سلام
دوستان این ماجرا کنکور براتون چند روز پیش میخواستم بگم که متاسفانه وقت نشد.
اون روز که رفتم کنکور بدم به من یکی خیلی حال داد نوشتم شاید شما هم بخندین.
این جمعه ای که گذشت من بعد از ظعر ساعت 4 کنکورم(غیر پزشکی)شروع میشد و س و ربع درها باز میشد و سه وچهل و پنج هم بسته میشد.پوریا هم صبح ساعت هفت کنکورش شروع میشد و از باز و بسته شددن درها خبر ندارم چه ساعتی بوده.
من 12 رفتم هموم و اومدم موها رو فشن کردم و باشگاه نرفتم چون خسته میشدم.ناهار رو یک و نیم زدیم به بدن بعد 2 از خونه با بابامون به سمت دانشگاه ازاد اسلامی کرج را افتادیم.(حالا هرچی زنگ میزنم پوریا گوشیشش خاموشه)رسیدیم خیابون های نزدیک دانشگاه.اهههههههه چقدر ادم!!!!من این همه ادم یه جا ندیدم.
یه سری که چادر اورده بودن کنار دیوار های دانشگاه چادر زده بودن و منتظر اولاداشون شده بودند.ما هم رسیدیم درب غربی جایی شماره کارت من باید از اون جا میرفت.یه 50 مترربه درب غربی راه رو بسته بودن.باید پیاده میرفتیم.رفتیم کارت ورود به جلسه بگیریم یه سری کاغذ دیگه هم داند که نوشته بود چیا ممنوع هست و ... تو اون کاغذه زده بود لباس راحت ببوپید که سر جلسه اذیت نشید.
من نیزه پیرن راحت پوشیدم,یه شلوار لی ازاد(حدود 6 ماه هست که به دلایلی بعد از 3 سال شیش جیب رو گذاشتم کناردر این سه سال تو خونه هم شلوارهام شیش جیب بود) و صندل(بیشتر به دمپایی شبیه بود
.).
رفتیم و به در رسیدیم یکی کارت ها رو میدید با شناسنامه و راه میداد.رد شدیم رفتیم تو.اههههه چقدر کنار در ورودی (بعد از داخل شدن)دختر اومده کنکور بده.ما هی سمت دانشکده فنی که باید اونجا کنکور میدادم میرفتم هی تعداد این دختر ها هم بیشتر میشد ان چنان نگا میکردن که ادم یه نیم نگا بهشون میکرد سریع فامیل میشدن.از اونجایی که من اصلا علاقه ای به دیدن اینها نداشتم به سمت دانشده فنی راه میرفتم (دیگه صندلم هم به زمین نمیکشم بنا به همون دلایل).
از راهنمایه جلودر پرسیدم دانشکده فنی کجاست گفت جلو سمت چپ .رهنمای دوم هست اگه سوال داشتید از اون بپرسید.
به رانمای دوم رسیدم از اون پرسیدم دانشکده فنی کجاست گفت جولو دست چپ.
کنار در دانشکده فنی زده بود از چه شماره ای تا ه شماره ای کدوم کلاس و کجا بشینه بعد از این که فهمیدم کجا افتادم اومدم از جلودر کنار.
اههههههههه چقدر اقای جبلی اینجاست!!!(اقای جبلی از انسان های فوق سوسولوژی این قرن هست که از شناس ما همکلاسی ما شده ولی رشتش ریاضیه)برداشتن با خودشون یه کیسه کوچیک اب معدنی و کیک یا ساندیس مکعبی اوردن.
همه به من چپ چپ نگا میکردن چون همه هم سن بابابزرگ من بودنولی خدا رو شکر ما پیشینه حوضه امتاحان نهایی رو داشتیم و سن ها رو دیده بودم و اصلا جا نخوردیم.
یکی از کنکور جوهای محترم به من گفت اقا این فروهرت رو بزار تو لباس بهت گیر میدن!!(من این کار رو کردم ولی نفهمیدم چرا!!)
چرا یه اشنا اینجا پیدا نمیشه!!!
یه چند نفر رفتن تو منم گفتم برم خواستم برم یارو نزاشت گفت اینا دانشجو بودن 5 دقیقه دیگه در ها باز میشه.
من همچنان دنبال یه اشنا بودم.
وقتی دیدم هیچ اشنایی پیدا نشد و همه چپ چپ نگاه میکنن و در ها باز شد رفتیم رو شخصیت دومیمون(شخصیت دوم کاملا ادم اسکلیه)
رفتیم طبقه دوم حالا کلاس 202 کجاس خدا میدونه یه راهنما واساده بود رفتم ازش بپرسم:سلاملکم سلاملکم خوبی شما!!!ببخشید کلاس 202 کجای این محل قرار داره!!!
یارو شاخ دراورد از این که من اینطوری حرف زدم گفت جلوسمت راست.
رفتیم سر جامون مستقر شدیم و همچنان دنبال یه اشنا که برگردیم سر شخصیت خودمون.
سومین نفر بودم که تو کلاس 202 مستقر شده بود.یهو یه مراقب اومد اون رو هم اسکل کردم:سلاملکم سلاملکم خوبی شما!!
گفت ممنون .
گذشت هی کلاس داشت پر تر میشد.یهو دیدم اوه مای گاد ببین کی اومد!!!! شاهین!!!(برگشتیم سر شخصیت یک)به سلام داش شاهین چطوری دادا خوبی ؟؟نوکرم تو چهطوری عرفان منم زندم.(حالا شاهاین کیه؟؟شاهین کسیه که تو امتاحانات نهایی اینو یکی به اسم سینا که خر خون های مدرسه هدف بودن به چند تا دیگه از اظرار مدرسه ما تو یه کلاس افتاده بودیم.و بچه های ما به امیدمن میومدن سر جلسه منم به اومید شاهین و سینا .ولی منو این شاهین قبلا هم با هم رفیق بودیم.یه چندین ترم من با حضور همین شاهین خانکلاس زبان ترم هامو پاس کردم
)
من که دیده بودم همه اونایی که میشناسیم معدلشونو گند زدن حتی بچه های البرز هم چنتاشون تجدید اوردن(دبیرستان البرز کرج با 90% دبیرستان های تهران رقابت میکنه همه شاگرداش خر خونه خو خونن به قول خودومون ک* خلن)
شاهین کل بچه هایر عرفان(اسم مدرسه ماست) که تو کلاس ما بودن به امید شما میومدن شما ها چی کار کردین.
عرفان من یکی افتادم!!!!
ماها به امید شما میومدیم حالا شما افدتادین!!!
سینا چه کهی خورد؟؟سینا هم چند تا رو تو خرداد افتاد با مستمر قبول شد(این سینا یهتنه کل مدرسه ما رو از نظر سواد حرفه معدل دوم دبیرستانش شده 19.94)
خدا شما بچه های هدف رو لعنت کنه!!!
هیچ اینای گذشت هیم یارو پشت میکروفون چرت تو پرت میگفت.
دیگه اومدن سوال ها رو بدن.یارو اومد سوال ها رو مینداخت کنار صندلی.واسه منو انداخت گفتم اقا چه کاری منو دولاشم بردارم بده دستم دیگه!!!چپ چپ نگام کرد رفت.
پاسخ نامه رو دادن باید ادرس و شماره خونه رو با خودکار ابی مینوشتیم منم خودکار ابیمو دراوردم حالا مگه مینویسه یگی خودکار داد نوشتیم.
یارو پشت میکروفون گفت:برای سلامتی شهدا!!!همه زدن زیر خنده
اصلاح میکنم برای سلامتی مقام معظم رهبری و شادی روح پاک شهدا و بنیانگذار انقلاب اسلامی سه صلوات.
شروع کنین.
دفترچه اول 100 سوال 75 دقیقه وقت بود که 90 تا اینطورا جواب دادم ولی حدود 40 دقیقه وقت اضافه اوردم!!!
من همش منطظر ساندیس و کیک بودم.
وقت برگه اول تموم شد جم کردن دفترچه دوم رو دادن.دفتر چه دوم 100 سوال 100 دقیقه وقت.
یارو برگه ها رو داد اومد بره من گفتم:ببخشید تا کی اینجا علافیم!!!! چپ چپ نگاه کرد گفت تا 7.30
دفترچه رو باز کرم اه دهنت سرویس فیزیکه که .ول کردم رفتم سوال های بعدی اه دهنت سرویس ریاضیه که!!!بازم ول کردم سوال های بعدی اهههه شیمی!!!!ول کن سوال های بعدی.زیست و زمین بود.منتاها همش از پیش دانشگاهی!!!!!به اثتثنای چند تا.
اون چند تا رو جواب دادن تغذیه اوردنساندیس و کیک نبود به جاش بیسکویت بود.کمی بعدش هم هی یارو با پارچ و لیوان یهبار مصرف اب میاورد.
از اونجایی که من به این جمله واقعا اعتقاد دارم که "حتی امتحانی رو که بلدی باید تقلب کنی و تقلب زکات امتحلن هست."یک نگاهی به برگه کناری کردم دیدم اههههه دهنت سرویس اینو من قبلا میشناختم از اون خرخوناس.
هیچی من شروع کردم پیش ها رو از رو این زدن.
زیست و زمین و شیمی رو از رو این زدم.
یارو مراقب منو دیده بود خوف کرد میدید من هی 10 دقیقه رو سوالها چِت میکنم بعد یهو 5 یا 6 تا جواب میدم فکر کرد خرخونم نمیفهمید دارم از رو اون میزنم.
بعد از انجایی که همه دوستان معتقد هستند که من دو سوم (کسری بخونید) از عمرم رو در دبلیو سی بودم باید سر کنکور هم میرفتم دبلیو سی.از یارو اجازه گرفتم گفتم میشه برم دس به اب
گفته بله(هنوز تو خوف بود)
از کلاس اومدم بیرون دیدم اههه چقدر ادم تو راهرو نشسته داره کنکور میده.از لای اینا هی راه میرفتم تا دبلیو سی رو پیدا کنم حالا مگه پیدا میشه!!!!یه مراقب رو گیر اوردم بهش اینطوری کرد:حاجی دس به اب کجاس؟؟؟گفت مستقیم دس چپ(اینجا از هرکی ادرس میپرسی میگن مستقیم دست چپ!!)رفتم باز پیدا نکردم از یکی که داشت کنکور میداد پرسیدم:جناب کنکور شما ادامه دار دس به اب کجاس؟؟؟؟ گفت اونجا رفتم.عجب تمیز بودا.برگشتم باز همه چپ چپ نگا میکردنم. هیچی دیگه سرتون رو درد نیارم بقیه سوال ها رو هم به همون صورت چِت زدم رفت بعد با شاهین دوباره زر زدیم و دیگه اومدم از دانشگاه بیرون.
توضیحات:
یکی بود سر جلسه یه ساندیس (اورده بود با خودش) باز کرد یه تست میزد یه قولوپ میخوردد.
امنیتش بسیار بالاست دانشگاه. خواستیم بریم سر جلسه تفتیش بدنی شدین.
چرا من فقط میگفتم دهنت سرویس!!!چون بقیه افحاش رو به همون دلایل که شیش جیب رو گذاشتم کنار گذاشتم کنار و تو ترکم.
از بابامون هم که بیرون علاف ما شده بود و کلیه اولیا امده دانشگاه پذیرایی کرده بوده.
دانشگاه عجب کولر هایی داره.
تخته هاش وایت برد بود همه!!!همش هم ریلی بود!!!!
تو دانشگاه همه ادم رو چپ چپ نگاه میکنن!!
تو دانشگاه اتوبوس هاش مفتیه!!!!
تو دانشگاه من از هرکیادرس پرسیدم میگفت مستقیم دسته چپ!!!!
فعلا...






ه پیرن راحت پوشیدم,یه شلوار لی ازاد(حدود 6 ماه هست که به دلایلی بعد از 3 سال شیش جیب رو گذاشتم کناردر این سه سال تو خونه هم شلوارهام شیش جیب بود) و صندل(بیشتر به دمپایی شبیه بود
.).
پاسخ با نقل قول

اینم مطلبش:
گفتم یوقت متوجه بشن بزنه بالا
منو میگید؛سرم رو انداختم پایین و اومدم بیام بیرون کهصندوقدار گفت،کجا آقا؟گفتم برم پول بیارم




پولم رو دست دزد و نزول خور میدادم ولی ای کاش دست معین نمیدادم
....گوشام به صدای زنگ در کر شد....پاهام در راه رفتن به درب منزل واسه گرفتن سریالها فلج شد..


دکتره هم زد زیر خنده و منم زود اومدم بیرون و یه ساندویچ هم مهمون رفقا شدیم!
...شما به دل نگیرید...دانشجویی و دوری راه اینطوریش کرده


علاقه مندی ها (Bookmarks)