بابا مثلا نقد حاجیه ها
نقداتون تموم شده؟؟؟
حداقل یه اظهار وجودی بکنین بابا!!!

بابا مثلا نقد حاجیه ها
نقداتون تموم شده؟؟؟
حداقل یه اظهار وجودی بکنین بابا!!!

سلام
والا از حاج ابولی چی بگم موندم !!
یادش بخیر ، اون اوایل که حاجی بیشتر نت میومد
چندین بار منو وصال رو اشتی داد به خاطر کل کل هایی که تو انجمن داشتیم.
بعضی وقت ها تو یاهوو داستان تعریف میکرد واسمون ( داستان وبش که از کجا شروع شده و چرا اون جوری شد ، داستان چشم چرونی داداششو ... )
من حاجی و میرعلی رو بارها گفتم که مثل برادر بزرگتر دوسشون دارم .
-------
بار ها حاجی گفته که دوران ما دیگه تموم شده !!
اخه خواهر من ، عزیز من چرا دروغ میگی !!![]()
1- خودت وقتی نمیخوایی بیایی انجمن ، چرا هی میندازی گردن عوامل طبیعی !؟
2- میگی ما نسل اولی های انجمن دورمون تموم شده ، چرا اخه ، من و ارمان هم که برای اون نسل اولیم، میرعلی ( ر ه) میفرماید : " عرفان قدیمیترین کاربر فعال انجمن است "
حالا من هیچی چند وقت دیگه رفتنیم ولی ارمان که هست !
کسایی مثل سینا و ... هستند هنوز.
به خدا بودن و پست دادن کسایی مثل خودت و میرعلی و بهادی و اون بهنام گوربگوری خیلی خوشحال کنندس بری بچه های دیگه.
در هر صورت ، اگه تا چند وقت دیگه تو انجن بودی و حتی اگه خدا نکرده نبودی ، یوزرت ، پستات ، خاطرهای قدیم تو قلب ماس.
ادامه رفقتمون رو خارج از این فضای انجمن باید ادامه بدیم.
قربانت
فعلا ...
ابولفضل یکی از اون پیر پاتال هایی هست که بعد از دوران کهولت در انجمن ثبت نام کرد. بر عکس خیلی از ما ها که در ابتدای نوجوانی این جا اومدیم و الان جوانان برموند این مرز و بوم هستیم; ابولفضل شخصیتش قبل از این حرف ها شکل گرفته بود. البته تغییراتی هم کرد در این دوران:
در ابتدا, ابولفضل زیادی پند و اندز می کرد. یه جوری احساس می کرد که 40-50 سالشه و یه سری طفل دورش ریختن که باید امر به معروف کنه. ولی بعد از مدتی فهمید که نه بابا... از خودش مسن تر هم در این جمع هست و اون اکابر از این طفل ها نیاز بیشتری به تربیت دارن. در نتیجه شگردش رو عوض کرد و سعی کرد یه جوری به این نونهالان جو گیر درس ادب بده که غرور جوانیشون مانع قبول کردن واقعیت نشه.
کلاً در اون اوایل خودش تک و تنها می یومد یه پست و چهار تا خاطره می داد و اخرش هم پیام بهداشتی ضمیمه ش می کرد; بعد می رفت دو تا تاپیک اون ور تر, اون دو نفری که سر تنبون جان سینا دعوا می کردن رو اشتی می داد. یه جوری مثل مربی مهده کودک شده بود. که همین باعث شده بود بعضی از اطرافیانش برای اومدن به یه انجمن کشتی کج سر زنشش کنن.
ولی بعد از مدتی, برومندان انجمن هم زبون باز کردند و هر کسی برای خودش صاحب نظر شد و همین باعث شد که ابولفضل به جای تک نویسی, هم نویسی کنه. حالتی که خودش هم ترجیح می داد, چون باعث نمی شد که با خودش فکر کنه: " من واقعاً چرا این جا دارم وقتم رو تلف می کنم؟"
البته خیلی وقت ها حرف از نیومدن به انجمن و خداحافظی از نت می زنه. ولی نمی دونه که اینترنت مثل تلوزیون هست. مگه می شه ادم به کل تلوزیون نبینه؟ نه... حتی وقتی هم که خیلی مشغله داشته باشه, حداقل اخبار یا اون فیلم ها که نیوشا ضیغمی توش هست رو دیگه نگاه می کنه.
اینترنت هم دقیقاً مثل تلوزیون... شاید مشغله باعث بشه کمتر بهش سر بزنیم. ولی صد در صد مانع سر زدن به دوستان قدیمی مون تو اسرار نمی شه!
در کل من خیلی دوستش دارم و خیلی چیز ها به بنده یاد داده. امیدوارم که تا سال های سال در این جمع بمونه و چراغ محول دوستاش رو روشن نگه داره.
ممنون.
موفق باشین.

در نقد حاج ابوالفضل فقط يه جمله ميتونم بگم:
The Best There Is The Best There Was & The Best Ever Will Be
....

بسم الله الرحمن الرحيم...خدايا به اميد خودت!!
والا آخه من چي بنويسم راجع به حاج ابوالفضل...همه حرفا رو بچه ها مخصوصا برادر بابك و داش سيناي سالار زدن و لپ كلام رو هم كه حاج پويان زد...خوب من الان هر چي هم بگم تكرار حرف بچه هاست...ولي خوب به احترام حاجي كه بزرگ و آقاي ماست مينويسيم...
خوب داش ابوالفضل از كجا شروع كنم...؟ بذار از سرگذشت خودم بگم...خوب من اون اوايل گرچه مثل بقيه كاربران آماتور! دنبال اسپرم ول كردن و بالا بردن تعداد پستام بودم،ولي بيشتر از همه تو رفتار و كردار بقيه كاربرا دقيق شده بودم و دنبال يكي مثل خودم ميگشتم...مدتي هي از اين تاپيك به اون تاپيك چرخ ميزدم و ضمن دادن 4 تا پست مرسي و ممنون و دستت طلا و "رمت گرم خيلي دنبال فلان چيزي كه برا دانلود گذاشتي ميگشتم"!!! و اين حرفا،دنبال گمشده خودم ميگشتم...
تا اينكه خيلي زود سوراخ دعا! رو پيدا كردم...اسرار التوحيد في مقامات ايران wwe!...از اسم تاپيك متوجه شدم زننده تاپيك با بقيه فرق ميكنه و بايد فردي با ويژگيها و روحيات منحصر به فرد باشه...خوب حدس من درست بود...اولين چيزي كه توجه من رو جلب كرد قدرت نويسندگي و قلم بي نظير و توانايي بالاي طنز نوشتن حاج ابوالفضل بود...ابوالفضل به معناي واقعي كلمه "طنز" مينوشت...يعني تلخي ها و نكات و انتقادات رو خيلي حرفه اي و هنرمندانه در قالب طنز بيان ميكرد...و اين كار هر كسي نيست...طنز با مزخرف و ك.سشر نوشتن فرق داره...هر كسي ميتونه 4 تا چرت و پرت سر هم كنه و بگه آره من يه چيزي نوشتم كه خنده داره...ولي طنز اينطور نيست و در خودش دنيايي حرف داره...ابوالفضل بسيار عالمانه و با ظرافت مي نوشت...به موقعش طنز،به موقعش جدي،به موقعش پند و نصيحت و به موقعش هم يه ذره ك.سشر برا نمك مضاعف كار!!
من شروع كردم به خوندن پستاي ابوالفضل تو همه تاپيكها...قديم و جديد...البته اون موقع ها حاجي خيلي فعال بود و رد پاش همه جا پيدا ميشد...هر چي بيشتر پستهاش رو خوندم،بيشتر پي بردم كه اين آدم كل يوم تو يه level و فاز ديگه اس و با بقيه فرق داره...روحيه شوخ و باحال و گرم و سرزنده و با طراوتي كه همه جا داشت به شدت من رو جذب كرد چون خودم هم ذاتا همينطور آدمي هستم...من اگه از دوستام هم بپرسين به شوخ و گرم و اهل حال و پايه بودن معروفم...برا همين خيلي سريع اين روحيات ابوالفضل من رو جذب كرد و اين اولين جاذبه ابوالفضل براي من بود...
همينجا براي بار nام ميگم كه ابوالفضل بدون شك اگه دنبال نويسندگي بره به جاها و مقامات بسيار بالايي ميرسه...و اگه نوشتن طنز بدون خط قرمز تو مملكت ما مجاز بود ايمان دارم مطالب ابوالفضل تو ايران جزو پرخواننده ترين ها و پرفروشترينها ميشد....اينا اغراق نيست چون من سايتهاي خبري زيادي رو سر ميزنم و واقعا خيلي خيلي كم و به ندرت مطلب طنز سياسي و اجتماعي ديدم كه به پاي پستهاي حاجي برسه...خوب صحبت كردن از قدرت نويسندگي حاجي تكرار مكرراته و همه هم به اين قضيه واقف هستن پس ازش ميگذرم...
دومين خصوصيت بسيار مهمي كه باعث شد ارادت از صميم قلب به ابوالفضل پيدا كنم،اين بود كه ميديدم بر خلاف خيلي ها،ابوالفضل دغدغه دين داره...ابوالفضل مثل خودم دلش ميگيره و خون ميشه از رسوايي ها و دزدي ها و جنايتهايي كه به اسم شيعه انجام ميشه...ولي با همه اين حرفا اعتقاداتشو ول نميكنه...خيليها با ديدن وضع جامعه از دين زده ميشن...ولي ابوالفضل نه...ابوالفضل با اون "علي مع الحق و الحق مع علي" كه تو امضا و آواتارش گذاشته بود دل من رو برد...و خيلي خيلي خوشحال شدم و از ته دل افتخار كردم كه يكي با اين اعتقاد قوي و عشق به معصومين و مخصوصا اميرالمومنين تو اين فروم هست...خلاصه كه اينجا بود كه فهميدم گمشده من هيچ كس نيست جز ابوالفضل...و روز به روز به اين قضيه مطمئن تر شدم...
از خوصوصيات ديگه اي كه ابوالفضل داشت و خيلي توجهم رو جلب كرد،درك تحليلي قوي و بالاي حاجي تو روانشناسي افراد و جامعه بود...گرچه ابوالفضل اكثرا در قالب طنز و مطالب خنده دار مينوشت،ولي دقت كه ميكردي مي ديدي چقدر ظريف و دقيق به عمق مسائل نفوذ ميكنه و نكات مثبت و منفي رو ميكشه بيرون...و مويد اين قضيه اعتراف خيلي از بچه ها بعد از اينكه ابوالفضل نقدشون ميكرد بود كه بعضا تعجب ميكردن از اينكه چطور ابوالفضل از لابلاي 4 تا پست پي به عمق صفات و خصوصياتشون برده و دقيق و قشنگ اون صفات رو به نقد كشيده....خوب من از اين نصيحت ها و پند و اندرزهايي كه حاجي ميكرد همونطور كه داش سينا هم گفت خيلي چيزها ياد گرفتم...و الحق كه از اين نظر حاج ابوالفضل خيلي خيلي از سنش بيشتر ميفمه و فوق العاده پخته و با تجربه و سرد و گرم چشيده نشون ميده...و شايد يك دليلش سر و كله زدن روزانه با همه اقشار مردم تو قناديشون هستش...
ويژگي ديگه ابوالفضل،تاكيد هميشگي و مداومش بر ايجاد و حفظ برادريها،رفاقتها،صميميتها و دوستي ها و نگه داشتن احترام همديگه بود كه اينم با روحيات ذاتي خودم مطابقت كامل داشت...و البته بعد از آشنايي با حاجي اين خصوصيت خيلي در من شدت گرفت...به خاطر همين ويژگي بود كه به قول داش سينا،ابوالفضل در اكثر درگيريها و سوء تفاهم ها ورود ميكرد و سعي در آشتي دادن و ختم غائله ها داشت...هر چند شايد بعضي وقتا به خاطر همين خصوصيتش به دخالت در مسائل متهم شد و حتي كاسه كوزه ها هم سرش شكست و گفته شد زير سرش بلند شده و داره ميتازونه!!!!...در صورتي كه بنده خدا ابوالفضل فقط ميخواست رفاقتها و صميميتها به خاطر يكسري بچه بازيها و رفتارهاي كودكانه و سوء تفاهم هاي بيخود و دعوا سر بي ارزش ترين و سطحي ترين مسائل از بين نرذه...علي اي حال،اين خصوصيت حاجي هم به قول معروف شهره عام و خاص هستش و ازش ميگذرم...
نداشتن غرور و تواضع و خاكي بودن خالصانه هم از صفات بسيار زيبايي بود كه تو ذات ابوالفضل بود...ابوالفضل فرقي بين كاربر با شونصد هزار پست و كاربر با يك دونه پست نميذاشت...به قول خودش نميتونه در جواب سلام،عليك نگه...و اين خيلي زيبا و قشنگه...منم مثل حاجي،بر خلاف بعضي از بچه ها نميتونم وقتي كسي اظهار محبت ميكنه،چيزي نگم و سنگين و سرد برخورد كنم...البته درسته كه دنياي مجازي هست و اين حرفا و بچه هايي مثل داش سينا كه خيلي زود گرم نميگيرن،صد در صد دلايلي دارن كه محترمه،ولي من موافقشون نيستم...يك دليلش مي تونه اين باشه كه تا به حال مورد منفي خاص و مهمي نديدم از كسايي كه باهاشون گرم گرفتم...البته جاي اين بحث اينجا نيست برا همين از اينم ميگذريم...
اصلا خاكي و افتاده بودن از نام كاربري ابوالفضل هم هويدا بود...يك نام كاربري ساده،بي ريا،صميمي و خودموني كه انسان رو به خودش جذب ميكنه...ابوالفضل فوق العاده انسان خونگرم و با محبتيه و چون دل به دل راه داره،اين محبت و خونگرمي كه از اون عمق دلش ميجوشه،هر كسي رو جذب خودش ميكنه...از قديم هم گفتن حرفي كه از دل برآبد،لاجرم بر دل نشيند...حرفها و پستهاي ابوالفضل هم برا همينه كه دلنشينه و خوندنش لذت بخش و آرامش بخشه...
ابوالفضل ادا در نمياره،نقش بازي نميكنه،خودش رو نميگيره و با تكبر و خودبزرگ بيني حرف نميزنه...ابوالفضل همينيه كه هست،نه بيشتر و نه كمتر...ابوالفضل مثل يك آينه يا مثل يك آب زلال مي مونه كه وقتي باهاش صحبت ميكني،انگار داري با خودت صحبت ميكني...اگه از ابوالفضل چيزي بخواي،حالا كمك و مشورت يا هر چيز ديگه اي،دريغ نميكنه...ابوالفضل هميشه احترام همه رو نگه ميداره...ممكنه تو پستهاي طنزش خيلي چيزها بگه و تيكه بندازه،ولي ته دلش هيچي نيست...لپ كلام اينكه،غرض و مرض نداره...
اعتبار و شخصيت بزرگ ابوالفضل هم خيلي توجه من رو جلب كرد...حرف ابوالفضل رو همه روش حساب ديگه اي باز ميكنن و بعضي وقتا فصل الخطاب ميدونن چون تجربه و اعتبار داره...چون از رو باد معده نمياد يه شعري بگه و بره...چون هر جمله اي كه ميگه قبلش روش فكر كرده،ارزيابي كرده،موقعيت رو سنجيده،شرايط رو بررسي كرده و بعد به زبون آورده...اين بود كه همون اوايل رفتم دنبال سابقه ابوالفضل و ديدم بعله،حدسم درست بوده و اين ابوالفضل،همونيه كه صاحب وبلاگ "ابوالفضل باتيستا" بود و من قبل عضويت تو فروم،بعضي وقتا بهش سر ميزدم و از خوندن مطالب قشنگش لذت ميبردم...بعدا كه با وبلاگ "كافه سنتي دوستان" آشنا شدم،خيلي از ابعاد شخصيتي و خصوصيات ابوالفضل برام بيشتر باز شد...و حقيقتا هم لذت بردم و هم تاعجب كردم از اينكه ابوالفضل چطور همچين جمع صميمي و دوستانه اي رو تونسته تو دنياي مجازي بوجود بياره...آدماي اون وبلاگ،دوستيشون از سطح نت خيلي بالاتر بود و يه جورايي همديگه رو محرم همديگه ميدونستن و از جيك و پوك هم خبر داشتن و ابوالفضل هم با چند تاشون از نزديك چند بار ملاقات كرده بود...اين توانايي درست كردن يه جمع صميمي هم يكي ديگه از اون تواناييهاي و شاهكارهاي ابوالفضله كه هر كسي نداره...
نكته خيلي جالب بعدي،اين بد كه دوستان و رفيقا و آدمايي كه ابوالفضل باهاشون بيشتر ميپريد هم همه عين خودش بودن...بچه هاي به شدت كاردرست و سالاري مثل معين مددي و هادي...كه براي هر كدومشون يه طومار بايد نوشت در مدح ويژگيهاي مثبت و زيبايي كه دارن...خوب ميگن اگه ميخواي كسي رو بشناسي،به رفيقاش نگاه كن...ما كه خود ابوالفضل رو شناختيم چه گوهريه،ديديم از طريق رفيقاش هم كه وارد بشيم باز به همون آدم كاردرست و جواهر مي رسيم...واقعا جالبه...
اما به عنوان نكته آخر،يه كم از ابوالفضلي بگم كه از نزديك تو ميتينگ پارسال ديدمش...خوب پارسال من بيشتر از همه،به عشق ديدن ابوالفضل به اون ميتينگ رفتم...و خيلي جالبه كه همين ابوالفضلي كه اينجا معمولا پرهياهو هستش و پستهاي طوفاني ميده و تيكه هاي قشنگ و ظريف ميندازه،اون چيزي كه من از نزديك ديدم آدمي بود خيلي محترم،آروم،كم حرف و با حيا...يعني تقريبا بر خلاف چيزي كه از خوندن پستهاش به ذهن آدم متبادر ميشه...البته اون ويژگي خاكي و افتاده بودن و زلال و خونگرم بودن و با صفا و ساده و خالص بودن رو دقيقا داشت...ابوالفضل از اون آدمهاست كه به قول معروف ستاره دارن و بقيه جذبشون ميشن...به طوريكه حتي پسر دايي من كه آدم يه كم يبس و كم حرف و خجالتي هستش،ابوالفضل باهاش طوري رفتار كرد كه جذب صفا و صميميت ابوالفضل شد و بعد ميتينگ خيلي ازش تعريف كرد...البته كافي بود سر صحبت رو با ابوالفضل باز كني و اونقت ميبيني مثل پستهايي كه ميده،ميتونه خيلي قشنگ و شيرين و به صورت بداهه،طنز آميز صحبت كنه...يعني ميخوام بگم ويژگي شوخ بودنش رو كاملا داره،ولي مثل فروم زود رو نميكنه،ولي اگه پاش بيفته همونطور مثل فروم برات مثل بلبل چه چه ميزنه!!
راجع به اينكه داش ابوالفضل ميگه نميتونه نت بياد و اين حرفا هم تو پروفايلش بهش گفتم...داش ابوالفضل به خدا خيلي ها مثل من فقط به عشق تو و امثال تو ميان...منكر اين نيستم كه وقتي با خانومت رفتي زير يك سقف،تو اين مملكت بهشت!! و گل و بلبل بايد صبح تا شب براي نون در آوردن بدويي اينور اونور مثل بقيه مردم،ولي خدايي ديگه هفته اي يكي دو ساعت ميتوني بياي نت،و همين زمان هم براي دادن يكي دو تا پست كافيه،و ما هم به عشق همون يكي دو پسته كه هنوز ميايم به فروم...داش سينا هم به قشنگي گفت كه نت اومدن مثل تلويزيون ديدنه و حرفي رو باقي نذاشت...
خوب خيلي طولاني شد....و تازه بيشتر از اينها ميشه نوشت و اين مختصري كه من نوشتم تازه با توجه به رفتار حاجي تو فروم بود و الا اگه باهاش از نزديك ميبودم خيلي بيشتر ميشد نوشت...به هر حال الان به ذهن من بيشتر از اين نميرسه...و به عنوان جمع بندي بايد بگم واقعا از ته قلب ميگم تو اين دوره و زمونه،جواهراي خالصي مثل داش ابوالفضل و داش معين مددي و داش هادي كم پيدا ميشن...آدمهايي كه من هيچ نكته منفي توشون نديدم و هر چي ديدم فقط كاردرستي و صفا و باحالي و معرفت و مرام و محبت و ايمان ديدم...قدرشون رو بدونيم،قدرشون رو بدونيم و قدرشون رو بدونيم...باز نشه مثل اون سال كه همه بچه ها زير امضاهاشون زده بودن "Abolfazl please return" و از اين حرفا...نياد وقتي كه حسرت بخوريم چرا قدر ابوالفضل رو ندونستيم...
داش ابوالفضل،اگه ما رو قابل بدوني،ما كه برادر نداريم،ولي تو رو به عنوان برادر بزرگمون از ته قلب دوست داريم...و باز هم ميگم من به هامون مديونم چون اين فروم باعث شد برادري مثل ابوالفضل پيدا كنم....
داش ابوالفضل ايشالا به حق همون اميرالمومنيني كه نام زيباش تو آواتار و امضاته،زندگي سراسر با سلامتي و موفقيت و عزت و سر بلندي در كنار خانم محترمت و خودنواده عزيزت،حاج آقا حشمت،مادر مهربونت و داش ممد هوگن سالار داشته باشي...اميدوارم تا آخر عمر،تلفني هم كه شده رابطه ام باهات قطع نشه و سعادت داشته باشم در خدمتت باشم...
راستي عروسيت هم مبارك!! شاباش ما رو هم به حاج حشمت بگو بذاره كنار،چون تو فكرشم برم رقص باباكرمم!!! رو تقويت كنم تا 27ام تو عروسيت بتركونمايشالا زنده باشيم تا 27ام ميايم خدمتت داداش...چاكرتيم.
زياده عرضي نيست...
يا علي...
2 کاربر مقابل از Goldberg The Man عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Amin-Hunter (01-09-2011), The Survivor (01-08-2011)
به نقد حاج ابوالفضل (چراغ انجمن)
آقا من 1 طرفي نقدي نداشتم از طرفي هم دلم نيومد پست ندم
حاج ابولي* هميشه الگوي ما تو انجمن بوده ولي ما هيچ وقت نتونستيم عينه ايشان
*باشيم اولين باري كه تو ياهو چت كرديم
هي خجالتم ميداد
نميدونستم چيكار كنم
يك حرفايي ميزد بايد ميبودي و ميديدي ؟*
اينايي كه گفتم چه ربطي به انتقادداشت؟
![]()
در كل انتقادي ندارمو نميتونم داشته باشم حاج ابوالفضل ايس د بست*
تمام حرفات درسته ...این تاپیک یه مدت انشالا بسته بشه و بعد مدتی کاربران نسل های جدیتر نسل فعلی رو نقد کنن...نوشته اصلی توسط Ħ д † ε Ð
اگه میبینی با کسی مثل قدیما زود خو نمیگیرم ..بزار به حسالب کم فعایتیم و نشناختن ...الان روزانه چندین کاربر اضاف میشن از چپ و راست میاد...ماشالا یسری شیرین عقل مثل رسول توف مدام نام کاربری عوض میکنن و نمیشناسمشون...نسلها نوجونتر و جدیدتر شدن..نمیان سمتون که بریم سمتشون...
داش بابک فتال بی کپی مرتضی گادفادره منشوری انجمن یه نمونه نسل جدیدیه اما دلی داره مثل دریا ...اومد همه چیشو ریخت تو دایره و بامون گرم شد مثل امثال زه گریتون و ... نیست که 1 ساله هستن اما اسمشونم نمیدونم..چرا ؟ چون نمیان سمت ما ..یا خجالتین یا اینطوری راحتترن!!
حسین مرجان کیه چه اسم باحالی..سوجش کنیم![]()
اینکه که میگن نقد قدیمی ها..شما بیبن نقد مثلان سینا فکر کنم شیش 7 نفر شدن..در حالی که ما حامد.ارمان.عرفان.ساسان.هامو ن.و خیلی ها دیگه هستن که میتونن بیان اما زحمت نمیدن!!
از جدیدا انتظار نداریم اما قدیمیا چرا نمیان؟ خوب همین مکیشه ما هم باید بریم کنار دست هادی ها و معین ها...ما با نسل قدیم بزرگ شدیم ..خو گرفتیم..سوختیم...ساختیم..دعو کردیم..خندیدیم...زدیم..ری دیم ووو.و برامون سخته که الان باید بدون اینها سر کنیم...شدیم فرزند طلاق تو انجمن!!!اگه سینا شما علی ها وساسی و عرفان و ارمانووو یسری دوست جدید بامرام مثل بابک .امید . ووو... نباشن نمیتونیم بیایم!!
ما تیکه مینداختیم اما از دلشون در میووردیم...رعایت حال طرفو میکردیم...یواشکی بهش پخ میدادیم اخوی ناراحت نشی ..دلمون نمیاد کسی رو برنجونیم..همین الان بخاطر اینکه تو یه تاپیکی یه نفرو شستم ناراحتم دلم میخواد از دلش در بیارم...
داش ارمین باهات حال میکنم از هم ردیفای سیا سی ماییی...یه روزی انشالا با هم میریم کهریزک!!!
----------
اره داش پجمان جمشیدی!! ممنون از لطفت! ارسالهای من همیشه تیریه بر قلب دشمنان انجمن! اینو قبلنا بهنام بهم میگفت...چند تا ادمین انجمنهای سابق همیشه سراغم بودن یکم از فعالیت اینجا رو اونجا داشته باشم..بجز یه مدت کوتاه که با ابی بودم دیگه نرفتم چون اینجا راحتتر بودم..هم شقر تو همه انجمنها بود ..اما من بخاطر سلامت روانی هامون اینجا بودم...نوشته اصلی توسط The Shadow
قبلنا یادمه چند بار کنفرانس هم اومدم..بچه ها بزور میکشیدنمون تو بزور ازمون حرف میکشیدن!! نکته جالب اینجا بود که قبل از اومدن من همش حرفای بی تربیتی میزدن من که میومدم یهو با ادب میشدن..میگفتم بابا ما هم از خودتونیم!! کمیته ای نیستیم!
در مورد قدیمها خوب جوونتر بودم و کمی وقتم ازادتر ..اما الان صبح کله خروس میرم شب 9 به بعد میام خونه! با تمام خستگی بخاطر عدات و همون همه نویسی که سینا گفت بخاطر داشتم رفقا میام خزعبلاتی در میکنم! این روش رو دوست دارم و اگه زورم نکنن تا جهان اخرت میمونم!! عرفان بارسا همیشه منو میذاشت تو رودرباسی و تیکه میندازه ابوالفضل هنوز داره نفس میکشه اینجا...خوب بابا نمیتونم اینجا رو ول کنم زور که نیست...تفریحمو میخوام اینجا به در کنم نه خیابون و پارک زوره؟
چاکریم داش پجی!
--------------
چاکریم داش امید..امید از اون بچه هاست که همیشه ازش خوشم اومده و بهم انرجی مثبت داده!! حقیقاتان امثال امید هستن که اینجا رو میسازن نه پست و مقام!نوشته اصلی توسط Omid.Taker
چی گفتم تو چت ؟ یادم نیست .ادم دروغگو کم حافظست داش!!
فداا...
----------------
نوشته اصلی توسط FATAL B
منم احساساتی شدم..بابا داش بابک اینقدر مارو شرمنده نکن..الان بچه ها فکر میکنن من بهت میگم اینقدر ازم تعریف کن
همونطور که گفتم داش بابک از نسل جدیدهاییه که مثل خودمونه ...یعنی مثل منو و علی و هادی و بهنام و.... سفره دلشو باز میکنه..من از ادمایی که نیتشون صاف باشه و بام سریع چفت بشن خوشم میاد و به هر نحوی سعی میکنم بهشون به هر طریقی محبت کنم و خجالتشون بدم..داش بابک خیلی جوونه اما با جوونیش از خیلی از کله گنده ها که چند ساله باما دوستن و یه پیامک هم زورشون میاد بدن بامعرفتره...پر طاووس قشنگه به هر کس ندهندش ...!!
داش بابک بدون فقط ادم خوب خوبی ها رو میبینه!! شما خوبی و فکر میکنم کمی زیاد از حد مارو بزرگ کردی..ما لایق اینجور تعریفات نیستیم و پست هامون هم چیزی بی ارزشیه در مقابل معرفت و مرام...من جونمو واسه مرام دوستانم میدم..من همیشه مدیونه علی گلدبرگم ..چون معرفتشو اون روز تو میتینگ و اون راه دور مشهد تهران بهم ثابت کرد...
داش بابک قبلان هم گفتم شما از اینده دارهایی انجمنی حیف فقط حیف که کمی دور باهات اشنا شدم و گرنه قصه هایی خوب برات داشتم..اما با اینحال همیشه جزو تاپ لیستمی ..هر چند تاپ لیست من نزدیکه 50 نفره !!!
خدا برات بخواد چون تو برای بنده هاش میخوای ..خالص و بی ریا نمونه تو ..نمونه علی ..نمونه سینا و نمونه خیلی هادیگه!!
============
والا ما که نفهمیدیم چی نوشتی !! داش خشی! بابا فکره ما بیسوادای مدرک دیپلم ردی رو هم کن!!نوشته اصلی توسط Demon Of Destruction
رفتیم اس ام اس دادیم معنیشو از زنمون گرفتیم...میگه همش گفته بهترینه چی چی بهترینه بهترینه ویل ویل ویل
همه اینها که گفتی به خودت و جد و ابادت !! بهترین شمایید و هستید...چاکر داش سعید اسایش هم هستیم..
ممنون داش پویان عزیز ..شما گلی که گلها!!! رو میبینی...
--------
تو پست سینا توضیح دادم تا حدی ..عرفان از هم رزمان زمان ما بوده...اون زمان جوونتر بودو بازگوش!! یادش بخیر هنوز دهنش بوشیر میداد اون وقت انتظار داشت معاون کل شه!!! خبر نداره که اون سندش مادامالعمر به نام یکی دیگست!!!نوشته اصلی توسط H H H
اوایل شرو و شعف زیادی تو انجمن به پا بود ..امکاناتمون که مثله الان نبود..عشق بیشتر بچه ها اعتبار و اسپم بود ..حتی تشکر هم نداشتیم...عرفان از کسانیه که میتونه بعد از من و من ها اینجا رو زنده نگاه داره ..بنده اگه بخوام یه روز ارثمو تو انجمن تقسیم کنم عرفان ها و ساسانها رو وارثینم تو انجمن میدونم ..چون میدونم میتونن ازش محافظت کنن و به گندش نزنن!!
اوایل نوجوان بود و مثل خیلی ها عشق دعوا...منم تو سن اون زمان تو بودم عشق کله خری و بزرگی داشتم اما بعد چند سال حالا دارم به اون روزای ک..خلیم میخندم!
دوست دارم عرفان مثله پنیر!
---------
سینا دقیقا راست میگه..اوایل احساس کردم میتونم کمک حال کاربران باشم..اما بعده مدتی فهمیدم باید هم نوا باشم و منم بببینم دردشون چیه! سال اول عضویتم تو انجمن به همون اندازه محبوبیت منفوریت زیادی رو هم داشتم ..چون چند نفرو خیلی داغ میکردم به هر دلیلی ..اما الان سعی میکنم با کج خلق ها هم بسازم..چون بهش رسیدم که واسه روان خودم بسازم نه اونها...نوشته اصلی توسط The Dark Knight
سینا من از همین پست تو یه چیز یاد گرفتم و واقعان اعتقاد پیدا کردم که نت هم مثله تلویزیونه..متاسفانه یجورایی اینترنت و این ابزار تو فرهنگ طرف ما کمی بد جا افتاده و همه بهش منفی مینگرن!! و به مثبتهاش توجه نمیکنن...روز اول وقتی به زنم گفتم زیاد میام نت ناراحت شد و خواستار دلیلش شد!! فکر کرد میام چت و این چرت و پرتا...
وقتی دقیقان بهش توضیح دادم که اصلان کاره من چیه و کجاها میرم منو به این امر تشویق کرد اما با تمام این اوصاف بهم فهموند اول زندگی بعد تفریح!!! اگه میگن نمیام نه اینکه اصلان نمیام..چرا میام ..اما همین الانش من خیلی فعال نیستم .وای بحال وقتی سرمون بیشتر گرم شه!!!
اما سعی دارم به هر نحوی شده این جمع رو زنده نگه دارم ..چون از خیلی ها شنیدم اگه نباشی اسرار و بعضی جاها بدفرم میخوابه! امیرجی بی ال به من میگه نیای تاپیک پیش بینی ستونش افتاده خوب من باید به درددل امیر گوش کنم نمیتونم مثل کبک سرمو کنم تو برف!!!
قول میدم اگه کم هم اومدم اما بیام!!
ممنونم از نقدت از داشتن دوست با کمالاتی مثل تو لذت میبرم...
--------------
داش علی شما که اینقدر همیشه به ما لطف کردی و داری و خواهی داشت..زبانمون قاطره!! در مقابلت..چرا فکر میکنی من میشم تو؟ داش علی تو تگ گوهری..نوشته اصلی توسط Goldberg The Man
داش علی خودت بگو! تو پرسپولیسی من اس اسی! من مختاری ...تو اسرائیلی!! تو پزشكی...من س یاسی! تو مایه دار ...من بی پاپاسی!! من تركیم خوبه ...تو انگلیسی!
می بینید كه هیچ سنخیتی بین ما نیست!
اما اینقدر دلهامون به هم نزدیکه که حد نداره...اینقدر که منو و علی با هم جوریم من با دوستان دیگه نیستم...چون یکیه از جنس خودم...
یه عادت بدی داریم ...اگر یه عمر ازمون تعریف و تمجید شه ولی با یه توپ و تشر تمام چاكرم مخلصام رو می ریزیم دور ...اما دوست دارم دوستانم ازم اگه انتقاد میبینن بگن..متاسفانه دوستان یا واقعان نمیبینن یا خجالت میکشن نقص های منو بگن...
این قالبه طنز رو من از هم نسوان و عموهام شاید به ارث بردم..اما در کلام اونها تمسخر دیده میشه که من اینو قبول ندارم...
خوب هممون از نطفه بوجود اومدیم..اما این غریزه ایه که خدا به هر کس میده...همونطور که خدا مرام..صداقت و بزرگی رو به علی داده ..به سینا منطق و چارچوب شناسی و بحث بی غرض رو یاد داده...به بهنام ظایع کردن !! به من هم طنز!!...
ما هم در وصف دوستان میسرائئیم..
داش علی از تمامی نقدی که در قبالم کردی منمنون..منو خیلی بزرگ داشتی...انشالا بتونم کمی از این محبتهای تورو جبران کنم..هعرچند نمیتونم..انشالا خدا سایه تورو از سر بروبچ کم نکنه که اگه نباشی منم نیستم...
بازم ازت تشکر میبکنم علی جان...
جا داره بازم ازت تشکر کنم ..لامصب!
==========
تاپیک انشالا یه مدت قفل میشه تا با صلاحدید مدیران هر وقت خواستن و اشتیاق ها بیشتر شد باز میشه...
یا علی ...
کاربر مقابل از amir-aghaei عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: The Survivor (01-08-2011)

[align=center]نقد ابولفضل عزیز نیز به پایان رسید و باید برای مدتی این تاپیک رو بزاریم تو کمد تا خاک بخوره ، بعد از چند وقت اگه دیدیم بازم بهش احتیاجه دوباره راه میندازیمش.[/align]
فعلا ...

دوستان بعد از مدتی تاپیک نقد کاربران رو فقط برای مدتی راه انداختم تا کمی روابط نزدیکتر بشه
نفرات این تاپیک رو خودم انتخواب میکنم ، پس پ.خ نزنید.
روال تاپیک رو بیشتری ها بلد هستید اما برای کسانی که بلد نیستند :
این تاپیک اینطور نیست که بیایم فقط از هم دیگه تعریف کنیم ، تو این تاپیک شخصی که مورد نظر هست رو نقد میکنید به این صورت که اگه از یک رفتار به خصوصش خوشتون نمیاد میاید میگید ، اگر فعالیتش کمه ، اگر ...
مهلت هر نفر 4 روز هست و در پایان روز چهارم باید بیاد به ترتیب جواب نقد ها رو بده.
اگر سوالی داشتید باز میتونید صفحه های قبل رو مشاهده کنید.
از همین لحظه با حفظ نظم و ادب میتونید نقد های خودتون رو شروع کنید.
تاریخ شروع : 18 دی ماه.
فعلا ...
13 کاربر مقابل از H H H عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Amin-Hunter (01-08-2011), AĦӍẪÐƦÉȤA (01-08-2011), Goldberg The Man (01-08-2011), SASAN (01-08-2011), The Last Outlaw (01-08-2011), The Shadow (01-08-2011), The Survivor (01-08-2011), amir-aghaei (01-08-2011), amirnba (01-08-2011), r v d (01-09-2011), Ð-i-R-Ť-Y (01-09-2011), Ғ Д † Д Ł β (01-09-2011)
آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم
قرمز نشوم هرگز که با ننگ بمیرم
ما هم به نوبه خودمون این حرکت انقلابی سردار سید عرفان رادان!!! رو پاس میداریم ! و منبعد مثل قدیم تمامی دوستان رو مثل توپ تانک فشفشه مینقدیم!
فقط سیدعرفان این دوستانی که تو این مدت خودشونو خوب تو چشم کردن بیار تو نقد که حافظه ما یاری کنه مثلان یکی مثله شروین دیوری رو نیار تو نقد چون سرتاپاش مشکله... ( قربون چشات بی حیا!!)
یا علی...
6 کاربر مقابل از amir-aghaei عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Amin-Hunter (01-09-2011), Goldberg The Man (01-08-2011), The Last Outlaw (01-08-2011), r v d (01-09-2011), Ғ Д † Д Ł β (01-09-2011)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)