PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!



صفحه ها : 1 2 3 4 5 [6] 7 8 9 10

The Dark Knight
03-02-2009, 09:54 PM
بیا... برو حال کن... بعد بگین سینا بده...

ارمین جان شانس چیه... روشی که من بهتون پیشنهاد می کنم صد در صد جواب می ده... کاملاّ تضمینی...

ببین... رفتی سر قرار, دوستت رو با دوستش بفرستین با هم دنبال نخود سیاه که خودتون روتون بشه لاو بترکونین... دختره ازت خوشش می یاد,باز نری بگی که بیا عروسی کنیم!!!

من موندم... رفیق هایی که عاقل باشن در این زمان ها این دو معشوق رو با هم تنها می زارن, نه این که خودشون رو دعوت کنن...


ممنون.
موفق باشین.

Ð-i-R-Ť-Y
03-02-2009, 10:20 PM
سینا خان من یه مشکل دارم میتونم این مسئله رو تو پ.خ باهاتون ویزیت کنم ؟ :4:

legendarp
03-02-2009, 10:37 PM
سینا بده
خدا رو شکر که یکی از این تیک های ما توی سایت باب شد
---------------------------------
آقا بحث عشقو عاشقی داغه
سینا من زن می خوام بیا بریم خاستگاری
ابولی بیا تو هم بیا شاید یه دختر خوب بود تو هم شدی مثل من دوماد سر خونه

Sr - Q1
03-02-2009, 10:43 PM
اقا اومدم با اخباره داغ داغ...

اقا رفته بودم براي ثبت نام كلاس زبان كه طرفو ديدم (اومده بود براي ثبت نام) چه حالي داد بگيد چرا چون دوستام و دوستاش ترتيبي دادند ما تو يك كلاس باشيم
خدايي دمشون گرم كلاسها رو مختلت كردند!!!
و حالا اومده بود پايين رفتم جلو ....خندش گرفته بود...گفتم سسسللامم (لوكنتي) گفت عليكه سلام ...بفرماييد...گفتم بايد بابت اون حماقتم كه از جنابعالي خواستگاري كردم معذرت ميخوام ...اول يك نگاه كرد گفت و با خنده اي كه سعي ميكرد پنهاش كنه گفت باشه!!من گفتم اگه ميشه ميخوام شما رو به جايي خوب دعوت كنم ...گفت كجا؟؟؟گفتم كافي شاپ گل يخ (كه واقعا در پيروزي تكه) كه بعد تا اومد جواب بده هكلاسيهام و دوستام و دوستاش اومدن كه دوست صميميش گفت ميشه منم بيام گفتم باشه با ايشون بيايين و بعد هم اين مهران فضول (دوست صميميم) گفت منم ميام كه قرار شده پسفردا برم سره قرار....
خودمم باور نميشه.....همه بچه محلهامون كفشون بريده بود...تازه داشت ميرفت با دوستاش بهش خيره شدم و يك چشمك دلبرانه زدم و نيش خنده اي زيبا زد...

ايول به همه دوستان مخصو صا سينا خان و ارمين عزيز و امير اقايي عزيز و بهنام جان و ارمان و اوهه اينقدر هستيد كه حد نداره...پوريا خان و امير خان ممنون از همه....


تو بچه ی پیروزی هستی ؟ کجای پیروزی ؟ دره خونه ما قرار میزاری با زیدات

منم دعوت می کنی یا میگم این دختره باباش بیاد بالا سرت :4:

Ali Bahmanyar
03-02-2009, 11:00 PM
من خوب بچه سراه سلمانيه هستم...و هميشه تو كوكامولا ولم....خدايي دخترهاي يكي داره اون منطقه...تازه پسر خاله ام كنسرت مهدي مقدم و علي عبدالمالكي رو در سينماي پيروزي ترتيب دادند....چه دخترهايي ميامدند...


_____

ميگم سينا خان هم ناظمي و هم عضو هيئت مديره و هم روانشناس ارتباط با دختر d:

amir-aghaei
03-02-2009, 11:18 PM
میخوام مثل همیشه شروع کنم! ولی میدونم تو این پست خنده به لباتون نمیارم!!
بچه ها .......
من دارم از انجمن میرم...این خواست من نیست..دستور از خانوادست! ما هم طابع تصمیمات پدر و مادریم..
بنا باشه به حرف اونا گوش نکنیم به کی گوش کنیم؟
من معمولا شبها وقتی از سر کار میومدم..محیطی سالمتر و راحتتر از اینجا و کلبه اسرار نداشتم...!
خیلی از دوستان و اشنایان وقتی بشون میگفتم من شبها پا کامپیوتر و اینترنتم..تنها موردی که میومد تو ذهنشون این بود..
میری میشینی با دخترا چت میکنی!!:11:
اگه بشون میگفتم یه محیط دارم که مثل یه خانواده است باورشون نمیشد! من اینجا دوستانی دارم که مثل برادر بهم نزدیکن!!
از بودن کنارشون واقعان احساس خوبی داشتم..
.بعد از وبلاگ دوستان اسرار التوحید و انجمن شده بود خونه مجازی حتی از زندگی واقعی هم برای من جذابتر بود!
میدونستم اینجا دوستانی هستند که به ادم قوت میدن...ادم از بودن کنار اونها احساس ارامش میکنه...
بعضی اوقات با قلم طنز روح اونها رو شاد میکنه...
ولی یه روز باید تموم بشه...
هیچ وقت دوست نداشتم کلمه خداحافظ رو تو زندگیم به کار ببرم..
امروز که بگم به امید دیدار ...لحظه میشمارم واسه روزی که دوباره بگم سلام دنیا!
الان هم بهتون نمیگم خداحافظ چون شاید دوباره یه روز پیشتون باشم..اما اون با خداست! البته خدای ما فعلان باباست!!!
پدرم سخت فشار اورده که باید کامپیوتر رو جمع کنی یکم بیشتر بیای تو زندگی...
یکم بیشتر دور ور رو ببینی ... باید مزدوج بشی و این حرفا...کامپیوتر تورو داره از زندگیت دور میکنه...
البته اون خودش میدونه من تو نت چه جاهایی میام!! خواص روحیاتی منو میشناسه!!
شاید همین فردا زن گرفتم رفتم تو واحد خودم راحت آن شدم .چون اون موقع اقای خودمم..
شاید فردا حشمت گفت برو دوباره راحت باش....
شاید اصلان نشد ! ولی یکم حقیقت رو دریابید و به ما حق بدید..بالاخره سنمون کمی بالاست..(از چشم خانواده) ...
من امشب کام رو جمع میکنم و دور این چیزها رو خط میکشم علارقم میل باطنیم...باید به حرف پدر گوش کنیم...
بدبختی کار ما جوری نیست که روزانه وقت ازاد داشته باشیم وگرنه خدا شاهده از کافی نت راحت میومدم...
اینجا مال من نیست... ازتون خواهش میکنم اینجا رو در نبود من نخوابونید...
اگه قرار باشه وصیت نامه بنویسم میگم اسرار رو سرپا نگهدارید!!
الان الحمدا.. چند روزیه بچه ها خوب بحثهایی راه انداختن و داره همون چیزی میشه که من میخوام ...
ولی باید خودم ترکتون کنم...
باز هم میگم من خداحافظی نمیکنم چون شاید یه روز دوباره کنارتون باشم..ولی قول نمیدم...
آدمیه اومدیم امروز فردا افتادیم معین رایتر مرد!!!

بهرحال از همه دوستان تشکر میکنم طی این مدت طولانی چه کسانی که از قدیم بودن چه کسانی که در ادامه و چه کسانی که جدیدان باشون اشنا شدیم..همتون به یه اندازه واسه من عزیزید! امیدوارم از شوخی ها و تیکه ها یا طعنه زدنهای من که بیشتر هم مزاح بود ناراحت نشید و بدونید که فقط بخاطر عوض کردن حال و احوال بوده....
هر کی هم طی این مدت از ما دلگیری داشته...ناراحت بوده...مارو حلال کنه! تو 24 سال زندگیم کسی رو از خودم نرنجوندم...تو نت هم امیدوارم کسی رو نرنجونده باشم!!

همینجا از هامون جان رهبر انجمن.امیر ارین جانم که بهش واقعان مدیونم...حامد عزیزم که اوائل اذیتش میکردیم.....سینا جان عزیزم...معین رایپرعزیزبرادر دوست داشتنیم...بهنام عزیزم این عزیز خارج از انجمن.هادی جان این روح بزرگمرد انجمن... علی مشهدی این پسر با غیرت عزیزم...پویان کیومرثی جان که همیشه دوسش دارم(.!کیومرث جان لطف کن بازیهای هفته های پایانی لیگ یا بازیهای دیگه رو خودت برای بچه ها تنظیم کن..بازیها رو هم شایان جان برام میفرسته پیش بینی میکنم... جا منو و داش معین که سیستمش خرابه میزاره...انشالا جایزه قهرمان رو خودم براش میفرستم..) ...
ارمان جانم عزیز جیگرم....فربد عزیزم بزرگ ما....مجید جون باحالل. عرفان بارسای عزیزکه به شخصه خیلی دوسش دارم و همینطور اون منو دوست داره:4:. عرفان و پوریا و وصال جان عزیزان جیگر....محمدرضای عزیزم که جاش خالیه.کیان عزیز که همیشه گیر دانلودی بش میدادم...دیگه برو تو راپید شر اپلود کن :27:.امیر جی بی ال باتمرام و لوطی....امیر عزیز619. بهمن عزیزم که چند روز تو گروه لاکی پارکشون با هم همکاری متالی داشتیم. ارمین 13 عزیزم که بهش بدهکارم..ساسان گلم پسر عزیزم...داش مهدی اسکوتر عزیز که هنوزم از دستم دلخوره ولی امیدوارم منو حلال کرده باشه.....پوریا پی ان کود که دور باش اشنا شدیم ولی بچه بسیار با مرامیه..علی بهمنیار عزیز داماد جدید..باربد عزیزم.اونلی باتیستایه عزیز...سولدیرعزیز..رضا بریسک و یک نفر که واقعان از همه دوستان بیشتر تو این مدت به ما لطف داشته...اون هیچ وقت با ارسال کردن به ما ثابت نشده ..ولی برای ما عزیزه..شایان عزیز خیلی این مدت لطف داشته بهم...واقعان دوست دارم داش شایان...
خیلی خیلی دیگه از دوستان که واقعان تو ذهنمم نیستن ولی بدونن واسم عزیزن...
از همگیتون تشکر میکنم....

یا علی ...

Xtreme
03-02-2009, 11:32 PM
ابوالفضل جان واقعا دلمون برات تنگ میشه ... بالاخره همه باید یه روز برن دنبال زندگیشون !
کاش هر چه زودتر برگردی و اگه هم بر نگشتی بدون که ما همیشه به فکرت هستیم ؛
چه در انجمن و چه در بیرون انجمن ...
امیدوارم همیشه موفق باشی ... به امید دیدار !

R . I . P
03-02-2009, 11:44 PM
ابوالفضل کار درستی رو میکنه ، حرف شنوی از پدر یکی از نیک ترین کارهای خانوادست

من امروز خیلی باهاش حرف زدم ولی خب نمیشه کاریش کرد

خدا شاهده یک دقیقه اول که ارسالت رو خوندم خیلی احساسی شدم و از چشمم داشت اشک میومد که خودم رو کنترل کردم و به خودم ایمان دادم که تو یه روز حتماً بر میگردی یعنی مطمئنم که برمیگردی

ولی این قول رو بهت میدم که امکان نداره بذارم این تاپیک بخوابه و تا موقع برگشتنت که لحظه شماری میکنم براش این تاپیک که تنها خاطره از تو ، توی انجمن هست و از 2 سال پیش که زده شده و همچنان به انجمن رنگ و روح میده رو زنده نگه میدارم تا روزی که بیای و با قلم خارق العادت دوباره به انجمن جون بدی


دوستان تاپیک مصاحبه با اعضای سایت رو ابوالفضل به من سپرد انشاالله در نبود ابوالفضل اون تاپیک رو هم همچنان سر پاه نگه میداریم و بزودی افرادی رو که باهاشون مصاحبه میکنم رو مشخص میکنم

Z3R04
03-02-2009, 11:51 PM
هميــــــــــــــــــــــ ــــــــــشــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــه بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــه يــــــــــــــــــــــــ ـــــــــادتـــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــم

Ali Bahmanyar
03-03-2009, 12:16 AM
تو يادگاره من بودي افسوس كه ديگه نيستي پيشم ......اينو بهت گفته بودم ناشي ديوونه ميشم......

زود رفتي گلم ....رفتي دردادمو به كي بگم......زود رفتي گلم.....رفتي دردام به كي بگم


واقعا زود رفتيد داشتم اهنگ عبدالمالكي همين اهنگ زو رفتي گلم رو گوش ميدادم كه پستتو ديدم ابولفضل خان...

چي بگم بغض گلومو گرفته ......امروز خوشحال بودم واسه دامادي و حالا با رفتن شما.....

چقدر زمان زود گذره....چقدر دير باهاتون اشنا شدم.....چقدر زود خواستيد برويد....كاشكي زودتر فعاليت ميكردم....كاش و كاش ....و كاش....

و كاش برگرديد و ميانم كه برگرديد....

رو حرفه پدرتان حرف نزنيد اما بجنگيد.....كافي نت هست و كامپيوتر ديگران است و .....

من عاشقه ...من نه .....همه عاشقه بيانات شما هستند....انگار سوگ انجمن رو فرا گرفته ......چقدر سخته لحظه خداحافظي...
اما خداحافظي نه!!!
مادرم ميگه بگيد به اميد ديدار....

_______________---

يك جمله نصحيت اميز از اليور كان: براي بدست اوردن ارزوها با همه مبارزه كمنيد حتي عزيزان....


يا حق...

Sr - Q1
03-03-2009, 01:54 AM
ابول یعنی داری میری ؟ :2:

mak
03-03-2009, 06:07 AM
با اينكه خيلى وقت با هم در ارتباط نيست و اين اواخر هم shekarab شد beinemoon ولى بازم دلم برات تنگ ميشه چيزى كه مشخصِ انجمن و كلا نت vaseie اكثر اين جمع نقشه gozaroondan وقت و تفريح رو درِ و بلاخره اين روز vaseie هر كسى پيش مياد كه اين تصميم رو بگيره

به هر حال آرزوى موفقيت تو زندگيت رو دارم ايشاالله يك زنِ خوب هم گيرت بياد :11:

bebakhshid font farsi nadaram in ro ham ba yeki az site haie tabdil neveshtam ke bazi az kalamat ro tabdil nakarde

byebye :7:

Ħ д † ε Ð
03-03-2009, 01:02 PM
چی بگم ابوالفضل:2:
اوایل احساس خوبی بهت نداشتم ولی بعد از گذشت زمان فهمیدم چه گلی هستی.
تازه داشتم بهت عادت میکردم:10:
امیدوارم هر چه زودتر برگردی.تاریخ بازگشتت هم بگو موقع اومدنت گوسفند زمین بزنیم:4:

The Pincode
03-03-2009, 01:40 PM
می خوام یه جورایی یه اعترافی کنم ... من دیگه به این انجمن معتاد شدم و با این که مشکلات و این جور حرفا امان نمیده سعی کردم هر شب بیام نت و این انجمن ... دلیل اصلیشم این بود که اسرار و مصاحبه ها رو خوندم ... وقتی دیدم این انجمن بچه های باحال و زحمتکشی مثل حاجی داره گفتم چرا من مثل اونا نباشم ... توی مصاحبت هم خونده بودم که گفتی بهار 88 بای بای ولی آخه هنوز 2 هفته دیگه مونده ... امیدوارم هر جا میری و هر کار میکنی موفق باشی و همیشه خنده رو لبات باشه !!!

legendarp
03-03-2009, 02:10 PM
قلبم شکست ای هم نفس !!!
اصلا نمی دونم این پست رو می خونی یا نه شاید یکی بهت بگه خدا کنه
شاید بعد از این همه سال این اولین باری بود که واسه یه نفر که هنو زاز نزدیک ندیدمش که احساسش کنم دلم تنگ شد . از کلمه اول پس مه گفتی دارم یم رم دارم گریه می کنم تا فردا هم گریه می نم نمی دونم چرا اون کلمه که گفتی میرمو شاید بر نگردم داره می کشه من رو . دستم می لرزه .
الان همه دارن توی خونه نگام می کنن . نمی دونم چرا یهو دلم شکست .........
-------------------------
مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد
این حقیقت است که از دل برود
هر آنکه از دیده رود
----------------------------
نمی دونم از همین الان دلم تنگ شد تا آخرش خدا می دونه
از نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی
چشمام و بروت می بندم تا که اشکام و نبینی
----------------------------------
حالم بده خیلی بده تازه داشتم خوشحال می شدم
ای خدا .......................................
-------------
اومدی بشکنی ،بشکن
از منه ساده چی مونده
قبل تو هرکی بوده
تموم تارو پود سوزونده
-------------------------
خداییش خیل عادت کرده بودم اسم قرمز رنگ ابولی . همیشه وقتی می اومدم توی اسرار اول دنبال پست ابولی می گشتم ببینم چی نوشته تا بعدش برم پست بچه ها رو بخونم ببینم چی گفتن .
خداییش من بچه ها این انجمن رو از دوستای که دارم می بینمشون بیشتر دوست دارم .
الان مامان داره می ** بچه چته چرا داری گریه می کنی بهش چی بگم ؟
بگم ابولی رفت می ** معلوم نیست کی میام
-----------------------------------
من که اشکام قطع نشده هنوز ولی الان همینجا می گم اسرار از میراث ابولی بود و هست و خواهد بود .
همیشه اول میام توی اسرار وقتی می خوام پس بدم می رم اون پست اول ابولی رو می خونم که شماره 1 هست توی تاپیک بعد آنتریک می شم بیام و پست بدم .
-----------------
ما این تاپیک رو زنده نگه می داریم همیشه . تا خون در رگ ماست ابولی رهبر ماست
-------------
می خوام آخرین شعری رو که گفتم رو هدیه کم بهت البته شاید هیچ ربطی به ابولی نداشته باشه ولی حداقلش اینکه خودم گفتم

شاید آنجا باشی

وقتی زمین با تمام غرورش خود را در آسمان رها می کند و می رود
شاید آنجا باشی

آن لحظه ای که پرنده بر روی شاخسار از ناله ی آسمان می هراسد
شاید آنجا باشی

وقتی گلبرگ دست از دست باغ می گشاید و به باقی می رود
شاید آنجا باشی

آن دمی که چشمه راه دریا رو گم می کند و به صحرا می ریزد
شاید آنجا باشی

شبی که ماه با کندی از آسمان شب فرار می کند
شاید آنجا باشی

روزی که خورشید با ناز پهنه ی آسمان را نوازش می کند
شاید آنجا باشی

آن لحظه ای که کوه لباس خیس پاییز را بر تن می کند
شاید آنجا باشی

وقتی که زندگی رنگ شادی را از یاد می برد
شاید آنجا باشی

وقتی که لحظه ها شمردن را به دست غم می دهند
شاید آنجا باشی

وقتی قصه ای بی اسطوره به پایان می رسد
شاید آنجا باشی

آن دم که مردن از عشق زیباترین راز من است
شاید آنجا باشی

آن لحظه ای که راز دل گفتن تلخ ترین آواز من است
شاید آنجا باشی

وقتی که دست فرشتگان روی دستان من است
شاید آنجا باشی

شبی که گریه کردن از بی کسی آرزوی چشمان تر من است
شاید آنجا باشی

روزی که نگاهش چشم در چشم رو به روی من است
شاید آنجا باشی

آن زمانی که غروب همدم دلتنگی آغاز من است
کاش آنجا باشی

وقتی که دوباره با تو بودن آرزوی آخر من است




هادی مروّت
27/11/1387
-----------------------------------
خلاصه ما فراموشت نمی کنیم شما هم نکن
-------------
نیستی اما مونده اسمت توی خلوته شبونه
میونه رنگین کمونه خاطراته عاشقونه
-------------------------------------------
به امید دیدار

Ð-i-R-Ť-Y
03-03-2009, 02:18 PM
رفتن ابولفضل = رفتن من ! :1:

legendarp
03-03-2009, 02:25 PM
تو یکی غلط کردی بری فهمیدی

sina_2026
03-03-2009, 02:34 PM
حاج آقا ابوالفضل خالی بسته .:2: عمرا بره :10:
یادتونه چه شکلی سر سفر آقا معین خالی بست . هممون رو سر کار گذاشت .
:10::10::10::10::10::10::10:

H H H
03-03-2009, 02:43 PM
اولش که خوندم بهت زده شدم و باورم نمیشد همون حالی که به معین دست داد به منم دست داد.هرکاری (بتونم به شخصه) میکنم ولی فقط و فقط با افسوس میگم:

به امید دیدار

R . I . P
03-03-2009, 05:21 PM
کاربر عزیز برای اخراج شدن چند روزه لازم به زدن تاپیک نیست اونم در بخش گفت گوی دبلیو دبلیو ای

تاپیکت رو با اینجا ادغام کردم

The Enigma
03-03-2009, 05:56 PM
همون طور که ابولفضل گفت 100% برای همه خبـر خیلی بدیـه ولی نمیشه کاریش کرد , رسیدگی به محیط زندگی هرچی باشه مهم تر از این محیط مجازیه ... هرچند مثل خونمون برامون عزیز باشه ! نمیدونم چرا , یکم پشیمونم تو این یه سال نتونستم بیشتر با ابولفضل اشنا بشم , تو اسرار پست بدم و ...

ایشالا همیشه و هرجاموفق باشی ! به امید دیدار !

KANE
03-03-2009, 06:12 PM
وا !!! کجا ابوالفظل جان ؟ خیلی بهت زده شدم اما خوب امیدوارم در زندگــــت موفق باشی . زندگیت مهمتر از اینجاست . هر جا هستی موفق باشی

The Legacy
03-03-2009, 06:45 PM
اي واي شما هم ميري ؟
تازه به اسرار عضو شده بوذيم كه شما رفتي ؟
بدون كه نه تنها من تموم دوستان و اعضاي انجمن دلمون واست تنگ مي شه !!!!!!

( به اميد ديدار ) :10:

undertaker
03-03-2009, 08:09 PM
ابوالفضل جان خیلی ناراحت شدم که داری میری اما به کارت احترام می گذارم و هر کاری بکنی برای من قابل احترامه. برات همیشه آرزوی موفقیت و سلامتی می کنم. ان شاالله عروسیت بیام توپ شام بخورم:4:
احترام به نظر پدر و مادر از همه چیز بالاتره. پس کاره وبی می کنی که به نظر اونا گوش می دی. ما هم همگی اینجا سعی می کنیم تا اسرار را نگهداریم. من که هر وقت بتونم پست می دم دوستان دیگه هم حتماً همین کار و می کنند.
خدا همیشه پشت و پناهت باشه داداشه گلم:7:

The Dark Knight
03-03-2009, 08:42 PM
قلبم شکست ای هم نفس !!!
اصلا نمی دونم این پست رو می خونی یا نه شاید یکی بهت بگه خدا کنه
شاید بعد از این همه سال این اولین باری بود که واسه یه نفر که هنو زاز نزدیک ندیدمش که احساسش کنم دلم تنگ شد . از کلمه اول پس مه گفتی دارم یم رم دارم گریه می کنم تا فردا هم گریه می نم نمی دونم چرا اون کلمه که گفتی میرمو شاید بر نگردم داره می کشه من رو . دستم می لرزه .
الان همه دارن توی خونه نگام می کنن . نمی دونم چرا یهو دلم شکست .........
-------------------------



دقیقاّ این احساس به منم دست داد...

45% علتی که من می یام تو انجمن ابولفضل هست... 30% معین... (45+30)-100=25... 24% هم به خاطر هاتی و یک در صد هم به خاطر بقیه:4:

ولی جدا از شوخی... هر وقت دلم می شکست یا احساس تنهایی می کردم به خودم می گفتم دوستایی مثل ابولفضل و هاتی و معین دارم... الان یکی شون می خواد بره... باور کن برای دومین بار هست که برای دوری کسی اشک تو چشمم جمع می شه...!

امیدوارم هر چه زود تر برگردی... این دنیا بدون ابولفضل معنی نداره... هاتی ولم کن بزار برم رگم رو بزنم... ولم کن... د ولم کن دیگه... .... مردک چرا ول کردی؟ اصلاّ منصرف شدم.

برادر بیات... اگر اومدن من به پایتخت حتمی شد, از طریق معین بهات هماهنگ می کنم که هماهنگ کنی تا افتخار ملاقاتت نصیب من هم بشه!

به امید دیدار!

ممنون.
موفق باشین.

R . I . P
03-03-2009, 08:49 PM
حاج ابول بالاخره از دکتر محمود احمدی نجاد هم کم خاطره نداشتیم ، اونم به نوبه خودش ازت خودافظی میکنه با یه سری عکس یادگاری

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

New World Order
03-04-2009, 01:42 AM
ضد حال بزرگي بود خبر خداحافظي!

سپيده دم اومد و وقت رفتن - - - - حرفي نداريم ما براي گفتن

هر چي كه بوده بين ما تموم شد - - - اينجا برام نيست ديگه جاي موندن

من ميرم از اين تاپيك تو بيرون - - - - يادت باشه فروم رو كردي بي روح

ااااااااااااااااااااااااا اااه ه ه ه ه ه ه ه

اول اشناييمون يادم مياد يادم مياد

گفتي بهي دوست دارم خيلي زياد خيلي زياد

رو سادگي حرف تو باورم شد ---- تو عاقبت اين تاپيكو دادي به گا دادي به گا

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خيلي بد شد كه رفتي.الان كه دارم اين تاپيك رو ميبينم دو و نيم شبه راستش بسيار شوكه شدم و موندم بخندم يا زار بزنم.ولي خيلي نامردي كردي.ما رو بعد اون جريانات از اخبار كشيدي تو اسرار حالا خودت داري ميري.عمل كردن به وصيتت خيلي سخته.واسه من كه غير ممكنه.اخه باور كن هيچ كس در ضمينه روحيه دادن و سر حا اوردن ذهن مجعد و پر پيچ و خم تورو نداره.اينو بدون كه اگر نيمه شب يه سركي به اينجا ميزدم فقط و فقط به عشق خزعبلات خودت بود اما الان كه رفتي هيچ انگيزه اي واسه اومدن ندارم.اي بابا اخه اصلا چرا يه هو اينطوري رفتي كنار.لا اقل ميومدي ميگفتي از هفته بعد ديگه نميام اينجوري هضمش واسمون راحت تر بود.بايد باهات صحبت كنم.حتما يه كاسه اي زير نيم كاست هست.
اميدوارم كه خيلي زود برگردي و با برگشتنت ما رو هم برگردوني كه سخت از غم دوريت در اندوه فرو رفته ايم.
بنده هم از همه ي دوستان عزيز كه در اين مدت ما رو تحمل كردن بوي*ژه دوستاي نزديكم از جمله معين كه رفاقت تنگاتنگي اين چند وقت با هم داشتيم -حامد گل كه اين اواخر خيلي باهاش اخت شديم -اقا ارمان ديوس -هامون جان و امير ارين عزيز - عرفان و پوريا و كيان همسران خوبم :4: واقا داوود كه خيلي بهش زحمت داديم اميدوارم مارو حلال كنه - عليرضا هانتر فراري و همه و همه كه اگه بخوام اسم ببرم درست عين پست ابوالفضل ميشه و پست هاي ايشان كپي رايت داره.به اميد ديدار دوباره ي همگي غزل معروف خداحافظي رو با اندوه ميخوانم :

خداحافظ همين حالا , همين حالا كه من تنهام

خداحافظ به شرطي كه, بفهمي تر شده چشمام

خداحافظ كمي غمگين

به ياد اون همه ترديد

به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد

اگه گفتم خداحافظ, نه اينكه رفتنت سادست

نه اينكه مي شه باور كرد, دوباره آخر جادست

خداحافظ, واسه اينكه نبندي دل به رويا ها

بدوني بي تو و باتو همينه اسم اين دنيا

خداحافظ خداحافظ

همين حالا همين حالا

التماس دعا . يا حق

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

The Last Outlaw
03-04-2009, 02:05 AM
همين الان ارسال حاجي روخوندم و واقعا شوكه شدم!
احساس بدي دارم احساس ميكنم يك برادر بزرگتر رو از دست دادم.
اميدوارم اين رفتن براي هميشه نباشه چون واقعا يكي از بزرگترين دلايل موندم بعد از اون همه اتفاق ابوالفضل بود و بس.

عزيز رفته سفر كي برميگردي

چشمونم مونده به در كي برميگردي

ان شالله هر جا كه هستي موفق باشي و يك روز از روزهاي خدا همديگر رو از نزديك ببينيم...

Goldberg The Man
03-04-2009, 07:53 AM
خوب من جدا خیلی موندم چی باید بگم الان...راستش باورم نمیشه...اولش که خوندم بغض گلومو گرفت...خدا شاهده بد جوری خورد تو پرم....ما همه به ابوالفضل عزیز و این تاپیک و پست های همیشه قشنگش انس گرفته بودیم...خیلی برام سخته با نبود ابوالقضل تو انجمن کنار بیام...ولی خوب همونجور که معین عزیز گفت باید حرف پدر رو گوش داد و اجرا کرد کاریش هم نمیشه کرد...به هر حال ایشالا که برگردی ابوالفضل جان دلمون خیلی خیلی برات تنگ میشه...فقط جون هر کی دوست داری قرار میتینگ تابستون رو نگو نمیای...ایشالا که موفق باشی و یه زن خوب هم گیرت بیاد...

HaMo0n
03-04-2009, 04:20 PM
سلام
واقعا ناراحت شدم از رفتن ابوالفضل عزیز که همیشه به ما لطف داشته و همیشه بالا سر این فروم بوده.
به نظرم کار خوبی هم کردی حرف خانواده رو گوش دادی چون به قول خودت آدم حرف پدر و مادر رو گوش نده حرف کی رو گوش بده ؟
امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگیت موفق باشی و همیشه هم به یاد ما هم باشی
امیدوارم روزی دوباره در این فروم ببینیمت مطمعن هم هستم اون روز زیاد دور نیست
یا علی
خداحافظ

The Basted
03-04-2009, 04:27 PM
به خدا ابولفضل جان...!اینقدر ناراحتم که چرا شخصی مثل تو رو نتونستم باهاش آشنا بشم...:10::2:منم با هامون عزیز هم عقیده هستم:7:

I Am Legend
03-04-2009, 04:32 PM
ابولفضل جان از شنیدن خبر رفتنت خیلی ناراحت شدم بالاخره تو بزرگ این فروم بودی و همیشه مطالب جالب و طنزآمیزی که میگفتی رو فراموش نخواهیم کرد . منم یک نقل قول از حرف خودت بکنم : خداحافظی نمیکنم و میگم به امید دیدار چون میدونم بر میگردی .

_____________________________________________
در مورد آقا بهنام هم بگم کارت درست نیست یا به عبارتی که توهین به ما هستش یعنی تو فقط برای ابولفضل ارزش قائل هستی و با رفتن اون و رفتن خودت داری به ما بی احترامی می کنی . کار درستی نمیکنی بالاخره تو نباید زندگیت رو که متمرکز رو یک نفر بکنی و هر کاری اون کرد تو هم بکنی . اتفاقا به نظر من ابولفضل خیلی هم خوشحال میشه که همون شب ها هم بیایی و یک سر بزنی و 4 تا مطلب بزاری . در هر صورت تصمیم با خودت هستش و هر کاری میخوای میتونی بکنی .

R . I . P
03-04-2009, 04:52 PM
دوستان منم میخوام برم خسته شدم از این زندگی فلاکت بار !! جمعش کن بهنام بابا !! تو حق نداری هیچ جا بری شیر فهم شد ؟

دوستان حرفای بهنام رو جدی نگیرید تازه باید مصاحبه کنی میخوای بری ؟!! مطمئن باشید هم ابول هم بهنام برمیگردن چون با این انجمن انس گرفتن و غیر ممکنه که اینجا رو ترک کنن

The Dark Knight
03-04-2009, 09:21 PM
در مورد آقا بهنام هم بگم کارت درست نیست یا به عبارتی که توهین به ما هستش یعنی تو فقط برای ابولفضل ارزش قائل هستی و با رفتن اون و رفتن خودت داری به ما بی احترامی می کنی . کار درستی نمیکنی بالاخره تو نباید زندگیت رو که متمرکز رو یک نفر بکنی و هر کاری اون کرد تو هم بکنی . اتفاقا به نظر من ابولفضل خیلی هم خوشحال میشه که همون شب ها هم بیایی و یک سر بزنی و 4 تا مطلب بزاری . در هر صورت تصمیم با خودت هستش و هر کاری میخوای میتونی بکنی .


وخی عامو...

جدیداّ یا شوخی برداریت رو کنار گذاشتی(جمله رو کف کن:4:), یا رفتی تو امر به معروف!
بهش تو چت می گم من WWE رو دیگه دنبال نمی کنم چون جالب نیست, می ** یعنی تو ارزش برای کاری که کاربر ها انجام می دن قائل نیستی؟

یاد این دختر ها می یفتم که سر یه جک سه بار می خندن:
یه بار وقتی براشون جک رو تعریف می کنی.
یه بار وقتی جک رو براشن قشنگ می شکافی و توضیح می دی که تایتانیک پسره بود یا دختره.
یه بار هم وقتی که تازه موضوع رو می گیرن که تایتانیک نه پسره بود نه دختره, مارک ادامسی بود که پسره تو جیبش داشت.(یاد ادامس تایتانیک ها به خیر:4:)

ممنون.
موفق باشین.

The Phenom
03-04-2009, 11:33 PM
... بعد بگین سینا بده...



قرار نبود تيكه كلام منو كش بري ها:15:

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

امان از روزگار
ابوالفضل يا امير اقايي يا هر چيزي كه اسمت بود يه دنيا حرف رو لبامه ولي نميتونم بگم
حتي يه كلمشو
بي معرفت حتي شمارتو هم اخر بهمون ندادي
اگه عروسي كردي بگو ميام حتما ولي اگه مال من زودتر شد چي؟ ميايي؟
:2::2::2::2::2::2::2::2::2:

legendarp
03-05-2009, 01:04 PM
داش سنا منم مثل تو شدم و.................
-----------------------------
هو بهنام مال عامون رو می خوریو غیر عامون رو عبادت می کنی ننگ بر تو
---------------------------------
دوستان عزیز خواهشا تا یکی می ره جو نگریتون فکر کنین و بگین آقا ما هم میریم
بفرمایید می خواهید برید برید ولی اگر وقتی برگشتید چون بی دلیل درست رفتی و به قول یکی از دوستان به بقیه بی احترامی کردید نمی دونم من یکی که دیگه تحویلش نمی گیرم
---------------------
ابولی داره میره من ناراحتم باهاش هم تلفنی حرفیدم ولی اون می ** باید بره راست هم می ** اصلا یه کی از حرفهای خود من هم همینه آدم باید بیشتر توی جامعه باشه تا اینجا
---------------------------
خوب ولی اونهایی ک یه نفر می ره جو گیر می شن آقا منم می رم و ابولی رفتو منم می رم آرمان کچل تو کجا می خوای بری بیام بزنم اون چشو چارت رو در بیارم یا اون بهنام آقا بهنام شما اول پولت رو بردرار بیار بعد بپیچون تازهکجا می خوای بری معین خونتون رو بلده با زور کتک پولم رو می گیرم
-----------------------------
درستی یکی از ستونهای جمعی سایت ابولی بود ولی یکیش بود بقیه چی سینا چی معین چی هامون چی حامد چی و همه ی دوستانی که میان و می گن و می خندن چی
------------------
درسته ابولی خیل با ارزش بود ولی به خاطر یه نفر هم چیز رو از بین نبرید چون اون یه نفر باز بر می گرده
--------------------------------------
همین ...............

Ali Bahmanyar
03-05-2009, 02:03 PM
شكي توش نيست نبود ابولفضل خان احساس خواهد شد......شكي نيست چون بعيده كسي بتونه مثله ايشون بخش متفرقه رو بگردونه!!!اما اين كه بخوان بقيه هم....
نه اينگونه حركات....
ابول خان دسته خودش نبود به دستور پدرش مجبور شد كه از انجمن بره....
اما پدرم حرف قشنگي ميزنه:

ميگه عزيزه هر كس بعد رفتن به سوي او دوباره بازخواهد گشت:مانند يوسف گمگشته.....

ابول خان عزيزه انجمن هست و قطعا بازخواهد گشت و يك خوش امد گويي جالب در خدمتشان خواهيم بود...

پس به اميد ان روز

SASAN
03-05-2009, 06:12 PM
ابولفضل جان کجا . خیلی ناراحت شدم . دلم برات تنگ میشه :2: :2: :2:

انشالله هر چه زودتر برگردی منتظرتیم :30: :7:

ابولی برای همیشه :34:

:2:

هاجی همیشه در قلب ما جا داری . خدا بهمرات . انشالله همیشه موفق باشی. چاکریتم . بای :2:

HaMo0n
03-05-2009, 08:08 PM
خوب حالا بد نیست از این حالو هوا بیاییم بیرون و چند تا عکس جالب بزاریم تا روح زنده یاد امیر آقایی شاد بشه:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
این آخری هم باحاله
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
منبع رو فراموش نکنیم:Sat98

Ali Bahmanyar
03-05-2009, 09:56 PM
چند خبر از موسيقي



محسن چاووشی

خوب اول از همه ، از محسن چاوشی شروع می کنیم . با پخش آلبوم زیبای یه شاخه نیلوفر اخبار پیرامون محسن از حالت ضد و

نقیض خارج شد اما خبرهایی از آلبوم ریمیکس ، من خود آن سیزدهم ، آلبوم ریمیکس سنتوری و وحشت !! فکر و توجه حامیان

وی و موسیقی را به خود جلب کرد . خبر پخش آلبوم ریمیکس آنقدر بزرگ شد که همه به دنبال آن بودند که متوجه شوند این

ریمیکس برای آلبوم جدید است یا کارهای قبلی . اما باید عرض کنم که زیاد نباید منتظر این آلبوم بود . چون این مسئله به اندازه

خبرش آنقدر بزرگ نیست و محسن چاوشی هم اصلا علاقه ای به خوندن کارهای تکراری نداره و نباید زیاد منتظر همچین آلبومی

بود و اما آلبوم وحشت !!؟؟ وحشت یا غیر وحشت . مسئله این نیست ، چون بارها ممکن است نام آلبوم تغییر کند اما این بار

حتما منتظر آلبومی فوق العاده از محسن چاوشی باشید ، البته اصلا زمان دقیقی از پخش وجود ندارد . اما این بار کار وی کاملا

متفاوت خواهد بود مثل کارهای قبلی او . البته به دل تمام اقشار جامعه خواهد نشست .




سیاوش قمیشی

اما بریم سراغ سیاوش قمیشی . سیاوش قمیشی هم اکنون در حال ساخت آلبومی کاملا متفاوت است که تنظیم و ملودی آن

با آلبوم رگبار کاملا فرق دارد اما برای شنیدن این آلبوم زیاد عجله نکنید . این آلبوم حداقل دارای 9 ترک می باشد و احتمالا یکی از

ترکهای آلبوم ریمیکس خواهد بود .

نترس ... برو بشین رو به روی آینه

یکی یکی بشمار همه پینه ها تو ....... یکی یکی پاره کن نامه ها تو




علی اصحابی

علی اصحابی هم در حال انجام آخرین کارهای تولید و پخش آلبوم تو راست میگی هست که قراره از کمپانی ایران گام پخش بشه

که اغلب موزیک های این آلبوم توسط استاد تنظیم ترنس نوین در ایران ( الیاس شیرزاد ) عزیز تنظیم شده و البته میکس و

مسترینگ نهایی هم به عهده ی الیاس شیرزاد بوده و مطمئن باشید آلبوم موفقی خواهد شد .








الیاس شیرزاد ( استاد تنظیم ترنس نوین ایران )

الیاس شیرزاد هم کارها و تنظیمات بسیار حرفه ای رو داشته که بزودی پخش خواهد شد و لازم به ذکر است بعضی تنظیم های

الیاس که اخیرا پخش شده شاید به یکی دو سال گذشته برگردد که متاسفانه بعضی از آنها دیر پخش شد ، اما منتظر آهنگها و

تنظیمات جدید الیاس شیرزاد باشید . از کارهای آینده ی الیاس می توان به تنظیم و آهنگ فیلم آن سوی پرچین اشاره کرد که

احتمالا در ایام نوروز در سینماهای کشور اکران خواهد شد . البته چند کار تا عید نوروز پخش خواهد شد : پارسا چیلیک : ساعت 5

- علیرضا فرد - احسان غیبی و ....





علی عبدالمالکی

علی عبدالمالکی در آلبوم نامسلمون توانست شایستگی های خودش رو ثابت کنه اما این پایان کار نخواهد بود ، علی

عبدالمالکی داره روی آلبوم جدید خودش که خیلی براش زحمت کشیده کار میکنه که امیدواریم مراحل مجوز آلبوم وی به طور

کامل و با موفقیت طی بشه . البته تنظیم ( پدر تنظیم مدرن ایران ) دی جی سروش اس جی ترک هم فضای این کارها رو زیباتر

کرده ...... جای تعجب نیست که اگر در کنار تنظیم زیبای دی جی سروش عزیز حداقل یک کار از علی با الیاس شیرزاد ببینیم .




هنر از بزرگترین نعمت های خداوند است ، هر چه باشد هنر است

هنر باید ناب باشد حال هر چه که هست ، باشد

بیاییم از نعمت خداوند به نحو احسنت بهره ببریم

legendarp
03-06-2009, 12:39 PM
کجا آلبوم یه شاخه نیلوفر قشنگ بود فاجعه موسیقی بود با اون صدا برداری تنظیمهاش . به عنوان یه آدم بی طرف که یه خرده تو نخ موسیقی هستم اون آلبوم رو به راحتی رد می کنم .
------------------------------
رئیس سیاوش داشت یه تک آهنگ بیرون می داد اومد یا نه ؟

Ali Bahmanyar
03-06-2009, 01:40 PM
اما خوب به عيد نزديك ميشويم و خوب كنسرتهاي عالي در انتظار است:

كنسرت ساسي مانكن در برج ميلاد

كنسرت يگانه در تالار وحدت

كنسرت علي عبدالمالكي در وليعصر

كنسرت مهدي مقدم و نريمان كه البته نميدانم دقيقا كجاست

كنسرت tm و ادمهر و اسي و منصور و افشين و تهي در دبي

كنسرت علي اصحابي و بهنام علمشاهي و رامين بيباك و احسان قيبي در كاخ سعادت اباد(24 و 25 و 26 اسفند)

كنسرت رضايا و توي اف ام در دبي

كنسرتهاي ديگر كه بزودي با اطلاعات بيشتر در خدمتتان هستم

I Am Legend
03-06-2009, 10:34 PM
اما خوب به عيد نزديك ميشويم و خوب كنسرتهاي عالي در انتظار است:

كنسرت ساسي مانكن در برج ميلاد

كنسرت يگانه در تالار وحدت

كنسرت علي عبدالمالكي در وليعصر

كنسرت مهدي مقدم و نريمان كه البته نميدانم دقيقا كجاست

كنسرت tm و ادمهر و اسي و منصور و افشين و تهي در دبي

كنسرت علي اصحابي و بهنام علمشاهي و رامين بيباك و احسان قيبي در كاخ سعادت اباد(24 و 25 و 26 اسفند)

كنسرت رضايا و توي اف ام در دبي

كنسرتهاي ديگر كه بزودي با اطلاعات بيشتر در خدمتتان هستم


داداش حالت خوبه؟
به عقل خودت رجوع کن ببین ساسی مانکن اصلا میتونه لایو اجرا کنه ؟ اونم چی تو برج میلاد ؟

KANE
03-06-2009, 10:44 PM
اَه اَه دوباره ساسی گورکن . اینقدر از این بشر بدم میاد که نگو

Ali Bahmanyar
03-06-2009, 11:51 PM
كي گفته لايو؟؟؟؟؟؟؟بعدم مگه من گفتم؟؟؟؟؟حالا گوره باباي مانكن ولي لايو اجرا كردن كه منم اهنگهاي مذخرف اينها رو بلدم اجرا كنم!!!حالا طوفه نيستند كه....

Hamid
03-07-2009, 07:07 PM
درسته خیلی کم تو اسرار پست دادم ولی هراز گاهی هم به این تاپیک می اومدم واقعا لذت می بردم
از رفتن آقا ابوالفضل خیلی ناراحت شدم
کار خیلی درستی کرده به حرف والدینش گوش داده
امیدوارم هر جا که هست موفق باشه و یک روز دوباره به انجمن برگرده

Ð-i-R-Ť-Y
03-07-2009, 07:11 PM
كي گفته لايو؟؟؟؟؟؟؟بعدم مگه من گفتم؟؟؟؟؟حالا گوره باباي مانكن ولي لايو اجرا كردن كه منم اهنگهاي مذخرف اينها رو بلدم اجرا كنم!!!حالا طوفه نيستند كه....


منظورش اینه که مگه خواننده مجاز هستش بتونه لایو اجرا کنه ؟ :55:

The Pincode
03-07-2009, 07:38 PM
من که از هز چی رپه حالم به هم میخوره ولی باید بگم ایشون ( ساسی مانکن ) تا حالا دو تا کنسرت تو تهران و کرج داده + گور سرش !!! :4:

ac haye gonagoon topice joda daran... az gharar dadane in ax ha dar in topic khood dary konid

اینم تصویری از همسر کاهن اعظم معبد آمون ::: <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> :11:

منبع رو خود عکس ها نوشته شده !!!

Xtreme
03-07-2009, 08:01 PM
اینو ببینید :35:
------------------------------------

عکس - همسر باراک اوباما همراه اولين دوست پسرش در 18 سالگي!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

------------------------------------

منبع : (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
چقدر به هم میان !!!

Ali Bahmanyar
03-08-2009, 02:45 PM
سلام


مشكلات جامعه پليس و پليس امنتيت و مونكرات و ....ميخوام بگم:

رفتارهاشون اصلا شخصيت يك انسان نيست

بد حرف ميزنن

مثلا تو ماشيني:

به به بيا پاييين بچه قرتي و سوسول ...اين كيه كنارت ميخواي ببري خونه و صفا كني بزار ما هم فيض ببريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله رفتارهاشون واقعا زشته:بدو بينم...بدو الاغ....اوه عوضي سوسول راه بيفت....تو غلط ميكني اهنگ گوش ميدي و ....

واقعا عضي اوقات مايلم با كله برم تو صورتشون بگم ما هم ادميم...چون پليس نيستيم و قدرت نداريم بابد مثله گاو باهامون برخورد بشه!!!

Under Cage
03-08-2009, 03:12 PM
سلام


مشكلات جامعه پليس و پليس امنتيت و مونكرات و ....ميخوام بگم:

رفتارهاشون اصلا شخصيت يك انسان نيست

بد حرف ميزنن

مثلا تو ماشيني:

به به بيا پاييين بچه قرتي و سوسول ...اين كيه كنارت ميخواي ببري خونه و صفا كني بزار ما هم فيض ببريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله رفتارهاشون واقعا زشته:بدو بينم...بدو الاغ....اوه عوضي سوسول راه بيفت....تو غلط ميكني اهنگ گوش ميدي و ....

واقعا عضي اوقات مايلم با كله برم تو صورتشون بگم ما هم ادميم...چون پليس نيستيم و قدرت نداريم بابد مثله گاو باهامون برخورد بشه!!!


آقا علی این بلا سر خودت اومده؟:24:

KANE
03-08-2009, 04:06 PM
حتما اومده که میگه ! . سر من که از این بلا ها نیومده ولی میدونم آدم با زیدش تو خیابون راه بره پلیس کلید کنه چقدر اعصاب آدم خورد میشه . برا همینه که تا حالا با دختر تو خیابون راه نرفتم ! ( شوخی کردم برا این نیس برا یه موضوع دیگه اس )

Ð-i-R-Ť-Y
03-08-2009, 04:12 PM
اتفاقا تا دلتون بخواد من راه رفتم به کسی هم اجازه ندادم بهم حرف بزنه :4: ( مثلا من خیلی گُندم :4: )
ولی نه , آدم بخواد با زیدش بیرون بره باید بره یا جای دنج ... ! نه تو خیابون راه بیوفته .. مخصوصا جاهایی که بگیر بگیر داره .. !
منتظر راه حل های بسیار خوب سینا خان در این رابطه هستیم :4:

KANE
03-08-2009, 05:53 PM
علتش زشت بودن بیش از حد منه قیافه وحشتناکه در حد تیم ملی بوگاندا ! ( نمردیم و تو یه مورد شبیه KANE در اومدیم ) :9:

R . I . P
03-08-2009, 08:17 PM
خب مثل اينکه تا خودم دست به کار نشم يکي نيست بياد يه بحث درست حسابي راه بندازه همش خاله زنک بازي بايد ببينيم ابول بياد ببينه در نبودش چنين بحث هايي ميشه منو از بــيضه دار ميزنه !!!! هاتي تو هم هر وقت خبرت اومدي اينجا يه چيز بنويس روح ابول شاد ميشه


امروز صبح رفتيم اين شرکت اي دس اس ال بي پدرا اعصاب مارو خورد کردن ... نزديک 2 هفتس ميام نت ولي آپلود نميتونم بکنم و انجمن نميتونم پست بدم ، تنها راهم اينکه از فيــلتر شکن استفاده کنم ؛ رفتم اونجا بهشون ميگم آقا مشکلم اينه ميگن از طرف ما که مشکلي ديده نميشه مشکل از سيستمته ! ميگم ويندوز عوض کردم بازم خوب نشد ميگن واسه آپلود برو Blogfa از اونجا ميتوني آپلود کني ... چي بگم يه مشت گاو دور و برمونن ...


تو راه برگشت سوار يه رنو شدم طرف بوق زد سن دارم بود منم سوار شدم ، يارو از اون کله خرا بود که به کبوتر رو هوا هم فحش خوارمادر ميداد:4: بين راه يه تصادف شده بود خيلي ترافيک بود اين يارو هم کاسه صبرش لبريز شد از در ماشين اومد بيرون و داد زد ک* کشا برين جلو ديگه مردم رو علاف کردين !!! يه يارو موتوري بغل دستش بود گفت شانس اوردي که روت طرف جلو بود و با من نبودي ، اين راننده هم گفت مثلاً چه گ** ميخواستي بخوري ؟ حالا خر بيارو باقلي بار کن ... منم سريع از ماشين پياده شدم گفتم قضيه ابوالفضل الان واسم پيش مياد فاميل ماميل هم که تو کلانتري نداريم تا بدبخت نشديم فلنگو ببنديم:4:


============================================


لعنت بر اين گروني ! کجاست اون زمان که آدامس خرسي ميخريديم 30 تومن الان شده 100 تومن ... اين راننده تاکسيا هم هنوز بنزين گرون نشده کرايه تاکسيو گرون کردن ! ميگم که خب هنوز که بنزين گرون نشده شايد نشه تو سال جديد پيش باز ميرن انگار ! ميگن نه ، بايد جبران خسارت سال پيش رو که بهمون دير اطلاع دادن رو بدن گفتم حالا چرا مردم بايد اين پولو بدن ميگه دولت که واسه ما ها پولي خرج نميکنه...


آخه يکي بياد به من بگه اين 800 تومن مي ارزه ؟!! قیمت روی بسته زده 485 تومن بعد فروشنده میاد میده 800 تومن باز بگین مملکت بی صاحاب نیست ! از اول تا آخر 30 تا دونه هم نميشه آدم بخواد 3 تا بسته بخره 2400 تومن به جاش ميره دو تا هات داگ ميخره سيره سيرم ميشه ديگه چه کاريه !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


ديروز رفته بوديم مغازه اخويمون براش ويترين بزنم (انقدر خوش سليقم هر کي مغازه داره يه پ.خ بده براش ويترين ميزنم:4:) پوريا بهم زنگيد توي خود ويترين بودم نميشد باهاش زياد حرف بزنم حاج پوري شرمنده ! يه عروسک داداشم داد بهم اسمش بود Dirty گفتم بد نيست آرمان ببينه


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


امروز داشتم صفحات اسرار رو نگاه میکردم دلم کباب شد ... چه لحظاتی بود با ابولی ... آرمان یه عکس ساخته که به زودی میذاریم امضاهامون تا روزی که ابولی برگرده من خودم فعلاً این عکسو نمیذارم امضام ، حامد همین 3 روز پیش ساخته شاکی میشه :4: ولی دوستانی که Aboli Fans هستند اگه دلشون بخواد این عکسو میتونن بذارن امضاشون به شرطی که تا بازگشت ابوالفضل برش ندارن

مطمئنم ... یعنی بهم الهام شده ابوالفضل تو عید بر میگرده حالا ببینید کی گفتم ...


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


یا حق

KANE
03-08-2009, 08:45 PM
نوکرتم معین جون این چه حرفیه ؟ !

عروسکه شبیه ادج میمونه کنج رینگ میخواد اسپیر بزنه !

از گرونی هم نگو که موز شده کیلو 1000 تومان خُرما هم که طبق معمول گرونه باید بدون تقویتی بریم باشگاه هالتـــِِِِـِــر بزنیم ( منظورم تــِـِــر بود ! )

Ð-i-R-Ť-Y
03-08-2009, 08:46 PM
:55: ای بابا عکس من اون جا چیکار میکنه ؟
این عضو گروه بیا با ما باش هستش :9: :9: معین خودت که میدونی!
راستی گفتی مغازه , میگم بچه ها بیان بگن لباس عید چی خریدن حداقل امکان هم عکس هم بگیرند :4:
من خودم فعلا 2 تا شـلوار خردیم یکی شـلواری هستش که جف هاردی میپوشه با کمربند سبز کمرنگ !
یکی دیگه هم شلوار فشن هستش !
لباس هم که همه چی خز شده !! نمیدونم چی بگیرم ...
کُلا درباره مسافرت های عید و برنامه هایی که در نظر دارید بیاید صحبت کنید :3:
---
درباره امضاء Amir_Aghaeei [ Abolfazl Former ] Fan's بگم که شاید بچه ها دلشون بخواد عوض کنند امضاشون رو معین :15: من این رو به صورت یک Userbar مثل همین یوزر بار امضای خودم از لینکین پارک درست میکنم که هم کم حجم باشه , هم بتونن امضاهاشون رو عوض کنن , هم نشون بده که ابول فنز هستند ! :4:


دوستان نظرشون رو در باره ی صحبت های من بگن !

The Pincode
03-08-2009, 08:52 PM
من که اگه دو سال دیگه هم نیاد برنمی دارم ... حالا ببینین !!!
..............
معین جان همین خود من واسه ای دی اس الم که تموم شده بود رفتم شرکت یارو سه روز مونده قبل از آخر سر رسید قطع دائم کرده ... بهش میگم مهلت پول ریختن تا کی بوده ... میگه سه روز دیگه ... میگم پس چرا قطع کردی ... میگه آی پی رو لازم داشتیم !!! :4:
..............
ولی خدایی اینایی که فاینال میدن تا یه هفته میرن تو کما ... دیشب داشتم میمردم ... وقتی رفتم تو سایت ILI فکر کنم ضربان قلبم رو 19 بود !!!
..............
امروز احمدی نژاد در حد لا لیگا :4: ضایع شد ... اومد سر بازی فینال کشتی که مدال ایرانیا رو بده ... یهو ایران باخت .. احمدی نژاد رفت ... گزارشگره گفت به دلیل ناآرام بودن جو سالن رفته !!! :11:
ولی حیف شد ... با این که ایران با ناداوری اومده بود بالا ولی کاشکی اول میشد !!!

KANE
03-08-2009, 09:01 PM
خوب ما هم از وضعیتمون بگیم . از 17 این ماه مدرسه رو پیچوندم و هر روز ناظم زنگ میزنه و من صدامو عوض میکنم میگم باباش ام مریضه نمیتونه بیاد البته 1 روز این کار رو کردم . خلاصه خونه میخوابم و خیلی افسرده شدم این عرفان هم بلا نسبت خر داره درس میخونه و نمیاد بریم یه فلافلی با هم بزنیم و یه گشتی بزنیم . از لباس عید هم نگو آرمان جون که هنو هیچی نخریدم . البته میخوام موهامو مثل کیج بزنم و ریشهامو مثل جف هاردی بکنم . یه کت شلوار سفید هم به نیابت عروسی کین و لیتا میگیرم ! ( اگه پولی در بساط باشه ) . عزرائیل هم که دم گوشمون پرسه میزنه همین امروز مویرگ کتفم پاره شد و و کل کتفم کبود شد . هنوز میسوزه لامصب . این از وضعیت شب عید ما !

The Basted
03-08-2009, 09:08 PM
در مورد گشت ارشاد 2 تا مورد واسه منم پیش اومده بگم حال کنید:4::

1.نمیدونم میشناسید یا نه...تو بوستان گفتگو تو گیشا واقع در تهران،من و دختر خالم(منظورمو فهمیدید دیگه:24:)داشتیم راه میرفتیم یه هو گشت ارشاد فلان فلان شده درمون سبز شد...یه الگناس کره با یه ون...یارو از الگنسه اومد بیرون گفتش به من:بینم...اینا چیه؟(خطاب به کله:4:منم موهامو داده بودم بالا...2 متر به قدم اضافه شده بود)گفتم:جناب سروان به جان مادرم مو هست:4:...بعد یه کم عصبی شد گفتش:مگه زنی؟گفتم چطور مگه؟گفت گردبند چیه؟گفتم دی اند جی(D&G)خیلی ناراحت شد...گفت چندمی؟منم دیدم یارو مخش گوزیده(چون از اون موقع نپرسیده بود که این دختره کیه:11:)گفت اول راهنمایی:11:بعد مافوقش کلشو از ون کرد بیرون به یارو گفت در باز کن سوار شن...گفتم چرا جناب؟گفت تیپت مثه شیطون پرستا شده میگی چرا؟؟ ...بعد یارو درو باز کرد...منم گفتم اگه موهامو درست کنم چی؟گفت چه جوری؟اشاره کردم به شیر آب...گفت باشه ولی دفعه دیگه میبرمت...منم تو دلم یه چند تا فحش خار و خاشاک دادم:24:...و رفتیم...
--------------------------------------------
2.ایندفعه جلو یه پاساژ منتظر پسر داییم بودم...بعد یارو سروانه اومد جلو مثه پچه های مودب سلام کرد ...گفت منتظر کسی هستی؟...گفتم آره چطور مگه؟...گفت میشه ازت خواهش کنم بری اونور تر؟گفتم باشه و رفتم...(حالا جالب اینه که جلوشون داشتن مخ میزدن:11:)
*******************************************
خدایی یه مقایصه بکنین...:55:
موفق باشین...:34:

R . I . P
03-08-2009, 09:36 PM
نظر آرمان خیلی خوب بود

یه عکس یوزر بار از ابول بساز تا همه دو تا عکس تو امضاشون داشته باشن یکی یوزر بار ابول یکی هم عکس مورد علاقشون !

فقط یادتون باشه خلاف ببینم تو امضاها در جا میبندما !!

---------------

من تا الان فقط کفش خریدم هنوز شلوار و تی شرت اینا نخریدم ...

اینم عکسش

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

لوگو هم گذاشتم کفشم کپی رایت داره :4:

H H H
03-08-2009, 10:29 PM
معین شماره پات چنده؟

43 هست عزیزم :4:

Xtreme
03-09-2009, 12:27 AM
یکی نیست به اینا بگه به شما چه ربطی داره که جوونای مردم چطوری میگردن !
هر کس واسه ی عشق خودش به موهاش مدل میده .
حتما باید لباس یقه باز بپوشی ؛ کلی ریش و پشم به خودت آویزون کنی ، شلوار پارچه ای بپوشی !
دوست دختر نداشته باشی ؟! من جای شما بودم جلوی روی اینا وایمیسادم حالا هر چی میخواد بشه بشه
ولی از آزادی که باید داشته باشم دفاع میکنم .
آخه نامردی تا چقدر ؟
.................................
برای عید هم اینجا کلی تدارک دیدم ... قراره با بچه ها دسته جمعی بریم مسافرت ! :4:

AREF TAKER
03-09-2009, 12:46 AM
نظر آرمان خیلی خوب بود


من تا الان فقط کفش خریدم هنوز شلوار و تی شرت اینا نخریدم ...

اینم عکسش

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

لوگو هم گذاشتم کفشم کپی رایت داره :4:

چند خريدي؟:4:

حالا بماند ... :4:

Hamid
03-09-2009, 01:44 PM
سلام


مشكلات جامعه پليس و پليس امنتيت و مونكرات و ....ميخوام بگم:

رفتارهاشون اصلا شخصيت يك انسان نيست

بد حرف ميزنن

مثلا تو ماشيني:

به به بيا پاييين بچه قرتي و سوسول ...اين كيه كنارت ميخواي ببري خونه و صفا كني بزار ما هم فيض ببريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله رفتارهاشون واقعا زشته:بدو بينم...بدو الاغ....اوه عوضي سوسول راه بيفت....تو غلط ميكني اهنگ گوش ميدي و ....

واقعا عضي اوقات مايلم با كله برم تو صورتشون بگم ما هم ادميم...چون پليس نيستيم و قدرت نداريم بابد مثله گاو باهامون برخورد بشه!!!


داش علی یه موقع این کارو نکنی با کله بری تو صورتشون
من یه بار این بلا رو سر مدیرمون آوردم تا یه هفته نرفتم مدرسه:4: بعد از یک هفته هم جلو بچه ها ازش عذرخواهی کردم رفت پی کارش:10:
اون مدیر بود که اینجور شد اگه پلیس باشه دیگه واویلاست

The Basted
03-09-2009, 02:53 PM
یکی نیست به اینا بگه به شما چه ربطی داره که جوونای مردم چطوری میگردن !
هر کس واسه ی عشق خودش به موهاش مدل میده .
حتما باید لباس یقه باز بپوشی ؛ کلی ریش و پشم به خودت آویزون کنی ، شلوار پارچه ای بپوشی !
دوست دختر نداشته باشی ؟! من جای شما بودم جلوی روی اینا وایمیسادم حالا هر چی میخواد بشه بشه
ولی از آزادی که باید داشته باشم دفاع میکنم .
آخه نامردی تا چقدر ؟
.................................
برای عید هم اینجا کلی تدارک دیدم ... قراره با بچه ها دسته جمعی بریم مسافرت ! :4:

حالا داش باربد از این مسائل بگذریم...جناب رییس جمهور میدونی چیکار کرده؟
دیده انتخابات نزدیکه گفته که طرح امنیت اجتماعی به نظرم خوب نبود و باید ور داشته شه!:11::11:

Ð-i-R-Ť-Y
03-09-2009, 03:07 PM
این هم یوزر بار عمو ابولفضل , کسی این و میزاره امضاش , مردش باشه تا موقعی که برگرده رو امضاش داشته باشه ولی اگه مردش نیستی نزار !!!


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


اگر بد بود بگـید تا یکی دیگه بسازم ! :3:
به به این عمو چقدر خوش تیپه , به جا این ها , عمو رو کاور مجله ها کنند !
همچنـین پیشنهاد میشه روی این امضـاء , لینک تاپیک اسرار هم بزارید !! مثل امضای من !
:32:

بای بای

The Legacy
03-09-2009, 03:08 PM
باربد جان نمیدونی ما چی می کشیم که !!!!!!!!
تو که اینجا نیستی بفهمی ما چه دردی داریم .[hr]
مردشم تا آخرش امضا رو نگه میدارم :4:

Shawn Michaels
03-09-2009, 08:56 PM
یه وقایع الاتفاقیه هم ما بدیم

با کفر و عصبانیت تمام به عرض میرسانیم که به طرز کاملا استسنایی در هفته ی گذشته به ..... رفتیم.
دلمون خوشه مثلا عید میشه مدرسه رو پیچ میزنیم ولی نچ اینا تا مارو فسیل تو مدرسه نکنند ول کنمون نیستند.
خلاصه بگوییم که تو این هفته ی گذشته هرچی امتحان بود از ما گرفتن تازه چند تا دیگه هم مونده اخه من نمیدونم دیگه اخه 4 روز مونده به عید کجا امتحان میگیرن که این مدرسه ی ما میگیره. حلا اینا به کنار امتحان میگیرن در سطح فرقون فیزیک رو که کلا انگار معلمه المپیاد رو کپی گرفته بود داده بود ما جواب بدیم ریاضی هم که یجوری ازمون امتحان گرفتن که هرکی از جلسه امتحان میومد بیرون 3 سانت گشاد شده بود:4: بعدشم که شیمی

در کل خیلی هفته ی مزخرفی رو گزرندیم.جالبشم اینجاست که تا خود 28 واسمون امتحان گزاشتن
جالا ما موندیم چطوری میخوایم 4 شنبه سوری بریم خیابون :|

این بود وقایع الاتفاقیه ما در هفته ی گذشته و رو به رو دیگه ببخشید همش مدرسه ای بود چون ما تو این هفته هیچ چیزی جز درس رو حس نکردیم.:4:

Ð-i-R-Ť-Y
03-09-2009, 09:22 PM
:-o :-o :-o

بابک مطهری نیستی ؟

The Dark Knight
03-09-2009, 09:51 PM
از گرونی هم نگو که موز شده کیلو 1000 تومان


خسته نباشه... من بچه بودم کیلو 950 تومن بود, بعد این همه سال شده 1000 تومن دارین می نالین؟:4:
---------------------------------
من هم برای زنده یاد ابولفضل یه امضای اختصاصی و توپ می شینم می دم حامد بسازه:4:
خدا بیامرزتش... برای شادی روحش فاتحه بدین.
----------------------------------


میخوام موهامو مثل کیج بزنم و ریشهامو مثل جف هاردی بکنم . یه کت شلوار سفید هم به نیابت عروسی کین و لیتا میگیرم ! ( اگه پولی در بساط باشه )


می خوام ببینم تو واقعاّ خجالت نمی کشی یه همچین تیپی بزنی... توبه توبه...
یه ریش احمدی نژادی بزار, یه کاپشن احمدی نژادی هم بخر... یه چپیه ***** اییی هم چاشنیش... مد پاریس الان جون امیر اقایی... اصلاّ وقتی ما الگو های داخلی مثل حسین فهمیده و ریزعلی خواجوی داریم, تو خجالت نمی کشی از جف هاردی و کین تقلید می کنی؟ .... خدایا توبه... ببخشش... خامی کرده... توبه!
--------------------------------
خطاب به اون دوست اول راهنمایی شیطان پرست دختر باز...

ما هم سن و سال شما بودیم, به جان امیر اقایی فرق بین زن و مرد نمی دونستیم چیه... تو اون وقت دست زیدت رو گرفتی رفتی پارک ملت؟ جامعه فاسد شده...
--------------------------------
نگا... زحمت بکش, لوگو ی اختصاصی برای سایت بساز, اقا بزنتش رو لباس زیرش بزاره تو اینترنت...
--------------------------------
خطاب به دوستانی که می خوان دم عید, مدرسه رو بپیچونن... من دو راه بهتون پیشنهاد می کنم:
1.روش انسان دوستانه: مثل بچه ی ادم یه نامه از خونه ببرین مدرسه که از فلان تاریخ می خواین برین و مسافرت و به مرگ مدیر نمی تونین برین مدرسه.
2. روش جواتی: هفته ی اخر رو به کل نرین مدرسه(این هفته ی اخر می تونه زودتر و یا دیر تر شروع بشه), هر وقت دیدین که معلم نمی یاد سر کلاس یا زنگ تفریح ها شدن 45 دقیقه و به قول بچه ها گفتی تق و لق شده, برین خونه, مدرسه نیاین... به حرف ناظم هم گوش ندین که مامور و معذور... ولی شما اگر برین خونه هیچی نمی شه... نمره انضباط هم تحدیده...

ممنون.
موفق باشین.

KANE
03-09-2009, 10:11 PM
سینا جون ببین ما چی هستیم که 2 هفته مونده به عید مدرسه رو پیچ زدیم از جوات هم جوات تریم !

--------------

نظرم عوض شد :

کلاه : کلاه نمیزارم عمامه بهتره !

کت و کاپشن : میخوام یه بلیز مردونه سفید با کاپشن محمود جون رو بگیرم

شلوار : شلوار ناطق نوری اون هم در حالت خونه بودنش خیلی قشنگه . اون رو هم اضافه میکنم

کفش : گیوه های رفسنجانی رو میپوشم ( اون ک. ک. کارخونه لاگُس رو میخره میره گیوه میپوشه )

عطر : یه عطر مشهد هم بزنم بوی امام رو میگیرم

تعطیلات عید : قم - مشهد

انجمن و امضا : به افتخار عید میخوام بدم حامد جون یه امضا از آقامون برام بسازه ( رُخش از KANE بهتره )

Shawn Michaels
03-09-2009, 10:31 PM
:-o :-o :-o

بابک مطهری نیستی ؟


خیر سرمون البرزی هستیم :4:

undertaker
03-09-2009, 10:36 PM
بابا شما اگه دو هفته به عید مدرسه را می پیچونید اون موقع که من مدرسه می رفتم خیلی لطف می کردیم و زحمت می کشیدیم تا 12 اسفند می رفتم مدرسه. یکبار تمام بچه های مدرسه تصمیم گرفتند از عید قربان به اون طرف که مصادف بود با 4 اسفند نرند مدرسه. سال 1380. آقا 5 اسفند هیچ کس نرفت مدرسه. اولین سالی هم بود که معلما اعتصاب می کردند. خلاصه مدرسه عملاً از 3 اسفند تعطیل شد. بعدش یادمه 13 فروردین سه شنبه بود ما 14 و 15 هم نرفتیم شنبه 17 فروردین رفتیم سره کلاس. یکی از دبیرامونم مردونگی کرد گفت چون همه با هم هماهنگ نیومدید و گذاشتید ما به کارمون برسیم پایان ترم همه بلا استثنا قبولند و این کارم کرد.

Shawn Michaels
03-09-2009, 10:42 PM
بابا شما اگه دو هفته به عید مدرسه را می پیچونید اون موقع که من مدرسه می رفتم خیلی لطف می کردیم و زحمت می کشیدیم تا 12 اسفند می رفتم مدرسه. یکبار تمام بچه های مدرسه تصمیم گرفتند از عید قربان به اون طرف که مصادف بود با 4 اسفند نرند مدرسه. سال 1380. آقا 5 اسفند هیچ کس نرفت مدرسه. اولین سالی هم بود که معلما اعتصاب می کردند. خلاصه مدرسه عملاً از 3 اسفند تعطیل شد. بعدش یادمه 13 فروردین سه شنبه بود ما 14 و 15 هم نرفتیم شنبه 17 فروردین رفتیم سره کلاس. یکی از دبیرامونم مردونگی کرد گفت چون همه با هم هماهنگ نیومدید و گذاشتید ما به کارمون برسیم پایان ترم همه بلا استثنا قبولند و این کارم کرد.


انجا دیگه هتل بوده:4:
ماکه بخوایمم نمیشه پیچوند چون تا 28 امتحان گذاشتن ولی حالا یجورایی یه فکری واسش میکنیم که حداقل اون امتحان آخری رو ندیم که خیلی زور داره شب 4 شنبه سوری بشینی درس بخونی

KANE
03-09-2009, 10:44 PM
اوَه ، بابک بچه کرجی ؟ اسمتو با کلاستو کامل بگو ! منم بچه کرجم ولی مدرسه مون چهار راه مصباح هست ( هتل آزادی )

چقدر کَرَجی زیاد هست تو انجمن !

Shawn Michaels
03-09-2009, 10:59 PM
اوَه ، بابک بچه کرجی ؟ اسمتو با کلاستو کامل بگو ! منم بچه کرجم ولی مدرسه مون چهار راه مصباح هست ( هتل آزادی )

چقدر کَرَجی زیاد هست تو انجمن !



نه پوریا جان بچه تهرانم مدرسه مونم البرز هست تو چها راه کالج

KANE
03-09-2009, 11:07 PM
چه اسمی ! چهار راه کالج ! آدم موهای اونجاش فِر میخوره ! خیلی با کلاسه حتما نه ؟! تا 1 فروردین مدرسه برو !

legendarp
03-10-2009, 11:10 AM
می بینم که در نبود چند روزه ما بحث ها کاملا داغ شده خوب از این به بعد ما یه سریال داریم که دنبال می کنم فعلا قسمت اولش رو ببنید به مدت 45 دقیقه تا بقیش رو هم بسازیم .
--------------------------------------------------------------
دالتونها
به نام خدا
حکم دادگاه رو اعلام می کنم . مرگ با جوخه دار. بله این چهار برادر رو بدون اینکه در زندان نگاه دارند به سمت حیاط تاریک و ساکت اعدام می برند. هر کدوم رو در جای خود و چشمهاشون رو می بندند و دستهاشون رو و پاهاشون رو و به هریک 1 دقیقه مجال لمس آخر این دنیا رو می دهند و طنابها رو به دور گردانهایشان حلقه می کنند .سپس با اشاره مامور اعدام درب زیر پاشیان باز می شود و هر 4 تن به باقی می روند تا حتی روزی از این 4 تن نامی در جایی برده نشود.

سر آغاز
یه زمانی در همین زمان نزدیک و دور 4 تا برادر زندکی می کردند به نامهای ابولی ، سینا ، معین و هادی . این چهارتا که فامیلیشون دالتون بود در یکی ازدهکده های خیلی دور از شهر ، پشت کوهی که خورشید ، هیچ وقت نتونسته برف روش رو آب کنه، همونجایی که جوجه عقاب کوچولو انتظار گوشت شکار آماده مادر رو می کشه ، بعد اون جنگلی که صدای پرنده هاش آسمون رو می لرزونه ، همون جایی که وقتی نور از غرب روی گندمزارهاش می افته ، آسیاب پیر دستش رو بالا می بره، همونجایی بادش همیشه موهات رو لمس می کنه ، نزدیک اون رودخونه آبی که ماهی هاش هیچ وقت طعم زشتی دریا رو ندیدن و نمی دونن قلاب ماهی گیر چه رنگی داره ، یه خونه بود که 4 تا برادر واسه هر روز زندگیشون تلاش فراوان می کردند.
یکیشون که از همه بزرگتر بود و همه رو راهنمایی می کرد. آدم خوش رو خوش صحبت و خنده رو که واسه همه چیز یه دلیل محکم خیلی بی منطقی و درست داشت که می تونست حرفش رو اثبات کنه . آره باب ابولی دالتون رو میگم. مثلا شما بگو الان روزه اگر می خواست قبول نکنه می گفت نه الان که روز نیست الان شبه ولی از دید ما توی اینجا با وجود این نور زیاد روز هست . حالا تو تا صبح تو گوش خر قصه کلسوم ننه بگو . ولی اگر می خواست قبول کنه هم قبول می کرد مثل یه پسر خوب. خیلی هم کاری بود زحمت کش و فداکار . برادرهای دیگه هم که از مریخ نیومدن با همین برادر یکی هستن دیگه یعنی فقط توی بعضی چیزها با هم فرق می کنن وگرنه اخلاق همه مثل همه.
بگم از برادر دوم که بعلاوه اوصاف بالا یه صفت خیلی بارزی داشت اونم این بود که خیلی منظم بود و به کارهای برادر های دیگه هم نظم می داد . خیلی هم فعال بود توی اینکار اصلا واسه خودش یه پا مامان بود. آره فکر کنم فهمیدی کی رو می گم آره دیگه سینا دالوتون. هیچ کاری رو بدون فکر انجام نمی داد .
آی خدا دلم براتون از برادر سوم بگه یه آدم خنگ و کلنگ ** البته بعلاوه داشتن صفات بالا یه خرده بیشتر از خیلی دست و پا چلفتی بود و همیشه باید توی هر کاری یه گندی می زد. یعنی اگر توی یه کاری احتمال خراب شدن کار 1% بود با وجود این برادر اون یه درصد خودش مثل 100% درجه بندی می شد احتمال بالا رفتن داشت و همیشه هم می افتاد . که بعد از این دست و پا چلفتی بازی ها از همه فحش می خورد مخصوصا فحش معروفی که می خورد این بود الهی بری زیر تانک با این کارات . در ضمن هیچ وقت هم خونه نبود همیشه باید می رفتی پیداش می کردی . دیگه مطمئنم فهمیدین کی هست آره خودشه شک نکنین معین دالتون رو می گم . خیلی خوب بود ولی این مشکل رو داشت دیگه چه می شه کرد.
بگم از برادر آخر که از همه یه صفتی گرفته بود. یه آدم و به قول معروف مغز متفکر گروه که خیلی خلاق بود . بقول خاله هتی فکراش به درد کلاغ جنگل شروود هم نمی خوره . همیشه تخصص داشت کارهای ابتکاری رو بیان کنه که آخرش به حمایت فراوان معین دالتون همه چیز خراب می شد . و یه اشکال خیلی بزرگ داشت که اگر نمی خواست کار کنه هیشکی نمی تونست مجبورش کنه حتی ابولی دالتون . سینا دالتون هم همیشه از دستش خیلی شاکی بود می گفت خیلی شلخته هست . آره دیگه بابا فهمیدین کی رو می گم هادی دالتون رو می گم دیگه .
خلاصه یه روز گرم و آفتابی از راه می رسه و برادر ها مثل هر روز صبح از خواب پا می شن البته فقط یکی شون . سینا از خواب پا می شه و می ره برادر های دیگه رو از خواب بیدار کنه . می ره دم در اتاق نزدیک به اتاق خودش که هادی رو بیدار کنه. می ره سمت در دستگیره در رو می گیره می بینه در باز نمی شه خلاصه با زوری هم اندازه کایکو در رو با فشار زیاد باز می کنه می بینه بله کشو کمد پشت در بازه و نمی زاره در راحت باز بشه و بهش گیر کرده . خلاصه تا میاد بره توی اطاق یه دفعه همه چیز سر و ته میشه و سینا با کله می خوره . آی آی اوخ!!!! هادی خدا ذلیلت کنه چرا وسایلت رو از روز زمین جمع نمی کنی .پای سینا رفته بود روی یکی از وسایل هادی و با سر خورده بود زمین. می بینه بله هادی عین این اسبهای آبی که میرن توی گل خر قلت می زنن همونجوری خوابیده روی تخت و پتو رو توی خودش جمع کرده 100 دور توی هم گره خوردن فقط یه روز طول می بره تا 3 نفره اون رو از توی تخت و پتو باز کنن و در بیارن .
سینا می ** هادی پاشو صبح شده ، هادی می ** برو بابا مهم نیست مهم اینه که ظهر بشه . ناهار میام پایین فعلا بزار بقیه خوابم رو ببینم . خلاصه بعد از جنگ و جدل فراوان سینا می بینه کار به جایی قطع نمی شه می ره ابولی رو بیدار کنه . میاد بره در اتاق ابولی می ** این دیشب خیلی رو کار بوده خسته شده بزار یه کم بیشتر بخوابه . می ره معین رو بیدار کنه . در اتاق رو باز می کنه می بینه هیشکی نیست و پنجره بازه می ** ای معین الهی بری زیر تانک باز از پنجره فرار کردی بری وقتی نورمن با نلی میاد شیر بزار در خونه بری سوار نلی بشی خدا ازت نگذره . هیچی دیگه می ره پنجره رو می بنده یهو یه چیزی می ** آی ی ی ی ی !؟! بوم !؟! بوم؟! بوم؟؟ سینا تو دلش همینجوری که از این صدا هی سرش رو خم می کنه می ** وای این صدای چی بود یعنی ؟
می ره پنجره رو باز می کنه و می بینه معین از بالا افتاده وسط حیاط . از این شواهد و قراعن نتیجه می گیره که بله همین که این داشته پنجره ر و می بسته معین خنگ هم داشته با سرعت از پنجره بر می گشته داخل اتاقش . من موندم اون اتاق یا اون خونه در نداشته که اون از پنجره می خواسته بیاد تو . بگذریم از اینکه یه وقتایی فکر می کنه گنجیشکه و دوست داره از پنجره بیاد با اون هیکل قناصش. حالا هم سینا پنجره رو بسته و اون محکم خورده به پشت شیشه الانم افتاده وسط حیاط. ولش کن خودش سالم می شه میاد بالا . سینا حرکت می کنه به سمت اتاق ابولی و تو دلش داره می ** الان با این همه سرو صدا باید بلند شده باشه . می ره از پله پایین از دور می بینه دوتا نون روی میزه می ** به به ابولی سحر خیز کله سحر رفته نتون گرفته اومده.
یه خرده می ره جلوتر می بینه نونها یه شکلیه .چی؟ اینا چرا اینقدر خشکن . یه خرده فکر می کنه می بینه بله اینا واسه شام دیشبه و نفر آخر کی بوده شام خورده آره هادی ، اون خورده و این نون ها رو جمع نکرده از دیشب مونده اینجا چقدر خشک شده و خراب شده . نونها رو بر می داره بندازه توی سطل نون خشکها دقت می کنه که پس ابولی چی شده؟ توی همین فکرا هست که می بینه یه خرده دماغش احساس سوزش می کنه و انگار موهای دماقش داره کز می خوره ، از افکار ابولی میاد بیرون بیشتر دقت می کنه می بینه اه اه چه بوی گوهی میاد یه خرده دور و برش رو نگاه می کنه می بینه خودش نیست که پس کیه؟ یه خرده بیشتر حواسش رو جمع می کنه می بینه یه صدای آواز داره میاد می **:( آی نسیم سحری صبر کن ، ما را با خود ببر از کوچه ها ، آی نسیم ....) اوه اوه داره خفه می شه با سرعت می ره سمت دستشویی می بینه در بسته است و شدت بو چند برابر شده با لگد می زنه به در یکی از تو مضطراب می ** وای آی شاش بند شدم چیه بابا چته ؟ سینا می ** ابولی خدا لعنتت کنه اون سیفون رو بکش مردیم از بود گند. ابولی می **: ا ؟مگه بو هم داره میاد؟ سینا می ** آره بابا خفه شدم ! خلاصه ابولی همچنان که داره به خوندن ادامه می ده کارش رو تموم می کنه میاد بیرون. سینا رفته توی آشپرخونه و داره صبحونه رو حاضر می کنه . ابولی تا می ره توی آشپزخونه سینا می ** دستات رو شستی میگه: ها شستم . سینا می ** خوب حالا که شستی برو هادی رو بیدار کن بیار .
ابولی می ره از پله ها بالا و می رسه به اتاق هادی به راحتی در رو باز می که می ره تو و می بنه وای یه دفعه همه چیز سرو ته شد وچرخید بله همون اتفاقی که سر سینا اومد سر ابولی هم میاد. بلند می شه با هزارتا فحش نسبت به هادی تا بره بیدارش کنه می ره نزدیک تخت بعد از یه ربع این ور اون ور کردن پتو و ملافه و تخت و اینا تازه می تونه کله هادی رو پدا کنه می بینه داره خفه می شه خلاصه با جون کندن فراوان هادی رو بعد از 20دقیقه از چنگ تخت نجات می ده می رسونه کف اتاق . می بینه داره دست و پا می زنه
ابولی : هادی چته پاشو چرا اینجوری می کنی ؟
هادی : ایخ ایخ ایخ اوخ اوخ اوخ خو خوخو .....
ابولی : تخ، تخ کن چی تو دهنت گیر کرده درش بیار بسته درش بیار
چندتا محکم می زنه تو پشت هادی یه دفعه نفس هادی جا میاد
هادی : ای ..... تو اون دهنت ولم کن خفه شدم
ابولی : چرا دارم کمکت می کنم از دهنت در بیاد
هادی : زر نزن بابا از بو گوه خفه شدم برو پنجره رو باز کن اه اه چه بویی هم می ده
ابولی: بابا خوب حالا بیا اینم پنجره
می ره پنجره رو باز می کنه و میاد سمت هادی
هادی : 100 دفعه بهت گفتم وقتی شماره 2 داری برو از سرویس حیاط استفاده کن !
ابولی : الاغ اولا سرویس حیاط خرابه ؟
هادی : خوب درستش کن
ابولی : خفه دوما این جوری همه حیوانات و موجوداتی که از نزدیک حیاط رد بشن می میرن
هادی : بهتر، بهتر از اینه که من و سینا و معین بمیریم راستی معین کو ؟
هر دو با سرعت می رن در تاق معین می بین نیست . بعد با خیال راحت می رن پیش سینا
ابولی : سینا معین کو ؟
سینا: بابا وسط حیاط افتاده
هادی: چی ؟ وسط حیاط !! واسه چی ؟
سینا : آره بابا صبح رفتم بیدارش کنم از پنجره در رفته بود
ابولی در حالی که یه چیزی داره توی دهنش می جنبه می ** : خوب!!!!!؟؟
هادییه نگاه چپ به ابولی می کنه میگه : ابولی همچین داره می ** خوب انگار دفعه اولشه می شنوه !!
سینا : آره دیگه بابا خنگه بازم رفته بود سوار نلی بشه دیگه !؟
ابولی : خوب الان کجاست ؟
در همین احوال یه صدایی از در میاد و در باز می شه
این داستان ادامه دارد...........................

Shawn Michaels
03-10-2009, 05:05 PM
چه اسمی ! چهار راه کالج ! آدم موهای اونجاش فِر میخوره ! خیلی با کلاسه حتما نه ؟! تا 1 فروردین مدرسه برو !




اسمش البرز هست حالا باز بگو کالج
همچین میگی حالا انگار گفتم شوش، بابا تو خیابون انقلاب به نم بالاتر از میدون فردوسیه دیگه
اینجور که بوش میاد تا 28 ذو در خدمت مدزسه هستیم ولی سعی در پیچوندنش داریم:4:

Omid.Taker
03-10-2009, 05:28 PM
ابوالفضل جان ناراحت شدم كه رفتي هميشه به يادت هستم :10: به سلامت :10::10::10::10::10::10::10:

The Main Event
03-10-2009, 05:57 PM
مدرسه ی البرز :15: بله دیدمش خدا بهت صبر ایوب ، یعقوب و یوسف بده ..... :4:

Mr.Carter
03-11-2009, 03:00 PM
من یک شکایت دارم: مگه حاج ابولفضل مرده که تو امضاها زدین:In Memory Of Abolfazl یا Abolfazl For Ever ???????? بابا اینا رو برای مرده می زنن. یک نمونش همین اددی گرروی خودمون که مرد یه ویدئو زدن In Memory Of Eddie بابا خواهش می کنم این جملات رو بردارین از امضاهاتون
:34:

Ħ д † ε Ð
03-11-2009, 03:28 PM
آقا لیورپول رو حال کردید.
این پیروزی 4-0 مقابل رئال رو به خودم و همچنین آرمان درتی تبریک میگم.
چشم دشمنانمون هم کور بشه ایشالا.(همونایی که شنبه باهاشون بازی داریم و امشب هم حذف میشن:4:)

Ali Bahmanyar
03-11-2009, 03:32 PM
فقط منچستر و بايرن مونيخ.....

امسال فينال بين اينهاست شك نكنيد...

Ð-i-R-Ť-Y
03-11-2009, 04:05 PM
وای پسر رئال ترکید :23:
4 تا خورد :55:
این دوره از رقابت ها جامش برا ماس :5:
من هم به آرمین عزیز تگ لیورپولیم تبریک میگم :4:

The Viper
03-11-2009, 04:54 PM
واقعا" برای طرفداران لیورپول متاسفم....توی بازی مشخص بود که لیورپول چطوری از جو آنفیلد استفاده کرد تا داوران تحریک بشن.تورس که به پپه فن قدیمی ادج رو زد و داور خطا نگرفت.ازون ور هم که اون هند مسخره و خنده دار.به تمام طرفداران لیورپول قول میدم دور بعدی به طرز خفنی حذف میشید.به نظر من بازی دیشب فقط یک بازیکن به معنای واقعی داشت که نشون داد تعصب یعنی چی واون کاسیاس بود....ضمنا گاس هم که حسابی چلسی رو رو آورده و من خیلی خوشحال شدم...من از طرفداران قدیمی گاس هستم . هیچوقت بازی روسیه هلند یورو 2008 و حرکات بی نهایت حرفه ای گاس در حین بازی رو یادم نمیره.

ضمنا دوستان امشب شاهد حذف منچستر باشید.اگر من مورینیو رو میشانسم که امشب یه مساوی با گل از منچستر میگیره میره بالا.

البته فکر کنم این تاپیک حاجی برای فوتبال نیست ولی دیدم بچه ها زدن ما هم زدیم....

KANE
03-11-2009, 05:14 PM
به به لیورپولی هم زیاده انجمن من خودم از زمانی که سامی هیپیا اومد تو تیم عاشق تیمم ! ولی حیف که سیسه رفت[hr]
آرمان 3 نفره اش کن منم عاشق لیورپولم ! البته سبک بازی کردنش تو دفاع رو دست نداره . حمله هم ترکوند دیگه

Ħ д † ε Ð
03-11-2009, 05:43 PM
میلاد جون این هوش تورس هست که چه طور و چه قدر قشنگ په په رو انداخت زمین.
جو آنفیلد سنگ رو پودر میکنه میخوای اون داور تحت تاثیر قرار نگیره؟
الکی که نمیگن متعصب ترین هوادارا لیورپولی هستن.
ولی کاسیاس نبود 7 تا رو میخوردن شک نکنید.
به هر حال خیلی وقت بود که زئال انقدر سوراخ سوراخ نشده بود.کلی حال کردم.
امیدوارم شنبه منچستر رو هم ببریم تا در لیگ هم قهرمان بشیم.امشب خوزه هم میتونه به کمکون بیاد.
لیورپولیا انجمن هم قرص قرص باشن که هر دو جام رو قهرمانیم.

Hamid
03-11-2009, 07:53 PM
ضرب المثل های بروز شده فارسی:
آب در آب سرد کن و ما تشنه لبان می گردیم!
پرادو سواری دولا دولا نمی شه!
نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر کلاه برداری کرد!
اسکانیا بیار و باقالی بار کن!
گر صبر کنی ز قوره لپ لپ سازی!!
هری پاتر آخرش خوشه!!
ادکلن آن است که خود ببوید نه آنکه فروشنده بگوید!
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گوید روت سیاه!!
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!
-----------------------------------------------------------------------------
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
چقدر هم خوشحاله:4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
خره معلوم نیست!!

منبع : 3jokes

Xtreme
03-11-2009, 08:02 PM
سلام به دوستان عزیز
بچه ها من هم مثل ابوالفضل باید از انجمن برم ...
داریم به یک کشور دیگه مسافرت میکنیم و دسترسی من
به نت قطع میشه ... از همه ی دوستانی که به ما لطف داشتند
تشکر میکنم و از اونهایی که باهاشون کلکل و دعوا داشتم هم میخوام که
من رو حلال کنند ... من از فردا دیگه دسترسیم به نت قطع میشه و
از انجمن خداحافظی میکنم ... در این چند ماه واقعا به اندازه ی
چند سال تجربه بدست آوردم ... از مدیران و کاربران هم واقعا تشکر میکنم ..
کسایی مثل حامد یا کیان که واقعا زحمت کشند . , عرفان عزیز گل ؛ آرمان آخرم اون برنامه ای که میخواستم رو بهم نداد :4:
؛ ساسان که واقعا اذیتش کردم ,
هامون و معین عزیز که همیشه
دوست داشتم اخلاقم رو به اونها نزدیک کنم ولی فکر نکنم موفق شده باشم !
سینا که متاسفانه زیاد نتونستم باهاش آشنا شم ...
امیر آرین عزیز که همیشه به من لطف داشت .
ابوالفضل , فقط میتونم بگم فوق العاده بود ... آرمین و پوریا مدیران زحمت کش
پوریا پین کد ؛ بابک و ...
خیلی دوستای دیگه که العان اصلا حضور ذهن ندارم ... امیدوارم همگی
من رو حلال کنید ... قربون همتون ... به امید دیدار

Mr.Carter
03-11-2009, 08:14 PM
باربد جان بابا ناراحت شدم داری میری.امیدوارم هرجا میری موفق باشی.(حالا کجا می خوای بری؟)
من که یکی دوبار بهت بیشتر PM ندادم اما حلالت می کنم.(نخود هر آش:4:)
امیدوارم در سایه پدر مادرت موفق باشی.
قربونت علی:34:

Shawn Michaels
03-11-2009, 08:28 PM
ای بابا این چه وعضشه باربد آخه کجا داری میری تاره داشتیم در کنارت کیف میکردیم عجبا
اول ابولفضل میره بعدشم باربد:10:
باربد جان تو این مدت کلی بهت عادت کرده بودیم اخه چرا:2:
در کل امیدوارم هر جا که هستی موفق و سر بلند باشی
انشاالله که دوباره بر میگردی

KANE
03-11-2009, 08:35 PM
انشالله هرجا هستی موفق باشی . به امید دیدار

Goldberg The Man
03-11-2009, 08:49 PM
اي بابا همه دارن ميرن ما رو تنها ميذارن كه:2:...
باربد جان سعادت نداشتم باهات آشنا بشم ولي خوب اميدوارم هر جا ميري موفق باشي و ايشلا يه روز مثل ابوالفضل برگردي.

Omid.Taker
03-11-2009, 09:05 PM
ا باربد جان تو ديگه چرا بهت عادت كرده بودم :10:

اميدوارم هر جا باشي موفق باشي در زير سايه خانوادت

قربونت برم :10: باي :10:

Ħ д † ε Ð
03-11-2009, 09:07 PM
باربد جان امیدوارم پس از مستقر شدنتون دوباره به انجمن بیایی.
و حتما هم میای.منتظریم

Hamid
03-11-2009, 10:33 PM
باربد جان واقعا از رفتنت ناراحت شدم...گرچه زیاد با هم آشنا نشدیم!
امیدوارم هر جا که هستی موفق باشی
به امید بازگشتت به انجمن و اگر هم برنگشتی ما رو فراموش نکن
خداحافظ

The Last Outlaw
03-11-2009, 10:45 PM
باربد عزيز اميدوارم هر جا هستي موفق باشي و بزودي به انحمن برگردي.
--------------------------------------------------------------------------------------
به 6 تايي هاي عزيز هم باخت مفتضحانه تيمشون رو در آسيا تسليت ميگم!

sina_2026
03-12-2009, 12:23 AM
آقاباربد ایشالا باز دوباره ببینیمت .
__________________________________________________ _______________________________

احمدی نژاد و مریخ

******* ایرانی حامل پیام احمدی نژاد با موفقیت در مدار زمین قرار گرفت

زمان: ساعاتی پس از قرار گرفتن ******* در مدار زمین

مکان: مرکز مطالعات فضایی مریخ ...

******* ایرانی حامل پیام احمدی نژاد با موفقیت در مدار زمین قرار گرفت



زمان: ساعاتی پس از قرار گرفتن ******* در مدار زمین

مکان: مرکز مطالعات فضایی مریخ



مریخی 1: اینجا را ببین یک سیگنال ناشناخته از فضا دریافت کردم

مریخی2: ببینم …… انگار یه پیام صوتیه براش یه جواب بفرست

مریخی1: به جواب ما واکنش نشون داد احتمال داره یه موجود هوشمند باشه

صدای احمدی نژاد شنیده می شود: الله اکبر الله اکبر الله اکبر این صدای انقلاب ایران است این صدای دولت مهرورز است……

لحظاتی بعد با تلاش مریخی ها تصویر احمدی نژاد روی مانیتور ظاهر می شود. او با عرق گیر و زیر شلواری مقابل وب کم نشسته و به لپ تاپ خیره شده

مریخی 2: این تصویر را انالیز کنید ببینیم این چیه

مریخی 1: انالیز اینها را نشون میده: قد 75 سانتیمتر، دارای پوشش ناقص پشم در سطح بدن و برخی نواحی صورت، حجم مغز نامشخص

مریخی2: زیاد تکامل یافته به نظر نمیرسه

مریخی 1: موجود ناشناخته اگه صدامو میشنوی جواب بده یک مریخی صحبت می کنه

احمدی نژاد: الله اکبر … الله اکبر ….. اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن ولیا و حافظا و ……

مریخی 2: برو سر اصل مطلب

احمدی نژاد: اصل مطلب اینه که ما امادگی داریم ارزشهامون را به مریخ صادر کنیم اگر هم بخواهید راه و چاه زمین را بهتون نشون میدم که بفهمید اینجا کی به کیه. من محمود هستم میشه گفت روی کره زمین موجود مهمی به حساب میام …….

مریخی1: ما از زمین یک مقدار اطلاعات کلی داریم ولی شما هم اگر بتونید بیشتر ما را روشن کنید ممنون میشیم

احمدی نژاد: الانه روشنت می کنم. ببین جانم روی زمین کلن دو تا نیمکره هست که اون نیمکره غربیش چیز زیاد جالبی نیست و اصلن اون را بزارید کنار، توی نیمکره شرقی هم یکی دو تا کشور نسبتن خوب مثل چین و روسیه هست ولی اصل کاری ایرانه البته نه همه اش، بیشتر قسمت خوبش به قم و جمکران و یه قسمت از تهران که حوالی میدون پاستوره مربوط میشه نمی دونم اونجاها را بلدین یا نه ……

مریخی 2: با این حساب روی کره زمین کلی فضا هدر رفته

احمدی نژاد: همینطوره. اصلن کل مشکل تمدن بشری از همین جا ناشی میشه. اگر همه دنیا توی قم بود یا بر عکس دیگه دنیا گلستان میشد و ما مشکلی نداشتیم ولی جای نگرانی نیست اگه من 4 سال دیگه هم رییس جمهور باشم برای اون هم برنامه دارم اول مشکلات جهان را حل می کنم بعد میایم سراغ شما و ارزشهامون را بهتون صادر می کنم

مریخی 2: این ارزشها چیه که هی میگی؟

احمدی نژاد: ببینید پیاده کردن ارزشها کار سختی نیست فقط باید طرح تفکیک را پیاده کنید نزارید کسی چکمه بپوشه یا دنبال مدهای مبتذل غربی بره و زنها حجابشون را رعایت کنن و …..

مریخی 2: حجاب چیه؟

احمدی نژاد: یعنی زنها باید موهاشون را بپوشونن

مریخی 1: مریخیها مو ندارن به جاش ما یه خرطوم روی سرمون داریم بعدش هم ما زن نداریم تک جنسیتی هستیم

احمدی نژاد: خب فرقی نمیکنه مردها هم باید خرطومشون را بپوشونن

مریخی 1: ببین محمود جان وقتی میگم تک جنسیتی یعنی مرد هم نداریم. وقتی موجودی دو جنسیتی نباشه دیگه تقسیم بندی زن و مرد معنا پیدا نمیکنه

احمدی نژاد: خیلی بد شد اینجوری پیاده کردن ارزشها یه کم سخت میشه ولی نگران نباشید حتمن براش راه حلی پیدا میشه شاید مثلن بشه اول دو تا جنس ایجاد کرد بعد جداشون کرد یا …….

مریخی 2: حالا شما چه اصراری داری ارزشهای خودت را توی مریخ پیاده کنی؟

احمدی نژاد: خب اخه شما نمی دونید این ارزشها چقدر خوبه. ببینید ارزشها نشون میده چی خوبه چی بد. هر چیزی بر اساس اینکه کی و به چه منظوری ازش استفاده کنه میتونه خوب یا بد باشه یا حتی چیزی که یه زمانی خوب بوده بعدن بد بشه و بر عکس در نتیجه فهمیدن اینکه چی خوبه چی بد کار هر کسی نیست و فقط یه نفر اون را میفهمه که اون را به دولت میگه و دولت هم باید مردم را ارشاد کنه که اونجوری رفتار کنن

مریخی 2: مرسی ولی نیازی نیست شما تو زحمت بیوفتی توی مریخ به استثنای افراد زیر 18 سال بقیه خودشون میفمن چی خوبه چی بده

احمدی نژاد: خب اوضاع روی زمین یه کمی متفاوته اینجا نفهمیدن ادمها کمی بیشتر طول میکشه یعنی تقریبن تا اخر عمر و حکومت وظیفه داره مراقبشون باشه…. ببینید ما غیر از حجاب ارزشهای دیگه هم داریم خب حالا میگم بزارید یه کم ارزشهامون را به عنوان اشانتیون صادر کنیم اگه خوشتون امد بقیه اش را هم صادر می کنیم

مریخی 2: نه اقا ممنون این چیزها به درد ما نمیخوره

احمدی نژاد: شما هم که مثل روشنفکرهای امریکایی حرف می زنید البته تعجبی هم نداره من روی زمین هم تنها هستم حالا فهمیدم توی کهکشان راه شیری هم تنها هستم اینجا هم فقط یکی مثل فاطمه رجبی من را درک میکنه که یه تنه در برابر حجمه فرهنگی دشمنان ایستاده اصلن امریکا و اروپا یک طرف رجبی هم یک طرف

مریخی 1: این رجبی چیه؟ کشوره؟

احمدی نژاد: نه یعنی آره … همونطور که امام فرمود ” بهشتی یک ملت بود ” بر همین اساس رجبی هم یک کشور بود یا هست

مریخی 2: کنجکاو شدم میشه تصویر رجبی را برای ما بفرستید ببینیم چیه؟

احمدی نژاد: آره اتفاقن عکس ایشون را روی لپ تاپم دارم الان براتون سند می کنم

مریخی 2: این تصویر را انالیز کنید ببینیم چی دستگیرمون میشه

مریخی 1: نتیجه انالیز نشون میده رجبی عبارت است از یک توده مشکی که یک دماغ ازش بیرون زده

مریخی 2: خب اون توده مشکی که هیچ هرچی هست باید توی همون دماغ باشه

احمدی نژاد: راستی این را هم بگم که تازگیها استکبار جهانی یه زن ایرانی بی حجاب را فرستاده بود اونجاها طرف شما گفتم یه وقت اگر دیدیدش گول نخورید فکر کنید زن ایرانی اون شکلیه ها. الگوی ما همین خانم رجبیه که دیدید. انشا الله تا چند سال دیگه خانم رجبی را به عنوان اولین زن ایرانی ارزشی میفرستیم مریخ تا این توطئه هم خنثی بشه

مریخی 2: خب هر وقت امد قدمش روی چشم خیلی از اشناییتون خوشحال شدم ما هم دیگه با اجازه اتون رفع زحمت کنیم

احمدی نژاد: ااا ِ …. کجا؟ صبر کن تازه داشتیم اشنا میشدیم ….. میگم این ارزشها …. الو ….. الو …….. بابا لااقل یه عکسی چیزی از خودتون برام میفرستادید الان کی حرف من را باور می کنه؟ …….این هم میشه مثل هاله نور ……..بخشکی شانس …..

Ali Bahmanyar
03-12-2009, 12:48 AM
باربد عزيز اميدوارم هر جا هستي موفق باشي و بزودي به انحمن برگردي.
--------------------------------------------------------------------------------------
به 6 تايي هاي عزيز هم باخت مفتضحانه تيمشون رو در آسيا تسليت ميگم!


اقا كيومرث عزيز درست نيست اينجا بحث بحث ملي است

اگه پرسپوليس كه از داماش و پيام و فجر رو به زور ميبره مقابله التحاد بود در عربستان چند تا ميخورد؟؟؟؟؟

اين الشارجه اي كه شما برديد رو به تشتگ سازي هم ميدادند ميبردش!!!!


البته از صحبتهام نارحت نشيد اگه فكر كنيد كمي ميبينيد كه اينجا قرمز و ابي و زرد و ...مهم نيست مهم پرچم مليست وگرنه در ليگ كه به فاصله امتيازات حال نگاه بندازيد نه 6 تايي هاي گذشته كه ماله قرنه حسن توله سگه!!!!


البته كيومرث خان رفيقيم بحث ابي و قرمز جذابيتهاش به همين كل كلهاست.....





باربد جان ارزوي موفقيت...

The Legacy
03-12-2009, 06:24 AM
اخه چرااااااااااااااااااااااا اااااا :10:
چرا ؟ :10:
باربد تو هم ميري ؟:23:
ديگه كي مياد واسمون حجم بالا (HD) بزاره ؟ :4:
اميدوارم بزودي برگردي بازم ببينيمت !!!!!!
دوست دارم زودتر از اونچه كه فكرشو بكنم برگردي
-------
به اميد ديدار بدون كه همه ي ما به تو عادت كرده بوديم !!!!!

The Viper
03-12-2009, 08:06 AM
واقعا فرق معرفت لنگیها با استقلالیها اینجا معلوم میشه.
روز بازی تخمکی پرسپولیس با این الشارجه که معلوم نیست از کدوم جهنم دره ای اومده روزنامه استقلال جوان تیتر زد: پرچم قرمزت را امروز به من قرض بده.اون وقت دوستان عزیز لنگی که حسابی بعد از 3-1 آقا جون شدن باخت استقلال جلوی الاتحاد که اگر پرسپولیس جلوش وایمیساد افشین خودشو خیس میکرد این طوری حرف میزنند.زیاد مهم نیست.از لنگیها بیش ازین توقع نمیره

KANE
03-12-2009, 09:30 AM
میلاد جون دمت گرم دیگه تو هم دیگه به ما میگی لنگی ؟ اگه تو بگی انتظاری از بچه های دیگه نمیره که نگن . خیر سرمون بحث ملیه . من با اینکه طرفدار خونی پرسپلیس ام بازی استقلال رو هم اگه تهران بود میرفتم ورزشگاه

legendarp
03-12-2009, 10:24 AM
تو جه توجه
دوستان عزیز همه ی بچه های انجمن توجه کنن
یه اتوبوس دم در وایساده هر کی می خواد بره سوار می کنه خطی هست بره بر می گرده
---------------------------------------------
بابا ما یه روز می ریم فردا برمی گیردیم می بینم همه دارن خداحافظی می کنن . داش باربد افغانستان نمی ره که . هیچ جای دنیا هم بی اینترنت تر از ایران نیست . مگه می شه نت نباشه . حالا داره می ری یه کشور دیگه موفق باشی . دیگه نت نیومدنت چیه . همه جا ارزون تر از ایرانه
مگه سینای خودمون نبود قاچاقی رفات هلند الان نت داره همیشه هم آن هست . دیگه خلاصه خودت می دونی
---------------------------------
دوستان من موندم این لیورپول توی لیگ هیچ غلطی نمی تونه بکنه ولی اینجا چرا به همین راحتی می بره موندم . اصلا این لیورپول خوراکش جام باشگاها هست همش می بره . مثله فنرباخچه می مونه اونم همین جوریه .
آقا دیشن منچستر با اینتر چی کار کرد .
استقلال هم که حالمون رو گرفت ولی خوب بود بزار بیاد آزادی تو آزادی 6 تا بهشون می زنیم که شاخ نشن 2 تا بزن همشون رو می بریم. امسال که توی جام باشگاهای آسیا قهرمان شدیم توی لیگ هم شدیم توی جام حذفی هم شدیم به تمام حرف و حدیثها پایان می دیم . و در ضمن بعدش هم میریم جام باشگاهای جهان اونجا هم همه رو می بریم یه چندتا ستاره با آرم استقلال اضافه می کنیم تا دیگه کسی نتونه تو دلش هم نسبت به استقلال فکر و خیال کنه .
-----------------------------------------------
دوستان یه اثر با براش زدم توی گالری هم هست برید ببینید قشنگ شده مخصوصا داش امید بببین با براشهایی که گفتی دانلود کردم زدم فکر کنم خوب بدشه باشه بیکار بود یه طرح شلوغ هست قشنگ شده .
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
--------------------------------
به زودی ادامه دالتون ها رو قرار می دهیم .
--------------
یا حق

H H H
03-12-2009, 01:28 PM
واقعا فرق معرفت لنگیها با استقلالیها اینجا معلوم میشه.
روز بازی تخمکی پرسپولیس با این الشارجه که معلوم نیست از کدوم جهنم دره ای اومده روزنامه استقلال جوان تیتر زد: پرچم قرمزت را امروز به من قرض بده.اون وقت دوستان عزیز لنگی که حسابی بعد از 3-1 آقا جون شدن باخت استقلال جلوی الاتحاد که اگر پرسپولیس جلوش وایمیساد افشین خودشو خیس میکرد این طوری حرف میزنند.زیاد مهم نیست.از لنگیها بیش ازین توقع نمیره


نمیشه بیشتر از این ازشون انتظار داشت.

KANE
03-12-2009, 01:37 PM
عرفان کشش نده دیگه این لامصب رو ! میام جلو خونه تون دستگیرت میکنم هـــــــــا

Ð-i-R-Ť-Y
03-12-2009, 01:46 PM
واقعا فرق معرفت لنگیها با استقلالیها اینجا معلوم میشه.
روز بازی تخمکی پرسپولیس با این الشارجه که معلوم نیست از کدوم جهنم دره ای اومده روزنامه استقلال جوان تیتر زد: پرچم قرمزت را امروز به من قرض بده.اون وقت دوستان عزیز لنگی که حسابی بعد از 3-1 آقا جون شدن باخت استقلال جلوی الاتحاد که اگر پرسپولیس جلوش وایمیساد افشین خودشو خیس میکرد این طوری حرف میزنند.زیاد مهم نیست.از لنگیها بیش ازین توقع نمیره


نمیشه بیشتر از این ازشون انتظار داشت.


واقـــعـــا !
خدایی من اون روز که پرسپولیس بردش به رفیقای " لُنگیم تبریک گفتم ولی امروز تو مدرسه ... :17:
لُنگیا همشون همینن !

( گُندشون تویی پوری ؟ :4: :9: )

Ħ д † ε Ð
03-12-2009, 01:50 PM
من خودم با این که از هر باخت استقلال خوشحال میشم ولی از این که به یک تیم عربی پر رو باخته خیلی ناراحتم.

KANE
03-12-2009, 02:09 PM
بابا تسلیم ، اصلا من غلط کردم ! تف بندازین تو صورتم به پرسپلیس فحش ندین . یه بحثی شد دیگه ! اشتباه از من بود ببخشید !

Omid.Taker
03-12-2009, 02:12 PM
حيف كه من سر اس پر 2 بار از انجمن اخراج شدم و گر نه كل كل ميكردم :4:

دمت گرم داش پوري نه آرمان جان گندمون ساسيه :4:

آبرومون رو برديد صبا مساوي كرد شما باختيد :27:

آره هادي جان زيبا شده :4:

باي باي :4:

Kofi-Kingston
03-12-2009, 03:01 PM
این باخت به سه دلیل برای استقلالی ها بسیار ناراحت کننده وبرای ما پرسپولیسی ها خوشحال کننده
1-استقلال بردش به باخت تبدیل شد
2-استقلال دقیقه 90 +2 باخت
3-به کشورهای عربی باخت ...
تازه منچستر هم حال کردید

The Enigma
03-12-2009, 03:04 PM
اخـــــــــــــــــــــــ ـه کی به کی میگه ! :4:

تیم شارجره که دروازه بانشون توپی رو که داشت قِل میخورد , هدیرو که درست بقلش بود و .... رو میخوره رو 3-1 بردید اونم تو ازادی ! این ملخ خورا 100000 نفرو یجا ندیدن داشتم میشاشیدن , افتخـــاری نداره ! :24:
ما تو زمین اونا تا دقیقه 86 برده بودیم هالا انصافا اخرش خوب بازی کردنو بردن ! ولی ما خوب بازی کردیم ! اصلا اینـــه ! دوس داریم ببازیم :4:

Kofi-Kingston
03-12-2009, 03:12 PM
دوست من با اینکه اسمت نمیدونم
استقللال ها هر وقت می بازند حرف هایی از قبیل خودمون خواستیم و به شما ربطی نداره ... این ها می زنند قبول کنید تنها تیم ایرانی که باخت شمبودید دیگه

Ð-i-R-Ť-Y
03-12-2009, 03:15 PM
بابا اون طوری نگو
التحاد کجا شارجه کجا :55:
همه حرفارو کیان زد

H H H
03-12-2009, 03:30 PM
با دم تیم و امیر خان گرم که با التحاد 86 دقیقه عالی بازی کردند.
اگه این لنگی ها جولو الاتحاد بازی میکردن که هر 5 دقیقه 1 گل میخوردن.
همونطورم که سایت ای اف سی زده گروه استقلال گروه مرگ هست حالا شما بیایید بگید باختید باختید.
شما بیایید به شارجه 20 تا بزنید ارزشش کجا ارزش بازی استقلال جولو الاتحاد کجا.

The Last Outlaw
03-12-2009, 04:24 PM
مي بينم دوستان كيسه حمومي در نبود ما خيلي شاخ شدن!
حالا خوبه باختيد ! اگر مساوي كرده بوديد معلوم نبود الان چه جشني مي گرفتيد! استقلال كه اين قدر به خودش مي باله كه قهرمان آسيا هست پس چرا از يكي از رقباي قهرماني اش خورد؟ بازي بعدي ايش با الجزيره اس تو تهران ببينم چند تا بهش مي زنين؟
خودتون هم ديديد اگر طالب لو نبود استقلال يه 6 تايي ديگه رقم زده بود:24:

H H H
03-12-2009, 04:32 PM
مي بينم دوستان كيسه حمومي در نبود ما خيلي شاخ شدن!
حالا خوبه باختيد ! اگر مساوي كرده بوديد معلوم نبود الان چه جشني مي گرفتيد! استقلال كه اين قدر به خودش مي باله كه قهرمان آسيا هست پس چرا از يكي از رقباي قهرماني اش خورد؟ بازي بعدي ايش با الجزيره اس تو تهران ببينم چند تا بهش مي زنين؟
خودتون هم ديديد اگر طالب لو نبود استقلال يه 6 تايي ديگه رقم زده بود:24:


شما برین واسه همدیگه تعریف کنین که به شارجه تو ازادی سه تا زدیم.

نه

86 دقیقه الاتحاد رو شکست دادن اونم تو امارات.

The Main Event
03-12-2009, 04:56 PM
من خودم از دوران شیرین طوفولیت :4: عشق پرسپولیس بودم ولی خدایی عرق شرم از سر و روم ریخت .......
هرچقدر از این عربا بدمون میاد :26:این ها هم همش حال گیری می کنم ... اسیا هم که همه عربن خدا کنه تو ازادی ببره :30:
(به صرف ایرانی بودن ) .......... :24:

Kofi-Kingston
03-12-2009, 05:10 PM
این استقلالی ها وقتی مقام می گیرند ایرانی بودن یا دشون میره واز هر فرصت استفاده می کنند و می کو بند تو سره ما

J-J
03-12-2009, 05:21 PM
بازي بعدي ايش با الجزيره اس تو تهران ببينم چند تا بهش مي زنين؟
مطمئن باش استقلال مي بره ولي الجزيره رو با شارجه مقايسه نكن!
الجزيره به اندازه ي كل بودجه ي يه سال استقلال و پرسپوليس داده و رافائل سوبيس رو خريده!


مي بينم دوستان كيسه حمومي در نبود ما خيلي شاخ شدن!
:15::15::15:


این استقلالی ها وقتی مقام می گیرند ایرانی بودن یا دشون میره واز هر فرصت استفاده می کنند و می کو بند تو سره ما
فعلا بر عكس اين قضيه تو اين تاپيك مصداق داره!

در ضمن خواهيم ديد با الشباب چه مي كنيد:21:

Omid.Taker
03-12-2009, 06:15 PM
تا كي مي خواهيد باخت به الاتحاد رو به رخ ما بكشيد حتما ببايد بيشتر ميخورديد كه اينتوري شادين در ضمن بازي با الشباب ميبينيم :24:

الان اگه ابوالفضل اين جا رو اينتوري ميديد دهنمونو سرويس ميكرد:4:[hr]
تا كي مي خواهيد باخت به الاتحاد رو به رخ ما بكشيد حتما ببايد بيشتر ميخورديد كه اينتوري شادين در ضمن بازي با الشباب ميبينيم :24:

الان اگه ابوالفضل اين جا رو اينتوري ميديد دهنمونو سرويس ميكرد:4:

The Viper
03-12-2009, 06:49 PM
از مشخصه های واضح لنگیها( با عرض معذرت از پوریای گل) اینه که اصولا چیزی از منطق سرشون نمیشه.والا اگر کمی منطق داشتن میفهمیدن که این فصل با گندی که پرسپولیس تو لیگ زده اصلا" در مورد فوتبال نباید حرف زد!دیگه بهترین بازیکنتون علی دراکولاست که اول سه چهارتا گنده زد گفت من تیم ملی نمیام و این صحبتها ولی الان خ ا ی ه کرده بنده خدا!اون وینگادا که اومده دلار جارو کنه مربیتونم که افشین ک س گیجانیه بعد دربی که دقیقه نود و خیار گل زده بودید گفت:«ما حتی بعد از گلمون هم موقعیت داشتیم!».بابا جمع کنید جون بچتون!من پرسپولیسی میشناسم که پول میریزه به حساب باشگاه!اما این فصل اصلا بازیهای پرسپولیسو دنبال نکرد.چون استثنائا منطق داشت!!!!

The Legacy
03-12-2009, 07:01 PM
نه آبي نه مشكي فقط قرمز عشقي :4:
پرسپوليس ما 3 تا زد استقلال بي *ايه 2 تا اونم از كي ( الاتحاد ) خورد :11:
خواهشا ديگه بحث نكنيد .
اگه آقا ابولفضل بود الا يه تايپيك استقلال ( سولاخ ) و پرسپوليس ( هميشه قهرمان ) هر كدوم جدا ميزد .
:4:

The Enigma
03-12-2009, 07:20 PM
رسپوليس ما 3 تا زد استقلال بي *ايه 2 تا اونم از كي ( الاتحاد ) خورد 11

چـــــــــــــــــــی میگی ؟ :4: دروغ مـــــــــــــیگــی ! ؟

حتما شارجه قوی ترین تیم خاورمیانست ! :24:

Ħ д † ε Ð
03-12-2009, 07:50 PM
آقا جمش کنید این بحثا رو.
یه خورده دیگه بالا بگیره به فحش و فحش کشی میکشه کارتون.
بیخیال.

Ali Bahmanyar
03-12-2009, 11:06 PM
به به قرمزها!!خدايي شما روتون ميشه اصلا حرف بزنيد...فعلا يك نگاه به جدول بندازيد ميبينيد كه در حده ما نيست بخواهيم با شما كل كل كنيم

تيم قطبي شما رويايي بود تو كل فصل ليگ 50 گل زد اون به.....كشي..... اره اونوقت يك نگاه به خط حمله ما كه بندازيد ...فر ميخوره!!

در مورده التحاد بگم كه خيلي مايلم اصلا جوري بشه كه در ليگ قهرمانان با هم برخورد كنيم ببينم چي در چنته داريد!!


شما از ايشارجه ك بلد نبود 3 تا پاس بده گله تاريخي خورديد!!!:11::11:



يك سوا ازتون دارم اگه شما ديشب در عربستن بوديد چند تا ميخورديد خدايي؟؟؟؟؟به جان عزيزم كمتر از 3 تا نميخورديد!!


هر چي باشه ما قهرمانه ليگ هستيم شما اگه يك بازي كريمي نداشته باشيد مثل تيمهاي عقب افتاده بازي ميكنيد

The Shadow
03-12-2009, 11:45 PM
نه قرمز نه آبی فقط زرد طلایی ....
تیم فقط سپاهان.اصلا تیم های لیگ ایران در حد صحبت دربارشون نیستند مگر سپاهان ...

The Last Outlaw
03-13-2009, 12:09 AM
جماعت كيسه حموم حسابي گرد و خاك كردن معلوم نيست پرسپوليسي ها كجان؟:15:
هنوز سيزدهمي فصل قبل كه از پگاه تو تهران 4 تا خورديد رو يادم نرفته!!!
ولي خدا وكيلي اين 6 تايي ها خيلي رو دارن وقتي تيشمون ميبازه به قويترين تيم آسيا باختن وقتي هم ميبره قويتزين تيم دنيا رو بردن...
بهتره اين بحث رو ديگه ادامه نديم چون تجربه چندين ساله من ميگه هيچوقت آبه قرمز و آبي توي يه جوي نميره!

legendarp
03-13-2009, 12:23 AM
دوستان اگر بحث فوتبالی تون تموم شده یه خرده هم به احداف انقلابی رهبر کبیر و عظیم الشعن انقلاب ابولفضل هم بپردازید ببنید اون چی می زاشت توی سایت یه خرده یاد بگیرید فعالیت کنید به جای چرت و پرت

The Phenom
03-13-2009, 02:23 AM
ايول به اين بالايي:43::43::54:

The Viper
03-13-2009, 06:26 PM
دوستان اگر بحث فوتبالی تون تموم شده یه خرده هم به احداف انقلابی رهبر کبیر و عظیم الشعن انقلاب ابولفضل هم بپردازید ببنید اون چی می زاشت توی سایت یه خرده یاد بگیرید فعالیت کنید به جای چرت و پرت


مشکل ازونجا شروع شد که شب بود و سبیلهاتو ندیدیم!

تا اونجا که من یادمه این تاپیک اصلا اسپم توش معنی نداره چون فضای آزاده و میشه توش بحث کرد.اگر بیاد طرف تاپیک بزنه که استقلال و پرسپولیس بریزید سر هم اون ایراد داره نه این که توی این تاپیک که از هر چی میشه حرف زد نشه از پرسپولیس استقلال حرف زد..

البته این پست ما هم که سه سوت پاک میشه منتها حداقل اونی که پاک میکنه میخونتش همین کافیه.

Goldberg The Man
03-13-2009, 07:46 PM
آقا برد برده باخت هم باخته ديگه...حالا چه از جزاير ماداگاسكار ببريد چه از برزيل ببازيد...كسي به اين چيزا كار نداره.مهم 3 امتياز بود كه ما گرفتيم و شما از دست دادين.قبول هم داريم كه خوب بازي كردين.بعدشم الان اين بحث فايده نداره بايد صبر كنيم تا بازياي بعدي اونوقت معلوم ميشه قضيه...ما هم به قول شاغلام ايمان داشته باشين بهتر ميشيم و آبروي ايران رو تو آسيا مي خريم...بذارين فقط يه كم موتور محسن خليلي مون گرم بشه و بيفته رو دور...در ضمن بخيل هم نيستيم و براي شما هم آرزوي موفقيت داريم!
__________________________________________________ ____________________
در ضمن با پيشنهاد رييس دفتر مرحوم آيت الله العظمي بيات مبني بر لزوم پيگيري اهداف عاليه معظم له موافقيم و دو موضوع: چهارشنبه سوري،چالشها و آفتها/انتخابات رياست جمهوري و حضور مير حسين موسوي را براي بحث و گفتمان پيشنهاد ميكنيم.از برادران ارزشي و انقلابي ديگر هم ميخواهيم از دادن پيشنهادات سازنده مضايقه نفرمايند،والله العالم...

Hamid
03-13-2009, 08:49 PM
بحث چهارشنبه سوری شد یه خاطره یادم افتاد...
چند سال پیش بود با داداشم چهارشنبه آخر سال و به لفظ عام چهارشنبه سوری رفتیم خونه خاله ام تا با اون شبو با پسرخاله هام باشم (چهار تا پسرخالم آخر فیلمن!!!) هر چی کوزه و دینامت و بمب و ******* امید و هسته ای و... بود ترکوندیم!!
پسر خاله بزرگم با بنزین وسط خیابونو آتیش زده بود!!:4:ماشین ها مجبور می شدند جاده رو صد بار بپیچونند تا به راهشون ادامه بدهند! بعد از این همه دنگ و فنگ بالاخره وقت این شد که از رو آتیش بپریم!!!
من با داداشم و پسر خاله آخریم زیاد اون شب فیض برده بودیم از رو آتیش می پریدیم!! چشمتون روز بد نبینه یکدفعه من از سمت راست پریدم و پسرخالم و داداشم هم از سمت چپ پریدند اون وسط با هم یک تصادف کردیم!! :31:داداشم و پسرخالم خودشونو از محلکه نجات دادند و رو زمین افتادند ولی من بدبخت که تعادلم رو از دست داده بودم بر فراز آتیش سقوط کردیم!! و سقوط کردن من همانو خندیدن اطرافیان همان!!
پسرخاله کوچیکم فوری رفت با یه آفتابه!!(که بگم بشکه خوبتره!) اومد طرفم و تمام آب آفتابه یا همون بشکه رو ریخت رو سر من!!:11: اون لحظه رو دیگه تصور کنید تمام کسایی که اونجا بودند از خنده روده بر شده بودند:55::53:
البته آتیش زیاد روشن نبود و در این مورد من شانس آوردم که طوریم نشد و خدا بهمون رحم کرد!

The Last Outlaw
03-13-2009, 09:36 PM
دوستان اگر بحث فوتبالی تون تموم شده یه خرده هم به احداف انقلابی رهبر کبیر و عظیم الشعن انقلاب ابولفضل هم بپردازید ببنید اون چی می زاشت توی سایت یه خرده یاد بگیرید فعالیت کنید به جای چرت و پرت


هادي جان اصولا افرادي مثل شما كه از فوتبال خوششون نمياد و سرش تو درسو كتابه اين حرفا رو ميزنن ولي از اونجايي كه بخش ورزشي جاي براي كل كل نداره ما ناچاريم كل كل ها رو در اينجا كنيم به هرحال فوتبالدوست هم در انجمن كم نيست پس بهتره به اكثريت احترام بذاريم و حرف هاشون رو چرت و پرت قلمداد نكنيم!
(در ضمن جناب ميلاد خان كه بنظرت من بي منطق هستم . اگر منظق به فحش دادنه معني منطق رو هم متوجه شدم!:15: در ضمن در اسرع وقت تاپيك هزار و يك شب رو آپ كن مرديم از انتظار:4:)

Goldberg The Man
03-13-2009, 09:49 PM
يه خاطره هم از اولين و آخرين باري كه رفتم چهارشنبه سوري ترقه بازي بگم:
والا عارضم خدمتتون كه ما خيلي سال پيش كه فكر كنم راهنمايي بودم با رفيقمون يه مقدار ترقه گرفتيم گفتيم خير سرمون بريم مثل بقيه ملت يه كم عقده هامون رو خالي كنيم.خونه ما هم اون موقع خيابون كوهسنگي بود.كسايي كه مشهد اومدن حتما پارك كوهسنگي رو رفتن و ميدونن از معروفترين پاركهاي مشهده.خلاصه ما شب رفتيم اونجا و شروع كرديم به ترقه زدن و تو اين بين انواع و اقسام روشهاي انفجار رو مثل گذاشتن ترقه زير خاك و تو ليوان و شوت كردن ترقه و تو بسته سانديس و جلوي پاي مادمازل هاي محترم و... رو امتحان مي كرديم،تا اينكه دو تا سرباز جا*كش اومدن و ترقه ها رو كه كلي پول هم بابتش تو پاچمون رفته بود از ما گرفتن.البته نه اينكه فكر كنين گرفتن انداختن تو سطل آشغال،ديوثا گرفتن رفتن خودشون به در كردن اونها!ما هم يه 5-6 تايي برا خودمون نگه داشتيم كه نكنه خداي نا كرده بي ترقه زدن از دنيا بريم.تا اومديم اونا رو هم منفجر كنيم،ييهو سر و كله يه مامور انتظامات پارك كه ميانسال بود و قيافه شديدا خوفي هم داشت پيدا شد و اومد گفت ترقه ها رو از كجا آوردين؟من هم گفتم بنده خدا ما همش 2-3 تا برامون مونده،برو يقه اون سربازا رو بگير كه همين الان همشو ازمون گرفتن رفتن خودشون بزنن،كه دفعه مرتيكه قاطي كرد و گفت:به مامور دولت تهمت ميزني پسره خر؟ما هم كه جا خورده بوديم گفتيم:مامور دولت كجا بود پدر جان،دو تا سرباز پاپتي آشخور بودن،بعدشم تهمت چيه برو جلوشون تا ترقه هارو بهت نشون بدن،يارو هم ديگه حسابي ك*سخل شد و گفت:تو گوه خوردي با بابات،پدر سگ غلط ميكني تهمت ميزني به مامور دولت،آقا ما هم كه از فحش هاش عصباني شده بوديم و از طرفي كاري هم نميتونستم تو اون سن و سال بكنم سرمو انداختم پايين تا اينكه يه دفعه يارو همكارشو با سوت صدا زد . رفيقش اومد و دست ما رو به سبك فيلماي پليسي از پشت پيچوند:27::11:،خيلي هم جوگير شده بود انگار كه تو يه عمليات اف بي آي شركت كرده:11:و اون مامور اولي هم گفت الان ميبريمت تو اتاقمون اونقدر شكنجه ات ميديم تا اعتراف كني ترقه هارو از كي گرفتي:28::11:باور كنين به خدا عين جمله هاشو دارم ميگم خودمم الان خنده ام گرفته!!يارو و رفيقش همچي جوگير شده بودن انگار ما رييس بزرگترين باند قاچاق و قساد بوديم و حضرات بعد از چندين عمليات سلحشورانه و شجاعانه عاقبت موفق به دستگيري مهره اصلي شده اند...!!خلاصه ما هم كه شديدا ترسيده بوديم افتاديم به گريه كه آخه مرد مومن،ننت خوب،بابات خوب،اعتراف چيه،شكنجه كدوم كشكه،اصلا ديجيتالم كجا بود،من چكاره بيدم اين وسط،چند بسته كوچيك ترقه از يه بچه كوناشور گرفتم حالا مثلا گفتم اون كيه كه چي ميخواين برين دستگيرش كنين:11:سرتونو درد نيارم رفيق ما خودشو هر جوري بود خلاص كرد و رفت باباشو كه تو كوهسنگي مغازه داشت رو با 2-3 تا از كاسباي اونجا آورد . خوشبختانه اونا هم وقتي رسيدن كه ما چند قدمي قتلگاه-همون اتاق شكنجه آقايان!-بوديم،اونا هم گفتن آخه پدر آمرزيده مگه چيكار كرده اين بچه ولش كن بابا يه صلوات بفرست...يارو هم ما رو ول كرد و تازه انگار نه انگار كه چقدر ما رو ترسونده ما رو با اون كاسبا برد ديزي فروشي يكيشون و يه چايي خورديم و يكم ك*سشر گفتن و مزاح فرمودن و ما هم زوركي نيشخند و پوزخند ميزديم و بعدشم ختم مجلس و فاتحه...ما هم از اون شب با خودمون عهد كرديم عمرا ديگه چهارشنبه سوري بريم سراغ اين كسكلك بازيا چون خر ما يكي از كرگي دم نداشته لامصب...
شما هم بياين خاطره هاتونو بگين تا هم ما و هم روح جناب شيخ ابوالفضل شاد بشه...

Ð-i-R-Ť-Y
03-13-2009, 10:11 PM
:55: :55:
وای علی خیلی ردیف بود خاطرت :55: از خنده ترکیدم :12:
منم چیزی ندارم ولی اگه یادم اومد همین جا میگم :4:

legendarp
03-13-2009, 11:42 PM
بابا کی گفته من از فوتبال بدم می یاد منه استقلالی 2 سال توی باشگاه پرسپولیس که همون کارگران باشه بازی کردم و همه رو میشناسم و همه ن رو می شناسن البته نه این قیافه جدید من رو من 6 سال پیش بازی می کردم اونجا اون موقع بهم می گفتن باتیستوتا تا اینکه پام شکست .
فدات شم واسه من ضربه آزادی نبود که گل نکرده باشم . پنالتی و همه از شوتهای من می ترسیدن چون یهو می رفت تو گل و همه می گرخیدند .
--------------------------------------
از تعریف از خودم بگزیرم می گم بسه چون دیگه داره دعوا می شه اگر دعوا نمی شد تا سال دیگه بحث کنین کسی کاری نداره
ولی فعلا به پست به شکل ابولی دقت کنید تا بگم
--------------------------------------------------------
به نام خدا
این هفته ما اولین خطر بزرگی که در برابر مون هست خطر چهارشنبه سوری هست !!؟!!

طبق معموا من یه چندتا خاطره ردیف از خودم در کنم نگین نداشت
---------------------------
آقا قضیه می ره واسه چند سال پیش که ما اونموقع پول از جیب فامیل می زدیم واسه کبرتی و کپسولی . البت چون ما از اون بچه های پاک و صاف روز گار بودیم دنبال اکید و این جور چیزا نمی رفتیم ( خودشون می رسیدن از دوستان )

آقا ما رفتیم و یه بسته کبریتی واسه خودمم خریدم و جمع کردم واسه امشب که واسه جاهای باهال بندازم و الکی ترقه نداخته باشم . خلاصه پولش هم که از جیب فامیلمون که لباسش به دیوار بود رسید . من که دزد نیستم فقط می خواستم یه خرده مال حروم رو حروم کنم تا تو گلوی کسی نره .

خلاصه شد بعد از ظهر سه شنبه و ما رفیتیم تو کوچه از اونجای هم که از ما گنده تر توی این نخها نیست هم چشمشون به ما بود البت ما هم مثل این رئیسهای باند قاچاق که خودشون سر منبع هم چیز هستن ولی خودشون توی هیچ کاری نیستن بودیم .

فتنه از ما بود ولی خودمون توی فتنه نبودیم تازه اگر اتفاقی می افتد من خودم نفر اول از جمع شاکی می شدم و دعوا راه می انداختم ومی رفتم کنار نگاه می کردم و تو دلم به خودم می گفتم خداییش از تو ....کش تر به دنیا نیومده

آقا خلاصه بعد از کل کاربیت توی محل رسیدیم سر کل منور . ما هم که دوستان لطف داشتن محبت کردن یه عالمه منور آورده بودن خونمون گزاشته بودن و با پسر عمه ام داشتیممثل یوزاسیف سیلوهای منور رو بین بچه ها به طور مساوی تقسیم می کردیم .

خلاصه همه اومدن و سهم منور ها رو گرفتن . رفیتم بزنیم چشمتون روز بد نبینه این 100+10 که می گن با این 100+25 باهم رسیدن تا فتنه ی ما رو بخوابونن ولی نمی دونستن دارن با دم شیر بازی می کنن . خلاصه مامور اومد یه خرده شاخ بازی درآورد و مثل درک یه خورده با تفنگ چوس کلاس گزاشت ما هم نه گذاشتیم و نه برداشتیم با هر چی منور بود و همه حمله کردیم به ماشین پلیس و آتشنشانی . خلاصه اونها هم دیدن نه مثل اینکه ما خیلی خر تر از این بحث ها هستیم

تو دلشون گفتن چیز لقشون به ما چه گازش رو گرفتن و رفتن . ما هم دیدیم کم آوردن فکر کردیم کی هستیم خلاصه انقلاب خونین ما از داخل خیابونمون رسید به داخل اتوبان .

ریختیم تو اتوبان البته این ریختیم که می گم من عضو کوچیکی از این انقلاب بودم حدودا یه 50 نفری می شدیم از آدمهای همه سن از 40 تا 15 نتغییر بود . آقا ریختیم اتوبان رو بستیم پلیس اومد هو کردیم رفتن . آتش نشانی اومد هو کردیم دیدم از رو نمی رن یه ماشین دیگه هم اضافه شد با اکید و منور و نارنجک و ( منم با کبریتی ) از شون پذیرایی کردیم تا اینکه کار به جاهای باریک رسید دیدم نه خیلی پلیس بازی شد ریختن دارن جمعمون می کنن حدود 1 ساعت اتوبان آیت الله سعیدی رو بسته بودیم هیچ ماششنی بالا نمی رفت .

خلاصه ما که منافعمون رو در خطر دیدیم. فلنگ رو بستیم از سر پشتمون فرار کردیم رفتیم خونه خاله که متعاقبا خونه خاله با خونه ما 2 تا کوچه فاصله داره . در حال ترقه بازی به همراه خاله ها با دختران همسایه و دیگر افراد رهگذر بودیم .

ما توی کوچه قایم شده بودیم که تاریک بود و هر کی رد می شد ما بهش با ترقه شبی خون می زدیم و دهنش سرویس می شد . توی یکی از این شبی خونها خاله ی من ترقه کم میاره میاد دست کنه از جیب من ترقه بر داره نگو از جنبو جوش فراوان جنگ این دکمه های جلوی شلوار لی من باز شده و چشتون روز بد نبینه خاله ام دستش رو کرد تو و یه دفعه من نفهمیدم چه جوری خودم رو جمعو جور کردم خاله یه دفعه دستش تا کف رفت توی شلوار من . آقا تاریک بود نگو خاله ام تر سیده فکر کرده من ترقه خوردم تنم نصف شده یه دفعه جیغ داد و هوا خلاصه فیلمی بود و ما از بقیقه داستان می گزریم که

شاید عامل نفوذی در سایت داشته باشیم لو مون بدن به 100+10 تا یه پولی به جیب بزنن .
----------------------------------------------------------------
خوب از نکات ایمنی این هفته این کارها رو نکنید . خداییش دلتون میاد پول خودتون رو دود کنید به خاطر یه تق . پولی که بابا زحمت کشیده یا خودتون زحمت کشید سر ده نفر کلاه گزاشتید یه لقمه نون در آوردین نکنید تا می تونید از پول دیگران واسه این کار استفاده منید .

آقا کوچه نرید بده باور کنین همین پارسال بود معین رفت توی خیابون اکید زدن زیر پاش اگر منو سینا نبودیم که الان مرده بود . بردیمش بیمارستان یه ساعت روضه خوندیم تا بستریش کردن . نکنید
آتیش روشن کید از روش بپرید همین خوبه
-------------------------------------------------
از چهارشنبه یه خرده بیایم بیرون
خداییش یه چیزی می گم باورتون نمی شه ولی حقیقت داره .

همین هفته پیش بود یکشنبه صبح توی سرویس داشتیم می رفتیم دانشگاه بیکار وبدیم به راننده گفتیم آقا این ضبطت رو رزوشن کن یه خرده توی حال بیایم

یه آهنگ رپ گزاش 4 تا از فحش از من خورد خاموش کرد یه 10 دقیقه گزشت دیدم نه دارم از نسخی می یمرم گفتم آقا روشن کن بزن رادیو

آقا این یارو رادیو رو روشن کرد داشت برنامه مردم و مجلس از توش پخش می شد
همینی که عکسش این زیره داشت توی مجلس لایحه برسی می کرد

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه یه چندتا لایه تصویب کردند با سرعت نور رسیدن به یه لایحه ی جدید
آقا من یه لحظه موضوع لایحه رو شنیدم کپ کردم . یه نگاه دور رو برم کردم دیدم همه انگ لایحه موندن دارن وات و مبهوت هم دیگر رو نگاه می کن خلاصه راننده رو متوجه کردیم یه دفعه وسط خیابون زد رو ترمز رو زد رو خنده . آقا مردم بوق و چراق و ما هم مثل این ستاد خبری هم رو گفتیم آقا رادیوت رو روشن کن مجلس رو گوش کن . خلاصه توی یه میدون مونده به بلوار امام رضای کاشان مرم همه داشتن می خندید بگین چی بود

آقا توی مجلس داشتن بحث می کردن که پشه جزو دام هست یا نه خداییش این همه آدم توی مجلس داشتن بحث می کردن این پشه و مگس جزو گاو و گوسفند هستن یا نه آقا بحث می کردن ها ببینید

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

آخرش هم رای گیری کردن که ببینن این ها رو به جزو دام بیارن یا نه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

یکیشون می گفت ما باید ماهی و قورباقه رو هم جزو دام بیاریم آخه حیف نون

یکیشون رفته بود بالا داشت لایحه می داد می گفت ببینید خدا توی قرآن گفته به نوح از هر حیوانی دو جفت بیار توی کشتی خوب نوح هم فقط دام می شناخته نوح هم از هر حیونی آورده پس قورباقه و پنده و خزنده و جهنده جزو دام هستن پشو مگس هم همنطور

حالا شما بیا دقت کن نوح داره از خدا می پرسه خدایا تو به من بگو از پشه ایی که پیدا کردم نره یا ماده که برم دنبال اونیکی جفتش

بیا اینم از وضع مجلس اونیکی بلند شده می گی آقا زمان نوح پشه و مگس نبوده پشه زمان حضرت ابراهیم آفریده شد که بره حال نمرود رو بگیره خداییش اینم از تاریخشون آخرش می فهمیم همه مثل کردان دیپلم داشتن

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

بیا نگاه کن این چندتا رو همچین دور هم نشستن شور کردن اون بالا فکر کردن واقعا دکتر مهندسی چیزی هستن بیا خودتون فکر کنین اینا دارن واسه ما تصمیم می گیرن معلوم نیست او بالا لیگ منچ راه انداختن دارن سر تاس انداختن دعوا می کنن یا شاید می خوان کلاغ پر بازی کنن دارن بحث می کنن کی ریتم رو بگو

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

بیا این یکی هم همچین از اون بالا خروده که دیگه حال نداره صاف بشینه دیگه می دونه چه خبره اینقدر خورده پول می ** ولش کن مردم خرن چه صاف بشینی چه کار کنی چه نکنی میان به ما رای می دن

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

باب به خدا دارن پول منو تو رو می ریزن توی این مجلس احمدی نژاد من که میام ایندفعه به بیانات رهبر انقلاب گوش می کنم به خاتمی رای می دم
ببینید

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

چه لاوی داره می ترکونی این از همین الان داره به ما حال می ده می گین نه ببینید خداییش کدوم رییس جمهوری اینجوری هست . چه قشنگ فردا هم همه چیز رو آزاد می کنه دیگه وقتی شما با دوست دخترتون رفتین نشستین توی کافی شاپ یه بستی بزنید یه یارو نمی یاد بگه شما با هم چه نسبتی دارید من منکرات هستم سوار ماشین بکنتون و فردا بابا نننه کشون و آی من دختر رو نمش ناسم این بحثا
----------------------------------
من فعلا دستم خسته شد به یاد ابولی هر چی تنکس بلدید بندازید زیر پست من ببینم چقدر وفا دارید
-----------------------
از فردا هم دستان به دو قطعه عکس و یه فوتوکپی شناسنامه تشریف میارن ستاد انقلابی رهبر کبیر تا برادریشون رو ثابت کنن چون توی ایام عید ما یه س.رپرایز براتون داریم
موفق باشید
فعلا یا حق

Omid.Taker
03-14-2009, 12:01 AM
دمت گرم هادي بابا يوهو همشو بنويس بدون ادامه ...

The Last Outlaw
03-14-2009, 04:19 AM
حادثه در كمين كيومرث!


چند صدم ثانيه تا مرگ!

امشب مثل بچه ي آدم و البته با حالي يك كم مريض پاشدم تريپ كمك برداشتم و ماشين بابام رو بردم صف گاز برخالاف شب هاي قبل بدليل پخش سريال يوزارسيف صف خلوت تر بود من هم گاز رو زدم و در راه برگشت تو اتوبان ستاري با پيكان وانت بابام با سرعت 90 در لاين سرعت به سمت شمال ميرفتم كه ناگهان يه GLX كه پشتش يه خر حزب اللهي نشته بود مثل الاغ سره خر و كج كرد تو جلو من منم با اون سرعت فقط زدم رو ترمز و طرف با بوق من به خودش اومد و كشيد كنار منم طبق عادت هميشگي خودم رو كنارش رسوندم و مادرش رو مورد مرحمت قرار دادم كه ناگهان صداي مانع هاي كنار بلوار (كه براي خواب نرفتن راننده ) مي زنن منو به خودم آورد و با اون سرعت فرمون رو محكم به سمت راست پيچوندم كه كنترل ماشين از دستم در رفت ولي خدارو شكر سريع ماشين به حالت عادي برگشت طرف (جزب اللهي) از ترس كه الان نپيچم جلوش و.... پيچيد تو يه فرعي و منم اومدم خونه و خدارو شكر كردم كه اتفاقي نه افتاد والا اگر يك صدم ثانيه دير تر عمل ميكردم الان تو بهشت زهرا بودم!
نتيجه اخلاقي و توصيه من به جوانان راننده و اونهايي كه در اينده راننده ميشن فقط يك چيز هست
(حتي اگر خداي رانندگي(مثل من) هم باشيد خطر هميشه در كمين شماست پس با احتياط برانيد!)

يا حق

KANE
03-14-2009, 08:49 AM
من هم از این فرصت در تاپیک استفاده میکنم و به آرمین جان به علت مدیریتش تبریک میگم ما قبل اینکه مدیر شدیم دوستان خوبی برای هم بودیم و الان هم هستیم خیلی خوشحال شدم مبارکه آرمین جان

--------------

A & P Is Doing Well

Omid.Taker
03-14-2009, 11:00 AM
ا آرمان جووووون هم مدير شد ايول مباركا .

اميدوارم مثل قبل كه خبرهاي عالي ميزاشتي بازم در بخش اخبار فعال باشي :13:

H H H
03-14-2009, 11:07 AM
ا آرمان جووووون هم مدير شد ايول مباركا .

اميدوارم مثل قبل كه خبرهاي عالي ميزاشتي بازم در بخش اخبار فعال باشي :13:


منظورش ارمین هست.:34:

legendarp
03-14-2009, 12:08 PM
دالتون رو به مدت 46 دقیقه تماشا کنید تا بعد ببینیم چی می شه
-------------------------------------------

قسمت دوم
در همین احوال یه صدایی از در میادو در باز می شه
هادی : معینه !
ابولی : نه بابا معین که این شکلی نبود ؟
سینا: نه بابا خود خرشه ببین اون هیکل قناص رو ؟
هادی : آره دیگه دقت کن توی اون استیلش ولی نه خداییش سینا انگار یه فرقی کرده چرا قیافه اش رو کج کرده ؟
ابولی همچنان با تعجب فراوان نگاه می کنه و می ** : معین بیا جلو ببینم چته یه حرفی بزن چرا قیافه ات گیر کرده کجکی ؟
سینا: فیلمشه بابا می خواد ما براش دلسوزی کنیم صبحونه بزاریم جلوش . راستی معین مگه بهت نگفته بودم رفتی سوار نلی بشی از نرمن هم چندتا نون بگیر نون نداریم چرا نگرفتی ؟
هادی : سینا این واقعا یه چیزیش شده معین یه کلام حرف بزن !
معین : ا ا ا ا ا ....... اوم اوم اوم ایم ایم آم آم ووووو هو هو آی آی آی و اوه اوه اوه .......
سینا : این الان چی گفت ؟
هادی: ابولی ترجمه کن ببینیم چی گفت
ابولی : والا بعد از این همه سال این اولین زبون جدید بود که شنیدم یه خرده بیشتر حر ف بزن ببینم چی می گی ؟
معین : اوخ اوم اوم این این آی اوم آی اوم تق تق تق آخ ......
ابولی : انگار داره می ** دختر همسایه دیشب داشت از این صدا ها در می آورد
سینا : نه بابا فکر کنم با نلی رفته بوده پشت مزرعه یه حالی کنن
هادی : نه اگر یه خرده دقت کنید می بینید داره با اشاره حرف می زنه فکر کنم یه چیزی یه جاش گیر کرده ؟
ابولی : نه بابا معین جانداره که چیزی هم بره گیر کنه .
سینا دست به کمر نظاره گر ماجراست و ببینه آخرش چی می شه ؟
معین یه لحظه با سر اشاره می کنه و حرف هادی رو تایید می کنه .
هادی می ** دیدین گفتم یه چیزی یه جاش گیر کرده بگین نه کجات هست؟ معین به پشتش اشاره می کنه .
خلاصه چون از همه محرم تر با معین ابولی هست با هم می رن توی اتاق و بعد از دادن دوتا لگن آب جوش توسط سینا و تمرکز های فراوان من روی جراحی ابولی بالاخره این عمل نیز مانند عملهای دیگه ی ابولی با خوشی و خوبی به پایان می رسه و ما موفق از این امتحان الهی بیرون می یام . برمی گردیم سر میز صبحونه تا اون یه خرده چایی که سینا درست کرده و رو با زور بخوریم .
هادی : معین تعریف کنیم ببینیم چی شده بود
معین : ......کش خفه شو دهنم سرویس شد الان می گم
سینا : ببین یه کلمه می خواد حرف بزنه چقدر ناز می کنه
ابولی : اون چایی رو بیار بریم دنبال یه لقمه نون حلال
معین : آقا ما کله سحر رفتیم مثل همیشه نلی سواری......
هادی و سینا و ابولی : می دونیم آخرش رو بگو
معین : بعدش رفتم سوار شدم و کارها که تموم شد با نرمن ......
هادی و سینا و ابولی : بابا میدونیم آخرش رو بگو چی شد
معین: خفه بزارید بگم بعد داشتم بر می گشتم که یهو پنجره بسته شد
هادی و سینا و ابولی : بابا می دونیم دیگه آخرش رو بگو
معین: غلط کردید این آخرش هست دیگه از کجا می دونید اگر می دونید بگید دیگه
هادی : خوب غلط کردیم بگو
معین: آره از اون بالا قل خوردم افتادم روی سقم ورودی و بعد افتادم تو حیاط و چشمتون روز بد نبینه یه تیکه سنگ دراز تو حیاط افتاده بود اون رفت تو ......... بعدشم که دیگه خودتون دید!
ابولی : راستی هادی سنگه چه رنگی بود ؟
هادی :نمی دونم سینا انداختش تو آشغالی
سینا :فکرکنم سبز بود
ابولی : آخ آخ سبز بود؟!!؟
هادی : مگه حالا چی شده رنگش رو که نمی خواستیم بخوریم که ؟
سینا : ابولی ! نکنه همونی که من فکر می کنم ؟
ابولی :دقیقا!
معین که لیوان چایی دستش هست با تعجب می ** : بگین ببینم چی بوده
ابولی : معین تو زنده ای ؟
سینا : آدم نیست که هرکی بود تا حالا مرده بود این رو نمی دونم جونش از کجا اومده !
هادی : آقا باز شما دوتا یه کاری کردین به من نگفتین بابا مثلا ما دالتونها هستیم ها باید کارهامون با هم یکی باشه .
ابولی : هادی آخه اگه بگم معین می ترسه !
معین: منو ترس ؟!!؟ بعد هم لیوان چایی رو یه قلوب سرمی کشه که اعتماد به نفسش رو نشون بده
ابولی : هیچی من سر او سنگه سیانور مالیده بودم که اگر حیونی چیزی رد شد بخوره بمیره
معین چایی می پره گلوش رو همه رو تف می کنه رو میزو می افته کف اتاق بعد یه دفعه بلند می شه با سرعت می دو از از در اتاق می ره بیرو توی حیاط و با سرعت می ره
هادی: این کجا رفت ؟
ابولی : نترس بابا الان چاییش تموم می شه وای میسته
هادی : حالا جدا این کار رو کرده بودین ؟
ابولی: نه بابا فیلمش کردیم یه خرده شاخش بخوابه .
سینا: دیدین گفتم نمی فهمه آخه اگر می فهمید که آخه کی به سنگ سیانور می ماله که یه حیون بخوره مگه حیوون سنگ می خوره !
هادی که داره از زور خنده می ترکه می ** بریم دنبال یه لقمه نون حلال .
همه با هم چایی رو می خورن و میرن و توی راه معین رو هم می بینن و راستش رو بهش می گن و با یه خرده سر کله زدن و دعوا قضیه حل می شه و بعدش همه با هم می رن دنبال کار .
بعد از تلاش فراوان موقع ناهار در خانه
ابولی از در میاد و تو و کلاهش رو می زاره روی میز و یه آه و خسته کننده از تو دلش می کشه و سرش رو می زاره روی میز تا خستگیش در بره . سینا هم میاد و همونجوری از پله ها می ره بالا و می ره توی اتاقش و در رو می بنده تا کمی استراحت کنه . معین میاد و آروم دستش رو می کشه و به دیوار اتاق و آهسته و با خستگی فراوان تکیه می ده به دیوار اتاق و سرش رو می اندازه پایین و بی رمق که حتی حسش نیست در پشت سرش رو ببنده . هادی هم از همون در خمیده و بی رمق و جوری که پاهاش رو روی زمین می کشه وارد می شه و بدون اینکه در رو ببنده روی زمین دراز می کشه و یه نفس عمیق محکم می کشه و می ** : نه اینجوری نمی شه .
ابولی همونطوری که سرش روی میزه و با صدای آهسته می ** : باید یه فکر اساسی کرد .
معین: بریم شهر دنبال کار می گن پول خوب می دن .
هادی : خفه شو تو نظر ندی سنگین تری
یه دفعه سینا که داره از پله ها میاد پایین می ** : راست می ** دقیقا باید همین کار رو کنیم .
ابولی سرش رو از روی میز بلند می کنه دور برش رو نگاه می کنه می ** : آخه اگر رفتیم و نشد چی اون وقت چه کنیم .
معین : برمی گردیم و همینجا و دوباره همین زندگی رو ادامه می دیم
سینا : راست می ** حداقل اگر نشد می دونیم تلاشمون رو کردیم و نمی گیم که هیچ کاری نکردیم و رسیدیم اینجا
در همین صحبتها یه نفر وارد حیاط می شه و می رسه به در و یه نامه رو می اندازه زمین و می ره .
معین می ره نامه رو بر می داره و همینجوری که می خوندش میاد و می زارش روی میز و با چاقو محکم می زنه روش . ابولی دقت می کنه سینا هم میاد جلوتر تا نامه رو بخونه و هادی همونجوری که روی زمینه با دقت نگاه می کنه به حالات چهرشون . ابولی می ** دیگه بدبخت شدیم اینم از نامه ی بانک می ** اگر وام رو ندید خونه رو از تون می گیریم و ما پولی نداریم که . باید بریم شهر . سینا می ریم و بالاخره یه جا کار گیر می یاریم .
هادی : آخرش اینه که می ریم دزدی ناسلامتی ما دالتونیم یعنی نمی تونیم .
ابولی : من دزدی نمی کنم .
سینا : حالا هیچ چیز معلوم نیست می ریم شهر و کار گیر میاریم به دزدی هم کار نمی کشه
معین : من هر کاری باش می کنم و پایه ام
ابولی جمع و جور کنیم و بریم .
خلاصه و بعد از جمع و جور کردن خرت و پرت و وسایل هر کس با یه چمدون و کوچیک از وسایل شخصی راهی مسافرتی می شوند که شاید آخرش جز بدبختی هیچی نباشه ولی هنوز هیچ کش نمی دونه.
میرن سر جاده وای می استن و اولین تریلی بار بری و که می بینن سوار می شن تا می رسن به مدخل دهکده و از اونجا سوار قطار می شن و راهی شهر می شن که می گن کار توش خیلی خوب گیر میاد .
هر کس می ره و جایی رو توی قطار می گیره و می خوابه تا شهر بیدار بشه . هادی با بهت به منظره ی زیبای ده نگاه می کنه و معین داره صندلیش رو درست می کنه و سینا داره واسل رو چک می کنه و کارها رو تنظیم می کنه و ابولی آروه کلاهش رو می زاره روی صورتش و می خوابه تا شهر .................
این داستان ادامه دارد

R . I . P
03-14-2009, 06:22 PM
بسیار بسیار داستان سرگرم کننده ای هست داش هادی ، این چند روز نبودم چقدر اتفاقات افتاد ...

آرمین از صمیم قلب بهت تبریک میگم ، این چند وقت اخیر فوق العاده با انگیزه بودی و واسه اخبار کم نزاشتی

----

دوستان من دیگه انقدر این مشکل نتم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) عذابم داد رفتم شرکت ای دی اس الم رو عوض کردم !!! پس فردا ایشالله بر میگردم و به زودی نوروز رو جشن میگیریم:4:

The Enigma
03-14-2009, 06:43 PM
داش پو یـان این تبلیق بیمه سینـا نبود ؟ :4:

دوستان باربــد مصری به عنوان یادگاری پستی اماده کرده که تا چند روز اینده عکساشو میسازمو میذارم ... برای کف کردن اماده باشــید :4: :3:

H H H
03-14-2009, 07:31 PM
اقا هادی اگه میشه با فنت درشت ننویس .

از همین لحظه که کیان این خبر رو داد لحظه شماری میکنم ببینم باربد چی میتونه اماده کرده باشه.

H H H
03-14-2009, 09:33 PM
دوستان از حامد خبر ندارید؟
دو روزه که نیست(حداقل من ندیدم باشه).

The Pincode
03-14-2009, 10:00 PM
خوب دوستان تریپ ریترن ( return ) زدیم برگشتیم پس از غیبت صغری !!! :4:
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
از همه ی کسایی که خاطره گذاشتن تشکر میکنم ... 2 ساعت تو این تاپیک بودیم !!!
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
میگم هادی جان بیا این فیلمنامه ی دالتون ها رو بده من ازش 90 قسمتی بسازم بفرستم شبکه 3 !!! :4:
_______________________________________
تعطیلات بهاری هم به شدت تبریک میگم ... برین حال کنین ... ما که از 5شنبه پیچوندیم مدرسه رو !!!

Ð-i-R-Ť-Y
03-14-2009, 10:00 PM
کاش همیشه همینطوری دور هم جمع باشیم ! :30:

در بهار 88 - جای عمو خالیست :4:

واسه 4شنبه سوری هم هیچ کاری نکردم همه چی گِرون شده :2:



دوستان از حامد خبر ندارید؟
دو روزه که نیست(حداقل من ندیدم باشه).


دیشب داشتم باهاش صحبت میکردم , سالم و سر حال هستش :7:

Ħ д † ε Ð
03-14-2009, 10:13 PM
آقا لیورپول رو دیدید.
کف کردید.
4-1 منچستر رو تو الترافورت شکست دادن یعنی چی.
رئال رو هم که 4-0 بردیم.
این پیروزی رو به خودم و آرمان و پوریا و دیگر لیورپولیا انجمن تبریک میگم.
به دشمنامون(ساسان و ...)تسلیت ویژه عرض میکنم.
امسال یه دوگانه رو میبریم خونه.

Kofi-Kingston
03-14-2009, 10:18 PM
راستی چهارشنبه سوری خیلی نزدیک
می خواهیم اهواز رو منفجر کنیم
پارسال که تو صدای امریک نشونمون دادند

H H H
03-14-2009, 10:20 PM
کاش همیشه همینطوری دور هم جمع باشیم ! :30:

در بهار 88 - جای عمو خالیست :4:

واسه 4شنبه سوری هم هیچ کاری نکردم همه چی گِرون شده :2:



دوستان از حامد خبر ندارید؟
دو روزه که نیست(حداقل من ندیدم باشه).


دیشب داشتم باهاش صحبت میکردم , سالم و سر حال هستش :7:


4شنبه سوری رو که حرفشو نزن.رفتم میپرسم قیمتا همه نوجومی.میپرسم ارزونش چیه؟میگه کپسولی.بوکسی 6500.
من::23::27:
یارو:ارزون تر از اینم داریم.
من:چی؟چه قیمت؟
یارو:فشفشه:24:بسته ده تایی 1500.


-------------------------
خداروشکر حاله حاج حامد خوبه.

sina_2026
03-14-2009, 10:32 PM
خدایا شکرت که همه چی گرون شده .:30:
چهارشنبه سوری هر سال از سر و صدای این ترقه ها و بمب ها سر درد میگیرم .:17:
چهارشنبه سوری سه سال پیش با بابام رفتیم میدون شکوفه (خیر سرمون آتیش بازی ببینیم )
یه احمق بیشعور یه چیزی انداخت تو آتیش منفجر شد . تا سه روز گوشم صوت میکشید .:2:
این بمب ترکوندن ها بجز نفرین .ناله هیچ چیز دیگه ای برای آدم نداره .:36:

Hamid
03-14-2009, 11:32 PM
اگه از من میشنوید پولتون رو آتیش بزنید ولی از این چیزا نگیرید!
من خودم یه موقعی هر چی پول داشتم برای این خرت و پرت ها خرج می کردم ولی الان دیگه توبه کردم!
-------------------------------------------------------
امروز کی رفته بود مدرسه؟
من نرفتم خونه هم زنگ نزدند!

The Last Outlaw
03-15-2009, 07:56 AM
واقعا نميدونم هدف از اين همه تق و توق و انفجار بمب و موشك و .. تو چهارشنبه سوري چيه؟...
ديشب از پنجره آپارتمان روبروي مون يه پسر بچه 9 10 ساله هي سيگار پرت ميكرد پائين و فوري پنجره رو مي بست كه كسي نفهمه اون انداخته!
واقعا خيلي دوست دارم يكي از شماهايي كه هر سال ميرين اين كار رو انجام ميدين دليلش رو بگين چون اصلا اين كار با عقل جور در نمياد كه اين كار حتي براي انجام دهنده لذت بخش ياشه!
مگه هر سال اين همه تلويزيون نشون نميده جووناي مردم كور و بي دست و پا شدن يا حتي مردن! پس چرا بازم ميريد سراغ اين چيزايي كه جز آزار و اذيت خودتون و ديگران هيچ چيزي نداره!
حيف سنت زيباي چهارشنبه سوري كه امروز به ميدون جنگ تبديلش كرديم!...

Ð-i-R-Ť-Y
03-15-2009, 08:51 AM
اگه از من میشنوید پولتون رو آتیش بزنید ولی از این چیزا نگیرید!
من خودم یه موقعی هر چی پول داشتم برای این خرت و پرت ها خرج می کردم ولی الان دیگه توبه کردم!
-------------------------------------------------------
امروز کی رفته بود مدرسه؟
من نرفتم خونه هم زنگ نزدند!


من !
رفتیم آقا 8 نفر بیشتر نبودیم , معلم ادبیاتمون هم گفت چون شما 8 تا گوسفند اومدید یه امتحان سخت ازتون میگیرم ! :|
امتحان رو گرفت شدم 3 ! :27:

Ħ д † ε Ð
03-15-2009, 09:15 AM
من از 4 شنبه هفته پیش نرفتم.
معلم حسابانمون گفته تا 28 باید بیای.
بچه ها تعریف میکنن که همه معلمها نشستن تو دفتر این آدم ..... همه سوما رو ادغام کرده تو نمازخانه داره عقب موندگیهاشو جبران میکنه.
کلی هم به بچه ها گفته که حال منو میگیره.فقط 3 نفر هستیم که سر کلاسش نیستیم.
بقیه جمعیت خیلرفروش تا 28 میان مدرسه.
پیشاپیش لغب . . . فولادی رو کسب کردیم:4:

Shawn Michaels
03-15-2009, 10:19 AM
چی میگین کپسولی بکسی 6500 برید بازار بزرگ میده بکسی 4 تومن
اصلا کلا از اونجا بگیرید که از همه جا ازرون تره.

Ð-i-R-Ť-Y
03-15-2009, 10:35 AM
آره بابک راست میگه Fizoo بوکسی 4 تومن هستش
ولی دیر میترکه 2 تا یکی هم حال نمیده

Ħ д † ε Ð
03-15-2009, 10:45 AM
این بچه بازیها چیه.
من تا 3 سال پیش همه چی میزدم.
2 سال هم هست که فقط پارک میرم و هیچ کاری نمیکنم.
امسال که از خونمون هم تکون نمیخورم.
شما چه خودت بری کپسولی رو بندازی یا اینکه بغل دستیت بندازه بازم صداش همونه پس الکی پول و جون خودتون رو هدر ندید.
--------------------------------------------------------------
چند روز پیش رفته بودم بازار تهران و بساط این مواد محترقه فروش ها هم پهن بود.
هر جا میرفتم واسه خرید لباس یه یارو میومد میگفت داداش بیا اینجا همه رقم کپسول و TNT و اکلیل داریم.من دیدم یارو قیافش شاس میزنه گفتم بیام اسش کنم..به شوخی گقتم داداش C4 هو داری؟ یارو گفت فردا بیا واست ردیف میکنم.گفتم چه مدلش رو میاری گفت همونا که عکس میکی موس روشه(تازه فهمیدیم چه خری سوار شدیم).
بهش گفتم فرقش چیه گفتش هیچ چی این 4 بار میترکه.
راستی کپسولی هم بوکسی 4 تومن میگفت.

Shawn Michaels
03-15-2009, 10:56 AM
آرمین بیا پایین از رو ممبر حالا کی خواست بخره.
میخوای چهارشنبه سوری بری گوشه خیابون بشینی ستاره هارو بشموری......والا ما که چنین برنامه ای نداریم 1 روز سال رو هم که میشه خوش بود اونم پس نباشیم دیگه.:4:
ولی منم موافقم که پولمون رو حروم اینجور چیزا نکنیم و تا میشه لاشخوری کنیم یعنی دیگران بزنند ما مشاهده کنیم :4:

Z3R04
03-15-2009, 05:08 PM
ما که از 15 هم مدرسه رو تعطیل کریم ! ! ! :24: ناظم هم هر روز زنگ میزنه میگه تو دانش آموز این مدرسه نیستی اخراجت میکنم منم گفتم هر گْهی میخوای بخور ! ! ! :4:

legendarp
03-15-2009, 09:21 PM
اقا هادی اگه میشه با فنت درشت ننویس .

از همین لحظه که کیان این خبر رو داد لحظه شماری میکنم ببینم باربد چی میتونه اماده کرده باشه.


چشم بابا معین میگه کوچیک نزار کور می شیم شما می گی بزگ نزار
برادران دلاور راهنمایی کنید من چگونه بزارم اصلا خوبه باز بزارم یا نه به دردر نمی خوره که بزارم

The Last Outlaw
03-15-2009, 09:21 PM
آرمین بیا پایین از رو ممبر حالا کی خواست بخره.
میخوای چهارشنبه سوری بری گوشه خیابون بشینی ستاره هارو بشموری......والا ما که چنین برنامه ای نداریم 1 روز سال رو هم که میشه خوش بود اونم پس نباشیم دیگه.:4:


خيلي عذرميخوام بابك جان ولي آزار و اذيت مردم براي شما خوشحال كننده هست؟:15:
ما نگفتيم برين ستاره بشمريد گفتيم مثل قديم يه اتيش روشن كنيد خيلي قشنگ برين از روش به پريد نه اينكه ميدون جنگ راه بندازيد!
مگه تا چند وقت پيش كه هنوز اينا مد نشده بود مردم چي كار ميكردن؟ شما و امثال شما با اين كار فقط باعث شديد هيچ كس ديگه از ترس چهارشنبه سوري پاش رو از خونش بيرون نذاره!
من كه شخصا 4 5 ساله نميام چون چشم و دست و پام و از همه مهمتر جونم رو از اين مسخره بازي ها بيشتر دوست دارم!...

Ħ д † ε Ð
03-15-2009, 09:35 PM
امروز رفته بودم خیابون سلسبیل.
اونجا دو نفر سر یه تصادف دعواشون شده بود.
اون یکی گفت واسه سرباز صداتو بلندی میکنی(فکر کرده سرباز حکم تیمسار رو داره).
اون یکی گفت من خودم سربازم و ادامه ماجرا(سرباز بودن انقدر مهمه ما هم بریم سرباز بشیم)
------------------------------------------------------------------------------
هادی جون حد وسط رو رعایت کن.
از اندازه کوچک استفاده کن(البته نوار ابزارهاش برای من غیب شده برای شما چه طور؟)
--------------------------------------------------------------
کیومرث جان راست میگه من تا پارسال حداقل یه پارک میرفتم چرخ میزدم.
امسال به خاطر مشکلاتی که پارسال پیش اومد پارک هم نمیرم.
امثال این بابک اچ بی کی چارشنبه سوری ما رو خراب کردن.:4:

Ð-i-R-Ť-Y
03-15-2009, 09:37 PM
ادی جون حد وسط رو رعایت کن.
از اندازه کوچک استفاده کن(البته نوار ابزارهاش برای من غیب شده برای شما چه طور؟)

با Mozila : Fire Fox بیا بالا اوکی میشه

The Main Event
03-15-2009, 09:37 PM
من كه شخصا 4 5 ساله نميام چون چشم و دست و پام و از همه مهمتر جونم رو از اين مسخره بازي ها بيشتر دوست دارم!...



راست میگن منم تا 2 سال پیش میزدم ( ترقه :4:) اما 2 سال پیش یه از خدا بی خبری یه نارنجک زد 3 متر اونطرفطر من . منم که برق از سه فازم پریده بود با خودم پیمان بستم که دیگه از این گوه خوری ها نکنم .:24:

Shawn Michaels
03-15-2009, 09:48 PM
دمتون گرم خوبه ما پخش کننده نیستیم وگرنه چی میگفتین به ما:4:
منم نگفتم بیاید بمب ساعتی و هسته ای بزنید گفتم خیلی خشک بودن هم خوب نیست.
اینم که هرکی میگه ما چهار شنبه سوری برامون عینه یه روزه دیگستو اصلا بیزارما و فلان همش شعاره
من گفتم خوش بودن حالا وسطش 4 تا چیزم زده شد.
ولی این جدیدا زیاد ملت از نارنجک و اینجور چیزای پر صدا استفاده میکنند که اینا خوب نیست.
-------------
آرمین جان من شخصا از طرف بقیه از این که چهار شنبه سوریت خراب شد معزرت میخوام:4: تو رو خدا این دفعه اون پارکو برو:4:

a.j.b
03-15-2009, 09:59 PM
حالا واسه چی چهار شنبه سوری چرا نذاشتن دو شنبه سوری کسی می دونه
ولی خوب شد کلا هفته ی آخر رو نذاشتن واسه این کار ها و فقط یک روز رو گذاشتن اگر نه همه هفته ی آخر کور و کر و لال و دست شکسته و پاشکسته می شدن و عید به عذا تبدیل می شد

The Dark Knight
03-15-2009, 10:55 PM
به این هادی اپاچی باشه که می بینین با ار پی جی وزارت خونه رو اتیش می زنه که حال کنه...
مرتیکه با افتخار داره تعریف می کنه که رفتیم اتوبان رو بستیم... پلیس اومد گنده چیزی کرد ما هم با بومب خوشه ایی و شهاب 3 ازشون پذیرایی کردیم... دیدن نه انگار هادی دالتون کم الکی نیست... تا رفتن swat رو بیارن ما هم رفتین مخفی گاهه بن لادن...

من نمی دونم ترقه بازی چه لذتی داره... اتیش بازی حرفه ایی زیباست... ولی این که ترقه بندازی جلو پای دختر همسایه که جیغ بزنه تا تو حال کنی, بیماریه!

ممنون.
موفق باشین.

R . I . P
03-15-2009, 10:55 PM
اِ اِ اِ ... همش چند روزه نمیام انجمنا !! ناظم دیو چی شد پس !! این یارو دارک نایت کیه ؟!!! ولم کن هاتی تو چی میگی آرمان !

من این حرفا حالیم نیست یا مرگ یا ناظم باتیستا !!


سینا: یا مرگ:4:

Jason
03-16-2009, 01:50 AM
داش جریان چیه همتون عکس ابول رو رو در و دیوار انجمن زدین؟
رفته؟
من فردا بش زنگ میزنم میارمش واستون...
رو حرفه من حرف نمیزنه...
منو ابول از بچگی با هم بزرگ شدیم...[hr]


من نمی دونم ترقه بازی چه لذتی داره... اتیش بازی حرفه ایی زیباست... ولی این که ترقه بندازی جلو پای دختر همسایه که جیغ بزنه تا تو حال کنی, بیماریه!



عزیزم ما ایرانیا همه یه جور مریضیم
ما هم قراره زاهدانو ببریم فضا
بچه ها از همین الان رفتن یه کیسه اهک گرفتن

H H H
03-16-2009, 10:51 AM
داش جریان چیه همتون عکس ابول رو رو در و دیوار انجمن زدین؟
رفته؟
من فردا بش زنگ میزنم میارمش واستون...
رو حرفه من حرف نمیزنه...
منو ابول از بچگی با هم بزرگ شدیم...[hr]


من نمی دونم ترقه بازی چه لذتی داره... اتیش بازی حرفه ایی زیباست... ولی این که ترقه بندازی جلو پای دختر همسایه که جیغ بزنه تا تو حال کنی, بیماریه!



عزیزم ما ایرانیا همه یه جور مریضیم
ما هم قراره زاهدانو ببریم فضا
بچه ها از همین الان رفتن یه کیسه اهک گرفتن


محمد عمرا بتونی برگردونیش!!!
دستور رفتنش از بالا اومده.

legendarp
03-16-2009, 02:21 PM
بابا مردم یه فیلم می بینن جو گیر می شن . بنده خدا این داش دالتون ما هم تازه فیلم شوالیه سیاه رو دیده جو گیر شده فکر کرده چه خبره نمی دونه ....................
-------------------------
آخه کچل من گفتم از این کارها می کردیم نگفتم می کنیم الان بنده موقع آتیش بازی که می شه می رم نماز شب می خونم ، دعا مجیر ، دعای جوشن کبیر ، میریم امام زاده
دیگه مردم رو اذیت کردن حال نمی ده چون فحشت می دن و دنبالت می کنن می ریم اموات رو اذیت می کنیم اونا دستشون از دنیا کوتاه هیچ کاری نمی تونن بکنن اکید می زینیم نارنجک
--------------------------
نه شوخی کردم از این به بعد این لیگ مارپله رو واسه ایام عید توی خونه راه انداخیتم به صورت تیمی و دو حذفی هست میاین خونمون بازی می کنیم هنوز توی ثبت نام هستیم فعلا لیگ شروع نشده .
-------------------------
معین کجایی تو که همش نیستی
--------------------
به یاد ابولی امسال می خوام پست عید رو طوفانی بدم تا خودش هم اومد حال کنه .
-----------------------------
دیدین محمود رفته بود کردستان ، کردا شعار می دادن
محمود دوست داریم
احمدی نژاد دوست داریم
بیا اینم وضع مر دم میخواین خاتمی انصراف نده بیا بعد می گن زندگی کن
------------------------
خدا رو شکر که ما سربازی رو توی هفت تپه اهواز گزروندیم وگرنه الان بدبخت بودیم بریم دنبال ویزا بریم خارج از این کشور فرار کنیم 4 سال دیگه فکر کنم اگر بخوای بخوابی هم باید پولش رو بدی

Hamid
03-16-2009, 08:41 PM
امروز رییس جمهور و به قول ابوالفضل احمدی نجاد!! اومده بود استان کردستان
البته شهر ما نیومده بود! رفته بود سنندج! فقط وزیر صنایع و معادن اومده بود بیجار!

The Shadow
03-16-2009, 08:55 PM
اصلا چهارشنبه سوری به چهارشنبه سوزی تبدیل شده.این چند روز هر کانالی میزنیم حالمون از تلویزیون بهم می خوره یا دستش قطع شده یا پاش یا کی...ش :11:اه ببخشید.اصلا چرا سنت قدیم رو استفاده نکنند.از رو آتیش میپریدن,شعر معروف چهارشنبه سوری میخوندند و ... .

J-J
03-16-2009, 08:56 PM
دیدین محمود رفته بود کردستان ، کردا شعار می دادن
محمود دوست داریم
احمدی نژاد دوست داریم
بیا اینم وضع مر دم میخواین خاتمی انصراف نده بیا بعد می گن زندگی کن
اگه به منم ناهار ميدادن و واسم اتوبوس رفت و بر گشت مي گرفتن همين كارارو مي كردم
ولي واسه خاتمي بدون اين كارا تو شيراز 10 هزار نفر اومدن

Ħ д † ε Ð
03-16-2009, 08:57 PM
خوب معلومه طرف مریضه.
4 تا فحش بده آدم میشن.
بچه ها هیج جا نرید ما روز چارشنبه سوری برنامه ویژه ای داریم.

sina_2026
03-16-2009, 09:13 PM
آقا ما امروز رفته بودیم پاساژ ایرانیان خرید کنیم .
یه احمق بی شعور از اون بالا هر 2 دقیقه یک بار سیگارت و کپسول میزد . دفعه ی سوم تمام پاساژ مادر و خواهر و پدر پسر رو مورد لطف الهی قرار دادن . :9:
آخه احمق بی شعور چرا میری تو فضای بسته سیگارت میزنی ؟؟؟ :17:
به نظر شما این مریضی نیست ؟؟؟:21:

legendarp
03-16-2009, 09:43 PM
آقا پاساژ ایرانیان کجا
یه پاساژ ایرانیان هست توی امام زاده حسن که قط توش لباس می فروشند و یه پاساژ ایرن هست توی ولیعصر که لوازم کامپیوتری هست ولی همه می گن پاساژ ایران کدوم رفته بودی جیگر؟
---------------------------------------------------------
خوب خیلی سخته که این پست رو دارم می نویسم و حقش بود ابولی بود و خودش می نوشت ولی نمی دونم شاید به احتما زیاد بعد از عید ببینیمش ولی کسی چه می دونه ؟!؟
---------------------------------
خوب این پست رو به عشق بازگشت ابولی به انجم می نویسم تا خاطراتش رو همیشه زنده نگه داریم
------------------------------
خوب عید شده و نزدیکای عید همه در تکاپو هستین
یکی دنبال لباس می دوه یکی دنبال شلوار می دوه یکی می خواد کفش بخره از همه جالب تر یکی هیچی نمی خره مثل من ..........
یکی تو فکر گرون کردن جناسهاش هست و پیش خودش می ** مردم همه سر کارهستن و الانم دم عید و عیدی رو گرفتن و زدن تو رگ پس دارن بخرن ما هم که گرون کنیم طرف پیش خودش می ** حالا که دارم می خرم ولی نمی دئنه که دارن سرش رو با پنبه می برن حالا
-------------------------------------
یکی هم مثل من دختر خونه است و باید همه کار بکنه . پرده در بیاره بره بشوره و بعد بره دوباره بزنه پشت شیشه . شیشه پاک کنه . فرش بشوره اینم عکسش

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

البته عکس کارهای دیگه موجود نبود بزارم وگرنه می زاشتم
------------------------------
یکی هم مثل ابولی الان داره کیک می زنه واسه مردم نمی دونم کاش بود حداقل با هم می خندیدیم به معین تنهایی زیاد حال نمی ده
---------------
معین رو بگم اوه اوه دوهفت پیش زنگ زدم مامانش گفت خونه نیس بیرونه دیدم SMS داده می ** من خرید عید اومدم .
خلاصه همه سرمایه دارها
داش معین دست ما رو هم بگیر بکن تو دماغت خیلی دلم تنگ شده الان ابولی بگه معین رایتر و هادی لگن تو آب چه دورانی بود
-------------------
آره داشتم می گفتم هرکی تو کار خودش هست . در همین راستا من خاطرات فراوانی دارم ولی نمی ودمن کدوم رو بگم البت خاطرات ما به قدرت خاطرات ابولی نیست ولی هر لحظه هم واسه ما خاطره است
-------------
همین منه بدبهت ذلیلی که دارین می ببینین همیشه خدا دم عید یه بلای اساسی سر من میاد مثلا 2سالپیش عید بود من شهید شدم یه هفته مونده بود رفتیم سالن فوتبال و از اونجایی که بنده هم باتیستوتا هستیم با تعداد گل بیشتر از بقیه دوستان و بردهای پی در پی نگو تیم حریف قصذ غربت کرده بود تا من رو که هسته تیم به حساب می اومد م رو از میدون به در کنه .

در همین راستای اهداف انقلابشون یکی از دوستان که ستون پنجم حریف به حساب می اومد اومد گفت داش هادی حواست رو جمع کن همه می خوان بکشنت گفتم یعنی چی ؟
گفت بنده خدا حبر نداری نیست تو داری اذیتشون می کنی می خوان بفرستنت تعطیلات منم گفتم از مادر زاده نشده ولی مثل اینکه شده بود . آقا تیم ما اومد توی زمین و من با یک حرکت انتحاری تمام اهدافشون رو نقش بر آب کردم چه کردم ؟ رفتم و

وایسادم دروازه البت ما نقش خیلی موثری زمانی در دروازه بانی داشتیم به ما چیلاورت هم نیز می گفتند
خلاصه ما در دروازه بودیم و هیچ توپی از خط دروازه نمی گذشت دیگه همشون خسته شده بودن و توی آخرین حمله از قصد توپی ک توی ست من بود رو شوت کردن و این شد که انگشت سبابه دست راستم ( همونی که می کنیم تو دماغ) رو ناکار کردند البت

من کم نیاوردم و تا آخرش توی بازی بودم و بازی رو بردیم ولی بعدش یه نگاه به انگشت کردم دیدم باد کرده شده اندازه مچ پای معین. دیگه ترسیدم و رفتیم دکتر به همراه پدرم دکتر گفت چیزی نیست ضربه سخت خرده ولی چون انگشته باید گچ گرفته بشه تا تکون نخوره منم مونده بودم اگر گچ بگیره پس کی دیگه پله های ترقی رو تی بکشه .
بابام بهم گفت دکتر ما بریم آتل بگیریم بیایم از دارو خونه دکی هم گفت باشه برین . بابام اومد بیرون بهم گفت بشین تو ماشین

گفتم پدرم یعنی چی بشین تو ماشین داروخونه ایناهاش زیر درمانگاه هست بیا همینجا گچش بگیر اذیتمون نکن گفت بشین زر نزن تو نمی فهمی می ریم خونه برات گچ می گیرم.
از اونجایی که من در دوران جوانی ورزشکار حرفه ای رزمی بودم همیشه یه جایی از بدنم به مدت طولانی تو گچ بود و توی خونه ی ما هم معدن گچ معمولی و فایبرگلاس هست هنوزم داریم یه عالمه .
خلاصه اومدیم خونه پدرم یه گچ درست کردو پیچید دور انگت دستم و البت باید بگم گچش متحرک بود و من راحت نماز می خوندم

هر وقت لازم نداشتم از دستم در می آوردم و می زاشتم روی اوپن و هر وقت می خواستم برم بیرون و یا لازم می شد می کردم دستم . در همین راستا من گچهای زیادی رو از بین بردم . یکیش داشتم با دوستم حرف می زدم اومدم اشاره کنم به یه جا دستم رو با سرعت آوردم گچ از دستم پرت شد تو جوب . یه بار سر کلاس یکی از بچه ها می خواست زنگ فیزیک رو بپیچونه از من گچ دسنم رو قرض گرفت ولی دیگه نداد و بابام یه گچ دیگه درست کرد . خلاصه ما او گچ داستانها داشتیم تا امتحانات خرداد هم من با

این گچ کلاس می پیچوندم . بگذریم بالاخره خوب شد . این از پیارسال .

سال قبلش هم دقیقا یک هفته مونده به عید آبله مرغون گرفتم وحشتناک . اینقدر وحشتناک که کارم به اتاق مراقبتهای ویژه کشید . توی نای و لوله های تنفسی و توی چشم و توی سرم و همی بدنم جوش زده بود دکتره می گفت من تا حالا یه همچین چیزی ندیدم منم توی همون حال به دکتره گفتم بالاخره دکتر هر کس یه عقب موندگی هایی داره تو خودت رو ناراحت نکن . بگذریم

سال قبلش اتفاق خاصی نیوفتاد ولی سال قبل ترش من دوباره یه هفته مونده به عید سرخک گرفتم بازم وحشتناک . خیلی بد بود هرکی می دید می گفت این می میره . بگذریم

حالا نمی دونم من پارسال اتفاق خاصی برام نیوفتاه و امسال تا الان که اینجا نشستم اتفاق خاصی نیوفتاده و هنوز تا عید چند روز مونده و احتمال اتفاق بد واسه من افتد رسیده به 90 در صد و من الان خیلی مواظبم
------------------------------------------
از خاطرات در کردن بگذریم امروز شاهد حضور حماسه ساز داش محمود در عرصه استان کردستان بودیم و خیلی جالب بود من که از خنده مرده بودم یه مشت ملت خر
---------------------
خوب نمی دونم این پست رو تا حالا گزاشته بودم یا نه ولی این صلیب رو توی میدون آزادی توجه کنید چیز خوبی هست واسه تمدد اعصاب
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
---------------------------------------------
می خواستم پست عید امسال رو خودم بزارم ولی یه ندایی از اولش همش تو دلم گفت نزار که ابولی بر می گرده و خودش می زاره به همین دلیل من تا روز عید صبر می کنم و بعد اگر خبری از داداش بزرگه دالتون نشد یه پست حماسی می زاریم
-----------------------------------
فعلا موفق باشید
منتظر قسمت بعدی دالتونها به زودی باشید
ازهمه بیشتر واسه بازگشت داداش دالتون ابولی دعا کنید
یا حق

sina_2026
03-16-2009, 10:03 PM
توی ولیعصر
-------------------------------------------------------------
آقا هادی اگه به خودت تلقین کنی که یه اتفاق بدی برات می افته حتما بلا سرت میاد . ولی اگه به خودت بگی من سالم و سر حال می مونم هیچ اتفاقی برات نمی افته .
------------------------------------------------------------------
عکس میدون آزادی رو هم قبلا گذاشته بودی .

legendarp
03-17-2009, 04:14 PM
توی ولیعصر
-------------------------------------------------------------
آقا هادی

اگه ولیعصر رفتی که اون پاساژ ایرانه
--------------------
آقا هادی نمی شناسم به قول برو بچ
هادی ، داش هادی ، هادی دالتون ، لگن تو آب
اینا رو می شناسم راحت باش
-------------------------
قسمت سوم دالتونها به زودی
دارم هماهنگ می کنم یه روز هفته رو از این بعد این سریال به صورت زنده پخش بشه

undertaker
03-17-2009, 04:29 PM
امشب چهارشنبه سوریه. برید حسابی حال کنید و خوش باشید فقط مواظب هم باشید که اتفاق بدی براتون نیوفته که اون وقت مجبورم یکی یک تومبستون بهتون بزنم:4:

Ð-i-R-Ť-Y
03-17-2009, 05:10 PM
آقا هادی چقدر شبیه تیکر شدی :55:
اون عکس دومی رو هم قبلا گزاشته بودی .

R . I . P
03-17-2009, 06:19 PM
ماشاالله چهارتا چهارتا هم دیش دارن :4: ما دو تا دیش میخوایم بذاریم از ترس همسایه ها رفتیم اتاقک درست کردیم کسی نبینه ..

حالا میگم همسایه ها فکر نکنین از این همسایه های معمولین ها ... یه همسایه داریم کلاً شب ها بیدارن و روز ها خوابن ... ولی امان از دست همسایه های فضول ... اخ اخ اخ خدا نیاره برای کسی ، من کارنامه دانشگاه آزادم اومده بود در خونمون مامور پستچی لای در گذاشته بود بعد که من اومدم پاکت رو گرفتم دیدم قشنگ پاره شدس یکی نتیجه رو خونده اومده دوباره گذاشته سر جاش ...

الان که دارم پست میدم هر 3 دیقه یه بار یکی کپسول میندازه میره !!! خونمون کمربندیه با سر خط 3 متر فاصله داره هی موتوری رد میشه یه چیز پرت میکنه

هادی داستان دالتون رو ادامه بده که اساساً باهاش حال میکنم ، یه چند تا دیــوا میوا هم قاطیش کن بچه ها جون بگیرن:4:

Ħ д † ε Ð
03-17-2009, 06:26 PM
:55:
:55:تو محلشون هم میدونن اذیت کردن این معین چه حالی میده.:55:
:55:

legendarp
03-18-2009, 01:06 AM
اول بزار بابا من که گفتم آقا هادی نمی شناسم
----------------------------
چاکر داش تیمر باید بیاد لنگ بندازه
----------------------------
می خواستم اول بازگشت دلیرانه این سرباز جان بر کف این ملت همیشه حاضر در صحنه رو تبریک بگم
باز گشت با افتخار و جاودانه داش مجید سوزوکی ( لشلی) از مکه رو
داداشی یه چندتا از اون مهر های مشهد رو بردار بیار سوغات بده به ما
--------------------------------------
دهن سروری مگه دارم داستان س22ک22س22ی می نویسم که می گی **** قاطیش کن قرار مشکلات جامعه رو در قالب ابن داستان بیان کنم و یه خرده طنز باشه در ضمن این داداش بالایی راست می **
خداییش مردم هم فهمیدن اذیت کردن تو خیلی حال می ده
تازه می خوام حامد رو هم بیار توی دالتون ها نقش کلانتر خالی بود می دیم بهش بره حال کنه پیش فامیلاشون کلاس بزاره
---------------------------------------
آقا امروز که 4 شنبه سوری بود من می خواستم هیچ کاری نکنم داشتم آهنگ گوش می کردم پسر عمه ام اومد بالا گفت بریم بالا پشت بوم از اونجا به هم شبیه خون می زدیم با کپسولی و دینامیتی خیلی حال داد از خنده مردیم دیگه خداییش ته خنده بود
الحمد دالله همه سالم موندن و هیشکی هیچیش نشد
----------------------------
جای ابولی خالی به یاد ابولی و معین و سینا و هرکی که می شناختم نخ سوزن هامون و حامد یه 10 تایی آبشاری بالا پشت بوم ردیف کردم روشن کردم خیلی حال داد همه محل جمع شده بودن نگاه می کردن
کل کاربیت هم امسال داشتیم
------------------------------
الان سینا دالتون میاد می ** خجالت بکش بی جنبه
داش سینا همش مفت بود اگر بگی یه دونه یه قرونی خرج کردم نکردم مفت بود زدیم التماسمون می کردن بزن هادی باور کن
------------------------
به خدا با بسم الله انقلاب خونین رو شروع کردیم
-----------------------
موفق باشین یا حق

only batista
03-18-2009, 01:35 AM
داش هادی مرد مومن من اون کاره سی دی اموزشی رو واسه همین ترم می خواستمااااا.فدات شم الان سال ها می گذره هنوز داری واسه من فتوشاپ رو تکمیل می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!ان شاالله به دست نواد گانم می رسه.

legendarp
03-18-2009, 12:36 PM
نه بابا نصفه بیشتر رو زدم امشب یه عکس کامل ازش برات می زارم تو یام خصوصیت
----------------------
شرمنده دیگه

The Shadow
03-18-2009, 01:10 PM
آقا چهارشنبه سوری چه خبر بود ؟؟؟؟
ما که تو اصفهان کاری نکردیم.خبری هم نبود.مثل روزهای معمولی.تهران چطور بود ؟؟؟

HaMo0n
03-18-2009, 01:51 PM
اینجا شده بود میدان جنگ هر صدایی که بگی میمومد تا 1 شب آسایش نداشتیم
دقیقا یاد 8 سال دفاع مقدس افتادم با معین عراقی چه کارا که نمیکردیم

Omid.Taker
03-18-2009, 01:53 PM
بابا ماكه تو كرج دق مرگ شديم من چون 2 سال پيش دستم تو 4 شنبه سوري سوخت 2 ساله بوسيدم گذاشتم كنار اما من 4شنبه سوري امسال مثل سال هاي ديگه نبود بلكه بدتر بود :4:

باباي

Ð-i-R-Ť-Y
03-18-2009, 02:07 PM
این جا هیچ خبری نبودش !
عوضیا تو ******* میگفتن برین چهار راه نظام آباد بگید ما هــــــ ســ تیم !
خلاصه بگیر بگیر بود دیشب این جا , اصلا حال نداد ...
ولی کلی رقصیدیم دیشب :4:

The Shadow
03-18-2009, 04:27 PM
آرمان جون ما هم هم محلیت هستیم.من هر سال نارمک بودم و میدونم که اونجا چه خبره.یه ماشین میاد (مثلا پیکان 1 میلیونی )اونوقت روش 5 میلیون سیستم انداخته:11: . فقط هم بزن و برخص. یادش بخیر :10:

The Last Outlaw
03-18-2009, 05:37 PM
طرف ما(جنت آباد) نسبت به سالهاي قبل كتر بود و موقع بازي پرسپوليس هم كلا تعطيل شد.
البته گويا اراذل منطقه به پارك نزديك خونمون رفته بودن و اونجا رو مورد هدف قرار داده بودن!:24:

The Shadow
03-18-2009, 06:08 PM
راستی بروبچ دیشب ساعت حدودای 20 شبکه ی تهران رو دیدید ؟؟؟
آذربایجان رو نشون میداد که پسره تو خونشون که از این کلنگی ها بوده نارنجک میساخته که منفجر شده و دو طبقه خراب شده و اومده پایین.پسره زنده بود ولی مومیاییش کرده بودند.

erfan fcbarca
03-18-2009, 11:22 PM
سلام به همه دوستان گلم در ایران دبلیو دبلیو ای
امیدوارم حالتون خوب باشه ... یه خبر درباره ی خودم بدم و برم :4:

اگه خدا قبول کنه و بطلبه ، شنبه صبح عازم مدینه مسجد النبی هستیم ... پیش پیامبری که انقدر تلاش کرد تا تونست دین اسلام رو به ما معرفی کنه ...دل توی دلم نیست و خیلی خوشحالم
در مکه حتما بیاد شما دوستان عزیزم هستم و برای همتون طلب عاقبت به خیری دارم . امیدوارم خوبی و بدی از من دیدید حتما منو حلال کنید و اگه یوقتی یه اتفاقی افتاد که از من چیزی به دل گرفتید ، امیدوارم منو ببخشید و بزارید به حساب عزیز بودنتون نزد من ...

دوستتون دارم ... خدا نگهدار

Ħ д † ε Ð
03-18-2009, 11:30 PM
ما رو هم دعا کنید

The Legacy
03-19-2009, 09:47 AM
يادت نره منم دعا كني ها !!!!!!!!!!!!
:34:
سفر بخير :4:

MaJiD HetFieLd
03-19-2009, 04:05 PM
سلام خدمت همه دوستان گل

بالآخره من برگشتم.توی این دو هفته ای که از انجمن دور بودم واقعا پر میزدم واسه اینجا،خوب قصد دارم یه کوچولو از سفرم رو اینجا بنویسم که امیدوارم خوشتون بیاد،گرچه باید کتاب نوشت از خانه خدا ولی خوب من در همین حد واستون مینویسم.

اول از همه بگم که واقعا مملکت ت*خ*م*ی داریم.

5 شنبه 15 اسفند همه اماده رفتن به فرودگاه بودیم که از آزانس زنگ زدن که مادرتون نمیتونه بیاد و ویزاش درست نیست اما 6 نفرتون میتونین بیاین((ما قرار بود با خواهرم و شوهرش و یکی دیگه از خواهرم با پسرش و خودم و پدر مادرم که در کل 7 نفر میشدیم بریم به مدینه و مکه))که با این تماس تلفنی ریدمان شد به حال هممون،دیگه بگذریم که رفتیم سازمان حج و زیارت که هیچی به هیچی.

بابام هم تریپ لیلی و مجنون برداشت و گفت من و مامانتون نمیایم و شماها برین من میمونم تا ویزای مامان بیاد و باهاش میام،که مدیر کاروانمون گفت نه آقای آقاپور شما بیاین اتفاقا 37 نفر دیگه هم ویزاهاشون نیومده از جمله معاون کاروان و روحانی کاروان و یا با پرواز امروز میان یا با پرواز فردا صبح و نگران نباشین،بابای ما هم قبول کرد و ما راهی فرودگاه شدیم و با توجه به ت*خ*م*ی بودن پروازهای کشورمون که قرار بود ساعت 2 پرواز کنیم ساعت 6 راه افتادیم و پرواز کردیم.

ورود به کشور عربستان کشوری که هیچی از خودش نداره

ورود به فرودگاه مدینه منوره

والا قبل از اینکه ما بیایم عربستان به ما گفته بودن که رفتار عربها با ایرانیها خیلی بده و تبلیغات خیلی منفی کرده بودن به طوری که من استنباطم این بود که به نهگام ورود به فرودگاه ابتدا میان میگن بکشین پایین حالا دوتا بشید و خشک و خشک .... و من آماده شده بودم تا کمربندم رو باز کنم که دیدم نخیر از این خبرها نیست و رفتار بسیار خوبی داشتن و تمام پرسنل خیلی متین و با لبخد از ما استقبال کردن،بسیار خوش لباس بودن و تماموشن لباسهای اتو کشیده با کراوات صورت های سه تیغ کرده و بعضیهاشون هم از این ریشهای اوا خواهری گذاشته بودن.
هیچی آقا کارهای ورودمون انجام شد و مهر دخول((ورود)) روی پاسپورتهامون زده شد و وارد خاک مدینه شدیم و تا چشمم افتاد به پارکینگ فرودگاه یه لحظه فکر کردم دارم بازی NEED FOR SPEED UNDER COVER رو بازی میکنم،تمام ماشینها مدل بالا و اکثر ماشینها هم ماشینهای امریکایی بودن و یه ماشین ساخت خود عربستان نمیدیدید اکثر ماشینها شورولت،فورد،مرکوری،لینکول ن،سول،سوبرا،تویوتا و ... بود.
سوار اتوبوس شدیم و راهی هتل شدیم،هتلمون هم 4 ستاره بود و هتل بسیار عالی و تمیزی بود و در مقایسه با هتلهای ایران بسیار تمیزتر و پیشرفته تر بود.تمام پرسنلش هم بنگلادشی یا هندی بودن.و تنها چیزی که دهنم رو سرویس کرده بو د توالتهای فرنگی بود که واقها دستشویی توش زجر آور بود. یه استراحت مختصری کردیم و به پیشنهاد مدیر کاروان دسته جمعی راهی حرم مطهر حضرت محمد(ص) شدیم.واقعا زیبا بود این حرم که واقع در مسجد النبی بود که من تا حالا تو عمرم مسجد به این زیبایی،تمیزی،پیشرفته ندیده بودم ولی هیف که دست این وهابی های عوضی بود،اگه شمارو توی شهر مدینه ول کنن و ندونید اینجا مدینس عمرا بفهمید که حرم حضرت محمد(ص) و قبرستان بقیع توی این شهره،واقعا که حضرت محمد و دختر بزرگوارشون حضرت فاطمه(س) و امامان معصوم و ... واقعا غریب هستند توی این شهر.یه غربتی توش هست که تا توش نباشید نمیتونید بفهمید.
خلوتی اونجا هم از نکات بارز اونجا بود آخه ما سومین کاروان از ایران بودیم که راهی سفر حج شده بودیم.اولین کاروان ایران ار مشهد بود دومیش از تهران و سومیش ما بودیم از اصفهان و واسه همین بسیار خلوت بود.
این عکسهارو ببینید تا متوجه بشید:

مدینه1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مدینه 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قبر حضرت فاطمه که اصلا معلوم نیست کجاست و سه تا مکان واسش مشخص شده که یکی از این سه نقطه هست،قبرستان بقیع که نه حرم و بارگاهی داره و نه چیزی و واقعا آدم دلش خون میشه وقتی قبرستان بقیع رو نگاه میکنه،زبونم لال مثل قبرستانهای خودمون میمونه با این تفاوت که ما روی قبر رفتگانمون یه سنگ میذاریم و اسم طرف رو مینویسیم و عکس ولی این قبرستان پاک و مطهر هیچ کدوم از اینها رو نداره و با دست قبر معصومین رو نشون ما میدادن که من اخرش نفهمیدم قبر امام صادق کدومه یا قبر امام زین العابدین کدومه.

اینم تعدادی عکی از قبرستان مطهر و غریب بقیع

بقیع 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) بقیع 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) بقیع 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

توی عکس دوم اون قبر بزرگی که میبینید قبر حضرت ام البنی یکی از همسران حضرت علی هست به همراه فرزندانش((ام البنی همسر حضرت علی و مادر حضرت ابوالفضل هستند))

3 تا افغانی هم اونجا بودن که به 4 زبون فارسی،عربی؛هندی و یه زبون دیگه مسلط بودن و بر علیه امامان معصوم و دین شیعه تبلیغات منفی میکردن و میگفتن چرا بیخودی واسه امامها درد و دل میکنید؟چرا به خود خدا نمیگین؟مگه امامها فارسی بلدن حرف بزنن؟مگه شماها رو میشناسن؟به خدا بگین حاجتهاتون رو چون خدا هم فارسی بلده هم شماها رو میشناسه.کلا دری وری میگفتن و کسانی که شیعه بودن اصلا پای حرفهای اینا نمی ایستادن و فقط سونیها ذوق میکردن.
و اما حرم حضرت محمد(ص).تنها دلیلی که حرم حضرت محمد(ص) تا الآن خراب نشده اینه که قبر عمر لعنت شده و ابوبکر عوضی در کنار قبر مطهر حضرت محمد(ص) قرار داره و توی یه ذریح به صورت مشترک قرار داده شده.ذریح هم کامل با ضریح های دیگه فرق داره.و اگه بهتون نگن اینجا قبر حضرت محمد(ص) هست نمیفهمین چون حالت فرفوزه شده و دورتا دورش رو قفسه های قرآن گذاشتن و زیاد نمیشه فهمید اینجا ذریحه.

این عکس کاملا مشخص میکنه منظور من رو

درب خانه زاها(س) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

البته این عکس درب خانه زهرا است وا نمیگذارن کسی نزدیک بشه و کل ذریح به این شکله و شما با نیم میتر فاصله میتونید ببینید و نمیتونید دست بهش بکشید و پلیسها اجازه نمیدن بهتون،این عکس رو هم قاچاقی انداختم.
اگه جلو ذریح بایستید و دستاتون رو به حالت دعا کردن بگیرید اون ماموری که اونجا ایستاده بهتون تذکر میده که دستات رو بیار پایین و تو دلت دعا کن و اگه کتابی رو باز کردی و بخوای زیارت بخونی بهتون تذکر میدن که کتاب رو ببندی و اگه هم بخوای کله شق بازی در میاری کتک به قصد کشت.
توی قبرستان بقیع هم اگه زیارت نامه رو بلند بخونی اونجا هم کتکت میزنن و بفهمن شیعه هستید آزار و اذیت.اونا اعتقاد دارن که شیعه ها قبر پرستن و قبر پرستی میکنن.

از این چیزها بگذریم نمازشون رو واستون بگم که واقعا یه نماز غلط و من درآری میخونن که الهی به کمرشون بزنه.درسته که خیلی مقید هستن که نماز با ید اول وقت خونده بشه ولی اصلا نماز درستی نیست.
وقتی که صدای اذان میاد تمام مغازه ها بسته میشه،البته همشون نه بخاطر اقامه نماز بلکه ترس از پلیس.چونکه اونجا باز بودن مغازه در هنگام اقامه نماز جرم محسوب میشه.خیلیهاشون تا اذان میشد کرکره ها رو میدادن پایین و توی خود مغازه میموندن،حالا تو مغازه چاکار میکردن رو خدا میدونه.حالا چطوری بود جریان نمیاز؟

این دیوانه ها روزی 5 نوبت نماز به کمرشون میزدن:نماز صبح،میرفتن خونه هاشون تا نماز ظهر.نماز ظهر رو میخوندن میرفتن خونه هاشون و 3 ساعت بعدش عصر میشد و اذان عصرو میگفتن نماز عصر و میخوندن میرفتن خونه هاشون و حدودا 3 ساعت بعدش اذان نماز مغرب و بعد نماز و خونه هاشون و 3 ساعت فک کنم بعدش نماز عشاء.این بود نماز خوندن این سونیها.حالا اذانشون چطوری بود؟اذان رو میگفتن و 20 دقیقه بعدش اقامه رو میگفتن و نماز رو سراسر غلط میخوندن.بعد از اتمام نماز نماز میت میخوندن.

حالا چطوری بود نمازشون؟پاهاشون رو اندازه عرض شونه هاشون باز میکردن و دستهاشون رو روی هم میذاشتن.بسم الله الرحمن الرحیم نمیگفتن.تا سوره حمد تمام میشد و میگفت ولضالین یهو همشون با هم میگفتن آمین((انگار نماز دعاست))قنوت نداشتن،به جای سوره توحید از سوره های تویل استفاده میکردن که یوقت میدیدید 10 دقیقه یه سوره رو میخوند،و موارد دیگه.

وضو گرفتنشون که ته خنده بود.کاملا بر عکس ما بود و اخر دری وری بود.صورت رو که کلا میشستن انگار تو حمام هستن،دست چپ رو اول میشستن بعد دست راست و بر عکس ما از پایین به بالا میکشیدن و یا زیر شیر آب میگرفتن و میشستن.مسح سرو که بیا و ببین کل سرو با دست مسح میکشیدن که انگار سرو داره میشوره و اما خنده دار ترین جای وضوشون مسح پاهاشون بود اگه پارو میگرفتن زیر شیر آب و تا زانو میشستن،حالا اگه یارو دیرش بود و وقت نداشت و جوراب پاش بود همینطوری روی جوراب میکشید و میرفت.جالب اینجا بود که اگه مثلا وضو میگرفتن و میومدن تو مسجد و خوابشون میبرد و موقع نماز بیدار میشدن بازم نمازشون رو با همون وضوی باطل شده میخوندن.
یه چندتا سرباز هم از پستهاشون اومده بودن و به نماز نرسیده بودن که خودشون داشتن جماعت میخوندن و اون کسی که به اصطلاح پیش نماز شده بود با پوتین نماز میخوند.

یه چیز دیگه اینکه اعتقاد داشتن اگه کسی از وسط نمازشون رد بشه نمازشون ثواب نداره،منم نمیدونستم.روز اولی که توی مسجد النبی بودیم داشتیم میرفتیم یهو از وسط نماز یکیشون اومدم عبور کنم که همونطور که دست به سینه بود یهو دستش رو زد تخت سینه من.که من تخ*مام اومد دم گلوم و پاپیون زیبایی نقش بست که بعدا فهمیدم اینا اعتقاد دارن نباید از وسط نمازشون رد بشی.

دیگه خودتون حساب کنید این نماز که به کمرشون میزدن قبول بوده یا نه؟

ولی یک چیزی رو نمیتونیم منکرشون بشیم و اون هم صوت زیبای تلاوت نمازو قرآنشون بود،واقعا اذانی که من توی مسجد النبی مدینه شنیدم هیچ جا نشنیده بودم و واقعا اذان گویی که اذان میگفت صوت زیبایی داشت و امام جماعتشون هم واقعا زیبا نماز رو میخوند و صوت جمیل و زیبایی داشت ولی واقعا هیف و صد هیف که این صوت رو اینا دارن،مثلا امام جماعتشون توی یکی از خطبه هاش گفته بود که من افتخار میکنم که 15 ساله دارم توی این مسجد نماز میخونم و یک بار نشده به قبر حضرت محمد(ص) سلام بدم.

خوب بگذریم و برسیم به بازارهاشون و خیابونهاشون.کاملا برگرفته شده از سبک ساختمانهای اوروپایی بود و توی ساختمانها و پاسازاشون از آجر و یا دیوارهای سیمانی استفاده نمیکردن،تمام ساختمانها از مرغوبترین و زیباترین سنگهای گرانیتی ساخته شده بود و نوع معماریشون هم همه اروپایی بود و ساختمانهای غول پیکر که انگار اومدی توی یه کشور غربی

این عکسهارو ببینید

مدینه 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مدینه 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

پلیسهاشون هم تیپ پلیسهای امریکایی رو داشتن و ماشینهاشون فورد بود و کپی پلیسهای امریکایی؛عقب و جلوش گارد داشت و جالبه که طراحی آرمشون هم مثل پلیسهای آمریکایی بود.

کنار خیابونهاشون مملو شده بود از مغازه های FAST FOOD و تمام غذاهای غربی.تمام کارکناشون هم غیر عرب بودن.گربه هم که بذار و برو.همینطوری گربه ها کنار خیابونها راه میرفتن و ترسی هم از انسان نداشتنو کسی هم ت*خ*م نداشت دستشون بزنه.

دخترهاشون هم بسیار زیبا بودن و خوش اندام.انگار باربی بودن.مانتوهای بلند چسبون میپوشیدن و این سینه ها و کمرهای باریکشون رو مینداختن توش و جنسش هم یه جوری بود که زیر نور آفتاب برق میزد و هیکلشون رو بیشتر نمایان میکرد و ثواب زیارت ما رو کم میکردن.حالا بعضیهاشون روبنده هم مینداختن و فقط چشماشون پیدا بود،لامصبها این چشمهاشون رو بسیار زیبا درست میکردن و یه خط چشمی میکشیدن و آرایشی میکردن چشمو ابروهاشون رو که ادم بیشتر تحریک میشد که ببینه اون زیر چیه و چه شکلیه و جوری راه میرفتن که سینه ها همچو مشک آب بالا و پایین میشد و آدم رو قیلی ویلی میکرد.استغفرالله.

و اما روز دوم اقامتمون بود که زنگ زدیم ایران و مامانم گفت اینا مارو مسخره کردن و حالا که ویزام اومده میگن بلیط نداریم،چند روز بعد زنگ زدیم میگن پرواز نداریم.بابای من هم قاطی کرده بود و رفت بعثه امام و دادش رو گذاشت روی هوا و گفت باید زن من بیاد و من از اینجا تکون نمیخورم تا زنم بیاد و انقدر داد زد تا راضی شدن بابام توی مدینه بمونه با خرج خود حج و زیرت تا مامانم بیاد.ما هم خوشحال بودیم.

دیگه موقع رفتم به شهر خدا مکه مکرمه محل تولد حضرت علی(ع) بود و وداع با مدینه.
واقعا شبهای مدینه زیبا و دیدنی بود و یه غربت عجیبی توش بود.واقعا نورپردازی قشنگی رود گلدسته های مسجد النبی بود که زیبایی اونجا رو چند برابر میکرد.

مسجد النبی 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مسجد النبی 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مسجد النبی 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

روز قبل از اینکه به طرف مکه راه بیوفتیم از بعثه یه آخوند لاشی واسه ما قرض گرفتن تا بیاد شرایط محرم شدن((حاجی شدن)) رو واسمون توضیح بده و از همان ابتدای ورودش جو رو بهم ریخت و گفت من از اصفهانیا یه خاطره بدی دارم و اصلا از اصفهان خوشم نمیاد و از اصفهانیا خوشم نمیاد و نمیدونستم شماها اصفهانی هستید و همه ریختن بهم و مردهای ما هم شورع کردن تیکه انداختن به حاج آقا یکی میگفت حاجی نکنه بچه گیهات اومدی اصفهان؛یکی میگفت حاجی انگشت تو جاییت کردن؟یکی میگفت حاجی انگار تنت میخاره و نزدیک بود حاجی با یکیشون درگیر بشه.و همین باعث شد تا حاجی ما رو بترسونه.
آخه هرکی بخواد حاجی بشه مردها باید لخت بشن و یه حوله دور کمر بندازن و یکی هم به بالا تنه 24 چیز فک کنم بهشون حروم میشه هم مردها هم خانمها از جمله اینکه نمیتونیم تو آیینه خودمون رو نگاه کنیم،قسم نباید بخوریبم؛بدن رو نباید چرب کنیم و ...و اگه از عمد یکی از این کارها رو انجام بدیم یه گوسفند باید کفاره بدیم و اگه طرف مرد باشه به زنش حروم میشه و اگه هم زن باشه به مردش حرام میشه و اگه هم مجرد دیگه نمیتونه ازدواج کنه ولی این آخوند لاشی میگفت چه سهوا انجام بده چه عمدا باید کفاره بده و همون حروم و حلالی و یه سری دیگه از این دری وریها که همه ترسیدن و گفتن ولش کن ما اصلا نمیخوایم حاجی بشیم و اینطوری انگار خیلی سخته.آخه حتما باید یه روحانی باشه تا کمک کنه و این اعمال رو انجام بدیم و ما هم روحانیمون نیامده بود.
فرداش یه روحانی دیگه واسمون قرض کردن که این روحانی 180 درجه با اون فرق میکرد((من کلا از آخوندها بدم میاد ولی این روحانی رو که دیدم نظرم عوض شد و فهمیدم که همشون مثل هم نیستن))آقا این به ما گفت اگه از عمد خطایی رو انجام بدی مشکلی نیست و همه مشکلات رو حال کرد و گفت من خودم باهاتون میام تا مکه و همتون رو محرم میکنم و نمیذارم مشکلی واستون پیش بیاد و ..... بنده خدا هم کاروان خودش رو که همه دانش آموز دختر بودن میدارید هم کاروان مارو.

سفر به سوی خانه خدا و انجام اعمال حاجی شدن

ساعت 6 بعد از ظهر نشستیم توی اتوبوس((مردها با حوله و خانمها و با مانتو و چادر سفید)) که فضای بسیار زیبایی شده بود و زیباترین لحظات زندگی.
نشستیم توی اتوبوس و حرکت کردیم به سوی مسجد شجره مسجدی که تمام امامهای معصوم توی این مسجد محرم شده بودن و ذکر لبیک رو گفته بودن.
وارد مسجد که شدیم هیشکی نبود((آخه ما اولین کاروان بودیم)) و یک ساعتی رو مشغول قرآن خوندن و نماز خوندن شدیم و حاج آقامون اومد و مردها رو جمع کرد و آماده گفتن زیباترین ذکر شدیم و اون هم ذکر لبیک بود:

لبیک اللهم لبیک،لبیک لا شریک لک لبیک،ان الحمد والنعمت لک والمک،لا شریک لک لبیک

و ما محرم شدیم و در هنگام گفتن ذکر لبیک همه داشتن گریه میکردن و بعدش هم اذان شد و واقعا مکان معنوی بود اونجا و انشاالله خدا قسمت تک تکتون بکنه و برید و لبیک رو بگید و ببینید چه فضایی داره.
ساعت 7 بود که نشستیم توی اتوبوس زنها عقب اتوبوس و مردها جلو.آخه اینجا دیگه زن و شوهر به هم حرام شده بودن و نمیتونستن دیگه باهم شیطونی کنن و به قول روحانیمون که به شوخی میگفت اینجا خانمها میتونن از آقایون یه تیکه طلا بگیرن و بقیه اعمال رو انجام بدن تا به شوهراشون حلال بشن.
خلاصه نشستیم توی اتوبوس و ساعت 12:30 رسیدیم به مکه و راهی هتل شدیم و وسایلمون رو گذاشتیم اونجا و ساعت 1 راهی خانه خدا شدیم.به ورودی حرم رسیدیم و آماده جهت رفتن رفتن به طرف خانه خدا و از یک مسیری راه افتادیم و حاجی میگفت همتون سراتون رو بندازین پایین تا خانه خدا رو نببینید و همه سرها پایین بود و مارو به یه مکانی برد و همه سرامون پایین بود و گفت سجده کنید و سه تا حاجتی رو که دارید توی دلتون بکنید که تا خونه خدارو دیدید برآورده میشه.خلاصه همه سرهامون پایین بود و سجده کردیم و همه گریمون گرفت و توی سجده با گریه همه حاجتهاشون رو میگفتن؛بعد از دو 3 دقیقه گفت خوب حالا بلند بشید و روبروتون رو نگاه کنید.
سرم رو که بالا آوردم جایی رو دیدم که همیشه یا عکسش رو دیده بودم یا از تلویزین دیده بودم ولی اینبار از نزدیک داشتم میدیدم.خانه خدارو دیدم.الله اکبر به این همه عظمت،این همه زیبایی،این همه شکوه .واقعا زیباترین لحظه عمرم بود ؛زیباترین مکانی بود که تا الآن توش قرار گرفتم و بی شک دیگه جایی به اون زیبایی و عظمت و شکوه هم قرار نمیگیرم.

خانه خدا 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) خانه خدا 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) خانه خدا 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) خانه خدا 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اصلا باورم نمیشد که دارم خونه خدارو از نزدیک میبینم باورش واقعا واسم مشکل بود.فقط داشتم گریه میکردم و نگاه و میخواستم پر بکشم و برم پرده های خونه خدا رو بگیرم و باهاش حرف بزنم.
انشاالله خدا قسمت همتون بکنه که برید و از نزدیک این شکوه و عظمت رو ببینید.الان که دارم مینویسم اشکام داره میریزه روی کیبورد.
خلاصه آماده شدیم جهت انجام طواف ((هفت دور تابیدن دور خانه خدا))از سنگ هجرالاسفد شروع کردیم به تابیدن هفت دور همراه با ذکر گفتن و پس از این هفت دور رفتیم پشت مقام حضرت ابراهیم(ع)

مقام ابراهیم(ع) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اون استوانه زرد رنگ مقام حضرت ابراهیم(ع) هست که جای پای حضرت ابراهیم توش هست که بعد از انجام طواف میرن اونجا و دو رکعت نماز طواف میخونن روایت هست که بهترین جای مسجد النبی همینجسات چون تمام امامان معصوممان اینجا نماز طواف خوانده اند.

حالا بگید توی طواف کیو دیدم؟بله دوستان فیروز کریمی رو دیدمش که با حوله و لباس احرام داشت دور خونه خدا طواف میکرد و من بهش سلام کردم و با خنده جواب سلامم رو داد.

و پشت مقام دو رکعت نماز طواف خوندیم و این مرحله هم تمام شد و رفیتیم واسه صفا و مروه محلی بین کوه صفا و کوه مروه که الآن دیگه ساخت و سازش کردن و واسش تاق گذاشتن و من کلا هنوز کامل داشتان ابنجا رو نمیدونم و فقط چیزی که تو ذهنمه اینه که این مکان یه بیابون بوده و حضرت هاجر((همسر حضرت ابراهیم(ع))) توی این برهوت با فرزند شیر خوارش((حضرت اسماعیل(ع))) تنها بوده و میخواسته واسه بچش آب بیاره و سراب میدیده و میدویده تا پای سراب و میدیده هیچی نیست و هفت مرتبه بین این دو کوه رو طی کرده واسه بدست اوردن آب که بقیش رو یادم نیست.و ما هم باید این مکان رو هفت مرتبه میرفتیم.این عمل رو انجام دادم و این مسیر طولانی رو هفت بار رفتیم و آمدیم و این مرحله از اعمال رو هم انجام دادیم.

اینم عکسهایی از مکان صفا و مروه:

صفا و مروه 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) صفا و مروه 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) صفا و مروه 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) صفا و مروه 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آماده عمل تقصیر شدیم.حالا عمل تقصیر چیه؟باید یکی از انگشتانمون رو ناخنش رو بچینیم و به تیکه هم از مو این عمل رو هم انجام دادیم آماده آخرین مرحله شدیم که طواف نساء بود و همون موقه نماز صبح شد و نماز صبح رو خوندیم و طواف نساء رو انجام دادیم و دو رکعت هم نماز خوندیم و دیگه حاجی شدیم و تمام اون مواردی که بر ما حرام شده بود به ما حلال شد و تمام زن و شوهر ها به هم حلال شدن.
وای دوستان نمیدونیم که لحظه به لحظه انجام این اعمال سراسر زیبایی و شور و شوق بود و روایتی هست که وقتی انسان محرم میشه و این اعمال رو انجام میده تمام گناهاش میریزه و مثل بچه ای میشه تازه از دل مادر متولد شده.

این هم عکسی از بنده حقیر در لباس احرام پس از انجام اعمال احرام که حاجی شدیم.دیگه اینجا نشد موهامون رو سیخ سیخی کنیم و خواهرام گفتن زشته یه امشب رو موهاتو دست نزن.

حاج مجید لشلی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بازم هم انشنالله خدا قسمت همتون بکنه و برید و این اعمال رو انجام بدید.

بعد از انجام اعمال راهی هتل شدیم و خواب توپی رفتیم.

و به پاس تشکر از این روجانی خوب و زیبا و مهربان همه پول گذاشتن روی هم و دو جفت گوشواره واسه دوقلوهای حاج آقا خریدن و یه متن تشکر هم واسش نوشتن و امضا کردن و به بعثه دادن.

خوب از شهر مکه واستون بگم.این شهر بر خلاف شهر مدینه که بسیار هموار و صاف بود شهر مکه روی کوه ساخته شده بود.بسیار حرفه ای و زیبا کوه ها رو تخریب کرده بودن و هتلهای مجلل ساخته بودن.
عیب بزرگی که داشت وجود هتلهای ملک فهد پادشاه عربستان بود که نمای خانه خدا رو به هم زده بود.به طوری که اگه برید توی غار حراء یه شکافی هست و از اون شکاه که بیرون رو نگاه کنید خانه خدا رو میبینید که متاسفانه با ساخت این هتلها دیگه خانه خدارو نمیبینید و هتلهای ملک فهد ملعون رو میبینید.

کعبه 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) کعبه 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دو روز بعد بود که از اصفهان خبر رسید که مامانم شب پرواز داره و میره مدینه پیش بابا و ما هم خوشحال شدیم .صبح بود زنگ زدیم اصفهان که بشنویم مامان اومده مدینه که خبر بدی بهمون دادن و گفتن که هواپیما خراب شده و گفتن شب تو فرودگاه بخوابید اگه هواپیما درست شد میتونین پرواز کنین.وای که ما داشتیم دیوانه میشدیم و حساب کنید مادرم چی میکشیده و ظهر بود که زیباترین SMS بهمون زده شد و توش نوشته شده بود هواپیما درست شد و مامان اومد مدینه و ما دیگه از خوشحالی نمیدونیتسم چیکار کنیم.دیگه همه بهمون میگفتن باید سور بدین و از این حرفها و ما هم کل عربستان رو سور دادیم و یه سفره انداختیم از مکه تا مدینه و ریاض و .... کلی خرج کردیم.

روزی که توی ایران جشن میلاد حضرت محمد بود ما توی مکه مکرمه بودیم و اصلا خبر نداشتیم عید بود آخه اعراب لاشی جشن گرفتم واسه امامها رو حرام میدونستن،و بازم فهمیدیم که چقدر امامهای معصوم ما غریبن توی عربستان.

اینم خانه ای که حضرت محمد توش متولد شده که فک کنم الآن کتابخونه باشه:

محل تولد حضرت محمد(ص) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

روز آخرمون رسیده بود و رفتیم خانه خدا که طواف وداع بکنیم و بیایم هتل ساعت 1 رفتیم و تا 3اعت 3:15 دقیقه اونجا بودیم و وقتی خواستم بیام هی یه مسیری میومدم و دلم نمیومد برم و برمیگشتم خانه خدارو نگاه میکردم و گریه میکردم و میگفتم خدایا آیا بازم میتونم لیاقتش رو داشته باشم و بیام اینجا؟

یعنی میشه توی این خلوتی بازم برم مکه؟ببینید چقدر خلوته؟

کعبه 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) کعبه 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) کعبه 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

با گریه وارد شدیم و با گریه خارج شدیم.ساعت 5 رفتم حمام و یه صفایی به صورتم دادم و طبق معمول دستم رو کردم توی پریز برق و موهاو سیخ شد و آماده حرکت به شهر جده شدیم و رسیدیم فرودگاه جده.به ما گفته بودن ساعت 11:40 دقیقه پروار داریم.قربونش برم ساعت 11:45 دقیقه با 5 دقیقه تاخیر راه افتادیم بسوی ایران.

تنها چیزی که من لذت بردم از این کشور این بود که اعراب خود عربستان کار نمیکردن.باورتون میشه؟بله باور کنید.من یه کارگر،یه فروشنده،یه مغازه دار عربستانی ندیدم.از رییس کاروانمون پرسیدم عربها چیکار میکنن؟گفت هیچی.این کشور تا دلت خواد نفت داره و جمعیتش هم بین 10 تا 15 ملیون نفره و با وجود امامهای معصوم و سیل توریست پول هنگفتی گیرشون میاد و به مردمشون میدن و مردمش نیازی به کار کردن ندارن.واسه چی کار کنن وقتی این همه پول مفت بهشون میدن؟یکی دوتا مغازه میخرن و میدن دست این افغانیها یا یمنیها و هندیها و .. و خودشون میخورن و میخوابن و میکنن((این آخری رو خودم اضافه کردم))
یه چیزی رو هم که خیلی بهش مقید بودن عطر زدن بود و بسیار بسیار به پاکیزگی و معطر بودن اهمیت میدادن و واقعا بوی خوبی میدادن بر عکس ما ایرانیها که تا از بقل هم رد میشیم بعضیهامون بوق گند عرق میدیم،ولی اینا نه،همشون از دم بود عطر میدادن.
چیز دیگه این بود که بچه هاشون رو به نماز خوندن و قرآن خوندن عادت داده بودن و از سنین طفولیت نماز میخوندن که تو این عکس نیاز به توضیح بیشتری نیست:

بچه های عرب (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اتفاقا اونجا هم فاصی کماندو داشتن و به زنهای ایرانی بسیار گیر میدادن آشغالها.تامیدیدن یه زن ایرانی داره نماز میخونه زود بهش پیله میکردن که یالا زود باش نمازت رو بخون و برو اون عقبها بشین.

فاطی کماندوی عرب (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و مغازه های طلافروشی عظیمی هم داشتن.تمام مغازه ها ویترین هاش پر بود از طلا و ویترینهاشون تا خود تاق بود و تمام طلاها هم عیار بالا.18 عیار و این چیزا واسشون معنی نداشت تمام بالاترین عیارها رو داشت.

چندتا از دوستان هم گیر دادن که حتما از خودت عکس بذار.اخه مگه من دیدن دارم؟ولی چشم چندتا عکس میذارم.

این عکس توی مسجد النبی مسجد پیامبر(ص) مجید لشلی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا بیرون از مسجد و روبروی مسجده مجید لشلی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

این توی هتل با چفیه ای که آقا بهم داد و یاد و خاطره جبهه و جنگه و بود حسین فهمیده رو میده مجید لشلی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینام دیگه با کعبه

مجید لشلی 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مجید لشلی 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مجید لشلی 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مجید لشلی 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دوستان اونجا همتون رو دعا و کردم و زیر ناودان طلا به نیابت همه دو رکعت نماز حاجت خوندم که انشاالله خدا یه نگاهی هم به ما بندازه.

جناب erfan fcbarca خوشا به سعادتت بخدا،فقط تا میتونی استفاده کن.
آدم تا اونجاست نمیدونه کجاست وقتی مثل من اومد ایران و چند روز ازش گذشت و دور و برش خلوت شد تازه میفهمه کجا بوده و میشینه پای عکساش گریه میکنه.

منم فعلا توی خونه تنهام تا 5 عید که مامان و بابام برگردن.
برد با پردم بود که تونست 9 روز بیشتر از ما توی مدینه بمونه و واقعا خوشا به سعادتش.

خوب دوستان گلم امیدوارم که سرتون رو درد نیاورده باشم و به بزرگی خودتون ببخشید.

خدافس.[/b]

SASAN
03-19-2009, 04:10 PM
مجید خوش به سعادت.

خوشحالم که برگشتی. بدون تو و ابولی انجمن یک چیزی کم داره :2:


MAJID LaShLeY 4 Ever :7:

Omid.Taker
03-19-2009, 04:18 PM
مجيد تو كه ابروهات رو برداشته بودي :4:
از پايين برداشتي چسبوندي به ابروهات :4:
راستي دمت گرم كه همه رو دعا كردي :7:
Majid Lashy For Ever (اقتباس از ساسان)*:4:
راستي آدم شدي يا نه ؟*:4:

The Legacy
03-19-2009, 04:27 PM
چه خوش تيپ كردي :32: :4:
بدو يه كليپ بزار ببينيم :4: :32:

legendarp
03-19-2009, 04:45 PM
به داش کجید ما که بازگشت دلیرانه رو تو یه پست قبل تر تبریک گفتیم می تونی بری بخونی
----------------------
معلومه خیلی بهت خوش گذشته ها حالا خودم باهات حرف می زنم اینجا جای اسپم ادن نیست
------------------------------------
دوستان و برو بچ انجمن امروز قسمت سوم دالتون ها رو ماده پخش داریم به مدت 47 دقییقه نگاه کنید حال کنید
( به سفارش یکی از دوستان امروز با فونت معمولی داستان رو می زارم )
-------------------------------------------------
قسمت سوم
صدای سوت بلند قطار به این گواهی می ده که داره به ایستگاه نزدیک می شه . ابولی آروم سرش رو تکون می ده و با دست کلاهش رو بر می داره و روی سرش درست می کنه تا بتونه روی اطرافش تسلط بیشتری داشته باشه . با دوتا دستش دستهای صندلی رو می گیره و خودش رو می کشه عقب تا صاف تر بشینه و بتونه از پنجره بیرون رو نگاه کنه . خوب نگاه می کنه . همه چیز

یه شکل تازه داره . خدایا اینجا چرا این شکلی هست ؟ می خواد این صحنه از دست برادرانش هم در نره . برمی گرده می بینه سینا پشت سرش وایساده و داره همون صحنه رو نگاه می کنه و معین اون سمت زل زده به بیرون رو نگاه می کنه و هادی هنوز خوابیده . ابولی می ** : معین اون عقب مونده رو بیدار کن که همش خوابیده الان با صندلی قطار گره می خوره، اون وقت سه تا

شهر دیگه هم نمی شه از صندلی جداش کرد . معین هم با یه لگد کاری هادی رو از صندلی پرت می کنه پایین و می ** : گوسفند بسه دیگه چقدر می کپی پاشو . هادی آروم خودش رو با ترس از خواب پردین از روی زمین جمع می کنه و تلو تلو خوران بلند می شه و اولین صحنه ای که می بینه شهر در پشت پنجره قطار هست و همین جور مات می مونه . همه با هم از یک
پنجره به شهر خیره می شند.

شهر جایی که آسمونش آبی نیست ، گلاش رنگ طراوت ندارن . پرنده هاش رو شاخه درختاش آواز نمی خونن. اصلا پرنده ای رو توی آسمونش نمی بینی . همش رو دود و کثافت و خاک و صدای ناهنجار . آدم های که همشون عجله و دارن و با هم درگیر هستن .

اولین صدای ناهنجاری که می شوند بوق دوباره ی قطار هست که همه با هم چشمهاشون رو نیمه بسته می کنند و سرشون رو توی یقشون یه کم فرو می برن . و دومین صدای ناهنجاری که می شنون صدای ترمزهای قطار هست و سومین صدای ناهنجار صدای جیغ هادی و معین و سینا هست که همشون وایساده بودن و فقط ابولی نشسته بود و اون 3تا همزمان با ترمز پرت می شن کف قطار و می رن تو باقالی ها .

ابولی از زور خنده نمی تونه حرف بزنه هی می خواد یه چیزی بگه ولی خنده و اشک با هم نمی زاره حرف بزنه . سینا از رو زمین بلند می شه لباساش رو می تکونه. هادی و معین هم تو هم ادغام شدن و دعواشون شده .
معین : ای هادی دیوونه بلند شو از ور من اه
هادی : نمی خوام حال میده
سینا : پشین بابا زشته مثلا شما داداشین
هادی : آره راست می ** بزار خودم رو جمع جور کنم
معین : حتما تا وقتی رو منی باید خودت رو جمع جور کنی جاکش پاشو ببینم خسته شدم دهن سرویس .
ابولی: خاک تو اون سرتون. 3 تا آدم به این گندگی نمی فهمین باید بشینین سر جاتون باید حتما اینجوری بشه .
معین : خفه
سینا یه پوزخند می زنه و می ره سمت وسایل و می ** هر کی وسایلش رو جمع کنه و حاضر شه الان قطار وای می سه .
ابولی : پاشین بابا حالیتون نیست خنگا قطار وایساده و نمی فهمین و یه خنده آروم می کنه
هادی: پاشین بدبخت شدیم از الان باید فکر جای خواب باشیم .
معین : وای ناهار چی اوه اوه بعدش شام چی ؟
سینا : شما که فقط فکر شکم و خواب باشید ابولی چه کنیم ؟
ابولی : فعلا می ریم یه جا ببینیم کار چی میشه و بعد به همه چیز رسیدیگی می کنیم .
همه با هم راه می افتن به سمت در خروجی قطار بلیت ها رو تحویل می دن و می رن پایین توی ایستگاه وایسادن و نگاه می کنن که ا زکجا برن بیرون . در همین حال هادی داره یه چیزی رو با بهت نگاه می کنه .
معین : چته هادی بیا دیگه
هادی : خفه شو تو هم اگر اون چیزی رو که من می بینم ببینی حال می کنی
معین : چیو بیا بابا دیوونه . کو بببینم چی رو می گی .

با نگاه و شاره های معین حتی ابولی که چند قدم جلو تر بود برمی گرده و هر 4 نفر مثل این آدمهای تابلو نگاه می کنن . یه محموله رو دارن با حفاظت فراوان از قطاری که اینها توش بودن پیاده می کنن . یه محموله شمش طلا . و اون رو دارن انتقال می دن به ماشین حمل پول . البت یادم رفت بگم عصر همین عصر حاضر هست و همه چیز اختراع شده ولی برادران دالتون توی ده هیچکدوم رو نداشتن از وسایل اولیه استفاده می کردن و تازه به شهر اومده بودن و همه ی اون چیزهایی رو که یه عمر عکسشون رو توی روزنامه می دیدن رو داشت از نزدیک می دیدن.
هادی: بچه ها اونجا رو ................
ابولی: فکرش رو هم نکن عمراً
معین : فکر بدی نیست ها می شه از همین جا هم شروع کرد
هادی: آره عالی هست خیلی عالی هست ما می تونیم از همین جا شروع کنیم و یه زندگی خوب بسازیم .
سینا : حالا بیاین بریم بعدا برسین به بحث دزدی
هادی با تعجب فراوان : ببینم شما دارین به چی نگاه می کنین ؟
هر سه می گن : اون کامیون حمل شمش رو دیگه
هادی می ** : کو پس چرا من نمی بینمش ؟
معین می ** : الاق اینهاش ببین
هادی : ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا این دیگه چیه خدایا اینا مال کی هست
ابولی با تعجب: هادی تو مارو مسخره کردی فکر کردی خر گیر آوردی یه دستی می زنی ؟
هادی: چی می گی بابا خودت می فهمی ؟
سینا : هادی مگه تو به اون کامیون نگاه نمی کردی ؟
هادی : نه !
معین : گوه خوردی خودت داشتی نگاه می کردی به منم گفتی نگاه کن !؟
هادی : بابا شما خیلی خنگید من داشتم اون آگهی استخدام راه آهن رو نگاه می کردم که نوشته به چند کارگر نیازمندیم جهت کارهای داخلی ؟
معین و سینا و ابولی : کوش کو ببینیم کو ؟
هادی دست به کمر با عصبانیت : بابا ما که تو فکر دزدی نبودیم شما خودتون از همه دزد ترید خجالت بکشید بابا خوب شد ما گفتیم دزدی !!!
سینا : برو بابا ما داشتیم فکر می کردیم تو داری او رو می گی !؟!
ابولی : راست می ** منم فکر کردم تو داری همون رو میگی!
هادی: آره جون خودتون
معین : آره بابا منم همین رو فکر می کردم آخه تو جوری نگاه کردی که من فکر کردم ....
هادی : الحق که دالتونید. بریم ببینیم این آگهی چی هست اینجا

هر سه با وسایل به دست می رن به سمت آدرسی که پایین آگهی نوشته تا ببین این کار سر منشاش به کجا می رسه . وسایل به دست می رسن دم در اطاق مدیر ایستگاه که همونجایی هست که باید برن و استخدام بشن .
ابولی در می زنه و یکی از توی اتاق می ** : اهم اهم
هادی : مگه مصطراب هست که اهم اهم می کنه
سینا: شاید آفتابه تو گلوش گیر کرده
معین: راست می ** ها بریم کمک
هادی : خفه بابا تابلو بازی در نیار به فهمن از ده اومدیم به شهر
ابولی یه بار دیگه در می زنه و این بار می ** : اهم اهم اوهم اوهم اووووووووووووهم
اینبار دیگه در رو باز می کنه و می بینه یه نفر اونجا نشسته که داره غذا می خوره و غذا تو گلوش گیر کرده و داره خفه می شه . هر 4 تا با هم می دوند و به داد این بدبخت می رسن که اگر نمی رسیدن مرده بود . خلاصه بعد از اینکه نفس یارو جا میاد و بعد ازکلی تشکر میشینن سر میزه با هم حرف بزنن.

خلاصه یارو می شینه سر بحث و اینا که یه صدایی حواس همه رو به خودش جلب می کنه . هادی سری بحث رو عوض می کنه که بعد از چند دقیقه دوباره همون صدا میاد این بار ابولی بحث رو عوض می کنه که یه بار دیگه صدا بلند می شه و این بار سینا می ** چرا غذا تو گلوتون گیر کرده بود که رئیس ایستگاه شاکی می شه می ** : صبر کنن ببینم این صدای چیه . بله با ساکت شدن هم و دوباره اومدن اون صدا متوجه شکم معین می شه . رئیس ایستگاه می ** نکنه شما گشنتون هست . ابولی می ** نه . یه بار

دیگه صدا میاد . هادی می ** آره بابا همه گشنه هستیم . رئیس می ** بابا اشکال نداره که الان می گم براتون بیارن و مستخدم رو صدا می زنه و می ** چهارتا پرس غذا بیار . معین خوشحال خندون نشسته و تو پوست خودش نمی گنجه. خلاصه ناهار رو میارن و همه می زنن به بدن . بعد از ناهار آروغ و خلال دندون رو هم این معین چاشنی کار می کنه و مستخدم میادو ظرفا رو جمع می کنه . در همین احوال رئیس یه سر می چرخونه که خستگی زل زدن به بشقاب غذا از سرش بپره که چشمش می خوره به وسایل این 4 تن .
رئیس : ببخشید این وسایل ما شماست ؟
ابولی: بله
رئیس: ببخشید یه سوال اصلا شما اینجا تو دفتر من چی کار داشتید
معین در حالی که یه دست به شکمش می کشه می ** : اومدیم دنبال کار
همین لحظه سینا و هادی با هم محکم یه سقلمه می زنن به معین که اگر حرف نزنی نمی گن لالی.رئیس یه دفعه از جا می پره می ** پاشید برید بیرون احمق ها گمشین خجالت نمی کشین من گفتم لابد بازرسی چیزی هستین نه اینکه!!! پاشین برین بیرون خجالت بکشین . خلاصه بعد از یه یک ربع آویزون بازی و منت گزاشتن سر رئیس ایستگاه که آره بابا ما نجاتت دادیم کار رو

میگیرن و میرن داخل شهر دنبال یه سر پناه یه خونه بگردن که توش بخوابن . در حین خارج شدن از ایستگاه می رن یه دستی هم به آب می رسونن و بقچه و بار بندیل رو جمع می کنن و میرن دم در که نفر بهشون می ** ببخشید آقایون با شما هستم . این 4 نفر هم بدون اینکه به پشت سر نگاه کنن همین جوری به راه رفتن ادامه می دادن تا اینکه یا رو می دوه طرفشون می ** ببخشید آقایون شم خیلی قیافتون آشما هست من شما رو جایی ندیدم . ابولی یه خرده با دقت به یارو نگاه می کنه و بعد برمی گرده و به سینا و هادی معین نگاه می کنه و اونها هم شونه ها رو بالا می اندازن به نشونه اینکه ما نمی شناسیمش . یارو دستشون رو

می گیره می ** شما خیلی قیافتون آشنا هست . هادی شک می کنه تا میاد حرف بزنه معین می ** ما تازه از ده اومدیم شهر نه شما ما رو نمی شناسی و همین که هادی دستش رو دراز می کنه به یارو بگه آقا طرف دستش رو می گیره و می ** شما ها خیلی بد به اون محموله طلا نگاه می کردین . 100 در 100 قصد دزدی داشتین . سینا می ** : ولش کن برو بابا تو دیگه کی هستی .؟طرف یه خرده سر سینه اش رو صاف می کنه و می ** : من رو نمی شناسین من از همه مشهور ترم توی این شهر . من هامون خوش شانس هستم دیگه .
از اینجا شد که برادران دالتون با هامون خوش شانس مشکل پیدا کردند.

این داستان ادامه دارد .....................
-----------------------------------
من پست عید رو تا امشب نمی زارم به امید اینکه ابولی میاد و خودش این پست رو می زاره اگر نیاد هم من یه سورپرایز براتون دارم تو پست عید
-----------------------
موفق باشین یا حق

Ð-i-R-Ť-Y
03-19-2009, 04:49 PM
ممنون حاجی جون
تبریک بهت میگم ... خداوکیلی من از خوندن زیاد خسته میشم ولی الآن نشستم خط به خط این ماجراهات رو خوندم ... ! :24:
حالا تیکه های جالب این ماجرا رو جدا میکنم :4:


یکی دوتا مغازه میخرن و میدن دست این افغانیها یا یمنیها و هندیها و .. و خودشون میخورن و میخوابن و میکنن((این آخری رو خودم اضافه کردم))

:55:


یه چیزی رو هم که خیلی بهش مقید بودن عطر زدن بود و بسیار بسیار به پاکیزگی و معطر بودن اهمیت میدادن و واقعا بوی خوبی میدادن بر عکس ما ایرانیها که تا از بقل هم رد میشیم بعضیهامون بوق گند عرق میدیم،ولی اینا نه،همشون از دم بود عطر میدادن.

:55:


ایول خیلی قشنگ نوشتی ... دمت گرم
مادربزرگ منم اتفاقا مو به مو ی این حرفای تورو تعریف میکرد ...
خدا قسمت کنه ایشالله تک تک بچه هارو ...
دستت درد نکنه

Goldberg The Man
03-19-2009, 05:06 PM
به به مجيد جون چه سفرنامه دلي نوشته بودي،خيلي قشنگ بود عزيز دل برادر...خوش به سعادتت واقعا.ايشالا قسمت همه بشه.ايشالا وقتي بريم كه خبري از وهابيهاي ولدالزنا نباشه و بقيع هم يك حرم باشكوه داشته باشه.

Ħ д † ε Ð
03-19-2009, 05:31 PM
مجید جون خوشحالم که برگشتی.
ما رو که دعا کردی؟
قلمت رو دیدم یاد ابوالفضل افتادم.امیدوارم زودتر برگرده مثل تو.

The Main Event
03-19-2009, 06:45 PM
پاهاشون رو اندازه عرض شونه هاشون باز میکردن و دستهاشون رو روی هم میذاشتن.بسم الله الرحمن الرحیم نمیگفتن.تا سوره حمد تمام میشد و میگفت ولضالین یهو همشون با هم میگفتن آمین((انگار نماز دعاست))قنوت نداشتن،به جای سوره توحید از سوره های تویل استفاده میکردن که یوقت میدیدید 10 دقیقه یه سوره رو میخوند،و موارد دیگه.



من شنیدم وقتی عمر ایران را می گیره می بینه مردم برای احترام به طرف مقابل دستشونو جلوشون میگیرن

عمرم خر کیف میشه میگه تو نماز هم همین کار را کنید :26: خدا بزنه کمرشون :17:

a.j.b
03-19-2009, 09:17 PM
پاهاشون رو اندازه عرض شونه هاشون باز میکردن و دستهاشون رو روی هم میذاشتن.بسم الله الرحمن الرحیم نمیگفتن.تا سوره حمد تمام میشد و میگفت ولضالین یهو همشون با هم میگفتن آمین((انگار نماز دعاست))قنوت نداشتن،به جای سوره توحید از سوره های تویل استفاده میکردن که یوقت میدیدید 10 دقیقه یه سوره رو میخوند،و موارد دیگه.
[/b]

تازه اونا سرشون رو زمين ميذارن وقتي ميرن سجده چون ميگن هركي رو مهر سجده كنه مشركه:23:
((البته گذاشتن دستا رو هم و رو مهرسجده نكردن رو تا جايي كه من ميدونم عمر خان رسم كردن)):33:
البته قصد من توهين به اونا (سني ها)نيست اگر تو انجمن سني داريم بههش بر نخوره:28:
باي

R . I . P
03-19-2009, 09:34 PM
نا سلامتی مجید از اسطوره های وبلاگ دوستان بوده هرکی اونجا قلم میزده دست کمی از ابول نداره

دیگه باید حاج مجید صدات کنیم ... ایشالله که برگشتی کمتر اسپم بدی تو تاپیک ها :4:

-------

طبق آخرین اخباری که بدستم رسیده به احتمال قوی ابول تو عید ریترن میکنه فقط پشت اس ام اس بهم گفت بهتون بگم : برام دعا کنید از هل این اِ سل بابام آزاد شم !!!

Omid.Taker
03-19-2009, 11:43 PM
بابا بدبخت هادي 1 نظري در باره دالتون ها بديد دلش خوش بشه اين همه ميره WC فكر ميكنه :4:* مياد واسه شما مينويسه :4:*
1 نظر بديد بدبخت پوسيد :4:* هادي از خجالت آب شد :4: الا ن مياد يقه مارو ميگيره :4:

R . I . P
03-20-2009, 12:56 AM
پست هادی رو نخونده بودم فقط تنکس و زدم رفتم پست حاج مجید رو خوندم ... پس هامون خوش شانس هم به داستان اومد ... میگم نقش بوش وگ رو کی داره ...:4:

legendarp
03-20-2009, 01:33 AM
نترس داش معین بزار داستان خوب بره جلو بزار هامون خوش شانس بیاد تو بازی نقش اون رو هم می گم فعلا دارم دقیق فکر می کنم به حامد چه نقشی رو بدم
به زودی در قسمتهای بعدی داش آرمان ، داش سینا دومی که عدد داره تو امضاش ری داره ، امید و اشخاصی نا مخشص دیگه ای که نمی گم خودشون بیان داستان رو بخونن سورپرایز بشن مثلا HHH یا خیلی های دیگه که حتی فکرش رو نمی کنن . از قسمتهای بعدی هر کدام از بچه های انجمن یه نقش دارن . این بار می خواستم نقش ریئیس ایستگاه رو بدم به یکی دارم روش فکر می کنم بدم به کی تو قسمت چهارم مشخص می شه
--------------------------
تا اینجا تصمیم شده داستان 90 قسمتی باشه پس خیاله هم راحت هم تو داستان هستین ولی معلوم نیست شاید بیشتر هم شد . به روز آپدیت می کنیم . اگر مخ منه که می کشه به قول امید تو دستشویی .
---------------------------
شبه عیدی تو انجمن چدر خلوته همش 2 نفر منو HHH
---------------------------
هو معین یه سر به اون پیام خصوصیت بزن ثواب داره بخون و حرف بزرگترت رو گوش کن .
--------------------
فعلا یا حق تا فردا که پست عید رو بزارم

legendarp
03-20-2009, 02:45 PM
به نام خدا
خیلی سخته که بخوام این پست رو بدون ابولی بنویسم دوست داشتم الان می اومد تو سایت پست داداشم رو با دقت می خوندم و لذت می بردم این یه ذره دق دقه تو ذهنم با همون تیکه های خنده دارش از سرم بیرون می رفت . واقعا سخته ............................
-----------------------------------
خوب با یه موزیک زیبا شروع می کنیم
دی ری دی ری یری دیری دیری درید دی ری دیرید

انا لله و انا الیه راجعون اوه او ببخشید اشتباه

یا مقلب ااقلوب و الابصار ( ای گرداننده ی دلها و دیدگان)
یا مدبرّ اللیل و النّهار ( ای پدید آورنده ی روزها و شب ها )
یا محوّل الحول و الاحوال ( ای تغییر دهنده ی سالها و حالات بندگان )
حوّل حالنا الی احسن الحال( تغییر ده حال ما را به بهترین حالات)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

آغاز سال 1388 را به همه شما دوستان عزیزو یاران با وفا و خانواده محترم و عظیم الشعنتان تبریک عرض می کنم
ایشالا زیر سایه ی پدر و مادر بزرگترها سال خوب پر برکت و با مهر و صفا و دوستی علاقه و آشتی و روشنی و پاک داشته باشید .
می گن امسال سال گاو هست و پر برکت ایشالا واقعا پر برکت باشه و واسه تکت تک خودتون و خونوادتون و همیشه لذت ببرین ازش .
ایشا امسال سالی باشه پر از پیروزی و خلاقیت و شاد کامی و موفقت در هر عرصه ای در زندگیتون .
--------------------------------------
شدم مثل این آخوندا فقط دعا می کنن . خلاصه سال 1387 رو با هزارت دردسری که بود کنار گزاشتیم . در سال 87 دوستان زیادی به جمع ما اومدن و ما رو خوشحال کردن و دوستانی هم جمع ما رو ترک کردن که جای افسوس داره که می تونید نامشون رو توی تاپیک آرمان ببینید اینجا.

خلاصه با سختی فراوان در سال نوآوری و شکوفایی ملی ما تونستیم جزو بهترین سایتهای کشتی کجی دنیا باشیم . تونستیم بهترین و بهروز ترین اخبار عکسهای حوادث و حواشی رو در اختیار دوستان بزاریم . دست در دست هم با قدرت تمام موانع رو کنار زدیم و رد شدیم . با همکاری دوستان و مدیران این سایت تونستیم به همه بفهمونیم که ما حرف اول رو می زنیم .
سینا اون معین رو ساکت کن اینقدر نق نزنه .
و باز با اتفاقات فراوان که همه ی شما می دونید سال 1378 به پیاین رسید و سال 1388 جلوی روی مان است .
----------------------------------------------
سال 88 نمی دونم . هیشکی هنوز نمی دونه قراره براش چی پیش بیاد ایشالا که هرچی هست بد نباشه و اگر هم بود حکمتی توش باشه .
امسال خیلی ها کنکور می دن یکی مثل من امتحان می ده کی یاز کشور خارج می شه یکی به کشور میاد یکی رفته مکه میاد خاطره می زاره یکی ................. ولش کن بابا بی خیال همه چی عید برو حالت رو بکن بی خیال همه چیز زندگیت رو بکن خسته شدم
-------------------------------------------
آخرین اخبار از زندانی prisoner in dad's hell in cell که ما به صورت حروف مورس باهاش صحبت کردیم عین جملات خودش رو می نویسم :
والا پریروز عمو بابام افتاد بیمارستان . خیلی پیره . شاید همین روزها بره پیش خدا . حالش وخیمه. در انتظار فرجیم شاید این جمعه بیایم اگر عمو بگذارد شاید پرده گوشاییم. همه چی دست خداست اندکی صبر صحر نزدیک است .
و همچنین ایشان رهبر عظیم الشعن انجمن فرمودند: سال نو رو به همه ی دوستداران و منتظران ظهور این امام محبوس تبریک عرض می کنم و ایم خوش و اوقات زیبا با بهترین چیزهای دنیا و آخرت رو در سال جدید برای شما آرزومندیم .
همچنین در بیانیه ای مهم ایراد فرمودند:یاد همه ی بچه های انجمن هستم و هر لحظه به شما فکر می کنم و لحظه شماری می کنم واسه آزادی از قفس هل این سل پدرم و دیدن شما تا به آغوش گرم شما بازگردم واقعا دلم برای تک تکتون تنگ شده و دلم می خواد بیام و دونه دونه پست هاتون رو بخونم دوباره و لذت ببرم .
( از تماس شما با ویترین ایرانسل سپاسگذاریم)
-----------------------------------------
خوب دیگه تمام شد اینم پست عید عید همه مبارک باشه
خوش به حال همه اونهایی که الان با خانوادشون سر سفره هفت سین نشستن
این 4 رمین سالی هست که من تنها تو خونه هستم بدون خانواده و هفت سین همه رفتن شابدالعظیم زیارت سر سال تحویل ولی من الان اینجا نسشتم داره واسه شما می تایپم که سر سال تحویل این پست رو بزارم
------------------------------------
موفق باشین
به امید سالی خوش برای شما
یا حق

Goldberg The Man
03-20-2009, 06:05 PM
آقا هم كه سال رو يه اسم عجيب و غريب و البته كنايه آميز "اصلاح الگوي مصرف" نامگذاري فرمودند...از قرار معلوم چون قراره با دوباره رييس جمهور شدن خوشگله قيمتها شونصد برابر بشه،آقا با خودشون گفتن از الان ندا بديم كه ملت همه چيزو به صورت جيره بندي مصرف كنن كه يه وقت قحطي نشه...

The Main Event
03-20-2009, 06:11 PM
ما می توانیم با گرسنگی و مرگ و قحطی و اقا خوشگله مبارزه کنیم زیرا ما هس ... اوه اوه یادم رفت حرف سیاسی ممنوعه :4:

SASAN
03-20-2009, 06:34 PM
دوستان ابولی انلاینه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

هوراااا :13: :13: :13:

عکس:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

Ħ д † ε Ð
03-20-2009, 06:45 PM
اسپم برای مشاهده ساسان

Goldberg The Man
03-20-2009, 07:07 PM
بله ما هم همين الان حضور روح اون بزرگوار رو احساس كرديم،منتظر بياناتشان به مناسبت سال نو هستيم.

Ð-i-R-Ť-Y
03-20-2009, 08:00 PM
عمو آنلاینی ؟ :-o
تورو مولا یه نیگا به امضای بچه ها بنداز و ببین بعد برو
خواهش میکنم

H H H
03-20-2009, 08:24 PM
حاجی جونه من یه اضحار وجودی کن تا مطمئین شیم خودتی.

Omid.Taker
03-20-2009, 10:48 PM
حاجي جانه من 1 پست بده
ما عاشقانتيم
بچه ها همگي با هم بوي ابولي مي آيد :2:

amir-aghaei
03-20-2009, 11:24 PM
سه لام ملت .....!!!

SASAN
03-20-2009, 11:28 PM
سلام ابولفضللللللللللللللللللل للللللللللللللللللللللللل لللللللللللللللل :13:

-----

همین سلام ابولی روحیه بود برای ما.

ما بریم تا فردا . بای .........

H H H
03-20-2009, 11:28 PM
سه لام ملت .....!!!


سلام دادا چطوری؟

Omid.Taker
03-20-2009, 11:30 PM
سلام خوبي حاجي جونم :5: :7:

KANE
03-20-2009, 11:32 PM
ســـــــــــــلام ! Abolfazl Back !

H H H
03-20-2009, 11:36 PM
پوریا الان تو کجاییی؟

----------------------------------------

شیرینی و شکلات پخش کنید به مناسبت بازگشت ریش سفید سایت

Ð-i-R-Ť-Y
03-20-2009, 11:38 PM
ABOLFAZL IS BACCCCCCCK

RETURRN

YEEAAAH

نوکر عمو هستیم :7:

R . I . P
03-20-2009, 11:41 PM
ای کوفت و سلام ملت !!:4:!! فقط همین ؟!!!!!!!!!!!!!!!!! در حال دیدن مردان آهنین بودیم هاتی اس ام اس داد زود بیا نت داش ابول ایز بک !! گفتیم چشامونو آماده کنیم واسه خوندن 600 - 500 خط متن پس این بود مثل آندرتیکر ریترن کردنت :27:

legendarp
03-20-2009, 11:45 PM
فدای قدمهای سالار سایت
چطوری فدات شم
زنگ بو گرفغتم آخه تازه از دستشویی اومدم بیرون
چشام واشد همه گفتن هادی بیا داداشت اومد
اصلا بوت پیچیده تو فضا ( معین اون پنجره رو وا کن بو گوه ها بره سیفونم بکش من دستوشیی بودم )
--------------------------------------
کجایی پس مگه نگفتم برگشتی به ما خبر بده این بود ولی حال کردم سورپرایز شدم
خیلی می خوامت پست بده که می خوام پست بدم بد جور شده تا صبح بشینم باید یه پست دیگه ازت بخونم من گفته باشم
----------------------
داش معین اومدی ببین چه شده
من تو چت منتظرم معین و ابولی و هر کی هست بیاد بالا می خواییم به حرفیم
یه کنفراس بزاره یکی با اینها

The Phenom
03-21-2009, 01:10 AM
دهن سرويس فقط 3 لام؟
3 لامو كوفت
3 لامو زهر نخود
3لامو معين رايتر
بيا يكم فك بزن ببينيم كجا داشتي ملتو اوسكول ميكردي

amir-aghaei
03-21-2009, 01:14 AM
یالا...

اومدمو باز اومدم خیلی سرافراز اومدم

منم که دلشاد اومدم بسان فرهاد اومدم

به عشق اسرار اومدم بی غم اواز اومدم

اومدم باز اومدم با ماشین پی ک بهنام اومدم:32:




بچه های انجمن...اقایون..خانومها..اعض ی گل انجمن..نوگلان شکوفای باغ هستی و محبت از این شعرورا!! خوبین؟ خوشین؟ سلامت هستین؟

سال نو مبارک....

وای چقدر انجمن عوض شده..چقدر نونوار شده..چقدر کاربراش عوض شدن...

چقدر قیافه ها توخمی شده! چقدرها اسمها تغییر کرده...
چقدر امضاها قشنگ شده!! چقدر مدیر..چقدر کاربر..چقدر صورتاتون سیاه و کبوت شده..چی مصرف میکنید؟ ..با شمام .امیر ارین. سینا. حامد !!خجالت نمیکشین؟

به جایی اینکه الگوی جوانانی مثل ساسان و امید تیکر باشین... اونا رو ترغیب به مواد و قاچاق کشیدن (قاچاق هروئینه جدیده) میکنید...واقعان خجالتم حدی نداره!!

این کیه ؟ داره همه رو میشوره؟ بوش داره میاد...بوش رو فقط هادی شناخته!!!

بابا منم ابوالفضل! من خودمم نه امیر اقایی !! من خودمم نه خاطره .منظره ام نه پنجره...

بسان اندرتیکر رفتیم بسان اندرتیکر با تیپ بد اس اس برگشتیم!!

-------------------------

پس از رفتنه شادروان امیر اقایی ، کانون فعالیت های گروههای ضد انقلاب در انجمن،..گروهکهای تروریسمی و طالبان افغان . اشرار، بزهکاران. منافقین و بویژه چپی ها شده بود .

وضعیت شهر و انجمن طوری نا امن و بهم ریخته شده بود که برای تردد نیروهای سپاه و مدیریتی تقریباً چیزی شبیه حکومت نظامی ایجاد می کردند.

امنیت بکلی از منطقه و تاپیکها رخت بربسته بود و جو ترور شخصیت هامون این پادشاه جست و چابک سلسله صفوی.. از همه جا شنیده میشد .. ...

وحشت همه جا سایه افکنده بود !! .بسیاری از مدیران و ناظمان 1 و 2 و 3 و معاونین و ارشدان و نائب رئیسان . مدیر تشخیص مسلحت انجمن . وزیر اطلاعات انجمن....شهردار انجمن..پستچی انجمن ..(لقبهای پیشنهادی برای اینده !!!)

احساس می کردند که دیگر نمی شود اوضاع را به حالت عادی برگرداند .
دمه عید بود وعده و وعیدها هم کارساز نبود...مردم انجمن به شور نشسته بودن...پلاکاردها تو چشم میزد!! اعترزاضات چپ و راست زیاد بود...

نیروی ارتش سیب زمینی به فرماندهی هادی لگندراپ از پشت هوای انجمن رو داشتن و مراقب بودن تو این هول و حوش انجمن هک نشه!!!
هر چند ادمین جست و چابک میگفت سپهر اونجا مراقبه ولی ..!!

سینا مامور مراقبت از سپاهیان و ناظم خط مقدم بود ...
او به کاربران به صورت عملی اموزشهای لازم رو میداد...
کیومرث پویان فر از سوی ناظم سینا به عنوان معاون اول ناظم انتخاب شده بود ...( هر چند بعد توسط خودش رد صلاحیت شد!!) که دلیلش بی انظباطی ایشون بود ..مثل اینکه کنار پادگان انجمن جلوی سینا سرپا میشاشید !!

علی گلدبرگ . عرفان اچ وچ وچ . ارمین 13 .ساسان صولتی.پویا کت.بهمن متالی. حکم اخراجیهای نظام رو داشتن به فرماندهی مجید لشلی ملقب به مجید سوزوکی!! که تو یکی از عملیات تروریسمی انجمن مجید به هلاکت رسید ...

انجمن از لحاظ روحی و جنسی!!!وضعیت خوبی نداشت.... هر روز شاهد یه نزاع و یه بمب گذاری در نواحی انجمن بودیم که بیشتر بمب ها درون تالار اخبار قرار داده میشد هدف هم منفجر کردن ارشدی انجمن بود....

همه داشتن فراری میشدن برن انجمن ایران پی وی پیشه مدیر کل اونجا ممد علی الویشن عزیز دل ابوالفضل ( ممد فکر میکرد ابوالفضل ازش بدش میاد ولی یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ حیات این مرحوم این تصور بود!!)

معین نوفیر پدر ابوالفضل در غمه فراق یار دیرینه اش ابوالفضل کور و نابینا شده بود!!

شهید ابوالفضل با دیدن این وضعیت وخیم و بغرنج انجمن تصمیم گرفت در قبر سخنرانی کند .

همه کارمندان انجمن را اعم از بومی و غیربومی جمع کردند و او چنان سخنرانی قدرتمندانه ای کرد که باردیگر همه روحیه گرفتند و امیدوارانه برگشتند سرکارشان و اوضاع بکلی عوض شد .وانجمن ارام شد!!!


==================
نامه ارشد انجمن به مدیر دیروز و سرباز امروز :
از طرف مقر سازماندهي خط مقدم : ارشد انجمن معین رویترز
به سرباز یگان فاطمه الزهرا :ابوالفضل بیات کاربر ساده و بدبخت انجمن با 987 پست و 3000!!! تشکر ...
متن کامل نامه ارشد به سرباز یگان :


به نام خدا
طي اخبار واصله شما به دليل مشکلات موجود و فشارهاي وارده( فشارهاي عصبي، مکاني، روحي، غذايي.اسراری، جيبي، نقدي، سياسي، علمي، تخيلي، انتقادي، خشونتي و از اين دست!) اين مکان را خالي کرده وبه ييلاقي مناسب کوچ نموده ايد!

در چند روزه گذشته هواشناسي هواي خوبي را پيش بيني کرده است و هواي اين منطقه براي کوچ پرستوهاي مهاجر آماده گشته

خودتان را به هيچ وجه من الوجوه تحويل نگيريد که شما جوجه اي از نوع ماشيني بيش نيستيد، آن هم به خاطر اندک زماني که دم پَر ما بوده ايد حاصل گرديده!.

همانطور که گفته شد(تايپيده شد) اين جا مرغزار خوبي به عمل آمده است پس هيچ گونه عذري مقبول نمي افتد، درخواست مرخصي هم قبول نمي کنيم چه استعلاجي باشد، چه تفريحي، تحصيلي، استراحتي، تنبيهي، ازدواجي..عذر جنسی .. و ...

پس اگر سرتان را روي گردن کلفتتان دوست داريد، شمشير ما را قلقلک نکنيد که اگر از فرط خنده اختيار از کف بدهد، خونتان پاي کفش خودتان!


بدينوسيله از تمامي دوستان، دشمنان، آشنايان، نا آشنايان... به نمایندگی از کلیه اقشار و آحاد ملت اعم از کتابفروشان ، تعاونی داران ، راننده ها آرایشگرها ، بقالان ، چقالان ، سیگار فروشها ، جیب برها ، خیاطان ، قاتلین فراری ، تاکسی دربستی ها ، لامپ فروشان ، رستوران ها ، هتلها ، باباهای مدارس ، جارو فروشان ، اطبا ، آژانسهای هواپیمای ، کارمندان ، حقوق بگیران ، گوش سوراخ کنها ، لوله کشها ،تخلیه چاهها . سیگاری ها . شیشه ای ها. ساندویچی ها ، بانکها ، کارچاق کنها ، اراذل ، اوباش ، گرد فرشته بازها ، واسطه ها ، بی آبروها ، کودکستانها ، خانوم بازها ، گداها ، سالنهای اپیلاسیون ، مانتو فروشیها ، کبابی ها ، دکه ای ها ، گریه کنهای دم قبرستون ، حجامت کنها ، ماست بند ها ، خالی بندها ، خانه های سالمندان ، کف بین ها ، لحاف دوزها ، مسافر کشان در بست ، زن ذلیل ها ، بی حجابها ، سینما داران ، کفاشها ، آدمهای آسمون جل ، کفتر بازان ، آموزشگاههای رانندگی ، سارقین مسلح ، قبر فروشها ، آدمهای زیگیل ، دبیران انشاء ، بچه دزدها ، لولو های سر خرمن ، زندانیهای انجمن نویس ، عرق خورها ، پرتغال فروشها ، بچه های سرراهی ، زنهای بیوه ، دلقکهای سیرک ، قطع نخاعی ها ، بیماران کلیوی ، تزریقاتی ها ، دستفروشان ، موتور سواران ، سد معبر کنها ، سی دی فروشان روی پل ، زیر خاکی جمع کنها ، میرزا بنویس ها ، بساز بفروشها ، سی دی فروشان زیر گذر ، پاسبانها ، اتباع خارجه ، دماغو ها ، هفت تیر کشها ، آژانها ، منگلها ، هنرپیشه ها ، کیف قاپها ، کراک فروشها ، ذغال فروشان ، متخصصین مغز و اعصاب ، سمساریها ، آهن قراضه جمع کنها ، دارندگان سگهای ولگرد ، دارندگان تمساح خانگی ،دارنده های بوقلمون مزرعه ای . جوشکاران ، فوتبالیستها ، وزنه برداران ، مکانیکها ، صافکاران ، چرخ گوشت فروشها ، خفت گیرها ، خبرنگاران ، عقب افتاده های ذهنی ، دلار فروشان ، مامورهای مخفی ، شاگرد شوفرها ، دودره بازها ، کارواشیها ، ختنه کنها ، بزّازان ، بچه پر رو ها ، مامورین سرشماری ، اختر شناسان ، باستان شناسها ، بنزین فروشهای دم پمپ بنزین ، بنزین فروشهای دم گاراژ ، خیکّی ها . آی خدا نفسم گرفت !

و بطور کلی به نمایندگی از تمام انواع ملت ایران ، بازگشت شکوهمند و فرح افزا و اینجور چیزها را تبریک عرض نموده از اینکه بدلیل ... یا هر اتفاق دیگری هیچکدام از ما و مجموعه های ما نابود نشد در نبود شما...
از شما دعوت به عمل آورده و مي خواهيم هر چه سريعتر قشلاق تان را آغاز کنيد.
با تشکر
! از طرف تمامي دوستان عزيز تر از جانتان....
حجت السلام معین هاشمی رفسنجانی
88/1/1

=============================

جا داره من همین جا از کسانی که پادر میانی کردن و از مرجعان برجسته گلی که به من روحیه میدادند تا برگردم یک تشکری بکنم !
برادر عزیزم اقای علی کفاشیان رئیس فدراسون فوتبال ...
حشمت ا..بیات ملقب به حشمت مار کش!! پدر بزرگورا اینجانب...
غلامعلی حداد عادل رئیس قوه مقننه....
ایت ارئیس سازمان راه و ترابری و مترو تهران .....
شاهرودی رئیس قوه قضاییه....
سردار رادان فرمانده کل ناجا و مبارزه با بی حجابی و زنان لخت خیابانی
برادر عزیزم کوفی عنان رئیس سازمان بین الملل ....
محمد قالیباف شهردار عزیز تهران بزرگ!.....
خلف آبادی رئیس پژوهش های انرژی هسته ای ......
احمدی مدیریت لواشک فافا...
متکی وزیر امور خارجه....
محمدرضا فروتن بازیگر مطرح سینمای ایران...
سرکار خانم ساکی مدیر عزیزم در مهد کودک گل های فرشته ...
دکتر لنکرانی وزیر محترم بهداشت و درمان ....
برادر عزیزم سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله......
برادر عزیزم جنرال مک کین وزیر امور خارجه ایلات متحده امریکا ...
و دیگر دوستان عزیز که در پیام و فکس های جداگانه بهم لطف داشتن...

جا داره منم از یکایک شما دوستان ...برادران عزیز تر از جان...جیگرهای روزگار سپاسگزاری کنم که تو این مدت که نبودم اینقدر به یاد ما بودین...

واقعان وقتی این صفحات قبلی رو خوندم و این شور رو این امضاها رو دیدم ..اون ارسالهای تحریک امیز ...اون صحبتهای جالب و ...واقعان بیبش از پیش شرمنده شدم و هدفم بیشتر شد..

واقعان بچه های قدرشناسی و با معرفتی هستین..همگیتون بیش از حد به من لطف داشتین و منو فقط شرمنده این رفتارتون کردین...واقعان دیگه نمیدونم چه بگویم...( گریه با هق هق )....

انشالا یه روزی یه طوری بتونم این محبتهاتون رو جبران کنم....واقعان شرمنده ام..روم سیاه...خدایی اگه بخوایم واسه همیشه بریم اون موقع تکلیف چیه؟

بابا به قول ممد تی جی ( همین که چند صفحه پیش گفته بود با من از بچگی بزرگ شده !!) ابوالی جون تو از احمدی نجاد محبوب تری...خدایی اینو قبول دارم...

بابا جونه من این امضا و نوشته ها چیه...یاد مرحوم اددی افتادم...یه لحظه فکر کردم واقعان مرده ام؟ به فکره ما نیستین به فکره قلبهای انجمن باشین!!

فقط با این کارهاتون بیشتر شرمندمون کردین به مولا...
طی این مدت با چند تا از بچه ها به صورت تلفنی و پیامکی در تماس بودیم..هادی عزیز که معرفتشو بیشتر بهم ثابت کرد..
معین عزیز که خیلی حواسش بهمون جمع بود...عرفان عزیزم. شایان عزیزم..بهنام عزیزم.. چند تا از عزیزان دیگه ام..و شما دوستان انجمن که واقعان لطف دارین به بنده قیر (حقیر جواد شده) بخوام اسم ببرم مثل اون سری میشه و از قلم میندازم.شما دوستان قدیم انجمن...جدید انجمن..

یسری از دوستان که زیاد باهاشون اشنا نشده بودیم هم خیلی تو نظرات و امضاهاشون خجالتمون دادن ..هر چند که ما معنی انگلیسی امضاهاشونو نفهمیدیم...هر چی نوشتین ممنون فقط جونه عزیزتون فحش خار مادر برام ننوشته باشین:4:

دمتون گرم... این تن بمیره یکم دیگه تو اسرار کمتر حرف و اسپم بزنید.....اخه دیگه من مدیر نیستم ...یادش بخیر اون زمانا ( همین 20 روز پیش:11:) هر کی دلش میخواست حرف میزد اصلان یه پست هم پاک نمیشد ولی الان با چوب و ترکه قانون طرفین...دیگه بخش مال یکی دیگست...منم نیستم که زیر سیبیلی رد کنم...این مدیر جدیده بخش رو بدجوری زیر نظر داره. دیگه مدیر این بخشتون رو که میشناسین .
مدیر بخش گوناگون :R . I . P :12:

========================


اینهم عیدی من به بچه های انجمن ...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


عند نامردی بود از جیب مبارکم 500 تومن بره..... خب من پول رو خرد کردم و میخوام تقسیم کنم

نفر اول هامون : 100 تومن ..هامون جان برو باش هزینه 2 ماه سرور رو بده...اگه ازش چیزی هم موند واسه بچه ها پلاگین نصب کن...یا بده به داوود یطور خرش کن بیاد !! ...

نفر بعد معین : 70 تومن ...معین جان با این 70 تومن میتونی ایدسل 512 نامحدود بگیری...تا دیگه دچار مشکل سیستمی نشی !!! و بتونی به دوستان نزدیکترت هم کمک مالی کنی..اگه چیزی تهش موند بقیشو با هامون بدید پول سرور بالاخره اینجا از نون شب واجبتره...

نفر بعد ناظم سینا : 50 تومن ...میخواستم 75 تومن بهت بدم ولی چون نام کاربریتو عوض کردی جریمه شدی 25 تومن... چرا اینکارو کردی؟ مگه اون چش بود ...میتونی با این 50 تومن هزینه 1 ماه اقامت در امستردام هلند رو بدی...یوقت خرج دوست دخترات نکنی ها...

نفر بعد حامد : 60 تومن .. چون حامد جوانه و برای درس و سایت عموش رندی اورتون پول نیاز داره ..40 تومن از سهم معین و ناظم کم کردم دادم بهش ... وگرنه 20 تومن هم نمی ارزید !! :4:
این واسه ساسان و ارمان اف او: 7 تومن ..دیگه خرد نداشت ... شرمنده ... خودتون خرد کنید و یه جوری با هم کنار بیاید!!

43 تومن سهم مدیر جدید انجمن ارمین 13: راحت خرجش کن..ولی مواظب باش اسراف نکنی! دیدی تو جیبت جا نمیشه بدش من تا با امیر ارین خرجش کنیم !!
20تومن باربد و عرفان : برید تعطیلات خارج از کشور رو حال کنید با این عیدی!! (منظور از خارج همین کردستان و سیستان بلوچستانه)

99 تومن واسه هادی : هادی جون تو هم 40 تومنشو ببر بده به ناشر کتاب برادران دالتون ...30 تومنشو بده به معین نیاز داره..اگه بازم دوست داشتی مالتو ببخشی بقیشم بزار به جای قرض بهنام قبرسی !!! البته ببخش داش هادی خودت گفته بودی هدفت فقط کمک به هم نوعه...!!!
الباقی هم واسه بقیه بچه ها...زیاد ولخرجی نکنید اگه تونستین به جای هله هوله خوردن. یا بدید به یه فقیر بی نوا ... یا بدید به یه معتاد بره خودشو بسازه ... نبود دونه بخرید بریزید واسه پرنده ها برن حال کنن...بالاخره همه سهمی دارن از زندگی...

================================

شکر خدا حال عمو بابام بهتر شد دیروز و امروز هم بهتر از دیروز شد ..البته عموم صا ایران نبود...وگرنه الان من باید تو بهشت زهرا بودم به جای خونه!!!!
معین تو چرا ملت رو میخوای سکته بدی..حرف تو دهنم میزاری......من کی گفتم نمیام...چرا دوست داری من اینجا نباشم...هدفت این بود منو از مدیریت عزل کنی بشی مدیر این بخش که به ارزوت رسیدی تا به هدفهای شوم بزرگترت برسی ...حالا از ارشدیت میترسی میخوای منو قلع و قمع کنی؟ چیه...اینهمه زیر اب زنی و حسادت تا به کی ؟ چقدر زیر اب زنی میکنی...فکر کردی من نیستم خبرا بم نمیرسه هان هان..خبلا میلسه بلادر .رفتی اسممو عوض کردی با چه جراتی ..امیر اقایی رو فرستادی داگ هاوس!!
به کجا چنین شتابان..ای رویترز اهسته ران!!!

فدای معرفت داش معین :7:

در اخر بگم...من امروز از عصر تا الان اسرار رو 80 درصدشو خوندم و خیلی لذت بردم که در نبودم تاپیک بالا بود ...و نکاتی هم برداشتم که تو این ارسال استفاده کنم و دیدین حواسم هست که چی شده طی این مدت..ازتون تشکر میکنم... ( الان بچه ها میگن بابا گ...مون بس تشکر کردی) خوب باشه نمیگم ولی انصافا جای تقدیر دارین ازتون تشکر میکنم:4: که اینقدر دمتون گرمه...

برای عرفان بارسا هم ارزوی سلامتی میکنم..انشالا سفر حج بهش خوش بگذره که حتمان همینطور خواهد شد ...چند شب پیش زنگ زد ازم حلالیت طلبید هر چند حرومش کردم نیکبت رو ... پشت سر مسافر گریه شگون نداره!!! بش گفتم عرفان : گیه اقلان من بو درگ آناما دا نیسگیل ایلی رم ای کاش اودا بوردا اولوپ اوخی ییدی مکه..

ترکی گفتم به عرفان..ولی خر نیستما ما از اون ترک هایی هستیم که نسلمون هنوز منقرض نشده...:4:

به مجید جون هم خیر مقدم میگم ..زیارتت قبول حاج مجید سوزوکی... !!!انشالا یه زن خوب و خوشگل و تپل شبیه سارا دلبر گیرت بیاد :!!!..

از هادی جون هم ممننونم که عید نامه رو گذاشت...دمت گرم هادی جون...من مشتاقانه این برنامه دالتون ها رو دنبال میکنم ادامه بده که خیلی ردیف مینویسی ...حتمان در اینده کمکت خواهم کرد تو این سریال....

من خیلی وقته تنکس ندیدم شکلش یادم رفته...بدین ببینم چه شکلیه :4:

یا حق......

R . I . P
03-21-2009, 01:38 AM
پس فکر کردی چی ؟! من بودم تهران 4000 کاربر بی گناه رو اسگول کردی که تو هم تهرانی باید تلافی میکردم !!!!


جداً این همه صفحه اسرار رو خوندی ؟ ولی حال کردی مهر و عطوفت بچه ها رو ؟ یادمه همیشه یکی از آرزو هات بود بچه ها همیشه تو این تاپیک فعال باشن و توش بحث و گفتگو باشه و استعداد های جدید شکوفته بشه ، اون موقع که این حرفت رو می دیدم می خندیدم و میگفتم این چه فکر ها میکنه ... اما کار به جایی رسید که خودم یکی از عواملین پست دهنده تو این تاپیک شدم و تا الان که اینیم رسیده ...


واقعاً باید اعتراف کنم هیچوقت هیچ صمیمیت و رابطه به این نزدیکی رو هیچ کجا در هیچ انجمنی ندیدم ، زنده باد ناظم دارک نایت!!! که چنین نکته ای رو تو تاپیک سال نو یادآوری کرد نه خدایی کسه دیگه ای دیده ؟ کسی دیده انقدر کاربرا با هم صمیمی باشن ؟ کسی دیده انقدر صادقانه بچه پست بدن و درد و دل کنن ؟ کسی دیده انقدر سریع بچه ها با جَو اینجا انس بگیرن ؟ حتی یه سری از کاربران رو نمی شناسم که حتی ابول هم نمیشناسه اما امضا از ابول گذاشتن !! خدایی دیگه تا چه حد ؟


فقط میتونم بگم خوشحالم و خیالم راحت شد از اینکه دوباره تورو در کنارمون داریم


خب دیگه ابول برگشت ... جمعش کنید امضاها و این خاله زنک بازی ها رو دیگه:4:

legendarp
03-21-2009, 02:13 AM
بابا تازه اومده حرف رفتن نزن باز داشتم گریه می کردم این بار از خوشحالی بد جور ولی اینبار کسی ندید
خدا همه ی مریض های سایت رو ضفا بده نخ سئزن مریضه ی مد نظر ابولی
-------------------------------------------
حالا برگشتی چرا منت می زاری شاخ شدی جرات داشتی برنگردی اصلا می خوام این رو بدون دشاتی یا نه معلومه نه دیگه می اومدم اهواز رو می بستم
----------------------
ما امصال باید خیلی کارها بکنیم مخصوصا عزل معین از مقام ولایت خودش
راستی ابولی چرا 99 داری همش رو تقسیم کردی من یه گوهی خودرم تو مصاحبه گفتم حس انسان دوستی کمک به هم نوع آقا غلط کردم حرفم رو پس می گیرم گوه خوردم نمی خوام پول رو بده من با معین سنمی ندارم
به قول بهمن: .................................................. ............................... الهی آمین
--------------------------------------
رسوندن ابولی به جایگاهی بالاتر هامون فکر کنم کار هامون دیگه تموم هست انتخابات امسال رای میدیم به ابولی دیگه سالش سر اومده هر چی دلش خواست کرد بسشه .
-------------------------------
غلط کردی تنکس ندیدی خر خودتی
---------------------------
در ضمن مگه دست خودت هست تو داستان شرکت نکنی باید بزنگی متوجهت کنم جهت اصلی داستان روی چیه تابتونی راحت بنویسی ببینم خوب می نویسی من دیگه نمی نویسم در ضمن کتابش رو چاپ کردم قبلا تو ندیدی
------------------------------
هو همه شغل رو نوشتی به جز چندتا بگم کنف شی مامایی ، استمناء گری ، خواب دیدن ، من می کشم بابام می خونه دیدی نگفتی این اصناف هم خیلی مهم بودن که بچهای سایت توی این موارد خیلی تخصص ویژه دارن .
---------------------------
حاا حالت رو میگیرم ببینم پستهای قبلی من رو خوندی تنکس زدی یا نه

Ħ д † ε Ð
03-21-2009, 07:58 AM
بابا حاجی برگشتی.خوش اومدی

تو نبودت این معین همه تاپیکا رو خراب کرد.
مصاحبه ها رو که نگو
چه قدر هم به خودش مینازه.

واقعا خوشحالم که برگشتی.یه عیدی دادی به هممون شب عیدی.
خیلی گلی.قربانت

The Main Event
03-21-2009, 08:14 AM
سلام ... بیانات اوباما را شنیدید : خلاصش اینه پیام تبریک نوروز به ایرانیان :23: ما از قدیم با تجار های ایرانی دوست بودیم

نگاه کنید جشن های شما هم مثل ما است .... با شادی و دور هم جمع شدن و تبادل کالا (عیدی ) و ارزوی امنیت و ارامش برای

خانواده تان و .... ما دوستتان داریم ولی مهمترین قسمت این بود : به فارسی گفت : عید شما مبارک و تمام ..

امیدوارم بعد از روابط ایران با امریکا بهتر بشه:30::30: تازه این همش نیست امریکا یک لایحه برده مجلس نمایندگان برای به رسمیت

شتناختن نوروز و اینکه اونهاهم این روزو جشن بگیرند :23:

H H H
03-21-2009, 10:17 AM
دوستان دیگه عکس ابولفضل رو از امضاهاتون بردارید دیگه برگشت.حالا نکنه میخواین دوباره بره؟

Hamid
03-21-2009, 11:01 AM
من همین الان تو تاپیک سال نو مبارک دیدم که ابوالفضل تنکس داده!
فهمیدم ابوالفضل برگشته! بدون معطلی و شتابان به سوی اسرار شتافتم:4:
دیگه مطمئن شدم ابوالفضل برگشته.
خیلی خوشحال شدم
عیدتون هم مبارک داش ابوالفضل!
انشاالله برای همیشه پیش ما بمونی
البته اگر ما رو قابل بدونی!!

Ali Bahmanyar
03-21-2009, 01:00 PM
اوه اوه يا علي اومد دوباره!!!

خوش امدي بابا....ماشالله معلوم نيست تو با فيروز كريمي چه ارتباطي داري كلا طرز بيانتان عينه هم هست....


خدايي بايد جدا از عيدي به من بابت داماديم يك تبريك ويژه هم بدي

حالا ميخوام عروسيم دعوتت كنم بيا و ....اره تازه ميخوام از اين شورتكي جان سينا به عنوانه خوننده رپر استفاده كنم

تازه ميخوام بگم اين يارو كيه ....چي چي مانكن بياد و اهنگ شارميدا هست و يا تارميدا كي نميدونم.... رو بخوانه!!


ولي واقعا جاتون خالي بود.....من فقط عاشقم پست بدي بخندم!!!


اميدوارم 200 سال ديگه در اوج سلامتي بيايي بالا سره قبر من و همونجا بگي علي عيدت مبارك



اينم يك شعري كه نه ...شر از ساسي مانكن:


بيا برگرد جون من اينقدره اطفاري نشو......به جز مانكن نرو با كسي همبازي نشو.....



ابولفضل جان خوش امدي قدمت رو چشمه جان سينا و بچه هاي انجمن

SASAN
03-21-2009, 03:07 PM
سلام ابولی جان .

روز تولد را با برگشتنت بهترین روزهای تولدم شد.

خوشحالمان کردی.

باید از فربد ( کین :9: ) هم تشکر کرد. گفت تو این چند روزه خبرهایی است :4:


با تشکر .
بای.

Ħ д † ε Ð
03-21-2009, 03:11 PM
البته ساسان روز تولدت با مرگ همسر امام و همچنین بازگشت ابوالفضل هم با همین رویداد همزمان شد و از دست هر دوی شما به خاطر این مرگ شاکی هستم:4:
البته جا داره تا فحشی هم خدمت مسئولین بدیم که فیلمهای محبوبی رو به خاطر این مرگ قطع کرده اند.
کم مونده بود مردان آهنین رو هم قطع کنن.

MoHaMaD
03-21-2009, 05:36 PM
سلام به بچه های انجمن...عید همگی مبارک..سال خوب همراه با جیب پر پول داشته باشین...
تنها بودم تو خونه.. ویندوز کامپیوتر رو به التماس داداشم بعد از عمری عوض کردم .اخه خودش بلد نیست :11:..
ابوالفضل و خونواده رفتن عید دیدنی منم هم که اینجور جاها نمیریم هیچ وقت!!.گفتم یه سری به اینجا بزنم و تجدید میثاق کنم با ارمانهای ولایت و امامت انجمن!!!
خوبین که انشالا...
مردک سید علی اینقدر خره که حد نداره..یارو رئیس جمهوره یه کشوره پیام تبریک گفته میاد میگه شما با دقلکاری و نیرنگ صحبت میکنی..تا کی باید بمونیم و گوش بدیم این چرندیاتو .( نکته : ننگ بر برنامه زنده اقای داور و حزبش!!!)

..................................

یـوم الله نوروز مبارک !

در اینجا پیام تبریک تعدادی از دلبندان گمنام امام زمان به مناسبت نوروز در زیر می آید :

***** کرباس فروش : والا ما نیم ساعت خوابیدیم پا شدیم دیدیم یه ور لپمان ماچ مالی شده جای رژ لب قرمز روش مانده یک کف دست .
فورافاطی خانم ام ابیها را صدا کردیم دیدیم او هم بدتر از ما آقا حالا نماچیده کی بماچیده شده .!
من البته بعداً به این مسئله که کی این وسط حاضر شده امّ ابیهای ما را ماچ بکند از طریق مطبوعات آزادی که دارم حتماً رسیدگی میکنم . تو همون حالت گفتم
ای هوار تقلب صورت گرفته . رای ها را دوباره بشمرید تا خودم را جر نداده ام . فاطی امّ ابیها گفت پدر جان انتخابات خرداد سال بعد است امروز نوروز بوده به گمانم توطه ی خاتمی باشد برای از میدان بدر کردن تو که برای من و عمه کوکب خیلی مهمی!!! .

بهرحال ما سر حرفمان هستیم . پنجاه هزار میدهیم برای هر کسی که ما را در خواب ماچ کرده باشد . هر نامردی هم که این فاطی طلا امّ ابیها را ماچ کرده اگر تا فردا مریض شد نگی نگفتی . این اگر ماچیدنی بود ما خودمان اینجوری نبودیم که نسبت شرعی هم داریم !

................................

محمود اشی مشی : جا دارد تا به فضل الهی بمناسبت این پیروزی بزرگ که در سه سال گذشته یوم ا...عید نوروز ملی شده خدمت ملت سهمیه بندی شده ی ایران مراحل ساخت ******* امید را کاملاً توضیح بدهم زیرا در حماسه ۲۲ بهمن توضیح دادیم ظاهراً ملت خوب خر فهم نشدند که این توضیحات چه ربطی به حماسه حضورشان دارد .

این ******* عین مایوی زنانه دو تیکه است اینجوری که یک تیکه اش که بدست متخصصان داخلی در سه سال گذشته ساخته شده پیچ میشود توی یک تیکه ی دیگرش که بدست متخصصان داخلی در سه سال گذشته ساخته شده بعد جمعا با سه تا آچار از طریق نانوت کنولوجی جوش میشود به یک لوله که بدست متخصصان داخلی در سه سال گذشته ساخته شده

و در ان ذرات بن یا دین که قبلادر آزمایشگاهپیشرفته ای جراحی شده بدست متخصصان داخلی میرود فضا و البته ما در دولت دهم که این یکی حضرت عباسی بدست متخصصان داخلی در صدد اعزام فضانوردان مومن و متعهد به فضا هستیم و امیدواریم روزی برسد که پیشرفت فن آوری به حدی برسد که بتوانیم آنهائی را که میفرستیم فضا یکجوری دوباره برگردانیم زمین

----------------------------------------------

خاله خاتمی : این اتفاق فرخنده این نوروز باستانی (صدای دست و سوت) و این طراوت تاریخی ایران زمین که به آن سپندارمذگان گفتمان میشود را (صدای دست) به دانشجویان سرافراز و قشر جوان و خصوصا زنان ناز ایرانی (صدای دست و جیغ) تبریک عرض نموده امیدوارم روزی برسد که با حفظ شئونات اسلامی و تکیه بر آرمانهای رفیع بنیانگذار بتوانم روی ماه شما عزیزان را از زیر در ملاء عام ببوسم . (صدای دست و سوت و جیغ چند نفر هم غش کردند)
بیائید در این روز با مهربانی بجای فحش خواهر مادر به هم گل بدهید . من بر حسب وظیفه ی سنگین الهی خود (صدای دست و سوت) .(نیم ساعت صدای دست) (نیم ساعت دیگر صدای دست) ... بدانن ... (یک ساعت دیگر صدای دست) ... بدان ... (یکساعت و نیم دیگر صدای دست) بدا ... (دو ساعت دیگر صدای دست) ... بد ... (دو ساعت و نیم دیگر صدای دست) ... ب ... (در اینجا سخنرانی خاتمی تبدیل به تظاهرات شده نصف میدان انقلاب آتش میگیرد خاتمی پس فردا در محل قتل تجمع کنندگان پریروز میرود یک کمی گریه میکند !)

راستی مجید جون شنیدم حاجی شدی زیارتت قبول داداش گلم...:7:

تا بعد

The Basted
03-21-2009, 05:48 PM
ایول ایول...داش ابولو ایول...:13::13::13:

Ali Bahmanyar
03-22-2009, 02:30 AM
اقا خاطره بگم با حال

دوشنبه بود رفتيم كنسرته كاخ سعد اباد و از قبل بيليطها رو رزرف كرديم:كنسرته بهنام علمشاهي و علي اصحابي و احسان قيبي و ماهان و رامين بيابك

اقا به من و دوست دخترم گفتند شما جدا بياييد و .....

خونه محل ما هم پيروزي هست و حالا فكر كنيد نزديك عيد و شلوغي وحشتناك و بگير و بگير...


پرايد رو از ددي گرفتمو و ماشين رو روشن كردم و بي كواهينامه كه البته زوده بخوام بگيرم و كه

قربونش برم همون ميدان امام حسين ماشيني كه هيچ گاه خراب نميشد خراب شد....

داشت كنسرت دير ميشد و منم ديدم ماشين نيست و ....

سواره اتوبوس شديم ...واي چه ضايع بازاري بود...ابروم جلو دوست دخترم رفت!!

رسيديم ميدان وليعصر به دختره گفتم بيا با ماشين بريم اما گير نميامد براي تجريش...سوار

اتوبوسهاي تجريش شديم!!!اقا مگه ميريسيديم!!!4 ظهر راه افتاديم و كنسرت هم ساعت 7 بود و تا ساعت يك ربع به 7 هنوز نرسيده بوديم به اونجا و حالا فكر كنيد چه دهني از من به***رفت چون هر 3 ساعت رو وايسادم و بدبختي اين بود هر موقع جا خالي ميشد بشينم تا ميشستم يك پير مرد ميومد و اي بابا هي بلند شو...عجب ها!!!يك پير مرد بدبخت هم هي بغل من خروپوف ميكرد و منم هر 3 دقيقه بيدارش ميكردم و ميگفتم اقا كي ميرسيم!!
تا اخر يك ايستگاه منوده بود من دوست دخترمو پيدا كردم و از پارك ملت تا تجريش دستشو گرفتم و همراه اون پير مرده فقط دويديم.....حالا اينقدرم پياده روها شلوغ بود....يك لحظه من احساس كردم تو سينه هاي خانومي هستم كه بهش گفتم ببخشيد خانوم...حالا الان بدو كي ندو.....5 دقيقه به هفت رسيديم به ميدون تجريش و يك دربست ميدان دربند و بعدم كاخ و بعد اقا رفتم تو چه داف هايي .......از در اومدم تو لباسهاي عيدمم پوشيده بودم.....فكر كنم اگه دوست دخترم نبود 17 تا شماره ميدادم...يه زنم بود خيلي شبيه ماريا بود...مخصوصا از نوع عقبش:11:
اقا منو بگي فقط ديد ميزدم.....چه جيگرهايي....چه خوشگلايي.....چه داف هايي....چه مانكن هاي.....همونجا گفتم خدايا ما رو امشب بي نصيب نكن

رفتيم تو كنسرت و بعده 1 ساعت تاخير مجري برنامه جناب فرزاد حسني وارد شدند و اعلام كردند از 5 تا خواننده فقط 3 تاشون مجوز خوندن دارند:

ماهان.اصحابي.علمشاهي

15 هزارتومان هم از ما گرفتند....

ادامه دارد كه فوقوالعاده مخصوصا موقع برگشت با مزه است...براتون تعريف ميكنم...

Ħ д † ε Ð
03-22-2009, 07:07 AM
امثال تو هستن که جامعه رو به گند میکشن.:4:
یه دوست دختر کنارشه داف مردم رو دید میزنه.

MaJiD HetFieLd
03-22-2009, 05:37 PM
نا سلامتی مجید از اسطوره های وبلاگ دوستان بوده هرکی اونجا قلم میزده دست کمی از ابول نداره

دیگه باید حاج مجید صدات کنیم ... ایشالله که برگشتی کمتر اسپم بدی تو تاپیک ها :4:


معین جون از اون حرفها بودا،من کی اسپم میدم:4:شوخی میکنیا،آهان دروغ سیزده گفتی ناقلا؟:4:

سلام به همه دوستان گل

از همه دوستان عزیز تشکر میکنم و از راه دور میبوسمتون:7:حال کردینا:4:
خوب بحمدالله ابوالفضل هم که برگشت و روحیه کاربران رو به وجد آوورد:5:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهمن جون حالا منو شناختی یا به همین زودی منو فراموش کردی؟:12:
اون SMS رو که دادی و نوشته بودی((دهنت سرویس حالت رو میگیرم))تا خوندم فقط تا ده دقیقه میخندیدم:11:

بهمن من همینجا اغراق میکنم من هیچ کاره بیدم و معین خائن منو اغفال کرد:16::4:

The Legacy
03-22-2009, 06:21 PM
دوستان من يه اي دي 4Shared فردي به نام حسن رو هك كردم . كي ميخواد توش پر موزيكه . هر ميخواد پ.خ بده مرسي.
بنده هم بازگشت باشكوه ريش سفيد سايت رو مي تبريكم !!!!!:4:

Goldberg The Man
03-22-2009, 07:00 PM
در پي ظهور مجدد مرجعيت اعلاي كاربران ايران دبليو اي،دفتر حضرت آيةالله العظمي حاج شيخ علي گلدبرگي از مراجع تقليد بيانيه اي از طرف معظم له به مناسبت اين روز تاريخي منتشر كرد كه متن كامل آن به شرح ذيل مي باشد:

بسمه تعالي
بازگشت شكوهمند،سلحشورانه،پر افتخار و عزتمند جناب مستطاب،اعلم العلماء،افضل الفضلاء،افقه الفقهاء،اعظم العظماء،عارف كامل و سالك واصل،زعيم حوزه،فخر المحققين و قرة عين المومنين،استاد الفقهاء و المجتهدين،ثقةالاسلام،مقام عظماي ولايت تامه و مرجعيت عامه حضرت آيةالله العظمي علامه حاج شيخ ابوالفضل بيات-دامت بركاته و افاضاته و ظله العالي-را به برادران طلبه و مدرسين حوزه علميه ايران دبليو اي و عموم برادران ايماني و ارزشي،آحاد مردم و مقلدين شريف پيرو خط ايشان تبريك و تهنيت عرض نموده از پروردگار متعال مسئلت دارم همه ما را در پيمودن راه نوراني آن مرجع عاليقدر ياري و نصرت فرمايد ان شاءالله تعالي...
و السلام علي من اتبع الهدي
الاحقر علي الگلدبرگي
دوم شهر فروردين سنه يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت خورشيدي

*معاونت اطلاع رساني كانون هوادارن حضرت آيةالله العظمي بيات با همكاري دفتر مرجع عاليقدر آيةالله العظمي گلدبرگي-حفظه الله-*