بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 4 از 248 نخستنخست ... 234561454104 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 2475

موضوع: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

  1. Top | #31

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    پیش بینی های قرآن: حیات



    تـئـوريـهـای محل پيدايش حيات اوليه

    در رابطه با پيدايش حيات اوليه امروزه سه تا نظريه وجود دارد: يکی می گويد حـيات در جو آغاز شده، ديگری می گويد در اعماق اقـيانوسها، و سومی می گويد حيات اوليه از فضا آمده است.

    1ـــ نظريه اول که می گويد حيات در ابتدا در اتمسفر آغاز شده می گويد: بافتهای اصلی حيات در انتهای بالای اتمسفر شکل گرفته که متشکل از گازهای غـير ارگانيک بوده است. وضعـيت بد هوائی (طوفان، برق،...) و فعاليتهای آتش فشانی و تشعشعات خورشيدی، گازهائی مانند متان و هيدروژن را و امونياک را به مولکـولهای ارگانيکی (آلی) تبديل نموده و بافـتهای آن را پايه گذاری کرده است.

    2ـــ نظريه دوم که محل تولـد حيات اوليه را در جائی در چشمه های در اعماق آب می داند می گويد: ماده ارگانيکی اوليه در محيطی غنی از لحاظ غـذائـی در چند کـيلومتر در زير سطح آب آغاز شده است. در زير چشمه های آبی ستونهای آبی قوی ای وجود داشته که با فشار بيرون می زده و مواد معدنـی را با خود بيرون می داده، و گرمای لازم برای ايجاد حيات نيز را ايجاد می کرده بوده است.

    3ـــ نظريه سوم که می گويد:حيات اوليه در فضا شکل گرفته می گويد: بافتهای اصلی حيات در زمين پيدا و آغاز نشده، بلکه از فضای دور دست آمده. ماده ارگانيک که روی خاکستر (يا غـبار) بين سيارات نشسته بوده به اتمسفر وارد شده و بزمين افتاده. و يا شايد ستاره ای از ستاره های دنباله دار ماده ارگانيسمی اوليه را از فضا با خود به زمين رسانده باشد.

    محل پيدايش حيات در قرآن



    « به آنها بگو: برويد در زمين و ببينيد خدا چگـونه حيات را آغاز کرد. به همان سادگی نيز در مرتبه عاليتری حيات آخرت را ايجاد خواهد نمود»!

    نکات آيه:

    1ـــ حيات در زمين آغاز شده:

    عناصر لازم برای ايجاد بافتهای اصلی حيات اوليه روی زمين در مردابهای آتشفـشانی و موارد مشابه آن وجود داشته است. هر چند تحولات جوی نیز در آن نقش داشته بوده باشد.

    2ـــ آغاز حيات قابل شناخت است:

    انسان فعلا بافتها و عناصر اصلی ساده ترين شکل حيات را شناخته است.

    آيه در پاسخ به کسانی است که می گويند روز قـيامت زنده نخواهند شد. قرآن در پاسخ به آنها از آنها می خواهد که بروند و ببينند که حيات چگونه آغاز شـده، (1400 سال پيش گفته "برويد ببينيد حيات چگونه آغاز شده")!. و همانگونه که فعلاً آنرا ايجاد نموده، به همان سادگی نيز آنرا در آخرت ايجاد خواهد نمود.

    (حرف ثـُـمَّ در آيه برای بيان "رتبه، رده، و مدار بالاتر و عالـيـتـر" است که از معانی آنست).



    حـيـات اولـيـه



    «و اين خدا بود که موجود بی ريش و پشمی را در آب آفريد، مدت کوتاهی بعد خلقـت آنرا نـَسَبی (يعنی: از خود آن) و از طريق جفت گيری قرار داد».

    « بَـشَـر» در آيه به مـعـنی: موجود بی مو و ريش و پشم و پولک است که از جمله معانی آن است. ( و به انسان به اعتبار «بی ريش و پشم» بودن وی نسبت به ساير مـوجودات بَـشَـر اطلاق شـده است). بَـشَـر در آيه به معـنی: « لخت» نيز می تواند باشد که از معانی آن است.

    «صَـهْـر» در اصل به معنی: گداخـتن و ذوب نمودن و پيوند خوردن است. در وزنهای ديگر به معنی: داماد شدن و پيوند محرميت خوردن با کسی و مفاهيمی در اين زمينه بکار رفـته است. و صِـهْـرْ به معنی: گداختگی ـــ داماد ــ شوهر خواهر ـــ پيوند محرميت، پيوند زناشوئی و مفاهيمی از اين قبيل است. و در آيه به معنی: جفـت گيری و آميزش دو جنس مخالف بکار گرفته شده که از معانی آن است.

    مِـنْ به معنی «در» است که از معانی آن است. مانند: اذا نـودی لـلصّلاة مِـنْ يوم الجمعه (جمعه 9) که «مِـنْ» در آيه به معنی « فی يوم الجمعه» است.

    نکات آيه:

    1ـــ اولين موجود زنده موجود بی ريش و پشم (لخت) بوده است. پس از مدت کوتاهی از آفرينش آن، آفرينش آن بطور نَسَبی (يعنی: از طريق تکثير يابی خود آن) و از طريق جفت گيری صورت گرفته:

    بر اساس شناختی که امروز انسان از حيات دارد، ابـتـدائی تـريـن شکـل حـيات يک مـولکول لخت بـوده است. ابتدا خود را تکثير می کرده و بعد به دو جفت نر و ماده تکامل پيدا کرده و جفـت گيری صـورت گـرفـتـه است. چـيـزی که انسان به آن رسيده چيزی بهتر و بيشتر از آنچه آيه توصيف کرده و گفـته در برندارد.

    2ـــ هنوز هم حيات به شکل تکثير موجود زنده وجود دارد:

    فـعـل جَـعْــل به معنی « قرار دادن» بر اسـتمـرار دلالت دارد. وقتی آيه می گويد: آفرينش آن موجود اوليه را بطور نـَسَـبی و صهری « قرار داد»، به اين معنی است که "هر دو حالت (نـَسَـبی و صهری) همچنان ادامه دارد". يعنی امروزه "تکثير شدن" نيز مانند "جفـت گيری کردن" وجود دارد.

    امروزه نيز تک ياختگان نخستين همچنان به توليد مثل از طريق تقسيم شدن ادامه می دهند. يک ارگانيسم ساده تک سلولی مثل آميب خود را به دو قسمت تقسيم ميکند.





    در آمدن جانـوران از آب



    «خدا هر جانوری را (يعنی: همه جانـوران را) در آب آفريد. بنابر اين آن که رویِ شـکـم خـود راه می رود از آنهاست (از آنها آمده)، و آنکه روی دوپا راه می رود از آنهاست (از آنها آمده)، و آنکه روی چهار پا راه می رود از آنهاست (از آنها آمده). خدا هر چه را بخواهد می آفريند».

    (وقـتی واژه «کُـلّ» بر سر واژه نکره بيايـد بر تماميت نوع آن دلالت می کند. مانند: نـَظـّـفـتُ کُـلّ بـيتٍ = هر خانه ای را تميز کردم، (که به معنی: "همه خانه ها را تميز کردم" می باشد). بنابر اين قـاعـده عـبارتِ «کُـلّ دابّـةٍ = هر جانوری» به معنی «هـمه جانوران» است. و مِـنْ در «مِـن ماء» به معنی «در» است که از معانی آن است. مانند: « إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ... = هرگاه در روز جمعه برای نماز فراخوان داده شد، بـيدرنگ برای پرستش خداوند بشتابيد»، که «مِــنْ يَـوم الجمعة» به معنی: فـی يَـوم الجمعة اسـت. و مِـنْ در «فـَمِـنـْهُـم» و در «مِـنـْهُـم» ها برای تبعـيض است، (يعنی: برای جداسازی است. به این معنی که واژه «مِـن» نیز به سهم خود معنیِ جدا شدنِ "آنـکـه روی شکم راه می رود و آنکه روی دوپا راه می رود و آنکه روی چهار پا راه می رود" از حيوانات دريائی، را به جمله می دهد).

    نکـات آيـه:

    1ــ همه جانوران در آب آفريده شده اند. آنهائی که روی شـکـم يـا روی دو پـا يـا روی چهار پـا راه می روند (يعنی در خشکی زندگی می کنند) از جانوران دريائی آمده اند:

    ابتدا موجودات دوزيست از آب در آمده اند و طی ميليونها سال زندگی روی خشکی رفـته رفـته تکامل پيدا کرده اند و جانوران تنوع يافته اند.

    قرآن در زمان محمد از طرف کسانيکه خود را روشنفکر می پنداشته اند خرافات و افـسانه هـای پيشينيان خوانده می شده است. ولی امروزه همين چيزهای خرافاتی آنروز، از خوراک های دست اول محافل علمی و روشنفکری است.

    2ـــ فعل يَخْـلُقُ به معنی می آفريند در وزن مضارع است:

    مضارع بـودن فـعـل يَـخـْـلُـق به ايـن معـنی است که خدا همچنان موجودات جديدی را می آفريند. برخی می گويند تکامل بيولوژيکی تمام شده و نژادها و تيره های جديد ديگری بوجود نمی آيند. ولی اين صرفاً يک نظريه است و هيچ دليل علمی در اين رابطه وجود ندارد. از طرفی انسان پيوسته موجودات جديدی را در درياها، جنگـلها و بيابانها پيدا می کند. چند صد سال پيش انسان تعداد انواع موجودات را چند هزار اعلام کرده بود. امروزه بيش از يک ميليون و هـفـت صد هزار نوع را می شناسد.



    بخش عمده هر موجود زنده ای آب است



    « و هر چيز زنده ای را از آب قرار داديم».

    نکـتـه آيه: بخش عـمـده هـر چيز زنده ای آب است:

    در زبان عربی مـبحثی وجود دارد بنام مجاز. يکی از مباحث اين مبحث اينست که: "می توان چيزی را با بيشترين صـفـتی که در آن است" توصيف نمود. مثلا به "خانه ای که مصالح آن عـمـدتاً از تخـته است"، می توان گـفـت: خانه تخته ای. هـر چـند عناصر ديگری از قبيل آهن، شيشه و غيره نيز کم و بيش در آن بکار رفـته باشد.

    در چهار چوب اين مبحث، قرآن موجودات زنده را با آب توصيف می کند. يعنی: «قـرار دادن هـر چـيز زنده ای از آب»، به اين معنی است که: «بخش عـمده هر چيز زنده ای آب است».

    هـمـانطور که قرآن موجودات زنده را توصيف می کند «بخش عـمده آنها (یعنی بیشترین عنصر آنها) آب است». مـثلاً 60 تا 65 درصد بدن خود ما انسانها آب است. هيچ موجود زنده ای را نمی توان پيدا کرد که بخش عمده بدن آن آب نباشد.



    آفـريـنـش انـسـان



    « و ما انسان را "از خاک کوره در گل و لایِ سياهِ بد بویِ تعـفـن گرفته" آفريديم».

    يکی از مباحث مبحث مجاز در زبان عربی "گـفـتـن نـتـيجه کار بجای خود کار" است. مانند:

    ـــ نان می پزم. بجای خمير می پزم.

    ـــ جام شـفـا نوشيدم. بجای جـام دوا نوشيدم.

    ـــ سيب کاشتم. بجای درخت سيب يا *** آنرا کاشتم.

    ــــ ساعت 12 پرواز می کنم. بجای هواپيما پرواز می کند.

    آيه مزبور نيز مانند جملات مزبور در چهارچوب مبحث مجاز گفـته شده. يعنی "آفرينش انسان" در آيه به معنی آفرينش خود انسان نيست. بلکه آفرينش چيز ديگری است که قرار بوده نتيجه آن آفرينش انسان بشود. پيش از اين نيز در آيه 20 عنکبوت ديديم که قرآن گفـت: برويد در زمين و ببينيد خدا حيات را چگونه آغاز کرد قـُلْ سـيروُا فِی الاَرْضِ فـَانـْظـُروُا کَـيْـفَ بَـدَاَ الـْخـَلـْقَ). و در آيه 54 فـرقان ديديم که خدا "موجود بی ريش و پشمی" را در آب آفريد (خـَلـَقَ مِـنَ الْـماءِ بَـشَراً).

    و در اين آيه، محل آغاز حيات و مواد آنرا را گفـته، که از "خاک کوره (خاک آتشفشانی) و در مرداب و گِـل و لای لجن متعـفـن" بوده است. (يعنی چنين حياتی تکامل يافـته و راه به پيدايش انسان برده است).

    و در سوره سجده آیات 7 تا 9 نیز چنین می خوانیم:

    « الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِينٍ ـــ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ــ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُونَ ».

    « آن خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِـل آغاز نمود ـــ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ــ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (اعصاب) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».

    در این آیات می بینیم که انسان راست قامت کرده شده (یعنی در آغاز آفرینش خود راست قامت نبوده)، و پیش از راست قامت شدن نیز از طریق نطفه تولید مثل داشته، و راست قامت شدن وی نیز مدت زمان درازی پس از تولید مثل وی از طریق نطفه صورت گرفته، (چنانکه حرف ثـُمّ که برای بیان فاصله زمانی و زمان بلند مدت است بر آن دلالت دارد). دمیده شدن روح خدائی در وی بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی. (واژه روح از جمله به معنی: حرکت و کارکرد و عملکرد است).



    پـيـدايـش گـيـاه وار انسان



    «خدا شما را "گياه وار" از زمين رويانيد»!

    آيه نقل قول صحبت حضرت نوح به قوم خود است. تـشـبيـه رويـش انـسـان از زمـيـن مانند رويش گياه بـه اين معنی است که انسان درجا آفـريده نشده بلکه ضمن مراحلی گياه وار آفـريده شده است:

    ـــــــ گـيـاه (يعـنی دانه ای که منجر به پـيدايش گياه می شود) در ابتدای خود عنصری بسيار ساده و در آب و خاک است. بنابر اين انسان (يعنی موجودِ زنده ای که منجر به پيدايش انـسـان شـده) نـيـز در ابـتـدای خـود می بـايست عنصری ساده در آب و خاک بوده باشد. بر اساس شناخت امروزی ما از حيات اولـيه، چنين نيز بوده است.

    ـــــــ گـيـاه رفـتـه رفـتـه جـوانه می زند و شـاخ و بـرگ می دهد. بـنابر ايـن آن عـنصر حياتی اوليه نيز رفـته رفته پيچيده و پيچيده شده و صاحب شاخ و برگ يعنی دست و بال و غـيره شده است.

    چـيـزی که يک پـيامبر در چند هزار سال پيش گفـته و کسانيکه خود را روشنفکر می دانسته اند به آن می خنديده اند امروزه علم عصر ماست.



    آفرینش بشر ضمن مراحل بلند مدت



    « مشکل شما کدام است که به خدا شکوهمندانه نگاه نمی کنيد در حاليکه شما را طی دوره های بلند مدت آفريد».

    آيه نقـل قول از گفتارهای نوح به قوم خود است. وی چند هزار سال پيش از ميلاد به مردم خود گفته بوده که انسان ضمن مراحل بلند مدت «انسان» شده، ولی مردم طبق معمول بـوی می خنديده اند و از جمله بوی می گفته اند: تو حالت خوب نيست. (اطوار از جمله جمع « طـَور» است به معنی: يک گام، يک مرحله، يک حالـت از گامها و مراحل و حالات شئ).

    منظور آيه از " روآوردن با وقار و شکوهمندانه به خدا" بخاطر آفرينش انسان در دوره های طولانی، اين بوده که از آنجا که انسان در دراز مدت آفريده شده مانند هر چيز دست ساز وقـت گيرِ ديگر ارزشمند و نفيس است، و خالق آن نيز ارزشمندتر. بنابر اين انسان بايد با وقار و شکوه به آفـريدگار شکوهـمـند خود روبياورد.



    تنوع يافتن جانوران و هر یک از نژادهای آنها



    « و در خلقت خود شما و خلقت هر نوع جانور ديگری که بطور غير منظم گسترش میدهد نشانه هائی برای کسانيکه مسائل را عينی و مادی می فهمند وجود دارد»!

    نکته آيه: 1ـــ موجودات بثّ پيدا می کنند. 2ـــ فعل « يبثُّ» در وزن مضارع است. 3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور ديگری نشانه هائی وجود دارد.

    1ـــ موجـودات بثّ پيدا می کنند:

    واژه بَثّ به معنی: گسترش دادن (يا پخش نمودن) غير منظم است. (يعنی: گسترش دادن يا پخش نمودن چيزی به شيوه ها و اشکال گوناگون و متنوع). و «بثّ» نمودن هر نوع جانوری به اين معنی است که: هر نوع جانوری (يعنی هـر نژاد و تيره ای از جانوران) را در اشکال و صورتهای متنوع زياد می کند. که بطور ضمنی و تلويحی به اين معنی است که آنـها را از همديگر در می آورد.



    2ـــ فعل « يبثُّ» در وزن مضارع است:

    مضارع بودن فعـل « يَـبُـثُّ» به اين معنی است که هـنوز نيز نژادهـا و تيره های جديدی از انواع موجودات آفريده می شوند. چند صد سال پيش انسان انـواع مـوجودات را شمرده بود و عددی حول و حوش هفت هزار را برای آنها تعـيـين کرده بود. امروزه انسان در حدود بيش از يک ميلـيون و هـفت صد هـزار نوع موجود زنده را می شناسد. و پيوسته انواع جديدی را پيدا می کند. (برخی نوشته اند که تکامـل و تـنوع انـواع مـوجـودات تـمـام شـده و ديـگـر مـوجـود جـديـدی بوجود نمی آيد. (ولی اين فـقـط يک نظريه است و هـيچگونه توضيح و مبنای علمی برای آن وجود ندارد).

    3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور ديگری نشانه هائی وجود دارد:

    تصوير 1 دست انسان، تصوير 2 بال يک پرنده، تصوير 3 بال خفاش و تصوير 4 بال مارمولک پرنده، تصوير 5 فسيل يک جانور دوزيست است. در همه آنها مچ بازو، مـچـهـای سـاعـد، مچهای دست و انگشتان مشترک است. تفاوت در شکـل و اندازه آنها است که به نوع کاربرد آنها مربوط می شود.

    آيه خطاب به بت پرستان است که برای هر چيزی خدائی قـائل بودند. آيه با استدلال به ساختمان بدن انسان و جانوران يگانگی خدا را استدلال می کند. و منظور آن اینست که در موجودات ردی بيش از رد يک آفريننده ديده نمی شود.





    تـکامـل چـهـره بشر



    « و به شما رفته رفته رنگ و رو (رنگ و روی بشری) داد و مدت کوتاهی بعد رنگ و روی شما را بهتر نمود»!

    نکته آيه: انسان ابتدا رنگ و روی بشری داده شده و بعد ضمن مدت کوتاهی بهتر کرده شده:

    انسان در بلند مـدت (چنانکه مصدر «تـصـوير» به معنی: رسم نـمودن و نقاشی کردن ضمن پروسه بر آن دلالت دارد) چهره بشری بخود گرفته است. (مدت آن 14 ميليون سال برآورد می شود). و بعـد در مدت کوتاهی ظرافت و زيبائی فعلیِ آن را بخود گرفـته، (حرفِ «فـاء» که بر ترتيب و تعـقـيـب دلالت دارد، آمـدن آن بر سرِ فعل اَحْـسَـنَ، بيانگر"بهـتر سـازی چـهـره در کـوتـاه مـدت" پـس از رنگ و روی انسانی بخود گرفتن چهره است). در بررسی هـائی که انـجـام شـده بـرآورد شـده که ظرافـت و زيبائی چـهـره انسان در 10000 سال گـذشـتـه صـورت گرفـته است. و از آنـجـا کـه مـورد خــطاب آيه انسان می باشد، بهتر سازی چهره شامل همه تيره ها می شود.





    تغيير متناسب با محيط طبيعی



    « به آنها بگو: خداست که شماها را بنابر وضعيت سرزمين ها آفـريد».

    واژه « ذرء» به معنی: درست کردن اختراعی است.« فـی» در آيه سببی است. و «ارض» در آيه به معنی «سرزمين و طبيعت» است که از معانی آنست.

    آيه روی هم رفـته به اين معنی است که انـسـان در ابتدا يک گونه بـوده، پـس از پخـش شـدن در سرزمـينهای مختلـف بنابر وضعيت طبيعتی که در آن زندگی می کرده تغـيـيـرات فـيـزيکی داده شده است.



    آفرينش همه از يک بشر



    «همه شما را از يک بشر آفريد».

    نکته آيه: همه انسانها از يک انسان آفريده شده اند:

    آخرين تحقيقات مربوط به مسائل توارثی نشان می دهد که هـمه انسانها (چه آنهائی که پيش از اين زيسته اند، چه آنهائی که فعلا زندگی می کنند و چه آيندگان) همه در ذريه اولين انسان بوده اند.



    همه نژادها از يک پدر و مادر هستند



    « مردم! ما همه شماها را از يک نر و يک ماده آفريديم، و شماها را تيره بندی کـرده و افـراد هم تيره را کمی با هم تفاوت داديم تا بتوانيد همديگر را تشخيص بدهـيد. فـرد ارزشـمـند تر شما پيش خدا کسی از شماست که نيکوکارتر باشد».

    نکته آيه: همه تيرها از يک زن و مرد آفريده شده اند. تيره بندی انسانها بعـدها صورت گرفته و ميان افراد هر تيره تفاوت داده شده تا افراد بتوانند همديگر را تميز و تشخيص بدهند.

    در رابطه با پيدايش و تکـامل انسانها امروزه دو تا تئوری وجود دارد. يکی می گويد همه انـسانها از يک پـدر و مـادر بوجود آمده اند، و ديگری می گويد: تيره های مختـلف انسانی از ميمونهای مختـلـف ريشه گرفته اند. قـرآن نظـريه اولی را تأيـيد می کند. و اين نظريه نيز نظريه غالـب است.

    آیه پاسخ به مشرکین بوده است که برای هر چیزی از جمله نژادهای مختلف انسانی خدایان متعددی را مطرح می کردند.



    هم مليتی انسان، جانوران و پرندگان



    «هيچ جانوری در زمين يا پرنده ای که با دو بال پرواز می کند نيست مگر اينکه همه امتهائی مانند شماها هستند»!

    نکته آيه: جانوران و پرندگانی که با دوبال پرواز می کنند امت (يا مليتهائی) مانند انسانها هستند:

    منظور از همگونی امتی يا مليتی ميان جانوران و پـرندگان با انسان می تواند: از جنبه نحوه آفـرينش آنها باشد، و می تواند از جنبه بافت آفرينش آنها باشد، و می تواند از هر دو جنبه باشد.

    اگـر مـنـظور از آن جنبه آفـريـنـش آنـهـا بـاشـد در آن صـورت آيـه به اين معنی است که انواع تيره های حيوانات مزبور و پرندگان از همديگر ريشه گرفـتـه اند، چون پيش از اين خوانديم که همه تيره های انسانی (يعنی همه امتها و مليتها) از يک پدر و مادر ريشه گرفته اند، بنابر اين همگونی امتی يا مـلـيـتی در آنـها و در انسانها ميبايست در "از هم ريشه گرفتن آنها و تيره بـنـدی شدن آنها" باشد.

    و اگر منظور از همگونی امتی و مـلـيـتـی آنـهـا بـا انـسانها در بافت آفرينش آنـهـا باشـد در آنـصورت آيه به اين معنی است که آنها و انسانها از بافت و سـاختار زيربنائی آفرينشی مشترکی برخوردارند، کـه پـيـش از اين نمونه ای را در اين رابطه در آيه چهارم سوره جاثيه ديديم.



    آدم



    « ما شما را آفريديم، مدت درازی بعد رفته رفته به شما رنگ و رو (رنگ و روی بشری) داديم، و مدت درازی بعد به فرشتگان گـفـتيم: به آدم تن بدهيد (تسليم وی شويد). همه تسليم شدند بجز ابليس که با تسليم شوندگان نبود».

    نکات آيـه:

    1ـــ انسان مدت درازی پس از آفريده شدن رفته رفته رنگ و روی انسانی داده شده:

    مدت درازی پس از آفريده شدن رفـتـه رفـتـه رنگ و روی انسانی بخود گرفتن، به اين معنی است که انسان پيش از اينکه شکل و شمايل انسانی بخود بگيرد در شکل و شـمـايل ديگری از حيات و زندگی وجود داشته است. يعنی از انسان موجود ديگری به انسان تبديل شده است. فعلاً نزديک ترين حيوان به انسان ميمون است که انسان می تواند تکامل يافـته آن باشد.



    2ـــ مدت درازی پس از رنگ و روی انسانی گرفتنِ انسان، ملائکه به آدم تن داده اند:

    آدم يعنی چه و آدم مورد نظر آيه کدام است؟

    واژه «آدم» در اصل اَءْدَمْ است. وقتی دوتا همزه بترتيب مفـتوح و ساکن کنار هم قرار بگيرند، در هم ادغام شده و به «آ» تبديل می شوند. به اين ترتيب واژه اَءْدَمْ به آدم تبديل شده. اَءَْدَمْ بر وزن اَفْعَـلْ صفت تفضيلی است. به معنی: چيزيکه بهـتـر يا بيشتر می تواند ميان دو يا چند مـتـضـاد، ناهـمـاهـنگ، ناسازگار، ناهمخوان و غيره برود و آنها را هماهنگ، سازگار، همخوان، و منطـبـق و غيره بکند.

    برای آشنائی بيشتر با واژه آدم برخی از واژه های هم خانواده آنرا می بينيم:

    «به ميانجی اَدْمَهْ هـم گفـته شده (چون ميان دو چيز می رود و مسائل آنها را حل می کند) ــــ به نمک، زرد چـوبـه، فـلـفـل، سرکه و مواردی از اين قـبـيل اُدْمْ هـم گـفــته شـده، و بـه ادويه جات روی هم رفـته اَدْمْ و اِدام هم گفـته شده (چون ميان دو يا چـنـد چـيز مختـلـف و ناهـمـگون ميروند و نوعی هـماهـنگی و يگانگی مـيان آنها ايجاد می کنند) ــــ به چربی اِدامْ هم گـفـتـه شـده (چون اصطکاک و تـضـاد ميان دو چيز را رند می کند) ـــــ و به واشـر چـرمی اَدْمْ هـم گفـته شده (چون هـماهـنگـی و انـطـباق بيشتر و بهتری را ميان دو يا چند چيز نا منطبق ايجاد می کند).

    با توجه به معنی واژه «آدم» که به معنی: چـيـزی اسـت کـه بـهـتـر يـا بيشتر می تواند ميان دو يا چند متضاد، ناهماهنگ، ناسازگار، ناهمخوان و غيره برود و آنها را هماهنگ، سازگار، همخوان، و منطبق و غيره بکند، وقتی انسان انـديـشــمـنـد شـده و توانسته بهتر و بيشتر از موجودات ديگر مسائل خود را حل بکـند، خداوند وی را آدم ناميده است.

    (جمع آن اوادِم است. اَوادِم بر وزن اَفاعِل است. اين وزن برای جمع بستنِ وزنِ اَفْعَل است. در ابتدا گـفـتيم کـه آدم در اصل اَءْدَمْ بر وزن اَفـْعَـل است).

    آدم در آيه نام نوعی انسان است، (يعنی به معنی «انسان» است نه نام يک نـفـر). در جـاهای ديگـر نـيـز واژه «آدم» بـه معنی انسان بکار گرفـته شـده. مثلاً داستان آدم در سـوره ص آيه 71 ببعد و در سـوره حجر در آيه 26 ببعد تکرار شده و در آنجا بجای واژه « آدم» واژه «بشر» آمده. و داستان مطرح شده در سوره ص نيز در سوره سجده تکرار شده و در آنجا بجای واژه «بشر» واژه «انسان» آمده است.

    به اين ترتيب وقتی حيوان رنگ و روی انسانی بخود می گيرد و انديشمند می شود و می تواند ميان اشياء و مسائل برود و آنها را نسبت به سائر موجودات بهتر و بيشتر حل کند، آدم ناميده شده است.

    ملائکه يعنی چه و چگونه به آدم تن داده اند؟

    واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـيـام رسـانـنـده، واسط، کسی يا چيزيکه بنمايندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـيـمـی از اين قـبـيل است. در قـرآن از جـمـلـه به قـوانين طبيعت (مانند نيروی جاذبه) و نـيـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموريت می گيرند اطلاق می شـود. از آنـجـا کـه آنـهـا انـديـشـمـنـد و خـلاق نيسـتند و با اراده خود کار نمی کـنند، پائين تر از انسانِ انديشمند، خلاق و با اراده قـرار می گـيرند و انسان بر آنها برتری دارد يا بر آنها متسلط می شود. مثلاً انسان بر نيروی جاذبه غلبه ميکند و زمين را ترک می کند.



    انسان نخستين



    «روزگاری از زمان بر انسان گذشته که چيز قابل بيانی نبوده است»!


    واژه انسان نام سیاسی ــ اجتماعی ــ فرهنگی و اخلاقی انسان است. بنابر این آیه انسان از زمانی که موجودی سیاسی ــ اجتماعی ــ فرهنگی و اخلاقی شده زمان بسیار زیادی میگذرد. خیلی بیش از آنچه از آثار هنری و فرهنگی پیدا شده تخمین زده می شود.

    بر اساس اسکلتهائی که تـا کـنـون پـيدا شده عمر بشر به چند ميليون سال میرسد. بنابر آیه مزبور بشر می بایست خیلی بیش از آنچه تخمین زده می شود انسان شده باشد. هر چند با کمی تفاوت با حیوانات مانند آنها زندگی طبیعی داشته بوده است، یعنی در غارهـا و جنگـلـهـا زندگی ميکرده و خوراک وی گياهان، مـيوه ها و حيـوانات بوده باشد. چیزی که می توان از آیه فهمید عمر انسان می بایست صدها هزار سال باشد.



    تاريخ و مذهـب



    «هر مردمی در ابتدا يک جمع يگانه ای بودند، بعد دچار مشکل و درگيری شدند».

    بقره 213:«کانَ النّاسُ اُمَّـةً واحِدَةً. فـَبَعَـثَ اللهُ النـَّبـِيّـيـنَ مُبَـشِّـريـنَ و مُـنـْذِريـنَ، وَ اَنـْزَلَ مَعَـهُـمُ الْکِتابَ بـِالْحَـقِّ لِـيَـحْـکُـمَ بَـيْـنَ الـنـّاسِ فيما اخْـتـَلـَفـُوا فـيـهِ. وَ مَا اخـْـتـَلَـفَ فـيـهِ اِلاّ الـَّـذيـنَ اوُتـُوهُ مِـنْ بَعْـدِ ما جـآئَـتـْهُـمُ الْـبَـيّـِـنـاتُ بَـغـْـيـاً بَـيْـنـَهُـمْ. فـَـهَــدَی اللهُ الّـذيـنَ آمَـنـُوا لِـمـا اخْـتـَلَـفـُوا فـيـهِ مِـنَ الْحَـقِّ بـِِاِذنـِهِ . وَ اللهُ يَهْـدی مَـنْ يَـشاءُ اِلی صِـراطٍ مُسْـتــَقـيـمٍ».

    «هـر مردمی در ابتدا يک جمع يگانه ای بودند، بعد دچار مشکل و درگيری شدند. به اين خاطر خـدا پيامبران را با مژده و هشدار فرستاد و به آنها کتابِ بجا و بمورد داد تا مسائل و مشکلات آنها را حل کند. در آن (کتابهای انبياء) که پس از نشان دادن معجزات به آنها داده شده بود، فقط کسانی اختلاف پيدا کردند که با زور بيش از حق خود از ديگران می خواستند. به اين ترتيب خدا اختلافات عادی کسانيکه ايمان آوردند را حل کرد. خدا هر که بخواهد را به رويه اعتدال و ميانه روی هدايت می کند».

    بنابر مضمون آيه هـر مردمی و هر جمع و گروهـی از انـسـانـهـای اولـيـه بـدون هـيـچگونه مشکل و درگيری با هم کار و زندگی می کرده اند. بعد مردم دچار مشکل شده اند. متعاقب آن خدا پيامبران را فرستاده و کتابهائی که مناسب اوضاع و شرايط آنها بوده به آنها داده. کسانيکه بطور قهر آميز بيش از حق و حقوق خود از ديگران می گرفته اند به انبياء و کتابهای آنها ايمان نياورده اند. ولی بـقيه مردم که ايمان آورده اند کتابهای انبياء را برای حل و فصل مشکلات و مسائل خود بکار گرفته اند. رويه ای که خدا در کتابها ارائه داده بوده نيز در پايان آيه «صـراط مستقيم» خوانده شده. «صراط مستقيم» به معنی: راه و رويه متعادل و متوازن و بينابينی است. يعنی اينکه مثلاً انسان نه ستم کند و نه ستم را بپذيرد، نه در تنگدستی زندگی کند و نه مصرفی و تجملاتی.

    انبياء يکی پس از ديگری برانگيخته شده اند و متناسب با فهم و درک اقوام خود و شرايط آنها دين را تکامل دادند. در داستان انبياء در قرآن، هـمـيـشـه ثروتمندان بوده اند که عليه انبياء ايستادگـی ميکرده انـد چون دين موقعيت مالی و نفوذی آنها را تهديد می کرده است.

    اسلام ـ شريعت ـ صراط مستقيم

    واژه «اِسْـلام»: مصدر مزيد باب افعال است. اين مصدر از مصدرهای «سَـلامْ و سَـلامَـة» درست می شود. «سَـلامْ و سَلامَة» به مـعنی: آسيب، گزند، صدمه و آزاری نديدن است. وقتی به باب افعال می روند کارکرد «کـَيْـنُـونَـة (به معنی: رسيدن و قرار گرفـتن در نقطه ای)» وارد مضمون آنها می شود، و «اِسْـلام» به معنی: رسيدن و قـرار گرفتن در نـقـطه عدم آسيب پذيری، صدمه بينی، گزند بينی و مـواردی از اين قـبيل می شود.

    بعد واژه اسلام از جمله به معنی:«واگـذار نـمودن خود يا چيزی» بکار رفته، ( که اشاره ضمنی بوده به: تضمين سلامتی و عدم آسيب بينی فـرد يا شئ در وضعيت مزبور). و هـمينطور به معنی: «خيانت کردن» بکار رفته. ( که اشاره ضمنی بوده به اينکه: فرد خود را از خطر بدر برده و خود را راحت و آسيب ناپذير کرده).

    ( واژه «مُــسْــلِـمْ» به معنی «مسلـمان» نيز اسم فـاعـل از همين مصدر اِسلام است که در اصل به معنی: کسی است که به نقـطه امن و آسيب ناپذير رسيده ـــ و کسيکه دين و آئين خدائی را پذيرفـته (به اعتبار ايـنکه: دين انسان را آسيب ناپذير می کند). و در قرآن «مُـسْـلِـم» به پيرو محمد، مسيح، موسی و ساير پيامبران همه اطلاق می شود).

    با توجه به معنی واژه اسلام، به "مذهب" اين خاطر اسلام گـفـته شده که انسان را آسيب ناپذير می کند. يعنی: فرد با بکارگيری رهنمودهای مذهب، در دنيا و آخرت آسيب ناپذير می شود).

    «اسلام» در فرهنگ و زبان مردم به دين محمد اطلاق می شود، ولی در قـرآن «اسلام» به تماميت دينی که خدا در طول تاريخ از طريق انبياء به انسان ارائه داده اطلاق می شود. يعنی اسلام شامل دين موسی و عيسی و محمد و ساير پيامبران همه می شود. در قـرآن ديـن هـر يک از انبياء: شِرْعَة، شـَريـعَـة وَمِنْهَاجا ناميده می شود:

    مائده 48: « لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا (مائده 48) = برای هر کدام شِرعَت و منهاجی را قرار داديم».

    جاثيه 18: « ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ ... = بعد ترا بر شريعتی از دين قرار داديم...».

    شِرْعَة و شَريعت به معنی: سبک و سازمان کاری جـديـد و نوين است. از آنجا که هر يک از انبياء بنابر شـرايط دوران خـود سبک کار و آئين خاص خود را داشته اند، آئين هر يک از آنها شريعت ناميده شده است. و«مِـنـْهـاج» به "راهی گفته می شود که بجای خاصی راه می برد و به آن منتهی می شود. مانند راه دهکده، يا راهی که به چند خانه منتهی می شود. و اصطلاحاً به: رويه ها، و آئينهای شخصی، قومی و جريانی اطلاق می شود.

    «شريعت و منهاجی» که هر يک از انبياء ارائه داده اند (يعـنی: رويه، مـنـش، سـبک زندگی و آئينی که هـر يک از آنها ارائه داده اند) در «صراط مـستقيم» خلاصه می شود. «صراط» در لغت به معنی: راه پهن و دراز است. و در اصلاح به «رويه، منش، مشی، رفتار و عملکرد» اطلاق می شود. (چنانکه در فارسی نيز چنين است).«مستقيم» اسم فاعـل ازمصدر استقامة است. استقامت از جمله به معنی: متوسط، ميانه، متعادل و متوازن دويدن يا کاری را انجام دادن يا بودن است. «صراط مستقيم» روی هم رفـته به معنی: رويه و خط مـشی ميانه، متعادل، متوازن، بيانبينی و مـيانه» است. يعنی مثـلاً: نه ستم کردن نه سـتم پذيرفـتن؛ نه در عـيـش و نوش و ريخت و پاش و نه در تنگدستی زندگی کردن. رويه و آئين مذهب ابراهـيمی در همه امور(سياسی، اجتماعی، اقـتصادی، فرهنگی، خوراکی، پوشش وغـيره) وضعـيت بينابينی، ميانه روانه، متعادل، متعارف و متوازن است. (اين مذهـب الـبته پيشـنهادی است برای کسانيکه ميخواهـند رستگار شوند و چيزی زوری و تحميلی در آن نيست، نه در پوشش آن و نه در موارد ديگر).________________________________________ __


    تبعيض بين زن و مرد در اسلام
    بيست و يكمين سمينار كوثر هم در تالار خوارزمی دانشكدۀ مهندسی برگزار شد. يكی از مهمانان اين سمينار، چون سالهای پيش حجة الاسلام سيد محمد انجوی بودن كه ماحصل سخنرانيشون رو در ادامه ميخونيد.



    تبعيض بين زن و مرد 18/5/1383



    يكی از چيزايی كه دشمنا ميخوان تلقين كنن و خود ما هم بعضاً بهش دامن ميزنيم، اينه كه زن و مرد با هم تفاوت دارن و در اين بين، مردا بُرد كردن. ميگن در اسلام به زنان ظلم ميشه. اينجور نيس، بلكه عملكرد ما مسلموناست كه باعث ميشه اينجور جلوه كنه. با يه سری روايت ميخوايم ثابت كنيم كه نه تنها به زنان ظلم نشده، بلكه اسلام به نفع زن عمل كرده:



    مردی كه از بازار چيزی خريده، وقتی ميخواد تقسيم كنه، بايد از دختراش شروع كنه.

    رسول اكرم (ص)

    با فرزندان خود با عدالت رفتار كنيد، ولی اگر خواستيد يكی را بيشتر دوست داشته باشيد، بايد دخترتان باشد.

    رسول اكرم (ص)

    خداوند به زنان مهربانتر است تا به مردان.

    امام رضا (ع)

    اگر در هنگام نافله خواندن، پدرت تو راصدا زد، نبايد نافله را بشكنی، اما اگر مادرت با تو كار داشت، بر تو واجب است كه نمازت را قطع كنی.

    رسول اكرم (ص)

    يه روايت هست كه امام رضا از قول امام باقر عليهما السلام نقل ميكنن كه در يادداشت قبلی ذكر شده.



    هر وقت جبرئيل نازل ميشد، اولين حرفش سفارشی از خدا بود در مورد زنان، به نحوی كه فكر كردم طلاق دادن زنان جايز نيست مگر اينكه جرم اثبات شدۀ آشكار داشته باشند.

    رسول اكرم (ص)

    امام حسن و جواد عليهما السلام با اينكه زنان خود را ميشناختند ولی اونا رو طلاق ندادند، چون جرم اثبات شدۀ آشكار نداشتند، و در نهايت به دست همونا شهيد شدن.



    نزديكترين افراد به من در روز قيامت، كسانی هستند كه به همسرانشان مهربانترند.

    رسول اكرم (ص)

    با زنهای مجرمه مدارا كنيد، در هر حالتی كه هستند.

    امام علی (ع)

    در روايت هس كه اگه از پسرت جرمی ديدی تنبيهش كن، اما در مورد زن ميگن سعی كنيد جرمش رو اقرار نكنه. خدا نسبت به جنس زن حساسه، ميگه زن اگه جرمی مرتكب بشه، مبناش مشكل عاطفيه.



    مردی كه به ميل همسرش در خانه غذا بخورد و لباس بپوشد، مؤمن است؛ و مردی كه همسرش به ميل او بخورد و بپوشد، منافق است.



    وقتی زنت را به خانه آوردی بايد وسايل و لوازم را برايش مهيا كنی، و كاری به نحوۀ چيدن آن نداشته باشی.

    امام حسين (ع)

    هركه ما را بيشتر دوست دارد، زنان را بيشتر دوست دارد.

    امام صادق (ع)

    اين مطلب با شهوت بارگی فرق داره، منظور عاطفه، مدارا و محبت به زناست.



    اینم در جواب جناب نیما زیدان:



    ... و زناني كه از نافرمانيشان نگرانيد، بايد نصيحتشان كنيد و ]سپس[ در خوابگاهها از آنان دوري كنيد و ]سپس اگر لازم افتاد[ آنان را ] به آهستگي و به قصد تأديب[ بزنيد.

    نساء: 34

    خب، تمام قرآن ما شرح و تفسير داره و تفاسير ما هم از قول اهل بيت عليهم السلامه. در اين باب امام صادق (ع) فرمودند: انه اضر بالسواك. يعنی اگه يه وقتی مرده خيلی عصبانی شد، با مسواك زنش رو بزنه.

    بابا مورچه رو هم با مسواك بزنی ازت ميخنده، يعنی مردا رو مسخره كردن ديگه

    نه، اينم توضيح داره. زن روح شكننده ای داره، همين جوری هم كه بزنيش براش كافيه، پس كسی مسخره نشده.



    ملعون است كسی كه دست روی زنش بلند كند.

    رسول اكرم (ص)



    آيا زنت را كتك ميزنی و توقع عاطفه داری؟

    رسول اكرم (ص)



    و اما آخرين دليل:

    ما يه دنيا داريم كه جای گذره و يه آخرت كه محل ماندنه. مسايل دنيا يه عده فانی هس و يه عده باقی، برای رسيدن به مسايل باقی بايد به آخرتی بپردازيم كه در دنيا نهفته است.

    فرض كن تو اتوبوس نشستی داري ميری مشهد. به تو ميگن ما تو راه بهت نميرسيم، ولی تو مشهد هواتو داريم، اما به بغل دستيت ميگن تو راه همه چيزت رو تأمين ميكنيم،؛ ولی تو مشهد كارا با خودته؛ كی بُرد كرده؟

    قضيـﮥ زن و مرد هم همينه. تو آيـﮥ بالايی گفتن كه الرجال قوامون علی النساء اما كلی مردا رو تهديد كردن.

    ميگن چرا زن نميتونه قاضی بشه.

    رسول الله فرمودند پنج نوع قاضی داريم كه 4 نوعش ميره جهنم:

    الف) كسی كه حكم غلط بده و بدونه غلطه؛ ب) كسی كه حكم غلط بده و ندونه غلطه؛ ج) كسی كه حكم درست بده، اما نيتش اين باشه كه حمكه غلط باشه؛ د) كسی كه حكم درست بده، اما بهش عمل نشه؛ و فقط يه گروه جهنمی نيس و اون كسيه كه حكم درست بده، نيتش درست باشه و به حكمشم عمل بشه.

    حالا خوبه زن قاضی بشه؟ وقتی يه نفر مقام بگيره، مسئوليتش سنگين تر ميشه.

    به مرد گفتن واجبه پول حلال تو اين جامعه! به دس بياری و به زنت نفقه بدی، و اگه كار كرد تو خونه بايد حق العملش رو هم تقديم كنی.

    كی ضرر كرده؟ مرد يا زن؟

    حضرت آيت الله جوادی آملی ميفرمودن برای رسيدن به خدا دو مسير داريم به اسم عقل و عشق، مسير عشق هم سريعتر ميرساند و هم ملموستر است. مسير عشق در زنان قويتر است.

    بابا سر مردا كلاه رفته، ضرر كردن. تو يه آيه گفتن الرجال قوامون علی النساء تا مردا سكته نكنن. ولی جای ديگه گفتن ان اكرمكم عندالله اتقاكم. بيشتر وسايل تقوا رو هم دادن به زنان پس اونا اكرم هستن.

    ما اين تبعيض رو گرامی ميداريم چون به لطافت فيزيكی و روحی زنان اعتقاد داريم.



    يه نفر اومد خدمت رسول خدا (ص) و عرض كرد وقتی ميام خونه اولين كسی كه مياد بهم سلام ميكنه، زنمه؛ وقتی ناراحتم مياد بهم ميگه چی شده و وقتی هم ميخوام برم بيرون آخرين نفری كه خداحافظی ميكنه اونه. پيغمبر فرمودن ديگه كافيه، تا همين جا اجرش شده مثل يه شهيد. (بابا برا خدا نبوده كه، واسه شوهرش بوده)



    و آخرين روايت:

    زنی كه نماز شب ميخونه خدا بهش افتخار ميكنه. (اِ مردا هم نماز شب ميخوننا)



    اگر زنان دنبال مساوات هستن، باختن، چون بالاترن. اگه تساوی ميخوان بايد بيان پايينتر.



    در پايان جلسه هم سؤالاتی مطرح شد كه يكيش رو تقديمتون ميكنيم:

    س: در روايت آمده كه زنان بايد از شوهران خود تبعيت كنند .....؟!
    ج: ما نميتونيم خودمون از روايات استنباط كنيم، ما مرجع داريم و مجتهد. در اين مورد حضرت آيت الله مكارم شيرازی مگه ديدار پدر و مادر واجب نيس؟ مرد كه نميتونه جلوی واجبات زنش رو بگيره.

  2. Top | #32

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Eddie
    شما رو نمی گم ابولفضل جان من منظورم به اشخاص دیگه بود.من غلت یکنم هم چین حرفی به شما بزنم.من خر کی باشم

    ما کوچیکتیم ادی جان ( اسم شریفتو نمیدونم )شما هم مارو ببخش زود قضاوت کردیم .بخشش از بزرگان و گاد فادر هایی مثل توهه

  3. Top | #33

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    شماره عضویت
    664
    نوشته ها
    165
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    من کوچیکتم من اگه جزو بزرگان بودم کلامو می انداختم هوا.
    من لقبم خسرو هست. به همین اسم صدام کن.

  4. Top | #34

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    شماره عضویت
    655
    نوشته ها
    1,021
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 13 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    اقا باشه شما راست میگید..
    هی بشینید از دینتون تعریف کنید و ایین های دیگرو ببرید زیر سوال
    دینی که توش با نام خدا و و با صدای الله اکبر سر اینو اینو میبرند
    شما در راه اسلام میتونی هرکی ددلت خواستی بکشی بچتو خفه کنی..زنتو بزنی اینو انور بمب بزاری و ......... البته فقط در شرایطی که در راه اسلام باشه
    به نظر من مقام و شان خداوند از این حرفها خیلی بالاتره مثل گفته ی و اشعار مولوی و خیام...اشعار ولوی در فراتر از درک و فهم یک انسان عادی بود اگه شاعارشوگوش کنید منظورمو میفهمید
    حداقل برای یکبار که شده فکر و تحقیق کنید بابا خسته نشدید از این حاج اقا بازیا..

  5. Top | #35

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Alireza Hunter
    اقا باشه شما راست میگید..
    هی بشینید از دینتون تعریف کنید و ایین های دیگرو ببرید زیر سوال
    دینی که توش با نام خدا و و با صدای الله اکبر سر اینو اینو میبرند
    شما در راه اسلام میتونی هرکی ددلت خواستی بکشی بچتو خفه کنی..زنتو بزنی اینو انور بمب بزاری و ......... البته فقط در شرایطی که در راه اسلام باشه
    به نظر من مقام و شان خداوند از این حرفها خیلی بالاتره مثل گفته ی و اشعار مولوی و خیام...اشعار ولوی در فراتر از درک و فهم یک انسان عادی بود اگه شاعارشوگوش کنید منظورمو میفهمید
    حداقل برای یکبار که شده فکر و تحقیق کنید بابا خسته نشدید از این حاج اقا بازیا..
    ببین عزیز من .اگه فکر میکنی من بچه بسیجی و اخوندم سخت در اشتباهی .اتفاقا من خودم دشمن درجه 1 اخوند جماعتم .
    ولی طرز تفکرت به درد لای جرز هم نمیخوره .پس بی زحمت از این تاپیک بیرون !!!! دیگه ام نبینمت اینورا !!! ضد اسلام ملعون

  6. Top | #36

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    شماره عضویت
    664
    نوشته ها
    165
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    من کلی فکر کردم تحقیق کردم تا اسلام رو فهمیدم من نمی خواستم اینو بگم ولی مجبور م کردین بگم.
    من جزو حذب نازی ایران بودم.من با آدمایی پریدم که فکرشم نمی تونید بکنید من تا همین یه ماه پیش اگه رو دستم صلیب شکسته نبود بیرون نمی رفتم.من آدمی بودم که نازی های هفت خط از حرفام کف می کردن .من اسمه عرب میومد میریدم بهش
    من با آدمهایی حرف می زدم که هیتلر باید براشون لنگ بندازه.
    ولی وقتی تحقیق کردم فهمیدم مسلمون یعنی چی.
    یو چی فک کردی می خوای تو 3 سوت حرفایی بزنم که شرمت بگیره بگی هخامنشی ها ایرانی بودن.این کارو راجع به بسیاری دولت های بعد اسلام هم می تونم بگم.

  7. Top | #37

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    شماره عضویت
    664
    نوشته ها
    165
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    ببخشید بچه ها من یه لحظه قاطی کردم.زیادی عصبانی شدم.شرمنده

  8. Top | #38

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط hossein_wwe
    نقل قول نوشته اصلی توسط ABOLFAZL
    نقل قول نوشته اصلی توسط hossein_wwe

    1- دو حالت داره حاج حسین یا داری از خودت جوك می سازی كه با این مغز فندقیت بعیده!!....یا اینكه این جوكهایی كه تعریف می كنی واسه خودت اتفاق افتاده....ولی ما منابع رو اعلام می كنیم...هرچند تمام خاطراتی كه در گذشته واسمون تعریف می كردی رو منابعش رو دارم..كلا جوك و اس ام اسی تو بازار نیست كه از ***** ما رد نشه!!! بیا جوون...اینم آدرسش...حالش رو ببر

    http://www.jok-sms.mihanblog.com


    2- حاج حسین سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به حاج حسین ميرسه و اونم هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي




    می دونی چیه حاج حسین! اصلا فكر كردی ببینی فرق تو با فرغون چیه؟

    اون gel میبره تو del!!!
    ای شیطون بلا خدا اولین بشره جلف و... که افرید تو بودی ابولی بعد چند هزار ساله دیگه فکر کرد گفتش بشر جلف و... دومیشو کی افریدم اما هر چی فکر کرد پیشه خودش گفت هنوز به غیر از این ابولی هیچ کی نیافریدم پس نتیچه میگیریم اولین بشر جلف توی دومیشم بازم توی ما باید سه هزار و صدو بیست و دو ساله دیگه زندگی کنیم و تجربه یاد بگیرم تازه به گرده حرفهای تو برسیم اجت با اقا قل مراد فقط اون تو رو به راه راست هدایتت میکنه

    ((((((((((((((((((((ابوالفظل جان از همه این حرفا بگذریم خیلی مخلصتم دوست دارم از صمیم قلب قبلا گفته بودم اگر در این انجمن نباشی باور کن همه حرفای بچها خشک هستش با حرفای تو همه رو به خنده در می اوری خدا نگهت داره ))))))))))))))))))))))))

    حاج حسین دوست داریم

    در این رابطه بروبچ شعارهای در وصف ورود ایشون و به پاس تلاشهای ایشون برای ایجاد چرخه سوخت هسته ای ساختن كه تقدیم ایشون می كنیم:


    تا خون در رگ ماست انرژی هسته ای حق مسلم ماست
    انرژی هسته ای آزاد باید گردد
    آمریکا تو چه فکریه ایران پر از هسته ایه

  9. Top | #39

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2007
    شماره عضویت
    165
    نوشته ها
    152
    تشکر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    ببین عزیز من .اگه فکر میکنی من بچه بسیجی و اخوندم سخت در اشتباهی .اتفاقا من خودم دشمن درجه 1 اخوند جماعتم .
    ولی طرز تفکرت به درد لای جرز هم نمیخوره .پس بی زحمت از این تاپیک بیرون !!!! دیگه ام نبینمت اینورا !!! ضد اسلام ملعون

    دیگه نبینم کسی به مسلمون جماعت توهین کنه!
    ما مسلمونا تا اخرین قطره ی خونمون واستادیم و از دین و مذهبمون دفاع میکنیم!
    من از مسلمون بودنم افتخار میکنم!
    ای علیرضا(اسمتم اسلامیه بد بخت) بهت پیشنهاد میکنم کتاب زندگانی محمد(ص) رو حتما بخونی !
    و یه تهدید:
    به گفته ی تو اسلام دین کتک زدن زن و بچه هایه؟
    نه برو فکر کن بعد بیا اینجا!شاخ شو!
    برو فکر کن ببین تو این دین و ایینه که فیلم س ک س ی زن ها و دختر در میاد و تلویزیون عادی نشون میده!
    برو فکر کن ببین تو این کشور که دو تا پسر 15 ساله یه دختر 20 ساله رو با اره برقی جلو دوربین تکه تکه میکنن!
    برو ببین این این اسلامه که توش کودک ازاری یکی از جرم های سبک ؟
    نه داداش(این تکیه کلاممه و من به برادر اسلامیم میگم داداش چون اونو داداشم میدونم) تو فکر نکردی پس بهتره اول فکر کنی بعد فک بزنی و چرت و پرت بگی!
    __________________________________________________ ________
    از ابولی جونم و اددی و داوود و هر بچه ی باحال مسلمونه تشکر میکنم!

  10. Top | #40

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2007
    شماره عضویت
    165
    نوشته ها
    152
    تشکر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    تا خون در رگ ماست انرژی هسته ای حق مسلم ماست
    انرژی هسته ای آزاد باید گردد
    آمریکا تو چه فکریه ایران پر از هسته ایه
    من به جرعت میتونم بگم حاضرم واسه اسلام شهید شم !
    برید جمع کنید اون پاپ تون رو که اصلا گفته کلیساهای پروتستان کلیسا نیستن!
    گفته فقط کاتولیک پس پروتستان پشم اره؟
    هیچ دینی مثل اسلام نیست و اگر قرار بود زرتشت جواب بده باید زمان خودش جواب می داد نه الان!
    پس برو گمشو!

صفحه 4 از 248 نخستنخست ... 234561454104 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)
    توسط amir-aghaei در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 576
    آخرين نوشته: 05-09-2011, 09:49 AM
  2. اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )
    توسط HaMo0n در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 568
    آخرين نوشته: 06-07-2010, 09:54 PM
  3. کلید اسرار..............
    توسط The Proud در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: 01-14-2010, 10:29 PM
  4. اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
    توسط HaMo0n در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 1023
    آخرين نوشته: 01-04-2010, 12:04 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد