دوغ غنی شده با طعم سوسک
بزرگترین سوسک دنیا
![]()
دوغ غنی شده با طعم سوسک
بزرگترین سوسک دنیا
![]()

با سلام
اگه دوست دارید یه سبد گل با ایمیل واسه دوستتون بفرستید به سایت زیر یه سری بزنید:
[size=large][align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/align][/size]

بـایک جـان یک توضیحی راجع به این می دی ؟

گلت رو انتخاب کن،بعد سبدش رو،ایمیل دوستت رو وارد کن،سندنوشته اصلی توسط The Icon
![]()
سلام
[align=center]![]()
چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد. از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را که چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. ديد نزديک است که بيفتد و دست و پايش بشکند. در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت: اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم. قدري باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا کرده و خود را محکم گرفت. گفت: اي امام زاده خدا راضي نمي شود که زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي. نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم...
قدري پايين تر آمد. وقتي که نزديک تنه درخت رسيد گفت: اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي کني؟ آنهار ا خودم نگهداري مي کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي کمي پايين تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بي مزد نمي شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابي چه کشکي چه پشمي؟ ما از هول خودمان يک غلطي کرديم غلط زيادي که جريمه ندارد
[/color]
خواب ديدم قيامت شده است.
هر قومي را داخل چاله اي عظيم انداخته و بر سر هر چاله نگهباناني گرز به دست گمارده بودند الا چاله ي ايرانيان.
خودم را به نزد يکي از فرشتگان رساندم و پرسيدم : چرا براي چاله ي ايرانيان نگهبان نگذاشته اند آيا به ايرانيان اعتماد کرده اند که نگهبان نگذاشته اند؟
گفت : مي دانند که به خود چنان مشغول شويم که ندانيم در چاهيم يا چاله!!
پرسيدم که اگر در ميان ما کسي باشد که عزم بالارفتن از چاله کند چه؟
جواب داد : اگر کسي از آنها فيلش ياد هندوستان کرد ، خود ايراني ها بهتر از هر نگهباني لنگش را کشند و به ته چاله بازگردانند.
..........
من و خروس درد مشترکي داريم
خروس مي خواهد ياري براي تمام عمر پيدا کند
و من مي خواهم يک شب با شکمي سير سر بر بالين بگذارم
من و خروس مي گرديم
گرسنگي آزارم مي دهد
نگاهي به چهره ي نه چندان معصوم خروس مي اندازم
چرا اين فکر تا الان به ذهنم نرسيده بود
کارد را برمي دارم
خروس ناباورانه به من مي نگرد
ديگر من و خروس آن درد مشترک را نداريم!!!
:
:
:
صبح مادر براي بيدار کردن پسرش رفت. مادر : پسرم بلند شو وقت رفتن به مدرسه است.
پسر : اما چرا مامان؟ من نمي خوام برم مدرسه.
مادر : دو دليل بگو که نمي خواي بري مدرسه؟
پسر : اولي اينکه همه بچه ها از من بدشون مياد. دو همه معلم ها از من بدشون مياد.
مادر : آه خداي من اين که دليل نمي شه. زود باش تو بايد به مدرسه بري.
پسر : مامان دو دليل برام بيار که من بايد برم مدرسه؟
مادر : يکي اينکه تو ديگه بچه نيستي پنجاه و دو سالته. دوم اينکه : تو مدير مدرسه هستي
.........
مناجات نامه طنز
شعر طنز 5 نظر
مناجات نامه کامپيوتري
اي خدا Hard دلم Format مکن
Field من را خالي از برکت مکن
Option غم را خدايا On مکن
File اشکم را خدايا Run مکن
Delete کن شاخه هاي غصه را
سردي و افسردگي را ، هر سه را
Jumper شادي بيا تا Set کنيم
سيستم اندوه را Reset کنيم
نام تو Password درهاي بهشت
آدرس Email سايت سرنوشت
تا نيفتد Bug در انديشه مان
تا که ويروسي نگردد ريشه مان
اي خدا از بهر ما ايمن فرست
بهر دل هاي پرآتش Fan فرست
اي خدا حرف دلم با کي زنم
Help مي خواهم که F1 مي زنم!!
[/align][hr]
[/color][/align]

با سلام
اگه میخواین بدونین بچتون چه شکلی میشه یه سری به این سایت بزنین
[size=large][align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/align][/size]
پخش موزیک ویدئو راه من از عرفان در شبکه viva
![]()

سامراسلم تازه امشب برگزار میشه !

نذارین از این چیزانوشته اصلی توسط FATAL B
من عکسامون رو دادم بهش ، عکس یه بزمجه رو به من نشون داده میگه این بچته
بابا من عکس خودم رو با اما واتسون دادم بهش همون عکس خفنم که انگشت وسط رو گرفتمیه کله گنده رو نشون داد گفت این بچته
حالا من گیرم بی ریخت اما واتسون بیچاره چه گناهی کرده![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)