بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28

موضوع: سینما .......

  1. Top | #1

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض سینما .......

    سلام

    [align=center]


    روزی تلخ برای سینما




    خیلی ها می گویند ۳۱ جولای سال ۲۰۰۷ یکی از بدترین روزهایی بود که دنیا تجربه کرد و سینمادوستان این روز را بدترین روز سینما می شمارند؛ در اولین ساعت های اولین روز هفته یعنی دوشنبه و در آخرین روز ماه جولای، خبر مرگ ۲نفر از مهم ترین فیلمسازان جهان مخابره شد؛ جهان هنوز در شوک درگذشت اینگمار برگمان کارگردان مشهور سوئدی بود که خبر درگذشت میکل آنجلو آنتونیونی کارگردان مشهور ایتالیایی هم به آن اضافه شد.
    برای خیلی ها باورکردنی نبود؛ مرگ ۲ چهره بزرگ سینما در یک روز!
    اینگمار برگمن و میکل آنجلو آنتونیونی که هر یک تاثیری عظیم بر سینمای جهان (آن هم به شیوه های خاص و یگانه خودشان) گذاشته بودند، چشم از جهان فروبستند.
    خیلی از منتقدان سینمایی معتقدند با خاموش شدن شمع زندگی این ۲چهره، آخرین ارتباط با سال های طلایی سینمای اروپا برای همیشه قطع شد.
    برگمن دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشته بود و سینما تنها راه گریز او بود. مانند بسیاری از دیگر فیلمسازان افسانه ای او، اول در سمت دستیار کارگردان در سینمای محلی شروع به کار کرد.
    بعدها به تحصیل در رشته سینما پرداخت، و بویژه در زمینه بازیگری و کارگردانی مطالعه کرد و یکی از بزرگ ترین چهره های سینمای سوئد شد. گرچه او اولین فیلمش را در سال ۱۹۴۶ ساخت، در سال ۱۹۵۵ و در ۳۷سالگی بود که اولین اثر قابل توجهش «لبخندهای یک شب تابستانی» توجه دنیا را به خود جلب کرد.
    پس از آن او یکی پس از دیگری به ساختن شاهکارهایی پرداخت که «توت فرنگی های وحشی»، «مهر هفتم»، «چشمه باکرگی»، «همچون در یک آینه»، «پرسونا»، «صحنه هایی از یک ازدواج» و بعدها «ساراباند» از جمله آنها هستند. اما شاید دنیا بیش از هر چیز او را به خاطر فیلم اتوبیوگرافی وارش با عنوان «فانی و الکساندر» به خاطر بیاورد.
    آنتونیونی کارش را با روزنامه نگاری سینمایی شروع کرد و در دوره ای کوتاه سردبیر مجله فاشیستی موسولینی به نام «سینما» بود. بزرگ ترین فیلم بین المللی آنتونیونی «بلوـ آپ» بود که با آن جهان او را شناخت.
    گرچه او هم کارش را خیلی زود در صنعت سینما شروع کرد، در ۳۸ سالگی اولین فیلمش را کارگردانی کرد و یک دهه بعد در ۴۸ سالگی با فیلم «ماجرا» مطرح شد و نقدهای فراوانی دریافت کرد. این فیلم گرچه در کن به نمایش درآمد، اما از طرح خیلی خسته کننده ای برخوردار بود و در زمان نمایش خیلی ها آن را هو کردند.
    آنتونیونی نیز با فیلم های درخشانی «مثل شب»، «کسوف»، «بیابان سرخ»، «قله زابریسکی»، «مسافر» و «در فراسوی ابرها» شناخته می شود.
    در حقیقت آخرین فیلم او از مشهورترین آثارش است. در آن زمان اما او خیلی ضعیف تر از آن بود که بتواند این فیلم را به پایان ببرد و به همین دلیل هم تهیه کننده آن از ویم وندرس خواست تا به او کمک کند تا فیلم جمع شود.
    او با ساختن فیلم کلاسیک «ماجرا» در ۱۹۶۰ سینما را تغییر داد و با «بلوآپ» و «حرفه: خبرنگار» معماهای مردمی را خلق کرد. «حرفه: خبرنگار» یکی از بهترین آثاری است که جک نیکلسون در آن بازی کرده است.
    میکل آنجلو آنتونیونی که اسکورسیزی کارگردان بزرگ امروز، او را «شاعر دوربین» نامید، در ۹۴ سالگی درگذشت و برگمان «فیلسوف سینما» در حالی چشم از جهان فروبست که ۸۹ سال داشت.
    با مرگ این دو خیلی ها به مرور دهه ۵۰ و ۶۰ سینما در ذهنشان بازگشتند و پایان یک دوره طلایی سینما را به چشم دیدند.
    فیلم های برگمان و آنتونیونی فیلم های محرک اندیشه، شخصی و یگانه بودند که به ساخته شدن فیلم های شخصی دهه ۷۰ آمریکا منجر شدند و دوره خلاقیت طلایی سینمای آمریکا را رقم زدند.

    .................................................. .................................................. .................

    [/align]
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  2. Top | #11

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام


    پشت نقاب قصه!


    [align=center] [/align]



    سریال های مناسبتی هم گویی بتدریج در حال تبدیل شدن به یک ژانر و گونه فیلمسازی است که حس و حال ویژه به خود را یافته و بازیگر نیز جنس و نوع بازیش را با آن تطبیق می دهد. بدین معنی که این مجموعه ها با توجه به هدفی که دارند و قرار است تا برخی مفاهیم معنوی و اخلاقی را گاه فراتر از خود قصه و شیوه روایت منتقل کنند بازیگر را هم در خدمت این هدف می گیرند و انتظار ویژه ای از آنها دارند. بخشی از این انتظارات معطوف به شخصیت پردازی و کاراکتری است که برای یک بازیگر ترسیم می شود. فرضا در یک سریال ماورائی که به یک نقش ماورائی نیاز است بازیگری که قرار است آن نقش را ایفا کند باید فراتر از یک نقش عادی و روتین، به خصلت ها و مولفه های آن تن بدهد که پیشتر آن را تجربه نکرده است اما نکته مهم تری که در این بین به چشم می خورد و برجسته می شود سایه سنگین فضا و نظام معنایی است که بر این سریال ها حاکم بوده و موجب می شود تا گاهی بازیگر و بازی او در سایه این ژانر قرار بگیرد.
    به عبارت دیگر گاهی قابلیت های بازیگری در زیر سلطه نقشی که کارگردان یا فیلمنامه نویس خلق کرده پنهان می ماند و این نه بازیگر و مهارت و توانایی های او که خود نقش و شخصیت نمایشی است که الویت پیدا می کند. این مساله موجب می شود تا گاه بازی های خوب بازیگران قربانی قصه ضعیف و غیرجذاب سریال شده و این سرمایه ارزشمند را به هدر دهد. این از وجوه تیمی بودن کار ناشی می شود به طوری که بازیگر را در مناسبات و ساختار قدرتمند خویش هضم می کند. چه بسا این هضم شدن به حذف شدن بازیگر و دیده نشدن توانایی او منجر شود. با همه اینها در سریال هایی که ماه رمضان امسال به روی آنتن رفته نباید بازی خوب برخی از بازیگران آن هم یا دیده نشود یا دست کم گرفته شود. مثلا بازی خوب حسین محجوب یا پردیس افکاری در مسیر زاینده رود یا حتی بازی خوب رضا رویگری در ملکوت و در مراتب بعدی بازی علی عمرانی در جراحت کمتر به چشم بیاید. افکاری کاملا ذهنیت مخاطب از جنس بازی هایش را شکسته و با ریسک پذیری بالا، نقشی متفاوت از کل کارنامه حرفه ای اش را تجربه می کند که قابل تامل است.
    حسن فتحی کارگردان کار بلدی است که اتفاقا ۲ سریال مناسبتی وی یعنی شب دهم و میوه ممنوعه از بهترین کارهای مناسبتی است وی با بهره گیری از مهرداد ضیایی به عنوان مشاور لهجه فیلم که اصفهانی است نشان داد که چقدر تک تک عناصر و مولفه های بازی برایش اهمیت داشته که برای درآمدن لهجه بازیگرانش یک مشاور و مربی گذاشته است و البته نتیجه کار هم قابل قبول است. واقعیت این است که همیشه این بازیگران حرفه ای یا بازی های زیبا و قدرتمند نیستند که یک اثر نمایشی را نجات می دهند گاهی بازی های خوب نیز در پس نقاب قصه های خنثی و غیرجذاب پنهان شده و به چشم نمی آیند.
    نمونه بارزش را در سریال آشپزباشی شاهد بودیم که علی رغم بازیگران حرفه ای و ستاره اش، درخشش آنها نمایان نشد. در واقع ساختار روایی و درام مثل آسمانی می ماند که مه آلود بودن آن مانع دیده شدن یا درخشش ستاره هایش می شود. برای روشن تر شدن این مدعا مثلا امین تارخ را در ۲ سریال مناسبتی اغما و جراحت مقایسه کنید. در حالی که در هر دو سریال شمایل و گریم تارخ و حتی نوع و جنس بازیش به هم شباهت دارند اما در اغما بازی وی تاثیرگذارتر به نظر می رسید و بیشتر در خاطره مخاطب ماندگار شد. لذا این حرف گزافی نیست که نباید قصه را دست کم بگیریم. قصه و جذابیت های دراماتیک آن بر بازی ها و سطح بازیگری هم تاثیر مستقیمی می گذارد و خود را نشان می دهد. با این حساب شاید هنوز قضاوت کردن در نسبت بازیگری و قصه و فیلمنامه در کارهای مناسبتی برای مجموعه سریال ها کمی زود به نظر برسد اما مناسبات این دو و تاثیراتی که این دو عنصر یک متن نمایشی روی هم می گذارد را نمی توان انکار کرد.
    گاهی به واسطه قدرت یکی از ۲ طرف ماجرا، ضعف دیگری سرپوش گذاشته می شود و در مخاطب پسندی تاثیر چندانی نمی گذارد اما همیشه این شانس برای یک کارگردان وجود دارد که مخاطب این عدم توازن را تشخیص ندهد. وقتی همه اجزا و عناصر یک درام، به درستی چیده شده باشد و تعامل منطقی و تعادل نسبی میان آنها برقرار باشد آن گاه هیچ چیز زیر سایه چیز دیگری قرار نمی گیرد و هر عنصر، درخشش خود را به نمایش خواهد گذاشت.

    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  3. Top | #12

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام
    نقد فیلم تردید یا هملت


    [align=center] [/align]


    &#۷۸۲;تردید یا هملت&#۷۸۲; فیلمی اقتباسی از نمایشنامه &#۷۸۲;هملت&#۷۸۲; اثر ویلیام شکسپیر نمایشنامه نویس شهیر انگلیس استف به فیلمنامه نویسی و کارگردانی واروژ کریم مسیحی و بازی بهرام رادان، ترانه علیدوستی، مهتاب کرامتی، علیرضا شجاع نوری، حامد کمیلی، فرخ نعمتی و محمد مطیع و تهیه کنندگی سعید سعدی.
    کوتاه زمانی پس از پیدایش هنر هفتم، اقتباس در دستور کار فیلمسازان قرار گرفت و از همان زمان مهم ترین مرجع سینما، ادبیات داستانی و نمایشی بوده و هست. با نگاهی گذرا به تاریخ سینما در می یابیم بیشتر فیلم های پر مخاطب از رمان های مشهوری که مورد اقبال مخاطبان عام و جامعه ادبی بوده است اقتباس شده اند.
    واروژ کریم مسیحی نیز در دومین تجربه در مقام کارگردانی خود به اقتباس از یک اثر نمایشی از نمایشنامه نویسی بزرگ اقدام نموده است.
    نیمه نخست فیلم، به روایتی از زندگی "سیاوش (بهرام رادان) می پردازد. این نیمه مربوط به مخاطب عام می باشد و فیلم بدون پیچیدگی.ادامه پیدا می کند. سیاوش که به تازگی پدر خود را از دست داده و برای شرکت در مراسم عزاداری از مسافرت بازگشته است به تدریج با شواهدی که ملاحظه می کند به چگونگی مرگ پدرش مشکوک می شود.
    اما در نیمه دوم، فیلمساز رسما شباهت مضمون فیلم را با نمایشنامه "هملت" اعلام می نماید و سپس مخاطب خاص را که آشنایی با شکسپیر و نمایشنامه های او دارد، به نوعی مورد خطاب قرار می دهد.
    در این جا می خواهم برداشت خود از پیام ضمنی فیلم را به زبان نوشتاری عنوان نمایم:
    - اهالی سینما، همکاران گرامی از اقتباس آثارادبی، نمایشی و سینمایی جهان هیچگونه هراسی به دل راه ندهید. سینما ترکیبی از ادبیات، شعر،نقاشی، عکاسی نور، رنگ، موسیقی، تئاتر، بازیگری و دیگر موارد است. حیات سینما وابسته به اقتباس می باشد و از طرفی داستان ها، شخصیت ها (قهرمان های واقعی یا اساطیری)، نوشته ها، نقاشی ها بناهای تاریخی و پیکره ها نیز محتاج حیات در کالبد جدیدی می باشند. در دنیای امروزاین نیاز دو طرفه است سینما می تواند پیام های دیگر هنرها را به مخاطبانی که اهل مطالعه و تئاتر نیستند یا استطاعت جهانگردی، رفتن به انواع موزه ها و گالری ها را ندارند، برساند.
    - اگر قصد دارید اقتباس را دستمایه قرار دهید، بهتر است به سراغ آثاری بروید که پیام های ارزشمندی دارند آثاری که بزرگی و فضیلت های انسانی را مورد نظر قرار داده و یا به عکس رزایل اخلاقی که باعث نزول انسانیت شده است را، تا تشویقی و یا عبرتی برای مخاطبان باشند.
    "تردید" یا "هملت" حامل چنین پیام هایی است. عطش قدرت منجر به خیانت می شود فردی برادرخود را می کشد تا مقام و جایگاه او را غصب کند و زنی شوهرش را، تا هوسبازی های خود را ارضا نماید و فرزندی که دچار تردید و شک به یک دو راهی رسیده است:
    "بودن یا نبودن مسئله این است. آیا شرافتمندانه تر آن است که ضمیر انسان، تیر طالع شوم را تحمل کند یا در برابر توفان بلا قد برافرازد و سلاح برگیرد و آن را پایان دهد؟ مردن و خوابیدن و شاید خواب دیدن و دیگر هیچ!"
    رمز جاودانگی آثار بزرگانی چون شکسپیر پرداختن به ذات و سرشت انسانی است که شامل مرور زمان نمی شود و در هر دوره تاریخی در کالبد افرادی جدید و در موقعیتی تازه به نمایش در می آید.از این نمونه آثار در ادبیات گذشته ما نیز کم نیست.
    -ادبیات داستانی (رمان) امروز ما چنان قوی و پربار نیست که بتواند تمامی نیازهای سینما و در درجه اول فیلمنامه نویسی اقتباسی و ساخت فیلم هایی ماندگار را بر آورده کند بنا براین توجه به آثار ارزشمند جهانی موضوعیت پیدا می کند. در مورد آثار غیر ایرانی نیز اقتباس می بایست به گونه ای صورت پذیرد که اثر جدیدی با توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی جامعه معاصرساخته شود. همانگونه که دنیای غرب در دوره ای از حیات خود نهضت ترجمه به راه انداخت تا از این طریق راه شکوفایی را برای متفکران خود باز نماید، بدین ترتیب با اقتباس و انطباق آن با زمینه های اجتماعی خودمان منابع زیادی در اختیار قرار خواهد گرفت که از طرفی نیازهای سینما را برطرف کند و از طرفی دیگر مخاطب نیز با آن احساس بیگانگی نکرده و موجب شکوفایی اقتصادی این صنعت ونوعی تعامل فرهنگی نیز باشد.

    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  4. Top | #13

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام

    نقد شفاهی فیلم "کودک و فرشته"


    [align=center] [/align]


    متأسفانه فیلم در آستانه فتح خرمشهر خیلی ضعیف اکران شده و گمنام مانده است.
    «کودک و فرشته» فیلمی است که به هر حال به وقایع اول جنگ و ماجرای فتح خرمشهر می پردازد.
    فیلم به وقایع اول جنگ، آسیب ها، آشفتگی جنگ و مشکلات مردم خرمشهر می پردازد و در مجموع تلاش خوبی در این راه صورت گرفته است.
    به نظر من داستان «کودک و فرشته» می توانست پردازش بهتری داشته باشد چرا که فیلم توان تصویری بالاتری داشت و در کنار آن، از محاسن این فیلم می توان به بیان رشادت ها و انتقال مفاهیم ارزشی به جوانان امروز اشاره کرد.
    نیت کار خوب است و کارگردان هم تلاش خود را انجام داده است اما نکته ای که وجود دارد این است که فیلم در آستانه فتح خرمشهر خیلی ضعیف اکران شده و گمنام مانده است اما می شود تمهیدات دیگری برای هر چه بهتر شدن فیلم اعمال کرد تا این فیلم به هر نحوی دیده شود.
    چطور ما فیلم های کمدی داریم که سرگروه می شوند و امتیاز اکران ویژه می گیرند اما این فیلم آنقدر مهجور می ماند که باید شهرداری، پردیس های سینمایی، سینمای آزادی و در برنامه زنگ شهرداری و آموزش پرورش دست به دست هم دهند تا این فیلم دیده شود.
    فیلم جوایز فراوانی را دریافت کرده چرا که این فیلم بی غل و غش به برهه ای از جنگ می پردازد که امروزه مورد توجه نسل جوان است. در زمینه جلوهای بصری و بازی ها، تلاش های خوبی صورت خوبی گرفته و همین که کارگردان جرأت کرده در لوکیشن محدود این فیلم را بسازد، جای قدردانی دارد.
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  5. Top | #14

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام
    حیف از سوژه بکری که سوخت


    [align=center] [/align]


    بهرام بهرامیان که با سریال "ساعت شنی" خود را در تلویزیون مطرح کرده بود با یک فیلم تریلر پا به سینمای ایران گذاشت که در نوبه خود جای تامل دارد. انتخاب این ژانر و پرداختن به موضوعی که در سینمای ایران روال نیست بیان کننده قدرت و شناخت او از سینماست.
    با نگاهی کوتاه به تاریخ سینمای ایران با اثار انگشت شماری مواجه میشویم که به سینمای وحشت تعلق داشته باشند. شب بیست و نهم، خوابگاه دختران، پارک وی، حریم و کلبه و ... بهرامیان اولین قدم خود را با ژانری برداشت که به علت عدم پرداخت درست، بیشتر نسخه های وطنی نیز مشابه آثارخارجی آن از آب در آمده است . البته نمی توان حضور علی معلم به عنوان تهیه کننده فیلم را ندیده گرفت.
    فیلم "آل" در مورد موجودی است که ریشه در فرهنگ ما و داستانهای فولکلوریک مادربزرگها دارد. موجودی از طایفه جن که زن باردار را میدزدد . روایت چنین موضوع وطنی میتواند خط داستانی جالبی باشد برای سینمایی که لبریز از فیلمهای طنز سخیف است.
    "آل" در شرایطی ساخته شد که علی معلم تبلیغات زیادی را در هنگام ساخت در حواشی فیلم ایجاد کرد علی الخصوص انتخاب لوکیشن ارمنستان برای تماشاگری که عادت به دیدن پنت هاوس های وطنی در فیلم ها و سریال ها را دارد ، بسیار تاثیر گذار بود . فیلم با اکران پرسر وصدا و پهن کردن فرش قرمز و راه انداختن سایت تبلیغی و ... اکران شد . همه چیز گواه بر ساختن یه کار خوب بود.
    فیلم را عصر یک روز تعطیل در پردیس آزادی در سالنی دیدم که به مدد سیستم صوتی قابل قبول آن میتوانست صدا و ایضا تصویر مناسبی برای پخش یک فیلم ترسناک ایجاد کند. همه چیز آماده بود برای ترسیدن. تصویر علی معلم بر روی پرده من را یاد اثار هیچاک انداخت که معمولا اثری از خود در فیلم به جای میگذاشت.
    خوب یک مصطفی زمانی خوب بر روی پرده ، آنا نعمتی که همه تلاشش را کرد که ما را به یاد زنان خبیث و بد ذات بیندازد و هنگامه حمید زاده که با همه وجود سعی داشت گلشیفته فراهانی جدید بر پرده باشد.لوکیشن های بعضا خوب ارمنستان، موسیقی به جا همراه با افکت های تصویری که تقریبا به جا بود و از همه مهمتر دکوپاژ و فیلمبرداری عالی کار من را به شدت به دیدن ادامه فیلم ترغیب میکرد ، همه چیز خوب بود اما ......
    تیتراژ پایانی فیلم که بر روی پرده رفت با یک دنیا حسرت از روی صندلی بلند میشوم. واقعا چرا باید یک سوژه خوب ، بازی ها و کارگردانی و فیلمبرداری خوب و ... همه سوخت شود تنها به دلیل نداشتن فیلم نامه. نکته همین جاست که فیلم "آل" می توانست بسیار خوب باشد و بستر جدیدی را در سینمای کلیشه شده مان راه بیندازد به شرطی که فیلم داستانی برای گفتن داشت.
    علی معلم در آخرین مصاحبه اش بر خلاف وعده های گذشته فیلم "آل" را یک تریلر روانی مطرح کرده است اما چیزی که بر روی پرده رفته در اندازه های این سخن نیست. حتی استفاده از تکنیک خواب در خواب که در سکانس های ابتدای به شدت جواب داده و تماشاگر را دچار تعلیق میکند به علت تکرار بیش از حد، اثرش را از دست میدهد. در نهایت چیزی که بر پرده میماند سکانس هایست که زیبا فیلمبردای شده است اما داستان گره افکنی برای بیننده ایجاد نمیکند.
    در اینکه مهمترین اصل در سینمای وحشت تصویر عامل وحشت بر پرده و ایجاد ترس است شکی نیست. اما "آل" به شدت در این مورد می لنگند. تماشاگر از نیمه دوم فیلم نمیداند باید منتظر چه موجودی باشد و نویسنده و کارگردان همان اندک نشانه هایی را که در طول فیلم به تماشاگر میدهند در سکانس های پایانی نقش برآب میکنند. ما موجودی را نمی بینیم. صدای جیغ های وحشتناک و کات های سریع و شات های تک نفره و بالاخره هیچی. بیننده بعد از این همه انتظار هیچ چیزی را نمی بیند. تنها یک تصویر محو با یک گریم به شدت ابتدایی از موجودی به نام آل. به این ترتیب همه تلاش کارگردان و تهیه کننده و ... نقش بر آب میشود.
    ای کاش زمانی که امیر پوریا (نوسینده و منتقدی که به شدت آثارش را دوست داشتم) فیلم نامه چند خطی "آل" را بازنویسی میکرد به یاد تماشاگری بود که آمده است "آل" را ببیند نه اینکه فقط جیغ هایش را بشنود.
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  6. Top | #15

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام
    آزادی عروسک ها


    [align=center][/align]


    یکی از خصوصیات آثار مشهور و مهم تاریخ تئاتر، داشتن شخصیت هایی چند بعدی و پیچیده است که همیشه از زاویه ای جدید می توان به آنان نگاه کرد. این شخصیت های ادبی، در آثار صحنه ای یا سینمایی در قالب چهره بازیگران گوناگون، شکل های متفاوت می یابند و با نوع بیان، بدن و شیوه اجرایی آنان ممزوج می شوند. در واقع تصویری که هر بازیگر از نقش ارائه می دهد، در محدوده خصوصیات و توانایی های آنان باقی می ماند و به این سبب محدودیتی را بر نمایشنامه تحمیل می کند.
    از این رو بسیاری از نظریه پردازان و کارگردانان تئاتر معاصر مثل پل شومان و گوردون گریک با یادآوری محدودیت های جسمی و احساسی بازیگران و ستایشی که از مفهوم و نوع روایت دارند، عروسک ها را جایگزینی مناسب برای آنان می دانند. این کارشناسان تاکید می کنند که در این حالت، وجوه نقش ها و شخصیت ها با وسعت بیشتر و در شکل بهتری به تماشاگر منتقل می شود. پل شومان، موسس گروه تئاتر نان و عروسک که یکی از مهم ترین گروه های تئاتر معاصر بود و با رویکردی اعتراضی عروسک را جایگزین بازیگران کرد، در مورد تفاوت بازیگر و عروسک می گوید: مشکل کار با بازیگران این است که هم جسم دارند و هم احساس. عروسک ها بامعناتر و بصری تر هستند و از آزادی بیشتری برخوردارند. به ما حق انتخاب می دهند و می توانند کوچک یا بزرگ تر باشند.
    در واقع با این نگرش، عروسک ها این توانایی را به کارگردان می دهند که به مفهوم نمایشنامه بیشتر نزدیک شوند و ظرفیت های دیده نشده و گشوده نشده ای از متن را دریافت و منتقل کنند؛ این دقیقا همان دلیلی است که زهرا صبری را بر آن داشته تا نمایشنامه «خانه برنارد آلبا» را در قالب نمایش عروسکی به صحنه آورد.
    زهرا صبری پس از کارهای ستایش شده ای که روی متون و آثار کهن فارسی انجام داده بود، این بار متنی از لورکا را به روی صحنه برده است. فدریکو گارسیا لورکای اسپانیایی همیشه به واسطه مفاهیم و نمادهای خاص خودش مورد توجه بوده است. علاوه بر نگرش های اجتماعی و بومی در آثار لورکا ـ که به زمانه خاصی برمی گردد که در آن زندگی می کرد ـ او نویسنده ای است وابسته به مفاهیم و نشانه هایی شاعرانه که متن را پیچیده و دارای ریتمی خاص و البته فضایی جذاب و دلنشین می کند. از این رو زهرا صبری با استفاده از عروسک ها،بازیگران و طراحی های جزءپردازانه صوتی اش سعی کرده بسیاری از مفاهیم و بافت های ظریف نمایشنامه لورکا را آشکار کند و داستان و مضمون اصلی خانه برنارد آلبا را به مخاطب در لایه های تصویرسازی های زیبا و نمادین منتقل کند.
    این نمایشنامه، روایتگر داستان زندگی چند زن است که همه خواستی مشابه دارند و شخصیتی به نام برنارد برای حفظ آنچه جامعه بر او تحمیل کرده، جلوی خواست همه آنان ایستاده است. از آنجا که یکسانی نیاز و روند زندگی آدم های نمایشنامه یکی از اصلی ترین مفاهیم اثر لورکا ست، صبری با طراحی عروسک هایی یک شکل و همسان سازی بازیگر ـ عروسک گردانان در لباس و صورت، بخوبی این تشابه سرشت و سرنوشت شخصیت را تصویر می کند. او با نمادپردازی ها و دکور مفهوم گرای نمایش خود هر چه بیشتر به مضمون متن نزدیک شده است.
    در نمایش صبری، ابتدا بازیگر به عروسک نقش می دهد و سپس خود گیرنده نقش از عروسک می شود. گاهی این سیر عروسک شدن چنان است که یک بازیگر خود تبدیل به عروسک می شود و توسط بازیگری دیگر گردانده می شود. این ایده علاوه بر جذابیت های بصری، یکی از مهم ترین راه ها برای بازتاب فضای ارتباطی متن و همچنین مفهوم وابستگی و کنترل شدنی است که در مضمون آن جاری است.
    طراحی خوب صدا یکی دیگر از نکات برجسته این نمایش است. نوع جلوه های صوتی باعث می شود علاوه بر دیدگان مخاطب که به واسطه طراحی های بصری در طول کار بیدار می ماند، تخیل او از این طریق تصاویر و فضاهای دیگری را نیز شکل دهد.
    صبری با استفاده از عروسک ها و بازیگران بی صورت خود و طراحی فکر شده برای آنان، درون تلخ و اثرگذار خانه برنارد آلبا را بخوبی تصویر کرده و تجربه ای یگانه از مواجهه با این متن به وجود آورده است.


    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  7. Top | #16

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام


    ایرانی، ملموس و باورپذیر


    [align=center] [/align]

    «طلا و مس» برداشتی تاثیرگذار و جذاب از یک زندگی کاملا سنتی و ایرانی است و شخصیت هایی ملموس، زنده و باورپذیر دارد.
    فیلم به سادگی داستان خود را تعریف می کند و آرام آرام مخاطب را به بطن ماجرا وارد کرده و از همین روست که به راحتی احساس همذات پنداری به وجود می آید و مخاطب با لحظه به لحظه تلخی ها، شادکامی ها و آرامش آن ها سهیم می شود. بیان سمبولیک فیلم نیز به درستی در بطن دراماتیک و رئالیزم اثر جای گرفته است و نشانه ها از جنس زندگی شده اند آنچنان که طلا بودن شخصیت زن، مس وجود سید رضا را بیش از پیش نمایان می سازد.
    فیلمساز با بیانی زیبا علاوه بر نشانه های اشاره شده، از فرش به عنوان نماد زندگی و تحول بهره می گیرد و هرچه فرش به نقش و نگار مزین می شود و به سمت کامل شدن می رود شخصیت سیدرضا هم تکامل می یابد گویی تار و پود فرش وجودی وی نیز دوباره در حال شکل گیری است و در راه طلا شدن وجودش، مس و زنگارهای اخلاقی اش زدوده شده و رنگ طلایی و شاید ذات طلایی به خود می گیرد و زمانی که فرش تمام می شود نگرش سیدرضا به زندگی متحول شده و اخلاقیات را به شیوه ای دیگر تجربه می کند شیوه ای کاملا متفاوت با کلاس های درس اخلاق.
    این فیلم بیانیه ای دراماتیک است در راستای رسیدن به همدلی، آن هم نه با دیده بلکه با چشم دل و درک وجود، در واقع سیدرضا به درکی جدید از اخلاقیات و انسانیت می رسد که در سکانس تاثیرگذار پایانی فیلم این موضوع را می بینیم در این سکانس سیدرضا گرد و غبار از وجود می زداید و به همین دلیل پشت در کلاس اخلاق می نشیند و کفش های دیگران را جفت می کند.
    اگر چه چارچوب داستان عناصر ملودرام را دارد اما فیلم پا را از سطح ملودرام فراتر گذاشته و از طریق همین روایت ساده، مسائل مهمی چون اخلاق و معنویت را می کاود و حتی به نوعی برخی از تراژدی های روابط انسانی معاصر را به تصویر می کشد که تلخی های داستان و خصوصا پایان آن ، شاهدی بر این مدعاست.
    البته فضاسازی موجود نیز در خدمت داستان است طراحی صحنه ، فضای سنتی خانه ، لوکیشن های خارجی و .... همه و همه شرایط و فضای لازم برای تحول سیدرضا را فراهم می کنند و به نوعی مکمل شخصیت ها هستند و مخاطب را به بیراهه نمی برند.
    «طلا و مس» اثری توام با لحظات ناب سینمایی است که اسعدیان از طریق رسانه سینما به نوعی اعجاز می کند و روح و روان مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد. البته حضور فیلمساز در این روایت تاثیرگذار اصلا حس نمی شود.



    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  8. Top | #17

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام


    بچه ها را دوست داشته باشید


    [align=center]


    یک مستند جالب و جمع و جور درباره بچه ها و یک فرصت عالی برای ورود به دنیای پاک کودکان و آشنایی هر چه بیشتر با این مخلوق های شگفت انگیز.
    توماس بالماس، کارگردان فیلم فرانسوی «کوچولوها»، زندگی ۴ نوزاد را در ۴ قاره جهان برای مدت ۲ سال دنبال کرده است، ۲ تا از بچه ها که در توکیو و سان فرانسیسکو زندگی می کنند به بخش توسعه یافته جهان یا به اصطلاح جهان اول تعلق دارند و آن ۲ تای دیگر که در نامیبیا و مغولستان زندگی می کنند به جهان در حال توسعه یا در اصطلاح جهان سوم تعلق دارند. سازندگان فیلم، با قرار دادن دوربین های HD در محل زندگی بچه ها و بدون این که باعث جلب توجه آن ها شوند، تمام حرکات و فعالیت های این ۴ کودک را ثبت و ضبط کرده اند. فیلم هیچ راوی ندارد زیرا تصاویر گویا و روشن است و نیازی به هیچ گونه توضیح اضافه نیست. هیچ زیرنویسی هم در کار نیست و موسیقی متن فیلم هم خیلی ملایم و بی سر و صداست. بچه ها در کانون توجه فیلم قرار دارند و گاهی والدین داخل کادر قرار می گیرند. در نگاه اول، تفاوت شیوه زندگی این بچه ها می تواند توجه تماشاگر را به خودش جلب کند.
    کودک ژاپنی یا آمریکایی در محاصره انواع اسباب بازی های مدرن و انواع وسایل کمک آموزشی قرار دارد. انگار فقط دغدغه والدین آمریکایی و ژاپنی این است که مبادا حوصله بچه هایشان سر برود و به همین علت از در و دیوار اتاق بچه هایشان اسباب بازی می بارد و البته آموزش بچه ها از همان آغاز تولد هم، باید مورد توجه هر پدر و مادر و مسئولی قرار بگیرد و خدا را چه دیدید این طور که دارد پیش می رود، بعید نیست که کلاس های یوگا و مدیتیشن هم برای کودک راه بیفتد. فراموش نشود که بازار مربوط به کودکان سهم عمده ای در چرخش چرخ های نظام سرمایه داری معاصر دارد.بر عکس کودکان آفریقایی یا کودک آسیای میانه که در کلبه پوشالی با کف خاکی یا در چادر و خیمه زندگی می کند، بر حسب اجبار با وسایل ساده مثل چند تا تکه چوب معمولی بازی می کند و هیچ وسیله کمک آموزشی هم در اختیار ندارد. در اینجا بچه ها را قنداق می کنند و پوشک کالای لوکس و گرانی است. بله این ۲ شیوه زندگی کاملا متفاوت است اما در باطن امر شباهت حیرت انگیزی وجود دارد؛ لذت ها، گیجی ها، سرماخوردگی ها و دیگر احساسات این بچه ها در تقابل با دنیای اطرافشان چه در مغولستان و چه در آمریکا کما بیش مشابه یکدیگر است.بچه ها بامزه و شگفت انگیز هستند.
    در جایی خواندم نوزادان دارای چنان شکل و حالت آسیب پذیر و در عین حال دلپذیری هستند که با دیدن آن ها غرایز حمایت کنندگی فرد خیلی شدید فعال می شود. فقط در چنین موقعیتی است که آدم های بزرگسال به شدت نرم خو می شوند و همچون بره ای مطیع و خشنود کمر به خدمت این موجودات معصوم کوچک و ناتوان می بندند. می گویند چیزی در بو و رایحه تن نوزادان وجود دارد که اطرافیان را وا می دارد که آن ها را در آغوش بگیرند و ببوسند.فیلم خوب و بی ادعای «کوچولوها» مرا به یاد گفته ای از هانا آرنت، فیلسوف آلمانی انداخت که در توضیح دلایل خود برای خوش بینی اش نسبت به آینده بشر گرفتار گفته است: «من خوشبین هستم زیرا انسان با قابلیتی زاده شده است که موجب آغاز تازه ای می شود، این آن معجزه ای است که دنیا را از ویرانی نجات می دهد. زیرا با تولد هر کودکی توان آغاز دوباره پدید می آید.»او در ادامه گفته است: « آغاز مانند خدایی است که تا زمانی که در میان انسان ها به سر می برد می تواند همه چیز را نجات دهد.»
    [/align]
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  9. Top | #18

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......


    حالا یک فیلم الگو داریم


    [align=center]


    "کیفر" ساخته حسن فتحی بالاخره از چهارشنبه ۱۹ خرداد اکران شد. فیلمی که این روزها شبیه اش را در سینمای ایران نه این که کمتر ببینیم، که راست اش نمی بینیم. فیلمی که پایش روی زمین است. فیلمی که بر این خاک استوار است. فیلمی که برای تماشاگری ساخته شده که می خواهد به سینما برود تا یک تجربه جذاب عشق و مرگ را از سر بگذراند. فیلمی که سازندگان اش خواسته اند و توانسته اند (این ها دو تاست) داستان تعریف کنند.
    فیلمی که قهرمان و ضد قهرمان دارد. فیلمی که می کوشد نه در فرآیندی جدا از تعریف کردن داستان اش، که در دل آن و در سیر منطقی آن، تصویر انتقادی قانع کننده ای از اجتماع امروز ما بیرون بدهد. این تصویر البته خوش بینانه و تمیز نیست. اما نکته این است که این فیلمی است که برای مردم این کشور و برای حضور در این خاک ساخته شده، پس نگاه تیره مردانی از همین دیار است که مملکت شان را بهتر از این می خواهند. سازندگان کیفر نه دل شان به چند مثلا تجربه روایتی و تصویری خوش است (مشکل البته این تجربه ها نیست.
    مشکل اشتباه ها و نابلدی هایی است که اسم اش را تجربه می گذاریم و اصلا مگر قرار است مدام تجربه کنیم؟) و نه به جایزه دولتی و حمایت رسانه ای و دعوت جشنواره ای. کیفر محصولی است با ادعا و شجاع در زمانه ای که دیگر کسی از این حوصله ها ندارد. فیلمی جاه طلب که از تماشاگرش می خواهد به درون دنیا و شخصیت ها بیاید و تهران امروز را از درون تجربه کند. آن جا که نمایش تباهی و شکوه هنر، همدیگر را متعادل می کنند. که تماشای فیلم را به تجربه ای لذت بخش بدل می سازند. کیفر به قهرمانی در شهر فکر می کند. یک قهرمان که فشارها و کمبودها و فساد و دروغ یک متروپلیس می سازدش. که از میان این همه گناه باید به رستگاری برسد. یک جور نگاه به انسان که نمونه اش را در این سال های سینمای ایران نداشته ایم. معمولا نداشته ایم.
    ساخته شدن چنین فیلمی با چنین ویژگی های البته صد و بیست سال بعد از اختراع سینما، نباید اتفاق چندان مهمی باشد. اما نگاه ظاهرا روشنفکرانه و منتقدانه و جشنواره ای و دولتی، تا به حال جلوی ساخت چنین فیلم هایی را در این کشور گرفته است. فیلمسازهای ما به تجربه و نماد باور دارند تا به واقعیت و به انسان. این است که تماشاگر جلوه ای از یک قهرمان را بر پرده سالن های سینمای کشور از یاد برده است. او عادت کرده بر پرده بزرگ سینما یا کاریکاتور ببیند یا توهمی کج و کور از شرایط منهدم کننده که اعتقادی به انسان و رستگاری اش ندارد. حسن فتحی کارگردان، علیرضا نادری نویسنده، سعید سعدی تهیه کننده و مصطفی زمانی بازیگر به ما قهرمان داده اند. مدیون شانیم. حالا حالاها باید درباره شان بنویسیم.[/align]
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  10. Top | #19

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......

    سلام


    [align=center]


    «سید رضا صائمی» معتقد است كه سریال «جراحت» با این كه از داستان تلخی برخوردار است اما با مخاطب ارتباط برقرار كرده و به نوعی این سریال تضاد بین سنت و مدرنیته را به تصویر می كشد و به نوعی آسیب شناسی مناسبات انسانی در نظام خانوادگی را نیز مطرح می كند.




    «سید رضا صائمی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس در مورد مجموعه تلویزیونی «جراحت» ساخته محمدمهدی عسگرپور، اظهار داشت: به نظر من در میان سریال های در حال پخش ماه مبارك رمضان، دو سریال «جراحت» و «در مسیر زاینده رود»، از سوی مخاطبان با اقبال بیشتری مواجه شده اند چرا كه هر دو این سریال ها در بستر یك درام به مسائل خانوادگی پرداخته اند.

    وی در ادامه تاكید كرد: مجموعه تلویزیونی «جراحت»، در بستر یك ملودرام خانوادگی به سمت تراژدی در حركت است و اگر چه این سریال بسیار تلخ و گزنده به كار خود ادامه می دهد اما با استفاده از یك متن قوی و قصه خوب توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند.

    این منتقد در ادامه افزود: سریال «جراحت» به نوعی آسیب شناسی مناسبات انسانی در نظام خانوادگی را نیز مطرح می كند و چند سال گذشته نیز سریال «آوای فاخته» ساخته بهمن زرین پور هم با همین تم مورد توجه زیادی از سوی مخاطبان قرار گرفت چرا كه وقتی یك سریال به مناسبات مختلف و كشمكش بین آدم ها می پردازد، جذاب می شود و مورد استقبال قرار می گیرد. یعنی مخاطبان بعضی از تجربیات خود را در این سریال مشاهده می كنند و با كار همذات پنداری می كنند و این قصه نیز ملموس و جذاب است.

    صائمی تصریح كرد: سریال «جراحت» بنای روایتی خود را مبتنی بر تضاد و كشمكش خانواده قرار داده است و این موقعیت دراماتیك و تعلیق سریال خوب درآمده است چرا كه كشمكش و تعلیق درونی را با استرس بیرونی تلفیق كرده است و در كنار آن فشارهای طبیعی نظام اجتماعی، به این مسئله دامن زده و تعلیق سریال را خوب نشان می دهد و به نوعی مجموعه تلویزیونی «جراحت» تضاد بین سنت و مدرنیته را به تصویر می كشد.

    وی در ادامه به متن خوب «سعید نعمت الله» اشاره كرد و افزود: یكی از عامل موفقیت سریال «جراحت» دیالوگ پردازی خوب است كه غلظتش نسبت به سریال «زیر هشت» كم تر است اما دیالوگ ها در این سریال به صورت جذاب روایت می شود.

    سیدرضا صائمی به ضعف سریال «جراحت» نیز اشاره كرد و افزود: استفاده از این تكنیك كه در پایان هر قسمت چند تكه در پایان پخش می شود، خوب نیست چرا كه به نوعی این شیوه تعلیق شكنی می كنند و ذهن مخاطب را درگیر می كند در صورتی كه یك سریال وقتی تمام می شود، یك تعلیق در ذهن مخاطب ایجاد می كند تا قسمت های بعدی را پیگیری كند.

    این منتقد سریال «جراحت» را گامی مثبت در كارنامه «محمدمهدی عسگرپور» ارزیابی كرد و گفت: تیتراژ آغازین و پایانی كار هم خوب درآمده است و شكستن شیشه یك قابلیت نشانه شناسی و محتوایی دارد و با محتوای قصه همخوان است.

    سیدرضا صائمی به لحاظ فنی هم این سریال را خوب ارزیابی كرد. وی در عین حال به محدودیت لوكیشن های كار اشاره كرد و گفت: فضاسازی تعلیق چندانی ندارد و اگر تنوع لوكیشن بیشتر بود، بالطبع این سریال از جذابیت بیشتری برخوردار بود.

    وی در ادامه در مورد بازی های سریال «جراحت» نیز گفت: در مجموع باز ی ها خیلی شاخص نیستند و «امین تارخ» (بزرگ) شخصیت مانند «دكتر طاها پژوهان» سریال «اغما« ساخته سیروس مقدم را تكرار كرده است. «ثریا قاسمی» (مامان لطیفه) مدام نقش های تكراری ایفا می كند و بازی اش گل درشت شده است و یك دستی خود را از دست داده است اما «علی عمرانی» (اسماعیل) خوب و كنترل شده بازی كرده است.

    سیدرضا صائمی در پایان این گفت وگو نیز خاطرنشان كرد: هر مجموعه ای كه به تضاد و كشمكش میان خانواده ها بپردازد جذاب است، چرا كه مخاطبان بخشی از زندگی خود را در این سریال می یابند و با آن همذات پنداری می كنند.

    وی گفت: مایلم به این نكته هم اشاره كنم كه در سریال «جراحت»، رابطه برادری میان «امین تارخ» (بزرگ) و «علی عمرانی» (اسماعیل) در این سریال خوب درآمده و از جذابیت دراماتیكی برخوردار است.


    [/align]
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

  11. Top | #20

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    شماره عضویت
    15853
    سن
    31
    نوشته ها
    264
    تشکر
    33
    تشکر شده 148 بار در 80 ارسال
    حالت من
    Ghati
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: سینما .......


    در نگاه خیره اش، نابودی ام مشهود بود


    [align=center]


    فیلم "هفت دقیقه تا پاییز" دست مایه ای رئالیستی و رویکردی انتقادی به مشکلات اجتماعی دارد و این مسائل در انواع و اقسام مختلف در این فیلم به نمایش گذاشته شده است.
    کارگردان با شیوه ای مناسب، ناپایداری قشر متوسط جامعه را با تأکید بر معضلات اقتصادی این قشر همگام با وضعیت زنان در ایران به تصویر می کشد.
    به تصویر کشیدن محیط اجتماعی، از مشخصه های فیلم هایی است که کارگردانان آن ها نگرش جامعه شناختی به انسان دارند، تصویری که علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز اندک اندک آن را نشان می دهد و این ترکیب، نوعی پیش آگاهی از موقعیت به مخاطب می دهد.
    بخش اعظم فیلم بر محور تأثیر گذاری موضوع مرگ بر شخصیت ها و روایت این تأثیرات بر زندگی و روان افرادی است که ایشان با مشکلات اقتصادی همیشه دست به گریبانند و بی مهری اجتماع را نیز با پوست و گوشت خود احساس می کنند و تمام این مصائب در شخصیت های داستان آن گاه که قرار از کف می دهند، به خوبی تبلور پیدا می کنند.
    کارگردان در تصویر سازی صحنه ها و فضای فیلم خوب عمل کرده است و به طور نمونه در ابتدای سکانس خود کشی، نور لرزان فندک نشان تردید و بی ثباتی شخصیت فرهاد «حامد بهداد» در فیلم است و کارگردان با استفاده از شی ء و رفتارهای نمادین، حال و وضعیت شخصیت های داستان را به خوبی در صحنه ها بیان می کند.
    این انتقال حس و حال در شخصیت ها با بازی خوب هدیه تهرانی (میترا)، محسن تنابنده (نیما)، خاطره اسدی (مریم) و حامد بهداد (فرهاد)، اثر گذاری فیلم هفت دقیقه تا پاییز را افزایش می دهد و باعث هم ذات پنداری تماشاگر با شخصیت های فیلم می شود و این انتقال حس و حال بیش از همه در چهره ی میترا «هدیه تهرانی» نمود پیدا می کند گویی: در نگاه خیره اش، نابودی ام مشهود بود.
    این پرداخت تلخ واقعیت است که نمی توان فیلم هفت دقیقه تا پاییز را دید و از تراژدی مرگ و نگاه جنسی به زنان در جامعه تکان نخورد، با این ویژگی که کارگردان توانسته است با پرداخت رئالیستی، حس تراژیک فیلم را به بیننده منتقل کند و وی را همراه و هم دل شخصیت های فیلم بسازد.
    یکی دیگر از عوامل مهم در پیش برد فیلم هفت دقیقه تا پاییزجدال است. عرصه ی این عامل در فیلم بسیار گسترده است و از ساده ترین و شخصی ترین تا پیچیده ترین و عام ترین شکل را شامل می شود. شخصیت های اصلی فیلم در عین این که جدالی درونی را با خود پیش می برند، در جدال با شخصیت های دیگر و اجتماع هم شرکت دارند.
    در جدال درونی، بن بست ها، مشکلات، دغدغه ها و ... از هر نوع که باشد درونی شده و عرصه ی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود. هفت دقیقه تا پاییز نمونه ی موفق ترکیب این دو نوع جدال و کشمکش در درون و بیرون شخصیت های فیلم است.
    از دیگر مسائل قابل بررسی در فیلم هفت دقیقه تا پاییز، شیوه ی پایان بندی آن است. در این شیوه پرداخت پایان بندی در ارتباط درونی با دیگر عناصر صورت می گیرد و پایان بندی همچون مکملی در داستان عمل کرده و در اصل محل تجلی داستان می شود که با درک آن، پرتوی بر کلیت و عناصر فیلم انداخته شود.
    در مجموع علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز نگاهی کاملاً واقعی به انسان و مسایل اش می اندازد و در آن علل اجتماعی را به گونه ای اگزیستانسیالیستی به تصویر می کشد که ایجاد رابطه ی باور پذیر متن فیلم و مخاطبین را به ارمغان می آورد.

    [/align]
    کاربر مقابل از HiDDen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: AMiR BiG (08-15-2012)

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-23-2011, 02:51 PM
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 06-11-2010, 02:12 PM
  3. آنتی سینا هستید یا طرفدار سینا...؟؟؟
    توسط AƦAƾH در انجمن گفتگوی همگانی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 10-14-2009, 03:57 PM
  4. پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 12-03-2008, 12:02 AM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد