ماشالله شما هم جا پای برادرت گذاشتی!!!!!
دیگه حاجی نمی اد!!!
کم پیداس!!!!یا شاید هم ایشون با آی دی شما آن میشه!!!!!
به هر حال سلام برسون بهش!!!
ماشالله شما هم جا پای برادرت گذاشتی!!!!!
دیگه حاجی نمی اد!!!
کم پیداس!!!!یا شاید هم ایشون با آی دی شما آن میشه!!!!!
به هر حال سلام برسون بهش!!!
1.
[size=large]0بالسم رب المهدی. . . ماه رمضان امد ! ماه رمضان بهترین ماه سال !!
تیک تیک های ساعت داره یواش یواش به اخرای ماه شعبان ما رو نزدیک میکنه.باید کم کم آماده شد برای مهمونی ای بزرگ!
خدایا امشب هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نیومد واست بنویسم.چون اصلا این شب و روزا توی کلمات نمیگنجه!
فقط دوست دارم بگم ممنونم ازت! ممنونم ازت که بهم یه عمر دوباره دادی تا بیایم سر سفرت بشینم.ممنونم ازت بهم عمر دادی که بازم این ماه زیباتو ببینم و زمزمه ربنا اتنا من لدنک رحمة ام این ماهم بیشتر باشه. . .
ممنونم بهت منو زنده نگه داشتی تا بازم لبام از تشنگی عشقت خشک بشه و قلب تهیم مالامال از محبتت!
چی بهتر از این میتونم بگم؟
آره.خدایا ممنونم ازت.[/size] . .[/size][/color]
====================================
2.اسکوتر جان ما اگه میخواستیم جای پای اخوی بزاریم که 1 سال پیش میووردیمش تو مکتبمون..البته چندین بار اوردیمش تو مکتبمون منتها همیشه جزو شاگرد تمبلایه کلاسمون بود ....منتها وقتی اخراج شد رفت مطالب رو کرد !! تو چشم ما...
===================================
3.این روزها صحبت از استقلال و نتایجش اعصاب خورد کنه..ولی من به تیم امیر اطمینان دارم..اطمینانی که به ناصر و صمد نداشتم..
اما یه چیزی بگم تو این خرابی روان و روحیه!!
استقلال پارسال تو 34 بازی 13 باخت اورد امسال تو 4 بازی 2 باخت!
امیر قلعه نوعی تیم رو درست می كنه...این باختهای اول فصل خیلی بهتر از باختهای وسط فصله!!
(علیزاده امید میلیون ها استقلالی با دستهای اوست!! اون یکی رو ببین بشقاب پرنده ..فربد خوب میشناسش ..یه زمان ذوب اهن بود ولی سر از سپاهان در اورد..از اون اصفهانیهای متعصبه..)
پرسپولیس با یك بازی رویایی و هیجانی با بازی درخشان توره....زارع ...كریم ....نوری...بدون نیك بخت و خلیلی و حتی كعبی و اقایی كه پارسال تو تیمش بود بد جور داره اعصاب معصاب رو تعطیل می كنه!!
هفته نهم بادكنك قرمز می تركه!! این پرسپولیس یه ابر پر سر و صداست....هیچ بارونی ازش در نمیاد!!
قهرمان این فصل تو دربی مشخص می شه!!
پرسپولیس سال 74 تو نیم فصل با چند باخت رده هفتم جدول بود...اخرش قهرمان شد!
ما می تونیم قهرمان شیم.اگه برق شیراز بزاره....روحیتون رو نبازید...اختلاف 6 امتیازی رو عین اب خوردن جبران می كنیم! اعصاب و روانتون راحت..
مهاجم برزیلی هم داره میاد!
به امید پاره شدن رباط صلیبی و رباط غیر صلیبی علیزاده و امیر آبادی!!
============================================
4. يه شعر سرودم با نام استقلاله كوتاه...براي سرگرمي بد نيست!
قلعه نوعي:
دوباره فصل جديد زیر ستاره هاییم
خوشحال از این که بهترين تيم تو ليگ برتريم!
تنها مشکل اینه که گل نمي زنيم!
همه چی عالیه ولی اگه بذاره عليزاده!
چرا میره جلو عليزاده هی؟
متنفرم از ته دل
من از اوتهاي اون!
به هر حال هر سال تو خط حمله قرار می گیرن
یه چند ماه تر مي زنند آخرش با ترمالي مي ميرن!
نيم فصل اول رفت و نتايج تنمو افتاده کرد
توی خماری و صبر عین معتاد کرک
ولی زیر گریه ی پرسپوليس خیس نمیشیم
زمستونم قعر جدول نریم میریم برا سيزدهمي!
------------------------------------------------------
آرش برهاني:
فلسفه ليگ برتره همش باخت و برده!
بعد باختش کوناکو دوده
اون عليزاده همبازیمه
هرجا میره برنامه سوسك بازیه
چند ماهیه میدونه زوج حملش با کیه
من برم اونم تنها میشه
تو فکرش منم و اوتهاي دستيش!
ولی اگه قلعه نوعي نره
تا آخر عمر اینجا خوش میگذره
پس تا روزی که نیان مهاجماي تيز!
فوتبال بازي میکنیم انگار چيزمونم نیست
حس میکنیم يه جوري شدیم
روی موج های سواحل هميشه فارسيم!
اميدمون به اوتهاي دستيمونه!
خواب برگردون مي بينم با اون اوتهاي مثل شوتت!
میگم اووو لا لا
برم قربون اون اوتا
اخر ليگ مي ريم براي سيزدهمي
میبازيم و مي بازيم و مي كنيم پرف پارو و می کنیم!
عشقم اینه تو فوتبالمون
میخوام اوت بندازي روم در گوشم بگی دماغ خواهر فوتبالمون!!
میاد روزی که
دو تایی میمونیم خمار یه اوت دیگه
ولی نه ما دیگه هرچی بگیم بهانست
آسمونمون آبی مثل مدیترانس
-----------------------------------------------
حجازي خطاب به فتح الله زاده
تابستون کوتاهه ما تا میتونیم پیش هم می مونیم
این همه روز میگذره زود
دوستای صمیمی کارای قدیمی اینجا ما همینیم
این همه روز میگذره زود
دور همیم این همه دوست
تابستون کوتاهه ما تا میتونیم پیش هم می مونیم
دوستای صمیمی کارای قدیمی اینجا ما همینیم
========================================
5.چندروز پیش خبر جالبی هم از نهاد رهبری مخابره شده كه نظر اقا بسیار مستحكم بر ادامه فعالیت رئیس جمهور دوست داشتنی حاضره!!! اقا معتقدن كه هیچ فردی نه شجاعت احمدی نژاد در عرصه سیاست داره كه بتونه طرح های عظیم سهمینه بندی سوخت و تحول اقتصادی پیاده كنه و در عرصه بین الملل اینگونه پای حق هسته ای بایسته و نه حرف گوش كنی این یار خوش سیما رو!!!
دوستانی از جمله كروبی و تو ابعاد محبوب تر مثله خاتمی باید برای رسیدن به ریاست جمهوری از شخصی به نام سید علی ***** ای بگذرن كه خب میزان قدرت فعلیش هم بر كسی پوشیده نیست..
در سیاست كه پیش بینی كردن وجود نداره اما اتفاقاتی كه در ریاست جمهوری امسال میفته تكلیف تا حدود زیادی روشن میكنه! باید دید اكبر شاه در این بین چه نقشی بازی میكنه كسی كه رسما خاتمی در دور قلبی ریاست جمهوری رئیس جمهور كرد! من هنوز هم در تخمین مقیاس قدرت رفسنجانی تردید دارم!هر چند دوره ریاست اکبر شاه واقعان وضعمون خیلی خیلی بهتر بود..
این دوره به خوبی این موضوع را مشخص میكنه... واسه پرونده بستن هنوز كمی زوده
===========================================
6.
[size=xx-large]دوستت دارم اي الاغ؛
پخش يك ترانه موجب طلاق شد[/size]
داماد سوري درپي پخش ترانه دوستت دارم ، اي الاغ در مراسم عروسي اش و شوخي عروس خانم ، او را در همان مجلس طلاق داد.
درمراسم جشن اين دو زوج در شهر لاذقيه سوريه ، وقتي که ترانه معروف مصري"بحبک يا حمار" ( دوستت دارم ، اي الاغ ) پخش شد ، عروس خانم ذوق زده کراوات داماد را به دست گرفت و با کشيدن او ، شادي و خوشحالي کرد.
اما اين شوخي و حرکت عروس موجب دلخوري و ناراحتي شديد تازه داماد شد به طوري که پشت ميكروفن رفت و به صورت رسمي همسرخود را في المجلس طلاق داد و مجلس عروسي را پايان داد.
======================================
7.یاده یکی از خاطرات دوران دبیرستانم افتادم ..گفتم به رشته تحریر بیاریم بد نیست!
کلاس دوم دبیرستان بودم ، یه مامور انتظامات داشتیم از اون عربای روزگار (اینو از کجا پیدا کرده بودن؟ الله اعلم ) ... پیش خودش فکر میکرد مثلا گذاشتنش اینجا خیلی پست و مقامش بالاس و خلاصه کلی با خودش صفا میکرد غافل از اینکه کارش فقط این بود که به اونایی که تک پوش بی یقه و استین کوتاه پوشیدن گیر بده و نذاره برن داخل ،
همین بدبختی اون دوران من نوجوان بودم همیشه تک پوش میپوشیدم اگه اجازه میدادن لخت میرفتم مدرسه احمق رو بهش گفته بودن یه خورده گیر بده که دفعه بعد نپوشن از این لباسا ، این مرتیکه نصف دانش اموزا رو راه نمیداد داخل
ترم 2 که شد ،
بازم اونجا بود البته کارش یه چیزی تو مایه های حمال و اینا بود وگرنه کاره ای نبود ... بهرحال پستش این بود که مامور بود و نظارت میکرد کسی تو جلسه تقلب نکنه
قبل از یکی از امتحانها هم من باهاش یکم جروبحثم شده بود ..خیلی بهم حساس شده بود...سری اولی که بهم گیر داد چرا لباست تکه ...بهش گفتم میشه یه سوال ازت بپرسم ..گفت بفرما...
گفتم شما چکاره اید اینجا ؟
گفت من ماموره انتظامات مدرسه ام
گفتم اهه چه جالب چه شغل شریفی
مشکلش این بود که پیش خودش فکر میکرد مثلا ما فکر میکنیم این خیلی پستش بالاس و کاره ایه
اقا موقع تقسیم برگه همچین میگفت ساکت باشید ، تکون بخورید برگه رو ازتون میگیرم و صفر بهتون میدم و از اینجور حرفا ، هرکی اینو نمیشناخت فکر میکرد رئیس دانشگاست
بهرحال برگه ها رو توزیع کرد و مگه کسی جرات داشت یه نیگا اینور اونور کنه؟؟
البته خب بهرحال عرب بود دیگه موارد جزئی رو نمیدید منم اون روز ماشین حساب عزیزم رو در آوردم واسه تقلب
واسه امتحان فیزیک اصلا یه کلمه فرمول هم حفظ نکرده بودم ، درسش هم اینقدر فرمول داشت که نگو 2 تا ماشین حساب پر از تقلب نوشته بودم ، ولی بازم جا کم آوردم و ماشین حساب هم نداشتم
مجبور بودم پشت کارت ورود به جلسه اون مقدار از فرمولهایی رو که ننوشتم رو بنویسم و اینکارو کرده بودم
20 دقیقه به پایان امتحان وقت بود و من تقریبا اکثر سوالا رو جواب داده بودم(البته با کمک ماشین حسابم) ... شماردم و دیدم حدودای 16.5- 17 نمره رو شاخمه![]()
یه سوال بودش فرمولش توی در ماشین حساب نبود ، پشت کارت ورود به جلسه نوشته بودم ... هی گفتم خدا بلند شم برم؟ یا اینو هم بنویسم و 18 بشم؟... دو دل بودم بهرحال
از یه طرف ترس اینکه این یارو ببینه و پدرمون رو درآره از یه طرف هم اینکه هرچه نمره بالاتر شه(خصوصا با کمک تقلبی که نوشتی) این جیگرت بیشتر حال میاد
بهرحال برگه رو گرفتم تو دستم و وارون کردم و یواشکی دید میزدم ... این یارو هم عین بز نشسته بود نیگا میکرد![]()
نصف سواله رو حل کردم یوهو گفت 7دقیقه بیشتر وقت نیست من دست و پامو گم کردم و بی احتیاط نیگا کردم که سریع این سواله رو تموم کنم ... همین بی احتیاطی کار دستمون داد و دیدم سایه این یارو بالا سرمه
کارت رو از دستم گرفت و یه نیگا کرد و گفت تو ادامه بده تا اخر جلسه بیا پیشم ... کارت رو همراش برد و نشست رو صندلی و همچین نیگا میکرد انگار واسه خودش یه استاد بود ، یکی نبود بهش بگه اخه عرب خر تو از این فرمولا چی میفهمی؟![]()
چیز زیادی نبودن البته ؛ حدود یکی 2 خط ، اصل کاریا رو تو ماشین حساب نوشته بودم .. خلاصه 1 دقیقه بعد پاشدم رفتم پیشش واسه زدن مخ که بیخیال ما شه ... واویلا ، حالا کی اینو راضی کنه؟؟
همچین که رسیدم پیشش ، گفت این چه کاری بود؟
گفتم کدوم؟؟
گفت همین که اینجا نوشتی؟؟
گفتم "استاد" (خواستم خرش کنم) شما بیا نیگا کن ، خدایی یه دونه از این فرمولایی که نوشتم واسه حل این سوالا نیست
همچین که صداش کردم استاد یه جوری شد گفت برگه رو بده ببینم؟
وای منو بگو مرده بودم از خنده ، یه نیگا به سوالا کرد و مثلا میخواست بگه اره من اینا رو میدونم ، گفت خب درسته که نیست() ولی بهرحال تقلب کردی دیگه
گفتم بله قبول دارم کارم اشتباه بوده ، ولی حالا شما گذشت کن دیگه .
گفت به یه شرط! ... گفتم چه شرطی؟
گفت به این شرط که دیگه اینکارو نکنی ، حالا من گذشت کردم ؛ کس دیگه بود گذشت نمیکردا
گفتم بله بله ، شما بزرگوارید استاد به روی چشم دیگه تکرار نمیشه (زکی ، تکرا نشه که تا ابد مهمون شماییم)
بهرحال با سیاست تونستم نمره ای رو که میرفت 0 شهتبدیل کنم به 17.5 ... البته این 17.5 حدود 12 نمرش تقلب بود که اون نیم نمره اخر واسه همونایی بود که پشت کارت ورود به جلسه نوشته بودم
هر چند اخرم از اینهمه تقلبی + درس خونی هیچی عایدمون نشد و رفتیم روی اوردیم به شغل شریف قنادی
===========================================
یا حق
سلام
این جا از شیر مرغ تا جون آدمی زاد پیدا می شه
البته اینو من نگفتم آقا ابوالفضل گفته
چند عدد عکس ::::::::::
بدون شرح ::::
![]()
موندیک تو کدوم صندوق بندازیم؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
در حاشیه ی کاندیدای مجلس 1-
![]()
در حاشیه ی کاندیدای مجلس 2-
![]()
یه مصاحبه با حاجی کردیم در حد تیم المپیک...در حدی که وقتی نصفش رو واسه پیشنمایش زدم,سیستم ارور داد...ایشالله مصاحبه رو تو 4-5 قسمت می زارم(برین تو کف ش...این مصاحبه طولانی ترین پست تاریخ انجمن خواهد بود...ما یه سوال می کردیم,حاجی یه پست اسرار التوحید می تایپید...)دو روز گذشته,فقط موفق به ویرایش یک ششم مصاحبه شدم...ایشالله تا اخر هفته اماده بشه.
بزن اون کف قشنگه رو...
ممنون.
موفق باشین.
*
(این پست فقط جنبه ی تبلیغات داشت)

خوب سينا خان همون تيكه تيكه بزارش ما بخونيم مونديم تو كفش

سینا من یه پیشنهاد دارم و کلان برای تاپیک مصاحبه! (تایید شده از طرف ابوالفضل)
هر وقت مصاحبه میکنید اون قسمت از لابه لای مصاحبه رو از چند روز زودتر بزارین که خواننده ای که مطلب رو میخونه تو ذهنش سوالات جور واجور نقش میبنده که مثلا اگه فلانی گفته مدیریت سایت مشکل داره در مورد چی بوده..ولی همون روز که میزارین دیگه خواننده توجهی به قسمت *از لا به لای مصاحبه* نداره !!
حالا باز میل خودت ...با توجه به اینکه چند روز دیگه میزاریش میتونی الان واسه جذابیت تاپیک لا به لاشو بزاری در 10 سطر !
بازم تصمیم با خودت....ولی میدونم بچه ها هم استقبال میکنن اینجوری بهتره...
======================
اقای اسکوتر .ممنون از شما ولی من اصلا میبینی طرز قلمم خیلی خیلی فرق میکنه با داداشم ...اون زیادی شعر میگه !!! ولی فکر کنم من عامیانه تر مینویسم .هر چند شما اون شعرها رو بیشتر میپسندین!!

درود بر همه..
امروز یه عکسی دیدم خیلی ناراحت شدم
چند روز پیش یکی از بستگان دور از کانادا اومده بود خونه پدر بزرگم...و ما شب رفتیم پیشش نشستیم .ایشون هم از خارج و مردم خارج صحبت میکرد حرفهایی زد که همینطور از اون روز تا حالا تو ذهنم مونده و تصمیم گرفتم اینجا بنویسمشون.! (سینا این چیزها رو زیاد دیده )
محمدرضا رو کرد به سمت پدربزرگم...
اره حاجی جان ماه رمضان شده و دلم هوس زلوبيا کرده..يادش بخير زلوبياهاي ايران..چه مزه ای داشتن...
آدم ميرفت تو صف تا ميخريدشون...با چه ولعی ميخوردشون..اونجا ولی همه چيز ماشينی هست..ميری مغازه..
فروشنده وقتی مي بینتت بهت سلام گرمی ميکنه ولی اون کجا اون بابا فروشنده ایرانی کجا...اولش وقتی رفتار غربی رو می بینی به خودث ميگی عجب اينا با ادبن..ببين چطور به آدم سلام ميکنن..یاد فروشنده ایرانی میوفتی و بهش فحش می دی ...ولی خیلی زود می فهمی که نه بابا قضیه چیز دیگه ای هست ..می فهمی سلام غربی ازسرفرهنگ نیست از سر سیاسته ... سلامی هست که منطق بازار بهشون ياد داده...رفتارشون فرمايشی هست..توش صداقت نيست...رفتارشون مثله آدمی هست که با همه خوبه جلوی جمع و رسانه ها..آدمی که تظاهر ميکنه و می خواد دل همه رو داشته باشه که همه حمایتش کنن ..ادمی كه براش دوست و رفیق چندساله یک ارزشو داره در تقابل بابقیه...ادمی که همیشه می خواد نشون بدن که به همه چیز حساسه و به همه فکر می کنه...ولی در ته دلش هیج کس هیچ ارزشی براش نداره..فقط فکر سیاسته ...مثل همین فروشنده ها این ادما هم همیشه يک سری مکررات مکانيکی و جملات زیبا رو بکار ميبرن ولی مفهومشو نميفهمن ...شبيه به يک فارسی زبون وقتی کلمه love رو بکار ميبره تو زبون انگلیسی اونام باواژه های زیباشون بیگانه هستن....فارسی زبون چون تو دوران بچگیش love رو بکار نبرده و باهاش زندگی نکرده راحت ميتونه به هرکی تو خارج اينو بگه...
ولی گفتن دوستت دارم براش تو زبون مادریش براش ممکن نيست.سختشه..چون براش کلی بار معنايی داره ...فروشنده هم همینه...می ** احوالت چه طوره ، سلام گرم باهات می کنه و روز خوشی هم بهت می **..ولی تنها سر سیاستش اینو می ** تادلتو به دست بیاره...ولی اگه فروشنده ایرانی اینو بگه ادم می دونه که توش صداقتم خوابیده..می دونه که این واژه رو بعد از شناخت عمیق ازت به کار برده...همین جوری نگفتش ...می دونی که از اون لحظه می شه به طرف تو زندگیت اعتمادهم بکنی ..می شه حرف دلشو ادم بهش بزنه و با شکم سیر شبی هم که بول نداره بخوابه ، جونکه فروشنده انسانیت داره..ولی خوب فروشنده غربی محبت ظاهریشو می کنه ولی اگه بمیری هم مفتی بهت چیزی نمی ده...
ولی خوب باز هم فروشنده غربی تربیتش اینگونه بوده!
========================================
متاسفانه بعضی از تصمیمات مسئولین مملكت ما اینقدر زننده و نابخردانه هست كه به هیچ وجه قابل گذشت و چشم پوشی نیست
:
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان رنگ سفید و زرد را تند و زننده اعلام کرد.
به گزارش آفتاب، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان در اطلاعیه و دستور العملی محدودیت*هایی را برای ورود خانم*ها به ادارات تابعه این اداره اعمال کرده است.
عجیب ترین نکته این دستور العمل این است که به خانمهای مراجعه کننده و کارمندان این اداره اعلام شده است که «در رنگ البسه نباید از رنگهای تند و زننده مانند قرمز، زرد و سفیداستفاده گردد».
بدین ترتیب حتی رنگ سفید که در اسلام هم بر استفاده از این رنگ در لباس تاکیداتی شده است به عنوان رنگ تند و زننده معرفی شده است و خانمها برای ورود به ادارات تابعه ارشاد حق استفاده از آن را ندارند
=====================================
آقا این مصاحبه عمو چی شد قرار بود امشب گزاشته شه
حاجی خواهشن انقدر استقلال استقلال نکن !
یادم میاد زمانی که علیزاده تو پرسپولیس بود امیرخان سیستم پرسپولیس رو مسخره میکرد میگفت پرسپولیسی ها فوتبال دستی بازی میکنن.حالا خودش کارش به جایی رسیده که علیزاده شده برگ برندش
به حول و قوه الهی علی جادوگر هم داره به جمع قرمزپوشان اضافه میشه ! با بازگشت خلیلی و کریمی میترکونیم
این سینا هم که الان دقیقا دو روزه انجمن پیداش نیست !
فکر کنم تو این دو روز فقط داره مصاحبه رو آماده میکنه![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)