بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 117 از 249 نخستنخست ... 1767107115116117118119127167217 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,161 تا 1,170 , از مجموع 2490

موضوع: کافی شاپ iWE !

  1. Top | #1161

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    19148
    نوشته ها
    389
    تشکر
    411
    تشکر شده 145 بار در 69 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    35 Thread(s)

    پیش فرض

    شروین جان اسم گربشم اخه خود خندست !!! کلا این شایان بیگ ایج خندست

    اخی چه خاطرات نازی برای دیشب داشتی !!!


    --------------------------------------------


    ما دیشب یه سر رفتیم صادقیه ، برادران زحمت کش بیسج از جان گذشتگی کردند و برای اینکه به مردم عادی یه وقت مواد محترقه ای نخوره عینهان یک دژ مستحکم کنار میدون فلکه دوم و مسجد امام صادق بلوکی انسانی چیده بودند . من واقعا به این از جان گذشتگیشون افتخار میکنم !!! مردمانی سخت کوش که در سرما خودشون رو با چایی اماده ی از خود گذشتگی در راه مردم میکردند اجرشان با اقا امام زمان ( عج )

    بعد از امدن از فلکه دوم تاریک و خالی از سکنه که تا به حال ان را اینچنین تاریک ندیده بودیم ( یاد پروموی 21.2.11 و اهنگ جانی کش انسان میفتاد ) به سمت محلمان ( اینجاشو عمرا بگم !!! ) رفتیم با بکس گشت بزنیم متوجه شدیم یکی از دوستان موادی بس خطرناک همراه دارد . با وی همراه شدیم و رفتیم گشت زنی جایان خالی کبریت بی خطر هایی میسوزاندیم همگی کف بر شده بودند بعد ان دوست گرامی اتشی پیدا کرد و یه بسته ای ابی رنگ که به ان گاز میگفتند درونش انداخت و به سمت دیگر خیابان متواری گشتیم . بعد ساعتی الف شدن دیدم اتش همچنان می سوزد . و دو ماشین از کنار اتش داشتند میگذشتند هر چه داد و فریاد زدیم با فس فس فراوان رد شدند و ما هم که به گلویمان چسبیده بود به جای خود برگشت سپس مشاهده کردیم فردی در یک عملیات احمقانه به سمت اتش می دود . نا گهان گاز عمل کرد و اتش وی را برگفت و اتش زبانه ای عظیم کشید . گفتیم او مرده است باید فرار کنیم اما دیدم به سرعت برق دارد به سمت منزلش می دود . او را که مشاهده کردیم یک تار موی سالم در سر ندیدم ، یحتمل موهای انجایش هم کز خورده بود اما بروز نمیداد که سوخته است . سپس دو خارنجک دوستم حواله ی دیوار کرد و زنان ان منطقه که ما را ممد خطر و شایان خط فرض میکردند به سمت خانه هایشان فرار کردند در همین حین در همان اتشی ** گاز انداخته شد بود دیدم انفجاری مهیب روی داد به طوری که من سرم را در گریبان فرو بردم و گفتم واااااااااییییییییی . واقعا غافلگیری خوبی بود سپس به سمت انتهای کوچه رفتیم در انجا یکی به سمتمان گپسولکی خُرد انداخت که جا خوردیم . دلمان برایش سوخت و گپسولکی در میانه ی کوچه برایش انداختیم تا شاد گردد . سپس به سمت کوچه های دیگر رفتیم در انجا بساط لهو و لعب و قوطی !!! بسیار بود همگی در حالت قر تو کمر بودند . اهاااا اقایون رقصصصص خانوما دس کلی چیز میز انجا ول دادیم . دوستان گفتند قوطی بزن ، بفرما !!! اما ما همچنان در مقابل این مزخرفات ایستادیم و نه محکمی بر دهانشنان کوفتیم سپس باز هم رفتیم و کوچه ای دیگر پیدا کردیم در انجا چندیم خارنجک ول دادیم حالی بس عجیب داشت جایتان خالی من با کبریت هایم همچنان در حال بودم و ذوق مرگ میشدم سپس در یکی از ان کوچه ها به عشق مردم علی الخصوص ... ابچاری عظیمی فوران دادیم و انچنان جیغی بلند گشت که تمام وجودمان سراسر غرور گشت سپس به سمت کوچه ی خود امدیم در راه دوستم اخرین خارنجک خود که بنا به دلایلی در حکم یک بمب ضد نفر بود ول داد . یک yeah بلندی سر دادیم . اخر سر یک گاز مانده بود امد و ان را با یه خارنجک عمل نکرده بود بتراکند که تیرش به خطا رفت و ما هم کمی غمناک !!! در محل خودمان بساط پهن بود اما انچنان قوی نبود . جلوی ماشینها را میگرفتیم و ازشان عوارضی یه دور قر میگرفتیم . سپس ما به ناشنه ی شادی منوزی در دادیم حالی بس خوب داشت . یکی از دوستان التی اورده بود به اسم پیازک ، پیازی همچنین اسمهای داشت که به زمین میزدی اندازه ی سُچکی صدا داشت و حالت مزاح داشت برایمان . جای شما خالی از این بالون های ارزو هم فر دادیم سخت بود اما مشاهده کردیم که هم قد برج میلاد بالا رفت خیلی حال داد تا جایی که چشم کار میکرد و ان بالون کور سویی از نور متصاعد میکرد دنبالش کردیم که ناگهان از نظر ها محو گشت . سپس خبر دادند برادران زحمت کش خودمان در اول پست از فداکاری هایشان تمجدی کرده بودیم قرار است بیایند و ما هم برای انکه اخر شبی ساعت 11 شب اونا کمتر زحمت بکشن بروند و کمی استراحت کنند چون از صبح مواظب مردم خوب شهرشون بودند بساط را جمع کردیم به اهستگی تا کارشان را کم کنیم و این بود خاطرات شیرین و کم خر چهار شنبه ی اخر سال 1389 !!!



    ------------------


    ما نه عیدی گرفتیم چهارشنبه سوری نه دوست دخملی ( اَووووووووو ما و این کارا ؟؟؟؟ جواب خدا را چه بدهیم ؟؟؟ اَوووووو ) داشتیم که برایش گربه ی الان یاوری بیاوریم تا خوف کند . ما سالم گشتیم کارتون هم ندیدیم و در تاریکی زیبای فلکه صادقیه مشعلی از جنسی چوب و اتش نیز نداشتیم
    ویرایش توسط Shayan Y2J : 03-16-2011 در ساعت 01:02 PM
    6 کاربر مقابل از Shayan Y2J عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DEAD MAN (03-18-2011), MrSAMET (03-16-2011), Sarkesh (03-16-2011), The Phenom (03-16-2011), Ғ Д † Д Ł β (03-16-2011)
    امضای ایشان





  2. Top | #1162

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    شماره عضویت
    22265
    نوشته ها
    35
    تشکر
    27
    تشکر شده 138 بار در 25 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    شایان جان تو که ترکوندی............خوش به حالت یه حالی کردی من چی بگم که دیشب شد کابوس برام.

  3. Top | #1163

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    19148
    نوشته ها
    389
    تشکر
    411
    تشکر شده 145 بار در 69 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    35 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط joker_p نمایش پست ها
    شایان جان تو که ترکوندی............خوش به حالت یه حالی کردی من چی بگم که دیشب شد کابوس برام.
    خیلی چیزها بود که به علت ذیغ بودن صفحه و اینکه اعصاب همگی زیر خط فقر هست و برای جلوگیری از نشدن نگفتم مثلا اینکه دیشب یه پسر 8 نه ساله تو همون کوچه ی پر از لهو و لعب هی میومد میگفت به دیوار خونه ی ما نزنین ، نزنین ، نزنین رفت با ولیش اومد اونم گفت نزنین . بعد یکی دیگه از بچه ها همون خونه اومد گفت به دیوار ما نزنین سپس فرمود یه خارنجک به منم بدین من گفتم شرطش اینه که بزنی تو دیوار خونه خودتون
    حاجی یهو اخرش که از اون کوی زدیم بیرون دیدم سه تا خارنجک روانه ی اون خونه کردیم که اخریه همون ضد نفری بود که گفتم . دیدم کله خونه اومدن پشت پنجره و اون پسره و ولیش سکته ی ناقص رو زده بودند !!! اره دیشب نا فرم حال داد !!!

    ---------------------

    حالا شما هم اگه دوس داشتی تعریف کن چرا دیشب کابوست شد داداشی ؟
    امضای ایشان





  4. Top | #1164

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    شماره عضویت
    22265
    نوشته ها
    35
    تشکر
    27
    تشکر شده 138 بار در 25 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    فقط اینقدر بگم کارم اخر کشید به بیمارستان و کلانتری
    کاربر مقابل از JOKER_P عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Shayan Y2J (03-16-2011)

  5. Top | #1165

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    12 کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AĦӍẪÐƦÉȤA (03-16-2011), DIONYSUS (03-16-2011), El Niño (03-20-2011), JMJ (03-16-2011), JOKER_P (03-16-2011), Mr.Demon (03-16-2011), Sarkesh (03-16-2011), Shayan Y2J (03-16-2011), The Shadow (03-16-2011), amirnba (03-16-2011), r v d (03-17-2011), Ғ Д † Д Ł β (03-16-2011)
    امضای ایشان

    We Are Going To Explore Into Your Mind To Find Out Why You're so
    FU**ING JEALOUS


    بیـا یـاد بـدم بـهـت قـِـلـِــقُ Bay Bay ,,,



  6. Top | #1166

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    39
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض

    ما هم دیشب رفتیم یه جا خیلی خوب بود.
    اول 2 تا از رفیقامون اومدن خونه ما و گفتم حاج مجید امشب میخوایم بریم یه جا
    پر د*ا*ف گفتن تا حاج مجید نیاد ما شروع نمیکنیم

    گفتم خوب چرا بندگان خدارا سرپا نگه داشتین؟بریم تا بریم.
    خلاصه اونجایی که میخواستیم بریم یه منطقه هست که یه 30 تا مجتمع مس**** بود
    و باید از انتظامات اونجا رد میشدیم.

    به انتظامات گفتیم ما آشناهای آقای فلانی از مجتمع تیر هستیم.گفت بزن کنار زنگ بزن بیان دنبالتون.
    رفیقم زنگ زد به رفیقش که بیان.خلاصه رفیقاش اومدن و دو تا شاسی توپ بودن

    آقا با کلی زنگ زدن و این کرسی شعرها بالآخره مجوز ورود گرفتیمو رفتیم یه جا که من یک
    لحظه فکر کردم رفته ام توی بهشت

    ما هم رفتیم اونجا و شروع کردیم شعار بی ربط دادن

    مثلا یه مدل فشفشه بود میذاشت روی زمین و یه نور سفید میداد تا یکی دو متر و ما میگفتیم:
    صَلِ علی محمد نور ولایت آمد
    یا از این ترقه پروانه ایها میزدن میرفت توی هوا سبز میشد دست میزدیم میگفتیم مـــ وســـ وی مـــ و ســـ وی

    ولی هیجان انگیز ترین بخش ماجرا جایی بودکه به خاطر ازدحام جمعیت همه بهم فشرده بودن و
    بنده علی رقم میل باطنی پای سمت راستم چسبیده بود به یک فقره کـــ و*ن نرم و خوب که اون
    خانم هم هی با آهنگ قرش میداد اون لامصب رو و بنده بسیار مستفیض شدم

    چقدر دلم هوس 4شنبه سوری کرده

    18 کاربر مقابل از MaJiD HetFieLd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DEAD MAN (03-18-2011), DIONYSUS (03-16-2011), Dejavoo (03-17-2011), Didoo (03-16-2011), El Niño (03-20-2011), JMJ (03-16-2011), MrSAMET (03-16-2011), Never Give Up (03-16-2011), Nevermore (03-16-2011), Sarkesh (03-16-2011), Shayan Y2J (03-16-2011), The Shadow (03-16-2011), amingorgan (03-16-2011), amirnba (03-16-2011), r v d (03-17-2011), Ð-i-R-Ť-Y (03-16-2011), Ғ Д † Д Ł β (03-16-2011)
    امضای ایشان


    ELENA I Know You Love Stefan But I Love You
    You Should Know




  7. Top | #1167

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,155 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط majid lashley نمایش پست ها
    ما هم دیشب رفتیم یه جا خیلی خوب بود.
    اول 2 تا از رفیقامون اومدن خونه ما و گفتم حاج مجید امشب میخوایم بریم یه جا
    پر د*ا*ف گفتن تا حاج مجید نیاد ما شروع نمیکنیم

    گفتم خوب چرا بندگان خدارا سرپا نگه داشتین؟بریم تا بریم.
    خلاصه اونجایی که میخواستیم بریم یه منطقه هست که یه 30 تا مجتمع مس**** بود
    و باید از انتظامات اونجا رد میشدیم.

    به انتظامات گفتیم ما آشناهای آقای فلانی از مجتمع تیر هستیم.گفت بزن کنار زنگ بزن بیان دنبالتون.
    رفیقم زنگ زد به رفیقش که بیان.خلاصه رفیقاش اومدن و دو تا شاسی توپ بودن

    آقا با کلی زنگ زدن و این کرسی شعرها بالآخره مجوز ورود گرفتیمو رفتیم یه جا که من یک
    لحظه فکر کردم رفته ام توی بهشت

    ما هم رفتیم اونجا و شروع کردیم شعار بی ربط دادن

    مثلا یه مدل فشفشه بود میذاشت روی زمین و یه نور سفید میداد تا یکی دو متر و ما میگفتیم:
    صَلِ علی محمد نور ولایت آمد
    یا از این ترقه پروانه ایها میزدن میرفت توی هوا سبز میشد دست میزدیم میگفتیم مـــ وســـ وی مـــ و ســـ وی

    ولی هیجان انگیز ترین بخش ماجرا جایی بودکه به خاطر ازدحام جمعیت همه بهم فشرده بودن و
    بنده علی رقم میل باطنی پای سمت راستم چسبیده بود به یک فقره کـــ و*ن نرم و خوب که اون
    خانم هم هی با آهنگ قرش میداد اون لامصب رو و بنده بسیار مستفیض شدم

    چقدر دلم هوس 4شنبه سوری کرده


    آدم نامرد آمو خوب به منم خبر میدادی با هم میرفتیم دیگه
    کاربر مقابل از The Shadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: MaJiD HetFieLd (03-16-2011)
    امضای ایشان


    .:: Rest In Peace​ ::.

  8. Top | #1168

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    19148
    نوشته ها
    389
    تشکر
    411
    تشکر شده 145 بار در 69 ارسال
    حالت من
    Bitafavot
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    35 Thread(s)

    پیش فرض

    حاضر بودم 13 روز عیدمو میدادم ولی با عمو مجید چنین 4 شنبه سوری عظیمی رو تجربه میکردم !!! چهارشنبه سوری در بهشت هم آرزوست ...!!!
    ویرایش توسط Shayan Y2J : 03-16-2011 در ساعت 06:43 PM
    5 کاربر مقابل از Shayan Y2J عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Dejavoo (03-17-2011), El Niño (03-20-2011), JOKER_P (03-16-2011), MaJiD HetFieLd (03-16-2011), Nevermore (03-16-2011)
    امضای ایشان





  9. Top | #1169

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    شماره عضویت
    22265
    نوشته ها
    35
    تشکر
    27
    تشکر شده 138 بار در 25 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    ای خوش بحال تمام کسایی که دیشب کیف کردن برای ما که همش دعوا بود
    اخرشم مجبور شدیم نش کشی کنیم بریم اگاهی جواب پس بدیم
    ای تو روح این روزگار باشه

  10. Top | #1170

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    39
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط the shadow نمایش پست ها
    آدم نامرد آمو خوب به منم خبر میدادی با هم میرفتیم دیگه
    پجی جون خداییش یهویی شدولی واقعا جات خالی بود.هنوز اونجای پام که
    کـــ * و * ن اون زنه بهش چسبیده بود گرم و داغه

    نقل قول نوشته اصلی توسط shayan y2j نمایش پست ها
    حاضر بودم 13 روز عیدمو میدادم ولی با عمو مجید چنین 4 شنبه سوری عظیمی رو تجربه میکردم !!! چهارشنبه سوری در بهشت هم آرزوست ...!!!
    شایان جون ایشاالله سال دیگه شمارو هم مستفیض میکنیم.
    تازه حالش رو نداشتم اون بخشی که بعد از آتیش بازی با سحر جون رفتیم شام رو بگم

    12 کاربر مقابل از MaJiD HetFieLd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DEAD MAN (03-18-2011), Dejavoo (03-17-2011), El Niño (03-20-2011), JMJ (03-16-2011), Never Give Up (03-16-2011), Nevermore (03-16-2011), Sarkesh (03-16-2011), Shayan Y2J (03-16-2011), The Shadow (03-16-2011), amirnba (03-16-2011), Ғ Д † Д Ł β (03-16-2011)
    امضای ایشان


    ELENA I Know You Love Stefan But I Love You
    You Should Know




صفحه 117 از 249 نخستنخست ... 1767107115116117118119127167217 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد