همین لیگ ـه هر چند اگر میومدی با همون پژمان میرفتی دیگه !
شروین که هیچوقت تنها نمیره بیرون همش با رفیقاش میره بیرون پوریا وقت کافی داری یا وقتت پُره ؟ واسه سرگرمی
حاجی نمی شد یک آن بود, مجبور بودم زدم یارو قشنگ با موتور ولو شد همونجا سرش هم ازش خون اومد مجبور بودم نمیزدم معلوم نبود بعدش چی میشد, چاقو بود, با موتور زیرم کرده بود خدا میدونه !!!
اتفاقآ خودم میخواستم برم که گفتن برو زدی سرشو پوکوندی ممکنه پات گیر بشه چی بگم والا مملکت بی دَر و پیکر ـه وجدانآ
پوریا شاید باورت نشه ولی باز هم خفت گیری البته ایندفعه سریع دست جنبوندم ساعت 2 نصف شب داشتم تو خیابون راه میرفتم گوشیو در آوردم ساعت نگاه کردم بعد حس کردم موتوری داره اروم اروم میاد دنبالم گذاشتم تو جیبم اسلحه مورد نظر رو از جیب کشیدم بیرون نصفشو یهو طرف از پشت گاز داد زد پشت دستم و رفت جلو یه چرخ زد اونم از نوع تِی کاف اومد جلو که من سریع اسلحه رو کشیدم خوابوندم تو فرق سرش همونجا چپ کرد بعد جالب این بود یکم پایین تر از پارکینگ فرماندهی نیرو انتظامی بود سربازا اومدن جمعش کردن بردنش داخل و به منم گفتن برو خیلی عجیب بود برام ولی مثِ خر دویدمااااااا دیگه تو اسرار نگفتم اومدم به خودت گفتم بد شانس تر از من میبینی ؟
کلا با این رنگ خنده داری
پوریا منو تنها گذاشتی من الان چه غلطی بکنم
خیلی قیافت ضایع شده
والا منم دست کمی از تو ندارم , به همچین چیزایی نیاز دارم ولی چه کنم ایشالا حل میشه !! خواستی پایه حرف زدن هستمآآآ خالی شی بلکه
مگه گفتم نیستی ؟ گفتم خیـــــــــــــــــلی آرومی
ارسال پیغام از طریق مسنجر برای r v d ...
Junior Member
Senior Member
مدیر بازنشسته
با سلیقه ترین کاربر 2011
Member
True Blue
عضو با سابقه