بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 61

موضوع: داستانسرای عصر ایران ...

  1. Top | #41

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    40
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض

    دوستان جاستین از همینجا به همتون سلام میرسونه

    کاربر مقابل از MaJiD HetFieLd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (03-05-2011)
    امضای ایشان


    ELENA I Know You Love Stefan But I Love You
    You Should Know




  2. Top | #42

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    قسمت چهارم از فصل دوم !


    شروین از خواب بیدار شد . گوشی موبایلش زنگ خورد ! شروین : بله ؟ رئیس : ما تونستیم یه سری امواج پیدا کنیم که مربوط به یه ردیاب میشه . احتمال میدیم به قضیه دزدی جاستین بیبر ربط داشته باشه ! شروین : الان مکانش کجاست ؟ رئیس : خیلی عجیبه . تا 2 دقیقه پیش توی خونه ای درسعادت آباد بود ولی الان محو شده ! فکر کنم ردیاب رو پیدا کردن . یه کاری بکن ! شروین : باشه . قول میدم جاستین رو بگیرم .


    مجید لشلی ل.خت رو زمین دراز کشیده بود .جاستین بیهوش شده بود . بله اس.پرم های مجید لشلی باعث شده بودن که ردیابی که توی با.سن جاستین بود از کار بیفته ! مجید : پروردگارا جاستین را از من مگیر ! گوشی مجید هی داشت زنگ میخورد . یه بار عرفان زنگ میزد یه بار سعید شرلوک ! مجید لشلی هم اصلا جواب نمیداد !

    . حسین تیزی رفته بود پیش یکی از دوستای صمیمی خودش یعنی همون جمشید دشنه ! جمشید داشت گریه میکرد و میگفت : حسین کی این بلا رو سرت آورده ! حسین : تک تک کله هاشون رو میبرم . 8 نفری ریخته بودن سرم ! رفیقام توی اون خونه زندونی شدن و من باید نجاتشون بدم . جمشید : بیا به پلیس زنگ بزنیم همه چی درست میشه ! حسین : نه ! من حسین بچه آریانا هستم! خرخره تک تکشون رو میجوم .

    گروه هشت بسیار خوشحال بودن و داشتن در مورد یه انسان گرگ نما حرفت میزدن !



    آخ ... نزن ... جرات داری دستمو باز کن ! گروه هشت داشتن بچه هارو دوباره مشت و لگد میزدن . میرعلی جوش آورده بود یه اخم بسیار بدجور کرد . چشماش قرمز شده بود و ازش داشت لیزر میزد بیرون . بسیار قاطی کرده بود اخه بهش فحش بد دادن ! میرعلی با نور قرمز رنگی که از چشمش بیرون زد دستای خودش رو باز کرد و پرید رو هوا ! غرشی کرد که کل لامپ های خونه ترکید و شیشه ها شکست . و با سرعت 120 کیلومتر و شتاب 2 متر بر مجذورثانیه به سمت گروه هشت رفت . گروه هشت بسیار ترسیده بودن . و نمیدونستن باید چیکار کنن . ابولفضل و بقیه بچه ها از تعجب شاخ در آورده بودن ! و شوکه شده بودن .
    میرعلی به نفر اولی اسپیر زد . به نفر دوم هم همچنین و یکی یکی به همه اسپیر زد تا به نفر هشتم رسید . اول میخواست اسپیر بزنه اما تصمیم گرفت جک همر بزنه . مردی رو بلند کرد و جک همر زد . همه گروه هشت رو زمین افتاده بودن . میرعلی به سمت بچه ها برگشت و داشت میخندید .اما قیافه ابولفضل و بقیه بچه ها زیاد خوشحال به نظر نمیرسید . میرعلی : چی شده بچه ها ؟ حال کردین چه طور همشون رو زدم ؟ بابک : میرعلی پشت سرت رو نگاه نکن. خودت بیا پیش ما بشین و دستات رو ببند . میرعلی : چی میگی تو ؟ اصلا نمیفهمم . میرعلی سرش را برگرداند و شخصی با هیکل شرک را دید .این همون انسان گرگ نمایی بود که گروه هشت در موردش صحبت میکردن . میرعلی یه مشت زد بهش ولی انگشتای خودش به شدت درد گرفت . آن غول بسیار گنده به میرعلی گفت : برو پیش دوستات ! میرعلی هم بی خیال شد و رفت !


    ساسان و آرمان و سعید همینجور خواب بودن . تا این که تلفن سعید زنگ خورد. از باشگاه استقلال بود ! سعید : جانم ؟ باشگاه استقلال : چرا سر تمرین نیومدی ؟ سعید : آخ ! ببخشید . خواب موندم . همین الان میام . باشگاه استقلال : نمیخواد دیگه بیای ! تو نمیخوای یه خورده منظم باشی ؟ فعلا از تیم اخراجی ! سعید : ببخشید دیگه ! دیگه تکرار نمیشه . ولی تلفن قطع شده بود . سعید نگاهی به آرمان و ساسان کرد . ساسان و ارمان همینجوری خواب بودن .

    حسین از حمام اومده بود بیرون ! یه زنگ زد به علیرضا جی ام جی و گفت : سلام ! علیرضا. علیرضا : سلام ! به جا نیاوردم . حسین : منم حسین المپیک هیرو ! حسین تیزی ! علی رضا : به به ! چه سعادتی نصیب ما شد . خوبی ؟ چه خبر ؟ چیکار میکنی ؟ حسین : هستیم ! میگم تو الان توی رستوران هستی ؟ میخوا بیام پیشت . کارت دارم ! علیرضا : در خدمتم . بفرما . رستوران مال خودته ! حسین : نوکرم ! یا حق !

    عرفان و سعید شرلوک رفته بودن دم خونه مجید لشلی ! فکر میکردن مجید اونجاست .اما مجید اونجا نبود . عرفان و سعید بسیار عصبانی بودن .


    مجید تو همون خونه توی سعادت اباد بود . اسپیلت رو روشن کرده بود و خونه رو سرد شده بود. جاستین : اقا من یخ کردم . مجید : الان گرمت میکنم ! مجید باز داشت با جاستین ور میرفت .که یهویی در خونه شکسته شد و شروین به همراه چند نفر دیگه ریختن تو ! مجید لشلی : ها ؟ شما اینجا چیکار میکنین ؟ شروین : مجید اونو ولش کن . مجید : جاستین رو ؟ امکان نداره ! شروین به افرادش گفت برن و جاستین رو از مجید بگیرن . مجید هم ناچار شد که جاستین رو به شروین بده . جاستین داشت گریه میکرد و رفت بغل شروین و گفت : خوب شد شما منو نجات دادین ! در همین حال شروین گفت : به آغوش گرم خانواده خوش اومدی !!

    ساسان رفته بود سایت فوتبال 3 و داشت اخبار ورزشی رو میخوند .
    ساسان : سعید اینجا در مورد اخراج تو نوشته ! سعید : چی نوشته ؟ ساسان : نوشته توی یه پارتی گرفتنش و الان هم زندان اوینه !!!! آرمان : اینا دیگه کین ؟ باید بزنم سایتشون رو هک کنم ! سعید : خیلی بی انصافن ! آرمان میتونی سایتشون رو هک کنی ؟ آرمان رفت جواب بده که ساسان گفت :


    بچه ها اون تماشاگر نما که سر بازی رئال و بارسلون اومده بود وسط بازی ایرانی بوده !!
    سعید : چی ؟ اسمش چی بوده ؟ ساسان : فقط نوشته که گفته : از کاری که کردم پشیمان نیستم .
    چیزی در مورد اسمش ننوشته . آرمان : این دیگه کی بوده ! چقدر عشق کریس رونالود بوده .



    گوشی عرفان دوباره زنگ خورد ! عرفان : خودشه ! مجید لشلیه . سعید شرلوک : جواب بده بینم !
    عرفان : بله ؟ مجید : کاری داشتی عرفان جون ؟ عرفان : خودت میدونی چیکارت داشتم ! کجاست ؟ مجید : چی میگی ؟ اصلا نمیفهمم ! عرفان : مجید جاستین الان پیش تو هستش دیگه؟ اره ؟ مجید : جاستین دیگه کیه ؟ سعید شرلوک گوشی رو گرفت و گفت : مجید اگه تا چند ساعته دیگه جاستین رو به اونا ندیم اونا همه رو میکشن ! مجید : کیا ؟ درست توضیح بده بینم ! سعید : جاستین بیبر رو یه جوری دزدیدیم . بعدش یه گروه هشت نفره اومدن دنبال جاستین اونا یه ردیاب به جاستین وصل کرده بودن . بعدش حالا اومدن و میرعلی و ابولفضل و چند نفر دیگه از بچه هارو گروگان گرفتن ! اونا جاستین رو میخوان . مجید : جاستین که پیش من نیست ! دست شروینه ! سعید : شروین ؟ وای خدای من . حالا چیکار کنیم .

    ساعت 9 شب بود . حسین تیزی به همراه یه ماشین دم خونه میرعلی وایساده بودن . صندلی عقب ماشین نزدیک 10 تا پیتزا بود که از رستوران علیرضا جی ام جی آورده بودن . حسین در یکی از پیتزا ها رو باز کرد و گفت : خدا کنه نقشم بگیره !!

    در پایان عکسی از گروه 8

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    12 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (03-12-2011), Goldberg The Man (03-11-2011), JMJ (03-11-2011), Mr. Movie (03-11-2011), The Shadow (03-11-2011), The Survivor (03-11-2011), Xtreme (03-11-2011), amirnba (03-11-2011), ŠÄÉËĐ (03-11-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  3. Top | #43

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,155 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط 3AJAD نمایش پست ها

    . میرعلی جوش آورده بود یه اخم بسیار بدجور کرد . چشماش قرمز شده بود و ازش داشت لیزر میزد بیرون


    شخصیت واقعی میر علی مشخص شد .



    عـلی " دویل " جین

    واقعاً استعداد زیادی در داستان نوشتن داری سجاد جون ، آفرین .
    6 کاربر مقابل از The Shadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (03-12-2011), Goldberg The Man (03-11-2011), Sarkesh (03-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان


    .:: Rest In Peace​ ::.

  4. Top | #44

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض

    ایول خیلی باحال بود مخصوصا اون تیکه که بابک گفت : میرعلی خودت برگرد بشین و دستت رو ببند

    تیریپ این بچه های گروه هشت هم شبیه بچه های اوبی هست من موندم اون هیکلیه کیه ولی اینو بدویند واسه من سوسکه .. من و جمشید حالیشون میکنیم در ضمن عجب بروس لی ای هست این میرعلی

    دمت گرم .. ترکوندی .
    5 کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DIONYSUS (03-12-2011), Mr. Movie (03-11-2011), Sarkesh (03-11-2011), amirnba (03-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان

    We Are Going To Explore Into Your Mind To Find Out Why You're so
    FU**ING JEALOUS


    بیـا یـاد بـدم بـهـت قـِـلـِــقُ Bay Bay ,,,



  5. Top | #45

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    شماره عضویت
    19988
    سن
    28
    نوشته ها
    1,036
    تشکر
    4,205
    تشکر شده 2,420 بار در 508 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    248 Thread(s)

    پیش فرض

    هر کی پیتزا ، کباب کوبیده ، جوجه کباب ، مرغ ، ماهی و هر گونه غذای دیگه ای نیاز داشت در خدمتیم ! به دوستان و آشنایان تخفیف داده میشود و برای بچه های انجمن مجانی !

    اکبر شترمرغیِ علیرضا ، شعبه ی بیست و پنجم ، واقع در شهرک غرب تهران !


    6 کاربر مقابل از JMJ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (03-12-2011), Mr. Movie (03-11-2011), Sarkesh (03-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان


  6. Top | #46

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط olympic hero نمایش پست ها
    ایول خیلی باحال بود مخصوصا اون تیکه که بابک گفت : میرعلی خودت برگرد بشین و دستت رو ببند

    تیریپ این بچه های گروه هشت هم شبیه بچه های اوبی هست من موندم اون هیکلیه کیه ولی اینو بدویند واسه من سوسکه .. من و جمشید حالیشون میکنیم در ضمن عجب بروس لی ای هست این میرعلی

    دمت گرم .. ترکوندی .
    حسین جان یه وقت خدای نکرده رفتی زندون نگی سوسک ! باید بگی سوکس !

    در ضمن هفته بعد بنا به دلایلی که بعدا میفهمین ادامه داستان گزاشته نمیشه !
    4 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (03-12-2011), amirnba (03-11-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  7. Top | #47

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض

    من از اون آدم هایی هستم که نه پام به زندون باز شده و نه باز میشه ........ من ان مرغ سیه بالم ... من ان مرغ سیه بالم

    حیف شد سجاد جون .. جای حساسی تموم شده بود به هر حال هرجور صلاح میدونی
    4 کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DIONYSUS (03-12-2011), Sarkesh (03-11-2011), amirnba (03-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان

    We Are Going To Explore Into Your Mind To Find Out Why You're so
    FU**ING JEALOUS


    بیـا یـاد بـدم بـهـت قـِـلـِــقُ Bay Bay ,,,



  8. Top | #48

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    شماره عضویت
    1125
    سن
    37
    نوشته ها
    1,707
    تشکر
    14,454
    تشکر شده 3,335 بار در 440 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1152 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow نمایش پست ها
    [/RIGHT]
    [/RIGHT]

    شخصیت واقعی میر علی مشخص شد .
    عـلی " دویل " جین

    واقعاً استعداد زیادی در داستان نوشتن داری سجاد جون ، آفرین .

    البته روحیات ما بیشتر به حاج وسکر خودمون میخوره !!
    دندونامم همینطوری مثل شونه ردیفه جون خودم !

    7 کاربر مقابل از Goldberg The Man عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (03-12-2011), Sarkesh (03-11-2011), The Shadow (03-12-2011), amirnba (03-11-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان


  9. Top | #49

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    شماره عضویت
    5349
    سن
    33
    نوشته ها
    1,489
    تشکر
    5,764
    تشکر شده 10,487 بار در 1,288 ارسال
    حالت من
    Azkhodrazi
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    899 Thread(s)

    پیش فرض

    دمت گرم سجاد عالی مثل همیشه
    2 کاربر مقابل از Mr. Movie عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Sarkesh (03-11-2011), amirnba (04-01-2011)
    امضای ایشان


  10. Top | #50

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    بعد از یه وقفه امروز اخرین قسمت داستان گزاشته میشه ! اتفاقات جالبی خواهد افتاد . منتظر باشید ...
    7 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AĦӍẪÐƦÉȤA (04-01-2011), Blood Raven (04-03-2011), DIONYSUS (04-01-2011), Mr. Movie (04-03-2011), amirnba (04-01-2011), Ғ Д † Д Ł β (04-01-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آغاز بارش برف در تهران از عصر فردا
    توسط H H H در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-01-2011, 08:40 PM
  2. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 01:50 PM
  3. پدر مت و جف : داستان پسرانم اعصابم رو خرد كرد
    توسط KANE در انجمن اخبار روزانه
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 04-08-2009, 06:07 PM
  4. چند رمز از بازی عصر خدایان (عصر افسانه ها)
    توسط Captain.Rey در انجمن کامپیوتر ( PC )
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-15-2007, 01:28 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد