بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 49 از 103 نخستنخست ... 3947484950515999 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 481 تا 490 , از مجموع 1024

موضوع: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

  1. Top | #481

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    40
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )


    از دیوار نرو بالا به بچه گربه چکار داری!!!

    چطورید نسل سومی ها!؟ پاتوق هر شب ما رو اجاره دادن رفت اقلان به سبک و سیاق قبلنا توش بنویسید اخفی ها...

    میتونم عصر دوران اسرارالتوحید انجمن رو به 3 قسمت تقسیم کنم..

    نسل اول که نسل سوخته انجمن بود که بعد از اینکه زیر سرشون بلند شد!!! تازوندن رفتن پیه درس و کار و زندگیشون ..

    نسل دوم که نسله پجوهشگرای سایت بودن که الان مرحمتشون زیاده ولی سایشون کم نشده!! نسل دوم کسانی بودن که عشق قدرت داشتن و بعد از رسیدن به تمامی قدرتهای ممکن!! ارضا شدن و درجا زدن!!

    بعضی هاشون هم از شدت ارضا شدن استعفا دادن!!!! ولی یا چشم ما کور بود ندیدیم یا استعفای بدون رنگ و بو بود؟!! ادم شاخ در میاره این دیگه چه استعفاییه؟!!!!! البته چند تاشون مثله عرفان و ارمان رو بزور استعفا دادن فرستادن داگ هاوس!!!

    این دوستان نسل سوم هم همین بروبچه های با انگیزه و پرتلاش هستند که میخوان انجمن رو بچرخونن!!...میتونم علی بهمنیار رو از پدیده های نسل سوم معرفی کنم! نه بخاطر تحلیلاش..بلکه بخاطر خلق و خوش و چشمهای بازش!


    امیدوارم در کار و هدفتون موفق باشید ..اینو بدونید با کار و تلاش به هرچی بخواید میرسید...ولی تمام کارهاوتلاشها همش به اخلاق و رفتار خودتون در وهله اول تاثیر داره!

    اگه راهی که معین ارشدی و سینا و بچه های دیگه طی میکنن رو ادامه بدین مطمئن باشین موفق میشید..ولی اگه همش فکره تقلب برداری پریدن از رو دست رفیق باشین طرد میشین!! البته تا یه حدی هم بمونید که هم خدا از شما راضی باشه هم معاون خدا!!!!

    نگران نسل سوخته ما هم نباشین..بالاخره هر رفتنی یه اومدنی داره. و هر اومدنی یه رفتنی ..مهم اینه که تو دورانی که کنار همیم به اعتقادات و باورهامون بیشتر فکر کنیم..فکره نارفیقی نباشیم....چیزی که پایدار میمونه رفاقت و رفاقته! چیزی که پایدار میمونه محبت و پاک سرشتیه! .

    ====================================




    برو بچ در زندان!

    =====================================

    تا چند روز دیگه مدارس بچه کودکستانی هایه انجمن باز میشه...و باید دفتر قلم دستکشون رو اماده کنن!
    دیروز امید تیکر با مامانش رفت دفتر 80 برگ و کتابهای دروس راهنمایی شو تهیه کرد! البته دیروز تعطیل بود!!من موندم این شخصی که تو آواتوره ارمان اف او هست چطور ماه رو با اون چشمای ته بشقابیش مبینه اونوقت موج مردم تو خیابونا رو نمیبینه!

    بگذریم حال و حس سیاسی نوشتن نداریم!!

    برید و از درس استفاده کنید..اینقدر رو مختون فکرهای اجق وجق نیارین..من الان خیلی پشیمونم که درسم رو ادامه ندادم! میخوام واستون یه ماجرایی رو بگم درس عبرت شه!

    ما یك همسایه ای داشتیم اسمش ناصر بود ..بچه بامرام و گلی بود از نظر باحال بودن حرف نداشت...این بنده خدا به خاطر مشكلات زیاد خانوادگی كه داشت نتونست درس بخونه و سال سوم راهنمایی درس را طلاق داد و رفت سراغ زندگیش. زده بود توی كار بنائی و عملگی ساختمان!! (از همین كارگرایی كه كنار خیابون می ایستن تا واسه بنائی بیاید دنبالشان)

    از اینجای داستان به بعد را خود این بنده خدا واسم تعریف می كنه:

    یه روز صبح زود زدم بیرون خیلی سرحال و شاد. با خودم گفتم امروز چهل، پنجاه هزار تومن كار میكنم. حالا ببین! اگه كار نكردم! نشونت میدم! (این گفتگو ها را دقیقا با خودش بود!!)

    خلاصه كنار خیابون مثل همیشه منتظر بودیم تا یه ماشین نگه داره و مثل مور و ملخ بریزیم سرش كه ما رو انتخاب كنه.

    یه دفعه دیدیم یه خانم سانتال مانتال با یه پرشیای نقره ای نگه داشت اولش همه فكر كردیم میخواد آدرس بپرسه واسه همینم كسی مثله اپاچی ها به طرف ماشینش حمله نكرد. ولی یهو دیدم از ماشین پیاده شد و یه نگاه عاقل اندر سفیهی به كارگرها انداخت و با هزار ناز و ادا به من اشاره كرد گفت شما! بیاید لطفا!

    من داشتم از فرط استرس شلوار خودم را مورد عنایتی قرار می دادم. رسیدم نزدیكش كه بهم گفت: میخواستم یه كار كوچیكی برام انجام بدید. من كه حسابی جا خورده بود گفتم خواهش می كنم در خدمتم.


    سوار شدیم رفتیم به سمت خونه ش. تو راه هی با خودم می گفتم با قیافه ای كه این خانم داره هیچی بهم نده حداقل شصت، هفتاد تومن رو بهم میده! آخ جون عجب نونی امروز گیرم اومد. دیدی گفتم امروز كارم می گیره؟ حالت جا اومد داداش؟! (مكالمت درونیش بود!)

    وقتی رسیدیم خونه بهم گفت آقا یه چند لحظه منتظر بمونید لطفا.

    بعد با صدای بلند بچه هاشو صدا كرد: رامتین! پسرم! عسل! دختر عزیزم! بیاید بچه ها كارتون دارم!

    پیش خودم می گفتم با بچه هاش چی كار داره دیگه؟ البته از حق نگذریم بچه هاش هم مودب بودن هم هلو!!!!

    بچه هاش كه اومدن با دست به من اشاره كرد و به بچه هاش گفت: بچه های گلم این آقا رو می بینید؟ ببینید چه وضعی داره! دوست دارید مثل این آقا باشید؟ شما هم اگر درس نخونید اینطوری می شیدا! فهمیدید؟! آفرین بچه های گلم حالا برید سر درستون!
    تو اون لحظات
    قیافه من اینطور شده بود
    قیافه سانتالیه
    قیافه بچه هاشم

    بچه هاش هم یه نگاه عاقل اندر احمقی! به من انداختن و گفتن چشم مامی جون! و بعد رفتند.

    بعد زنه بهم گفت آقا خیلی ممنون لطف كردید! چقدر بدم خدمتتون؟!!!

    منم كه حسابی كف و خون قاطی كرده بودم
    گفتم: همین؟
    گفت:بله
    گفتم:میخواید یه عكس از خودم بهتون بدم اگر شبا خوابشون نبرد بهشون نشون بدید تا بترسن و بخوابن؟
    گفت: نه ممنونم نیازی نیست! فقط شما معمولا همون اطراف هستید دیگه؟!!
    گفتم:خانم شما اخر دیگه آخرشی ها!
    گفت: خواهش می كنم لطف دارید آقا!! اگر ممكنه بگید چقدر تقدیمتون كنم!!؟
    منم كه انگار با پتك زده باشن تو سرم گیج گیج شده بودم و گفتم: شما كه با ما همه كار كردید خب یه قیمت هم رومون بذارید و همون رو بدید دیگه! زنه هم پنج هزار تومن داد و گفت نیاز نیست بقیه ش رو بدی بذار تو جیبت لازمت میشه!!!!

    ----
    وقتی این جریانو فهمیدم جلو روش کلی بهش خندیدم ولی تو دلم اتیش گرفتم که چقدر این ناصر طفلی ساده بود که یه نفر ببرش اینطوری تحقیرش کنه!! اگه دستم به زنه میرسید جواب این کار احماقنشو میدادم...

    نتیجه گیری اخلاقی: اگه درس نخونید مثل رفیق ما میشید

    نتیجه گیری علمی: علم بهتر است یا ثروت ؟؟

    =======================================

    حالا که بحثه شیرین درس و مدرسه شد یه خاطره دارم از دوران شیرین مدرسه ...یادم افتاد گفتم تحریر کنیم:

    دوران راهنمایی که بودیم کناره مدرسه یه پیرزنه و پیره مرده بودن که تو خونه شون کلی مرغ و خروس داشتن!
    مدرسه هم کنار یه پارک بود. (از این پارکهایی که 2تا تاب و یه آلا کلنگ دارن منظورمه )بعد اینا مرغ و خروسهاشون رو از صبح ساعت 7میفرستادن تو اون پارکه بچرن تا شب که خودشون برمیگشتن خونه!!عجب عقلشون میرسیدا !!

    بچه های مدرسه ما هم از اون بچه های تُخص روزگار بودن ... زنگ آخر که زده میشد میرفتن میفتادن دنبال مرغ و خروسهاشون و از تو پارکه میگرفتنشون ، جفت پاهاشون رو با طناب میبستن به هم و مینداختنشون تو پشت بوم همون خونه صاحبشون !!!

    این پیرمرده همیشه میومد پیش مدیر میگفت بابا تروخدا به شاگردهاتون بگید اینکارو نکنن ومدیره هم همیشه سر صف میگفت که این پیرزنه باز اومده شکایت کرده و کلی تهدیدمون میکرد ، ولی خب کو گوش شنوا

    یه دفعه به سرم زد یه دونه خروس بگیرم بریم بشینیم با ممد کبابش کنیم!! .رفتیم تو پارک و به سختی یه مرغ !!!رو گرفتیم ...عرضه نداشتیم خروس شکار کنیم مرغ شکار کردیم!!! خوب شد با این وضعیتمون صیاد نشدیم تا بریم از تو جنگلهای شیر شکار کنیم!!

    مرغ روکه گرفتیم ..همین که داشتم برمیگشتم دیدم یه نفر از پشت پیراهن مو کشید برگشتم
    دیدم یارو پیرمرده است..واویلا..این از کجا اومد!!! بعد فهمیدیم اون روز کمین کرده بود که ببینه کی میاد اذیت میکنه که از شانس بد منه بخت برگشته بودم!

    با عصبانیت رو به من کرد و گفت: حالا مرغ مارو میدزدی ؟ اره پسره کله شق ....گفتم نه میخواستم ببینم نره یا ماده !!!خدایی اون لحظه نتوستم حتی یه دروغ درست بگم از ترس ...گفت حالا میبرمت خونمون حالتو جا میارم ..بیا بریم ببینم ...بیا ببینیم...

    گفتم غلط کردم ولم کن..گوه خوردم ولم کن... .ببخشید ...گفت .نمیبخشم تازه دزد رو گرفتم...گفتم بابا من اصلان اهله این کارهای ناپسند نیستم... کشون کشون مارو برد ... یه لحظه هم ترسیدیم بچه باز نباشه ماروببره لختمون کنه و خدای ناکرده بی صورتمون کنه!!! ولی تو همون حین که منو میبرد گفتم اگه خواست بهم تجاوز کنه محکم با جفت پا میرم تو بیضه هاش!!!

    چشتون روزه بد نبینه مارو برد تو خونه اش یه سگ داشت شبیه زومبه ...گفت بگیرش !!!!ن تو حیاط میدوییدم زمبه هم دنباله من!!! تو همون حین دویدن تو همون اندک ثانیه ها عینه فیلمها اون لحظاتی رو که با رفیقام میرفتیم مرغ و خروساشو اذیت میکردیم میومد تو ذهنم!!و دیگه به خودم گفتم بزار وای سم تا گازم بگیره فوقش هار میشیم دیگه

    وایسادم .دیدم سگه هم وایساد!!! بعد یارو اومد گفت .این سگ اینجوریه .کسی رو گاز نمیگیره .تورو خواستم عذاب بدم تا بفهمی که عذاب دادنه مرغ و خروس چقدر بده ...بدو برو خونتون ببینم...دیگه نبینم از این غلطا کنی وگرنه دفعه بعد خودم گازت میگیرم!!!

    بله بروبچ .اون روز تو حیاط پیرمرده... من شده بودم اون مرغه و اون سگ شده بود ابوالفضل...و دیگه تصمیم گرفتم هیچ حیوانی رو اذیت نکنم! از اون به بعد هم دیگه هیچ وقت از اون پارک رد نشدم
    =============================================

    اینهم اخرین فاجعه در روز روشن و تجاوز به دختری بی پناه! خدا ازت نگذره بی حیا !!!
    http://pix2pix.org/my_unzip/12515657748.jpg


    حرف دیگری نیست...

    یا علی....


  2. Top | #482

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    شماره عضویت
    1125
    سن
    36
    نوشته ها
    1,707
    تشکر
    14,454
    تشکر شده 3,335 بار در 440 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1152 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    خيلي سعي كردم نگم ولي نتونستم،راستش پست ابوالفضل رو با اينكه خيلي خنده دار و باحال بود با يه حالت دلمردگي و حال گرفته و دمق خوندم،از اون حالتايي كه آدم دوست داره بره يه جاي خلوت برا خودش گريه كنه...خود ابوالفضل ميدونه چرا حالم اينجوريه....

    مدتيه ميرم پستاي قديمي بچه ها مثل ابوالفضل و هادي رو ميخونم...نميدونم چرا با خوندن هر كردومشون در عين اينكه اكثرا خنده دار و باحالن و كلي كيف ميكنم ميخونمشون،ناخودآگاه يه حالت غم ناجوري كه آزاردهنده اس بهم دست ميده....

    ديشب داشتم وب كافه دوستان ابوالفضل يا همون كافي شاپ كدخدا ابوالفضل و خان دايي معين و فربد قبركن و اميرآرين و مجيد لشلي و نميدونم سياوش و همايون و اصغر ترقه و تينا و سارا و بقيه بكس باصفاي اونجا رو ميخوندم....عجب فضاي صميمي و دوست داشتني داشت خداوكيلي....چه جو زيبا و دلنشيني....اصلا احساس نميكردي محيط مجازيه....چقدر افسوس خوردم موقعي كه اون وب فعال بود از وجودش خبر نداشتم...واقعا تك تك پستهاي اونجا رو كه ميخوندم كيف ميكردم...هر چي صفحه آرشيوي داشت خوندم و لذت بردم....يادش بخير همين اسرار هم يه زماني همونجوري بود...البته ورجن يكش رو ميگم كه الان كل يوم نيست....

    خلاصه خيلي حس خوبي ندارم....پكر شدم و احساس ميكنم به قول معروف برجكم خورده....حالا بيخيال،سرتونو درد نميارم،ولي ميخوام بگم از نسل سوخته-به قول ابوالفضل- كه گذاشت و تازوندن رفتن و حداقل امثال منو تو دلتنگيشون و غم نبودن و يا كم بودنشون گذاشتن،ولي از بچه هاي نسل سوم كه هستن و اونايي كه در آينده ميان،خواهش ميكنم خودشون با درست كردن يه فضاي صميميت و رفاقت و محبت متقابل انجمن و مخصوصا اينجا رو بچرخونن و نذارن بخوابه يا به روزمرگي بيفته.....خودتون يه جوري شرايطو درست كنين كه وقتي مياين انجمن كيف كنين و تو مدت حضورتون تو انجمن،مشكلات دنياي بيرون نت رو از ياد ببرين...يه جوي كه هميشه مشتاق باشين توش باشين و وقتي توشين لذت ببرين...جوري كه 4 تا رفيق واقعي پيدا كنين...

    ممكنه بعضياتون بگين تو نت كه رفاقت معني نداره و مجازيه و نميشه به هر كسي اعتماد كرد....خوب راست ميگين،ولي تو نت هم مثل دنياي بيرون همه جور آدم داريم...من كه يه بار گفتم بازم ميگم،من به هامون مديونم چون فرومش باعث شد داداش بزرگي مثل ابوالفضل پيدا كنم...رفيق سالار و از همه نظر كاردرست و پاكي مثل هادي پيدا كنم....و بچه هاي گل و دوست داشتني ديگه كه ديگه اسم نميارم تا يه وقت كسي از قلم نيفته...خودشون ميدونن اونايي كه با تموم وجود دوسشون دارم....

    شما هم حتما رفيقاي خوبي پيدا كردين....سعي كنين از دستشون ندين و همديگه رو نرنجونين...اونم خداي ناكرده سر مسائل بي ارزش دنياي مجازي....احترام همديگه رو داشته باشين و بهم محبت كنين....تا بعدها كه يادتون افتاد نگين آخ من چرا الكي الكي يكي رو از خودم دلخور كردم....سعي كنين خاطره خوشي از همديگه براتون بمونه....راستي يه وقت نگين اين چرا اينقدر امر و نهي و نصيحت ميكنه....به خدا حرفاي ته دلمو دارم ميزنم...اينجا نگم كجا بگم...به شما عزيزاي خودم نگم به كي بگم....اگه حالت امر و نهي شد شرمندتونم خودتون ببخشين به خدا كوچيك همتونم....خودمم بايد چيزايي كه گفتم بهشون عمل كنم...

    عرض آخر اينكه،قدر همو بدونيم و فقط دنبال رفاقت و صميميت باشيم كه اين چيزا هست كه از آخر مي مونه....ايشالا به اميد خدا و ياري شما روز به روز شرايط اين فروم بهتر بشه تا هم خودتون لذت ببرين هم امثال من حقير تو اين چند صباحي كه تو فروم هستيم....

    شرمنده سرتونو درد آوردم...دلم گرفته بود خواستم يكم درد و دل كنم باهاتون بلكه يه خورده سبك شم....كوچيك همه شما داداشاي گلم...(به قول داش عرفان بارسا،ما هم كه فيت بيانيه ايم!!)
    يا علي.

  3. Top | #483

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    شماره عضویت
    4877
    سن
    34
    نوشته ها
    50
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    منم چيزي براي گفتن ندارم !!!

    تو اين يه ماه و اندي ( اندي رو نميگما ) خيلي حال داد...!
    با بچه هاي باصفاي iwe خيلي حال كردم...البته من برا هميشه نميرم... ولي كم ميام.!

    از همه ي دوستان به خصوص پژمان و مجيد و برديا و اردل و ....جان!!!!!! ممنونم..

    به قول برو بچ فل باي !!

  4. Top | #484

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    35
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    حاجی میره استادیوم:
    http://www.wrestleshare.com/images/cpeaqlchizc0tv8c5bdn.jpg

  5. Top | #485

    عنوان کاربر
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    شماره عضویت
    5098
    نوشته ها
    3
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    سلام می خوام یه جوک بگم حال کنیدو حال کنید
    یه لرمیندازن تو اتاق گرد میگن برو یه گوشش بشین

  6. Top | #486

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    May 2009
    شماره عضویت
    4739
    سن
    35
    نوشته ها
    1,193
    تشکر
    2,644
    تشکر شده 2,868 بار در 516 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    583 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    [align=center][size=medium]یک مهر امد و فصل تابستان رفت صد فحش که این امده و صد حیف که ان رفت[/size] [/align]

    با قلبی اندوهگین و چشمی گریان این اتفاق شوم را به تمامی دانش اموزان و دانشجویان عزیز کشور تسلیت عرض میکنم.

    و اما یکسری اعمال که در روز اول مهر و امشب مستحب هستند .

    1 - به هیچ وجح حموم نرید و دست به ناخن هاتون نزنید ( چون فردا مدیر ناظما فکر میکنن از اشتیاق اومدن به مدرسه بوده)

    2 - سعی کنید ساعتتون رو طوری تنظیم کنید که نیم ساعت بعد از خوردن زنگ در مدرسه باشید .

    3- سعی کنید حتما با تیشرت برید . (اگه بتونید دمپایی هم بپوشید که دیگه نور علی النور )

    4- عین یه عده اسکل از روز اول کیف رو دوشتون نندازید دست خالی پاشید برید مدرسه حالا خدا بزرگه و میرسونه

    5 - سعی کنید وقتی معلم سر کلاس اومده و داره حرفهایی که همیشه اول سال میزنن رو میزنه سرتون رو روی میز بزارید و یا سرتون رو رو به پایین گرفته و دستتون رو روی پیشونیتون بزارید.


    موفق باشید . . .

  7. Top | #487

     کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره  کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    شماره عضویت
    1712
    سن
    74
    نوشته ها
    4,102
    تشکر
    3,188
    تشکر شده 6,206 بار در 1,800 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1413 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    [size=small]دوستان کنکور نزدیکه و من هم میخوام استعفا بدم.
    نه بابا از این خبرا نیستش من اصلا درس بخون نیستم.
    فشارای خانواده زیاد شده بالاجبار مجبورم یکی دو هفته رو مرخصی بگیرم و بعد یکی دو هفته که آبا از اسیبا افتاد دوباره برمیگردم.
    درس خوندن من مال بعده بهمن هستش که اون موقع خودم فروم رو میبوسم میزارم کنار.

    امیدم هم توی این دو هفته به معین ارشدی هستش که بخش رو نگه داره.
    البته کاربرای زحمت کشی هم داریم که همیشه حامی ما بودن.

    بای تا یک الی دو هفته دیگه.
    [/size]

  8. Top | #488

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    35
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    [align=center]چقدر شماها سوسولین[/align]

  9. Top | #489

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    شماره عضویت
    1125
    سن
    36
    نوشته ها
    1,707
    تشکر
    14,454
    تشکر شده 3,335 بار در 440 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1152 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    [align=center][size=large]اين روزها همه استعفا ميدهند شما چطور؟؟؟[/size][/align]

  10. Top | #490

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    پشتیبان فنی سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    2
    سن
    35
    نوشته ها
    2,142
    تشکر
    161
    تشکر شده 1,261 بار در 162 ارسال
    حالت من
    Azkhodrazi
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    274 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )

    به به
    آغاز سال تحصیلی رو تبریک میگم ما هم بالاخره بعد از یه سوال خوردن و خوابیدن دانشجو شدیم فردا هم باید بریم ثبت نام کنیم
    این جناب ali_hacker هم بچه محل ماست هواش رو داشته باشید

صفحه 49 از 103 نخستنخست ... 3947484950515999 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. توضیح المسائـــل دینی
    توسط KANE در انجمن تاریخ ایران و جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 06-14-2010, 10:32 PM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05-17-2010, 03:21 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-06-2009, 07:32 PM
  4. *(قابل توجه آقایان) بحث اجتماعی(قابل توجه بانوان)*
    توسط arman در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 09-28-2008, 12:49 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد