سلام...
با اولین مگاپست خویش در IWe در خدمت هستیم....پرونده ای جامع در باره ی بزرگ ترین تبهکار دنیا آل کاپونو.
تاپیک بسیار خوبی هست به نظر من حتما بخونید که خیلی براتون خوبه.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[size=large][align=center]همه چی در مورد صورت زخمی.[/align][/size]
[align=center][/align]
آلفونسو گابریل کاپونی در روز 17 ژانویه سال 1899 میلادی در یک خوانواده ایتالیایی تبار در محله برکلین شهر نیویورک متولد شد. او از همان جوانی استعداد زیادش را در انجام کارهای خلاف نشان داد و نهایتا در سال های پایانی دهه 20 اسمش به عنوان یک خلافکار تحت تعقیب وارد فهرست اداره ایالات متحده امریکا شد.با نگاه کردن به کارت شناسایی او به نظر میرسید که او فقط یک مرد فروشنده ساده لوازم دست دوم منزل است.اما حقیقت چیزه دیگری بود;همه او رو به عنوان نمادی از قانون شکنی میشناختند;مردی که همیشه از قانون فرار میکرد و هیچ ردی از خود به جا نمیزاشت., هر چند همه میدانستند که تمام خلاف ها زیره سره اوست.در حقیقت زیره پوشش نامه « آل کاپون » خطرناک ترین و بی رحم ترین تبهکار تاریخ دنیا وجود دارد.او یک ایتالیایی بود که در امریکا زندگی میکرد.او ذاته ایتالیایی را داشتن که عشق مافیا و باند بازی بود .شخصیتی که هنوز اعضای مافیا ایتالیا به او افتخار می کنند.
[align=center][/align]
[align=center]کاپون بعد از تمام شدن دوران نوجوانی اش به شیکاگو رفت. آنجا بود که خانه کوچک او در حومه شیکاگو به یکی از پاتوق های اصلی خلافکاران تبدیل شد. به زودی او استعدادش را در کارهای خلاف نشان داد.یکی از کسانی که در آن خانه رفت و آمد میکرد او را به بک تبهکار معروف معرفی کرد و به این ترتیب آل کاپون وارد تشکیلات « جانی توریتو » شد.توریتو خیلی زور متوجه شد که کاپون استعداد زیادی در کارهای خلاف دارد ; به همین دلیل تمام کارهایش در زمینه قمار و خرید فروش مشروبات الکلی به کاپون سپرد.کاپون هم بلافاصله در کاره جدیدش رشد کرد و لطف توریتو را جبران کرد.او با تقلب در انتخابات شهرداری « سیسرو » دینش را به توریتو پرداخت.آل کاپون با آن قیافه ترسناک و صورت زخمی به پای صندوق های رای میرفت و مردم را مجبور میکرد که به توریتو رای بدن.در آخر هم توریتو با کمک رای های زوری در انتخابات پیروز شد چون کسی جرات نداشت که به کاپون نه بگوید.حالا توریتو به هدفش رسیده بود;در نتیجه تصمیم گرفت که از شر کاپون خلاص شود و در کمال ناباوری اعلام کرد که او را از شهر اخراج میکند.آل کاپوم که از شنیدن این حرف ها خیلی ناراحت شده بود به ملاقات شهردار جدید و دوست قدیمی خود رفت و اورا حسابی گوش مالی داد.در این میان گروه های مافیایی رقیب که از شهردار شدن توریتو چندان خوشحال نبودن تصمیم گرفتند اورا ترور کنند.عملیت ترور ناموفق بود اما سرنوشت کاپون را تغییر داد..جان توریتو هدف یک گلوله قرار گرفت و به همین دلیل تصمیم گرفت از شیکاگو برود.به این ترتیب گروه های رقیب راه را برای کاپون باز کردند و او به زودی رئیس گروه های خلاف کار شیکاگو شد.علت مهاجرت کاپون به شیکاگو قتل هایی بود که او در بروکلین مرتکب شده بود;قتل هایی که ممکن بود باعث گرفتاری تشکیلات خلافکاری او شود.[/align]
[align=center][/align]
[align=center]گابریل کاپون, پدر آل یک آرایشگر ساده بود اهل ناپولی بود.این رایشگر ساده در سال 1894 به امید زندگی بهتر دهکده کوچکش در ناپولی را رها کرد تا به آمریکا برود.او و همسرش ترسینا رایولا که خیاط بود به همراه تنها فرزندشان راهی آمریکا شدند.گابریل و ترسینا در خانه کوچکی واقع در ویلیامزبورگ در نزدیکی بروکلین صاحب هشت فرزند دیگر شدند.آل کاپون فرزند چهارم ان ها بود. زندگی در محیطی مثل محله های جنوب نیویورک خیلی زور تاثرش را در کاپون گزاشت.پدر مادر او با داشتن 9 فرزند نمیتوانستند به همه ی آن ها توجه کنند و بهمین دلیل کاپون در خیابان ها رها شد و همان جا فنون خلاف را یاد گرفت.البته او استعداد زیادی در این زمینه داشت و از وقتی نوجوان بزهکاری را شروع کرد.او خیلی زود مدرسه را رها کرد زیرا معلمش را هم مورد ضرب و شتم قرار داد.در 14 سالگی آل کاپون تبدیل به یک لاته خیابانی شده بود و تکالیفشم انجام نمیداد و معلمش هم به خاطر گیر های زیاد کتک زد و از آنجا هم اخراج شد و دیگر همه ی زمانش را در خیابان میگزراند.او خیلی زود به عنوان یک متصدی بار که متعلق به فرانکی بیل بود استخدام شد.فرانکی صاحب یک دار و دسته خلافکاری به اسم « پنج نقطه » بود به این ترتیب آل کاپون پله های طرقی معکوس را به سرعت طی کرد و در نوجوانی وارد این گروه خلافکاری شد.او برای فرانکی همه کار میکرد,از کتک کاری و زورگیری گرفته تا بستن خیابان ها و باج گیری.آل با وجود سن و ساله کمش دل و جرات زیادی داشت.به همین دلیل در یکی از ضرب و خوردهایش قاتلی با اسم فران گالوچیو را مورد ضرب و شتم قرار داد.او هم برای نجات جانش با چاقوی جیبی خود خراشی روی صورت آل کاپون انداخت و اثر این زخم برای همیشه در گونه ی چپ او باقی ماند و لقب صورت زخمی را برای خود برگزید.کاپون وقتی 19 سال داشت با زنی با نام می کالین ازدواج کرد.او از این دختر صاحب پسری شد و اسمش را آلبرت سانی فرانسیس کاپون گزاشت.در این ایام او همچنان در خدمت فذان بود ولی بعد از گزشتن چند مدت و به دست اوردن اسم و رسم به شیکاگو رفت.[/align]
[align=center][/align]
جنگ بی رحمانه کاپون علیه باند های رقیب و خریدن مقامات ذی نفوز محلی باعث شد تا آل کاپون خیلی زود به مرد شماره یک گروه های جنایت کار امریکا تبدیل شود.اعضای باند مافیایی کاپون بیش از 100 نفر بودند.او هیچ گاه به خاطر قتل های پی در پی توسط پلیس دستگیر نشد پون مدرکی از خود به به جا نمیزاشت. صورت زخمی ثروت بسیاری از راه باج گیری , ایجاد شبکه های فحشا و معاملات الکل قاچاق بدست آورد.در آن زمان مصرف الکل در آمریکا ممنوع بود ولی کاپون خیلی راحت الکل هایش را قاچاق میکرد.او یک شبکه جاسوسی بسیار گشترده در شیکاگو داشت و به کمک همین شبکه بود که دشمناش و پلیس های سمج را شناسایی میکرد و هیچ وقت دم به تله نمیداد.به این ترتیب او خیلی زود و قبل از اینکه دشمنش قدرتمند شود یا پلیس به ان ها نزدیک شود نقشه قتل آنها را میکشید.او این درس ها را از ترور نافرجام خود گرفته بود چون یک بار دشمنانش برای ترور او نقشه کشیدند و با مسلسل های سبک به او حمله کردند و از آن به بعد بود که او تصمیم گرفت به هیچ تهدیدی فرصت حظور ندهدتا بتواند او را دستگیر یا به قتل برساند.این حمله سرآغاز جنگ های خیابانی شیکاگو با نام جنگ اوباش شد.گذوه های رقیب او را در حین خوردن ناهار در رستوران هتل هاسون محاصره کردند و به طرفش شلیک کردند.کاپون زنده ماند اما این حمله سرآغاز یکی از خونین ترین و فجیع ترین تسویه حساب های مافیایی تاریخ شد.
[align=center][/align]
[align=center]هتلی که در آن به کاپونه حمله شد.[/align]
[align=center][/align]
یکی از معروف ترین قتل هام هایی که توسط کاپون و گروهش انجام شد کشتار روز ولنتاین - 14 فوریه - سال 1929 بود.او برای قتل و آدمکشی روش های عجیبی داشت.او از چند روز پیش میدانست که گروه رقیب انها فعالیت قاچاق مواد را در یک گاراژ قدیمی انجام میدهند.جاسوسان زمان و محل دقیق این قاچاق را به او گفته بودند.به این ترتیب 4 نفر از اعزای گروه او بزنگاه وارد گاراژ شدند.به این ترتیب که 2 نفر از این 4 نفر با لباس پلیس وارد شدند.آنها هم فکر کردند که لو رفته و پلیس آنها را دستگیر کرده و در صورت تیراندازی پلیس های دیگر به آنجا میریزند.به همین دلیل تسلیم شدند و دست های خود را بر روی دیوار گزاشتند.در همین موقع آن 2 با 2 مسلسل سنگین شروع به تیراندازی به آن ها کردند و در کل با 150 تیر آن 6 نفر را قتل عام کردند و از آنجا گریختند.او این کار ها را برای این میکرد تا به بقیه هشدار داده باشد.خالی کردن 150 گلوله به بدن 6 نفر به دستور آل کاپون فقط برای نشان دادن خشونت بیش اندازه خویش بود چون با 15 گلوله هم میتوانست آن 6 نفر را بکشد.همه میدانستند که این کار به دستور کیست حتی پلیس ولی ان ها مدرکی علیه او نداشتند و گروه های رقیب هم از ترس نمیتوانستند کاری کنند.
[align=center][/align]
[align=center]قتل عام خونین روز ولنتاین توسط گروه آل کاپون.[/align]
[align=center][/align]
[align=center]چند سال بعد کاپون تصمیم به ترک شیکاگو گرفت. او وقتی دنبال جای جدیدی برای زندگی میگشت,فهمید در آمریکا چهره ی زشت و ناپسنده ای از خود به جا گزاشته است.بنابراین از عقل خود استفاده کرد و شروع به تاسیس رستوران هایی شد که مجانی به مردم فقیر غذا میداد و به این ترتیب خود را بین مردمان فقی محبوب کرد ولی همه میدانستند که پشت این چهرهی خندان و انسان دوستانه هیولایه آدم کشی است که قتل عام هایه زیادی انجام داده.او همچنین چند بار را کرایه کرد و شب ها در آنجا مجتنی سرویس میداد.اما بالاخره بخت از او روی بگرداند.تصویب قانون مالیاتی جدید در سال 1927 این اجازه را به دولت داد تا او را به جرم فرار از دادن مالیات دستگیر کند و به زندان بیندازد.اما کاپون تسلیم نشد و از شیکاگو فرار کرد.در سال 1928 به فلوریدا رفت ولی آنجا هم یک مامور سمج دست از سره او برنداشت.فران ویلسون تنها ماموری بود که هیچ کا از کارکردن روی پرونده کاپون خسته نشد و بالاخره توانست او را به زندان بیندازد.او مدارکی داشت که نشان میداد آل درامد غیر قانونی زیادی را از قمار به دست آورده است.. بنابراین کاپون را به جرم پرداخت نکردن مایلات بر در آمد دستگیر شد.دادگاه او در سال 1931 به یکی از جنجالی ترین دادگاه های تاریخ تبدیل شد.در اخر هم با وجود کمک های فراوان به کاپون, آل کاپون به مدت 11 سال حبس و پرداخت مجه نقد محکوم شد.مرد قانون گریز سرانجام به دام قانون افتاده بود.او یک سال اول زندانی بودنش را در آتلانتا سپری کرد ولی از ترس فرار سریع او را به زندان آلکاتراز فرستادند.آل کاپون بالاخره پشت میله های زندان قرار گرفته بود و قبول این واقبعت از همه بیشتر برای خود او سخت بود.همین مساله باعث شد به تدریج به یک بیمار روانی تبدیل شود. او مدت ها از سلولش بیرون نیامد و سرانجام در 25 ژانویه 1947 صورت زخمی برای همیشه خوابید.با مرگ او آمریکا و جهان از شر بزرگ ترین تبهکار دنیا راحت شد.[/align]
[align=center][/align]
[align=center]سلولی که کاپونه در آن از دنیا رفت.[/align]
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خب اولین مگاپست ما هم تمام شد.امیدوارم خوشتون اومده باشه...





[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)