ورود

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)



صفحه ها : 1 [2] 3

Anathema
09-17-2010, 08:46 PM
میتینگ 26 شهریور

همونطور که اکثرتون اطلاع دارید امروز یک میتینگ مشترک بین بچه های انجمن فور فان و Iwe برگزار شد
بعضی از دوستان کم لطفی کردن و نیومدن مثل آقا عرفان و آرمان دین پور و علی هانتر از Iwe و آیدین جدایی و اردلان از انجمن فور فان

بگذریم

امروز ساعت 2 از کرج حرکت کردم به سمت تهران ، به علت فوت عموم مجبور شدم قبل از میتینگ یک چند دقیقه ای برم خونه مادر بزرگم . بعد زنگ زدم به مرتضی و قرار گذاشتم بریم در خونشون که باهم بریم . خلاصه ساعت 4 ایشون اومدن دمه در و راهی مترو شدیم . دمه ایستگاه امام ***** که پیاده شدیم جناب آرمان PRS آدمینِ همیشه غایبِ فور فان هم به ما اضافه شد
سه تایی رفتیم طرف پارک شهر ، از در که وارد شدیم سعید زنگ زد به گوشی من و با آرمین و رسول به ما اضافه شدن ، بعد کم کم هی زیاد شدیم و همه اومدن
اول میتینگ یکم بچه ها باهم سرسنگین بودن و این خیلی عادی بود چون واسه باره اول بود همدیگر رو دیده بودیم
خلاصه دیدم اگه اینجوری باشه تا آخر میتینگ همینجوری میمونه ، رفتیم قاطی بچه های Iwe و یکم پشت سر بچه های هر دو انجمن غیبت کردیم

قابل توجه آدمین و مدیران : آرمین و سعید و رسول پشت همتون غیبت کردن ، لطفا هر چه سریع تر اقدام کنید . با تشکر

خلاصه بچه ها یکم باهم آشنا شدن . رفتیم یکجا نشستیم و یک چند تا عکس گرفتیم
بعد منو آرمین و سعید و رسول رفتیم یک توپ والیبال خریدیم که با بچه ها سرگرم بشیم
بچه ها رو جمع کردیم که " گوجه " بازی کنیم . نکته ی جالب این بود که مرتضی شایق همش وسط بود :)) انقد زدیم تو سرش فک کنم اسم خودش رو هم یادش رفت بنده خدا :دی

بعد از گوجه رفتیم یک خرس وسط بازی کردیم ، دو تا تیم شدیم و بازی کردیم
این برادر مصطفی عزیزی به طرز وحشیانه ای توپ ها رو پرت میکرد :| با تمام عقده ای که از معلم اول دبستانشون به خاطر مشق های زیاد داشت ، تمام عقده هایی که به خاطر کتک خوردن از پسر همسایه در بچگی تو دلش مونده بود و... این توپ ها رو پرتاب میکرد :-s
البته بعضی از کارشناسان گفتن که ظاهرا سی دی هاش فروش نرفته :دی
خلاصه بچه ها خیس عرق شدن ، گفتیم حالا که عرق کردیم پس گور پدر لباس و .. بریم فوتبال
فوتبال از همه بیشتر حال داد ، برادر مصطفی عزیزی مثل لودر از اون ته شروع به حرکت میکردن و تمام بازکنان و چمن و ... رو داغون میکرد و میومدن جلو ، اما بچه های غیور تیم ما هم مثل آرمین دو سه بار نارنجک بستن رفتن زیرش :))
آرمین انصافا بازیش باحال بود ، فقط یک مشکلی که این بنده خدا باهاش مواجه بود این بود که حتی اگه تمام بازکنای تیم حریف رو هم دریبل میکرد آخر سر سعید ( بازیکن تیم خودمون ) توپ رو ازش میگرفت . سعید هم در پست مهاجم لاشخور انجام وظیفه میکرد
حسین دروازه بان ما بود ، بعد این بنده خدا یک توپ رو باحال گرفت بعد بچه های تیم خودمون تشویقش کردن ، آقا یهو جوگیر شد و آیه ی شریفه ی " Its True ، Its Damn True " رو تلاوت کرد و زد زیر توپ که توپه دو ساعت بعد برگشت :|
از اونجا شد که تصمیم گرفتیم دیگه تشویقش نکنیم :دی
سعید تو یاهو به من گفته بود که پارک شهر پیرمرد بچه باز زیاد داره ولی من گفتم داره شوخی میکنه . فوتبال که بازی میکردیم مرتضی شایق تو دروازه وایساده بود ، بعد یک پیرمرد هم بیرون از زمین همش نگاهش رو مرتضی بود :))
آقا ما زمین رو عوض کردیم دیدیم پیر مرده راه افتاد اومد دم این یکی دروازه =)))

بچه ها هم از همه ی بازیهامون فیلم گرفتن و بزودی تو انجمن میذاریم + عکس هایی که همون اول گرفتیم

خلاصه میتینگ خیلی باحالی بود و خیلی خوش گذشت ، امیدوارم واسه دفعه های بعد بیشتر هم بشیم

Olympic Hero
09-17-2010, 08:54 PM
البته بگم من یه توپ رو خوب نگرفتم .. 100 تا توپ رو خوب گرفتم :4: در مورد داش سعید هم که کفش طلا رو در بازی فوتبال بدست اوورد . در کل روی آرش برهانی رو سفید کرد با بازی زیباش . داش ممد هم که خوده رونالدو بود لا مصب :4: آمین هم مهاجمه مثلا تکنیکی بود . رسول هم با یک بازی تخریب گر خیلی قشنگ 2-3 بار دروازه رو نجات داد :4: البته سعید تو وسطی هم دستکش طلایی " گل دادن " رو برا خودش کرد .:4: یه میله هم بود که مثلا قرار بود از دروازه دفاع کنه .. بی پــ.در هر چی اومد نه نگفت و توپ رفت تو دروازه :70:

در کل میتینگ خیلی خوبی بود و واقعا جای همتون خالی بود . با بچه ها هم خیلی حال کردم از داش شایق گرفته تا داش سعید و آرمین و رسول . .... امیدوارم تو دوره بعدی همه بیان تا مثل اینبار خوش بگزره .

یه معتاده هم اول میتینگ به من و بابک امار داد که ریدیم بهش رفت :4:

The Shadow
09-17-2010, 08:56 PM
هر کی پشت سر من غیبت کرده بگه هیچ کاریش نمیکنم فقط دو سه تا فوحش نثارش میکنم :4:

با اینکه در جمع نبودم ولی از همین جا اعلام میکنم عرفان و آرمان و کیان و علی خیانت کار صد در صد پیچوندن میتینگ رو ، حالا از ما گفتن بود :4:



فوتبال که بازی میکردیم مرتضی شایق تو دروازه وایساده بود ، بعد یک پیرمرد هم بیرون از زمین همش پشمش رو مرتضی بود :))


:55: :11: :55:

ممد درستش کن ، البته خیلی پایه بود :4:

The Basted
09-17-2010, 09:03 PM
جان محمود با توپ بالیبال فوتبال بازی کردین ؟! :4:

من دیدم آرمان نمیاد ، سعید شاپس نیست ... عرفان نمیاد ... سابقه آرمین هم که خرابه :55: ... از رسول اینا هم خبر نداشتم ...
تازه کار داشتم ، اگه بیکار بودم میرفتم لاقل پیش ممد اینا ... ما نیس با جدایی یه دوره دعوا داشتیم ، گفتیم میاد حالا یه کاری دستش میدیم ! :4:

میتینگ بعدی رو میریم ایشالا :4:

منتظر عسک ها کلیپ ها هستیم !
بای تا های ! :1:

Olympic Hero
09-17-2010, 09:38 PM
عکس ها و فیلم دست مرتضی شایق :70: هست بنده خدا هم باید با دیال اپ آپلود کنه بنابراین خواهشا تا فردا صبر کنید عکس ها رو براتون قرار میدیم . الان هم توجه شما رو به داستان زیبای داش آرمین خوشگل :4: جلب میکنم ...

این شما و این جنگ میتینگ داش آرمین ....

Anathema
09-17-2010, 09:51 PM
هر کی فیلم ها رو میخواد اگه Adsl نداره تا فردا واسه خودش یکدونه اینترنت پرسرعت جور کنه چون زیاد فیلم گرفتیم

The Great One
09-17-2010, 09:57 PM
میتینگه خوبی بوده انگار ولی اونطور که قبلش گفتن که از هر انجمن 10 نفری میان نشده و خیلی ها پیچوندن . راستی هرکی میخواد عکس و ویدیو رو بذاره , حجم کمتر هم بذاره . ممنون

Ħ д † ε Ð
09-17-2010, 09:59 PM
میتینگ خاطره انگیز پارک شهر در 26 شهریور 1389:IWe vs 4 Fun

خوب من به صورت کامل و با تمامی جزییات این میتینگ رو شرح میدم.بقیه هم خواستن از زبون خودشون بنویسن.

خوب من ساعت 2.40 رفتم سر آزادی تا با سعید پاشیم بریم میتینگ و با بدبختی امروز که راهپیمایی واسه هتک حرمت به قرآن خودم رو رسوندم آریاشهر دم گلدیس.اونجا هم دیدم یکی بغل باجست شک کردم سعیده یه زنگ بش زدم تا اومد از تو جیبش دربیاره گوشی رو مچش رو گرفتم و با هم حال و احوا کردیم.از اونجا رفتیم مترو و سوار مترو شدیم تا بریم به سمت ایستگاه امام.
آقا سوار قطار شدیم خوشبختانه نشستیم.من یه پیرهن آلمان پوشیده بودم.دیدم پیرمرده من رو با دستش نشون داد گفت این جرمنیه نازیه و از این حرفا:53:
گذشت و سر ساعت 4 رسیدیم پارک شهر سر قرار.
هیچ کی نبود.سعید زنگ زد به جوکر ولی مثل این که رفته بود دنبال شایق تا با هم بیان.
یه نیم ساعت نشستیم دیدیم خبری نشد.یه زنگ زدیم به شایق مثل این که ایستگاه مترو رو عضوی سوار شده بودن.:53:
در همین حین هم ما رسول عزیز رو پیدا کردیم و سه تایی مثل علافا میگشتیم تا این که به رسول گفتم شماره عرفان رو داری و پیدا کردیم شماره رو زنگ زدیم عرفان گفت بنزین تموم کرده و .....
در همون حین قایق زنگ زد و گفتش ما اینجاییم اینا هی داشتن به هم آدرس میدادن که بیا اونجا که من پیرهن سفید و تبلوئه مرتضی رو که صد دست ازش داره رو شناختم و یه ضرب به طرفشون رفتیم.:4:
حالا شروع کردیم معرفی کردن که حسین عزیزمون هم اونجا پیدا کردیم و فهمیدیم ستون پنجم هم تشریف داره و به جای این که با ما بیاد با دشمن اومده.:4:
آقا اینا زنگ زدن به آیدین جدایی و قرار بود بیاد که معلوم شد کنسله.(تو پرانتز که ساسان از ما قول گرفته بود نعشش رو بندازیم و حسین هم پنجه بوکسش رو آورده بود:55:)
خوب منتظر بودیم تا دادش گل ما آقا مصطفی اومد که خیلی بچه خوب و افتاده ای بود(علی رغم توصیفاتی که بعضی از دوستان ازشون کرده بودن) همچنین آقا امیر cbtrawk که از بچه های قدیمی سایته و قدیمی ها میشناسنش به اضافه چندین نفر از دوستان ایشون که میگفتن از انجمن جمال بودن اومدن و همچنین آقا آرش mvp هم در اونجا حضور داشتن که به گفته خودش در فتنه های حضوری فعال داشته.
خوب چشممون به این عزیزان روشن شد ولی اون وسط وایساده بودیم که یهو حس کردم توی پارک شهر پارکی که توش پر پیرمرد بچه بازه همه دارن ما رو به خصوص شایق رو نگاه میکنن گفتیم بر و بکس بریم که امکان داره صفرمون باز بشه.:53:
دو سه دور گشتیم و یه جا ثابت شدیم و آخر سر رفتیم توپ والیبال گرفتیم که پولش رو رسول و ممد کینگ و سعید چمپ دادن و برگشتیم.
رفتیم وسط چمنا و یه دست گوجه و وسطی زدیم که در مسابقات وسطی بکس ما تحقیر بدی شدن و این یک لکه ننگ بر دامان ما بود.:2:
به اصرار بچه ها رفتیم فوتبال هم زدیم که دست های اول کمی جنبه مسخره بازی داشت ولی دست آخر که مهم بود رو به زیبایی کار کردیم.
یه صحنه جالب هم تو اتین بازی ها بود که یه پیرمرده وایساده بود پشت سر دروزاه و همش شایق رو دید میزد.بعد از این که زمینشون هم عوض میکردن بازم رفت این ور زمین و شایق رو دید زد.:53:البته شایق ما رو هم مجذوب کرده بود.:55:
تیم ما که من و سعید چمپ و حسین و رسول و ممد کینگ بودیم و تیم حریف هم cha و آقا منصور عسگری و آرمان پی آر اس و شایق و مصطفی عزیز بود.چون بازی های قبلی یه خورده باخت داشتیم اول بازی رمز یا خا*منه ای رو بلند داد زدیم که کل پارک برگشتن نگامون کردن:53:.با شروع بازی هم که حسین عزیز قهرمان المپیک و جولیو سزار به زیبایی از دروازه دفاع کرد و کلی توپ رو به جان خرید.بازی رو هم با هت تریک این جانب ال نینیو آرمین:4: 6-5 بردیم و تو دهنی محکمی به فور فانی ها و بچه های دیگه زدیم.:4:
یه نکته هم بگم که این قایق و دیگر دوستان بسیار وحشی هستن و چندین دفعه پای من رو سرویس کردن.البته سعید ما هم دست کمی از اونا نداشت.:53:
بعد بازی هم که همه خسته بودیم و مشغول به عکس گرفتن شدیم.در همین حین ممد کینگ رفتش و ما رو تنها گذاشت.
شروع کردیم تو ژست های مختلف عکس گرفتن.از این ژستا که بعدا عکساش هم میبینید بگم که یه ژشت رفتیم و آب معدنی ها رو به هم زدیم.
یه ژست گرفتیم ادای مموتی و یه ژست هم ادای آقا یه ژست زیبا به سبک هیتلر و یه ژست خز و خیل هم گرفتیم به سبک کشتی کج کارا.:53:
آقا عکسا رو گرفتیم که حسین گفت من برم.گفتم حسین جون کجا که دیدیم شال و کلاه کرده و داره میره و یه پنجه بوکس هم همراش بود(احتمالا واسه زدن آیدین جدایی آورده بود:55:) که دنبالش کردیم ازش بزنیم که نامرد در رفت.میتینگ بعدی پنجه بوکس مال ماست حسین.:4:
بعد اومدیم بریم که مسیر من و رسول و سعید با شایق و آرمان پی ار اس یکی شد و به سمت مترو رفتیم.سعید گفت یه چی بخوریم.مرتضی داشت ضجه میزد که آی مامانم زنگ زده اگه نرم کتکو رو خوردم که ما توجه نکردیم و یه ساندویچ سوسیس زدیم که یارو خیارشورش هم تموم شده بود:53:
رفتیم سمت مترو که شایق داشت تبلیغ 4 فان رو میکرد که من و رسول و سعید دستمون رو به قلبمون زدیم و گفتیم جانم فدای هامون و iwe که این منجر به تعجب قایق شد که ما چه طور به انجمنمون عشق می ورزیم.:34:
ایستگاه نواب رسول پیاده شد و سعید هم گفتش بیا آریا شهر و بعد اصرار فراوان تا آریاشهر رفتیم و از اونجا از هم جدا شدیم و با یک ماشین به محل عزیز و مقدس آزادی رسیدم و یک بوسه بر خاکش زدم و .....


چنتا نکته هم میگم که ضروریه.

1- اگه حسین نبود اصلا میتینگ حال نمیداد.خیلی کاراش ردیف بود و کلا همه باهاش فازیدن.حسین جون میتینگ های بعدی هم میخوایمت.:7:
2- این علی هانتر و عرفان و آرمان همشون پیچوندن.میخواستن رگ منم بزنن.والا ما رفتیم اونجا چیزی به جز صمیمیت ندیدیم.خیلی حال کردیم باهاشون.حالا آیدین جدایی نیومد اگه میومد هم مشکلی نبود.همشون بچه های خوبی بودن.کاشکی بچه های بیشتری می اومدن.
3- آخر سر مرتضی شایق یه دهن واسه ما خوندش که حسابی حال کردیم و کلی خندیدیم.سعید ازش فیلم گرفته.اگه قایق دیر بجنبه و عکسا رو دیر آپ کنه میذارتش.:4:
4- امیدواریم توی میتینگ های بعدی بقیه رو هم ببینیم.
5- منتظر شنید بهانه های بچه های دیگه به خصوص عرفان هستیم.:4:



فعلا.عکسا هم وقتی شایق آپ کرد اونم با دیال آپ براتون میذاریم که یحتمال کار کار سعید چمپه.:4:

Sherlock Holmes
09-17-2010, 10:35 PM
سلام , خوب این میتینگ هم بسیار با شکوه برگزار شد ! :24: خوب اول با ارمین اریا شهر دم گلدیس قرار گذاشتیم که با هم بریم پارک شهر ( مقر پیر مردهای بچه باز ) ! :11: تو راه همینطور که در حالت صحبت بودیم یهو چششمون به یه دیوار با شعار مقدس عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی افتاد ! :11: که یه انرژی خاصی بهمون داد سوار مترو شدیم و راهی پارک شدیم رسیدیم دقیقا ساعت 4 رسیدیم دم پارک که حالا دقیقا 50 : 4 :16: همدیگر رو پیدا کردیم البته این پیدا کردن رو هم مدیون پیرهن سفید قایق هستیم ! :11: خوب اول با بچه ها سلام و علیک کردیم وقتی چشمم به حسین افتاد گفتم این امادس ایدین رو به فنا بده :1: که خوشبختانه مرتضی به ایدین زنگ زد و گفت که ایدین نیاد و گرنه پارک شهر به خون اغشته میشد ! :23: حالا بعد چند تا از بچه ها مثل ارش کندی و امیر سر بلند که خیلی بچه ی گلیه و بقیه اضافه شدن !

بعدش که با هم اشنا شدیم تز دادیم که توپ بگیریم بازی کنیم خوب دور و ور هم توپ نبود که Olympic Hero (حسین ) گفت نگران نباشید و خودش رو خیلی به اب و تیش زد تا برای ما توپ پیدا کنه تا سرگرم شیم اول که رفت از یه بوفه پرسید که اقا توپ نداری طرف هم گفت بستنی توپی داریم ولی توپ نداریم ! :11: اول که خودم تز دادم گوجه بازی کنیم بعد از اینکه بعضیا به شدت ترکیدن بر اثر ضربه های لری ! بعدش وسطی بازی کردیم که زیاد حال نداد چون بشدت تحقیر شدیم ! بعدش هم که فوتبال زدیم اولش زیاد خوب بازی نکردیم ولی همانطور که ارمین گفت با شعار مقدس لبیک یا خا *منه ای :11: چنان نیرویی گرفتیم که دشمن رو به زانو در اوردیم من که خودم مصطفی لودر مهار کرده بودم :24: اینجا هم باید اشاره ای به شیرجه های غرور افرین حسین بکنیم !!

بعد از فوتبال هم که ممد رفت و بچه ها شروع کردن به عکس گرفتن با استایل های مختلف :4: عکس ها رو هم که باید قایق بیاد اپ کنه ولی فکر کنم با دیدن عکسا سوژه ی خنده ی یه هفتتون جور بشه ! :11: بعد از این هم با بچه ها خداحافظی کردیم رفتیم ساندویچ بدون خیار شور زدیم ! شایق هم به خاطر اینکه به صداش اسیبی نرسه لب به نوشابه نزد ! بعدش به مرتضی پیشنهاد دادیم که یه دهن بخونه و شروع کرد اهنگ سکوت محسن یگانه رو با احساس فراوان خوند جوری که کل پارک از خنده بیهوش شدن ! :11: که فیلمش هم موجوده و بزودی براتون میذارم ! :24:

خلاصه میتینگ خوبی بود و خوش گذشت امیدوارم تو میتینگ های بعدی بقیه ی بچه ها هم بیان.

MJC
09-17-2010, 10:44 PM
روح پيتر اشمايكل رفته بود تو بدن حسين؛ هر چي ميزديم با صورتشم كه شده جلوي توپ رو ميگرفت.
با اينكه چند نفر نيومده بودند ولي انقدر زياد بوديم كه نبودشون احساس نشد
دو تا گلتون رو هم فيلمبردار بازي زد :4: (آرش ام وي پي)
ولي انصافا بازي آرمين خوب بود. من و سعيد هم وسط بازي يه خم دو خم همديگرو ميگرفتيم
از شخصيت آرمان پي آر اس و رسول خيلي خوشم اومد
محمد هم كه گير داده بود به ما ! ولي يه توپ نامردي & محكم تو وسطي كوبوندم بهش :4: چونكه واقعا نميدونستم قبل از پرتاب من اوت شده
كل همه شوخ طبع بودن و باعث شد از ديدار امروز لذت ببريم
جاي محمد هم تو عكس هاي آخر متينگ خاليه

Sherlock Holmes
09-18-2010, 02:03 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

خوب اینم از اولین عکس این میتینگ که بصورت دسته جمعی هستش بقیه ی عکسها رو قایق باید اپ کنه !

ردیف پایین از چپ به راست : رسول توف , مرتضی شایق , مصطفی MJC , ایدین ( با جدایی اشتباه گرفته نشود:11: ایشون دوست امیر هستش ) و امیر سربلند cbtrawk:34:

ردیف بالا از چپ به راست : Olympic Hero (حسین ) , خودم , ارمین , ممد کینگ , ارش کندی , ارمان PRS

ShAhIn.StuUnEr
09-18-2010, 11:13 AM
از تو عكس معلومه بچه ها خيلي صميمي هستن :4:
آدم شايق با آقا مصطفي رو كه نگاه ميكنه حال ميكنه :4: مثله اينكه از دوستي دارن ميتركن:70:
اين آقا آيدين چرا اينجوريه؟:4:

CHA
09-18-2010, 11:28 AM
از تو عكس معلومه بچه ها خيلي صميمي هستن :4:
آدم شايق با آقا مصطفي رو كه نگاه ميكنه حال ميكنه :4: مثله از دوستي دارن ميتركن:70:
اين آقا آيدين چرا اينجوريه؟:4:


چه جوریه ؟ :86: شما هم اگه تو سربازی چیزت میزاشتن دقیقا همینطوری میشدی :70: شک نکن...

Olympic Hero
09-18-2010, 01:38 PM
اتفاقا همین که سن بالا بودند خیلی حال داد . همه جوون و اهل حال . پخته و دانا :4: داش مصطفی که خیلی باهاش حال کردم و داش امیر و رفیقش آیدین و دونده گروه داش منصور . برو بگش IWe هم که پرچمشون بالا بود .

در ضمن داش شاهین من باور نمیکنم تو به خاطر سیگار نیومدی . سیگار کی خواست بکشه ... وقتی کسی اینکاره نیست چرا باید سیگار بکشیم . در ضمن گیریم که ما سیگار بکشیم سیگارو زوری تو دهنت نمیخواستیم بکنیم که ... خب تو نمیکشیدی .. داش عرفان , آرمان و علی هم که بدونن حرف پشت سرشون زیاده واسه نیومدن . جاتون واقعا خالی بود ....

امیدوارم تومیینگ بعدی بچه ها بیان و اینبهونه های بنی اسرائیلی رو نیارن . خیلی دلم میخواد پژمان هم تو میتینگ بعدی بیاد تا یه حالی باهاش کنیم .

بااجازه.....

Ariyan
09-18-2010, 09:05 PM
هی برو بچس دل مارو اب میکنین....؟؟
اقا عکس هارو چرا نمیذارین پس...؟؟؟
مثل اینکه تو این انجمن خوزستانی نادر شده...
اقا یکی به ما پیام بده دیگه...
داش حسین هنوز داستانارو نذاشتیا....
نه داستان قرار من با خودت..نه سفر نامه غروز علی:4: و نه این میتینگ دیروز...

H H H
09-18-2010, 09:45 PM
روم سیا !

میتینگ رو نیومدم ولی به کسی دروغ نگفتم ، تو درختی واقعا ماشین بنزین تموم کرد lol

تا ساعت 1:45 قرار بود که بیام ولی اون موقع علی زنگ زد یا پی ام داد یادم نیست گفت عرفان میری گفتم اره مگه تو نمیری گفت نه !

گفت چون پسره جدایی میاد من نمیرم.

تا اسم این پسره اومد من یه حالی بهم دست داد ! از زندگی نا امید شدم ! برم میتینگی که این ... ( حیف مدیر ارشدم ! ) میاد !

الان واقعا افسوس میخورم که نیومدم ،


این ارش بوده و من نیومدم !

حاج امیر بوده و من نیودم !

اقا مصطفی (منو یادت ممکنه نیاد مصطفی جان) بوده و من نیومدم !

واقعا از همه دوستان چه در اینجا و چه در اونجا معذرت میخوام.

مگه این که دستتون بهم نرسه !


انشالله میتینگ های بعدی جبران میکنم !





فعلا ...

The Phenom
09-18-2010, 10:03 PM
سلام بر گشادان اسرار التوحید

همین الان از عروسی ابول میام جای هیچ کدومتون خالی نبود چون اگه می خواستین می تونستین بیایین البته منظورم به همه نیست خب بچه 17-18 ساله چه جوری می خواد از دونقوز اباد علیا رو بکوبه بیاد اینجا؟

روی صحبتم با توئه اره تو چرا خودتو به خاکی می زنی ؟ تویی که جوونای این مملکتو معتاد می کنی :14::23: میمردی یه تک پا میومدی ؟ جواب خدا رو چی میدی؟( حالا خوبیش اینه ابوالفضل هیچی نمیگه من دارم قاطی می کنم :4: )

کلا ابوالفضل خیلی دلخور شد انصافا هم حقش نبود منم دوربین با خودم بردم ولی باطریشو جا گذاشتم :94::94:

شب خوش

ShAhIn.StuUnEr
09-18-2010, 10:53 PM
حاجي آخه من نميتونم دووم بيارم :4:
چون از سيگار متنفرم يه سري هم نزديك بود پاشم دختر خالمو بكشمش :4: از خونه زدم بيرون
اما در كل جايي كه سگار توش باشه من نميرم يا نميتونم بمونم
تازه منم ميومدم سروژه جديد داشتين مسخره ميكردين آخه جديدا يه جوش زرتي وسط دماغم ظاهر شده كه به قول داشم شبيه دلقك هاي سيرك شدم :86:

ŠÄÉËĐ
09-18-2010, 11:00 PM
خیلی دلم بود میمودم ولی حقیقتشو بعضی از بچه ها میدونن .
یه سری مواقع یه مشکلاتی پیش میاد که بهتره آدم نیاد
فقط اگه میشه یه قراری بزارید که فقط بچه های این انجمن باشن
اگر دوست داریدم نزارید من فقط میام بچه های این انجمن ببینیم اونم بعد قرارتون که یه سری ها رفتن.
کلآ فکر کنم بچه های این انجمن باشن مخصوصآ عرفان و هامون و آرمان خیلی بیشتر از بچه ها میومدن.

H H H
09-20-2010, 07:55 PM
انا لله و انا علیه راجعون !! یکی دیگر هم رفت !!

خوب دوستان در اینجا جمع شدیم و میخواهیم بشیم تا در سوگ از دست دادن یکی دیگر از دوستان قدیمیمون باشیم !

امروز از طریق پیامک خبر رسید که بهنام ، اون نو گل نو شکفده ، امید زندگی من ، امید نفس کشیدن من ، قرار دیگه بینمون نباشه !

بله بهنام هم از انجن رفت و دیگر نمیتونه بیاد نت .

عجب سال بی خیر و برکتیه برای انجمن !

چه بزرگانی رو امسال از دست دادیم :

1- پوریا ( زجه بزنین همه )

2- حاج ابولفضل ( صورتاتون رو چنگ بزنین )

3- بهنام ( خون گریه کنین )


این اولین بار نبوده که در غم از دست دادن دوستمون میریم ولی امیدواریم که اخرین بار باشه.( حال میکنین چه بد گریتون رو در میارم)


به مدت 2 روز در کل انجمن ازای عمومی اعلام میکنم !!






فعلا ...

Omid.Taker
09-21-2010, 09:47 PM
سلام بر گشادان اسرار التوحید

همین الان از عروسی ابول میام جای هیچ کدومتون خالی نبود چون اگه می خواستین می تونستین بیایین البته منظورم به همه نیست خب بچه 17-18 ساله چه جوری می خواد از دونقوز اباد علیا رو بکوبه بیاد اینجا؟

روی صحبتم با توئه اره تو چرا خودتو به خاکی می زنی ؟ تویی که جوونای این مملکتو معتاد می کنی :14::23: میمردی یه تک پا میومدی ؟ جواب خدا رو چی میدی؟( حالا خوبیش اینه ابوالفضل هیچی نمیگه من دارم قاطی می کنم :4: )

کلا ابوالفضل خیلی دلخور شد انصافا هم حقش نبود منم دوربین با خودم بردم ولی باطریشو جا گذاشتم :94::94:

شب خوش


به خدا به هزار بهونه واسه عروسي ابولي خونواده رو برداشتم بردم خونه عمويه ننم كت شلوار برداشتم با كروات رفتم كفش نو خريدم مو ها مو مدل زدم رفتم سيبيلامو زدم واسه عروسي ميخواستم برم كه بابام گفت بريم آستارا بعدش 1 زنگ به هادي زدم هادي خيلي بد باهام صحبت كرد از دستش ناراحت شدم گفتم كي*م اين انگار ازم طلب داره ميخواد بهم 1 دونه آدرس بده ديگه به خاطر اينكه روي هادي رو نبينم :26: نرفتم عروسي ولي الان ديگه از دستش ناراحت نيستم :4:
اينم عكسي از شمال تا باورتون بشه :4:* سيبيلارو نگاه حالشو ببر :4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

The Phenom
09-22-2010, 12:58 AM
تنها چیزی که از امید باریک تره لامپ مهتابیه :4:

Omid.Taker
09-22-2010, 12:00 PM
دوستان 1كي از عكس هاي خنده داري كه ميخوام بزارم
البته اين عكس ها همه از انجمن خودمون گرفته ميشه همه نگاه كنيد :4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

legendarp
09-22-2010, 10:35 PM
وای به حالت معین اگر عکسه منو بزاری . عکس معین رو هم حق نداری بزاری . یه عکس دارم از توی دستشویی اون ومی خوام بزارم

Omid.Taker
09-23-2010, 11:11 AM
هادي من تاپيك مشكلات كامپيوتر رو پيدا نكردم :4:
اون كاري كه گفتي رو با DVD WRITER انجام دادم :4: بعدش ديگه بيرون نمياد با چكش زدم اومد بيرون :4: بعد سيدي هم ميزارم 2ش اصلا DVD-ROM-DRIVE هيچي نمياد :4:
سوخته؟:4:

Hunting RKO
09-23-2010, 11:28 AM
اميد عزيز ماله من هم همين طوري شده بود دوبار
يك بار ويندوز رو عوض كردم درست شد.
يك بار هم سوخته بود و من ويندوز رو هم عوض كردم اما درست نشد.
پس تو يه بار ويندوز رو عوض كن شايد درست شد اما اگر نشد يه دي*وي*دي رايتر افتادي.

Omid.Taker
09-23-2010, 12:33 PM
حسين جون وقتي دي وي دي رايتر نميخونه چطوري ويندوز عوض كنم :4:

The Proud
09-23-2010, 08:01 PM
سلام خدمت دوستان...
والا ما زیاد تو اسرار پست نمیدیم اگه این پستمون دیگه اشکال داشت بزرگان به بزرگی خودشون ببخشن که دیگه آخریشه!!!:4: و من هرچی گشتم هیچجا بهتر از اینجا برا زدن حرفم پیدا نکردم!!!:4:
به قول بابک جان هر اومدنی رفتنی داره و همین طور که ما یه روز اومدیم اینجا الانم باید بریم:4:
تصمیم گرفتم تاپیک جدا نزنم چون هم فکر نکنم بود و نبودم زیاد برا انجمن فرق بکنه و هم تازه بابک جان همچین تاپیکی رو زده ما کارشو خز نکنیم:4:
مهمترین دلیل رفتن ما هم اینه که با شروع شدن سال تحصیلی امروز که رفتیم سر کلاس فهمیدیم چه قدر عقبیم و از اون جایی هم که معدل ما از امسال برا کنکور حساب میشه گفتیم دیگه اینترنت و اینجور چیزا رو بزاریم کنار رو بچسبیم به درس!!!
به بعضی از دوستان جداگانه پ.خ زدم خداحافظی کردم بعضی از دوستانم که تنگی وقت نزاشت همینجا از شون خداحافظی میکنم ولی قبل از این که برم باید اسم چند نفر رو که تو پیشرفت من خیلی تائثیر داشتن و اینجا ببرم و رسما ازشون تشکر کنم:4:

1.اول از همه عرفان جان هست که در طول این یه سال خیلی به من کمک کرد و اگه اون نبود من الان هیچی نبودم و خیلی وقت پیش رفته بودم!!! البته با این زحمتی که عرفان جان برا ما کشید یه خط خیلی کمه ولی چه کنیم که دیگه ذهنم یاری نمیده و امیدوارم همین یه خط رو به علاوه ی اون توماری رو که پ.خ کردم رو از ما قبول کنه!!!

2.دوم از همه آقا پوریا گل(r v d) هستش که اصلا ایشون ما رو با اینجور انجمنا آشنا کرد و باعث شد این یه سال از زندگیم خیلی فرق بکنه با خیلی از بچه های با مرام از جمله خودش آشنا شم که اگه خودم کل دنیا رو میگشتم نمیتونستم مثل این دوستان رو پیدا کنم!!! همینجا ازش رسما تشکر میکنم و میگم که خیلی مخلصشم!!!:4:

3.سومین نفر حسین گل هستش که متاسفانه رفتن ما مصادف شد با شب شیشه ای ایوشن هر چند که هر جور شده با 30 تا سوال از خجالتش در اومدیم:4:
حسین واقعا یکی از بچه های گل انجمنه که به تازه وارد ها پیشنهاد میکنم که قدر همچین گوهری رو بدونن همیشه احترامش رو نگر دارن!!! ما که تو طول این یه سال خیلی باهاش حال کردیم جز اولین نفراتی تو این انجمن بود که اون زمان که ما عضو شده بودیم با دو تا نقد خیلی قشنگ از باتیستا از خجالتمون در اومد!!! و ما رو خیلی مدیون خودش کرد!!:4:

4.چهارمین نفر هم آقا آرین گل مدیر بخش ورزشی هست که از همون اول که عضو شد با هم دوست شدیم و یکی از مهمترین دلایلشم یکی مرامش بود دومم این بود که طرفدار باتیستا بود و اون زمان که هنوز کسی درست و حسابی نمیشناختش تو همه تاپیکا هوای باتیستا رو داشت این کارش باعث شد من خیلی ازش خوشم بیاد!!
کلا خیلی ادم با مرام و گلیه:4:

5.پنجمین نفر آقا احسان گل هستش که من در طول این دوران عضویتم باهاش خیلی حال کردم و خیـــــــــلی بچه ی گلیه:4: و باید خیلی بشتر از این دربارش بگم ولی نه تنگی وقت میزاره و من اصلا فکر میکنم لازم نیست چون مرام و مرفتش رو همه دارن میبینن و چیزی که قابل مشاهده هست رو هیچ وقت گوشزد نمیکنن!!!:4:

6.ششمین نفر هم آقا آرمانه البته این رده بندی ااصلا اهمیت نداره تنها دلیل این که شماره زدم اینه که یه ذره نظم داشته باشه و گرنه مرام دوستای من هم تکه و هم همشون با هم یکیه!!!:4:
اون زمان که ما تازه وارد بودیم خیلی خوب به فروم و پ.خ ها رسیدگی میکرد!!! من هر مشکلی داشتم اگه باهاش در میون میزاشتم در سریع ترین زمان و به بهترین نحو برام حلش میکرد!!:4:

بقیه دوستانم که از ارادت من نصبت به خودشون با خبرن و با اجازه به خاطر تنگی این وقت کوفتی دیگه توضیح آنچنانی براشون نمیدم:4: هر چند که باید میدادم امیدوارم که به بزرگی خدوشون ببخشن:4: دوستانی مثل »»"ارسلان"شایان" که امیدوارم اگه یه روزی عمری موند سری به فروم زدم مدیریتشون رو ببینم!!! و "مهران"مهرشاد"مهدی جان"میر علی جون"آرمین هیتد مدیر سابق بخش اخبار کچ" رسول خان "سعید جان مدیر بخش ورزشی "کیوان "جان مدیر موزیک"هامون خان مدیر کل" پژمان جان ساسان جان و حامد عزیز و.......

البته برادرم آقا مهرشاد هنوز هست و زحمت میده ولی ما میریم به هر حال هرکی خوبی بدی از ما دیده عاجزانه خواهشمندم که حلال کنه:4:
اینم از آخرین پست ما و زحمت رو کم میکنیم!!!(الان که میخوام گزینه ارسال پاسخ رو بزنم خیلی زورم میاد توی این نهصدو پنجاه و پنج پست فکر کنم این تنها پستی هستش که انقدر نوشتنش برام سخت بود:4:)
بای...

*Mankind*
09-23-2010, 09:08 PM
امید وارم موفق باشی.
یکی از خوبی های این انجمن اینه که اکثرا (97%)درس خونن.که جای شکر داره.
مهرداد جون امیدوارم با بهترین رتبه سراسری قبول شی.

The Shadow
09-23-2010, 09:29 PM
خوبه یه گروه خر خون ها به سر دستگیه پویا پینکد راه بندازم مهرداد و بقیه توش عضو شن :4:

AƦAƾH
09-23-2010, 10:11 PM
منم سردسته ي كسايي كه از مدررسه بيزارن.يكاري ميكنم مثل خودم 2سال خونه نشين شين مدرسه نرين:4::9:

Keyvan
09-23-2010, 11:22 PM
مـهرداد جون طاقتش سخته که بخوایم شمـا رو هم از دست بدیم .

درسته درس ها شروع شده . ولی می شه با یک برنامـه ریزی خوب و دقیق به نت و بازی و غیره هم پرداخت .

ولی به هر حال هر جور خودت صلاح دونستی و می دونی انجام بده . امیدوارم در مراحل زندگیت هم موفق و پـیروز باشیم .

سعی کن بیشتر به ما رفیقات سر بزنی . نه نرو ... ! :10: ( :4: ) این تیکه شوخی بود .

مویـد باشی . کـیوان .

ShAhIn.StuUnEr
09-23-2010, 11:38 PM
دوستان , رفقا كم كم ما هم حلال كنيد :4:
چون با تهديداتي كه پدر بزرگوار كردن نت بنده در سال تحصيلي جديد برداشته خواهد شد :86:
اينو بگم كه من نهايتا تا شنبه پيش شما هستم و بعد از شنبه كم كم ما هم باس خداحافظي كنيم البته يه پست اساسي باس بدم كه فعلا اين كارو نميكنم :4:

H H H
09-23-2010, 11:49 PM
با شروع فصل مدارس :

1- تعداد انلاین های یاهوو 95% کاهش پیدا کرد


2- کاربران انجمن یکی یکی در حال ناک اوت شدن هستند !


فعلا ...

AƦAƾH
09-24-2010, 12:27 AM
جالبه بچه ها با شروع فصل مدارس نتشون قطع ميشه و به قول داش عرفان ناك اوت ميشن:4:
من تا شنبه يشنبه ADSL وصل ميكنم:4:
24 ساعتم آنلاين ميمونم جا همتون رو خالي ميكنم:4:

H H H
09-24-2010, 01:27 AM
نام فیلم : خودکشی نهنگ ها - قسمت اول

محل فیلم برداری : فروم ای دبلیو ای

زمان فیلم برداری : 3 ماه تابستان

زمان اجرا : 1 مهر


---------------


نام فیلم : خودکشی نهنگ ها - قسمت دوم

محل فیلم برداری : فروم ای دبلیو ای

زمان فیلم برداری : از 15 اسفند ماه تا 15 فروردین

زمان اجرا : 15 فروردین

ShAhIn.StuUnEr
09-24-2010, 02:41 AM
عرفان نفهميدم چي نوشتي :4:
يه توضيحي در باره ي فيلم جديدت ميدي؟:4:

----------

عرفان :

سلام

" خود کشی نهنگ ها " یه اصطلاحه ! lol

نهنگ ها خانوادگی زندگی میکنن ، وقتی که به بن بست میخورن ( کمبود غذا یا شکست تو نبرد با دیگر دریازیان و ... ) دسته جمعی به سمت ساحل میان و خودشون رو پرت میکنن تو ساحل و خودکشی میکنن.

الان دوستان و کاربرای عزیز انجمن یکی یکی دارن دارن به ساحل میرسن lol


فعلا ...

SASAN
09-25-2010, 01:58 PM
سلام.

8000 پســــــــت


خوب 8000 پست هم رد شد :4:

اما يك چيز جالب ميزارم ب عنوان كادويي هر چي حصاب ميگيرين .

همون طور ميدونين يكي از ترك هاي البوم جديد لينكين پارك Wretches And Kings بود .
ريميكس اين اهنگ به نام Akhoonds And Kings ميـباشد :4:
منبع :: ( ريميكس توسط پدي ال پي يكي از هواداران ايراني ال پي صورت گرفته است )

براي دريافـت اهنگ كليكــ كنيد ::* لينكـــــ (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)!



فعـــلا :4: ...............

Ғ Д † Д Ł β
09-25-2010, 02:53 PM
با سلام

خداحافظی هم خز شد!!

ادامه داستان:

عرفان:مرتیکه مگه من ازت سریال خواستم تو چی بم دادی؟؟
اونا رو دادم تا یکم ارشاد بشی
عرفان:الدنگ من خودم دارم بچه ها رو ارشاد میکنم اونوقت تو یه سری خزعبل میدی تا به راه کج راست بشم:4:
اینا رو ول کن میخام فردا برم دیدن ابوالفضل!!
عرفان:واس چی؟؟
میخوام برم عروسیش!!
عرفان:مگه دعوتت کرده؟؟
نه ولی حیای گربه کجا رفته!!!
عرفان:نگو که میخوای با ما بیای!!
دقیقا هم شما ابولی رو زیارت میکننین هم من حال میکنیم
با عرفان و خان دایی و ساسی یه مشورتی کردیم دیدیم پر بیراه هم نمیگه!!!
در نتیجه آماده رفتن به دیار ساسی شدیم
حرکت نکرده دیدم گوشیم زنگ زد
ورداشتم و گفتم:الو
از اونور گوشی یکی گفت:

so fatal b you know whoooos next!!
your next!!

این جملات خیلی واسم آشنا بود
همین که برگشتم دیدم یه پسر مو سیاه با دم اسبی با اسپیر سرعت 200 رفت تو شکمم و اپاندیس و طحال و جزایر هانکرلاوسم از دهنم زد بیرون:55:
یکم به خودم اومدم دیدم میرعلیه ناکس!!!
خلاصه امعا و احشامو همونجوری جمع کردم وریختم تو شیکمم و تازه فهمیدم میر علی واسه چی اومده اینجا!!!
معین یه سری سریال به اونم قالب کرده بود که از توش سریال خاطرات پسر و پدر دراومده بود:55:
بقیه داستان هفته بعد:4:

Anathema
09-26-2010, 05:43 AM
مشاهده ی عکس های میتینگ 26 شهریور در یک فایل ویدئویی

Host: 4Shared | Size: 24 MG | Type Of File: Avi | Link: Download (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

Goldberg The Man
09-26-2010, 11:20 PM
رب اعوذ بک من همزات الشیاطین!

والا عرضم به درزتون!! که همونطور که بعضی از بچه ها میدونن ما اخیرا به دلیل برخی معذوریتها,محدودیتها و محذورات شرعی,عرفی,شغلی,عیالواری,دان شجویی و جنسی!!,یا نمیتونیم بیایم فروم یا اگر هم میایم,حضور فیزیکی نداریم و مثل یه روح! یه سرکی به گوشه و کنار انجمن میکشیم و دیگه چی بشه که ما به قول معروف کی.ر غول رو خم کنیم و مثل جن تو یه تاپیکی ظاهر بشیم و پست بدیم!!

و اما این پست فرق فوکوله! این پست یه پست ایمرجنسی و فوریه که حتما باید داده بشه! در واقع بعضی جاها آدم مجبوره بده!!! و این مورد هم یکی از اون موارده! حالا میپرسین مگه قراره مثلحرفا تو این پست چی بنویسیم؟؟

خوب پس این شما و این هم:

گزارش میتینگ علی گلدبرگ و حاج ابوالفضل
مورخ سوم مهر سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و نه هجری شمسی
مکان:مشهد الرضا,پایتخت دلها!

به قول معروف گرخیدین,نه؟ اولش خود ما هم گرخیدیم!

داستان از اونجا شروع شد که ما دیروز ظهر به شدت درگیر طراحی یه پروژه مهم ساختمانی بودیم که خیلی سنگین بود و حسابی مغز ما رو به فعالیت واداشته بود.....البته تو خواب!!!!

که ناگهان.....یا قمر منیر بنی هاشم!! یه دفعه صدای آهنگ ورودی گلدبرگ(با اون استارت خوف) بلند شد!! و ما طوری از خواب پریدیم که اگه یه شاخه 12 متری گداخته شده آهن 14 تو یه جایمون فرو میکردن ایطور از خواب نمیپریدیم!!!

القصه,گوشی رو نگاه کردیم دیدیم نوشته "Abolfazl Calling" !! با خودمون گفتیم آخه مرد مومن,ننت خوب,بابات خوب,نمیگی سر ظهر که همه سر کار و مشغول فعالیتن,یکی مثل ما ممکنه تو خواب ناز باشه!!! خوب عصر زنگ بزن,شب زنگ بزن! انگ باید وقتی ما خوابیم بزنگی؟!

گوشی رو برداشتیم و سلام و علیک و عرض تبریک به مناسبت عروسی و آرزوی خوشبختی و به پای هم پیر بشین و کی بشه نوه هاتونو ببینیم و این حرفا...! آیا راستی اینجا بگم چرا عروسی داش ابوالفضل نرفتم...

والا ما از چند ماه قبلش برا این تاریخ 27 شهریور با یکی از دوستامون برنامه ریزی کرده بودیم و قرار بود با یه تیر دو نشون بزنیم,هم عروسی رو بریم و هم 4-5 روز بعدش حسابی بگردیم و خستگی این تابستون سنگین رو از تنمون دربیاریم...

خلاصه که همه برنامه ها ردیف بود و بلیطهای رفت و برگشتمون آماده بود و قرار شد جمعه شب با قطار بریم تهران و از اونجا هم با اتوبوس بریم رشت...حتی از پنجشنبه شب چمدونهامونم بسته بودیم...

تا اینکه یکدفعه جمعه صبح طبق معمول مثل خرس! تو رختخواب افتاده بودیم که این دوستم زنگید و گفت حال مادرش بد شده و بیمارستان و اتاق عمل و این حرفا...اولش قرار شد بلیط برگشت رو به جای 31ام بندازیم 29ام که دوستم زودتر برگرده,ولی اینم نشد و دوستم گفت کلا نمیتونه بیاد...

ما هم که همه برنامه ها و هماهنگیامون با این بنده خدا بود,همینطور شوک زده مونده بودیم تا اینکه زنگیدیم به یکی از بچه ها و گفتیم آقا هه چیز ردیفه فقط تو بار و بندیلتو ببند و بریم...اینم بعد دو سه ساعت مذاکره با پدر و مادرش گفت میام,ما هم خوشحال که یه دفعه دوباره و زنگید و گفت باباش گفته چون اتوبوس خطرناکه و شما با اتوبوس میرین رشت,نمیذاره بیاد!!

حالا ما هی میگیم آخه پدر آمرزیده اولا که از تهران تا رشت راهی نیست و دوما وقتی ساعت 10 صبح حرکته,مثلا راننده میخواد وسط راه خوابش بگیره و تصادف بشه؟؟؟ خلاصه که به قول معروف کارگر واقع نشد...ما هم نشستیم هر چی سبک سنگین کردیم دیدیم تنها بریم نمیشه...و این شد که نرفتیم...حالا اینکه چرا همه این اتفاقات باید درست روز حرکت ما بیفته,خدا داند و بس...قسمت اینطور بود...

بعله...داشتیم میگفتیم که ابوالفضل زنگید و بعد حال و احوال,یه دفعه گفت الان امام رضا روبرومه!!! ما هم گفتیم مگه امام رضا اومده رشت؟!!!!! گفتش که نه بابا ک.سمغز,من الان مشهدم و روبروی حرم اما رضام!!!

ما رو میگی یه دفعه برق از فلانمون پرید و کامل اجیر شدیم! گفتیم تو کی اومدی مشهد شادوماد؟ گفتش که برا ماه عسل با خانومم اومدیم و الان 4 روزه مشهدیم و فردا صبح هم پرواز داریم به سمت رشت!! ما هم کلی بهش بد و بیراه گفتیم که آخه مرد حسابی تو 4 روزه مشهدی و شب آخر به ما خبر میدی؟؟؟ گفتش که هادی گفته علی شاغله!! و برا همین بهت خبر ندادم که مزاحمتی نشه...!

گفتیم بابا داش ابوالفضل من برنامه ها داشتم برا وقتی که مشهد میای...همیشه تو ذهنم بود اگه ابوالفضل یه روزی اومد مشهد کجاها ببرمش و چطور بهش برسم که تا عمر داره یادش نره...اینم که اینطور از آب دراومد و همه رشته هامون پنبه شد! بابا داش هادی ما شغلمون کجا بود آخه...! ما به ای داش هادی سالار تلفنی گفتیم تابستون میریم کارآموزی,فکر کردی به صورت رسمی رفتیم سر کار! خلاصه که اون از عروسی,اینم از سفر غیر منتظره آقا داماد ما به مشهد و شب آخر خبر دادنش!!

آقایی که شما باشی,داش ابوالفضل گفتش که شب یه جایی بیا ببینیم همدیگه رو...ما هم گفتیم گرچه دیر خبر دادی,ولی بازم عشق است! میریم بیرون...

شب ماشین حاج آقا رو برداشتیم و با همون دوستم که میخواستم باهاش برم شمال(هی میگم دوستم دوستم! خوب اسم داره بدبخت! اسمش احسانه و از اول دبیرستان با همیم تا همین الان که تو دانشگاه هم با همیم) حرکت کردیم سمت حاجی...حاجی یه هتل گرفته بود دور و بر حرم. رفتیم و منتظر ابوالفضل وایستادیم و بعد از 5-6 زنگیدن که کجایی و بیا راست و برو چپ و این حرفا,یه دفعه دیدیم زمین و زمان روشن شد!!

شادوماد ما از دور داشت میومد و یه هاله نوری!!! به این شکل(الان دارم دستامو مدل دکتر که برا آیت الله جوادی آملی تعریف میکرد تکون میدم!!!) احاطه اش کرده بود به طوری که من و احسان و ملتی که اون دور و بر بودن ا نیم ساعت حتی پلک هم نمیزدیم!!!!

خلاصه اومد و هنوز به ما نرسیده,ما مثل گلدبرگ که خیز برمیداره برا اسپیر,دویدیم سمتش و بغلش کردیم و ماچ و بوس و زیر بغل و پشتک وارو و آفتاب مهتاب و زیر یه خم و این حرفا!! حتی میخواستیم از هم دیگه لب بگیریم!!! که دیگه چون جلوی حرم بودیم رومون نشد!!!!! داش ابوالفضل یکی اینکه از موهای بلندم تعجب کرد و یکی اینکه گفت از یتینگ پارسال خوشتیپ تر و گوشتی تر!!! شدی!! ما هم گفتیم بابا تو عربی و خطرناکی!! به میزان گوشتی بودن هیکل ما چیکار داری!!!

داش ابوالفضل رو با احسان معارفه کردیم...البته قبلش زیاد به احسان در مورد ابوالفضل گفته بودم و احسان هم شدیدا دلش میخواست این علامه دهر و نابغه قرن!! رو رویت کنه! که توفیق حاصل شد و به وصال یار از نظر غایب رسید!!!!

به داش ابوالفضل گفتیم چقدر وقت داره چون میخواستیم تنظیم کنیم که کجا ببریمش...خودم میخواتم بریم شام بخوریم که گفت با خانومش قبل از ما خوردن...پس گفتیم میریم یه کافه ای چیزی...ابوالفضل گفت یه ساعت وقت داره! ما هم هر چی گفتیم بابا تو یه ساعت نمیشه کاری کرد و عملیات تو مرحله Soft.core می مونه و به Hard.core نمیرسه!!! افاقه نکرد! و حاجی گفت من دیگه الان صاحب دارم!! مثل شما دو تا که عزب و ول نیستم!!!

به علت ضیق وقت رفتیم سمت پارک معروف کوهسنگی و یه کافه خوب رفتیم...و دیگه چونه هامون که از همون لحظه ظهور داش ابوالفضل شروع به کار کرده بود,تو کافه تا مرز ذوب شدن گرم صحبت شد!! یک ساعت و خورده ای تو کافه بودیم و سه نفری از هر دری صحبت کردیم...

اول از ابوالفضل راجع به ایکه تو این 4 روز مجاهای مشهد رو گشته پرسیدیم که چند جا رو گفت و از جمله گفت با خانومش رفته باغ وحش وکیل آباد و اونجا چند تا از بچه های انجمن رو دیدن!!!!!!

دیگه بعدش زدیم تو خط بحث شیرین زوجه اختیار کردن و مصائب و مشکلات و الزامات و مسائل قبل و بعدش...! و واقعا از تجربه ها و حرفای قشنگ داش ابوالفضل تو این زمینه استفاده کردیم...خیلی حرف زدیم و اینجا مجالش نیست که من همه شونو بگم...کاش صدای داش ابوالفضل رو ضبط میکردم...خیلی حرفای ناب و مفیدی زد و ماشاءالله چون شیرین هم صحبت میکنه,حرفاش قشنگ تو دلت میشینه...و البته گزارش تفصیلی از مراسم عروسی حاجی دریافت کردیم...و به همراه مقادیری عکس به سمع و نظرمون رسید! که دیگه این یه قلم رو خود حاجی باید بیاد اینجا تعریف کنه!

از این بحثا که بگذریم,یه ذره از سیاست و بحثای متفرقه حرف زدیم و در آخر هم کمی(فقط کمی!!!) غیبت بچه های اینجا رو کردیم!! از وضع فعلی انجمن گفتیم و مراتب نارضایتیمونو اعلام کردیم...از گذشته انجمن یاد کردیم و حسرت اون دوران طلایی اسرار یک رو خوردیم...از نسل جدید و با استعداد انجمن گفتیم...برای داشتن آینده ای درخشان در انجمن اظهار امیدواری کردیم...از بچه های جدید پاک و باعشقی مثل داش بابک گل یاد کریم و اتفاق نظر داشتیم که راه ما و این محفل صمیمی ما رو امثال داش بابک داش حسین و بقیه باید در نبود ما ادامه بدن...و در آخر هم من از داش ابوالفضل قول گرفتم که بعد اینکه به طور کامل به خونه جدیدش تو اهواز نقل مکان کرد و با خانومش زیر یه سقف رفتن و مستقر شدن,هر چند کم ولی باز هم به انجمن بیاد...

یه عکس تو کافه گرفتیم که میبینید:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بعدش از کافه اومدیم بیرون و برای گرفتن مقادیری عکس بیشتر,رفتیم داخل پارک...البته سوژه و جای باحال برا عکس گرفتن زیاد بود ولی خوب متاسفانه داش ابوالفضل وقت نداشت و برا همین هول هولکی به اولین سوژه مناسب که رسیدیم چند تا عکس یادگاری گرفتیم :
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بعدش به داش ابوالفضل گفتم بیاد هر دو به صورت "کفتری" بشینیم لب حوض مانندی که اونجا بود...ابوالفضل هم نمیدونست "کفتری" نشستن یعنی چی! ما هم توضیح دادیم یعنی مثل کفتر که میشینه لب تاقچه,اونجوری بشینی رو میگن کفتری!!! البته اکثرا برادران خفن جوات به این مدل میشینن کنار خیابون یا رو صندلی!!!!

اینم عکس کفتری ما و داش ابوالفضل:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم یه عکس سه نفره,ما و داش ابوالفضل و احسان(فقط چشمامون مثل این گربه سیاها شده!!):
لینک (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عکسارو که انداختیم,دیگه ابوالفضل گفت دیرش شده و باید برگرده یش صاحبش!! یعنی خانومش! راستی یام رفت بگم که گویا خانومش کسالت پیدا کرده بود و برا همین تو هتل مونده بود برا استرحت...خلاصه که پریدیم و تو ماشین و گازش رو گرفتیم سمت حرم و هتل داش ابوالفضل...البته همینجا یه سوتی مبتدیانه ما دادیم و یه اتفاقی افتاد که هر چی بهم خوش گذشته بود از سوراخای دماغم دراومد...همین قدر بگم که یه نیمچه بلایی سر ماشین حاج آقا اومد!! و بماند که تو راه برگشت این احسان نامرد از عقب ماشین هی به ما بابت این سوتی تیکه انداخت و خندید و داش ابوالفضل هم هی گفت به خاطر من بوده و شرمنده ام و پا قدم من بوده و این حرفا!!

بالاخره رسیدیم و لحظه تلخ وداع فرارسید...داش ابوالفضل رو چند بار بغل کردیم و بوسیدیم و بدرقه اش کردیم...این وسط احسان و داش ابوالفضل هم به همدیگه اظهار علاقه کردن! و ما هم بلافاصله بعد از اینکه ابوالفضل رفت,دلمون براش تنگ شد...واقعا حیف که فاصله مون اینقدر از هم زیاده,ولی خوب به قول داش ابوالفضل دلامون مثل دو برادر به هم نزدیکه و از ته قلب همدیگه رو دوست داریم...من یکی که عاشقتم داش ابوالفضل گل...

و اینگونه بود که باز یه شب به یاد موندنی دیگه تو زندگی من اتفاق افتاد,شبی که مثل میتینگ پارسال تهران هیچوقت یادم نمیره...

------------------------------------------------------------------------------------------

خوب میبینم که بعد گذشت چندین سال از تاسیس فروم,برادران ارزشی اینجا و فروم بقلی یه حرکتی ولو مختصر به باسن های مبارک دادن و میتینگ گذاشتن!! خیلی عجبه بابا...

به هر حال ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس...ما خیلی خوشحال میشیم از دیدن بچه هایی که با صمیمیت کنار هم جمع میشن(با دیدن عکساتون کلی سوژه به ذهن پلیدمون اومد که بر اساسشون یه شرحی از میتینگتون بنویسیم ولی کو وقت و کو حوصله...)...قدر ای روزا رو بدونین...به قرآن اگه من تهران بودم خدا میدونه چقدر با هادی و شایان و امثالهم میرفتم بیرون...خدا میدونه چند بار میرفتم رشت که دایی بهمن و داش معین مددی و بقیه رو ببینم...یا اگه فاصله ام اینقدر با اهواز زیاد نبود چه برنامه ها که با داش ابوالفضل پیاده نمیکردیم...

ولی خوب افسوس که راه دوره و نمیشه و برام مقدور نیست...ولی شماها که اکثرا تو تهران و شمالید و اینقدر تو محیط مجازی قربون صدقه هم میرید و حال میکنید و چاکرم مخلصم میکنید,باید خیلی بیشتر از اینا میتینگ بذارین و از این فرصتها استفاده کنین...حالا من نمیگم سنم زیاده ولی همینکه سنتون یه کم از اینی که سهت بالاتر رفت,به معنای واقعی کلمه افسوس این دوران الانتون رو میخورین اگه درست و حسابی بهره نبرده باشین...همونطور که من و خیلیها مثل من حسرت میخوریم...و بعدشم اینقدر دیگه سرتون شلوغ میشه و تو ذهنتون دغدغه دارین و حرص و جوش میخورین و استرس برای مشکلات و آینده و غیره دارین که دیگه دل و دماغی براتون نمی مونه...همونطور که من الان دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم...

خوب از منبر بیایم پایین!....غرض از این پست فقط شرح میتینگ بود و ایشالا سرتون رو به درد نیاوره باشم و خوشتون اومده باشه...جای همه بچه های باحال و اهل دل و محفل نشین و اسراریها خالی بود...حالا ابوالفضل هم گفت اگه شد تو اولین فرصت یه شرح میتینگی مینویسه...

زیاده عرضی نیست...

یا علی...

The Shadow
09-27-2010, 03:00 PM
میتینگ نوشتن رو از حاجبمون یاد بگیرید :70: یه میتینگ ـه 2-3 نفره رفتن تو یک ساعت و هر اتفاقی افتاد و نوشته و 300 خط شده اونوقت اینا 10 نفری پا میشن میرن میتینگ و 6-7 ساعت رو به یللی و تللی میگذرانند و هر 10 نفر میان پست میدن و روی هم بذاری 20 خط نمیشه :4:

ولی چیزی که جالبه استایل حاج ابوله :4: من نمیدونم این چه مدلیه تو اون عکس دومی که تو بیشتر عکسهایی که از حاجی دیدم همیشه دست به جلو ایستاده :4: استایل جالب و انحصارییه :4:

جالبه هادی به من میگفت نمیای عروسی ابولی ، بهش گفتم اولاً که دعوت نبودم ، دوماً مگه مغز خر خوردم از اصفهان پا شم بیام رشت :4: ! البته اگه رشت بودم حتماً میومدم و افتخار میدادم ، حداقل کاری که از دستمون بر میومد این بود که یه قر کمر ، بندری ، پشتک ، هلکوپتری چیزی میزدیم و مجلس رو گرم میکردیم ولی نشد دیگه . ان شاء الله تو عروسی حاج علی جبران میکنم :4:

The Phenom
09-28-2010, 01:42 AM
ولی چیزی که جالبه استایل حاج ابوله :4: من نمیدونم این چه مدلیه تو اون عکس دومی که تو بیشتر عکسهایی که از حاجی دیدم همیشه دست به جلو ایستاده :4: استایل جالب و انحصارییه :4:



احتمالا به خاطر اون عمل معروف دوله که سابق بر این انجام شده و دستای ابول نقش دول بند رو به عهده گرفتن

پ . ن : امروز عرفان یه اس ام اس بهم داد که راجع به تاریخچه دول بند و . . . . لود :4:

H H H
09-28-2010, 10:12 PM
دوستان گرامی ، اینجا اسرار هست نه تاپیک هوا شناسی و کل کل فوتبال !

در صورت تکرار خون به پا میکنم !!


فعلا ...

The Phenom
09-30-2010, 12:53 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

H H H
09-30-2010, 01:05 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>




دایی وسط اون دارو درخت، دوتایی چی کار میکردین ؟! :4:

-----

حاجی گقدر شکسته شده بعد از ازدواج !

The Phenom
09-30-2010, 02:32 AM
JJ جون اینا مال قبل ازدواجه

در واقع اخرین روزای حیات ابولیه:4:

legendarp
10-03-2010, 12:40 AM
باز چشم مو رو دور دیدین ریختین سر هم ها
--------------------
داش علی جان قربونت برم تو نمی دونی ابولی از یه ور ترک از ور دیگه لر از اون طرف که ببینی لک تو اهواز می شینی یه ریشش هم به عرب نفت خور می خوره الانم که رشتی شده آخه اون وقتی من حرف می زنم میفهمه . داره با با یه جاش دور اتاق تک چرخ می زنه
--------------------------
ببین من بهش گفتم علی کار آموزی می ری نگفتم سر کار سر کار می رفتم که خوشحال می دشم .
آخه ابولی جان می خوای بپیچونی هم درست بپیچون
-----------------------
بابا حاج علی فدای موهات واجب شد یه عکس از خودم بزارم ماله من تو نوکه سینم اومده
------------------
ایول داش بهمن به اینا می گن عکس داوینچی هم نمی ونیست بگشه که تو گرفتی
خدایی ببینید چه جونوری هست .
البته گروه 7 داره بررسی می کنه و رای زنی های خودشه شرو کرده که اگر این بار اومد رشت نگه دارنش توی جنگل فرار نکنه خون جا بمونه
---------------------
در کل با عرض سلام و خسته نباشید به هم می گیم ما هم هستیم .
اومدیم شروع کینم همه چیز بر عکس شد . 8 صبح تا 8 شب کار بقیش هم عین مرده می مونیم .
-----------------------
همتون رو دوست دارم به جز اون پلانگتون کر و کثیف که اسمش معینه
یا حق موفق باشین

Ð-i-R-Ť-Y
10-03-2010, 03:47 PM
JJ جون اینا مال قبل ازدواجه

در واقع اخرین روزای حیات ابولیه:4:


دایی View بهتر از این جا پیدا نکردید :دی
دایی با این عکسا سبک خاص خودش رو در خاورمیانه برای اولین بار پیاده کرد :11: :دی

The Phenom
10-03-2010, 08:38 PM
این عکسا رو جایی ارائه بدم جایزه پولیتزر رو شاخه:4:

Ғ Д † Д Ł β
10-04-2010, 01:00 PM
با سلام
امروز تعطیل رسمی بود و هیچ بهوونه ای نتونستم واسه انجمن نیومدن پیدا کنم
بدجور دلم واس پست بچه ها لک زده بود
امروز انشا ا... در خدمتتون هستیم:4:


ادامه داستان اسرار:4::
رسیده بودیم اونجا که میر علی با اسپی رزد دهم مهن ما رو آسفالتش کرد:4:
از میر علی پرسیدم:نا انصاف چرا همچین کردی
گفت چرا نیومدی مشهد؟؟
گفتم خدا شاهد این زید ما چون اس ام اس های عاشقونم رو که واست سند کرده بودم خونده بود:55:فک میکرد تو دختری:53:
تا فهمید ما میخوایم بریم مشهد فک کرد تمبونمون دو تا شده واس همین نزاشت بیام:4:

تو همین لحظهد میر علی یه نگاه غضب ناکی انداخت به معین یه فریاد گلدبرگی زد

دیدیم معین از پایین نشتی داره و داره نم پس میده
ساسی و عرفان و میر علی زدن زیر خنده:4:

ولی میر علی با جوانمردی هر چه تمام یه اسپیر حواله معین کرد طوری که هنوزم که هنوزه معین نتونسته تیکه های گمشده اعضا و جوارحشو از باغ حیاطشون جم کنه:4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه میر علی هم که عوض سریالا رو در آورده بود آماده رفتن میشد
گفتم الان که خیلی زوده
گفت با ابولی قراره میتینگ دارم:27:
من و خان دایی و ساسی هم که از خدا خواسته گفتیم مام میایم:4:
سوار لندهور خان دایی شده و رهسپار دیار میر علی شدیم:4:
نزدیکیای مشهد یهو میر علی داد زد:نگا این سیاوش قمیشیه:53:
گفتم چرا شر میگی اونی که تو ایرانه حبیبه نه سیاوش
گفت به جون خودم این سیاوشه!!
نگا کردیم دیدیم راست میگفت!!!سیاوش داشت بغل جاده با یکی قدم میزد

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

یهو عرفان داد زد:بابا این هادیه خودمونه که!!
دیدیم اه!!!لامصب کپیه سیاوشه:4:
نگه داشتیم و یه روبوسی درست و حسابی کردیم

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

هادی پرسید:شما ارازل دارید کجا لشکر میکشید:4:؟
میر علی گفت:ابوللی داره میاد مشهد!!
گفت برو خودتو مسخره کن،من الان با ابولی حرف زدم گفت دارم تو عروسیم قر میدم و بابا کرم میرقصم:55:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

یهو رنگ میر علی شد بنفش ارغوانی:4:
گفتم چته میرعلی؟؟
گفت:گربه بشاشه به این ذهن و حافظم :53: که کلن عروسیه ابول رو فراموش کردم:27:
گفتم آخه بتو هم میگن رفیق:23:
ابولی اگه به من گفته بود خودم که سهله یه چند تا رقاصه و دمبک زن ورمیداشتم میبردم به مجلس:4:
ناگهان گوشی میرعلی زنگزد!!!
میر علی گزاشت رو آیفون:4:
یه صدای جنوبی از اونور گفت::4:

Mir ALi
you arent coming in my wedding!!
so: R.I.P


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

ادامه دارد

SASAN
10-04-2010, 09:57 PM
سلام.

دوستان عزيز ما تا 10 بهمن همين حدودا كمتر در خدمتتون هستيم .

البته تو اين چهار ماه اخر هفته جمعه يا شنبه با شوء كمپاني در خدمت هستيم .


فقط حضورمون در فورم كمتر حس ميشه . مثل قبل نيست .




به هر حال اومديم از همه دوستان خداحافظي كوچكي كنيم . مشكلات اين ترم دانشگاه نميزاره زياد در خدمت باشيم . :3:



شب خوش ................

The Shadow
10-04-2010, 10:11 PM
ساسی ، گریه نمیکنم چون پشت سر مسافر گریه شگون نداره :4:

برو و با نمره ی بالا برگرد ولی مدیونی اگه بالای 17 بشی ، نمیخوام وقتی میگم ساسی یاد یه خر خون بیفتم :4:

THE DARKEST SIDE
10-04-2010, 10:15 PM
این که همه ی ترم ها رو 7 گرفته بزار یه دونه 17 بگیره

نه شوخی کردم ساسی جون کارت خیلی درسته:5::5::5:

ایشالا همیشه موفق باشی

منتظر حضور پر شور شما در شو هاب به عنوان منیجر هستیم

الانم عرفان میاد یه پست در عنوان خودکشی نهنگ ها میده:4:

legendarp
10-04-2010, 11:48 PM
آقا دوستاننه بگم درس نخونین بابا نخونین آخرش خودتون پشیمون می شین .
ما رفتیم سر کار یا رو گفت تحصیلات گفتم لیسانس اونجا نوشت . همین الانم استخدام رسمی ام توی وزارت کار هم هم چیزم خورده لیسانس ولی یکی بر نگشت بگه آقا این مدرکت کو یه کپی شو بیار بیبینیم کجا درس خوندی . اصلا نپرسیدن چی خوندی . فکز کن مضطراب شوری مدرن با کف و صابون گلنار هم می خوندم خوندم خونده بودم به همین راحتی .
------------------------
این همه درس بخونی آخرش می خوای بری سر کاری که به درست هیچ ربطی نداره چه فایده
-------------------
تا الان من تنها یه رشته رو دیدم که درسش یه ذره با کارش مربوطه .
رشته کامپیوتر هست که طرف لیسانس می گیره آخرش با قرض قوله یه زیر پله ای جایی اجاره می کنه فیلم و آهنگ و شو رایت می کنه و یه کامپیوتر ویروس می کشه و یه ویندوز نصب می کنه 5 تومن بعد م یگه چی بگم پول بیشتر بگیرم بگیرم 2 هزارتا چرت و پرت از درسایی که خونده بلغور می کنه واسه طرف که 1000 تومن بیشتر بگیره آخرش طرف 500 ت چونه همسایگی می زنه هیچ به هیچ .
تمام رسی که خونده سر هر پیسی می خواد 1000 تومن سود کنه همین .
---------------------------------
ولی خداییش توی این دوره زمونه که ایشالا این وضع خراب بشه تو با دکترا برو توی صف نون وایی بگو آقا من دکترا دارم 5 تا نون بده بهت میگه بیلاخ برو اوسگل عمع منم دکتری داره
ولی هحالا برو صف نون وایی نصف پول رو بده چون نصف رو دادی بهت 5تا نون رو می ** میگه بقیش رو بعدا بیار .
--------------------------------
حالا مثلا شما فکر کن یه پلانگتونی مثل معین می خواد لیسانس بگیره آخرش می خواد سریال بفروشه که چی
------------------------
دوستانه بگم اگر دستتون توی جیپ مبارکه دره و جیب پدر به بانک وصله پس هیچ درست بخونید تا خواستگار براتون بیاد
ولی اگر نه این شرایط رو ندارین اول فکر کار و پول زندگیتون رو بکنید درس رو همیشه می شه خوند نهایتش اینکه می دی لیسانس می خری .
توی این دوره که ماه پیش مدرک غیر انتفاعی و پیام نور و علمی کاربردی و درجه اش رو یکی کردن دیگه چه فرقی می کنه تو چی رو کجا بخونی .
الان اول سراسری
بعد غیر انتفاعی و پیام نور و علمی کاربردی و پودمانی و این چرت و پرتا
آخر هم دانشگاه آزاد رو قبول دارن .
------------------------
نخون عزیز من به خدا تا الان که درس خوندم نخ سوزن دوره دبیرستان رو تا آخر دانشگاه وقتم رو حروم کردم و پولم رو . باور کنید حدوده 5 ملیون دانشگاه خرج کردم . 5 ملیون خرج درسی کردم که می تونستم با دادن حق عضویت یه کتابخونه بدستم بیارم . حداقل اگر توی کتابخونه می خوندم بهتر هم یاد می گرفتم .
الان می گید بهت مدرک نمی دادن . بیا این مملکت رو یه مشت آدم مدرک داره و نفهمو بی سواد به اینجا رسونده . نمونش همین یارو میمونه که الان همه کارست و همه جا می شناسن انتری نجاد.
باز می خوای بگی با مدرک حقوق کو جز من 19 تا دیگه هم رفتن سر کار اصلا نگفتن برو مدرکت و بیار نوشتن و گفتن چقدر کار بلدی و دارن پول می دن .
--------------------
در کل چکیده کار ساسان جان تو که آخرش م می خوای بیای اینجا پیشمون واسمون کشتی آپ کنی و اخبار بزاری خوب همین الانم داری می زاری دیگه پول دادنت چیه .
واقعا پول دادن و اسه تحصیلی پول زوره . چون به جای اینکه چیزی هم یادت بدن همونهایی رو هم کلبدی ازت می گیرن .
--------------------------
دلم خیلی پوره خیلی دیگه داره بهم زور میاد واقعا اینجا با جهنم یه فرق داره . اونم اینه که اونجا به حق می برنت واسه عذاب ولی اینجا به ناحق دارن همون عذاب رو بهت می دن.
----------------------------------------
شب خوش یا حق موفق باشید

H H H
10-07-2010, 11:34 PM
معین در حال پرس سیـــنه با دستگاه (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> teJ11qzbr0xo1_400.gif)

پ.ن : گذاشتن این جور پست ها در اسرار ممنوع هست ، چون معین بود نمیشد جای دیگه گذاشت !




فعلا ...

SASAN
10-09-2010, 10:02 AM
سلام .

اول اينكه امشب پي پي وي فروم است :4: !

و دوم

موزيك ويديو جديد لينكين پارك :4: :


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

Download (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

AƦAƾH
10-09-2010, 12:54 PM
بلاخره يكي با من موافق بود!
دمت گرم هادي جون.منم موافقم.من كه دو ساله بيخيال درسمو ثبت نام نميكنم!
هي اين پژمان گير ميده برو ميگم بابا كه چي؟ميگه بدون مدرك كار نميدن.ميگم بابا ميخرم ميگه تقلبيه گندش در مياد:4:
تحويل بگير پژي بلاخره داش هادي 4 تا پيرن بيشتر منو تو پاره كرده:34:

The Shadow
10-09-2010, 01:21 PM
بلاخره يكي با من موافق بود!
دمت گرم هادي جون.منم موافقم.من كه دو ساله بيخيال درسمو ثبت نام نميكنم!
هي اين پژمان گير ميده برو ميگم بابا كه چي؟ميگه بدون مدرك كار نميدن.ميگم بابا ميخرم ميگه تقلبيه گندش در مياد:4:
تحويل بگير پژي بلاخره داش هادي 4 تا پيرن بيشتر منو تو پاره كرده:34:


درسته هادی میگه ولی این رو داره از روی اعتراض میگه پس جدی نگیر !
حداقل یه دیپلم بگیر بعد ترک تحصیل کن نه اینکه سیکل هم با معدل 10 پاس کنی :4:

AƦAƾH
10-09-2010, 03:47 PM
:4:
10 چيه؟18 خورده اي:4:
تازه نديدي تو شبهاي برره ليلون كه سيكل داشت هي ميگفت نيست من سيكل دارم تحصيل كرده بيدم:4:
منم تحصيل كردم.خوندن نوشتنم بلدم.جدول ضرب هم تا 10 بلدم:4:
ولي بي شوخي بيخوده درس خوندن!بهترين كا خريدن مدركه!اصلا چرا اينكار؟يه فست فود توپ ميزنيم روزي حداقل 4ميليون در مياريم:4:

TeZAR
10-09-2010, 05:36 PM
میدونم زیاد به این انجمن مربوط نیست ... اما چون خودم توش حضور داشتم اینجا هم میزارم ! :دی

میتینگ 16 مهر : لست چنس از نگاه جادوگر بی ادعا :دی


با سلام خدمت تمام طرفدارانم!

ساعت 3:36 دقیقه بود که مصطفی اس ای به ما زدو گفت .. نیم ساعت دیگه راه بیوفت !

رفتیم تو کار آماده شدن و ژل و این کارا .. ساعت 4:06 دقیقه به سمت پارک هلال احمر حرکت کردیم ... در راه با مجید تماس گرفتیم که جواب نداد !

رفتیمو رفتیمو رفتیم

اما باور نمیکردیم که رفتیم ... وسط راه همش فکر میکردم الان منو برمیگردونن منزل !

ولی من به رفتن ایمان داشتم !

بلاخره رسیدیم پارک .. گوشی رو در آوردیم دیدیم ام جی اس داده که ما رسیدیم .. من تماسی با ام جی گرفتم گفتم .. سلام چطوریا ؟ کجایید شما .. مصطفی : تو کجایی ... من : من تو پارکم دیگه .. الان آبشارو میبنم .. مصطفی آبشارو دیدی ؟ بیا اونجا پس .

تلپ
تلپ
تلپ

از پشت درختان ظاهر شدم ! از وسط چمنزار .. اولین کسی که به چشم خورد حاج مصطفی بود که ارادت خاصی بهش دارم .. دستشو برد بالا منم با جفت دستام جوابشو دادم !

بلاخره رسیدیم ! :دی

مونده بودم به کی دست بدم .. یهو چشم خورد به رئیس که 2 سال تو کفش بودم رفتم دست دادم بهش بعدش علی آقا تبریزی رو بهم معرفی کردن که ارادت خاصی به ایشون هم دارم !

آیدین گفت آیدینم .. منم گفتم بله میشناسم جدایی جان

رئیس گفت بلاخره شکوندی اومدی جادوگر :دی

به مصطفی گفتم مجید جواب نمیده که تماسی با مجید گرفت و مجید خاموش بود !

مصطفی و آیدین رفته بودن خوراکی بخرن ... نشستیم در کنار بابک و صحبتی انجام دادیم ... بعدش مصطفی و بطول اومدن .. نشستیم اینور با آیدین صحبتی انجام دادیم .. خلاصه با همه صحبت انجام دادیم :دی که در این لحظه اردلان تماسی با آرمان تیزی گرفت و صحبتی باهاش انجام دادیم و گفت سلام ما رو به آقا برسون .

در همین لحظه 3 تا آدما رو گذاشتیم و همه برق چشمای کپیتن تیم اینترنشنال گرفتشون !
در همین لحظه بنده ارضــ ا شدم زانو زدم دستامو بردم بالا و از خدا خواستم آقا رو زودتر به ما برسونه ! در همین لحظه آیدین یک عدد عکس ازم گرفت که بعد ها فهمیدم پشتم پرچم ایران بوده و این اتفاقی نیست !

یاد آودی کنم که مصطفی رفته بود حاج منصور عسگری که ارادت خاصی به ایشون هم دارم و لاشخور لاشخورا مرتضی شایق رو بیاره !

مرتضی ظهور کرد ! گفتم مرتضی اینه ؟ این که گوریله ؟ اشتباه نشده !
بنده اول خودم رو ساسان معرفی کردم ولی مرتضی فهمید !

در همین لحظه از جامون بلند شدیم و رفتیم دوری تو پارک بزنیم ! مرتضی هم گیر داده بود به ما .. هی .. اهم

رفتیم به سمت دابولو سی که آخر نفهمیدم کی میخواست بره ! ( رئیس از من نیم ساعت قبلش پرسیده بود کجاست دابولو سی .. بنده هم گفتم .. نـــــــــیدونم ! )

لحظاتی بعد ... مرتضی ارضـــ ا شد و صداش گل کرد ! شروع کردن به خواندن آواز .. یه کمکی هم بچه ها بهش کردن که بعدا از حلقش به بیرون کشیدن !

در این لحظه بنده رو جو گرفته بود و بسیار اسگل بازی در میاوردم ! در یک رفتو برگشت برق چشمان کپیتن تیم اینترنشنال مرتضی رو گرفت و رفت که کله ی آیدین رو به دستور آقا پاره کنه !

و در همیــــــــن لـــــــــــــحـــــــــظ ــــــــــه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ............ هیچی نشد خواستم یه استراجتی داده باشم !

خلاصه مشغول صحبت بودیم که این مرتضی ما رو ول نمیکرد گیر داده بود به ما !

چند دقیقه میشد که منتظر برادر آرش کندی نــ ژ اد بودیم که سال های قبل بنده با بسیار نموده بودند !( دقایقی قبل آیدین و رئیس تماسی باهاش گرفته بودن ! ) در همین لحظه اردلان این جمع صمیمی رو ترک نمود ! و بعد هم علی آقا تبریزی رفتن ! ( درست یادم نیست شایدم هم قبل از اردل ! )

در همین لحظه راه میرفتیمو با بابک در مورد گیر های خانواده صحبت میکردیم !

نمیدونم چی شد که وارد یک ساندویچی شدیم ! نشستیم و برادر مصطفی فکر میکنم چند عدد ساندویچ و سیب زمینی سفارش دادن ! نشستیم در کنار مرتضی که کم کم داشت منو بیخیال میشد ! در همین لحظه آرش کندی حضور یافت ! موهاشم کوتاه کرده بود ! :دی منم شناخت

نشستیم و غذا ها رو زدیم به بدن ! و بعدش رفتیم در کنار بابک و با پی اس پی بابک یو اف سی بازی کردیم ! در همین لحظه گوشی رو در آوردم فیلم گرفتم و حاج آقا مرتضی توضیح دادن که بعد از 2 سال یک نوشیدنی گاز دار خوردن !

از ساندویچی خارج شدیمو رفتیم دمه در ساندویچی ! در همـــــــین لحظه صدای حاج مرتضی دوباره گل کردو شروع کرد به آواز خوندن ! چند عدد عکس کنار دیوار ساندویچی گرفتیمو مرتضی هم به دلیل دستور آقا من رو بالای سرش برد تا چند عدد عکس ویژه هم گرفته بشه !

در همین لحظه با رئیس .. آرش .. آیدین خداحافظی کردیم ( با رئیس رو بوسی هم کردم به دلیل ارادت ویژه ای که بهشون دارم ! ) و دوباره با مرتضی .. بابک .. منصور .. و مصطفی به سمت پارک رفتیم ! ( خواستیم مرتضی رو با خودمون نبریم اما خودشو بهمون رسوند ! )

در این لحظه نمیدونم کی رفت دابولو سی و ما نشستیم در مورد رشتی بزرگ مرتضی باتیستا صحبت کردیم ! در همین لحظه بود که باید خداحافظی میکردیم ! مصطفی .. بابک و مرتضی رو در آغوش گرفتیم ( که مرتضی یه کم بیشتر لفتش داد ) با برادر منصور هم دست دادیمو خداحافظی کردیم ! و به سمت خانه عمو رفتیم !

این بود اولین حضور دی آنکایند تزار که بسیار هم خوش گذشت ! :دی



همین الان هم فهمیدم مجید جلسه کارگاه سیم کشی داشته :دی

legendarp
10-10-2010, 10:04 PM
آقا من یه سوال ذهنمو مشغول کرده .
مگه این ساسان چند صفحه پیش خداحافظی نکرد گفت می رم سر درس . پس چرا من هر وقت میام یه پست ازش می بینم
----------------------------
اینقدر پست داره که فکر کنم 3 ماه دیگه هم نیار بعدش بیاد می بینه بازم همینجوری ت صدره
-----------------------
مشالا چقدرم تشکر داره خدا لعنتش کنه همونی رو که هم من می شناسم هم ساسان
داش ساسان بلند بگو لعنت بر .........
( بقیه اگر براشون سوال شد می تونن از ساسان بپرسن یا از خود من اما شرط اینه که اگر فهمیدن اونا هم باید بلند داد بزن هر وقت اسمش اومد )

----------------------------
آقا من هم معترضض نسبت به تحصیل هم دارم جوانبش رو برسی می کنم
مدرک همچین به درد بخور نیست ولی همچین بی درد هم نیست .
-
--------------------
ببینید اگر من الان بخوام بگم چه کارهایی بلدم با این پی سی انجام بدم یا چیز دیگه باید 1 صفحه کامل رو لیست کنم
ولی مهم اینه که کدوم رو انجام می دم من الان فقط در حال حاضر دارم از یکی از چیزهاییی که بلدم استفاده می کنم

------------------
آقا یکی می تونه درس بخونه یکی نمی تونه درس بخونه دلیل نمیشه همه مدرک داشته باشن . یارو یه عمر دیپلم داشت توی مجلس بود خدا بیامرزش یه جوری دان 1 کردا رو داشت هیچی بهش هیچی نگفت .

همین الان نفر اول مملکه لیسانس داره بعد از دانشگاه آزاد مدرک خرید الان همه می گن داره توی دانشگاه درس می ده من نمی دونم اینکه همش سفر این شهر و اون شهر و این کشور و اون کشو هیشکی نمی ** اگه استاده کی می رسه بره دانشگاه . شاید دانشجوهاش شبا میان خونشون کسی چه می دونه ولی کسی به دروغش شک نمی کنه

----------------------------
زندگی واسه همس کسی مجبور نیست کاری و انجام بده . کسی مجبور نیست درس بخونه یا نخونه ، کسی مجبور نیست خدمت بره یا نه ، کسی مجبور نیست سر کاره بره یا نره ،
ولی حالا اگر کسی اولی رو نره آن چنان ضرر نمی کنه ولی اگر هم رفت سود بزرگی نکرده

دومی رو اگر هر کی بره صد در صد ضرر کرده . البته این بچه سوسولها که دماغشون رو هم مامانشون براشون می گیره و وقتی تو خیابون راه می رن تو از دیدنشو ن حرص می خوری که یه همچین موجود لندوک و مفلوکی باید اکسیژن خدا رو بکنه دی اکسید کربن و هر جوری حساب کنی توی کل عمرش به هیچ دردی نمی خوره فقط به طور غریزه داره به چرخه محیط ریست کمک می کنه .

اینا باید این خدمت رو برن تا مرد شن . بقیه اصولن همه مردن ( چاکر داش بهمن هم هستیم ، آقا معین مددی ارادت ، نخ سوزن داداش ابولفضل ) اینایی که گفتیم نمومنه کسایین که مردونه خدمت کردن و از قبل مردتر شدن و دارن پادشاهی می کنن البته باز بهمن و ابول مردترن.

------------------------
اما آخری هر کی نره سر کار ضرر کرده. ولی خوب شاید اگر نره هم باباش بهش می کده پس نمیده ولی خوب کار یه لذت خودشو داره البته اگر دوست داشته باشیش. اگر بری پول داری ، وقت حروم نمیشه ، عمرت حروم نمی شه حتی شده تو آسساب بگذره بهتر از اینه که مثل بعضی ها دور شهر چیز موش چال کنی.

مشالا این دسته آخر که تو کار چیز موش چال کردن هستن خیلی زیادن اینقدر توی این تهران هستن که باعث ترافیکن . اینقدر زیاد بر می دارن که مجبورن یه نفره توی ماشین برن . مشالا اینقدر کارش لذت بخشه که همه به طور خودکار به سمتش متمایل می شن .
--------------------------
حالا الان یه کم دیگه حرف بزنم می گن طرف منبر رفته سر گیر آورده .
در کل داداشه من هر کاری دوست داری بکن ولی اگر رفتی سمت هر کدوم تا ا[رش برو وسطش نمون .
-----------------------------
خداییش این درسی که من تا الان خوندم جز حرص و ضرر هیچی نداشت .
ترمی 1 میلیون دانشگاه در میومد . ( یعنی پول دانشگاه ، اجاره خونه یا خوابگاه ، غذا ، کرایه ، و ...........)
---------------------
در عوض چی برام داشت :
از نظر فهم
فهمیدم بارهایی به نام مثبت و منفی وجود داره .
فهمیدم الکترون بار نداره

فهمیدم جریان از منفی به مثب می ره . فهمیدن میدان از مثبت به منفی - فهمیدن موتور القایی به انرژی القائ الکتریکی استفاده می کنه ، فهمیدن موتور الکتریکی با انرژی الکتریکی استفاده می کنه ، فهمیده اگر سیم رو از وسط مدار برداری مدار باز می شه
فهمیدم اگر یه لامپ رو دو سر سیم وصل کنی توش انرژی الکتریکی جریان پیدا م یکنه اگر یه لامپ هم وصل کنیم روشن می شه ( قدرت خدا ببین تا کجا رسیده )
فهمیدیم ادیسون یه جورایی دزد بوده . آخ گفتم دزد
فهمیدم اداره برق چه جوری ازمون پول زور می گیره پول ناحق می گیره پول 10 برابر می گیره . فهمیدم انرژِی نه به وجود میاد نه از بین می ره فقط شکلش عوض می شه ولی خوب پول رو چرا ما می دیم خدا می دونه .

فهمیدم قانونا محاسبات ریاضی که 90% رشته برق ر تشکیل می ده به هیچ دردی نمی خوره فقط از یه متغییر می رسیم به یه متغییر دیگه آخرش هم می گن اونم در نظر نمی گیرن .
تمام محاسابت در حاد میکرو انجام می شه آخرش می گن یه ساعت حساب کرده حالا توی کار اینو صفر در نظر می گیریم .
آهان فهمیدم جریان DC یعنی مستقیم AC یعنی متناوب مثل موج سینوسی . یعنی دی سی می کشت و ای سی هم می کشت ولی شایدم نکشت .
تونستیم اثبات کنیم که حد یه عدد توی مدار هیچ تاثیری نداره ولی خوب محاسبه می شه .

فهمیدیم با ولت متر می شه ولتاژ رو اندازه گرفت .
فهمیدم موتور به صورت دورانی می چرخه . فهمیدم هیچ چیز ایده آلی وجود نداره فقط در نظرش می گیرن .
----------------------------------
حالا با این دانسته ها به نظرت کجا می تونم برم سر کار. هر جا برم باید کم کم 3 ماه بی حقوق و مجانی کار کنم که کار و یاد بگیرم وقتی یاد گرفتم بیرونم می کنن می رن یه دانشجوی دیگه رو می گیرن که بهش یاد بدن به همین منوال هم کار م یکشن هم پول می گیرن .

حالا منی که پول در نیاوردنم و فقط یه کار یاد گرفتم باید آویزون همه جا بشم که هم می گن حداقل 3 سال سابقه کار ( در واقع این سابقه کار باید واسه هم سوال باشه
1 اونی که 3 سال یا بیشتر سابقه کار داره به احتمال 100% الان سر کاره خر نیست از کارش بیاد بیرون که هست . پس یعنی یه چیزه چرت .
2 اینکه وقتی واسه همه سابقه کار می خوان یعنی در واقع کسی ور نمی خوان فقط می خوان به وزارت کار اعلام نیرو کنن بعد
با پارتی چند نفر رو می گیرن.
---------------------------
حالا در یه صورت یه فر م یتونه کار کنه اونم اینه که کار بلد باشه .
دکترا داشته باشد ولی کار بلد نباش . البته با مدرک دکترا و فوق لیسانس چندتا کار می تونی انجام دبی .
1
- اینکه به جرگه اون دسته که چیز موش چال می کنن بپیوندی البته با ساعت کاری بیشتر ( که عقلا به سرفه نیست بالاخره
این مه درس خوندی عقلت برسه که این کارو انجام ندی )
2- اینکه می تونی بری توی دانشگاه غیر انتفاعی یا پیام نور استاد دانشگاه بشی عقده همه سالهای تحصیلتو سر دانشجو های بدبخت خراب کنی ( عقد نمره های پایین ، عقدر به درد نخوردن مدرک ، عقده نداشتن کار ، عقد نداشتن پول ، عقد ناتوانی برای ازدواج و ......)

راه سوم اینه که بری خودتو کارگر ساده معرفی کنی که بهت کار بدن چون اگر بگی مدر داری بهت می خندن کهچرا کار بلد نیستی اگر هم با مدرک بری بهت کار نمی دن می گت حقوق بالا می خواد
پس بهترین کار جز اون دوتا اینه که بری یه قبر توی بهشت زهرا بخری که حداقل اگر مردی روی زمین نمونی
--------------------------------
حالا اگر نگاه کنی می بینی مشکلاتی به این سادگی و کوچیکی یه دنیا مشکل بزرگ به وجود میاره که کار مکشور و روال زندگی به اینجا می رسه که لاینحل می شه به حدی که رئیس امور دست از سر وطنش ور می داره ( چون می دونه نمی تونه درستش کنه ) می ره سمت جهان می ** وضع جهان خرابه نظام مردم داری دنیا غلطه و .........................

که چون این رویه رو پیش می گیره خود کار توی وضع وطنش هم می رینه اساسی مثل الان
----------------------
حالا تو بیا بررسی کن که 1234 به توان 987 رقم هزار گانش گنده ، تو صبح عین سگ حساب کن تا اونجات پاره بشه ولی وقتی می ری تو کار اولا که به دردت نمی خوره ثانیا یه ماشین حساب می دن دستت که اگه یه دکمه بزنی می ره سره کوچه نون هم م یخره
---------------------------------
بچه های ژاپنی دارن کار میکنن و پول در میارن و همه مخ شدنن بسکه دولت بهشون رسیدگی می کنه اما بچه های ما باید فکر این باشن که موهاشون و کوتاه کنن که از ناظم شلینگ نخورن .

----------------------
واقعان ما یه 1000 سالی از فرهنگ و تمدن عقب افتادیم نسبت به همه
همه از فرهنگ ما چیز یاد گرفتن ما همه فرهنگ داریوش و کوروش و سیاوش رو گزاشتیم زیر پا گیر دادیم به منشور سازمانن مللل کروش .
بابا تو مردم داری کورشو یاد بگیر نه اون تیکه سنگ و بکن تو چشم دنیا

-----------------------
آه خیلی حرف زدم خسته شدم بسه ایشالا بقیش یه وقت دیگه
حالا به نظرتون اگر واسه ی حرفهای من جواب محکم و محکمه پسندی داین می شنوم تا از خودم دفاع کنم

SASAN
10-14-2010, 05:27 PM
آقا من یه سوال ذهنمو مشغول کرده .
مگه این ساسان چند صفحه پیش خداحافظی نکرد گفت می رم سر درس . پس چرا من هر وقت میام یه پست ازش می بینم
----------------------------
اینقدر پست داره که فکر کنم 3 ماه دیگه هم نیار بعدش بیاد می بینه بازم همینجوری ت صدره
-----------------------
مشالا چقدرم تشکر داره خدا لعنتش کنه همونی رو که هم من می شناسم هم ساسان
داش ساسان بلند بگو لعنت بر .........
( بقیه اگر براشون سوال شد می تونن از ساسان بپرسن یا از خود من اما شرط اینه که اگر فهمیدن اونا هم باید بلند داد بزن هر وقت اسمش اومد )

سلام .

جيگر دقيق بخون . گفتم اخر هفته ها ميام شوء فروم رو ميزارم :-L
(( لعنتش كنه .... :4: ))

----

در ضمن فردا الي تا يك شنبه شوء اصلي فروم گذاشته ميشود :4: !!!


======

ويديو كنسرت LP در برزيل كه همين چند روز پيش انجام شد ( دوربين اصلي :4: *)



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>





فعلا :3: ...

amir-aghaei
10-14-2010, 11:38 PM
سلاو ولات !!

شوما چوانی برارا ؟ باشم سپاس الحمدوله لا !! :34:

میر علی شوماخر فرمول یک!! حال ته چتویه، تو چ دکه ی ماشین؟ آقات ئه رد بخاطر پجو ار دی موتور زانتیا!!

بهمن ئول ئول ئاشکه را دوربین ؟ چشاتو در میارم حالا ببین!!!

هادی کامپیوتر ئه سمان ئه وین ....؟ بریم زندان اوین؟ تو اه چی تئیه درس خونی مگه خر خونی؟؟!!

فتال بی پی پی بوهار هاوین ..اواتورهات بی نهایت خز این!! این سینا چرچیل کوئست ؟

عرفان و ساسان و هامون و ارمان و هامد و باقش پنل مدیر پدیر چه ئکید خوار های مه ؟ خاک انجمن رو هنوز میمکید؟؟ :15:

امشو شبو ستیر بنده میام ببین!! عاروسنی تموم بوسته ..

خاترا تونه دخوازم برار خوهارای انجمن !! اسمهاتون خیلی زیاده ! رفته از مصب یادم!!

اینا همه که گفت ئم به زوان کردی بئوفتوم ...ک ون تک تک تونوم پاره ای کنم دبرارا.


--------

بچه ها سلام! ملت ما اومدیم..........

یا علی....

Ғ Д † Д Ł β
10-15-2010, 07:38 AM
سلاو ولات !!

شوما چوانی برارا ؟ باشم سپاس الحمدوله لا !! :34:

میر علی شوماخر فرمول یک!! حال ته چتویه، تو چ دکه ی ماشین؟ آقات ئه رد بخاطر پجو ار دی موتور زانتیا!!

بهمن ئول ئول ئاشکه را دوربین ؟ چشاتو در میارم حالا ببین!!!

هادی کامپیوتر ئه سمان ئه وین ....؟ بریم زندان اوین؟ تو اه چی تئیه درس خونی مگه خر خونی؟؟!!

فتال بی پی پی بوهار هاوین ..اواتورهات بی نهایت خز این!! این سینا چرچیل کوئست ؟

عرفان و ساسان و هامون و ارمان و هامد و باقش پنل مدیر پدیر چه ئکید خوار های مه ؟ خاک انجمن رو هنوز میمکید؟؟ :15:

امشو شبو ستیر بنده میام ببین!! عاروسنی تموم بوسته ..

خاترا تونه دخوازم برار خوهارای انجمن !! اسمهاتون خیلی زیاده ! رفته از مصب یادم!!

اینا همه که گفت ئم به زوان کردی بئوفتوم ...ک ون تک تک تونوم پاره ای کنم دبرارا.


--------

بچه ها سلام! ملت ما اومدیم..........

یا علی....



علیک سلام حاجی:4:
دلمون برات یه ذره شده بود:4:
باید تو انجمن شام بدیم،نه ناهار،نه اصلا همه کاربرا 6 ماه ویژه میشن:4:
مرد مومن با این لهجه اینهمه حرف زدی من معنی هیچکدوم رو نفهمیدم:4:
وقت کردی به فارسی دری ترجمشون کن تا ما زیر دیپلمی ها هم حالیمون شه چه تیکه هایی بهمون انداختی:4:
زبونم لال :4: انشاا... که میخوای بمونی دیگه؟؟
این انجمن و این اسرار فقط توتیای قدوم مبارکت رو کم داره که الحمدا... اونم مهیا شد:4:
منتظر پستای ویران کنندت هستیم:4:
یا علی...

H H H
10-15-2010, 02:36 PM
به قول ساسی :





6,000

ViVa iWE Soldiers



فعلا ...

legendarp
10-16-2010, 12:38 AM
آقا این پست ابولی یعنی اینکه من تازه از رشت رسیدم اهواز الانم توی خونم مستقرم آماده ام مهمون بیاد خونمون .
---------------------
دوستانی که حاضرند بریم خونه ابولی اینا مهمونی سر زده اعلام کنن زمان حرکت اتوبوس رو مشخص کنیم .
( اگر تعدا به حد نصاب اتوبوس نرسه اصلا نمی ریم ابولی کیه )
-----------------------
آقای بابک یه هفته آواتر با کمربند این هفته با چاقو من کم کم دارم می ترسم ها فردا با ژ سه پس فردا کلاش پس فردا آر پی جی یه هفته دیگه هم لابد تانک دیگه . نکنه اون دور رو بر جنگه .
--------------------------------
نکنه اعزامت کردن فلسطین به اسرائیلی ها کمک کنی ؟
----------------------------------
بابا داش ابولی این چه لهجه ای بود . من خودم از اول دانشگاه با کرد و لر و ترک و اهوازیو عرب و مشهدی و اراکی و خلاصه از همه خطه ها هم خونه بودم . نگو این حرفا رو به یه زبونی نوشتی که منم نتونستم بخونم . حالا من کسی نیستم ولی خوب حداقل می تونم بخونم یه کمش رو .
البته فکر کنم این کردی که ابولی ک8 ر 8 د 8 ه بچه بوده وسط کار زبونش می گرفته ابولی بد یاد گرفته . آقا بلد نیستی نگو قربونت برم .
----------------------------
اصلا من نمی دونم کی به تو تصدیق داد پشت کیبورد بشینی عزیزم .
---------------------
داش بهمن ببین همین ابولی که نمی خوام با انگشت نشونش بدم تو پستش بهت فحش بد داده خیلی بد ولی خارجی گفته تو نفهمی من واست ترجمه اش رو پخ می کنم .
--------------------------------
خوب پیام اخلاقی این هفته .
بالاخره ساسان اظهار وجود کرد شانس آورد کلمه رمز رو گفت . ولی من چند وقت پیش پروفایلشو باز کردم همه پستهاش رو چک کردم توی همه پست ها این شکلک :d هست . اصلا یه سری پستهاش فقط شکلک . من نمی دنم این شکلک اگر نبود این بشر چه می کرد . ها چی می کردی ؟ همونه .
به خدا وقتی باهاش چت می کنم همش دندون می بینم . دوسش دارم ها خیلی گله وخوب هر گلی یه عیبی داره اینم خله .
-----------------------------
امروز من توی افکارم به یه چیزی بر خوردم که واسم خیلی سوال شد ببینم شما می فهمید .

اگر نوستراداموس پشی بینی کرده سال 2012 دنیا به پایان می رسه ، خبو پس چرا هیتلر حمله کرد به روسیه که باعث شد رضا خان برای کشف حجاب دست به فروش نفت بزنه که آمریکا بیاد از ایتالیا لامبورگینی بخره واسه اینکه آلمان به ما ماشین بفروشه که سایپا جم کنه بره یه تیم بزاره توی لیگ که چون می خواد روش تبلیغ پراید بزنه همچنان باید پراید تولید کنه . اصلا اگر کودتای سوم برزیل رخ نمی داد الان گابریل گارسیا مارکز برق و اختراع می کردو ادیسون شعر می گفت . نه اینم جالبته که اتحاد جمایل شوری بعد از قرار دادی که با چین بست از همپاشید که همونجا بود نامه امام برگشت خورد اصلا به گورباچوف نرسید که بخواد حرف گوش کنه ولی خوب بعد از اون محمد رضا پهلوی برای استقلال ایران دست به تهاجم فرهنگی زد . در کل هم اینا چه ربطی به تابلوی لبخند ژگون داره که اصلا به چی می خنده به وینبلدون به خاطر کشیدن رنج و گنج توی سیاره میمون ها . خوب حالا تو فکر کن اگر اینگلیس بیشتر قشر کتاب خون رو داشته باشه چرا توی ایران بیکاری زیاده ، اصلا صحت استاند به ماده 1234567 قانون اساسی می تونه به کاشت و زراعت سیب توی بهش کمک کنه . پس اگز ناپلئون می دونست هوا سرده نمی رفت با روسیه بجنگه که انگیلیس تایتانی بسازه بخواد بره آمریکا که نوستراداموس بگه یه روزی غرق می شه .
حالا نظرتون راجع به این افکر چیه ؟ شما هم توی دستشویی فکر میکنید . بالاخره باید یه چیزی رو آب ببره ؟ هان
-----------------------------------------
نتیجه گیری اخلاقی
شبا مسواک بزنید قبل از خواب
آب نمک قرقره کنید
به جی افتون شب بخیر بگید اوناییم که ندارن به ایرانسل اس بدن که حتما جوابشون رو میده
شبا گوشیتون رو سایلنت کنید .
اینقدر هم توی نت دنبال فیلم چیز نگردید
برای سلامتی خودتون هم خدار و شکر کنید
یا حق

The Phenom
10-16-2010, 01:21 AM
اینقدر هم توی نت دنبال فیلم چیز نگردید



یاد دوست عزیزی افتادم که سابق بر این مدیر هم بوده :4:

ŠÄÉËĐ
10-16-2010, 06:26 PM
سلام خدمت همه بچه های گل انجمن
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم
اینقدر گرفتاری و کار داریم که حد نداره ولی هر دفعه میام اینجا سعی میکنم پیش شما دوستان باشم و
بیشتر وقتمو اینجا و تو این انجمن سپری کنم
قضیه رو از حدود 6 روز پیش شروع میکنم .
بعد از عمری قرار گزاشتیم با بچه ها بریم مسافرت
رفتیم سر کار یه مرخصی گرفتیم از یک شنبه تا جمعه
گفتیم کجا بریم یکی گفت شیراز یکی گفت مشهد ما گفتیم شمال دلمون هوای شمالو کرد و بچه ها قبول کردن
خلاصه 2 تا ماشین شدیم یکی از بچه ها اونجا خونه داشت رفتیم اونجا
هوا خیلی سرد بود منم اصلآ حواسم نبود که لباس ببرم
خلاصه روز اول اونجا بودیم روز دوم شد ساعت های 8 یا 9 بود من گفتم بریم تو شهر یه گشتی بزنم بیام
رفتم یه کافی نت پیدا کردم اومدم یه سر به انجمن زدم
دیدم یه آقایی اومده گفته سعید فلانت میکنم بیسارت میکنم از این حرفا
یه جمله جدا از این قضیه بگم من بابت کاری که نکردم از بابامم معذرت خواهی نمیکنم
ولی نمونش عرفان بود که پارسال باهاش دعوام شد چون اشتباه از من بود معذرت خواهی ام کردم
من روز اولی که اومدم اینجا گفتم نوکر کوچیک تا بزرگ این انجمنم
شوخی ام داشتم هم با اون پسر داشتم هم با آرمان هم با عرفان ولی شوخی ناموسی نمیشه کاریش کرد
چون من با رفیق شیشمم شوخی ناموسی نمیکنم
بعد اون قضیه خیلی ها اومدن گفتم سعید زشته اینجوریه اونجوی ولی 1 نفر نگفت فش ناموس خوردی
خلاصه او شب من شمارمم دادم که فکر نکنه خبریه.
زنگ زده به من داشتن 4 نفری حرف میزنن من اصلآ نمفهمیدن چی میگن چون او جایی که ما بودیم آنتن خیلی بد میداد
بعد فکرشو بکن وسط شهری که هیچکسو نمیشناسی من 4 تا حرف زدمو
گفت آدرس بده بیام گفتم بیا نظام آباد زنگ زدم اونجا یه جمعیتو تا 5 صبح نگه داشتم گفتم بی ناموسید اگه واینستید
5 صبح زنگ زد گفت سعید چی کار کنیم گفتم برید بیخیال
فرداش اومدم دیدم پشت سر ما گفتن سعید صداش میلرزیده نفس نفس میزده ت خ م کرده از این حرفا.
خلاصه نشنیده گرفتیم
اومدم به رفیقش گفتم من شنبه تهرانم گفت بیا
از عرفان میخوام اگه این آقا به خاطر ما اخراج کرده همین الان بازش کنه چون نمیخوام به خاطر من نیاد اینجا.
حالا من اینجا فقط اومدم یه چیزیو بگم
آقایی که به من میگی بچه زور آبادم با غمه نصت میکنم .................
من شمارتم گم کردم خواستی بزار بعد اینجا به خودتم این حرفارو بزنم
اگه بزنی و گنده ایی تو این هفته یه روز پاشو بیا میدون توپخونه متروش میشه امام ***** همون پارک شهری که بچه ها میرن نه به من نزدیکه نه به تو
هر کی ام خواستی بیار کل کرجو بردار بیا.
من همین جا میگم حسینم بیاد فقط وایسه ببینه
من بی ناموس عالمم اگه بزارم زنده برگردی
اون موقع که اصفهانک بود و یه تهران از اسمش میلرزید کرج کجا بود بابا دلتم خوشه
من رو دستم با کارد یه خط انداختم که وقتی میبینمش میگم یا میمرم یا میمره همین .
ولی خداشاهده دارم این حرفو برای بچه های انجمن میگم من کاری به کارش نداشتم
چیزی گفتم فش دادم چی گفتم که اومد اینجوری گفت
دنبال شر نیستم دنبال درد سر نیستم چون اینقد بد بختی ریخته رو سرم که اصلآ به این قضیه فکر نمیکنم
من همین جا میگم اگه من حرفی زدم هیچی نبودم معزرت خواهی نمکیردم ولی چیزی نگفتم
پاشم هستم تا آخرش.
بچه های انجمن اگه حرفی زدیم چیزی بدی گفتیم شما ببخشید
سرما ت خ می خوردم ولی با این حال این همه براتون نوشتم که نگید نامرده .
ما رفتیم فعلآ

AĦӍẪÐƦÉȤA
10-16-2010, 06:35 PM
داش حرفارو توی پروفایلت زدم زشته این حرفایی زدم توی اسرار بمونه .

H H H
10-16-2010, 09:34 PM
سلام خدمت همه بچه های گل انجمن
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم
اینقدر گرفتاری و کار داریم که حد نداره ولی هر دفعه میام اینجا سعی میکنم پیش شما دوستان باشم و
بیشتر وقتمو اینجا و تو این انجمن سپری کنم
قضیه رو از حدود 6 روز پیش شروع میکنم .
بعد از عمری قرار گزاشتیم با بچه ها بریم مسافرت
رفتیم سر کار یه مرخصی گرفتیم از یک شنبه تا جمعه
گفتیم کجا بریم یکی گفت شیراز یکی گفت مشهد ما گفتیم شمال دلمون هوای شمالو کرد و بچه ها قبول کردن

...



سلام

خیلی منتظر این پست بودم !

دعوا فقط یه جایی بزارین که مترو خورش ملس باشه !

-----------

حرف دعوا شده خواستم اینو بگم :

خدایی وقتی نمیتونید دعوا کنید بیخودی قد قد نکنید ! ( سعید منظورم به تو نیستا ، تو کلا با واژه بزن بزن فامیلی :4:)


یکی میاد میگه اگه ... داری بیا مالک اشتر حصارک !

بابا مالک مالک نکنین اینجا ! تو کل المهدی حصارک منو میشناسن ( خوب که چی ! ) با این همه قپی نمیام واسه کسی

حالا میخوایی بزنی حداقل یه نموره ... داشته باش که بیا و مثل مرد حرفتو بزن ، کتک کاریتو بکن ، نه این که بیایی مثه این بچه فنچ های راهنمایی زرت ناموس طرف رو بیاری وسط ، شوخی نیست که بعد بگی با صدام بودم ! ناموس ادم از شاهرگش مهمتره ولی گویا خیلیا اینو نمیفهمن

من از جانب مقصر ماجرا از سعید عذر خواهی میکنم ، من همون موقع شمارش رو از پوریا خواستم که بهش زنگ بزنم ولی در دسترس نبود.

راجب اخراج شدن امید هم باید بگم که این ماجرا فقط 25% تو اخراج شدنش تاثیر داشت ، انجمن رو با چاله میدون اشتبا گرفته بود و به هرکی یه چیزی میگفت ، بار ها تو پروفایل خوده من برگشته بود تیکه انداخته بود که من باز حرفی نزدم ولی هر کس یه چوب خطی داره .



فعلا ...

AĦӍẪÐƦÉȤA
10-16-2010, 09:39 PM
[/quote]

داداش حرف شما درسته ولی امید تیکر این حرفو زد برای اخراج و به نظره من محله ی مارم خراب کرد در اصل خودش اصلا ماله جای دیگه ای بود اصلا ماله حصارک نبود . منم به عنوان اینکه از محلمون دفاع کرده باشم برای داش سعید توضیح دادم و سعیدم قبول کرد و اصلا سعید این حرفاشو با من نبود ولی من بازم احترام داشمونو نگه داشتم و توی پروفایل حل کردم امیدوارم اینطور اتقافات نیوفته همونطور که ناموس سرش غیرت داریم واس ناموسای همدیگم احترام بزاریم. من قضیه رو حل کردم و امیدوارم دیگه اینطور اتفاقات نیوفته . :4:

The Last Outlaw
10-16-2010, 10:24 PM
بابا بيخيال داش سعيد:4:
فحش تو اين مملكت باد هواس اگه بخاطر هر فحشي بخوايم بريم دعوا الان من 10 سال سابقه زندان داشتم:4:
بيخيال داش سعيد الان جووني كله ات داغه ميري يا ميزني يارو رو...... ميكني:4: يا خودت ..... ميشي كه در هر دو صورت چيزي جز بيمارستان و دادگاه و كلانتري و...... نداره.
دعوا به نظر من مال عصر ماموت هاس كه زبان براي حرف زدن اختراع نشده بود و همه چيز رو با كتك حل ميكردن. الان سال 2010 هم داره تموم ميشه شما هنوز با هم توي چاله ميدون قرار ميذاريد دعوا؟:4: الان فكر كن دعوا هم كردين غير از مورادي كه گفتم چي نصيبتون ميشه؟ بهتون مدال ميدن؟ جلوي بچه محلاتون گنده ميشين؟
گنده شدني كه با دعوا و زور باشه از نظر من ارزشي نداره سعي كن از نظر اخلاقي بجاي برسي كه بچه محلاتون تو رو گنده خودشون بدونن.
الان كه ابوالفضل گنده فروم شده رفته يه دعواي حسابي با چند تا از بچه ها كرده شده گنده؟ نه والا فقط بخاطر اخلاق و منش و شخصيتش به اينجا رسيده كه من و خيلي هاي ديگه به پستاش نخونده تنكس ميديم!

خلاصه كلام سعيد جون قبل از استفاده از زورت از فكرت استفاده كن مطمئن باش ضرر نميكني:3:

ŠÄÉËĐ
10-16-2010, 10:34 PM
منم با این حرف عرفان قبول دارم
ولی خدایی من هیچ موقع از پشت این کامپیوتر حرف نمیزنم بخوام بگم فلانه بساره
عرفان حال داری یه روز بیا میدون امام ***** منم بیام ببینمت
ناموس آدم از هر چی واجب تره ولی یه موقع تو اینور دنیایی طرف اونور دنیا کاریش نمیشه کرد.
_____________________

من جدا از این قضیه یه حرفیو بگم خیلی ها از دست من ناراحت شدن که من اینجوری حرف زدم
ولی خدا شاهده به چی قسم بخورم وقتی کاری نکرده باشی بخوای فش بخوری خیلی سختت میشه
حاظری زندگیتو بدی ولی یه جوری تلافی کنی

___________________________

داش کیومرث حرفتو قبول دارم به خدا منم اهلش زیاد نیستم
الآن زمونه ایی شده که این کارا توش معنا نداره
به خدا از صبح تا بعد از ظهر مثل چی دارم کار میکنم که 2 روز دیگه راحت باشم
به خدا مغزم نمیکشه که به این کارا فکر کنم
ولی قبلآ گفتم بازم میگم
عرفان میدونه این امید چه جور آدمیه
کاری به کارش نداشتم خدایی بی جهت اومد فش دادن

دیونه شدیم رفت بیخیال قضییه :4:

ŠÄÉËĐ
10-17-2010, 06:19 PM
سلام دوستان
طبق SMS که الان داش ساسان گل برامون فرستاد گفت که به دوستان بگم که
آخر هفته سرش خلوت میشه میاد اخبار کمپانی میزاره
موفق باشید.

Olympic Hero
10-17-2010, 06:32 PM
آقایون جمش کنید بره زشته به مولا ..... بچه نیستید که میاید این قضایا رو راه میندازید .... من نمیخواستم چیزی بگم ولی مثل اینکه نمیشه .

اول در مورد امید بگم که این پسر به تمام معنا کســــ.خل هست و 2 تا بچه محل باهاش گشتن فکر کرده چه خبره . همین امید رفیق صمیم هست اما دیگه زیادی شورش رو در اوورده . این امید هنوز خیلی چیز ها رو نکشیده فکر کرده دنیا دیدست .... من نمیگم کشیدم دیدم .. دیدم کسایی رو که به خاطر گنده گوزی الکی بدبخت بیچاره شدن ...

اصلا گیریم که رفتید دعوا آخرش چی ؟ اصلا تو " زورو " یه تنه 100 نفرو زدی آخرش چی ؟ بهت مدال میدن .. به قول یکی از دوستام هر چقدر هم گردنت کلفت باشه به اندازه " خر " که کلفت نیست .. هست ؟ پس الکی سعی نکنید جو بدید .

من تا 2 سال پیش سرم درد میکرد واسه دعوا و این دیوونه بازی ها اما الان به خدا اصلا نمیخوام سمتش برم و حتی بهش فکر کنم . .. چون توش خیری ندیدم . غیر از اینکه 1 سال از زندگی توپم از دستم رفت به دلیل هیچی ... الان داش مجید تو مدرسه ما هست دیگه هر روز توش دعواس .. اگه پارسال میومدید من حتما توش بودم اما الان اصلا به تخــــ.مم هم نیست که یکی برای مثال به مکانیک توهین کرده . چون توش فقط دردسر ....

این صحبت ها رو به فرد خاصی نکردم . خواستم هم به سعید , هم به امید و هم به داش رضا بگم که تمومش کنید بره ... اون کسی که فحش مادر میده بدونید نیم گرم لا پاش نیست که این کارو میکنه .فرقی هم نداره بچه خزانه , بیسیم , ته آریانا , لاله زار یا هر جهنم دره ی دیگه باشه . پس تورو به هون ناموستون که انقدر بهش تعصب دارید و من به همین دلیل دستتون رو میبوسم بیخیال شید . مخصوصا تو سعید .. میدونم فحش شنیدی اما واس خاطر مردونگی بیخیال شو .. بچه اصفهانک انقدر بزرگ هست که چیزهایه بزرگ تر از خودشم ببخشه .

به قول یکی از بچه های همین انجمن الان گنده هاش غمه هاشون رو فروختم رفتن کت شلوار خریدن .. شما هنوز دنبال بزن بزن هستید ... نوکره همه بروبگس ....

The Basted
10-17-2010, 07:57 PM
آقا اصلا دعوا بین دو نفر دیگه بوده ، من نمیدونم اومده اینجا این وسط چی میگه آقای امید خان ؟! :70:

سعید , داداش گلم من تو رو خوب میشناسم ، بزرگتری کوتاه بیا ...
البته من خودم میدونم چی میگیا ، چون یه بار سر فوش مادر 900 هزار تومن دیه دادم ! :|

ول کن بره باو ...




اصلا گیریم که رفتید دعوا آخرش چی ؟ اصلا تو " زورو " یه تنه 100 نفرو زدی آخرش چی ؟ بهت مدال میدن



مدال کودومه باو داش حسین ؟! آفتابه ی طلایی ! :4:

سعید داداش کوتاه بیا جون ما ...
افت داره واست تو کارنامت دعوا با همچین اشخاصی بشه ثبت ! ( عجب سجع شاخی :4: ) !

آقا باییزه ...
...

Ð-i-R-Ť-Y
10-17-2010, 08:00 PM
برادرا بحث ۲ روز هستش که تموم شده ، شما لطف کنید بی* خیال شید

Ғ Д † Д Ł β
10-20-2010, 05:22 PM
سه لام ملت عزیز و جانفشان:4:
نجورسوز؟؟یاخچیسیز؟؟
من برگشتم.....یکی نیست بگه مرتیکه تو مگه رفته بودی؟؟؟
ولی در کل تموم کارام رو ردیف کردم و برگشتم به سه دلیل:

اعتیاد به انجمن
دوست داشتن بیش از حد بچه ها:4:ذهتنون منحرف نشه:4:
نامه آخر داش عرفان(این ازهمه اصلی تره:4:)

علی ای حال که تنمون سالمه ولی اعصابمون خراب و داغون

از هفته بعد یه هفته نامه منتشر میکنم:4:
اگه خوشتون اومد بعدا راجع بهش مفصل صحبت میکنیم:4:
من چقد این شکلک:4:رو دوست دارم:4:

راستی این دعوای سه نفره هم خیلی ضایع بود
همین
فعلا
یا علی.....

AƦAƾH
10-21-2010, 04:11 PM
دوستان يه چـــ يــ لـ تـ ر شـ كـ ن ميتونيد معرفي كنيد؟(نياز به اينترنت اكسپلور نداشته باشه فقط.و غير از ويـــ پــي انـ)

amir-aghaei
10-22-2010, 12:03 AM
سلام بچه های گل....

خیلی دلتنگتون شدیما! درسته سرمون جایی دیگه گرمه ! اما محاله شمارو فراموش کنیم...

کلی سوجه از دستمون پریده..وقتی فکر میکنم تو این دوران چه سوجه هایی رو میتونستم بنویسم و بر اثر مرور زمان کهنه شده و دیگه نمیشه نوشت! از ناراحتی سرمو میخام بزنم به دیفال!!

اخه مگه میشه از اتفاقات مهمی که توی جامعه و ورزش و هنر و اقتصاد و انجمن افتاده به سادگی گذر کرد! خدایی مگه میشه از فیلم مستند راز بقا سلطان علی پروین گذر کرد؟؟!!! مگه میشه از بازی داربی گذر کرد!! مگه میشه اتفاقات سی ا ست رو ندید..هرچند کلی سوجه گرفتیم و کم کم میزاریم...

مگه میشه میتینگ هایی که با علی و بهمن داشتیم رو فراموش کرد خدایی از هرچیش گذر کنی از دست فرمون علی شوماخر نباید گذر کنی !!! همینطور از ترانه متالیکا که در مورد ارمنی هایی که تو دریای خزر غرق شدن خونده و بهمن گذاشتش برام گذر کرد ...

مگه میشه یاد و خاطره جشن عروسی با حضور میلیونی کاربران و رفقامون تو تالار رو فراموش کنیم... وووووو...

داش هادی فعلان تو با بابک و بروبچ پست های اموزنده بدین ...این ارازل اوباش رو هم بفرستین زندان انفرادی تا گوشی دستشون بیاد...ناظم و ارشد باید برخوردهای جدی تر کنن...رفیق بازی تعطیل!! ...

انجمن جای این چاله میدون بازیها نیست...حداقل این تاپیک نباید توش فضای جنجال و افترا ایجاد شه....میخواد هامون ادمین اینجا باشه میخواد کاربر قل مراد باشه با یک پست و 3 تشکر!!!

دلم خیلی تنگ شده واسه مقام ولای ت و دار و دسته اش! نیاز نیست مثل روز قدس لشکر بکشیم در خیابانهای تهران . خ.ره ! ما برای اُسکل کردن تو هزارتا راه بلدیم ! 22 خرو داد و روز قدس بیخودی دادار دودور راه انداختیم که همچی یه دو هفته*ای به پلیس ضد سوزش آماده باش بدیم بشینیم بخندیم به هیکلت آی که خندیدیم و کیفی داد !

می*خواستی صدای ما را بشنوی ، خب امشب به گوشت رساندیم . اگر باز هم حس میکنی که نشنیدی آدرس بده سه سوت برات از همین جنوب سمعک اصل بفرستم توپ . گوش که خوبه!! ، چشم را هم وا میکنه لاکردار . فکر کردی اینجا هم جنس بـُنجل چینی که سی سال تا دسته به مصداق آیه شریفه هم الغالبون به تو انداخته*اند هست و پیدا می*شود ؟ خ.ری دیگه نمی*فهمی !

و همین ! آمدم که در کنار سایر رفقای سبسم دو خط هم من بنویسم تا در سوزش کو---ن تو شریک باشم باهاشان . اگر می*پرسی "باهاشان" دیگر چه جور اصطلاحی است برو از همان خره بپرس ...برو دیگه ؛ هـری ، چخه !


..کمتر میتونم بهتون سر بزنم اما با اینحال هر وقت بتونم مطلب مینویسم و مثل قدیم پستهای ام پی فوری تحویل میدیم

فقط اومدم مقدمه بگم و سر فرصت میخ رو بکوبم!

یا علی

MaJiD HetFieLd
10-22-2010, 09:30 PM
برید کنار مینیـــــــــــــــــــــ ــــــــم:4:
آآآآآآآآآآآآآآآآآی نـــــــفــــــــــس کش:4:

بالآخره بعد از 8 ماه نت خونه رو وصل کردم و اومدم انجمن:5:
وای که چقدر دلم براتون تنگ شده:7:

کسی اینجا منو میشناسه یا نه؟:4:
جدید مدید کسی اومده یا هنوز همون قدیمیا هستین؟:4:

من برم بعدا میام:4:
خدافس:7:

The Shadow
10-22-2010, 09:44 PM
برید کنار مینیـــــــــــــــــــــ ــــــــم:4:
آآآآآآآآآآآآآآآآآی نـــــــفــــــــــس کش:4:

بالآخره بعد از 8 ماه نت خونه رو وصل کردم و اومدم انجمن:5:
وای که چقدر دلم براتون تنگ شده:7:

کسی اینجا منو میشناسه یا نه؟:4:
جدید مدید کسی اومده یا هنوز همون قدیمیا هستین؟:4:

من برم بعدا میام:4:
خدافس:7:




مجید مگه میشه کسی نشناسدت ، آدم رئـ یس جمـ هورشون رو که یادش نمیره :7:

AĦӍẪÐƦÉȤA
10-23-2010, 11:19 AM
خوب ســـلام

همونطوری که بعضی از بروبچ صمیمیم توی انجمن میدونن دیروز جمعه من رفته بودم شهرک سینمایی . حالا درباره ی سفر:4: بگم براتون.
دیروز ما یه اکیپ شده بودیم از بچه های کرج نزدیکه 21 نفر با یه مدیر یا سرگروه. رفته بودیم برای بازی تو فیلم تبریز مه آلود. که معلوم نیست با این همه کات کات که تهیه کننده میداد کی تموم بشه :4:. دیروز طبق معمول بر اساس سکانسهای که توی اون روز گرفته میشد تنه ما لباس کردن . که سره لباس پوشیدن صف بسته بودیم که بچه های کرج همرو حول میدادن همینطوری خر تو خری زودتر از همه گرفتن من شدم نفر 14 که لباس میگرفت:4:. رفتیم لباسارو تنمون کردیم رفتیم توی شهرک گشدیم. بازار قدیم تهران.کوفه. و دیگر جاها صبحانه خوردیم که خودشون داده بودن صحبانه که نمیشه اسمشو گذاشت یه نون سنگک با پنیر که شبیه سنگ میموند . بعدش گفتن سکانس دارن بالا ما به همراه سالاتا همون کسایی که لباس پلیسای قدیمارو میپوشیدن رفتیم سره سکانس. ( به ما لباس رعیت های زمان قدیم داده بودن ) . رفتیم بالا یه مدیر صحنه داره به اسم عباس . ما بش میگیم عباس کــچل :4: . همش داد میزدو خودشو چـــ س میکرد مینداخت وسط . سکانس اولو به صورت راه رفتن توی یه میدون که فیلمو از خانم سلطانی میگرفتن ما از کنارش رد میشدیم . بعد از اون رفتیم سره ناهار یعنی حساب کنید از ساعت 8 که رسیدیم صبحانه خوردیم تا ساعت 12 سره سکانس بودیم :4:. بعد از اون مراسم ختم بود سره صف شدیم . آقای صدیق صاحب عزا بود توی اون سکانس ( همون حاج آقا که استغاره میگرفت تو اخراجی ها ) خلاصه صف شدیم جلوی یه مزار مثلا قبر طرف بود . هی مدیر صحنه میگفت ساکت هی ما تیکه مینداختیم خلاصه به گ ند کشیدیم اون سکانسو . بچه ها هی میخندیدن ما خودمونو کنترل میکردیم با هزارتا بدبختی اون صحنرو گرفتیم که وقتی تهیه کننده گفت تموم همه رفتیم رو هوا از خنده خودشونم خندشون گرفت. ارژنگ امیر فضلیم که روبه روی ما پشت دوربین بود شبیه سوسمارا میخندید :17: . خلاصه چشاتون اذیت شد :4: ساعت 5 شد تموم شد این روز جمعه ی سراسر خنده مام پولمونو گرفتیم اومدیم خونه :4:
چندتا عکسم گرفتم از شهرک و خودم :4:
خــــــودم در بازار تــــــهران قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خـــودم و یکی از رفقا از زوایای دیگر :4: در بازار (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس بعدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بازار تـــــــهران (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قدیمی ترین کــــــافه در زمان قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رفتم از گوگل کلی بازیگرارو گرفتم . چند تاشون توی سکانکسای دیروز بودن :4: کارگردانم اسمش وزری هست.
جمشید مشایخی، محمد مطیع، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، داریوش كاردان، رزیتا غفاری، سعید امیرسلیمانی، ارژنگ امیرفضلی، سیدجواد هاشمی، ژیلا سهرابی، زهیر یاری، حسین محب اهری، شهرام عبدلی، امیر دژاكام، چنگیز وثوقی، ولی الله مومنی، امیریل ارجمند، رامین راستاد، كمند امیر سلیمانی، كامران تفتی، عنایت بخشی، رضا فیاضی، علیرضا علیا، لیلا زارع زاده، امیر مهدی كیا، علی كریمی پور و فقیهه سلطانی در این سریال بازی دارند.
فعلا یا علی

H H H
10-23-2010, 12:42 PM
خوب ســـلام

همونطوری که بعضی از بروبچ صمیمیم توی انجمن میدونن دیروز جمعه من رفته بودم شهرک سینمایی . حالا درباره ی سفر:4: بگم براتون.
دیروز ما یه اکیپ شده بودیم از بچه های کرج نزدیکه 21 نفر با یه مدیر یا سرگروه. رفته بودیم برای بازی تو فیلم تبریز مه آلود. که معلوم نیست با این همه کات کات که تهیه کننده میداد کی تموم بشه :4:. دیروز طبق معمول بر اساس سکانسهای که توی اون روز گرفته میشد تنه ما لباس کردن . که سره لباس پوشیدن صف بسته بودیم که بچه های کرج همرو حول میدادن همینطوری خر تو خری زودتر از همه گرفتن من شدم نفر 14 که لباس میگرفت:4:. رفتیم لباسارو تنمون کردیم رفتیم توی شهرک گشدیم. بازار قدیم تهران.کوفه. و دیگر جاها صبحانه خوردیم که خودشون داده بودن صحبانه که نمیشه اسمشو گذاشت یه نون سنگک با پنیر که شبیه سنگ میموند . بعدش گفتن سکانس دارن بالا ما به همراه سالاتا همون کسایی که لباس پلیسای قدیمارو میپوشیدن رفتیم سره سکانس. ( به ما لباس رعیت های زمان قدیم داده بودن ) . رفتیم بالا یه مدیر صحنه داره به اسم عباس . ما بش میگیم عباس کــچل :4: . همش داد میزدو خودشو چـــ س میکرد مینداخت وسط . سکانس اولو به صورت راه رفتن توی یه میدون که فیلمو از خانم سلطانی میگرفتن ما از کنارش رد میشدیم . بعد از اون رفتیم سره ناهار یعنی حساب کنید از ساعت 8 که رسیدیم صبحانه خوردیم تا ساعت 12 سره سکانس بودیم :4:. بعد از اون مراسم ختم بود سره صف شدیم . آقای صدیق صاحب عزا بود توی اون سکانس ( همون حاج آقا که استغاره میگرفت تو اخراجی ها ) خلاصه صف شدیم جلوی یه مزار مثلا قبر طرف بود . هی مدیر صحنه میگفت ساکت هی ما تیکه مینداختیم خلاصه به گ ند کشیدیم اون سکانسو . بچه ها هی میخندیدن ما خودمونو کنترل میکردیم با هزارتا بدبختی اون صحنرو گرفتیم که وقتی تهیه کننده گفت تموم همه رفتیم رو هوا از خنده خودشونم خندشون گرفت. ارژنگ امیر فضلیم که روبه روی ما پشت دوربین بود شبیه سوسمارا میخندید :17: . خلاصه چشاتون اذیت شد :4: ساعت 5 شد تموم شد این روز جمعه ی سراسر خنده مام پولمونو گرفتیم اومدیم خونه :4:
چندتا عکسم گرفتم از شهرک و خودم :4:
خــــــودم در بازار تــــــهران قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خـــودم و یکی از رفقا از زوایای دیگر :4: در بازار (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس بعدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بازار تـــــــهران (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قدیمی ترین کــــــافه در زمان قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رفتم از گوگل کلی بازیگرارو گرفتم . چند تاشون توی سکانکسای دیروز بودن :4: کارگردانم اسمش وزری هست.
جمشید مشایخی، محمد مطیع، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، داریوش كاردان، رزیتا غفاری، سعید امیرسلیمانی، ارژنگ امیرفضلی، سیدجواد هاشمی، ژیلا سهرابی، زهیر یاری، حسین محب اهری، شهرام عبدلی، امیر دژاكام، چنگیز وثوقی، ولی الله مومنی، امیریل ارجمند، رامین راستاد، كمند امیر سلیمانی، كامران تفتی، عنایت بخشی، رضا فیاضی، علیرضا علیا، لیلا زارع زاده، امیر مهدی كیا، علی كریمی پور و فقیهه سلطانی در این سریال بازی دارند.
فعلا یا علی


سلام

احمدرضا جان شما با همین موهای فشن جلو دوربین ظاهر شدی؟!

این لباس هایی که تن شما کردن رو تن ابن ملجم و بروبکسش میکنن حالا شده لباس رئیت ! lol

AĦӍẪÐƦÉȤA
10-23-2010, 01:25 PM
خوب ســـلام

همونطوری که بعضی از بروبچ صمیمیم توی انجمن میدونن دیروز جمعه من رفته بودم شهرک سینمایی . حالا درباره ی سفر:4: بگم براتون.
دیروز ما یه اکیپ شده بودیم از بچه های کرج نزدیکه 21 نفر با یه مدیر یا سرگروه. رفته بودیم برای بازی تو فیلم تبریز مه آلود. که معلوم نیست با این همه کات کات که تهیه کننده میداد کی تموم بشه :4:. دیروز طبق معمول بر اساس سکانسهای که توی اون روز گرفته میشد تنه ما لباس کردن . که سره لباس پوشیدن صف بسته بودیم که بچه های کرج همرو حول میدادن همینطوری خر تو خری زودتر از همه گرفتن من شدم نفر 14 که لباس میگرفت:4:. رفتیم لباسارو تنمون کردیم رفتیم توی شهرک گشدیم. بازار قدیم تهران.کوفه. و دیگر جاها صبحانه خوردیم که خودشون داده بودن صحبانه که نمیشه اسمشو گذاشت یه نون سنگک با پنیر که شبیه سنگ میموند . بعدش گفتن سکانس دارن بالا ما به همراه سالاتا همون کسایی که لباس پلیسای قدیمارو میپوشیدن رفتیم سره سکانس. ( به ما لباس رعیت های زمان قدیم داده بودن ) . رفتیم بالا یه مدیر صحنه داره به اسم عباس . ما بش میگیم عباس کــچل :4: . همش داد میزدو خودشو چـــ س میکرد مینداخت وسط . سکانس اولو به صورت راه رفتن توی یه میدون که فیلمو از خانم سلطانی میگرفتن ما از کنارش رد میشدیم . بعد از اون رفتیم سره ناهار یعنی حساب کنید از ساعت 8 که رسیدیم صبحانه خوردیم تا ساعت 12 سره سکانس بودیم :4:. بعد از اون مراسم ختم بود سره صف شدیم . آقای صدیق صاحب عزا بود توی اون سکانس ( همون حاج آقا که استغاره میگرفت تو اخراجی ها ) خلاصه صف شدیم جلوی یه مزار مثلا قبر طرف بود . هی مدیر صحنه میگفت ساکت هی ما تیکه مینداختیم خلاصه به گ ند کشیدیم اون سکانسو . بچه ها هی میخندیدن ما خودمونو کنترل میکردیم با هزارتا بدبختی اون صحنرو گرفتیم که وقتی تهیه کننده گفت تموم همه رفتیم رو هوا از خنده خودشونم خندشون گرفت. ارژنگ امیر فضلیم که روبه روی ما پشت دوربین بود شبیه سوسمارا میخندید :17: . خلاصه چشاتون اذیت شد :4: ساعت 5 شد تموم شد این روز جمعه ی سراسر خنده مام پولمونو گرفتیم اومدیم خونه :4:
چندتا عکسم گرفتم از شهرک و خودم :4:
خــــــودم در بازار تــــــهران قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خـــودم و یکی از رفقا از زوایای دیگر :4: در بازار (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس بعدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بازار تـــــــهران (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قدیمی ترین کــــــافه در زمان قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رفتم از گوگل کلی بازیگرارو گرفتم . چند تاشون توی سکانکسای دیروز بودن :4: کارگردانم اسمش وزری هست.
جمشید مشایخی، محمد مطیع، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، داریوش كاردان، رزیتا غفاری، سعید امیرسلیمانی، ارژنگ امیرفضلی، سیدجواد هاشمی، ژیلا سهرابی، زهیر یاری، حسین محب اهری، شهرام عبدلی، امیر دژاكام، چنگیز وثوقی، ولی الله مومنی، امیریل ارجمند، رامین راستاد، كمند امیر سلیمانی، كامران تفتی، عنایت بخشی، رضا فیاضی، علیرضا علیا، لیلا زارع زاده، امیر مهدی كیا، علی كریمی پور و فقیهه سلطانی در این سریال بازی دارند.
فعلا یا علی


سلام

احمدرضا جان شما با همین موهای فشن جلو دوربین ظاهر شدی؟!

این لباس هایی که تن شما کردن رو تن ابن ملجم و بروبکسش میکنن حالا شده لباس رئیت ! lol


نه داداش این قبل از سکانسا بود . رفته بودیم واسه ی چرخیدن توی شهرک تازه کامل لباسارو نپوشیده بودم . قبل از سکانس کامل پوشیدم.... بعدش داش عرفان برای ما کلاه هم گذاشته بودن سره صحنه ما کلاه میزاشتیم سرمون. ,واسه همین موهای فشنمون معلوم نمیشه . لباساشم چون هنرور بودیم لباسای اینطوری دادن .

The Phenom
10-23-2010, 10:47 PM
خوب ســـلام

همونطوری که بعضی از بروبچ صمیمیم توی انجمن میدونن دیروز جمعه من رفته بودم شهرک سینمایی . حالا درباره ی سفر:4: بگم براتون.
دیروز ما یه اکیپ شده بودیم از بچه های کرج نزدیکه 21 نفر با یه مدیر یا سرگروه. رفته بودیم برای بازی تو فیلم تبریز مه آلود. که معلوم نیست با این همه کات کات که تهیه کننده میداد کی تموم بشه :4:. دیروز طبق معمول بر اساس سکانسهای که توی اون روز گرفته میشد تنه ما لباس کردن . که سره لباس پوشیدن صف بسته بودیم که بچه های کرج همرو حول میدادن همینطوری خر تو خری زودتر از همه گرفتن من شدم نفر 14 که لباس میگرفت:4:. رفتیم لباسارو تنمون کردیم رفتیم توی شهرک گشدیم. بازار قدیم تهران.کوفه. و دیگر جاها صبحانه خوردیم که خودشون داده بودن صحبانه که نمیشه اسمشو گذاشت یه نون سنگک با پنیر که شبیه سنگ میموند . بعدش گفتن سکانس دارن بالا ما به همراه سالاتا همون کسایی که لباس پلیسای قدیمارو میپوشیدن رفتیم سره سکانس. ( به ما لباس رعیت های زمان قدیم داده بودن ) . رفتیم بالا یه مدیر صحنه داره به اسم عباس . ما بش میگیم عباس کــچل :4: . همش داد میزدو خودشو چـــ س میکرد مینداخت وسط . سکانس اولو به صورت راه رفتن توی یه میدون که فیلمو از خانم سلطانی میگرفتن ما از کنارش رد میشدیم . بعد از اون رفتیم سره ناهار یعنی حساب کنید از ساعت 8 که رسیدیم صبحانه خوردیم تا ساعت 12 سره سکانس بودیم :4:. بعد از اون مراسم ختم بود سره صف شدیم . آقای صدیق صاحب عزا بود توی اون سکانس ( همون حاج آقا که استغاره میگرفت تو اخراجی ها ) خلاصه صف شدیم جلوی یه مزار مثلا قبر طرف بود . هی مدیر صحنه میگفت ساکت هی ما تیکه مینداختیم خلاصه به گ ند کشیدیم اون سکانسو . بچه ها هی میخندیدن ما خودمونو کنترل میکردیم با هزارتا بدبختی اون صحنرو گرفتیم که وقتی تهیه کننده گفت تموم همه رفتیم رو هوا از خنده خودشونم خندشون گرفت. ارژنگ امیر فضلیم که روبه روی ما پشت دوربین بود شبیه سوسمارا میخندید :17: . خلاصه چشاتون اذیت شد :4: ساعت 5 شد تموم شد این روز جمعه ی سراسر خنده مام پولمونو گرفتیم اومدیم خونه :4:
چندتا عکسم گرفتم از شهرک و خودم :4:
خــــــودم در بازار تــــــهران قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
خـــودم و یکی از رفقا از زوایای دیگر :4: در بازار (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
عکس بعدی (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
بازار تـــــــهران (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
قدیمی ترین کــــــافه در زمان قدیم (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
رفتم از گوگل کلی بازیگرارو گرفتم . چند تاشون توی سکانکسای دیروز بودن :4: کارگردانم اسمش وزری هست.
جمشید مشایخی، محمد مطیع، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، داریوش كاردان، رزیتا غفاری، سعید امیرسلیمانی، ارژنگ امیرفضلی، سیدجواد هاشمی، ژیلا سهرابی، زهیر یاری، حسین محب اهری، شهرام عبدلی، امیر دژاكام، چنگیز وثوقی، ولی الله مومنی، امیریل ارجمند، رامین راستاد، كمند امیر سلیمانی، كامران تفتی، عنایت بخشی، رضا فیاضی، علیرضا علیا، لیلا زارع زاده، امیر مهدی كیا، علی كریمی پور و فقیهه سلطانی در این سریال بازی دارند.
فعلا یا علی


سلام

احمدرضا جان شما با همین موهای فشن جلو دوربین ظاهر شدی؟!

این لباس هایی که تن شما کردن رو تن ابن ملجم و بروبکسش میکنن حالا شده لباس رئیت ! lol


نه داداش این قبل از سکانسا بود . رفته بودیم واسه ی چرخیدن توی شهرک تازه کامل لباسارو نپوشیده بودم . قبل از سکانس کامل پوشیدم.... بعدش داش عرفان برای ما کلاه هم گذاشته بودن سره صحنه ما کلاه میزاشتیم سرمون. ,واسه همین موهای فشنمون معلوم نمیشه . لباساشم چون هنرور بودیم لباسای اینطوری دادن .


تپل تو رعیت بودی یا باجگیر؟

این چه قیافه ایه؟

AĦӍẪÐƦÉȤA
10-24-2010, 12:29 PM
حاجی این لباسارو میدن دیگه به هنرور میخای لباس از طلا بدن به ما :4:
قیافم بده؟ دخترتو بم نده :4: دیگه امکانات همینه دیگه ولی پول توشه.

MaJiD HetFieLd
10-24-2010, 06:47 PM
بابا چرا پس هیشکی نمیاد چیزی بگه؟:2:
چرا انجمن به این حال و روز افتاده:10: :4:

بهمن جون این عکس اواتورت رو بردار،حال منو بد میکنی پا میشم میاد شمال ها:4:

آقا ما دوتا عکس یذاریم و بریم:4:
شکار لحظه ها (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم سوتی دانشگاه امیر کبیر (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :11:

اینم هم ببینید بد نیست :12:
واقعا که ما ایرایها مبتکران روز دنیا هستیم :4:

معمولا همه جای دنیا جرثقیل رو جایی میذارن که تا تموم شد بتونن بردارن ولی مهنسین قیور این مرز و بوم :12: برداشتن
جایی گذاشتن که نتونن بردارن :55:

1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دوستان اگه تکراری بود ببشقید دیگه:34:

خدافس فعلا:7:

H H H
10-24-2010, 09:07 PM
مهم


دوستان عزیز ، اخرین اخطار و یک تذکر بسیار جدی باید به همه بدم

از این به بعد کوچک ترین بحث 30یا30 راه بیفته در اسرار ( یا در هر جای انجمن ) با تمام احترامی که برای اسراری ها قائل هستم تاپیک رو مجبورم ببندم

و

خاطیان رو درجا به مدت 1ماه اخراج میکنم ، فرقی نمیکنه که کی باشه حتی اگر مدیر هم باشه.





فعلا ...

MaJiD HetFieLd
10-24-2010, 09:28 PM
یا قمر بنی هاشم و قمر شمسی:28: :4:
خشم عرفان برافروخته شد و انجمن را فرا گرفت:14:
عرفان جون خونسردیتو گرم کن :4:

بَچَن،دُر هَمی یه چیزی گفتم :4:تو خونسردیتو گرم کن:7::4:

The Shadow
10-24-2010, 09:39 PM
دم بروبکس آرسنالی گرم که یه حال اساسی به انچستر سیتی دادند :4:

legendarp
10-25-2010, 01:36 AM
مهم


دوستان عزیز ، اخرین اخطار و یک تذکر بسیار جدی باید به همه بدم

از این به بعد کوچک ترین بحث 30یا30 راه بیفته در اسرار ( یا در هر جای انجمن ) با تمام احترامی که برای اسراری ها قائل هستم تاپیک رو مجبورم ببندم

و

خاطیان رو درجا به مدت 1ماه اخراج میکنم ، فرقی نمیکنه که کی باشه حتی اگر مدیر هم باشه.





فعلا ...

آقا این بچه کیه داره سرو صدا می کنه
یکی این بچه رو ساکت کنه
------------------------
خوب ترسیدیم چشم دفعه آخره شونه دیگه نمی گن غلط کردن .
---------------
ا بهمن بیا نزنش ا داش علی ولش کن
ساسا تو چی می گی
اصلا به من چه هم دیگه رو بزنید

MaJiD HetFieLd
10-25-2010, 09:53 PM
سابیلیکوم به بروبچ اسراری:7:

آقا یه تست هوش براتون آوردم باقلوا:4:یعنی عمرا کسی بتونه حتی یه دونه از سوالها رو درست جواب بده:4:
میگین نه؟برو بریم:4:

در ادامه 4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.



آماده ای؟





برو پایین تر…..








سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟












پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی..













سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟









جواب:
اگر جواب شما این باشه که
شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می
تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب
شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)


شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید،نه؟




سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.








عدد 1000 رو فرض کنید. 40
رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به
جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع،
اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟










به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید… تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!







پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟









جواب: Nunu؟







نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

بهتون گفتم نمیتونین جواب درست بدید:9:

.................................................. ....

گلچيني از تصاوير بي نظير فوق العاده زيبا و حیرت انگیز در اينترنت


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
عکسی باور نکردنی از یک زنبور عسل که در حال نیش زدن مردمك چشم یک انسان است !
از نكات جالب این تصویر مهارت و دقت عكاس در انتخاب سوژه و سرعت عمل در ثبت این لحظه است !
..................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
منظره ای زیبایی از غروب خورشید در قطب شمال
که همزمان، ماه را نیز در نزدیک ترین نقطه به زمین، نشان می دهد.
..................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
عکسی فوق العاده بی نظیر از لحظه ی نوشیدن قطره ای آب توسط یک مورچه!
..................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
لحظاتی نفس گیر از عملیات یك خانم صخره نورد
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
عکسی بی نظیر از لحظه شکار یک آفتاب پرست گرسنه و خوش اشتها
كه البته مدت زمان شکار شاید به چند دهم ثانیه هم نرسد ...
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
مگس ها همیشه موجب آزار و رنجش میزبان خود هستند
حتی این شاهین كه افسردگی را می توان از نگاهش خواند ....
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
تصویری زیبا از دو پرنده ی عاشق !
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اتفاقی کم نظیر از ابراز احساسات مادرانه ی یک مرغ خانگی به سگ
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
میز گردی خاطره انگیز و تكرار نشدنی!
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
عكسی حیرت انگیز از كفش های بجا مانده و سایه هایی كه با شما سخن می گویند ...
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
تصویری بدون شرح كه واقعی بودنش دور از ذهن، ولی تفكر برانگیز بودنش حتمی است!
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
از تولید به مصرف در حین فرایند دوشیدن شیر
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
خوابی آرام و مطمئن در گذرگاهی خلوت و دنج!
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
عكسی تكان دهنده از انفجار یك هواپیمای آموزشی و تصمیم خلبان برای استفاده از صندلی پرتاب
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
سایت گوگل در 50 سال پیش، یادآور این نکته است که جهان چقدر سریع پیشرفت می کند
و باعث می شود کمی متفاوت فکر کنید. اگر پنجاه سال پیش گوگل وجود داشت چه شکلی بود؟
احتمالا شرکت گوگل کارت هایی را در باجه های پست و فروشگاه ها قرار می داد. شما یکی از کارت ها
را بر می داشتید و سوال خودتان را روی آن می نوشتید. تمبر می چسباندید و ارسال می کردید. روی
کارت نوشته شده "لطفا برای دریافت نتایج 30 روز صبر کنید!" یک ماه بعد پاکت بزرگی حاوی اسناد
و عکس هایی در مورد سوال، درب منزل به شما تحویل داده می شد. موضوع عجیب به
نظر می رسد. شاید هم به نظر جالب یا طنز بیاید. اما با توجه به فرضیاتی كه ذكر شد
هم اکنون گوگل جواب سوال شما را با چه سرعتی می دهد؟
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
صحنه ای زیبا از هنرنمایی یك مرتاض در نگاه عابران
.................
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
رنگین كمان لحظه ی زیبای دیگریست از اعجاز طبیعت و پاداش کسانیست که تا آخرین لحظه زیر باران می مانند ...

...............................................
یه چیز جالب :24:

عکســی که فـیس بوک آن را حـذف کرد ! :15:

این عکــس خواننده اســترالیاییKylie Minogueرا در یک کـنسرت نشان می دهد
بعد از اینکه یکی از هوادارانش این خرس را به او هدیه داد. اما وقتی که او این عکس
را در صفحه فیس بوک خود قرار داد بعد از مدتی ناگهان عکس حذف شد و او ایمیلی از
فیس بوک به این مذمون دربافت کرد : "We do not allow photos that contain nudity, drug use or violence."
ظاهرا مسئــولین فــیس بوک میکروفون را با چیز دیگری اشــتباه گرفته اند !

وای خدا مرگم بده...این میکروفونه یا..... (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :53: :53:

...............................................

40 سال انتظار برای گرفتن یک عکس/ لحظه برخورد صاعقه با برج آزادی آمریکا :23:

به گزارش فارنت و به نقل از روزنامه انگلیسی مترو شاید لحظه برخورد رعد و برق
را با زمین و مکان های مختلف در تصاویر مختف و یا حتی به چشم دیده باشید.

اما هنگامی که بدانید یک عکاس برای گرفتن یک عکس بیش از ۴۰ سال صبر کرده
و تاکنون عکسهای زیادی برای ثبت آن انداخته، آن عکس دیدنی تر می شود.

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

یک عکاس ۵۸ ساله نیویورکی بینظیرترین عکس خود را ماه گذشته و با عکاسی
از لحظه برخورد صاعقه با برج معروف آزادی گرفته است.

جی فاین میگوید: من همواره اخبار هواشناسی را دنبال میکردم و میدانست
م که یک طوفان در راه است و این برای من فرصت بسیار بزرگی بود.
من آماده شده بودم و پیش از این عکس ۸۱ شات دیگر گرفته بودم که نهایتا به این عکس رسیدم.

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

وی می افزاید: من واقعا وقتی نتیجه کار را دیدم شوکه شده بودم. این یک شانس مطلق بود
که یک بار در زندگی سراغ آدم می*آید و این اولین عکسی از این نوع است که من تاکنون دیدم.

.................................................. ........

بزنیم تو خط فیزیک :4:

انیشتین و دکتر حسابی 1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

انیشتین و دکتر حسابی 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

.................................................. ........

خوب بحث رو عوض کنیم بریم تو کار عشقولانه :5:

یه سری عکی عشخولانه :5:

1 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 2 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 3 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 4 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 5 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) 6 (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

.................................................. ..........................

تا حالا انقد ماه رو از نزدیک دیدی ؟ :5:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

.................................................. ..........

و اما سورچرایز و حسن ختام پست امشب یه گل تقدیم به تو از طرف یه داف جیگر توپ :5:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

.................................................. ....................

خوب دوستان عزیزم:4:

فعلا خدافس:4:

MaJiD HetFieLd
10-26-2010, 11:27 PM
همه تاکسی دارن ما هم در ایــــــران تاکسی داریم

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> _calgary_049.jpg

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

TeZAR
10-27-2010, 07:04 PM
خوب بلاخره بعد از 6 - 7 ماه قسمت دوم خاطرات کچیمون رو نوشتیم ! ( قسمت اول فکر میکنم توی جلد سوم اسرار باشه . )


GmMode.Com / WweIran.Org


یه روز تو چت روم wweir بودیم ممد و ارژنگ و شایان اچ اچ اچ هم بودن .. ممد بهم گفت شروین چرا نمیای gmmode گفتم gmmode چیه دیگه .. لینک دادن رفتم .. بلاخره با هزار بدبختی بهم فهموندن که gmmode چیه .. رفتم اول کریسچن کیج رو وردارم .. چند دقیقه بعد کپتن ادج تو یاهو پی ام داد بهم که من جی ام راء هستم کریسچن توی اسمکدان هستش .. بلاخره راب ون دم رو ورداشتم .. اون روز جو گرفت منو یادمه شایان هم اومد رندی رو ورداشت رفت اسمکدان .. تو راء با ارژنگ که سی ام پانک بود کل کل میکردم . خلاصه کار ما در GMMODE هم شروع شده بود ! روزهای اول عید بود که ما راهی کیش شدیم ... و در همین روز ها ویندوز ما به رحمت الهی پیوست به همراه هارد و کلیه اطلاعات مفیدمان که هیچوقت فراموش نمیشن ! خلاصه دادیم لپ تاپ رو یه تعمیر کردن و بلاخره اونجا به کمک لپ تاپ و اینترنت بیسیم :دی هتل تونستم آنلاین بشم . رفتم یاهو و سالار جلال رو دیدم :دی یادمه چند روز قبل بهم گفته بود که برای وبلاگ جدیدش که وب طرفداران باتیستا بود یه هدر بسازم ( اون زمان سالار جلال تازه DemonBatista.ir رو راه انداخته بود ) خلاصه گفتم اومدم کیش و مشکل فنی و اینا هست ! چند روز قبل اینکه بیام کیش هم یک عدد پوستر برای پی پی وی جی ام مود ساخته بودم که عکسش رو میتونید در زیر مشاهده بفرماید ! ... خلاصه ما هرروز ظهر.. صبح .. شب توی لابی هتل بودیم و لپ تاپ رو پامون .. میومدیم جی ام مود به عشق رفیقامون ! در یکی از همین روزها برادر فرشاد که مدیر کل WWEIRAN.net بودن با یوزر نیم سناتور یک عدد انجمن زدن و ما همراه با برادر Master Kane و برادر Mr.WrestleMania اونجا یک خورده فعالیتی کردیم ! اونجا که بودیم به WWEIR هم سر میزدیم و از پست ها لذت میبردیم ! اون زمان آیدین جدایی با یوزر Aidin_ReyMysterio بسیار فعال بودن ! بلاخره رسلمینا هم برگزار شد ! ساعت 12 ظهر از خواب پاشودیم سری لپ تاپ رو گرفتیم زیر بقلمون رفتیم به سمت آسانسور .. دقایقی بعد به لابی رسیدیم و رفتیم سر جامون که همیشه میشینیم ! :دی کنار تلوزیون . خلاصه روشن کردیم و رفتیم WWE.com نتایج رو خوندیم ! اولین عکسی هم که دیدم آندرتیکر بود ! در این لحظات به انجمن آقا فرشاد و برادر فرزام 2 برادر .. و جی ام مود میرفتیم ! در جی ام مود برادر ممد ANDYLOVERS اسکرین کپچرز های رسلمینا رو که خودشون هم کپچر کرده بودن گذاشتن ! ... در همین لحظات متوجه شدیم که آقای بی بی سی یک عدد سایت زدن به همراه انجمن ! رفتیم اونجا و خدا رو شکر جناب بی بی سی گذاشتن توی بلاگ کار کنیم .. یک عدد انجمن کوچولو هم داشت که برادر Master Kane و دوستان در مورد رسلمینا بحث میکردن ! یادمه اون روز برادر راستین رادور و Master Kane سر رسلمینیا کل کلی کردن ! :دی خلاصه ما عکسهای رسلمینا رو در WWEIRAN.ORG و انجمن آقا فرشاد گذاشتیم ! بعد از ظهر شد و ما هنوز توی لابی بودیمو لپ تاپ رو پامون ! به WWEIR رفتیم و دیدم داش سعید (Sherlock Holmes ) که یوزرشون Saeed_Champ بود اون زمان اخبار رسلمینیا رو گذاشتن ! خلاصه اون روز هم گذشت و فردا شد ! ما ساعت 2 ظهر بیدار شدیم و اومدیم به سمت لابی و رفتیم سراغ ماندی نایت راء :دی رفتم WWEIRAN.ORG دیدم جناب بی بی سی اخبار راء رو گذاشتن . ما هم عکسها رو گرفتیم و گذاشتیم . در همین لحظات به سمت WWEIR رفتیم .. داش جاوید باتیستا ویدئو خداحافظی ریک فلیر رو گذاشته بودن ! یه سر کوچولو هم به انجمن دشمن (IranWWE.NET) زدیم . شب شد و راهی چت رو GMMODE.com شدیم ! اونجا برادر Mr.Wm , ArjanG , AndyLovers و Captain Edge بودن ! خلاصه از اون لحظات لذت بردیم ! دیگه ساعت 2 صبح شده بود لپ تاپ رو ورداشتیم و رفتیم توی اتاق ( انقدر انجمن و رفیقامون رو دوست داشتیم یه دقیقه نمیتونستیم اینترنت رو رها کنیم ! :دی ) اونجا کل ملت ما رو نگاه میکردن ! در همین روز ها با برادر علیرضا روان ستان نویسنده براک آشنا شدیم که ما رو شاسگول میدیدن ! :دی کلاس بسیار بالایی هم داشتن ! :دی ازشون چند عدد آدرس خواستیم که ما رو مورد عنایت خودشون قرار دادن ! :دی . خلاصه اون روز ها هم میگذشت ! GMMODE کل کل میکردیم .. WWEIRAN.ORG آهنگ و عکس میزاشتیم ! یاهو میومدیمو چت میکردیم ! خلاصه اون روز ها هم گذشت و راهی تهران شدیم . با آخرین کسی هم که چت کردم قبل از رفتن برادر Master Kane بود . خلاصه رسیدیم تهران و رفتیم به سمت منزل عمو .. چون ای دی اس الم اونجا بود و بیشتر وقت ها اونجا بودمو اونجا میخوابیدم ! لپ تاپ رو گذاشتیم و سیم رو وصل کردیم .. اما اینترنت متاسفانه جواب نداد .. به دلیل معتاد بودن زیاد من به انجمن و دوستان به صورت مخفی با تلفن راهی جی ام مود شدیمو یه سری زدیم .. گرفتیم خوابیدیم و فرداش که اومدیم دیدم WWEIRAN.ORG انجمن شده . بسیار خوشحال شدیم ! بسیاری از برادران حضور داشتند ! ما هم مانند همیشه عکس میزاشتیم ! یادمان میاد برادر RastinRadvar هم یوزر جدید زده بودن :دی RastinLe H به دلیل عشق زیادی که به هانتر داشتن ! خلاصه چند روزی گذشت و ما هم مدیر بخش عکس شدیم ! برادر مهدی wwf وارد انجمن شدن و به صورت کاملا حرفه ای میشه گفت ریـــ دن به انجمن ! :دی توی یاهو هم خیلی به ما پی ام میدادن ! میرفتیم GMMODE.COM کل کل .. WWEIRAN هم عکسمون رو میزاشتیم ! :) چند هفته ای گذشت ! به جناب بی بی سی پیام خصوصی دادیم که WWEIRAN رو برگردونن ! انقدر خودمو زدم :دی .. چند روز بعد ممد بهم پی ام داد و گفت بله WWEIRAN.NET برگشت ! باورم نمیشد.. به ممد گفتم پسوردم یادم نیست پسورد و جناب بی بی سی گفتن و وارد انجمن شدم ! .. کلی خاطره زنده شد ! یادمه پسورد هم 12345 بود :دی .. خلاصه بسیار خوشحال بودیم ! روزهامون با WWEIRAN.ORG تموم شده بود و دوباره با WWEIRAN.NET آغاز !

و باز هم این داستان نیز ادامه دارد ...



آواتر من در GmMode.Com :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

کارهایی یافت شده از اون زمان :


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


هدر WWEIRAN.ORG بعد از بکلش :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


پوستر پی پر ویو ونجنس GmMode.Com :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آواتر ممد Mr.WM در GmMode.Com :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

Ғ Д † Д Ł β
10-28-2010, 07:00 PM
داش مجید فک نکنی ها تنهایی تو اسرار:4:
ما مشغله داریم نمیتونم مثه شما چراغ مراغ اسرار رو نورانی کنیم
ولی هر از گاهی یه پست ول میدیم تا دلت قرص بشه که تنها نیی:4:

ادامه داستان اسرار:

رسیدیم اونجا که فهمیدیم میر علی زده عروسیه ابولی رو پیچونده:4:
ابولی هم زنگید و میر علی رو تهدید کرد:4:
حالا ما ها داریم آماده میشیم بریم جنوب با ماشین ذاغارتیه دایی بهمن:4:

ماشین دایی:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


ساسان گفت که من باید برم به دانشگام برسم
ساسی رو ول کردیم وسط برو بیابون،اصلا هم عذاب وجدان نگرفتیم.....تازه عرفان از من پرسید عذاب وجدان چیه:55:
راه افتادیم که بیم دیدیم یه چاقو از اون ور خیابون پرتاب شد و درست وسط باسن مبازک بنده فرود اومد:70:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

10 امتیاز و سه چراغ سبز به حسین:53:
دیدیم بله حسین داره با یکی از این ماچه ته ها داره میاد سمتمون

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

تا آخر قضیه رو خوندیم چیه!!!
به زور حسین رو چپ.ندیم صندوق عقب و راه افتادیم
نزدیکای شیراز دیدیم یه پسر داره با تابه دنبال یه آفتاب پرست میکنه:55:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


یکم که نزدیکتر رفتیم دیدیم فریبرزه داره دنبال حیوونه بیچاره میدوه تا یه خورشت آفتابسنجون بپزه:4:

آفتابسنجون:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

آخرش حیوون رو گرفت و تا چشش به ما افتاد گل از لبش شپکفت و هممونو به ناهار دعوت کرد:70:
کاش ساسی اینجا بود و یه هیتد اجرا میکرد
رفتیم رستوران فریبرز که اسمش بود رستوران باب اسفنجی:4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

نشستیم و غذا رو آوردن
عرفان همون اول طلف شد:53:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

میر علی بو رو که چشید بالا آورد و میز رو منقوش به آثار طبیعی کرد:55:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خان دایی چشاش سبز شد:55:

هادی داشت هزیون میگفت

حسین و من شروع کردیم به خوردن:4:
یکی دو لقمه که رد شد دیدم حسینم داره غذا رو کش میره میده به بوشوق کاپیتان تیم JBL :4:
من تا آخرش خوردم:70:
در این لحظه نیروی انتظامی وارد شد و فریبرز رو به خاطر عرضه گوشت الاغ دستگیر کرد:62:

حالا من موندم و خنده بچه ها و معده ای پر از گازهای مطبوع:4:

ادامه دارد....

MaJiD HetFieLd
10-29-2010, 10:37 AM
به به حاجی Ғ Д † Д Ł ß
یاد زمانی افتادم که سفرنامه مینوشتم:4:بازم به تو که یه دستی به قلم میبری و اسرارو
چراغشو روشن نگه میداری:7:

Ħ д † ε Ð
10-29-2010, 09:39 PM
خوب بعد از مدتها تو اسرار پست میدیم.
بیشتر هم راجع به خودم و انجمن و ... هستش.

خوب یه مدت زیادی هستش من رو اینجا نمیبینید.دلیل داره.:4:

ما که دانشگاه قبول نشدیم.یعنی آزاد میشد برم ولی خوب رشتش رو دوست نداشتم خیلی مهندسی مخابرات سخته.گفتیم بریم واسه سال بعد.
یه چند وقت گذشت دیدیم بابا با این چیز گشادی که ما داریم از سال قبل بدتر نشیم بهتر نمیشیم.تصمیم گرفتیم یه سر کار بریم که حداقل بتونیم یه پول و پله ای جور کنیم.
کلی گشتم واسه کار بوتیک.قبلا کار کرده بودم و فوت و فنش رو بلد بودم ولی خوب بوتیکی که تو بالاشهر باشه و تکی خودم ادارش کنم پیدا نکردم و چون به جز این حالت کارش حال نمیده بیخیالش شدم.
خلاصه از روز سوم مهر ماه پاشدم رفتم سر کار.حالا سر کار ما کجاست؟درست سر کوچمون.
ما که یه 20 سالی هست تو همون محل هستیم و شناخت رومون بود و بابام رو فرستادم واسه صحبت کردن و ... همه چی حل شد.
حالا شغل شریف ما چیه؟پخش عمده سوسیس و کالباس و نوشابه و ایستک و سس و روغن و رب و کوفت وزهر مار و هر چی که فکرش رو بکنید.
صبحا مشتری عمده میاد باید راش بندازیم و بعد از ظهر ها هم مغازه که مثل سگ بزرگه پر مشتری خورده میشه و من بدبخت باید خدمت برسونم.
کار خیلی سختیه و ساعتش هم زیاده ولی درآمدش خیلی خیلی خوبه و تنها دلیلی که باعث شده اینجال بمونم همینه.
محیط کار هم خیلی خوبه.همه جک جوون هستیم و بچه محل.در کل سر کار خیلی بهم حال میده.
چون مغازه تو جای شلوغ و پر رفت و آمدیه خیلی حال میده.

آقا تو این سر کار هم همش با مردمیم و میفهمیم که چه قدر اعتراضا زیاد شده و مردم چه کینه ای از اینا دارن.

چون حاجی مغازه ما هم 3 تا مغازه دیگه در نقاط مختلف شهر داره و از این خفناست و خفن هم کار میکنه واقعا میفهمیم قیمت ها چه طوری داره میاد بالا.
اصلا یه جوری قیمت میده کسی نمیتونه باش رقابت کنه.

آقا عجب مافیای اقتصادی داریم.
یه بار از اصفهان قرار بود بیاد واسمون سه جا متوقف شد قیمتش رو هر دفعه بردن بالا.دقیقا بار هم دست نخورد.
ای لعنت به همه این عوضیای اون بالا که خون ملت رو تو شیشه میکنن.

خوب دیگه همه حق بهم میدین که وقتی ساعت 7 میرم سر کار و هفت شب برمیگردم و جمعه ها هم تا 10 شب سر کارم کمتر وقت کنم به فروم بیام.ولی خوب همیشه و هر شب سر میزنم.

خبر مهم هم اینه که ای دی اس ال گرفتم ولی چه فایده.:53:


درباره فروم هم بگم که از برگشت داش مجید لشلی فوق العاده خوشحالم.حیف دیگه وقت ندارم بیشتر باهاش هم صحبت بشم.
داش مجید رییس جمهور انجمن خیلی دوست داریم.یه وقت نشه دلسرد بشی و برنگردی.

دیگه عرضم به حضورتون این که این اواخر هم فروم یه جوی گرفته که اصلا خوشم نمیاد ازش.
همه قربون صدقه هم میرن این میگه فلانی با مرامه این میگه خیلی چاکریم و مرام داری و .... که دیگه اصلا حال آدم از هر چی مرام و دوستی و .... بهم میخوره.
آقا یه خورده سنگین باشید.یه فکری به حال معده های ما بکنید.حال نداریم دم به دقیقه بالا بیاریم.

دیگه عرضی نیست.
از همه بچه ها ممنون از همه کسایی که توی این دوران بی خبری من از من خبر گرفتن:4: و به یاد بودن و بچه های باحال انجمن تشکر میکنم.

راستی شبا هم یه یه ساعتی درس میخونم که پارسال یه دقیقش رو هم نمیخوندم.
بچه ها دعا کنید یه یونی خوب قبول شم تا سال دیگه برم دانشگاه و همین کار هم در کنارش داشته باشم و یه نمه پول و پله جم کنم و بعد هم از این مملکت بریم بیرون و ...

این ته نوشته هم از سینا اسکی بریم.:4:

مچکرم:4:
بدرود.

MaJiD HetFieLd
10-30-2010, 08:09 PM
درباره فروم هم بگم که از برگشت داش مجید لشلی فوق العاده خوشحالم.حیف دیگه وقت ندارم بیشتر باهاش هم صحبت بشم.
داش مجید رییس جمهور انجمن خیلی دوست داریم.یه وقت نشه دلسرد بشی و برنگردی.





آرمین جون خیلی چاکرم:7:
چقدر دلم هواتو کرده بود:5:خداییش بیا مثل سابق انجمن حالشو بریم:5:
ولی خداییش تا میای یاهو دیگه پیام 30یا30 نده :4:

CROWN
10-30-2010, 11:04 PM
درباره فروم هم بگم که از برگشت داش مجید لشلی فوق العاده خوشحالم.حیف دیگه وقت ندارم بیشتر باهاش هم صحبت بشم.
داش مجید رییس جمهور انجمن خیلی دوست داریم.یه وقت نشه دلسرد بشی و برنگردی.





آرمین جون خیلی چاکرم:7:
چقدر دلم هواتو کرده بود:5:خداییش بیا مثل سابق انجمن حالشو بریم:5:
ولی خداییش تا میای یاهو دیگه پیام 30یا30 نده :4:




خیلی خوب میشهکه انجمن به روز های اوجه خودش برگرده

همه اون هایی که رفتن برگردن

اونایی که اخراج شدن از اخراج در بیان

همه دور هم باشیم.

TeZAR
10-31-2010, 06:32 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


آنچه گذشت : :4:
WWEIRAN.NET بسته شد .. به سمت GMMODE.Com رفتیم ..
سفر به جزیره کیش و پاک شدن هارد به همراه فعالیت با هزار بدبختی ..
فعالیت کوچکی در WWEIRAN.ORG و تبدیل شدن به انجمن !
چند هفته بعد و بازگشت WWEIRAN.NET ....

تیتراژ پخش میشه !

بازگشت WwEIran.NeT
GmMode.Com و ...

سلام ! آمده ام اینجا قسمت سوم خاطراتم رو برایتان تعریف کنم !

وارد چت روم WWEIRAN شدیم و برادران ممد Mr.WM و BBC رو دیدیم ! جناب BBC گفتند بفرما شروین جان اینم WWEIRAN ! خلاصه بار دیگه فعالیت خودمون رو آغاز کردیم ! مدیر عکس بودیم ! والپیپر .. پوستر .. عکس میزاشتیم ! به GMMODE میرفتیم و کل کل میکردیم ! زیاد چیزی از این روزها یادم نیست ! فقط یادمه انجمن زیاد دَووم نیاورد ! دیدیم انجمن باز شده و از فرصت استفاده کردیم .. رفتیم از چند تا تاپیک هایی قدیمی دیدن کردم و چند تا از والپیپر هایی که ساخته بودم رو سیو کردم که در پایین پست قرار میدم ! ... یادمه انجمن خلوت بود ! در یکی از همین روزها بود که برادر ابولفضل ریش سفید IranWWE وارد انجمن شدن و اسرار WWEIRAN رو رها انداختن .. یادمان میاد که برادر BBC ایشون رو مدیر ارشد کردن ولی ایشون گفتن راضی نیستن و استعفا دادن ! :دی .. بسیار خوشحال بودیم .. در یکی از همین روز ها با برادرآرش ســـ و*پری یا همون کندی آشنا شدیم ! .. در یکی از همین روزها دیدیم که برادر محمد MR.WM رنگشون سبز شد و آدمین شدن ! .. بسیار لذت بردیم ! ... یادمان میاد که یک عدد دشمن به انجمن حمله کرده بود و فحش میداد ! که ممد حسابش رو رسید ! خلاصه ما عکسمون رو میزاشتیم ! برادر حسین انفراد هم اومده بودن و ویدئو میزاشتن ! ... ! ... یک شب تاریک نشسته بودیم و با ارژنگ چت میکردیم ! که یهو برادر Master Kane ما رو به یک کنفرانس دعوت کردند ! همینجا از برادر Master Kane تشکر میکنم که ما رو با ... با ... بله اون کسی نبود جز رئیس و استاد ( cbtarwhk ) :دی .. خلاصه سلام کردیم و آشنا شدیم ! نمیدونم بحث سر چی بود ! ... در این روزها قرار بود که انجمن های کشتی کچ یکی بشن که برادران IranWWE مخالفت کردن و اعلام آمادگی کردند برای حمله به انجمن WWEIRAN ! ... بنده اون زمان سرباز باوفای WWEIRAN بودم و حاضر بودم یه تنه به IranWWE حمله کنم و همرو بکشم ! :دی ولی یادمه اجازه داده نشد و برادران Master Kane ... Jalal و BBC به انجمن دشمن حمله کردند و به کل کل پرداختند ! منم از چت روم WWEIRAN حمایتشون میکردم و مهمات میفرستادم ! یه تاپیک برادر هامون زده بود و نظر کاربران رو خواسته بود ! یادمه اون زمان ناظم انجمن برادر آرش جان سینا بودن که فرموده بودن : دوستان من موافقم به شرطی که من توی اون انجمن هم ناظم باشم =)) .. خلاصه کل کل به پایان رسید و انجمن ها یکی نشدن ! در یکی همین روز ها بود که برادر محمد AndyLovers بهمون چند عدد فنون فوتوشاپ یاد دادن که بسیار تشکر میکنم ازشون ! :دی ... فردای اون روز بازی پرسپولیس و سپاهان برگزار شد ! بسیار هیجان داشتیم ! دوست داشتیم پرسپولیس قهرمان بشه ! توی چت روم هم همراه با برادر Mafia و BBC بودیم ! گل دقیقه 96 زده شد و ما وارد چت روم شدیم و از خوشحالی به بالا پایین میپریدیم ! .. تا شب عکسهای بازی رو میزاشتیم ! به IranWWE میرفتیم و سری میزدیم ! .. یادمان میاد شب برادر مافیا و ابولفضل سر استقلال و پرسپولیس کل کل میکردن ! :دی ... ساعت 12 شب بود .. رفتیم خوابیدیم .. فردا عصر شد .. انجمن رو باز کردیم و دیدیم انجمن بسته شده .. رفتیم یاهو از برادر حسین انفراد پرسیدیم که چه شده است .. فرمودند نمیدانند ! .. بسیار گیج شده بودیم ! نمیدانستیم دلیل بسته شدن چیست .. هنوز هم نفهمیدم ! خلاصه WWEIRAN هم به خواب ابدی رفت ! ... در GMMODE بودیم و لذت میبردیم ! در یکی از همین روزها با ارژنگ تو چت روم نشسته بودیم و یهو دیدیم یک برادر سوار بر خر سفید از جاده رشت آمدن و فرمودند : سلام دوستان .. من پدرام باتیستا هستم .. چه استارهایی آزادن ! :دی ( برادر پدی باتی در زمان Road To WM در WWEIRAN فعالیت میکردند .. و بعد از اون در IranWWE ) ... برادر پدی باتی کوین نش رو برداشتن و به راء آمدن ! یادمان میاد بامداد فردای آن روز ساعت 3 آنلاین شدیم و برادر پدی باتی یک عدد امضای از کوین نش درخواست کردند که سعی میکنم عکسش رو در پایان پست قرار بدم ! .. خلاصه با همدیگه دنبال عکس از بیگ کِو گشتیم و بلاخره یک عکس مناسب و ضایع پیدا کردیم ! :دی .. رفتیم شام بخوریم .. یادمان میاد اون شام رو ساعت 4 وارد معده کردیم .. عدس پلو بود ! :دی .. اومدیم و امضا بسیار ضایع رو ساختیم و تحویل برادر پدرام دادیم ! ( یادمان میاد برادر پدی بسیار پدر مارو سر این امضا در آوردین ! :دی ) .. در یکی از همین روزها ما وارد WWEIR شدیم و فعالیت کوچکی رو در آنجا آغاز کردیم ! ...

و باز هم این داستان ادامه دارد ...




آنچه خواهید دید :
وررود برادر سعید " بیگ اویل " به ماجرا ...
تیزی و مافیای اسگلر ها
فرزام و برادرش !


اولین والپییپر هام که توی WWEIRAN.NET گذاشته بودم .. تریپل ایچ اولین والپیپرم بود !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

امضای معروف آیدین ری :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

سه عدد والپیپر برای بازگشت WWEIRAN.NET

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

هدر WWEIR.NET

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

امضای آرش سوـــ پـــ 8 ری و من :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

amir-aghaei
11-01-2010, 01:44 AM
یا هله اسراریها...اوقاتتون خوشه! چه میکنید با گرونی ها! شانس ما تا ازدواج کردیم همهئ چی سه لوقمه ای شد !! دو نفری تو 1 ماه اخیر بیش از 300 تومن فقط خورد و خوراک خوردیم!! وای به روزی که بخوایم توله پس بدیم!!
خیلی بد وضعیه! باید ساخت ...مگه راهی دیگه هم هست...


انجمن هم که اوضاعش خوب هست بد هم هست ..بهرحال نقص ها هست ..اما رفاقتها پایدارتر شده و نسلها با هم چفت شدن!...تو انجمن شاهد حرکتهای جالبی از بچه ها بودم ...زدن مجله انجمن و عکس و تاپیک های جالب نشون دهنده اینه که بچه ها میخوان ماندگار شن و یه روز از این تاپیکها به نیکی یاد کنن.... در نبود ما خوش باشید....

داش ارمین خسته نباشی تو هم مثل ما بازاری شدی! مواظب باش دولا سه لا نندازی به ملت...در ضمن موقع صحبت کردن با نوامیس مردم چشمهاتو درویش کن!! اگه مسیرم خورد حتمان یه سر میام پیشتون جنس منس میخرم!!

داش مجید رئیس جمهوری فراری به خونه خودت خوش اومدی... داش مجید سارکوزی بعد از ابروریزهای اخلاقی !!! که سال پیش با یک کاربر 13 ساله در انجمن و چند دختر جوان در اورد ..بمدت 7 ماه تعبید شده بود جزایر ارادان ! این ارادان همون جاییه که رئیس ممل کتمون توش بدنیا اومده!!

بهر حال امیدوارم تو این مدت در بعد اخلاق و شهو تی متوجه اشتباهاتت شده باشی و اینو بدونی رئیس یه مملکت الگوی جوانان این مرز و بومه! وقتی شما از اون کارا کنی از این بچه های 16 .17 چه انتظاری میره...اینهمه دختر ترشیده تو جامعه داریم تو با اون جوان 13 ساله که اتفاقن عضو انجمنه و خیلی فعاله چکار داشتی...

بهرحال چون تو مکتب ما امسال در انجمن سال شفاف سازیه! لازم شد این واقعیتهای رخ داده رو جلوی جمع بیان کنم!

در ضمن خیلی با مرامی ..تمام شماره هات از دست دادم یه تکی به ما نزدی بهت بگیم یه توک پا بیای عروسی!!هرچند اون بامرامترهاش نیومدن تو جای خود..بالاخره دوران تعبیدی بود و مشکلات خاص خودش...سر فرصت از اقدامات سی اسی و ارزشی خودت در بدو ورودت به انجمن برای ما بگو!



======================================

از آنجا که سرانجام بعد از میلیونها سال مجاهدت و سی دوره زمین شناسی ، سرانجام احمد ژوراسیک دارد از دار فانی می*رود بالا تا به ارواح طیبه اجدادش در پارک ژوراسیک (همان درک سابق!!!!) ملحق بشود ،

ستاد برگزاری جشنها و مناسبتهای خیلی خوشحال کننده*ی بین المللی در پیامی ضمن هشدار نسبت به قحطی آجیل و شیرینی و نقل و نبات در تمام کره زمین طی بیست و چهار ساعت آینده ، از خوشحالی بیانیه*ای صادر کرد که قسمتی از آن در زیر می*آید .

بدیهیست بدلیل ذوق مرگ شدگی انتشار تمامی بیانیه الا مقدور نمی*باشد لطفاً تلفنهای سازمان را اشغال نفرماید :



از : ستاد برگزاری خنده خوشحالی
به : مردم جهان
موضوع : هوررررررررررررررررررررررر ااااااااااااااا !

انا لله و انا (پخخخخخخخخخ) الیه (پخخخخخخخخ) راجعون

ای مردم جهان ؛ آخ جوووووووووون !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


روح دایناسور به گودزیلا پیوست

بدینوسیله جا دارد تا سکته*ی مبارک مغزی این نوگل تازه شکفته را ابتدا به محضر آقا ، بعد به محضر خانوم ، بعد به محضر کلاً مختلط تبریک عرض نموده جا دارد بدلیل بد گمان شدن نسبت به حیات ازلی خداوند از پیشگاه ایشان خیلی عذرخواهی بنمائیم .

البته واضح و مبرهن است که در حال حاضر بدلیل تألمات وارده هیچ کلمه و احساسی قادر به بیان اندازه*ی خوشحالی ما نیست لیکن در این لحظه*ی میمون که خداوند باریتعالی طی یک اقدام ددمنشنای ... ددمنیشینه ... ددمیشینیانه ... ددمنیشیننای ... خلاصه اقدام به دریافت جان نامبرده نمود مراسم باباکرم همراه با تکنودنس و دوپس دوپس در سرتاسر جهان برگزار میگردد .


نحوه برگزاری مراسم طی اطلاعیه جداگانه دیگری متعاقباً اعلام خواهد شد . وایسا ببینیم تهش می*میره یا نه ، از این بعید نیست دو ساعت دیگه خوب بشه نماز جمعه این هفته را هم خودش بخونه!!!!!


===================================


علی علی علی دومبه!! علی گردو قلمبه!!


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خوب به سلامتی مبارکی فیلم سلطان پروین هم اکران شد! البته ما این فیلم رو هر چی جایی گشتیم پیدا نکردیم تا از متن و محتواش با خبر بشیم..اما مثل اینکه دیالگوهای این فیلم به سبکه فیلمای دهه چهله فارسی بود و بعضی هاشونم قابل چاپ نیست...کیفیت تصویریشم میگن اچ دی و از دوران تولدش تا حالا بوده!!

به همین مناسبت نقطه نظرات دوستانی که موفق به دیدن این فیلم شدن رو جویا شدیم که در ذیل می اید...

حاج فتول : نمونه این فیلم رو من تو المان دیدم با بازی بکن باوئر! البته استقلال داربی رو برد اما پرسپولیس بهتر بازی کرد!!! در ضمن بزودی میخوام به علی پروین هم تو باشگاه استقلال سمت بدم!چون تعداد پرسنل کمه!!

علی کریمی : بهرحال فیلم جالبی بود...1 ساعت خندیدم بهرحال...فیلمش منو یاده لحظات رختکنمون با علی اقا انداخت بهرحال!! بهرحال من از بابامم حساب نمیبرم چه برسه به این اقایون ریشو!!!

استاد کفاشیان: کدوم فیلمو ؟ اگه منظورت فیلم فرار به سوی پیروزی با بازی مارادونا هست که نه...دیشب با بچه هامون اخرین قسمت در جستجوی پدر رو دیدم ...عجب بازی کرد این سالوادور!!!!

غلامحسین پیروانی : شهر که خلوت شه غورباغه هفتیر کش میشه...من اگه معاونه تربیت بدنی رو ببینم باش برخورد فزیکی میکنم....

قلعه نویی: سلام بزرگوار ! ببین اینقدر که این فیلم سلطان به من حال داد فیلم قهوه تلخ نداد!تازه فیلمش 2تا سی متفاوت داشت یکیش روش نوشته بود سی دی 1 .یکیش نوشته بود سی دی 2ر !!!! .. تازه ما یه اشتباه لوپی کردیما اینم لینکش <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> ...


علی دایی : بقولی فیلمو ندیدم..به شما هم ربطی نداره نظر من!!! من خودم تو دوران علی پوین دست فروش بودم و از دست فروشی به اینجا رسیدم!!!


مایلی کهن : تمام هم غم و مشکلات مملکت ما حل شده فقط همین مونده که بشینیم فیلم این اقا رو ببینیم...البته شاید خونه همسایمون ببینم!! ههنوز ندیدم...در ضمن من توله سگ اسلام هم نیستم!!! توله سگ یکی دیگه ام!

===================================


داش هادی یه سیستم گرفتم مشت...با لبات بازی میکنه ./.البته نمیدونم طرف چی بسته برام اما مثل اینکه چیزه خوبیه..این چیز با اون چیزه فرق میکنه!!در ضمن به جای ایدسل مجبور شدم وایرلس نصب کنم..

چون پیرو صحبتهای قبلیم با تو در مورد شاتل باید خدمتت عرض شود مارو بخاطر داشتن پی س ام ساپورت نمیکنن و این وایرسلی که بستیم نزدیکه خونه هست و میکیره!! نامحدود گرفتم..قیمتش خوبه ..128 ماهی 28 !!!

اگه خدا خواست میخوام تمام ارشیوهای موجود تو نت رو طی این چند ماه بگیرم!! بعد یه فروشگاهی چیزی تو انجمن با هم شریکی بزنیم..تو فیلم بفروشی منم سی دی های خارج مارجی ...مگه ما چیمون از اون اقای با اول اسم م سی دی بندازه انجمن کمتره که همش با دوز و کلک بارشو بست و رفت! مدام پ خ میزد التماس میکرد سی دی بخریت...


خدایی هر کی از اینجا به یه نون و نوایی رسید دیگه مارو خا یه هاشم حساب نکرد...در واقع ما الان فقط داریم با خ ایه هاشون مهر ورزی میکنیم..

نمونه زیاد دارم....



یا اون یارو سوبیه (بماند کی) که اینقدر عکس گذاتشت که الان داره بهره اون زمانشو میخوره و پوستر دی وا غالب میکنه ملت حش ر انجمن!!!

اگه بخوام پرده درازی کنم باید اشاره کنم به پست و مقام هایی که بعضی ها تونستن باهاش چه فروشگاها و **** مارکتهایی که نزدن..بعضی ها که از قضا درس و دانشگاه براشون از اینجا مهمتر بود و لی چمبره زدن مثل بختک رو انجمن و در یک اتفاق نادر بعد از گذشت چند ماه هنوز استعفاد ندادن...


.بعضی ها هم رفتن پیه کارگری فکر کردید چطور و با چه مدرکی رفتن؟ اقای س که ینگه دنیا میشینه هیچ فکر کردین به واسطه معرفی چند تا کله سیاه مثل بنده چطور شاغل شدن تو یه جایی و تازه یکی از همکاراش که پیرزنه تو همون جایه هر روز باش دعوا میکنه!!

یا همین اقایی که نمیخوام اسمشو بیارم اما همه میدونن یکی از مزدوران سبسه انجمنه و به واسطه لابی و یسری کارهای دیگه الان چطور تو مغازه یه خری به نام حاجی داره کار میکنه و تازه حاجیه 3 تا دهنه دیگه مغازه داره(نوش جونش)

یا بعضی ها با یاد گرفتن زبان کشتی کج کاری تو درس و دانشگاشون تو درس زبان چه بیست هایی که نیوردن.. یا بعضی ها رفتن با پشتوانه ای که از اینجا داشتن تو فیلم ها شدن سیاهی لشکر!!

یسری ها هم که با جدول مدول و اواتور ماواتور و بنر مرر به چه جایگاهایی که نرسیدن..2 روزه مدیر شدن فرداش بازنشسته!!!!!!!

یسری هاشونم که براشون تاپیک خدافظی و تشکر مشکر زدن اما هنوزم مثل روتیل اینجا چمبره زدن!!!


بعضی ها با رفیق رفیق بازی وبلاگ زدن که البته دو روزه زاییدن توش :12: فکر کردی منظورم کیه؟ بله با خود تو ام اوقنیه متایلکایی که تو دریای خزر برادران ارمنیمون رو غرق کردی!!!

بعضی ها هم که فقط مدام عکس عوض میکنن...یه زمان گیر میدادم به اون یارو توفه که چرا مدام اسم عوض میکنی حللاا باید گیر بدیم به این هیپاتیته که بابا عکس باتیستا مضحکه تو نیست هر روز یه ریقی روش بزنی!!! تازه عکسهاتم تو نت پر شه و اینهمئ خودش یه سوده از این انجمن که مدام هم میگیم انجمن بد شده!! اگه بد شده خوب منو و تو و همه چه غلطی میکنیم...

چه کسایی که به بهونه سوال پرسیدن از کشتی کج کارها و جیم راس و به چه نون و نواهایی که نرسیدن...فکر کردین خرج دانشگاشونو چطور در اوردن؟ یارو کاربر 1 روز عضو شده بود دنبال سوال بود ..طرف اینوریه به انوریه گفت اگه میخوای جواب سوالتو پیدا کنی بریز یا 6000 هزاری به این حسابی تا برات در بیارم یه جوابی ..یارو هم خر چه میدونست میومد تو تاپیک سوال و جواب میگفت از گلبرگ و جینم راس بپرس کی بازی میکنی ...اون هم فرداش یه لینک کله سک خسی از خودش در میورد میگفت مشخص نیست شاید رسترمنیا 30!!!

یا بعضی ها که چه کارهایی دیگه نکردن...نمونش همین رابطه جنسی یه عضو مهم با یه نوجوون 13 ساله..اخه چطور دلت اومد صفر به اون تنگی رو باز کنی؟!!!

هی نمیخوام از رابطه های خیلی هایه دیگه نگم نمیشه. ها ...ده بیا ...بعضی ها که هیکل مارمولکی داشتن اما زبونشون فیل رو هم از پا در میورد....چه گونده بازی هایی که در نیو.ردن....همین افرادی که الان به ارشدیت و نظامیت و معاونیت ووو... رسیدن فکر کردی چطور رسیدن ..با اسپم و اچار فرانسه و 4 تا بنر بالای یه جایی !!!

تازه بماند که بعضی ها با پول چه تبلیغاتی که نکردن و چه سودهایی سرشار تو جیبه یه لری کردن!! یا بعضی ها که همش تو گذشته سیر میکنن و با کارهای گذشته به منو و تو فیس میدن...نمونش همین بالا!! اسابم خراب شدش!!!


بهرحال داش هادی گفتنی ها زیاده ..همه که مثل منو و تو کارگر اسیای شرقی نیستیم که صوب تا شب سگ دو بزنیم دنباله یه لوقمه نون حلال!!!


============================


در مقابل خس و خاشاک واقعی 63% توپ و میدان دست مموتی بود !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

این بازی که در حضور خودجوش میلیونها تماشاگر اعزامی از تیپ مکانیزه ذوالفقار و جمعی از سران و تهان و فرماندهان لشکر 23 ظهر تاسوعا و میلیونها عاشق و شیفته و سوخته و پدرسوخته*ی امامت و ولایت برگزار شد ،

در پایان با گلهای حساسی که ... جمهور با مدیریت امام ***** به دروازه*ی خالی زد با نتیجه*ی هشت بر شوش به پایان رسید که درجا مورد تأئید شورای نگهبان قرار گرفت .

استقبال میلیونی از این بازی به حدی زیاد بود که خودروی حامل مموتی چند دفعه جلوی استادیوم لای تانکها و نفربرها و اتوبوسهای کسانی که بطور خودجوش برای تماشای بازی آمده بودند گیر کرد!!! .

مموتی در مصاحبه*ای که بین دو نیمه انجام شد گفت همینجوری داشتم بسمت دروازه می*دویدم که ناگهان یک هاله*ی نوری مرا احاطه کرد و به خودم که آمدم توپ گل شده بود .

وی همچنین در مورد مورال س بازیکن خارجی تیم د ول ت گفت این بازیکن بهترین خرید نیم فصل ما بود و پسر خوبی است و کلاً همیشه به حرفهای مربی* خیلی گوش می*دهد و هر کاری بگوئی می*کند .

مورالس در پایان توانست با شایستگی لقب جاودانه*ی استاد اسدی امریکای جنوبی را که تا پیش از این دست هوگو چاوز بود!!! از ان خود بکند و کاپ اخلاق نیز بهمراه دویست میلیارد دلار محض توسعه و ترویج جزیره سازی در بولیوی به وی اهداء شد .

در جریان بازی تماشاگران با ایجاد موج بولیوائی شور خاصی به این بازی بخشیده بودند و هر زمان که توپ زیر پای مموتی قرار می*گرفت با فریادهای آتیش کن آتیش کن وی را تشویق می*کردند و چنانچه توپ شلیک میشد ولی گل نمیشد بلافاصله جهت سرکوب اعضاء و هواداران تیم مقابل وارد زمین مسابقه میشدند .

این بازی همچنین با حضور تعدادی خس و خاشاک که دیروز لاکردار عین باقلوا شیرین شده بودند از قبیل کریم شوتی ، فرهاد چمن خور ، وحید ریغونه ، رضا دیوونه ، غلام پا کوتاه و همچنین با حضور ارزشمند فتح الله زاده مدیر عمله*ی استقلال برگزار شد . فتح الله زاده در پایان به خبرنگاران گفت : بنده البتیه کلاً فوتبال بیل میرینم فقط عشگ به این اشـّک منیم اونجا کیشاند !


================


امسال 3 بازي رو مستقیم از تلویریون لایو دیدم!! چون واسه بقیه بازیها وقت چندانی نداشتم..اخرین بازی استقلال که با راه اهن انجام شد رو به دقت تماشا کردم...و نکاتی جالب در دفتر یادداشتم هک کردم که توجهتون رو جلب میکنم :

استقلال - پيكان 3-0 .....استقلال – پرسپولیس 1-0 .....استقلال - راه آهن 1-0

سه بازي و 3 برد كارنامه خيلي خوبيه!!!

=========


دو تا اس ام اس حماسي براي كشوندن 60-70 هزار تماشاگر داشتيم كه متاسفانه تنها 20 هزار نفر رو تونستم به ورزشگاه بكشونم!!


=========

برای این بازی در یک گفتگوی زنده با شبکه دوبی اسپورت که صحبتهای من همزمان به چند زبان عربی و لری . تر کی و... ترجمه میشد اونهم توسط خودم!!!! شرکت کردم...همزمان از قنادیمون انلاین تصویری بودم...وبکم برا همین میخاستم!!!!!!

========

همونطورم که به بینندگان تی وی و ******* های نیل ست .عرب ست.اسیا ست .هاتبرد ست .از دوباره اسیا ست.یوتل ست وووو... ابتدای عرایضم گفتم راه آهن براي برد اومده بود .....استقلال هم مثل يك بوكسور حرفه اي منتظر بود تا گارد حريف باز شه و ضربه نهايي رو بزنه...


استقلال امروز به نظر من حرفه اي كار كرد و به خودش خيلي فشار نيورد مخصوصا تو فاز حمله! اینو همون اول به مفسر عرببه قبل از شروع بازی گفتم!!


=========

با داش جاسم قنودی مفسر الریاضیه بازي رو تجزيه و تحليل مي كرديم به نكته خوبي اشاره كرد كه من خيلي بهش توجه نداشتم

اونهم اينكه با اين مدافعان با صلابت عمرا تيمي از راه هوا به ما گل بزنه...مگر خود مدافعان ما اين كار رو بكنن!!!! چرا که بازیکنان با استعدادی چون منتظری و حنیف منشوری رو داریم!!!!


===========

دفاعمون امروز عالي بود....طالب لو هم بعد از مدتها يه دروازباني در حد طالب لو كرد....ازدواجت مبارك داش وحيد!!!!


===========

در اواسط بازی رو به جایگاه دوربین کردم و به بوزینه احمد خلیل گفتم :
اندره لوئيز و مهدي امير ابادي و جواد شيرزاد و همينطور پيستون مصدوممون اقاي يوسفي و ساير پيستونهاي استقلال همگي خسته نباشيد!!!


===============


كيانوش رحمتي انصافا بد نبود!!! ولي خيلي مونده بگيم خوبه!! حسين كاظمي كجايي كه يادت بخير!


===========


بين دو نيمه آهنگهاي سكوت (*محسن يگانه)...تب (آريان)...يه آهنگ شاد عربي - فارسي و يه اهنگ ديگه كه خارج از موازین اخلاقی بود پخش كردند كه اون آخرين آهنگ رو همونجا نقدا سفارش دانلودش رو به داش کیومرث تو پ خ دادم( اخه انلاین بودم همزمان یه گوشی هم رو گوشم ! گفتم اپش کنه تاپيك اهنگهاي درخواستي متال بهمنینا!!!



جاتون خالي با ملت حاظر در استودیو دوبی اسپورت كلي تخليه انرژي كرديم و بعد از آهنگ بنا به سفارش اقای جاسم قنود (برادر جاسم قنودی !!! ) یکم حركات موزون انجام داديم !!!


===========


قبل از اينكه بصورت انلاین وارد ورزشگاه شيم...مي دونستم اجازه بردن بطري اب رو نمي دن!!!

واسه همين چند تا سانديس خريديم ببريم تو...ولي جلومون رو گرفتند و نذاشتند حتي سانديس ببريم.....بهشون گفتيم ما از سپاه عمر بن سعد هستيم!!..گفتند نمي شه !!!!


رفتيم داخل ورزشگاه...رقم به رقم سانديس بود....مثل اينكه سانديسهاي ورزشگاه اين قابليت رو دارند كه در صورت پرتاب رو هوا منفجر مي شن!!البته ساندیسا رو بصورت انلاین خریداری کردیم...قراره با هزینه پستی پول رو پرداخت کنیم..همه که وی ای پی ندارن!!!

=================

به جاسم دغلاوی ( این خودیه بچه اهوازه واسه بادیگاردی بردمش انلاین دوبی!!! ) گفتم »: با اومدن

شريفات تيم جلوتر كشيد....اين همون مسئله ايه كه من بارها گفتم ....استقلال بازيكنهايي مي خواد كه تيم رو به جلو بكشونند....


شريفات فوق العاده بازي نكرد ولي بزرگترين حسنش اين بود كه از ميانه زمين به سمت زمين حريف متمايل شديم!!


دغلاوی با همون عینکش گفت ..ای ای انت ایگول سگت بالعباس !!!!


==============

ميلاد الميداودي با شوت دقيق و حساب شدش هم ما رو خوشحال كرد هم جد و ابادش رو !!!


============

به جاسم قنودی مفسر الریاضیه گفتم فراد مجيدي با توجه به اينكه 2 اخطاره بود از ابتداي بازي طوري بازي مي كرد كه 3 اخطاره شه....

كاملا تابلو بود كه بازي بعدي نمي خواست بره ابادان!!!

البته وقتي اخطار گرفت و خيالش راحت شد مثل اينكه مهمون داشتند مي خواست دقيقه 80 اينا كارت دوم رو هم بگيره و اخراج شه...ولي از اونجايي كه اختلاف 1 گل بود اين ريسك رو نكرد....


به نظرم فرهاد اون موقعيت دقيقه 70 رو به خاطر اين از دست داد كه تمام تمركزش رو واسه اخطار گيري متوجه كرده بود!!


==================


تعويض مبعلي با دسوزا يكي از حركات بد مظلومي بود....كلا ديگه با برزيليهاي استقلال حال نمي كنم....به جاي مبعلي...روانخواه گزينه بهتري بود!


===========

تيمي كه منصور پورحيدري رو نيمكتش هست....ارامش داره...منصورخان تيم رو به سمتي مي بره كه بازهم شعار ((*بيا بالا قهرمان اسيا ))*رو بايد بشنويم!
بهر حال ما که میریم فینال اسیا یه جای لق بعضیا!!!

=============


داوري اين بازي خيلي معمولي بود....ما كه استاديوم بوديم متوجه نشديم گل استقلال افسايد بود يا نه!!! انشالله تو برنامه نود مشخص مي شه!!



راستي گفتم نود....سوال اس ام اسي اينه هفته نود لو رفت:


مزدك ميرزايي با لحني كه جواب رو داره القا مي كنه:


به نظر شما اگر اون گل افسايد دربي درست اعلام مي شد استقلال مي تونست راه اهن رو ببره يا نه:


گزينه 1: اگر گل نوري درست اعلام مي شد استقلال اون بازي 6 تايي مي شد بعد كل كادر فنيش اخراج مي شد و استقلال بهم مي ريخت و راه آهن رو نمي برد.

گزينه 2: مرده شوره كمك داور دربي رو ببره!

گزينه 3: تارتار در دفتر خاطراتش هيچ وقت نمي نويسد بازي با استقلال رو باخته!!!

گزینه 4 : در هر صورت پرسپولیس قهرمانه و ارائه دهنده بهترین فوتبال در ایرانه!!!


یک صحنه خطا پیش اومد که احتمالن نود نشونش نمیده..کمی مشکوک به افساید بود...
===============

بازي با تراكتور هم تلويزيون از جنوب شرقي مي خواس شمال شرقي رو نشون بده و بگه آفسايده!!!..

اول شما دوربينهاتون رو درست كنيد بعد خط افسايد بكشيد!


============

در اواخر صحبتام با دوبی رو کردم به مردم غیور تبریز یاخاسین... و چند کلمه ای گفتم که عینه همون جمله رو اینجا لایو میکنم... اوقلان یادوخ..

مدير عامل تراكتور سازي مي فرمايند وقتي صحبت از فوتبال تبريز مي كنيد بايد به همه مسايل سياسي اجتماعي اقتصادي و ورزشي نگاه كنيد!!


اين حرف يعني اينكه اگر تراكتور و تبريز زير سوال بره اقتصاد و سياست بهم مي ريزه!!!

10 سال تو ليگ برتر يه تيمه تبريزي نيست ....ليگ به اين خوبي و جذابي داشتيم....خبري هم از مسايل سياسي و اجتماعي و اقتصادي نبود....حالا من نمي دونم اين اقا چي فكر مي كنه....


خيلي خوبه كه اگر كسي مي خواد از شخصيت خودش تعريف كنه بدونه جلوي چه شخصيتي داره اين كار رو مي كنه....


استقلالو.پرسپولیس امروز به خاطر حجب و حياي ذاتي كه دارن


با هر كس و ناكسي دهن به دهن نمي شن...ولي من هوادر خيلي برام زور داره كه فردا يه تيمي از گناباد گشول از توابع روستای صومعه سرا هم پاشه بياد واسه استقلال پرسپولیس

شاخ شه......


دوستان تراكتور بهتره در همون حد شهرداري تبريز واسه خودشون شاخ شن...اسم استقلال .پرسپولیس


رو بدون وضو و بسم الله نيارن! هر چيزي حرمتي داره...همونطور كه ما واسه تيراختور حرمت قائليم!

نشون به اون نشون كه بدون تيراختور... يونجه زارهاي سرسبز اردبيل از بين مي ره!!!!!

================

در اواخر بازی جاسم دغلاوی دبلیو سیش میگیره و تو همین حین النصر موفق میشه دروازه الاهلی رو در لیگ امارات باز کنه! این حرکت جاسم منو یاده اکبر میثاقیان انداخت...اخه اینم بنده خدا یه بازی تیمش دو هیچ جلو بود اخر بازی رفت توالت وقتی برگشت بازی 2 . 2 شده بود :12:

================

در دقیقه 90 شبکه دوبی اسپورت مراتب تشکر رو بصورت انلاین و زیر نویس از بنده و بادیگاردم دغلاوی به عمل میاره...بعاد از اتمام بازی با چتر از استادیوم به سمته اتوبان خاوران حرکت میکنیم...بین راه توقفی کوتاه میکنیم و جگری تازه میکنیم با یک رانی الپرتقاله!!!! عذب بحاله!!!! اخه هنوز تو جو دوبی اسپورت بودیم!!!

==========

و بالاخره بعد از یه دیسکانت شدن به جای اولمون برمیگردیم...و این بود خاطرات یک برنامه لایو بنده در یک روز ابری!!!


========================================

تیتر ماه "
سعيدلو: پهلوان تر از اح متی نجات سراغ دارین؟

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


بدون شرح


جمله ماه "

مورینیو : تو خری هستی که هیچ وقت اسب نمیشی!!!!!


خوزه جان چندی پیش بعد از بازی تیمش با مالاگا در جواب اظهارات مربی این تیم گفت تو خری هستی که هیچ وقت اسب نمیشی..خدایی من تو کفه این جملش موندم!! یه لحظه فکرشو کنید که این جمله رو یکی مثله پروین با ادبیات خودش یا قلعه نویی و کلن یه مربی ایرانی بگه چی در میومد...

بدیهیست که این جمله رو حتمان باید علمی بکار ببری تو ایران...اخه نمیشه مستقیم توهین کنی و مجبوری اینگونه بگی که : تو چهارپایی هستی که هیچ وقت قاطر نمیشی!!!!!!!!

بازم میگم عجب جمله ای!!

========================

دیگه مثه سابق نمیتونم پست رو قشنگ پس و پیش کنم. همینم بزور میبافم! حلال کنید...


یا علی...

The Phenom
11-01-2010, 02:02 AM
قبلنا شعر میگفتی در حد حافظ و خیام الان به گرد دول علی معلم و مهدی سبزواری هم نمیرسی :26:

مردک نونت کم بود ابت کم بود مثل من یونجه نداشتی رفتی زن گرفتی پشمک ؟

SASAN
11-01-2010, 09:15 PM
سلام دوستان .

مشكلات سخت افزاري داشتيم نتونستيم به شما دوستان سر بزنيم :4:.

كمپاني فروم هم پيگيري ميشه از همين الان .

==
از دوستان خواهشمنديم از مسابقات ليگ به جاي ما در اين جور مواقع پيش بيني كنن :4:


فعلا :4: ....

H H H
11-02-2010, 02:15 PM
سلام

از صبح دهنم .... شد !

ملاقاتی با مقامات اول کرج داشتیم ، تو عمرم این همه ادم مهم یکجا ندیدم !

استاندار ، شهردار ، فرمانده کل نیروهای کرج و ...

یک سری از بچه ها ر جریان اند چه بلایی سرمن اومده از صبح ! به علت یک سری از مسائل داستان و عکس در انجمن نمیزاریم ، شرمنده از دوستانی که قول دادم بهشون :4:




فعلا ...

TeZAR
11-02-2010, 02:50 PM
با نام و یاد خدا به همرایی آقا دیوری !

دقیقا 3 هفته میباشد که منتظر هستیم برادر ساسان آنلاین بشین این پوستر ما رو قرار بدن ! :4:

پوستر رو میتونید از این پست ببینید و برق چشمای من شما رو بگیره ! (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) :24:

ما 3 هفته ای هست که منتظریم برادر ساسان این پوستر رو بزارن تا ما چند عدد عکس شیطانی ( اوه مای لور .. ساری عرفانی ! :4: ) در اسرار قرار دهیم !

صحنه هایی عاشقانه .. از دو کبوتر عاشق .. دی مرتضی شایق قادفادر .. و شروین دی آنکاید یو دابولو تزاریان ! :4:


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


با تشکر از شما که تا اینجا با ما همراه بودید .. بای ! :70:

MaJiD HetFieLd
11-03-2010, 08:08 PM
به به میبینم که برو بچ قدیمی دوباره میان سر میزنن:5:

ابولی از خودت ل*ا*ش*ی تر خودت:33:من شماره هات رو هنوز دارم و تو شماره منو نداری؟:17:
والا ابول جون من بعد از اون روسوایی اخلاقی با اون چندتا دختر جون داشتم توی یه پ*ا*ر*ت*ی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

متاسفانه دستگیر شدم:2:علی رغم رشادتهایی که از خودم نشون دادم در میدان نبرد :4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

متاسفانه تعداد افراد دشمن زیاد و زیادتر شد :17:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

که دیگه نشد مقاومت کنم و دستگیر شدم :4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه با یه هواپیمای بسیار مجهز بنده رو به زندان فاکس ریور بردن :4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

جونم برات بگه که یه چندوقتی با یه سری ارازل توی یه بند شلوغ بودم که خیلی روزگار بدی بود:2:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

ولی خوب چونکه من پسر خیلی خوبی بودم اونجا به یه زندان بردن

که امکانات بسیار بالایی داشت مثل این اشانتیونی که توش بود :4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه بعد از آزادی دور رفیق ناباب رو خط کشیدم :32:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه از دست شیطان غفلت رها شدم و رفتم پی کار :5:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

کارم شده بود هر روز روزنامه هارو خوندن و دنبال کار گشتن:24:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

موبایل شغل موبایل فروشی رو که خودت میدونی و تو کافه دوستان کامل توضیح دادم:1:

به دلیل یه سری مشکلات از اون شغل اومدم بیرون و رفتم توی کار ورق آهن پیش یکی از فامیلامون:1:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

خلاصه یه چند ماهی هم اونجا کار کردم و از اونجا هم اومدم بیرون و قسمت این شد که

الآن توی شرکت بیمه معلم کار میکنم :32:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اینم از داستان ما:24:

طراحی عکسها:مجید لشلی :35:

.................................................
بهمن این عکس آواتورت رو بردار آدم یه جوری میشه:5:

شروین جون زندگینامتو مینویسی؟:4:ماشاالله چقدر زیاده:4:

خوب دیگه مابریم یه سریالی چیزی ببینیم:5:

خدافس:7:

.................................

شیکاگو خوش بگذره :4:

legendarp
11-04-2010, 12:26 AM
سلام ملت ( آه این جملمون هم ماله خودمون نیست )
---------------
خوب حاج اوبلفضل می بینم که باز هم اومدی یه کتب نوشتی خوحالمون کردی جیگر طلا
داداشی یه ناشری هست که با ما کار می کنه ما کتاب هاش رو چاپ می کنیم اسمش راز نهان است بیا این دست نوشتهات رو بدیم این چاپ کنه . خداییش خسلی آدمه با حالی هست
--------------------------------
خوب به کنار این چند مدت کار کردن سخت گدذشته اما چون طراحی رو دوست دارم لذت بخشه
---------------------------
می خوام یه رازی رو بهتون بگم فقط از در انجمن بیرون نره جان م بیرون نره

آقا توی این چند مدت توی کار چاپ طراح اصلی ترین نقش رو ایفا می کنه
اگر من هر اشتباهی انجام بدم کار خراب می شه وقتی کار خراب بشه باطله می شه و وقتی باطله می شه باید تمام خرجش رو من بدم .

مثلا توی کار ابولی نهایت می خواد یه کیکی رو خراب کنه بد بپزه مشتری می بره 4 تا فحشش می ده آخرش می خواد 10 تومن جریمه پس بده مثلا

یا مثلا بهمن چون کارش توی سر پیچو لامپ ه بیشترین ضررش 500 تومن تک تومنی پول لامپ هست چون سیم که نمی سوزه دوباره دولا پهنا می چسبونه به هم دیگه

ولی حالا کار من اگر خراب شه پول فیلم و پول زینک و پول رنگ و پوله کاغذ و پول چاپ و همه اینا هستن . در کل اگر یه کار با تیراژ 1000 تا خراب بشه کم کم 599 هزار تومن رو باید از جیبم بدم .

حالا سوتی هایی رو که من دادم رو دقت کنید
-------------------------------
یه کار طاحی کردم جعبه شیرینی وقتی طراحی تموم شد چک کردم خونمدم رفت همه مراحل انجام شد تو 7 تا سایز با تیراژ 1000 تا چاپ شد . یهنی 799 هزار تا جعبه اونم مقوا چاپ شد 4 رنگ که هر جعبه 4 تا فیلم و زینک داشت .
آدرس رو جعبه رو اینجوری نوشتم .

( اراک - خیابان نمی دونم چیچی بود - جنب داروخامه - شیرینی سرای ملینا )
آقا اگه اراکی داریم خواهش ن نرن لو بدن
ماشا همین جوری که تاپ می کنم هزار تا غلط دیکته ای دارم وای به حال اینکه بخوام بره واسه چاپ
آره دارو خانه رو زدم دارو خامه خیلی 3 شد ولی شانسی هیشکی ندید کار رفتو برنگشت .
----------------------------
سوتی دوم که دادم این بود که توی تتراکت یه پیتزا فروشی رو زهای هفته جمعه رو نوشتم جعمه . پیتزا فروشیش اسمش یاس هست وتوی خانی آباد نازی آباد .
------------------------------
البته مشالا کم سوتی ندادم ولی خدا رو شکر تا اینجا که به خیرو خوشی گذشته
حالا باز سوتی های خودم خوبه
چاپ خونه یه سر رسید پارسال چاپ کرده واسه یه شرکتی ماه اسفند نداره یعنی برین حال کنین اسفند نداره می فهمید یعنی سر رسید بدون یه ماه خیلی فیلم بوده دیگه این یه ماه من خودم فقط می خندیدیم .
--------------------------------------
جدا از این بحث ها بیایم سراغ انجمن .
----------------------------------
اوبلی جان جیگر طلا مبارکا باشه نتت. یه سری ها خیلی نامرد بودن همه گفتن نت بگیر ما هستیم ما که گرفتیم رفتن ما رو هم دیگه نمی شناسن . آقا بیا خودم فدات می شم هر کاری داشتی پایاتم . هر سایتی هم خواستی در هر موردی بگو خودم بهت آدرس بهترین ها رو میدم بری حال کنی .
---------------------------------
آقا در مورد زدن سایت هم اگر تصمیمایت داشتی خودم پایاتم آقا بزنیم همه جوره هستم عزیزم
---------------------------------
می بینم که اوبلی پته هم رو ورخته روی آب حال داد مگه مه
این هفته هرچی نگه کردم دیدم داش علی کاملا به شکل تشکر در هم جای انجمن به صورت محسوس دیده می شه . علی جان نکنه برنامه ای چیزی هست که خودکار بیار زیر همه پستهای روی تشکر های کلیک کنه . یه پستی بده یه فیضی از حضورت ببریم .
-----------------------------------
ای خدا از دست تو مرتضی .
آقا من می خوام یه خاطره ای تعریف کنم که همین الان که یادش می افتم خندم می گیزیه
یه دوستی توی این انججمن من دارم خیلی هم دوستش دارم ها اسمش مرتضی هست .
آقا من پارسال پاییز رفتم این رو دیدم با موتور رفتم در خونشون ولی هرچی اسرار کرد دیگه من بالا نرفتم . آقا زمونه گذشت این بچه مون تصمیم گرفت کامپیوترش رو درست کنه آقا ایشون اومد و زنگ زد گفت اینجوری شده گفتم اینجوری کنن خلاصه این بنده خدا اینقدر زنگ زد یه وقتهایی خودش هم شک می کگرد که من کی می خوابم می تونید ازش بپرسید ساعت 3 صبح زنگ می زدم من ج.اب میدادم هر وقت می زد خلاصه یه روز دیدیم دیگه مشکل با تلفن حل نمی شه تصمص گرفت بیاد پی سی رو بیاره من درست کنم بدم بهش آقا همین الان که اینجام ایشون 35 ماه توی راهه که باید این PC رو بیاره من درست کنم تا حالا 10 بار هم آدرس گرفته از من . ای خدا چه کنم از دست تو .

اینم که عکسهای آخرته آخه آدم شک می کنه
-------------------------
دیگه گیجه خوابم حال ندارم بنویسم بقیش فردا
یا حق

TeZAR
11-04-2010, 01:08 AM
شروین جون زندگینامتو مینویسی؟:4:ماشاالله چقدر زیاده:4:




این خاطرات منم طرفدارای خودشو پیدا کرده ! :4:
قسمت اول رو که 6-7 ماه پیش نوشتیم بعدش گــ ش ــا د شدیمو ملت و گذاشتیم تو خماری .. یادمه توی انجمن هم اکنون زندانی برادر مرتضی قایق هم .. گوگل خمار قسمت دوم بود ! .. اما قسمت نشد قسمت دوم رو اونجا بزاریم ! :4:

انشالله اگه هفته ی دیگه گــ شاد نشیم مثل همیشه با قسمت چهارم در خدمت شما هستیم که بسیار هیجان انگیر هستش !

آشنایی من و تیزی = د مین ایونت اسگر ها :70:

تو این یک هفته بشینم فکر کنم بیشتر یادم بیاد جذاب تر بشه !

Sarkesh
11-07-2010, 06:44 PM
سلام به دوستان عزیز و لذیذم !! بله امروز پدر همایونی یعنی اینجانب در امد . روز پرحادثه ای داشتم. خوب بخونید دیگه ...

به خاطر 10 هزار تومن : بله عزیزان داستان از انجایی شروع شد که من به یه آدمی که به بالا کشیدن پول معروف بود وخیلی هم ازش بدم میاد پول قرض دادم اونم 10 هزار تومن تازه 10 روز پیش . 10 روز گذشت و امروز فرا رسید . و اون ادم پولمو پس نداد .بهش زنگ میزدم جواب نمیداد . اس ام اس میزدم جواب نمیداد . این بشر همسایمون بود و ازمن 1 سال بزرگتر بود . یعنی 1 سال پشت کنکور مونده بود . همه رفیقام میگفتن که این بچه گفته پولت رو نمیده . اما من امروز حرفی رو شنیدم که از درون منو عصبانی کرد . یکی به من گفت : این بچه به عمت فش داده .ومن روی این فش ها بسیار نقطه ظعف دارم و سریع کنترل خودمو از دست میدم . اگه به خودم فش(فحش) میداد که واسم مسئله ای نبود .خلاصه ساعت 10 و نیم صبح بهش زنگ زدم گفتم پولمو ساعت 6و نیم الی هفت غروب وقت داری بیاری مگر نه اون روی سگ من بالا میاد . البته اینا رو روی پیغامگیرش گفتم چون گوشیشو بر نمیداشت .

بعد از این که این حرفا رو بهش زدم دیدم وقتشه که یه چرت بخوابم تا اعصابم سر جاش بیاد .ساعت 11 و نیم همایونی از جایش بلند شد . بله اماده شدیم واسه رفتن به مدرسه . همین موقع بود که یادم اومد امروز مسابقه ی فوتبال داریم اونم با پیش انسانی (ما پیش تجربی هستیم با اجازه) ساعت بازی هم 12 بوده . خیلی سریع لباسهایم رو در تن لاغرم کردم و بعد با یه تاکسی دربست به مدرسه رفتم . به موقع هم رسیدم .

مسابقه فوتبال : قبل از این که اتفاقات بازی رو بگم اینو بگم که دروازه بان تیم ما از کلاس پیش انسانی بود .
خلاصه بازی رو شروع کردیم و نیمه اول یه گل زدیم . نیمه دوم هم فقط داشتیم حمله میکردیم که دوستم یه شوت زد و دروازه بان حریف توپ رو گرفت و با دست یک پرتاب بلند کرد که توپ به دروازه مارسید .دروازه بان ما پرید تا توپ رو بگیره اما توپ به دستش خورد و تو دروازه رفت . درست 3 تا گل همینطوری خوردیم .:10: اقا تیم همایونی 3 بر یک عقب بود و ما دستور دادیم که به بازیکنان حریف یه چندتا تنه قانونی بزنیم و همین باعث یک دعوای بزرگ شد که اخر این دعوا باعث باخت 3 بر 0 ما شد . داور بازی همینجوری داشت سوت میزد و کارت قرمز میداد همین باعث شد یه خورده روی زمین بخوابه و استراحت کنه. :4:
بعد از بازی هم به خانه برگشتم چون دیگه هیچ حسی واسه سرکلاس نشستن در وجودم نبود .!!

ادامه به خاطر 10 هزار تومن : ساعت 5 و نیم غروب بود که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره . همون بچه بود .گفت : منو تهدید میکنی ؟ مثلا اگه اون روی سگت بالا بیاد چه اتفاقی می افته .؟ گفتم: پاشو بیا دم خونمون تا بهت بگم . اون گفت : من الان پشت در خونتونم همین الان بیا پایین !!! گفتم: باشه وایسا اومدم :33: رفتم پایین دیدم داره میخنده . گفتم : چیه واسه چی میخندی ؟ گفت : ک.. کش منو تهدید میکنی ؟؟ من خوردم به پی سی!! گفتم : من هیچی حالیم نیست پولمو بده . اعصابم خیلی خورده . گفت : اگه ندم چی میشه ؟؟؟ همین موقع بود که برادر بزرگتر همایونی می خواست بره بیرون و من و اون رو دید .همون موقع من به داداشم گفتم : صادق!!!! این چاقال به عمه مون فش داده . پول منم پس نمیده . یهو دیدم بچه کیف پولشو طرفم پرت کرد و بدو بدو رفت . بعد صادق به من گفت : تو به اینا نگفتی که عمه نداری ؟ منم گفتم : نه . کثافت تو کیف پولش 100 هزار تومن نقد داشت . نمیدونم چرا پول منو نمیداد . خلاصه این بود داستان ما
به قول زدبازی :
این داستان ماست ..........نگو تموم میشه .......این داستان ماست .... نگو تموم میشه
الان من خیلی خوشحالم فقط و فقط به خاطره بازی اس رم و لاتزیو که رم جلو هست . ان شالله چلسی هم به لیورپول یه حالی میده . راستی اصلا خوندین چی نوشتم ؟؟؟ به قول جواد عزتی توی قهوه تلخ : بله بله بله

راستی اگه غلط املایی داشتم دیگه ببخشید همایونی هستیم و پر اشتباه .

AmiRi
11-11-2010, 09:57 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

حیف شد که نمیتونم برای این آهنگ تاپیک بزنم ، ولی خوب خدا رو شکر این یکجا مونده ، نمیدونم چند نفرتون مسابقه ی " آکادمی موسیقی گوگوش " رو دیدین ! ولی بهشتون پیشنهاد میکنم که حتما ببینین ، فوق العاده ترین مسابقه ی فارسی زبانی هست که من تا به حال دیدم . به جرات میشه گفت یکی از قوی ترین مسابقه هاست ، همینطور سبک این مسابقه با کلیه مسابقات خوانندگی دیگه فرق میکنه ، این مسابقه توی لندن ضبط و برگزار میشه و به صورت اختصاصی از شبکه ی " من و تو 1 " پخش میشه . حالا خودتون ببینین متوجه میشین ، سری دوم این برنامه فردا یعنی جعمه 8/21 ساعت 10 شب از این شبکه پخش میشه . توی سری اول از کل افرادی که شرکت کرده بودند ، 8 نفر انتخاب شدن و مسابقه رو ی این 8 نفر داره میچرخه . یک آهنگ یادگاری هم توی دوره ی اول ساختند که فوق العاده شده ، حتما حتما حتما دانلودش کنین .

Sara,Amir,Foroogh,Arsalan,Arghavan,Kasra,Hale,Soro osh-Man Hainam (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

Googoosh Music Academy
آهان ، یادم رفت بگم ، داورهای این مسابقه ، بابک سعیدی (آهنگساز،که قبلا در ایران بود و با ناصر عبدالهی کار کرده و همچنین با خیلی از خواننده های خارج از کشور ) ، هومن خلعتبری و خانوم گوگوش . که این سه نفر مطالبی رو که بچه ها باید یاد بگیرن رو یاد میدن و در آخر هم نقدشون میکنن ، و رای با شماهاست .

Anathema
11-11-2010, 11:46 PM
دوستان عزیز
روز 28 آبان قرار هستش که میتینگ مشترکی بین بچه های انجمن OwMania ، فورفان و Iwe برگزار بشه
میتینگ از قبل ظهر شروع میشه و ناهار هم دور همیم . حاج مصطفی هم قراره یک سالن فوتسال رو ( احتمالا برای دو سانس پشت سر هم ) اجاره کنه که یک چند ساعتی هم فوتبال بازی کنیم و نهایتا ساعت 6 یا 7 میتینگ تموم میشه

از انجمن فورفان بنده و مرتضی شایق قطعی شدیم . از بچه های فروم OwMania هم به احتمال زیاد اکثریتشون میان ( مصطفی ، منصور ، آرش ، بابک ، اردل ، امیر و ... ) . از این انجمن هم آرمان دین پور و عرفان تا اینجا قول دادن که حتما بیان
حالا دوستانی که علاقه مند هستند اعلام کنن . خوشحال میشیم که یک روز دورهم باشیم
از آرمین ، سعید ، حسین ، رسول و ... هم دعوت ویژه به عمل میاریم ( بیاید میخوایم لوله تون کنیم تو سالن :دی )
موفق باشید

The Basted
11-12-2010, 06:45 AM
من هم به احتمال فراوان در این جمع صمیمی حضور بهم خواهم رساند ! :4:

قرعه کشی تورنومنت هم انجام خواهد شد ! :دی
دوستان لوله اید ! :4:

ساعت و محل رو هم مشخص کنید که جواب قطعی هم بدیم ...

فعلا ...

TeZAR
11-12-2010, 09:59 AM
بنده هم به عنوان گروه پشت صحنه و تصویر برداری به این جمع صمیمی خود را خواهم رساند! :24:
با همراهی رئیس! :4:

H H H
11-12-2010, 01:13 PM
با خودمون یه چتر باز هم بیاریم عب نداره ؟!

Olympic Hero
11-12-2010, 02:05 PM
آقایون منم هستم ولی اگه بابائه بزاره و گیر بیخود نده . من که از خدامه باشم و تمام تلاشمو میکنم که بیام . مخصوصا این که میخواین سالن هم بگیرین و ایندفه به طور دقیق هنر دروازبانی من رو میبینید :4:

پس رو منم حساب کنید . هر طور شده میام ......

عرفان راست میگه نمیشه یه چتر باز اوورد ؟ :4:

AĦӍẪÐƦÉȤA
11-12-2010, 02:10 PM
دوستان برنامه ی خودم هر طور شده ردیف میکنم بیام . البته اگر دوستان بخان .
سعی میکنم تا اون روز برنامه ریزی کنم تا برسم به میتینگ .

Ғ Д † Д Ł β
11-14-2010, 07:42 PM
ادامه داستان اسرار....

خوب رسیدیه بودیم اونجا که فریبرز گوشت خر بی زبون رو چپونده بود تو حلقمون
اگه یادتون بیاد عرفان بی هوش بود اونو هونطور بیهوش انداختیم صندوق عقب ماشین دایی.
میر علی هم که بالا آورده بود داشت تو دستشویی دوباره داخل روده و معده هاش رو شستشوی مغزی میداد.
این وسط من مونده بودم و یه شکم پر گوشت خر
داشتیم راه میافتادیم بریم خوزستون که گوشی میرعلی زنگید.
میر علی ورداشت و داشت حرف میزد که دیدیم رنگش واشد.
قطع کرد و گفت باید برگردیم اصفهان!!
گفتیم چرا؟؟
گفت مجید بود میگفت منم میخوام برم خواستگاری ابولی!!
خلاصه عرفان که تو صندوق عقب بود و میر علی نشست جلو و من و حسین و هادی نشستیم عقب ،خان دایی هم شوفر لگن بود

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

راه افتادیم سمت اصفهون
رسیدیم و آدرس خونه مجید رو گرفتیم و رفتیم دم در خونش
زنگ و زدیم یه پسر خوشگل اومد بیرون گفت:بفرمایید
میر علی گفت با مجید کار داریم
طرف گفت خودمم شما؟؟
میر علی گفت الان حال ندارم میزنم شل و پلت میکنم ها برو بگو مجید بیاد
طرف باز گفت بابا من میم بفرما
در همین لحظه کلهم خشکمون زد:62:
خداوند تبارک و تعالی در هنگام آفرینش مجید به زیبای خفته نیشخند زده بود:53:
این بشر واقعا پسر بود??:33:
خوشتیپ،خوش قیافه،باحال
اگه قیافه ها رو دیده بودین میفهمیدین چی میگم

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


کلهم سفر به جنوب از یادمون رفت و همه محو تماشای مجید شدیم:4:
مجید گفت جا دارین واس من؟؟
ما هم یه نیگا به لگن دایی و یه نیگا به مجید انداختیم و خودش همه چیرو دستگیرش شد
رفت از در پشت خونشون یه مینیبوس در آورد و گفت سوار شین
ما که تو این سفر همه جور سورپرایز دیده بودیم یه این قلم رو کم داشتیم که اونم جور شد

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


لگن دایی رو پارک کردیم دم در خونه مجید و راه افتادیم
غافل از اینکه عرفان مونده بود پشت ماشین دایی:55:
داشتیم از اصفهان خارج میشدیم که دیدیم تیلیف خان دایی زنگید !!
گذاشت رو آیفون
صدای پژمان بود از اونور خط!!
میگفت رفته دم در خونه مجید دیده خونه نیست بجاش یه ژیان دم در خونشون بود که از توش صدای گریه میومد:55:
دیدیم ای دل غافل عرفان رو جا گزاشتیم:11:
برگشتیم اصفهان و پژمان و عرفان رو هم سوار کردیم
حالا شدیم اینا:حسین چوسه،میرعلی گلدبرگ،پژمان گیمر،مجید شوفر،عرفان اکتر،دایی بهمن،هادی قمیش،بابک فاتال:4:

بقیه در قسمت بعد:4:

(در ضمن با ورود مینی بوس یعنی خیلیای دیگه هم وارد داستان خواهند شد،در حقیقت داریم ایرانگردی میکنیم:4:)

The Basted
11-15-2010, 07:54 PM
درود .
خب ، این اولین باری هست که در اسرار دست به قلم میشم و میخوام تریپ گنده منده ها پست بدم ! :دی

آدم نمیدونه از چی شروع کنه این موقع ها :4: ...

خیلی منتظرم که فروم دوباره بشه iWE و بخش های قدیمی اینا برگرده ، اما هامون میگه با اینا صحبت کرده و فایده نداشته ...
البته از اول هم معلوم بود فایده نداره !
دوباره اون ترکیب سابق دی ال و اینا میشدیم ... ای روزگار ...

از بعد اون جریانات میتینگ مرداد 1389 که به شدت فیزیک بسیار ت.خمی ای داشتم ، یه کم بگم صفا کنین ! :4:
یه ماه بعد اون میتینگ و بعد از تموم شدن مدرسه ها من یه مدرسه فوتبالی ( پایه ی داماش ) اسم نوشتم و که یه تکونی داده باشم و خلاصه ... آقا یه هفته اونجا رفتم ، گفتن برو واسه تست تیم نوجوانان نیرو زمینی تهران ! :70: ... گفتم حالا برم لاقل ببینم چه جوریاس و اینا ...
روز اول رفتم تو گرم کردن اولیه کم آوردم ، بعدشم تو بازی ...
خلاصه گذشت و اینا ، من چون فقط مشکل فیزیکی داشتم وگرنه کیوان هم میدونه ، بازیم خوبه ...
همینجوری سر تمرینات میرفتم ، میبردن تپه ، تمرینات بدنسازی و ... تا رسیدم به الان که شدم هفتاد و پنج کیلو گرم ! :4: ( بزن کف قشنگرو ! :4: ) ، تو اون میتینگ من چیزی حدود یک صد کیلو بودم ! :70: ...

یه عکسی هم زدیم که خودتون مقایسه کنید :4: ===>>> <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
- شنبه هم رفتم قرداد 4 ساله بستم ! :4:

دیگه حس ندارم ادامه بدم ، امیدوارم همتون سالم باشید و موفق و به چیزی که میخواین برسین ، چون خیلی حال میده ! :4:

در آخر هم این داستان رو به همه ی دوستان تقدیم میکنم :5: :



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



چاکریم ، خدانگهدار .

The Shadow
11-16-2010, 11:08 PM
سلام خدمت دوستان اسراری ، خوب هستید ؟

چند ساعت پیش همراه با برادر و دوستان به بیرون رفته بودیم و گشت گذار و پدر سوختگی کردیم و رفت و برگشت و شام و مخلفات و... که مهم نیست قضیه مهمش از این قسمت شروع میشه که نکته اخلاقی هم داره :4:

من و برادرم و یکی از دوستانم داشتیم به سمت خونه بر میگشتیم ، ساعت حول و هوش 9:45 شب بود ، خسته و کوفته گفتیم خوبه میانبر بزنیم از یک کوچه ی تاریک و خلوت بریم که به خانه نزدیک تر هم هست . تو راه بودیم و داشتیم گل میگفتیم و گل میشنیدیم و اواسط کوچه ای بودیم که تاریک و بی سر و صدا بود ، یه صدای موتور سیکیلتی میومد که زیاد توجه نکردیم چون چیز خیلی مهمی نبود ، من سمت چپ کوچه راه میومدم که این موتوری سرعت گرفت و اومد نزدیکم و یک دستی به بـ اسن من زد و کمی سرعت گرفت ( مردم رو ببین تورو خدا همه همجنس بازن :70: ) ، کمی که جلوتر بود بلند داد زدم گفتم جـ ا کـ ش ، یارو موتوری داشت میرفت ولی رفیقش که پشتش بود گفت وایسا ببینم چی میگه ؟! ما 3 نفر بودیم البته یه رفیقم که باهامون بود اصلاً اهل دعوا معوا نیست و پاکِ پاکِ ، فقط میموند من و برادرم ( البته ما هم تقریباً اولین بارمون بود که دعوای جدی داشتیم ! ) یارو با دوستش اومدن نزدیک گفتن چه گهی خوردی ؟ من گفتم چیه دلت میخواد ؟ خوب بیا به من بگو بدم هر چقدر میخوای بخوری :4: این رو گفتم یارو تا اعماقش آتیش گرفت ، اومد نزدیک ، من و داداشم هم نترسیدیم اومدیم نزدیک ( مدل کشتی صورت تو صورت شدیم ) یارو یه تو گوشی ملایم نواخت تو صورت من ، هنوز دستش برنگشته یه لَگَته محکم زدم زیر بـ اسـ نش که پرید هوا ، دیگه رفیقش هم اومد جلو حمله کرد ، داداشم هم با اون بد در افتاد ، دوستم هم که اصلاً از ما دور تر ایستاده بود و جرئت نداشت نزدیک شه ، دعوای تقریباً سنگینی بود ولی یه لگت میخوردم یدونه میزدم که وجودش میسوخت ، داداشم هم که اون یارو رو خورد اصلاً یارو سرخ شده بود ، داداشم گرفته بودش رو هوا و مثل لاک کردن ، رو هوا فشارش میداد ، یارو داد میزد :4: ما هم مثل وحشی ها به هم مشت میزدیم ، دعوا خف بود تقریباً تا یه یارو نگهبان یه آپارتمان رو به رو محل دعوا متوجه شد و اومدن جدا کنند که اون یارو موتوریه که موتور رو میروند فرار کرد و دوستش خیلی ادعا میکرد که با این همه درون بـ اسـ نی که خورد وایساده بود ، رفیقش گفت بدو بریم ، موتور رو جلو کرد میخواست بره که رفیقش هم سوار شد و رفتند مثل فشنگ ! من گفتم حالا یه دعوایی شد و ... چقدر فرهنگ ممـ لکتمون پایینه که حالا من به پسرم اشکال نداره انداخت حالا میگیم عقده ای اند ، ولی این بی ناموس ها یعنی الان اگه یه دختر تنها بود میخواستند چیکارش کنند ؟ خدا همه رو به راه راست هدایت کنه :70:

شب عجیبی بود ولی حال کردم چون یارو تا میخورد ، دادم خورد :4: ، رفیقمون هم که رسید به خونه ی ما و میخواست از ما جدا شه بره خونه میگفت من میام امشب خونتون اینها الان یه جا خَف کردن من رو گیر میارن و ... :4:

در آخر و جدا از این بحث ها ، یه عکس از کروات اسلامی که به ثبت رسیده براتون میذارم :4:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

H H H
11-16-2010, 11:36 PM
حالا من به پسرم اشکال نداره انداخت حالا میگیم عقده ای اند ، ولی این بی ناموس ها یعنی الان اگه یه دختر تنها بود میخواستند چیکارش کنند ؟ خدا همه رو به راه راست هدایت کنه 70


پجی زیاد خوشحال نباش !!

اگر تو هم تکی بودی ترتیبت رو میدان !

به همین خاطره که شاعر میگه ( با یکم تغییرات ) : اینجا ایران لعنتی شوخی نیستش !

ولی بنده خدا قیافت رو ندیده که این کار رو کرده وگرنه زیادم مال نیستی !

به هر حال به خیر گذشت ! خدات رو شکر کن.


فعلا ...

TeZAR
11-17-2010, 12:47 AM
مکـــ ان میتینگ 28 آبان :

جمعه راس ساعت 11 صبح .. ایستگاه مترو میرداماد .
مقصد نهایی : پارک ملت

The Last Outlaw
11-17-2010, 01:54 AM
مکـــ ان میتینگ 28 آبان :

جمعه راس ساعت 11 صبح .. ایستگاه مترو میرداماد .
مقصد نهایی : پارک ملت




مگه ميخواين راهپيمايي برين كه مبدا و مقصد تايين كردين :4:

كاش لااقل طرفاي غرب مي انداختين ما هم ملحق ميشديم :4:

TeZAR
11-17-2010, 03:01 AM
مکـــ ان میتینگ 28 آبان :

جمعه راس ساعت 11 صبح .. ایستگاه مترو میرداماد .
مقصد نهایی : پارک ملت




مگه ميخواين راهپيمايي برين كه مبدا و مقصد تايين كردين :4:

كاش لااقل طرفاي غرب مي انداختين ما هم ملحق ميشديم :4:


شما جیب مارو نزن .. پاشو همینجا بیا دیگه :4:

The Shadow
11-17-2010, 11:27 AM
حالا من به پسرم اشکال نداره انداخت حالا میگیم عقده ای اند ، ولی این بی ناموس ها یعنی الان اگه یه دختر تنها بود میخواستند چیکارش کنند ؟ خدا همه رو به راه راست هدایت کنه 70


پجی زیاد خوشحال نباش !!

اگر تو هم تکی بودی ترتیبت رو میدان !

به همین خاطره که شاعر میگه ( با یکم تغییرات ) : اینجا ایران لعنتی شوخی نیستش !

ولی بنده خدا قیافت رو ندیده که این کار رو کرده وگرنه زیادم مال نیستی !

به هر حال به خیر گذشت ! خدات رو شکر کن.


فعلا ...


بیا ، میگم این عرفان کرجی نیست یه ریشه ی قزوینی هم داره :4: آخه پسر هم مگه مال میشه ؟ :4: خود این انجمن هم خطرناک تر از بیرون داره :4:

H H H
11-17-2010, 11:43 AM
تُـــــــــف تو این زندگی تحمی

-----------

9 تا 11:30 کلاس ریاضی بودم ، تو را برگشت بودم ، همین نیم ساعت پیش داشتم با ممد هماهنگ میکردم برای جمعه صبح

وسط اس ام اس هامون یکی از بچه ها که صبح تو کلاس بودیم زنگ زد گف به من زنگ بزن شارج ندارم

زنگ زدم ، این مکالمات ما بود :

1- الو عرفان سلام
2- سلام
1- یه خبر بد دارم
1- یکی از رفیقات که کیانمهر میشستن یه مشکلی براش پیش اومده !! البته فکر نکنم رفیق صمیمیت باشه ها !!
2- چی شده ؟!
1- " سینا یزدی " بون رفیقت بود !؟؟!
2- خوب
1- فوت کرده !!! همین الان که داشتیم با صادق میامدیم ( صادق یکی دیگه از بچه هاس که رفیقمونه ) یکی از رفیقاش اومد بهش گفت.
2- جان عرفان !!
1- تصادف کرده
2- جان مادرت راس میگی ؟!
1- اره به خدا ، بازم خبری شد بهت میگم

--------------

رفیق ما که یه 4 سالی باهم بودیم فوت کرده !!

همین یک شنبه پشتیبان کانون گفت عرفان الان سینا زنگ زد و گفت ژنتیک قزوین قبول شده

چی بگم والا نمیدونم !

تک فرزند بود الان مادرش چه حالی داره

اون که تنش سالم بود اینطوری شد ، وایی به حال من

kیrم تو این زندگی و روزگار




( از کافی شاپ منتقل کردم اسرار )

فعلا ...

ŠÄÉËĐ
11-17-2010, 11:50 AM
پژمان میدونستی باید چی کار میکردی
طرف اومد تو صورتت تو هم ماچش میکردی
این از 100 تا فش بدتر بود.
بد همیشه تنها منها میری بیرون یه چیزی تو جیبت داشته باش جدآ میگم تو این مملکت
کاری به کار کسی نداشته باشی بقیه میان طرفت
طرفم یکی مثل این وقتی بی ناموس بود یه یادگاری رو صورتش بزار دیگه از این کارا نکنه. :4:

The Shadow
11-17-2010, 11:58 AM
پژمان میدونستی باید چی کار میکردی
طرف اومد تو صورتت تو هم ماچش میکردی
این از 100 تا فش بدتر بود.
بد همیشه تنها منها میری بیرون یه چیزی تو جیبت داشته باش جدآ میگم تو این مملکت
کاری به کار کسی نداشته باشی بقیه میان طرفت
طرفم یکی مثل این وقتی بی ناموس بود یه یادگاری رو صورتش بزار دیگه از این کارا نکنه. :4:


سعید جون اگه قرار بود هر کسی تو جیبش یه دِشنه ( به قول حسین :4: ) چیزی داشته باشه که دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشد ، منم اصلاً اهل دعوا نیستم و اولین بارم بود دعوای جدی میکردم !

اَه اَه میخوام از صد تا فوحش بد تر نباشه ، حالا همین مونده تا یه بوسش میکنم یکی از این پشت مشتا یه عکس ازمون پخش کنه تو انجمن :4:

Sarkesh
11-18-2010, 04:57 PM
سلامی دوباره به بچه های انجمن . خوبید ؟ ما که خوبیم !! بی خیال بهتره بریم سر اصل مطلب (مگه اومدی خواستگاری!)
بعضی ها میگفتن :هی میگی لاغری یه عکس از خودت براز ببینیم در چه حدی ! باشه اینم عکسم فقطاگه میشه نخندین .مصخره هم نکنین

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

آقا ما دیروز تا تونستیم روی اعضای بدنمون از جمله فک - گلو - دندان - ابرو - شکم و اون پایین مایینا فشار آوردیم و نهار یه دل سیر جیگر و گوشت گوسفند به بدن زدیم . بعد از نهار هم خوابیدم اما خوابم خیلی طول کشید . خلاصه دیروز نمیدونم چرا اینقدر خوابم میومد ساعت 9 و نیم شب خوابم گرفت رفتم بخوابم .10 دقیقه بعدش بابام اومد و گفت : نماز تو خوندی ؟؟ ( مغرب و عشاء ) من بچه صادق و راستگو گفتم : نه خستم حس و حال ندارم .همونجا بابام یه لگد بهم زد .منم پریدم و رفتم که بهش یه فینیشر جان سینا بزنم ( اف یو ) روی دوشم گرفته بودمش که یهو بهم بدل زد و پدگیری رو روی من اجرا کرد!!!!

بعد منو گرفت و تا نزدیکای در دستشویی برد و گفت : برو وضو بگیر نمازتو بخون . منم در دستشویی رو با یه لگد بسیار محکم وا کردم که همین باعث شد که دستگیره در یه خورده از دستم ناراحت بشه و خراب شد .خلاصه وضو گرفتیم و نماز خوندیم و دهن شیطان رو سر وی س کردیم .و بعد خوابیدیم و خوابهای خوش دیدیم . تا این که امروز صبح ....

امروز صبح ساعت 7 از خواب پا شدم . رفتم دستشویی با چشمانی بسته !! فشار را از روی خودمان خالی کردیم حالا خواستم بیام بیرون دیدم در وا نمیشه !!! دستشویی ما هم جایی از خانه قرار گرفته که هیچ صدایی به بیرون نره (منظورو فهمیدین ؟) هیچی هی درو مشت زدم داد زدم بقیه خواب بودن و هیچکی صدای ما رو نشنید . نزدیک به 45 دقیقه ای درون دستشویی داشتیم عشق و صفا می کردیم . هر چی به ذهنم می رسید داشتم می خوندم که یک دفعه یکی اومد روی پای چپم و گفت : به یاد .... کف دستی بزن . در همین موقع یه نفردیگه اومد روی پای راستم و گفت : سجی این کارو نکن قفل و بشکون و برو سایت آی دبلیو ای ! منم گول شیطون نامرد رو نخوردم و همینکارو کردم .دستگیره در و هر چی که مانع میشد من بیام بیرون رو شکستم . و بعد رفتم صبحانه خوردم و در اخر : فوقع ما وقع ...
فعلا .
نکته : اون عکس خودم نبودا .البته خودتونم همون اول فهمیدین .

Keyvan
11-19-2010, 04:48 PM
----

می بینم که اولیـن نفری هستـم که از میتینگی های امروز به خونـه می رسم ! :4:

میتیــنگ جمعه , امروز , یعنی 28 آبـان :

10 بود و من و علی به سمت مکان قرار راه افتادیم . اولین نفرا رسیدیم سر قرار ! بعدش حامد به ما ملحق شد . چند مین وایسادیم , آقا آرش سلیمانی و مصطفی MJC و یکی از رفیقاشون هم اومدن . خلاصه 12:15 رفتیم پـارک مـلّـت و بعد از سینـما 4 بُـعدی ( :4: ) , آرمان . د به هم ما پیـوست .
دو سه تا از بچه های فورفـان هم بودن . ممـّد دِکیـنگ و ادمین فورفـان شـایق .
خلاصـه یه ناهـاری زدیـم . که یارو اشتبـاهی به جـای ژامبون گوشت , مرغ داد ! :4:
بعد از اونم چند نفر از دوستان با هم فوتبالی زدن و من و عرفان و شروین و رئیـس :4: رفتیم قسمت شیریـن تاب و سرسـره ! :4: و تعدادی عکس های نسبتـا" مضحـک از خودمون گرفتیـم ! :4:
خلاصـه به من که خیلی خوش گذشت , احتـمالا بقیه ی رُفقـا هم مثل من حال کردن امروز .
در کُـل , من ، علی باستد ، عرفان ، حـامد ، مصطفی ام جی سی ، شایق ، آرش سُـلیمانی ، شروین ، آرش کِـنِـدی ، سعید شرلوک ، آرمان دِرتی ، آرمین منفـور :4: ، بابک عزیز ( cha ) و یکی دیگه از دوستان به نام منصور بودیم و حضور به عمل رساندیم :4: ( فـکر نکنم کسـی از قلم اُفتـاده باشه ! )
جـای دیگـر دوستان تـُـهی بود ! :4: , خیلی خوش گذشت .
عکسی هم من نگرفتـم با گوشی خودم ! عکس یه چند تائی گرفتیم دیگه بستگی به شایق داره !

-------

» پ.ن » عرفـان این پُـست , اوکـیه ! :4:

CHA
11-19-2010, 05:03 PM
من یه چند تا عکس از حواشی ( :4: ) گرفتم که قضیه همون نوشته هس و از این صحبتا ( :4: ) خواستید بگید بزارم... الآن هم یه عکس آپ میکنم که ملت از خماری نمیرن :70:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

از اونجایی که با موبایل انداختم شاید زیاد جالب نباشه...وقیافه ی دوستان خوب نیفتاده باشه...عکس های بهتر رو دوستان قرار میدن!

توضیحات توسط شروین :
از بالا چپ به راست : مرتضی وات د شایق . سعید شرلوک هلمز . من ( جدی قیافه توجمیه تو این عکس ) . محمد جوکر . آرش کندی ( اندرسن ) . کیوون ریوتر . عرفان . آرمین . علی هانتر

از پایین چپ به راست : مصطفی عزیزی . حامد عبیری . آرمان دین پور . رئیس ( امیر cbtarwhk ) . محسن mb619

TeZAR
11-19-2010, 05:24 PM
جزئیات و داستان زیبای این میتینگ ... بزودی از دهان مبارک جادوگر بی ادعا !!

The Shadow
11-19-2010, 06:56 PM
من یه چند تا عکس از حواشی ( :4: ) گرفتم که قضیه همون نوشته هس و از این صحبتا ( :4: ) خواستید بگید بزارم... الآن هم یه عکس آپ میکنم که ملت از خماری نمیرن :70:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

از اونجایی که با موبایل انداختم شاید زیاد جالب نباشه...وقیافه ی دوستان خوب نیفتاده باشه...عکس های بهتر رو دوستان قرار میدن!


یکی از دوستان که حضور داشت این عکس رو به صورت چپ به راست و از این جور حرف ها معرفی کنه ، فقط توی این عکس علی باستد و آرمین منفور و آرمان کثیف و موری شایق و حامد قابل تشخیص هستند .

آرمان این سوالم رو هر وقت برگشتی خودش جواب بده :4: : چه تغییراتی دادی که قیافت خلافکارانه شده نسبت به دفعه های قبل ؟ ( به غیر از موهات :4: )

TeZAR
11-19-2010, 07:18 PM
از بالا چپ به راست : مرتضی وات د شایق . سعید شرلوک هلمز . من ( جدی قیافه توجمیه تو این عکس ) . محمد جوکر . آرش کندی ( اندرسن ) . کیوون ریوتر . عرفان . آرمین . علی هانتر

از پایین چپ به راست : مصطفی عزیزی . حامد عبیری . آرمان دین پور . رئیس ( امیر cbtarwhk ) . محسن mb619

بزودی عکسهای بسیار سســــ کی قرار خواهد گرفت !!!!!!!

H H H
11-19-2010, 07:52 PM
من همین الان رسیدم خونه ، خیلی خوش گذشت :5:



فعلا ...[hr]


این عکس رو هم همین الان ممد داد :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

به ترتیب از راست به چپ : ارش ، ارمین ، ممد ، شروین ، سعید ، حامد ، مصطفی.




فعلا ...

Sherlock Holmes
11-19-2010, 08:41 PM
منم چند دقیقس که رسیدم خونه میتینگ خیلی خوبی بود و خیلی هم خوش گذشت به زودی هم هممون توضیحات کامل رو مینوسیم امضا رو هم در یابید که پوستر رویال رامبل 2011 هستش ! :11:

H H H
11-19-2010, 08:47 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

به ترتیب از راست به چپ : مصطفی ، ارمین ، حامد ، شروین ، امیر خان ، خودم ، ممد کینگ ، سعید ، اقا ارش سلیمانی ، ارش کندی ، اقا منصور


فعلا ...

THE DARKEST SIDE
11-19-2010, 09:38 PM
سلام

جالبه

بچه های فروم همش تو پارک ملت میتینگ میزارن جایی که منو مهرداد توش بزرگ شدیم:4: اوندفعه که هامونو بقیه بودند که اصلا

ما نفهمیدیم ایندفعه هم تو این شانس:4: مهرداد دیروز رفته بود پارک ملت یه سر زد برج ملت یه دو ساعتی گیم نت بعدم سینما

4 بعدی و ... نامرد بدون من رفت امروز میخواستم با هم بریم که نشد:70: خلاصه این وسط یا بچه ها شانس آوردن که

ندیدیمشون یا ما شانس اوردیم:4: ایشالا برا دفعه بعد:4:

TeZAR
11-19-2010, 09:58 PM
:70: :70: :70: :70:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

:70:

--------

خدا رو شکر کله من پایینه تو عکس نیفتاده :4:

--------

شما جیب مارو نزن کلت مهم نیست :4:

--------

یک سری عکس تو مِــه ( ! ) هم ازمون گرفتن !! دست کیه ؟! :4:

--------

نـــــیدونیم :4:

The Shadow
11-19-2010, 11:39 PM
:70: :70: :70: :70:

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

:70:

--------

خدا رو شکر کله من پایینه تو عکس نیفتاده :4:

--------

شما جیب مارو نزن کلت مهم نیست :4:

--------

یک سری عکس تو مِــه ( ! ) هم ازمون گرفتن !! دست کیه ؟! :4:

--------

نـــــیدونیم :4:


خجالت نمیکشه مرد گنده :4: یاد دوران طوفولیت افتاده :4:

TeZAR
11-19-2010, 11:46 PM
این عکسهارو گذاشتم تا نشون بدم مردمیم و مثل شما خودم رو نمیگیرم :-l وایسا فردا یه سری عکس بسیار زشت و زننده از عرفان میزارم تا دستو بینیم با ! :17::4:

MJC
11-20-2010, 12:26 PM
من خیلی خوشحال شدم که بچه های این انجمن رو از نزدیک ملاقات کردم. روز خوب و پر خاطره ای بود. آرمان و حامد مثل داخل نت دوست داشتنی بودن. عرفان هم حس میکنم که یه دوست صمیمی جدید پیدا کردم. افتخار آشنایی با سعید و آرمین رو که تو میتنگ های قبلی پیدا کرده بودم و از دیدن مجددشون باز هم خوشحال شدم. علی صیادی و کیوان منصوری هم هر چند قبلا زیاد باهاشون آشنا نبودم ولی پسرهای خیلی خوبی بودن. روی هم رفته دیدار بسیار گرمی بود. ما هم توسط سعید و عرفان اغفال شدیم X_X

TeZAR
11-20-2010, 12:54 PM
این وقایع از ساعت 7 صبح روز جمعه 28 آبان 1389 تا ساعت 6 عصر اتفاق افتاده است...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


ساعت 7 صبح بود که از خواب بیدار شدیم .. بسیار سرمان درد میکرد چون دیشب خیلی بد خوابیده بودیم .. پریدیم پای لپ تاپ رفتیم یه چرخی تو انجمن ها زدیم پیام خصوصی آرش رو چک کردیم که در مورد میتینگ بود . بعدش نشستیم تا راء رو که دانلود کرده بودیم رو ببینیم . دیگه آخرای راء بود که دیدیم صدای دینگ پی ام اومد : The Iranian Crippler (11/19/2010 08:13:10 ق.ظ): bidari? .. ما هم گفتیم بــــــــله بــــــله بیداریم !! خلاصه مصطفی کلی بهمون برای میتینگ ایمان و روحیه داد ! :دی . مصطفی رفت که بره به سمت عرفان و ممد و برادران منصور و آرش که باهم به سمت مترو حرکت کنند !! .. ما هم یه دوری زدیمو ساعت 9:30 آماده شدیم و مثل همیشه برای پیچوندن پدر به سمت خانه عمو حرکت کردیم .. در وسط راه بودیم که با آرش تماس گرفتیم تا از خواب بیدارش کنیم !! به خانه عمو رسیدیم .. چند دور زدیم تا ساعت 11 شد .. به منزل گفته بودیم که میریم پیش رفیقمون .. از منزل خارج شدیم که یهو در همین لحظه آرمین تماس گرفت و گفت ما داریم میریم میرداماد کی اونجاست !! منم گفتم بچز همه اونجان .. در همین لحظه مصطفی تماس گرفت .. گفت کجایید و گفتم آرش هنوز زنگ نزده .. قرار شد مصطفی هم بگرده دنبال آرش .. رسیدیم سر کوچه .. داشتیم کج میکردیم که بریم سر معلم که یهو یکی گفت .. شروین .. بـــله دیدم رفیقمون سر کوچه وایساده .. بیچاره شدیم ! هرجوری شد پیچوندیمشو رفتیم سر معلم .. سریع با عمو تماس برقرار کردیم تا بپیچونن این رفیقمون که سر کوچه بود رو ..در این لحظات تماس هایی با آرش و مصطفی گرفتیم که به صراحت میتونم بگم اصلا نمیفهمیدم مصطفی چی میگه .. فقط میگفتم : بـــــله بـــــــله .. خلاصه یه 20 دقیقه گذشت و بلاخره آرش پیداش شد .. سوار شدیم و به سمت منزل رئیس ( امیر ) رفتیم .. در وسط راه آرش یک موزیک ویدئو بسیار جالب و زیبا برایمان گذاشتن که چیز بود :دی .. خلاصه مکـــ انی که قرار بود رئیس به ما اضافه بشند هم رسیدیم .. تماس گرفتیم با ایشون و فرمودند : دارم میام پایین !! برای من و آرش سوال شده بود که ما الان وسط میدونیم رئیس از کجا داره میاد پایین !! خلاصه رئیس هم به جمع ما اضافه شد .. حرکت کردیم به مقصد نهایی !! در وسط راه بسیار تعریف کردیم !! رئیس هم یه دیسکی که واس مرتضی زدی بودن دادن تا آرش بزاره اما متاسفانه جواب نداد !! خلاصه به پارک ملت رسیدیم .. رئیس تماسی فکر میکنم با مرتضی گرفت و گفت کجایی گفت ما تو پارکیم بیاید .. جای پارک نبود که نبود .. وارد یه کوچه شدیم .. دیدیم بازم جای پارک نیست .. داخل یک کوچه دیگه رفتیم .. دیدیم به به جا پارک .. اومدیم پارک کنیم که دیدیم بن بست است !! .. اونجا یه چند تا ویلا هم دیدیم که بسیار خوشگل بودن :دی .. رفتیم به آخرین کوچه که به قول معروف لست چنس بود .. بلاخره کنار 2 عدد سطل آشغال برایمان جای پارک پیدا شد که پولی هم بود !! :| .. پیاده شدیم تا به سمت پارک بریم . رفتیمو رفتیمو رفتیم .. در این لحظه مرتضی تماس گرفت اما چون شارج نداشت گفت لطفا شما منو بیگیرید !! .. دیدیم ما داریم راه رو اشتباه میریم .. دور زدیمو برگشتیم تا به سمت بالا برویم .. بلاخره در پارک رو پیدا کردیم و بـــله دیدیم یه گله آدم اونجا وایساده .. ما هم 3 تا آدم بسیار با کلاس و جدی به سمتشون حرکت کردیم که دیدیم همه چشما دارن مارو نگاه میکنند ! :) .. خلاصه رسیدیم و سلامی عرض کردیم .. برادرانمان در گروه جی کی هم بودن !! خلاصه در این لحظه این داستان آغاز شد !! .. تیتراژ .................................................. .................................................. .................................................. .......... بله .. داشتیم قدم میزدیمو به جلو میرفتیم .. مرتضی هم مثل همیشه اون تیریپش رو زده بود !! :دی .. مصطفی هم گفت شروین تو ساکت باشی من حوصلم سر میره ! :| .. به حرکت خود نیز ادامه دادیم ... رفتیمو رفتیمو رفتیم !! دیدیم به یه سینمای 4 بعدی :)) .. یه سری صحبت ها انجام شد که بلاخره بیلیت هارو خریداری کردیم .. در همین لحظه آرمان تیزی تماس گرفت و گفت که الان ایستگاه میرداماده !! .. ما وارد سینما شدیم .. بابک هم اومد بره دنبال آرمان که همه بچه ها مخالفت خودشون رو اعلام کردند و گفتند .. دستو بینیم باو آرمان 15 دقیقه دیگه میرسیه بیا فیلمتو ببین ! ما در کنار برادر آرش ( کندی ) و رئیس نشسته بودیم .. عینک هارو به چشم خود زدیم .. فیلم آغاز شد .. یک عدد هواپیما داشت در بالای یک جزیره ناشناخته پرواز میکرد .. یــــــهو کنترل خود رو از دست داد و افتاد رو یه درختی تو جنگل .. در همین لحظه گروه ما فریاد میزدند .. یه سری حرف های زشت و خلبانی بلد نیسی که :دی !! خلاصه در وسط جنگل این برادر خلبان هم خاک بر سرشون میشد .. از پشه گرفته تا میمون و ببرو آدم خارها و انواع مارها این خلبان عزیزمون رو مورد عنایت قرار میدادن .. جالبت اینجا بود که این حیوانات عزیز کمر بسیار خوب و حرفه ای داشتند هروقت دهان خود را باز میکردند یه آبی به صورت و لباس ما پایشده میشد !! .. خلاصه این فیلم 15 دقیقه ای هم تمام شد .. از سینما خارج شدیم .. همگی عرف کرده بودیم .. آب کــــــــ مر مار هم هنوز روی لباس رئیس بود ! :دی .. در همین لحظه آرمان به ما اضافه شد .. منو که دید بسیار خوشحال شد . :دی .. خلاصه این جمع صمیمی به حرکت خود نیز ادامه میداد !! .. رفتیم توی یک چمنزار تا عکسهای زیبایی بگیریم .. از جی کی گرفته تا گروه باریکلا آقا !! روی یک کاغذ هم یه چیزی نوشتیم که میبایست در این لحظه سانسور کنم :دی .. با اون کاغذ هم انواع عکس هارو گرفتیم .. خلاصه بعد از انداختن انواع عکس ما به سمت رستوران بسیار تـــــــوجمی پارک حرکت کردیم .. چند عدد ساندویچ کوکتل ژامبون و همبرگر سفارش دادیم به همراه نوشابه های رنگارنگ !! .. نشستیم تا ساندویچ های خود رو وارد معده کنیم .. یه 2-3 عدد گربه هم به سمت ما میومدن که عرفان با گربه ها خودش رو سرگرم کرده بود ! :دی .. در همین لحظه خانواده برادر مرتضی هم اومدن .. مرتضی رفتو باهم صحبت هایی انجام میدادن .. خلاصه بعد از 10 دقیقه مرتضی رها شد . و باز هم این جمع صمیمی به حرکت خود نیز ادامه داد !! .. در همین لحظه که دوستان باهم صحبت هایی انجام میدادن ما به همراه عرفان به مدت 3 دقیقه رفتیم با تاب و سرسره و اینجور چیزا خودمون رو شاد کردیم !! برگشتیم در کنار این جمع صمیمی و بلاخره بـــله دوباره به حرکت خود نیز ادامه دادیم .. در این لحظه زمین چمن بسیار زیبایی پیدا کردیم که جایگاه ویژه برای تماشاگران و گزارشگران هم داشت .. یه فیلم 13 دقیقه ای هم با دوربین مرتضی گرفتیم که اگه خدا قسمت کنه به همراه عکسها رئیس آپلود خواهند کرد .. خلاصه ما از حاشیه های قبل از بازی فیلم هایی گرفتیم و با بازیکنان مصاحبه ای انجام دادیم .. با سوت داور بازی آعاز شد .. ما با دوربین به دنبال توپ بودیم و گزارش میکردیم که در این لحظه رئیس گفت شروین حجم دوربین رو به .. نده ! :دی .. خلاصه یه استراحتی کردیمو همراه با رئیس .. کیوان و عرفان به سمت تاب و سرسره رفتیم .. اونجا بسیار حال کردیم و عکسهایی گرفتیم که بزودی قرار میگیره !! . بسیار اونجا صفا بود .. عین کودکان شده بودیم :دی ..خلاصه بعد از حدود نیم ساعت به زمین چمن برگشتیم .. در همین لحظه آخرای بازی بود که علی و کیوان از ما جدا شدن .. ما به عکس گرفتن ادامه دادیم .. هی عکس میگرفتیم و دوباره باز هی عکس میگرفتیم .. بله اینجا بود که بابک و آرمان هم از ما جدا شدن .. مرتضی هم همینطور .. نشسته بودیم و صحبتی انجام میدادیم که یهو .. یه جرکت زشت انجام شد که باید سانسور کنم :دی در این لحظه رفتیم چند عدد آب گرفتیم تا خود را خنک کنیم !! .. این جمع صمیمی به حرکت خود ادامه میداد .. رفتیم به سمت سینما .. گفتیم بریم یبار دیگه ببینیم ..بیلیت گرفتیمو رفتیم توی صف وایسادیم .. یه نیم ساعتی الاف بودیم که در این لحظه رئیس هم از ما جدا شد !! .. سینما داشت شرک پخش میکرد که دوبله فارسی هم بود .. صدای خر شرک منو کشته بود :) .. دیدیم بله فیلمی که قرار برای ما پخش بشه همون جنگله که قبلا دیدیم .. خلاصه مسئولین بسیار کـــ ونی سینما شاخ شدن واس ما که خوشبختانه درگیری ایجاد نشد !! :دی ... وارد سینما شدیم .. برای اینکه انتقام بگیریم یک عدد آب معدنی داشتیم .. لحظاتی که مار میومد ما از بالا آب رو روی سر ملت ایران میریختیم !! :دی .. دوستان شعار های مختلفی دادند .. مثل سینا ســ اکـــ س .. بـــــله بــــله .. کیــــه ؟ این کیــــه .. چیــــه این .. چــــــیه ؟ .. ما در کنار ممد جوکر و جی کی 2 ( سعید ) نشسته بودیم .. خلاصه فیلم تموم شد .. ما از سینما خارج شدیم ... و به سمت درب اصلی پارک رفتیم .. اونجا هم چند عدد عکس بسیار زیبا گرفتیم .. عرفان هم به دوبوله سی رفت تا خودش رو خالی کنه .. خلاصه بعد از گرفتن چند عکس .. بلاخره از هم جدا شدیم . من .. سعید .. آرمین و آرش باهم رفتیم .. اومدیم سوار ماشین شدیم ..سعید جلو نشست منو آرمین هم عقب !! .. خلاصه به سمت معلم حرکت کردیم ت مارو پیاده کنند .. آرش هم یه آهنگ بسیار جالب گذاشتن که بـــله .. :دی !! خلاصه به معلم رسیدیم و پیاده شدیم .. با دوستان خداحافظی کردیمو .. بــله این داستان در این لحظه به پایان رسید .

امیدوار هستیم شاد شده باشید :)


-------------

خیلی خوب بود شروین :4: ، جاهای بدش رو سانسور کردی و بهترین جاهاش رو گفتی

البته اونی که خودش رو با گربه ها سرگرم کرد من نبودم ، امیر بود نصف غذاش رو تقسیم کرد باهاشون ، من خواستم گربه ها رو بزنم که نشد !

-------------

بازم که جیب مارو زدی :4: ... دیدی من از گربه ها دفاع کردم :4: ؟ .. چیکار داری زبون بسته رو :-L

------------

اون عکسای تو مــِه رو نفهمیدی دست کیه ؟! :4:

------------

نه عکس تو مــِه چیه دیگه ؟ :4:

------------

یه چند تا عکس از من و سیعد و ... گرفتن :4:

-----------

آها .. اون عکسهایی که منصور گذاشته رو دانلود کن تو اوناس .. بی ادب :-l

TeZAR
11-20-2010, 05:40 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


حواشی این میتنگ:

وقتی داشتیم از پله های بالایی پارک میرفتیم بالا؛ یه ایل شده بودیم.
اولین باری که وارد سینما 4 بعدی شدیم؛ به قدر فجیعی حال داد.
امیر (رئیس) میخواست که تو چمن ها چند تا حرکت بالانس بزنه که نشد که بشه.
سر ناهار ساندویچ های بعضی ها اشتباه شده بود؛ هر کی یه گاز میزد میگفت این واسه من نیست؛ بره کی بود؟ بیاد بگیره!
می رسیم به حواشی فوتبال:
Five on Five: Team OW [MJC, SPRUC, CHA, THEKINGOFKINGS, mb619] vs. Team IWE & 4-Fun [Ð-i-R-Ť-Y, The Basted, Sherlock Holmes, Ħ д † ε Ð, Anathema] o
مرتضی هم در این بازی نخودی بود و هر یه ربع میرفت با یک تیم. در نهایت این بازی با نتیجه 12 بر 6 به سود OW به پایان رسید.
در حین مسابقه اعضای تیم IWE به آقا و لیل وین متوسل شده بودن.
تیم OW هم بعد از زدن هر گل به صورت دست جمعی حرکت SU-CK IT گروه دی اکس رو اجرا میکردن.
آرمان دین پور و بابک عجله داشتن؛ و به زور یقشون رو میگرفتیم و نگهشون میداشتیم و عکس میگرفتیم.
مدل های عکس های خیلی باهال بود؛ هر بار یکی رو اونیکی ولو میشد.
اغفال مصطفی؛ امیر و آرش توسط سعید و عرفان.
رد و بدل شدن سیل عظیمی از DVD بین مصطفی؛ حامد؛ امیر؛ مرتضی و آرش.
حمله به بازی های کودکانه و تعجب حاضرین در پارک.
بر هر زدن نظم سینما 4 بعدی و گرفتن اخطارهای پیاپی به ردیف بچه های میتنگ.
کیه کیه گفتن های بسیار بلند توسط عرفان ؛ سعید ؛ من و محمد.
هیجان دادن به حاضرین دیگر در سینما توسط ما.
فیلم عکس العمل های حاضرین داخل سینما در بیرون نمایش داده میشد؛ هنگام خروج؛ همه ما را نگاه میکردن و ما هم دستی به انها تکان دادیم.
خنده . خنده . خنده

CHA
11-20-2010, 06:14 PM
زنبور ي که بالاي تابه از قصد گرفته شده تا نشانه ي WiZii WiZii Upload Group باشه :4:

TeZAR
11-20-2010, 06:59 PM
یک ویدئو خیلی جالبت از این میتینگ که پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید :



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

HQ : <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
LQ : <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

TeZAR
11-21-2010, 12:34 PM
ویدئویی دیگر برای شما دوستان عزیز آماده کردیم ( با تشکر از آقا منصور عسگری بابت این ویدئو و ویدئو قبلی )


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

HQ : <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
LQ : <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

H H H
11-21-2010, 07:29 PM
روزه میتینگ که کسی تو انجمن نبود ، یکی اومده بود و به بیشتر کاربران از جمله من ! پ.خ داده بود که بریم در فرومشون فعالیت کنیم !

همچنین اخر پ.خ هم نوشته بودند " به مدیر نیازمندیم "

جمعه شب که رسیدم خونه ایشون رو بن کردم ، امروز از رویه بیکاری رفتم تو این انجمن !

من هیچی نمیگم ، تصاویر گویای همه چیز است :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>







فعلا ...

The Basted
11-21-2010, 07:38 PM
یکی بره اینو روشن کنه بگه آقا ، مهراد هیدن و علیرضا جی جی ! ( امیر :55: , مهراب ! )

بنده خدا ها معلوم نیست با خودشون چند چندن ! :55:

amir-aghaei
11-22-2010, 08:07 PM
سلام اهالی !اسرار بوی میتینگ گرفته..شروین ترکوندی داداش...یه شبهه گزارش از میتینگتون اماده کردم که حتمان بخونیدش...تا باشه از این میتینگ ها ..جای بروبچ خالی...

دوستان دیگه از تزی یاد بگیرن..هم دستش به قلم رفت از میتینگ هم عکساش رو اومد!از استایللت خوشم میاد برای بازیگری بدرد میخوری ..یادم باشه با ده نمدی صحبت کنم برای اخراجیها 3 ازت استفاده کنه!! تزی یه میتینگ 500 خطی نوشت 400 خطش گفت بله بله خلاصه خلاصه!!!

حیف که نمیشه دیگه مجردی بیایم اونطرفا ..اما شاید یه روز شد!!

قبل از هر چیر باید موفقیت های ورزشکارامون تو رقابتهای گوانجو رو تبریک بگم...تو این اوضاع ت خ ماتیک مملکتی موفقیت های این بروبچ دلاور فقط میتونه کمی روحیمون رو شاد کنه وگرنه به چی این اوضاع باید خوش باشیم...

بریم :

====================================
جوراب فریدون!!!]

مدتی پیش بود یه اس ام اس برام اومده بود ...با این مضمون : پیراهن علی کریمی رو بپوشید.توپ امضا شده مهدوی کیا رو بگیرید.با بازیکنان استیل شام بخورید!! فکر کنم برای اکثرتون احیانن اومده باشه این پیامک!!

حالا شام چی میدن بروبچ بنظرتون؟ ارزششو داره شال و کلاه کنیم؟ اصلان پیراهن کریمی رو ب÷وشیم یا بدیمش به بقال سر کوچه یه شیر یارانه ای بمون مسیده؟ بخدا اگه بده!!!

سایر اس ام اس هایی که بزودی برای اکثرتون میاد اینجوری پیش بینی میشه :

به کلوپ هواداران استیل اذین بپیوندید!!با کاظم برجلو عکس بگیرید!!جوراب فریدون زندی رو بپوشید !!! و با حمید نشاط جو فلافل بخورید!!!

--
با نبی ا..باقری ها عکس بگیرید!!پیراهن دو ایکس لارجه شاغلام رو بپوشید و شام رو با بوقچی های پرسپولیس بخورید!!
--
با قادر حسن (بازیکن جدید استقلال) فالوده بخورید .پیراهن دوسانتوس که 20 کیلو اضافه وزن داشت رو بپوشید و شام رو با 67 معاون و مشاور حاج فتول بخورید!!

====================================

تولدت مبارککککک

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

هر چند برای تبریک کمی دیر شده اما بهرحال تبریک.البته ما نمی*دونیم شیش مهر تولد مموتی از کدام پدر پدرسوخته*اش است لاکن از چند نفر هم پرسیدیم اونها هم نمی*دونستن ؟!!! اون پدری که در ارادان بز می*چراند؟ یا آن پدری که سید است یا آن پدری که مرجع است یا آن بی*پدری که الان ره ر است!!!

یا کلاً تمام اینها یکجوری ترتیب کار را دادند که در هر حالت مموتی همین ششم بیفتد زمین .

بهرحال اینکه کی با مادر کی رفت و آمد داره!!! زیاد برای ما مهم نیست ، مهم اینست که الان جمیع پدران با تک پسرشان دارند با مام وطن رفت و آمد میکنند!!! .

به همین مناسبت و از آنجا که سخنگوی وزارت خارجه امریکا طی پیامی افتادن مموتی را تبریک گفته دیدیم هرچی باشیم از این فیلیپ کراولی کله س ..سی که کمتر نیستیم

فلذا پیام تبریک ما به این شرح در زیر می*آید ولی شما زیاد به زیر نگاه نکن بی ادب !

متن پیام تبریک ما :

مموتی جان ! پنجاه و چهارمین بهار افتادنت را ابتدا به محضر پدرانت که برای افتادن تو خیلی زحمت کشیدند !! جوری که تلمبه خانه داشت از کار می*افتاد !!!

بعد به محضرت ننه*ات که برای انداختن تو خیلی زور زد و در این راه صدها آفتابه آب مصرف شد!!!

بعد به محضر آقا ***** که اگر تو نبودی ضعف مدیریتی طی سالهای غیبت کلافه*اش کرده بود و همچنین به محضر خانووم فاطی رجبی که همین افتادگی تو او را کشته تبریک عرض می*نمایم .!!

واضح و مبرهن است که طی سال گذشته جنابعالی با تلاشهای شبانه روزی*ات هزار الله اکبر روز به روز ا.ن*تر شدی !!!

گاهی در اداره امور چنان سفت و غلیظ می*شدی که افتادگی*ات را یک لیتر روغن کرچک و یک قطار قرص بیزاکودیل لازم بود!!!

گاهی برای دفاع از حقوق حقه*ی ملت ایران در فلسطین اشغالی چنان گردن کلفت می*شدی که از دهنه*ی تانکر تخلیه چاهی هم رد نمیشدی!!!

گاهی بیاد محروومان و مستضعفین چنان نرم و روان بودی که توی راه تا بخواهیم به جائی برسیم ریخته میشدی و گاهی ... چه بگویم که کلمات از وصف تو قاصر است مومتی!!!.

بهر تقدیر رایحه خوش خدمت تو حالا پنج سال است که کره زمین را خفه کرده !!!

و در شرح خدمات ارزنده*ی تو همین بس که دل دردمند تمام جهانیان با دیدن ا.ن*تری تو بارها سبک شد!!! .

این میلاد را همچنین به ا.ن بانو فرح پهنوی نیز که در جوانی خیلی گشت تا آخر تو را در ارادان پیدا کرد صمیمانه تبریک می*گویم !!!. تو به این بزرگوار هم خدمات شایانی کردی جوری که بعد از پنج سال بدتر از خودت ا.ن*تر شده !

===================================

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



عکس بالا فقط گوشه*ای از این اقتدار را نشان می*دهد : دیروز ، مثل میمون از درخت بالا رفتن را و امروز مثل میمون تقلید کشتن ندا کردن را . ماشاله به این اقتدار . آفرین بر این توانائی . اصلاً یا *****...

و فقط یک حرف دیگر : خ.ره ! اقتدار مانور نمی*خواهد که . اقتدار ما را می*خواهد که نه فقط اینکه برایمان هزینه نمی*کنند ، که از خودمان هزینه هم می*دهیم و مثل ستون مقابلت ایستاده*ایم . خیلی حرفهای دیگر دارم برایت ؛ ولی الآن کار دارم ، اصلاً حالت را ندارم و نمی*گویم ! از درخت پائین که آمدی بعدش برو بمیر . رازبقا نیست که بدبخت ، اقتدار است !

همین ... !
======================================

آگهی تسلیت

با خبر شدیم داریوش مصطفوی و یه وزنه بردار مادام العمر محروم شدن...پیام تسلیتهایی که به همین مناسبت و یسری مناسبتهای دیگه !که بزودی رخ میده عینان مخابره میشه!!!

جناب اقای مصطفوی محرومیت مادام العمر شما از فعالیتهای ورزشی رو به شدت تسلیت عرض میکنیم...
پکرمن.اسکولاری.هولیه.فرگوس

جناب اقای سعید علی حسینی وزنه بردار با سابقه و پهلوان!! کشورمون محرومیتت را تسلیت میگوییم...
حسین رضا زاده.کوروش باقری.بهدااد سلیمی(دوپینگیه بعدی!!!)

جناب اقای مصطفوی بیا بریم پیشه جان پیر پاپن و استویچکوف و کرایف ...مدیر عامل سابق ابومسلم


داریوش جون تسلیت تسلیت.خارتو ...من دستی دستی ....که این عمل زشت رو مرتکب شدی...
سلطان پروین


مصیبت وارده رو به خانواده این عزیزان تسلیت میگوییم
جمعی از مشاوران و دست اندرکاران حاج فتول!

داریوش عزیز بهت تبریک میگم انشالا بازهم تو عرصه مربیگری ببینمت
استاد کفاشیان


بسمه الا رحمان رحیم..داریوش جان سعید علی جان تسلیت ..همین حرفی دیگری ندارم!!!!!
جنرال قلعه نویی!!

تسلیت ماروپذیرا باش شیر مرد!! انشالا در مراحل بعدی موفق باشی ..من از لحاظ مادیاتی خاطرات خوبی با تویه کریزی داشتم....
افشین قطبی


داروش و سید الی بتهون تسیت میکم انشاا که دیکه عم نبینت
Legendarp

بله بله بهتون تسلیت میگم..خلاصه تموم شد..خلاصه باید کنار رفت!!!
Tezar

حقتونه ننه .... چی شده ها ..برید سا ک دسته جمعی بزنید... ولی بهتون تسلیت میگم...

فعلا!!!
H H H

بسم ا..الرحمن الرحیم .اعوذب ا.. من الشیطان الرجیم...بدینوسیله مصیبت وارده رو از طرف حجت السلام میر علی گلدبرگیان به کل الیوم شما تسلیت میگم...
Goldberg the man

اقا:4: تسلیت مارو پذیرا باشین :4:تو هفته نامم اسمتونو تو صفحه تسلیتها مینویسم:4:
Fatal B

تپل مپل ها تسلیت میگم ....سعید حسینی بجای اون قرصها از قرصهایی که من مصرف میکنم بزن شاد شی!!!
The basted

تسلیت میگم عزیزان ..خداحافظ
Hamoon

========================================

اینهم عکسی از بنده و داداش ممدمون به مورخ 27 شهریور روز ازدواجم...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

========================================

هرگز اجازه نمی*دهم کسی مموتی من را بمالد به آنجاهایش !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

(با تشکر از سیاوش فروهش یکی از دوستان قدیمیم و خارج از انجمن بابته تهیه اکثر کاریکاتورهایی که میزارم.......)

بنده از همینجا (این اینجایش خیلی مهم است) به تمام سران کشورهای غربی که حتی نمیتوانند دماغشان را بگیرند اعلام می*کنم که اولاً : شما اگر راست می*گوئید اول بروید دماغ گرفتن را یاد بگیرید . مموتی ما چنان به این کار وارد است ،

در برنامه زنده تلویزیونی دستش را همچی تا مچ می*کند توی دماغش سه دور می*چرخاند یک عالمه گینگیلی درمی*آورد می*مالد به سبیلش!! انگار که به خر تی*تاپ داده باشی خیلی هم کیف میکند!!

حال اینکه شما سوسولهای بدبخت همینکار را هم بلد نیستید . اگر خواستید بگوئید ممموتی ما همین فردا با یک هیئت خانوادگی ولی بلد پایه بیاید آنجا دماغ همه*تان را بگیرد بمالد به سبیلش .

دعوت هم نکردید مهم نیست ، این عادت دارد همه جا همینطوری بی*دعوت مثل خر سرش را بیندازد پایین برود!!! . فقط قول بدهید وقتی برای گرفتن دماغتان آمد نه او را بدزدید نه ترور بکنید!!! . برای خودتان می*گویم فلک زده*ها ، وگرنه ما که خوشحال هم می*شویم این از این حرفها بزند .


ثانیاً ببینم چه غلطی کردید ؟ رئیس جمهور ما را مالیده*اید به جاهایتان که پشمتان بریزد بی*حیاها ؟!!! هیلاری داف تو هم ؟ آنجلا جولی؟؟ ! ببینم تو را !

حالا اگر فقط زیر بغل بود باز زیاد اشکالی نداشت ، فتوایش همین پس*فردا از زمین قم که خیلی هم حاصلخیز است درمی*آمد که مالیدن مموتی به زیر بغل خودش یکجور فلسفه دین ***** هست ، ولی آنجاهایتان ... نه ، نه ، از این کارها دیگر نداشتیم .

یعنی شما رئیس جمهور ما را به قمبلتان هم مالیده*اید بی*تربیت ها ؟!!!!

ببینم اونوقت پشمتان که ریخت زخم نشد جائی*تان ؟ با دست راست مالیدید یا دست چپ ؟!!! همان حقتان است بدهید رئیس جمهور ما دماغتان را بگیرد بمالد به سبیلش . تازه خودش هم به اندازه هشت*تا خرطوم دماغ دارد!!! . اگر ببـُری بیندازی توی دیگ سه*تا پادگان را آبگوشت می*دهد!!!!!!!!!


=============================

در مورد فوتبال صحبت نکردند!!!

هی ما سعی میکنیم در مورد حواشی فوتبالمون..حاج فتول .سلطان و ناصر کاپلو و امپراطور و جنرال ننویسیم ولی مگه میزارن؟

امیر جنرال اخیران گفته در ملاقاتی که با حاج فتول داشتم در مورد فوتبال اصلان حرفی نداشتیم!!! اخه مگه میشه؟ در مورد چی بوده؟ خونه خالی .متروی تهران.شیر یارانه ای.درباره هامون؟

حاج فتول: به به جنرال عزیز ...چه عجب این طرفا!!!
جنرال:به به حاج فتح الل.. زاده ..چه طوری مرد جام ها!!!
حاجی:چاکرکریم بزرگوار!!!
جنرال: نه دیگه نشد!بزرگوار رو من باید میگفتم..چون جزو فرهنگ لغات خودمه!! راستی کسی جدید نیومد مشاور شه؟

حاجی : ای بابا چه اشکال داره منم بگم.. اینهمه رئیس و مشاور دارم تو هم یکیشون...تا الان نزدیکه 70 تا شدن!!
جنرال: فعلان بیخیال ما شو من قرارداد دارم...برو سراغ بهتاش فریبا .برادران احدی ووو....

حاجی : باشه..چه خبر از یارانه ها امیر ؟ کارتتو چک کردی ببینی پول رو به حسابت ریختن یا نه؟
جنرال: اره بزرگوار ..ولی نمیزارن بهش دست بزنیم..خواستم بال هواپیمامو درست کنم...البته این یارانه ها هم دو نیمه متفاوت دارن!!
حاجی : چطور ؟
جنرال : یعنی میرزن بعد از جایی دیگه پارت میکنن...بیخیال سیا..با ترافیک تهران چه میکنی حاجی؟دیگه تو این ترافیک نمیشه رفت هالیدی!!

حاجی: عیبی نداره .من که مدام المانم و اینوو انور وقتی هم میام ایران یه سر میرم به روزنامه و مجلاتم سر میزنم!!
جنرال: حاجی تعداد روزنامه های تو بیشتره یا ماشین های من ؟

حاجی : نمیدونم..اگه ماشین زیاد داری یه چند تاشو بده من غالب کنم به لورکوزنی ها!!!
جنرال: اخه بزرگوار اونا خودشون بنز و بی ام او دارن...
حاجی : نگران نباش حاجی جون ناسلامتی من فتح ا.. زاده ام...
جنرال : این قدر که من برای فصل اینده از شما خوشم می اید از این اقای ساکت خوشم نمیاد!!!


==================================

اینجانب سید ابوالفضل نصرا.. به نمایندگی از تمام آحاد نویسندگان و خوانندگان انجمنهای IWE. بالات رین ، انجمن های دوست و برادر بقلی اوی مانیا و فور فون . .انجمن پرشیان تولوز . انجمن ترنس بازها.سایتهای روز .شب .نصفه شب . حالا بعدان .وبلاگهای.عشق. نان .موتور 1000 . وبلاگ سابق خودم ابوالفضلباتیستا .کافه سنتنی دوستان. وبلاگ مازیار زارع . ووو... خودش و غیره ...بدینوسیله مراتب تشکر و امتنان خود را بخاطر تبلیغ بی*دریغ خودمان توسط خودمان!!! اعلام نموده و اضافه می*نمایم که بخدا ما اصلاً راضی به زحمت شما نیستیم !!!!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

نمایی از کاخ IRANWWE

(از این به بعد میتینگاتونو اینجا بزارید نه تو چاله چوله های ملت!!)

=====================================

سرزمین بادها

شبهه گزارشی از میتینگ بچه های انجمن عصر ایران انقلابی ..انجمن دوست و برادر اوو مانیا(فلسطین اشغالی) و انجمن خواهر خاندگی فورفان ( غزه)

البته ما در این میتینگ سراسر هیجان حضور مستقیم نداشتیم!ولی جاسوسان ما اسراری رو از این جمع بیان کردن که ماحصل آن عینان در زیر می اید:

جمعه... به تاریخ : 1389/8/28 آبان
1431/12/11 ذیحجه
مصادف با : 2010/11/19 November
برابر با ۲۴ جمادی الثانی سال 1432

افراد حاضر :
حامد یوری !!!
عرفان موهیول !
شروین یون !!
مرتضی شقایق !!!(گادفادره ملعون)
آرمین دوجین !
علی بیگوگ !!
آرش تسو !
سعید مارو !!
ام بی 615!
امیر اس جی بی ار تی وووو...
زه رویترز..
امیر و سایر افراد از انجمنهای دوست و برادر بقلی!!!

ساعت 8 صبح بانو شروین یون با پیامک به تمامی دوستان اطلاع میدهد که اب در دست دارند سریعان زمین گذاشته و خودشون رو به راه اهن متروی تهران برسونن...

دوستان انجمن ما به سرپرستی حامد از اون پشت مشتا میان و مستقر میشن...افراد و روسای قبایل اطراف انجمن هم خودشون رو میرسونن...حضور سبز و به موقع بجه های انجمن دوست و برادر اوی مانیا و فورفان از نکات حائز اهمیت بود...

همگی افراد که خسته از راه بودن به بستنی فروشی واقع در پارک ملت میرن و گلویی تازه میکنن...
بچه های انجمن ایران که به این میتینگ ها کم کم عادت کردند ..زود راه رو از چاله تشخیص دادن و در مواقع حساب کتاب اصلان به روی خوذدشون هم نمیوردن که وجود دارن!

روسای قبایل انجمنهای دوست و برادر بقلی سر باب مذاکره رو با حامد مشاور هامون باز کردند و خواستار یکی شدن انجمنهای همدیگه شدند که این امر با مخالفت شدید ایشون و عرفان ارشد مواجه شدند...

در همین هنگام شمشیری از نوع چاقو ظامن دار از جیب پشتی آرش تسو در امد و به حامد یوری گفت فکر کردی یادم رفته همین تو بودی به هامون جومونگ ملعون کمک کردی سایته منو هک کنه منم همش فوشش دادم!!

عرفان موهیول پسر حامد که چند سالی رو نمیدوست حامد پدرشه!!! به طرفداری از حامد شمشیر خودش رو از یه جاییش در اورد و به او گفت چطور جرات میکنی همینجا سرت رو از گردنت بزنم؟

ارش به او گفت : زر نزن بابا تو تا دیروز مفتو نمیتونستی بکشی بالا…عرفان گفت …هووووومممم بیا حالا که کشیدم بالا…سپس بچه ها به 2 گروه تشکگیل شدن و همونجا یه بازی تیمی 5 به 5 بدونDG بازی کردن که نتیجه ای در بر نداشت ...چون !!!

بعد از بازی طبق استوری لاین از قبل تعیین شده بچه های انجمنهای ذدوست و برادر بقلی بچه ها رو اوردن پای یه نیمکت چوبی و پای مذاکره...

مرتضی گادفادره ملعون که حدود 3 ماه پیش به من پیام عمومی داده ولی من هنوز جوابشو ندادم نیز دوستان و روسای قبایل رو به ارامش دعوت کرد و گفت ..دوستان شما نباید با این کارها بهانه دست فتنه گران انجمن بدهید..

همین الان یکی از فتنه گران سبس انجمن درون ما وجود داره...همه فهمیدن منظورش ارمینه!!!


امیر اس بی ار تی نمیدونم چی چی دوست و برادر دیروز و رقیب امروز ما در انجمنهای دوست و برادر بغلی علت کم پیدایش در انجمن رو توضیح نداد..او همچنان با وجود خاطرات شیرینی که با اینجانبه حقیر داشته و لقب MERCIFUUL رو بهمون داد خودش رو نشان نداده! و علتش رو هم جایز ندانست بگه! امیدواریم هر چه زودتر این سکوت بشکنه!


دوستان بعد از ساعتی به قهوه خونه پارک رفتن و قلیونی چاق کردند و با اتفاق هم یک دیزی مشت زدن!!!
بازهم از دوستان انجمن ما بخاری در نیومد و انجمنهای دوست و برادر بقلی هزینه گزاف این مجلس رو بر عهده گرفتن و گفتند انشالا در اینده ای نه چندان دور از حلقومتون میکشیم بیرون...

ارمین با بیان اینکه خسته است و باید بزودی بره سرکارش پیشه همون حاجیه که 3 تا مغازه گونده داره مجلس رو ترک کرد...در همین هنگام شروین عکسهایی رو به یادگار با بچه ها میندازد و تاکید میکگند که 4 سال دیگه این عکسا رو تو انجمن و خاطرات ماندگارش در اینترنت نشون میده!!!...

سعید دبلیو دبیلیو شاپس هم به همه بچه های تاکید میکنه که درست نیست همه اینجا دور هم گل میگیم اما پشت سر هم صد تا فوش میدیم ... این مینی تینگ ها نه سودی داره نه پولی که بتونیم 4 تا سی دی غالب کنیم.
(همه که مثله ما نبودن میرفتیم تهران فوتبال ببینیم امیر ارین خدابیامرز ادمین مستعفی این انجمن هم میومد فوتبال میدید هم سی دی غالب میکرد بمون 30 هزار تومن!!!)

اما محسن ام بی 615 تاکید میکنه که هیچ وقت فوش نداده!!! و اصلاان مشکلی وجود نداره...

نکته حائز اهمیت این میتینگ نبودن اون کمربند گرانقیمت حامد بود...!!!

علی بیگوک یار داخلی و خودی که قصد تحریک انجمن های دوست و برادر رو داشت با اقدام به موقع زه رویتر اقدامش در نطفه اش خفه شد!

ایشون بارها در این میتینگ با نشان دادن شکم خودش به بچه ها خصوصا عرفان بارها از پودروقرص های لاغری که مصرف میکنه تمدید و تمجید کرد !!و بچه های تپل مپل دیگه هشدار داد از خود ارضایی بپرهزند...

عرفان این اقدام رو تحسین کرد و به بیگوک گفت حتمان از قرص های لاغری افلاطون استفاده کنه چون هم کم خطره هم ویتامینه...

سرانجام بعد از ساعتها دوستان از همدیگه خدافسی کردند و برای هم جلوی روی هم ارزوی موفقیت کردند... ما هم پیام صلح و دوستی همون لحظه به انجمنهای دوست و برادر بقلی مخابره کردیم و برایشان از ته دل ارزوی موفقیت کردیم و خداروشاکر شدیم که رفاقتها پدید امد...


پ.ن :
قصد داشتیم لینک بالایی رو به جای سرزمین بادها بزاریم سرزمین ادم کوچولوها...البته منظور از کوچیکی سنشون نیست بلکه روحیات بچگی که هنوز در خیلی از ماها هست!!! اما بخاطر اینکه تو جمع دوستان انجمنهای دوست و برادر بقلی حجضور داشتن گفتیم زیاد گیر ندیم از ما رنجونده خاطر شن!!!

خداییش چه امکاناتی اضافه شده...ادم میمونه از اینهمه زرق و برق!!

به یاد دوران کودکیشون سری به بازیهای کودکانه زدند!

یادش بخیر دوران ما میرفتیم پارک نهایتش یه سگا یا میکرو بود بازی میکردیم کلی هم ذوق میکردیم که یه کمبات یا شورش در شهر بازی کردیم...یه تابی بود و نهایتش یه سرسره!!! همچین با ک.. میومدیم زمین ... .

دلمون سوخت چرا این امکانات در زمان ما نبود...خدایی همیشه گفتم نسل ما نسل سوخته بوده میگید نه!!!

----

در پایان در مینی بوسی دربست که دوستان ای وی رو میبرد خونه هاشون ..بچه ها به صحبت و غیبت های مورد نظر از این میتینگ و انجمنهای دوست و برادر که دیگه اون موقع بجای انجمنهای دوست و برادر از یه جمله دیگه استفاده شد ..پرداختن

و بارها تاکید کردن میتینگ امروز فقط یه میتینگ تفریحی بود نه تجاری و حامد و عرفان گفتن باید راز اون دی وی دی ها مشخص شه...

بعید نیست در خود بچه های ما عده ای بخوان حرکات مشکوک انجام دهند و انجمن رو به فرطه نابودی سازند!!

عکسها و فیلم و... همه انها به رسم امانت دست شروین ماند تا هماهنگی لازمه با هامون برای مقابله بر اقدامهای تروریستی انجام شه..البته دوستان بازهم تاکید کردن با انجمنهای بقلی دوست و برادر هستند...اما س یاست شوخی بردار نیست...شاید بخوان دولت کودتای هامون رو براندازن!!!!..

سپس همگی شعری رو ساخته پرداخته کردن ...سرپرستی این شعر با شروین ممول بود...

يک انجمن داریم که نامش جاودان است!!
هامون خوبش تا ابد ورد زبان است!!

دوستي دارد که او در سازمان است
!!!! سوار بر موتورش گرد جهان است

اَلا اي عصر پر شَر و شوري
ميان فورفان و اوی مانیا سنگ صبوري

اينجا به جز iwe هيچکس محبوب دل نيست
اين عشق، آبــــي و دل رنگ دگر نيست

در بارش باران سایت کشتی ... تو را من برگزيدم...
با عشق به پرتال تخصصی .... ز دنيايي بُريدم….

وقتي صداي بُغض حامد را شنيدم!!!!!!!!!
با شروین و عرفان و ارمین و سعید و... به اوج آرزوها پر کشيدم

بار سنگین پارک ملت را به دوش ِ خود کشيدم
هيچ سايتي جز iwe برتر نديدم

اي هامون آن نگاهت توی عینک سیاهت آسمانيست
همي ادمين شدن کار ِ گراني است ( گران کنايه از سخت و دشوار)

ميان سايت هامون و سایتای دیگر
تفاوت از زمين تا آسمان است

انجمن رفيق روز و شب هاي من است
بودن در جمع ِ اسراریها مرهم غم هاي من است

اَلا اي هامون ، شيرين چو قندي
شعر را بهر تو خواندم چرا نميخندي؟

---

اينهم ابياتي در باب تشکر به عنوان حُسن ختام برنامه امشب:

گلابــــــــي عاشق انجمن ِ ثبت ِ تشکر
چقد شيرين و خوبه اين تشکر
تشکر کردن از آن واجبات است
که گر حاصل شود دنيابه کام است
تشکر کن ، تشکر کن ، تشکر
تشکر لازم است، بسه تفکر !!!!

یا علی.....

legendarp
11-23-2010, 09:19 AM
سلام علیکم
آقا اگه می تینگه چرا ما رو نمی گین بیایم . حالا من غریب اون مرتضی کچل که شماره من رو داره . عجبا
----------------------------
ابولی جون چطوری تبلیک فلستادم بلات .
ابولی یه چیزی می گم خداییش حال کن یعنی .
وقتی میای اینجا پست می دید ها یاد فیلم king of comedy مارتین اسکورسیزی میوفتم . تو هم شدی مثل رابرت دنیرو توی اون فیلم یه چیزایی میای می گی که مرغه پخته تو دیس خندش می گیره

Olympic Hero
11-25-2010, 05:22 PM
خب سلام به همه برو بگس .... چه خبر ؟ خوب هستید که :70:

من یه مدت نبودم الان میخوام با این پست این نبودن رو به طور کلی جبران کنم :4: چند تا مسئله هست که در موردش میخوام یه صحبتی کنم . پس این شما و اینم از من :70: :

میتینگ همین هفته ی پیش ( اگر اشتباه نکنم ) ::

آقا نمیدونم چی بگم ؟ خیلی راحت بدون ما رفتید و بهتون هم خوش گزشتم ؟ آره ؟ واقعا که ... البته تقصیر خودم بود که نتونستم بیام ... اگر هم میخواستم اصلا نمیتونستم چون آدرس نداشتم :4: تازه الان رفتم خوندم دیدم تو پارک ملت بوده :70:

در کل میدونم خوش گزشته چون خودم تا حالا تجربه کردم ... ماشالله همه هم بودن غیر از اینجانب :70:

اما یک چیزی رو شایسته میدونم بگم ... زمانی که ما میتینگ رفتیم ماشالله 60-70 تا عکس گرفتیم که از این تعداد عکس من فقط به شخصه تونستن 1 دونش رو داشته باشم :70: یعنی بنده که تو اون میتینگ بودم و عکسم هم توی آن ها بود فقط 1 عکس از اون میتینگ رو گیر اوردم :4: اما الان ماشالله 100 تا عکس + 3-4 تا فیلم به بیرون درز کرده و فقط باعث میشه ما حسرت بخوریم . نکنید این کار ها رو .... چرا وقتی ما میتینگ بودیم عکس بیرون ندادید ؟ ها ؟ :4:

بچه ها هم همه ماشالله تیریپ خوشگل موشگل و گوگولی (:7::20::9: ) با خودم میگم همون بهتر که نیومدم چون میخواستم با یکی از بچه ها بیام اونم دیگه ..آره:4: انقدر هم جو گیر شدید که روی پلنگ صورتی رو کم کردید ! :70: مخصوصا جناب آقای تزار ! مردک از چشم های آقا که انقدر ازش صحبت میکنی خجالت نکشیدی ؟ :4:

داش کیوان هم خدایی بدجور آشنا میزنه .. فکر کنم بیرون جایی دیدمش و حتی باهاش صحبت هم کردم . کیوان جون تو منو جایی ندیدی ؟ :4:

-------------------------------------------------------------------------------

سرنوشت خودم تو این چند هفته ::


خوب در این چند هفته به طور خلاصه میشه گفت اینجانب به *** رفتم . یعنی تو این 2 هفته اندازه 3 ماه تابستون همین امسال ازم انرژی تلف شد .

اول اینکه تو کارگاه یه موتوز دیزل چپه کرد و 10 نفری بلندش کردیم . بعدش همون روز زنگ آخر با تیم معلما بازی کردیم و بنده دروازبان بودم ( داش مجید میدونه :4: ) باشگاه هم که رفتیم مربیمون این جمله رو بیان کرد ::

"" بچه ها من نمیدونم شما واسه آیندتون برنامه چی دارید . واسم مهم هم نیست . اینجا که میاد فقط باید به کشتی فکر کنید و نزارید هیچ چیزه دیگه ای بیاد تو مختون . از این هفته میخوام پدرتونو در بیارم . هر کی فکر میکنه نمیتونه همین الان بره یا پولشو پس بگیره یا سانسشو عوض کنه . هستید یا نه ؟ ""

ما هم گفتیم مثل دفعات قبل هست گفتیم آقا فرهاد هستیم . خیالت راحت . بنده عادت دارم در دویه اولیه همیشه اخر بدوئم . بنا بر 2 دلیل . یکی اینکه سنگین وزن هستم و طبق قانون باید آخر بدوئم و دیگری اینکه راحت میشه پیچوند و 2-3 دور رو نرم دویید :4:

خلاصه لباس عوض کردیم و آماده ی دو شدیم که مربی گفت : حسین , علی , عباس و مرتضی بیاد وایسید جلو . بی مرام همه ی ما سنگین وزن ها رو که آخر وایمیستادیم اوورد گزاشت جلو گفت از این به بعد شما تمرین میدید :70:

ما هم تا 30-40 دور ساپورت کردیم ولی بعدش دیگه کم اوردیم ....شانس بده ما هم سبک وزن ها پشت ما بودن و اونا تازه گرم شده بودن :70: خلاصه به هر یاعلی گفتنی بود دو رو تموم کردیم رفتیم سره حرکت ها کششی . خدا رو شکر من تو این بخش عالی هستم و رو هیچی حتی پل رفتن هم مشکل ندارم .

بعدش طبق معمول نوبت به تمرین 2 به 2 یا همون سر شاخ شدن میرسه اما آقا فرهاد گفت که آماده شید برای بدنسازی !! بدنسازی کشتی هم مثل ورزش بدنسازی با دنبل اینا نیست . با انسان هست ! :70: یعنی ما باید طرف مقبل رو دنبل فرض کنیم و باهاش کار کنیم . علاوه بر اینا حرکاتی مثل :: فرقونی , 5 دور پروانه , 60 دراز نشت , 30 شنا , 30 شنای باستانی , نشت اسبی و طناب !!

خلاصه 2 هفتس برنامه ی زندگی من اینه و وقتی هم میام خونه جون ندارم بشینم پای نت . بنابر این چند ماه نمیتونم فعالیت کنم .

------------------------------------------------------------------------------------------

خب آقا ما بریم اگه شد فردا هم میام اگه شد یه تاپیک میزنم در مورد ورزش پر افتخار کشتی در مسابقات آسیایی گوانجو . پس فعلا یا علی ....

H H H
11-25-2010, 05:35 PM
از سه شنبش حسین داشتم بهت زنگ میزدم ولی خاموش بود گوشیت.

جمعه صبح به رسول زنگ زدم ، برنداشت.

جمعه صبح خواستم به سععید زنگ بزنم ، گفتن نمیاد !




فعلا ...

AƦAƾH
11-25-2010, 05:45 PM
دوستان يه سوال.
حدود 20 روز پيش تهران بودم با ماشين در حال حركت به سمت راه آهن.بين راه يه ماشين پارك كرده بود خاكستري.نفهميدم چيه.به دوو ميخورد.
رو شيشه عقبي ماشين نوشته بود TRIPLE H !
گفتم شايد ماله يكي از بچه ها انجمن خودمونه:4:
ماله شما نبوده؟شما چي؟:4:

TeZAR
11-29-2010, 03:11 PM
سری اول عکسهای میتینگ گذشته آماده میباشد !! :24: ...

با تشکر فراوان از رئیس .. یه کوچولو هم از اون یارو شایق !!



اینجا هنوز ما به جمع اضافه نشده بودیم؛ عرفان هنوز تو کف میتنگ کاربرای تراوینه.

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

انصافا ژست آرمین خیلی جالبه. عرفان معلوم نیست که دنبال چیه. محسن چه غریبی میکنه!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ای عرفان موذی؛ دست چپش رو توجه کنید کجا برده.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان داره دوباره سعی میکنه!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

باز هم مرتضی و مصطفی افتادن بقل هم!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

این هم به قول منصور گروهک مستشار که اغتشاشات سینما رو بر عهده گرفتن
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

امیر هم تو این عکس از جان سینا یاد گرفته. نگاه انگشتش را چطوری گرفته؛ شروین هم قضیه رو گرفته چه شاده تو این عکس!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ژست آرش و سعید رو داشته باشید!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان و آرمین هنوز دارن رو مخ همدیگه کار میکنن
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان صلاحی که میخواد باهاش مخ آرمین رو بزنه رو در میاره

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان : آقا حامد اون میوه هاتو نشون ما نمیدی ؟ .. نگاه حامد : بدون شرح!!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و بله .. عرفان بلاخره مخ آرمین رو زد !! حامدم تو فکر مرتضی ست

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آرمین از فرصت استفاده کرده و دستشو .. حامد هم با آرمان کار خودشو آغاز میکنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حالا دستای حامد با میوه های آرمان و عرفان آشنا میشه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جوانان پاک اسلام .. اون کمربند علی منو کشته

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

رئیس : شما جیب مارو نزن .. عکس گرفتن پیشکشت باشه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

Barikalla Agha Group - UW A.D

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

از چپ به راست : شیک عبدل بشیر - هالک هوگن - شان مایکلز

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جــــی کی .. از راست با چپ .. جی کی 3 - جی کی 1 - جی کی 2

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جی کی 3 و 2 و میوه های جی کی 1

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در این لحظه یکی جیب مرتضی رو میزنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حامد هم تو فکر میوه های آرمانه !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و در این لحظه مصطفی و حامد میرن تو کار میوه های همدیگه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


اشتباه نکنید .. اینجا مصطفی نرفته تو کار میوه های آرمان .. داره جیبشو میزنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بالایی ها چپ به راست : مرتضی - سعید - شروین - محمد - کیوان - عرفان - حامد - آرمین - علی
پایینی ها چپ به راست : مصطفی - حامد - آرمان - امیر - محسن

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

The Shadow
11-29-2010, 03:19 PM
سری اول عکسهای میتینگ گذشته آماده میباشد !! :24: ...

با تشکر فراوان از رئیس .. یه کوچولو هم از اون یارو شایق !!



اینجا هنوز ما به جمع اضافه نشده بودیم؛ عرفان هنوز تو کف میتنگ کاربرای تراوینه.

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

انصافا ژست آرمین خیلی جالبه. عرفان معلوم نیست که دنبال چیه. محسن چه غریبی میکنه!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ای عرفان موذی؛ دست چپش رو توجه کنید کجا برده.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان داره دوباره سعی میکنه!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

باز هم مرتضی و مصطفی افتادن بقل هم!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

این هم به قول منصور گروهک مستشار که اغتشاشات سینما رو بر عهده گرفتن
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

امیر هم تو این عکس از جان سینا یاد گرفته. نگاه انگشتش را چطوری گرفته؛ شروین هم قضیه رو گرفته چه شاده تو این عکس!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ژست آرش و سعید رو داشته باشید!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان و آرمین هنوز دارن رو مخ همدیگه کار میکنن
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان صلاحی که میخواد باهاش مخ آرمین رو بزنه رو در میاره

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عرفان : آقا حامد اون میوه هاتو نشون ما نمیدی ؟ .. نگاه حامد : بدون شرح!!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و بله .. عرفان بلاخره مخ آرمین رو زد !! حامدم تو فکر مرتضی ست

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آرمین از فرصت استفاده کرده و دستشو .. حامد هم با آرمان کار خودشو آغاز میکنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حالا دستای حامد با میوه های آرمان و عرفان آشنا میشه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جوانان پاک اسلام .. اون کمربند علی منو کشته

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

رئیس : شما جیب مارو نزن .. عکس گرفتن پیشکشت باشه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

Barikalla Agha Group - UW A.D

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

از چپ به راست : شیک عبدل بشیر - هالک هوگن - شان مایکلز

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جــــی کی .. از راست با چپ .. جی کی 3 - جی کی 1 - جی کی 2

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جی کی 3 و 2 و میوه های جی کی 1

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در این لحظه یکی جیب مرتضی رو میزنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حامد هم تو فکر میوه های آرمانه !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و در این لحظه مصطفی و حامد میرن تو کار میوه های همدیگه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


اشتباه نکنید .. اینجا مصطفی نرفته تو کار میوه های آرمان .. داره جیبشو میزنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بالایی ها راست به چپ : مرتضی - سعید - شروین - محمد - کیوان - عرفان - حامد - آرمین - علی
پایینی ها راست به چپ : مصطفی - حامد - آرمان - امیر - محسن

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)



چه خُشگِل ، چه زیبا چه رعنـا . چه میوه های خوش طعمی :4:

H H H
11-29-2010, 09:42 PM
البته بگم این عکس (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>) مربوط به " مثلث طلایی " انجمن هست !


پ.ن : از ار کی اُبی عکسی نیست ؟!


فعلا ...

TeZAR
11-30-2010, 03:24 PM
این کاغذ معروف که همه بچه ها عنایت خودشون رو با کاغذ نشون دادن !! به دلیل مشکلات امنیتی نمیتونم بگم رو کاغذ چی نوشته :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جی کی 2 و 3 در حال دید زدن ...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

سیب زمینی های بسیار توجمزه پارک در دستان ام جی ! این دستی هم که جلو دوربینه فکر میکنم ماله آرش باشه که داره به آرش سلیمانی میگه منم سب زمینی میخوام !! :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

شادی میتینگی ها ... و مردی زیر نور آفتاب

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

منو ببینید اون گوشه :دی .. به دست حامد دقت کنید.. میخواد پیرهن رو بکنه میوه هارو نشون بده !!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بدون شرح !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دیدار دو تیم او دوبوله مینیا و آی دوبوله ای .. با گزارش شروین خیابانی :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا من خواستم تیریپ رندی ارتن بیام نشد!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بپا برق چشمای دستیار کپیتن تیم اینترنشنال نگیرتت!!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حاشیه دیدار دو تیم او دوبوله مینیا و آی دوبوله ای ( ماشالا چقدر بچه هامون تکنیکین )

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

تیم او دوبوله مینیا

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اجرای ســـ *اک ات توسط بازیکنان تیم او دوبوله مینیا بعد از به ثمر رسیدن گل

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در همین لحظه مصطفی جیب مرتضی رو هم میزنه

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

تیریپ مصطفی و منصور رو داشته باشید

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

کارهای تکنیکی منصور با توپ !!

]<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

به جون تو شا غلام باید بچه های مارو میبرد گوآنجو

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بزن سعید .. بـــــــــــزن

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

تیریپ جالب تیم آی دوبوله ای

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

مرتضی رم کرده .. مصطفی هم دنبالشه تا رامش کنه!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

حالا فرصت .. به مرتضی دقت کنید تو این عکس و چند عکس قبلی =))

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و اینبار حرکات تکنیکی آرمین با توپ

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

فرار آرش ... حامد چه شاعرانه نشسته اون پشت

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و حالا بابک پا به توپ میشه ...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

مرتضی هم از پشت عجب چیزیه :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

نگاه های معنی دار بابک به آرمان

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و اینم برق چشمای من :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اون گوشه به منصور و سعید دقت کنید ... حالا بیا دست دست

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

به نظر شما چه کسی توپ رو شوت کرده ؟

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)



قسمت سوم .. فردا ...

The Survivor
11-30-2010, 07:09 PM
واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت هم کلید زندیگیست

گفت زین معیار اندر شهر ما یک مسلمان هست آن هم ارمنیست:70::4:

Sarkesh
11-30-2010, 09:54 PM
امروز داشتم از مدرسه میومدم ساعت 12 و نیم اینا بود به یه بانک که رسیدم یه پیرمردی جلوم رو گرفت و گفت : ببخشید میشه کمک کنید از طریق عابر بانک یه خورده پول برداشت کنم ؟ ما هم عاشق اقدامات بشر دوستانه هستیم و گفتیم باشه بریم . رفتیم دم عابر بانک و کارتو فرو کردیم .بعد به اقاهه گفتم چقدر میخواین برداشت کنید ؟ گفت : 64 هزار تومن . گفتم باشه ماهم زدیم 64 هزار تومن اما نوشت مقدار اعتبار کافی نیست ! بهش گفتم : مثل این که 64 هزار تومن توی حسابت نداری .گفت : چرا دارم .مطمئنم .گفتم بزار موجودیت رو نگاه کنم .دیدم 324 هزار تومن موجودی داره . تعجب کردم که چرا 64 هزار تومن رو نمیداد . بعد از اندکی فشار روی مغز نداشته ام فهمیدم این324 هزار تومن پول یارانه هاست .بهش قضیه رو گفتم . بعد اون پیرمرد درست زل زد درون چشم و گفت : اشکالی نداره ! یه 5 هزار تومن داری قرض بدی ! ؟ به طور فجیح میخواستم بخندم اما جلو خودمو گرفتم . گفتم : نه حاجی , شرمنده .! بعد دیدم داره پر رو بازی درمیاره گفت :2 تومن هم داشته باشی اشکال نداره !! دیدم این بشر به زور می خواد جیبمو بزنه ! گفتم عزیز هیچی ندارم . و بعد خداحافظی کردم !!

اما .... یه سال پیش درست همین موقعا بود که من یه داستان توی کلاسمون خوندم. کلاسی که با بچه هاش فقط 2 ماه بود که آشنا شده بودم . داستانی که نوشته بودم اولش رو از داستان داش مجید لشلی خودمون اسکی رفته بودم ولی کلا تغییر پیدا کرده بود .خلاصه اون داستان به قدری زیبا شده بود بچه های کلاس منو کشتن و تا 4 شماره اون داستان رو ادامه دادم . و الان هم به ذهنم زده که داستانی که مجید لشلی نوشته بود رو به صورت نیو ورژن واسه انجمن خودمون بنویسمش و البته با کلی تغییر .و مطمئنا هم به خوبی داستان مجید لشلی شاید نباشه اما اگه دوست داشته باشین می نویسمش و میزارم دیگه ...

مشکلات انجمن هم که خدا را شکر و گوش شیطون و بکسش کر داره حل میشه و از این بابت هم خیلی خوشحال هستم .اپیزود 10 دکستر جون هم که دانلودش کردم و امشب وقتشه که ببینم ..... فعلا

Sherlock Holmes
11-30-2010, 11:49 PM
بدون شرح !!! (نه همچین بدون شرح هم نیست این دوست عزیزمون با گوسفند نه ببخشید با سگ نژاد گوسفندی !! :11: در حال ولگردی در خیابان گاندی هستن !! )


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

El Niño
12-01-2010, 12:16 PM
اخبار 20:30 در 50 سال آینده

قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.

* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.

* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. علي دايي: هلوز قثد ندالم كه از دنياي فوتبال خداحافثي كنم و شلايط خوبي بل تيم ملي حاكم اثت …… به قولي……

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲/۵% برساند.

* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.

* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.

* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ******* مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شوراي نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت كرد.

* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.

* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.

* روئساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن و عدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني كردند.


* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.


* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.

* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند

TeZAR
12-01-2010, 02:46 PM
اینارو هم که میشناسید دیگه ..

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

خنده های شیطانی کیوون و حامد منو کشته

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آرمین رو ببینید :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

کیوون و رئیس هم اینجا بسیار احساسی هستن!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا همه دوستان داشتن منو له میکردن .. من هی میگفتم آه خدای من موبایلم شیکست .. هیشکی به جفت گردو هاشم نمیگرفت :|

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آرمین عاشق عرفان شد .. اما عرفان چشمانش دنبال کس دیگری بود ... عشق چه کار میکنه با آدم :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در این لحظه من اون زیر یه لحظه جهنم رو جلو چشام دیدم!!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

و باز هم خوشحالی میتینگی ها

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بدن کارهای میتینگ :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

آقا و مرتضی :دی .. چه لبای داره این مرتضی .. تحریک شدم :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

محمد هم تو همه عکسا دستش جلو صورتشه =))

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

جی کی هارو داشته باشید ...

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

مرحله پایانی مردان آهنین

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا نمیدونم چی شده .. همه چی آرومه .. من چقدر خوشحالم

]<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

نگران نباش عرفان .. ما تورو شفا میدیم

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در این لحظه دستان بهشتی من داره عرفان رو شفا میده :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

چه زبونی داره این آرش :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا آفتاب کار مارو خراب کرد .. منم که چشام به نور حساس :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینجا هم من چند دور چرخشی زدم برای اینکه آرمان و باباک به سلامت برن :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم از این .. چیزی ندارم واسش بگم :|

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

در این لحظه من میخواستم .. یه فیلیپینی به رئیس بزنم .. اما دیدم رئیسمونه نزدم :دی .. محمد رو داشته باشید

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

مرتضی میخواد بره و به همین دلیل اشک تو چشمای آرش جمع شده

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم از آقایی که دوست شماست :) تیریپ فورچن :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم یه عکس خوشگل دیگه :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ماشالا چه جوانانی ( قبل از رسوایی اخلاقی مستشار :دی )

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

بـــله .. بـــــــــله

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ماشالا چه کلاسی دارن :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ما از پشت چه خنده ای میکنیم !! :|

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دالی ! :|

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

عجب عکس هالیوودی شده این .. محسن ریــــ دی تو عکس با تعجب اونورو نگاه کن :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

منصور باید میرفت نقش اصلی Step Up 3D میشد

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

اینم عکس آخر .. محمد چه تیریپ مت هاردی ورداشته .. در پایان این میتینگ عرفان و آرمین هم بهم رسیدن !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

این بود عکسهای میتینگ .. امیدوار هستیم که خوش شما آمده باشد ! :)

در پایان یک بار دیگه از رئیس و مرتضی بخاطر عکسها تشکر میکنیم :)
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

cmpunk
12-01-2010, 03:24 PM
حيف اينطور كه پيداست و مشخص شده ميداوودي تا 6ماه ديگه برميگرده.

ŠÄÉËĐ
12-01-2010, 03:31 PM
حيف اينطور كه پيداست و مشخص شده ميداوودي تا 6ماه ديگه برميگرده.


این مطلب جاش اینجا نیست ولی جواب شمارو میدم :
هفته دیگه تازه معلوم میشه که عمل میخواد یا نه
اگه عمل بخواد تا 1 ماه و نیم نمیتونه بازی کنه
اگه نخواد کمتر از 3 هفته با فیزوتراپی برمیگرده.
این خبر هایی که جاهای دیگه میخوای همش شایعس.
فعلآ

Ħ д † ε Ð
12-01-2010, 08:03 PM
آقا ببخشید اون عکس آر کی اوبی چی شد؟
مثلا قرار بود فرداش بذاریم امضامون ها؟سریعا به یک صورتی این عکس رو به بنده برسونین.:4:

The Shadow
12-01-2010, 10:25 PM
آقا و مرتضی :دی .. چه لبای داره این مرتضی .. تحریک شدم :دی

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)



یکی جلو شروین رو بگیره ، وگر نه سری بدی سایت فـ یـ L تر میشه :4:

چقدر عکس انداختین مگه ؟ اگه از این صحنه هـا ویدئو هم داری واسم پ.خ کن :24:

SASAN
12-02-2010, 04:21 PM
ُسلام .

خوب IWE جدي يعني Asre-iRAN شكل گرفت . اميدواريم ديگه در اين مكان به مشكل فيــلـ*ترينگ و از اين حرفا درنخوريم .
و فروم پابرجا بمونه . و مثل قبل با قدرت به كارش ادامه بده !


موفق باشيد .

Olympic Hero
12-02-2010, 05:48 PM
جانه من این عکس رو نگاه کنید ::

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اون بچه هه اون پشت داره میگه این اوسگلا رو نگاه کن تو رو خدا :55::55: ( توهین نباشه . شوخی کردیم :4: )

ماشالله انقدر هم عکس گرفتید که آدم وقت نمیکنه همش رو ببینه . تو همش هم که این شروین جنگول هست . در کل آبروی هر چی مرد هست رو تو این عکس ها برده . بدبخت اون خانواده ای که اون گوشه عکس دیده میشن . چی کشیدن از دست شما قوم مغول :4:

خدایی از همه آقاترتون همین داش حامد هست . خدایی وقاری که حامد داره 100 تای بقیه هست . بابک هم که طبق معمول حاظر به گرفتن عکس نشده . حالا خدا میداند چرا !!!


آدم این عکس ها رو میبیه انقدر حسرت میخوره . مثل خوده من احمق !! ای اونجا بودیم یه چند تا سوژه جالب گیر میوردیم همه رو سرحال میکردیم .. نشد دیگه . یعنی خدا نخواست :4: فعلا ....

H H H
12-02-2010, 07:03 PM
جانه من این عکس رو نگاه کنید ::

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اون بچه هه اون پشت داره میگه این اوسگلا رو نگاه کن تو رو خدا :55::55: ( توهین نباشه . شوخی کردیم :4: )

ماشالله انقدر هم عکس گرفتید که آدم وقت نمیکنه همش رو ببینه . تو همش هم که این شروین جنگول هست . در کل آبروی هر چی مرد هست رو تو این عکس ها برده . بدبخت اون خانواده ای که اون گوشه عکس دیده میشن . چی کشیدن از دست شما قوم مغول :4:

خدایی از همه آقاترتون همین داش حامد هست . خدایی وقاری که حامد داره 100 تای بقیه هست . بابک هم که طبق معمول حاظر به گرفتن عکس نشده . حالا خدا میداند چرا !!!


آدم این عکس ها رو میبیه انقدر حسرت میخوره . مثل خوده من احمق !! ای اونجا بودیم یه چند تا سوژه جالب گیر میوردیم همه رو سرحال میکردیم .. نشد دیگه . یعنی خدا نخواست :4: فعلا ....




حسین جان خودت نبودی ولی یوزرت بود !



فعلا ...

Olympic Hero
12-02-2010, 07:34 PM
عرفان جون من همینجا اعلام میکنم هر کی پشت سره بنده صحبت کرده حلالش نمیکنم ( نه تنها صحبت بلکه انجام کار های دیگر ) :4: ( شوخی بود الان نگید این پسره گیره :70::4: )

چند نفر دور هم جمع شدید فکر کردید آره ؟ یه تنه همتونو حریفم :4: پس چی .... آره داداش :4: نامردا وجود دارید بیاید جلو خودم بگید . مرد نمیبینم مشکل اینجاست .... :55::4: پشت سره بچه های شهید بهشتی صحبت میکنید .... جرات دارید شنبه بیاید سره خیابون 30 تیر حالیتون کنم :4: ( آقایون جو گیر حالا بلند نشد بیاید . چون واسه خودتون بد میشه :4: )

در کل گرفتید مارو ایستگاه کردید دیگه ... اشکال نداره به قول معروف دوستان خوشحال باشن ما هم خوشحالیم . حتی اگر به ضررمون باشه !

H H H
12-05-2010, 10:51 PM
خبری که همین الان رسید به دستم :


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

ایشون نیز امروز در یک تصادف جانشون رو از دست دادن.

از جناب اقای ازرائیل عاجزانه تقاضا داریم از طرف جوان های مهرشهر فاصله بگیرند !!

متین جان روحت شاد.





فعلا ...

amir-aghaei
12-06-2010, 08:39 PM
سلام عصریها...!

جا داره همین ابتدای عرایضم از شرکت دوستان در طرح همیاری انجمن تشکر کنم ..شنیدم از 100 کاربر فعال قدیم جدید و فعلی در انجمن نزدیک به 2 نفر !!!!!!!! شرکت کردن..این اتفاق میمون و مبارک رو به همه ورزش دوستان و انجمن دوستان تبریک میگم!!!!

همونطور که مستحضرید اسرارالتوحید فی مقامات ایران دبلیو دبلیو سابق به اسرارالتوحید عصر تغییر چهره داد! شکر خدا تنها نکته مثبت این ورجنه اسرار نبودن اسپم و حرفای خارج از تاپیکه...که مطمئنن یکی از دلایلش تاپیکه خواهر خوندمون کافی شاپه!

ماشالا پستها یکی از یکی شیواتر...تو این چند صفحه که همش عکسای سیاه لشکری از بچه ها دیدیم...این اقا دوست شماست .شاید تنها اشتباه تو زندگی شروین پرسیدن یه چولمنگی به نام خسرو دیوریه!!!

===============================

به قول میر علی کچل عرضم به درزتون که اواخر ماه جاری برترینهای سال 2010 (دوره سوم) رو به کمکه شما مردم انقلابی انجمن رای گیری و ریلیز خواهیم کرد...

قراره این سری یسری تغییرات تو عنوان دکور برترینها انجام بدیم.به عنوان مثال امسال قصد داریم 2 گزینه برترین مدیر رو اضافه کنیم.. به امید خدا انشالا امسال دیگه مثل هر سال افرادی که واقعان زحمت کشیدن به حقشون برسن...

همین الان خواهش میکنم از بچه ها به فعالیت این یکی دو ماهه نگاه نکنید! دقیقان این یکسال رو بنگرید خیلی دوستان بودن که فعالیت و جزو برترینها بودن..قراره درباره همین موضوع یسری اطلاعات برادر ساسان برامون تهیه کنه که همینجا دستشو میفشاریم...

در ضمن تاپیکهایی که در ارشیو و متعلق به 2 سال گذشته هستند قایم شدند از مدیریت محترم سایت تقاضا میکنیم اون تاپیکها همراه با تشکراشونو به ما برگردونن!!!

================================

نمیتونیم بنویسیم (1)

الان یه مدته که هیچ عنوان نمیتونیم به هر طرقی بنویسیم! این روزها نمیشه از هیچکس و هیچ چیز نوشت! حتی شما دوست عزیز!!

فقط خدا میدونه تو این ام پی فور پستهامون که 90 درصدش گیرهای جورواجور به احدالناس چهره های مطرح هست چطور تشک مون پر میشه؟ ایمیلی بمون رسیده بود از امریکای جنایتکار که بیا واسمون کار کن و مطلب بده!!

اما از اونجایی که بنده شخصان (این شخصان بودنش مهمه!!) یه التزام خاص و معنوی به مقام عظما دارم و نمیتونم این خاکو ول کنم و برم بشم یه فرار مغزی! و با توجه به اینکه آقام تو زندگیم از همه چیم مهمتره فعلان عطاشو چسبوندیم به بقایش!!

در همین راستا از اونجایی که میخوایم کلن تو این پست به شخصیتی یا کسی گیر ندیم برای این شمارم طرز پخت سوپ خربزه رو تقدیمتان میکنیم!! :

طرز تهیه سوپ خربزه

مثل اشپزا پیشبند رو روی گردنتون ببندید و برید پشت گاز.
100گرم خربزه .یک گرم فیبر نوری . 12 میلی گرم کلسیم.16 میلی گرم فسفر .1 کیلو گوشت چرخ کرده(دومبش گوسفندی باشه!!!) نمک و فلفل هم به مقدار لازم..

با چار قاشق چایی خوری قاطی کنید..سپس طبق ماده 16 اساسنامه فیفا!یک قاشق نمک و یک قاشق مربا خوری ( به اندازه قاشقها خانومهای عزیز انجمن توجه کنن!!!) زرد جوبه بهش اضافه کنید..

در نیمه مربیان هم گوشت رو به همراه کمی نمک ورز داده و با ارد و نخودچی کیشمیش مخلوط کنید(چی بشه این غذا!!!)

سپس گردو.پیاز و کشمش سبز رو لای خربزه میزاریم و با رب انار تفتش میدیم!!

(هیچ کس تنها نیست .همراه اول شما رو به دیدن ادامه اشپزی دعوت میکند)

در وقتهای تلف شده شیره انگور روش بریزید و 15 دقیقه بگذارید دم بکشد(ببین اخر عمری کارمون به کجا کشیده!!)

البته اگه گردو.کشمش شیره انگور و..ندارید کل یوم بی خیال شید و مثل یه ادم نیمرو درست کنید تا از اینهمه قرتی بازی و هوشنگ بازی راحت شید !!

==============================

نمیتوانیم بنویسم (2)

هوشنگ پرتغال


اين آقاى مورينيو هم انگار این تاپیک را میخواند. ايشان كه در نوع خودش هوشنگى میباشد بعد از اینکه به مربى مالاگا گفت تو خرى هستى كه هي چوقت اسب نمیشوى، اخيرً گفته بازى ما با بارسلونا دونيمه متفاوت داشت!!!!!

آقاى مورينيو! مثل اينكه جنابعالى حيا را ميل فرموده و آبرو را هم هورت كشيد هاى بالا! يهو مثل سلطان یه چند تا چیز بگو دیگه !!

آقاى مورينيو! اگه تو آقاى خاص هستى براى خودت خاص میباشی!. ما خودمان اينجا آقاى خاص داريم كه اسمش فيروز كريمى است و چش مهايش را موقع مصاحبه 6 سانتى متر از حدقه در میاره . تو 200 سال ديگر هم نمیتونی مثل اميرخان شوى !! چرا ؟

چون اولاً اميرخان، اميرخان خوبى است و در ثانى هركس را مادرش نفرين كرده باشد مربى میشود (چه ربطى داشت؟)

آقاى مورينيو! دفعه آخرت باشد كه مثل ژنرال صحبت میکنی. اگر باز هم تكرار شود در حدهوشنگ تواين تاپیک با تو برخورد میکنم 5 تا خور!!!

================================


نمیتوانیم بنویسم (3)

آقا كاملاً به اين نتيجه رسيد هايم كه نمیتوننيم بنويسيم !!!

ديروز میخواستيم در مورد بازيكن دوپينگى يك تيم شهرستانى مطلبى بچاپيم كه يادمان آمد مدير آن تيم هم چندى قبل كلى به ماا براز محبت كرده بود! در نتيجه هما نطور كه وعده داده شده بود و شما کاربران محترم پیامک دادین در این قسمت علائم خا لهاى بدخيم را به رشته تحرير در میاریم!!

شایع ترین خالها !!

خا لهاى پوستى نوعى ضايعات پوستى هستند كه رشد اغلب آنها در دوران كودكى آغاز میشود شايع ترين انواع خالها عبارتند از كك و مك و خال معمولى. خا لهاى ديسپلاستيك نوعى خال پوستى هستند كه ممكن است حتى پس از 35 سالگى ظاهر شوند.

راه های درمان
براى تشخيص معاينه فيزيكى و نمونه بردارى پوستى از ضايعات مشكوك انجام میشود ( همين الان به من خبر دادند جان واريو پدر شده و نام دخترش انجولیا است!) درمان خال بدخيم ممكن است شامل برداشت ضايعات مشكوك!! يا برداشت همه ضايعات باشد.

ممكن است عكس رنگى ازضايعات گرفته شود تا پزشك در ويزي تهاى بعدى با مقايسه ضايعات باعكس قبلى بتواند هرگونه تغيير را شناسايى كند (واى فكرش را بكنيد دیالوگ امیر جنرال خان با انوجولیا کوچولو چقدر جذاب میشه )

در نهایت انشالا که هیچ وقت خال بدخیم نداشته باشید

==============================

نمیتونیم بنویسیم (4)

اقا از اون روزی که سپاهان 4 تا پرسپولیس زد ملت مدام زنگ میزنن به من میگن چرا با وجود اینکه اون بازی واقعان دو نیمه متفاوت داشت قلعه نویی این جمله رو بکار نبرد!! ملت هم مریضن ها!!!

پایان مراتب تقدیر و تشکر خود را از جناب مهندس موسوی نیز صادقانه ، وجدانی و قلباً اعلام می*نمایم که این وسط جهت همراهی با ملت سبز ایران یهو برنداشت در یک "اقدام انقلابی" زرتی برای هوای الوده تهران بیانیه بدهد ! بدیهیست که ایشان مثل ما بیکار نیست و یک عالمه نقشه و طرح و برنامه و کلاً کارهای مهمتری در جن بش دارد !

قربان همتون می*روم ، شدید !

===============================

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

بعد از تایتانیک 1 با خبر شدیم که بزودی قراره تایتانیک 2 هم با بازی مموتی خودمون در سال 2011 کلید بخوره...


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اینهم عکس پوستر این فیلم که به گفته خیلی ها انقلابی در عرصه سینمای هاییوده!! عرفان جان خبری ازش بدستت رسید بده به ما پلیز!!



===============================


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

در اینجا ضمن تقدیر و تشکر از فدراسیون ماهیگیری از آب گل*آلود با شنا بدلیل دفاع غیوری و سلحشورانه از نام مقدس خلیج فارس و خصوصانن تشکر از حسن انتخابشان جهت استفاده از قسمت مناسبی از بدن بعنوان بیلبورد!!!!

از همینجا اعلام می*دارد ما تا آخرین قطره*ی ک و نم ان برای دفاع از نام و هویت آب و خاک میهن اسلامی شدیداً ایستاده*ایم!!!

و در این راه مقدس از چسباندن عکس ره ب ر فرزانه و سایر آیات عظام آویز به ایشان به هر جائیمان لحظه*ای فرو گذار نخواهیم بود!!!

به همین مناسبت جا دارد تا کلیه*ی خواهران و برادران در حمایت از این حرکت ورزشی-اصولی با ایجاد یک کمپین وسیع نسبت به الصاق تصویر میمون م عظ م له به عقب شورتشان اقدام نموده!!! و طی یک حرکت چکشی ، گسترده و گاز انبری دست دشمن و اصولاً هر کس دیگری که به قصد دست درازی به شورت ما از آستین بیرون آمده باشد را درجا قلم بنمائیم .

توضیحاً اینکه برادران عضو این کمپین میلیونی می*توانند با استفاده از نعمتهای طبیعی و خدادادی خود از قسمت جلوی شورت نیز جهت الصاق تمثال مبارک مموتی استفاده نموده تا مدل مربوط به دماغ ایشان!! در هر حالت بطور طبیعی حفظ و مراقبت گردیده باشد!!


از سردار فی ر وزآبادی تقاضا می*شود تا با پیوستن به این کمپین سراسری گام موثری در معرفی ، بسط و صیانت از آرمانهای انقلاب برداشته از آنجا که ایشان بدلیل کسالت ناشی از صدمات وارده در جنگ تحمیلی از عقب جانباز گردیده!!!

و اصولاً از روکش تانک بعنوان شورت مامان*دوز استفاده*ی بهینه می*نماید و طبیعتاً چنین گستره*ی وسیعی به اندازه*ی هشت تا نمایشگاه عکس جا برای کار دارد با الصاق تصاویر تمامی علما و روحانیون ساندیسی و سایر دست اندرکاران و زحمتکشان نظام

چشم دشمن را که همواره به ناموس این ملت خیره مانده یه تیکه از کاسه دربیاورد !

از دوستان انجمنی هم خواهشمندیم برای همدردی با این حرکت انقلا بی با چسبوندن پرشیان گولف بر روی شرتهاشون بیشتر در این امر سهیم باشن..هیچ کاری نداره ..کافیه بدین حامد !! 3 سوت براتون مثل بنر و امضا اماده میکنه!!

===============================

دست فروش !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


مدتی پیش مصاحبه ای از علی دایی خوندم که گفته بود من از دست فروشی به اینجا رسیدم و... یه لحظه برگردیم به اون دورانی که علی دایی یه دست فروش بود... :


علی دایی : بیا جولاب بخر عزیزم ...بدو بیاد حراج شد بقولی ....جولاب دارم جولاب ..

مشتری : اقا چنده این جورابات ؟

علی دایی : قابل نداله عزیزم ..ببخشید 100 تومن ..نخ کش هم نیستن...

مشتری : گرون میدی اقا نمیخوام اونوری داره میده 2 تومن...

علی دایی: به تخ مم که نمیخوای . بیا جولاب بخر عزیزم بقولی اتیش زدم به مالم !!

مشتری : اقا این یکی جورابات چنده؟

علی دایی : ببخشید .خیلی ببخشید .ببینید اگه نمیخوای بخری نخر !! بقولی از اینا بهتر گیر نمیاری !!

مشتری : تخفیف نداره

علی دایی : عذر میخوام اقای مشتری نکنه باید مالیات این جوراب ها رو من بدم؟ نه ببینید اگه کمیته و اتحادیه صنف جوراب فروشان مالیات بریده اخه عزیز من چرا من بدم

مشتری : واقعان چه میکنه این قیمتها ( معلومه خریدار هم اون زمان همین عادل خودمونه)

علی دایی : اصلان نخر اقا نخر ..میرم این جورابا رو تو فیفا میفروشم!!!

.بعد از دقایقی علی دایی سوار تاکسی میشه ..

سلام اقای راننده لطفان پاتو بزار رو دنده !!

راننده : سلام پسر! چقدر قدت بلنده !! تو اچه بری فوتبال بازی کنی خیلی بازیکن خوبی میشی ها ..

علی دایی : نه اقا ماو چه به این گوخولیها !! منو و حسین داداشم هر روز باید جوراب بفروشیم بلکه خرجمونو در اریم ..خیلی ببخشید خیلی ببخشید بقولی من اگه کار نکنم شما خرجمونو میدی ...

راننده : ببین عزیزم مگه تو از این فوتبالیستای این زمونه چی کم داری...قدت که عینه دایناسور بلنده برو !

علی دایی : درست صوبت کن..الما داشاخ گت گنه اشک !!

راننده : سن بیرم تبریزین

علی دایی: نه شرک من IT IS هستم ارومیه!!!

راننده : این هم اخرشه پیاده شید ...

علی دایی..بقولی ببخشید من بالاتر پیاده میشم...

سر اخر علی دایی سر کرایه تاکسی با راننده دعواش میشه و فردای اون روز علی دایی به استقلال اردبیل میپیونده و ...

===============================

پارتی قبل از انهدام!

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

آفتاب نیوز نوشت " در شب های گذشته ماموران جان بر کف پلیس چند پارتی مختلط شبانه را در شمال شهر تهران ((منهدم)) کردند و چند فوتبالیست معروف و یک مربی لیگ برتر در میان دستگیر شدگان وجود دارد" .

در اینجا ما ضمن تبریک این پیروزی بزرگ و آرزوی انهدام هرچه بیشتر پارتی*های مختلط شبانه (عموماً پارتی*ها تک جنسی هستند و روزانه برگزار می*شوند - این یکی مختلط بود و شبانه)

مشروح گزارش پلیس ظفرنمون در مورد انهدام مزبور برای اولین بار بعد از انهدام اولین پارتی جهان در جریان جنگ جهانی دوم در اینجا منتشر می*شود :

بدنبال تماسهای بعمل آمده از طرف فضولیاران منطقه یک تهران ،

شب گذشته تعدادی از پرسنل شریف ، متواضع ، مامان و خدوم نیروی انتظامی که بتازگی از عملیات پیچیده*ی تماشای یک صحنه قتل دیگر برگشته بودند!!!!!

فورا بوسیله صدها ناوگان موتوری به خط مقدم جبهه اعزام شدند و با توفیقات حضرت معظم اله ابتدا اقدام به محاصره*ی تمام منطقه عملیاتی نموده!

سپس ضمن نصب ماسک ضد اشک آور از طریق سیم بکسل یاران گمنام و سیاهپوش به بالای دیوار صعود نمودند که ناگهان با تعداد سیصد و هشتاد و چهار دیش ******* و سه برابر همین تعداد ال.ان.بی تنها روی یک پشت بام مواجه گردیدند که بلافاصله باعث تغییر محور عملیاتی از زیر بام به پشت بام گردید .


به همین مناسبت سربازان جان بر کف امام زمان پیش از انهدام پارتی مورد اشاره*ی فضولیار محل ابتدا به نابودی دیشهای ******* از طریق لگد پرداختند و پس از انهدام کامل ادوات مکانیزه*ی تهاجم فرهنگی دشمن به عملیات مخوف انهدام پارتی ادامه دادند .

در این میان ناگهان یک اسب سفید همراه با سواری نورانی که ریختش درست معلوم نبود اما خیلی شبیه تمثال مبارک اقا بود ..

از روی همان پشت بام رد شد و حضرت به سربازانشان تبسم فرمودند . با دیدن این صحنه که روحیه*ی سربازان گمنام را حدوداً هشت الی نه برابر کرده بود فوراً همانجا یک عالمه اشک شوق در چشم همه جمع گردید و عملیات انهدام پارتی با شدت مضاعفی ادامه یافت .

ارتش ظفرمند اسلام ناب خامن ه سپس با نفوذ تا پشت پنجره*های محل فسق و فجور و پارتی طبق روال ابتدا به تماشای صحنه*ی جرم پرداختند!!!

که در این میان مطابق مشاهدات عینی تعدادی خواهر سر لخت با اوصافی که اگر گفته بشود درجا غسل جنابت بر هر مسلمانی واجب می*گردد!!!

دست در دست و کمر و جاهای بدتر برادران دینی خود به عمل شنیع قر اشتغال داشتند .

همچنین شنیده شد که (این یکی را با همین گوشهای خودم شنیدم) یکی از اغتشاشگران صراحتاً سایر فریب خوردگان را به اغتشاش دعوت نموده و دائماً تکرار میکرد که :

حالا نای ، نای نای نای ، همش نای ، فقط نای ، بیا نای نای نای .

در این لحظه سربازان گمنام که با دیدن این صحنه*های فجیع خونشان به شلنگ قلیان درآمده بود بلافاصله با یک حمله*ی برق آسا و گاز انبری محل را به تصرف درآورده و تمام نیروهای دشمن را به اسارت گرفتند .

لازم به ذکر است که در میان اسراء تعدادی فوتبالیست و مربی نیز به چشم می*خورد که به احتمال زیاد همگی در کودتای سال گرذشته دست داشته*اند .

بدستور مقامات مستقل قضائی کارآگاهان نیروی انتظامی تمام تلاش خود را جهت اخذ اعترافات لازمه در اینخصوص با امدادهای غیبی و استطاعت از نوشابه بکار خواهند برد !


===============================

[/size]اسم ناصر را سرچ کردم عکس شهلا آمد ...


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

فرصت برای بچه*های ما ، توپ روی دروازه*ی عربستان ، ناصر محمدخانی ... و گلللللللللللللللل ...

و تلویزیون*های ما بود که با یک قرن تأخیر بازی*ها را نشان می*داد و ما بودیم که منفجر می*شدیم و ایران بود که زیر توپ جنگ با صدای ما منفجر میشد . اگر بازی در زمین خودمان بود یک استادیوم بعد از گل ناصر سرپا می*ایستادند و تشویقشان این بود : سوت سوت سوت سوت ناصر ممدخانی ...

و محمدخانی بارها نتیجه*ی بازی را عوض کرده بود . کی بود که دوستش نداشته باشد ؟ کی بود که عاشقش نباشد ؟ کی بود که عکسهایش را دست بدست نگرداند ؟ کی بود که برای فقط یکبار دیدنش حاضر به هر کاری نباشد ؟

آقام تعریف میکرد وقتی خبر رسید که در شابدل عظیم فروشگاه ورزشی زده هر روز یک لشکر آدم راه می*افتاد می*رفت به آن "پاتوق" بلکه آن روز بخت با او باشد و ناصر را ببیند .

خیلیها هرگز او را نمی*دیدند ولی هر روز بیشتر عاشقش می*شدند . دست چند نفرشان به ناصر رسید ؟ و دست ناصر به چند نفر از آنها رسیده بود ؟

چه کسی می*گوید از فوتبالیستها قهرمان ساخته*اند ؟ مگر ناصر خودش قهرمان نبود ؟ مگر خداداد در ملبورن قهرمان نشد ؟ مگر ورزشکار افتخار آفرین قهرمان نیست ؟ مگر همین پریروز خدیجه آزادپور قهرمان ما نشد ؟

ناصر که درست وقتی قهرمان شد که هیچکس حق نداشت بیرون جنگ قهرمان بشود . وقتی که تنها ممنوع کلاس عشق بود و عجبا که همه عاشق !

و ناصر بارها نتیجه*ی بازی را عوض کرد . بارها بازیهای باخته را برد کرد .

بارها همه به احترامش دستها را بالای سر بردند و ایستادند . تا .....

تا که یک روز ناصر یکبار دیگر نتیجه*ی یک بازی دیگر را هم عوض کرد اما ایندفعه یک برد را باخت کرد . اینبار همه از مصیبتش دستها را روی سر گذاشتند و نشستند ...

و من امروز اسم ناصر هوس ران را سرچ کردم و عکس شهلا آمد ...

===============================

در حسینیه تو برگ براتم دادند
وسط سینه زنی بود نجاتم دادند
مرده ای بیش نبودم که به دستور شما
تا مسیحا بشوم آب فراتم دادند
تا که احرام ببندم به منای تو حسین (ع)
رخت مشکی تو اندر عرفاتم دادند
رو گرفتی که نبینی عرق سائل را
با دو دست کرمت جلوه به ذاتم دادند
با همین قطره اشکی که ندارم آقا
سیئه دادم و سیل حسناتم دادند
نام تو زینت دنیاست اباعبدالله
نمک زندگی ماست اباعبدالله


...حق با یزید بود که چنان آسوده خفته بود!... و خواب راحت یزیدیان جاودانه بود، اگر شاهدی بر نمی خاست... زمان، شبی همیشگی بود، اگر شاهدی بر نمی خاست...

دینمان ملعبه دست فاسدان و جنایتكاران تاریخ... و کودکانمان خوراک همیشه کلاغان و کرکسان... و دخترانمان لقمه همیشه بازار برده فروشان و پسرانمان برده همیشه اربابان و ما همه،

محکومان همیشه فراموش حاکمیت سیاهكاران ، اگر شهیدی برنمی*خاست.


اما حسین (ع) برخاست.... آری حسین (ع) برخاست... قامتی بلند همتای کینه ما... نگاهی به وسعت آرزوهای ما... تن پوشی به رنگ خون ما... و فریادی به قدرت نفرت ما...

در مشهد خونین ما، شهیدی چون او می بایست که عمق زخممان را بداند و وسعت رنجمان را بشناسد و اوج آرزوهامان را دریابد و در لحظه لحظه ما شکنجه شده باشد تا در دادگاه زمانه چنان به محکوم کردن دژخیمان بایستد که هیچ قابیلی در هیچ لحظه ای از زمان ایستاده نماند.....


السلام علیك یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائك...

فردا وارد دهه محرم میشیم...پیشاپیش ایام سوگواری سید الشهدا سیدو سالار شهیدان رو به همه تسلیت میگم...


انشالله براي اين آرزو....ماشالله به استقلال....في امان الله به شما!

یا علی ...!

MrSAMET
12-07-2010, 03:55 AM
سیـــــــــــــــلام علیکم. ....

من برگشتم , بلاخره بعد از چند ماه از دوری از

صمیمی ترین انجمن روی کره ی خاکی میخوام

برگردم ... دلم واسه تک تکون تنگیده بود. ..

از این بـــه بعد , دیگه می خوام کما فی سابق ,:4: بترکانی یم .. .:4:

دیگه عرضی نداری یم همین چند نیم خط بس است ,

حالا دروازه ها رو باز کنید دیگه میخوام بیام توو ...:4: رمز شب هم نمیدونم چیه ..... داداش اینقد گیر نده . .. چرا فحش میدی؟؟. ...


اینجا ایران ساعت 4:25 دقیقه ی بامداد روز سه شنبه 89/8/16 مهدی به اغوش گرم iwe بازگشت. .

تا بعد. ...

H H H
12-07-2010, 07:38 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ای عکس خندان بشنو از من
خواهمت دید روزگاری



پ.ن : دوستان میدونم جاش اینجا نیست این پست ها بدم ولی خواستم عکس هایی از این مرحوم رو ببینید ، کسی که تا هفته پیش بینمون بود الان دیگه نیست. معلوم نیست کی دوباره مبیینیمش.کاش قدر ثانیه های با هم بودن رو بدونیم.



فعلا ...

شیپورچی
12-08-2010, 06:56 PM
اقا مارو دریابید! منم شیپورچی پسر ابوالفضل :eek:! معلوم نیست پسوورد بابام کجاست تو 2 تا ایمیلهام گشتم نیست بگردد هست؟!

میخوام ولیعد بابام بشم ...بابام تا هفته دیگه قراره بمیره ..جاشو من میگیرم ....

چه حالی میده با یه نام کاربری جدید عضو شیم..عینه بچه 11 ساله ها شدیم :D

Megadeth
12-08-2010, 07:52 PM
به نظرم این تغییرها به دردسرش نمی ارزید . همون مای بیبی خوب بود که !
ولی اینم یکم بگذره بهش عادت میکنیم !
سلام شیپورچی :d
( باربد )

amir-aghaei
12-14-2010, 11:16 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


===================

بعضی اوقات رشته دینم به باریکی یک تار مو رسیده ولی نگذاشتم از بین بره....

به نظر من واقعا بصیرت چیز خوبیه....باید تشخیص داد که حق چیه باطل چیه....باید تشخیص داد این چیزی که الان به خوردمون می دن همون پوستین وارونه اسلامه....

حضرت علی (ع) که حق مطلق است در جریان حکمیت با اینکه شخص دیگه ای رو برای حکمیت انتخاب کرده بود ولی به فشار خوارج ناچار شد ابومسی اشعری رو انتخاب کنه اونوقت این دوستان می گن نظر یک مقام اجرایی فصل الخطابه!!!

چیزی نمونده روی فرعونیان سفید شود!

تعطیلات بتون خوش بگذره! ما هم تا ساعتی دیگه رفتیم شمال .

یا علی...

Sarkesh
12-15-2010, 12:00 AM
سلام دوستان . یه 1 ساعتی میشه از هیئت برگشتم .از اول محرم تا الان جایی نرفته بودم . امشب اولین شب بود . جایی که رفته بودیم یه مداح آورده بودند شبیه غلامحسین پیروانی ! الیته یه خورده چاقتر . آقا این اصلا مداحی بلد نبود . این جمله رو :( مشک من کو؟ ) بالغ بر 10 الی 15 بار تکرار کرد به ما هم می گفت بگین . منم خندم گرفته بود نمیتونستم جلو خودمو بگیرم . باز بعد از اون هم یه مداح دیگه اومد باز اون بدتر ! هیچی موقع شام که رسید دیدم سیلی از جمعیت مردم شریف شهر دارن وارد میشن تا در سر سفره حضرت عباس حاضر باشن ! تبرکیه دیگه اشکالی نداره . موقع برگشت هم که یه خیلی دسته دیدیم.به علاوه یه خیلی دختر که مثل جغد به آدم نگاه میکردن . بی خیال ... این عکسو ببینید :


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


چه دنیایی شده !! دیشب یه رفیق ناباب رو به طور اتفاقی جلوی درب خونه زیارت کردیم . کثافت گفت : این گوشی رو بگیر با تو کار داره !
ما هم گرفتیم و گفتیم : کیه ؟ کیه ؟ کیه ؟ داد میزدم :دی . شوخی کردم . گفتم : بله بفرمایید ! دیدم یه دختر خانم خوش صدا میگه سلام خوبی سجاد جون !!! میشه شمارتو بهم بدی ؟؟ گفتم : بله ؟ شمارمو واسه چی ؟ گفت : پنجشنبه بهت زنگ میزنم بیا خونمون با هم صحبت کنیم !!! گفتم : خانم من خودم نامزد دارم ( حالا بدونید که هیچکی بهم پا نمیده - جدی نگیر) نمی تونم شمارمو بدم و پیشت بیام. دیدم بازم پا فشاری داره میکنه .گفت :اشکال نداره کسی که چیزی نمی فهمه ! هیچی عزیزان ما هم شماره یکی ازکفی ترین رفیقام رو بهش دادم . مثل شیطون بود . پنجشنبه که میشه عاشورا و منم حساس !! چه کار کنیم دیگه ؟

خیل خوب . ساعت 12 شب به بعده ! منم انگاری قرص هامو نخوردم . بهتره برم !!!

فعلا.... ( یا به قول بعضی ها یا علی ... )

Ariyan
12-15-2010, 02:11 AM
تو این نامه که سجاد نشون داد یه چیزای ننوشته بود که من اضافه میکنم..(فکر کنم نگفت)

راستی این. هم بگم که من قبل از سینا با یه پسری به اسم فرهاد دوست بودم 23 سالش بود یه چند دست هم به اون دا***دم..میخواستم بدونی که یه موقع ناراحت نشی و نگی که دختر بدی بودی..
از نظر من دا**دن ایرادی نداره البته اگه از اون پوشت موشتا باشه بهتره..

جدا عجب دوره و زمونه ای شده...نگا نگا تو روز روشن به پسر مردم نامه میده میگه من دوست پسر دارم دوسال هم باهاشم..(خاک بر سر پسر سیب زمینی) حالا از تو خوشم اومده میخوام باهاش تمام کنم..
مگه جوراب میخوای عوض کنی...

همین کارا رو میکنین طوفانو سیل میاد دیگه...البته اگه همینا نباشن مردم از الودگی میمیرن..
دیدین که توی تهران یه چند وقت مردم حجابو رعایت کردن هوا چقدر خراب شد..
بازم دمشون گرم با خودشون بارون میارن...خداوندا بارون و برف را هر چه باشکوهتر و زیباتر بفرما...

SASAN
12-15-2010, 09:57 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


===================

بعضی اوقات رشته دینم به باریکی یک تار مو رسیده ولی نگذاشتم از بین بره....

به نظر من واقعا بصیرت چیز خوبیه....باید تشخیص داد که حق چیه باطل چیه....باید تشخیص داد این چیزی که الان به خوردمون می دن همون پوستین وارونه اسلامه....

حضرت علی (ع) که حق مطلق است در جریان حکمیت با اینکه شخص دیگه ای رو برای حکمیت انتخاب کرده بود ولی به فشار خوارج ناچار شد ابومسی اشعری رو انتخاب کنه اونوقت این دوستان می گن نظر یک مقام اجرایی فصل الخطابه!!!

چیزی نمونده روی فرعونیان سفید شود!




سلام.

ابولي اينم ويديو مربوط به عادل و نمايند مجـلس !!!



Download File (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

ŠÄÉËĐ
12-15-2010, 10:45 AM
تو این نامه که سجاد نشون داد یه چیزای ننوشته بود که من اضافه میکنم..(فکر کنم نگفت)

راستی این. هم بگم که من قبل از سینا با یه پسری به اسم فرهاد دوست بودم 23 سالش بود یه چند دست هم به اون دا***دم..میخواستم بدونی که یه موقع ناراحت نشی و نگی که دختر بدی بودی..
از نظر من دا**دن ایرادی نداره البته اگه از اون پوشت موشتا باشه بهتره..

جدا عجب دوره و زمونه ای شده...نگا نگا تو روز روشن به پسر مردم نامه میده میگه من دوست پسر دارم دوسال هم باهاشم..(خاک بر سر پسر سیب زمینی) حالا از تو خوشم اومده میخوام باهاش تمام کنم..
مگه جوراب میخوای عوض کنی...

همین کارا رو میکنین طوفانو سیل میاد دیگه...البته اگه همینا نباشن مردم از الودگی میمیرن..
دیدین که توی تهران یه چند وقت مردم حجابو رعایت کردن هوا چقدر خراب شد..
بازم دمشون گرم با خودشون بارون میارن...خداوندا بارون و برف را هر چه باشکوهتر و زیباتر بفرما...

بمیرم واسه شهرهای دیگه که حجاب دارن 1000 تا
همه چی تو تهران خرابه
حجاب . فساد . ولی تو شهرهای دیگه زناشون حجابشون عالیه
مرداشون غیرتشون یه دونس
ولی وقتی یکم بری دنبالشون دقت کنی میبینی وضعیت شهر های دیگه خیلی بدتر از تهرانه.
لابد زلزله رشت و بم به خاطر بی حجابی و بی غیرتی مرداشون بوده که اومده نه ؟؟
من اصلآ دوست نداشتم اینجا جواب بدم ولی نمیشد.
ولی بدون ما افتخار میکنیم که تو تهرانیم ناموسمونم میدونیم چجوری نگه داریم که بارون و برف و سیل و زلزله و طوفان و آسمون خراش نیارن خودمونم میدونیم چجوری زندگی کنیم که بی غیرت نباشیم.

SASAN
12-15-2010, 12:39 PM
كلا اين شـر ور هـاي سيـل طوفان بخاطر حجاب اين جرو چيزا حرفهاي قديمي و خرافاته , ول كنين اين شــرهاي مزخرف رو .

بارون سيل مياد به خاطر حجـاب و فلان :55: ...

Ariyan
12-15-2010, 03:25 PM
اینارو....
جدا شما فکر کردین من جدی گفتم....؟؟؟؟
بابا من دارم به ام**ام جمعه تهران که این حرفارو زد تیکه میندازم...
من خداشو قبول ندارم..چه برسه به دین امامارو...
من فکر نمیکردم شما این حرفارو جدی گرفته باشین..
دمتون گرم بابا...
اگه نظر منو بخواین باید بگم که حکو***مت دینی وضعیت اجتماعیش از این بهتر نمیشه...
در جواب سعید جان بگم که داش سعید اگه درست بخونی میبینی که همش طنز..
من گفتم تهران به طور مثال گفتم...وگرنه تهران اصلا منظورم این نبود که تهرانی ها چجورین..
یله داداش افتخار کن تهرانی هستی..همونطوری که من افتخار ماکنم خوزستانی هستم..
اصلا ایرانی بودن افتخار ولی ایرانی خالی..نه ایرانی مس....
وگرنه از نظر من حجاب دلیل بر پاکی زن نیستو بی حجابی هم دلیل بر خرابی زن نیست..
اصلا همین حجاب باعث بدبختی ما شده که با دیدن موی طرف در مورد خوبی یا بدیش غضاوت میکنیم..
حامد جان فکر کنم جواب شمارو هم تو نوشته های بالا دادم..

The Phenom
12-15-2010, 03:36 PM
نتیجه اخلاقی ماجرا اینه که اگه دیدن دهتون دچار خشکسالی شده با دختر یکی بریزین رو هم و چه بهتر که دختر کدخدا باشه

البته این کار معایب خاص خودشو داره و امکانش هست به جای بارون و سیل زلزله ی تپلی نصیبتون بشه که دودمانتون فنا بشه :4:

Xtreme
12-16-2010, 03:42 PM
دیشب داشتم با کامپیوتر ور میرفتم . از این پوشه به اون پوشه ، دیگه خیلی خستم شده بود .
یدفعه چشمم خورد به یه فایل Notepad به نام "دختر بازی" ، یه ذره فکر کردم این چیه دیگه
تا نگو من 3 سال پیش یعنی وقتی 15 سالم بوده اینو نوشتم .
برای خودم خیلی جالب بود که ببینم اون زمان چجوری فکر میکردم ، الان چجوری .
توجه شما رو به محتویات فابل جلب میکنم :



salam man barbod hastam , mikham ye dastan baratoon tarif konam
ye rooz barbod ba refighash dashtan toye khiaboonaye ghahere ghadam mizadan
maghsadeshoon gamenet e hamishegi bood va gharar bood oon rooz ba
pakestaniya ke kheyli edeashoon mishod counter bezanan
nagahan barbod cheshmesh be ye dokhtar miofte , mire jelo va
salam mikone dokhtare ham bedoone tavajoh be barbod mire , be doostash
mige man nemiam gamenet doostash narahat mishan chon yeki az mohrehaye aslishoon
ro az dast dadan va ba in hesab hatman bazi ro bakhtan . barbod mire
donbale dokhtare va doost dare ke ba oon ashna beshe , oon aslan ghasdesh
mozahemat nis va faghat fahmide ke kassi ke modat ha entezaresho mikeshid
peyda shode . vasate rah ke dashte mirafte mibine ke bale dokhtare be har
kas nakh nemide , barbod ke adame khosh ghalbi boode in ro be hesabe najib
boodan dokhtare mizare . kholase oon rooz barbod ba hezar dango fang toones
addres shomareye dokhtararo peyda kone .
in shod ke barbod tasmim gereft ke bere va ba oon tarhe doosti berize , oon
mire jelo va kheyli behesh mige : salam . dokhtare ke fahmide boode
barbod adame semejie va be in rahatia dast az saresh bar nemidare belakhare
javabe salam ro mide , barbod behesh mige chera az daste man farari hasti ?
dokhtare ham ba taajob mige in shomaeed ke donbale manid . kholase barbod
behesh mige man az to khosham oomade mikham bahat doost besham ...
dokhtare mige man nemitoonam ghabool konam barbod mige be tokhmam va mire va
payan ! (dar inja manzoor tokhme chap haast .




الان که میخونم خیلی خندم میگیره اون موقع چقدر بچگونه فکر میکردم . اینکه الان زمین تا آسمون با قبل فرق کردم .
البته داستان خیالیه ها :4: !
فکر کنم بعضیا هم مثل من همین که به چند سال پیششون فکر میکنن ، احساسشون مثل منه .
شاید سه سال دیگه باز بیام به الان خودم بخندم .

P H E N O M
12-20-2010, 09:18 PM
دیروز داشتم یه چرخی تو شبکه های خودمون یعنی 3 میزدم که یهو یه چیزی دیدم که برام واقعا جالب بود ! ظبط کردم تا شما هم ببینید البته کیفیتش یکم پائینه چون از تی وی موبایل ظبط کردم :4:

در سریال 24 هر از گاهی یه تیک و تاک شمارش شنیده میشد که اینکارو تو یکی از برنامه های ایران هم دیدم ! <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اینم دو تا عکس بدون شرح ::

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


دانلود ویدئو (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

The Survivor
12-21-2010, 04:14 PM
با سلام به همه
داشتم تو گل می چرخیدم به یه چیز جالبی برخوردم.

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>ایران/2010/12/20/2269765/ويژه-کلکسیونی-ازمعروف-ترین-جملات-جواد-خیابانیسوال-گل-شما-جمله-ای-

این متن واستون آشنا نیست؟
دیدم ای بابا دقیقا ورداشتن این همه تلاش منو شروین رو نوشتن بدون ذکر منبع :4:
از همه درخواست داریم که اولا محترمانه بگن که منبع بزاره اگه نذاشت شروع کنیم به یاد کردن خـانواده اش :4:
درسته ما خبر های گل رو کپی میکنیم :4: چون مرجع فوتبالی هستش ولی از این چنین سایتی اینکار بعیده !
در ضمن مثل اینکه این متن ابتدا در فـــ یس بــ وک پخش شده :4:

SASAN
12-21-2010, 04:17 PM
من ديروز عليه اينا قيام كردم .

IP منو بستن :-L

ّبرادر mak تو ياهو بهم اطلاع داد - قيام خونين 29 دي شكل گرفت :4: .

Ariyan
12-21-2010, 07:04 PM
سلام
خوب دوستان امشب شب یلداست...
طولانی ترین شب سال..هر سال این شب بود و دوره هم میشستیم هندوانه میخوردیم..میخندیم به هر حال مثل همه ایرانی ها این شب رو سعی میکنیم خوش بگذرونیم..
امسال واسه من خیلی شب جالبیه این شب...
اولین سالیه که که دارم با این فروم این شب رو میگذرونم..
احسایس میکنم مقدس ترین قسمت این انجمن اسرار باشه پس خواستم از همه دوستام توی مقدس ترین قسمت انجمن تشکر کنم به خاطر کمکاشون...
من توی این چند ماه خیلی دوستای خوبی رو پیدا کردم که شاید هیچ جای دیگه نتونم این همه دوست خوب پیدا کنم...
هر روزمو با شما دوستای خوب گذروندم..
کسای مثل عرفان..حسین..بابک..ساسان..مهر داد..مهرشاد..اون یکی مهرشاد..:4:..مهران..سعید..اون یکی سعید..:4:..ارسلان..پوریا..نوید. .کیوان..پژمان..مهدی...کیومرث.. هامون..علی..ابوالفضل..احمد رضا..امیر..کمال..حامد و خیلی های دیگه که اگه فراموش کردم شرمنده...
با شنیدن اسم هر کدومتون یاد محبت هاتون میوفتم...(هر کی ندونه انگار میخوام برم بمیرم...:4:)
میخواستم توی این شب یعنی 30/9/1389 که دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه یه یادی از همتون کرده باشم هم تشکر کنم و هم بگم این خوبی هاست که میمونه..عمر در گذره و دیگه تکرار نمیشه...

شب یلدای همتون مبارک

H H H
12-21-2010, 08:14 PM
سلام


بهترین شب یلدای عمرم !

اول شب نزدیک بود یک دعوای الکی راه بیفته که به خیر گذشت !

رفیقیمون برگشته بود به یه دختره تیکه انداخته بود ، زید پسر اومد یخه منو گرفت و من یکی زدم زیر گوشش و به خیر گذشت !


بعدش با یکسری دیگه از بکس پاشدیم رفتیم درختی و اینور و اونور ، دنبال این دنبال اون ، دود و ... پول رو هم گذاشتیم 5 لیتر و نیم بنزین زدیم دوباره به چرخیدن ادامه دادیم


در کل خیلی خوش گذشت.



یلدای همتون مبارک





فعلا ...

Sarkesh
12-23-2010, 08:38 PM
سلام بر همه دوستان گل
خب اول از همه یه داستانی رو همینجا نقل کنم که امروز صبح اتفاق افتاد :


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


امروز صبح من و هامون تنها توی انجمن بودیم . هامون به من گفت : سجی ! گفتم : جان سجی ! گفت : من خیلی چیزا رو تجربه کردم ولی یه چیزی رو تا به حال تجربه نکردم ! گفتم : چه چیزی رو تا به حال تجربه نکردی ؟ گفت : این که ناشتا ( صبحانه نخورده ) تا به حال کسی رو ن کردم . گفتم : ای بابا ! این که کاری نداره الان واست یکی رو جور میکنم !
در همین موقع بود که یه کاربر جدید عضو شد . به هامون گفتم : همین خوبه ؟؟


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


گفت : با نام کاربریش حال نمیکنم ! زنگ بزن یه دختر بیاد . گفتم باشه . داشتم توی خونه رو میگشتم که یهو دیدم یکی قایم شده !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


بله کیومرث بود . که بهش گفتم : کیو جان اونجا برای چی قایم شدی ؟ کیومرث : هامون که رفت خب چه اشکالی داره که منم باشم . گفتم : باشه . اشکالی نداره !! در همین موقع بود که


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


بله این احمد رضا که مدیر آزمایشی بخش سینما هست اومد . البته همون اول هم هویت اصلی خودش رو رو کرد .
تعداد 3 تا شده بود . چون هامون رفته بود بیرون وسایل رو بخره .

در همین موقع یکی دیگه وارد خونه شد :
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

روی عکس کلیک کنید . چون نمیشه توی یه پست بیشتر از 4 تا عکس گذاشت !

ایشون از وجود کیومرث خبر نداشت . داشتیم دوربین کیومرث رو چک میکردیم.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

و اما در اخر به قدری اعصابم خورد شد که نگو ! در انجمن رو باز گذاشته بودن و همه اومدن تو

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

در آخر از کیومرث عزیز متشکرم که منو از انجام دادن این کار بد بی خیال کرد .

اما اتفاق خوبی که این هفته واسه انجمن افتاد این بود که : یکی از سربازان ناگمنام آی دبلیو ای برگشت !

بله کاربر D I R T Y با رنگ مشکی بعد از چند وقت نبودن برگشت . که همینجا از طرف همه کاربرای عادی بهش عرض احترام میکنم .

یکی از کاربرا هم از بنده سوال کرده بود که شنیده که آرمان علاقه خاصی به ساسی م انکن داره ! منم در جواب گفتم : ایشون به ساسی خودمون علاقه داره نه به اون ساسی و تا جایی که من میدونم توی خواننده های ایرانی از زد بازی و بهرام خوشش میاد .

آرمان با اومدنش یه خبر رو هم آورد . البته شاید شما بدونین ولی من نمیدوستم !

معین جهانیان یا به قول بروبچ قدیمی معین رایتر داره کار ترجمه فصل شیش سریال سوپرنچرال رو انجام میده که خیلی باعث خوشحالیم شد . !

و یه چیز دیگه اونم این که پرسپولیس هم با توجه به بازی گندی که کرد ولی برد و از همینجا به همه طرفداراش تبریک میگم .
استقلال هم که باخت و نظری در این مورد ندارم .

در آخر بگم خیلی خوشحالم که اینترنت دارم . اینترنتی که از قرار دادش 1 ماه هست که گذشته ولی هنوز قطع نشده گوش شیطون کر . و این که در متن بالا بدلیل گ شادی زیاد و نبود حوصله نتونستم از شکلک استفاده کنم.

و در اخر فردا غروب اپیزود سوم داستانسرای عصر ایران ..

فعلا ( یا به قول بعضی ها یا علی .. )

SASAN
12-26-2010, 09:54 AM
بعد از اينكه دو هفته پيش بازي منچستر - ارسنـال به خاطر عادل بارسايي پخش نشد .

اينت هفته يعني فردا بازي حساس چلسي و ارسنال هم به خاطر اين عادل بارسايي و برنامه نود پخش نخواهد شد . :-l

كلا اين عادل فـلان شده شبكه سه رو كرده بـارسـا/رئـال/اسپيـن تي وي !
و فقط بازي هاي اين سه مورد باشه برنامه 90 ميفته پنج شنبه :55: !


از دوستان كمال همكاري رو لازم داريم كه عليه عادل در برنامه 90 قيـام كنيد :4: !

The Shadow
12-26-2010, 04:47 PM
این که چیزی نیست ، سخنرانی زنده ی رئیس جمهور در سازمان ملل متحد همزمان با پخش بازی برگشت الکلاسیکو هست که تصمیم گرفتند این سخنرانی رو بعداً با تاخیر پخش کنند و به بازی برسند :4:

Xtreme
12-26-2010, 09:15 PM
همين الان از انجمن دوست داران حافظ برگشتم .
يه توضيح بدم اين انجمن توسط يه نفر راه اندازي شده ، هر چند وقت يكبار هر كي دوست داره مياد وقت براي سخنراني ميگيره ، منم هم بچه ها شيرم كردن كه برو سخنراني ، تو ميتوني و از اينجور حرفا . 100 تا 150 نفر هم ميان كه در بين اونها دوشيزه هايي نيز وجود داره كه باعث دلگرمي بيشتر ما براي سخنراني كردن ميشد :4:
ما يه متن حدودا 20 صفحه اي نوشتيم و يه تيپ زديم رفتيم . اونايي كه ميان يا واسه ي دختر بازيه يا اينكه از سر بيكاري ميان ، بعضياشونم يسري پيرمردن كه تيريپ هنري ان و واقعا حاليشونه ( مو و ريش بلند مثل درويش ها ) . من با يكي از اين پيرمردا دعوا داشتم سر اينكه حافظ مي مينوشيده يا نه . با چند تا از همون بچه ها رفتيم و رفتيم و يجا نشستيم . يكي اومد يسري چرت و پرت گفت بعدش اسم منو خوندن ... منم كه دل تو دلم نيست ميترسم خراب كنم ، رفقا هم فقط ميخندن و تشويق ميكنن . ما رفتيم بالاي سن سلام و عليك كرديم و زير چشمي تيكه ها رو بر انداز ميكرديم . بعد شروع به خوندن كردم :
.
" مدتی پیش در جلسه انجمن دوست داران حافظ مطلبی بیان شد که بر آن شدم نادرستی آن و دلایل نادرستی آن را تبیین کنم . پاسخ به آن جمله ی کوتاه همین مقاله ای است که پیش روی خواننده گرامی است. در آن جلسه جناب آقای رضایی در پاسخ به سوالی گفتند : این موضوع که حافظ می می نوشیده است یا نه غیر قابل کشف است و موضوعیت ندارد . "

همينجور داشتم حرف ميزدم و ديگه يكم دلهرمم رفته بود ، حدود 20 دقيقه راجع به اين موضوع حرف زدم ، آخرش يه نگاه به آقاي رضايي كه بنده خدا قرمز شده بود كردم ، چاقو ميزدي خون بيرون نميومد ازش :4: ، خداييش اولين بار بود ميديدم همه دارن گوش ميدن نه اينكه تعريف خودم كرده باشم ولي هر وقت اين پير پاتالا ميومدن حرف ميزدن صداي خر و پف ميشنيدي ولي ايندفعه شانس من همه گوش ميدادن .

در كل تجربه جالبي بود ، اولين بار بود تو همچين جايي سخنراني ميكردم ،
ولي خدا ميدونه جلسه بعدي رضايي چه آشي واسم بپزه :4: ...

Ð-i-R-Ť-Y
12-26-2010, 10:48 PM
جمله هایی جالب و خواندنی از مسئولین در این سالها




سردار رادان: "قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی ازبرجستگی بدن، از مصادیق خلاف شرع است و تبرّج به حساب می آید."



آیت الله جوادی آملی: "دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی، بدون پسوند اسلامی نفهمند."



حسنی، امام جمعه ارومیه: "اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد."



امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرد."



شکوفه گلخو، رئیس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل می شود.



قرائتی: "ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.





سیّد حسین مرعشی: "احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.



امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی، نماینده تبریز در مورد سیّدالشهدا بود."



آیت الله خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان می شود."




احمدی نژاد: "ایران قدرت اول جهان است.



آیت الله حسنی: "اگر مؤمنین غسل جمعه را انجام ندهند، مشکلات کمبود گاز مرتفع نمی شود."



احمدی نژاد: "نفت را سر سفره مردم می آوریم…" بعد از انتخابات: "نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم."



الهام، سخنگوی (وقت) دولت: "نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد."



مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان، آمادگی خود را برای تأمین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.



اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: "آلمانی ها اگر بشر بودند، یک زن رقاص رئیسشان نمی شد."



احمدی نژاد: "اینها… به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند."



علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: "با شکلات راضی نمی شویم."



لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: "در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن به دست نامحرم مداوا شود."



شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: "کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است."



سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: "دولت، مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود."



وزیر کشور (در مورد انتخابات): "آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم، به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم."



احمدی نژاد: "امریکا به ایران حمله نمی کند؛ چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم."



احمدی نژاد: "یه دختر بچه دو ساله… زبونشون اسپانیولیه... یه نیگاه کرد به من، گفت: «این محموده، این محموده.»"



احمدی نژاد: "یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما... خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم."



حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور: "رواج بی بند و باری در یک جامعه، باعث بروز زلزله می گردد.

SASAN
01-04-2011, 09:19 AM
سلام .


هم اكنـون با :


9000 پـســت

:4:

amir-aghaei
01-04-2011, 02:07 PM
سلام .


هم اكنـون با :


9000 پـســت


:4:

کاربر محترم! لطفان اسپم نده ..در صورت تکرار اخطار خواهید گرفت!!

خیر سرم مدیر سابق گفتگوی گوناگونم!!!

امشب با پستی mp4 در خدمتتون هستیم!

amir-aghaei
01-04-2011, 09:46 PM
سلام به رفقا! حالتون خوبه؟ چرا اینقدر اینجا رو خلوت کردین..همه چسبیدین به لیگ ساسان؟




با اولین پست mp4 در سال 2011 خدمت دوستان هستیم...



نکته جالب اینجاست ما هی میگیم امسال سال اخره اینجاییم..اما مشخص نیست چرا این سال مورد نظر نمیاد؟ خودمونم خجالت میکشیم تصمیم گرفتیم دیگه نگیم!!



شاید میشه گفت تو دوران متاهلی ادم بیشتر وقت داره تو خونه باشه...بنده زمان مجردیم اغلب وقتا بعد از کار میموندم مغازه و یا با رفقا میگشتیم..



اما الان ظهرها مغازه دو قدمیه خونه خودمه ..یه توک پا میایم واسه ناهار و یه چرت کوچیکی میزنیم... غروبها هم که اتمام کاره! دیگه نیستیم...


جدیدان هم که معتاد سریالهای تاریخی کره ای شدیم ...



شنیدین میگن ادم از یه چیز بدش بیاد در سوراخش سبز میشه!؟!!! حکایته ماست ...قبلان از منتقدان درجه 1 فیلمای جومونگ بودیم اما حالا 1 و 2 و 3 و 4 و 900 که دیدیم هیچ رفتیم تو کاره سریالهای شاهزاده سویونگ و جومانگ و یه چند تا دیگه از این قبیل!!!



اتفاق جالب و منحصر به فرد خونه بنده همینه که ماا! یعنی منو و زینه ام (در فرهنگ لغت لرها زینه یعنی زن "خانم" عیال و...) جفتمون از تحریم کنندگان اصلی شبکه های غربی و در راس اونها فارسی وان هستیم!!!


دیدن سریالهای مثبت و غمناک و تاریخی و خارج از شئونات اخلاقی رو به یسری سریال درپیت و بی ادبی ******* ای ترجیح میدیم ..


البته تو خونه آقام این مورد برعکسه!!! آقام از طرفداران پروپا قرصه انالیا خانمه!!!




در کل میگذرونیم زندگیو با بد و خوب!



=====================




اوضاع قاراشمیش !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

00





به ميمنت و سلامتي، بنزين آزاد هم اعلام شد: ليتري 700 تومان!باز ما شانس اوردیم از یجا(این یجاش مهمه!!!) بنزین 100 تومنی گیرمون میاد وگرنه وامصیبتا!



نان لواش هم که شد برگي چهارصد تومان. بربري هم که رفته جزو كالاهاي لوكس!اینروزا تاكسي را ديگه بايد با سپردن وثيقه بانكي سوار بشيد و براي هر كورس، تراول چک صدهزار توماني بپردازيد!!!!


برای اینکه زیاد قبض اب بالا نیاد برای حمام کردن از ابهای جوب و فاضلاب بجای اب شیر استفاه کنید...


مثل اینکه بزودی هم مترو تهرون و حومه هم سهمیه بندی میشه و هر کی میخواد سوار شه باید کارت عابر بانک بکشه!



در همین راستا دو ل ت خدمتگزار !!!هم اعلام كرده مابقي بنزيني كه در كارت سوخت مردم باقي مانده، ممكن است يهدفعه اي توسط دو ل ت تصاحب گردد و براي ارسال به لبنان يا يمن يا اقصي نقاط عالم اسلام اینا بارگیری شود!!!



دولت مخلص! ابتدا مي گويد يارانه ها كرور كرور به حساب مردم ريخته شده، ولي مردم حق برداشت پول از حساب خودشان را ندارند، چون قرار است به عنوان ذخيره ملي براي روز مباداي همين مردم پس انداز شود!




اما پس فرداش دوباره ریخته میشه ..چون پسی فرداش میخوان دوباره با قبض اب و برق ازشون بگیرنش.



تا صحبت از «پس اندازها» شد، بگم دولت به نوزادهاي متولد 2011 که معتقد به ولايت ف قيه و داراي سابقه بسي ج نوزادان داشته باشند، يك ميليون تومان به عنوان هديه مي دهد.


با اين پول كه براي نوزادان غيربسيجي پس انداز مي شود، فقط به صورت نقدي در اختيار خانواده هاي سينه سوخته نظام مقدس پرداخت مي شود!

طبق اعلام وزير رفاه، ساير نوزادان مي توانن به جاي شيرخشك 3000 توماني، قنداق بخورند و به جاي پوشك 2400 توماني، از پارچه تنظيف استفاده كنند.

با حساب سازمان ثبت احوال، دولت بايد درآمد سي سال آينده فروش نفت و درياي خزر را به نوزادهاي بسيجي متولد امسال بدهد، كه البته در اين زمينه نگراني خاصي وجود ندارد! چون اين پولها شبيه مهريه است: « كي گرفته؟!!! كي داده؟!!!»

شور و شوق بعضي از مردم پيرو ولايت براي بچه دار شدن به حدي بالاست كه اين روزها حتي از بيمارستان سوانح و سوختگي و بخش گوش و حلق و بيني هم صداي تولد نوزادان به گوش مي رسد!!!!.

برخي شهروندان مطیع عصباني مثل من!!! كه هنوز يك ميليون تومان بچه خود را دريافت نكرده اند، يواشكي روي پيشاني هر نوزاد خود يك پيشاني بند نصب مي كنند كه روي آنها نوشته شده:" مموتی

دروغگو! يك ميليونت چي شد؟ كو؟" كه البته اين "كو؟" براي درست شدن قافيه به انتهاي شعر فوق الذكر افزوده شده است!

مأموران بسيجي هم با ماژيك روي پيشاني بند نوزادان خود مي نويسند:"اي رهبر واداده! قولشو محمود داده؟"



طرح هدفمندسازي يارانه ها در هر قدم، با اقتدار ولي لرزان(!) جلو مي رود.



شاهدش همين حجت الاسلام دایناسور (صدیقی) امام جمعه تهران كه اين هفته ديگر كم مانده بود راجع به طرح درخشان يارانه ها «روضه ي طفلان مسلم» بخواند!!!


وي در حالي كه بغض كرده بود گفت:«دشمنان از اين طريق قصد دارند به ما ضربه بزنند كه الهي پايشان و سرشان بشكند!»

د ول ت مهرورز ماهيانه سه تا پنج ميليون تومان به حساب معاونين و دوستان مموتی واريز كرده تا در طرح هدفمندي يارانه ها خداي ناكرده دچار زحمت نشوند.




حساب آقاي جهرمي وزير سابق كار، فعلا حسابي هدفمندسازي(!) شده و ماهيانه چهارميليون جرينگي!!! به حساب او و ساير دوستان واريز مي شود تا حسابشان هدفمندتر بشود.



ساير ملت ايران هم قرار است فعلا بروند سماق بمكند تا اين طرح با درخشش بيشتري پياده شود!

بروبچ از تهران خبر مي رسانند هروقت مموتی از اجراي طرح يارانه ها حرف مي زند و درباره افقهاي كوركننده آن خالي بندي مي كند و مردم را به مكيدن سماق دعوت مي دهد، مردم پاي تلويزيون به ياد خاله قزي مي افتند.

اخيرا برخي از شهروندان ناآگاه و عامل استكبار جهاني(!)، به تأسي از خاله قزي سريال خوش نشينها، خطاب به مموتی مي گويند:"شما جيب ما را نزن! يارانه هات بخوره توي سرت!"



================================
مقدمه کتاب



00


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>




خوب به سلامتی با خبر شدیم علی دایی هم میخواد کتاب زندگیش رو بنویسه!



مثل اینکه بعد از تولد دومین دختر زیبای علی دایی شهریار فوتبال ایران بدجور اینده نگر شده...( وایییی یه لحظه تصور کنید دیالوگ علی با دختر تازه بدنیا اومدش !!!!)




ضمن تقدیر از علی دایی که هم در راستای طرح کار کرده هم به خاطر انجام این حرکت فرهنگی کتاب نوشتن ..



فرازهایی از مقدمه کتاب علی دایی به قلم خودش چنین پیش بینی میشود!! انشالا به امید روزی که جنرال امیر هم دست به قلم بشه!!!!



--



به نام خدا



ببخشید به قولی امروز که قلم در دست میگیرم احساس میکنم که کتابم عذر مى خوام از كتاب آقاى فردوس پور پرخواننده تر میشود ..


ببخشید اگه اقای فردوسی عرضه داشت بره پشت پرده های 90 رو بنویسه تو کتابش ..نه اینکه عذر میخوام بره کتاب سایمون کوپر رو ترجه کنه!!


به هر حال ببینید ببینید من دارم مطلب مینویسم و نمیتوانم داد بزنم!!شما خبرنگاران هم لطفان سکوت کنید تا صدام برسد!

این کتابی که میخوانید حاصل 41 سال زندگی من است که اقای فردوسی پور و مایلی کودن از 2 سالش هم خبر ندارن...

اقایون هم بهتره قبل اینکه به فیفا دی شکایت کنم این کتابو تا ته بخونن..به قولی سر فصل های اصلی کتاب من به شرح زیر است :



فصل اول : از استقلال اردبیل تا پرسپولیس تهران





فصل دوم: به قولی دوران حضورم در هرتا برلین و بایرن مونیخ





فصل سوم: وقتی اقای گل جهان شدم!





فصل چهارم: ببخشید اقای فردوسی پور این فصل کلن متعلق به شماست





فصل پنجم: ماجرای روبوسی زورکی با علی کریمی





فصل ششم : جریان فیفا دی قلعه نویی و اخراجم از تیم ملی





فصل هفتم : رفت و اومدن هام به پرسپولیس





فصل هشتم : قهرمانیم با سایپا





فصل نهم : زندگی مشترک و بچه های دلبندم





فصل دهم : ببخشید من اصلان چکار اقای مایلی کهن دارم؟





فصل اخر : پایان دوره من ...




=========================



نان


بخدا این د و لت معجزه است . به همین راحتی یک کاری کرده که آدم ماهی چهار هزار تومن نان بخورد!! . بنده اصلا به این کاری ندارم که الن با چهار هزار تومن چندتا نان می*شود در ماه گرفت




بلکه اصلا هیچ ربطی هم ندارد که الآن با چهار هزار تومن چه غلطی می*شود کرد یا نکرد ، این د ول ت فقط بر حسب آمار و ارقام دقیق حرف می*زند . مهم مقایسه این آمار با آمارهای قبلی است .



چرا ما ملت اینقدر نفهمیم که این چیزا را نمی*فهمیم ؟ طرح به این خوبیو چرا هی کتمان میکنیم..بله با شمام نانوای ارد فروش ..اگه قبلان راحت ارداتو میخریدی کیسه ای 300 تومن میفروختی 12000 تومن حالا مجبوری تمام اردارو بکنی نون 100 تومنی



حتماً باید بزنند توی سرمان ؟ یا با ماشین از رویمان رد بشوند تا بفهمیم که بیست سال پیش حتی اگر یک پنت هاوس هم شرط بندی می*کردیم ، خودمان را جر هم که می*دادیم باز نمی*توانستیم ظرف یکماه چهار هزار تومن نان بخوریم .




آخرش هم پنت هاوس را می*باختیم بدبخت می*شدیم بعد بدبختی* آنموقعمان را می*انداختیم گردن د د و لت فعلی .
وجدانا حساب کنید ؛ بیست سال پیش با چهار هزار تومن می*توانستید حداقل چهار هزارتا بربری بخرید . من اصلاً گیرم که هر خانه*ای سه نفر جمعیت هم بیشتر نمی*داشت ،



یعنی ..... اکـــــــــــّـــــــه هی********ی*****ی*ی*ی ! ای کارد بخورد به آن شکمتان ! معده است یا خندق بلا ؟ سه نفر آدم جمعا دوازده هزارتا بربری را کجایتان جا می*کردید اصلا ؟



آدم دردش را به کی بگوید ؟ همین کارها را کردید که همه*تان اینجوری دیلاق و راحت طلب شدید حالا فقط انتظار دارید که هلو بپرد توی گلو تا یک طرح موفقی می*خواهد اجرا بشود صدای همه*تان درمی*آید دیگر .


شورای سیاست*گذاری بربری دولت بد کرده که الآن یک خانواده*ی سی نفره با همان ماهی چهار هزار تومن یک اندازه*ای بتواند نان بخورد که هیچکدامشان نترکد ؟ نه ، بد کرده ؟



باز خدا پدرش را بیامرزد که بعد از هدفمند کردن بربری همه جا فقط پلیس مستقر کرده ، اگر قرار به روال سابق بود که باید هلال احمر و آتشنشانی و تخلیه چاه و ترکیدگی لوله هم مستقر می*کرد همه جا !!!



=====================



چرا ما اینقدر بدبختیم

00
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


0 00








==============================








آقای خاص !



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>





چند روز پیش عناوین مهم خبرگزاریها رو میخوندم یه مصاحبه توپ از سلطان دیدم که واقعان از جنس اون مصاحبه ها بود که فقط از سلطان پروین بربموید!




سلطان تو مصاحبش گفت که به خاطر دل نوه هاش اون فیلم مستند سراسر خنده رو ساخته و تازه یک ریال از این راه در نیورده!



اما قسمت جالبترش اینجا بود که گفت ما بجای مربیان درجه 2 و اسکولاری و پکرمن! باید برای تیم ملی بریم گواردیولا و مورینیو !!!! رو بیاوریم...


یعنی این عزیزان رسمان بیکار تشریف دئارن و اگه ما بشون بگیم پاشید بیاید ایران..بلافاصله میلیونها یورو و کار با امثال رونالدو و جاووی و مسی رو ول میکنن و میان اینجا تا مربی غیور مردان ایران ما بشن!!



حالا یه لحظه تصور کنید اقای خاص مربی تیم ملی شده و از سلطان خواستند جلسه ای باش بزاره و رانماییش کنه!!! :

اقای خاص: من از دیدن شما خوشحالم اقای پروین . شنیده ام مدیر فنی تیم هیجدهم لیگ ایران هستید!!



سلطان: به به اقا مورینیو!!شنیده ام مربی تیم ملی شده ای اره .......


اقا ی خاص : با اجازه شما بله!

سلطان: ببین اقای مورینیو .ما قبلان گفته بودیم مربی خارجی فقط اقای دل بوس که ولی حالا که شوما تشریف اوردی قدمات رو *** چشام!!فقط یادت باشه این ممد ما بازیکن خوبیه که چوب اسم سلطان رو میخوره!!بعدشم یادت باشه این ارش فرزین بهترین دستیار دنیاست...




اقای خاص: اما من با خودم دستیار اوردم...


سلطان: نه دیگه نشد! خارمادرتو من....(مورینیو متوجه ادبیات سلطان نمیشه! یعنی ارش فرزین طبق عادت دیرینه اش که از زمان پرسپولیس به جا گذاشته اینجاشو براش ترجمه نکرد و یه چیز دیگه گفت )




سلطان : راستی زیاد دور وبر مملی مایلی کهن نگردیا!! به قیافت و موهای جو

گندمیت گیر میده!!! خواستی برو پیشه علی دایی ..شنیدم چند وقتیه ابکی مابکی میزنه !!!



اقا مورینیو : چه جالب ..ولی من از مریدان اقای مایلی کهن هستم...به نظر من استاد مایلی هم تو فوتبال ایران یه اقای خاصه!!!


سلطان : نه دیگه خاص فوتبال ما که فقط فیروز کریمی تیله بازه!!



مورینیو : علی دایی رو همیشه باش در تماسم ...بصورت ایمیلی و فیس ب

.وکم..همیشه رو پیغاماش به جا سلام ببخشیده!!!


سلطان: اینا که الان گفتی یعنی چه اگه منظورت تیلیفونه که اره ماهم در تماسیم

...

بگذریم ببین الان 80 درصد تیم ملی اماده است و 30 درصد باقیمونده هم بستگی به ممد ما و اقا فرزین داره ! شوما هم اگه به مشکل خوردی خود بنده رو صدا کن تا بین دو نیمه بیایم تو رختکگن و بچه ها رو شاد کنیم!!!



اقای خاص : یعنی سیستم های جدید رو بشون یاداوری میکنید سلطان؟



سلطان : اره دیگه بچه جون!!!بازیکنان فوتبال ما فقط با یسری تاکتیکها که فقط منو و جنرال بلدیم شارج میشوند!!!


اقا مورینیو : جنرال همونه که میگه بازی دو نیمه متفاوت داشت؟




سلطان: آفرین ..این بچه خیلی با لیاقته فقط حیف ... اون قدر که از اقا گواردیولا خوشش میاد از شوما خوشش نمیاد...


اقا مورینیو : مشکلی نیست سعی میکنم اعتماد همه رو جلب کنم

=======================



گت حسن نصرولا




<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>








چه گهی خوردی گت حسن ؟ (گت:در زبان اراکی به معنای باستن )






مرتیکه سالواتور قروم دنگ الوغ بیک تو قبل از اینکه درباره تمدن پارسی وغ وغ کنی اول یکی بگو پ ! پارسها تمدن ندارند ؟



آنروزی که جد و آباد تو یهلونی یهلونی یا حبیبی داشتند زیر ک oون خر!!! دنبال مارمولک می*گشتند برای شام نهار روی نقشه کره زمین فقط یک کشور بود هنوز اسمش هست ایـــــران .

ایران پ و ژ و گ و چ ندارد ، بگو بابائی ، چی ؟ ایـــــران . تقصیر شاههای ما بود که از اولش بجای اینکه برینند به هیکل تو عرب سوسمار نشان گفتند این فلک زده*ها هم بالاخره حیوان خدا هستند ولتان کردند شد این .



همین امروز تمام عشقتان به اینست که یک سر ستون تخت جمشید ما برود به هر جای نابدترتان فقط محض اینکه خودتان را یکجوری فرو کرده باشید به یجای تمدن ایران . حتی تمدن همین ایران امروز . که تو عرب بی*پدر و مادر که 30 ساله که کمر به نابودی*اش بستی و باز هم نمی*توانی .



برو خودت را از گردن ببند به آل و اوضاعت دار بزن بدبخت . ماشالا هیچی هم که نداشته باشید شکر خدا همه*تان از حیث آل و اوضاع از عقب و جلو قشنگ تکمیلید که !!!



با وحشی*گری که تمام عنصر وجودی همین امروزتان هم هست برای ما یک قومی از لبنان آوردید که فقط بزنن و رحم نکنن....







آنروزی که تو آنقدر کثیف و لجن گرفته بودی که خدا برای خر کردن تو وضو را واجب کرد بلکه محض نماز هم که شده یک آبی به آن سر و دست نجست بزنی . که امروز نجاست تو را آب زمزم هم پاک نمی*کند .








می*گوئی بانی جم...هوری اسلامی یک عرب است ؟ تو عجب کشفی کردی بابا کریستف کلمب ! خب فکر کرده*ای پس مشکل ما از همان روز اول با این جم..هوری اسلامی از کجاست ؟







و تو چقدررررر بدبختی که خودت می*روی ثابت می*کنی که رهبر ما از بیخ عرب است بعد به کسی که رهبر ایران است می*گوئی امام !







یعنی اطراف تو که بدون ناخالصی همه از بیخ عربند حتی یک آدم حسابی پیدا نمی*شود که بهش بگوئی امام باید بیائی در مملکت ما دنبالش بگردی . هر چند که اگر این بنگی برای شماها آدم حسابی باشد باید *** به آن مغزتان که سلطان بدنتان است !!!!!







بد تری زدی گت حسن ، برو جمعش کن . شعر زیر هم همه*اش تا دسته مال تو :







شاشیدی ترش کردی ، ریدی بدترش کردی !








======================









ایران میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ شد.




همانطور که مطلعید قطر تا چند سال اینده قراره میزبانی بزرگترین رخداد جهانی رو بکنه... در راستای اینکه گفتن شاید چند تا بازی تو ایران برگزار بشه که عمران نمیشه ...فکرشو کنید بعد از جام 22 بیان بخاطر میزبانی خوب ایران جام جهانسی بعدیش رو تو ایران برگزار کنن چی میشه!!!




خبرگزاری اسحال نیوز (فارس سابق) :




در راستای انتخاب به حق و شایسه کشور عزیز و اسلامی ایران برای برپایی مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۲۶ فدراسیون فوتبال ایران طی نامه ای نکاتی را به فیفا متذکر شد.




نظر به اینکه ره.بر عظیم الشان انقلاب امسال را سال صرفه جویی و مدیریت اسلامی نام نهاده اند تمامی مسابقات در ورزشگاه صدهزار نفری شهید احمدی نجاد (*آزادی سابق)* برگزار خواهد شد.



مراسم افتتاحیه این مراسم با هنرنمایی استاد علیرضا افتخاری آغاز خواهد شد. همچنین در مراسم اففتاحیه از موشک قاره پیمای زلزال ۳۷ و شهاب ۸۲ پرده برداری خواهد شد!!!



ملت انقلابی و شهیدپرور ایران اجازه شرکت تیم فوتبال رژیم منحوس صهیونیستی را



در صورت راهیابی به گروه تیم های صعود کننده را در خاک ایران نخواهند داد، لذا خواستار مدیریت و مهندسی انتخاب تیم های شرکت کننده هستیم. ( برای اطلاعات بیشتر می توانید با دبیرخانه شورای نگهبان تماس بگیرید!!!!).




تمامی تیم های صعود کننده به محض ورود به ایران برای ادای احترام به آرمان های امام راحل و اهدا تاج گل به حرم مطهر ایشان برده خواند شد .




طبق قوانین نظام مقدس اسلامی ایران زنان حق شرکت در ورزشگاه ها را را نخواهند داشت بنابراین برای رعایت حال مهمانان زن خارجی تلوزیون های رنگی بزرگی در بوستان های بانوان در نقاط *مختلف کشور تعبیه شده است که بانوان می توانند در کمال آرامش و متانت از دیدن این بازی ها لذت ببرند.




تیم فوتبال ایران به عنوان تیم میزبان حق خود می داند که از شعارهای مذهبی و دینی برای نشر هر چه بیشتر روحیه ولایی و اسلامی همچون (*جانم فدای رهبر،...خ ام نه ای کوثر است، دشمن او ابتر است) بر روی پیراهن های بازیکنان تیم ملی فوتبال استفاده کند.




تیم های راه یافته به دور دوم مسابقات امکان این را خواهند داشت که با شرکت در مراسمی با حضور مقام معظم رهبری مورد تفقد و راهنمایی های راهگشای ایشان قرار گیرند.



بدیهی است مصرف هرگونه مشروبات الکلی در طول برگزاری مسابقات در مکان های عمومی و خصوصی مجاز نمی باشد.



بنا بر مبانی اسلامی هرگونه شرط بندی در مسابقات فوتبال حرام و باطل میباشد. اما برای رعایت حال مهمانان خارجی شرط بندی در مسابقاتی که موجب آمادگی جنگی است، مانند تیراندازی با اسلحه های امروزی یا پرتاب نارنجک و امثال آن، جایز



می باشد



فدراسیون فوتبال ایران طبق رسم متداول سالهای اخیر جام های جهانی برای پیش بینی مسابقات این بار از تمساحی!! استفاده خواهد کرد که در باغ وحشی در شهر یزد نگه داری می شود. !



طبق دستور اداره اماکن نیروی انتظامی تمامی مراکز تفریحی و رستوران ها و اماکن عمومی تا ساعت ۱۲ شب باز هستند لذا از تمامی گردشگران و مهمانان خارجی خواهشمندیم مطابق قانون عمل کنند.



حق پخش تمامی مسابقات در ایران توسط شرکت رسانه ای دهنمکی از فیفا خریداری شده است.!!!







لذا خواستار همکاری هر چه بیشتر نهادهای زیر مجموعه فیفا با این شرکت هستیم.








مصاحبه بازیکنان و اعضای فنی هر تیم با رسانه های خارجی و داخلی باید با هماهنگی قبلی با وزارت اط لاع ات و وزارت ار ش اد اسلام ی و همچنین معاونت ام نیت نی روی انت ظامی صورت گیرد. بدیهی است هرگونه ارتباط بدون هماهنگی با مردم ایران در حکم جاسوسی تلقی شده و مطابق قانون برخورد خواهد شد.



برای رفاه حال گردشگران خارجی همه روزه سرویس های رایگان با همکاری مراکز بسیج راهیان نور برای انتقال آنها به مراکز سیاحتی و زیارتی ( مسجد جمکران ، حرم مطهر حضرت معصومه ، برج میلاد، موزه لانه جاسوسی ، حسینیه جماران و … )از هتل مربوطه فراهم است.



طبق منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران بازیکنان شرکت کننده در این مسابقات باید از پوشیدن لباسهای جلف، تنگ، بدن نما و مارک دار با تبلیغات خلاف عرف و اخلاق که در شأن ورزشکار قهرمان و الگوی برتر نیستند جداً خودداری نماید همچنین .همراه داشتن زیورآلات گردنبند، گوشواره، انگشتر، قاب سر (تل و ...) در مسابقات ممنوع می*باشد.









آیت ا. جنت ی در مراسم پایانی با ذکر خلاصه بهترین خاطرات خود از دوره های مختلف جام های جهانی (*۱۹۳۰ تا کنون !!!!!!!!!!!) جام جهانی را به تیم قهرمان اهدا خواهد کرد. همچنین تیم برنده جام جهانی می تواند از ساندیس های گازدار (*شامپاین اسلامی) جهت شادمانی استفاده نماید.










================









عزل پشت عزل؛ برکناری یکی پس از دیگری .... چرا مموتی دارد همه را حذف می*کند؟

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>









پریروز، متکی؛





دیروز، بذرپاش؛





امروز، عمو قناد؛





لابد فردا امیر محمد و عمو پورنگ؛





و پس فردا... راستی پس فردا نوبت کیست؟!








=========================



هسته مرکزی انسان !!!








<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


فی*الواقع معظم له چنان تسلطی به زبان کلانتری دارند که ما اخر درست حسابی نفهمیدیم ایشان به محل مبارک ما ادما دقیقا چی می*گویند .


تا همین پریروزها داشت خیالمان اساساً راحت می*شد با خودمان گفتیم ایشان احتمالاً به سایت هسته*ای خودشان و بقیه به کلانتری می*گویند "موضع" که اینهمه اصرار دارند موضعشان را به همه نشان بدهند موضع همه را هم ببینند .




آنهم نه که عادی ، شفاف ! بنده خودم صد دفعه تو روزه هاش شنیدم که ایشان مستقیما به موسبی و کردوبی و حتی هاشمی رفسنجان گفتند اگر راست می*گوئید و جزو نظام هستید پس موضعتان را بمن نشان بدهید ببینم راست می*گوئید یا نه ؟




البته ما هرگز وارد این جزئیات نمی*شویم که مگر عضویت در نظام به قواره*ی آنجاهای!!! آدم مربوط می*شود که ایشان تا موضع را ببیند فوری متوجه بشود که یارو جزو نظام هست یا نیست ؟




یا زبانم لال مگر در طول زمان موضع آدم تغییر سایز می*دهد!!! که یارو تا پریروز عضو نظام بوده الآن موضعشان را دیدند فهمیدند نخیر ! دیگر نیست ؟



شما بهتر می*دانید که ما هیچوقت در این بحثها شرکت نکرده و نمی*کنیم . مگر موضعمان را از سر راه آورده*ایم ؟!!!!




الغرض اینکه ما کم کم داشت خیالمان راحت میشد که یهو معظم له پریروز راست راست جلوی چشم صد و ده هزار نفر با فریاد گفت "فت نه*گران به مصلحت نظام لگد زدند" .




آقا مارو داری ! راستش را بخواهید ما خودمان یکبار خیلی وقت پیشها فوتبال که بازی می*کردیم یک لگد به مصلحتمان خورد صدای خر ازمان درآمد .



همینجوری عین شخص رهبری در اجتماع مذکور نعره می*کشیدیم و از درد به خودمان می*پیچیدیم . خوب هم می*دانیم که تا امروز هیچ درمانی هم برای لگد خوردگی به مصلحت کشف نشده ،



همینجوری باید ول کنی تا خودش خوب بشود . اینرا که از معظم له شنیدیم یاد همان لگدی که به مصلحت خودمان خورده بود افتادیم و صادقانه گفته باشم دلمان برای رهب ری کباب شد .



ما تا حالا فکر می*کردیم موسبی فقط بیانیه می*دهد ***** هم فقط افشاگری می*کند تو نگو اینها به مصلحت نظام لگد هم می*زنند ما خبر نداریم .



اصلاً ببینم ، این جنب ش مگر قرار نبود بدون خشونت باشد ؟



آقای موسوی ! آقای ***** ! دست شما درد نکند ، حالا لگد هم می*زنید ؟ آنهم به کجا ؟ به مصلحت نظام ؟



چشممان روشن . خوشتان می*آید جلوی صد و ده هزار نفر از معظم له صدای خر دربیاید از درد به خودش بپیچد ؟!!!


شماها مگر هزار دفعه نگفتید که عضو نظام هستید ؟ موضعتان را نشان بدهید ببینم !




=============================




مملكت خالي بندان !





بابا اين چه وضعشه....





همين الان راديو ورزش رو گرفتم ديدم داره بازي تیم ملی با عراق رو گزارش مي كنه !! بعدشم گزارشگر مدام مي گفت خبرگزاريها خالي بستند كه بازيه هفته ایندست ..الان انجام شده تا تماشاگرا نيان ورزشگاه!!





از اون طرف هم گزارشگر گفت تا دقيقه 70 بازي تیم ملی با 2 گل ميلاد ميداوودي از عراق جلوست....گزارشگره مي گفت دكتر نوروزي خالي بسته پاي ميلاد مشكل داشته ...مي خواستيم عراق رو غافلگير كنيم!!







راديو رو خاموش كرديم رفتيم سمت تلويزيون ديديم زديم كانال سه .....يه برنامه مذهبي مي داد ولي مداحه زياد روضه نمي خوند....و مجلس مثل يه مراسم عادي برگزار مي شد ..







وسطاي مراسم مداحه برگشت گفت عمربن سعد لعنت الله عليه وقتي فهميد
وعده ملك ري از طرف عبيدالله بن زياد خالي بندي بوده بي خيال جنگ شده و راه رو باز كرده و جنگي سر نگرفت!!






ديديم داريم چه ت مي كنيم زديم شبكه خبر هواشناسي از امروز به جاي پيش بيني خالي بندي مي كنه





براساس اين خالي بندي :اين هفته كل يوم روزها آفتابيه شبها هم مهتابيه!! شبها برف مياد...روزها هم مي تونيد بريد برف بازي كنيد!!






ديديم از رسانه تصويري چيزي عايدمون نمي شه دوباره برگشتيم پاي كامپيوتر وصل شديم اينترنت با سرعت اعجاب انگيزي در حد کشور جومونگ وصل شديم ....





تو خبرگزاريها گشتيم ديديم بزودی یارانه کسانی مثل بنده که پول نگرفتن بزودی واریز میشه تو حسابمون( گرفتن این پول از واجبات زندگی ما شده) در چند سایت دیگه خوندیم قراره مموتی برای دوره بعدی هم دوباره کاندید بشه!!!!!




گفتيم بابا همه چيزمون شده سیا ست....گفتيم بيايم انجمن خودمون ...ببنيم كي به كيه...




تو همين چند ساعت كه نبوديم چه خبر شده!!






تو لوگوي سايت عكس عرفان با مجید و همچنین هامون با آرش و همچنین ساسان با شایان كه دست در گردن هم انداختن!!! زده شده ....كه زير نويس سايت هم مدام مياد رد مي شه كه : ما خالي بستيم كه با هم دشمنيم...






هامون میگه من همه خالی هایی که بستمو خالی بستم که خالی بستم....ما با هم داداشيم ...عشقمونو مي پاشيم!!!






رفتيم تاپيك اسرار التوحید ديديم سینا يه ارسال كرده كه خالي بسته هلند بهش خوش مي گذره...شوق وطن شب و روز واسش نگذاشته....واسه بازگشت به ايران لحظه شماري مي كنه....





رفتيم تاپيك مدیرا همچنان مدیران پشت سر هم داشتند عليه کاربران صحبت مي كردند كه چرا اسپم لغو شده....يه جوونمرد پيدا نمي شد به اينا بگه قضيه خالي بندي بوده!!







رفتيم تاپيك کافی شاپ ديديم بچه ها پشت سر هم دارن خالي مي بندند!!!! ديديم بد آموزي داره زود اومديم بيرون!





رفتیم تاپیک کمپانی دیدیم علی عکس داداششو گذاشته ولی خالی بسته میگه خودمم......






رفتیم تاپیک دانلود تمام ppv های 2010 دیدیم مهرشاد خالی بسته که ! همش مسابقات 2 سال پیشو گذاشته بیخیال دانلود شدیم..






همینطور میگشتیم گذرمون خورد به تاپیک شب شیشه ای ساسان! دیدیم این دیگه دسته هر چی خالی بنده از دم بسته !!! از بس که خالی بسته...






رفتیم تو اخبارهای کج دیدیم همه اخبارها خالی بنده و ارسلان دروغ میگفته که اندرتیکر مصدومه !!! نگو همین دیشت تو راو با بوکرتی و بازی کرده!! نگو اینهمه مدت بوکرتی خالی میبسته که با شرماله!!!






از تاپیک کج هم چیزی عایدمون نشد رفتیم تو بخش ورزشی دیدیم کیومرث خالی بسته که بازی ذوب اهن تکرار شده فقط خواستهذ 3 امتیاز مارو کم کنه....






كلا ديديم همه جا دارن خالي مي بندند.....پيش خودمون گفتيم يه ارسال كنيم ما هم خالي ببنديم!





-----------------------------------



قربون روی گل همگی ...




یا علی...

Ħ д † ε Ð
01-05-2011, 05:48 PM
میخواستم پست ندم دیدم اگه ندم میشه یه روش و سبک جدید.

آقا بابک رک صحبت کردی منم رک جواب میدم.

من جدا از اخلاق شما بدم میاد و یه چیزی در حد تنفره.
یه سری فاکتور هم دارم که واسه خودمه.
دست خودمم نیست ذهنیتم نسبت بت اینه.
نمیگم بدی من از اخلاقت بدم میاد.

ولی خوب شاید اگه ده نفر دیگه هم از شما بدشون بیاد باز دلیل نمیشه پاتو تو این فروم نذاری.
من به شخصه از خیلی ها بدم میاد از خیلی ها خوشم میاد.

همچین پست هایی هم تو اسرار به نظرم خیلی مضحکه.

SASAN
01-05-2011, 06:51 PM
داش آرمین یه سری حرفات درسته یه سریشون نه
اینکه از من متنفری دلیلش نمیشه که بشینی پشت سر من هر چی دلت خواست بگی!!(شما اینکارو نکردی البته)
اگه اینجوری باشه که عرفان باید بیاد حرفایی رو که پشت سرشه جمع کنه!!
اینکه بیای بگی من بی مزه ترین کاربرم اونم تو یه پستی که روزی 50 نفر میبیننش درسته؟؟
از نظر اونی که اینو گفته به جاست ولی حالا من باید به یه سری جواب پس بدم که چرا بی مزم!!
ولی اینکه چرا این پست رو تو اسرار دادم
من اسرار رو به چشم اسرار بش نگا میکنم نه صندوق امانات!!
واسه همین از نظر من این پست جاش اسرار بود!!

سلام .

شب شيشه اي من است .

و هر كي سوالي ميكنه بايد جواب داد .

طرف سوال كرد ما هم جواب داديم .

شما هم ناراحت شدي به قول علي (مير علي خودمون) جنبشو نداري .!

وگرنه من تو تايپيك رفيق هاي صميم رو نقد كردم و اومد از من تشكر كرد !

شما هم اگه به خاطر اين جور مسائل نميخواي پاتو تو فروم بزاري .
بسم الله . راه بازه براي رفتن از فروم ....



فعلا ......!.

SASAN
01-05-2011, 07:03 PM
من اون سوال كه از من پرسيدن رو نقد ندونستم :11: !
من گفتم اون سوال رو من جواب دادم . ناراحت شدين .

من رفيقمو نقد كردم به صورت جدي و ركــ اومد تشكر كرد !!!

---
سوال اين بود :
بي مزه ترين کاربر ؟
---

بنده هم چون شب شيشه اي است بايد به همه سوال ها پاسخ داد . جواب دادم .

شما حالا بچه بازي دراوردي براي من مهم نيست .

اقاي سن كلا حرف هاي شما براي من ارزش نداره . چون كسي جنبه يك كلمه حرف رو نداره . سنش بالاي 13 رد نميده !

H H H
01-05-2011, 07:10 PM
دوستان عزیز ، اگر مسئله ای هست ، خصومتی هست داخل پ.خ و پ.پ حلش کنید !

جو اسرار رو متشنج نکنید !!!




فعلا ...

SASAN
01-05-2011, 07:35 PM
شمــا فرض كن نشون ميديم .

طرف اول جنبه نداشته باشه .

كار به اين طور جاها ميكشه !

Ħ д † ε Ð
01-05-2011, 07:38 PM
آقا چرا الکی پست ها رو پاک میکنید که پس فردا یکی میاد پست خالی این بابک خان رو ببینه فکر کنه حق با اونه؟
مظلوم بازی در حد المپیک.

I Am Legend
01-05-2011, 07:59 PM
به هر دو طرف یه اخطار جدی میدم. انجمن جای اینجور بچه بازیا نیست. اگر قراره از خجالت هم در بیاید پیام خصوصی و یاهو میتونه گزینه های بهتری باشه. بذارید انجمن به همون منوالی که بود بماند...

TeZAR
01-05-2011, 11:24 PM
به مناسبت پایان این درگیری عزیز .. طنز جدید مهران مدیری برای ماه*واره !!
با تشکر از برادر عزیزمان کیویی آندرتیکر

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

The Enigma
01-06-2011, 12:16 PM
فیلم هندی قشنگی بود
اشکمون در اومد از بس بحث های جدی میشه اینجا !

SASAN
01-06-2011, 12:43 PM
به مناسبت پایان این درگیری عزیز .. طنز جدید مهران مدیری برای ماه*واره !!
با تشکر از برادر عزیزمان کیویی آندرتیکر

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

دريافت از چند سرور ديگـر »

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> __.mp4_links
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

Xtreme
01-06-2011, 03:12 PM
اینم برای تکمیل کردن لینکها از هاست مدیا فایر :




<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

RATED R EDGE
01-06-2011, 08:14 PM
دوستان من با هر برنامه اي شد اين رو گذاشتم ولي Run نشد....حتما بايد FLV player باشه؟

AƦAƾH
01-06-2011, 09:35 PM
داداش من با مديا پلير كلاسيك زدم اومد بار اول!
حالا شما با km پلير امتحان كن حتما مياد!
طنز خيلي باحاليه همه ببينن:4:
باد فتخ ايروني 300 دلار:4:

Blood Raven
01-06-2011, 09:58 PM
آقا من نمی تونم از مدیا فایر دانلود کنم .
ریـ دم به این شانس .

Olympic Hero
01-06-2011, 10:22 PM
آقایون خواهشا بحث رو در این تاپیک ادامه بدهید . دمه همتون گرم .

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>***************/showthread.php?t=26689

مخلصم .. یا علی .

AƦAƾH
01-06-2011, 10:27 PM
از 100 جا دوستان آپ كردن خوب براي همچين مشكلاتي:70:
از يجا ديگه دان كن.
راستي ديگه ادامشو اينجا بگيد:4:
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>***************/showthread.php?t=26689

The Basted
01-08-2011, 06:59 PM
1000 پُستز :4:

amir-aghaei
01-08-2011, 09:02 PM
بعضی وقتا یسری چیزها از بچه ها میبینم واقعان دم خورده میشم! دم خورده میشم از اینکه فقط شعار میشنویم!!! تو این پست قصد جانبداری از کسی رو ندارم..اما بارها تو انجمن از حق کسانی که به نوعی بهشون ضلم شده دفاع کردم و خواهم کرد!


احساس میکنم به برادرمون بابک کمی بیش از حد بی احترامی شده! خداسر شاهده نه بخاطر اینکه دوستمه..چون بین ایشون با هامون برای من هیچ فرقی نیست...بارها گفتم انجمن رو کاربرا میسازن نه ماها!

اگه کاربر نباشه انجمنی وجود نداره..اما بعضی وقتا یسری دوستان قدیمی مون بد صحبت میکنن! از اینکه کمی قدیمی شدیم احساس میکنیم گونده این انجمنیم..در حالی که دوستان ! ما تو این انجمن مجازی گرد هم نیومدیم واسه رقابت ..ما از اول هم واسه رفاقت اومدیم! ..

وقتی که تاپیک برترینها رو زدیم همه شما به نوعی تو پستاتون به این مسئله اشاره کردید که بین کاربران انجمن فرق نیست اما با این حرکاتتون نشون میدید که بین حرف تا عملتون یه دنیا فاصلست!!

به نظر شخصیه بنده هیچ ایرادی نداره اگه بابک خیلی با بچه ها گرم میگیره ...نباید این گرم گرفتن و این خلوص نیتشو ربط بدیم به بی مزه بودن و اخلاقش! خدا شاهده تو این مدت از ایشون و سایر دوستان جز محبت بنده هیچی ندیدم ..حالا چرا اخلاقش و نیتش! به مذاق یسری از دوستان خوش نمیاد بماند!!!

بهمون رسوندن تو میتینگ ها پشتمون حرف زدن! ازشون ناراحت نشدیم فقط به خدا واگذارشون کردیم به خاطر طرز فکرشون ! جرممون این بوده همیشه هوای همه بچه ها رو داشتیم... و به بروبچ قدیمی و مثلان گونده!!! گیر دادیم...

تو چند سال اخیر یسری از دوستانی مثل کیومرث و .. حمایت کردم ...اون موقع منو مورد انتقاد قرار دادن اما الان همین کیومرث محبوب دل همون دوستان منتقد شد...چرا ؟ چون ذات و فطرت طرف پاک بود و انگ بهش نمیچسبید ...

کاری به سوئ تفاهمات و نظر کسی در قبال مثلن بابک ندارم ..بالاخره نظر شخصیه من اینه که شاسکول تر معین رایپر تو انجمن نداشتیم همونطور که بامرام تر از عرفان نداریم!

اما..!

ساسان جان این انجمن مال منو و تو نیست که کسی رو محکوم به موندن یا نموندن کنیم همونطور که اخلاق من یا هر کاربری دیگه به ارمین و شاهین فلاکت ربطی نداره که تو جمع عنوان کنم !

همین خوده ساسان یه نمونه از کاربرانی بود که از کاربری رشد کرد نه از وقتی مدیر بشه...اگه ما 4 تا مثل ساسان داشته باشیم دیگه چه غممونه! بابک کمی هم در مورد ساسان اشتباه کرده...بحث های دیگه به این بنده خداربط نداشته...

همه شما ذاتتون پاکه اما در قبال یه نیش زود جبهه میگیرین...

بهرحال اینها مهم نیست ..مهم راهیه که ما توش قرار داریم ! یادمون باشه دلیل خوب بودن این چند ساله انجمن ما فقط و فقط و فقط بخاطر رفاقت صمیمی کاربرانش بوده نه غیر اون ....

اگه میخواید این رفاقتو بهم بزنید پس بهتره اول از ما که گوندشونیم !!! شروع کنین!نه دوستانی که نیتشون تو انجمن فقط و فقط رفاقته!!!...

یا علی...

The Phenom
01-08-2011, 09:28 PM
حرف ابولفضل درسته ولی من یکم مخالفم

بابک از همون اول باید یکم صبر و تحمل بیشتری نشون میداد تا اصلا کار به جایی نرسه که یه سری حرفا زده بشه

الان همتون هم بیایین به من بگین مثلا زیاد حرف میزنم یا چیز دیگه امکان داره ناراحت بشم ولی مطمئن باشین خودمو کوچیک نمیکنم که بگم ناراحت شدم از حرفتون و غرورمو بخوام بشکونم

سرمو بالا میگیرمو کارامو انجام میدم و طبق عادت همیشگیم هر حرفی رو که خوشم نیاد به عضو شریف حواله میدم ( ببخشین رک میگم )

ساسان میتونست اون سوالو مثل بقیه که ازشون سوال میشه بپیچونه که این کارو نکرد و من اصلا با همین اخلاقش حال میکنم که رکه

ولی بابک عزیز که یه جورایی همشهری هم هستیم همونطور که گفتم چیزی نمیگفت و خودشو سبک نمیکرد بهتر بود و الباقی ماجرا که ابولی جون :7: :4: گفت

Goldberg The Man
01-09-2011, 12:05 AM
خوب لپ کلام رو حاج ابوالفضل گفت و نکته مهم رو داش بهمن...مورد خاصی نیست که ما بگیم ولی یکم لازمه بعضی مسائل و توهماتی که تو ذهن عده ای ممکنه باشه رو اینجا باز کنیم و پنبه اش رو بزنیم...

اول راجع به بابک...همونطور که داش ابوالفضل گفت نه اینکه رفیقمه الان بخوام چیزی در دفاع ازش بگم...و نیازی هم نمیبینم برای اثبات این موضوع قسم جلاله بخورم چون اصلا تو ذاتم نیست این روحیه...هر کی که اینجا به قول ابوالفضل بهش ظلمی بشه یا در حقش بی انصافی و اجحاف بشه وظیفه همه است که ازش دفاع کنن...البته به این معنا نیست که بنده خالک زنک بازی در بیارم و تو کوچکترین درگیری ها و مسائل وارد بشم و اینطوری خودم رو کوچیک کنم و شان خودم رو پایین بیارم,وقتی باید علنی دفاع کرد که اون قضیه و مشکل هم علنی شده باشه و دیگه همه خبردار شده باشن ازش...مثل همین قضیه بابک...

ببینین بابک یه کاربری بود مثل همه کاربرا منتها از همون اوایل فعال شدنش مدام به بنده یا ابوالفضل به انواع مختلف اظهار لطف و محبت میکرد...حالا یا تو پشت ها یا تو پیام پروفایل و و و...حالا ایشون به هر دلیلی مثلا از ابوالفضل و بنده خوشش اومده و شروع کرده به اینکار...بنده باید در جواب اظهار لطف بقیه چکار کنم؟ فحشش بدم؟ بهش بگم مایه خالی نکن؟ خوب بنده هر چی به ایشون میگفتم ما رو خجالت نده و بسه اینقدر اظهار لطف و ایها,ایشون کار خودش رو ادامه داد...خوب وقتی یه نفر از بنده به درست یا به غلط خوشش اومده و میخواد با ما دوست بشه چکارش کنم؟ خوب عقل و احساس و انسانیت من میگه جواب محبت,محبت است و بس...خوب ما هم طبیعتا با ایشون دوست شدیم و مثلا شماره گوشی دادیم و این حرفا...چه عیب و ایرادی به این پروسه ای که تعریف کردم وارده؟؟

تو یاهو ساسان به من گفت به نظرش بابک یک مایه خال درجه 1 هستش...اولا که این معلوم میکنه ساسان از کجا پر شده و این ذهنیت چطور تو ذهنش شکل گرفته و معلوم میکنه چقدر هجمه و حرف پشت سر این بنده خدا هست که یکی از نمود هاش این حرفه که ساسان میزنه...حالا ما به این قضیه کار نداریم...بنده گفتم کسی مایه خالی میکنه که از این کار منفعت و فایده ای بهش برسه...خوب مثلا الان ایشون مال ابوالفضل رو بماله بهش چی میرسه؟ پول,مقام,شهرت,مدال,چی؟؟؟ این چه روحیه و ذهنیتی هستش که آقایان دارن؟ خوب حضرات روا میدارن ما هم به محض اینکه x به y گفت آقا بهت ارادت داریم و دوستت داریم,بگیم آها ببین چطور داره مال y رو می ماله؟؟ یا تو چند تا عکس یکی دستش رو خیلی صمیمی انداخته باشه رو شونه یکی دیگه یعنی داره میماله براش یا پاچه خواری میکنه؟؟ یک بام و دو هوا که نمیشه,اگه اظهار ارادت و محبت شد چاپلوسی و پاچه خواری و مالیدن,همه اینجا زیر سوالن...

اینم که من الان تو تاپیک نقد کاربران دیدم برادر حسین تختی گفته بابک باید اول از کوچیکا شروع میکرد و بعد میومد با ما مثلا بزرگا رفیق میشد حرف درستی نیست به نظرم...اولا که نه من و نه ابوالفضل و نه بهمن و امثالهم خودمون رو به عنوان "بزرگان" قبول نداریم....بزرگی به سن و سال که نیست...به قدیمی بودن هم نیست...و ماها هم اشخاص ویژه و خاصی نیستیم که...یکی هستیم مثل بقیه...حالا تو هر جایی یه عده بیشتر تو چشمن و بقیه دوستشون دارن...دلیل بر این نیست که اون عده تافته جدا بافته ان...دوما اینکه مگه اینجا اداره و وزارت خونه اس که مثلا برای ارتقاء درجه باید سلسله مراتب طی کرد؟ یه فرومه تو محیط مجازی...هر چه خواهد دل تنگت بگو...دیگه اینجا که چارچوب و کلیشه نداره...یا گویا یه بازی کامپیوتری هستش که کاربر جدید مثلا باید از زیر 50 پسته ها شروع کنه و به تدریج مرحله ها رو رد کنه و مثلا غول آخرش هم من و ابوالفضلیم!!!

اینا دیگه به نظرم زیادی جدی گرفتن همه چیزه...بازم میگم یه بنده خدایی یه مدت فقط خوننده بوده تو سایت...خوب طی این مدت از چند تا بنده دیگه خدا خوشش میاد و تصمیم میگیره به فعالیت و یوزر جدید درست میکنه و از همون اول به اونایی که باهاشون حال میکرده اظهار دوستی میکنه و اونا هم میبینن طرف بچه پاک و با محبتیه خوب طبیعتا باهاش رفیق میشن...و بنده هم تو این مدت عیب و ایرادی از ایشون ندیدم...حالا اینکه مثلا تو نوع پست دادن میخواد شبیه ما بویسه اینم ایرادی نداره...خود من هم اون اوایل خیلی زیاد از سبک نوشتاری داش ابوالفضل الگو میگرفتم...مشکلی نیست...به نظر من گیر دادن به این طور ریزه کاری ها و اینقدر حساسیت به خرج دادن ها و این جزییات بی اهمیت رو بزرگ کردن نشونه غرض و مرض داشتن زننده این حرفه...و الا انتقاد یعنی گفتن کاستی ها و عیوب در کنار مزیت ها و خوبیها و نکات مثبت...خوب وقتی اینطور از چپ و راست بدترین حرفا پشت یه بنده خدای بی آزار زده میشه یعنی هدف اصلی چیز دیگه ای هستش...

و اما اینکه گفته شده ابوالفضل و من باند تشکیل دادیم و توطئه داریم میکنیم و نقشه میکشیم و این و اون رو میخوایم خراب کنیم و این طور توهمات و لاطائلات...ببینین آقایون بنده به شخصه تو زندگی واقعی کار و دغدغه ذهنی و دلمشغولی اونقدر دارم که جا برا چیز دیگه ای نیست...در واقع ظرفیتم تکمیله...حقیقتا اونقدر بیکار نیستم که صبح تا شب بشیم تو سایت و هی اینجا و اونجا رو زیر نظر بگیرم و هی دنبال زدن زیر آب فلانی و خراب کردن بهمانی و پشت سر بیساری حرف زدن و این حرفا باشم...این خاله زنک بازیها نه به سن من میخوره,نه به شخصیتم و نه با ذاتم سازگاره...

تز بنده اینجا یک چیز بیشتر نیست: "محبت,صمیمیت,رفاقت,برادری,دو ستی, بر پایه احترام متقابل" خدا رو شکر با همین تز هم هستش که الان رفقا و داداشای گلی مثل ابوالفضل و هادی و بهمن و و و رو پیدا کردم...خدا شاهده پارسال که برا میتینگ رفته بودم تهران و خونه داییم بودم اونجا,وقتی بهشون میگفتم برای دیدن دوستای اینترنتیم این همه راه از مشهد اومدم تهران,اصلا باورشون نمیشد...این چه محبت و صمیمیتیه که ابوالفضل رو از اهواز میکشونه شمال یا تهران,یا من رو از مشهد به تهران؟؟...به شخصه تو هیچ فرومی اینطور رفاقتی ندیدم...و واقعا هم به هامون بابت ایجاد اینطور فضایی هم تبریک میگم و هم بهش مدیونم...

ظاهرا ابوالفضل و بنده و امثال ما جرم های زیادی داریم که پشت سرمون حرف و حدیث درمیارن...جرم اولمون رو که بالا توضیح دادیم! خوب ما میگیم دوستی و برادری,آقایونی هستن که این رو معادل چاپلوسی و مالیدن میدونن و میگن در دنیای مجازی که نمیشود رفاقت کرد! در حالیکه خلافش ثابت شده...و نظریه ای که یک مورد خلافش ثابت بشه از اعتبار ساقطه...در هر صورت این طور میشه که ما میشیم سران فتنه و دنبال باند و حزب تشکیل دادن! و یک روز میگن داریم "میتازونیم" و "زیر سرمون بلند شده" و روز دیگه به خاله زنک بودن متهم میشیم و میگن "الان پشم سفید های انجمن میان" و روز دیگه به خاطر اعتقاداتمون مسخره میشیم و تیکه و میندازن و به کنایه صحبت میکنن و گویی ما هم گوشمون دارزه و نمیفهمیم!

نه خیر آقایون گرانسنگ! میفهمیم ولی اهمیت نمیدیم...چون اگه میخواستیم مثل بابک که به قول بهمن صبوری نکرد و میخواست زود صورت مساله رو پاک کنه و بره عمل کنیم و به هر تیکه و کنایه و حرفی که جلوی رو یا پشت سرمون میگن اهمیت بدیم و یقه بگیریم و جواب بدیم و معرکه بگیریم,باید تا الان شونصد بار خداحافظی کرده بودیم و رفته بودیم...بنده خودم تو زندگیم یه اصلی دارم و اون اینه که به هیچ وجه من الوجوه اهمیتی برای حرف و نظرایی که پشت سرمه اهمیتی نمیدم...اگه آدم بخواد مدام گوشش به دهن این و اون باشه که آسایش نداره هیچوقت...از قدیم گفتن دروازه رو میشه بست دهن مردم رو نه...مخصوصا اون مردمی که از روی دشمنی و غرض حرف بزنن...و همونطور که ابوالفضل گفت فروم ارث پدر هیچکس نیست و ما هم به امید خدا تا موقعی که رفقای گل و داداشای عزیزمون باشن به عشق اونا و فقط به عشق اونا هستیم اینجا...و الا این فروم چیز مفیدی برا ما نداره...از کچ که خیلی وقته زده شدیم و باقی قسمتها هم که تو این اقیانوس اینترنت بالاخره پیدا میشه...

ما به چیزی که از این فروم میخواستیم خیلی وقته که رسیدیم و اونم دوستانیه که نه فقط به زبون بلکه در عمل مثل برادر همدیگه رو دوست دارن...جلوی همدیگه نمیگن کارت درسته و مخلصم و ارادت دارم و بعد پشت سرت نیش بزنن و تهمت بزنن و تمسخر کنن...امروز ازت تعریف نمیکنن و فردا هر چی دلشون خواست پشت سرت بگن...در یک کلام,دو رو نیستن,حرف و عملشون یکیه.

و در نهایت اینکه از قدیم گفتن دل به دل راه داره...مطمئن باشین از روی باد معده و بیخودی و همینجوری نمیشه دو نفر رفیق صمیمی بشن مثل ابوالفضل و معین مددی یا هادی و بهمن و و و ...از قدیم گفتن حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند...هر کی بی شیله پیله و از روی صداقت و پاکی و زلالی اظهار محبت کرد مهرش به دل طرف مقابل میشیه...و الا جز یک رابطه تصنعی و پوچ و مسخره و بچگانه چیز دیگه ای نیست....هدف ما این بود و هست که هر چقدر میتونیم با همه رابطه ای از وع اول برقرار کنیم...وقتی اینطور رابطه ای پیش اومد مطمئن باشین اون احترام و حرمت ها هم خود به خود رعایت میشه...ولی تو رابطه دوم سر اولین مسئله و شبهه و سوء تفاهم میبینین کسایی که تا دیروز چاکرم مخلصم میگفتن یه دفعه چطور مثل گرگ به سر و کول هم میپرن و اونجاست که مصنوعی بودن حرفا و کارای قبلیشون رو میشه...

هر کی به ما محبت کرد با محبت جوابش رو دادیم و میدیم و هر کی کینه و تنفر و بغض داشت بهش اهمیتی ندادیم و نمیدیم...ادعایی هم نداریم و خودمون رو تافته جدا بافته و گنده انجمن نمیدونیم و فرقی بین خودمون و کاربری که همین یه دقیقه پیش ثبت نام کرده قائل نیستیم...اینا رو هم از ته دل میگیم و شعار نمیدیم و فکر کنم در عمل هم ثابت کردیم...

دست هر کی که به ما لطف داره و محبت داره رو میفشاریم و مخلص این محبت پاک و بی آلایش و معرفت و مرامشون هم هستیم...تا الان اگه تو هر مسئله ورود کردیم خواستیم کدورتی بین بچه ها نباشه و جو همیشه بر پایه محبت و رفاقت باشه...حالا مطمئنا عده ای از ماها بدشون میاد,خوب بیاد...متنفرن,خوب باشن...صد البته هر کی یه سلیقه و طرز فکری داره...ما هم دنبال تغییر دادن ذات افراد نیستیم و ربطی هم نداره بهمون...چیزی که فکر میکنیم حق هستش رو میگیم ...البته خوشبختانه یا متاسفانه دل به دل راه داره ...البته ما که هر چی فکر میکنیم هیزم تری به کسی تا حالا نفروختیم که باعث بوجود اومدن دلخوری و کدورتی بشه و هر مسئله ای بوده که احساس کردیم کدورتی هست سریع سعی کردیم از دل طرف در بیاریم و نقطه کور و تاریکی باقی نذاریم.....و البته این رو هم بگم که اکثر بچه ها خوشبختانه این روحیه تمایل به رفاقت و صمیمیت رو دارن و این از جو و فضا کلی حاکم بر فروم مخصوصا در گذشته کاملا مشخص و واضحه...و رفاقتهای جدید رو هم میبینیم روز به روز...امید که این رفاقیتها از نوع اول باشه...

زیاده عرضی نیست...یا علی.

Ð-i-R-Ť-Y
01-09-2011, 06:58 AM
دوستان یه مسئله رو چقدر بزرگ میکنید ؟
یه سوال بود پرسیده شد ، ساسان هم رک جوابش رو داد !
بالاخره جنبه هم خوب چیزیه آقا بابک

ساسان عرفان رو اونجوری نقد کرد ، هیچی نشد
این همه به بچه های دیگه حرف زد ، هیچی نشد
مرتضی شایق رو پارسال اونجوری نقد کرد ( که به کودتای 9 دی معروف شد ) ، هیچی نشد
حالا شما ببین چه جوری از کاه ، یه کوه ساختی!

ناراحتم شدی خیلی شیک و تمیز به ساسان میتونستی یه پ.خ بدی مشکلتون رو حل کنید!
کاملاً معلوم بود واسه چی این پست رو اینجا دادید ...

Ғ Д † Д Ł β
01-09-2011, 09:28 AM
دوستان یه مسئله رو چقدر بزرگ میکنید ؟
یه سوال بود پرسیده شد ، ساسان هم رک جوابش رو داد !
بالاخره جنبه هم خوب چیزیه آقا بابک

ساسان عرفان رو اونجوری نقد کرد ، هیچی نشد
این همه به بچه های دیگه حرف زد ، هیچی نشد
مرتضی شایق رو پارسال اونجوری نقد کرد ( که به کودتای 9 دی معروف شد ) ، هیچی نشد
حالا شما ببین چه جوری از کاه ، یه کوه ساختی!

ناراحتم شدی خیلی شیک و تمیز به ساسان میتونستی یه پ.خ بدی مشکلتون رو حل کنید!
کاملاً معلوم بود واسه چی این پست رو اینجا دادید ...

با سلام
اول از همه از دوستان بالا کمال تشکر رو دارم(به این میگن *** !!!)
نکته اول اینکه من در اصل به خاطر بیمزه خونده شدنم توسط ساسان ناراحت نبودم
ناراحتیم به خاطر حرف و حدیثایی بود که تو پ.خ ها یا تو یاهو عنوان میشد
ساسان کاملا به قول خودتون رک اومد جلوی همه نظرشو گفت!!
من مشکلم با اون حرفایی بود که پشت سرم بود
توضیح کاملش رو تو پست نقد کاربرا میدم تا بدونید چه کارای عجیبی تو این انمجمن پشت من کردن که خودم دارم شاخ در میارم

ادب رو رعایت کنید

SASAN
01-09-2011, 09:40 AM
اما من چيز ديگه اي متوجه شدم !
وقتي ارمين به شما توپيد سر قضيه اي كه باهاش مشكل داشتين .
شما به جاي اينكه جواب ارمين رو بدين و مشكلتون رو باهاش حل كنين ,
شما جواب منطقي به اون ندادين . و تو جوابتون اومدين باز شب شيشه اي من مشكل پيدا كردين.
كه چرا گفتم بي مزه يا ابدارچي .!
كه اصلا براي من معقول نبود . وگرنه من كاري با پست اولتون نداشتم !

وگرنه من از اول اصلا با شما مشكلي نداشتم كه بخوام بحث به جاهاي باريك بكشه !


فعلا .... .

Ғ Д † Д Ł β
01-09-2011, 11:02 AM
اما من چيز ديگه اي متوجه شدم !
وقتي ارمين به شما توپيد سر قضيه اي كه باهاش مشكل داشتين .
شما به جاي اينكه جواب ارمين رو بدين و مشكلتون رو باهاش حل كنين ,
شما جواب منطقي به اون ندادين . و تو جوابتون اومدين باز شب شيشه اي من مشكل پيدا كردين.
كه چرا گفتم بي مزه يا ابدارچي .!
كه اصلا براي من معقول نبود . وگرنه من كاري با پست اولتون نداشتم !

وگرنه من از اول اصلا با شما مشكلي نداشتم كه بخوام بحث به جاهاي باريك بكشه !


فعلا .... .

ساسان جا ن قضیه آرمین فرق میکنه
من همینجوریش باهاش مشکل دارم چه برسه به ایننکه بخوام باهاش درگیرم بشم
واسه همین حرفای من رو تو پست اون زیاد جدی نگیر
ولی اگه دقت کرده بود همون اول هم گفتم که مشکل اصلیم با اون کارایی هستش که توضیح کاملش رو تو تاپیک نقدم دادم
حرفای تو هم درسته ناراحتم کرد(به قولی میتونستی بپیچونی جواب ندی)ولی الان که میفهمم شما رک تشریف داری:دی
اصلا ازت گلهخ ای به دل نذارم
اون چیزایی که پشت من گفته شده بی مزه و. آبدارچی باید پیش اونا لنگ بندازه
تو پ.خ هم گفتم احترامت به عنوان مدیر برتر محفوظه( ****** !!)

ادب رو رعایت کنید x2

Xtreme
01-09-2011, 02:43 PM
به نظر من شما اگه با كسي رفيق هستي يا دوستش داري خيلي خوبه ولي وقتي كه شما مثلا توي امضا يا آواتارتو پر از عكسهاي رفيقات ميكني اين ذهنيت بوجود مياد كه شما داري چابلوسي ميكني ، الان نگاه كن كدوم يك از بچه هاي انجمن آواتارشونو عكس دوستاشون گذاشتن ، اگه بگي آواتار خودته و اختيارشو داري پس نبايد از حرفهايي كه زده ميشه ناراحت بشي . من نه با شما تا حالا هم صحبت شدم نه ديدمت ولي با توجه به پستهايي كه ازت ديدم يه چيزي ميگم اميدوارم ناراحت نشي ، رفتار شما و حرفهايي كه ميزنيد اصلا در حد يك آدم بالغ 20 ساله نيست .

The Phenom
01-09-2011, 04:05 PM
اگه اجازه بدین من حرف اخرو بزنم و والسلام

به نظرم همتون یه ضرب المثلی رو که میگه خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو رو شنیدین

بابک جان من درکم از شخصیت و منشت اینه که دوس داری تو کانون توجه باشی ( برداشت شخصیه منه ) و این انصافا نه بده نه جرمه امکان داره کسی خوشش نیاد یا کسی با قضیه مشکل داشته باشه ولی بینی و بین الله گناه نیست

ولی هر کاری راه خودشو داره مثل پولدار شدن که یکی دزدی می کنه یکی زحمت می کشه و من فکر کنم راهشو درست انتخاب نکردی

و یه نکته دیگه که باید عرض کنم اینه که سعی نکن همیشه ناراحتیتو به طور مستقیم بروز بده ( البته بعضی وقتا شدت عمل لازمه ) خود من از حامد چند سال پیش دلگیر بودم بابت یه سوءتفاهمی که چند سال طول کشید تا برطرف بشه ولی هیچ وقت مستقیم نرفتم تو روش بگم یا اینکه تو انجمن عنوان کنم

بعضی وقتا گذشت زمان انتخابای بهتری به ادم می ده


اینا رو به تو گفتم ولی چند کلمه حرف حساب هم با جناح مخالف :4: دارم

اقا رک بودن خوبه در حد تیم منتخب جهان ولی خداییش یکی علنا بیاد تو روتون بگه من تحمل ریختتو ندارم شما بهتون بر نمیخوره؟ ( دروغ بگین اخته میکنمتون ها :57: )

بابا این انتقاد دین ج**ه هم راه روش خودشو داره به مولا نا سلامتی همه اینجا با هم سلام علیک داریم اخه اینم شد رسم دوستی

تو همین انجمن من با پژمان خودمون یه شوخی کردم که بنده خدا یا تو مود شوخی نبود یا اصلا قیافه من واسش فول بود منم 5 جا گفتم پژمان جا معذرت می خوام تا همه ببینن کسی که کار اشتباه می کنه حتی اگه قصدشو هم نداشته باشه باید پای اشتباهش واسته . از اون به بعد هم در حد یه سلام علیک با پژی برخورد دارم که این حق هر کسیه که با کی بخواد در چه حدی رابطه داشته باشه

بازم تکرار میکنم هر کسی به میل خودشه که از کی خوشش بیاد از کی خوشش نیاد به هیچ کس هم مربوط نیست ( حتی به هیچکس :4: )

و توصیه اخرم به همه حتی خودم اینه که جنبتونو ببرین بالا که فردا پس فردا تا کسی حرف زد بهتون نرین غصه نخورین :4:


( خود من یه زمانی نا فرم بی جنبه بودم ):55:


----------------



اقا رک بودن خوبه در حد تیم منتخب جهان ولی خداییش یکی علنا بیاد تو روتون بگه من تحمل ریختتو ندارم شما بهتون بر نمیخوره؟ ( دروغ بگین اخته میکنمتون ها :57: )


نه من بهم بر نمیخوره :d

I Am Legend
01-09-2011, 05:28 PM
نمی خواید بس کنید؟!

The Enigma
01-09-2011, 05:34 PM
انجمن رسماً یخ زد :|

چیه این خاله زنک بازیا ? من دقیق نمیدونم چی به چیه ولی آخه مگه چقدر مهمه یکی یه زری پشت سر یکی دیگه زده یا گفته مثلا فلانی لوسه , خب که چی ؟ طوری دارید بحث میکنید انگار امنیت بین الملل در خطره

آقا انجمنه , مجازیه ! دو روز دیگه هم میخوایین برین یکی دیگه میاد تموم میشه !

AmiRi
01-10-2011, 09:44 PM
در پی اهانت مرد کوچکی به نام امیر عاملی به استاد شجریان توسط انتشار شعری در خبرگزاری فارس، خودنتون این زیر بخونبد ببینید چی نوشته :






خبرگزاری فارس، سروده امیر عاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.








در پاسخ به منــ ــافــ ــقــ ــانی که می خواهند با صدای سوخته شجریان، مردم ایران را تحقیر کنند؛ مردمی که سرافراز و عاشقند مردمی که از جنس شقایقند.








گم شدی آوازه خوان پیر ما ……….. گم شدی آخر به زیر دست و پا






کرد بیگانه تو را ابزار خویش ……….. خود شدی تا نور حق دیوار خویش






ربنایت چون خودت از یاد رفت ……….. خیل شاگردان، هلا! استاد رفت






رفته*ای از پیش ماها دور حیف ……….. در سر پیری شدی مغرور حیف






مطرب عهد شبابم بوده*ای ……….. مزه نان و کبابم بوده*ای






خوب می*خواندی صدایت خوب بود ……….. بعد تاج اصفهان مطلوب بود






می‏زدی چه چه برای شیخ و شاب ……….. با نوای تار و تنبور و رباب






هست ساز اینک ولی آواز نیست ……….. یک در گوشی به سویت باز نیست






تا نپیوندی عزیزم بر زوال ……….. کاشکی بودی مرید اعتدال






مکر آمریکا تو را منفور کرد ……….. زرق و برق غرب چشمت کور کرد






چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی ……….. مثل آن مطرب که بد می*زد شدی






«سایه»ات فرموده بود آوازه*خوان ……….. که مرید پیردل باش و بمان






لیک *ای مطرب دریغا که غرور ……….. کرد از مردم تو را صد سال دور






وقت پیری ناز کردی با همه ……….. ناز را آغاز کردی با همه






ناز کم کن سوی ملت باز گرد ……….. کم بگو از یأس ای استاد زرد»

:70:







جوابیه استاد شجریان:






مطلع گردیدم که این بنده را مور خطاب قرار دادید .






با اینکه از فن شعر سرایی بهره چندانی ندارم لیکن چند بیتی فی البداهه و بی ویرایش در جوابتان نگاشته شد ، باشد که قضاوت بین ما واگذار شود به ملت بزرگ ایران .






خاک پای ملت ایران – محمد رضا شجریان







گم نخواهد شد صدای ناز من ……….. چونکه از دل می رسد آواز من






این نه آواز من و ساز من است ……….. این صدای سالهای میهن است






ربنا خواندم که ملت روزه بود ……….. روزه ی دل بود و غمها می فزود






من صدای شادی این مردمم ……….. من خود آزادی این مردمم






حیف عمری را که جهل آمد پدید ……….. حیف ملت رنگ آزادی ندید






من نه پیرم آنچه را گفتی حسود ……….. پیر راهم دان به هر بود و نبود






مطربم خواندی عزیزا ، جاهلی ……….. جاهلی؟ نه ،نه ،بلکه عاملی






تاج را قدرش شناسی بی خرد ……….. ای که خواندی ملتی را رنگ زرد؟






ملتی را گر ندیدی . مرده ای ……….. چوب رب را بی صدا تو خورده ای






این نشان است تا روی رو به زوال ……….. هرکه شد خارج ز مرز اهتدال






قدر “سایه” می شناسی ای عدو؟ ……….. او که هجرت کرد از رفته بر او






سایه خورشید است در این آسمان ……….. گرچه گفته است او مرا آوازه خوان






خانه ی من شد دل پیر و جوان ……….. معبد عشاق دل شد آستان






من غرور خود ز ملت یافتم ……….. نی به زر یا زور قدری یافتم






ناز را بازار ملت می خرد ……….. ملتی نامم به عزت می برد






من اگر خاشاک باشم بهتر است ……….. بهتر از آنکس که مخدوم زر است






خادمش افسوس نادان است و بس ……….. کی شناسد فرق زر با جمله خس






من اگر پیرم ولی مستغنیم ……….. بی نیاز احترامم ،دون نیم






گوشه گوشه ،نام من آواز شد ……….. آگهی شعرت به کین ،همساز شد






جاهلا! زین بیش تو یاوه مگو ……….. رو ره عشق مرا ای دل بپو



بخور و دهنتو ببند ، مردک چهارپا ! (اینو خودم نوشتم :4:)

AmiRi
01-11-2011, 04:59 PM
یه چند روزیه رفتم تو خط شعر و ادب و طرب ! :4: همینجوری اتفاقی به این برخوردم گفتم شاید جالب باشه براون بزارم .

دلخوش از آنیم که حج میرویم



غافل ازآنیم که کج میرویم



کعبه به دیدار خدا میرویم



او که همینجاست کجا میرویم



حج به خدا جز به دل پاک نیست



شستن غم از دل غمناک نیست



دین که به تسبیح وسروریش نیست



هرکه علی گفت که درویش نیست



صبح به صبح درپی مکروفریب


شب همه شب گریه وامن یجیب؟

legendarp
01-15-2011, 01:30 AM
سلام برو بچ
فقط اومدم بگم
----------------------
هووی ساسان
یعنی جونور (( ساسی لینکین پارک)) این کینگ آف اسپمر که بهت می گفتن حقته
شدی اینهونه این جقه همایونی مثل عکس امام بالای سایت می مونی هر روز باید ببنیمت
من موندم مگه تو چندتا پست دادی که تشکر از کردن که این بالا خشک شدی
ببین علی دایی که نفر بعد از تو نصف توام پست نداره
یعنی من دستم بتو نرسه ای لعنت بر اون م.............( بلند بگو بشمار )
حالا خوبه 2 سال هم از ماها دیرتر عضو شدی اینجوری نمی شه
حداقل آواتارت رو عوض کن یه عکس دیگه بزار تکراری نشه
محض احتیاط می گم می خوای عکس آقا رو بزار اونوقت دیگه هرگز سایت رو هیتلر نمی کنن اگر بیان ببینن می گن توی این سایت شب چهارشنبه تو رینگ نماز جمعه می خونن یکشنبه هم کلیسا نماز امام زمون یا شایدم فکر کنن اینجا هر جمعه صبح دعای ندبه آنلاین می زارن .
ماه محرم ها آواتارت رو بکن عکس قیمه بازدیدمون بره بالا کاربر هست که با قابلمه پشت درای سایت می مونه که قیمه آنلاین بخوره .
این کارار بکن حتما چون با این منوال که پیش بره تو حالا حالا ها عکست اونجاست فکر کنم باید عکس تورو جزو بنر کنن که کاربرای دیگه واسه فعالیت هم امیدوار بشن نه
--------------------------
دوستایی که عرایض بنده رو تایید می کنن برای شرکت می تونند تشکر کنند مثل همین کسی که نمی خوام با انگشت نشونم بدم اسپم نزنن
----------------
فدای همه
به زودی منو 4 خط در میون بیشتر می بینید
یا حق

SASAN
01-15-2011, 01:14 PM
سلام برو بچ
فقط اومدم بگم
----------------------
هووی ساسان
یعنی جونور (( ساسی لینکین پارک)) این کینگ آف اسپمر که بهت می گفتن حقته
شدی اینهونه این جقه همایونی مثل عکس امام بالای سایت می مونی هر روز باید ببنیمت
من موندم مگه تو چندتا پست دادی که تشکر از کردن که این بالا خشک شدی
ببین علی دایی که نفر بعد از تو نصف توام پست نداره
یعنی من دستم بتو نرسه ای لعنت بر اون م.............( بلند بگو بشمار )
حالا خوبه 2 سال هم از ماها دیرتر عضو شدی اینجوری نمی شه
حداقل آواتارت رو عوض کن یه عکس دیگه بزار تکراری نشه
محض احتیاط می گم می خوای عکس آقا رو بزار اونوقت دیگه هرگز سایت رو هیتلر نمی کنن اگر بیان ببینن می گن توی این سایت شب چهارشنبه تو رینگ نماز جمعه می خونن یکشنبه هم کلیسا نماز امام زمون یا شایدم فکر کنن اینجا هر جمعه صبح دعای ندبه آنلاین می زارن .
ماه محرم ها آواتارت رو بکن عکس قیمه بازدیدمون بره بالا کاربر هست که با قابلمه پشت درای سایت می مونه که قیمه آنلاین بخوره .
این کارار بکن حتما چون با این منوال که پیش بره تو حالا حالا ها عکست اونجاست فکر کنم باید عکس تورو جزو بنر کنن که کاربرای دیگه واسه فعالیت هم امیدوار بشن نه
--------------------------
دوستایی که عرایض بنده رو تایید می کنن برای شرکت می تونند تشکر کنند مثل همین کسی که نمی خوام با انگشت نشونم بدم اسپم نزنن
----------------
فدای همه
به زودی منو 4 خط در میون بیشتر می بینید
یا حق

آواتار من داراي ريش و محاسن است :4: . هيلتر نميشه . تازه به هامون به خاطر اين موضوع تشويقي هم دادن :84:

Blood Raven
01-15-2011, 04:46 PM
بچه ها داره تو قزوین برف میاد یعنی کولاک اگه همینطوری ادامه بیابه فردا تعطیلیم .

Didoo
01-15-2011, 09:11 PM
آقا تهران چه خبره ...
عین چی داره برف میاد از ساعت 17.45 ... رفتیم رو دیوار پشت شهرک هر ماشینی دور میزد رو زرپ !!! با برف میزدیم !
افغانیه از اون ور خیابون یه دونه گولله برف زد ، پدر ســگ عمود اومد تو گوشم !!
یه آدم برفی هم ساختیم با دوستان که یکی رو یلند کردیم و انداختیم اون تو ...
یه سوال - فردا دبیرستان !!! های تهران تعطیله !؟!؟!؟؟!؟!
یکی جواب بده که ساعت چند بخسبم :دی !
یا حقّ ! :4:

legendarp
01-16-2011, 09:56 AM
خوب می بینم که همه رو تطعطیل کردن همه خوابین

amir-aghaei
01-28-2011, 07:59 PM
خوب می بینم که همه رو تطعطیل کردن همه خوابین

ای سق تو سیا!! جدی جدی ملت خوابن!


یحتمل اسرار به خواب زمستونی رفته! باید از ساعل بیدارش کنیم!! :31:

یا علی..

The Survivor
01-28-2011, 08:19 PM
امروز سالگرد عضویتم تو انجمن هستش :1: .
تو این مدت دوستان بسیار خوبی پیدا کردم .
خواستم یه تشکری ازشون بکنم که هر کدومشون به یه نحوی کمکی به من تو اینجا کردن .
حسین. ساسان. عرفان. هامون. آرمان. شروین. آرمین. نوید. پژمان . مهرداد. مهرشاد. کیوان. ارسلان. امیر. شایان. شهریار. سعید. سعید شرلوک. حامد. سجاد. بابک. پوریا. آرمان
و بزرگتر های فروم مثل ابوالفضل . میر علی . بهمن . پویان .
یه تشکری از همه خواستم بکنم اگه اسم کسی از قلم افتاده شرمنده !
امیدوارم این سالگرد ها ادامه داشته باشه :4: .
بای .

The Shadow
01-28-2011, 08:32 PM
بابا چیکار کنم ، هی میخوام یه اسپم بزنم پستام رند شه نمیشه که :4: حد اقل یه اسپم اینجا بدم که بشه 3000 تا بیشتر می ارزه :4:

البته دیگه با تعداد پستهایی که بچه ها بالا دارند رقابت پستی در انجمن وجود نداره :70:

JMJ
01-28-2011, 10:11 PM
کاشکی رشت هم برف بیاد خسته شدیم از بارون ! :4:

Ғ Д † Д Ł β
01-29-2011, 03:42 PM
ای سق تو سیا!! جدی جدی ملت خوابن!


یحتمل اسرار به خواب زمستونی رفته! باید از ساعل بیدارش کنیم!!

یا علی..


با سلام خدمت اسراریهای گل گلاب
والا داش ابوالفضل خوابیدن اسرار توطئه ای بیش نبود و نخواهد بود
کسایی که سعی در بد جلوه دادن اسرار داشتند به شکل فجیعی رو سیاه گشتند!!!
به هر حال بعد مدت عدیدی امروز خواستیم یه حالی به اسرار بدیم و یه سفر نامه بنویسیم
سفرنامه کوتاهیی خواهد بود ولی امیدوارم به دلتون بچسبه
سفرنامه من در مکه و مدینه!!!!

.............................

بسم ا....
والا این رفتن ما به مکه هم حکایتی داشت واسه خودش.اولش قرار بود والده و ابوی بنده برن.یعنی فیش هم به اسم اونها بود.تا اینکه یه کاری واسه ابوی بنده پیش اومد و قرار شد که من به حاش راهی شم!!
واسه این کار باید یه حکم میگرفتی از دادسرا که نشون بده من به بلوغ فکری و عقلی رسیدم!!!.واسه این کار با والده رفتیم به دادسرا.جایی که تا عمر دارم فراموش نمیکنم.همه جور خلاف کاری بود!!
از ادم کش تا کسی که به روی زنش اسید پاشیده بود!!!.ما هم نوبتمون رسید و رفتیم تو.تو یه ملایی بود که قرار بود سوال بپرسه از ما!!.منم نشستم ولی داشتم میریدم به شلوارم!!
بغلم یه افغانی نشسته بود که یه زن و دو تا دخترش رو کارشون رو ساخته بود و بعد سرشون رو واسه شوهر زنه فرستاده بود.واقعا کم مونده بود از حال برم
این اخونده هم گیر داده بود که اگه یک میلیون بهت بدم چیکار میکنی؟؟!!.منم که تو حال خودم نبودم گفتم میرم زن میگیرم:55:.اخونده بهش برخورد و گفت که نمیتونه نامه رو امضا کنه
خوب شد والده پیشمون بود به اخونده حالی کرد که این نامه فقط برای رفتن من به مکه است.بالاخره اخونده راضی شد و گواهی رو داد.رفتیم سراغ بقیه کارای کاروان
چند روز مونده هم فهمیدم که راهنما و روحانی کاروان کسی نیست جز ایت ا... میر تاج الدینی نماینده مجلس و نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس!!!!
روز دوشنبه با هواپیما پریدیم و بعد به فرودگاه مدینه رسیدیم و بقیه راه رو تا مدینة النبی با اتوبوس رفتیم


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


.هتل ما هم اسمش بود بن داوود.درست بقل مسجد النبی!.کارهای زیارتی مون شروع شد
از قبر پیغمبر(ص) گرفته تا قبر نامعلوم حضرت فاطمه(س).به بقیع هم رفتیم.ماشا ا... این وهابی ها شور یه چیزایی رو بدجور درآوردن!!!.روز اول با شور و شوق رفتیم واسه نماز جماعت تو مدینةالنبی
یه سری توصیحه هایی کرده بودن که مثلا تو اخر نماز سه بار دستتون رو بالا نیارین و یا مثلا اینکه اونا به جای توحید یه سوره دیگه از قران میخونن.خلاصه نماز شروع شد و از بخت بد من سوره بقره خورد به پستم!!!.یارو هم یه جای سوره رو غلط میخوند بر میگشت از اول دوباره شروع میکرد .خلاصه تقریبا یه 53 دقیقه ای طول کشید تا فقط نماز چهار رکعتی تموم بشه!!.روزای آخر بود که تو مدینه بودیم که یه نفر از کاروان فوت کرد
خانوادش هم به دلیل هزینه بالای گمرک همونجا تو بقیع دفنش کرد.دفن که چه عرض کنم فک کنم با اون همه اهکی که روش ریختن به یه هفته هم نرسه که هیچ اثری از جسد نمونه!!!
یه سری مسائل واقعا جالب بود.وهابی ها با انتشار انواع و اقسام کتابا سعی داشتن تا جونای ایرونی که شیعه بودن رو از راه بدر کنن!!!
ما شاا... ایرانی ها هم کارایی میکردن که گاها باعث شرمندگی میشد!!.یه نمونش برداشتن خاک بقیع که اگه شرطه ها جلوی این کار رو نگیرن(که گرفتن!!)در عرض یه هفته کل بقیع رو میتونیم تو ایران بازسازی کنیم!!!
یه خاطره ای هم از قبر پیغمبر بگم که واقعا شیرین بود.بغل قبر پیغمبر یه چند تا فرش هسن که رنگشون سبز رنگه.اونایی که اطلاع دارن میدونن که طبق روایات این قسمت یکی از درهای ورود به بهشته
دیگه حساب کنین که نماز خوندن تو این ناحیه چقدر ثواب داره و چقدر سخته جا پیدا کردن تو این قسمت.ولی خدا رو شکر ایرانی ها خوب هوای هم رو داشتن و جاشون رو به عربا نمیدادن.منم منتظر بودم که یه اصفهانی بلند شد و جاشو داد به من.نشستیم و منتظر اذان شدیم
اذان شروع نشده بود که یه روحانی وهابی افغانی(این هربه وهابیها بود که پاکستانی ها و افغانیها رو استخدام کردن که بتونن با ایرانی ها فارسی رو راحت تر صحبت کنن!!!)اومد و گفت که از ایرانی ها میخوایم که موقعی که اسم پیغمبر میاد صلوات بلند نفرستن
ولی ایرانی های حاضر که رابطه خوشی با شرطه ها و اخوندهای وهابی نداشتن تا اسم پیغمبر اومد همگی بلند شدن و یکصدا یه صلواتی فرستادن که شرطه های قبرستان بقیع هم خبردار شدن!!
ولی چون تعداد ایرا نیها زیاد بود نتونستن هیچ غلطی بکنن!!.روزای آخر هم شروع کردیم به خرید.ماشاا... ایرانی ها اینقدر تو خرید دست و دلباز بودن که اکثر فروشنده فارسی و ترکی رو بهتر از عربی صحبت میکردن!!
عکس زیر فقط گوشه ای از خرید چند تا زن تهروونی و ترک و اصفهانی رو نشون میده که در عرض 2.5 ساعت از یک عدد فروشگاه خریده شده:4:



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



اونم چه خریدی...یارو میگفت مثلا 1000 تومن.ولی ایرانیها همون 1000 تومن رو 200 تومن میخریدن:55:
از مدینه که تموم شدیم رفتیم مکه و احرام بستیم و کارای طواف رو انجام دادیم
اونجا هم شکر خدا هتلمون(اسمش شرایتون بود)نزدیک کعبه بود و من هم تا تونستم از طرف ابوی و پدر بزرگ و مادر بزرگ و یه سری دیگه طواف مستحبی کردم:4:.تو مکه من تا تونستم از این نوشابه قوطی ها میخوردم!!
البته نه اینکه هوای مکه گرم باشه،نه اتفاقا هواش فوق العاده خوب بود.ولی این نوشابه هایی که تو اینجا 500 تومنه اونجا با 250 تومن میخریدم و مینوشیدم(به همراه ذرت مکزیکی:4:)
تو اون روزا بود که تیم ایران هم به کره باخت تو جام ملتها و دهنمون سرویس شد!!!!
اینقد بچه مثبت شده بودم که(عکس پایین گویای همه چیز است:4:)


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


که تو قسمت رفت و امد بین صفا و مروه اقای تاج الدینی داده بود من دعا ها رو میخوندم و بقیه ملت هم تکرار میکردن:4:



البته اینم بگم که انصاف خوب با تاج الدینی میونم خوب شده بود و اکثر کارای فرهنگی رو پیش میبردم!!!
البته تو مکه یه چند تا جای دیگه هم رفتیم.مثل غار حرا ویکی دوتا مسجد که محل انجام چند تا جنگ مهم بود


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


یه نکته ای که تا یادم نرفته بگم نحوه گدایی ملت اونجا بود.این جا معمولا گداها به بدترین شکل ممکن خودشون رو نشون میدن تا شاید دل ملت بسوزه و یه چیزی بهشون بدن!!.اونجا یه چیزی دیدم که هنوز هم باور نکردم
از قبرستان بقیع تازه خارج شده بودم و رفتم تا یه دوری تو خیابونا بزنم.یه چند تا جوون دیگه هم همراهم بودن.رسیدیم که دم خیابون یه کادیلاک نگه داشت.منم فک کردم تاکسی چیزی
خم شدم که ببینم چی میگه.یارو یهو دهنشو نشون داد و بعد عربی یه چیزایی گفت که معنیش مید:من گرسنمه،یه چیزی بده بخورم!!!.در عقب هم که باز شد یه زن با دو تا بچه تو کالسکه پیاده شدن
یعنی هر کی اینا رو میدید اصلا باورش نمیشد که گدان.اینم از عکسا که گویا هستن!!!



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



و در آخر دو تا عکس میزارم که حال کنین
اثر داپلر یا همون گورخری خودمون:55:


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


بنده در اوج بسیجیت در کنار حاج آقا تاج الدینی:4:



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



اگه کوتاه شد ببخشید
ایشاا...بقیه اسراریها هم کم کم شروع کنن به اسرار گردونی
فعلا
یا حق

legendarp
01-29-2011, 11:28 PM
به زودی با یه پست طولانی میام خدمتتون که هم اسرار بالا بمونه هم یهکم بخندید

Ariyan
01-30-2011, 11:47 AM
بابی چقدر شبیه شیخ زائد بن نهیان ال سانی شدی....:4::4:

میگم بابی یه سوال فنی..؟
این لباسو که میپوشی باد خوری به اون قسمت در حد تیم ملی هست یا نه..:4:؟

Xtreme
01-30-2011, 05:42 PM
سلام بچه ها
مثل اینکه مدیر ارشد انجمن یعنی عرفان عزیز بخاطر مشکل قلبی در بیمارستان بسر میبرده
و تازه امروز به خونه برگشته ، به تجویز پزشک هم قرص خواب آور میخوره برای همین بیشتر روز رو خوابه و
تا دو هفته هم هر روز باید بره دکتر تا قلبشو چک کنه ، این پست رو دادم برای اینکه همه براش آرزوی سلامتی
دوباره کنیم . امیدوارم دوباره حالش خوب بشه و مثل همیشه فعال بمونه ... ممنون از توجهتون .

Ariyan
01-30-2011, 05:51 PM
عرفان چی شده؟؟؟
نمیدونین قلبش مشکلش چیه...؟؟
اخه بیماری قلبی زیاده..

Sarkesh
01-30-2011, 08:43 PM
با اجازه شما دوست عزیز ما هم اینجا یه پستی میدهیم و تنها دلیلش این است : حوسم کرده !

چند روزی هستش که خیلی زیاد از این جمله ( حوسم کرده ) استفاده میکنم . خانواده بهم میگن : نکنه ویار داری ؟ مثل خانم هایی که تازه حامله شدن شدی !
چی بگم که بد اعصابم خورده . الان یه هفتست که وضعیت من اینه . 4 کیلو از وزنم کم شده ! من که 57 کیلو بودم و مانند یه استخوان بودم الان دیگه بدتر شدم و وزنم شده 53 کیلو !! چرا ؟ چون توی این یه هفته فقط مایعات خوردم . اصلا چیز غیر مایع از گلوم پایین نمیره مگر این که اون چیز رو حوس کرده باشم :4: ! مثل امروز که حوس ساندویچ چیزبرگر کردم ! به درون جیب های لباسم رجوع کردم . هیچ ! اصلا خبری نبود خالی خالی !!! از مادر مهربانم پولی گرفتم و رفتم یه ساندویچ زدم تو رگ !

جادوگر می آید !!؟

این علی کریمی هم مثل این که اومدنش به پرسپولیس دیگه قطعی شده . این برادرم عشق علی کریمی داره داشت روزنامه پرسپولیس رو از تو اینترنت میخوند که این دو تا عکس پایینی رو دید :



<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

اگه بیاد که خیلی خوب میشه . تنها باید صبر کرد ! البته یه بازیکن دیگه هم قراره بیاد که اسمش سالم سعید هست مدافع تیم ملی عراق که توی جام ملتها هم بود . البته اینا واسه لیگ قهرمانان هستن .

چت باکس ؟

بالاخره این وی آی پی ها هم درست شد به سلامتی . درب چت باکس هم به روی کاربران عادی بسته شد .
یه لیستی تهیه شده که یه سری اسامی توی این لیست هستش ! 1 - ساسان - 2- احسان - 3- حسین -4 - پوریا- 5 - سجاد :4: این اسامی به ترتیب درون چت باکس بیشترین فعالیت را داشتند . و جا داره از همینجا به خاطر فعالیت های شبانه روزی ساسان و احسان و حسین تشکر ویژه کنم .


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

چی میگه ؟؟ :4: !

اما چند وقتی هستش که سجاد دیگه سجاد قبلی نیست ! برنامه ریزی برا کنکور پدر منو در آورده ! هر روز آدم تکراری هستش !
منو یه بچه آروم کرده . دیگه تو خونه صدام بلند نمیشه . بی حوصله شدم . همه نگران منن :4: ! از خونه هم زیاد بیرون نمیرم . رفقا از دستم ناراحتن و کلا مشکلات زیاد شده . و من هم رو مود بیخیالی افتادم .

خدا کنه امشب تو رویال رامبل سلطان hhh برگرده . دلم براش خیلی تنگ شده . شاید اومدنش باعث شه بعد از مدتها بشینم دوباره کج نگاه کنم .

این ساسان هم که کامپیوترش مثل این که بدجوری داغون شده . پیداش نیست اصلا . عرفان هم که طبق گفته باربد یه خورده انگاری مریض احوال شده ! همه براش از صمیم قلب دعا کنید که زود تر خوب شه ! حالا به نظر شما چه اتفاقی واسه نفر سوم آی دبلیو ای سولجرز یعنی آرمان قراره بیافته :4: ؟ جواب : گوش شیطان کر اتفاق خاصی نمی افته . اگر هم چیزی بشه خیره !

همواره داروگر باشید :4: ! امیدوارم همیشه خوش باشید !

Ariyan
01-30-2011, 10:59 PM
یه شعر واستون میگم در حد المپیک 2012 لندن....

جوانی قوی و پنجه پیلتن ----------------شبی خفت در کنار زن خویشتن

دمی ل*اس و بوسیدن اغاز کرد -----------سپس بند تمبان او باز کرد

زنک گفت که من کم سعادت شدم ------به من دست نزن چون که عادت شدم

جوان تا که این حرف از وی شنفت -------به یکباره ک*رش در جا بخفت

زنک دید چون مرد مایوس شد ------------از این کار در اه و افسوس شد

عقب را در اغوش وی جا داد ------------بدو گفت که ای شوهر پاکزاد

خدا گر زه حکمت ببندد دری -------------ز رحمت گشاید در دیگری

:58::58::58::58::58:
خوب اینم از این....

یه چندتا شعر اماده کرده بعد میارم..

H H H
02-01-2011, 08:53 PM
سلام

نمیدونم چی بگم و چجوری حرفم رو بزنم

به تمام مقدساتی که هممنون قبول داریمشون قسم میخورم وقتی میبینم رفیق هایی مثل شما دارم اشک تو چشام جمع میشه.

رفیق های گلی که اس ام اس زدن ، زنگ زدن ، هر طوری که میتونستن ارتباط بر قرار کردن

به لطف شما رفیق های با مرام فعلا تونستم کمی به حالت قبل برگردم و اگر شانس یاری کنه یواش یواش دوباره میشم مثل قبل

این هفته ای که گذشت واقعا هفته خیلی بدی بود برام !


اول از همه یهو ، بیخود و بی جهت یکی از دندونام نصفش پودر شد و ریخت !

اینقدر بی پدر درد داشت که ...

بعد از اون قلبم دوباره انداختتم و مشکلاتی که میدونید رو پیش اورد

سومی هم که سگم بعد از 9 سالی که با ما زندگی میکرد ، مرد ! خیلی خیلی برام سخت بود

اینم یه دوتا عکس ازش :

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



----------------------


باز هم از تمام دوستانی که به فکر من بودن و جویای حال من شدن تشکر میکنم

انشالله تو شادی هاتون جبران کنم.




فعلا ...

The Pincode
02-01-2011, 11:33 PM
سلام ..

خوبین بچه ها !؟

دلم خیلی براتون تنگ شده بود .. هر موقع هم اومدم بیام اینجا یه مشکلی پیش میومد .. البته خیلی هم تقصیر من نیستااا .. این فـــیســبوک مغز ما رو تیلیت کرده !!

20 هفته مونده به کنکور .. وضعیتم عالیه .. معدل ترم اولم 18.5 شد و رتبه های قلم چیم هم بد نیست .. اگه خدا بخواد همینجوری میخونم و با یه رتبه ی خوب برمیگردم !!

ایشالا بعد کنکور برمیگردم و سعی می کنم دوباره اینجا فعالیت کنم .. شاید رنگم دوباره عوض شه .. البته به رنگ جماعت کاربری بودن هم حال میده !!!

تا بعد ...

P H E N O M
02-03-2011, 11:12 PM
سلام جمعه در برنامه پ*ا*ر*ا*ز*ی*ت شبکه وی * او *آ مصاحبهای با سید محمد حسینی ( مجری سابق تلویزیون و مسابقه سی مرغ ) شد که بسیار قشنگ بود و در مورد مشکلاتی که در کشور داشت و محدودیت هایی که بود و ... البته بصورت کامل پخش نشد که من کاملشو براتون آماده کردم در پائین هم عکسی از مصاحبه : دانلود نکنید از دستتون رفته !!!


کپجر : <b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



دانلود با کیفیت بالا (MP4) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

دانلود با کیفیت موبایل(3GP) (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)

amir-aghaei
02-05-2011, 08:44 PM
سلام سرد با طعم بستنی زمستونی! خوبین بچه ها ...

با پستی mp4 ای دیگه در خدمت عزیزان هستیم...



==============================


جنب شی که کارش شده خبررسانی ج نبش های دیگر !


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>



اگر یکنفر امروز بیاید بگوید جنب ش سبس خدای نکرده هیچ هیچ و هیچ حرکتی ندارد همه خشتکش را سرش پرچم می*کنند که اِه ! مگر نمی*بینی دستبندهای سبس ما را که هنوز توی جیبمان است ؟

دستبندهائی که حتی جراتش را نداریم که به دستمان ببندیمش! . حالا قبلاددستبند بوده الآن جیب*بند شده !!خب جنبش تغییر فاز داده است دیگه !!!


یک عده هم که از طرف خودشان شده*اند سخنگوی ملت همه جا داد می*زنند که خب ملت نمی*خواهند هزینه بدهند .

من همین الان از طریق همین تریبون به این سخنگوهای ملت ایران می*گویم پدر امرزیده جان ! ملتی که نمی*خواهد هزینه بدهد آنطور میلیون میلیون نمی*ریزد توی خیابان . یک بار ، دو بار ، ده بار ، چند بار و با چه فاصله زمانی*هائی ؟

شما همان بشین توی جرس مرس پرس خالی*ات را ببند یا بشین بیانیه هاتو بده !!!کسی بابت سخنگویی ملت ایران پولی نمی*دهد داداش ...

ولی این وسط یک نفر شرافتا بیاد بمن که شعورم نمی*رسد حالی بکند که همین جنب ش در یک سال گذشته غیر از سه دفعه خاموش کردن دویست تا لامپ بمدت دو دقیقه!!! که کمر جمهوری اسلامی را از سه جا شکست!! وجدانا چیکار کرد ؟

اینهمه کشتند و اعدام کردند جنب ش چه کرد ؟ اینهمه گرفتند و شکنجه کردند جنبش فقط تماشا کرد . کمر ملت را ده برابر بیشتر خم کردند و رویش راه رفتند جنبش فقط تعریف کرد که به طرف گفت مادرش روزی .

مگر قرار نبود اگر تق لب بشه ایران قیامت بشه ؟ مگر همه منتظر نبودند که این سوبسیدها را که برداشتند ایران جهنم بشه ؟ وجداناً تهش چه شد ؟

حالا هم که دوباره دسته دسته دارند بالا می*کشند و اعدام می*کنند..

میرمحسن انگار عین این اعتصاب غذائی*های یونان لبهایش را دوخته باشند صدایش درنمیاد!! که مبادا روح آن امام راحل دلخور بشود خدای نکرده بعد الآن برداشته برای تحولات منطقه بیانیه داده انگار منطقه لنگ بیانیه*ی این مانده بوده*اند یا ما اُسکل بوده*ایم اگر این بیانیه نمی*داد نمی*فهمیدیم دیک تا تور ته کارش چی می*شود ...!!


در عوض اینور شده*ایم شیپورچی جنبشهای دیگر . آی ببینید تونس چه شد ، آی دولت مصر برکنار شد ، آی لبنان فلان شد . تمام خبرهای روزمان شده همینها . البته لابلایش دو سه خط در حد نیم دقیقه هم می*گوئیم ضمناً امروز ده نفر دیگر هم اعدام شدند که البته چون خبرش به تونس و مصر ربطی ندارد زیاد مهم نیست!!! ،


می*خوانیم و می*گذریم . آنهائی هم که می*گویند راه مسالمت آمیز پدرجان جمع کن کاسه کوزه*ات را ، دویست سال است داریم مسالمت می*کنیم تهش چه گهی خوردیم ؟


اصلا مسالمت برای چه ؟ مسالمت با که ؟ مسالمت با کسی که خون می*ریزد برای اینکه بیشتر بماند ؟ تو اگر دوست داری که او بماند من تو و او را با هم نمی*خواهم که بمانید می*فهمی اینرا ؟ حالا هم قال را می*کنی یا قالت را بکنیم !!!!!؟


دارم می*ترکم . تا الآن هم ساکت بوده*ام هیچ حرف و ادعائی هم نداشته و ندارم ولی حالا اگر کسی دوباره بیاید گوه مفت بخورد که خود تو برای جنب ش چه کرده*ای به همان خدای محمد دیگر جرش می*دهم !!!!!!!.


برای جنب ش در تمام خیابانهای تهران کتک خورده*ام ،!!! بدنم به باتوم دستی و برقی شوک الکتریکی و فلفل و گوجه سبز عادت کرده بود!!!! برای جنبش گلوله از بیخ گوشم سر خیابان شادمان رد شده ..


تیری که قرار بود به من بخوره با جای خالی به ندای بخت برگشته خورد، برای جنبش جانم را گرفته*ام کف دستم از وسط لشکر ضد شورش گزارش داده*ام ، چندین بار با ماشین از رویم رد شدن و من زنده ماندم...


برای جنبش هزاران هزار گفته*ام و نوشته*ام ، امروز هم برای همان جنبش آواره*ی جزیزه و بیابان شدم . بفهم و بجای بند کردن بمن یک تکانی به خودت بده . تمام دنیا دیک تات ورها دارند جمع می*کنند می*روند ما که جلودار این حرکت بوده*ایم نشسته*ایم فقط بوق می*زنیم . عین دویست سال مسالمت آمیز گذشته*مان . همین ...


==============================


تمام جملات قصار خیابانی !

<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


همونطور که اطلاع دارید در جام ملتها امامزاده جواد خیابانی (سلام به فلانش). وظیفه گزارش بازیها رو داشت ...جوادهمونجوریش انده سوتی بود وای به اینکه وظیفه گزارش های حساس هم بهش بدن..

تیم انالیز بنده با دقت تمام جملات قصار جواد رو در قالب یه سی دی صوتی تقدیم شما میکنید...

با هم به گوشه ای از این هنرنمایی ها توجه میکنیم :


همسر قطبی اهله کره شمالی هست ( حتی پدر بزرگ پیر من تو دهاتای اراک هم میدونه بانو یوروم کره جنوبیه!!)

نه نه درست نیست..کریم انصای فرد عیبی نداره به داور اعتراض نکن !(در حالی که داشت به داور بابته گل مردودش اعتراض میکرد)

ایران .کره شمالی بازی به اندازه فینال جام جهانی مهیجه (در حالی که بازیکنان دو تی وسط میدون هستن)


بریم برای گل یا نه ؟ (در حالی که هافبک ها وسط زمین خودی بودن)

اینجا دیگه تهران نیست که از همکارام بخوام صحنه رو دوباره پخش کنن(تصور کن)

تماشاچیها از نیمه دوم دیگه دارن میگن یالا یالا ما گل میخوایم یالا ..برید بچه ها

مهدی رحمتی مثل یک سنگربان توپو جمع میکنه(گویی کسی ندونه رحمتی مرغ گیر بوده)

این یه نوع تاکتیکه که نیمه اول حریفو خسته کنیم نیمه دوم و اواخر بازی بهشون گل بزنیم(5 دقیقه قبل از گل کره جنوبی)

بخدا باید بچه ها بددووون باید اندازه 2 فوتبال بدووون(5 دقیقه مونده به پایان بازی ایران و عراق)

پجمان نوری بازیکن و نماینده مردم استان اگیلان! (نماینده مجلسه؟)


با دست زد !! با دست زد ! بله با دست زد بازیکن کره !!(با فریاد هنگام هند بازیکن کره شمالی)

غلامرضا رضایی داره انالیز قطبی رو به بازیکنان میگه ( بعد از ورودش به زمین )

از همه جای ایران بازیکن داریم در واقع ایران سرای من است ..

فوتبال اسیا اماده باشه ما یه بازیکن به اسم انصاری فر داریم که میتونه بدرخشه

کار ما رونق گرفته در وسط زمین (انگار بقالیه!!)

ما الان نیاز به اب و اتش نداریم ( قبل از وقت اضافه ایران کره جنوبی)

100 نفر سرباز کره شمالی رو میبینید (جمعیت از همه قشر توش بود و بیش از این بود)

خسرو یه دونه از اون سانترای قشنگتو میخوایم

رحمتی توپ رو میگیره و من یه نفس راحتی میکشم

صدای باریکلا رو از قطبی شنیدین ؟( در حالی که داشت نکات فنی میگفت)

حالا تو تعداد باختها با کره جنوبی داریم برابر میشیم

شما هم تو خونه هاتون براش دست بزنید اصلان هورا هم بکشید همونطور که اینجا میکشن!!!

===============================


دانشمندان اعلام كردند ملاقات با يك زن زيبا مي*تواند براي سلامت شما مضر باشد.!
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>مضرات-دیدن-زنان-زیبا-برای-سلامت-مردان?


در همین راستا :

تو مملکتی که ما و شما از صبح تا شب سرب تنفس می کنید و از شب تا صبح مورد عنایت پارازیت های سرطان زا هستید، دانستن این موضوع که مجاورت با خانم های زیبا رو ممکن است باعث افزایش خطر سکته قلبی در شما بشود بسیار مهم است بیل علی گلدبرگ جان!!.


فرض کنید بعد از 50 سال زنده ماندن در ایران یعنی نمردن از بیماری های تنفسی و قلبی!!! انواع سرطان، مسمومیت از انواع سموم موجود در برنج و دیگر مواد خوراکی خطرناک، جا خالی دادن از تیر هایی که بعضا در خیابان ها در می شود و جان سالم به در بردن از تصادفات جاده ای و فرود های نا خوشایند هواپیما های توپولف،

چقدر سوزی دارد اگر یک مرتبه با دیدن یک دختر خانم خوشگل سکته قلبی کنید و بمیرید!؟

به هر حال شما را نمی دانیم ولی با وجود این همه ریسک به قولی باز هم ما ترجیح می دهیم در مجاورت با خواهران شماره 2 تصویر! سکته قلبی که هیچ، سرطان پانکراس بگیریم تا اینکه در مجاورت خواهران شماره 1 عمری در روزگار زندگی کنیم.


1.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

2.
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


===============================



نطقی در حد لالیگا !!


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

پس از سخنان کوبنده*ی سردار قاسمی ستاد انت خا بات کشور طی اطلاعیه*ای شرایط جدید واجدین شرایط دور بعدی انتخابات ری اس ت جمهو ری را که طی ان حتما هشت هزار نفرر کشته و بقیه زخمی و زندان و یا نهایتا فراری می*شوند به این شرح اعلام کرد :


هیکل کاندید اصلح باید حتماً بوی ** بدهد!!! جوری که وقتی برای ثبت نام وارد وزارت کشور می*شود کسی حس نکند که غریبه وارد ساختمان شده و اصولاً خواهی نشوی رسوا هم*بوی جماعت شو .!!

متقاضی در هنگام ثبت*نام باید دارای مدارک کافی دال بر حمام نرفتن اعم از نمره و عمومی و خزینه و وان و غیره و حداقل سی سال سابقه*ی کتک خوردن از مادرش به همین دلیل را همراه داشته باشد .

همچنین دهان متقاضی باید جوری بو بدهد که همه*جا همچی دهنش را که باز کرد دنیا را ** بگیرد .!! خاطرنشان می*شود که جمع شدن انواع مگس و خرمگس در هنگام بازگشائی دهان بلامانع بوده چه*بسا در مواردی مانند جلوی دوربین تلویزیون کاربرد وسیع هم دارد!! .


متقاضی باید تعهد بدهد در صورت انتخاب و متعاقباً کشته و زخمی و زندان و فراری شدن همه در تمام طول دوران ریاس ت ج مه وری که طبیعتا طبق قانون از هشت سال شروع می*شود فقط یک کفش یک جوراب یک زیر پیراهنی یک پیراهن و خصوصاً فقط یک کاپشن بپوشد جوری که به محض دیده شدن همه بالا بیاورند

شعارهای موثر انتخاباتی در هنگام ثبت*نام باید اعلام شده و ترجیحا نزدیک به یکی از این موارد باشد:

الف- کشتم شپش شپش*کش شش پا را .
ب- می*کشم می*کشم آنکه شپشم را کشت .
ج- انگل شپش جانور دیگر اثر ندارد .
د- هر وقت گفتن ان بگو من .


در همین راستا پوسترهای سازنده*ی انقلابی حتما باید شامل عکس کاندیدا در حال دماغ گرفتن با یک الی هر ده*تا انگشت بوده فیگورهای مورد پذیرش باید یکی از حالتهای چرخاندن انگشت توی دماغ ، چرخاندن انگشتان در هر دو سوراخ دماغ ، درآوردن و پرتاب گینگیلی یا مواردی نظیر این باشد!! .


کلیپ*های تبلیغاتی متقاضیان نیز حتما باید شامل این دیالوگها باشد :

الف- اولی : دیروز تا حالا از تمام شهر یک بوی گهی میاد چاه ترکیده ؟
دومی : نه ، ریس جم هور اومده . اولی : هورررررا !
ب- اولی : چه بو گند خوبی میاد کسی ریده ؟ دومی- نه ، رئیس جمهور سرزده وارد ساختمون شده . اولی : آخ جوووون !
ج- اولی : از وقتی که با رئیس جمهور دست دادم هر وقت با این دستم غذا می*خورم می*افتم بیمارستان . دومی : (از شدت احساسات اشک شوق می*ریزد)


توضیحات ضروری

مطابق گفته*های سردار قاسمی محرومین و مستضعفان به کسی اطلاق می*شود که حمام نمی*روند وقتی رئی س جم هور را می*بینند فوری می*گویند هورا این که عین خودمان بوی ** می*دهد برویم بهش رأ.. ی بدهیم .

جم هوری اس لامی آمد تا به اوضاع محرومین و مستضعفان که آنموقع یه ده بیست نفری می*شدند رسیدگی بکند ولی الآن بیست و چهار میلیون محروم و مستضعف داریم که کلاً می*شوند شصت و سه درصد رأ...ی دهندگان!!

سبسا همه*شان حمام می*روند تمیزند !!!!


===================================



بعد از حذف تیم ملی به سراغ تعدادی از صاحب نظران و اساتید انجمن و حومه رفتیم و نظرشونو در مورد این ناکامی جویا شدیم :


THE SHADOW : الحق تیم ملی خیلی عالی بازی کرد ، شوت های خیلی قشنگی در بازی با امارات زدن!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خیلی هم تکنیک خوبی داشتن بچه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خیلی حیف شد که از این تکنیکشون در بازی با کره جنوبی استفاده نشد . دفاعمون که واقعاً عالی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، اگه حمله ی نوک هم به جای انصاری فرد و شجاعی و ... یکی به تجربه و حرفه اییه مجیدی, و علی دایی و پایان رافت!!!!!!!!!!!! میذاشتند مطمئن باشید ایران بازی رو میبرد چون ایران توی دفاع خیلی خوب کار کرد و نمیدونست موقعیت حمله استفاده کنه..
ما در روی نیکمت هم مربیلان خوبی داشتیم ..باقری در زمان بازیگریش خیلی خوب بازی میکرد ..ما میلاد میداوودی رو در اختیار نداشتیم ..یادتونه که چه شوتهای قشنگی میزد .واقعان جای محمد پنجعلی در وسط میدون خالی بود.... .(این نظر پجمان چقدر فنی و بروز بود منو یاد استاد و فنی دان برتر ایران دکتر ذولفقارنسب انداخت!!)




R V D : این قدر از اون روز حالم بده که هنوز نمیدونم چی بگم ...حالم اینقدر بده که حتی دولمم راست نمیشه !!!
گفتم بیام فروم یه ذره آروم شم ! واقعاً حیف شد دیگه لیگ هم جذابیتی نداره… حالا کی تا 4 سال دیکه صبر کنه و 4 سالهای بعدی ...



3RFAN:بازم تعویض اشتباه و از دست دادن بازی و نتیجه
این مردک ساک زن قطبی به جای مغز گچ توی کلشه..گچ!!بازم حماقت مربی..بازم اشتباه مربي و بازم ناكامي تیم ملی ...مطمئنم سگ نازنین بخاطر این مرد ...

آخ قلبم آخ قلبم...



THE DARK NIGHT : همش تقصیر کفاشیانه ...ما نیاز به خونه تکونی اساسی داریم ...تشکیلات خودگردان ما نمیزاره موفق باشیم ..بهتره نونهالانمونو بفرستایم اروپا برای موفقیت .من اگر ورزشگاه بودم, احتمالاً الان به خاطر جر دادن قومبل قطبی, در بازداشتگاه به سر می بردم. سر کار با اون خانومه که از من بدش میاد به طور لفظی گلاویزم شد ...

CENA (یکی از کاربران قدیمی انجمن )
موقعی که ایران بازی میکرد من داشتم ج ق سومیم در روز رو میزدم !!!! مصرفم رفته بالا روزی 6 بار نزنم خوابم نمیبره!!!


Goldberg the man :اعوذ بالا من الشیطان رجیم ...حذف شدیم . صدق الا العلی العظیم !!!


ABOLFAZL:سلام بر پرستوهاي ملی ....سلام بر آبي هاي پرستو....سلام بر ستارگان پر فروغ آبي...

بازی 0- 0 بود كه پسركم شیپورچی ازمدرسه اومد... هنوزكیفش پشتش بود كه گفت بابا چندچنده؟... گفتم بیا بابایی وبشین و ساكت باش... بازی 0-0 ... نشست و باهم نگاه میكردیم.

اواخر بازی بود که گل رو خوردیم... نگاه شیپورچی به من خیره شد و تعجب كرد.... وقتی مشكلی پیش میاد همیشه بچه به صورت باباش زل میزنه... میخواد عكس العمل باباشو بدونه...

منم بصورتش زل زدم و خنده تلخی كردم وگفتم عجب گل قشنگی زد!... بهش گفتم دیدی همون شد كه گفتم؟! و ادامه دادم كه موقعیتهای حریف بیشترازمابود....

اینوگفتم که کمترناراحت بشه....بعدازبازی كانال تلويزيون عوض كردم ...زدم كانال پنج برنامه (( عطر عاشقي)) كه شنبه شبها پخش مي شه.. براش چای ریختم و نشستیم باهم خوردیم...

دوستان و عزيزان...مي دانم الان چه حس و حالي داريد....من در دهه هاي گذشته هم همچين حس و حالي داشتم....ولي زندگي زيباست....تا شقايق هست زندگي بايد كرد....!!!



LEGENDARP:بحر هال بازی بوردو باخط دارع ..یه روز میبری و امروز باخطیم ... کار عغبه...به نظر من تغصیر میین بود ما باچتیم


TEZAR :بله بله ما باختیم.. خلاصه باید حذف میشدیم چه بهتر حالا شدیم بله بله ...انشالا با مربیگری آقا سال اینده قهرمان میشیم خلاصه خلاصه...


SORVAIR : ادامه تظاهرات در کشورهای عربی ..تونس سقوط کرد......باکو میزبان نمایندگان پارلمانی ...تیم فوتبال ایران از گردونه رقابتها حذف شد ... مشروح اخبار در خبرگزاری سوروایر


THE PINCODE :
سلام بچه ها من برگشتم ...مثل اینکه برگشتم نحس بود ..پس فهلان میرم فس بوک 2 ماه دیگه میام یه پست میدم اینجا


SAEED :تيم*هاي آذربايجان*غربي و البرز به ليگ برتر تيراندازي مردان صعود كردند
خبرگزاري فارس: با پايان يافتن ليگ دسته اول تيراندازي مردان در دو رشته تفنگ و تپانچه بادي 10 متر، تيم هاي صعودكننده به ليگ برتر سال آينده مشخص شدند.


ARSALAN :
براک لنزر به تمام شایعات پایان داد: به WWE نمیرم
2 ساعت بعد در تاپیکی دیگر
تلاش شبانه روزی براک لنزر برای رفتن به رسترمنیا


OLAMPIC HERO:
اگه اونجا بودم با چاقو ظامن دارم که سر گنجیشک رو هم بزور میبره دمارشونو در میووردم...
ايندفعه هم خواهر و مادرتونو....هم بابا و داداشتونو!!!!


FATAL B : فکر میکنم از قبل از جام ملتها برای تیم ملی توطئه چیده بودن...ای کاش تیم ملی نمیرفت شرکت کنه تا بکوری چشم دشمنان انجمن ...مقامات AFC بسوزن ...من چاکرتم


D.I.R.T.Y:بازی تموم شد رفت دیگه چرا اینقدر کشش میدین..فصل نهم سریال فرینچ اومد با ترجمه معین .




THE PEONEM (ده روز بعد از بازي)

بازي رو از نود ديدم.....تیم ملی چرا اينجوري شد. بازي باخت شد. كاش نمي شد!!!


SASAN:سلام. همين الان موفق شدم گل علی کریمی در تمرینات شالکه رو براتون تو هزار فرمت و هزار سايت مختلف دانلود و اپلود كنم!!.

H A T E D : از اول هم مشخص بود این تیم شخصیت قهرمانی نداره ...وقتی یه چاپلوس و خایه پرست مربی تیم ملی باشه که بهتر از این نمیشه!!!!...


I AM LEGEND : نمیخواید بس کنید ؟ دوستان اگه قراره جاپون قهرماننشه لابد انتظار دارین ایران بشه...همونطور که وید برت با 6 ماه عضویت باید قهرمان بشه!!!!!!!!!!!!!!!!


Demon Of Destruction :این از دیانت ما اون از سی است ما ... اگه جرات دارن بیان جنت اباد تا (اینجاشو فوش بزارید ) میترسم الان دلیل ناکامی تیم ملی رو تو انجمن بندازن گردن من ..از این جماعت بعید نیست !!!


Hamoon : من بازی رو نتوستم ببینم خواب بودم اما شنیدم ضعیف بازی کردیم ...بهتره بریم همون ایمپکت خودمون رو ببینیم



===============================



ابعادهای کشف شده جدید در علوم انسانی !!


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>


در راستای اینکه جدیدان در یکی از دیدارهای مقام عظما با مردم انقلابی ایشان علوم انسانی را منشاء بی دینی میداند ما ضمن تبریک این پیروزی بزرگ به بررسی ابعاد علوم حیوانی که منشاء دینداری جمهوری اسل امی است میپردازیم :!!!


هیکل شناسی جمهو ری اس لام ی :

گونه هائی از این جانوران که خودشان بطور جداگانه ای دکتر جک و جانور هستند در حیوان شناسی اسلام به فرماندهی کل نیروهای مسلح میرسند .

نوع نر این پستانداران دارای چنان پستانهای بزرگی هستند که در هنگام راه رفتن شلپ شلپ به دک و دنده شان میخورد !!! جوری که آدم خدا را شکر میکند که زبانم لال اینها ماده نشدند !!!!!!!.

در سیرک مونت کارلو چون مسلمان نیستند این جانوران را با جرثقیل تکان میدهند لیکن در نظام اسلامی فرمانده کل نیروهای مسلح خودش هم میتواند تا ده متر راه برود . !

کاربرد این جانوران در صورت تهدیدات خارجی به حدی زیاد است که با انداختن یکی از آنها در خلیج فارس ، تنگه هرمز به راحتی بسته میشود و هیچ کاریش هم نمیشود کرد!!! .


تمساح شناسی مصباح :

بر خلاف تصور شایع این گونه موجودات خودشان *** گذار نیستند!!! ولی ورزشکاران را دوست دارند! .

چنانچه به اینگونه *** نگذاران پول بدهی قادرند ماست را سیاه بکنند و ساعت ده صبح رسما بگویند شب بخیر!! .

تحقیقات در علوم حیوانی که منشاء دینداری هم هست ثابت کرده چنانچه سلطان جنگل که قبلا ببر بنگال بود!! ولی الآن قیر با چنگال است حال بکند دخول از نظر تمساح مباح میشود !!!!!.

این خزندگان که قبلا پنج تومن میدادی سه هفته روضه میخواندند!!! بعدا از طریق خزیدن در نظام خود را به قم رساندند و مرجع تقلید شدند .

میمونها که مقلد خوبی هستند از جمله پیروان ایشان بشمار میروند . چهره تمساحها ذاتاً خوش کاریکاتور هم هست که از ذکر توضیحات بیشتر علی الحساب معذوریم .!!!



قارپوز شناسی ماموت :


ماموتها تعدادی جانور عظیم الجثه بودند که بعداً همه شان یخ زدند کوچک شدند و با حفظ سمت تبدیل به عنتر گردیدند!!!

طبق نظریه داروین: انسان قبل از اینکه در آرادان تبدیل به میمون بشود خودش نماد تغییر بوده و در طول تاریخ کم کم کوچک شده جوری که الآن همه جا ریز دیده میشود!!

مطالعه برکات 5 سال گذشته نشان میدهد که چه بسا میمون اولش گلابی بوده باشد!!! این جانور علاقه عجیبی به هولوی بهداشتی داشته و دلش میخواهد آنرا بخورد . از آنجائیکه این حانور نماد تغییر است لذا در طول تاریخ ویژگیهای چند جور جانور دیگر را هم بطور ژنتیک با خود دارد !!!.

مثلاً وقتی به یک جائی می چسبد عین کوآلا دیگر ول نمیکند یا تنش عین خرچسونک همیشه بو میدهد .


انکولوژی فاطی :
از این جانور همین یک دانه در جهان موجود است و لذا اطلاعات دقیقی از اطوار او در دست هیچکسی نیست . لطفاً چنانچه اطلاعات جدیدی از ایشان در رجا نیوز و جاهای دیگر پیدا کردید به همین آدرس بیاورید مژدگانی دریافت کنید !!!!


==============================


حرف آخر :


معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .

در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد : ..........


این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟


-----------


<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>

یه درد دل با دوستان انجمن دارم .. مدتیه رفاقتها باب میل نیست ...یعنی از وقتی این سیستمهای جدید اومد فکر میکنم کمی باندبازی رو شده ...کار به شخص و اشخاص ندارم...حرف من کلیه به تمامی کاربران عزیز...


هوای انجمن و خودتون رو نگه دارید از دادن الفاظ بد بهم بپرهیزید ...به خاطر حرمت این دوستی چند ساله یسری کنکاش ها و سوئتفاهمات رو کنار بزارید و همه تو یه جبهه باشین ...

از دودستگی متنفرم اما بدی هر جمعی همینه! یه مدت که میگذره و همه چی ارومه کم کم همه از صورتای همدیگه خسته میشیم با هم کلنجار میریم ..تو سر هم میزنیم و هزارتا پسوند به هم میدیم اما سر اخر تمام این چیزها میره و تنها مرام و معرفته که میمونه!

شما ببینید وقتی یکی مثل عرفان وقتی دچار یه عارضه ای میشه همه نگرانش میشیم و مدام پیگیرشیم و براش دعا میکنیم بهبود پیدا کنه ...

من مطمئنم اگه این اتفاق واسه یکی دیگه از بچه ها هم بیوفته اگه ازش خوشمون هم نیاد و به هم محل ندیم اما بازم به خاطر حس دوستی و اون فطرت پاک نگرانش میشیم...چرا ؟ چون ما همخونه ایم و از رفقای خارج از نت هم بهمدیگه نزدیکتریم..

پس چرا دیگه این ادو اطوراها ؟!! من مطمئنم این جمع هیچ وقت دشمن نداشته و نخواهد داشت...شاید از ریخت من و تو کسی خوشش نیاد اما هر چی باشه با این مکان خاطره داره و براش مقدسه...

پس هر چه زودتر یه یا علی دیگه بهم بدیم و بیایم تو همون تک جبهه ای که همیشه بودیم...اینقدر دشمن فرضی برا خودمون نسازیم ..این محیط مجازی جز رفاقت واسه همگی هیچی نداشته ...



یا علی...