[align=center]سلام
خسته نباشید به دوستانم....فردا روزه بزرگیست برام....ان شالله همه بچه ها و دانشجوها و ....مردم و سبزها جلوی سفارت سابق امریکا و هفت تیر و خیابان های ولیعصر یک صدا در کنار هم هستیم...البته تبلیغ نبود
طرفداران دولت و حکومت برداشتن از شهرستانها و تمامه مدارس به زور به مرم رو به سیزده ابان بکشونن!!اما خودشونو گول میزنن !!!میدونن که بازنده اصلین!!!
امروز براتون صحبتهای زیبای دکتر علی شریعتی رو اماده کردم!!بخونید و بهش فکر کنید واقعا این مرد حرفهاش جالبه:
دکتر علی شريعتی انسان*ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:
١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.
عمده آدم*ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي*شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.
٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت*شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته*اند. بی*شخصيت*اند و بی*اعتبار. هرگز به چشم نمی*آيند. مرده و زنده**شان يکی است.
٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.
آدم*های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می*گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می*مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.
شگفت*انگيز*ترين آدم*ها.
در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه*اند که ما نمي*توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي*روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي*کنيم، باز مي*شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می*گفتند و چه می*خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم*ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می*گيريم قفل بر زبانمان مي*زنند. اختيار از ما سلب مي*شود. سکوت می*کنيم و غرقه در حضور آنان مست می*شويم و درست در زماني که می*روند يادمان می*آيد که چه حرف*ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين*ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود
افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
در عجبم از مردمانی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند
و بر حسین می گریند که آزادانه زیست
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم
تا دوست را به ياري نخوانيم،
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند
طعم توفيق را مي چشاند
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند
ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است
" تنها" بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم
خدايا چگونه زيستن را به من بياموز .
چگونه مردن را خود خواهم آموخت
اکنون تو با مرگ رفته ای
و من. ايتجا. تنها به اين اميد دم می زنم
که با هر ((نفس)).((گامی)) به تو نزديکتر مي شوم .....
آری اين زندگی من است
خدايا به کسانی که دوست ميداری بياموز
که عشق از زندگی برتر است
و به آنان که دوست تر ميداری بياموز
که دوست داشتن از عشق برتر است
و شاید که خطا کرده باشیم
اما خیانت نکردیم
و شاید که سست رفته باشیم
اما لحظه ای درنگ نکردیم
قدمی به بیراهه نگذاشتیم
گامی برنگشتیم
دکتر علی شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو می*ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده*تر نمی*شوی، میدوشندت! از خر که قوی*تر نمی*شوی، بارت می*کنند! از اسب که دونده*تر نمی*شوی، سوارت می*شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می*ترسند.
===================================
با ارزوی موفقیت و سربلندی برای همتون......فردا روزیست بزرگ اماده برای سبزتزین روز سال........
[/align]






پاسخ با نقل قول







!




علاقه مندی ها (Bookmarks)