سلام من تصمیم گرفتم که چند داستان آموزنده را با عنوان کلید اسرار براتون بنویسم که خیلی داستان های زیبا و آموزنده ای هستند.البته این داستان ها را خودم نگفتم از روی یک کتابی که از دوستم گرفتم براتون مینویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.
کلید هایی در مورد خداشناسی و معجزه های دعا:
این داستان آموزنده را بخوانید شاید خیلی از جواب سوالاتتان را بتوانید پیدا کنید.
مردی به آرایشگاه رفت تا آرایشگر موهایش را کوتاه کند آرایشگر مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد درباره موضوعات مختلفی تبادل نظر کردند تا موضوع گفتگو به خدا رسید.آرایشگر گفت:من ابدا به خدا اعتقاد ندارم!!!!!!!! مشتری پرسید:چرا اینگونه فکر میکنی و عقیده داری؟
آرایشگر گفت:کافی است پایت را از اینجا بیرون بگزاری و به خیابان بروی تا دریابی که خدا وجود ندارد به من بگو اگر خدا وجود دارد چرا این همه آدم های مریض در دنیا است؟اگر خدا هست وجود این همه کودک آواره به چه معنی است؟اگر خدا هست پس نباید رنج و مشقتی وجود داشته باشد من نمیتوانم تصور کنم خدائی که همه را دوست دارد اجازه دهد این وضعیت ادامه داشته باشد مشتری لختی فکر کرد ولی نخواست جوابش را بدهد مبادا مشاجره ای در بگیرد بعد از اتمام کار وقتی مشتری آرایشگاه را ترک کرد درست همان لحظه مردی را با مو های بسیار بلند و ریش های بسیار کثیف دید مشتری به آرایشگاه برگست و به آرایشگر گفت: آیا میدانی که در دنیا ابدا آرایشگری وجود ندارد؟؟؟؟؟آرایشگر گفت:چگونه چنین ادعائی میکنی در حالی که من اینجا هستم و همین چند دقیقه ی پیش موهای تو را اصلاح کردم !!!!!!!!!؟؟؟؟
نه مشتری ادامه داد:آرایشگری وجود ندارد چون اگر وجود داشت آدمی با آن شکل و شمایل با اپآن مو های بلند وجود نداشت و اشاره کرد به همان مرد کثیف که حالا داشت از مقابل آرایشگاه عبورمیکرد.آرایشگر گفت:نه من وجود دارم چرا آن مرد پیش من نمیاید؟؟؟
(دقیقا همین طور است)مشتری تایید کرد و نکته ی مهم هم همینجا است.خدا هم وجود دارد دلیل وجود این همه مصائب آن است که مردم به سوی خدا نمیروند و دنبالش نمیگردند.







آرایشگر گفت:چگونه چنین ادعائی میکنی در حالی که من اینجا هستم و همین چند دقیقه ی پیش موهای تو را اصلاح کردم !!!!!!!!!؟؟؟؟

پاسخ با نقل قول




علاقه مندی ها (Bookmarks)