بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 4 از 57 نخستنخست ... 234561454 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 569

موضوع: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

  1. Top | #31

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    شماره عضویت
    1045
    سن
    36
    نوشته ها
    290
    تشکر
    0
    تشکر شده 9 بار در 4 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



    ميارزه دي ال كنين

  2. Top | #32

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    شماره عضویت
    5425
    نوشته ها
    1,335
    تشکر
    4,969
    تشکر شده 2,489 بار در 600 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    253 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    چارلز مانسون معروف ترين جاني دنياست. براي بسياري از آشنايان با تاريخ جرم و جنايت، نام مانسون مترادف با شيطان است. معروف است كه او حتي در زمان حياتش هم از چنان شهرتي برخوردار بود كه بسياري از جنايتكاران هم تحت فرمان او جنايت مي كردند. در باب شهرت او همين بس كه وينسنت بوگليوس بازپرس ويژه پرونده، پس از مرگ او كتابي درباره اش نوشت با عنوان «هرج و مرج مانسون» كه اين كتاب، يكي از پرفروش ترين كتاب هاي تاريخ شد.
    «مانسون» در ۱۲ نوامبر ۱۹۳۴ در «سينسيناتي» آمريكا در خانواده اي فقير به دنيا آمد. او كه فرزند نامشروع زني ۱۶ ساله به نام «كاتلين مادوكس» بود در شناسنامه اش نام پدر نداشت. اندكي پس از تولد چارلز، مادرش با مردي به نام ويليام مانسون ازدواج كرد و شهرت مانسون از روي فاميل ناپدري بر روي اوراق هويت پسرخوانده اش هم ثبت شد اما اين ازدواج دوامي نياورد و خيلي زود به طلاق منجر شد. در سال ،۱۹۳۹ زماني كه مانسون ۴ ساله بود، مادرش به جرم سرقت مسلحانه بازداشت و روانه زندان شد. پسرك از همان ابتداي كودكي، به خوبي مي دانست كه فرزندي نامشروع و مادرش هم يك مجرم حرفه اي است.
    هنگامي كه مانسون ۱۲ساله بود، مادرش براي حفظ جان فرزند ناخلف خود، او را تحت حمايت دولت درآورد و بدين ترتيب از فرزندش سلب سرپرستي كرد. چارلز تمام دوران نوجواني اش را در خانه هايي به سر برد كه پس از اقامتي كوتاه در هر يك از آن ها، فرار را بر قرار ترجيح مي داد. دوران نوجواني مانسون در گريز ميان خيابان ها، دزدي، دستگيري، انتقال به خانه جديد و باز هم فرار از آن جا سپري شد تا سرانجام به يك دارالتاديب دولتي فرستاده شد.
    رشد او در كودكي و نوجواني طوري نبود كه مهارت هاي زندگي صادقانه و آبرومندانه را فراگيرد. او در جواني به چندكار آبرومندانه و در عين حال بسيار سطح پائين و با مزد كم رو آورد اما نمي توانست از اين راه مخارج زندگي اش را تامين كند و بنابراين هر گاه نياز مالي بر او فشار مي آورد مرتكب خلاف مي شد. كار او در جواني و بزرگسالي، دزدي، جعل چك و تجاوز بود. او به خاطر ارتكاب اين قبيل جرائم، دائم به زندان مي افتاد. معمولاً هم به حبس هاي كوتاه مدت محكوم شده و يا با عفو مشروط از زندان رهايي مي يافت. آخرين بار هم ۲۱ مارس ۱۹۶۷ با عفو مشروط از زندان آزاد شد. به گفته وينسنت بوگليوس، دادستان پرونده، مانسون در دادگاه تقاضا كرد كه وي را از زندان آزاد نكنند. او مي گفت راه و رسم زندگي در دنياي بيرون از زندان را نمي داند و قرابتي با دنياي بيرون زندان ندارد. اما با اين وجود «مانسون» براي آخرين بار با عفو مشروط از زندان آزاد شد.
    پس از اين آزادي، او كه ۳۲ ساله بود به سان فرانسيسكو رفت و با گروهي از «هيپي» ها طرح دوستي ريخت كه عاشق موسيقي راك اند رول بودند و آشكارا مواد مخدر مصرف مي كردند. مانسون از آنها خوشش آمده بود. او در اين زمان مدام از اين شهر به آن شهر مي رفت و در جاده ها مدام ماشين هاي گذري را متوقف مي كرد و از آنها مي خواست او را به مقصد برسانند. در يكي از اين سفرهاي بين شهري، بر سر راه زني به نام «ماري برونر» قرار گرفت كه عازم بركلي بود. ماري فارغ التحصيل دانشگاه ويسكانسين و كتابدار بود اما نه از شغلش خوشش مي آمد و نه از درسش. برونر از تفكر پوچي طلبي مانسون خوشش آمده بود. موقعي كه مانسون به همراه خانم برونر به بركلي رسيدند، از آنجا كه مانسون مكاني براي اقامت نداشت، برونر به او اجازه داد شب را در خانه وي بگذراند. آن شب - به اقرار خود مانسون در دادگاه- اولين باري بود كه مانسون حس مي كرد شيفته يك زن شده است اما هيچ راهي براي بيان احساس خود و رسيدن به هدفش نيافته بود.
    او پس از آشنايي با برونر، با پول دزدي، يك فولكس واگن ارزان و قراضه خريد. از آن به بعد بود كه تصميم گرفت براي خود گروهي دست و پا كند كه خودش اسم آن را «خانواده مانسون» گذاشت. نخستين عضو اين خانواده برونر بود. مانسون توانست يكي دو جوان ديگر را هم پس از فريب به جمع اين «خانواده» بياورد. يكي از اين افراد، دختر جواني بود كه چند روز پس از پيوستن به باند مانسون آنها را ترك كرد و ترجيح داد نزد خانواده اش بازگردد. اما دختر ديگري به نام «لينت فروم» به اين گروه پيوست. بدين ترتيب به همراه مانسون و برونر، يك باند سه نفره تشكيل دادند. آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه زندگي پوچ است و ارزش كار كردن و زحمت كشيدن ندارد. علائق اين باند، هرج و مرج طلبي بود كه هيپي هاي آمريكا ابداع كننده آن بودند.
    اعضاي باند با ولگردي و بي هيچ هدفي، به شهرهاي مختلف مي رفتند. آنها در شهرهاي مختلف هم اعضاي ديگري نيز براي «خانواده» خود دست و پا كردند اما هيچ كدام از اين اعضا در اين گروه دوام نياوردند و خيلي زود باند مانسون را رها كردند. فقط دو جوان ديگر به نام هاي «پاتريشيا كرنوينكل» و «سوزان اتكينز» در اين باند ماندگار شدند. آنها در سال هاي ۱۹۶۸ تا ۱۹۶۹ تمام سواحل كاليفرنيا، اورگون، واشنگتن و نوادا را گشتند و سرانجام در منطقه اسپان رانچ در حوالي لس آنجلس اقامت گزيدند. در اين زمان بود كه چند مرد به نام هاي «چارلز تكس» «واتسون»، «رابرت بوبي»، «بروس ديويس» و «استيو گروگن» نيز به باند مانسون پيوستند.
    بسياري از مفسران جنايي آن دوره معتقد بودند كه مانسون با ايجاد رعب و وحشت در اعضاي گروه، خوف از خود را در آنها كاشته بود و از اين طريق براي خود جذبه اي دست و پا كرده بود. از شواهد به دست آمده از اعتراف هاي «مانسون» مشخص مي شود كه اين باند، متشكل از عده اي بيكار و علاف بود كه تمام وقت خود را به ولگردي، مصرف مواد مخدر، گپ زدن با يكديگر و آوازهاي دسته جمعي مي گذراندند.
    حضور مانسون در اين باند، بيش از آن كه به شخصيت يا جذبه خاص او مربوط باشد، مربوط به سن بيشتر او در ميان اعضاي گروه بود. مانسون ۳۴ ساله در ميان اعضاي باند، رفتاري مانند بچه هاي ۱۳-۱۴ ساله داشت. او اگرچه خواسته هاي مطلوب خود را بر گروه تحميل مي كرد اما هيچ گاه اين تحميل بدون مخالفت اعضا و كلنجار رفتن بر سر اين قوانين اجرا نمي شد. اعضاي «خانواده مانسون» خيلي وقت ها اعتنايي به تصميمات او نمي كردند و عملاً هر چه را كه خود مي پسنديدند انجام مي دادند و البته همواره او را پدر خانواده خود مي دانستند گو اين كه اين پدر بودن مانع از سركشي اعضا نمي شد.
    بوگليوس در كتاب «هرج و مرج» خود مي نويسد: اين گروه هيپي كه تقريباً به يك گروه شبه نظامي مبدل شده بودند داراي ساختار و سازماني بودند كه نقش مانسون در شكل گيري اين سازمان را اصلاً نمي توان ناديده گرفت. البته واقعيت اين است كه «بوگليوس» در باره نقش مانسون و ميزان قدرت او خيلي اغراق كرده است. او به عنوان مثال مي نويسد كه مانسون يكي از افراد باند خود به نام «برندا» را به عنوان رئيس آدم كش هاي باند منصوب كرده بود و برندا هم كاملاً تحت فرمان او بود.» حال آن كه چنين توصيفي اصلاً صحت ندارد. خود مانسون در پاسخ به اين اتهام، به دادگاه گفته بود كه «اگر واقعاً من اين ميزان قدرت داشتم كه هر كسي را كه دلم بخواهد، به برندا معرفي كنم تا دخلش را بياورد، پس اولين كسي كه معرفي مي كردم همين آقاي بوگليوس، بازپرس لعنتي پرونده بود تا الآن اين طور به پاي من نپيچد!». واقعيت اين است كه دادگاه هيچ وقت نتوانست ثابت كند كه برندا قتلي مرتكب شده باشد، اتهام برندا در دادگاه فقط مشاركت در جرايم متعدد بود و نه ارتكاب قتل.
    يكي از نكات جالب درباره اين باند آن است كه افراد خانواده مانسون معتقد بودند ابداع كننده مرام و آئين هاي خاص هستند. گفت وگوهاي دسته جمعي كه غالباً به حرافي و اراجيف گويي مي گذشت يكي از سرگرمي هاي اصلي گروه بود. يكي ديگر از سرگرمي هاي جنايتكاران، آوازخواني هاي دسته جمعي بود كه هميشه خود مانسون سردسته و رهبر اركستر ساختگي گروه بود و با يك گيتار قراضه براي گروه نوازندگي مي كرد. در سال ۱۹۶۸مانسون براي اولين بار يكي از اعضاي معروف گروه موسيقي بيچ بويز (Beach Boys) به نام «دنيس» را ملاقات كرد. دنيس عادت داشت در سفرهاي بين شهري خود، اگر در جاده مسافري را مي ديد او را سوار كند. يك بار بر حسب اتفاق، دو نفر از اعضاي باند مانسون در جاده منتظر ماشين بودند كه ويلسون آنها را سوار كرد و بعد از رسيدن به مقصد، آنها را به خانه اش دعوت كرد و اجازه داد عصر آن روز كه خودش براي ضبط برنامه به استوديو مي رود در خانه وي بمانند. نيمه هاي شب كه ويلسون برگشت اتوبوس عجيبي جلو در خانه اش ديد. موقعي كه وارد شد چندين زن و مرد جوان و يك مرد ميانسال را مشاهده كرد. ويلسون كه حسابي ترسيده بود با صدايي لرزان از آنها پرسيد «مي خواهيد بلايي سر من بياوريد ». مانسون مرد ميانسال، به طرف ويلسون آمد و گفت «به قيافه ما مي آيد كه بخواهيم بلايي سر تو بياوريم » و بعد هم در برابر ويلسون زانو زد و پاي او را بوسيد. پس از اين رويارويي، مانسون و ويلسون حسابي با هم رفيق شدند. از آن به بعد، مانسون و بعضي از اعضاي گروهش مدام در خانه آن آهنگساز معروف رفت و آمد مي كردند.
    موقعي كه اعضاي گروه مانسون در اين خانه بودند، زنان گروه، زناني كاملاً خانه دار مي شدند. آشپزي مي كردند، خانه را تميز مي كردند، به خريد مي رفتند و حتي لباس هاي ستاره موسيقي را هم مي شستند.
    مانسون و ويلسون در طول اين مدت، بارها در مورد موسيقي با هم گفت وگو كرده بودند. ويلسون بارها به صداي ساز و آواز مانسون گوش داده بود و گاه حس مي كرد كه مانسون استعدادي در زمينه موسيقي دارد كه تا آن زمان كسي به آن توجه نكرده است.
    در عين حال ويلسون با افراد باند مانسون بسيار سخاوتمندانه رفتار مي كرد. پول نقد به آنها مي داد، خرج دوا و درمان شان را فراهم مي كرد وسايل خود را بدون هيچ منتي در اختيارشان مي گذاشت حتي يك بار هم اتومبيل فراري گران قيمتش را به يكي از افراد گروه داده كه راننده، ماشين شيك را به ديواره كنار جاده كوبيد.
    سرانجام بعد از حدود يك سال، روابط دوستانه مانسون و ويلسون به هم خورد. ويلسون كم كم به اين نتيجه رسيده بود كه مانسون هيچ استعدادي در موسيقي ندارد و ادامه دوستي اش با اين مرد و اعضاي باند او برايش خطرناك خواهد بود به همين دليل به روابط خود با خانواده مانسون پايان داد. البته هيچ گاه تنشي بين اين دو بروز نكرد كه بتوان قطع اين دوستي را به آن نسبت داد.
    در اواخر سال ۱۹۶۸ «مانسون» كم كم به اين نتيجه رسيد كه براي فرار از تمدن و قواعد شهرنشيني، بايد از شهر و شهري ها گريخت و به بيابان ها پناه برد. او معتقد بود كه «هر چه از شهر دورتر باشيم زندگي مطلوب تري خواهيم داشت». او و گروهش به شدت از مراكز شلوغ شهري و قوانين حاكم بر زندگي شهرنشيني نفرت پيدا كرده بودند. البته يكي از دلايل تمايل خانواده مانسون براي گريز از شهر آن بود كه آنها به خاطر جرايمي كه مرتكب شده بودند و به خاطر دله دزدي هاي فراوان شان و نيز اعتياد به مواد مخدر، تحت تعقيب پليس بودند.
    آنها سرانجام براي گريز از تمدن و قوانين آن، به مزرعه اي در كوهستان «هانشنال والي» رفتند. اين مزرعه كه كاملاً دور از شهر و دسترس شهرنشينان بود به مادربزرگ يكي از اعضاي باند مانسون تعلق داشت كه گروه، براي جلب موافقت وي جهت اقامت در آنجا، مبالغي از پول هاي دزدي خود را به او دادند. اكنون آنها در جايي كاملاً دور از شهر اقامت داشتند و به زعم خود مي توانستند آزادانه زندگي كنند.

  3. Top | #33

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    33
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,843 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )



    گــزارش تصــويري گــروه هفــت از تظــاهرات بـاشكــوه امــروز ( 2 ) :



    سلام خدا بر شما دوستاني كه حماسه اي بزرگ افريديد .

    ---
    ارمين جان اون مسائلي كه بازگو شد . شما چون شخصيتتون به فتنه گر ميخورد از نوع پست ها انتخاب شديد . وگرنه ما چاكر هيتد هستيم
    ---

    تظاهرات دوستـان و حماسه سازان اسرار ايارن دبليو اي در خـارج از وطن . درور بر اين عاشقان اسرار .

    اين همه عشق نسار هامون ابول مير علي كم است .

    [align=center]



    [/align]

    -
    اين هامون چه كرده است همه عاشق اويند .........

    [align=center][/align]

    -
    ابول دوست داشتني . اي عاشق ازاده اماده ايم اماده ...

    [align=center]


    [/align]

    -
    دوستان هندي هم در اين حماسه بزرگ حضور داشتند ...

    [align=center][/align]

    -

    اين ملت قرمز پوش همه عشق است به اين اسرار ....

    [align=center][/align]


    ---

    سوپرايز راهپمايي امروز . بله سلطان بزرگ اقاي شروين شيك ابدول بشير ( كپتن تيم اينتر نشنال " سرور ما ) اين حماسه تكراري نشدني رو باشكوه كردند .

    [align=center][/align]

    برادر كپتن از مسير چهارم به جمع دوستان نصرالله و هادي عبدلرضا پيوستند . و با توپ پر و بانك قوي گفتند : چشم هاي اقا داره برق خودشو نشون ميده .
    حالا گمشو برو بيرون فتنه گر . گمشو ... . حالا شد نوبت ما از اسرار محافظت كنم . هيچ كس من رو متوقف نميكند ...




    عكس هـاي جديد تر و كامل از اين روز باشكوه مطاقبا ارسال خواهد شد . ( خيابان اسرار ! )



    [align=left]ستـاد معاون اجرايي ( جاسوس ) گروه 7[/align]



    يا حق !!!

  4. Top | #34

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    شماره عضویت
    4176
    سن
    33
    نوشته ها
    1,315
    تشکر
    1
    تشکر شده 44 بار در 17 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    [align=center][/align]

    با تشکر از برادر جاسوس !
    باید عرض کنم که آمده و آمده با یکدیگر جناس تام هستند نه مراعات نظیر

  5. Top | #35

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    33
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,843 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    نقل قول نوشته اصلی توسط The Godfather
    [align=center][/align]

    با تشکر از برادر جاسوس !
    باید عرض کنم که آمده و آمده با یکدیگر جناس تام هستند نه مراعات نظیر
    با تشكر از برادر مرتضي جون !
    كلا بعضي جاها در عكسها از قصد اشتباهاتي نوشته شده است . اول قصد داشتيم بنويسم . قصيده 5 بيتي .

  6. Top | #36

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    شماره عضویت
    2084
    سن
    40
    نوشته ها
    2,822
    تشکر
    5,152
    تشکر شده 6,623 بار در 1,293 ارسال
    حالت من
    Mariz
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    اره ساسان جون ما که میدونم تو فارسی اول ابتدایی رو یک ضرب قبول شدی واین من بودم که تک ماده زدم

  7. Top | #37

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    شماره عضویت
    5425
    نوشته ها
    1,335
    تشکر
    4,969
    تشکر شده 2,489 بار در 600 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    253 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    وصيت نامه غضنفر
    قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

    بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

    به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

    ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

    عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

    بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

    کارت شناساییم بت دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

    مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

    روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

    دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

    کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

    گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

    کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

    بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

    در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

    از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.

    التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای ** تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

    به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

    چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد.[hr]
    مقایسه ی 1مهندس با یک کارگر افغان
    مهندس افغاني

    درآمد روزانه برو آخر برج 20 تا 25 هزارتومن
    كاركرد روزانه 8 تا 10 ساعت 6 تا 8 ساعت
    ساعت خواب 4 تا 6ساعت 10 ساعت شب+2 ساعت ظهر
    فاصله خانه تا محل 10 تا 50 كيلومتر 5 تا 20 متر
    درآمد ماهانه 250 تا 400 هزارتومن 500 تا 700 هزارتومن
    ماليات هرچي زور برسه هااااااا؟
    بيمه 40 تا 80 هزار تومن اي بابا!!!!!!
    ميزان تحصيلات ليسانس به بالا اصلا تحصيلات چي هست؟
    وسيله كار مغز+خودكار بيك+زبان كلنگ+فرغون
    اميد به زندگي 40 تا 50 سال 120 سال
    نتيجه گيري:براي زندگي بهتر بهتر است كارگر باشيد تا مهندس.

  8. Top | #38

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    May 2009
    شماره عضویت
    4739
    سن
    35
    نوشته ها
    1,193
    تشکر
    2,644
    تشکر شده 2,868 بار در 516 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    583 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    خوب هموطور که متوجه شدید تریسی بروکس با سویساد رسما ازدواج کردند و انشالله که به پای هم پیر بشن و سالهای خوشی رو با هم سپری کنن. خوب تعدادی از عکسهای مراسم دیشب رو دیدید و متوجه شدید که تعدادی از استارهای تی ان ای در این جشن حضور داشتند ولی خیلی های دیگه غیر از اینها هم در مجلس بودند که به دلایلی عکساشون روی نت نرفت از جمله تعدادی از بچه های ایران دبلیو ای .

    بعله

    چند دقیقه ای بود که تو سالن بودم که ولوت رو دیدم که داره بدو بدو به سالن میاد

    ولوت : کوش .. کوش ... کجاست ؟؟

    من : سلام . خوش اومدی . چیه دنبال کی هستی ؟

    ولوت : اِوا سلام رسول شرمنده ندیدمت . خوبی؟ ماریا خوبه ؟ هیچی بابا این مجید رو ندیدی؟ به من زنگ زد گفت مراسم ساعت 7 شروع شده. گفتش من تو تالارم زود باش بیا

    من : چی ؟ مراسم ساعت 8 قرار شروع بشه منم یه خورده زودتر اومدم کمک بچه ها بکنم . ( هوی پسر دست به اون باندها نزن میفته ) حالا اشکال نداره بیا برو تو بشین الان سر و کلش پیدا میشه ولی عجب ادمیه این مجیده ها

    ولوت : یعنی چی عجب ادمیه ؟ توهین کردی ؟

    من : نه بابا توهینم کجا بود . منظورم اینه ادم شوخی هستش برو تو سالن بیرون هوا سرده .

    ولوت : باشه . ممنون

    ولوت در حال رفت به داخل سالن ( در همین لحظه مجید میرسه ) و ولوت بر میگرده و به مجید نگاه میکنه . ( ب چهره ناراحتش نگاه کنید )

    [align=center][/align]

    بعدش مجید میاد پیش ولوت و بعد از کلی معذرت خواهی از این که اسگلش کرده بود موفق میشه رضایت ولوت رو جلب کنه و با هم دیگه میرن سر میز میشینن و یه نوشیدنی مینوشن

    اونور حیاط هوگن رو میبینم که در حال صحبت کردنه (مثل اینکه اونور خط شهاب هستش ) هالک بهش میگه پاشو بیا شهاب میگه درس دارم هالک میگه یه شب که هزار شب نمیشه . بعدم داد میزنه پاشو بیا ببینم

    من: سلام هوگن جون چطوری؟

    هوگن : سلام رسول جون چطوری ؟

    من : هالک جون مامنت منو اونجوری فشار نده له شدم

    هالک : پسر من همسن تو بودم با خر کشتی میگرفتم . تو چرا اینجوریی دستت رو بده ببینم دسته منو فشار بده . زور بزن . بُهُ . همش از عوارض این ایترنت بی صاحابه .

    در همین لحظه بروک رو میبینم که داره از ماشین

    بروک هم متوجه من میشه و به سمت من میاد

    [align=center]


    [/align]

    من : سلام بروک خوبی؟

    بروک : سلام رسول جون خوبی؟ ماریا خوبه ؟

    من : ممنون سلام میرسونه . خوش اومدید . بفرمایید داخل

    خوب من هم میرم داخل ببینم چه خبره میشینیم با مجید و ولوت به حرف زدن که ساسان زنگ میزنه به من میگم چیه ؟
    میگه من دارم میام ادرس رو بده اسم خیابونش چی بود یادم رفته ؟

    من : تو کجایی الان ؟

    ساسان : تو خیابون سان ست

    من : یه چند متر جلوتر چهار راهیه بپیچ دست راست بیا پایین جلو تالار درمیای .

    ساسان : باشه . خوش باش

    خوب دیگه تقریبا همه اومدن و حسابی مجلس شلوغ شده . شهاب و حسام و پوریا و علی هم خودشون رو رسوندن .

    یه لیموزین مشکی میبینم که میاد جلو در تالار پارک میکنه . چشام اینجوری شد سلطان شیک عبدول بشیر به همراه شروین و ارمان دارن میان .

    من : سلام بچه ها چطورین

    سلطان : من اصلا نمیخوام با شما حرف بزنم . شما گم شو !!

    من : چرا ؟

    سلطان : شوخی کردم باو سلام رسول جون خوبی ؟

    من : مرسی . بفرمایید داخل .


    خوب دوباره میرم یه سری به سالن بزنم میبینم که مجید و ولوت دارن با هم میرقصن وسط سالن . شهاب و هوگن و اسکات هال هم دور یه میز نشستن دارن پشت وینس حرف میزنن در همین لحظه یهو یکی دست میزنه به شونم بر میگردم میبینیم کوین هستش چطوری کوین؟

    کوین : خوبم تو چطوری رسول جون ؟

    من : منم خوبم مرسی کوین جون بیا بریم تو بچه های nwo همه اومدن .

    کوین : بزن بریم

    با کوین دو تایی رفتیم نشستیم سر همون میزی که شهاب اینها هم بودن . هالک هی از وینس میگفت ما هم

    بعد از پایا مراسم هم در حالی که همه داشت تالار رو ترک میکردن من یه عکس از مجید و ولوت گرفتم که ب درخواست خود مجید صورتش رو شطرنجی کردم .

    [align=center]
    [/align]

    اون اقایی هم که فلش زدم طرفش پوریا هستش .

    در پایان هم وقتی همه رفتن من و شهاب تو سالن موندیم با خود استارها اینجا هم شهاب داره عکس میگیره من هم بقل دستش وایسادم که همه حواسشون به من پرت شده
    [align=center]
    [/align]

    و این شب به یاد ماندنی تموم شد ...

  9. Top | #39

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    شماره عضویت
    4035
    سن
    32
    نوشته ها
    1,427
    تشکر
    3
    تشکر شده 88 بار در 24 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    23 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )

    لازم به ذکره من زیادی مست کرده بودم چشمام خیلی تابلو بود به رسول گفتم شطرنجی کنه

  10. Top | #40

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    40
    نوشته ها
    2,473
    تشکر
    9,829
    تشکر شده 17,339 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 3 !! )




    راهپيمايي23دي تجلي قدرت خدا و حركتي ماندگار در تاريخ انجمن است!...

    به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، سید ابوالفضل نصرا... رهبر معظم انقلاب انجمن iwe صبح روز 23 دی ماه همگام با پیشوایان امت و مردم خدا جوی انقلاب انجمن ایران دبلیو دبلیو ای با حضور در راهپیمایی عاشورایی این کاربران فداکار بار دیگر مشت محکمی بر دهان استکبار غربیزیسم زدند...

    در این راهپیمایی پر شور و پر هیاهو توجه اکثر رسانه های منطقه و غربی و خصوصا سایت و انجمن های ورزشی به نیت خلوصانه و پاک ملت شریف iwe بود...

    ازدحام جمعیت در بخشهایی از نقاط سرزمین پهناورز iranwwe باعث اسیب دیدگی عده ای مردم انجامید که به بیمارستانهای بخش مدیریت انتقال پیدا کردن ..البته حال عمومی این کاربران رضایت بخش اعلام شده ...

    حضرت ابوالفضل نصرا.. همگام با اعضا و پرسنل 7 و دیگر عاشقان امت در این راهپیمایی خودجوش که از ساعت 9 تا 12 به طول انجامید جای جای انجمن رو زیرو و کردن ...

    در ساعت 12 نماز ظهر به امامت ایت ا... سینا هلندی نجاد که از هلند خودشان رو به این مراسم رسانده بودن...اقامه شد و متحدان ولایت و رهبری انجمن به پاس این روز تاریخی و فرخنده نماز شکر بجا اوردند...

    در ساعت 1 بعد از ظهر عده ای خس و خاشاک و ارازل اوباش که از سران فتنه و اوباشگران اونور ابی خط گرفته بودن سعی در اخلال نظم سخنرانی سید ابوالفضل نصرا.. را داشتن که با حضور و فشار کاربران این گوسفندها از انجا دور شدن ..ولی متاسفانه با تخریب اموال عمومی و اتش زدن عکسهای امام هامون (ر) و له کردن عکسهای حامد من هستم لجند روح این 2 مرد بزرگوار و شریف رو در قبر لرزاندن...!!!


    =================

    سید ابوالفضل نصرا... رهبر معظم انقلاب انجمن در بیاناتی در مورد قضایا و راهپیمایی و مشکلات پیش رو و گذشته در بهشت ابااد به صحبت با کاربران پرداختن که متن کامل سخنان ایشان در ذیل امده است...

    ایشان حضور عظيم و تعيين كننده کاربران مومن، بابصيرت و با غيرت انحمن را در راهپيمايي سراسري 23 دي ماه تجلي دست قدرت خدا و حركتي ماندگار در تاريخ انجمن خواندند و تكيد كردند:

    سلطه*گران و جريانهاي ضد انجمن كه امروز در شرايط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب انجمن شعار مي*دهند همان كساني هستند كه سالها زير پرچم مبارزه با امام هامون (ر) و انقلاب صف آرايي كرده بودند و مردم نيز با درك همين شاخص و حقيقت، حضور تعيين كننده خود را در حفظ نظام و انقلاب انجمن، بار ديگر ثابت كردند.

    روز 23دي امسال نيز از جمله روزهايي است كه به واسطه حركت عظيم و فوق العاده مردم، در تاريخ ماندگار شد.

    ایشان خاطرنشان كردند: از ابتداي پيروزي انجمن و سران 7 در تمام طول حيات انجمن همواره انجمنهای بیگانه و در راس آن رستلزرون و wwe در زير پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند، و اكنون هم شرايط به همين صورت است.

    رهبر انقلاب انجمن بيداري و حضور کاربران در بخشهای مختلف انجمن را عامل اصلي حفظ انقلاب انجمن دانستن.و علت وحشت مزدورانی چون عوامل فتنه داخلی که در انجمن حاضر هستند و سایتهای پشتیبان انها از حمله به ملت ايران دانستند و افزودند: برخلاف برخي تبليغات رسانه اي، مشكل اصلي دشمنان بصيرت ملت و غيرت ديني کاربران انجمن است.


    ایشان آزردگي وخشم کاربران عزيز و فرزندان بسيجي!!! انجمن را از بي حرمتي عده اي به مراسم مبارک و میمون انتخابات برترینهای سال، امري طبيعي دانستند و افزودند: دلهاي همه مردم از اين بي حرمتي به درد آمده است اما همه بايد مراقب باشيم كه با كارهاي بي رويه، به فتنه انگيزي دشمن كمك نكنيم.

    ايشان تلاش همه جانبه دشمنان را براي طراحي فتنه اي پيچيده و يك بازي خطرناك بنام کدهای اسمک دان راو2010 و تراوین رو خاطرنشان كردند و افزودند: در اين شرايط غبارآلود بايد خيلي با احتياط و تدبير و البته در وقت خوداینگونه بازیها را انجام داد و مبادا کاربران انقلابی انجمن حواسشان در هنگام بازی از انجمن دور شود...


    سید ابوالفضل نصرا.. حركت عظيم ملت در 23 دي ماه را، اتمام حجتي براي همه دانستند و افزودند: مسئولان قواي انجمن ديدند كه ملت چه مي خواهد بنابراين بايد وظايف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبي انجام دهند
    .
    ايشان خرید مجله شماره 3 کشتی کج iwe را بزرگترين ثروت!! و پشتوانه نظام کنونی و ادمین وقت انجمن خواندند و با اشاره به تبليغات غلط و مغرضانه عده ای مزدور و منافق پول گرفته از رستلزون بنامهای د.م - ب.ق - ع.ب - در مورد بی کیفیتی و بی هویتی این مجله را نادرست خواندند. و تاکید کردن که تمامی کاربران انجمن با تهیه و خرید پستی این ماهنامه به نشانی مشت محکمی بر دهان نجس این اشغال و بزغاله زادگان بزنند...

    ایشان افزودند: آنها با اين گونه تبليغات نادرست، ناخواسته به قدرت مردميو محبوبیت 7 اعتراف مي كنند چرا كه هيچ حكومتي در جهان قادر نيست ظرف 10 ساعت!!! چنين بسيج عظيم کاربری را انجام دهد و 5 هزار کاربر!!!!! را به خيابانهای منتهی به اسرار توحید بكشاند.

    این عزم و اراده باعث شد که یکی از منافقان انجمن بنام ن.07 از کرده خود پشیمان شود و با زدن تاپیک مرا حلال کنید!!! از کاربران با تقوا .با نماز و با فترت عذر خواهی نماید....

    این عزم و اراده باعث شد که دیگر از فردای بعد از اعتراض ملیونی راهپیمایان دیگر در تاپیکها شاهد بی نظمی و اسپرم های بی مورد نباشیم...و خیلی زود مفسدان و عواملی که بدست دشمن تحریک شدن زودتر از کرده خود پشیمان شوند و از شب شیشه ای ها و تاپیک سریالی ها و اپلود رویال رامبلی ها دست بکشن و اعلام بخشش از کاربران انقلابی انجمن کنند...

    ایشان در بخشی از سخنان خود با انتقاد از چند تن از اعضای لباس شخصی گروه 7 بخاطر گوش دادن به موسیقی های غربی و انجام رقص های موزون در هنگام عملیات والفجر تاکید کردن:

    نباید پای موسیقی های غربی و گوش خراشی همچون metalica یا sistem of down یاkorn وو... در هنگام عملیات کشیده شود و باید مردان لباس شخصی در هنگام عملیات فقط و فقط اهنگهای ترانس مثل atb یا oceanlab و...گوش بدهند...البته گوش دادن به موسیقی ایرانی مجاز هم مانعی ندارد..!!

    سید ابوالفضل نصرا... در بخشی دیگر از صحبتهای خود در مورد برترینهال سال انجمن به توضیحاتی پرداختن که در هنگام این توضیحات فریاد های ای رهبر ازاده اماده ایم اماده و وای اگر نصرا... حکم جهادم دهد سر دادند...

    ایشان در این سخنان از سالم بودن و بی غرض بودن انتخابات صحبت کردن و افزوندن ...به هیچ وجه نباید دشمنان و فتنه گران انجمن به انتخابات سراسر سالم برترینهای سال خرده بگیرن و بگویند انتخابات تقلب بوده... یک منافق حزب توده ای بنام پ.گ در بخشی از انجمن از منافقی سوالی پرسیده که بنظرت تو انتخابات امسال تقلب نشده که این فرد که اتفاقن از اعضای سابق 7 بوده در جواب حرف این منافق حزب توده رو تایید کرد...

    ایشان گفت :
    آیا مگر میشود انتخابات به این سالمتر در انجمن یا در جایی پیدا کرد..

    ایا مگر میشود جایی رو پیدا کرد که یک کاربر با 4 ماه عضویت تمام رای هاش به یک نفر باشد و آن وقت به ایشان خرده بگیریم که چرا تو رای هات فقط به یک نفر رای داده ای؟

    ایا مگر میشود به کاربری 3 ماه عضو شده گفت رای نده ...مگر ان کاربر ادم نیست ...

    اینکه کاربران بیشتر عملکرد 1 ماهه اخیر دوستانشان را نگاه میکنن و رای میدهند این تقصیر ماست ؟باید به انها بگوییم دمشان گرم که اینگونه رای میدهدند!!!!

    کاربری فردای انتخابات به من گفت که همون رایی که تو بندازی توصندوق اون میشه برترین های سال... من گفتم مگر میشود دست من تمام رای ها رو نشانه بگیرد؟ به او توضیح دادم شاید در انجمن ها و کشور های دیگه انتخاباتشان اینگونه باشد که رهبرشان رئیس جمهور و وزیرانش رو انتخاب کند اما در انجمن ما اینگونه موارد پیش نمی اید چرا که ما ملتی انقلابی و مهمتر از همه اسلامی هستیم...!!


    کاربری معتبر که خیلی وقت است در جبهه های نبرد غائب است و به گفته خودش به حق خودش نرسیده در محفلی خفا از نظام کنونی انجمن انتقاد کرد و بیان کرد که طلایی شدن کاربران و مدیر شدن کاربران 4 ماه عضو شده ظلم اشکار در حق کاربران حقیقی و قدیمی و زحمتکش انجمن است......

    من باید به ان کاربر برسانم که مشت ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید! کاربری که طلایی یا مدیر شده بی شک به پاس زحماتش بوده و شبها و روزهای طولانی در هنگامی که منو و تو در این مرز و بوم چمبره زده بودیم به مال و اموالمان این جوانان کار میکردن و درخت این انجمن رو پربار نگه میداشتن....

    حضرت سید ابوالفضل نصرا... در گوشه ای دیگر ازر صحبتهایشان به ترغیب کاربران به فعالیت بیشتر در انجمن پرداختن و انها رو تشویق کردن که هر چه در توان دارند برای موفقیت انجمن انجام دهند تا خاری شود و برود ته چشم منافقان و مخالفان انجمن...

    ایشان هک شدن یک انجمن کشتی کج ایرانی رو هشداری برای انجمن iwe خواندن و خاطر نشان شد : ما هم از این انجمن درس بگیریم و نگذاریم این بلا سر ما بیاید... ما میتوانیم با گذاشتن رورانه 400 خبر اختصاصی و فقط بحث های متفرقه و خارج از سیاست پیش بریم و مبادا خدای نکرده بحث رهبری و ولایت فقیه گروه 7 را در انجمن پیش بکشیم که اینکار همونطور که در کتب اسمانی امده هم مکروح است هم حرام!!!!

    ایشان هک شدن انجمن بقلی و دوست ادمین وقت رو امری طبیعی دانستند و گفتن در انجمن هایی که 2 روزه تاسیس میشوند و اقدام به کاربر جعلی و کاربر دزدی میکنن این امری طبیعیست چرا که دشمن با اقدامات زیر زمینی که با وزارت اطلاعات میکنند انها رو قلع و قمع میکنن و انها نمیفهمند از کجا خوردند!! ...

    ایشان از حسن نیت mak کاربر صفر این انجمن و ادمین وقت!!! یک انجمن دیگر مراتب تشکر رو اورد...

    ایشان در پایان این مراسم ب.م و ک.پ رو بخاطر سرپیچی از قوانین و زیر پا گذاشتن مسائل دینی و مذهبی خلع لباس نمودند و دستور دادند این 2 عضو لباس شخصی به زندان کهریزک انتقال داده شود...

    و طی حمکی برادران ارزشی رسول پاراتوفکت - زی زی تزار - زه گریت وان به لباس شخصی های 7 پیوستند تا در خفا و سکوت خودشان بزنن خار منافقان رو لوله کنن!! ...

    رهبر انقلاب انجمن در پايان سخنانشان با تجليل دوباره از بصيرت و آمادگي ملت عزيز ايرانwwe افزودند:


    در پرتو نَفَس گرم امام هامون راحل عظيم الشأن و فداكاري شهيدان گرانقدر انجمن، (((مردم و حكومت)))، در اين انجمن بزرگ يك حقيقت واحد به شمار مي روند و همه مسئولان از جمله اينجانب، فقط قطره هاي كوچكي هستيم در اقيانوس عظيم انجمن و همگی شما رو به توحید دعوت میکنم......
    ایشان در پایان همه کاربران رو اماده باش قرار دادن برای راهپیمایی یوم ا.. 22 بهمن 1388 روز پیروزی خون بر منافق..


    والسلام....



صفحه 4 از 57 نخستنخست ... 234561454 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. توضیح المسائـــل دینی
    توسط KANE در انجمن تاریخ ایران و جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 06-14-2010, 10:32 PM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05-17-2010, 03:21 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-06-2009, 07:32 PM
  4. *(قابل توجه آقایان) بحث اجتماعی(قابل توجه بانوان)*
    توسط arman در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 09-28-2008, 12:49 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد