[align=center]
امار جهان رو به صورت لحظه به لحظه ببینید :
http://www.worldometers.info/fa/
[/align]
فعلا...

[align=center]
امار جهان رو به صورت لحظه به لحظه ببینید :
http://www.worldometers.info/fa/
[/align]
فعلا...
[align=center] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
http://www.wrestleshare.net/images/06826315104012773983.jpg
http://www.wrestleshare.net/images/88954003720480634440.jpg
http://www.wrestleshare.net/images/19653165774720325164.jpg
http://www.wrestleshare.net/images/73665316803846172522.jpg
http://www.wrestleshare.net/images/52048536792936685989.jpg[/align]
محبوب ترین اسکرین سیور در آمریکا :
[align=center]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
- اگه جایی گیر کرد , با موس بکشیدش .
[/align]
- یکی پیدا شه اینو برای ایرانیا بومی سازی کنه !
- از خز کردن این تکنولوجی بپرهیزید
با بای !
[align=center]هنرمند
مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است همان پول گلدان ساده را مي گيري؟
فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است .
علی شریعتی
دو جمله زیبا
آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند.
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
درس خوندن با هم
دانشجوی پسر + دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن ۲ دانشجوی دیگر جهت بازی حکم
دانشجوی دختر + دانشجوی پسر = عشق
دانشجوی دختر + دانشجوی دختر = غیبت از یه دانشجوی پسر[/align]
چرچيل (نخست وزير سابق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر bbc برای مصاحبه می*رفت.
هنگامی که به آن جا رسيد به راننده تاکسی گفت آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم.
راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سريعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچيل را از راديو گوش دهم !
چرچيل از علاقه*ی اين فرد به خودش خوشحال و ذوق*زده شد و يک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده تاکسی با ديدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچيل! اگربخواهيد، تا فردا هم اين*جا منتظر می*مانم !!!![]()

ساعت 2 صبح به وقت ایران بیدار شدیم .. تا 2 و نیم تو لابی ...
دیگه 3 سوار اتوبوس شدیمو رفتیم به سمت هانجو .. ( ایوو فرودگاه نداره)
1 ساعت و 10 دقیقه تو راه بودیم .. رسیدیم فرودگاه رفتیم کارت پرواز گرفتیمو داخل سالن نشستیم .. همون موقع اومدم با آی پد یاهو .. ساعت 5 یا 6 صبح بود .. به پدی یه پی ام دادیمو بعد گفت میخوام برم لالا
رفتیم سوار اتوبوس شدیمو به سمت هواپیما ... چه بارونی هم میومد .. با هزار بدبختی داخل شدیمو نشستیم ..
1 ساعت بعد پرواز کرد !!!
یه 2 ساعت فکر کنم تو راه بودیم .. بعد رسیدیم یه شهر دیگه . اسمش یادم نیست توش "ش" داشت ..
10 دقیقه تو سالنش بودیم .. باز سوار هواپیما شدیم .. اینبار نیم ساعت تاخیر ... بعد که بلند شد گرفتم خوابیدم ..
جاتون خالی جر خوردم .. هواپیما هم بوئینگ 757 بود فکر کنم .. انقدر کوچیک بود !
4 ساعت با 20 بار از خواب پریدن خوابیدم .. بیدار شدم دیدم داریم میشینیم ...
به اورومچی خوش آمدید .. چقدر هم گرم بود
رفتیم تو من یه چرت 5 دقیقه ای زدم .. بعد رفتیم ساک هارو گرفتیم ..
پدر سگا فرودگاهشون کولر نداشت !
خلاصه با هزار بدبختی رفتیم سالنی که ما باید بارامونو بدیم پیدا کردیم ...
اول 1 ساعت گشت زدیم . بعد بارهارو دادیم ..
با هزار بدبختی صندلی پیدا کردیم .. نشستیم آب خوردیمو گل گفتیم !
من یه چرت نیم ساعته زدم .
بعد رفتیم تو سالن اصلی ...
مرتیکه چینی
به دوربین من گیر داده بود . باتریشو در میاورد !
لپ تاپ هم از تو ساک در آوردین !
رفتم گفتم .. چی دادا .. این زندگی منه .. مرتضی و بجز همه تو اینن .. دستو بینیم باو .
خلاصه یارو مایه کردو گفت تنک یو .
رفتیم نشستیم ..
ساعت 9 شب بود به وقت اورومچی که به وقت تهران میشد 5:30 بعد از ظهر .
نشستیم با رفیق بابام PSP - FiFa World Cup زدیم
برزیل - هلند .
نتیجرو نمیدونم فقط میدونم هلند رو به اونجا دادیم .
ساعت 10 شب شده بود .. هوا روشن بود .. آفتان بود !!!!!
اولین بار بود تو عمرم همچیم چیزی میدیدم .. ساعت 10 شب باشه ولی آفتاب باشه .
سوار هواپیما شدیمو تا ساعت 10:30 که پرواز کردیم آفتام تازه داشت پستشو ترک میکرد .
تا بلند شدیم خوابیدم .. خدارو شکر کنار من کسی نبود و صندلیم خالی بود .
6 ساعت اینا تو راه بودیم .. شانسو میبینید .. میخوایم بریم کشورمون بعد هواپیمامون باید چینی باشه !!!
تازه پول بلیط هم به ایران ایر داده بودیم . ولی گفت جا نداریم .. انقدر بلیط به این تور ها فروختن ..
آها یه حاشیه دیگه ...
روز اول که رسیدیم پکن .. یه خانواده رشتی بودن تا رسیدن عین این عقده ای ها کندن .. با یه تاپ آستین حلقه ای !انقدر تنگ بود زنه از زیر .. اونجاش .. :
الله اکبر
خوب بلاخره بعد از بدبختی به تهران رسیدیم .. درجا یک عدد وانت مزدا به من خوش آمد گفت .. فقط ما تو هواپیما ایرانی بودیم .. بقیه چینی بودن
سوار اتو شدیمو .. رفتیم به سالن ..
بار هامونو گرفتیم مستقیم رفتیم بیرون .. !
اصلا به ساک هامون نگاه هم نکردن !
رفتیم حالا نیم ساعت منتظر ماشین .. به وقت تهران ساعت 11:15 بود .
یه ماشین اومد گفت 25 تومن میگیرم میبرمتون .. بابام هم گفت . بشین حاجی بشین .
اول رفتیم مهرآباد رفیق بابام رو پیاده کردیم . که بره شیراز .
ساعت 1 صبح بود که رسیدیم در خونه . ساک هارو پیاده کردیمو بای بای کردیم با یارو ... گفتم آخیش .. بعد دیدم کلید نداریم .. سیم کارت بابام هم سوخته بود !
هرچی هم زنگ میزدیم کسی در و باز نمیکرد .. اشکم در اومده بود دیگه
15 مین دیگه دوییدم تا رسیدم خونه ی عمو .. زنگ زدم خونه که در رو باز کنن ..
دیگه جون نداشتم بیام خونه .. همونجا افتادم ...
شام هم قرمه سبزی زدم با برنج و دوغ .
ساعت 2 .. 24 ساعت تو راه بودیم .
امیدوارم همچی تجربه ای نداشته باشین .
اینم از این .

http://wrestleshare.net/images/02619419524936030392.jpg
شاید الان پیش خودتون فکر کنین که این عکسی که من گذاشتم خوب که چی چه ربطی داره ولی الان میگم : به افتخار میر علی گلدبرگی
او برای اولین بار موفق به انجام اینکار شد
او در یک تاپیک 2 بار از یک پست تشکر کرد که در نوع خود بی نظیر است
این موفقیت را به میر علی خانواده اش و تمام میر علی فن ها از جمله خودم بابک و ..... میتبریکیم
بای....

[size=large][align=center]مرکز خرید شوهر ![/align][/size]
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد. این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: "این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند."
دختری که تابلو را خوانده بود گفت: "خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟"
پس به طبقه ی بالایی رفتند …
در طبقه ی دوم نوشته بود: "این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند."
دختر گفت: "هوووومممم … طبقه بالاتر چه جوریه …؟"
طبقه ی سوم: "این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند."
دختر: "وای … چقدر وسوسه انگیز … ولی بریم بالاتر." و دوباره رفتند …
طبقه ی چهارم: "این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند."
آن دو دختر واقعا به وجد آمده بودند …
دختر: "وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟"
پس به طبقه ی پنجم رفتند …
آنجا نوشته بود: "این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم!"
[align=center][/align]
شاید شما هم تاکنون به اين سوال خنده دار اما جالب فکر کرده ايد که ابتدا مرغ به وجود آمده تا *** مرغ؟ ظاهرا اين نکته ذهن دانشمندان را هم به خود مشغول کرده و آنها را بر آن داشته تا بتوانند با دلایل علمی و منطقی جواب سوال را پیدا کنند.
[align=center]ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ[/align]
آقای دکتر کوین فريمن از دانشگاه Sheffield به عنوان سخنگوی تيم تحقيقاتی که اعضای آن شامل محققین دانشگاه های Sheffiled و Warwick می باشد، در بيان این نکته می گوید: زمانيکه مشغول بررسی مراحل تشکیل پوسته *** مرغ با استفاده از یک ابر رایانه به نام HECToR بوديم، دریافتیم که یک پروتئين به نامovocledidin-17 در مرحله تشکیل پوسته *** مرغ نقش حیاتی دارد.
[align=center]ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ[/align]
این پروتئین سرعت تشکيل پوسته *** مرغ را بالا می برد و در زمان اتمام واکنش های پیدایش، خود بدون تغيير باقی می ماند. تشکيل پوسته *** مرغ بدون وجود اين پروتئین غير ممکن می باشد.خب حالا فکر می کنید که این پروتئین در کجا یافت می شود؟ بله در بدن مرغ ها!
[align=center]ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ[/align]
پس از اين یافته گروه تحقيقاتی به این نتیجه رسیدند که مرغ قبل از *** مرغ به وجود آمده است.اين دستاورد علمی ذهن عده زیادی را از اين مشغله دایمی که ابتدا مرغ به وجود آمده و يا *** مرغ آزاد کرده است. و شاید حالا با فراغت خاطر بیشتری بتوانند نیمرو بخورند. البته ما هم مانند شما می دانیم که چنین سوالی از اساس صحیح نیست. اما به هر حال علم برای این سوال هم جواب پیدا کرده است.
[align=center]ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ[/align]
خلاصه : اول مرغ به وجود اومده !
http://wwfwwe.mihanbb.com/showthread.php?tid=259
اخه اگه بخوایم باهاشون رقابت کنیم قورتشون میدیم .
شما این مقایسه رو نگاه کنید :
تعداد اعضای ایران دبلیو دبلیو ای : 17,509 نفر
تعداد اعضای دبلیو دبلیو اف دبلیو دبلیو ای : 33 نفر
اخرین عضو ایران دبلیو دبلیو ای : همین چند ثانیه پیش
اخرین عضو دبلیو دبلیو اف دبلیو دبلیو ای : دو روز پیش
بیشترین افراد انلاین همزمان ایران دبلیو دبلیو ای : 256 کاربر
بیشترین افراد انلاین همزمان دبلیو دبلیو اف دبلیو دبلیو ای : 12 نفر
محتوا ایران دبلیو دبلیو ای : بازی کامپیوتری - کامپیوتر - موبایل - موزیک - کشتی کج - ورزشی - فیلم و سریال
محتوا دبلیو دبلیو اف دبلیو دبلیو ای: قسمت کشتی کجش که اندازه تالار تخصصی کشتی ما هم نیست - بازیهای رایانه ای
از لحاظ اخبار دنیا و کشتی کج هم فوق العاده از اونها سرتریم . انجمنشون شده والیپر و اهنگهای ورودی و نظرسنجی
خودتون قضاوت کنید . انصافه که iranwwe.net رو با wwfwwe.mihanbb.com رقیب بدونیم ؟![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)