تا تور!
داش عرفان حضرت معصوم علیه السلام که مرقدش پیش خونه شماست می فرماید:
(( به ترس از ظلم بر كسی كه جز خدا یاوری ندارد!))
امام حسین علیه السلام می فرماید :
((مرگ سعادت می شود وقتی حاكمان باطل را نهی نمی كنند!!))
ولی در اینجا نه تنها باطل رو نهی نمی كنند بلكه هر كس مقابل باطل بایستد نهی می شود و باطل!!!!!!
داش عرفان متاسفانه كاری از پیش نمی بریم....چون توانش رو نداریم! ... افراد مشكوك و كساییكه سیاسی صحبت می كنند هم رحم نمیشه و از لا به لای جمعیت كشیده می شن بیرون و كشون كشون می بردند.
اونها به راحتی اب خوردن از لا به لابه لای جمعیت دستگیر می كنند می برند به مراكز نا معلوم ولی ما توان نگهداری یك نفر از اونها رو هم نداریم!
ما فقط توان مقابله مستقیم داریم در حالیكه اونها با یك بیسیم چندین گروه رو از چپ و راست و عقب مثل گرگ های گرسنه می فرستند و محاصره می كنند! و میبرند ..جلوشون وایسی سلاح و فلفل درشت تو چشته!!!
در صورتی که تو تمام قران و کتب اومده به کسی که بی صلاحه نباید صلاح کشید!!!
داش عرفان متاسفانه اونها طوری برخورد می كنند كه انگار قصد مردم درگیریه!!
ما اگر یك اعتراض ساده نتونیم انجام بدیم پس چیكار كنیم؟
داش عرفان زمانی میزان رای ملت بود....زمانی مردم ولی نعمتشان بودند...زمانی به قول امام این مردم بهتر از امت رسول خدا بودن!!!...زمانی با این ملت به دهن دولت می كوبوندند ولی امروز!!! :
رای ملت زینت است و این ملت اشوبگر و یاغی و نفهم ...باید با دولت احمدی نژاد به دهان این ملت كوباند!
كاش رسما دیكتاتوری داشتیم ....كاش مجلس نداشتیم...كاش رسانه ملی ما اخبار دروغش را با صلوات بر محمد و ال محمد اغاز نمی كرد....
كاش خدا با ما به از این بود!!
اره داش عرفان حرف دیگری نیست جز :
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
===============================
در مورد این پر شدن صفحات و ندیدن 2 ارسال اول هر صفحه این مشکل از انجمن هم فراتر شده و به جوامع بین الملل هم کشیده!!! من با اینکه اصلان دلم نمیخواد!!! ..ولی در صورت درست نشدن این وضع که 2تا ارسال اول دیده نمیشه...
پیشنهاد میدم تاپیک شماره 2 رو بزنیم ..این اسرار رو به بایگانی انجمن میفرستیم و داخل 2 ادامه میدیم ولی یهو به این فکر می افتیم که وقتی اونجا هم به صفحه 50-60 رسیدیم باز هم همین وضع پیش میاد مثل صفحه مصاحبه...پس چاره چیست؟؟؟
بهتره یه شورایی بگیریم همه نظرتون رو بدین...بقول زانیار
اگه نه میگیم همینه که هست..تو هم کوتاه بیا تا نرفتی از دست ...
=========================
...نمیدونم چرا روزهایی که با معین نوفیر صحبت میکنم خوشحال میشم البته خوشحالیم با متوجه شدن تولده شایان جون صد چندان شد!! شایان خیلی پسر پاک و صادقیه...قربون اون قلیون کشیدنش!!
البته یه نکته مهم رو خدمت بروبچ تهرونی و دوستانی که از اقصی نقاط ایران حضور دارن رو برسونیم...
همونطور که از قبل وعده داده بودیم قرار بود ما یعنی من برج 5 عازم سفرهای استانی بشی!!! ابتدا به محل تولد آقام میریم یعنی اراک ..بعد دور سفرهای استانی شروع میشه و قرار بود یه میتینگی رو با بچه ها در مرکز تهران برقرار کنتیم...الان چند ساله ما میگیم بیاید ولی کسی نمیاد...منتها این سری وضع فرق میکنه...خیلی ها حتی از هلند هم گفتن ما با پیک موتوری خودمونو میرسونیم!!!
عارضم خدمتتون که مسافرت ما یکم جلو افتاده !! یعنی از 20 ام به بعد این برج ما عازم میشیم ...و تا بخوایم اونطرفا و تهرون برسیم میشه همون اواخر 25 .26 برج ... قرار بود برج 5 باشه ولی ...بخاطر اینکه آقامینا!! برج 5 عازم مشهده مقدس و دور ایران در 15 روز هستند ..بطور خودکار مسافرت ما کنسل میشه..÷س باید زودتر بیایم...
پس از همینجا به دوستان اعلام میکنم اواخر این برج منتظر دیدنتون در تهران بزرگ هستیم..البته امیدواریم تا اون موقع این سروصداها خوابیده باشه وگرنه به جرم هیچی زندانی سیاسیمون هم میکنن!!!! تو راه تهران..یه سر به قم خواهیم زد و با عرفان از بارسا دیداری سرپایی!! خواهیم داشت... بخاطر زیغ وقت نمیتونیم به اصفهان سفر کنیمتا شاهد دیدار با رئیس جمهور مجید و باتیستا و فربد و ..باشیم ..
بعد از تهران.. به رشت و محله رشتیان.. خونه و کاشونه معین نو فیر سفر میکنیم و دیداری رو با این عزیز دل میکنیم بصورت خانگی و خوابیده!!! وباید معین مارو ببره همون جنگلا که هادی و بهمن رو برد!! البته بهمن رو هم ملاقات میکنیم...بهمن هم بچه همون شطه!! حیف رامون دوره وگرنه میرفتیم یه سر تنکابل پیش معین ارشدی و یه چند تا سی دی سریال لاست ازش میخریدیم!!! بهرحال قراره ما تهران زیر پل خواجو با شما بروبچ گل و گلاب !!! قرارمون یادت نره ...ستاره ای ستاره!!!
یا علی....
erfan fcbarca
06-25-2009, 01:28 AM
سلامی مجدد به همه ی دوستداران و با تعصبان کشتی کچ
خیلی ممنون از علی عزیز که با حوصله نشست و بحث رو ادامه داد :
علی جان حرفت در مورد حقانیت درسته ، بله ، حق گرفتنیه ، دادنی نیست.اما چجور حقمون رو بگیریم ؟ نحوه ی گرفتن حق خیلی مهمه ... مثال خودت رو میگم ... تو میگی اگه یه فرد قلدر بیاد و جاتو در صف نونوایی شلوغ بگیره ، یا باید هیچی بهش نگی و یا اینکه با زور جلوشو بگیری . حالا یجور دیگه هم میشه به فرد اعتراض کرد . وقتی شما با زبونت ( که الان ابزار دروغ گفتن و بهترین و کاربردی ترین روش فریب دادن هست ) وقتی شما با زبونت اعتراض میکنی ، خب بقیه ی کسانی که تو صف هستند هم به این آدم قلدر اعتراض میکنند و وقتی قلدره میبینه که بقیه حتی شاطر هم بهش اعتراض میکنند ، چاره ای جز رفتن به ته صف نداره و خیلی هم شرمنده میشه ... خب حالا بیا نتیجه ی دو تا کار رو با هم بررسی کنیم... اگه با زور بخوای جلوشو بگیری جز دعوا کردن و دست به یقه شدن و ضرب و شتم و البته ضرر کردن خود ما ، فایده و نتیجه ی دیگه ای نداره.چون معلومه قلدره میگیره مارو میزنه ... اما نه ، اگه بیای با همراه شدن با بقیه مردم ، جاتو بگیری ، علاوه بر اینکه ضرری برات نداره ،مردم حق رو به تو میدن ...حالا خودت به من بگو ، کدوم روش موثر تره ؟!
امیدوارم کاملا منظورم رو متوجه شده باشی !
حالا من این نتیجه گیریم رو میارم توی جامعه و همین مساله انتخابات ... ببین وقتی هجمه ی مردم با شما همراه میشن ، کار خیلی خوب پیش میره... بر فرض میاریم که همه ی مردم میگن آقای مو*سوی باید رئیس جمهور بشه . و روی اعتراضشون هم هستن.اما وقتی میبینن این دسته ی اعتراض گر شروع به آتیش زدن مکانهایی میکنه که برای اکثر مردم فوق العاده ارزشی و مقدس هست ، خب معلومه حالت حمله ای نسبت به اون گروه رو درپیش میگیرن ... آتیش زدن مسجد صد در صد کار میر*حسینی ها نیست . بمبگذاری توی مسجد ***** صد در صد کار میر*حسینی ها نیست ، و خیلی خرابی های دیگه ولی ...
شما توجه داشته باش که اکثر مردم ما هنوز عوام هستند و ظاهر سازی تلویزیون رو کاملا قبول میکنند.خب فردی وقتی میبینه تلویزیون میگه این کارها توسط یک گروه انجام میشه و فا@ئزه رو در جمع مو*سوی ها نشون میده که داره تحریک میکنه و طرفداران میر**حسین رو عامل اصلی آشوب ها میدونه ،پیش خودش میگه خب همون بهتر که مجوز ندادن ... خب حالا اونوقت همه از این وضع ناراضی میشند و میشه مقابله ی تظاهر کنندگان با مردم ... نمیدونم تونستم منظورمو بهت برسونم یا نه . میخوام بگم الان مردم موافق این اعتراضات نیستند.چرا چون همش به آشوب کشیده شده...البته که مخالف کشتار هستند و خیلیهاشون از این مسئله ی کشتار ناراضیند ولی خب الان حق رو از آن میر**حسینی ها نمیدونند ...
خب حالا من نمونه ی دوم رو میارم توی مثال اولم ... شما با زبون اعتراض میکنید و به مردم توی صف هم میگید ولی هیشکی حق رو از آن تو نمیدونه و به آقا قلدره اعتراض نمیکنن. خب وقتی مستاصل میشی به زور متوصل میشی و وقتی مردم توی صف با تو همراه نمیشن ، علاوه بر خوردن کتک ، نونت رو هم دیرتر میگیری و از کارت پشیمون میشی و میگی کاش هیچی نمیگفتم !!!
خب ، حالا منم میگم ندا اگه برگرده ، وقتی میبینه که اکثر مردم باهاش همراه نیستند ، دیگه کارش رو تکرار نمیکنه ... چون آخرش پشیمونی (از دست دادن جونش ) است و بس ! درسته که به قول ابوالفضل عزیز به نقل از امام حسین مرگ این شخص یک سعادت هست ، اما بیایم خودمون رو جای ندا بزاریم ... کی این سعادت رو میخواد ؟ کی حاضره طوری به سعادت برسه که هیچ مراسم ختمی هم حتی براش گرفته نشه ؟! البته که این تفکر بسیار سطحی نگری هست ، اما لحظه ای خودمون رو جای ندا بزاریم ...
علی جان ما کوی 78 رو سپری کردیم ... ما یکی از آشناهامون توی اون گروه 78یا بود و توی جمع دانشجویا خیلی هم ادم مهمی بود و قاطی اعتراض کنندگان هم بود ... وقتی برام اتفاقات اون زمان رو تعریف کرد که چه بلایی سر دانشجویان اوردن ، هنوز که هنوزه اشک میریزم که چه کردند با جوونای ما ! چه بلایی سر این آینده های کشور اوردند ... خب اونام میخواستند بگند بابا این روزنامه ی سلام که حقیقت رو مینویسه رو چرا بستید ؟ اونا آزادی بیان میخواستن.بعد چی شد ؟ گروه ا@ن@ص@ار ریختند قاطیشون رو بخاطر فقط و فقط اعتراضهاشون زندگی و آیندشون رو تباه کردند... مگه جوون 20 ساله چه گناهی کرده که باید کشته بشه ؟ چون خواسته بدونه تو کشورش چه اتفاقایی داره میوفته ؟ خب وقتی میگم ما عوام داریم یعنی همین ! یعنی سرکرده ی کشتار دانشجوا میاد جوونای مارو میکشه ، بعد مردم ما عین ... سرشون میندازن پایین و میرن 8 میلیاردی بابت فیلم آشغال و چرت این ******** میدن و تازه کلی هم میخندن !
خب کوی 78 جوابش چی شد ؟ این انداخت تقصیر اون ، اونم انداخت تقصیر یکی دیگه ... خب الان هم شده عین اون موقع ...
در مورد مسئولان کره درست میگید.چه بسا وزیر اقتصاد یکی از کشورهای پیشرفته خیلی راحت گفت من گند زدم و رفت ! ... خب منم همینو میگم.منم میگم با مطالعه و دانش و آینده ی درست ما میشه کشورمون رو بسازیم.با تفکر مدرن و عملگرای ما میشه کشور رو به قدرت برتر تبدیل کرد...نه اینکه بیایم استعدادمون رو با آشوب و زبونم لال مرگمون هدر بدیم !
فکر میکنم با 3 ،4 بند اول تونستم جواب دو عزیزمون علی و ابوالفضل جون رو بدم...آقا ابوالفضل ، ما کی باشیم که بخوایم شما رو نصیحت کنیم !!!
s
خب در مورد مسئله ی دوم که همون بحث شیرین کشتی کچ هست !!!
رسول جان ! من قصد توهین نداشتم ... من فکر میکنم استفاده نکردن من از کاراکتر (( :4: )) باعث شده که شما ناراحت بشی ... شما 9 ماه درس خوندی ، به من چه ؟ 9 ماه رو برای من که نخوندی عزیز من ، برای خودت خوندی.که فردا روز با سواد بیای تو جامعه ...
البته که اینجا فروم کشتی کچ هست ولی فکر میکنم توی این تاپیکی که من سیاسی حرف زدم ، تاپیک توی بخش گوناگون هست و البته تاپیکی که از نظر من جدای همه ی سایت هست و همه نوع بحثی توش میشه ...
در مورد هامون عزیزم ( که قدر یه دنیا مدیونشم و انقدر شرمندش هستم که امیدوارم با بزرگواریش عذر خواهی من رو بپذیره ) با این مثالی که زد نشون داد واقعا مثالهای بجایی میزنه و چقدر هم این دوتا ورزش به هم شبیهند .البته اگه بشه اسم کشتی کچ رو ورزش گذاشت.چون غالبا مردم ورزش میکنند که سلامتی داشته باشند و سالم باشن ، نه اینکه بزنن همدیگرو خونین و مالی کنن...هامون جون من این مثالت رو میزارم روی فشار بیش از حد کنکور روی کمرت ! :4:
ببینید !دوره ی نصیحت کردن و عبرت از گذشته تموم شده !! الان فرد تا تجربه نکنه ، نمیتونه یه واقعیتی رو قبول کنه ... ولی بعضی از تجربه ها ممکنه به قیمت از دست دادن خیلی چیزا تموم بشه ( از جمله کمر و چشم و بچه ی آینده و < بالاخره از نقش دیواها نمیشه صرف نظر کرد > و ... ) ...
من میگم تمام وقت و انرژی و زندگیتون رو بجای اینکه بزارید توی کشتی کچ ، بزارید روی یه هنر دیگه ! مثل موسیقی یا همین زبان یا خیلی هنرای دیگه ... من نمیگم اصلا و ابدا کشتی کچ نه ! میگم با توجه به اینکه کشتی کچ توی جامعه ی ما نقشی نداره و هیچ کس این رشترو قبول نداره ، فردا روز اگه ازت پرسیدن چکاره ای ، یوقت نگی آره من اسمای کشتی کچ کارا با فینیشراشونو بلدم... بگی من فلان هنر رو دارم که بازار کار داشته باشی !! حالا شاید الان به حرفم نرسید . ولی بعدها خواهید رسید
ببخشید اگه خیلی حرف زدم ... با دقت صحبتهام رو بخونید . نمیدونم چقدر نظراتم با نظراتتون همخوانی داره ... خواهش میکنم در مورد بحث اول حتما نظراتتونو بدید .چون باعث پیشرفت فکری من و شما میشه ... مرسی از همه ... خوش باشید
البته من گمان دارم آقا عرفان یه جور رادیکالیسم نصیحتی :4: هستند
خیلی قشنگ مینیوسی عرفان جان ، هر دفعه خدا وکیلی میشینم تا آخرش میخونم
The Pincode
06-25-2009, 08:25 PM
بچه ها ببخشید وسط بحثتون پریدم اما یه خبر آس دارم ... مستر پریزیدنت مجید بنشلی امروز بهم SMS داد گفت مسافرته و عازم مشهد امروزم از گرگان گذشت و مردم پرزیدنت دوست گرگان از اون استقبال فوق العاده ای کردند !!! :4:
بازم ببخشید پریدیم وسط بحث داغی که آقا عرفان مطرح کردند ... ایشالا منم آخرش نظرمو میگم !!!
The Godfather
06-25-2009, 08:27 PM
اقا پوریا
برادر من
عزیز من
بهتون گفتم که امضاتون رو عوض کنید ولی این دیگه چیه ؟؟:4:
والله آدم اگه هر روز یکی از حیوانات باغ وحش رو ببینه بتر از این یارو هستش
راضیم به بی اینترنت شدن ولی عکس اینو نبینم
خدا خیرت بده
جون من
جون میکی موز ( جیمز )
امضاتونو بکنید همون میکی سابق یا یه چیز بهتر :4:
amir-aghaei
06-27-2009, 09:27 PM
مشت میکوبم بر در تاپیک... پنجه میسایم بر پنجره ها ....
من دچار خفقانم خفقان !!! من به تنگ آمده ام ازهمه چیز !!!
بگذارید هواری بزنم هان!!! با شما هستم این تاپیک را باز کنید !!!
خوب مثل اینکه پایه های سیاست هم برچیده شد و همه چی داره کم کم به حالت عادی برمیگرده...
(((((((با توجه به اتمام انتخابات ، از دوستان موکدا درخواست میشه تا از هر گونه بحث یا امضا و آواتار س یاسی پرهیز کنید ؛ بدیهی است کلیه عواقب ( قضایی ) احتمالی آن با توجه به جریات اخیر بر عهده خود کاربران می باشد .)))))))))))
بچه ها دیگه لطف کنید اصلان بحث سیاسی نکنید...امروز خبردار شدیم یکی از دوستان ادمین مون تو انجمن هواداران استقلال که بحث های سیا سی تند در سایتش وجود داشته شناسایی کردند و دستگیر شده که با پارتی های زیادی که داشته تونسته موقتان ازاد بشه ولی دادگاهی شده و اتفاقات بدی در انتظارشه...
طی خبری هم که توسط یکی از بستگانمون از وزارت اطلاعات امنیت بهم رسید اینه که از یکی دو روز گذشته موج دستگیری کاربران اینترنتی به صورت پر شور اغاز شده نحوه چگونگیش معلوم نیست!!! ...
پس اجالتن اگه به فکر خودتون نیستین به فکره هامون زبون بسته باشین که نه سر خیاره!!! نه ته گوجه...
پس فردا هم بگیرنش یکی یکی مون رو لو میده و سر همگی مون میره بالای چوب دار!!! اولیش هم ماییم !! میگن احساسات اینها رو جریحه دار کردی!!
اصلان فکر کنید چیزی وجود نداشته...خوب .بد . زشت .. عمو محمود 4 سال دیگه بالا سرمونه... ما هم کاری نمیکنیم جز دعا واسه کسانی که خونشون پایمال شد...و صبر صبر صبر ... بالاخره یه روز تموم میشه...
==========================================
مایكل جكسون شب لیله الرغائب تو سن 50 سالگی فوت كرد....كاش ما مسلمونا هم یه جورایی خاص بودیم...
كاش عشقهای واقعی به سرانجام خوبی برسه.
هر چند لذت عشق و فلسفه عشق اینه كه دو تا عاشق بهم نمی رسند!
جکسون انسان خوبی بود ... من نه از خوندش خوشم میومد نه از صورتش... من از نیت پاکش خوشم میومد..
.تو این زمونه خیلی از خارجی ها بر عکسه ما ایرانی ها دستشون تو کارهای خیر بازه ولی جکسون فراتر بود! ایشون 100 ها کودک یتیم رو سرپرستی میکرد...و چقدر هزینه ها و درامدها که اختصاس داد به بنگاه معاملات یتیما!!
اما اینجا از ما اقابالاسرها میگیرن و میکنن تو گلو بسی ج و تک و توله هاشون!!
کاری به رسوایی اخلاقیش ندارم ..چون مطمئن نیستم راست و دروغش رو ولی ... تمام اینها به کنار کارهای انساندوستانه اش به کنار...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
جکسون نور به قبرت بباره..رفتی پیش عامو خدابیامرزمون!! حتمان تو بهشت زرین فرشی از اناناس و کمپوت البالو در انتظارتونه!!!
روحت شاد و یادت گرامی باد!!
===========================
پرزیدنت مجید در موج سفرهای استانی هستند..ظهر امروز در تماسی که با سید ابوالفضل نصر ا.. داشتن ..از برنامه هاشون سخن گفتند ...و گفتند که در اکثر شهرهای شمال کشور استقبال خوبی از ایشان به عمل اومده... ایشون متذکر شد که بزودی از سفر برمیگرده و مفصلان در مورد پیامدهای این سفر سخن میگه...
پرزیدنت مجید اوباما از اینجانب خواست میتینگی را در تهران با بچه ها و اعضای گروه 7 بر پا کنیم که با مخالفت شدید اینجانب روبرو شد ...ایشان رو مطلع کردیم که نیروهای ضد انقلاب هامون مثل ملخ و گربه تو شهر پراکنده شدن و به کشت و کشتار مشغولن..به ایشان گفتیم ..مجید جان تو این بلوشو تو هم یاده میتینگ افتادی..بچسب به خربزه که اب است!!
==================================
کدام گزینه صحیح است؟...! ؟؟
اونایی که میگن ما هیچ نفوذی تو iranwwe نداریم بدونن که ما خیلی اوقات صبحونه و ناهار و شام رو با هامون میخوریم و اتفاقن خیلی برنامه ها و پیشنهادات به ایشون میدم!!!!
به نظر شما این اظهار نطق از کیست ؟؟
الف ) THE DARK NIGHT
ب) R. I . P
ج ) KANE
د ) I AM LEGEND
-----------------------------------
با توجه به اینکه گزینه د ) صحیح است!!! به نظر شما حامد و هامون این دو برادر چهار چنگولی به هم چسبیده!!!
شام چی میخورن ؟؟
الف) نون و کره و عسل و مربا با سس مایونز!!!
ب) سمبوسه پیتزایی 2009 طرح اسنک قدیم!!!
ج ) چون مشغول خنده و غیبت هستند وقت نمیکنن شام بخورن!!!
د) کله پاچه!!
------------------------------------
با توجه به اینکه گزینه ج) صحیح است!! به نظر شما در طول صحبت و غیبتها از چه کسانی صحبت میکنن و چی میگویند ؟؟
الف) از برنامه های بیشتر و قدرتمند کردن پایه های مدیریت حامد و معین و عزل خفاش سفید انجمن صحبت میکنن!!!
ب) ابراز انزجار خودشون رو از پست های گروه 7 خصوصا اون هادی چشم سفید نشون میدن!!
ج) از سهام ارزی در انجمن صحبت میکنن و خواهان این هستند که بعد از فروشگاهای سریال و کشتی کج و شرت کشتی کج کارها... سایر محصولات بازار نظیر شامپو -تیغ فروشی و سبزیجات و فراوردهای لبنی و گوشت آلات!!!هم به فروشگاهای انجمن اضافه بشه و ریاست هر کدوم رو یکی از مدیران فعلی زیر دست بگیره!!!
د) بعد از اینکه این فروشگاها اضافه شد ...هر کدوم از مدیر ها چنین بخشهالیی رو بدست بگیرن ..
-------------------------------
KANE : بخش سبزیجات رو بدست میگیره و فقط هم به کاربران مایه دار انجمن مثل پرزیدنت مجید که پول مفت بیت المال نصرا.. رو داراست میفروشه و از فروش به خس و خاشاک های انجمن خود داری میکنه!!
H . H . H : ایشون بخش فراوردهای لبنی رو بدست میگیره و قبل از خرید حتمان باید با ایشان صحبت بشه ...چرا که خرید فراوردهای لبنی مثل کره و سرشیر هم مثل ترانه هایی میمونه که در بخش موزیک قرار میگیره..و حتمان باید از فیل ترینگ ایشون رد بشه... قیمت یک بشکه شیر خام 2 دلار به قیمت پول ایران 1800 تومن!!! ایشون همچنین قانون های نانوشته ای رو برای خودشون دارند...
THE ENGIMA AND EXTEREME : این دو مدیر به علت اینکه در همه کارها با هم شریک هستند ...به صورت کل الیوم بخش گوشت آلات رو بر عهده میگیرن...چرا که سود خالص و فراوانی از این بخش میرسه...بالاخره انسانها به گوشت انواع بوقلمو ها و شتر مرغ ها نیازمندن!! حتی شما دوست عزیز!!
D.I.R.T.Y : ایشون هم بخاطر سابقه دراز مدتی که در انجمن داراست بخش شامپو و تیغ فروشی رو بر عهده میگیره تا راحتتر کاربران رو از تیغ بگذرونه!! و گوششون رو ببرره... سایر بخشها هم که از قبل سرجاشون هست و همه مطلعن سودی که تو سریالها و ساردیان ها هست در هیچ کره زمینی نیست!!!!!
این نکتهSHAYAN.R... ذکره که نصف درامدشون رو مستقیمان به حساب بانک تجارت حساب شخصی ادمین بریزن..
با توجه به اینکه در این قسمت هر 4 گزینه صحیح است !!! توجه شما رو به سوال اخر جلب میکنیم...
-------------------------------------------
وقتی حامد و هامون با هم صحبت میکنن و گهگداری میخندن به ریش ما!! به معین ارشدی اس ام اس هم میزنند..
به نظر شما متن اخرین پیامک ارسالی حامد به ارشدی کدام گزینه زیر است ؟
الف ) ای بلا ! جیگر طلا!! قند و نبات داری هنا!!! چرا پیامک میزنم جواب نمیدی نکنه رفتی سر صف نون ؟!!
ب) زندگی در گرو خاطرات است..خاطرات در گرو فاصله هاست..فاصله تلخ ترین فاصله هاست!!!
ج) گدا چیست ؟ ادم زنده ای است مثل شما که موبایل دارد !!ولی پیام نمیفرستد!! یا دسته اقاشه
د) هزار تا رگ دارم و هزار رفیق اما تو شاهرگی و تک رفیق!!!
توضیح ضروری : چون پیامک تهران فعلان قطعه ..حامد همه رو نگه داشته بعدان با هم بفرسته که پیش بینی میشه معین در جواب اون اس ام اس بی ادبانه حامد چنین پیامکی ارسال کنه...
اینی که دادی تکراری بود...گونی که دادی عنابی بود!!! یه چیزی بده جدید باشه !! گونی که میدی تمیز باشه!!
من این گون رو نداشتم مشقامو خوب نوشتم!!! عرفان بارسا بهم عیدی داد... یه گون قلقلی داد!!!!!!
توضیح ضروری تر!!! : گون همون دو نیم کره است که در عقب هر انسانی یافت میشود ..در بعضی ها بسیار کلفت و در بعضی ها بسیار ریزو و البته چست و چابک!! نرم و نازک!!!
===================================
این هم پستی در جهت خارج شدن از این فضاهای التهابی ....
عزت زیاد ..سایه تون کم نشه...
یا علی...
The Main Event
06-27-2009, 09:37 PM
الف ) ای بلا ! جیگر طلا!! قند و نبات داری هنا!!! چرا پیامک میزنم جواب نمیدی نکنه رفتی سر صف نون ؟!!
مطمئن این بوده :4:
فقط اینو گفتم معین ناراحت شد فک کنم فصل 2 فرار از زندان رو بهم نده :32:
R . I . P
06-27-2009, 09:49 PM
دوستان دیگه قضیه انتخابات تموم شدش و نمیشه کاریش کرد ، توصیه جدی میکنم که دیگه کسی بحث های سیاسی هم نکنه و هر چی عکس از موسوی تو آواتار و امضا دارین بردارین دیگه همه چی تموم شد شما ها هم کوتاه بیاین نه واسه خودتون خوبه نه واسه فروم ...
( با بنفش نوشتم با اخبار قاطی نشه ! :24: )
ای ابوالفضل !
حالا ما شدیم احمدی نژاد انجمن ! :43:
بچه ها یه لقمه ADSL هست دیگه با هم میخوریم
در ضمن آقای امیر آرین باید فردا دارایی شون رو به من اعلام کنم
بگم ؟ بگم
عرفان HHH بگم ؟ ( خودش میدونه چی رو میگم )
این آیت الله معین هم که داره تو اشرافیت زندگی میکنه :36:
اتفاقا میخوام به برادر آرمان و یا شروین بگم یه امضا آواتار تو پ برام از دکتر درست بکنن ! :50:
این کین رو علی الحساب داشته باشید تا بعد !
حامد هم که غایبه !
هامون هم که نیست !
گویا همون گزینه نون پنیر کره مربا درست باشه !
معین هم که جونور معلوم نیست کجاهه ! ؟
آرمین هم که مخابراتشون آتیش گرفته !
گویا برای نوشتن لایو پی پی وی بش باید با بغال سر کوچه یه هماهنگی بکنم که اگه خدایی ناکرده بنده به دیار باقی پیوستم
یکی باشه برای بچه ها اطلاع رسانی بکنه
البته این پسره کیه ! عــِر عــِر ففففـــان رو میگم
اعلام آمادگی کرده
اما یکی نیست به این بنده خدا بگه تو تو فارسی مشکل داری میخوای تاپیک بش رو بنویسی !:11: :55:
دلمون واسه شـــوهر عرفان ( بهنام ) تنگ شده ! بیچاره اونم داره کــُنکور میده فکر کنم امسال نفر اول بشه
این ابوالفضل هم که گیر داده به این خس و خاشاک :4:
P E E P
06-27-2009, 10:03 PM
آره ... خوب تلنگری شد.سفت و سخت هم مردم وایسادند و اعتراض خودشون رو نشون دادن ولی...
به چه قیمت ؟ ؟ به قیمت از دست دادن جوونی ؟ به قیمت از دست دادن زندگی ؟ به قیمت رسوا شدن ؟ که چی بشه ؟؟ یه خر بره و یه خر دیگه بیاد جاشو و ما مردمو بازی بده ؟ پولای مارو بخوره ؟
به قیمت نجات دادن نسل های بعدی .
همونطور که نسل های قبلی ما اومدن و نسل بعدیشون که ماها باشیم رو بدبخت کردن (با نشوندن چندتا **** روی تخت پادشاهی کشور عزیزمون ایران) ، این ها هم اومدن تا از جون خودشون بگذرن و این رژ*یم بی رحم رو از کار برکنار کنن تا نسل های بعدیشون راحت زندگی کنن .
این هایی که الان دارن تو خیابون ها میمیرن اسمشون شهید هست . این ها دلاوران واقعی هستن . نه اون هایی که با یه فتوا ***خل شدن رفتن جلوی رژیم قبلی ... استغفرالله ! :4:
H H H
06-27-2009, 10:04 PM
عرفان HHH بگم ؟ ( خودش میدونه چی رو میگم )
نقد حساب میکنم تا دهن رو ببندی:4:/
البته این پسره کیه ! عــِر عــِر ففففـــان رو میگم
اعلام آمادگی کرده
اما یکی نیست به این بنده خدا بگه تو تو فارسی مشکل داری میخوای تاپیک بش رو بنویسی !:11: :55:
هر که ندونه معین که میدونه من نزدیک بود دیپلم زبانم رو بگیرم ولی از شانس بد با تو تو یه کلاس افتادم از 100 نمره شدم 26(زیر 70 میافتیم)
از اینا بگذریم حالا باید میگفتی من ادبیات فارسی قبول نشدم:4:.
بازم بگذریم برای کوری چشت فردا شب اخبار بش رو من میزنم تا همه یه دل سیر بخندن.
P E E P
06-27-2009, 10:12 PM
دوستان من اول و آخر این تاپیک رو خوندم . هیچی نفهمیدم :4:
میشه یکی کمکم کنه . اینجا میشه هر کاری که خواستیم بکنیم ؟ (البته نه هر کاری)
منظورم اینه که تاپیک آزاده ؟
اگه نه پس چیه ؟
اصلا صاحب تاپیک کجاست ؟ :4:
Man On Fire
06-27-2009, 10:21 PM
عرفان من هرچی فکر می کنم می بینم حتی اگر استادتون باهات دشمن خونین باشه 26 نمی شی :11: اگه 20 نمره برای فاینال با 10 نمره برای فعالیت کلاسی با 2 نمره برای مید ترمت حساب کنیم بازم بیشتر می شه :11:
اون اخبار د بش رو بزار به جای خنده بچه فو حشت میدن :9:
R . I . P
06-27-2009, 10:24 PM
دوستان من اول و آخر این تاپیک رو خوندم . هیچی نفهمیدم :4:
میشه یکی کمکم کنه . اینجا میشه هر کاری که خواستیم بکنیم ؟ (البته نه هر کاری)
منظورم اینه که تاپیک آزاده ؟
اگه نه پس چیه ؟
اصلا صاحب تاپیک کجاست ؟ :4:
صاحب تاپیک ابوالفضل بیات معروف به ابول بیضه عملی !!! هست
تو این تاپیک اتفاقات روزمره و جالب که برات پیش اومده باشه رو میتونی تعریف کنی یا خاطره بگی یا اگه یه وقت دلت گرفته میتونی بیای با بچه ها در دو دل کنی یا اگرم یه وقت خواستی تو هلند کنسرت متالیکا بری بیای مشورت کنی کنسرت بری یا ادکلن بخری !!!!
Goldberg The Man
06-27-2009, 10:30 PM
برادر عزيز دروازه جهنم!
صاحب تاپيك كه معلومه حصرت آيت الله دكتر ابوالفضل نصرالله هستن...والا هر كاري خواستي ميتوني بكني،به شرطي كه پستي كه ميدي توش خلاف قانوناي انجمن نباشه،س ي ا س ي خطرناك و باعث ف يلتر شدن نباشه،خيلي بي فايده و بيهوده هم نباشه،ميتوني خاطره قشنگ و خنده دار تعريف كني،مطلب طنز بذاري-البته تا جاييكه ميشه از خودت باشه نه كپي-،از بحثاي روز بياي بگي تا بقيه هم نظر بدن و بحث كنن،البته بحث مذهبي نكني كه سابقه خوبي نداره تو اين سايت.خلاصه كه تاپيك آزاده به شرطها و شروطها...راستي اسپم و چت هم الممنوع تا جايي كه ميتونين،راستي بهترين الگو كه ببيني چه جور پستي اينجا بهتره بدي پستاي خود مقام عظماي صاحب تاپيك و كپي هاي ايشون مثل برادر استاد هادي legendarp هستش.
علی جان حرفت در مورد حقانیت درسته ، بله ، حق گرفتنیه ، دادنی نیست.اما چجور حقمون رو بگیریم ؟ نحوه ی گرفتن حق خیلی مهمه ... مثال خودت رو میگم ... تو میگی اگه یه فرد قلدر بیاد و جاتو در صف نونوایی شلوغ بگیره ، یا باید هیچی بهش نگی و یا اینکه با زور جلوشو بگیری . حالا یجور دیگه هم میشه به فرد اعتراض کرد . وقتی شما با زبونت ( که الان ابزار دروغ گفتن و بهترین و کاربردی ترین روش فریب دادن هست ) وقتی شما با زبونت اعتراض میکنی ، خب بقیه ی کسانی که تو صف هستند هم به این آدم قلدر اعتراض میکنند و وقتی قلدره میبینه که بقیه حتی شاطر هم بهش اعتراض میکنند ، چاره ای جز رفتن به ته صف نداره و خیلی هم شرمنده میشه ... خب حالا بیا نتیجه ی دو تا کار رو با هم بررسی کنیم... اگه با زور بخوای جلوشو بگیری جز دعوا کردن و دست به یقه شدن و ضرب و شتم و البته ضرر کردن خود ما ، فایده و نتیجه ی دیگه ای نداره.چون معلومه قلدره میگیره مارو میزنه ... اما نه ، اگه بیای با همراه شدن با بقیه مردم ، جاتو بگیری ، علاوه بر اینکه ضرری برات نداره ،مردم حق رو به تو میدن ...حالا خودت به من بگو ، کدوم روش موثر تره ؟!
امیدوارم کاملا منظورم رو متوجه شده باشی !
این مثال هیچ ربطی به این بحث نداره . توی صف نونوایی اینده ی خودت و بچه هات رو پخش نمیکنن .
فکر کن توی نونوایی صلاح نباشه بخوای حرفی بزنی چون یک نون ارزشش رو نداره . اگر یکی کلات رو برداشت و قلدر بود بازم شکایت نمیکنی ؟ یا یکی بزنه به ماشینت طلبکار هم باشه .
حالا من این نتیجه گیریم رو میارم توی جامعه و همین مساله انتخابات ... ببین وقتی هجمه ی مردم با شما همراه میشن ، کار خیلی خوب پیش میره... بر فرض میاریم که همه ی مردم میگن آقای مو*سوی باید رئیس جمهور بشه . و روی اعتراضشون هم هستن.اما وقتی میبینن این دسته ی اعتراض گر شروع به آتیش زدن مکانهایی میکنه که برای اکثر مردم فوق العاده ارزشی و مقدس هست ، خب معلومه حالت حمله ای نسبت به اون گروه رو درپیش میگیرن ... آتیش زدن مسجد صد در صد کار میر*حسینی ها نیست . بمبگذاری توی مسجد ***** صد در صد کار میر*حسینی ها نیست ، و خیلی خرابی های دیگه ولی ...
شما توجه داشته باش که اکثر مردم ما هنوز عوام هستند و ظاهر سازی تلویزیون رو کاملا قبول میکنند.خب فردی وقتی میبینه تلویزیون میگه این کارها توسط یک گروه انجام میشه و فا@ئزه رو در جمع مو*سوی ها نشون میده که داره تحریک میکنه و طرفداران میر**حسین رو عامل اصلی آشوب ها میدونه ،پیش خودش میگه خب همون بهتر که مجوز ندادن ... خب حالا اونوقت همه از این وضع ناراضی میشند و میشه مقابله ی تظاهر کنندگان با مردم ... نمیدونم تونستم منظورمو بهت برسونم یا نه . میخوام بگم الان مردم موافق این اعتراضات نیستند.چرا چون همش به آشوب کشیده شده...البته که مخالف کشتار هستند و خیلیهاشون از این مسئله ی کشتار ناراضیند ولی خب الان حق رو از آن میر**حسینی ها نمیدونند ...
حرفات خیلی شبیه پیرزنای 70-80 سالست :11:
خب حالا من نمونه ی دوم رو میارم توی مثال اولم ... شما با زبون اعتراض میکنید و به مردم توی صف هم میگید ولی هیشکی حق رو از آن تو نمیدونه و به آقا قلدره اعتراض نمیکنن. خب وقتی مستاصل میشی به زور متوصل میشی و وقتی مردم توی صف با تو همراه نمیشن ، علاوه بر خوردن کتک ، نونت رو هم دیرتر میگیری و از کارت پشیمون میشی و میگی کاش هیچی نمیگفتم !!!
درسته که ادم همیشه باید توی کاراش سیاست داشته باشه و هیچ وقت کاری نکنه که بعدا پشیمون بشه و از قبل باید به عواقبش فکر کنه ولی وقتی با هیچ راهی نمیشه با اینا کنار اومد چی ؟
خب ، حالا منم میگم ندا اگه برگرده ، وقتی میبینه که اکثر مردم باهاش همراه نیستند ، دیگه کارش رو تکرار نمیکنه ... چون آخرش پشیمونی (از دست دادن جونش ) است و بس ! درسته که به قول ابوالفضل عزیز به نقل از امام حسین مرگ این شخص یک سعادت هست ، اما بیایم خودمون رو جای ندا بزاریم ... کی این سعادت رو میخواد ؟ کی حاضره طوری به سعادت برسه که هیچ مراسم ختمی هم حتی براش گرفته نشه ؟! البته که این تفکر بسیار سطحی نگری هست ، اما لحظه ای خودمون رو جای ندا بزاریم ...
فعلا که بیچاره رو پناهنده معرفی کردن جریان کشتنش رو هم استوریلاین براش نوشتن باقلوا .
ببینید !دوره ی نصیحت کردن و عبرت از گذشته تموم شده !! الان فرد تا تجربه نکنه ، نمیتونه یه واقعیتی رو قبول کنه ... ولی بعضی از تجربه ها ممکنه به قیمت از دست دادن خیلی چیزا تموم بشه ( از جمله کمر و چشم و بچه ی آینده و < بالاخره از نقش دیواها نمیشه صرف نظر کرد > و ... ) ...
من میگم تمام وقت و انرژی و زندگیتون رو بجای اینکه بزارید توی کشتی کچ ، بزارید روی یه هنر دیگه ! مثل موسیقی یا همین زبان یا خیلی هنرای دیگه ... من نمیگم اصلا و ابدا کشتی کچ نه ! میگم با توجه به اینکه کشتی کچ توی جامعه ی ما نقشی نداره و هیچ کس این رشترو قبول نداره ، فردا روز اگه ازت پرسیدن چکاره ای ، یوقت نگی آره من اسمای کشتی کچ کارا با فینیشراشونو بلدم... بگی من فلان هنر رو دارم که بازار کار داشته باشی !! حالا شاید الان به حرفم نرسید . ولی بعدها خواهید رسید
ببخشید اگه خیلی حرف زدم ... با دقت صحبتهام رو بخونید . نمیدونم چقدر نظراتم با نظراتتون همخوانی داره ... خواهش میکنم در مورد بحث اول حتما نظراتتونو بدید .چون باعث پیشرفت فکری من و شما میشه ... مرسی از همه ... خوش باشید
ببین مطمئن باش خودت دوست نداشتی وقتی توی این موقعیت بودی کسی اینجوری باهات صحبت کنه و دلسردت کنه . هر چیزی اگر بجاش باشه خیلی هم خوبه حتی کشی کچ فقط افراط و تفریط نباید باشه .
چون تو این مراحل رو سپری کردی و به این نتیجه رسیدی اگر به جای کشتی کچ وقتت رو روی چیز دیگه ای میزاشتی بهتر بود دلیل نمیشه که بخوای توی این زمینه تجربت رو بگی چون این یک تجربه ی شخصی هست و هر کسی تجربش توی این زمینه با بقیه فرق داره شاید یکی از اینکه کشتی کچ رو دنبال میکنه بعد از 6-7 سال بازم راضی باشه و بازم دنبال کنه . شایدم یکی بعد از 2-3 سال ازش زده بشه . تو نمیتونی بگی چون من زده شدم شما هم زده میشین پس بیخیالش بشین
راستی شناختی ؟ :15:
erfan fcbarca
06-27-2009, 11:32 PM
هر چند که اصلا توی کتم نمیره که نباید بحث سیاسی کرد ، ولی با این حال قبول میکنم.همه ی انجمن اومدنم بخاطر این 4 کلام بحثیه که با علی میکنم بود ، حالا از این به بعد باید بشینم پستای بی محتوا رو بخونم ... (البته الان نگید نمیدونم عرفان داره به ما توهین میکنه و نمیدونم فحش میده و این حرفا ... ولی خدایی یه بحثی راه بندازید که حداقل ارزش خوندن داشته باشه و البته انتقاد من از این تاپیک اینه که صحبتهای بی مورد و بیهوده ای توش انجام میشه و فکر میکنم اگه پستای بلند ابوالفضل نبود ، حال حالا ها باید خاک میخورد ... یه بحثی راه بندازید و نظر بدید بلکم 4 تا چیز یاد بگیریم
علی جون پستتو بخاطر مسایل سیاسی حذف کردن البته حق هم دارن... حالا با وجود دستگیری و فرستادن کاربر سیاسی به اونجا که عرب نی انداخت ( طبق گفته های ابوالفضل) ، بازم روی موضع خودت هستی که میگفتی آدم تو اعتراض باید پیه همه چیزو به تنش بماله ؟ :4:
من نصف جوابای دیشبتو آماده کرده بودم و نصف دیگشم امشب میخواستم بدم ، که خب پستت حذف شد و کلا قرار شد سیاسی حرف نزنیم ... حالا آقا معین ، اجازه هست من یه پست رو بدم و بعدش با علی یه جمع بندی روی حرفامون بکنیم ؟؟؟
_________________________________________________
آقای مک خان ، نمیدونم ... من فکر میکنم احتمالا کسی بیخ گلوی شما رو گرفته و گفته پاشو بیا اینجا حتما نظرتو بده !!
مثال نونوایی رو علی جان مطرح کردن و خیلی هم جالب بود . هم خودش قبول کرد و هم من اتفاق نظر داشتیم.یه جامعه آماری کوچیک رو مثال زد و خیلی هم خوب گفت.حالا شما نمیتونی کامل درک کنی ، دیگه ...
حرفهای من هم که شبیه پیرزن میمونه رو هم واگذار میکنم به خواننده ها !
بقیه حرفات رو اصلا نفهمیدم چی گفتی ! کسی فهمید ، برا ما ترجمه کنه
حالا حرفت در مورد کشتی کچ تقریباااا درسته ... منم بحث زیادی درباره ی عشق به کشتی کچ نمیکنم . صلاح مملکت خویش ، خسروان دانند.به من مربوط نیست ...
در ضمن شما رو نشناختم .
یه چیز دیگه ، اصلا حوصله کل کل کردن با آدمایی مثل شما که عشق کل کل کردن هستند رو ندارم (رجوع به تاپیک انتقاد ! )
Sir.Dani
06-27-2009, 11:46 PM
برادر عابديني قبولت داشتم(از قبل)ولي الان ...
داريوش جان امام خميني مرد بسيار بزرگي بود.شما اينو بايد در پدر و پدربزرگت جستجو كني(كتاب ها كه ك*س نوشته)نتايج جالبي ميگيري.امام خميني مرد بسيار بزرگي بود.به طوري كه اگه به مردم ميگفت بميرين همه ميمردن.(تا اين حد مردم دوسش داشتن)ولي اين كسي كه الان هست رو با آيت الله خميني مقايسه نكن.آيت الله خميني نماينده واقعي خدا بود
SASAN
06-28-2009, 06:19 PM
سلام دوستان.
يك سر اومديم كافي نت يك سر به شما بزنيم.
دلم براي همتون تنگ شده.
1 تا 2 ماه ديگه برگشتيم.
تا بعد فعلا باي.
H H H
06-28-2009, 07:14 PM
سلام دوستان.
يك سر اومديم كافي نت يك سر به شما بزنيم.
دلم براي همتون تنگ شده.
1 تا 2 ماه ديگه برگشتيم.
تا بعد فعلا باي.
تکبیر!!!!!
انشالاه زودتر برگردی:34::10:[hr]
عرفان من هرچی فکر می کنم می بینم حتی اگر استادتون باهات دشمن خونین باشه 26 نمی شی :11: اگه 20 نمره برای فاینال با 10 نمره برای فعالیت کلاسی با 2 نمره برای مید ترمت حساب کنیم بازم بیشتر می شه :11:
خیلی راحت منو انداخ معلمو:4:.
1-نمیتونست منو ساکت کنه و درس بده:4:.
2-کلاص صبح ها بود من سر کلاس میخوابیدم:4:.
3-از من سوال میکرد سه جواب بهش میدادم:1-هااااا2-(رو به پوریا)این با کی کار داره!چی میگه.3-میشه فارسیشو بگی؟؟!!!
4-میانترم رو نمیدونستم کیه رفتم یهو گفتن میانترمه:4:.
5-فاینال موقعی بود که استقلال تو فینال جام حذفی بازی داشت منم سر امتحان بود.وقتی استقلال برد هی زنگ اس ام اس .
نکته ای که همه توش موندن: من امتحان فاینال که 40 تا سوال بود رو تو کمتر از ده دقیقه جواب دادم:4:.
اینم بارم نمره ها:
میانترم از 25:با غرور سر بلند بیرون اومدم و شدم 10 و نمره خوبی کسب کردم:4:.
فاینال از 40 :سر فاینال سخت کارکردم شدم 12 دو نمره پیشرفت جای جشن داره:4:.
کلاسی از 35 نمره: چون سر امتحان فاینال برگه رو پرت کردم تو صورت معلم(به صورت عصبی و خوشحال از قهرمانی) معلمه از خجالت من در اومد و دینشو ادا کرد بهم داد 2 در کل شدم 26.ترم سختی بود.
یکسال از میادین دور بودم و استراحت کردم این هفته قبل رفتم تعیین سطح دادم و همون ترمی که یک سال پیش افتادم قبول شدم.
نکات اخری:
1- معلمه دختر حدود 20 ساله بود:4:.
2-تعیین سطح همه خودکار داشتن جز من:4:.فراشه اومد یه خودکار قرمز داد تا اخری که من امتحان بدم کنار من وایساد تا خودکار رو نپیچونم:4:.
3-سر مصاحبه:23:بعد از امتحان تعیین سطح که داشتم یارو گفت حٍلوٌ من جوابش رو دادم سلام خوبید!!!
حالا به نظرتون من نمیتونم اخبار بش رو لایو بزارم؟؟!!!
H H H
06-29-2009, 11:27 PM
سلام
دوستان جاتون خالی امروز با پوریا رفتیم کارت ورود به جلسه بگیریم.
بعد از کلی راه رسیدیم دانشگاه ازاد کرج .
عرفان:اه ***** چقدر دختر اینجاست پوریا!!من تو عمرا این همه دختر یه جا ندیدم!!!فکر کنم این کنکور جمعه برا دختراسا برا ما بعدا.
پوریا:**خل این جایگاه توضیع کارت خواهران هست.
.....رسیدیم در این اهنا که یارو پشتش نشسته .به حرف پ رسیدیم پوریا رفته تو صف وایساده میگم چرا تو صف وایسادی میگه خوب باید اینجا واسم دیگه (بچه اینقدر عقلش نمیرسه که حرف اول نام خانودگی ملاک هست نه اسم) به حرف ح رسیدیم هیچ کس نبود کارت پوریا رو گرفتیم و رفتیم سمت حرف ع عجب چقدر ادم تو صف هستن!!بالاخره رسیدیم اول صف به یارو میگم سلام روزتون بخیر میگه شناسنامه!!!(جدیدا به جا سلام میگن شناسنامه به جا خداحافظ میگن گواهی فوت:4:)
از یارو میپرسم این کارتشو حالا کجا باید برم واسه امتاحانش ؟؟تو کاغذا گشته میگه باید بیایی همین دانشگاه در غربی.پوریا میگه اقا ببخشید اینو بزارید تو جایگاه شورشیا!!!چون شفقط به خاطر ساندیس کیک اومده اگه ندید دانشگاه رو به خاکو خون میکشه.
یارو چپ چپ نگامون کرد و رفتیم ما.
تو راه برگشت تو تاکسی با پوریا حرف میزدیم من برگشتم گفتم خدا کنه یجه قبول شیم دور هم بگیم بخندیم با بچه ها!!!
راننده تاکسیه خودشو چٌس کرده میگه اگه میخوایین بخندین بیرون خیلی بهتره تا دانشگاه.
پوریا برگشت گفت نه حاجی داف همدانشگاهی بهتر از داف هم محله ای هست یارو نفهمید !!!
یارو گفت اینجا شیشیه و کراک هست بیشتر حال میده تا دانشگاه ایندفه من برگشتم بهش جواب دادم گفتم (به همین لحن):اولندش:اینجا فوضول داره خوب نیست دوومندش من خودم عامل توضیعماصل جنس تو خابگاه پسراست.
یارو سرخ شد دیگه چیزی نگفت.
از همه اینا بگذریم اومدیم بریم جاتون خالی ناهار بوخوریم بیرون:23::23:!!!
تک اوردیم به من افتاد حساب کنم:4:.
جاتون خالی رفتیم یه پیتزایی.مغازه داره خانوم بود.
گفت چی میل دارید پوریا برگشته میگه دیزی دارید:11:؟
زن میخنده میگه نه پیتزا و ساندویچ داریم.
پیتزا سفارش دادیم زن میگه سیاه یا نارنجی !!!من جلو بودم :جانم ؟؟؟!!!!
زنه: منظورم نوشابس مشکی یا نارنجی.منم گفتم اها نه تو رژیمیم!!!اب معدنی لطفا!!!
(زنه دیگه حرصش گرفته بود)
از این سس بسته ای ها اورد تو یه ظرف حدود 8 تا بود ما که سس نخوردیم اخرش که خواستیم بریم پوریا سس ها رو گذاشت تو جیب شلوارش اومدیم بیرون(به قران اون لحظه قیافه زنه دیدنی بود:4:اینطوری شده بود:23::28::19::50:)(مخلوط تمام اینا).
بعد از ناهار رفتیم دنبال کلاس هایی واسه تدریس پیش در تابستان(به جانه هر کی بخواید قسم پوریا گفت بریم).
رفتیم سمت میدون سپاه کلاس های تقویتی راه رشد.
سلاملوکو این حرفا پوریا گفت برای کلاس تقویتی اومدیم یارو برنامه هاش رو گفت و ....بعد اسم و فامیل و شماره تلفن گرفت.
اول از پوریا پرسید بعد از من:
اسم:مجید
فامیل:خراطها
شماره تماس:یه طرفس!!!تا فردا قطع میشه کلا.
یهو پوریا برگشت گفت کلاس مشاوره هم دارید؟
خانوم منشیه گفت اینجا دفتر مرکزی هست.ادرسشو دارید؟
ما هم مبهوت بهش نگاه کردیم.یه رب داشت ادرس دفتر مرکزی میداد اخر گفت اموزشگاه هدف.
منم چون با این موسس (هدف)قبلا اشنایی داشتم گفتم اها دخترونه راه رشدٍ اسمش هدفه.
پوریا من بلدم بریم.
رفتیم سمت هدف برای مشاوره.به راحتی یه ربع ادرس رو که زنه میگفت رو تو چند دقیقه رفتیم.
رسیدیم سلامو .....بعد پوریا گفت ببخشید مشاوره میخواستم دوباره اینجا هم زن بود.گفت بفرمایید اون اتاق.(اتاق مشاوره)
رفتیم پوریا رفت تو من نرفتم زنه میگه اقا شما هم بفرمایید .منم گفتم ببخشید اصلا علاقه ای به مشاوره ندارم!!
خلاصه ایینا تموم شد و خواستیم برگردیم سمت خونه .
دنبال ایسگاه تاکسی نزدیک یه ایسگاه اتوبوس راه رفتیم اخر هم پیدا نکردیم!!!.
تو راه برگشت تو تاکسی یه پیرمرده جولو نشسته بود گویا درصد شنواییش بسیار کم بود.
یکی که کنار ما نشسته بود تلفنش زنگ زد شروع کرد به حرف زدن پیر مرده برگشته میگه هااا چیکار داری؟؟؟؟
راننده میگه حاج اقا با شما نیست.
منو پوریا داریم حرف میزنیم وباره بر میگرده میگه هااا با من کار داری؟؟؟
باز رانندهه بهش گفت با شما نیست.
دیگه رسیدیم مهر شهر رو نخود نخود هر که رفت خانه خود.
این بود داستان گرفتن کارت ورود به جلسه کونکور .
سرتونو درد اوردم اینهمه خط براتون نوشتم یه روز خوبی بود خواستیم شما هم تو خوبیش ریک شید.
فعلا.....
The Godfather
06-30-2009, 12:21 AM
عرفان اگه اگه بازم از این خاطرات داری حتما بنویس
مارجا های شما مثل ...... ( نمیدونم کی رو بگم ولی خودتون یه چیز خوب بذارید :4: ) میمونه :4:
راستی عرفان جان تو چه کلاسی و رده ای از زبان انگلیسی هستی ؟ :4:
در ضمن فکر کنم تنها اسپمی که در طول تاریخ توسط برادر سینا پاک نشه همین اسپم سید ابوالفضل نصرالله هستش :4:[hr]البته این رو هم بگم که ایشون تنها نمیاند شرکت ماکارونی مک در ایران می باشند :4: ( Mak = محمد علی کهربایی ) :4:[hr]یه چیزی رو هم اضافه کنم و اون هم این بود که حواسم نبود و از پوریا پرسیدم
عرفان جان الان در چه رده ای از کلاس زبان انگلیسی هستی ؟ :4:
amir-aghaei
06-30-2009, 12:37 AM
ساسان جان خوشحال شدم هنوز زنده ای بابایی!!
زه گاد فادر جان میخواستم پست عرفان معلوم شه...خواستم حذفش کنم بیخیال شدم ..... دیدم اینهمه کاربر اسپم میدن منم دادم ببینم مزه اش چطوره!!
خسته نباشی سوسانوم... خوشمون اومد از پستت...اسرار به 4 تا روشن مغز! مثل شما نیاز داره...ادامه بده! در ضمن اون دفعه خیلی ناراحت شدم که عکسهای خصوصیمون رو گذاشتی تو انجمن... به فکره ابروی خانوادگی جومونگبوالی نیستی به فکره 4 تا ادم حشری باش!! کم مونده بشینن با عکس خصوصی ما دو تا خود ارضایی کنن!!!
میبینم که تو انجمن همه در حال تغییر جنسیت کاربری هستند...اونایی که عوض شدن و اینجا برو بیا دارن خودشونو معرفی کنن!!
یه شور فرا گرفته و همه در تکاپو هستند... بزودی اسمهای پیشنهادی مون رو به در خروجی اسرار میفرستیم...
H H H
06-30-2009, 12:49 AM
ساسان جان خوشحال شدم هنوز زنده ای بابایی!!
زه گاد فادر جان میخواستم پست عرفان معلوم شه...خواستم حذفش کنم بیخیال شدم ..... دیدم اینهمه کاربر اسپم میدن منم دادم ببینم مزه اش چطوره!!
خسته نباشی سوسانوم... خوشمون اومد از پستت...اسرار به 4 تا روشن مغز! مثل شما نیاز داره...ادامه بده! در ضمن اون دفعه خیلی ناراحت شدم که عکسهای خصوصیمون رو گذاشتی تو انجمن... به فکره ابروی خانوادگی جومونگبوالی نیستی به فکره 4 تا ادم حشری باش!! کم مونده بشینن با عکس خصوصی ما دو تا خود ارضایی کنن!!!
میبینم که تو انجمن همه در حال تغییر جنسیت کاربری هستند...اونایی که عوض شدن و اینجا برو بیا دارن خودشونو معرفی کنن!!
یه شور فرا گرفته و همه در تکاپو هستند... بزودی اسمهای پیشنهادی مون رو به در خروجی اسرار میفرستیم...
اینم اسلامی تر:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
Der TitaN
06-30-2009, 12:51 AM
سلام اقا ابولفضل بابا از شما دیگه بعیده ! شما برای ما باید الگو باشی ! شما ریش سفید انجمنی ! بابا لطفا یه ستاره ای ، فاصله ای ، نقطه ای ، چیزی وسط بعضی کلمه های این اسپمتون بزارین !! ناسلامتی شما یک ماه و خورده ای تو این انجمن بودید (مدت زمان انلاین بودنتوتن) دیگه نباید از این سوتی ها بدید که!! (نگید این چه پرروه نه احترام بزرگتر کوچکتر حالیش نه سابقه من کوچیک شما داش گلم هم هستم) :7::34: فقط میخواستم وظیفم رو انجام داده باشم.:37:[hr]
ابول منو میگی ؟؟
بابا من ممد Evolution ام :11:
اگه منظورت با منه؟ نخیر عزیز من با ابولفضل بودم چرا به خودت میگیری :4:[hr]
البته این رو هم بگم که ایشون تنها نمیاند شرکت ماکارونی مک در ایران می باشند :4: ( Mak = محمد علی کهربایی ) :4:
البته به طیور هم میگن ماکیان :4: (شوخی)
ابول منو میگی ؟؟
بابا من ممد Evolution ام :11:
Ð-i-R-Ť-Y
06-30-2009, 08:46 AM
5 روز نبودیم همه یوزر هاشون رو عوض کردن خطی کردن , قضیه چیه :4: ؟
Mr.Carter
06-30-2009, 08:53 AM
من كه يه ماه پيش درخواست دادم مي خواستي ببيني...... :4:
Man On Fire
06-30-2009, 09:06 AM
بابا آرمان مال من برو نگاه کن ساده بوده ولی نمیدونم چرا وقتی نقل قول می شه شکلش عوض می شه ؟ :21:
The Main Event
06-30-2009, 12:21 PM
ما یه ماه پیش درخواست دادیم دیگه یادمون رفته بود :4:
نکته : The Main Event همان 101 سابق است :4:
The Dark Knight
06-30-2009, 01:57 PM
در ضمن فکر کنم تنها اسپمی که در طول تاریخ توسط برادر سینا پاک نشه همین اسپم سید ابوالفضل نصرالله هستش :4:
نه برادر, دیر یا زود داره. ولی سوخت و سوز نداره. این چند وقته, هر چند روز یه بار به این تایپیک سر می زنم, اینه که الان دیدمش.
ممنون.
موفق باشین.
H H H
07-01-2009, 03:29 PM
جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد :
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
نویسنده وبلاگ «تلویزیون مجازی» در مطلبی آورده است: بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته*های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!
سریال افسانه جومونگ (ساخته کشور کره جنوبی) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین «بویو» گذارده*اند فرمانروایی ایران را هم سلسله «هان» نامیده*اند. در تاریخ سلسله (هان) سواره نظام زره*پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است.
یکی از افسران سپاه آهنین ایران در دوران اشکانی (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) در پایین عکس دیده می*شود:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می*شود و بدین خاطر، بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می*زند، در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان (بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد. کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل*های ایرانی برای خود تاریخ می*سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد (سزارین) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می*سازند. باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه*های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می*مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
به قول «ارد»، بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی: سرزمینی که اسطوره*های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می*کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند.
برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش*های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت*های ایران جلب می*کنم:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند. مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می*کنند سکوت و نرمش به چه معناست. کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است.
شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که: برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان، جنگ*های نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می*دادند. گروه*های سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می*توانستند در حال سوارکاری، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند. علاوه بر این، تمرینات گروهی پیوسته آنها،در میدان نبرد، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسب*ها را ایجاد می*کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی،به هر سمت و سویی می*تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می*کردند. بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره*پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می*گفتند تشکیل می*داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسب*هایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می*نمودند.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
فرمانروای ایران یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود.
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند …
امیدوارم خوشتون بیاد.
فعلا...
Goldberg The Man
07-01-2009, 07:33 PM
والا قبول دارم كه ما خيلي كوتاهي ميكنيم راجع به گذشته باشكوهمون مثلا چه سريالهالي عظيمي ميشه ساخت راجع به كوروش كبير و ... ولي خوب اسمايي مثل بوبو،هان،خود جومونگ،هموسو،سوسانو،گوگور يو و حتي همون جانگ بوگو كه تو سريال امپراطور دريا بود ويكيپديا اگه سرچ كنين واقعي هستن و واقعا بودن،درسته امپراطوري ايران رقيب نداشته موقع اوجش تو دنيا ولي خوب چين يا همون هان هم كشك نبوده،نشونش مثلا ديوار بزرگ چين،شما حسابشو بكنبن اون امپراطوري كه دستور ميده همچين ديواري تو اون دوران براش بسازن عجب آدم قلدر و مقتدري بوده،براي همين اصلا دور از ذهن نيست كه مثلا هان سواره نظام آهنين داشته...من به نظرم به جاي اين حرفا بيايم فكر كنيم كه چرا ما عرضه نداريم سريالي بسازيم كه تو كل دنيا پخش بشه و پر بيننده و محبوب باشه تا اينجوري تاريخ و فرهنگمون رو به دنيا نشون بديم.الان همون امپراطور دريا كه مال سال 2004 بوده هنوز داره پخش ميشه تو بعضي كشورا چه برسه به جومونگ كه خيلي محبوبتره...از قديم گفتن هر كاري عرضه ميخواد،خيلي ساده و راحت...
Mr.Carter
07-01-2009, 07:39 PM
علي جان خب ما يك سريال بر اساس زندگي كوروش مي خوايم بسازيم.......
اينقدر خرابش مي كنن از اين جومونگ بدتر ميشه......
نه صحنه ي خوب داريم......
نه Special Effects درست حسابي داريم.......
ميشه يه كپي برابر اصل يوزار سيف.......
The Enigma
07-01-2009, 07:50 PM
میهــن بلاگ / بلـاگ فا رسماً ترکیدنت :4: وب ها هم منهدم شدن :27:
Mr.Carter
07-01-2009, 07:54 PM
هم خوبي داره هم بعدي اين اتفاق:
بدي: ديگه سايت فارسي زباني به غير از فورم ها نيستند كه اطلاعات رو در اختيار ما بگزارند.
خوبي: نگران آپ كردن وب خودمون نيستيم.
TeZAR
07-01-2009, 07:57 PM
چی چی میگی تو , یعنی کلا به بیب رفت :4:
یه ملت بیکار شدن که :11:
پس حالا که اینطور شد هیچوقت به هدف والا نمیرسم . به بُیو حمله میکنم , افسر کیان خرمو بیار :4:
Mr.Carter
07-01-2009, 08:02 PM
من رو به عنوان مشاور ارشدت ببر هاج شروين جرتيان.........
The Last Outlaw
07-01-2009, 08:03 PM
اين نويسنده وبلاگ تا حالا يادش نبوده و نفهميده كه جومونگ از تاريخ ايران دزيده و حالا بعد از گذشت يك سال از پخش سريال فهميده!
خيلي مسخره اس كه تا يه چيزي تو كشور ما محبوب ميشه فوري واسه اش داستان و شايعه درست ميكنيم. به قول داش علي اگه عرضه داريم خودمون بريم واسه كوروش و دوره اشكانيا و .. سريال بسازيم. شديم مثل آدمي كه نه خودش كار ميكنه و نه ميذاره ديگران كار كنن و همش داره از كاراهشون ايراد ميگيره.
TeZAR
07-01-2009, 08:06 PM
شما هم لطفا گیتارمو بیار , شمشیر و کمان نمیخواد به صندلی و گیتارم امپراطور گوموا و یارانش رو نابود میکنیم . :4:
زنده باد دامول ( عرفان بیا وسط :4: )
Der TitaN
07-01-2009, 08:17 PM
اين نويسنده وبلاگ تا حالا يادش نبوده و نفهميده كه جومونگ از تاريخ ايران دزيده و حالا بعد از گذشت يك سال از پخش سريال فهميده!
خيلي مسخره اس كه تا يه چيزي تو كشور ما محبوب ميشه فوري واسه اش داستان و شايعه درست ميكنيم. به قول داش علي اگه عرضه داريم خودمون بريم واسه كوروش و دوره اشكانيا و .. سريال بسازيم. شديم مثل آدمي كه نه خودش كار ميكنه و نه ميذاره ديگران كار كنن و همش داره از كاراهشون ايراد ميگيره.
بابا ایران هم ساخته فیلم تاریخی کی میگه نساخته؟:4: مگه مسافر زمان رو ندیدید :11::11: فکر کنم بالای 2-3 میلیاردی فقط خرج جلوه های ویزه اش شده باشه:4:. به خصوص اونجایی که میخوان از یه دوران برن به یه دوران دیگه واقعا معرکه است.:55:(شوخی)
H H H
07-01-2009, 08:52 PM
دوستان من حرف های این نویسنده رو تایید نمیکنم دیدم گفتم بزارم شاید اموزنده باشه.
حالا چرا یخه رو گرفتید:4:.
ولی اگر امپراطور دریا رو یادتون باشه زمانی که جانگ بوگو میخواست کشتی بسازه و با کارگرای پدر زن ایندش و زن ایندش برای رقابت با یومجانگ که دزد دریایی بود بره یه نوعبادبان مخصوص ساخت و وقتی اون رییسش ازش پرسید که اینو کجا یادگرفتی گفت در سرزمین اریایی ها(ممکنه تو ایران نگفته باشند من سی جیش رو گرفتم :54: تو زیر نویسش داشت.) .در انجا قدرت نظامیشون بسیار بالاست.
منم قبول دارم که کره همچین ارتشی (ایرون) داشته .
یا مثلا چین که از قدیم هم قدرت نظامیش بالا بوده.اگر جومونگ 2 رو دیده باشید اونجا هی خرج و من بمیرم تو بیمیری میکنن تا گوگوریو و ژین(چین)در قدرت نظامی باهم متحد شن.(ولی نشد)
همین جومنگ رو تا اخرش نگاه کنید تا ببینید چه جوری زوانتو و یه شهر دیگش که الان یادم نیست رو میگیره.
فعلا....[hr]دوستان خودمونیم هدر جدید انجمن چه چیز مخفوفی شده ها.
دست حامد درد نکنه با فتو شاپ جادو میکنه.
:34::34:
سلام
دوستان گلم من باز هم به بد شانسی خوردم و مجبورم که از میادین دور باشم.
نتم به شدت مشکل پیدا کرده جوری که به کل قطعه یا با سرعت مورچه در اپ کار میکنه.
با شرکت ای دی اس ال که هماهنگ کردم گفتن مشکله ایجاد شده از خط مخابراتت هست و معلوم نیست کی بر طرف شه ممکه فردا,ماه دیگه,3 ماه دیگه ... .
میدونم الان میگید با دیال اپ بیام ولی خونه ما تلفن از اکسیژن مهمتره و اصلا نمیتونم اشغالش کنم.
الان با دیال اپ اومد از محظرتون خداحافظی کنم.
تورو خدا گریه نگنید میدونم دوری از شما ها هم برای من سخته.:27:
دوستان دشمنان اگر خوبی بدی از ما دیدید حلالمون کنید یهو دیدید فردا تصادف کردم عرفان افتاد مٌرد.
همون طور که گفتم معلومی نداره که مشکل نتم درست شه منم مجبورم تا اون موقع از انجمن و شما دوستان گلم خداحافظی کنم.
بخش اخبار هم که ماشاله دیگه اصلا نگرانی نداره خیلی کاربرای خوبی دارن فعالیت میکنن.از اقا حامد هم باید تشکر کنم که کم کاری من رو تو این چند وقته جبران مرکدند و میکنند.معین هم همینطور.ارمین هم که میدونید مخابراتشون تو تظاهرا*ت اخیر به اتش کشیده شده ولی تا چند دیگه میاد.(اینطور که خودش گفت)
هامون,امیر,ارمین,معین,حامد, ینا,ارمان(تولدت هم مبارک باشه),ساسان,کیان,باربد,عرفا نه چرا دارم از تو خداحافظی میکنم چهره نهضت رو هر روز میبینم:5:.ابولفضل و.... تمام اعضای این خانواده.(IranWwe).
به امید اینکه به کمک خداوند زود تر از اونچه که فکرشو میکنید و میکنم بتونم برگردم.
با دلی اکنده از اندوه و گلویی پر بغض تا اون زمان برگشت
خدا نگهدار
The Main Event
07-02-2009, 08:01 AM
چه بحث داغی شده این جومونگعلی :4:
Ð-i-R-Ť-Y
07-02-2009, 08:29 AM
پوری جون نوکرم
--------------
جومونگ چیه بابا :26: اینقدر بدم میاد
اصلا یه قسمتش هم من تاحالا رغبت نکردم ببینم ! :26: بر عکس خانواده ... :|
سریال شرقی این مدت فقط یانگوم :5: :4:
H H H
07-02-2009, 10:31 AM
اه این ای دی اسله بالاخره کار دستت داد.
Age Of Mehdi
07-02-2009, 12:06 PM
جومونگ چیه بابا :26: اینقدر بدم میاد
اصلا یه قسمتش هم من تاحالا رغبت نکردم ببینم ! :26: بر عکس خانواده ... :|
سریال شرقی این مدت فقط یانگوم :5: :4:
ا دستت درد نكنه آرمان جان:4:
واقعا اميدوارم كردى.(تا قبل از اين فكر ميكردم تنها كسى كه توى ايران جومونگو نگاه نمى كنه ، فقط من هستم)
باورتون ميشه تنها كسى كه توى خانواده ما جومونگو نگاه نميكنه منم. بين دوستام هم همشون نگاه ميكنن تازه نميشه بگى بالاى چشمه اين دختره(سوسانو ...درست نوشتم ديگه ها:4:) ابرو هست.
هر چى هم كه من يادمه فيلم در مورد تپه نمك بوده.(پيشاپيش مارو به خاطر جسارت به اين سريال محبوب :31: ببخشيد)
بعد يه سوال اين سرياله قسمت بعديش رو هم ميخوان پخش كنن؟(اگه پخش بشه ميشه روز از نو روزى از نو...)
به قول آرمان فقط يانگوم :20::1:
Der TitaN
07-02-2009, 02:10 PM
من هم مثل ارمان و مهدی تا حالا یک قسمت این سریال هم ندیدم:4: من تازه یانگومش هم که اون همه میگفتن وای نمیدونم قشنگه و تحفست و اینها ... اونم نگاه نمیکردم. من کلا اصلا سریال نمیبینم تنها سریالی که تو این تلوزیون کامل دنبال میکردم یوزارسیف بود که اون هم تموم شد.:24: البته من فیلم هم زیاد نمیبینم:4: مگر اینکه خیلی تعریفش رو شنیده باشم یا اینکه یک استار توش بازی کرده باشه مثل(راک یا سینا یا کندی و ...) تلویزیون ما دایم داره هوم ویدیوهای من رو نشون میده:4: یک روز کین یک روز تریپل اچ یک روز اندرتیکر و ...:11:
erfan fcbarca
07-03-2009, 03:31 PM
من خودم این فیلم جومونگ رو نمیبینم اما از اینکه میبینم انقدر طرفدار داره ، به طرفداراش کاملا حق میدم ... چون کره ایها تونستند سریالی به این قشنگی رو بسازند که تمام ایرانی ها هم مجذوبش بشند . یه سریال تاریخی از کره ... دستشون درد نکنه !!
اما واقعا ما چیکار کردیم ؟؟ اومدیم یه فیلم تاریخی بسیار زیبا که حوادث بسیاری اون زمان اتفاق افتاده رو ساختیم !!! واقعا چرت تر از این فیلم میشه پیدا کرد ؟ غالبا توی بعضی از فیلمها که مردم کاملا راضی بودند ، منتقدین به نکته هایی اشاره میکنند که مردم متوجه نمیشدند و منتقدین بیشتر متوجه نقاط ضعف میشدند...اما این فیلم تاریخی جناب آقای سلحشور ( برادر همان مداح دیوانه ای که توی مداحی هاش ، فقط تو سر و کله ی خودش زدن رو بلده و یک ربع از وقتش رو میزاره برای مداحی ر#هب#ر ) ، هم حتی مردم عادی هم میخندیدند بهش . بابا یکی به من بگه نشون دادن اینکه 4 تا دونه گاو بیان 4 تا دیگرو بخورند ، کاری داره که بیان بجاش تصویر سیاه نشون مردم بدن ؟؟؟ !!! بعد آقای کارگردان مصاحبه میکنه میگه تکنیک مهم نیست ، مهم اصل فیلمه ... بعد تازه دیشب 4 تا آدم پول بگیر مثلا دور هم جمع شدن که فیلم رو نقد بکنن ، هی دارن از سلحشور تعریف میکنن ... نشسته میگه نخبگان حوزوی ما شبا میشستند فیلم رو میدیدند
حالا باز اینکه قرآنی هست ، باید منتظر بشینیم ببینیم فیلمهای (( در چشم باد )) و ((مختارنامه)) چی میشه ... در چشم باد فکر کنم فیلم خوبی از آب در بیاد.
مشکل ما اینه که در مورد تاریخمون هیچی نمیدونیم ... از کل تاریخ یه کوروشو میشناسیم با سلسله ها رو ، بعد میایم دم از 7 هزار ساله بودن کشورمون هم میزنیم . ما میتونیم از گذشته های دور ایران هم سریال زیبا بسازیم مثل همین جومونگ ولی همه ی کارگردانای ما خودشونو باد میزنن تا یه تهیه کننده بیاد و یه فیلم عاشقی بدن بیرون که مثلا پسره فقیره و عاشق دختر پولدارست ، بعد بابا دختره میگه چقدر بنویسم دخترمو ول کنی ؟ پسرم میگه عشق خریدنی نیست و از این چرتا ... بعد فرداش میبینی آقای پوریا پور سرخ همچین قیافه میگیره انگار نقش جک رو تو لاست بازی کرده ... آهنگ فیلم هم همش میگه دوست دارم لبالب ، میمیرم برات دمادم ... والسلام .فیلم میاد تو سینما و 700 تا میزنند به جیب ... خب میبینید.وقتی ما مردم به یه فیلم مسخره ی بی محتوا ، 8 میلیارد بابتش میدیم ، راضی میشیم ، خب کارگردانه 3 که هیچی ، تا 10 ش رو هم میسازه ... بعد میشنیم 3 صفحه بحث میکنیم که چرا جومونگ موفقه و ما بلد نیستیم فیلم بسازیم ؟؟
ما رفتیم ، خدانگهدار
amir-aghaei
07-03-2009, 09:09 PM
السلام علیك و رحمت الله!ببخشید یهو پاپتی پریدم وسط صحبت های شیرینتون!!!
عزیزانه من!
لطفا بحث راه بیندازید!! بحثهای روشنفكری و كلاس بالا....بذارید یه چیزم ما یاد بگیریم!!!
وقتی اساس یک فیلم افسانه است نباید اونو جدی بگیریم! مگه میشه یه ادم سالهای سال بجنگه و یه خش صورتش برنداره!! یه گروه 8 نفره یه سپاه 200 نفره رو شکست بده ..:11:
اینها افسانه ای بیش نیست...انگار داری کارتون میبینی ولی کارتونی که ادمهای واقعی بازی کردن!
بله زمانهای قدیم از این تصرفها بوده ولی فرمانده ها بیشتر مخفی بودن تا اینکه سرشون بدن جلو شمشیر و نیزه! ماشالا چقدر نیرومند بود با یه کمون 5 تا تیر میزنه!!!!
فرمانده واقعی امام حسین (ع) بود که لب تشنه با یاران خودش در برابر شمر و یزید جنگید ..ولی سرآخر توسط همونا شهید شد! خون جومونگ و همین ادمهای پیشینه های ایران ما که رنگین تر نبود پیش خدا!؟!!! که زنتده بمونن....
یکم از خیالات بیایم بیرون! البته من مشکلی با فیلم جومونگ ندارما!!
حتی خودم از بینندگان تلویزیونیشم..ولی از با اشتیاق دنبال کردن این فیلم در عجبم..شما رو نمیگما...یسری از دوستان دور و بری هستند خیلی جدی گرفتن و میگن چنین واقعیاتی وجود داشته!!!
==================================
خبر دار شدیم داش هادی تمام هستیشو در نبرد با سرنوشت !! در تهاجم با زمان!! آتش زد ...كوشت!!
ما بهار عشق را ديدیم! ولي باور نكردیم!!يك كلام در اسرار هيچ ننوشتم!! ما زمقصد ها پي مقصودهای پوچ افتادیم :27: . تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم/من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت .
هادی ام رفت . بهنامم مرد . يادم رفت!!!!
------
داش هادی رو چند روز پیش نیروهای کشور در محل استقرار ایشون واقع در کاشون دستگیر کردن ولی ساعتی طول نکشید که با مسادعت شخص بنده!!! ایشون از بند ازاد گشت...
خیلی خوشحالم که هادی (شهید) نشد!از قرار معلوم (جانباز) هم که نشده ولی با توجه به ماجرای ذکرشده و تحمل حبس، لقب «آزاده» رو شاخشه!
هادی لجندارپ آزادگیت مبارک!
ای هادی آزاده ، آماده ایم آماده
بعد از اینکه ایشون رو صحیح و سالم بدست خانواده رسوندیم! از طرف دوستان نزدیک هادی یعنی معین ارشدی و هامون رفیق فاب هادی!!! و همینطور حامد یکی از دوستان صمیمی ایشون !!! که رابطه خانوادگی و برو بیا دارن مورد اتهام قرار گرفتیم!!
به ما گفتن شما با اون مامورا بودی و میخواستی یه زهر چشم از بچه ها بگیری ..خصوصان اینکه قیافت بدجور تابلو و زرشکیه!!
به این برادران گفتیم ..به قیافه من اگر میاد با اونا ساخت و پاخت كردم به قیافه خوده هادی چی میاد كه یه من ریش گذاشته و یقه آخوندی می بنده...پیرهن استین بلندش رو هم میندازه رو شلوارش...از كنار هر دختری هم رد می شه می ** استغفرالله!!!
خلاصه اینکه داش هادی مروت خوشحالیم که سالمی! اي واي از اون روزي كه گردونه به كام منو و تو نگرده .... وقتی اومدی خودت جریان رو بگو!!!
====================================
شهر که اروم بشه غورباقه هفت تیر کش میشه!! گاهی چقدر زود دیر میشود بچه ها...
میبینید گذشته زمان چقدر زندگی ادمها رو عوض میکنه؟!!! انگار نه انگار چند روز پیش اشک همه واسه نداها و کشته ها ریخت...
واقعان چه گل گفت جیگر من محسن چاووشی : برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه!! سیاه بپوش برای من اونم برای بازیه!!
بهرحال شما نگران ما نباشید....الان وضعیت خوبه....فقط بحث سیاسی ممنوع!!
كشور عزیزمون ایران در شرایط خاصی به سر می بره....از یك طرف امریكای جنایتكار!!! پاشو گذاشته تو عراق...از اونطرف رجیم صهوینیستی غاصب دست از کشتار فلسطینیا بر نمیداره...
از این ور هم افغانها از بالا هم روسیه از پایین هم عربهای ملخ خور خلیج ....
كشور ما این روزها احتیاج به همدلی و وفاق ملی داره بچه ها گل!...بهتره دست به دست هم دهیم و فارغ از مسایل حاشیه ای رئیس جمهور منتخب !!!رو حمایت كنیم تا كشور رو به ارمانهای مد نظر رهبری و ملت ایران برسونه!!!!...
به هر حال معذوراتی وجود داره كه بهتره بر روی مشكلات ریزی كه تو كشور وجود داره زیاد اشاره نشه...حداقل به این فرمایش گوهر بار گوش جان دهیم كه هر نكته جایی و هر سخن مكانی دارد!!
اجازه بدید در IRANWWE به دوستیها بپردازیم و سیاست رو به اهلش بسپاریم!
آمین یا رب العالمین!
===========================
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> .com/image/201.jpg
اگر ورزش نکنید ، جسم شما ناتوان ، بی قدرت و آسیب پذیر خواهد شد و اگر بخواهیم جسم را به قدرت ، به زیبایی ، به توانایی ، به بروز قدرتها و استعداد های گوناگون برسانید ، باید ورزش کنید.
نماز، ورزش است؛ روزه، ورزش است؛ انفاق،ورزش است؛ اجتناب از گناهان،ورزش است؛ دروغ نگفتن، ورزش است؛ خیر خواهی برای انسان ها، ورزش است.
بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران 12/10/1376
===================================
نکته مهم :
تمام نوشته های فوق در شرایط عادی زده شده و هر گونه اعمال فشار رو تكذیب می كنیم!!!!!
===================
پیشاپیش مقدمه رئیس جمهور محبوب انجمن مجید ازادی رو گرامی میداریم!! ودر انتظار ایشون هستیم که از فواید سفرهای برون شهریشون ما ملت رو مطلع کنند!!
یا علی....
The Enigma
07-03-2009, 09:30 PM
والا منم اگه این شروین عاشق این دختره تو جومونگ نمیشد اصلا نمیشناختمش هی میگه بریم خاستگاری :4: اخرین بار هم که فیلم شرقی دیدم 3-4 سال پیش یه فیلم اصیل شرقی با برادرم دیدم برام بـَس بود :4: طرف یچی شبیه دینامیت دستش بود انداختش پشت تیفال ( همون دیوار ) مرد پرواز کرد دنبالش :4: چه بال بالی میزد :4:
اونایی که برای این نوع پست دادنها که اسپم محسوب میشه در معضورات اخلاقی هستن گزینه ی <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> رو بزنن میتونن اخرین پست رو ببینن .
Mr.Carter
07-03-2009, 09:53 PM
این همه سریال قشنگ....... چه کل فورم کلید کردن رو جومونگقلی؟
هرکی سریال 24 رو دیده دستش بالا ( اسپم بده)
این آق معین هنوز نیاورده سریالش رو همینجور داره ضرر می کنه :4:
هرچی در وصف این سریال بگی کم گفتی........
البته به پای لاست نمی رسه اما خیلی قشنگه.........
هر فصلش تو 24 ساعت اتفاق می افته و یک داستان جنایی پلیسی سیاسی جاسوسی رو بیان می کنه......
7 فصل هم هست که قشنگ روزی یک قسمت ببینید 3ماه تابستون رو گزروندید.....
لطفا فیلم های تکراری TV ایران را هم نگاه مکنید...........
The Main Event
07-03-2009, 10:36 PM
علی جان درست صحبت کن فقط فرار از زندان حاضرم سرش قمار کنم :4:
بله آقا ابولفضل مردم ما اینقدر دردسر دارن که همه چی رو زود از یادشون میره مثلا شام چی خوردیم ؟ ندا دیگه کیه ؟ و هزاران مورد دیگر ...
هر کجا هستم باشم دل خوش سیری چند !!!
MaJiD HetFieLd
07-04-2009, 05:26 PM
MaJiD LaShLeY Is BaCk:9:
سلام به همه دوستان گل و گلاب عزیزم:7:
دو هفته نبودم انگار یه عمره نبودم...جای همتون خالی رفته بودم مسافرت:5:
خوبه آدم هر چند وقت یکبار یه سفری هم بره و یه آب و هوایی تازه کنه:5:
ما هم رفتیم به شمال کشور و از طبیعت و آب و هوای اونجا بسی لذت بردیم:5:بعدشم رفتیم به پابوس آقا امام رضا(ع)تا عرض ادبی بکنیم و واسه بچه های انجمن یه دعایی کنیم:30:
که در طی این سفرها هرچی پول و پله داشتیم با خرید البسه و زیور آلات به گ ا ه رفت:4:
الآن من با چه رویی به معین بگم پول ندارم ازت سریال بخرم...این بچه چشم امیدش به من بود:4:
پول امیر آرین رو از کجا تامین کنم بدهم؟:10:خدایا منو پیش زن و بچم سرفکنده نکن:4:
آقا تو انجمن نمیشه تلتان بذاریم؟:4:مثل این شب خیز که میومد گریه میکرد و میگفت من پول ندارم بیاین کمکم کنید...
من موندم این با اینکه پول نداشت چطوری سه تا شبکه زد:11:
خوب بگذریم...
الآن تو انجمن چه بحثی داغه؟:4:4قبل از اینکه برم بحث انتخابات بود...هنوز هم هست؟
انقدر این سفرهای استانی مخم رو مخشوش کرده که نمیدونم چی به چی شده؟
میبینم که دارین سر سریال بحث میکنید...آقا من از معین یه سوال دارم...معین سریال فرار از زندان خداییش قشنگه یا نه؟:4:
ما که به همین جومونگ هم راضی شدیم و تازگیا یه چند قسمتش رو دارم میبینم...ولی میخوام برم از دوستم CD هاش رو بگیرم و یه کله تا آخرش رو ببینم:4:
.................................................. .........................................
و اما یه مطلب توپ واستون آووردم...بخونید و لذت ببرید...
گزارشي ويژه از پولدارترين فوتباليست های ايران ..
سلام . اینم یه گزارش ار پولدارهای ایرانی ---
تا پيش از اين گفته مي شد علي دايي مايه دار ترين فوتباليست ايراني است : البته ديگر نمي*شود دايي را جزو بازيكنان محسوب كرد. او مربي شده و حالا روي نيمكت تيم*ملي مي*نشيند. با اين همه، نمي*شود از دايي چشم*پوشي كرد.
اما دايي يكبار گفت: «بچه*هايي هستند كه خيلي بيشتر از من دارند. ببينيد من خدا رو شكر مي كنم اندازه خودم شايد هم بيشتر از اندازه خودم دارم. اما اين متعلق به يك مجموعه است. من با خانواده*ام زندگي مي*كنم و هيچ موقع همه چيز را براي خودم نخواسته*ام. الان هم همين*طور است من عاشق خانواده*ام هستم و هميشه دوست دارم پيش آنها زندگي كنم و اينكه من پولدارترين فوتباليست باشم، نه؟! اصلاً!» خب، هنوز كشف نشده بازيكناني كه منظور دايي با آنهاست، چه كساني هستند.
آن بازيكن ملي*پوش خيلي راحت به اين سوال جواب مي*دهد: «مهدي مهدوي*كيا»*هر كسي نداند خبرنگاران خيلي خوب مي*دانند كه مهدوي*كيا يكي از مايه*دارترين فوتباليست*هاي ايراني است. با پولي كه او از باشگاه* هامبورگ گرفت، نه تنها بار خودش را بست، بلكه نوه نتيجه*اش هم بيمه شدند!
مهدي بابت هر فصل از اين تيم 2 ميليون و 200 هزار يورو مي*گرفت كه در نوع خود يك ركورد محسوب مي*شد، چون مهدي در آن روزها توانست ركورد درآمد در هامبورگ را بزند. مهدي سه فصل اين رقم را از هامبورگ دريافت كرد. حالا هم كه به آينتراخت رفته، سالي يك ميليون و پانصد هزار يورو مي*گيرد كه او را قاطي 4 بازيكن گران تاريخ باشگاه كرده.
وحيد هاشميان
به گزارش شفاف و به نقل از وطن امروز كلاً آن دسته از بازيكناني كه در بوندس*ليگا زياد بازي كرده*اند، در پول دست و پا مي*زنند. همين وحيد هاشميان كه اين روزها بازيكن بوخوم است، هر فصل مبلغ سنگيني را دريافت مي*كند. او در هانوفر سالانه نزديك به يك ميليون و پانصد هزار يورو دريافت مي*كرد كه اين رقم*ها را خودتان به ريال حساب كنيد تا ببينيد چند ميليارد مي*شود! بازيكن مايه*دار در فوتبال ايران زياد است.
علي كريمي
علي كريمي هم از آن دسته بازيكناني است كه بدجور درآمدش بالاست. او در چند سال اخير به اندازه عمر چند صد بشر، پول به جيب زده. زماني كه در الاهلي بازي مي*كرد براي دوبار قراردادش را با اين تيم اماراتي تمديد كرد كه براي دو بار قراردادش را با اين تيم اماراتي تمديد كرد كه براي هر فصل نزديك به 2 ميليارد تومان دريافت مي*كرد. بعد راهي آلمان و بايرن شد، براي هر فصل بازي يك ميليون و پانصد هزار يورو گرفت تا بر اندوخته*هاي خودش بيفزايد. تازه بعد از جدايي از بايرن بود كه علي، ثروت خود را افزايش داد. براي سه فصل بازي در قطر، 5 ميليارد دريافت كرد، آن هم به طور كامل. ولي در مجموع 2 فصل در اين كشور بازي كرد. باشگاه پرسپوليس هم براي اينكه او را به خدمت بگيرد 300 ميليون به باشگاه السيليه داد.
مي*گويند كريمي در پرسپوليس پولي نمي*گيرد و تنها ماهانه يك رقم ناچيزي در حد چند ميليون از باشگاه دريافت مي*كند.
ابوالفضل جلالي مدير برنامه*هاي علي كريمي مي*گويد: «راستش علي 2 سالي است كه فقط با انگيزه مالي فوتبال بازي مي*كند...»
فرهاد مجيدي
در اينكه خيلي*ها مي*دانند ستاره*هاي ذكر شده چقدر مايه*دار هستند، شكي نيست. مردم عادي خيلي خوب از اين ماجرا با اطلاعند ولي هستند بازيكناني كه پشت ابر پنهان مانده*اند.
يكي از افراد فوتبالي مي*گويد: «من فكر مي*كنم نبايد فرهاد مجيدي را از قلم انداخت!» اين مهاجم استقلال كه 8 سالي در امارات بازي كرد اينقدر پول درآورد كه حالا بتوان به جرأت گفت جزو سه نفر اول مايه*دارها باشد.
مي*گويند او از شيخ دوبي اينقدر پاداش گرفت و در كنارش مغازه و خانه خريد كه حالا ماهانه ميلياردها پول به حسابش واريز مي*شود.
مجيدي البته اين قضيه را خيلي بروز نمي*دهد و در تهران با ماشين*هاي 60،70 ميليوني مي*چرخد. يكي از دوستان نزديك فرهاد مي*گويد: «او اگر همين*طور ادامه بدهد بعيد نيست دايي و مهدوي*كيا را بگيرد.»*
كريم باقري
در رده*هاي بعدي پولدارها نام*هايي مانند كريم باقري، جواد نكونام،* ايمان مبعلي،* جواد كاظميان و... ديده مي*شود. كريم از آن دسته ثروتمندهاي ندار است و احتمالاً زندگي را با جمله معروف «بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم» سپري مي*كند. او چيزي از مايه*دار بودنش بروز نمي*دهد و تا همين چند وقت پيش هم با 206 در تهران چرخ مي*زد. او كلاً خيلي كم خريد مي*كند و با همه بازيكنان فرق دارد.
جواد نكونام
در مورد جواد نكونام بايد گفت كه رفته رفته دارد براي دايي و دار و دسته*اش، يك خطر محسوب مي*شود. او كه سه ساله با اوساسونا بست، براي فصل اول نزديك به دو ميليون يورو دريافت كرد اما از اين فصل، پولي به مراتب بيشتر مي*گيرد.
سايت ترانسفر ماركت كه در جهان سايتي شناخته شده است و قيمت بازيكنان را تخمين مي*زند، در جديدترين آمار خود اعلام كرد حالا نكونام نزديك به 7 ميليون يورو قيمت دارد كه در تاريخ فوتبال ايران، براي يك بازيكن بي*سابقه است. نكونام از زماني كه ايران را ترك كرد قدم در راه ثروتمند شدن گذاشت.
از دو باشگان اماراتي الوحده و الشارجه نزديك به يك ميليارد و چهارصد ميليون دريافت كرد كه به گفته دوستان نزديكش بيشتر اين پول را خرج تجملات كرد! قبل از آن هم او جزو گران*ترين بازيكنان ليگ برتر بود كه از باشگاه پاس براي هر فصل 300 ميليون مي*گرفت. ولي حالا پولي كه جواد در اسپانيا مي*گيرد چندين برابر اين رقم است.
مسعود شجاعي
به گزارش وطن امروز حتي مسعود شجاعي هم در اسپانيا ميخ مايه*دار شدن را كوبيده.
به تأييد سايت رسمي باشگاه اوساسونا او براي هر فصل 2 ميليون يورو از اين باشگاه مي*گيرد كه براي بازيكني در حد او يك رقم كلان است. مسعود قبل از اين، بيشترين پول دريافتي را از اماراتي*ها گرفته بود كه به گفته خودش نزديك به يك ميليارد تومان بود.
براي پول درآوردن امارات هم بدجايي نيست. حتي علي دايي كه روزي برايش افت داشت در آسيا بازي كند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و 2 ميليارد به جيب زد.
ايمان مبعلي، جواد كاظميان و علي سامره از آن دست بازيكناني هستند كه خيلي راحت به اين قضيه پي برده*اند و الان چند سالي مي*شود كه در امارات بازي مي*كنند. ايمان در حال حاضر گران*ترين بازيكن ايراني ليگ امارات است و نزديك به يك ميليارد و پانصد ميليون از باشگاه الوصل گرفته.
او در سه سال اخير رقم درآمد سالانه خود را به بالاي يك ميليارد افزايش داده و اگر همين*طور ادامه دهد، درآينده يكي از مايه*دارترين بازيكنان ايران مي*شود.
جواد كاظميان دوست نزديكي ايمان هم از فصل گذشته رقم دريافتي را به يك ميليارد رسانده و هر فصل قيمت خود را بالاتر مي*بردو اينها تنها بازيكنان ثروتمند ايران نيستند.
در ليگ برتر هم هستند كساني كه جزو مايه*دارها محسوب مي*شوند، مثل نيكبخت واحدي. ولي رقمي كه او و ساير بازيكنان گران*قيمت ليگ براي يك فصل مي*گيرند خيلي كمتر از لژيونرهاست.
.................................................. .................................
خوب حالا بریم چندتا عکس بذارم واستون روحتون تازه بشه:5:
عکسهای جدید از فروزنده ( مجری شبکه PEN )
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
.................................................. ...................
این عکسها هم میدونم دردآوره و یاداوره خاطره بدیه ولی گفتم بد نیست اگه بذارم...:10:...
عکسهای جدید ندا آقاسلطان:10:
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ندا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ...................
اینم یه چندتا عکس بی مزه و مثلا خنده دار:4:هرکی دوست نداشت نخنده...
File #1: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #2: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #3: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #4: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #5: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #1: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #2: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #3: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #4: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
File #5: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
.................................................. ...................
عکس های منتخب و جالب از کنکور
چی شده عزیزم؟ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
دختران چارزانویی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
لباس پوشیدن این یکیو:11:
کنکور (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
دست تو بینی کار نی نی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :4:
اینم از پیشرفت روز افزون ما در عرصه کنکور (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
لا لا لا لا گل پونه ... (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
این یکی هم فک کنم میخوایته با دوس پسرش ازدواج کنه باباش گفته نه خود زنی کرده حالا اومده کنکور تا قبول بشه باباش رو راضی کنه:4:
دختر خودزن (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اینم یه مدلشه دیگه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ...................
20 عکس جدید از پشت صحنه افسانه جومونگ :5:
پشت صحنه جومونگ 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
پشت صحنه جومونگ 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(22).jpg)
پشت صحنه جومونگ 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(21).jpg)
پشت صحنه جومونگ 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(20).jpg)
پشت صحنه جومونگ 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(19).jpg)
پشت صحنه جومونگ 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(17).jpg)
پشت صحنه جومونگ 7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(16).jpg)
پشت صحنه جومونگ 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(15).jpg)
پشت صحنه جومونگ 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(14).jpg)
پشت صحنه جومونگ 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(13).jpg)
پشت صحنه جومونگ 11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(11).jpg)
پشت صحنه جومونگ 12 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(12).jpg)
پشت صحنه جومونگ 13 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(10).jpg)
پشت صحنه جومونگ 14 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(9).jpg)
پشت صحنه جومونگ 15 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(7).jpg)
پشت صحنه جومونگ 16 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(6).jpg)
پشت صحنه جومونگ 18 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(5).jpg)
پشت صحنه جومونگ 19 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(4).jpg)
پشت صحنه جومونگ 20 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(1).jpg)
.................................................. ...................
اینم یه چندتا عکی باحال دیگه:4:
لباس شنا مخصوص خانمهای مسلمان 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
لباس شنا مخصوص خانمهای مسلمان 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
تلسکوپ قزوینی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
این یکو نامردین اگه ویرایشش کنین:17:
شب عروسی...حجله... (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :4:
.................................................. .
خوب دوستان گلم...امیدوارم که خوشتون اومده باشه:7:
تا یعد خدافس:7:
H H H
07-04-2009, 06:16 PM
سلام
بازگشت پرزیدنت مجید رو تبریک میگم به عنوان وزیر امور امنیتی(کی این پست رو به من داد!!!!!)
تو عکس های پشت صحنه جومونگ به عکس 10 و 11 نگاه کنین اخر خندس.
انشالاه اخر شب ماجرای دیروز کنکور رو براتون تعریف میکنم که خالی از خنده نیست.
فعلا...
The Godfather
07-04-2009, 11:09 PM
مجید جان از بازگشتت هم من و هم دیگران بسیار خوشحالیم :4:
ولی یه موضوعی هستش و اون هم اینه که کاشکی عکس های خانوادگی این ندا خانم رو نمیذاشتی
بنده خدا الان تنش داره تو گور میلرزه
MaJiD HetFieLd
07-05-2009, 03:47 PM
سلام به همه دوستان گلم
یه تقاضا دارم ازتون...
برید به این صفحه و به یاد شهدای درگیریهای انتخابات و یک شمع روشن کنید واسشون:10:
برید چهره های معصومشون رو ببینید گریتون میگیره:10:
بيايد يك ميليون شمع براي يادبود اين اشخاص روشن كنيم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خوابیدین بدون لالایی و گریه:10:
The Godfather
07-05-2009, 03:49 PM
بنده خدا ندا آقا سلطانی اگه میفهمید که باشهید شدنش عکساش اینجوری پخش میشد هیچوقت راضی به این اتفاق نبود
legendarp
07-06-2009, 01:02 AM
آقا بازم که سی اس یش کردین بسه دیگه یه بار می گن بدم اومد این اون اون اون
ما این رئیس جمهور خائن رو نمی خواییم منظورم مجیده
سفر استانی می ری به کار مردم برسی یا دوست دختر جدید پیدا کنی
فکر کردی بچه آمارت رو گرفتن عکسات موجوده می خوای رو کنم او روز که داشتی تو خیابون از تو پیاده رو رد می شدی اون دختره که ..................... زشته به خدا خجالت بکش
اونرو که با ماشین رفتی بریون چیز بخری اون دختره ............................ بازم زشته
اون رو که تو مشهد رفتی بری حرم سر ورودی که رد شدی رفتی تو اون دختره که ...................................... واقعان که
اینا همه اسناد و مدارکش موجوده در صورت موافقط رهبری می تونم افشاگری کنم
-----------------------------------
از اون دختر مرد نمای سایت که قرار بود بره کنسرت متالیکا ولی نرفت من اینقدر از آدمای سست عنصر بدم میاد واقعا زشته همونهایی که قرار بود وویس بدن من دیگه تا وب نبینم باور نمی کنم
دیگه باید هم چیز مشخص بشه تا حالا هرچی شده دیگه بسه
----------------------
به زودی ماجرای من رو هم می خونید .
دالتونها رو داریم
و یه چیزای دیگه
این انقلاب داره کم کم به هدف می شینه
The Dark Knight
07-06-2009, 09:56 PM
مرتیکه غازقالنگ همین حرف ها رو می زنی واسه ما حرف در می یارن... امروز یکی پ.خ داده, داره مخ من و می زنه می ** می خوام بیشتر باهات اشنا شم... یه کاری می کنین ادم از مردونگیش خجالت می کشه... به معین گفتم شمارم رو بهت بده... قبل از شماره باید کد کشور بگیری ها... زنگ بزن, بیخودی برا ما حرف در نیارن.... ای چیز تو روحت با این شایعه درست کردنت... مردم برا رفیقشون می رن شایعه درست می کنن که فلانی سایت نشنال جیوگرافی رو هک کرده, رفیق ما برا ما چی شایعه درست می کنه! لا الله الا الله!
ممنون.
موفق باشین.
H H H
07-06-2009, 10:04 PM
سینا خودتو ناراحت نکن .
دوستان هروقت به سینا زنگ میزنین میپیچونه سراغ کس دیگه برید این همش میچاپدتون:4:.
The Dark Knight
07-06-2009, 10:13 PM
همین عرفان شاهد سمعی هست.. چرا ساکتی؟ این یه موقع بود که قهر کرده بود, ما بهش زنگیدیم... بنده خدا زق مرگ شد... خوب حرف بزن این پانک ما رو بی ابرو کرد!
ممنون.
موفق باشین.
عجب ؟؟
الان دعوا جدی هست یا شوخیه ؟ :11::21:
H H H
07-06-2009, 11:05 PM
عجب ؟؟
الان دعوا جدی هست یا شوخیه ؟ :11::21:
سلام
حیحات مِنّه ذِلَ
محمد جون به این میگی شوخی؟؟؟
پسر با مرد شوخیه؟؟؟:4:
الان ابولفضل یادش خاطرش میوفته که رفته بود عروسی پسرو مرد قاطی بودن:4: چه حالی کرده.
بنده خودم صدای سینا رو زیارت کردم.
مهر بود من یه ماجرایی داشتم سینا فکر کرد من با اون مشکل دارم بعد کلی پ.خ و منت کشی و... اینا اخر زنگ زد.
تایم تو پلی د گیم(زنگ گوشی) این دیگه کیه شمره غریبه.بابام گفته با غریبه حرف نزن و دست تو دماخت نکن.
عرفان:سلام
غریبه:سلام اقا عرفان؟؟
عرفان:(من ذوق مرگ شدم که گفت اقا عرفان) گفتم بله بفرمایید.
غریبه:من سینا هستم.
عرفان:بله(چون سینا با شخصیته پوریا بود میگفتم ها میگفت ...خر)شناختمت سینا جان(جونه عمم من که راست میگفتم)
سینا:عرفا(صدای نونش نیومد) جان ماجرا چیه مشکل چیه؟با من مشکل داری؟مشکلت چیه؟
.......(بماند)
حالا امروز یکی گفته سینا بیا باهم بیشتر اشنا شیم!!!!
پوریا روش نمیشه از این حرفا به دختر مردوم بزنه(از ده کیلومتری مخ تلییت میکنه این برای مثال بود) حالا به این سیبیل کلفت میگن اشنا شیم!!!
برادرا زشته!هم ج ن س بازی حرامه!!!!حالا سینا جلوگیری کرد پس فردا روش میشد تو روی خونوادش نگا کنه که داستان لو رفته که سینا ازدواج نکرده بابا شده ؟؟!!!مادر بچه هم مرده!!!!(خواست خداست دیگه)
بدبخت رو از خونه مینداختن بیرون.حالا درسته سینا سعی میکنه خشک باشه(که اصلا نیست) و عاشق عفت کلام و دیکتا و توری(هم قافیه هم توری ویلسون) هست ولی قلبش پاکه اهل این چیزا نیست .مرد باشخصیته مثل خودم!!!!
ولی به ولاه سینا اگه چیزی نمیگه فکر نکنید اره قاطی کنه میزنه هامون رو بن میکنه و سریع قانون اساسی رو عوض میکنه و ایران دبلیو دبلیو ای رو به خودش و اعقاب ذکورش میرسونه!!!
سینا هیچی نمیگه قرار نیست شما چیزی بگید!!!
شاعر میگه فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چند کیلو هست!!!
ولی من باز از طرف اونی که پ.خ داده(کی هست؟؟؟خودش لو نده چون ابروش میره)از ناظم انجمن سینای کبیر عذر خواهی میکنم و میگویم اگر بار گران...نه اشتباه شد.
میگم : در کوی نیکدامان ما را گذر ندادند----گر تو نمیپسندی تغییر ده غذا را.(گارسن کجاست؟؟)
اونی هم که این حرف رو زده خودش به سینا پ.خ بده بگه :
اقا سینا منو ببخش .رفیقه نایاب منو به اینجا کشوند.
یه عکس گل هم بزار تو پ.خ بفرست.
سینا من باز هم از طرف اون اقای نا مشخص میگم ببخشید امون سینا:34::34:.
تو هم ببخش تا از این شعار ها واست بدیم:
مرگ بر د*یک*تا*تور هم ره*بر هم دکتر
سینا بت شکن بت بزرگ را بشکن!!!
سینا را*ی منو پس بگیر.
فعلا....
The Enigma
07-06-2009, 11:06 PM
دوربین مخفیه :4:
The Main Event
07-07-2009, 12:32 AM
چه بحث داغی شده جنسیت کاربرا و صد البته مدیرا و ناظم ها :4:
من به شخصه به معین شک دارم :4:
میگم ازمون آزمایش آب منی بگیرن همه چی بخیر و خوشی تموم بشه :4:
erfan fcbarca
07-07-2009, 01:16 AM
به به !! چه بحث شیرینی ... حالا خانم The Dark Knight شما چند سالتونه ؟ افتخار آشنایی میدید ؟ قول میدم بهترین زندگی رو براتون فراهم کنم ...
واسه شوخی بد نبود . البته اگه یوقت منطق سینا به این پست ، توهین یا اسپم نگوید ...
ولی من میگم این بنده ی سرزمین نارنجی ، مرد هست.چون غالبا زنان اطلاعات سیاسی زیادی ندارند البته اونور رو نمیدونم ولی توی این گربه تقریبا اینجوریه ... نه اینکه اطلاعات نداشته باشندااا ، اکثرشون زیاد اطلاعات ندارند . و البته از اونجایی که آقا/خانم سینا خودشون رو متفکر سیاسی ( اگه اشتباه نکنم ) میدونند و بهرحال نظرشون روی تمسخر رابطه ی دو جامعه ی آماری کاملا متشابه میباشد ، من میگم ایشون مرد هستند ... البته این استدلال منه . امیدوارم این یکی دلیلم بازم به سخره گرفته نشه ( حداقلش از اشتباه بیرون در اوردنه منه دیگه ) ...
_____________________________
بادهای عراق به طرف کشور ما می آید ... مراسم اعتکاف ... دیدار امروز ******* با مراجع قم و روحانیون مبارز و .... بین همه ی این خبرها ، یه خبر باعث شد قلبم برای لحظه ای هرچند کم بایسته . یکی از هم محله ایهامون دار با دنیا خداحافظی کرد ....
یک جوون 21ساله دار فانی رو وداع گفت و مارو تنها گذاشت ... وقتی تشییع جنازشو میدیدم ، خیلی ناراحت شدم . توی دلم با خودم میگفتم خدایا کی نوبت ما میشه ؟؟ هممون توی زندگی دم از آسون بودن مردن برای خودمون میزنیم ، اما پاش که میرسه ... . پاش که میرسه هممون جا میزنیم.مرگ ینی از یاد رفتن ، یعنی پایان آمال ، یعنی فراموشی و مرگ یعنی انتهای راه .... نمیدونم چقدر شماها آماده اید ، اما من اصلا آماده نیستم. و هیچوقت هم فکر نمیکنم بتونم آماده باشم . سخت ترین زمان ممکن ، وقت خداحافظی است . وچقدر سخت و دردناک است لحظه ی خداحافظی از دنیا ...
ببخشید نمیخواستم اوقاتتون رو تلخ کنم . فکر میکنم اینا رو توی دفترچه ی خاطراتم مینوشتم بهتر بود تا اینجا ! از همه عذر میخوام ...
H H H
07-07-2009, 12:30 PM
sلام
دوستان این دو لینک رو نگاه کنید همین الان پیدا کردم:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اخر خندس:4:.
فعلا...
amir-aghaei
07-08-2009, 12:20 AM
اگر بار گران بودیم رفتیم! اگر نامهربان بودیم رفتیم!
بچه ها اومدم ازتون حلالیت بطلبم...تو این چند ساله خیلی وقتا بهتون تیکه پروندم یا شوخی کردم یا گیر دادم!! همه و همه دست به شرت!! هم دادیم تا این محیط گرم و صمیمی بوجود اومد..
بچه ها... بالاخره هر اومدنی رفتنی داره... همگی یه روز میریم خونه ابدی...که همون قبرستونه مرده هاست! جهان اخرت نزدیکه! دیشب خوابشو دیدم!
حلالم کنید اگه خوبی بدی دیدین.. عمر دست ادم نیست ولی نزدیکه! قبرکن قبرمنو بکن!!
خوب دیگه عارضم خدمتتون واسه یه پونزده 20 روزی نیستیم داریم میریم مسافرت! چیه لابد فکر کردین تو بندهای بالا گفتم میخوام از انجمن برم؟ :4: نه بابا همین دور و راییم .. خدا میدونه دوستان چه زجری کشیدن اون دو بند اول رو خوندن! :27:
خلاصه اینکه میریم سفر ...اگه مردیم حلالمون کنید....
قصد داشتم با ماشین برم! ولی به قول امروزی ها مامی :11: نمیزاره...میگه همینطوریش تو شهر بد میرونی که ممد جرات نمیکنه بات بشینه حالا بری تو راههای پر پیچ و خم خطرناک؟!!
فردا عازم اراک هستم..یه چند روزی اونجا اتراق میکنیم..میریم خونه پسر عموهای وحشی و یه تک پا بیت امام و با ارمانهای اون امام اومت !! تجدید میثاق میکنیم...
از اونور میریم گلپایگان خونه فک و فامیل آروم.. ... و بعد تهران خونه فک و فامیل آروم تر!!
از اونور هم میریم رشت یه سر میزنیم به امام معین مددی!!! و با ایشون هم تجدید میعاد میکنیم..و برمیگردیم خونه..همین!.
حدودای 23-24 همین ماه که تهران هستم...اگه قسمت شد با بچه های تهرانی هماهنگ میکنم که یه میتینگ برقرار کنیم... هر کی تهرانه پاشه بیاد ...3 ساله داریم میایم بجز امیر ارین یکی دو تا از بچه ها کسی نمیاد...حالا خوشبختانه این سری داش هادی و بهنام و بروبکس حاظرن!!! کیومر3 تو هم بیا!!
بقیه بچه ها هم دوست دارن بیان خوشحالم میشم ...من نمیتونم دیگه فردا بیام انجمن و پ خصوصی بزنم... شماره خط فعلی که باهاش آن میشم رو میزارم . که باتون هماهنگ کنم... 09169943840
امیدوارم این سری بچه ها واقعان پایه باشن! قرار مرار هم جور میشه به لطف یزدان و بچه ها...
و دیگه اینکه این مدت نیستیم هوای همدیگه و بخصوص انجمن رو داشته باشین...
قربون همگی شما...
یا علی...
The Godfather
07-08-2009, 12:27 AM
اقا ابوالفضل عزیز :4:
اگه با خوندن دو خط اول تعدا کثیری از کاربران سکته کنند ، پول خونشون رو شما میدید ؟ :4:
DEAD MAN
07-08-2009, 01:01 AM
sلام
دوستان این دو لینک رو نگاه کنید همین الان پیدا کردم:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اخر خندس:4:.
فعلا...
عجب آدمايين.از هر چيزي كه فكرشو بكني سوء استفاده ميكنن.يه عده مردمم كه ساده پنج شيش تا ميخرن.
H H H
07-08-2009, 01:10 PM
سلام
دوستان این ماجرا کنکور براتون چند روز پیش میخواستم بگم که متاسفانه وقت نشد.
اون روز که رفتم کنکور بدم به من یکی خیلی حال داد نوشتم شاید شما هم بخندین.
این جمعه ای که گذشت من بعد از ظعر ساعت 4 کنکورم(غیر پزشکی)شروع میشد و س و ربع درها باز میشد و سه وچهل و پنج هم بسته میشد.پوریا هم صبح ساعت هفت کنکورش شروع میشد و از باز و بسته شددن درها خبر ندارم چه ساعتی بوده.
من 12 رفتم هموم و اومدم موها رو فشن کردم و باشگاه نرفتم چون خسته میشدم.ناهار رو یک و نیم زدیم به بدن بعد 2 از خونه با بابامون به سمت دانشگاه ازاد اسلامی کرج را افتادیم.(حالا هرچی زنگ میزنم پوریا گوشیشش خاموشه)رسیدیم خیابون های نزدیک دانشگاه.اهههههههه چقدر ادم!!!!من این همه ادم یه جا ندیدم.
یه سری که چادر اورده بودن کنار دیوار های دانشگاه چادر زده بودن و منتظر اولاداشون شده بودند.ما هم رسیدیم درب غربی جایی شماره کارت من باید از اون جا میرفت.یه 50 مترربه درب غربی راه رو بسته بودن.باید پیاده میرفتیم.رفتیم کارت ورود به جلسه بگیریم یه سری کاغذ دیگه هم داند که نوشته بود چیا ممنوع هست و ... تو اون کاغذه زده بود لباس راحت ببوپید که سر جلسه اذیت نشید.
من نیز:یه پیرن راحت پوشیدم,یه شلوار لی ازاد(حدود 6 ماه هست که به دلایلی بعد از 3 سال شیش جیب رو گذاشتم کناردر این سه سال تو خونه هم شلوارهام شیش جیب بود) و صندل(بیشتر به دمپایی شبیه بود:4:.).
رفتیم و به در رسیدیم یکی کارت ها رو میدید با شناسنامه و راه میداد.رد شدیم رفتیم تو.اههههه چقدر کنار در ورودی (بعد از داخل شدن)دختر اومده کنکور بده.ما هی سمت دانشکده فنی که باید اونجا کنکور میدادم میرفتم هی تعداد این دختر ها هم بیشتر میشد ان چنان نگا میکردن که ادم یه نیم نگا بهشون میکرد سریع فامیل میشدن.از اونجایی که من اصلا علاقه ای به دیدن اینها نداشتم به سمت دانشده فنی راه میرفتم (دیگه صندلم هم به زمین نمیکشم بنا به همون دلایل).
از راهنمایه جلودر پرسیدم دانشکده فنی کجاست گفت جلو سمت چپ .رهنمای دوم هست اگه سوال داشتید از اون بپرسید.
به رانمای دوم رسیدم از اون پرسیدم دانشکده فنی کجاست گفت جولو دست چپ.
کنار در دانشکده فنی زده بود از چه شماره ای تا ه شماره ای کدوم کلاس و کجا بشینه بعد از این که فهمیدم کجا افتادم اومدم از جلودر کنار.
اههههههههه چقدر اقای جبلی اینجاست!!!(اقای جبلی از انسان های فوق سوسولوژی این قرن هست که از شناس ما همکلاسی ما شده ولی رشتش ریاضیه)برداشتن با خودشون یه کیسه کوچیک اب معدنی و کیک یا ساندیس مکعبی اوردن.
همه به من چپ چپ نگا میکردن چون همه هم سن بابابزرگ من بودن:4: ولی خدا رو شکر ما پیشینه حوضه امتاحان نهایی رو داشتیم و سن ها رو دیده بودم و اصلا جا نخوردیم.
یکی از کنکور جوهای محترم به من گفت اقا این فروهرت رو بزار تو لباس بهت گیر میدن!!(من این کار رو کردم ولی نفهمیدم چرا!!)
چرا یه اشنا اینجا پیدا نمیشه!!!
یه چند نفر رفتن تو منم گفتم برم خواستم برم یارو نزاشت گفت اینا دانشجو بودن 5 دقیقه دیگه در ها باز میشه.
من همچنان دنبال یه اشنا بودم.
وقتی دیدم هیچ اشنایی پیدا نشد و همه چپ چپ نگاه میکنن و در ها باز شد رفتیم رو شخصیت دومیمون(شخصیت دوم کاملا ادم اسکلیه:4:)
رفتیم طبقه دوم حالا کلاس 202 کجاس خدا میدونه یه راهنما واساده بود رفتم ازش بپرسم:سلاملکم سلاملکم خوبی شما!!!ببخشید کلاس 202 کجای این محل قرار داره!!!
یارو شاخ دراورد از این که من اینطوری حرف زدم گفت جلوسمت راست.
رفتیم سر جامون مستقر شدیم و همچنان دنبال یه اشنا که برگردیم سر شخصیت خودمون.
سومین نفر بودم که تو کلاس 202 مستقر شده بود.یهو یه مراقب اومد اون رو هم اسکل کردم:سلاملکم سلاملکم خوبی شما!!
گفت ممنون .
گذشت هی کلاس داشت پر تر میشد.یهو دیدم اوه مای گاد ببین کی اومد!!!! شاهین!!!(برگشتیم سر شخصیت یک)به سلام داش شاهین چطوری دادا خوبی ؟؟نوکرم تو چهطوری عرفان منم زندم.(حالا شاهاین کیه؟؟شاهین کسیه که تو امتاحانات نهایی اینو یکی به اسم سینا که خر خون های مدرسه هدف بودن به چند تا دیگه از اظرار مدرسه ما تو یه کلاس افتاده بودیم.و بچه های ما به امیدمن میومدن سر جلسه منم به اومید شاهین و سینا .ولی منو این شاهین قبلا هم با هم رفیق بودیم.یه چندین ترم من با حضور همین شاهین خان:4: کلاس زبان ترم هامو پاس کردم:4:)
من که دیده بودم همه اونایی که میشناسیم معدلشونو گند زدن حتی بچه های البرز هم چنتاشون تجدید اوردن(دبیرستان البرز کرج با 90% دبیرستان های تهران رقابت میکنه همه شاگرداش خر خونه خو خونن به قول خودومون ک* خلن)
شاهین کل بچه هایر عرفان(اسم مدرسه ماست) که تو کلاس ما بودن به امید شما میومدن شما ها چی کار کردین.
عرفان من یکی افتادم!!!!
:23::23: ماها به امید شما میومدیم حالا شما افدتادین!!!
سینا چه کهی خورد؟؟سینا هم چند تا رو تو خرداد افتاد با مستمر قبول شد:23::23:(این سینا یهتنه کل مدرسه ما رو از نظر سواد حرفه معدل دوم دبیرستانش شده 19.94)
خدا شما بچه های هدف رو لعنت کنه!!!
هیچ اینای گذشت هیم یارو پشت میکروفون چرت تو پرت میگفت.
دیگه اومدن سوال ها رو بدن.یارو اومد سوال ها رو مینداخت کنار صندلی.واسه منو انداخت گفتم اقا چه کاری منو دولاشم بردارم بده دستم دیگه!!!چپ چپ نگام کرد رفت.
پاسخ نامه رو دادن باید ادرس و شماره خونه رو با خودکار ابی مینوشتیم منم خودکار ابیمو دراوردم حالا مگه مینویسه یگی خودکار داد نوشتیم.
یارو پشت میکروفون گفت:برای سلامتی شهدا!!!همه زدن زیر خنده:4:
اصلاح میکنم برای سلامتی مقام معظم رهبری و شادی روح پاک شهدا و بنیانگذار انقلاب اسلامی سه صلوات.
شروع کنین.
دفترچه اول 100 سوال 75 دقیقه وقت بود که 90 تا اینطورا جواب دادم ولی حدود 40 دقیقه وقت اضافه اوردم!!!
من همش منطظر ساندیس و کیک بودم:4:.
وقت برگه اول تموم شد جم کردن دفترچه دوم رو دادن.دفتر چه دوم 100 سوال 100 دقیقه وقت.
یارو برگه ها رو داد اومد بره من گفتم:ببخشید تا کی اینجا علافیم!!!! چپ چپ نگاه کرد گفت تا 7.30
دفترچه رو باز کرم اه دهنت سرویس فیزیکه که .ول کردم رفتم سوال های بعدی اه دهنت سرویس ریاضیه که!!!بازم ول کردم سوال های بعدی اهههه شیمی!!!!ول کن سوال های بعدی.زیست و زمین بود.منتاها همش از پیش دانشگاهی!!!!!به اثتثنای چند تا.
اون چند تا رو جواب دادن تغذیه اوردن:4: ساندیس و کیک نبود به جاش بیسکویت بود.کمی بعدش هم هی یارو با پارچ و لیوان یهبار مصرف اب میاورد.
از اونجایی که من به این جمله واقعا اعتقاد دارم که "حتی امتحانی رو که بلدی باید تقلب کنی و تقلب زکات امتحلن هست."یک نگاهی به برگه کناری کردم دیدم اههههه دهنت سرویس اینو من قبلا میشناختم از اون خرخوناس.
هیچی من شروع کردم پیش ها رو از رو این زدن.
زیست و زمین و شیمی رو از رو این زدم.
یارو مراقب منو دیده بود خوف کرد میدید من هی 10 دقیقه رو سوالها چِت میکنم بعد یهو 5 یا 6 تا جواب میدم فکر کرد خرخونم نمیفهمید دارم از رو اون میزنم.
بعد از انجایی که همه دوستان معتقد هستند که من دو سوم (کسری بخونید) از عمرم رو در دبلیو سی بودم باید سر کنکور هم میرفتم دبلیو سی.از یارو اجازه گرفتم گفتم میشه برم دس به اب:4:
گفته بله(هنوز تو خوف بود)
از کلاس اومدم بیرون دیدم اههه چقدر ادم تو راهرو نشسته داره کنکور میده.از لای اینا هی راه میرفتم تا دبلیو سی رو پیدا کنم حالا مگه پیدا میشه!!!!یه مراقب رو گیر اوردم بهش اینطوری کرد:حاجی دس به اب کجاس؟؟؟گفت مستقیم دس چپ(اینجا از هرکی ادرس میپرسی میگن مستقیم دست چپ!!)رفتم باز پیدا نکردم از یکی که داشت کنکور میداد پرسیدم:جناب کنکور شما ادامه دار دس به اب کجاس؟؟؟؟ گفت اونجا رفتم.عجب تمیز بودا.برگشتم باز همه چپ چپ نگا میکردنم. هیچی دیگه سرتون رو درد نیارم بقیه سوال ها رو هم به همون صورت چِت زدم رفت بعد با شاهین دوباره زر زدیم و دیگه اومدم از دانشگاه بیرون.
توضیحات:
یکی بود سر جلسه یه ساندیس (اورده بود با خودش) باز کرد یه تست میزد یه قولوپ میخوردد.
امنیتش بسیار بالاست دانشگاه. خواستیم بریم سر جلسه تفتیش بدنی شدین.
چرا من فقط میگفتم دهنت سرویس!!!چون بقیه افحاش رو به همون دلایل که شیش جیب رو گذاشتم کنار گذاشتم کنار و تو ترکم:4:.
از بابامون هم که بیرون علاف ما شده بود و کلیه اولیا امده دانشگاه پذیرایی کرده بوده:4:.
دانشگاه عجب کولر هایی داره.
تخته هاش وایت برد بود همه!!!همش هم ریلی بود!!!!
تو دانشگاه همه ادم رو چپ چپ نگاه میکنن!!
تو دانشگاه اتوبوس هاش مفتیه!!!!
تو دانشگاه من از هرکیادرس پرسیدم میگفت مستقیم دسته چپ!!!!
فعلا...
MaJiD HetFieLd
07-08-2009, 01:41 PM
سلام به همه بشه ها:7:
شنیدین فراهانی قراره دوباره تو هالیوود فیلم بازی کنه؟:5:اینم مطلبش:
خبر: گل*شیفته فراهانی، قرار است در فیلم جدید رولند جافی، کارگردان صاحب*نام هالیوود، به نام «اژدها چشم*انتظار شماست» حضور یابد.
به گزارش سایت های سینمایی وی در این فیلم در نقش لیلا هنرنمایی می*کند و داستان فیلم مربوط به جنگ داخلی اسپانیاست.
در این فیلم خبرنگار جوانی در مورد یکی از دوستان پدرش که قرار است از سوی کلیسای کاتولیک تقدیس شود تحقیق می*کند.
این خبرنگار پی می*برد که بین پدرش و دوست وی رابطه بسیار پیچیده و مخربی وجود داشته که از زمان کودکی آغاز و تا جنگ داخلی اسپانیا ادامه می*یابد.
این فیلم در مرحله پیش*تولید قرار دارد و اکران*اش برای سال ۲۰۱۰ برنامه*ریزی شده است.
.................................................. ............................................
حالا یه خاطره واستون تعریف کنم باحاله:4:
داستان مال پریروزه که رفتم داروخانه و یه بسته کــــــ ا ن د و م خریداری کنم:4:
رفتم پشت میز اون یارو که فروشنده هست و آرم گفتم بیا جلو؛گفت بفرمایید:خیلی آروم گفتم یه بسته ک ا ن د و م ... بدید:4:
آخه داروخانه یکم شلوغ بود و یه چندتا خانم و دوشیزه هم بودن:24:گفتم یوقت متوجه بشن بزنه بالا:4:
دیدم همون که بهش گفتم یه بسته ک ا ن د و م یه میکروفون برداشت و توی میکروفون گفت یه بسته ک ا ن د و م:23: یهو کل داروخانه برگشتن صندوق رو دیدن که ببینن کی همچین درخواست شومی کرده:12:منو میگید؛سرم رو انداختم پایین و اومدم بیام بیرون کهصندوقدار گفت،کجا آقا؟گفتم برم پول بیارم:4:
هیچی آقا آبرو و حیثیتمون رفت:4:
.................................................. ............................................
sلام
دوستان این دو لینک رو نگاه کنید همین الان پیدا کردم:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اخر خندس:4:.
فعلا...
فقط مونده عطرهای محرک ج ن س ی و اسپری بی حس کننده و ک ا ن د و م جومونگ رو بدن تو بازار:4:
هادی جواب تورو هم بعدا میدم:24:
خدافس:7:
مجید تو که خجالتی نبودی :11:
The Main Event
07-08-2009, 02:40 PM
حالا پرزیدنت ما میخواست حساب کی رو با این ک ا ن د و م ه برسه خدا می دونه :4:
MaJiD HetFieLd
07-08-2009, 10:57 PM
سلام به همه عزیزان:7:
mak جون در این گونه موارد بنده فوق العاده خجل میشم:22:
مجید جون با همه آره با ما بله؟:4:
بالآخره طلسم شکسته شد و من دیروز یه عدد سریال از معین خریداری کردم که ای کاش نمیکردم:30:
برد مردم...غارت کرد جیبم رو:2:پولم رو دست دزد و نزول خور میدادم ولی ای کاش دست معین نمیدادم:10:
این پول سالها زحمت کشی بود...پول دستهای پینه بستم بود که ریختم تو چاه عوض حسابت:10:
چشمام به در لوچ شد:50: ....گوشام به صدای زنگ در کر شد....پاهام در راه رفتن به درب منزل واسه گرفتن سریالها فلج شد..
ولی نیومد که نیومد...اگه شما پشت گوشتون رو دیدید منم سریالهام رو دیدم...
آخه میدونید چرا نیومده؟واسه اینه که بخاطر گوز ملائک و گرد و غبار خیابونها تهران تعطیل شده و اداره پست هم تعطیل شده:10:واسه سیل و زلزله و این چیزا همه جارو تعطیل میکنن نه واسه گرت و خاک:26:
مرده شورت رو ببرن معین با این دستت...2 ماه تحقیق کردم در مورد سریالها و ازت موشکافانه سوال کردم و این شد آخر و عاقبتش...
دفعه بعد میری سوال میکنی ببینی تهران و اصفهان و بابل پستهاشون تعطیل نباشه و بعد پست کن:24:
اگه دفعه بعدی در کار باشه:4:خداییش اگه بزنی تو کار فیلم من مشتری پروپا قرصت میشم...
البته نه مثل اون هادی بی شوعور که میگه میام اصفهان و واست فیلم میارم...
تا الآن 3 باره که بهم میگه واست 40 تا فیلم اماده کردم و دارم میام اصفهان ولی بعد از چند روز از دسترس خارج میشه:23:
الهی جز جیگر بگیری...الهی شاشت بیاد بری توالت هرچی زور بزنی نتونی بشاشی :4:
.................................................. .....................................
خوب دوستان چندتا عسک واستون آماده کردم که خیلی باحالن:5:
عکس داغ ســـ کــــــــ ســـــــــ ی از یه خانم جیگر!!! (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
نوشابه باز کن رونالدینیو (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :12:
الفبای بی ادبی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رونالدو از تو دیگه توقع نداشتیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
برج ایفل در نمایی بی نظیر و فوق العاده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
سیر تکاملی شرت زنانه((آخر خنده)) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
زمین فوتبال وسط آب...بیچاره توپ جمع کنا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
لبو رد کن بیاد!!!جووون (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
حاج آقا از شما بعیده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اتاق عمل و جراحی در ایران (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اینو سیخ کرده!!! (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :12:
عکس برگزیده جشنواره قزوین (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بدون شرح (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :4:
تبلیغ حجاب (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
نوه در مقابت جدش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. .....................................
انشا تکان دهنده یک دختر 10 ساله
می خواهم فاحشه بشوم
مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .
" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .
... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند...
.................................................. .....................................
واقعا که شغل شریفی رو انتخاب کرده و با این پشت کار و علاقه ای که تو وجودش هست میتونه آبادانیه بزرگی رو رغم بزنه:4:
.................................................. .....................................
خوب این هم عکسهای معارفه کریستیانو رونالدو گرانترین بازیکن جهان:5:
مراسم معرافه ی کریس رونالدو به عنوان بازیکن جدید رئال مادرید به طور باشکوهی انجام شد.سانتیاگو برنابئو برای این مراسم مملو از جمعیت بود که با بیش از 83000 نفر جمعیت باشکوه ترین مراسم معارفه ی تاریخ فوتبال شد.تو این پست یه سری عکس ازین مراسم میتونید ببینید.
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(1).jpg)
3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(2).jpg)
4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(3).jpg)
5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(4).jpg)
6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(5).jpg)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(6).jpg)
8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(7).jpg)
9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(9).jpg)
10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(10).jpg)
11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(11).jpg)
12 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(12).jpg)
13 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(14).jpg)
14 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(15).jpg)
15 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(16).jpg)
16 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(17).jpg)
17 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(19).jpg)
18 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(20).jpg)
19 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(21).jpg)
20 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(22).jpg)
21 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(23).jpg)
22 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(24).jpg)
.................................................. .....................................
تصاویر نیکی کریمی و مهتاب کرامتی را در خارج از کشور دیده اید؟:5:
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-9-(EDV.blogfa.com).jpg)
2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-5-(EDV.blogfa.com).jpg)
3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-1-(EDV.blogfa.com).jpg)
4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-8-(EDV.blogfa.com).jpg)
5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-4-(EDV.blogfa.com).jpg)
6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-3-(EDV.blogfa.com).jpg)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-11-(EDV.blogfa.com).jpg)
8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-10-(EDV.blogfa.com).jpg)
9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-12-(EDV.blogfa.com).jpg)
10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(EDV.blogfa)/bist-KarlovyVary-7-(EDV.blogfa.com).jpg)
.................................................. .....................................
دوستان عزیز...از لینک زیر هم میتوانید تمام موزیک ویدئوهای اسطوره تکرار نشدنی پاپ((مایکل جکسون)) رو دانلود کنید...
تمام موزیک ویدئوهای مایکل جکسون (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خوب دیگه ما بریم...
کاری باری...
خدافسی:7:
The Godfather
07-08-2009, 11:22 PM
کاشکی اون عکس بدون شرح رو نمیذاشتی
میخواستم واسه تاپیک تصاویر جالب بذارم :4:
راستی اون تصاویر فارس کیدز هم همشون به قول عرفان چیلتره :4:
legendarp
07-08-2009, 11:41 PM
داش ابولی ما منتظریم اومدی تهران حتما به من بزنگ یادت نره .
-----------------------------------
هوی مجید خائن جواب من رو نمی تونی بدی نه تو هیشکی نمی تونه با من دهن به دهن بش . ببین کوچولو عمویی چندسالته امسال رای اولی بودی ذوق داشتی آره . به ما نمی خوری اگر بخوری ................ بیا بخور من که بدم نمی یاد
-------------------------
ببینم من چیزم واسه تو فیلم نیاوردم من که فیلم آودرم بیام اصفهان تو بلند شدی رفتی تهران . ای آدم نامرد . در ضمن من همیشه فیلمهایی که واسه تو گزاشته بودم کنار هر هفته با خودم میاوردم کاشان که اگر رام خورد بیارم اصفهان . مشکلت اینه باشه سگ خورد تو که می خوای پول بدی بده به معین معین برات فیلم بفرسته من آرشیو رو کامل همین فردا صبح می دم به معین . فیلمی هم 1200 کمتر نمی فروشم . حالا می خوای بخواه نمی خوای دایورت می کنم به ................ چپ معین .
داره واسه من شاخ بازی در میاره تو برو همون ک ا ن د و م ت رو بخر . تو هنوزم لایت می زنی خجالت نمی کشی . خوب گدا 5 تومن بیشتر بده بیا اینجا دستت رو یه جا بند کنم تا اینقدر به خودت ضرر نزنی عمویی جیگر ناز نازی
راه افتادی آره باید بزاریمت تو روروک تا راه رفتن یاد بگیری جیگر
Hamid
07-08-2009, 11:57 PM
بحث ک ا ندوم شد منم یاد یه خاطره افتادم که با اجازه بزرگترها تعریف می کنم:
سال اول دبیرستان بودم و کله خری زیاد می کردم!! :4:(نه که الان خیلی سر به زیرم!:4:) با دوستام شرط بستیم کی می تونه بره تو داروخانه و ک ا ندوم بخره! قرار شد هر کی هم بره یه داروخانه و شانس خودش رو امتحان کنه!
تو هر داروخانه ای که دوستام می رفتند دکتره با بد و بیراه می انداختنش بیرون!!! تا اینکه نوبت به من رسید و منم رفتم تو یه داروخانه که دکتره جوون بود. من هم رفتم جلو به یارو گفتم آقا یه ک ا ندوم لطف کنید!!:22: دکتره هم با روی باز گفت: چشب!! الان میدم خدمتتون!:11: اول فکر کردم شوخی میکنه ولی رفت و ک ا ندومو رو گذاشت جلوم!!!! بهم گفت: برو حال کن!!:11:منم نامردی نکردم گفتم مگه با پتو حال کنم!!!:55: دکتره هم زد زیر خنده و منم زود اومدم بیرون و یه ساندویچ هم مهمون رفقا شدیم!
بچه ها هنوز هم یاهو باز نمیشه یا فقط برای من باز نمیشه؟؟
MaJiD HetFieLd
07-09-2009, 02:06 PM
سلام به همه دوستان عزیز:7:
والا هادی جون اخه تو چی هستی که من بخوام باهات دهن به دهن کنم...باشه عزیزم من اصلا نوه تو هستم...مگه من اومدم اینجا سن و سالم رو مطرح کردم که تو میای میگی من رای اولیم و ... نه حاجی 22 سالم بیشتر نیست و رای اولی نبودم...حالا خودت 100 سالته که اومدی اینجا واسه من دور برداشتی؟
بعدشم مگه من فیلم ندیده هستم که بخوام از تو فیلم ببینم؟:26:گفتی خرج دانشگاه دارم و ... خواستم به یه نون و نوایی برسونمت...من فقط هدفم فی سبیل الله بود و بس:30:
حالا مگه من تو ساک تو هستم که ببینم تو راست میگی فیلم آووردی با خودت با نه؟اگه اینطوریه منم 10 بار اومدم کاشان تو نبودی:24:
بحث رو دیگه چرا به معین میکشونی گوگولی؟من واسه معین پول که سهله جونم رو هم میدم:5::4:همچین میگی فیلمی 1200؛میخوای بخر میخوای نخر که انگار من حتما باید فیلم بخرم :12:
بعدشم کل انجمن شاهده من شاخ بازی در نیاووردم...رو چه حسابی میگی من شاخ بازی در آووردم واسه تو ؟برو بابا دالتونهات رو بنویس بوشوک...
در کل:واقعا آدم دیوونه ای هستی و بیخودی گوز رو ربه شقیقه بط میدی...
دوستان من جای هادی از همتون عذر خواهی میکنم و شرمنده تک تکتون هستم:34:...شما به دل نگیرید...دانشجویی و دوری راه اینطوریش کرده:13:
من بخاطر شماها و انجمن دیگه هیچ بحثی نمبیکنم و از ادامه بحث و حرفهای بیهوده پرهیز میکنم...[hr]
legendarp
07-09-2009, 02:09 PM
با اجازه داش مجید
1-تو خنگ پست شوخی و تیکه رو با پست جدی از هم تشخیص می دی یا نه ؟!!؟
2- من کی گفتم سنم بالاست که تو می گی اول حرف های من رو درست بخون تشخیص بده بعدا
3- من به یه نون و نوایی برسم از تو اصفهانی از گ.شه مشت تو آب هم نمی چکه چه برسه به پول بدبخت معین رو دق مرگ کردی تا پول سریال واسش فرستادی .
4- ببین این حرفت که من ساکت بودم یعنی اینکه من دروغ گوام . خوب ببین داری تهمت می زنی . من هر هفته می خواستم بیام اصفهان یا پولم تموم می شد یا زنگ می زدن طراحی سفارش می دادن منم مجبور می شم برگردم . آدم نا حسابی اون دفعه هم که بهت گفتم شرمنده ام اگر نتونستم بیام .
5- چرا به معین ربطش می دی آخه تو برداشتی من رو با معین مقایسه کردی منم به معین ربطتت دادم تو هم کسی رو با کسی مقایسه نکنی ( شیطونم همین کار رو کرد که خدا بیرونش کرد )
6- حالا چرا از ماله معین بالا می ری که واست زودتر سریال بفرسته ( من جونمم رو هم می دم ( این قضیه دوشرطی که یه شرطش برقراه ولی اون یکی شرطش اینه که تو باید واسه یه شهری به غیر از این سه شهر می بودی ( اصفهان - همدان- یزد- کاشان) که طبق شرط فوق شما اصفهانی هستی پس قضیه باطل هست و اثبات نمی شه .
7- من مال دهن به دهن شدن نیستم دارم برات بزار بیام اصفهان . بعد کی خواست به تو فیلم بفرشه مگه منم معین در ضمن من کی گفتم تو فیلم ندیده ای هان آخه چرا میای چرت می گی .
8- من دیوونه ام آره دارم برات
9- عذر خواهیش رو بپذیرید بنده خدا خواهش کرد .
10- بحث بیهوده ای نیست خودش یه پا استوری لاین هس آخرش هم تو راسومنیا تموم می شه .
موفق باشی کوچولو عمویی ناز نازی حالا چرا گریه می کنی رورورک نمی خوای چرا نق می زنی واست کفش بوق بوقی می خرم تا تو کوچه که راه می ری همه نگات کن .
The Last Outlaw
07-09-2009, 02:27 PM
بعد يك هفته دوري از نت برگشتيم و ديديم كسي از ما خبر نگرفته !انگار بودم نبودم اينجا واسه كسي فرقي نداره:27::4:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
حاجي سفر خوش بگدزه ان شاالله بياي تهرون با هم بريم سرزمين عجايب! البته به ممد هوگن هم بگو بياد بهش خوش ميگذره:4:
گويا در اين يك هفته كه نبودم بحث جنيست ناظم محترم سايت حاج سينا هلندي نژاد مطرح شده! متاسفانه عده اي سودجو براي فروش مقالات زرد خودشون از هيچ تهمتي به ناظم سايت دريغ نميكنن!
مرگ بر مقاله مردم فريب!
دكي ناراحت نباش
باتيستا رو بچسب بجاش!
فعلا :43:
Man On Fire
07-09-2009, 02:30 PM
می گم پویان جان من چندبار ساعت 2 شب تو رو تو لیست افراد آنلاین دیده بودم که :4:
The Last Outlaw
07-09-2009, 02:33 PM
می گم پویان جان من چندبار ساعت 2 شب تو رو تو لیست افراد آنلاین دیده بودم که :4:
چي ميگي عزيز!
من از جمعه هفته قبل ساعت 10 صبح تا امروز ساعت 1 بعد از ظهر نتم كلا قطع بود.
نكنه روحم ساعت 2 شب انلاين شده!:4:
Goldberg The Man
07-09-2009, 03:49 PM
والا عارضم خدمتون كه ما طرفاي صبح خروس خون ساعتاي 5:30 اينا بود كه با اجازه از محضر نوراني شما تو يه خواب ماماني و ناز بوديم و جاتون خالي تو خوابي كه داشتيم ميديديم ما بوديم و جنيفر لوپز و آنجلينا جولي و ماريا و توري ويلسن و غيره و ذلك،كه يه دفعه
ديييييييييييييييننننننننن نننننننگگگگگگگگگگگگگگگ....
ديييييييينننننننننننننننن نننننننگگگگگگگگگگگ.....
ديييييييييييييينننننننننن نننننننننگگگگگگگگگگگ...
اول آهنگ آندرتيكر كبير كه زنگ اس ام اس ما هستش...بله اون ساعت يك پدر آمرزيده اي به ما اس داده بود...حالا حسابشو بكنبن تو اون خواب دل،سر صبح،رختخواب گرم و نرم،يه دفعه با اين آهنگ خوف آدم از خواب بپره...انگار يه سطل آب يخ ريخته بودن رو ما...به قول معروف ش ا ش تو يه جاييمون مبدل به آلاسكا شد...خلاصه با هزار تف و لعنت كه همه رو نثار جناب دكتر كرديم از خواب پريديم و مبادرت به رويت اس ام اس رسيده كرديم...اينم عين متني كه رسيده بود:
(اولين سوژه:دي
تو اوتوبوسي كه 25 نفر نشستن وقت نماز صبح فقط من و يه بسيجي دانا نماز خونديم)
خوب به نظرتون كي تو اون ساعت از اينجور اس ام اس ها ممكنه بده؟؟_الان همه دارن فكر ميكنن به سبك اي كي يوسان:4:-بله،درست حدس زدين،رهبر معظم انقلاب انجمن حضرت شيخ ابوالفضل ماركوپولو نصرالله.....صلواتي ختم جميعا...
بله گويا ايشون در راه سفرشون به دور دنياي ايران اين اولين سوژه جالبي بوده كه بهش برخوردن و ما هم از ايشون تمنا كرديم همه اين سوژه ها رو به رشته تحرير دربيارن و به انضمام عكسهاي مربوطه بعد از اينكه برگشتن در قالب يك مگاپست تو اسرار بذارن كه معظم له هم قبول فرمودن...خدا آخر و عاقبت همه ما رو ختم به خير كنه ان شاءالله...
Ħ д † ε Ð
07-09-2009, 08:03 PM
خوب بالاخره موفق شدم به نت دسترسی پیدا کنم.
مشکلام رو برای معین تعریف کردم نمیدونم گفته یا نه.
قضیه از این قراره که قبل از امتحان های ترممون تلفن ما به دلیل استفاده بیش از حد من یک طرفه میشه و مبلغش هم 200 هزار تومن هستش.
من امتحان ها رو میدم و با امیدواری منتظرم تا بعد از اتمامش تلفن رو وصل کنم.
یه دو سه روزی گشاد بازی در می آرم و نمیرم وصلش کنم.
آقا این اغتشاشات هم شروع میشه.
مخابرات ما هم در خ آزادی نزدیک میدون قرار داره.روز اول میان آتیشش میزنن.منم میرم تا تلفن رو وصل کنم میگنکه فعلا سرمون شلوغه و هزار تا بدبختی داریم بعدا بیاید رسیدگی کنیم.یه هفته هم که بعدش تعطیل کرده بودن.
یه زنگ هم به شرکت های ای دی اس ال زدم گفتن رسیدگی میکنیم.
بعد یه هفته خبری نشد زنگ زدیم گفتن چه میدونم کابل برگردونه یه چیزی تو این مایه ها و باید 3 ماه دیگه بیاید.
ما هم ویلون موندیم.
از اون ور کارنامه ها اومد و 3 تا تجدیدی توی فیزیک و هندسه و حسابان آوردیم و به کل حالگیری.
این شلوغی مملکت و نزدیکی خونه ما هم به مرکز اغتشاشات از یه طرف و این وضعیت درسی ما هم از طرف دیگه.
حالا بگذریم دیروز بابام میره وصل میکنه و به من هم نمیگه ولی امروز خودم متوجه شدم و قاچاقی فیش رو وصل کردم و اومدم.
حالا نمیدونم تا کی میتونم قاچاقی بیام ولی فکر نکنم مشکلی داشته باشم ولی خوب قطعا مثل قدیما سگی نمیتونم کار کنم ولی حواسم به بخش هست و نمیزارم بخوابه.
از 3 یا 4 روز دیگه خبرام رو میزارم چون الآن اصلا نمیدونم توی WWE چه خبره.
به زودی برمیگردم.
MaJiD HetFieLd
07-10-2009, 02:14 PM
خوب هادی خودت خواستی و گفتی بحث مهیجیه و ادامه بدیم:4:
به ترتین چرت و پرتهای جواب میدم:4:
1:من فرق بین شوخی و جدی رو میدونم ولی تو خنگی و نمیدونی((تا تهش رو برو و به عمق فاجعه پی برم ببین منظورم چیه:24:))
2:من نگفتم که تو گفتی سنت بالاست...یه جوری حرف زدی که مثلا میخوای بگی گنده انجمن هستی...برو بخون ببین چی گفتی...
3:اولا اصفهانیا اسمشون بد در رفته و اونطور که تو میگی نیستن...مقتصد هستن و نمیذارن کلاه سرشون بره:24:دوما من معین رو دق مرگ نکردم واسه پول دادن...بهش گفتم فردا پول رو میریزم و تو هم سفرش رو پست کن...اونکه باید دق مرگ بشه منم که هنوز اداره پست CD ها رو پست نکرده...
4:بازم اشتباه درک کردی حرف من رو...من نگفتم تو دروغگویی و بهت تهمت نزدم...من گفتم از کجا بدونم تو CD هارو توی ساکت گذاشتی و آووردی((شاید توی پلاستیک بوده:4:))منظورم اطمینان نداشتنم بود و دروغگویی تو چون نمیتونم ثابت کنم و گناه کسی رو بشورم:34:خلاصه که هر دفعه که میخواستی بیای هی میگفتی چمیدونم 40 تا فیلم واست آماده کردم و ...بگذریم...
5:در این مورد یکم حق با توئه...
6:تکه اول حرفت که بی ادبیه و بی ادبیت رو میرسونه...هیف واژه دانشجو که روی تو باشه:4:بعدشم من گفتم که معین پست کرد حالا چه ضرورتی داره من چاپلوسی معین رو بکنم((وقتی میگم کودن هستی ماله همینه:4:))بعد میگی که:نمیدونم غیر از سه شهر،ولی توی پرانتز 4 شهر وجود داره که باز هم کودن بودنت رو میرسونه و ...بعدشم در مورد اصفهانیا هرچی بگی کلی حساب میشه و هرچی میخوای بگی به شخص خود من بگو...من خوشم نمیاد به شهر و همشهریان من توهین کنی...بدم میاد...خوبه مننم بیام بگم تو چون تهرانی هستی فلان؟دیگه خوشم نمیاد چیزی رو ربط بدی به اصفهانی بودن من...چه شوخی چه جدی...
7:در این مورد که من مشاتقم که از جلو زیارتت کنم که یه حالی بهت بدم:4:اگه یادت باشه ما سر قیمت فیلم هم به توافق رسیدیم و قرار شد هر فیلمی رو 500 بهم بدی که گفتی از همه اگه اشتب نکنم 700 میدم به تو چون باهم رفیقیم 500 و منم کلی حال کردم:4:در مورد اون تکه اهر هم بر میگردیم سر موضوع شوخی و جدی و فهمیدن و نفهمیدنش:24: ...
8:شک نکن:4:
9:من از جانب تو عذر خواهی کردم...دیگه اون با بچه هاست که تصمیم بگیرن...تو فوضولی نکن:4:
10:این. هستم:5:
در جوب اون خط آخرت هم باید بگم:
تو هم موفق باشی،گریم به حال تو بود:24:تو پول داشته باش بلیط بگیری بیای اصفهان نمیخواد کفش بوق بوقی بخری:11:
Mr.Carter
07-10-2009, 10:12 PM
سلام دوستان..
هر سلامی یه خداحافظی داره اما من بازم میام......
داریم میریم مسافرت خارجه دوبی میریم برای تفریح هم میریم اما بیشترش برای یه چیز دیگه است (دوستانی که در جریان هستند مانند بابک مرتضی و بابک می دونند)
دوستان دعا کنید کار ما درست شه
ار بابک می خوام نقد کریر شاون رو بنویسه...
آرمان همونی رو که گفتم بزار
مجید جان باکس افیس رو ادامه بده بدردمون خورد
مدیر معظم خبری خوش اومدی برگشتی
خلاصه اینم متن بسیار خلاصه خداحافظی ما.......
وقت نیست منم خونه نیستم......
دوستان دعا کنید کارم درست شه.....
خداحافظ همگی
به امید دیدار.........
:34::34::34:
The Main Event
07-11-2009, 06:19 PM
دوستان علی امروز 3 دقیقه انلاین شد از فرودگاه گفت که یه هفته دیگه از دوبی برگرده همه چی رو میگه و گفت به همه سلامشو برسونم دیدم چه جایی بهتر از اسرار :4:
Goldberg The Man
07-12-2009, 07:17 PM
حضرات بكس جيگر انجمن ميدونين كه ابوالفضل طرفاي بيست و چهارم تهرانه ميخواستم ببينم كسي برنامه اي داره بياد تهران برا ميتينگ ؟ خواهشا هر چي زودتر همين جا بگين تا هماهنگ باشيم.
P E E P
07-13-2009, 03:46 AM
چند وقت پیش رفته بودیم تهران پیش بچه های فامیل . پسر خالم سالن گرفت و قرار شد بعد از ظهر بریم فوتسال . دو تیم شدیم و عینه خر افتادیم رو توپ :4: . یکی از این بازیکنا که بچه تهرونم بود ، هی وسط بازی به من تیکه مینداخت و تنه میزد . آقا منم که (بچه ها میدونن :4: ) اصلا کنترل اعصاب و البته دهن خودم رو ندارم !ولی هیچی نگفتم ... .
به ما گفتن که یه ربع مونده ، این15 دقیقه رو شرطی بازی کنیم (بازنده به برنده یه رانی میده) . تو این 15 دقیقه ی بازی ، این بشر بازم هی به ما تیکه پروند و با تنه و ... نذاشت بازی کنیم . هیچی ، آخرش 6 تا عقب افتادیم و چند ثانیه مونده بود . همین که مسئول سالن اومد گفت وقت تمومه ، این بچه تهرونیه شروع کرد به مسخره کردن و هی ادا اطفار در آورد و یهو گفت : " باختین هه هه هه ، ک.ی.*.ر خوردین ! " آقا من یهو برگشتم یه مشت کوبوندم تو گونه ی مبارکش و دعوامون شد . منم که بچه شمالم و ... :4: . افتادیم رو سر و کله ی هم و چنگ انداختیم و مشت و لگد زدیم . اینا هم نمیتونستن ما رو جدا کنن . آخرش دیگه خودمون خسته شدیم و بالاخره با کمک مسئولان دعوا خاتمه پیدا کرد .
من هنوز بعد از دعوا عصبی بودم و سر و صورتمم قرمز شده بود . مسئول سالن من رو برد تو بوفه بهم یه رانی داد ( :4: ) گفت بخور آروم شی .
همینجوری که داشتم رانی میخوردم از تو بوفه اومدم بیرون و دیدم همه دارن لباساشون رو عوض میکنن . این تهرونیه هم یه نگاه به من کرد و به دوستاش گفت : " ببین ، ما بازی رو بردیم ، این آقا داره رانی میخوره . " بعد رو کرد با خنده به من گفت : " لااقل یخورده تهش رو بذار من بخورم . " منم خندیدم و رانی رو بهش دادم . بعدم از هم عذرخواهی کردیم و یه ماچ دادیم ( :4: ) و از سالن اومدیم بیرون . بعد شماره ی هم رو گرفتیم و پسره به من گفت هر وقت دوباره اومدی تهران سالن گرفتی یه زنگ به من بزن منم بیام . "
بعدش دست دادیم و رفتیم خونه ... . قصه ی ما به سر رسید ، کلاغه تو مستراح چســـید . :4:
legendarp
07-13-2009, 09:09 AM
ابولی امروز تهرانه
مراتب گزارش خواهد داده شد
The Godfather
07-13-2009, 01:51 PM
لطفا اگر جلسه ای هم قراره برگزار بشه پایین شهر باشه که ما هم باشیم
طرفای خیابون پیروزی عالیه :4:
H H H
07-13-2009, 03:58 PM
مژده دهید IranWwe را حین که نگار میرس---------------اب زنید راه را بوی دوست میرسد
دوستان دعا کنید خبر های خوشی در راه هست.
Hamid
07-13-2009, 06:58 PM
عرفان جون زود خبر رو بگو!!:4:
میخوای ما رو جوون مرگ کنی!:4:
H H H
07-13-2009, 11:42 PM
سلام
از جایی که من و شما دعا مینیم خبر خوشی که در راه هست به حقیقت بپیونده
میخوام همتون رو شاد کنم که اگه خدایی نکرده نشد خیلی ناراحت نشین:4:.
امروز یه چند تا عکس برخورد و یه سری اطلاعاتبراتون حاظر کردم!!!
ایا میدانستید:
1-مردم ساده دل ما برای پیروز شدن جومونگ در هر قسمت نظر و نیاز میکنن!!!(کاملا واقعی اینو خودم شنیدم اگه خواستید تعریف کنم)
2-ایا میدانستید سونگ ایل گوک(بازیگر نقش جومونگ) بزرگترین مدل کره هست!!!
3-ایا میدانستید مادر جومونگ بانو یوها توسط امپراطور گوموا کشته میشود!!!
4-ایا میدانستید امپراطوری که جومونگ راه اندازی میکنم 705 سال پابرجا بوده!!!!
5-ایا میدانستید یونگ پو در کره خواننده هست!!!
6-ایا میدانستید سریال جومونگ تا قسمت 4(جومونگ4) هم ادامه دارم و الان هم وارد ایران شده!!!
اینم 3 عکس زیبا از بازیگران زیبای این سریال:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
-----------------------------
حالا بزنیم تو بخش چیزولوژی:4:
عکس های زیر رو تازه پیدا کردم و وقتی دیدم از خنده روده بر شدم:4: چرا؟؟؟چون این عکس ها نقاشی هست و نقاشش چقدر وقت صرف کرده تا اینا رو بکشه:4:.
***************************
------------------
مراسم شام در مجلس عروسیه معین و هموسو!!!!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
فعلا...
The Last Outlaw
07-13-2009, 11:49 PM
[align=center]
6-ایا میدانستید سریال جومونگ تا قسمت 4(جومونگ4) هم ادامه دارم و الان هم وارد ایران شده!!!
يعني تلويزيون ميخواد 4 سال ديگه هم جومونگ پخش كنه؟:23:
The Godfather
07-13-2009, 11:52 PM
نعوذبالله
این صور قبی حه رو از کجا گیر آورده اید عرفان جان
آیا میدانید این ها چه گناهی دارند ؟
نگذارید با دیدن این تصاویر دنیا و آخرت خود را نابود سازید
بیاینه شماره ... حاج مرتضی در سخنرانی های 18 تیر :4:
H H H
07-13-2009, 11:57 PM
[align=center]
6-ایا میدانستید سریال جومونگ تا قسمت 4(جومونگ4) هم ادامه دارم و الان هم وارد ایران شده!!!
يعني تلويزيون ميخواد 4 سال ديگه هم جومونگ پخش كنه؟:23:
حالا میخواد پخش کندش رو نمیدونم ولی فکر نکنم چون از یک به بعدش باید خیلیبره تو سانسورینگ(نه که الان نیست).:4:.
اگر بخواد پخش کنه از 4 سال بیشتر میشه :4:.
The Dark Knight
07-14-2009, 09:31 AM
دوستان لطف کنین هرگز عکس های عریان و مخصوصاّ ه ا ر د ک و ر در سایت قرار ندید. یک بار دیگه مشاهده کنم, مهم نیست کی باشه, بدون اخطار اخراج خواهید شد.
ممنون.
موفق باشین.
TeZAR
07-14-2009, 09:53 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
به عکس روی روزنامه دقت کنید :4:
( نگید ساختگی هست ! )
خاطره هم نداشتم بگم :4:
The Last Outlaw
07-14-2009, 11:38 AM
كاملا واقعيه!
قابل توجه دوستاني كه كلاه و مچبند سبز سينا رو باور نداشتند!
H H H
07-14-2009, 11:57 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
به عکس روی روزنامه دقت کنید :4:
( نگید ساختگی هست ! )
خاطره هم نداشتم بگم :4:
اه.
از وینسم بدم اومد!
دخترک مرده که مرد حالا کردنش بت.انگار فقط این مرده.حالا از یکی فیلم گرفتن.
مارو گ..دن اینقدر سن تو ال و چرت و پرت که چمیدونم ندا را فراموش نمیکنم و ....
حیف دستش از دنیا کوتاس وگرنه جاش هست که بهش یه حرفی میزدم.
دوستان لطف کنین هرگز عکس های عریان و مخصوصاّ ه ا ر د ک و ر در سایت قرار ندید. یک بار دیگه مشاهده کنم, مهم نیست کی باشه, بدون اخطار اخراج خواهید شد.
ممنون.
موفق باشین.
اکس کیوز می برای خنده گذاشتم.
The Dark Knight
07-14-2009, 12:30 PM
ویدئوی این عکس هم اگر می شه لطف کنین بزارین.
ممنون.
موفق باشین.
AmiRi
07-14-2009, 12:32 PM
اه.
از وینسم بدم اومد!
دخترک مرده که مرد حالا کردنش بت.انگار فقط این مرده.حالا از یکی فیلم گرفتن.
مارو گ..دن اینقدر سن تو ال و چرت و پرت که چمیدونم ندا را فراموش نمیکنم و ....
حیف دستش از دنیا کوتاس وگرنه جاش هست که بهش یه حرفی میزدم
آقا عرفان نباید دربارش اینطوری حرف بزنید فقط اون نمرد درسته ولی اون با رفتنش حالا برامون یک نماد شده نه یک آدمی که بشه بهش توهین کرد . اون نمرد که من پشت سرش حرف بزنم . البته من افرادی رو دیدم که همین نظری رو که شما دارین رو داشتن , آخرش هم قانع نشدن با حرفهای من , ولی اینطوری نباید دربارش صحبت کرد . این کلیپ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) رو میزارم برای کسایی که ندیدنش و دربارش قضاوت میکنن . در مورد این عکس هم راست و دروغش پای کسی که عکس رو گزاشت .
WE WILL NEVER FORGET
Sir.Dani
07-14-2009, 12:39 PM
دوستان تا جومونگ 2 حقيقت داره.بقيه جومونگ ها كار افرادي سودجو هست .وقتي ديدن سريالي مثل جومونگ طرفدار داره خواستن از اين كار سوءاستفاده كنن.
با اين وجود جومونگ 5 هم بزودي مياد :D
H H H
07-14-2009, 12:55 PM
اه.
از وینسم بدم اومد!
دخترک مرده که مرد حالا کردنش بت.انگار فقط این مرده.حالا از یکی فیلم گرفتن.
مارو گ..دن اینقدر سن تو ال و چرت و پرت که چمیدونم ندا را فراموش نمیکنم و ....
حیف دستش از دنیا کوتاس وگرنه جاش هست که بهش یه حرفی میزدم
آقا عرفان نباید دربارش اینطوری حرف بزنید دربارش فقط اون نمرد درسته حالا ن*دا برامون یک نماد شده نه یک آدمی که بشه بهش توهین کرد . اون نمرد که من پشت سرش حرف بزنم . البته من افرادی رو دیدم که همین نظری رو که شما دارین رو داشتن , آخرش هم قانع نشدن با حرفهای من , ولی اینطوری نباید دربارش صحبت کرد . این کلیپ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) رو میزارم برای کسایی که ندیدنش و دربارش قضاوت میکنن . در مورد این عکس هم راست و دروغش پای کسی که عکس رو گزاشت .
WE WILL NEVER FORGET
اگه همن کلیپی هست که لحشه تیر خوردن و مردنش هست رو دیدم.
الان همه این شبکه های ******* ای که میخوان بگن خیلی از وضع الان ایران حالیشونه هی فقط یه اسمی میگن اونم همینه چقدر خواننده ما برای این اهنگ خوندن.چقدر برای این شعر خوندن و .....
الان یه سری از همین شبکه ها بعد از خوابیدن سروصدا(تا حدودی) دیگه خودشونو جمع کردن و به برنامه های عادی خودشون ادامه دادن ولی یهسری دیگه شورشو دراوردن هی اهنگ میکس شده با این ویدئو رو نشون میدن هی مجریه میگه ندا با چشمانی باز مرد وای به حال ما که با چشمانی بسته داریم زندگی میکنیم.
اخه یکی نیس بگه تو که اونسر دنیا نشستی وکیل و وسی مردمی چی کاره مردمی که اینقدر اسم و این ویدئو رو هی میزارین .
مگه بودید و دیدید که چه جوری چقدر ادم که همسن همین بودن رو دستگیر کردن چقدر رو با باتوم زدن چقدر رو کشتن حالا یه ویدئو از این بیرون اومده فقط این شهیده!!!!
فوری هم اسم شهید میزارن روشون.کی میگه اینا شهیدن!!!
واژه شهید حرمت داره!!زمت و بزرگی روح یه فرد رو نشون میده.
به گفته خود قران شهید کسیه که برای دفاع از خاک کشورش و مقدساتش بره و بجنگه و شهید شه اینا برای کودوم مقدسات رفتن جنگیدن!!برای کی؟؟؟برای کسی به اسم .. یا کسه دیگه!!!
اگه ایینا با اونایی که تو جبهه جنگ روی مین میپریدن و روی سیمخاردار میخوابیدن تا یه گردان بتونه بره و عملیاتشو انجام بده یا کسی که از زمان جنگ تا الان شیمیایی هست و داره درد میکشه برابره چرا برای جفتشون واژه شهید رو به کار میبرن!!!اگه این شهیده به ولاه اونا کم از پیامبر (استغفرلااله) ندارن.
من نمیخوام از کاندیده خاصی حمایت کنم اصلا در حد این حرف ها نیستم ولی ...
تو مترو کلیپ پکیدن این رو همش میفرستند.تو کوچه و محله حرف اینه!!!
طرف مرده بعد از مرگش هی عکس های خونوادگیش رو تو اینترنت پخش میکنن.
این که مرده ناموس این مملکت بوده مثل خواهر من (خدا رو هزار بار شکر که از این خواهر ها نداریم) و شما بوده حالا این عکس هاش که تو اینترنت پخش شد رو هر ادک خوب و با سواد یا هرزه و ... میبینهاگه واستون مهمه پس کاری نکنید که روحش ناراحت باشه.
عکس ادم مرده که مسلمونبوده و طبق قانون مسلمون ها نباید بعد از مرگش حرف و ... چچیزی باشه چون دستش از دنیا کوتاس.حالا اونایی که هر جای دنیا هستن و عکس اینو گرفتن دستشون چه محرمیتی با این دارن!!اونایی که این عکس ها رو تو دنیا پخش کردن چه با اجازه پدر و مادرش چه بی اجازه براشون ثواب داره یا شرو گناه برای خودشون خریدن.
ولی اصل حرفم روی دو نکته هست:
1-واژه شهید رو به هرکسی مثل اینا نچسبونید.
2-فقط این نبوده سنگ اینو هی به سینه نزنید.
فعلا...
The Last Outlaw
07-14-2009, 01:03 PM
ویدئوی این عکس هم اگر می شه لطف کنین بزارین.
ممنون.
موفق باشین.
بفرمائيد:
Mcmahon in Raw 22 June 2009 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
حجم: 4.5 مگ
هاست: 4shared
H H H
07-14-2009, 01:03 PM
دوستان تا جومونگ 2 حقيقت داره.بقيه جومونگ ها كار افرادي سودجو هست .وقتي ديدن سريالي مثل جومونگ طرفدار داره خواستن از اين كار سوءاستفاده كنن.
با اين وجود جومونگ 5 هم بزودي مياد :D
شما 3 و 4 رو دیده که اینطوری میگی؟؟!!!
من خودم 3 و 4 رو تا جایی که اومده دیدم.همش ادامه سلطنت گوگوریو هست.
The Main Event
07-14-2009, 02:31 PM
البته عرفان جان خدا میگه کسی که صبح بخاطر خانوادش و در راه حلال داره میره کسب و کار اگه یهو سکته بزنه شهید حساب می شه !!
AmiRi
07-14-2009, 03:51 PM
عرفان جان حرف شما درست اصلا هرچی شما میگی درسته . حالا شما میگید که شبکه های ******* ای اینطوری میگن و خیلی گندش کردن ولی بد نیست به همین شبکه های ایرانی بندازین که یک آدم از خدا بی خبری رو میارن توی شبکه خبر که میگه آره یک خانومی مثل اینکه اسمش مونا بود بعد از پشت صحنه بهش میگن نه مونا نبود اسمش ندا بود و حالا جالب اینه که فامیلیش رو هم اشتباه میگه از اون طرف میگن که مرگش مشکوک از طرف دیگه که این م*ج*ا*ه*د بود و ... از این .....ها که وقتی این حرفها رو میشنوم میخوام بزنم دندونای اون طرف رو توی دهنش خورد کنم (آقا عرفان جسارت نشه منظورم به شما نیست منظورم به این صدا و سیماییهاست) .
حالا شما میگید واژه ی شهید رو برای هر کسی به کار نبرید چطور همین نظ*امی نظامی هایی که ل*ب مرز های ایران هستن پول هنگفتی میگیرن تا بار های قا*چ*اقی میگیرن که وارد ایران بشه سر یکی از این معامله ها بمیرن به اینها میگن شهید (نگو اینطوری نیست جون خودم دیدم البته اینکه پول میگیرن و اجازه ی رد شدن رو میدن) یا همین دایی خودم جانبازه میگه نمیگم همه ولی خیلی از افراد داخل جبهه که به قول خودشون شهید شدن سر خنگ بازی خودشون بود مثلا یک تخته سنگ بزرگی بوده بعد اینها میرن زیرش سنگر میسازن و نصفه شب تخته سنگه می افته روی سرشون و همشون میمیرن این یکیشه خیلی ها بودن مثل اینها . بعد خودمم گفتم که فقط این نبوده 20-30 نفره دیگه بودن ولی به خاطره مظلومیت چهره و از دنیا رفتنش شده نمادی از آزادی برای مردم . این کسایی که میگی توی شبکه های ******* ای میان و حرف میزنن خوب اونها هم ایرانی هستن و از من و شما و بقیه یک پله از نظر اطلاعات بالاتر هستن مثل :دکتر نو*ری زا*ده , دکتر ساز*گ*ا*را , دکتر بهرام م*ش*ی*ر*ی و خیلی های دیگه که در زمان انق*ل*اب توی ایران بودن و اون هارو با ترس و تهدید انداختنشون بیرون و حالا خودشون نشستن میگن هرچی ما گفتیم بقیه هم بوق هستن . اصلا خیل میکنی کی دستور سر*ک*وب مردم رو داد کی جوون های مردم رو به کش*تن داد . اگر میگی ولایت فق*یه یک سوال ازت دارم . شما توی یک جای قرآن رو پیدا کنید که از ولایت فق*یه نام برده باشه و این رو هم بگم که نام برده ولی در ادامش گفته که این مقام مخصوص پیامبرها و معصومین هست نه این ا*ر*ا*ز*ل*های متهجر از زمان عقب مونده ی دزد . اگر اینطوری که من گفتم نبود من اصلا دیگه هیچ نظری توی انجمن نمیدم .قول مردونه میدم.
ممنون amir.ha6
Mr.Carter
07-14-2009, 05:10 PM
دوستان ویزا US OF A رو گرفتیم سفر نامه شنبه که تهرانیم.... :4:
قربونه همه با دعاهاتون :4:
Sir.Dani
07-14-2009, 07:17 PM
عرفان يك دستي گرفتي مارو؟
فيلمبرداري جومونگ 2 -6 ماه نميشه تموم شده
يعني انقدر فعال هستن؟
جومونگ 3 كه راجع به كره قبل ميلاد هست كه مردم خرس شكار ميكنن و يه آدم مثل پيامبري مياد و مردم رو هدايت ميكنه
4 هم شنيدم مياد كل جهان رو تسخير ميكنه
آيا بازيگر 3 و 4 سونگ ايل گوك(بازيگر جومونگ 1 و 2) هست؟
با اين بچه بازيا مردم رو رنگ ميكنن و افرادي هم باور ميكنن(بلانسبت عرفان جان:4:)
H H H
07-14-2009, 08:07 PM
عرفان يك دستي گرفتي مارو؟
فيلمبرداري جومونگ 2 -6 ماه نميشه تموم شده
يعني انقدر فعال هستن؟
جومونگ 3 كه راجع به كره قبل ميلاد هست كه مردم خرس شكار ميكنن و يه آدم مثل پيامبري مياد و مردم رو هدايت ميكنه
4 هم شنيدم مياد كل جهان رو تسخير ميكنه
آيا بازيگر 3 و 4 سونگ ايل گوك(بازيگر جومونگ 1 و 2) هست؟
با اين بچه بازيا مردم رو رنگ ميكنن و افرادي هم باور ميكنن(بلانسبت عرفان جان:4:)
نه دیگه من تا 4 اش داستانش رو میدونم.
3 و 4 هم زمان داره در کره پخش میشه.3 اش رو 30 قسمت وارد کردن با زیر نویس فارسی و 4 اش رو 33 قسمت اولاشون با زیر نویس هست.
اونی که شما میگی(منجی دو عالم) که پیامبرشون قدرت اب و باد و خاک رو داره هم دارم و دیدم ولی اون نیست الان تو اکثر شاپ های ایرانی زدن اینو.
اسم 3 :پادشاهیه خدایان هست.
و اسم 4: امپراطوریس چونگو(امراطوریس اهن)
ماجرای 3 اش برای پسر موهیول(هودونگ) هست که از زمانی هست که موهیول خودش زندس.
داستان 3 اش اینه که یه طبل دارن تو گوگوریو که تا دشمن میخواد بهشون حمله کنه طبله خود به خود به صدا در میاد و....ولی اصل ماجرا سر شاهزاده هسات.که دو شاهزاده از دومادر و یک پدر(شاه) در یک شب به دنیا میان و پیگوی قصر میگه که یکی کشور رو به ویرانگی میکشونه و یکی کشور رو بسیار پیشرفته میکنه.
دو شاهزاده هم یکیشون دختر و دیگری پسر بوده و مادر دختر به خاطر قدرت بیشتر خاندانش تو قصر به همه میقبولونه که اونی که کشور رو به ویرانگی میکشونه پسره هست و اونو از قصر میشوتن بیرون.داستان بین این دختر و پسر میشه و عشق این دو داستان رو میسازه.
اینم عکساش:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اما 4اش:
داستان 4 از زمانی شروع میشه که گوگوریو خیلی پیشرفت کرده و در حال شروع جنگ با یه کشور وحشی و بسیار قدرتمند که هم زمان با دو کشور داره جنگ میکنه و چقدر سرباز میخواد به گوگوریو حمله کنه.
بسیار جنگ اولش زیبا هست.
اما داستان 4 اینه که شاه میمیره و زنش حکومت نظامی رو به دست میگره و برادر زن شاه میشه شاه کشور.(اگر جومونگ 2 رو دیده باشید کسی که نقش دابوی یوری رو داشت نقش برادر زن شاه رو اجرا میکنه)و قدرت جنگیدن این زن بسیار هم بالاست مثل جومونگ هم بسیار محارت داره در تیر ول کردن.
اینم عکسهایی از این سریال:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
---------------------
حالا برای طفدارای جومونگ هم چند عکس زیبا اماده کردم:
جومونگ و یوری (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
جومونگ هود (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
تسو و یونگ پو (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
جومونگ و بیرو و دوستان (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس بسیار زیبا از سو سو نا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
جومونگ در حال تیر زدن به بابای سولان (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بک بسیار زیبا از جومونگ و دوستان. (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
در عکس اول اونی که کنار جومونگ هست پسرش یوری هست.
در عکس چهارم زمانی هست که جومونگ برای تبریک گفتن به تسو میخواد بره بویو اون که دسنه چپش هست بیرو پسر بزرگ سوسونا هست و دیگر افراد رو میشناسید.
فعلا...
Ð-i-R-Ť-Y
07-14-2009, 09:27 PM
تورو خدا از این بحث ها راه نندازید , خودتونم بهتر میدونید جز ضرر هیچ چیز دیگه ای نداره برای ما ! نه این وریا به نتیجه میرسند نه اون وریا .
پس این چیز رو از ذهنتون دور کنید !
Mr.Carter
07-14-2009, 09:32 PM
چه قدر طرفدار داریم آهای مردم.........دارم میرم آمریکا....... :4:
برا همیشه دیگه انشالاه؟؟؟
آره دیگه :4: میریم دیگه........
تا آخر تابستون در خدمتتون هستیم :4:
I Am Legend
07-14-2009, 09:56 PM
چند بار باید گفته بشه که بحث سیا*سی نشه تو فروم؟ تا چند بار باید تذکر داده بشه به یک کاربر؟ بعد حرف که بهتون میزنیم بهتون بر میخوره که چرا به ما حرف زدید و اینجا آزادی وجود نداره . این بار آخری هستش که بهتون تذکر میدم به این بحث ها ادامه ندید چون هم به ضرر فروم و هم به ضرر خودتون تموم میشه .
amir-aghaei
07-14-2009, 11:37 PM
:9:
سلامی کوچولو به بروبچ انجمن! ما هستیم! از خونه شایان جون آن شدیم!!جاتون خالی..
عارضم خدمته بچه های گل ...که روز پنج شنبه ساعت 6 بعد از ظهر ...چند مکان رو در نظر گرفته ایم که با نظر بچه ها به یک انتخاب واحد تا فردا شب برسین...
غرب تهران: 1.پارک جنگلی (با آلو جنگلی اشتباه نشه) چیتگر - 2.کن سولقون (با حلقوم اشتباه نشه!!!) 3.پارک گفتگو
شمال تهران: 1. پارک قیطریه 2. پارک جمشیدیه 3.پارک نیاوران
مرکز تهران و شرق تهران :به علت الودگی صوتی و تصویری این مناطق از پذیرایی شما معذوریم!!!!
چند نکته مهم :
1. لطفام !! ساعت 6 بعد از ظهر که تشریف اوردین سهی کنید حدالمکان شام رو میل فرموده!!!
2. لطفام از خرج کردن نهراسید!! ما با شماییم ...
3.لطفام کسی فکره زیاده روی نباشه...تا به حقوق شهروندان و کاربران و خصوصان مدیران و معاونان !! انجمن لطمه نخوره...
4. منتظر دیدن قیافه هچل هفتتون هستیم!! اعتماد شما..سرمایه انجمن..
5.از اوردن همراه و بچه شیر خواره خود داری کنید...با تشکر ... مدیر محترم اسبق!!بخش گوناگون : AMIR_AGHAEI !!!
جا داره پیشاپیش مقدمه علی گلدبرگیان رو به تهران گرامی بداریم... معرفت و مرام رو از علی بیاموزید که از مشهد میاد تهران واسه میتینگ اونوقت شما در تهرانید و گشادیتون میشه! یکم بازش کنید ارشدی رو بکنیم!!! توش!! مرسی...
=======================
ما در حال مسافرتیم...خیلی بهمون داره خوش میگذره..جای همتون خالی..هر روز یه جا تلپیم...دیروز گلپا..امروز تهران..بعدان رشت..متعاقبن اراک و....
راستی خبرها بمون میرسه..خودمون نیستیم ولی داش ممد میرسونه...دوستان ناراحت میشن تو ارسالها نامشون میاد شخصان وارد مذاکره شن تا وارد جعبه سیاه شن!
لطفام وکیل وسیع مدیر و کاربران نشوین..خیلی لطفام میکنید شما!!
خندم میگیره که فرق پست طنز و مزاح رو با جدی تشخیص نمیدن...بله با شمام اقای بازیگر دانگل دیویس !!!:7: دلتم بخواد که بات شوخی میکنم ... توبرو فیلمتو بازی کن ... یجوری مدیرا رو بزرگ میکنین که انگار از اسمون هفتم افتادن... نه داداش از خرت پیاده شو منم سوار کن بات!!!
حالا زیاد ناراحت نشو عزیزم... واسه قلب شیرت ضرر داره دانگل جون...!
از اینکه یار و یاور انجمن بودین متشکریم... بحث سیاسی هم موقوف مگه به بیانیه های چند صفحه قبل توجه نکردین... از اطلاعات بترسی فرزندانم!!
حرف دیگری نیست... یعنی مخ کشش نداره...انشالا وقتی برگشتی سفرنامه ها رو در چند قسمت 90 دقیقه ای تحریر میکنیم.....
قربون همگی دوستان و عزیزان انجمن...مراقبه خودتون باشین..
یا علی...
The Pincode
07-15-2009, 12:16 AM
سلام و ارادت خدمت ریش سفید عزیز ، ابوالفضل ... خیلی خوشحال شدیم چمشون به جمالتون روشن گردید :4: ... حیف که راه دوره وگرنه تخته گاز میومدم میتینگ ، تهرون !!! :4:
عجب سرگذشتی داره این جومونگعلی و ما نمیدونستیما ... کره ای ها کلا به تیر ول کردن علاقه دارن ولی خدا وکیلی آدم حال می کنه میشینه جومونگ یا امپراطوردریا رو می بینه ولی سریال های ایران 4 عدد اسکل افتادن به جون صدا و سیما ریـــدن تو هر چی سریاله ... شما تا حالا دیدین سکانسی تو رستگاران کسی گریه نکنه ؟؟؟ :4:
ولی خداییش اگه کسی سریال های آمریکایی مثل Lost و Prison Break رو ببینه دیگه سمت جومونگ و توفونگ نمیره !!! ( تبلیغ واسه معین (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) / Exclusive )
The Godfather
07-15-2009, 12:20 AM
حالا این پائین شهرا کسر شان داره که بچه های انجمن دور هم باشن ؟:|
حداقل یه سری طرفای میدان شهدا ، خیابان پیروزی ، خیابان ... پلاک 142 بزنید :4:
MaJiD HetFieLd
07-15-2009, 03:10 PM
سلام به همه
بابا عرفان ولمون کن تورو خدا با این جومونگ:4:منکه CD جومونگ رو واسه حاچ خانم گرفتم تا ببینه متاسفانه RMVB بود و باید توی PC پخش میشد و به ناچار منم مینشستم با حاچ خانم جومونگ میدیدم و واسه دوستام تعریف میکردم:4:دوستام میگفتم توکه اهل جومونگ نبودی،توهم جومونگ بین شدی؟:26:گفتم ای بابا چیکار کنیم دیگه؟
حالا قسمت بدش اینجا بود که از قستم 60 تا 70 زیر نویس نداشت و من هیچی میخواستم بزنم جلو حاچ خانم میگفت دست نزن بذار ببینم چی میگن؟:4:گفتم مگه تو کره ای هم بلدی؟گفت نه لهجشون باحاله:11:ما فقط توش کلمه هاش جومونگ و یوریا و سوسونو رو میفهمیدیم و دیگران:4:
ولی اونایی که دارن این سریال رو دنبال میکنن داغ مرگ نارو و تسو به دلشون میمونه:4:
ولی سریال میخواین فقط DEXTER :5: معین بمن 5 تومن تخفیف داد تا بیام اینجا واسش تبلیغ کنم:12:
شوخی کردم دوستان:4:ولی فقط سریالهای خارجی:5:یکی نیست بگه مگه کره خارج نیست؟:4:
DEXTER واقعا قشنگه و من بهتون پیشنهاد میکنم حتما تهیه کنید و ببینید:5:پر از داستانهای جذاب و هیجانیه توش:5:
واستون دو تا وال ازش میذارم حال کنید:5:
DEXTER 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
DEXTER 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
حتما میدونید که حدودا دو هفته پیش کنسرت با شکوه شادمهر عقیلی:7: در کلاب نوکیا بود:5: و حتما میدونید که واسه همایت از X با د س ت ب ن د و تیشرت س بز حاضر شد توی کنسرت:5:
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خوب بگذریم ولی چیز جالبی که شادمهر بغیر از این کارش نشون داد اون آغاز برنامه با اجرای آهنگی از مایکل جکسون بنام Smooth Criminell که با ویلون زده شده شروع کرد که مورد استقبال هوادارا قرار گرفت:5:
دانلود آهنگ مایکل جکسون توسط شادمهر با ویولون (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ابوالفضل جون و همه بچه ها جای مارو خالی کنن:5:
منم میخواستم برم تهران ولی نشد...امیر آرین هم کلی اصرار کرد و همینطور هادی ولی خوب ...
ابوالفضل جون عکس یادت نره ها:4:
H H H
07-15-2009, 03:59 PM
هه
تازه این جوانک ها زدن تو کار دکستر:53:
ما بچه بودیم (همسن الان ابولفضل و معین و ...این کوچولو موچولوها) این فیلم رو از جد معین(اون موقع کلوپ داشت الان این شاپ زده) کرایه کردم دیدم.
خیلی فیلم زیبایی هست پیشنهاد میکنم وقت رو از دست ندید و همین الان به معین سفارش بدید.
خدایا این جوانان کم ظرفیت را اصلاح کن که با دیدن یک فیلم این همه جو گیر میشوند.
اینم چند تا عکس شاخ برای طرفداراش:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
فعلا...
Goldberg The Man
07-15-2009, 06:14 PM
خوب بكس گل انجمن ما امشب ساعت 10 به اميد خدا راهي پايتخت ميشيم.گفتم اين دم رفتن حلال بودي ازتون بگيرم اگه يوقت ديگه برنگشتم-بعد از 120 سال:4:-برام خيرات كنين...
راستي همونجور كه ابوالفضل گفت فردا پنجشنبه ساعت 6 عصر منتظر قدوم سبز شما هستيم...ولي جدا اگه ميتونين بياين مخصوصا اونايي كه تهران و كرج و اين نزديكا هستن من كه شخصا خيلي خوشحال ميشم ببينمتون...ديگه اين موقعيتا پيش نمياد شايد سال ديگه پيش بياد كه حالا تا اون موقع معلوم نيس كي مرده كي زنده...خلاصه كه اگه بياين خيلي عالي ميشه.در ضمن نگران خرج و مخارج نباشين.مطمئنا باشين جايي كه يه مشهدي هست يا بقيه حساب ميكنن يا نهايتا دنگي دونگي هستش:9::4:
عرض ديگه اي خدمت باسعادتتون نيست...به قول مستر پرزيدنت خدافس:7:
Mr.Carter
07-15-2009, 07:11 PM
ما که نیستیم همه میان :4:
جای مارو خالی کنید.. :4:
دهنم درد گرفت بابا :|
جای همه خالیه اینجا........
تهران چقدر گرمه؟؟؟؟؟
...Shayan_R
07-15-2009, 11:59 PM
سلام
طبق اعلام ابوالفضل: قرار ، فردا ساعت 6 بعد از ظهر به بعد ===> پارک لاله واقع در بلوار کشاورز { برای راحتی بچه ها در رفت و آمد }
هر کدوم از دوستان خواستن تشریف بیارن . خوشحال میشیم .
The Last Outlaw
07-16-2009, 01:18 AM
سلام
طبق اعلام ابوالفضل: قرار ، فردا ساعت 6 بعد از ظهر به بعد ===> پارک لاله واقع در بلوار کشاورز { برای راحتی بچه ها در رفت و آمد }
هر کدوم از دوستان خواستن تشریف بیارن . خوشحال میشیم .
ايول راست كار منه:4:
فردا احتمالا براي مسابقات ميرم فدراسيون شطرنج كه ميشه بغل پارك:4:
فقط قرار كجاي پارك باشه؟
من پيشنهاد ميدم جلوي ورودي شرقي(خيابان حجاب) وايسين تا همه بيان.
H H H
07-16-2009, 10:01 PM
سلام
دوستان فردا صبح ساعت 6 کنکور دارم :4:
اگه شد فردا بعد از ظهر میگم بخندین:4:.
دعاکنین.:4:
فعلا...
The Main Event
07-16-2009, 10:59 PM
سلام
دوستان فردا صبح ساعت 6 کنکور دارم :4:
اگه شد فردا بعد از ظهر میگم بخندین:4:.
دعاکنین.:4:
فعلا...
سرتو خم کن تا درا وا بشن تا بگی نه پشت کنکور میمونی :4:
ایشا خوب بدی کنکورتو ....
H H H
07-17-2009, 12:42 PM
سلام!!!!
فاتح!!!!
رفتیم کنکور دادیم و پیروز برگشتیم!!
صب ساعت 5 از خاوب پاشدم و صبونه و لباس و حاظر شدم برای رفتن.دوباره گفتن لباس راحت بپوشید منم با دمپایی رفتم ولی نمیدونستم چه چیز هایی در راه هست.باز با بابامون رفتیم سمت دانشگاه ازاد اسلامی کرج. تو راه خانواده های دیگه رو میدیدم که بچه هاشون و دختراشونو میبردن سمت دانشگاه من هی نگاشون میکرم بهشون میخندیدم.رسیدیم خیابون های پشت دانشگاه خیلی شلوغ بود هی گشت میومد و ...درب ورودی خوارن درب شرقی و سمالی بود و برای برادران جنوبی و غربی.
ایندفعه چون تجربه داشتم سریع کارت ررو نشون دادم و وارد شدم و چون بلد بودم دیگه از راهنماها نپرسیدم که بگن مستقیم دست چپ!!رفتیم دم دانشکده دامپزشکی اول خیلی خلوت بود.ولی ایندفعه تعداد اقایان جبلی کم بود ولی جاش پر بچه سوسوله ماله مهرویلا و گنده سوسک های 45 متری.(این دو ناحیه که نام بردم جزو مناطق سوسول نشین کرجن).اینو یادم رفت بگم جولوی دانشکده دامپزشکی یه باغچه بود(باغچه که چه عرض کنم باغ بود) همه رو جدول کنار این نشسته بودن.یه طرف این چه سوسولا یه طرف بچه ه*ذب*ولایی ها نشسته بودن.به خدا بچه هذ.. اینطوری تاحالا ندیده بودم رکابی مشکی زیر پیرن مردونه سفید پوشیده بودن دکمه یخه رو تا اخری ببسته بودن فکر میکنم داده بودن یکی بالای اخرین دکمه هم بدوزن طوری بود که اکسیژن به زور میرفت پایین چه برسه به اب اشامیدنی!!! عطر مشدی هم زده بودن و .... . من و چند نفر دیگه وصط این دو گوروپ نشسته بودیم یهو دوتا اوتوبوس اومد پر ادم!!!تا از اوتوبوس پیاده شدن به ولاه قسم هر دو دسته(سوسول و هذ***) فر خوردن.همشون لاتو لوتای زمینای خانوم انصاری بودن(زمین های خانوم انصاری تو کرج مشهوره).اینا هی میومدن بچه سوسولا همش ساکت تر میشدن.همشون پیاده شدن دیدم اَ اَ اَ اَ حدود 20 تاشون قبلا با من تو کلاس زبان بودن و صمیمی ولی من که دیگه با اینا کاری نداشتم دیگه با شخصیت شدیم!! از دور باهاشون سلاملککردیم و رد میشدن هی.توشون یه چند تا بود که کلا همه فر خوردن!!یارو با پیجامه اومده بود.یکی دیگه به ولاه قسم با زیرپوش اومده بود. بعد درا باز شده من رفتم دیدم ودوم کلاس افتادم و اومدم برم تو ولی ایندفعه امنتیت بیشتر شده بود دوبار تفتیش بدنی میشدیم.رفتیم تو و من باز طبقه دوم بودم رفتم بالا یارو منو دیده میگه کدوم کلاس هستی میم 205 هستم میدونم کجاست(رو دیوار تابلو داشت) فک کنم خواستن جبران دفعه قبل رو بکنن گفت مستقیم دسته راست!!!من شاد شدم. رفتم تو کلاس عجب کلاسی بود!!!چه کولری چه تخته وایت برد هایی چه صندلی هایی!!نشستیم هی میومدن میشستن قیافه ها همه احمقی نزادی بودهمه ته ریش قیافه کور کچلی.از اینا هم بودن که بو گند عرق میدادن.همه هم صندل با جوراب پوشیده بودن منم اینقدر بدم میاد.
یه یکی دوتا توشون ادم اومد و قیافه درست حسابی داشتن.یکی بغل من نشست قیافش اول واسم خیلی اشنا بود ولی یادم نبود کی بود تا ...!!!(بعنی چی میشه!!)(صبر کنید)
ایندفعه نکاتی تازه فهمیدم.دانشکده دامپزشکی گویا مختلت هست چون تو چند تا کلاس مراقباشون خانوم دانشجو بود.بعد اینو فهمیدم ایندفعه که اونی که از بلندگو اعلام میکنه ایندفعه صدای ضبت شده بود و سر زمان مشخص شده حرف میزد :23:.
بعد هی حرف میزد و..دوباره سه تا صلوات و ....این دفعه کسی منو چپ چپ نگا نکرد نمیدونم چرا .ایندفعه همه مراقب ها هم دانشجو بودن.من یه تیریپ این طرفدارای احمقی رو اتیشی کردم بد جور حرص خودن دانشجو ها (مراقب ها) و اون دوتای دیگه هم خندیدن.سوال ها رو دادن و شروع کردم به تست زدن اولین سوال ها ادبیات بود خیلی سخت بود.من مجبور شدم به مخم فشار بیارم ولی به جایه اینکه جواب سوال یادم بیاد یادم اومد این بغلیم کیه!!کین معلم من تو راه رشد بود.معلم زیست بود و فیزیک و شیمی و ریاضیش هم توپ بود.لامصب قبل از امتاحان گفته بود سوال های 5 کنکور قبل رو همه رو کارکده و روزی 10 ساعت خونده و اینا... منم مجبور شدم از اول شروع کنم زکات امتاحان رو جا بیرم.دفترچه سوال یک بود من تا سوال 26 زده بودم(3 صفحه جلوتر)تو عمرم اینطوری امتاحان نداده بودم.دفترچه درس های عمومی تموم شد و نوبت به دفترچه درس های تخصصی شد......(ادامه دارد الان برم یه چرت بزنم خیلی خوابم میاد:4: ای ام سارری)
[hr]
دفترچه سوال های تخصصی رو پخش کردن منم اول رفتم سراغ زیستش لا مصب همش از پیش بود و منم باز مجبوربه زکات شدم.
بعد که زیست تموم شد معلمه رفت رو سوال های شیمی چت کرد منم رفتم رو سوال های فیزیک.برای اولین بار در تاریخ کنکور همزمان دو درس رو میزم هم شیمی هم فیزیک!!!شیمی رو زد من اخرای فیزیک بودم 3 یا 4تاشو نزدم.یارو تازه اومد سر فیزیک من دیدم تا بیاد سر ریاضی حوصلم سر میره رفتم دستشویی:4:.ولی اینبار امنیت بسیار بسیار شدید بود. یکی جلو در توللت نشسته بود میخواستی بری تو ساعت ورود به دستشویی و اسم و فامیل و شماره کارت و موقع ای هم که میومدیم بیرون ساعت بیرون اومدن رو هممیزد.برگشتم سر جام دیدم اقاهه اخرا فیزیک هست یهو بیسکوییت ها رو اوردن به به به به.مراقب ها سر جلسه که نقش چیز داشتن من داشتم بیسکویت میخوردم یهو جواب دوتا تست رو میزدم تازه دفترچه هم بسته بود هیچ کس نمیفهمید.تو این بینابین بودیم که یه پسره پشت این اقاهه نشسته بود و دید من دارم از یارو میزنم دو سه بار دید دفعه اخر گفت لاالله الا الله منم سر جلسه برگشتم بهش نگاه کردمو گفتم حا حرفیه !!سرشو انداخت پایین.
بیسکوییت خوردیم تشنمون شد با پارچ اب اوردن یه لیوان اب هم خوردیم که کوفتمون شد برگشتم دیدم یارو وسط ریاضی هست سریع ابو خوردمو یه چشی شروع به نظارت کردیم از سه مرحله امنیتی چشم من میگذشت تا تست رو بزنم خودمو سریع رسوندن به یارو یارو خنگ تو مشتق گیری موند من سریع چند تا ریاضی که مونده بود رو زدم و وسایلو جمع کردم نشستم مراقب رو نگاه کردم.از یارو ساعت پرسیدم گفت یه ربع به 11 بعد یه برگه نظر خواهی یکی اورد من پرسیدم تا کی وقت داریم گفت تا 11 خوشحال دم چون اونجا الاف بودم:4: هیچی وقت تموم شد و برگه ها رو گرفتن .این معلمه پسر خالشم شرکت کرده بود .تازه یادش اومده بود من کیم منو بدبخت کرد.مارو گرفت به حرف و اصلا نفهمیدیم کجا داریم میریم.رسیدیم دم در دانشگاه من دیدم اینجا رو اصلا ندیدم گفتم ببخشید در غربی اینطوری نبود من بابام جلو دره غربی منتظرم گفت عرفان جان اینجا دره جنوبیه:14::14::10::10::10:.جونه مادرت میدونی چقدر باید پیاده برم.
گفت تو بورو سمت درب غربی ما هم از همین در میریم من رفتم اقا همش سربالایی بود منم با دمپایی پشت ساق پام سرویس شد.
رسیدم در درب غربی میبینم بابام تو ماشینزیر باد کولر نشسته بعد میگه اا از اینور چرا اومدی میگم حالا بورو دارم میمیرم.(ادامه دارد)
Ħ д † ε Ð
07-17-2009, 05:22 PM
نمیخواید تعریف کنید دیروز قرارتون به کجا رسید؟
نکنه شب هم تو پارک لاله بودید و فرداش رفتید نمازجمعه؟:4:
Mr.Carter
07-17-2009, 05:23 PM
من برگشتم........با ویزا اومدم.......... خبری دیگه نیست..........
...Shayan_R
07-17-2009, 09:56 PM
نمیخواید تعریف کنید دیروز قرارتون به کجا رسید؟
نکنه شب هم تو پارک لاله بودید و فرداش رفتید نمازجمعه؟:4:
قرار دیروز با حضور 5 - 6 تا از بچه ها انجام شد . جای بقیه بچه ها خالی...!
تعریف کردنش باشه برای وقتی که ابوالفضل رسید خونه ، برامون سفرنامه بنویسه.
Comiser Jacobs
07-17-2009, 10:13 PM
بیاین یک واقعیتی رو بپزیرین و اونم اینه که اگه چیزی رو خواستید خیلی خزش کنید یک راست بفرستین پیش معین :24: ! والا یک دکستر به این معین کف کرده دادیم :28: سره نیم ساعت از این سریال رایت زد و شروع به فروش کرد ! :11: ! ولی بهش یک ضد حال خراب زدم زدم :d
The Phenom
07-17-2009, 11:42 PM
عكساي ميتينگ ديروز رو ديدم خيلي باحال بود
امروز هم يه ماجراهاي جالبي بود بين ما 4 تا ته خنده
فكر كنم 2-3 روز ديگه ابوالفضل بياد بگه عكسامونو هم بذاره
Goldberg The Man
07-18-2009, 11:49 AM
خوب میتینگ خیلی باحال بود به ما که خیلی خوش گذشت و جمال نورانی بچه های گل رو زیارت کردیم...البته جمال رهبر معظم که جای خود دارد...منتظز تاپیک طوفانی سفرنامه ابوالفضل باشین.
راستی چاکر داش بهمن و داش معین نوفیر گل هم هستیم...قسمت نشد ما هم بیایم شمال و زیارتت کنیم داییم اینا ولمون نکردن مگر نه با کله میومدیم...
MaJiD HetFieLd
07-18-2009, 01:31 PM
سلام به همه دوستان گل
میبینم که به همه خوش گذشته و عشق و صفا:5:منتظر پست طیفونی ابوالفضل هم هستیم:5:
حوصلم سر رفته بود گفتم بیام یه چندتا عکس بذاریم و بریم:4:
عرض ادب یک خواهر نسبت به ریی*س جمه*ور (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
این هم لحظه ترکیدن یک حباب!!! (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
2 عکس از آرامگاه کوروش کبیر:5:
آرامگاه کوروش کبیر (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
آرامگاه کنونی کوروش کبیر (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. .............................
تصویر اعجاب انگیزی که فقط یکبار در سال می*توان مشاهده کرد:23:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
این تصویر یک صخره در برمه است. این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می*تابد.
چیزی متوجه شدید؟ دوباره نگاه کنید
اگر هنوز اعجاز این تصویر را درک نکرده*اید تصویر را بچرخانید.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
.................................................. .............................
این هم یک سری از قبل و بعد تعدادی از انسانها:11:خیلی باحلاه حتما ببینید:4:
قبل و بعد!!! (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. .............................
متن بیانات آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه امروز به صورت تیتروار
+ پیام جناب آقای محسن مخملباف، کارگردان شهیر ایرانی
+ عکس موسوی و ***** در نماز جمعه
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
حکومت پیامبر گرامی اسلام حکومت عطوفت و مهر بوده نه قدرت مداری و زور -
ما می دانیم امام چه می خواست-
اگر به ایشان در مورد استفاده از اسلحه حرف می زدند یا ترور و اینها، ایشان می گفتند نه، مهم مردم هستند
از نظر قانون اساسی همه چیز ما رای مردم است-
از رهبری گرفته تا رئیس جمهور و شوراها و ... و افرادی که این پستها را می گیرند به افتخار مردم است
این حکومت حکومت جمهوری اسلامی است هم جمهوری هم اسلامی
امروز بیشتراز همیشه به وحدت احتیاج داریم-
انتخابات را خیلی خوب شروع کردیم-
رقابت خیلی خوب شروع شد و 4 نفری که از نظر شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند و رقابت خوبی هم شروع کردندو در شرایطی که همه جیزبرای یک افتخار برای مردم فراهم بود
اگر مردم آمدند و با اجماع شما را انتخاب کرند (بااکثریت) آنگاه ولایت-
را بپذیر، و اگر دیدی که اجماع نکردند آنگاه بگذار هر کاری می خواهند بکنند"
اگر مردم راضی نباشند آن حکومت انجام نمی شود-
اگر در انتخابات مشکلاتی پیش نمی آمد، در 30 سالگی انقلاب بهترین گام را برمی داشتیم-
همه باید در چارچوب قانون عمل کنیم (همه از نیروهای نظامی و مردم و همه-
اعتمادی که مردم را وارد میدان کرد، مخدوش شده باید برگردد: این باید هدف مقدص ما باشد-
همه باید فکر کنیم و راهی پیدا کنیم برای اینکه از این وضعیت خارج شویم چند پیشنهاد به ذهنم می رسد که-
مطرح کردم
متاسفانه از این فرصتی که رهبر به شورای نگهبان داد، استفاده خوبی نشد-
اعتماد را که جریانی طولانی است باید انجام دهیم، باید فضایی به وجود بیاوریم که همه بتوانند منطقی و بدون-
دعوا و بدون مشاجره حرف خود را بزنند
متاسفانه از فرصت 5 روزه ای که رهبری به شورای نگهبان دادند استفاده خوبی نشد-
حکومت و حاکمیتی که در آن رای مردم اهمیتی ندارد، از مشروعیت برخوردار نیست-
این هایی که در زندان کرده اید برای چیست؟ برای بیان عقیده؟ { به وضوح بغض میکنند } آزاد کنید این ها را.-
اجازه بدیم کسانیکه در زندان هستند بیایند به خانواده خود برسند
نگذاریم به خاطر زندانی بودن یک عده به دشمنان اجازه بدهیم به ما ایراد بگیرند باید همیدگر را تحمل کنیم-
باید با آسیب دیدگان حوادث اخیر ابراز همدردی بکنیم-
لازم نیست عجله داشته باشیم و خودمان را گرفتار کنیم-
بگذاریم رسانه ها در حد قانون کار خود را بکنند، آنها را تهدید نکنیم (البته در حد قانون) بگذاریم یک فضای آزاد آرام-
انتقادی یا تاییدی به وجود بیایدازشان دلجویی کنید
چرا کارهایی میکنیم که مراجع از ما دور شوند-
پیشنهادهایی برای خروج از وضعیت کنونی دارم که مجلس خبرگان خواهم داد...
پیام جناب آقای محسن مخملباف، کارگردان شهیر ایرانی که برای صفحه ارسال شد:
دیدگاه مطرح شده دیدگاه جناب آقای مخملباف می باشد
اگرچه برای جنبش سبز حضور مردم مهم تر از صحبت های هاشمی قلمداد شده بود، با این همه صحبت های هاشمی به نفع جنبش سبز بود. او به خلاف همیشه که در میانه می ایستاد، اما از منافع رهبر حرف می زد، این بار در میانه ایستاد و برخی از خواسته های جنبش را مطرح کرد. مثل:
- آزادی زندانیان سیاسی
- برداشتن سانسور از روزنامه ها
- نقد صدا و سیما و درخواست حضور مخالفین در صدا و سیما برای ابراز انتقادات.
- بازگرداندن اعتماد مردم
او همینطور با خواندن حدیثی به نقل از ***** تلویحا به ***** ای گفت اگر مردم ترا نمی خواهند آن ها را به حال خود بگذار. او در صحبت های خود تصویر نا امید کننده ای از وضعیت نظام بی مردم را توصیف کرد.او از رنجش مراجع سخن گفت.
او در حمله به چین که متحد ایران است، شرایطی فراهم کرد تا مردم و حتی حزب الهی ها برای اولین بار در تریبون نماز جمعه مرگ بر چین بگویند.
همه این ها نشانه قدرت جنبش سبز است که به هاشمی اجازه نداد مثل قبل رفتار کند.ا
26 تیر 1388
محسن مخملباف
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
.................................................. .............................
خوب برسیم به سخت ترین سوال جهان:12:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
با توجه به عکس بالا به سوالات زیر جواب بدهید:4:
کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
کدامشان دوقلو می باشند؟
چند تا زن در عکس دیده میشود ؟
چند نفرشان خوشحال هستند؟
چند نفرشان ناراحت می باشند؟
خوب چه جوابی میدید؟:24:
.................................................. .............................
توجه شمارو به مشروح اخبار جلب میکنم:4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
رامونا امیری دختر ایرانی کانادایی با اصلیت آشوری-فارسی*زبان از آذربایجان غربی است که برنده* مسابقات دوشیزه دنیا کانادا در سال ۲۰۰۵ میلادی شد و به مرحله نهایی مراسم زیبایی دوشیزه دنیا راه یافت.
امیری در شهر مونترآل به دنیا آمده و رشته زیست شناسی را در دانشگاه ونکوور آموخته است.
پدر و مادر رامونا ایرانی، و پدرش از اهالی ارومیه و آشوری*های ایران است. رامونا به زبان*های انگلیسی، فرانسه، فارسی و آشوری صحبت می*کند. رامونا با رد این موضوع که جهان غرب تنها به زیبایی زنان اهمیت می*دهد گفته است که در مسابقات دختر شایسته علاوه بر زیبایی موضوع تحصیلات هم مورد توجه قرار می*گرد...
.................................................. .............................
حالا یه چیز فوق العاده زیبا و جالب:5:
برید به اینجا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) و اسمتون رو تایپ کنید ببینید چی میشه:4:
.................................................. .............................
و در آخر چندتا عکس طنز:4:
رستوران بهشت (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
کاریابی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
هنر نزد ایرانیان است و بس (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
کسی میتونه در مورد این مرد عجیب توضیح بده؟ :23:
مرد عجیب (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
با آبجی من چیکار داری؟ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
مردم چه کارهایی که نمیکنن (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :23:
این هم عکس جمشید هاشمپور در نقش ***** (ره)
جمشد هاشمپور (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. .............................
و مشروح خبرها:4:
جومونگ به ایران می آید 100% واقعي!!!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
"سانگ ایل گوک" بازیگر مرد نقش اول سریال پر بیننده کره*ای افسانه جومونگ به دعوت شرکت گلدیران،
نماینده انحصاری لوازم صوتی- تصویری و خانگی ال*جی در ایران، به زودی میهمان ایرانیان خواهد بود.
.................................................. .............................
خوب دوستان اگه در میان مطالب و عکسها موردی تکراری مشاهده کردید بنده رو ببشقید:7:دیگه من در داخل شما نیستم که
بدونم چی دیدید . چی خوندید و با العکس:4:تا دمطالب بعدی همتون رو به خدای منان میسپارم...خدا یارو نگهدارتان:7:
MoHaMaD
07-19-2009, 06:46 PM
چطوریدبچهها !
داش مجیدم صفحه رونورانی کردی دادش گلم...کلی فیض بردیم:7: بازم از اینکارا کن
امروز از صدا و سیما خوزستان اومدن در خونمون گفتن فردا واسه مصاحبه میایم...بخاطر مصرف کم اب ...اخه قبض اینسری واسمون 700 تومن اومد :11: حالا همگی هول گرفتیم چی بگیم...
فکر میکنم این کم مصرفی بخاطر 2 واحد بالاست..چون خالی هستن...
-------------------
یه توپولوف روس سقوط كرد و 150 نفر جزغاله شدن! بچه های نوجوان تیم جودو كه داشتن می رفتن مسابقات جزغاله شدن...كاش جزغاله می شدند....پودر شدند!!خیلی ناراحت شدم...
یه آمار رسمی تو یكی از روزنامه ها اعلام شده بود كه 8 بار خبر كشته شدن 150 مسلمان در چین از صدا و سیما اعلام شد و در عوض 250 بار خبر كشته شدن زن مصری!
اونوقتتو اون وضع صدا و سیمای به اصطلاح ملی ما فیلم كمدی عروس فراری رو پخش كرد.....اتفاقاتی تو این مملكت می افته كه جز احساس شرم و تنفر چیزی بدست نمیاد.
-------------------
شنیدم تو میتینگ یه کلیپ تصویری پر کردین علیه انجمن!!...دیدن داره!
بای
SASAN
07-21-2009, 11:59 AM
ســـلام دوســتان .
به طور رسمی و غیر رسمی :4: :
The Champ Is Back
بــای.
The Godfather
07-21-2009, 12:02 PM
یه خبری رو هم بدم و اون هم اینه که امروز به آرمان تلفن زدم و اون هم گفتش که فردا میاد :4:
The Pincode
07-21-2009, 05:16 PM
به به ساسان جون ( پشــمک ) !!!
چرا زودتر اومدی ... میخواستیم گاوی گوسفندی بکشیم ... شرمنده کردی !!!
در یه کلام :::
Welcome The Champ
Goldberg The Man
07-21-2009, 11:44 PM
به به ایول خیلی خ.شحال شدم ساسان جون که برگشتی دل هممون برات تنگ شده بود:7:دلم لک زده بود برا چت هایی که با هم میکردیم...خلاصه شدیدا خوش اومدی جیگر:34:
MaJiD HetFieLd
07-22-2009, 10:34 PM
سلام خدمت همه گل و بوته های انجمن
دوستان گلم...سفرنامه ای رو که مشاهده میکنید به صورت طنز بوده و قصد بی احترامی به هیچ شخصی رو نداشته ام
و با اجازه تک تک اشخاص بوده((بغیر از حامد و بهنام قبرسی:4:))و از شما هم میخوام فقط بخونید و حرفی که باعت رنجش
کسی بشه نزنید ... اگه عمری باقی موند انشاالله ادامه میدهم...آخه قبل از انتشار در اسرار به جند تن از دوستان این سفرنامه
رو در برنامه WORD سند کردم و خوندن و تمایا حضور در این سفرنامه رو داشتن و انشاالله در قسمتهای بعدی نقاب اعضا از سورتهاشون برداشته میشه:4:
نمیدونید که چقدر خستم...تورهای استانیم شروع شده آخه:4:برای سروسامان دادن به اوضاع کشور...
به شهرهای مختلف میرم و با مردم همنشینی میکنم تا از وضع مملکت باخبر بشم...نمیدونید که چی میکشن این مردم:10:
در یکی از سفرهام یه بچه ای رو ملاقات کردم و یه برگه ای رو بهش دادم و گفتم اینو واسه من امضا کن:4:و عکس لشلی رو کشید واسم و من هم گذاشتم واسه امضام تو انجمن و منتخرم اولین پستم رو با این امضا میدم:5:حامد کوچولو همونطور که خواستی یه یادی ازت کردم:4:نمیدونید چه بچه ماهی بود...تازه راه افتاده بود و پوشک پوشیده بود...
از اصفهان راه افتادم با هیئن همراه که حالش رو ندارم اسمشون رو بگم و واسه تنوع گفتم بریم شمال یه تنی به آب بزنیم:5:رفتیم تا به بابل رسیدیم...رسیده و نرسیده رفتیم توی آب...البته قبلش لباسامو کنده بودم و با شرت رفتیم توی آب...هوس کردم زیرآبی برم یکم...منم خیلی تند زیر آبی میرم...تقریبا حدود 4 برابر جت اسکی میرم...همینطوری رفتم و حدود نیم ساعت شد .و فهمیدم که خیلی وقته زیر آبم و گفتم بیام بالا،تا اومدم بالا دیدم یه چیزی روی سرمه ورش داشتم و دیدم شرت زنونست...سرم رو برگردوندم و دورو برم رو دیدم...یا امام ***** چی میدیدم؟:23:همه زنها لخت و عریان داشتن شنا میکردن و یکیشون منو دید د گفت:سرو ووسا منوکایلو خاریاجو مجید لشلی پرزیدنت...به زبان روسی بود و معنیش میشه((بچه ها اینو ببینید؛رییس جمهور مجید لشلیه)) آقا همشون لخت شدن و اومدن طرف من...نگو من هواسم نبود رفته بودم روسیه:4:شهرت ما تا اونجا هم رفته بود و منو بیشتر از پوتین دوست داشتن:11:هرچی میگفتم بابل از کدوم وره؟هی میگفتن:ووشکا تاریانو بابل؟یعنی:بابل کجاست؟سرتون رو درد نیارم گفتم بیاین قایم باشک بازی و من چشم میذارم شما بریم قایم بشید و پیداتون کنم و تا اونا رفتن قایم بشن منم شنا کنان اومدم بابل...دیدم هیئت همراه دارن والیبال ساحلی بازی میکنن و بیخیال من شدن...نگو این رفت و برگشت من توی یک ربع به طول انجامیده...اومدم که برم طرف لباسهام که دیدم یکی یواشکی رفته سر لباسهام و میخواد جیبم رو خالی کنه...تا منو دید فرار کرد...گذاشتم دنبالش و اونم پرید روی موتورش و فرار کرد و منم به دنبالش...یه حدود 3 دقیقه دویدم دنبالش تا توی بزرگراره بابل نیویورک گرفتمش...گفتم بچه پرو میخوای جیب منو بزنی؟گفت آقا تورو خدا ببخشید...خمارم و مواد ندارم و ازین صبتا و گفت شما چهرتون خیلی آشناست...گفتم من مجید دکسترم:4:گفت مجید توئی؟و شروع کرد منو بوس کردن:26:گفتم نکن پسر جون تو کی هستی؟گفت تو سریال دکستر رو از کی خریدی؟گفتم از معین جون:7::4:گفت بابا خوب من معینم دیگه:12: و شروع کرد به خندیدن و منم یکی زدم زیر گوشش...گفتم تو خجالت نمیکشی دزدی میکنی؟و معین شروع کرد به فاش کردن رازهای خیلی وحشتناکی که من امتناع میکنم از گفتنش...بمیرم؛تمام بدنش جای سوزن بود...یه عکس هم خودش گفت ازش بذارم تا درس عبرتی بشه واسه تمام بچه های انجمن:10:
معین R.I.P قبل از ترک (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بردمش کانون هواداران نه ببخشید کانون اصطلاح و تربیت و سفارشش کردم تا از این فلاکت در بیاد که گفتن این سنش بالاست و ... بردیمش بیمارستان و خوابوندیمش تا ترک کنه... واقعا خسته بودم و میخواستم برگردم ساحل که دیدم چندتا پرستار ایستادن و دارن میخندن و به من نگاه میکنن...گفتم چتونه؟گفتن حاجی چرا با شورت اومدی؟یه نیگا به خودم کردم و گفتم:وای خاک به سرم...تو ساحل یادم رفته بود لباسهام رو بپوشم:4:
چند روز بعد زنگ زدن که معین ترک کرده و راهی تیمارستان شدم و به دیدن معین رفتم...به به به چی میدیدم:5:شده بود عین تیکه ماه...بد نیست یه عکس ازش بذارم واستون...گفت مجید تو به من طلوع دوباره دادی و من اسم امروز رو میذارم طلوع من...
عکس معین R.I.P بعد از ترک (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اینجا هم معین رو من بردم یه پارتی تا روحس باز بشه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اینم عکس معین و زنش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
هیچی معین رو ترکش دادم و همو در آغوش کشیدیم و گریه:10:واقعا سخت بود از معین جدا شدن...خیلی واسم سخت بود...
هیچی با گروه دامول راه افتادیم و رفیت به چندتا روستا که واقعا عجب جایی بود...ماشینهای مارو که دیدن فرار کردن...بنده خداها نمیدونستن ماشین چیه و یه زبون خواصی حرف کیزدن و من چون چند ترم تاریخ شناسی توی بروکسل بلجیک گزرونده بودم توانستم باهاشون ارتباط بر قرار کنم...یه پسر همانند تارزان بود که پیدا بود توی اینها یکم نترس تره و اومد جلو و گفت:
کارکوتیلا ماتوساواکا جانتا مایوییاااااااااا
من:آیه وا کوتولانا قورقوریا ماچوسا نا گوزیارتو شاشو
تارزان:ماهایا اینجاوانا ک*و*ن مونا پاراتزارا((یعنی ما اینجا ک*و*ن*م*و*ن پاره شده از بدبختی))
من:دقیقایونا کادامونا قسمتوتیشلا((دقیقا کدوم قسمتش))
یهو دیدم کل دهات کشیدن پایین:14:و همه باهم گفتن:اینجیواشاتولانا((اینج مون))
رو به بابک HBK یکی از افراد هیئت همراه گفتم اوه اوه اوه چقدر اینا پشمالوئن:26:بیچاره ها ببین کجا زندگی میکنن و یکی زدم تو سر بابک و گفتم اونوقت تو خی بپر تو جون بابات و بگو خونه فلان جا بخر،فلان ماشینو برام بخر و ...
یهو دیدم اون تارزانه خندید بهش گفتم:زهروماریانا((یعنی:زهر مار))
گفت:درست صحبت کنا...
گفتم:تو مگه فارسی بلدی؟
گفت:آره بابا سرکارت گذاشتم...
گفتم بدم چوب نیم سوخته تو... که پرید وسط حرفم و گفت میدونی من کیم؟اینحا بمن میگن بهنام قبرسی:23:
آره بچه ها بهنام خودمون بود:4:گفتم بابا منم و ... جاتون خالی چه تدارکی واسمون دیدن و یه دو روزی هم توی روستای بهنام و اینا بودیم و بهنام گفت بیاین تا حیوون خونگیمون رو نشونت بدم:23:توضیح نمیدم فقط خودتون ببینید بهنام چطوری باهاش بازی میکرد...
بهنام قبرسی در حال بازی کردن با حیوون خونگیش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
دیدم اونجا دیگه جایی واسه موندن نیست و شبانه راه افتادیم بریم یه شهر دیگه...رفتیم و رفتیم و رفتیم به شهری دیگه و گفتم بابک بپر پایی ببین میتونی یکی رو دورش بزنیم شب خونشون بخوابیم؟آخه من عادت دارم تو دل مردم باشم و اهل هتل و تجملات نیستم...من کلا الگول دونفرن...اول رییس جمهور شهید غلامرضا تختی و دومیش هم کاراته کار معروف که کشتنش اسمش چی بود؟آهان شهید رجایی...
رفتیم توی شهر و داشتیم تاب میخوردیم که دیدیم صدای گریه میاد...یه مرد جولیده و پیری بود با چک و چروکهای فراوان...
پیرمرد جولیده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
گفتم پدرجان چرا گریه میکنی؟گفت از کجاش بگم واست؟گفتم از سرش بگو...
گفت مو داره و موهاشو سیخ سیخی میزنه...گفتم تو هم پرتیا منظورم اینه که از اولش بگو...
گفت:این موضوع برمیگرده به 17 سال پیش...زمانی که من مردی تنومند بودم...یه زن داشتم مثل پنجه آفتاب...بیا اینم عکسش:زن پیرمرد (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) اینم عکس عروسیمونه: عروسی پیرمرد و زنش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
منو خانمم متاسفانه اجاقهامونکور بود و بچه دار نمیشدیم...آخه هم من هم اون قبل ازدواج لوله هامون رو بسته بودیم:12:
یه روز داشتم توی خیابان راه میرفتم و خسته از کار بودم...دیدم صدای گریه میاد...میوووووووووو میوووووووو فک کردم بچه گربست و بی اعتنا گذریدم...ولی دیدم صداش خیلی سوزناکه...نگاه کردم دیدم یه سطل ماست توی جوی آب تکون میخوره...خمیدمو خمیدم ولی چیزی ندیدم...اخه جریان آب سلط و بچه گربه رو با خودش داشت میبرد...دویدمو دویدم تاکه سلط رو ودیدم...ولی خدایا چی میدیدم...آیا درست میدیدم؟((طرف شاعر هم بوده:4:))دیدم که یه بچه کوچولو توش بود و داشت گریه میکرد:میـــــــــــــوووو ووووو میـــــــــــــــوووووووو و.... اینم عکسش : آقای X در بچگی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
نمیگم کیه تا خودتون در آینده متوجه بشید:4:
هیچی ما اینو بزرگش کردیم و هرچی بزرگتر میشد خوشگل تر میشد آقای X در 5 سالگی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
توی این عکس هم داره مادر خوندش آب میگیره همیشه تشنه بود : آقای X در حال آب خوردن (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
با زحمت بزرگش کردم..من:پدر جان یه عکس از خودت با پسر خوندت نداری ببینم؟
پیرمرد:چرا اتفاقا دارم بیا اینم عکس من با فرزند خوندم: عکس پیر مرد و X (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
از بچگی عاشق پول بود و به بهانه اینکه عاشق امامه میگفت از اون پول امامیه بده بهم...کشته بود منو...دیگه مو تو سرم نبود...همیشه خمار بود و سرش رو زمین...گفتم چرا اینطوری میکنی؟گفت نماز میخونم،سجده میرم...
هی مثل دکترا به خودش آمپول میزنه و میگه رشته پزشکی قبول شدم و دارم دوره کارآموزیم رو میگذرونم...یه پاش فضا بود یه پاش خونه...
این آخریا هم منو کتک میزد و میگفت باید خونه رو بفروشی میخوام برم تو تجارت آرد و گچ سفید...ولی من میدونم میخواد بزنه تو خرید و فروش هرویین من اجازه نمیدم...آخه منو شریک نمیکنه...امشب هم منو کتک زد و پول امامیارو گرفت و رفت:10:
گفتم پدر جان شما خودت رو ناراحت نکن من امشب گیرش میندازم و یه حالی بهش میدم...نگاه کردم به بابک دیدم خوابه با لگد زدم تو کا*نش و گفتم شد یه بار به درد بخوری؟بلند شو عملیات 12 رو اجرا کنیم...
تو خونه کمین کشیدیم تا فرزند خونه پیرمرد از فضا برگرده...یه جوون 17 ساله وارد شد و گفت کی چراغارو خاموش کرده؟
گفتم:من...گفت تو کی هستی؟گفتم:ببند دهنت رو ... درگیر شدیم و دیدم تیزی کشید
بابک هم هی جیغ میزد و میگفت:وااااااااااااااای کـــــــمــــــــــــک ... خاک به سرم تیزی در آوورد و ...
گفت:به من میگن آرمان FU تیزی :23:
گفتم:آرمان تویی؟ گفت:تو کی هستی؟ زدم تو گوشش و گفتم این چه قیافه ایه درست کردی؟
این عکس آرمانه آرمان FU تیزی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
گفت بابا داستانش طولانیه و ... گفتم نترس تا من اینجام نمیذارم زجر بکشی...
زد زیر گریه و گفت:مجید دستم به شلوارت منو از این زدنگی نجات بده...
گفتم:اول باید راه فضا رو مسدود کنم تا نتونی بری اونجا...
حالا بگذریم که چقدر سختی کشیدیم تا آرمان رو ترکش دادیم...ولی قیافش از این رو به اون رو شد...هم خودش هم پدر خونده پیرش...
آرمان و پدرخواندش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
میبینید دوستان هنوز دست از کارهای زشتش برنداشته...هنوز عشق اما تو وجودش رخنه داره :55:
با بابک و هیئت همراه راه افتادیم به شهرهای دیگه و ...
این قصه سر دراز دارد.........
.................................................. .................................................. ........
.................................................. .................................................. ........
خوب یه چندتا عکس هم بذارم و بریم لالا...
کسی از دوستان توضیحی واسه این عکس داره؟25:
خدا مرگم بده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
زایمان طبیعی توی آب...100% واقعی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
این خانم نمبگه یوقت اون سه تا آقا خدایی نکرده ... (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رعایت حجاب اسلامی 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) رعایت حجاب اسلامی 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خطوط هوایی ایرن((آخر خنده)) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اوباما هم عمل کرد مثل مایکل جکسون...
اوباما قبل از عمل (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) اوباما بعد از عمل (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
آخیش چشمام داره کم کم باز میشه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ......................
.................................................. ......................
چندتا عکس از WC های کشورهای مختلف :55:
آدم هی دوست داره اینجا دستاش رو بشوره (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
تکنولوجی در مستراح های ایرن (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
باز هم تکنولوجی اما به شیوه نوشتاری (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اینم یه نمونش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
اًمتو وا کن (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
وای خدا مرگم بده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
جرات داری بشین (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ......................
.................................................. ......................
عکسهای فوقالعاده خنده دار از فیلم پسر تهرونی...خیلی باحاله حتما ببینید :55:
امین حیایی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(4).jpg)
فلامک جنیدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(10).jpg)
اینو نمیشناسم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(5).jpg)
فلامک جنیدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(6).jpg)
امیر نوری (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(9).jpg)
اسم اینو یادم رفته ولی با خان دایی میشناسمش (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(11).jpg)
یوسف صیادی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(20).jpg)
بازم عکس بود از هنرپیشه ها ولی من خنده دار هاشو گذاشتم...
.................................................. ......................
.................................................. ......................
دس*تبند سبز در ف*شن ش*وی ایتالیا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
یه ایرانیه واقعی همیشه اصالتش رو حفظ میکنه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ......................
.................................................. ......................
و اما یه مطلب خیلی جالب تصویری...
عکس: هنرپیشه هایی که دو به دو شبیه یکدیگر هستند...
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 12 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 13 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
.................................................. ......................
.................................................. ......................
باز هم یه مطلب خوب و آموزنده دیگه :4:
عکسهای بازیگران وهمسرانشان...
- عکس هدیه تهرانی و همسرش هومن بهمنش
در اولین روز سال 86 و در سن 36 سالگی هدیه تهرانی در کنار هومن بهمنش بر سر سفره عقد نشستند و با حضور جمعی از نزدیکانشان زندگی مشترکشان را آغاز کردند .هدیه تهرانی متولد اول تیر ماه 1351 شمسی در تهران، این اولین مطالبی است که در دفتر قطور محضر بدون درج جزئیات بیشتر درج می شود. بالاخره سوپپر استار سینمایی ایران پای سفره عقد می نشیند و او و اقا داماد خوشبخت در دفتر ثبت 46 امضا می زنند. از شاهدان این ازدواج هیلدا خواهر کوچکتر هدیه تهرانی که او هم در هنر دستی بر اتش دارد و مادرش می توان نام برد.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
هومن اما متولد بهمن ماه 1359است . لیسانس کارگردانی سینمایش را از دانشگاه اصفهان گرفته است. اقا داماد خوش شانس که اصالتا لاهیجانی است و در این شهر بزرگ شده ، اکنون ساکن شهرک غرب تهران است. او 8 سالی کوچکتر از عروس بلند آوازه خویش است اما عشق کوچک و بزرگی نمی شناسد. پدر و مادرش هنوز هم در لاهیجان به کار پرورش گل فعالیت دارند.
میگویند که آشنائی هومن بهمنش و هدیه تهرانی در فیلم جدید کیارستمی " شیرین " اتفاق افتاد ، جائیکه هومن به عنوان فیلمبردار و هدیه به عنوان دستیار کارگردان ، برنامه ریز و بازیگر در آن مشغول بودند . در این فیلم 90 بازیگر زن سینمای ایران جلو دوربین رفته اند و هر کدام یک پلان بازی می کنند .
۲- عکس جدید از زیبابروفه و همسرش پیام صابری
زیبا بروفه در سال ۱۳۷۵ با پیام صابری که دیپلم تجربی است و در حال حاضر به طراحی گریم و بازیگری مشغول است ازدواج کرد. زیبابروفه در سریال زیرگنبد کبود با پیام صابری آشنا شده بود.
بدترین خاطره این زوج هنری پخش شدن فیلم عروسی شان می باشد. زیبا بروفه از اینکه فیلم عروسی اش در میان مردم دست به دست می شود بسیار عصبانی است.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
پس از پخش فیلم عروسی زیبابروفه شایعه های زیادی درباره این بازیگر مطرح گردید از جمله ممنوع التصویرشدن او و همچنین خبر خودکشی زیبابروفه که هیچ کدام درست نبود.
زیبا بروفه در سریال ریحانه با همسر خود پیام صابری همبازی بوده است.
3- عکس جمشیدمشایخی و همسرش گیتی افروز رئوفی
گیتی افروز رئوفی با 29 سال سابقه تدریس در دبیرستان های آموزش و پرورش و دارا بودن دو فرزند پسر و یک فرزند دختر به زندگی با جمشید مشایخی افتخار می کند و این نکته ای است که در کلامش موج می زند...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
4 عکس بهزاد فراهانی و همسرش فهیمه رحیم نیا
فهیمه رحیم نیا متولد 1326 تهران و فارغ التحصیل رشته هنرهای تجسمی از دانشگاه. D.E.A علوم انسانی استراسبورگ فرانسه است. وی فعالیت هنری خود را از سال 1347 در گروه هنر ملی و فعالیت سینمایی خود را از سال 1349 به عنوان بازیگر در فیلم «تجاوز» آغاز کرد. فهیمه رحیم نیا همسر بهزاد فراهانی و مادر شقایق و گلشیفته فراهانی در سریالهای «بافته های رنج»، «عید آن سال» و مجموعه قصه های سیمای شب در قسمت مجسمه های گچی ایفای نقش نموده است.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
.............. ..............
.................. ..................
............... ................
..................
خوب دیگه دوستان گلم خیلی خسته شدم...
از ساعت 9 تا الآن که ساعت 12 هست یک کله دارم مینویسم و جوای PM میدم:4:
پس تا فردا خدافس همگیتون:7:
DEAD MAN
07-23-2009, 12:29 AM
خب مجيد جون خسته نباشي.چون گفتي نظرت رو بگو ميگم.
مطلبت خيلي توپ بود مخصوصآ عكساش.دوستان هم همكاري كنن تا مجيد جون بتونه به بهترين نحو ممكن به سفراش ادامه بده.
عكس آرمان تو دوران دودي رو هم كه گذاشتي مربوط به يه شخص تو كار موزيك(خواننده،گيتاريست،در مر يا... رو نميدونم)هست.
--------------------------------------------
ساسان جون تو اين تاپيك هم باز برگشتت رو تبريك ميگم.اميدوارم موفق تر از هميشه باشي.
Ħ д † ε Ð
07-23-2009, 06:31 AM
مجید خیلی عالی بود.ادامه بده.
بخش معین اوج کار بود و آخرش کمی مضحک شده بود.
Hamid
07-23-2009, 02:38 PM
داش مجید تو سفرات یه سری به ولایت ما هم بزن!!
عکسات خیلی قشنگ هستند دستت درد نکنه.
SASAN
07-24-2009, 11:12 AM
The Champ Is Back
امتحان تمام شد . عالی بود. :4:
از نظر من کنکور امسال متوسط بود. حداقل خودم درسهای تخصصی را خوب زدم .
بای.
H H H
07-24-2009, 11:39 AM
ســـاســان هم که کاملا برگشت !
باز هم خبری در راه است .
یکی دیگه از بچه ها هم داره برمیگرده !
عکسشو میزارم . هر کی تونست تشخیص بده !
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
SASAN
07-24-2009, 11:51 AM
قول قرمز اخبار :4: :9:
MaJiD HetFieLd
07-24-2009, 04:02 PM
سلام به همه دوستان گل
خوب دوستان میبینم که سفرنامه مورد توجهتون قرار گرفته...
عده ای کثیری از دوستان درخواست کرده اند که معین حضور بیشتری به هم برسونه در این سفر...
عزیزان من معین دیگه از داستان فاصله گرفت...ولی اگه خدا بخواد باز هم معین رو واردش میکنم...
خوب بریم سراغ بقیه داستان که جالب تر داره میشه...
رسیدیم به اونجا که از آرمان خدافسی کردیم و راهی شدیم...از اینجای داستان ساسان((SASAN CENA )) هم وارد میشه و نقش خیلی پر رنگی هم داره و راننده ماشینمونه...
من:ساسان جون یکم گازش بده تورو خدا....ساسان:نمیشه مجید جون،حداکثر سرعت 120 تاست....
من:مرد حسابی تو که داری 70 تا میری...ساسان:بشین انقدر حرف نزن که میزنم تو پوز بابکا...
الآن ساعت 9 شبه و ما توی بیابون هستیم و هوا بسیار تاریک است... (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
مجید لشلی:ساسان جون توی یکی از این پارکینگهای جاده ای نگهدار یه چیزی بخوریم...
بابک HB: آره منم خیلی شا*شم میاد...
مجید لشلی: بده بالا تف کن:55:
ساسان:اینم از پارکینگ جاده ای...بریزید پایین که خیلی خسته شدیم::آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآا((خمیازه ساسان))
مجید لشلی:ساسان چی خریدی بخوریم؟
ساسان:من پولهایی رو که دادی دادم به بابک چیز بخره،احتمالا اون خریده...
مجید لشلی:بابک چی خریدی بخوریم عزیزم؟:7:
بابک::4:
مجید لشلی::4:؟ نیشتو باز میکنی چیکار؟میگم چی خریدی بخوریم؟
بابک:هیچی:4:سورپرایز شدید نه؟:4:
ساسان:ای خاک تو سرت...حالا چی بخوریم...پس پولارو چیکار کردی؟
بابک:دیشب مست بودم ریختم تو صندوق صدقات:55:میدونید چقدر شما دوتا ثواب کردین؟
من و ساسان مات و مبهوت داریم بابک رو نگاه میکنیم::16:
بابک:چیه؟نمیخواین از من تشکر کنید بابت این عنایت اخروی که نصیبتون شده؟
من میرم بش*اشم و خنده کنان دکمه شلوارش رو میکشه پایین و میره...
ساسان:خره من گشنمه حالا چی بخوریم؟
مجید لشلی:من میدونستم این پولارو بگا میده یه چندتا کنسرو اووردم تو هم که نون انگار خریدی قبل از سوار شدن...
ساسان:آره ... من میرم سفره و این جور چیزیرو بیارم...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآآی ســــــــــــــــــــــــ ــــــــــــوختــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــم:10:
مجید لشلی و ساسان::23:صدای بابک بود...کجارفته؟ساسان:رفت اون پست دستشویی کنه...چراغ قوه رو بیار تا بریم...
بابک دراز به دراز افتاده روی زمین و شلوارش هم پایینه و یه مار هم بقلشه ساسان:مجید برو جلو ببینم چیکاره ای...
مار (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
مجید لشلی: برو اون بیل مسافرتیه رو بیار تا بکشمش...
ساسان بسرعت میره و با بیل مسافرتی برمیگرده...بیا مجید ...
مجید لشلی:چرا میدی بمن؟...ساسان:خوب بکشش دیگه...
مجید لشلی:شوخی میکنی؟مگه من مارگیرم؟برو بزن تو سرش...
سرتون رو درد نیارم قرار شد من بزنم تو سرش و ساسان مواظب من باشه...
منم با تمام قوا با بیل زدم تو سر ماره...از قضا ماره روی آلت تناسلی بابک بود:55:
بابک:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآی کــــ ی کـــــ ی کــــ ی کـــــ ی و بیهوش شد
ساسان:آفرین مجید...
مجید لشلی:حالا بذار ببینم این ماره اینجا چیکار میکرده اصلا...اوه اوه اوه...
مجید لشلی:ساسان بیا که کار خودته...این تخصص توئه...بیا که مار نوک آلتش رو نیش زده :53:
ساسان:به من چه؟من میتونم براش چیکار کنم...ولش کن بابا این جونش زیاده الآن بلند میشه راه میره...
مجید لشلی:مرد حسابی رفیقمونه ها...تو خودت گفتی من دوره امداد دیدم...بیا زهر رو بکش بیرون...
ساسان:منکه زهر کش نیستم ...من فقط تنفس مصنوعی بلدم...اصلا ولش کن بذار بمیره...
مجید لشلی:بیا نوک آلتش رو بذار تو دهنت و مک بزن تا زهر بیاد بیرون...بیا جون بابک توی دستائه توئه...
ساسان داره فک میکنه چیکار کنه...از یه طرف نمیخواد بابک بمیره از طرف دیگه دلش نمیاد آلت بابک رو مک بزنه:26:
مجید لشلی:بیا ناز نکن...یوقت نیش ماره خوش طعم باشه:12:
و بالآخره ساسان بزرگترین تصمیم زندگیش رو گرفت و رفت طرف بابک و نشست جلو پای بابک...
ساسان:چقدر گندست مجید...ببیم خیلی کلفته...چقدر هم دراز و سیاهه...
مجید لشلی:دیوونه این چیه گرفتی دستت؟اینکه ماره:55:اونه...اون ریزه...همونکه اندازه سوک کبریته...
ساسان:اوه اوه اوه...عجب نیشی زده...ضربه تو هم کار خودش رو کردا...بین چیکارش کردی...
و ساسان گذاشت تو دهنش و چندتا مک زد و منم تنفس مصنوعی میدادم به بابک...
بابک:وااااااااااااای سوختم...درد میکنه ولم کنید ببینم...میخواین به من تجاوزر کنید؟بیشعورها...
مجید لشلی:مردتیکه تا دودقیقه پیش داشتی میمردیا اگه من نبودم که الآن مرده بودی...
ساسان:تو غلط کردی...اگه من آلتش رو نخورده بودم که الآن مرده بود...
بابک::53:تو آلت منو خوردی؟پس خوبه من دوباره غش کنم شما هم ادامه بدید:12:
خلاصه بابک رو درمان بیابانی اش کردیم ولی یکم بنده خدا میشلید...
بابک:ببینید چه شکلی شده...خاک بر سرت مجید همچین زدی با بیل روش
که فک نکنم دیگه تا آخر عمرم بتونم بچه دار بشم...عقیمم کردی...اجاق کورشدم...
بعد از حدود 3 ساعت دیگه که تو راه بودیم و به شهر بعدی رسیدیم...آخر شب بود و قرار شد توی پارکی جایی بخوابیم...
رفتیم توی یه پارک کنار یه رودخونه و چادر زدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ساعت 3 صبح بود که بابک جهت دستشویی چادر رو ترک کرد و از اینجاش خود بابک حرف میزنه...
خوب بریم توی چادر آلتم رو نشون ساسان بدم که وارده بینه این ورمش مال چیه...اوه اوه اوه ببین چی شده...
این دوتا هم که خنگن...خوب وقتی من میرم دتسشویی چرا زیپ چادر رو میبندید شماها؟واقعا که ... آه اوه آه اوه آه اوه...اومد یا نه؟داره میاد
بابک:خاک تو سر همج*نس بازتون کنن..پاشید اینو ببینید چقدر باد کرده...یوقت نمیرم من:25:ببینیدش...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآآآآآآ...مردتیکه بیشعور تو چادر من و زنم چیکار میکنی؟زن اون چاقوی منو بده تا ....
بابک:بخدا اشتباه شده اقا...من فک کردم شما دوتا دوستام هستید مجید و ساسان....میشناسیدشون؟
مرده:گمشو بیرون ببینم...زن اون چاقو کو پس؟
زن : چاقو میخوای چیکار؟با چاقوئه خودت بکشش عزیزم...
بابک میدوه میاد بیرون و به زور چادورو پیدا میکنه و میپره رو ساسان...وای نزدیک بودا...
پاشید صبح شد باید بریم بابک پول برداریم..نمازهاتون رو بخونید تا بریم:4:
عجب شهر زیبایی بود واقعا:5:شکل خارج بود:4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
ساعت 6 صبح:و آماده رفتن شدیم که ساسان گفت:بریم بانک یه مقدار پول برداریم...پولامون داره تموم میشه...
رفتیم دم یه بانک که تازه هم باز بود...قرار شد بابک بره پول از عابر بانک بگیره...ولی هرچی سعی کرد نشد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
بابک اومد و گفت:عابر بانکش پول نداره...گفتم:خوب بیاین بریم تو از حسابهامون پول برداریم...
رفتیم توی بابک...عجب بانک زیبا و خلوتی بود...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
ساسان که دستشویی داشت و گفت:من میرم دستشویی و بیام...بابک هم هندزفریش تو گوشش بود و رفت نسشت روی یکی
از صندلیهای بانک و چشمامش رو بست و آهنگ ((واویلا لیلی)) آقاسی رو گوش میکرد و واسه خودش میخوند و بشکن میزد...
دورو برم رو نگاه کردم و دیدم یکی از کارکنان بانک داره با خانمی حرف میزنه...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
گفتم:خانم ببخشید میخواستم پول برداشت کنم از حسابم...
کارمند بانک:شرمنده آقا...دیروز ماشین بانک مرکزی اومد و تا ریال آخر پولهامون رو بردن و باید صبر کنید تا یکی بیاد پول بریزه تو
حسابش و من به شما بدم...در همین حین یه پسر نوجوانی اومد توی بانک که یکم تابلو میزد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
رفت طرف یکی از گیشه ها و گفت:سلام آقا میخواستم این چک رو پول کنم ...کارمند بانک یه نگاه بهش کرد و گفت:اینکه امضا نداره...
پسره:خودم امضاش کردم...چیزه...نه...یعنی...اصلا بدین ولش کن نمیخوام...
مامور بانک هم فهمید این یه ریگی به کفششه گفت:این چک مال کیه و یه داد زد سرش که گریش گرفت و گفت:تورو خدا به بابام نگید...
من از نت استفاده میکنم و سارژ نتم تموم شده و رفتم سر دسته چک بابام و یواشکیش یه چک کشیدم و ...
مامور بانک:یه زنگ بزن به 110 ببینم...این دفعه سومته که این کرئ میکنی و من تازه تورو شناختم و مچت رو گرفتم...و زنگ زد 110...
که یهو سه نفر با نقاب وارد بانک شدن و داد زدن:بخوابید کف زیمــــــــــــــــــــــ ین...<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
تصویری از یکی از مشتریهای بانک (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
منم یهو بدون اینکه دورو برم رو نگام کنم خوابیدم کف زمین...جاتون خالی عجب بانک خوبی بود زمینش خیلی گرم و نرم بود...
دیدم یه صدایی میادکه میگه:لهم کردی آقا:25:گفتم کیه؟چیه؟چی شده؟کی بوده؟کجا بوده؟
یهو دیدم دارم تکون میخورم...دیدم ای داد بیداد خوابیدم روی خانمی که جلو من ایستاده بود:53:
در همین حین دیدم بابک هنوز نشسته رو صندلی و چشماشو بسته،چون هندزفری تو گوشش بود متوجه نشده بود چه خبره...
یهو بلند شد و گفت واویلا لیلی و شروع کرد به رقصیدن و چشماش رو باز کرد و تا دزدا رو دید یهو ساکت شد...
ساسان بخت برگشته هم از همه جا بی خبر دستش به خشدکش بود و اومد بیرون...یکی از دزدها گفت:دستاتو ببر بالا و
ساسان هم دستش رو برد بالا و خشتکش اومد پایین...یهو کل بانک زدن زیر خنده:53:
یکی از دزدا که سه نفر بودن گفت خوب ما نمیخوایم به کسی آسیب برسه...پس هرپی پول توی بانک هست بریز این تو که خانمه
گفت شرمنده آقا دزده هیپی پول نیست متاسفانه و دیروز از بانک مرکزی اومدن و پولها رو بردن...
بابک هم گفت:اه هه هه هه هه:55:ری*دین بابا..برید یه بانک دیگه رو بزنید..خانم شما خجالت نمیکشید تو بانکتون پول نیست؟
دزده زد تو سر بابک و گفت بخواب مینیم فوضولیم نکن...دیگه حالا این بزغاله هم واسه ما زبون در آوورده...
یکیشون گفت بیاین بریم بچه ها که اینجا به درد نمیخوره که یهو یه پلیس 110 با دستبند به طرف بانک میومد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یکی از دزدا گفت پلیسا...کی پلیس خبر کره؟و خانم بانکی هم جریان اون پسره که دسته چک باباش رو کف رفته رو گفت و اون سه
تا دزد هم شروع کردن به کتک زدن اون پسره:53:
پلیسها هم فهمیدن که سرقت داره انجام میشه زنگ زدن به نیروهاشون و درخواست کمک کردن...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
دور تا دور بانک پر مامور بود و هیچ راه فراری هم وجود نداشت...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یکی از دزدها هم واسه اینکه بگه خشن هستن یه تیر زد تو شیشه بانک...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یکی از پلیسها که پیدا بود رییسشونه و با بیسیم حرف میزد و میگفت:چند نفر هستن و یه آمار بمن بدید...از پشت
بی سیم هم یه صداییی اومد که گفت:3 تا دزد هستن جناب سرهنگ و با 6 تا هم گروگان جناب سرهنگ...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
توی دلم گفتم:اگه من بتونم الکی بگم میرم با پلیسها حرف میزنم،میتونم از بانک برم بیرون و فرار کنم و جونم رو نجات بدم...
به دزدها گفتم میخواین من برم باهاشون حرف بزنم؟منم باشماها هستم...گفتند بلدی؟گفتم:بابا دستتون درد نکه من خودم یه پا دزدم:4:گفتند:وای به حالت اگه کلکی تو کارت باشه...
خلاصه لباس سیاه پوشیدم و تیریپ دزدی زدم و رفتم بیرون و گفتم:چـــــــــــــــاکری :4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
که دیدم دارن از همه طرف بهم تیر اندازی میکنند...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یه پا داشتم و یه پا هم قرض گرفتم و پریدم توی بانک...
گفتند ای نامرد میخواستی به ما کلک بزنی؟گفتم نه والا و ...
خلاصه بین اون سه تا دزد اختلاف افتاد و یکیشون گفت:همش تقصیر توئه ابوالفضل...ادعاتم میشه که ریش سفید انجمنی...
اون یکی:برو گمشو هادی،تقصیر توئه که هی میگفتی چرا نمیای تهران میتینگ بذاری...
اون یکی:برید بمیرید جفتتون که منو از مشهد کشیدید اینجا...واسه خودمون میر علی گلدبرگی بودیما
من و بابک و ساسان به هم نگاه کردیم و این شکلی شدیم::23:+اون پسره که از باباش چک کف رفته بود اونم اینطوری شده بود:23:
اون سه تا دزد نگاهی به ما کردند و گفتند:چتونه؟چرا اینطوری نگاه مینکید؟
مجید لشلی : ابوالفضل....
ساسان : هادی....
بابک : علی گلدبرگ
پسرک دسته چکی : بچه ها...
ادامه دارد...
دوستان در قسمت بعدی بیشتر با دزدای بانک و پسرک دزد دسته چک پدرش آشنا میشم:9:
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
خوب حالا نوبت عکسامونه:
عکس هایی از نمايشگاه خودروهاي لوكس و تجهيزات که اخیرا در تهران برگزار شده بود.
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(10).jpg) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(11).jpg) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(13).jpg) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(15).jpg) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(18).jpg)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(2).jpg) 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(3).jpg) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(5).jpg) 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(6).jpg) 11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(7).jpg) 12 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(8).jpg)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
عکس های فوق العاده از تور دوچرخه سواری توردوفرانس (پخش اختصاصی)
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 12 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 13 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 14 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
عکس های بسیار خنده دار و جالب از نظامیان ( حتمآ ببینید)
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(3).jpg) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(4).jpg) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(5).jpg) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(6).jpg) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(9).jpg)
7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(11).jpg) 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(12).jpg) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(13).jpg) 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(14).jpg) 11 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>(10).jpg)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
تصاویری از یک فستیوال شاد در اسپانیا
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
محل زندگي رهبران كشورهاي مختلف
شهر واتيكان ، جلوه اي از هنر و معماري. محل زندگي پاپ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قصر شاه زاده ي موناكو (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قصر وادوز، محل سكونت شاهزاده لينكنشتاين. اين بنا در رشته كوهاي آلپ واقع شده است (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
كاخ آلوراده، نمادي ار هنر مدرن، محل سكونت رئيس جمهور برزيل (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
كاخ اليزه، محل سكونت رئيس جمهور فرانسه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
كاخ سفيد محل سكونت رئيس جمهور آمريكا (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
كاخ كرملين با سقف سبزرنگ ، محل زندگي رئيس جمهور روسيه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
محل سكونت رئيس جمهور ايسلند (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
محل سكونت نخست وزير ژاپن. بنايي مدرن، ضد زلزله با سقف شيشه اي (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
چندتا عکس از گالری تیم اینتر میلان
1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 9 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 10 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
عکسهای طنز تکی
محسن مخملباف و خانواده دهه 60 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :53:
محسن مخملباف و دخترش،جشنواره کن دهه 80 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خالکوبی جالب روی بدن فتبالیست زنان (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
دامنهای اینارو (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
حالا فهمیدم چرا اسبها از قند خوششون میاد (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
علت جیغهای تارزان معلوم شد((ته خنده)) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس معین هنگام بی*کی*نی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس جدید 500 تومانی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
موشو زاده (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
و اما یه مطلب زیبا +عکس
حمام با شراب قرمز!
له کردن انگورها در وقت برداشت محصول براي تهيه شراب ،يکي از جشنهاي سنتي در استراليا است . براي قدرداني از کارگران
به آنها اجازه داده مي شود تا پا برهنه در حوضچه هاي بزرگ انگور به رقص و پايکوبي بپردازند تا خستگي خود را در ميان شادي اين جشن از تن بيرون کنند.
براي رقص و پايکوبي در حوضچه هاي انگور بايد سختي کار برداشت محصول را بگذرانيد ،اما لذت غوطه ور شدن در استخري مملو
از شراب قرمز را مي توانيد در آکوا پارک واقع در منطقه يونسان ژاپن تجربه کنيد!
حمام شراب 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
حمام شراب 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 7 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) حمام شراب 8 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
خوب دوستان گل به پایان مجموعه عکسهای امروز رسیدیم...امیدوارم که مورد توجهتون قرار گرفته باشه...
با نظراتتون مارو در امر هرچه بهتر بودن مطالب یاری کنید...خوب هستند؟بد هستنو؟از اینجور چیزا...
تا پست بعدی خدافس همگیتون...[hr]
Ħ д † ε Ð
07-24-2009, 04:10 PM
مجید جون اون قسمت ساسانش عالی بود.
ادامه بده که داره کارت میگیره.
Sir.Dani
07-24-2009, 07:30 PM
ساسان نيومده انجمنو با پستاش تركوند:4:
MaJiD HetFieLd
07-24-2009, 08:00 PM
ساسان نيومده انجمنو با پستاش تركوند:4:
حاجی پرتی یا خودت رو پرت کردی؟
من داستانو نوشتم تو میگی ساسان نیومده ترکوند؟:15:
Sr - Q1
07-24-2009, 08:37 PM
مجید رمان نویس شدی ؟ چه خبره ؟
بزن تو کار رمان تخیلی کارت میگیره ها
Sir.Dani
07-25-2009, 01:14 AM
مجيد جون.منظورم به اومدن ساسان تو داستان بود
نيومده تركوند:4:
نتركوند؟:4:
مجيد كه منفجر كرد :34::4::12::12:
H H H
07-26-2009, 10:36 PM
برای اولین بار دو ادمین هم زمان در انجمن هستند باید جشن گرفت:4:
MaJiD HetFieLd
07-27-2009, 03:56 PM
سلام به همه دوستان عزیزم
امیدوارم که تا اینجای داستان رو پسندیده باشید...
خوب میریم توی بانک ببینیم چه خبره؟
مجید لشلی:آقا.........آقا.........اوی یارو.........باید به اسم کوچیک صداش کنم.........اوی خره...
اون سه تا:با منی؟:53:
مگه شماها خرید؟...
حاجی اگه خر نبودیم که نیمودیم بانک بزنیم...
مجید لشلی:ببینم ابوالفضل کدومتونید؟
ابوالفضل:منم...کاری داری؟نکنه پلیسی؟
مجید لشلی:نه بابا...میتونم ازت خواهش کنم اون نقابت رو برداری؟
هادی:ابوالضل این فک کنم بسیجیه..خر نشی برداری...
میر علی:من میگم بردار ببینتت بعد میکشیمش...
ابوالفضل:نه بابا چی بکشیمش...تو هم دیوونه ایه...آقا واسه چی میخوای منو ببینی...
مجید لشلی:بابا من هرسه تاییتون رو میشناسم و شما هم ماها رو میشناسید...
پسرک دزد:منم میشناسمتون:4:
ابوالفضل:تا نگی کی هستی و مارو از کجا میشناسی بر نمیدارم...
مجید لشلی:بابا منم مجید ... مجید لشلی ....
یهو ابوالفضل و هادی و میر علی سه تایی ماسکاشون رو برداشتند از شادی خندشون گرفت:
این ابوالفضل <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
این هادی <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اینم میرعلی گلدبرگ <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
بعد ساسان و بابک رو هم معرفی کردم و شش تایی همدیگرو در اغوش کشیدیم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یه صدایی از اونور اومد که گفت پس من چی؟منم آدمما...
دیدیم اون پسرس که دسته چک باباش رو کش رفته...گفتیم:تو دیگه چی میگی بلالی؟
گفت منم با شماهاما...ساسان؟یعنی چی؟تو از کجا مارو میشناسی؟
گفت:بابا منم مدیر بخش موزیک،من عرفانم:4:<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
باز هم همه همدیگرو در آغوش کشیدن و شروع کردیم به گپ زدن...
مجید لشلی:خوب حالا بگید ببینم واسه چی اومدید بانک بزنید؟اصلا جریانش از کجا نشآت گرفت؟
ابوالفضل:داستانش طولانیه مجید جون...از کجاش واست بگم؟
ساسان:از اولش بگو...انگیزت واسه دزدی چی بود؟چرا به این راه کشیده شدی؟
ابوالفضل و هادی و میرعلی:ده 20 سی 40 پنجاه 60 هفتاد 80 نود 100.ابوافضل:من برنده شدم...
از اینجای ماجرا به زبان ابوالفضله...
ما سه تا از بچگی با هم بزرگ شدیم...توی یکی از روستاهای دور افتاده اردبیل باهم همسایه بودیم و همبازی هم بودیم...
مردم اون روستا کم کم داشتن میمردن و منقرض میشدن و خطر انقراض مارو هم تهدید میکرد
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
واسه همین ما تصمیم گرفتیم از اون روستا مهاجرت کنیم و بریم یه شهر دیگه ...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اما بخت با ما یار نبود و تصادف کردیم و ....
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
توی این صانحه دلخراش فقط منو هادی و میرعلی زنده موندیم و ما به پرورشگاه منتقل شدیم و چنددین سال اونجا بودیم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
به ترتیب از راست:ابوافضل...هادی...میرعلی
کم کم یه خبرایی اومد که قراره چندتا خانواده بیان و مارو به فرزندی ببرن...
هادی:منکه قراره عموم بیاد دنبالم و منو ببره بزرگم کنه...آخ اگه بشه دختر عموم رو مخ کنم و بگیرمش کلی سود کردم...
میرعلی:پس ابوالفضل منو و تو باید با خانواده جدیمون زندگی رو شروع کنیم...
ابوالفضل:ولی باید هرجا که میریم از همدیگه باخبر بشیم و یه روزی همدیگرو ببینیم و باهم باشیم...
هادی:باید یه نشون واسه خودمون بذاریم!!!
میر علی:مثلا چی؟ هادی:تو از بچگی همه رو گاز میگرفتی و جای گازت هم میمونه...بیا ک*و*ن مارو گاز بگیر تا نشون داشته باشیم...
خلاصه گازها گرفته شد و یکی یه نشون بهمون موند...و جدا شدیم...البته نه همزمان...اول من رفتم؛بعد زنگ زدم شمارم رو دادم
بعد میر علی رفت و آخر سر هم هادی و از اینجا زندگیم رو واستون تعریف میکنم که چه بلایی سرم اومد...
خانواده ای که منو به فرزندی قبول کردند کشاورز بودن و من کارم شده بود صبح تا شب زمین و شخم زدن و اویاری:4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
چند سالی گذشت و من بزرگتر شدم و وقت زن گرفتنم شده بود،ولی من اصلا دل و دماغ زن گرفتن رو نداشم...
ولی خانوادم مجبورم کردن تا من زن بگیرم و دختر خاله ناتنیم رو خاستگاری کردم که ای کاش میمردم و این ننگ رو نمیپذیرفتم...
یه پیره دختر که زندگی منو سیاه کرد و تباه...دختر خاله اسمش شراره بود و دهن منو سرویس کرده بود...اینم عکسش...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اینم عکس عروسیمونه ...ببینید چقدر جوون بودم خداییش...دهنم رو این مادر فولاد زره سرویس کرد...خونم رو تو شیشه کرد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
گفت باید وزنم کنید و هم وزنم سکه تمام بهار آزادی بید...فقط شانسم گفت که ورزنش کم بود...
به تعداد روزهای زندگیش هم گل رز فیروزه ای وحشی بچینم و بریزیم رو سرش...
خلاصه عقد هم شدیم و از فردا با ش*ر*ت و س*و*ت*ی*ن راه میرفت...هرچی میگفتم زن نکن این کارو زشته...
میگفت:واست لباس عشق پوشیدم...گفتم:لا اقل یه اتو بزن به این لباس عشق که چروکاش بره...اونم بهش برخورد و از فردا با روسری و ...
روز تولدش گفت:باید واسم کامپیوتر بخری و من میخوام چت کنم...گفتم:تورو خدا دست از سرم بردار...
دیدم تنها راهیه که از دستش خلاص بشم و دیگه کاری بهم نداره،ولی بدبختیم تازه شروع شد و همش توی یاهو ولو بود...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
چت کردن همانا و بهونه گیری همانا...میگفت:باید منو ببری شهر...میخوام برم میزامپیلی کنم...میخوام آپدیت بشم و ...
سرتونو درد نیارم...هرچی خر داشتم با یه زمین و یه خونه نقلی همه رو به غیر از سیتم خانم فروختیم و اومدیم اهواز...
انقدر خونه ها گرون بود که فقط تونستم یه خونه کوچیک اجاره کنم و خودم هم یه موتور خریدم و پیک موتوری شدم...
خانم هم از فردا تیپ میزد و با پیرمردها میرفت بیرون...منم از دست نق نقاش راحت بودم و دیگه کاری بهم نداشت زیاد...اینم عکسش...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
تا اینکه دیدم مریض احوال شده و داره میمیره...بردمش آزمایش و به راز شومی پی بردم که هرلحظه آرزوی مرگش رو میکردم...
آزمایشاش نشون میداد که ایدز داره...تحقیق کردم و فهمیدم از مش قنبری پشمکی ((همسایه بقلیمون)) مبتلا شده...
منم نه دکتر بردمش و نه دارو براش خریدم و گذاشتم تا بمیره...وقتی که مرد خیالم راحت شد؛و دیدم تفت مش قنبرو هم
گذاشتن سر کوچه...فهمیدم خودکشی کرده...یه نامه نوشته بود که من نمیتونم دوری شراره رو تحمل کنم و خودش رو کشته بود...
هادی ادامه میده و میگه:منو هم عموم اومد بردم تهران پیش خودش و منو بدبخت کرد...
اون تو کار دزدی بود و منو هم وادار میکرد برم دزدی کنم...از قالپاق دزدی گرفته تا دزدی مغازه های مارکت...
مثلا میرفتیم توی بقالیها و میگفتیم...حاجی اون سس رو میدی؟تا میومد سس رو بده کلی چیپس و پفک برمیداشتیم و ...
یا نابیناهارو میبردیم اونور خیابون و جیبهاشون رو خالی میکردیم...
خلاصه بعد از چند وقت دختر عموم رو خاستگاری کردم،به بهانه اینکه پسر عمو نداشتم و همه مال عموم به من میرسه...
ولی دهن منو سرویس کرد و همش منو کتک میزد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
ولی دیگه به دله دزدی راضی نبودیم و بخاطر خرجهای زیاد زندگیمون قرار شد بریم تو کار دزدیهای کلان که پول خوب توش
باشه...واسه همین تصمیم گرفتیم بریم خونه بزنیم...خونه یکی از خرپولهای جردن رو...
متاسفانه خونش از این حفاظها داشت و ک*و*ن*م گیر کرد گلش و تا نصفه رفت توش...جای دشمنتون خالی...خون کوچه رو گرفت...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
زنم رو هم پلیس میخواست بگیره که فرار کرد و مورد اثابت گلوله قرار گرفت و کشته شد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
و اخرین باری که رفتم دزدی که بدترین شکل بود...رفته بودیم از یه جواهر فروشی بزرگ،دزدی...از زیر فاضلاب طلافروشی تونل
زدیم و رفتیم تو فاضلاب زیر مغزه و از اونجا رفتیم تو مغازه...همه چیز طبق نقشه پیش میرفت...عموم پولارو برداشت و منم
اومدم بیام که طمع کردم تا چندتا النگو بیشتر بردارم...غافل از اینکه عموم اینارو گرفته بودن و من تا از چاه اومدم بیرون گرفتنمون...
منم از چاه های فاضلاب اومدم بیرون که دیدم دارن اونجا رو تعمیر میکنند و منو دستگیر کردن...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
از اون روز روی ک*و*ن*م آهن داغ گذاشتم،درست بقل گاز علی که دیگه دزدی نکنم...
ادامش رو میرعلی گلدبرگ میده و میگه:
منو یه خانواده مشهدی اومدن دنبالم و منو بردن و داستان زندگی من از اونجا رقم خورد...اونا اول کار واسم سیستم خریدن...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
و من هم گول این تجملات رو خوردم ولی هرچی گذشت زندگی من هم تار تر میشد و منو وارد کارهای خلاف کردن...
از جیب زنی و کیف قاپی زوارها شروع کردم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
بعدش یکم خلافمون بیشتر شد و فتیم کارای خطرناک تر...مثلا زوارها که میومدن مشهد به بهانه اینکه بریم خونه بهشون نشون
بدیم تو خونه خفتشون میکردیم و جیبهاشون رو خالی میکردیم و ولشون میکردیم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
توی یکی از این برنامه ها دوتا سیبیل کلفت مایه دارو بردم که خفت گیرم کنن غافل از اینکه عموم رفته بود دختر بازی و نتونست
بیاد اونجا و اون دوتا سیبیل کلفت کل ماجرا رو فهمیدن و منو خفتم کردن و ....
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
از اون موقع بود که دیگه از خودم خوشم نیومد و رفتم واسه شوی آقایان امتحان دادم که ما*نکن بشم و قبول هم شدم و چند
وقتی مدل لباس بودم و پولش هم بد نبود و یه آب باریکه ای بود،لااقل بهتر از کیف قاپی و در به دری بود...
کارم گرفت و تبدیل شدم به ما*نکن هزار چهره و هر روز یه قیافه داشتم...اینم عکسام...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
توی این مدت هم سه تاییمون یا تلفنی با هم ارتباط داشتیم و یا توی انجمن میومدیم و قرار شد میتینگ بذاریم...
که هم،همدیگرو و هم بچه ها رو ببینیم و هم سه تایی باهم یه کاری بکنیم...اتفاقا من با گوشیم از میتینگمون عکس گرفتم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
و تصمیم گرفتیم بعد از میتینگ واسه شروع کار بانک بزنیم که به کاهدون زدیم و با شماها برخورد کردیم...
بابک : ابوالفضل حالا نکنه تو هم از زنت ایدز گرفتی؟آخه گفتی زنت از اون پیره مرده ایدز گرفته گفتم شاید تو هم...
ابوالفضل : نه بابا...بو میداد ... از پر*یود هم بدتر بود...جاهای خوابمون جدا از هم بود...
ساسان : عرفان تو اینجا چکار میکنی؟تو واسمون بگو...
عرفان : منم کارم شده خالی کردن جیب بابام...نتم رو شارز میکنم و از نت یه جورایی کاسبی میکنم...
زدم تو کار مواد فروشی ... شیشه ... کریستال ... مشروبات الکلی و قرص ا*کس و ...خونمون رو هم انبار مشروب کردم...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اصلا کلا از بچگی تو کار قرص بودم...تخصص اصلیم قرصه...آخه من با قرص بزرگ شدم...از 8 سالگی ...
هادی:وای بدنم درد میکنه...وای میخاره بدنم...دارم میمیرم...کمکم کنید...
مجید لشلی:چشه این؟چرا همچین میکنه؟
ابوالفضل:چته؟چرا همچین میکنی؟
هادی:خمارم...مواد میخوام...یه نخود بهم بدین تورو خدا...
بابک:بیا که دوات پیش خودمه...اینو بزن شنگول میشی...یه خنده شیطانی هم میکنه بابک و چشمام برق میزنه مثل تو فیلما...
هادی:خدا خیرت بده الهی...یه ژرش رو بنداژم بالا ببینم شطوریه...این شی بود دیگه؟شرا ترشه؟حالم که فرقی نکرد...
بابک:اه هه هه هه هه هه...قره قوروت تمشکی بود:53:میخواستم دور همیمی یکم بخندیم...
هادی:مگه من مشخره دشت شمام؟مردتیکه بژنم درب و داغونت کنم؟ژپرتی مفنگی...
عرفان:دعوا نکنین که دوای علاجت پیش خودمه...من یکم شیره دارم...واسه یکی از مشتریهام میخواستم ببرم که قسمت تو شد...
هادی:اگه میخوای مشخرم کنی میژنمتا...
عرفان:نه بابا...بیا...اتفاقا لوازمش رو هم دارم واست...این شیره...اینم لوله و سوزن...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
خانم کارمند بانک:ببخشبد آقا عرفان،میشه یه دوگرم هم بدید به من؟واشه شوهرم میخوام...
مرد کارمند بانک:اه هه هه هه هه...چقدر بهش گفتم بیا زن من بشو...گفتی من پسر خالم رو میخوام...معتاد از آب دراومد...
خانم کارمند بانک:اصلا نمیخوام آقا:2:
عافان:مردتیکه دلت درد میکنه کاسبی مارو بهم میزنی...خانم بیا بخر...اعلاست جنسشا...
هادی:گور باباشون،تو فکر من باش که دارم میمیرم...پیکنیک نداری تو ژیبت؟
عرفان:خماری داغونت کرده ها...پیکنیک از کجام بیارم؟
مرد کارمند بانک:ما اینجا یکی داریم...واسه ناهار که داغ کنیم از پیک نیک استفاده مینکیم...الآن میارم...
10 دقیقه بعد هادی پای پیک نیک...شلوارش رو حال کنید فقط...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
آخیــــــــــــــــــــــ ـــش...دستت درد نکنه عرفان جون...داشتم میمردم...فقط هیف صبح زود بود و شکمم خالی بود...
وای که نعشگی چه حالی میده،من برم خودم رو معرفی کنم به مامورا...من اومدم خودم رو تسلیم قانون کنم...
میرعلی:یکی بره اینو بگیره تا هممون رو به کشتن نداده...و همه میدویم سراغ هادی و میگیریمش...
زیــــــــــــــــــنگ...ز ــــــــــــــــــــــــ نگ...صدای زنگ تلفن...
بابک:من جواب میدم...کیه؟:55:
میرعلی:بابا این آبرومون رو برد...بجای اینکه بگه الو میگه کیه...
مجید لشلی:بده بمن گوشی رو ببینم کیه؟
بابک:مامورا زنگ زدن که اون بیرونن...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
مجید لشلی:الو؟کی؟کجا؟چه خبر؟آقا خبر دارین بانک واردات رو زدن؟هه هه هه هه....
سردادر طلایی:ببین بچه کوچولو...خوب گوشات رو باز کن...به بدجایی دستبرد زدی...بیچارت میکنیم و ...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
مجید لشلی:ببر اون صدات رو...اگه یکم دیگه حرف بزنی فوت میکنما...خوب گوشاتو باز کن جناب سرتنگ...ما درخواست هایی داریم...
سردار طلایی:خوب باشه...حالا چی میخواین؟
مجید لشلی:گوشی دستت...بچه هــــــــــا،میگه چی میخوایان؟
ابوالفضل:*** مرغ آب پز...
میرعلی گلدبرگ:کره مربا عسل...
ساسان:چایی شیرین و شیر...
هادی:ترکای اعلا با خامه هههههههههه
مجید لشلی:ما صبحونه میخوایم...بنویس:دوتا شونه *** مرغ آب پز و .....خوب گوشاتو باز کن...اگه کلکی تو کارتون باشه
همه گروگانها رو میکشیم...شیر فهم شــــــــــــــــــــــــ ــــــــــد؟رفتی خونه سلام کن...تمام...
حال کردین؟الآن واسمون صبحونه میادرن ...
میرعلی:صبحونه رو بخوریم و کم کم بریم دیگه...
ساسان:میشه بگی از کجا و چطوری بریم؟
میرعلی:نمیدونم...حالا بذار صبحانه بخوریم یکم فکر کنیم ...
بعد از نیم ساعت:زیــــــــــــــــــ ــــــــنگ...زیـــــــــــ ــــــــــــــــنگ...
بابک:کیه؟...خوب تو حالا نمیخواد فرق زنگ خونه و زنگ تلفن رو یاد من بدی...خفه شو...مجید دوتا گروگان بکش این پرو بازی درمیاره...چی؟باشه الان میایم...خدافس...
بابک:آقا میگن صبحانه امادست...من برم بگیرم و بیام...کسی چیزی نمیخواد؟
هادی:یه پاکت وینیستون عقابی واسه من بخر...
عافان:یه دونخ 57 هم واسه من بخر...
میرعلی:خاک تو سرت عرفان،57 که نخی نیست...پاکتیه....
عرفان:مگه شیره که پاکتی باشه...
ابوالفضل:اااااااااااااه بابا ساکت باشید مینم...بیا بشین بابک...دیوونه اگه بری بیرون که بهت شلیک میکنن...
میرعلی:باید یکی از کارمندای بابنک بره بیرون صبحونه رو بگیره...
مجید لشلی:خانم((خطاب به اون خانمی که قسمت قبلی بعنوان مشتری بود))پاشو بیا اینجا...
خانم مشتری:تورو خدا منو نکشین:10:من بچه دارم...امشب شب جمعست؛شوهرم ...
مجید لشلی:بابا کی خواست بکشتت؟ما ازت میخوایم بری صبحونه رو بگیری و بیای...ولی قبلش باید یه کاری بکنی...
ببین خانم،شما باید شرتت رو در بیاری و بدی به ما،که اگه بخوای فرار کنی ما شرتت رو میکشیم رو سر میر علی گلدبرگ
و میگیم این مال تو بوده تا آبروت تو در و همسایه بره...بابک ببرش تو دستشویی و شرتش رو بیار...
بعد از دو دقیقه بابک اومد...بیاین اینم شرتش...به چه بوی خوبی میده...یادمه هروقت زیدم بهونه میکرد که کاریش نداشته باشم
این عطرو به خودش میزد....
ساسان:پیــــــــــــــــف. ..چه بوی بدی میده.........هادی:اه هرچی کشیده بودیم پرید...
میرعلی:اینکه بود پری*وده...حالمون رو بهم زدی...برو بده بهش بگو بپوشه...
مجید لشلی:خاک تو سرت بابک...این بوی عطر دوس دخترت بوده؟پس بگو چرا بهت میگفته دست بهش نزنی...
خانم بیا این شرتت رو بپوش که خفمون کردی...چرا الطاع رسانی نمیکنی که عادت ماهیانه داری؟پس نوار بهداشتیت کو؟اه...
محید لشلی رو به مرد کارمند بانک:یالا شورتت رو در بیار...شوهر این خانم رو مسخره میکنی آره؟بکن...یالا بکن...
کارمند:حالا میشه نکنم؟آخه چیزه...یعنی چیز...اوم...چطوری بگم؟
ساسان:چته بابا یالا بکن گشنمونه...
کارمند:بیا در گوشت بگم...فقط به کسی نگیا...
ساسان:باشه بابا من دهنم چفت و بست داره...
ساسان:اااااااااااا هه هه هه هه .... بچه ها شرت پاش نیست :53:
کارمند:خیلی نامردی... توکه گفتی به کسی نمیگی...
مجید لشلی خطاب به خانم کارمند بانک:خانم نخند...حالا قرار نشد یکم هواتو داریم بخندیا...شرتت رو در بیار مینیم کار داریم...
کارمند:من هم پری*ود هستم هم شرت پام نیست...
ساسان:قرار نشد دروغ بگیا...مجید فک کنم این داره دروغ میگه...
ابوالفضل:میخوای داشته باش میخوای نداشته باش...تو نفر آخری باید امتحانت کنیم...بابک یالا دست بکار شو...
بابک:به من چه؟مگه من اینجا شرت درارم؟
میرعلی:ناز نکن دیگه،برو ببین اینم بو عطر میده یا نه؟:55:
بابک:بیا بریم خانم تا اینا مارو بیشتر مسخره نکردن...بیا بریم...
دو دقیقه بعد بابک بابک با شورت خانمه میاد...
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
یباین بچه ها...اینم گروگانمون:4:
میرعلی:خوب خانم محترم،بپا هوس فرار به سرت نزنه که عکس شورتت رو میذاریم تو انجمن IWW تا بچه ها لذت ببرن...
خانم:نه بخدا...هیچ کلکی تو کارم نیست...
و میره و صبحانه رو میگیره و با یه میز میاد تو...
مجید لشلی:کره عسل مال کی بود؟... میرعلی:مال من بود... *** مرغ آب پز با نوشابه مال کی بود؟... ابوالفضل:مال من بود...
نون خشک با نوباشابه و دوغ محلی با ماست و بیسکوییت مادر مال کی بود؟... بابک: مال من بود...مجید لشلی: غذا خوردنت
هم غیر آدمیزاده...خجالت نمیکشی خداییش؟
بابک:خره نمیدونی چقدر انرجی زاست این غذا...من هر روز صبحونم همینه...واسه همینه همیشه بهترین استعداد رو دارم...
ابوالفضل:بچه ها بخورین تا یه فکری بکنیم ببینیم باید چیکار کنیم...
هادی:من برم دستشویی و بیام.........بعد از دو دقیقه..........خانم چرا این دستشویی انقدر درش بزرگه؟چرا قفله؟چرا رمزیه؟
خانم کارمند:آقا اونجا نیست که...برو سمت راست...خانم کارمند رو به آقای کارمند:نکنه اونجا رو ببینند؟:28:
عرفان:بچه ها یعنی اونجایی که هادی رفته بود کجا بود؟بیاین بریم ببینیم چی بوده...بابک بشین مواظب اینا باش تا ما بیایم...
و همه باهم رفتیم ببینیم داستان چی بوده...و به یه در بزرگ رسیدیم...
مجید لشلی:شما دوتا بیاین اینجا ببینم....
دوتا کارمندا با اسکورت بابک میرن طرف بچه ها...
عرفان:این در کجاست؟این چیه؟
خانم:این هیچی نیست...الکیه:4:
ساسان:ببند نیشت رو...یا میگین چیه یا...بابک:یا همینجا شرتاتون رو باید بکنین:53:
ساسان:دو دقیقه تو هیچی نگو...حالا اگه تونست...
کارمندا:تورو خدا با این قسمت کاری نداشته باشین...اگه برین تو اینجا با جونتون بازی کردین...
مجید لشلی:حالا بگو ببینیم چی هست؟اصلا ببینیم ارزشش رو داره بریم توش یا نه؟
خانم کارمند:آقا تورو خدا نکنید این کارو..هم خودتون رو به کشتن میدید هم ماهارو...
ساسان:بابا بگین دیگه...اینجا در کجاست؟چیه توش؟داستان این در چیه که شما انقدر میترسید؟
مارد کارمند:به بدجایی گیر دادین...100% هم مارو به کشتن میدید هم خودتون رو...
اینجا ........
بچه ها؟:23:
ادامه دارد.............
vBulletin® v4.2.5, Copyright ©2000-2026, Jelsoft Enterprises Ltd.