بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 95 از 248 نخستنخست ... 45859394959697105145195 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 941 تا 950 , از مجموع 2475

موضوع: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

  1. Top | #941

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    11
    سن
    36
    نوشته ها
    835
    تشکر
    76
    تشکر شده 238 بار در 30 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    333 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    من فدای همتون بشم که اینقدر محبت دارین همتون سالارین من کوچیکم
    نه بابا تاپیک تولد چیه خجالت ندین مارو اگه تاپیک واسه تولدمون نمی زنین واسه مردنمون یه دونه بزنین بچه بیان شام ها رو بخورن نمونه بریزیم دور حیفه . هر شام یک فاتحه داره خودش کلیه
    -----------------------------------------------
    ای ابولی تابلویی دیگه پی مکار رو نمی گیری مناگر سناریو بنویسم مو لای درزش نمی ره یادمه یه بار واسه یه ماجرا بین دونفر یه سناریو نوشتم که نمی تونم بگم پیرامون چی بود چون قول دادم ولی بگم اینقدر قوی بود و اینقدر اینی کهبا من هماهنگ کرده بود خوب فیلم بازی کرد که اون یکی سکته کرد و رفت بیمارستان 8 روز هم طرف توی کما بود تا خوب شد . منم به اندازه یه هفته از دوستم فحش خوردم ولی باز تقصیر خودش بود اومد به من گفت یه کاری کنیم فلانی یه ذره من رو دوست داشته باشه که این شد نمی خوام از خودم تعریف کنم.
    ولی تو خیلی تابلویی نکردی که بشه وگرنه می شد منو بدبخت رو بگو که چقدر به این داش هامون وعده وعید دادم نترس داداشی تو لب تر کن من اون سالن رو برات می گیرم
    ---------------------------------
    آی ایها الناس یکی اون عکسهای منو توی تینی پیک آپلود کنه بده این ببینه بگرخه خوشگل ببینه
    ----------------------------------------
    می بینم که خیلی مشتاقین تاریخ دقیق تولدم رو می زارم وقتش که شد بیاین تبریک بگین خوبه
    ایشالا خودتون هم 10000000000 سال زنده باشین
    من دقیقا
    9 بهمن 68 به عبارتی 29 january(ژانویه) 1989 و به تاریخ دیگه 2 رجب شهادت امام هادی بود که بدنیا اومدم و اسمم شد هادی
    از این دیگه دقیق تر نمی شد براتون بزارم
    ---------------------------------------
    بازم همتون سالارین قربون همتون برم
    موفق باشین یا حق[hr]
    خوب دوستان من یه نثری نوشتم البته من خیلی نثر و شعر می نویسم ولی این از اون نثر های شعر مانندم هست که هر کسی نمی تونه بنویسه و ما استعداد خدادادی پیدا کردیم و اریم کشفش می کنیم
    می خواستم واسش تاپیک بزنم ولی گفتم نه توی اسرار می زارم همه ببینند در ضمن لینک این پست رو هم زیر امضام می زارم بیاین بخونین و نظر بدین اگر طرفدار داشت تاپیکش می کنم هر چند روز یه دوه براتون می زارم . ولی نرین بفروشین ها زشته من راضی نیستم ( منظور مستقیم هم دارم به اون بهنام دزد)
    -------------------------------------
    http://www.4shared.com/file/78098265/85c008f2/Negah_mikonam.html
    -------------------------------------
    بیا داش ابولی تو هم اینم عکسام
    http://i44.tinypic.com/2e1vqyq.jpg
    ------------------------------
    http://i41.tinypic.com/b88osk.jpg
    ------------------------------
    همه دانلود کنین بگین فکر نکنم حجمش بیشتر از 100 کیلو باشه فیلش هم pdf هست هر کی هم مشکل داشت بگه یه جور دیگه اش رو می زارم[hr]
    پس این پپستهایی که من می دم چی می شه چرا نمی بینمشون

  2. Top | #942

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    پويان
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    شماره عضویت
    3658
    سن
    37
    نوشته ها
    1,754
    تشکر
    6,227
    تشکر شده 4,766 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1192 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    بابا داش هادي پاك ضايمون كردي كه
    لااقل برو پروفايلت رو درست كن ملت ضايه نشن

  3. Top | #943

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    شماره عضویت
    2914
    سن
    36
    نوشته ها
    72
    تشکر
    11
    تشکر شده 301 بار در 23 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط 619619619
    نوکرتک ابوالفضل
    سلامی به گرمی لای پاب فربدهنوز مثل اسبق فربد رو اوس میکنی؟
    درضمن بیش از 4 ساله فک کنم که باهم دوستیم نه 3 سال:
    ابوالفضل جون من تیکه بودم شما منو باورم نداشتید::آخ که چقدر دلم واسه ممد تنگ شده.حتما یه بوسش بکن از طرف من.یادمه یه بار یکی از وبلاگهایی که از وبمون دزدی کرده بود رو کشف کردیم با ممد رفتیم اونجا فوش و فوش کشیعجب روزگار غریبیه.
    آره ابوالفضل جون 4 ماهه که خدمت رو تموم کردم و زدم تو خط ازدواج.خدا بخواد دارم زن میگیرم.جمعه رفته بودیم خواستگاری کا.رفتیم با دختر مردم بشینیم حرف بزنید دیدیم یه برگه درآوورد کا پر سوال.حالا اگه شد واست تعریف میکنم.
    راستش ابوالفضل جون من خدمتم رو بیشترش رو خوابم میبرد نمیرفتم و غیبت میکردم.
    یادمه یه بار خوابم برد دیرم شد به بابام گفت یالا پاشو منو برسون،بابام هم گفت برو مینم تو هم همش خوابت میبره من باید برسونمت خودت برو.منم گفتم نمیبری که نبر منم میخوابم و گرفتم خوابیدم.
    یادته روزی که اومدی اصفهان غیبت کردم رفتیم بیرون؟واسه همین خاطره ازش کم دارم:
    حالا اگه شد یه تعدادی از خاطراتم رو واستون مینویسم اکثرش مال دوران جنگه.
    مخصوصا عملیات بیت النشد که رفتیم و یهو شد:
    راستی معین ماسکا کجاست پس؟چقدر سر ک... معین بحث میکردیم.من بابای معین بودم یادته؟
    راستش ابوالفضل جون من روزی که این انجمن ساخته شد عضوش بودم قبل از اینکه تو عضو بشی.ولی بخاطر درگیریهای خدمت و رعزامم به هنگ مرزی تایباد و درگیری با اشرار کرد امریکایی:23** نتونستم بیام انجمن یه چند وقتی هم اسیر شدم ولی خوب پارتی داشتم آزاد شدم بعد که اومدم دیدم نام کاربریم قفل شدهواسه همین امیر این نام کاربری رو داد بهم.خودم هم دلم لک زده واسه نام کاربری مجید لشلی.بذار ببینم میشه این نام ور عوضش کرد و همونLaShLeY بذارم.
    راستی چرا اینجا تو هر اسپم فقط میشه 10 تا شکلک گذاشت؟من اول نمیدونستم اقا نوشتم و با کلی شکلک تا ارسال پاسخ رو زدم دیدم نوشته آوی آمو 36 تا کشلک ردیف کردی که چی بشه یا 10 تاش میکنی یا .... بقیش حرف بد بود دیگه ما هرچی کم میکردیم مگه 10 تا میشد؟
    ابوالفضل یه بحث راه بنداز تا یکم بترکونیمش.فربد رو بذارش مثل قدیمها وسط((حال شما؟))
    اه بله رو که یادته؟
    برای دیدن تو بیقراروم تو بیای از سفر بیا و حلقه بر ..در بزنوم که اومدوم بی خبر بیا تا سر بزارم روی سینت تا که خوابم کنی نفس سینه برام بی تو .....

    مجید دوست دارم داداااااااااا دلم واست اندازه یه بچه خروس تنگ شده بود ..خیلی میخوامت داداش ..محفل رو روشن کردی..از تاپیک داره نور میباره !! چرا چون مجید اومده ..مجید اومده چی چی اورده ....

    ببینید منی که خیلی وقت بود سر نزده بودم اینجا تا ابوالی گفت مجید اومده با دو اومدم !! با تخته گاز اومدم !!
    داداش مجید قبلان گفتم بازم میگم دنیا یکی مجید هم یکی
    اگه معین واسه ابوالی خیلی عزیزه مجید هم همونطور واسه من عزیزه...
    فدات...

    اگه همیشه اینجا باشی منم بیشتر میام فقط به عشق تو از قدیم نگو که دلم خونه یادش بخیر سهیل قلابی عینه سگ ازمون میترسید
    همین فربد چقدر جلوی منو و تو خم میشد ...البته منو و تو. قزوینی نبودیم!!
    خانم س و ش چقدر میونه ما دوتا تفرقه مینداختن ولی ما دو تا کفتر عاشق بودیم...
    بادیگارد یه نفر بودم به نام ت....عشقش نوشتن تو بود یادتهه که ...
    رئییسمون سیاوش ریش بزی بود ..اما حالا بعضی ها اینجا ادا سیاوش رو در میارن ..حتی لقبشم میدزدن نه مجید
    چقدر سرمون برا دوا (دعوا دیگه مرسوخ شده ) درد میکرد ...
    هنوزم سرم درد میکنه .....جات خالی یه 4 لیتری زدم بالا ..الگه خارجیها یه پک میزنن به الکلی جات من یه پکم یه لیتر عرقه !!
    خلاف کوچیکم قتله !! عرق خوریم با سطله!!
    فربدو میکونمش نصیحت !! هرگز نشه فراموش مونای اضافی خاموش!!!
    اره داش مجید یادته که ! خلاصثه که خیلی مخلصتیم...

    00000000000000000000000000000000000
    شنبه شب خونمون خالی بود جاتون خالی ارازل اوباش رو ریختیم تو خونه به پای بساط و منقل !!! البته ابمیوه جات و مزه جات هم چاشنی کارمون بود...کار خاصی نکردیم ..فقط یه هوری بینمون کم بود!!!
    بچه ها راستی چه خبر ؟ درس و مشقاتون رو میخونید یا نه ؟ من که دانشگاه در اومدم ولی باید اول تجدیدی هامو پاس کنم ولی بد مصب پاس نمیشه..اون دفعه 9 تا تجدید داشتم بعد از یه دوره خر خونی تونستم به 5 تا برسونمشون!!

    چند روز پیش هم یه حال درستی به اون عوضی دادم که بفهمه بازی با ناموس مردم چه عواقبی داره...خیلی میخواستم کتکش بزنم..دیدم ابوالفضل هی التماس میکنه شر به پا نکن ...کم مونده بود ابوال رو هم بترکونم!!!ولی یادم افتاد برادرمه...اگه گوشت و روده هاشو بخورم ولی تفاله استخونشو دور نمیندازم!!!..

    البته کمی کمتر عصبی میشم...دچار بلوغ سنی شدم هر چند خودم هر چی تو خودم نگا میکنم متوجه نمیشم زائده مغز اطرافیانه!!
    این چند روز هم که مراسم سینه زنیه..تو خیابون که میریم میبینیم بچه سوسولا با چشمک به دخترا سینه میزنن!!! البته مادر نزاییده کسی تو محله ما دختر بازی کنه چون خشتکشو میکنم براش استین!!!

    بیخیال خیلی دارم گنده گنده حرف میزنم نه؟!!!

    خلاصه اینکه خوش باشید و تا یادم نرفته ..معین rip مصاحبتو خوندم ولی وقت نشد نظر بدم..مصاحبت عالی بود ..ممنون از اینکه به یادم بودی...یکی مصاحبه تو به دلم نشست یکی اون یکی معین

    تا های بای

  4. Top | #944

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1612
    سن
    39
    نوشته ها
    436
    تشکر
    57
    تشکر شده 194 بار در 26 ارسال
    حالت من
    Ghafelgir
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    [size=medium]فاطمه دیگر فاطمه نیست[/size]
    آنچه می خوانید گزیده ای از نوشته های سیدابراهیم نبوی است.خواهش می کنم نظر یادتون نره

    روزی را به یاد می آورم که دختران دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز در همان سال 57، گروهی بچه تهرانی ها بودند که همه شان یک جور لباس می پوشیدند، تی شرت های آستین حلقه ای آبی آسمانی با شلوارهای لی لوله تفنگی، ده پانزده نفری می شدند و راستش را که بخواهید وقتی در حیاط دانشکده راه می رفتند، احساسی از زنده بودن و بودن و نفس کشیدن در تمام فضا احساس می شد، تا اینکه در تهران ماجرای « یاروسری یا توسری» پیش آمد و درست همان روزها بود که قرار بود از هفته ای دیگر حجاب تقریبا اجباری شود. من و یکی دو دوستی که طرفدار انقلاب و آیت الله ***** بودیم با حسرت به دانشکده پر شر و شور و پر از زندگی شیراز نگاه می کردیم و هرچه چشم می بستیم قدرت تصور زمانی را که همه زنان در شهر مجبور شوند روسری بپوشند نداشتیم، اصلا قدرت تصورش را نداشتیم... اما برایتان داستانی را بگویم از دخترکی جوان و شوخ و شنگ که اتفاقا شیرازی نبود، رفیقی بود که هر روز می دیدمش و از قضای روزگار نه صنمی بود و نه سروقدی و نه روی چوماهی، دخترکی بود که مهندسی می خواند و خرده هوشی داشت و سر سوزن ذوقی، اهل کاشان هم نبود. فرض کن نامش شعله بود، شعله ای و آتشی و شوقی. جمعه ای بود و پنجشنبه ای که برای دو روز کوه رفتیم و از قضای روزگار، همین دکتر جعفر توفیقی وزیر هم که آن روزها دانشجو بود، همراه مان بود. این دخترک که رفیقی بود و شلوار مخمل کبریتی مد آن روزها را می پوشید و پیراهن مدل شانگهای به تن می کرد و دکمه اش را تا بالا می بست، در آن روز با ما به کوه آمد، و کوه جایی است که محمد از آن پیام می گرفت و موسی از آنجا ده فرمانش را آورد و نمی دانم حضرت عیسی پشت کوه کاری کرده بود، اما این را می دانم که اکثر علمای ما از پشت کوه آمدند. بالاخره از کوه برگشتیم و صبح زود به خوابگاه رفتیم و عصر که شد بعد از شرکت در کلاسها، رفتم به خوابگاه دانشکده پزشکی، از دور ابراهیم نامی از دوستان را دیدم که صدایم می زد و در کنارش خانمی با مقنعه و چادر و دستکش مشکی ایستاده بود، از همان جانورانی که تا آن روزها کمتر دیده بودیم. خوشم نمی آمد و رو به او هم برنگرداندم، به سوی ابراهیم نگاه کردم و حالی و احوالی، به خانم چادری اشاره کرد و گفت: نشناختیش؟ شعله است! و من برگشتم و شعله را نگاهی کردم. شعله ای که دیروز موی و رویش را می دیدیم، حالا انگار هزار سال دور شده بود، گفتم: تو چرا اینطوری شدی؟ گفت: خودم هم نمی دونم، ولی عادت می کنم، حالا همین طوری گذاشتم. در همان سالها بود که صدای حی علی الحجاب دکتر شریعتی از هر بلندگویی به گوش می رسید و هر بلندگویی دائم در حال اثبات این مدعا بود که فاطمه، فاطمه است و اشتباه نگیرید، فاطمه را با اقدس و شهناز و شهین و مهین اشتباه نگیرید، فاطمه فقط فاطمه است. انگاری که می ترسید ما عوضی به جای فاطمه سراغ گوگوش برویم.

    badhejab

    اسم دخترش را گذاشت فاطمه، به عشق دکتر شریعتی، به عشق انقلاب، به عشق جنگ، اما فاطمه از روی متد تربیتی « فاطمه فاطمه است» بزرگ نشد، به همین دلیل وقتی پانزده ساله شد، زیر زیرکی با همه بچه های آپارتمان شان فیلم رد و بدل می کردند و دوست پسرش که می آمد، دو تا کوچه آنطرف تر، فاطمه را می دیدی که در حال دویدن است و وقتی به موتور پسرک می رسید چادر را گوله می کرد توی کیفی که همراهش بود و محکم پسرک را بغل می کرد و پشت موتور می نشست و پسرک لایی می کشید وسط ماشین ها که نکند غربتی های حزب الله گیر بدهند و ضایع بازی دربیاورند، باد می خورد توی صورت نوزده ساله فاطمه و زندگی را دوست داشت و دوست دارد و دوست دارد. پدرش چهار سالی در جبهه بوده، دو برادر مادرش در جنگ کشته شده اند، یک دائی اش در جنگ معلول شده و خانه پدربزرگ در سولقان است، جایی که اسلام محکم ایستاده است و فاطمه هم دیگر اصلا فاطمه نیست، گاهی می شود مونا و گاهی می شود چیزی دیگر، تنها چیزی که توی کتش نمی رود این است که فاطمه فاطمه است.
    badhejab
    آقای ناصر مکارم راست می گوید که وضع حجاب در آمریکا بهتر از ایران است. این درست است، در آمریکا زنان مجبور نیستند برای نمایش خود از همین یک وجب صورت استفاده کنند، می شوند موجودات طبیعی، سرکارشان مرتب و با لباس عادی می روند و وقت تفریح هم شاید آرایشی رقیق کنند. اما چه شده که در ایران، این همه مردم می خواهند گونه ای دیگر باشند، پسرها می خواهند شبیه کسی شوند که نیستند و دخترها می خواهند شبیه کسی باشند که با شخصیت شان فاصله دارد. در هیچ جای جهان این همه جراحی پلاستیک برای تغییر شکل صورت اتفاق نمی افتد، چرا که مردم متوجه خودشان نیستند. شما دائما به زنان می گوئید که عروسکند، مانکن هستند، کثیف و پلیدند و در حال تحریک کردن هستند. انتظار دارید یک مانکن چطور لباس بپوشد؟ انتظار دارید یک عروسک چگونه آرایش کند؟ شما هر روز به نیمی از مردم توهین می کنید و این نیم مردم هر روز به شما دهن کجی می کنند. آنان دشمن نیستند، دشمن شمائید.
    [hr]
    [size=medium] پیش *بینی درباره گوگل 2009 ( جالب و داغ ) [/size]
    با نزدیك شدن به پایان سال كارشناسان به آمار و تحلیل*های یك سال گذشته نظر می*كنند و در زمینه*های مختلف برای سال آینده دست به پیش بینی می*زنند. در این مواقع فضای وبلاگی هم پر از پیش*بینی*های اینچنینی می*شود سایت مطرح ZDNet نیز در یكی از جذاب*ترین پیش*بینی*های خود به سراغ شركت گوگل رفته و وضعیت احتمالی این غول اینترنتی در سال 2009 را مورد ارزیابی قرار داده است كه در این گزارش به آن می*پردازیم.

    1- فتح دنیای موبایل به دست آندرویید

    در حال حاضر سیستم*عامل موبایلی آندرویید گوگل تنها روی گوشی G1 محصول شركت HTC تحت شبكه موبایل T-Mobile در دسترس است، اما این وضعیت به زودی تغییر خواهد كرد، چون آندرویید برای تصاحب سهم بیش*تری از بازار گوشی*های موبایل خیز برداشته است. در پایان سال 2009 شاهد خواهیم بود تعداد بیش*تری از تولید*كنندگان موبایل، گوشی*های خود را با سیستم*عامل آندرویید عرضه خواهند كرد. از سوی دیگر HTC در سال آینده علاوه بر G1، گوشی*های جدیدی را با سیستم*عامل موبایلی گوگل وارد بازار خواهد كرد كه تا حالا خبر عرضه احتمالی G2 را احتمالا شنیده*اید.

    به این ترتیب «پیمان گوشی*های باز» (OHA) گسترش خواهد یافت و شركت*های بیش*تری سیستم*عامل كد باز آندرویید را به كار خواهند گرفت. همچنین سروصدایی كه آندرویید به راه انداخته، به خودی خود بازار فروش مناسبی را برای این سیستم*عامل به وجود می*آورد.

    2- كاربرد*های ارزان، آتش به مال مایكروسافت می*زند

    بحران اقتصادی به ضرر هر كس باشد، برای گوگل پرمنفعت بوده است. در واقع هرچه بحران اقتصاد بین*المللی بیش*تر ادامه پیدا كند، Google Apps محبوبیت بیش*تری در میان كسب*وكار*هایی پیدامی*كند كه در حال حاضر محصولات مایكروسافت را خریداری كرده*اند. Google Apps مجموعه*ای از برنامه*های تحت وب است كه به طور رایگان یا ارزان، خدمات گسترده*ای را در اختیار كاربران قرار می*دهد.

    استفاده از نسخه مجاز و قانونی نرم*افزار*هایی مانند آفیس یا Microsoft Exchange هزینه بالایی را برای كاربران دربر می*گیرد، اما مدل تجاری گوگل در سال آینده میلادی، هزینه*های سنگینی كه مایكروسافت بر كاربران تحمیل می*كند را حذف خواهد كرد.

    3 - سهم خواهی كروم

    خیلی بعید است گوگل در سال 2009 جایگاه قرص و محكم مرورگر اینترنت اكسپلورر را از آن خود كند یا حتی به گرد پای فایر*فاكس برسد. اما بدون شك گوگل با شركت*های تولید*كننده سیستم**های كامپیوتری مذاكره خواهد كرد تا مرورگر كروم را به عنوان مرورگر اینترنتی پیش فرض، روی سیستم**های خود نصب كنند. این اتفاق تاثیر چشمگیری روی پایگاه كاربری گوگل در سال 2009 خواهد گذاشت. می*توان در سال آینده میلادی، سهم 10 تا 15 درصدی بازار مرورگر*های تحت وب را برای كروم پیش*بینی كرد.

    4 – بازگشت آب رفته به جوی GOOG

    واقعیت این است كه گوگل مانند هر شركت دیگری از بحران اقتصادی فراگیر در امان نبوده و سال بدی پشت سر گذاشته است.

    اما جایگاه تثبیت شده گوگل و نیاز شركت*های دیگر به تثبیت هزینه*های بازار*یابی خود، سال خوبی را برای سهام گوگل كه با نماد (GOOG) در بورس فعال است نوید می*دهد.

    پیش*بینی*هایی كه تا به اینجا به آن پرداخیتم، در سال آینده میلادی به طور قریب به یقین اتفاق خواهد افتاد. اما طی سال*های گذشته پیش*بینی*های زیادی در مورد گوگل صورت گرفته است كه هنوز درست از آب در نیامده است، با این وجود ممكن است سال 2009 سال به حقیقت پیوستن یكی از این احتمالات دور از ذهن باشد. بنابراین 4 پیش*بینی بعدی را هم بخوانید.

    1- انتشار سیستم*عامل گوگل

    انتشار یك سیستم*عامل از سوی گوگل خیلی بعید است. اما شایعه است كه حدود 6 هزار كارمند گوگل از یك سیستم*عامل ناشناخته استفاده می*كنند.

    2 - راه*اندازی GDrive

    GDrive یك سرویس آنلاین ذخیره*سازی اطلاعات كاربران است كه گوگل هنوز آن را راه*اندازی

    نكرده است.

    گفته می*شود این سرویس ذخیره*سازی فضای بی*پایانی را به كاربران ارایه خواهد كرد.

    3 – تعطیلی دانشنامه Knol

    گوگل با ارایه دانشنامه Knol امید زیادی به رقابت با ویكی*پدیا داشته است، اما كار این دانشنامه آنلاین آنچنان كه باید و شاید نگرفته است. Knol تاكنون كاربران و محتوای زیادی را جذب نكرده است و توقف كار این سرویس آنلاین در سال آینده پیش*بینی كاملا محتملی است.

    4- خانه تكانی بی*سابقه

    گوگل همواره شركت دست و دلبازی بوده است و برای خوشحال كردن كارمندانش از هیچ امكانی دریغ نكرده است، اما بحران اقتصادی بی*رحم ممكن است گوگل را هم وادار به كاهش بی*سابقه هزینه*هایش كند.

    گوگل تاكنون همكاری خود با تعدادی از كاركنانش را متوقف كرده است، اما همه آنها كارمندان موقتی و پیمانی بودند و نه كارمندان استخدامی. باید ببینیم گوگل در سال 2009 چگونه از یك خانه تكانی بزرگ جلوگیری خواهد كرد


  5. Top | #945

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    39
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    *************************
    از نقل قول ارسال های طولانی خودداری کنید.
    *************************


    وای ممد جون من خیلی کوچیکتم.نمیدونی چقدر دلم واست تنگ شده بود،دیروز از ابوالفضل سراغت رو گرفتم گفت بچه خوبی شده،گفتم ببور صدات رو ممد از همون اولش هم خوب بود.
    ممد منظورت رو از خانم س و ش نگرفتم.س منظورت ساراست؟ش رو نفهمیدم.
    ممد سهیل رو که دیگه نگو که فقط عنصر خندمون شده بود.چقدر ازمون میترسید.
    ممد جون اگه ببینم کم میای اینجا من دیگه نمیاما.گفته باشم بهت.
    ابوالفضل بیا یه بحثی چیزی بذار یا یه گروهی راه بنداز یه گروم مثل مین اونت مافیا.یکم نیکوتین خندمون تحلیل رفته.

  6. Top | #946

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    داش مجید نیکوتین خودتی! نه من...میگم امروز یاده یه چیز افتادم...یکی از پسر عموهام رفته بود خدمت میگفت بهش کافور دادن میخورد >> دلیلش هم واسه این بود تو خدمت حشری نشه
    خواستم ببینم از این چیزا به شما هم میدادن؟؟؟

    =========================

    داش هادی عکسات رو دیدم!! ماشالا چه ریش و پشمی به راه زدی..ریشات قهوه ایه ..خیلی بهت میاد..انگار 5 سال پیرتر شدی!! موهات هم کپه موهای عمومه..منتها اون یه سشوار بهشون میزنه ولی تو انگار با سشوار میونت خوب نیست!!
    فکر کنم دلیل گذاشتن چنین چهرذه ای بی ربط با اون پروجه ای که برای شهرداری نوشتی نیست؟ این دو تا یه راهی بهم دارن..دقیقان مثله خودم روزی که میخواستم معافی سربازیمو بگیرم با یه من ریش رفتیم..ما که معاف میشدیم ولی میخواستیم بیشتر تو دل بریم!!!
    ==============
    داش اسی مطلب خوبی نوشتی از سید...
    سیدابراهیم نبوی از بزرگان ایرانه! نویسنده و طنزنویس ایرانی است. او از منتقدان سیاسی خارج از ایران است
    او دوبار هم توسط مقامات جمهوری اسلامی دستگیر شده...یبار درسال۷۷ به دلیل فعالیت*های مطبوعاتی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور به مدت یک ماه و بار دیگه به اتهام اهانت به مسئولان حکومتی و توهین به نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۹ زندانی شدچند سالی هم میشه که از کشور خارج شده و فکر کنم ساکنه بلجیکه !!
    در مورد اون بحث های گوگل هم من چیزی سر در نمیارم..فقط میدونم که یه سایتی اسمش گوگله!!!
    =============================
    یه بحث شد در مورد تولد...
    فقط بگم تولد معین یادتون نره..20 بهمن تولده معینه..24 بهمن تولده امیر اقاییه !!هر چند از این لوس بازیا خوشمون نمیاد...
    ============================

    امشب هم که قالب عوض شد ..چشم و چالمون درد اومد ..از بس معین برنج گفت مشکی مشکی مایل به خاکستریش کردن...تا بخوایم به این قالب عادت کنیم یه چند روز طول میکشه ولی در کل نو اوری خوبه..بالاخره سال سال نواوری و شکوفاییه به دستور رهبر معظم انقلاب!!!

    =========================
    داستانامه جشنم عروسی رو نوشتیم پیه فرصت مناسبی میگردیم که چاپش کنیم..منتظر تایید مقامات بالایی هستیم...

    تا بعد فعلان

  7. Top | #947

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    عضو اخراجی
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3879
    سن
    34
    نوشته ها
    150
    تشکر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران ایرانی و منتقدان خود ‏گفته بود "... اینها شیطان پرستان مدرن اند ، برخی قیافه روشنفکری می گیرند ، به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و ‏شعور ندارند."‏

    پاسخ سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :

    شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
    که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

    ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
    در این خط جمله را بیــجا نشـاندی ‏

    سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
    به نان و آب مجــانی کشــاندی

    از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
    هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی

    سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
    چه کفتر ها از این دفتر پراندی

    ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
    ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

    سخن از آسمان و ریسمان بود
    دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی

    چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
    سلامـی هم به میــمون میرساندی

  8. Top | #948

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    39
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    نه ابوالفضل جون کافور و اینا دیگه قدیمی شدهالآن ابتکار جدیدتری دارن.
    توی اموزشی که ما بودیم به دلیل دور بودن از خانه و یحتمل بالا زدن درجه حشریت توی خورشتها لیمو عمانی میریختن.دیگه قورمه سبزی رو که میوردن مثل این گشنه ها میرفتیم دم دیگ،یه آمار بگیریم میدیدیم تموم این لیمو عمانیها مثل توپ پینگ پون که بندازی تو حوض آب دیدی چطور میاد رو آب؟همونطوری بودلامصب از کافور اثرش بیشتر بودبنده خدارو میبرد به خواب زمستانی
    ولی بعضی از شبها که میدیدیم شامش ردیف نیست میرفتیم یه از این رول کوچیک کالباسها میگرفتیم با نون و سوس سفید میخوردیم،غذای چرب بود دیگه،صبح که بیدار میشدیم میدیدیدم ای بابا خیس کردیم بدجور:10** بوخچه رو میبستیم و عازم حمام میشدیم.
    آقا روبروی تخت ما یه پسرچی گیلانی بود مثل پنجه آفتاب:4ه رفیقای ما بنده خدا نیکوتین س*ک*س*ش اومده بود پایین زده بود تو چشاش رفته بود تو نخ این.میگفت لامصب رو ببین یه خال به بدنش نیست یه مو تو صورتش نیست و .... آقا ما شب خواب این پسر چیه رو دیدمصبح پا شدم دیدم ای بابا شب زدیم تو جدول.
    رفتم بخچه حموم رو پیچیدم برم حموم دیدم یکی دیگه از دوستام هم حوله و اینا دستشه.گفتم آمیزعلی خدا قبول کنه راهی حمامی؟گفت ای لوله گاز آره دادا تو هم....؟گفتم آره منم .....
    باهم راهی حمام شدیم دیدیم ای بابا اون دوستم که دیشب هی میگفت این پسر چیه یه مو بهش نیست اونم کوله بار حمام بسته و تو صفه گفتم حمیدی خاک تو سرت ببین به چه روزی انداختی هم خودت رو هم منو.دیدیم صف تویله نشستیم به تفسیر خوابهامون که چه جنایاتی صورت داده بودیم تو خواب.
    آقا وارد حمام شدیم دیدیم یا 5 تن آل عبا همه از سلولهای به اصطلاح حموم اومدن بیرون اونم با کف و دارن همو کیسه میزنن.نگو آب یخ کرده بود اینا واسه اینکه تحرک داشته باشن و گرم کنن خودشون رو اومده بودن همدیگرو کیسه میزدن.این دوست ما هم وقت جست و بدن اینارو سیر میکرد:وای اینو عجب تاغچه ای داره،اونو مو نداره
    خلاصه آقا آب داغ شد دیدیم همه مثا زلزله زده ها پریدن تو جمام ماهم تا اومدیم به خودمون بجنبیم و یه حمام با دوش سالم پیدا کنیم آب یخ کرد ماهم گوز پیچ شدیم زیر آب خودمونو چرک مرده کردیم و اومدیم بیرون.
    اینم از حمام رفتن ما بود تو اموزشی.از بس این حمامهاش خوب بود ما هم هر شب میزدیم سینه جدول
    ممد هوگن جون کجایی عزیزووووووووووووووم.

  9. Top | #949

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    این پست [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] واقعاّ یکی از خواندنی ترین پست های اسرار بود... البته بند اولش که مشخص بود اقتباسی از فیلم علمی تخیلی" ماتریکس و لوبیا ی سحر امیز "بود, ولی در کل خوشمان امد... برادر بسیجی بیشتر از این توهمات فانتزی من التجربه بنویس که بسی حال فکولیدیم!


    در مورد پست [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]:
    هادی جان... تقب الله برادر... بوی عطر محمدی تا این جا هم امد!

    در مورد پست [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]:
    با سلام... ببخشید... بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت مقام معظم رهبری, رئیس جمهور خوش چهره, برادارن خسته نباشید ارشاد, خانواده شهدا و رزمندگان و جانبازان, مامورین زحمت کش شهرداری, برادارن شریف ارازل و اباش به خصوص حامد لجند و دوستان, اگر می شه وقت این برنامه هاتون رو بیشتر کنید!

    ------------------------
    یه چند روز نبودم... این پست ها رو الان خوندم!

    ممنون.
    موفق باشین.

  10. Top | #950

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    11
    سن
    36
    نوشته ها
    835
    تشکر
    76
    تشکر شده 238 بار در 30 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    333 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!

    خدا راه هیچ بدبختی رو به سربازی کج نکنه . خدایا این شیطان دیو صفت رو از شر تمام جوانان این مرزو بوم دور بدار . خدایا هر چی سرباز خانه و پادگان هست رو به کاباره تبدیل بفرما.
    -----------------------------
    بگذریم در پی ادامه پیداکردن رای زنی های ما با مدیر کل امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران مبنی بر انداختن این برنامه به این ارگان عمومی و زدن پول قلمبه و قابل ملاحضه ای به چشم و به دلیل کمبود وقت و نداشتن امکانات کافی ( آدم خا...ی.....م..ل و زبون باز )( خودم هم که نقش پاچه خوار رو به نحو عالی بازی کردم ) دارن توی این شهرداری ما رو می پیچونن و ما رو فرستادن گفتن برین شنبه بهتون جواب می دیم . و از اونجایی که فقط خدا عالمه که این برنامه رو از ما می خرن یانه به همین دلیل ما با اقتدا به رئیس شرکت دست به جهاد اکبر زدیم و وارد رای زنی با موسسه مالی و اعتباری مهر گشتیم که این اتفاق با چراغهای سبز فراوانی مواجه شد و ما الان بسیار خوشحالیم و الان توی یه جامون عروسی بد جور ( اا نکن بچه داماد کور می شه ) .
    آره . به همین دلیل ما دست به دامن 124000 پیامبر +13 امام + حدود 4000 تا بچه های این سایت می شویم تا این مهم به حقیقت به پیوندد .
    --------------------
    و به همین دلیل در راستای تحقق پیدا کردن این امون برو بچه به نظرتون یا رو چه جور آدمی من چه تیپی برم اونجا . یه نظر بدین . یه تیپ کلان آدم خر کنی بگین ما توی این مدت کوتاه بزنیم و تا فردا صبح این مهم را به حقیقت برسانیم .
    -------------------
    فردا هم باید باز برم بگه به به سلام علیکم حاج آقا . عطر گل محمدی در فضاست. جو جو حسینیست . از این جور پاچه خواری ها .
    باز نمی دونم سیل شیفتگان نسبت به من رو کی می خواد جمع کنه آخه کل حلال احمر دارن می رن غزه پس کشته مرده های من رو کی می خود جمع کنه .
    --------------------------------
    در همین حوالی یک رازی رو می خواستم فاش کنم خیلی به خودم گفتم نکنم ولی گفتم باشه .
    من واسه فرا خوان فیلم حضرت یوسف رفته بودم که آخرهای تابستان بود و قبول هم شدم . من برای نقش فعلی حضرت یوسف و پدم برای بزرگی هاش انتخاب شده بود. من تست هم دادم و کاملا پذیرفته شدم . تا اواط مهر نیز همچنان تماسهای سلحشور رو ریجکت می کردم که دیگه زنگ نزنه . می خواستم برم ولی به دلایل خیلی محکمی و صحبت با یکی از کارگردانان صاحب سبک و همچنین اینکه بابام گفت غلط کردی بری من نمی یام نقش بزرگی هاش رو بازی کنم من پس از 15 روز به سلحشو زنگ زدم و گفتم حاجا آقا من نمی تونم دانشگاه دارم نمی رسم فلان دارم خلاصه 100 تا دلیل آوردم و اینی که داره الان نقش حضرت یوسف رو بازی می کنه و همه می گن چقدر خوشگله هم اونجا بود و با من همزان تست دادیم و من قبول شدم و اون جانشین شناخته شد . و این در صورتی بود که من هیچ انگیزه بازی گری در صحنه تئاتر و دوربین تلویزون ندارم ولی اون اینقدر ادعا داشت که آره فلان کار رو کردم و اینا . در کل بچه ی بدی نبود ولی اون الان اره بازی می کنه و فکر کنین الان من داشتم بازی می کردم . این رو جدی گفتم . من دقیقا تست ازی گریم رو توی زندان زاویرا دادم . برین حال کنین . اون موقع تازه هنوز کامل نشده بود و فقط یه جاهایی رو درست کرده بودن .
    ------------------
    بگذریم ایشالا فیلم بعدیم رو با دنیرو پاچینو و کارگردانی مایکل مان می کنم تا به تمام این حرف و حدیث های پشت پرده نیز پایان بدم
    -------------------
    همه موفق باشین
    --------------
    راستی کسی اون متن ما رو نخوند به ما بگه خوب نوشته بودیم یا نه منظورم این بود گزاشته بودم دانلود کنید
    http://www.4shared.com/file/78098265/85c008f2/Negah_mikonam.html
    بخونین بگین دیگه یکی دیگه هم نوشتم اونم به زودی می زارم .
    --------------------
    فعلا یا حق

صفحه 95 از 248 نخستنخست ... 45859394959697105145195 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)
    توسط amir-aghaei در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 576
    آخرين نوشته: 05-09-2011, 09:49 AM
  2. اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )
    توسط HaMo0n در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 568
    آخرين نوشته: 06-07-2010, 09:54 PM
  3. کلید اسرار..............
    توسط The Proud در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: 01-14-2010, 10:29 PM
  4. اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
    توسط HaMo0n در انجمن اسرار التوحید
    پاسخ ها: 1023
    آخرين نوشته: 01-04-2010, 12:04 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد