بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 28 از 249 نخستنخست ... 1826272829303878128 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 2490

موضوع: کافی شاپ iWE !

  1. Top | #271

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    7385
    نوشته ها
    555
    تشکر
    306
    تشکر شده 478 بار در 140 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    66 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    [size=medium]جملات عاشقانه زیبا[/size]

    [align=center][/align]

    [align=center]رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی ، برخوردی وعده ای به تو گفتند ، کبوترت در حسرت پرکشیدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنکن ! تمام این سالها کنارمن بودی ! کنار دلتنگی دفاترم ! درگلدان چینی
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باشی
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می*کنه احساس می*کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا نگه داری. دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    باز هم غم عشق و ناله جدایی در من فغان کردنمی دانم آیا آب عشقی پیدا خواهد شدکه این آتش را در من خاموش کندگر این آب پیدا نشد این آتش در من چه خواهد کردمرا خواهد سوزاندولی من از خدا می خواهم که این آتش آتش عشق تو باشدخدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    اگه تو خدا را فراموش کردی این رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمی کنه چون دوست داره
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    خوشبختی و بدبختی برای یه مرد شجاع مثل دست راست و چپش می مونه . اون هر دوشونو به کار می*بره
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم میگیرند. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد. دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی
    [/align]

    موفق باشید ...

  2. Top | #272

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    19204
    سن
    32
    نوشته ها
    34
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    داستانی بس جالب!

    حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده*اید که دنده عقب می*رفته که به ماشین یک کانادایی می*زند و پلیس که می*آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می*کند و می*گوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی* شده شما دنده عقب می*رفتید!"

    حالا اتفاق جالب*تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس می*آید کنار ماشین و می*گوید:

    "گواهینامه و کارت ماشین!" اصفهانی با لهجه غلیظی می*گوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست.


    من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین."

    مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم می*زند به فرمانده*اش و عین قضیه را تعریف می*کند و درخواست کمک فوری می*کند.

    فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می*رساند و به راننده اصفهانی می*گوید:

    آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می*آورد و می*دهد به فرمانده. فرمانده می*گوید: کارت ماشین؟ اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در می*آورد و می*دهد به فرمانده.

    فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می*دهد راننده در صندوق عقب را باز کند. اصفهانی در را باز میکند و فرمانده می*بیند که صندوق هم خالی است.

    فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می*گوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!"

    اصفهانی می*گوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می*خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می*رفتم؟

    [hr]
    اگر هر كشوري سريال يوزارسيف رو مي ساخت آخر داستان چه مي شد؟

    [آمريكا => يوزارسيف درخواست بانو زليخا رو مي قبوليد و همه چيز به خوبي خلاص ميشد...

    كره => آخناتون دو تا شاهزاده داشت كه باهم سر يه دختر دعواشون ميشد كه تاجره و بعدشم همديگرو ميكشتن و آخر سر هم يوزارسيف دختره رو ميگرفت!

    هند => يوزارسيف تازه يه جايي كه عاشق شده بود، يادش مي افتاد كه يه پدري داره و در پي پدرش هم متوجه ميشه كه پدرش از مادر او يه بچه ي ديگه هم داشته! وقتي ميره برادرشو پيدا كنه مياد ميبينه كه در عشق شكست خورده و يكي ديگه دختره رو گرفته!

    روسيه => در حين فيلم يوزارسيف به انرژي هسته اي دست پيدا ميكنه و در رقابت با كاهنان معبد آمون سعي ميكنن كه يك انسان به فضا بفرستند و يوسف موفق ميشه با اختلاف 10 دقيقه يه مرد به ماه بفرسته...

    مكزيك => يوزارسيف و آنخمائو (كاهن معبد) واي ميسن رو برو هم و آخناتن گيتار ميزنه و اون دو تا دوئل ميكنن و كاهنان معبد هم واي ميسن تماشا... سر ساعت آنخمائو كشته ميشه!

    اسپانيا => در حين فيلم 100 زوج عاشق با همديگه ازدواج ميكنن و در اين حين كاهنان و يوزارسيف فاميل ميشن و همه چيز به خوبي و خوشي خلاص ميشه...

    انگليس => كاهنان شبانه بوسيله ي تونل گندم ها رو كش ميرن و قهطي 3 سال زودتر شروع ميشه و دربدر يوزارسيف از گشنگي ميميره و بعدشم كاهنان گاو پرست ميشن...

    فرانسه => همينو بدونيد كه همه چيز اونطوري كه نميخواهيد تموم ميشه...
    [/b][/font]

  3. Top | #273

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    شماره عضویت
    4909
    سن
    34
    نوشته ها
    49
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !


  4. Top | #274

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    19204
    سن
    32
    نوشته ها
    34
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    داستان جالبی است بخونید...

    در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
    روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
    روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.
    روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
    حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره اي روبرو شد؟
    فكركنيد.شما هم يك ايراني هستيد.
    .
    .
    .
    چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.

  5. Top | #275

     کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره  کاربر چهار ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    شماره عضویت
    6787
    سن
    31
    نوشته ها
    3,399
    تشکر
    20,039
    تشکر شده 19,770 بار در 2,823 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Vaaaaay
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1722 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    شكلك هاي ياهو ايراني :



  6. Top | #276

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    19204
    سن
    32
    نوشته ها
    34
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    تفاوتهای جالب روانشناختی زنان و مردان
    دانستنی،
    نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

    بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

    مردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

    هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

    تفاوتهای روانشناختی
    1- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

    2- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

    3- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

    4- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند؛ درحالیکه مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

    5- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.

    6- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

    7- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.

    8- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

    9- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.

    10- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند.

  7. Top | #277

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    شماره عضویت
    9281
    نوشته ها
    1,062
    تشکر
    2,783
    تشکر شده 2,982 بار در 409 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    880 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    [size=large][align=center] زوج هاي بازيگر در ايران [/align][/size]

    يه عكس باحالم از ضايع شدن و بد خوردن زمين به دخترم گذاشتم

    [align=center][/align]

    [size=medium][align=center]زوج هاي بازيگر ايراني[/align][/size]

    زوج های بازیگر، عموما در پی یک همکاری مشترک، به هم علاقه مند می*شوند و وصلت شان سر می*گیرد. نکته این جاست که اگر سابقه بازیگری شان زیاد باشد،اخلاق شان را خیلی ها می*دانند و دیگر نمی*توان گفت کسی بی گدار به آب زده و بدون شناخت کافی، همسر آینده اش را انتخاب کرده است.

    چون از هر کدام از عوامل سینما که کارنامه شان را بخواهی، می*توانند کمکت کنند. اما خب بعضی وقت ها هم احساس بر منطق غلبه می*کند و ازدواج هایی سینمایی، خیلی زود به نقطه پایان می*رسد، اما برخی نیز به پایداری یک عمر هستند. واقعیت این است که دنیای بازیگران سینما و تلویزیون و حتی تئاتر با دنیای دیگران متفاوت است، با همه دیگران، چه شخصیت های مشهوری باشند و چه آدم های معمولی که ما سعی می*کنیم وارد حیطه آن ها نشویم.

    خراسان به نقل از هفته نامه ایران دخت نوشت: تنها عرصه ای که چهره های مطرح مرد و زن در آن می*توانند با دیگران هماوردی کنند، سینما و تلویزیون است. در نتیجه تصمیم گرفتیم به موقعیت سینما از لحاظ حضور زوج های سینمایی امروز کشور بپردازیم. در واقع چون گفت و گوی اصلی مان به یک زوج بازیگر مربوط بود، زوج های سینمایی را در حالت کلی کنار گذاشتیم و به زوج های بازیگر پرداختیم.

    [size=medium]محمدرضا شریفی نیا آزیتا حاجیان[/size]
    راستش را بخواهید می*گویند این زوج بازیگر که البته طرح مذکرش جزو همه فن حریف های سینماست! این روزها با یکدیگر زندگی نمی*کنند. هر چند هم چنان زن و شوهر قانونی هستند. آن ها حتی در یک تئاتر هم با هم همکاری داشتند اما همکاری سینمایی شان بسیار کم رنگ شده است. البته آن ها ۲ دختر هنرمند هم دارند که یکی شان یعنی ملیکا بیشتر به زندگی مشترک چسبیده و دیگری یعنی مهراوه به شدت مشغول بازی در پروژه های سینمایی و تلویزیونی است. حاجیان که فعالیتش طی چند سال گذشته در زمینه سینما بسیار کم کار شده بود، سال گذشته در ۳ فیلم «تاکسی نارنجی»، «دل شکسته» و «کیمیا و خاک» بازی کرد. برخی از شایعات حکایت از ممنوع الفعالیت شدن شریفی نیا طی سال گذشته می*داد.

    [size=medium]مهدی هاشمی- گلاب آدینه[/size]
    سلطان و سلطان بانوی محبوب دهه شصت از تئاتر آغاز کردند. به ظاهر قرار نبود که گلاب آدینه این نقش را بازی کند و داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی معتقد بودند که او برای بازی در این نقش مناسب نیست اما به دلیل اظهار علاقه بهرام بیضایی به بازی او در تئاتر «دایره گچی قفقازی» هاشمی و فرهنگ هم می*پذیرند که این نقش خاطره انگیز را گلاب آدینه بازی کند اما پیش از آن، مهدی هاشمی در قسمت فوق برنامه دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)، استاد بازیگری تئاتر بود، گلاب آدینه هم جزو شاگردانش.آشنایی و همراهی مداوم «گلاب آدینه» با گروه تئاتری «پیاده» به سرپرستی داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی، به ازدواج او با هاشمی در سال ۵۶ منجر شد.
    بنا به گفته گلاب آدینه برای نخستین بار خودش پیشنهاد ازدواج را با «مهدی هاشمی» مطرح کرده است. این دو بازیگر در فیلم های «زرد قناری» (رخشان بنی اعتماد)، «شکار خاموش» (کیومرث پوراحمد)، «بهترین بابای دنیا» (داریوش فرهنگ) و مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» با یکدیگر هم بازی بودند.

    [size=medium]امین حیایی نیلوفر خوش خلق[/size]
    به ستاره ای مثل امین حیایی نمی*آید که در هر گفت و گوی رسانه ای یا خصوصی این قدر از همسرش تعریف کند اما او این کار را می*کند و به حرف و حدیث ها هم اهمیتی نمی*دهد. البته خوش خلق هم برای شوهرش کم نمی*گذارد. ما سال هاست که روزگار خوشی را کنار هم می*گذرانیم و امیدواریم که این روند ادامه داشته باشد، چرا که اصولا من و امین چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری به آینده خوشبین هستیم و دلمان می*خواهد زندگی با آرامش را تجربه کنیم.
    امین حیایی در زمان فیلم برداری مجموعه «روزگار جوانی» با نیلوفر خوش خلق آشنا شد. حیایی و خوش خلق پیش از ازدواج، در فیلم «مونس» نیز با یکدیگر هم بازی بودند که این فیلم چندان موفق نبود. مانی و ندا نیز نتوانست موفقیتی برای آن ها به حساب آید. اما آن ها هم زمان با بازی در فیلم «بوی بهشت» ازدواج کردند. نکته جالب در این باره این که در تیتراژ این فیلم نوشته شده بود: نیلوفر حیایی این دو بازیگر در فیلم «سنگ، کاغذ، قیچی» به کارگردانی سعید سهیلی، برای چهارمین بار با یکدیگر هم بازی شدند. اما موفق ترین همکاری مشترک آن ها به طور قطع بازی در نقش زن و شوهر فیلم «دایره زنگی» است که هم خیلی خوب بازی کردند و هم فیلم با فروش بسیار خوبی روبه رو شد.

    [size=medium]علی مصفا- لیلا حاتمی[/size]
    بازی*های علی مصفا را خیلی ها می*پسندیدند، حتی اگر در فیلمی مثل پارتی بازی کرده بود. او اما کم کم دارد از دایره بازیگرها خارج می*شود و وارد جرگه کارگردان*ها می*شود. همسرش اما یکی از محبوب ترین بازیگران سینماست. لیلا حاتمی خود اما ثمره زندگی دو سینماگر زنده یاد علی حاتمی و همسرش زهرا حاتمی است. البته لیلا حاتمی به دلیل تولد ۲ فرزندش، مدتی بازی در فیلم های سینمایی را نپذیرفت.
    نخستین بازی مشترک حاتمی و مصفا هم به فیلم «لیلا» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» باز می*گردد که سکوی جهش این بازیگران مستعد بود. آن ها در فیلم دیگر مهرجویی یعنی «میکس» هم همبازی شدند. ناگفته نماند که لیلا حاتمی ستاره فیلم همسرش یعنی «سیمای زنی در دور دست» هم بود.
    [size=medium]امیر جعفری- ریما رامین فر[/size]
    طبیعتا قیافه امیر جعفری به سوپراستارها نمی*خورد اما او یک بازیگر قابل است که خیلی ها هم دوستش دارند. او نخستین بار همراه با همسرش ریما رامین فر در «نان، عشق و موتور هزار» بازی کرد. اما کمتر کسی این ۲ را با این فیلم در خاطر داشت تا این که جعفری در مجموعه «بدون شرح» به کارگردانی «مهدی مظلومی» همراه با «فتحعلی اویسی» به ستاره های تلویزیونی تبدیل شدند. بازی راحت و گرم او که پشتوانه ای هم چون سال ها بازی در تئاتر داشت، باعث شد تا خیلی زود مورد توجه قرار گیرد. رامین فر که بیشتر در تئاتر بازی می*کرد و در تلویزیون ترجیح می*داد بنویسد، در «رفیق بد» به کارگردانی ایرج تهماسب، هنرش در بازی نقش های کمدی را به نمایش گذاشت. نکته جالب درباره این زوج این که هم زمان با پخش مجموعه محبوب «میوه ممنوعه» صاحب فرزندی به نام آرین شدند.

    [size=medium]بهاره رهنما- پیمان قاسم خانی[/size]
    به نظر می*رسید که موفقیت فیلم عاشقانه به کارگردانی علیرضا داودنژاد، سکوی جهشی خواهد شد برای ۲ بازیگر جوانش که پس از مدتی شنیدیم با هم ازدواج کرده اند، اما آن ها تا مدت ها در فیلمی بازی نکردند. هر ۲ بازیگر این فیلم پرفروش طی سال های بعد به چهره های موفقی تبدیل شدند اما جالب آن که بازیگر مرد آن یعنی پیمان قاسم خانی، ترجیح داد دیگر بازی نکند و فیلم نامه بنویسد. به طور حتم می*دانید که او طی این سال ها به یکی از موفق ترین و محبوب ترین نویسندگان طنز ایران تبدیل شده است. اما بهاره رهنما هم که دغدغه های دیگری جز بازیگری دارد- نظیر نویسندگی و روزنامه نگاری- با «نان، عشق و موتور هزار» دوباره توانایی هایش را نشان داد و بازی در سینما و تلویزیون را با شدت بیشتری پی گرفت.این زوج موفق پس از سال ها در فیلم «سن پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی با یکدیگر هم بازی شدند.
    دختر ۹ ساله آن ها پریا نیز امروز در برخی پروژه های سینمایی و تلویزیونی نقش آفرینی می*کند.

    [size=medium]نیما فلاح- سحر ولدبیگی[/size]
    نیما فلاح بیش از بازی به فکر شرکت تبلیغاتی اش است اما سحر ولدبیگی هم چنان مشغول بازی است. نیما نخستین بار با بازی در نقش دستیار «درک» یعنی هنرا در طنز «ساعت خوش» چهره شد. او جای زنده یاد داود اسدی در این نقش بازی می*کرد اما بعدها فعالیت خود را گسترده تر کرد. ولدبیگی اما با مجموعه پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به یک چهره کمدی تبدیل شد. او دختر مسعود ولدبیگی چهره پرداز مطرح سینما و تلویزیون هم هست، با اجرای برنامه برای کودکان کارش را آغاز کرد.

    [size=medium]رامبد جوان سحر دولتشاهی[/size]
    رامبد جوان را خیلی ها می*شناسند اما شاید چهره سحر دولتشاهی تا پیش از پخش طنز مسافران چندان برای عموم مردم آشنا نبود. او البته در سابقه کاری اش، بازی در فیلم هایی نظیر «میم مثل مادر» و «چهارشنبه سوری» را دارد.
    رامبد جوان در مجموعه جدیدش موفق شده بود بازی خوبی از همسرش بگیرد و شاید درست تر باشد که بگوییم همسرش در مجموعه جدید او خوب بازی کرده بود. جوان در یک برنامه تلویزیونی کنار همسرش گفت که این نقش به واقع برای دولتشاهی مناسب بود و او به هیچ وجه در این انتخاب پارتی بازی نکرده است.
    محمود پاک نیت و مهوش صبرکن که در مجموعه پس از باران هم بازی بودند، آتش تقی پور و شهین علیزاده که جزو هنرمندان باسابقه تئاتر و تلویزیون هستند، بهروز بقایی و پرستو گلستانی که عمده فعالیت این روزهایشان به تئاتر اختصاص دارد، هادی مرزبان و فرزانه کابلی که جزو پیشکسوتان تئاتر و تلویزیون هستند، اصغر همت و افسر اسدی که نقش های به یاد ماندنی زیادی را در ذهن ایرانیان ثبت کرده اند، سعید تهرانی و لادن طباطبایی که طی این سال ها کم تر باهم هم بازی شده اند، حسن پورشیرازی و مهناز افضلی که دومی به ظاهر این روزها کم تر به فعالیت های سینمایی می*پردازد و استاد داود رشیدی و احترام السادات برومند هم جزو مهم ترین زوج های بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران هستند که در ذهن علاقه مندان هنر ایران نقش های ماندگاری را ثبت کرده اند

  8. Top | #278

     کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره  کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره

    عنوان کاربر
    Nothing
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5151
    سن
    35
    نوشته ها
    4,116
    تشکر
    11,074
    تشکر شده 11,535 بار در 2,040 ارسال
    حالت من
    Mariz
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1128 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    چندتاي ديگه هم هستند : الهام حميدي كه شوهرش نويسنده و تهيه كنندست كه اسمش يادم رفته و همچينين زيبا بروفه و چند تاي ديگه كه حضور ذهن ندارم.

    البته شريفي نيا و حاجيان سه سالي هست كه از هم جا شدند !

    همچنين برادر پيمان قاسم خاني يعني محراب قاسم خاني هم با شقايق دهقان زن و شوهر هستند !

  9. Top | #279

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    13300
    سن
    31
    نوشته ها
    349
    تشکر
    1
    تشکر شده 5 بار در 5 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    ......
    یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه ، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش میکنه.
    وقتی میرسه خونه میبینه گربه هه از اون زودتر رسیده خونه!!! این کارو چند بار تکرار میکنه اما نتیجه ای نمیگیره…
    یک روز گربه رو برمیداره میذاره تو ماشین بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و … خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. یک ساعت بعد زنگ میزنه خونه زنش گوشی رو برمیداره.
    مرده میگه : اون گربه ی**** خونس؟
    زنش میگه : آره.
    مرده میگه گوشی رو بهش بده من گم شدم!!!

  10. Top | #280

    کاربر عادی  کاربر عادی کاربرعادی  کاربر عادی   کاربرعادی

    عنوان کاربر
    Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    شماره عضویت
    19204
    سن
    32
    نوشته ها
    34
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: کافی شاپ Iwe !

    سیر تکاملی رفتار با دختر ها در خانواده - طنز
    سال ۱۲۳۰ :
    مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

    زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

    مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

    – بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…


    سال ۱۲۸۰ :
    مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

    زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

    مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

    – بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …



    سال ۱۳۳۰ :
    مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

    زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

    مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

    – بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


    سال۱۳۸۰ :
    مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

    زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

    مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )


    سال ۱۴۰۰ :
    زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

    بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!


صفحه 28 از 249 نخستنخست ... 1826272829303878128 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد