[align=center][/align]
با سلام خدمت كاربران عزيز انجمن عصر ايران
با نقد و بررسي سريال جذاب و پربيننده فرار از زندان ( Prison Break) در خدمت شما هستم. اين سريال رو هم بصورت كلي و هم بصورت فصل به فصل و هم تك تك شخصيت هاي اصلي رو به نوبت نقد خواهيم كرد.
نقد كلي سريال:
فرار از زندان رو ميشه يك درام اكشن ناميد كه بشدت بر پايه اتفاقات غير منتظره بنا شده بطوري كه خيلي از اتفاقات داستان كاملا غيره منتظره و غير قابل پيش بيني هست.
ابتدا بطور خلاصه وار داستان سريال رو تعريف ميكنم تا دوستاني كه احيانا اين سريال رو نديدن با حال و هواي اين سريال آشنا بشن.
فصل اول
مايكل اسكوفيلد مهندس عمران و يك نابغه است كه براي فراري دادن برادرش (لينكولن باروز) از زندان ايالتي فاكس ريور خود را به عمد به زندان مي اندازد. لينك برادر مايكل به اتهام قتل برادر معاون ريئس جمهور آمريكا محكوم به اعدام شده است ولي او بيگناه هست و مايكل به همين خاطر ميخواهد به هر قيمتي او را تا قبل از زمان اعدام از زندان فراري دهد. مايكل نقشه زندان رو بصورت يك خالكوبي رمز آلود رو بدنش خالكوبي كرده است. او نقشه دقيقي راطي ماه ها براي فرار از زندان طراحي كرده است. مايكل در سر راهش با پزشك زندان (سارا تانكردي) دختر فرماندار آشنا ميشود به كم كم به او دل مي بندد. رئيس نگهبانان زندان افسري بد اخلاق و سختگير بنام برد بليك است كه موانع زيادي رو سر راه مايكل براي فرار قرار ميدهد. فرناندو سوكره همسلولي مايكل است كه با او در راه فرار همراه ميشود. جان آبروزي رئيس يك باند بزرگ مافيايي است كه بخاطر قتل در زندان به سر مي برد با نقشه قبلي مايكل با او همراه مي شود تا بعد از فرار مايكل و برادرش را با هواپيما از امريكا خارج كند. تي بگ يك قاتل كثيف است كه بخاطر تجا وز به چندين كودك در زندان به سر مي برد و با زيركي متوجه نقش مايكل و دوستانش شده و خود را به اعضاي حق السكوت با آنان همراه ميكند. بنجامين فرانكلين هم در اواسط فصل اول متوجه نقشه مايكل ميشود و به انها مي پيوندد. آپولسكيس پسر نوجواني كه بخاطر اذيت و آزار زندانيان ديگر جانش به لبش رسيده نيز در نهايت به آنها مي پيوندد. جارلز وستمورلند پيرمردي كه چندين سال قبل با هواپيما ربايي 5 ميليون دلار پول را در جايي مخفي كرده بود به خاطر مريضي دخترش با انها همراه مي شود و در موقع فرار جان خود را از دست ميدهد ولي قبل از مرگ به مايكل و بقيه جاي پول ها را ميگويد. ورونيكا نامزد سابق لينك كه وكيل است سعي دارد در بيرون از زندان بي گناهي لينك را ثابت كند كه هر چه جلوتر ميرود متوجه عمق نفود افراد معاون رئيس جمهور ميشود و در نهايت هم در خانه برادر رئيس جمهور كه زنده است! كشته ميشود. مايكل از سارا ميخواهد كه بعنوان آخرين راه درب مطبش را در شب فرار براي مايكل و دوستانش باز بگذارد. و سارا هم اين كار را بخاطر علاقه اي كه به مايكل پيدا كرده انجام مي دهد. مايكل و دوستانش از زندان فاكس ريور در پايان فصل اول سريال فرار ميكنند. ولي اين پايان كار نيست......
ادامه نقد در شب هاي آينده اضافه خواهد شد....





[/align]
پاسخ با نقل قول
[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)