بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 145 از 249 نخستنخست ... 4595135143144145146147155195245 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,441 تا 1,450 , از مجموع 2490

موضوع: کافی شاپ iWE !

  1. Top | #1441

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    The Big Boss
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    شماره عضویت
    6200
    سن
    30
    نوشته ها
    1,647
    تشکر
    12,666
    تشکر شده 12,897 بار در 1,426 ارسال
    حالت من
    Mehrabon
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1452 Thread(s)

    پیش فرض << این داستان فوقالعاده است . حتما حتما حتما بخونید >>


    << به نام او که زیباست و زیبایی را دوست دارد >>

    << این داستان فوقالعاده است . حتما حتما حتما بخونید
    >>

    چشم*هایتان را باز می*كنید
    .
    >
    متوجه می*شوید در بیمارستان هستید.
    >
    پاها و دست*هایتان را بررسی می*كنید.
    >
    خوشحال می*شوید كه بدن*تان را گچ نگرفته*اند و سالم هستید.
    >
    دكمه زنگ كنار تخت را فشار می*دهید.
    >
    چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می*شود و سلام می*كند.
    >
    به او می*گویید، گوشی موبایل*تان را می*خواهید.
    >
    از این *كه به خاطر یك تصادف كوچك در بیمارستان بستری شده*اید و از كارهایتان عقب
    >
    مانده*اید عصبانی هستید.
    >
    پرستار، موبایل را می*آورد.
    >
    دكمه آن را می*زنید، اما روشن نمی*شود.
    >
    مطمئن می* شوید باتری*اش شارژ ندارد.
    >
    دكمه زنگ را فشار می*دهید.
    >
    پرستار می*آید.
    ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می *شه لطفا یه شارژر براش بیارید؟»
    متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم»
    یعنی بین همكاراتون كسی شارژر فیش كوچك نوكیا نداره؟»
    از 10سال پیش دیگه تولید نمی*شه. شركت*های سازنده موبایل برای یك فیش شارژر جدید
    >
    به توافق رسیدن كه در همه گوشی*ها مشتركه»
    >«10
    سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم
    شما گوشی تون رو یك هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این*كه به كما برید».
    كما؟
    >
    >
    باورتان نمی*شود كه در اسفند 1389 به كما رفته*اید و تیرماه 1414 به هوش آمده*اید.
    >
    مطمئن هستید كه نه می توانید به محل كارتان بازگردید و نه خانه*ای برایتان باقی
    >
    مانده است.
    >
    چون قسط آن را هر ماه می*پرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانك
    >
    مصادره شده است.
    >
    از پرستار خواهش می *كنید تا زودتر مرخص*تان كند.
    >
    از نظر من شما شرایط لازم برای درك حقیقت رو ندارین»
    چی شده؟ چرا؟ من كه سالمم»
    شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن»
    چه اتفاقی افتاده؟»
    چیزی نشده! ولی بیرون از این*جا، هیچكس منتظرتون نیست»
    >
    >
    چشم*هایتان را می *بندید. نمی*توانید تصور كنید كه همه را از دست داده*اید. حتی
    >
    خودتان هم پیر شده*اید. اما جرأت نمی* كنید خودتان را در آینه ببینید.
    >
    خیلی پیر شدم»
    مهم اینه كه سالمی. مدتی طول می *كشه تا دوره*های فیزیوتراپی رو انجام بدی»
    >
    >
    از پرستار می*خواهید تا به شما كمك كند كه شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا كنید.
    >
    اون بیرون چه تغییرایی كرده؟»
    منظورت چه چیزاییه؟»
    هنوز توی خیابونا ترافیك هست؟»
    نه دیگه. از وقتی طرح ترافیك جدید رو اجرا كردن، مردم ماشین بیرون نمیارن»
    طرح جدید چیه؟»
    اگر راننده*ای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش می برن پاركینگ و تا
    >
    گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمی*شه»
    میدون آزادی هنوز هست»
    هست، ولی روش روكش كشیدن»
    روكش چیه؟»
    نمای سنگش خراب شده بود، سرامیك كردند»
    برج میلاد هنوز هست»؟
    نه! كج شد، افتاد
    چرا؟ اون رو كه محكم ساخته بودن»
    محكم بود، ولی نتونست در مقابل ارباس a380 مقاومت كنه»
    چی؟! .... هواپیما خورد بهش؟»
    اوهوم
    چه*طور این اتفاق افتاد؟»
    هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستوران *گردان برج»
    این *كه هواپیمای خوبی بود. مگه می *شه این *جوری بشه؟»
    هواپیماش چینی بود. ********** كاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون
    >
    اتفاق افتاد»
    چند نفر كشته شدن؟»
    كشته نداد»
    مگه می *شه؟ توی رستوران گردان كسی نبود؟»
    نه! رستوران 4سال پیش تعطیل شد»
    چرا؟»
    آشپزخونه*اش بهداشتی نبود»
    چی می *گی؟! ... مگه می *شه آخه؟»
    این اواخر یه پیمانكار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی كار فلافل و هات*داگ
    >....»
    الان وضعیت تورم چه*جوریه؟»
    خودت چی حدس می* زنی؟»
    حتما الان بستنی قیفی، 14هزار تومنه»
    نه دیگه خیلی اغراق كردی12هزار تومنه»
    پراید چنده؟»
    پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی؟»
    این دیگه چیه؟»
    بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایده*ای از نیسان قشقایی
    >
    ساختن»
    همین جدیده، چنده؟»
    >«70
    میلیون تومن»
    پس پرادو چنده؟»
    اگه سالمش گیرت بیاد، حدود 2 یا 2 و نیم....»
    یعنی پرادو اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست؟»
    آزادراه تهران به شمال هم هنوز تكمیل نشده»
    >
    چندتا خط مترو اضافه شده؟»
    >
    هیچی! شهردار كه رفت، همه*جا رو منوریل كشیدن. مترو رو هم تغییر كاربری دادن»
    یعنی چی؟»
    از تونل*هاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده كردن»
    اتوبوس*های brt هنوز هست؟»
    نه! منحلش كردن، به جاش درشكه آوردن. از همونایی كه شرلوك هلمز سوار می*شد»
    توی نقش*جهان اصفهان دیده بودم از اونا»
    نقش*جهان رو هم خراب كردن»
    كی خراب كرد؟»
    یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه*عباسه، یونسكو هم نتونست حرفی
    >
    بزنه»
    خلیج*فارس چه*طور؟»
    >
    اون هم الان فقط توی نقشه*های خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی»
    خلیج صورتی چیه؟»
    بعضی*ها به نشنال*جئوگرافیك پول می*دادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار
    >
    میاورد و مدرك رو می*كرد. آخرش گوگل لج كرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی»
    ایران اعتراضی نكرد؟»
    چرا! گوگل رو /ف ی ل ت ر/ كردن»
    ممنونم. باید كلی با خودم كلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم كنم»
    یه چیز دیگه رو هم هضم كن، لطفا»
    چیو؟»
    این*كه همه این چیزها رو خالی بستم»
    یعنی چی؟»
    با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود
    >
    خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یك ساعت پیش تصادف
    كردی، علت بیهوشی*ات هم خستگی ناشی از كار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را بهصندوق بده، برو دنبال زندگی*ات»

    شما جنایتكارید! من الان می *رم با رییس بیمارستان صحبت می*كنم».

    این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».

    ازش شكایت می*كنم»!

    نمی*تونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته
    8 کاربر مقابل از © The Phantom Pain عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Didoo (07-11-2011), Holy Diver (07-12-2011), Never Give Up (07-12-2011), Sarkesh (07-11-2011), amirnba (07-11-2011), matin-cena (07-12-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (07-12-2011)
    امضای ایشان



    . . . I don't have any more tears to shed


  2. Top | #1442

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    24565
    نوشته ها
    33
    تشکر
    39
    تشکر شده 104 بار در 27 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشانی CSI:Crime Scene Investigation است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهاییتاثیر دارند:
    سؤال :
    یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمیشناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت اوهمان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از اوتقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهرخود را می کشد.
    به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
    چند دقیقه با خود فکر کنید . وجواب بدهید
    .
    .
    .
    .
    .
    . .
    .
    .
    .
    .
    جواب:
    آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببنید.
    اگر توانسته به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید.
    یکی از بزگترین روانشناسان امریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند.
    نکته ی جالب اینکه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند.
    بنابراین اگر پاسخ شما صحیح بود احتمالا شما یکی از قاتل های سریالی آینده خواهید بود!
    9 کاربر مقابل از matin-cena عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Didoo (07-12-2011), Keyvan (07-12-2011), S.H.A.Y.A.N (07-12-2011), Sarkesh (07-12-2011), amirnba (07-12-2011), © The Phantom Pain (07-12-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-12-2011), Ғ Д † Д Ł β (07-12-2011)
    امضای ایشان

  3. Top | #1443

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    24565
    نوشته ها
    33
    تشکر
    39
    تشکر شده 104 بار در 27 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    داستان دیب
    یارو زبونش می*گرفته ، می*ره داروخونه می***: آقا دیب داری؟

    کارمند داروخونه می***: دیب دیگه چیه؟

    یارو جواب می*ده: دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.

    کارمنده می***: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم - چی هست این دیب ؟!

    یارو می***: بابا دیب ، دیب

    طرف می*بینه نمی*فهمه ، می*ره به رئیس داروخونه می*** - اون می*آد

    می*پرسه: چی می*خوای عزیزم ؟!

    یارو می***: دیب!

    رئیس می*پرسه: دیب دیگه چیه؟!

    یارو می***: بابا دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون *ورش دیب داره.

    رئیس داروخونه می***: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟!

    یارو می***: آره بابا - خودم دائم مصرف دارم، شما نمی*دونید دیب چیه؟

    رئیس هم هر کاری می*کنه ، نمی*تونه سر در بیاره و کلافه می*شه ...

    یکی از کارمندای داروخونه برای خوردن شیرینی می*آد جلو و می***: یکی از بچه*های داروخونه مثل همین آقا زبونش می*گیره، فکر کنم بفهمه این چی می*خواد - اما الان شیفتش نیست.

    رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه ،

    گفت: اشکال نداره - یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
    می*رن اون کارمنده رو میارن - وقتی می*رسه، از یارو می*پرسه: چی می*خوای؟!
    یارو می***: دیب! کارمنده می***: دیب؟!
    یارو: آره
    کارمنه می***: که این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره؟!
    یارو: آره
    کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می*خوای؟!
    همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می*خواد - کارمنده سریع می*ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می*ده به یارو و اونم می*ره پی کارش.
    همه جمع می*شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می*پرسن: چی می*خواست این؟!
    کارمنده می***: دیب!
    می*پرسن: دیب؟دیب دیگه چیه؟!
    می***: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
    رئیس شاکی می*شه و می***: اینجوری فایده نداره - برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟!
    کارمنده می***: تموم شد - آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت
    حالا به نظرتون دیب چیه؟!!!!!!
    9 کاربر مقابل از matin-cena عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Didoo (07-12-2011), Keyvan (07-12-2011), Never Give Up (07-12-2011), S.H.A.Y.A.N (07-12-2011), Sarkesh (07-12-2011), amirnba (07-14-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-12-2011), Ғ Д † Д Ł β (07-12-2011)
    امضای ایشان

  4. Top | #1444

     کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره  کاربر چهار ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    شماره عضویت
    5044
    سن
    36
    نوشته ها
    3,091
    تشکر
    17,360
    تشکر شده 14,249 بار در 1,757 ارسال
    حالت من
    Mehrabon
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1360 Thread(s)

    پیش فرض

    بدون شرح


    (کلیک کنید)

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط Ғ Д † Д Ł β : 07-13-2011 در ساعت 07:06 PM
    7 کاربر مقابل از Ғ Д † Д Ł β عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Never Give Up (07-13-2011), Sarkesh (07-13-2011), The Survivor (07-13-2011), amirnba (07-14-2011), © The Phantom Pain (07-13-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-13-2011)
    امضای ایشان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    آذربایجان منیم ائلیم ، آذربایجان مینم دیلیم

    دوغراسالار دیلیم دیلیم

    آنا دیلیم اولن دئیر

    باشقا دیله دونن دئیر



  5. Top | #1445

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    23709
    سن
    33
    نوشته ها
    1,108
    تشکر
    2,417
    تشکر شده 7,473 بار در 1,033 ارسال
    حالت من
    Mariz
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    769 Thread(s)

    پیش فرض


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ي هخامنش در سالهاي ۷۰۰ تا ۶۷۵ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در سالهاي ۶۷۵ تا ۶۴۰ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ۶۴۰ تا ۶۱۵ قبل از ميلاد
    پادشاهي كورش اول ( پدر بزرگ كورش كبير ) در سالهاي ۶۴۰ تا ۶۰۰ قبل از ميلاد
    پادشاهي ارشام شاه
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در سالهاي ۶۱۵ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] اول ( پدر كورش كبير ) در سالهاي ۶۰۰ تا ۵۵۹ قبل از ميلاد
    پادشاهي ويشتاسپ شاه ؟
    پادشاهي كورش كبير شاهنشاه بزرگ
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ايران و جهان در سالهاي ۵۵۹ تا ۵۲۸ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ( برديه ) فرزند كورش كبير ؟
    پادشاهي كمبوجيه دوم فرزند كورش كبير در سالهاي ۵۲۸ تا ۵۲۲ قبل از ميلاد
    پادشاهي دارويوش كبير شاهنشاه بزرگ ايران زمين در سالهاي ۵۲۲ تا ۴۸۶ قبل از ميلاد
    پادشاهي خشايارشا بزرگ فرزند
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] كبير در سالهاي ۴۸۶ تا ۴۶۵ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] اول ( ملقب به اردشير دراز دست ) در سالهاي ۴۶۵ تا ۴۲۴ قبل از ميلاد
    پادشاهي داريوش دوم در سالهاي ۴۲۴ تا ۴۰۴ قبل از ميلاد
    پادشاهي اردشير دوم در سالهاي ۴۰۴ تا ۳۵۸ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ؟
    پادشاهي اردشير سوم در سالهاي ۳۵۸ تا ۳۳۸ قبل از ميلاد
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ؟
    پادشاهي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در سالهاي ۳۳۸ تا ۳۳۶ قبل از ميلاد
    پادشاهي داريوش سوم در سالهاي ۳۳۶ تا ۳۳۰ قبل از ميلاد كه دودمانش توسط اسكندر مقدوني در هم كوبيده شد و سلسله يوناني سلوكيان در حدود ۱۰۰ سال جايگزين پادشاهي اصيل ايراني در ايران زمين گشت
    ماد ها
    سلسله
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در ايران به دنياي غرب نخستين نمونه آنچه كه تشكيل دولت و امپراطوري بود نشان داد . مقدمات تشكيل اين دولت پادشاهي مقتدر توسط مادها پايه گذاري شد . مادها مردماني بودند از نواحي شمال ايران كه به زبانهاي ايراني سخن مبگفتند . مادها به گفته هرودوت به ۶ قبيله تقسيم ميشدند : (بوسها ? پارتاكنها ? ستروخانها ? آري سانتها ? بوديها ? مغها ) . سرزمين مادها از امير نشين هاي نيمه مستقلي تحت انقياد آشوريها تشكيل شده بود . در سال ۷۴۴ قبل از ميلاد پادشاه آشور ( تيگلات پلسر ) به مادها تاخت . او از مادها ۶۰ هزار اسير جنگي بدست آورد .

    د يا ا كو
    :

    سپس ديااكو پسر فرورتيش چنان آوازه اي در دادخوهي بدست آورد كه اكثر مردمان قبيله هاي براي قضاوت و دادخواهي پيش او ميرفتند . او دولت ماد را بنيان نهاد . مردم از اين حسن عدالت خواهي او وي را به مقام پادشاهي ماد نشاندند . او در محله نخست سربازاني براي خود جمع آوري نمود و سپس اكباتان يا همدان را پايتخت خود معرفي نمود . اكباتان در گذشته هاي دور داراي
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و شهر نشيني بود ولي ديااكو همدان را شكوه و جلال تازه اي داد . هگمتانه نام ديگر همدان بود به معناي : جاي اجتماع و چون طوايف مادها در گذشته پراكنده بودند و پس از اسقرار دولت مادها در آنجا جمع شده بودند و در آنجا اجتماع كرده بودند نام آنجا را به هگمتانه تغيير دادند . هگمتانه داراي ۷ ديوار يا دژ تو در تو بود و دسترسي به داخل آن به صورتي غير ممكن در آمده بود .

    اين شهر در روي تپه اي در مشرق همدان قرار داشت كه امروزه بدان “مصلي” ميگويند. ديااكو در طول ۵۳ سال پادشاهي خود ( ۷۰۸-۶۵۵ قبل از ميلاد ) مجال پيدا كرد كه مادها را متحد و يك شكل نمايد . مادها ولايت پارس را تصرف كردند و مردم آنجا را تحت كنترل خود قرار دادند . سپس هوخشتره ( سياكزار ) كه مديري قابل بود و سرداري كارآزموده به پادشاهي رسيد . او داراي پيادگاني بود كه به شمشير و كمان و زوبين مجهز بودند . هوخشتره داراي سواراني كار آزموده بود . وي سپاهيانش را براي جنگ با آشوريان كه چندين بار آنان را از پاي در آورده بودند و به آنان تجاوز كرده بودند آماده ساخت . او “آشورباني پال” پادشاه آشور را شكست داد . او به آشور تاخت و نينوا را محاصره كرد . آشورباني پال در سال ۶۲۶ قبل از ميلاد درگذشت
    .

    بعد از آن مادها بر بخش بزرگي از آسياي صغير فرمانروايي كردند . “نبوكدنصر” ( بخت النصر ) پسر و جانشين “نبوپلسر” عقد اتحادي با ليدي ها منعقد كرد و با “آمي تيس” دختر هوخشتره ازدواج نمود. بعد از هوخشتره كه در سال ۵۸۴ قبل از ميلاد درگذشت پسرش “ايشتوويگو” بر تخت نشست و مدت مديدي با آرامش حكومت كرد ولي در نهايت در سال ۵۵۰ قبل از ميلاد سلسله اش توسط كورش هخامنشي در هم شكسته شد و سلسله و امپراطوري جديدي به نام پارسيان و
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] را پايه گذاري نمود .

    آشور باني پال ، پادشاه آشور، با افتخار تمام كارهاي خود را چنين شرح مي دهد
    :
    ?
    من آرامگاه نخستين و آخرين پاد[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ي را كه از آشور و عشتر خدايان من نترسيده و پدرانم را به ستوه آورده بودند و يران و با خاك يكسان كردم و آنها را در معرض خورشيد قرار دادم. استخوانهايشان را به آشور بردم. مردگانشان را دچار عذاب ساختم. آنان را از پيشكشي غذا و شراب به خدايان محروم نمودم. در مدت يك ماه و سي و پنج روز سفر ، كشور عيلام را به كلي ويران كردم و بر رويشان نمك و سهيلو ( نوعي گياه خاردار ) پاشيدم. خاك شوش ، مدكتد ، هلته مش و ديگر شهرهايشان را به توبره كشيدم و به آشور بردم ] ….. [ سر و صداي مردم ، صداي پاي گاوان و گوسفندان و فريادهاي خوشحالي را از كشتزارهايشان دور ساختم. دستور دادم گورخر و غزال و انواع حيوانات وحشي و جانوران صحرايي را به ميانشان رها كنند تا در آنجا مثل خانه ي خودشان زندگي كنند. ?

    در لوحي ديگر چنين ميگويد
    :
    "
    من به خدا و انسان و به مرده و به زنده نيكي كردم . چرا بيماري و بدبختي بر من چيره شد ؟ من از فرو نشانده آتش فتنه در كشور و پايان دادن به كشمكشهاي خانوادگي ناتوانم ، دسيسه ها و افتضاحات پيوسته بر من فشار وارد مي آورد و مايه پريشان خاطري من شده است . بيماري جان و تن پشت مرا دو تا كرده كه از شدت بدبختي فرياد ميزنم . روزهاي خود را به پايان ميرسانم . در روز خداي شهر و روز جشن من خود را بدبخت و بيچاره حس ميكنم . مرگ چنگال خويش را در من فرو آورده و من را از پاي در مي آورد . روز و شب از بخت خود مينالم و زاري ميكنم و درد ميكشم . اي خداي من! بر انسان رحمت كن و چنان بخواه كه اگر بي دين هم باشد نور تو را ببيند . "
    "
    ديودوروس” درباره كتيبه حك شده در روي قبر آشورباني پال چنين ميگويد :
    "
    چون نيك ميداني كه براي مردن زاده شده اي ! داد دل بستان و در جشنها خوش باش . در آن هنگام كه بميري ديگر هيچ خوشي نداري . چنين ست حال من . كه روزي بر نينواي عظيم فرمان مي راندم و اكنون جز مشتي خاك نيستم . با وجود اين ? آنچه كه در زندگي مايه لعنت تو بود از من است . خوراكي كه خوردم و هرزه گي هايي كه كردم ” ۶۲۶ قبل از ميلاد ( برگرفته از تاريخ تمدن ويل دورانت ? > مشرق زمين گهواره تمدن ?> آشوريان )

    پارسيان و هخامنشيان
    پس از آن به سال ۵۵۰ قبل از ميلاد شخصي از خاندان پارسيان پرچم طغيان را برافراشت و در نتيجه براي نخستين بار در جهان امپراطوري و شاهنشاهي را پي ريزي كرد كه بعدها مرزهاي ايران را به چندين ميليون كيلومتر گسترش داد
    .

    كورش كبير
    :

    وي كورش كبير نام گرفت و اسطوره ايرانيان شد . وي اتحاد پارسيان را تشكيل داد و ازكوچ نشينان پارسي يك كشور متحد ساخت و در مقابل تجاوزهاي متعدد قبايل مختلف و كشورهاي همسايه محافظت نمود . كورش نامدار در طول چند سال ايالات زيادي را از شمال و جنوب ايران و كشورهاي همسايه ? در غرب كشور ليدي و شهرهاي يونان آسياي صغير را تا حدود مدينترانه را جزوي از قلمرو پادشاهي خود كرد وي در سال ۵۴۹ پيش از ميلاد با لقب شاه انشان در الواح ظاهر شد. در سال ۵۴۶ قبل از ميلاد لقب شاه پارس را گرفت . كورش در سال ۵۴۶ قبل از ميلاد از كوهها گذر كرد و خود را به آسياي صغير رساند كه در آن زمان كاري شگفت آور محسوب ميشد
    .

    او با گذشتن از دجله كه در نزديكي هاي نينوا بود از بين النهرين عبور كرد و با دنبال كردن دامنه كوههاي شمالي بين النهرين جلگه مذبور را پشت سر نهاد . او بعد از رسيدن به “كاپادوكيه” فرستاده اي نزد “كروزوس ” شاه ليدي فرستاد كه سوگند ياد كند عليه وي شورش نكند و كروزوس به كورش وفادار بماند و اگر اينچنين كند بر پادشاهي خود ابقا خواهد ماند . كروزوس آنرا رد كرد و سپس كورش مجبور به حمله بدانجا شد
    .

    كورش هخامنشي كروزوس پادشاه ليدي را شكست داد . كورش در سالهاي ۵۴۵ تا ۵۳۹ قبل از ميلاد به مدت شش سال با قبايل مهاجم اطراف درياي خزر و هند سكونت داشتند در جنگ بود . پي سپس از آن شهر بلخ را تصرف كرد . سپس تا كنار رودخانه ياكسارتس ( سير دريا ) پيش رفت . او بناهاي مستحكمي در آنجا ساخت كه تا حمله اسكندر باقي بود . سپس سكاهها را مغلوب كرد . وي در سال ۵۳۹ وارد بابل شد . بابل مهمترين شهر سياسي و صنعتي و تجاري آن روزگار بود و كسي نتوانسته بود پا بدانجا بگذارد . او بابل را تصرف كرد و به احترام به خدايان آنان در معبد آنان در برابر خداي مردوك تاجگذاري نمود
    .

    وي اعلاميه آزادي انسانها و آزادي حقوق بشر را در بابل صادر نمود . او دست “بل مردك” را لمس كرد و دين مزدايي خود را به آنان تحميل نكرد . يهوديان را كه غلامان آنجا بودند به اورشليم و فلسطين بازگردادند و معابد ويران آنان را ترميم كرد . سپس رسم بردگي را كلا باطل اعلام نمود و آنرا جرم دانست . سپس كلده و سوريه و فلسطين را تسخير كرد. او در سال ۵۳۹ قبل از ميلاد فرمان داد تا مسير آب فرات را تغيير دهند و برگرداند و در نهايت پس از بينان نهادن بزرگترين شاهنشاهي تاريخ در جنگ با ماساژت كشته شد
    .

    كمبوجيه فرزند كورش كبير
    :

    كمبوجيه فرزتد ارشد كورش و كاساندان بود . وي در حيات كورش در مقام پادشاه بابل با پدرش در كار اداره ملك بابل شريك بود و ترديدي نيست كه در آخرين سفر جنگي كورش با ماساژت ها ? كمبوجيه به نيابت از پدر بر اريكه پادشاهي تكيه داده بود . وي پادشاهي سخت گير و جدي بود . او با كارشكنان و مزدوران با خشونت رفتار ميكرد تا عبرتي براي بازمادگان گردد تا مبادا خلل و فسادي در دربار ايران واقع شود . براي نمونه هنگامي كه يكي از هفت قاضي عالي ايران به فساد و رشوه ستاني متهم شد و محاكمه شدند – كمبوجيه فرمان داد تا پوست وي را بازكنند و بر مسند قضا نهند و پسرش را كه شغل پدر يافته بود حكم كرد تا برهمان مسند و بر پوست پدر نشيند و به داوري ميان مردمان بپردازد
    .

    كمبوجيه دست غارتگران و رشوه گيران را تا حدود زيادي از ايران كوتاه كرده بود . در آن هنگام برديا برادر كوچك كمبوجيه كه نويسندگان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] وي را ” سمرديس ” ميخوانند در حيات پدر فرمانرواي ولايات شرقي يعني خوارزم و باكتريا و كرمانيا ( كرمان ) بود .كمبوجيه پادشاه جديد را همگان – ايرانيان و كشورهاي همجوار ? به سرعت به رسميت شناختند . وي براي خواباندن شورشهاي اقوامي كه به تازگي تحت الحمايه پادشاه ايران قرار گرفته بودند مدت چهار سال تلاش كرد . او در سال ۵۲۹ قبل از ميلاد به صورت رسمي پادشاه ممالك گوناگون ايران شد . وي پس از سامان دادن به امور داخلي و خواباندن شورشيان اقدام به جبران عمل نكوهيده مصريان نمود .

    مصريان حدود ۱۲ تن از ايرانيان را در آن زمان در مصر كشته بودند و بر جنازه آنان خنديده بودند . خبر اين واقعه به پادشاه رسيده بود و او كه امپراطوري بزرگ منطقه به حساب مي آمد در انتظار كوچكترين خطايي از كشورهاي همسايه بود تا آنان را گوشمالي دهد و درس عبرتي به آنان دهد تا كشورهاي ديگر به فكر تضعيف حقوق ايرانيان نيافتند . در آن زمان ” آماسيس” پادشاه مصر ديد كه طوفان كمبوجيه در راه است و پادشاه ايران قصد لشگر كشي به مصر را كرده است . سقوط ليدي و بابل توسط امپراطوري ايران او را نگران كرده بود . به همين خاطر تلاش براي مقابله را آغاز كرد . پادشاه مصر كه در آن زمان با شورشهاي داخلي و نارضايتي مردم روبرو بود نتوانست كه همه هم و غم خود را معطوف ايران كند . به همين دليل با جزاير يوناني و بويژه “پولوكراتس” جبار جزيره “ساموس” متحد و پيمان همكاري بست . كموجيه راه مصر را آغاز كرد . او در مراحل نخستين راه – به غزه رسيد . در آنجا “فاتس” پادشاه “هاليكارناسوس” به لشگر ايران پيوست . وي با كموبچيه پيمان بست كه تمام آب و شترهاي ارتش ايران را مهيا سازند . كمبوجيه به راحتي از بيابانهاي كه از فلسطين تا مصر ادامه داشت عبور كرد
    .

    سپاهيان مصر در سال ۵۲۵ قبل از ميلاد در نبردي در نزديكي “پلوزيوم” شكست خوردند و بجاي دفاع فرار نمودند . سپس كمبوجيه با لشگرش از دروازه هاي “ممفيس” عبور كرد و مصر را به تصرف در آورد . در آن هنگام عده اي از ارتش ايران دست به نابودي شهر و معابد مصريان زدند كه كمبوجيه به سرعت مانع آنان گشت و دستور بازسازي همه ويرانيها و معابد را صادر نمود . بعد از آن كمبوجيه در سال ۵۲۴ قبل از ميلاد پنجاه هزار تن از سپاه خود را راهي “واحه آمون” كرد كه با اندوه فراوان در ميان راه سياهيانش ( شايد به علت طوفان شن در تبس ) گم شدند و هرگز اثري از آنان يافت نشد . كه بعدها “واحه آمون” به زير مرزهاي ايران در آمد . كمبوجيه در سال ۵۲۲ قبل از ميلاد مصر را ترك گفت كه در راه بازگشت به وطن خبر دادن فردي مغ به نام” گئومات” دعوي پادشاهي ايران كرده است و خود را برديا فرزند كورش ناميده است . “گئومات” يا بردياي دروغين آتشكده هاي ايرانيان را ويران نمود و دست به كشتار فجيحي زد كه با شندين اين اخبار كمبوجيه به گفته بعضي مورخين يا خودكشي كرده است يا وي را كشته اند
    .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] :

    سپس داريوش برزگ بر تخت پادشاهي جلوس كرد . در زمان داريوش ايالت هاي زيادي بر عليه دولت قيام كرده بودند و كشورهاي تحت كنترل ايران سر به شورش بر آورده بودند . دارويش بار ديگر مجبور به فتح امپراطوري هخامشيان شد . داريوش در مرحله اول ولايت عيلام را در جاي خود نشاند و “آترينا” پادشاه آنان را دستگير نمود . سپس بابل شورش كرد و “نيدين توبل” خود را نبوكدنصر سوم ناميد و دعوي پادشاهي كرد . داريوش سپاهي به بابل روانه كرد كه خود در راس ارتش قرار داشت . پس از جنگ شديد آنان را شكست داد و آرامش را در شهر برقرار نمود
    .

    بعد از آن شوش بناي ناسازكاري و آشوب را نواخت و داريوش با سپاهي روانه آنجا شد و آنان را ساكت كرد. سپس ارمنستان شورش كرد . داريوش سرداري به نام “دادارشيش” را مامور خواباندن شورش كرد ولي وي موفق نشد . سپس سردار ديگري به نام “والائوميسا” را مامور برقراري آرامش در آنجا نمود ولي باز موفق نشدند . در نهايت با لشگري كه داريوش روانه ارمنستان نمود آنان را مغلوب ساخت . سپس مردم “ساگارتي” شورش كردند . بعد از آن پارت ها و هيركاني ها . سپس بردياي دروغين خود را فرزند كورش خواند و خواهان سلطنت شد
    .

    سپس بابل به تحريك “آرخاي ارمني” بناي شورش را گذاشت . در نهايت وي بعد از هفت سال پيكار براي برقراري آرامش در سرزمينهاي ايران و خواباندن ۱۹ شورش بر عليه پادشاهي ايران موفق به پيروزي شد و همه را در جاي خود نشاند . او بار ديگر امپراطوري بزرگي كه كورش بنا كرده بود و كمبوجيه با فتح مصر آنرا گسترش داده بود را حفظ نمود . وي سيستم لشگري و كشوري را در ايران بنا نهاد و اداره كشور را بر دست “ساتراپها” سپرد . سپس براي شهر شهربان برگزيد و در كنار آنان يك سردار و يك دبير قرار داد تا مبادا بناي شورش گذارند
    .

    او چاپارخانه ها را در ايران پايه گذاري كرد . داريوش راهي موسوم به راهي شاهي ميان سارد و شوش ايجاد ميكند كه حدود ۲۴۰۰ كيلومتر طول داشته است . پيمودن اين راه به صورت پياده سه ماه به طول مي انجاميد . اين راه در نينوا در محل موصل كنوني از دجله مي گذشته و پس از آنكه نظير جاده كنوني موصل به بغداد ? مسافتي را در امتداد دجله پيش مي رفت سرانجام در ولايت سوزيانا به پاتخت مي رسيد . اوكانالي را بنا نهاد كه بعدها به كانال سوئز لقب گرفت ( به طول ۱۶۱ كيلومتر ) . او چندين سد در ايران و هند و كشورهاي منطقه براي جبران آب در روزهاي قحطي بنا نهاد . وي در سالهاي پاياني عمر- كشورهاي زير را در مرزهاي جغرافيايي ايران قرار داد و بر تمام آنان
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ي مقرر فرمود و خود با سمت شاه شاهان ( شاهنشاه ) بر آنان پادشاهي نمود : ماد – خوزستان – پارت – هرات – بلخ – سغد – خوارزم – زرنگ – رخج – ث ت گوش – گندار – هند – سكائيهاي هوم نوش – سكائيهاي تيز خود – بابل – آشور – عربستان – مصر – ارمنستان – كپد و كيه – سارد – يونان – سكائيهاي ماوراي دريا – سكودر – يونانيهاي سپر روي سر – ليبيها – حبشيها – اهالي مك – كارائيها . خصويات اخلاقي اين شاهنشاه طبق كتيبه هاي بدست آمده به شرح زير بوده است :

    وي در آرامگاه جاودانه خود در نقش رستم با الهام از فرهنگ غني ايراني و تعاليم زرتشت چنين ميگويد
    :

    خداي بزرگ است اهورامزدا . كه اين جهان را بيافريد . كه خرد و نيروي كوشش را بر من ارزاني داست . به خواست و نيروي اهورامزدا شاهم و فرمانهاي او را اجرا ميكنم اين چنين
    :

    دوستدار و پيرو راستي هستم و بدي را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه مي خواهم كه از سوي توانايي به ناتواني ستم شود و نه ميخواهم كه ناتواني به توانايي بد كند . آنچه موافق راستي است ميل من است و آنچه خلاف راستي است به شدت با آن مخالفم . خويم را در حد اعتدال نگه ميدارم و چون خشم بر مرا فرا گيرد با اراده بر آن چيره ميشوم تا مبادا ناروايي روي دهد . هوس اسير دام من است و بر آن سخت حكومت ميكنم . آنرا كه نيكي كند مطابق نيكي اش پاداش ميدهم . آنكه بد كند به كيفرش ميرسانم . به هيچ وجه مايل نيستم كه زيان و بد كرده شود و چون كسي مرتكب بدي شد به هيچ وجه مايل نيستم كه بي كيفر بماند . هرگاه مردي بر عليه كسي ادعا كند تا مورد دادرسي واقع نشود بر او حكمي روا نمي كنم . از آناني خوشوقت و خشنود هستم كه با تمام نيرو و قدرتشان در راه نيكي بكوشند اين چنين است رفتار و كردار من و اين است آنچه كه من مي كنم
    :

    در ميدان نبرد رزم آرايي چيره هستم . در پيكارگاه دستانم ميجنگند . چشم و هوش نيز بكار است . آناني كه فرمانبرند ميبينم و آناني كه خلافي كنند كارشان بر من پوشيده نيست . در ميدان پيكار به چالاكي ميجنگم . از نيروي دستان و پاهايم به خوبي بهره مند هستم . سوار كاري زبده و چالاكم كمانكشي ورزيده هستم . چه به هنگام نبرد پياده و چه سواره . نيزه گزاري چرب دست هستم . اين و هنرهاي ديگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا ياري ام كرد و نيروهايم را به نيكي هدايت كرد . اي مرد كه اين را ميخواني . نيك آگاه باش كه داريوش چگونه شاهي است . چه هنراها و نيروهايي دارد . اين براي تو ناراست نباشد . آنچه را كه گفتم عمل كن و اقدامات و جنگهاي بسياري براي سربلندي ايران زمين كه گفتن آن باعث خستگي ميشود . چند تن از اين اقدامات پادشاه در قسمت ناگفته هاي تاريخ درهمين وبلاگ آمده است
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]ه بزرگ( خشيارشا ) فرزند داريوش كبير :

    داريوش اندكي پيش از مرگ خشايار را وليعهد خود معرفي نمود . يونانيان وي را ( اكسركسس) ناميدند . خشايار مادرش آتوسا ( دختر كورش ) و پدرش داريوش بود . وي در سن ۳۴ سالگي بر تخت پادشاهي ايران و چندين كشور منطقه جلوس كرد . وي بلند قامت ? بزرگ منش ? دراي ريشي بلند اما تند خو و جدي بود . وي بعد از پدرش بر تخت امپراطوري بزرگي نشست كه تا ان زمان سابقه نداشت . وي همچنان مصمم بود كه راه نياكان خود را ادامه دهد . به همين دليل براي گوشمالي دادن به يونانيان ( زيرا يونانيان ليدي كه جزوي از ايران محسوب ميشد را به آتش كشيده بودند ) لشگري بزرگ راهي يونان كرد . يونانيان از قوانين بين كشورهاي آن روزگار عدول كرده بودند و مرتكب گناهي بزرگ شده بودند
    .

    از طرفي ديگر يونانيان داريوش را در دو جنگ شكست داده بودند و خشايار به جبران اين موارد راهي يونان شد و بعد از جنگهاي كه در همين وبلاگ آمده است آنان را بكلي شكست داد و يونان به زير مرزهاي ايران در آمد . وي با اين كار بزرگترين امپراطوري بشريت در آن زمان را براي پادشاهان آينده ايران بجاي گذاشت . خشايارشا در تابستان ۴۶۵ قبل از ميلاد توسط “خواجه اسپاميتريس” كه وي را “ميترادات” نيز گفته اند همراه با پسرش داريوش به قتل رسيدند . در قتل خشايار و داريوش درباريان پادشاه هم سهيم بودند . هفت ماه پس از آن “اردوان” فرمانده نگهبانان پادشاه كه در قتل خشايار دست داشت كوشيد تا اردشير فرزند ديگر خشايار را نيز به قتل برساند . اما اين توطئه ناكام ماند و اردشير بر تخت پادشاهي نشست
    .

    اردشير اول معروف به دراز دست
    :

    اردشير كه يونانيان وي را “آرناكسركسس” ميخواندند داراي دستان درازي بود . او مدت ۴۱ سال بر تخت پادشاهي ايران نشست . ولي برادراش با كمك باختري ها به شورش عليه او برخواست و دعوي سلطنت كرد . اردشيردر سال ۴۶۲ قبل از ميلاد در دو جنگ وي را سركوب كرد و در جاي خود نشاند و پس از آن هيچ خبري از برادرش نشد . پس از آن در مصر شورشهاي انجام گرفت كه ايالتها را سخت تهديد ميكرد . فرمانده اين شورشها ” ايناروس” پسر “پسامتيكوس” فرمانرواي “ليبياسر” بود . او پادگان ارتش ايران را در مصر( دژ سفيد ) محاصره نمود
    .

    در همين حين كشتي هاي آتن از قبرس عليه ايران و به جهت ياري رساندن به شورشيان مصري راهي مصر شدند و وارد شورشها عليه ايران شدند . در اين هنگام مكابيز شهربان سوريه كه ايراني بود جهت سركوب شورشها برخواست و در سال ۴۵۵ قبل از ميلاد اكثر مصر را آرام كرد به جز نواحي اطراف “مصب نيل” . پس از آن معاهده اي جهت صلح بين ايران و يونان بسته شد كه به نام معاهده “سيمون” نام گرفت . در نهايت اردشير در مارس ۴۲۴ قبل از ميلاد درگذشت و پس از وي فرزندش خشايار دوم بر تخت پادشاهي ايران جلوس كرد ولي پادشاهي وي ۴۵ روز بيشتر به طول نيانجاميد و وي توسط “سغديان” و توطئه آنان به قتل رسيد
    .

    بعد از وي داريوش دوم بر تخت نشست . كه در زمان وي شورشهاي بسياري صورت گرفت كه همه آنان توسط وي آرام شد . در اين هنگام يونانيان كه از داخل مشغول اغتشاشات مختلفي بودند و نمي توانستند در جنگهاي خارجي از خود دفاع كند مجبور به دادن باجهايي به ايران شدند تا ايران آنان را در مقابل تجاوزهاي خارجيان محفوظ دارد
    .

    فردوسي بزرگ درباره بنا نهادن كاخهاي پرسپوليس ( تخت جمشيد ) اينچنين ميگويد
    :

    بفر كياني يكي تخت ساخت چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت
    كه چون خواستي ديو برداشتي زهامون بگردون برافراشتي
    چو خورشيد تابان ميان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا
    جهان انجمن شد بر تخت اوي شگفتي فرومانده از بخت اوي
    به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آنروز را روز نو خواندند
    .

    اخلاق و اداب ايرانيان در عصر هخامنشي
    هرودوت مورخ يواناني كه در سده پنجم قبل از ميلاد مي زيسته و با چند تن از شاهان هخامنشي همزمان بوده است. دراين زمينه چنين مي نويسدايرانيان به فرزندان خود از پنج سالگي تا بيست سالگي آداب نيكوي زرتشتي و بويژه سواري تيراندازي و راستگويي مي آموختند. آنها دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند. و براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خودداري مي كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود
    .

    آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند و آن را امري بسيار نكوهيده مي پنداشتند . در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند. ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و گرما،*بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه راني عادت ميدادند و بزرگترين صفات آنان مردانگي، رشادت ودلاوري بود. از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن همسايه بود، به كساني كه در راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند، پاداش هاي بزرگ مي دادند
    .

    از رشوه گيري ،* دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري مي كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر مي شد
    .

    سقوط هخامنشيان
    :

    اين سلسله با حمله اسكندر مقدوني در زمان داريوش سوم در هم كوبيده شد . اسكندر جواني ۲۲ ساله بود كه روياي پادشاهي بر امپراطوري ايران را در سر ميپروراند . اسكندر در سال ۳۳۴ قبل از ميلاد بر كشتي نشست از داردانل عبور كرد . او اروپا را پشت سر گذاشت . مصر در آن زمان كه جزوي از ايران محسوب ميشد توسط اسكندر تصرف شد . داريوش سوم كه داراي منابع بيكران و قدرت زيادي بود و خزائنش مملو از ثروت بود نتواسنت از هيچكدام از آنان استفاده كند و اسكندر با شگفتي تمام مصر را گرفت
    .

    داريوش درخواست صلح داد ولي اسكندر نپذيرفت و وارد پرسپوليس شد و به گفته هاي تاريخ شناسان از مستي زياد – پايتخت ايران را كه تا آن زمان آنچنان زيبايي كسي به خود نديده بود در سال ۳۳۰قبل از ميلاد به آتش كشيد و بعدها از اين اقدام نادم آمد . از آنجايي كه داريوش پسري نداشت اسكندر از اين فرصت استفاده نمود و خود را پادشاه جديد ايران معرفي كرد . سپس دختر پادشاه را به همسري برگزيد و بر تخت سلطنت ايران جلوس كرد و بعدها سلسله اي كاملا يوناني بر ايران تحميل كرد كه سلوكيان نام گرفت
    .

    كتيبه هايي كه در تخت جمشيد به سه زبان آرامي ، ايلامي و فرس باستان نوشته شده است بيانگر اين هستند كه ايرانيان به فن ترجمه آگاهي داشتند. در كاخ مركزي تخت جمشيد بر روي زمين دايره اي ديده مي شود كه اين دايره درست در زير سوراخ سقف قرار داشته است. درست در موقع تحويل سال در نوروز و اولين روز پاييز خورشيد به صورت عمودي از اين روزنه به درون مي تابيد. اين خود بيانگر اين است كه ايرانيان با علم نجوم آشنايي داشتند
    .

    وقتي كه در ناحيه درودزن در استان فارس مي خواستند سدي بسازند با امكانات علمي و مهندسي امروزه سعي كردند بهترين جا را براي سد پيدا كنند. وقتي طبق اصول مهندسي امروزه محل سد را تعيين كردند با كمال شگفتي آثار “سد داريوش كبير” را آنجا يافتند. از اين رو آنجا را سد داريوش ناميدند. اما اين نام به عده اي ناخوشايند آمده و نام آن سد را به سد درود زن تغيير دادند
    .

    كتيبه اي پيدا شده كه در آن كتيبه داريوش كبير به كارگزاران خود دستور مي دهد كه در مصر دانشگاه بسازند. اينها نمونه كوچكي از علم دوستي هخامنشيان است
    5 کاربر مقابل از The Wollek عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Sarkesh (07-14-2011), matin-cena (07-14-2011), win (07-14-2011), © The Phantom Pain (07-14-2011), Ғ Д † Д Ł β (07-14-2011)
    امضای ایشان
    .

    .


  6. Top | #1446

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    شماره عضویت
    24565
    نوشته ها
    33
    تشکر
    39
    تشکر شده 104 بار در 27 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض

    سلام دوستان. طرف میره آلمان برای همسرش نامه می نویسه ولی به صورت نقاشی پایین نقاشی ترجمش نوشته ولی اول ببینید می توانید بخوانید یا نه؟

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    این هم ترجمه:

    خط اول :حالت چه طوره زن ؟
    خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
    خط سوم : مادرت چه طوره ؟
    خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
    خط پنجم : فقط برگردم خونه....
    خط ششم : می کشمت
    خط هفتم :اقاتون از آلمان...
    8 کاربر مقابل از matin-cena عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DIONYSUS (07-15-2011), JMJ (07-17-2011), Sarkesh (07-14-2011), The Shadow (07-14-2011), amirnba (07-15-2011), bomb5 (01-26-2012), © The Phantom Pain (07-14-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-14-2011)
    امضای ایشان

  7. Top | #1447

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    خدايا ما را ببخش .
    خنده داره بخونيد .

    داستان اخوند تازه كار :


    یک طلبه ای تازه، لیسانس آخوندی گرفته بود و برای اولین بار بایستی توی مسجدی روضه می خواند. ولی از آنجایی که خیلی ترسیده بود و عصبی شده بود، زبانش بند آمد و نتوانست حتی یک کلمه بیان کند.

    یک آخوند کهنه کار که آن صحنه را دید، سعی کرد که همکار جدیدش را راهنمایی کند. به او گفت : دفعه بعد، قبل از روضه خوانی، چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بریز... و بنوش تا ترست از بین برود

    طلبه هم جمعه بعدی همین کار را کرد و روضه خیلی گرم شد. روز بعد نامه*ای از طرف همان آخوندی که نصیحت کرده بود به دست طلبه رسید. توی آن نوشته شده بود

    برادر جمعه بعدی چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بریز، نه چند قطره آب توی یک بطری ویسکی. ضمناً مایلم بهت بگویم که

    لازم نیست عمامه ات را دور کمرت ببندی

    اینجوری عکس امام را جلوی مردم ماچ نکن، برات حرف در می آرند

    ده فرمان موسی واقعاً ۱۰ تا بودند، نه ۱۲ تا. ۱۲ تعداد امامان است، نه ۱۱ تا. ۱۱ نفر تعداد بازیکنان تیم فوتبال است و نفر دوازدهم داور نامیده می شود، نه امام زمان

    وقتی راجع به پیغمبر صحبت می کنی، بگو محمد (ص) و دوازده امام، نگو محمد و تیمش

    اسم یزید، واقعاً یزید بوده است، نگو «اون مادر قحب ه» جلوی خواهران

    وقتی راجع به نایب امام زمان صحبت می کنی، بگو امام، نگو پدر خوانده. پدر خوانده مافیایی بوده است

    بن لادن اصلاً ربطی به ضربت خوردن حضرت علی نداشت و جورج بوش اصلاً در جنگ کربلا شرکت نکرده بود

    عیسی تیرباران نشد، به صلیب کشیده شد

    پایتخت عراق، بغداد است، نه نیویورک

    ـ گلاب برای خوش بو کردن است، نه برای خنک کردن عرقهای گردنت

    خرماهایی که آنجا بود مزۀ ویسکی نبود

    گناهکاران به جهنم می روند، نه به قزوین

    اون پیرمردی که با انگشت بهش اشاره کردی و گفتی اون بچه باز كو...ني است، من بودم

    امام علی در هیچ مسابقات جهانی شمشیربازی شرکت نکرد و هیچوقت قهرمان المپیک نبود. برای مردم خالی نبند

    عایشه زن پیغمبر بود، نه نوه اش

    حضرت محمد بیسواد بود. نه شطرنج بازی می کرد و نه اینترنت داشت. آیه های قرآن توسط یاهو مسنجر به او وحی نمی شد

    روضه خوانی بصورت نشسته اجرا می شود. چرا روی قالی دراز کشیده بودی؟

    در پایان روضه خوانی، مردم را وادار کن که صلوات بفرستند. به آنها نگو گور پدر همتون

    خلاصه برادر ر یدی والسلام
    8 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Arsalan (07-14-2011), DIONYSUS (07-15-2011), Didoo (07-14-2011), Never Give Up (07-14-2011), The Survivor (07-14-2011), amirnba (07-15-2011), farzam_12 (07-14-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-14-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  8. Top | #1448

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    34
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,843 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض

    جمعیت کنسرت ال پی از دید دی جی گروه مستر هان


    11 کاربر مقابل از SASAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Arsalan (07-14-2011), BiTW PuNk (07-15-2011), DIONYSUS (07-15-2011), Didoo (07-15-2011), Goldberg The Man (07-15-2011), JMJ (07-17-2011), Never Give Up (07-14-2011), The Phenom (07-15-2011), amirnba (07-15-2011), bomb5 (01-26-2012), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-14-2011)
    امضای ایشان



  9. Top | #1449

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    شماره عضویت
    2084
    سن
    41
    نوشته ها
    2,822
    تشکر
    5,152
    تشکر شده 6,623 بار در 1,293 ارسال
    حالت من
    Mariz
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)

    پیش فرض

    جمعیت کنسرت متلیکا از دید یه عکاس که زیادی بالا رفته

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    10 کاربر مقابل از The Phenom عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DIONYSUS (07-15-2011), Didoo (07-15-2011), Goldberg The Man (07-15-2011), JMJ (07-17-2011), Keyvan (07-15-2011), SASAN (07-15-2011), Sarkesh (07-15-2011), amirnba (07-15-2011), farzam_12 (07-15-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-15-2011)
    امضای ایشان





    اون روزا ما دلی داشتیم
    واسه بردن جونی داشتیم
    واسه مردن کسی بودیم
    کاری داشتیم
    پاییز و بهاری داشتیم
    تو سرا ما سری داشتیم
    عشقی و دلبری داشتیم






  10. Top | #1450

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    34
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,843 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض

    ممنون بهمن جون .

    این همون چیزی بود که دیشب به ارسلان گفتم . تو جمعیت کنسرت ها واقعا کسی به متالیکا و ال پی نمیرسه .


    مخصصوا اون کنسرت متالیکا فکر کنم تو روسیه بود که تهش ناپیداست
    4 کاربر مقابل از SASAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Didoo (07-15-2011), The Phenom (07-15-2011), amirnba (07-15-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-15-2011)
    امضای ایشان



صفحه 145 از 249 نخستنخست ... 4595135143144145146147155195245 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد