آرمان دمت گرم هنوزم دارم میخندم
![]()

آرمان دمت گرم هنوزم دارم میخندم
![]()
فقط ببخشید 2 جا قعطی داره که حاصل از رَم کم کنه![]()
سلام دوستان عزیزم دلم خیلی واستون تنگ شده چه خبر خوبید سلامتید؟ مثل همیشه =>![]()

بر یزید زمون مهین ارشدیان لعنت بشمار ( از طرف هادی و بهمن )
ای برای انقراض نسل این موجود خطر ناک از روی کره ی خاکی دعا کنید تلاش کنید
محیط زیست زندگی این موجود رو از بین ببرید
باید دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آزاد از دست این خپل
-----------------------------------
دیگه عرضی ندارم خودتون ادامه بدید خواهشا
اوضاع ورزشگاه که خیلی خراب بود . کوچیکی بگیر تا اینکه صداش تا وسط ورزشگاه بیشتر نمیومد .نوشته اصلی توسط Goldberg The Man
امروز خاتمی امده بود اصفهان خدایی جمعیت وحشتناک و باور نکردنی اومده بودند
تا همین الانم که ساعت 3:30 هست تو خیابون ها اصفهان یک صدا می گند میر حسین
من که خیلی امیدوار شدم به پیروزی

ولی هر چی روستایی هست به این احمدی رای می ده .

امروز باز هم اس ام اس اومد که این خودکار و... شایعس و خود ******* خواسته که هم در مدارس هم در مساجر رای بدین که رای ها در جاهای مختلف پخش بشه

[align=center][size=large]MAJID LaShLeY IS BACKE[/size]
سلام به همه دوستان گل
بالآخره از بن دراومدمسینا جان بچرخ تا بچرخیم
بن کن ببینم به کجا میرسی...
به قول ******* جون که میگفت:وسط سخنرانی من بمب انداختن((یعنی بن شدن من))بعد گفت تین کارا واسه چیه؟ادامه بده ببینم به کجا میخوای برسی...ولی فک نکنم بخاطر بکاب بردن کلمه ر....ی....د....ن کسی رو بن کنن....
دیگه حال و حوصله هیچ حرفی رو در این باره ندارم...
ابوالفضل گفته:مجید وقتی از بن دراومد آروم میشهنه ابوالفضل بدتر هم میشم
خوب خوب خوب...بگذریم و برسیم به روز چهارشنبه که خاتی جون((خاتمی))اومده بود میدان نقش جهان اصفهان
خوب بریم توکار توضیح:
شب قبل با شوهر خواهرم قرار گذاشتیم دوتایی بریم...روز چهارشنبه ساعت 4:30 زنگ زدم کجایی؟گفت علی((بچه خواهرم)) رو بردین دکتر تو برو ما میاییم...
ساعت5 دوستام زنگ زدن ما داریم میریم...میای تا باهم بریم؟گفتم بیاین دم مغازم تا بریم...
ساعت 5:15 رسیدم دم مغازه که دیدم کسی نیست و رفتن
ما هم رفتیم توی خیابانی که منتهی میشد به میدان نقش جهان:23دم یا ابوالفضل قیامته قیامت بود...
گفتم ای بابا باید پیاده بریم...که دیدم یه وانتیه خالی داره میره ملت هم میدون دنبالشمنم دویدم و سوار شدم...یه 5 دقیقه رفت و افتاد تو ترافیک که همه پریدن پایین...دیدم اونور خیابون چندتا دختر تیکه
با چندتا پسر همه هم سبز دارن شعار میدن و میرن...منم رفتم اونور خیابون و قاطی اونا شدم و راه افتادیم و همراه با شعار دادن...یه چند دقیقه ای رفتیم و گفتم با خودم که نمیشه و اینا مثل لاک پشت راه میرن و شماره هم که نمیشه داد
زدم جلو و تنهایی رفتم...نزدیکای میدان که شدم دیدم دارن عکس موسوی میدن...یه جا هم داشتن با سطل رنگ سبز پذیرایی میکردن...منم رفتم انگشتامو کردم تو سطل رنگ و مالیدم به ریشامو یه عکی هم گرفتم دستم و رفتم وارد میدان شدم...
دیدم به به آب و هوا بسیار لذت بخشو انواع و اقسام انسانها و ماشاالله که چقدر شلوغ بود...انتهای میدان هم خاتمی بود و چندتا روحانی و چندتا مرد دیگه...
رفتیم جلو و رسیدیم انتهای میدان و حدود فک کنم 20 متر تا جایگاه فاصله داشتیم...خدایا تویه...نمیدونم چرا هی دستم میخورد به نامحرمتقصیر منم نبود والا هی هول میدادن
یه چند نفر حرف زدن و دیدم یه صدای آشنا اومد...لیلین گارسیا بودنگفت لیدیز اند جنتل من پیلیز ولکام ده لست پرزیدنت جمهور مستر خااااااااااااااااتمــــــ ـــــــــــــــــی
خاتمیاومد و میک رو گرفت دستش و گفت:سلام بر اصفهان..........یهو آرنای نقش جهان منفجر شد...هوووووووووووووووووو
و شروع کرد به سخنرانی از دولت قبلی خودش و تعریف و تمجید از ***** و رضایی...و گفت ما احمدی رو دوست داریم ولی جمعه به یک نفر رای میدیم و اون کسی نیست جز میر حسین موسوی...و دوباره آرنای نقش جهان ترکید:هووووووووووووو
و سخنرانیش تموم و لیلین اومد و گفت:لیدیز اند جنتلمن...هی از یود وینر...محمو خاتمیــــــــــــــــــــ ـــــی اند موسوی
و یه مرده هم اومد سخنرانی کرد و در انتها آهنگ تبلیقاتی ******* پخش شد...دوپس دوپس دوپس دوپس ... و همه ترکوندن
در این بین بنده بقل یک خواهر زیبا روی بودم و دستم سرشونش بود((آخه عکس موسوی رو که میگرفتم بالا تا دستم خسته میشد میذاشتم روی شونه ای خواهر))
بهش گفتم قلم و کاغذ داری؟....دیدم در کیفش رو باز کرد و یه خودکار داد...منم شمارمو نوشتم روش اومدم بدم...دیدم یه پسره گفت:به کی میخوای شماره بدی؟منو میگی...گفتم نکنه این داداششه؟گفتم برو بابا خدا شفات بده....چی میگی؟شماره چیه؟حالا شماره هم دستم بود... یه مرده اومد گفت:چی شده؟آقا این کارا چیه؟شما مگه بخاطر آقای موسوی نیومدید؟نذارید سوء استفاده بشه...منم گفتم:بابا این دیوونس...بمن میگه تو میخوای شماره بدی...من به این نمیخوام شماره بدم...میخوام به یکی دیگه شماره بدم
خلاصه شماره که ندادیم هیچ...خودکار اون بنده خدا هم تو جیب من موند و یه دینی به گردن من موند...دیگه رومون هم نمیشد خودکارو بهش بدیم
هیچی آقا سخنرانی تموم شد و یارو گفت از میدان با آرامش برید بیرون....
دیگه از اینجاش عکساییه که خودم گرفتمماشاالله شعارهم که بذار و برو
یک دو شیـــــــــــــــــــش محمودی کیش میشیکی هم هی داد میزد دکتر چی توز
دیگه بقیش بماند میترسم دوباره سینا بنم کنه...
خوب ریم سراغ تصاویر و توضیحاتش...فقط یکم حجم عکسها بالاست...اونم بخاطر دوربین گوشیمه
به قول این نوشته هه:تا باز شدن عکسها شکیبا باشید
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینجا روبروی ستاد انتخاباتی احمدیه...همه جمعیت یک صدا میگفتن:دهاتی...دهاتی...دهاتی. ..دهاتی...دهاتی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم پرچم 2 متری یا حسین که سه نفر زیرش بودن و توی جمعیت میتابوندن که زیبایی خواصی داشت...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حالا وسط خیابون این یکی رقصش گرفته بود و رفته بود روی طاق ماشینش و میرقصید...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینجا هم روبروی مغازمونه...عکس احمدی رو برداشتیم با بچه ها و یه چوب کردیم تو دماغش
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
.................................................. .................................................. .............
دیگه ساعت 8 بود که رسیدیم دم فلکه ای بنام فلکه احمد آباد که بورس موبایله و مغزمون اونجاست...
دیدم یا ابوالفضل طرفدارای احمدی ایستادن کنار خیابون و ماهم رسیدیم بهشون...گفتم الآن دعوا میشه...
یهو اونکه جمع رو داع میکرد گفت بشینید و تکرار کنید...
خودش هم ایستاده بود و میگفت:ما طرفداران موسوی((جمعیت هم تکرار میکردن باهاش))
آمده ایم تا بگوییم(جمعیت هم تکرار میکردن باهاش))
موسوی هو هو ...موسوی هو هوگفت:بشینید بشینید...
و آمده ایم بگوییم(جمعیت هم تکرار میکردن باهاش))
احمدی:اه اه احمدی اه اه
دیگه منم دیدم خدایی نکرده دعوا میشه...عکسی که دستم رو لوله کردم و سرم رو انداختم پایین و رفتم مغازم
یه نیم ساعتی مغازه بودیم و مردم ریختن تو خیابونا پایکوبی و ... بعد یه دختره گوگولی اومد مغازه و گفت نمیدونم چرا گوشیم قاطی کرده...مموریش جا داره و هی ارور میده...گفتم باید فلش بشه...گفت چقدر هزینشه؟گفتم چون طرفدار موسوی هستی مفتی واسط درست میکنم
گفت جدی؟گفتم:شوخیم داریم مگه؟گفت پس بیا درستش کن...
گرفتم ازش و یه سه کیلیده زدم روش و یه نگاهی بهش کردم و گفتم:پول که نگرفتیم؛یه دونه از اون پارچه سبزا که دار کردی به خودت رو بده منم ببندم به خودم
فلش تموم شد و گفتم بیا ببین درست شد؟یهو داداشش اومد تو ((داداش حدود 10 سالش بود))گفت آقا از من رو هم مفتی درست میکنید؟گفتم:ای بابا عجب بندالی هستن اینا...چه غلطی کردیما
گفتم:نه عمو...گوشی تو فرق داره...باید برم تو اینترنت فلشش کنم از شارجم کم میکنهگفت:حالا یه کلریش بکن...
گفتم بده یه سه کیلیده هم واسه تو بزنیم...
یه لحظه دیدم یه چیزی تو جیبم سنگینی میکنه...دیدم شماره ایه که میخواستم بدم به دختره تو نقش جهان و اون فوضوله نگذاشت...
یه نیگا به پسره کردم دیدم داره پوسترهای تبلیغاتی مغازه رو میبینه....یه نیگاه به آبجیش کردم اونم نگام کرد...با سر بهش گفتیم بیا اینجا...یه نیگا به داداشش کرد و اومد جلو...شماره رو درآووردم و از پشت مانیتور دادم بهش...یه نیگا کرد و یه تبسم کرد و نهاد در جیبش
گوشی داداشش هم درست شد و دادم بهش و رفتن...واقعا راست میگن مثلا قسمت فلانی بوده...
این شماره هم قستم این بوده نه اون
امروز هم که انتخابات بود و رفتیم رایمون رو به مهندس جون دادیم...حالا بگید چطور شد
توی صف بودیم دیدیم جیغ و داد یه پیرزنه رفت بالا...طی تحقیقاتی که بعمل اومد فهمیدیم داستان از این قرار بوده:
پیره زنه سوات نداشته و به دختره میگه:نه نه دختر گلم بیا واسه من بنویس احمدی نجات...دختره هم مینویسه و میره...
پیرزنه میره به متصدی رای گیری میگه آقا ببنید درست نوشتم؟مرده هم میگه بله نوشتید موسوی
پیرزنه هم داد و قال که من موسوی نمیشناسم...من میخوام به احمدی رای بدم و دختره هم فلنگ رو بسته بوده و رفته
خوب دوستان عزیز...کاری باری؟انشاالله بن نشم میام بازم بهتون سر میزنم...
اینم اگه خدا بخواد آخرین مقاله سیاسی بود که خدمتتون ارائه دادمبا توجه به سختگیریها دیگه نمیشه مطلب سیاسی گذاشت...
تا بعد خدافس[/align]
آخه مرد عاقل ( بنشلی ) تو مغازه خودش به دختر جماعت شماره میده ... اومدیم و دختره سلیته بود ... نصف اسرار رو سر شماره دادن گرفتی حالا بگو زنگ زد یا نه ؟؟؟![]()
*** عکسها خیلی باحال بودن ولی از عکس سوم هم نگذریم ... منظور چی بود ؟؟؟ ***
امروز انتخابات تو گرگان فوق العاده بود و فکر کنم 75 درصد شرکت کرده باشن ... سر هر صندوق باید 30 مین وایمیستادی !!!
اما پیروزی قاطع هم دست میرحسیـــن هست ( بدون تقلب ) !!!
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)