بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 19 از 58 نخستنخست ... 9171819202129 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 577

موضوع: اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)

  1. Top | #181

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=center]خب سلام به همه ی بچه های گله فروم....امروز دیدیم سرمون خلوته گفتیم بیام یه حالی به شما بدیم...یه سفر نامه هست که گفتم بزاریم یه حالی کنید...[/align]

    [align=center]خب بسم الله.....[/align]

    [align=center]ما چند روز پیش قبل از شروع امتحانا نیاز به یک استراحت داشتیم و یهو به کلمون زد که به بابائه بگیم بریم ویلای رفیقش تو کرج.رفتیم بهش گفتیم اونم گفت ببینم چی میشه....تا اینکه 4 شنبه اومد گفت آماده شید فردا میریم ویلا..ما هم یه دمت گرم توپ بهش گفتیم رفتیم سراغ کارمون.یه چند ساعت گزشت که ننمون گفت زنگ زدم به دایی هات اونا هم میان..آقا اینو گفت ما اصلا کف کردیم..گفتیم دمش گرم میریم با پسر دایی ها هم یه حالی میکنیم....

    خلاصه فردا صبحش راه افتادیم رفتیم.بزارید یه معرفی از پسر داییام و داداشم کنم تا همه بدونن ما چه قومی بودیم

    خودم : خودمو که خودتون میدونید دیگه چطوریم
    داداشم: پسری آرام و احساسی ولی در مرحله دیوانگی غیر قابل کنترل ( طبق دعواهایی که باهاش داشتم به این نتیجه رسیدم )
    جواد: پسر دایی بزرگم که الان دیگه زن گرفته ولی هنوز مثل قدیم اهل حاله...یه نموره هم ک****خل میزنه
    محسن: این پسر داییم همسن منه...ته مرام و رفاقته...بهترین پسر داییم از نظره خودم اینه...قیافه ته مثبت ولی 7 خط به تمام معنا...این یه تنه مارو بدبخت کرد
    مرتضی : این پسر خیلی باحاله....حالا ازش میگم خودتون میفهمید...
    اسماعیل : این داییمه ولی چون سنش کمه با ما میچرخه....پسر کله خره به تمام معنا..کارایی میکنه که من میبینم خ**ه میکنم به مولا....

    خب بریم سراغ بقیه داستان...

    رسیدیم اونجا همون اول که رسیدیم یه شیشه آب رفتیم بالا روزمون باطل شد رفت ( البته بگم مسافر بودیما...) ول گشتیم تا ساعت 6-7 که دایی اسمال گفت پسرا حاظر شن بریم یه گشتی بزنیم....ما هم گفتیم دمش گرم بریم.خلاصه ماشینو برداشتیم و رفتیم...داشتیم ول میچرخیدیم که داداشم گفت بریم پارک یه صفایی کنیم..شنیدم کرج خوب مال هایی داره ما هم گفتیم آقا بریم.....

    5 نفری رفیتیم نشستم تو پارک این محسنه دیوانه هی مسخره بازی در میوورد...من گفتم محسن بیخیال شر میشه آروم باش اینجا محلتون نیست...اونم هی میگفت بیخیال بابا عشقو حالتو بکن... چند تا نیمکت اونورترم چند تا بچه افغانی نشسته بودن هی مار ونیگاه میکردن....دایی اسمال خواست بره یه حالی بهشون بده که هر طور بود جلوشو گرفتیم....همینطور نشسته بودیم که داداشم گفت پاشدی بریم اونور پارک بینم چه خبر..منم گفتم حال ندارن شما برید..خلاصه همه رفتن من موندم و محسن..نشسته بودیم تو صندلی چرت و پرت میگفتیم که یکی 2 تا از اون افغانی ها بلند شدن اومدن سمت ما....یکیشون با یک لهجه ی خیلی زیبا از ما پرسید بچه تهرانید....محسنم هم گفت آره مشکلیه؟ ( توجه داشته باشید که قیافه این داش محسن ما کاملا مثبته و اصلا به شر بودن نمیخوره..اونا هم فکر کردن این بدبخت بی خ****ه است واسه همین اومدن شاخ بازی در بیارن ) خلاصه محسن گفت مشکلیه یکیشون گفت اینجا تهران نیستا هر گهی بخواین میخورین....این بدبخت فکر کرده بود ما پپه ایم ولی نمیدونست که گیره چه کسایی افتاده.. خلاصه محسن بلند شد رفت سمتشون من همینجور نشسته بودم نگاه میکردم...محسن رفت با اون یارو چشم تو چشم کرد گفت ببین بچه ***** ما دنبال شر نمیگردیم بزا برو... من با خحودم گفتم اینا الان میزان میرن محسن هم بیخیال میشه واسه همین از جام تکون نخوردم...بعد نمیدونم اون افغانیه چی گفت که این محسن دیوانه یه دونه شمت تمیز کوبوند تو صورتش و شروع کرد به داد و بیداد..منم که همینجور مونده بودم رفتم تا جدا کنم تا اینکه یکیشون با مشت ما رو هم زد...ما هم اعصاب داغون شروع کردیم به زدن...رفیقای افغانی ها هم اومدن ولی خدایی دمه محسن گرم 1 نفری 3 تاشونو داغون کرد( 9 ساله کیک بوکسینگ کار میکنه ) تا اینکه من دیدم یکی داره نعره میزنه..برگشتم دیدم 3 نفر دارن میدون سمته ما اول گفتم بدبخت شدیم رفیقای افغانیان ...تا اینکه از طرز دوییدن نفر اول گفتم این دایی اسماله...آقا با اون سرعت دویید رفت رو نیمکت با 2 پا رفت تو سینه افغانیه ( به جانه خودم راست میگم ) من همینجور مونده بودم..خلاصه بلند شد شروع کرد به زدن که داداشم و مرتضی هم رسیدن بعد با هم زدیم لتو پارشون کردیم که اومدن جدامون کردن...

    رفتیسم خونه به کسی نگفتیم فقط به جواد گفتیم اونم گفت کاش منم میبردید یه حالی میکردم....شبم پسر داییام و دایی اسمال هم منو محسنو واسه اینکه رعوا راه انداختیم یه تنبیه حسابی کردن..یه جشن پتو خفن رو ما اجرا کردن...حالا ما اون وسط داریم داد میزنیم نامردا به من چه محسن دعوا رو شروع کرد ) فرداشم استخر رو پر کردیم رفیتیم یه آبتنی درست حسابی کردیم جاتون خالی.....

    چند تا عکس هم گرفتیم که بنا به مسائلی ( بالای 18 سال بودن ) از گزاشتنشون معذورم...[/align]

    خب آقایون فعلا....
    کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Brodus Clay (06-13-2013)

  2. Top | #182

     کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره  کاربر چهار ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    شماره عضویت
    5044
    سن
    36
    نوشته ها
    3,091
    تشکر
    17,360
    تشکر شده 14,249 بار در 1,757 ارسال
    حالت من
    Mehrabon
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1360 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    با سلام

    اول بزارین یه گلایه از اسراریها بکنم

    چیه تا وقتی ابولی بلا سرتونه مثل ریگ پست میدین ولی تا حاجی پاشو میزاره از در بیرون همه گشادیشون میگیره

    بازم دست حاج حسین و داش امید درد نکنه که نزاشتن تاپیک بمونه تو آرشیو و خاک بخوره!!

    به هر حال...

    خان دایی یه ماجرایی رو شروع کرده بود ولی به احتمال گشادی زیاد نتونست ادامشو بنویسه
    من چون اونجا هی و حاضر بودم بقیشو از زبون خودم بشنوین
    من میخوام این داستان ادامه پیدا کنه و تا جایی که بتونم بر وبچ انجمنو بکشم توش
    این طلافی داستان عرفان اسنایپر هستش که وسطا ول کرد و بیخیال شد
    پس هر کی میخواد تو داستان نباشه میتونه از الان بگه تا بعدا کدورتی پیش نیاد
    چون این داستان حال و هوای طنز خواهد داشت و با مراعات اصول اخلاقی یه کم به برو بچ تیکه وصل خواهیم کرد

    رسیدیم اونجا که بنده با ظرافت تمام ماشین درب و داغون خان دایی رو منقش به نقش حکام اشکانی و صفوی کردم
    البته نه با قلم مو و آبرنگ بلکه با فر آورده های انسانی که حاصل از خوردن لوبیا با تربچه به همراه کالباس خشک و سیر بود
    فقط نمیدونم چرا یادم نمیاد اون فرقونی که تو عکس هست از کجا پیداش کرده بودم
    علی ای حال این دو تا (ساسی و دایی) مار و آوردن صندلی جلو
    رسیدیم چالوس و عیال خان دایی رو پیادش کردیم
    خان دایی هم که عند مرام و معرفت تشریف داره الا و بلا گفت که میرسونمتون
    خلاصه یه مستراحی نگه داشت و بنده یه دستی به سیبیلام کشیدیم و راه افتادیم



    مقصد اولمون بابل بود که ساسی میخواست بره بابل معین رو به خاطر ملاخوریش سر سریال مورد لطف قرار بده
    ساسان از همون اولی که دیدم کلشو قایم کرده بود
    ولی بالاخره بنده با یه حربه عالی تونستم صورتشو یه دیدی بزنم
    کم کم داشتیم میرسیدیم به پلیس راه که به ساسی گفتم کمربندتو ببند
    ساسی دستشو برد به کمربنده ولی هر چی زور زد بیشتر بو داد
    من با یه دست پایین کمر بند رو گرفته بودم و چهارچشمی منتظر شکار بودم
    دیگه ساسی کفرش در اومده بود خم شد که ببینه کمره کجا گیر کرده ضامن کلش در رفت سر مبارکش اومد بیرون
    در همین حین خان دایی که کف کرده بود بیخیال فرمون و دنده شد و محو تماشای ساسی
    در همین حین بود که قضیه پیچ پیچید ولی ما نپیچیدیم به وقوع پیوست
    خان دایی زد دهن مهن گارد ریل بغل جاده رو صاف کرد انگار اصلا گارد ریلی نبوده!!
    این وسط فقط نمیدونم ساسی با ما چیکار کرد که به غیر از یه چهره محو تو ذهنم هیچی از قیافش یادم نمونده
    اینم تصویری که تو ذهن صاب مرده بنده منقوش شده:



    به هر حال شانس اوردیم خودرومون ملی بود و هیچیش نشد
    به هر حال باز سه نفری افتادیم به راه نزدیکیای بابل دیدیم یه یارو داره گردو میفروشه مام هوس کردیم



    ولی من جیبم 50 تومن بیشتر نداشتم،خان دایی جیباش خالی بود (و من هنوزم نمیدونم چه جوری کل مسیر رو بنزین زده بود با جیب خالی!!)ساسی هم که اصلا شلوارش جیب نداشت
    گفتیم چییکار کنیم دیدیم بهترین طعمه ساسیه
    ساسی رو انداختیم جلو و اونم یه ساسی هیتد اجرا کرد دبرو که رفتیم
    بیچاره گردوفروشه دو سه بار رفت و اون ویدئو رو دانلود کرد و آخرشم حالیش نشد چی به چی بود
    تو راه گردوها رو داشتیم میچپوندیم تو حلقمون که یهو خشکمون زد در حد ولتاژ200
    بگو کی رو دیدیم بغل جاده؟؟
    عرفان داشت پشت تابلوی ایست ممنوع میشاشید......




    تا اینجا داشته باشید
    اگه استقبال شد حتما ادامشو مینویسم
    فدای همتون

  3. Top | #183

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    شماره عضویت
    2084
    سن
    41
    نوشته ها
    2,822
    تشکر
    5,152
    تشکر شده 6,623 بار در 1,293 ارسال
    حالت من
    Mariz
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    با تشکر از همه دوستان که چرخ اسرارو می چرخونن

    همون طور که می بینن و توی امضام هم گذاشتم یه جایی رو ما وا کردیم که اهنگ توش بذاریم

    اونجا هم بیایین والبته بگم اون وبلاگ در تعامل نزدیکی با این انجمن فعالیت میکنه

  4. Top | #184

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نوکره همه آقایون....

    بچه ها من و چند نفر از دوستام یه برنامه ریختیم که خیلی برنامه خوفیه....توی فیس بوک اجرا میکنیم البته این برنامه رو.این برنامه به این صورت است که ما 3 تا گروه هستیم به نام های Cool Boyz که داداشم سرپرستیشو داره , گروه Khar Mig**m Band که تو دسته منه و یه گروه خرابکار ها که بروبچ بیا تو رپ هستن. برناممون اینه که میریم سراغ خالطورا ( رپر های 6.8 و 6.9 خون) و یه حالی بهشون میدیم.تو اولین برناممون تونستیم کامی راسکال رو 3 نفری ناک اوت کنیم و در کل آبروشو بردیم . اینم عکسی که درست کردیم :

    [align=center]( بنا به دلایل هیلترینگ لینک عکس رو براتون گزاشتم)
    http://aks98.com/images/6xzkdd4s1e48jjrgevca.jpg[/align]

    برا گرفتن پیچ گروه به من پ.خ بدید.

    اگه تو ف.ب هستید که برید Like کنید تا پرچم گروه بره بالا.اگر هم نیستید برید 2 دقیقه ای عضو شید تا با کمک هم حاله این خالطور ها و بقیه چ***ل ها رو بگیریم. اگه عضو شدید اسم من تو فیس بود Hossein Mechanic است سرچ کنید پیدا میکنید.

    دیشب هم چند تا نامه به رپر های شاخ مثل : بهرام , هیچکس , تن به 10 , علی ماد , ممس تیلور و..... دادیم که به گروه بپیوندن.باید ببینیم چی میشه.

    هر کی خواست میتونه بیاد تو گروه عضو شه راهنمایی هم خواستید به من پ.خ بدید راهنمایتون کنم.....کلن چیزه پررویی شده....

    برای رفتن به ف.ب باید از هیتلر شکن استفاده کنید....بعد عضو شید تا بتونید صفحه ای رو که لینکشو گزاشتم ببینید.

    از بچه ها هم واسه تبلیغ عذر خواهی میکنم..دیگه تکرار نمیکنم...

    با اجازه...

  5. Top | #185

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    شماره عضویت
    6358
    سن
    31
    نوشته ها
    168
    تشکر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سلام اسراریا
    امروز بعد 2 ما مدرسه رفتن بهمون کارنامه میدن.راستش من امسال با خودم گفتم خفن میشینم میخونم تا بترکونم.فک کنم که از سال قبل که آخر ماخرا بودم بهترم ولی شما کمکم کنید کارنامم بد باشه تو خونه پدرمو درمیارن و بعد هم فروم رفتن تعطیله باید شهریور برم کلاس تقویتی.اصن نمیخواستم حالتونو بد کنمو یاد کارنامه بندازمتون چون میدونم همتون مث منینولی جدا خواستم تو این تاپیک مشکلمو مطرح کنم(خرخونا کمک کنن)و 2 تا سوال داشتم
    چیکار کنم از درس خوندن حوصلم سر نره؟
    2 اینکه چجوری موقع خوندن تمرکز داشته باشم؟
    ایندفعه که گذشت.امیدوارم با کمک شما دفعه بعد نمراتم بهتر بشه
    قربون همتون

  6. Top | #186

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5210
    سن
    33
    نوشته ها
    925
    تشکر
    1,912
    تشکر شده 1,243 بار در 325 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    72 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سلام ....

    [align=center][size=large]یه عکس تقدیم به پرسپولیسی ها ی 6 تایی



    [/size][/align]

  7. Top | #187

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    35
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    عکسه خاطره دار :::::
    [align=center]

    الان دو سه روزه تو ارشیومم دارم دنبال یه چند تا عکس میگردم که در این بین خیلی عکس ها دیدم که برام خیلی خاطره زنده کرد !!

    قبلا من از بیشتر حوادس انجمن عکس میرفتم و میدنستم اینا یه روزی خاطره میشه.

    ------

    من دقیقا 4یا 5 ساعت مونده بود به سال تحویل (سه سال پیش ) تو انجمن عضو شدم و همین باعث شد کمی ، کمی این عکس اول دیر شه !

    اون موقع که عضو شدم یکم تو انجمن چرخیدم و چندین پست مفید از قبیل " عالیه " ، " دمت گرم " ، " خیلی خوبه " ، " دستت درد نکنه " زدم و رفتم و فردا صبحش ماجرا هایی دیگه پیش اومد که نیاز به گفتن نیست.

    از همون روز اول من اینجا رو مثل خونه دوم احساس کردم و به همین خاطر اصل فعالیتم رو همین جا گذاشتم ، این عکس زیر مربوط میشه به فردای روزی که من تو انجمن عضو شدم :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    رزمنده های اون موقع ( ) اولین نام کار بری منو یادشونه.

    اگه چند ساعت زودتر عکس رو میگرفتم خودمم تو اون لیست اخرین ثبت نامی ها بودم

    اما !

    عکس دوم مربوط به زمانی میشه که تبلیغ وبلاگمون رو تو انجمن کردم :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    یادش بخیر !! بیشتر اعضای انلاینی که تو اون عکس میبینید دیگه الان هفت کفن پوسونده یوزرشون

    یکی بود به اسم اقا ابراهیم که اخراج شد ، بدنساز بود و من اون موقع همیشه تو کف هیکلش بودم.

    ارش ، مهدی ، ممد ام ار تی ، بی بی صی ، بیگ ددی کول ، محسن ، میلاد ، عرفان ، داوود ، اقا معین ( ابوذر ) ، اقا صادق و ...


    ابولفضل جان باز بیا بگو دوران ما دیگه تموم شده !! اون موقع که من تاپیک میزدم شما با لگد زدی در خونه مردم رو از جا کندی


    -----------------


    نمیدونم چرا بیشترین عکس هایی که دارم مربوط به دعواهای انجمن هست

    بیشترین تعداد عکس هم مربوط به اون دعوای خونین منو ارمان و وصال هست از چندین زاویه همه چی رو عکس گرفتم


    ای کاش ... ولش کن

    [/align]


    فعلا ...

  8. Top | #188

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,155 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    ببینم این FGI کی بود ؟؟؟ یوزرش خیلی برام آشناست ، اون زمان که تازه عضو شده بودم هم بود

  9. Top | #189

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    35
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    ببینم این FGI کی بود ؟؟؟ یوزرش خیلی برام آشناست ، اون زمان که تازه عضو شده بودم هم بود
    خیر در زمان علی تو اصلا حضور فیزیکی نداشتی

    مدیر بود و بعدش ناظم شده بعدش از اینجا نقل مکان کرد

  10. Top | #190

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,155 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط H H H
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    ببینم این FGI کی بود ؟؟؟ یوزرش خیلی برام آشناست ، اون زمان که تازه عضو شده بودم هم بود
    خیر در زمان علی تو اصلا حضور فیزیکی نداشتی

    مدیر بود و بعدش ناظم شده بعدش از اینجا نقل مکان کرد
    برو بابا
    من قشنگ یادمه این اقای FGI یه آواتار کوچیک هم داشت !

صفحه 19 از 58 نخستنخست ... 9171819202129 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. گاهنامه وزین عصر ایران.....داغ(شماره جدید منتشر شد)
    توسط Ғ Д † Д Ł β در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 02-10-2011, 07:32 PM
  2. آغاز بارش برف در تهران از عصر فردا
    توسط H H H در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-01-2011, 08:40 PM
  3. "عصر جمعه" آذرماه روی پرده می*رود
    توسط AĦӍẪÐƦÉȤA در انجمن سينمای ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-08-2010, 12:48 PM
  4. چند رمز از بازی عصر خدایان (عصر افسانه ها)
    توسط Captain.Rey در انجمن کامپیوتر ( PC )
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-15-2007, 01:28 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد