ماجراهای 3 تا آدما
اپیزود اول
این قسمت : نقد و بررسی
شبکه : IRAN-EHEM TV
شروین:
بسم الله رحمان رحیم .. اسلام و علیک یا بشیر
خدمت تمام شما بینندگان عزیز
سلام عرض میکنم
ارسلان:
منم سلام عرض مبکنم. من ارسلان و این آقا که دوست شماست شروین تزاریان با برنامه ی نقد کشتی کج کاران در خدمت شما هستیم
مهمانان این برنامه رو شروین معرفی میکنه
شروین:
بله با تشکر از برادر ارسلان
اولین مهمان برنامه .. کسی نیست جز دکتر صدر
خوش آمد میگیم به ایشون
آقای صدر اگه صحبتی دارید بفرماید
صدر:
بله ، منم به دوستداران کشتی کج و اساسا بینندگان شما سلام میگم. امیدوارم گفتگوی خوبی داشته باشیم.
ارسلان:
خب دوستان عزیز آقای اساسا ، ببخشید آقای صدر خودش رو معرفی کرد. اما مهمان بعدی برنامه کسی نیست جزء ، آقای فی الباقه ، ببخشید آقای حاج رضایی
آقای حاج رضایی به بینندگان سلام کنید
حاج رضایی:
با تشکر , بله سلام عرض میکنم خدمت شما .. جناب تزاریان . دکتر صدر و این یکی مهمان عزیزتون که شناختی ازشون ندارم .. به واقع میتونم بگم برنامه خوبی خواهد شد
شروین:
بله با تشکر از جناب به واقع .. عذر میخوام حاج رضایی
و آخرین مهمان برنامه ما
همان کسی که آمد
کسی که با خنجر طلایی آمد
کسی که با خودش دوستی و صلح رو آورد
لیدیز اند جنتلمنگ
لطفا پاشید
( در این لحظه همه پا میشن و دست میزنن )
و به مهمان ویژه برنامه ما ادای احترام کنید
در این لحظه همه جا نورانی میشه
اون پشت دود پخش شده
یک شخصی داره میاد ...
چهرش معلوم نیست
( شروین ادامه میده )
دوستان من
نشان حاکم بزرگ
د وان
دی اونلی
کینگ عبدووووووول بـــــــــشیــــــــــــر
( فیلمبردار سکته کرد )
( در این لحظه آهنگ ملی پوشان پیروز باشید ، خرم چون گل . . . تو استودیو پخش میشه )
آقا میاد میشینه
و میگه
خیلی خوشحالید که افتخار دادم بیام اینجا تا شما پدر سگای ج*نده رو خوشحال کنم
ارسلان ادامه میده و میگه
ارسلان:
خب بینندگان عزیز
اما بحث این برنامه ی ما
که خیلی از شما ها بهش علاقه مند هستین
توصیه میکنم این برنامه رو تو انتها دنبال کنین
تو این برنامه سعی داریم دو استار خز و آبگوشتی رو برای شما نقد کنیم
از شروین دعوت میکنم نام این دو استار رو به شما بگه
این شما و این شروین
شروین:
بله دوستان عزیز
اولین استار رو خدمت شما معرفی میکنم
عمه عزیزم
قهرمان خردسالان
مردی از همه رنگ
جان فینا ... عذر میخوام سینا
و حالا نفر دوم
مردی دیوانه
کسی که خودشو حاضره از برج ایفل به پایین پرتاب کنه
البته اگه قبلش مصرف کنه
بله دوستان
مرد عمل
د کی*ریز ماتیک انگیما
جلف هاردی
ارسلان:
بله من اشتباه شروین رو درست میکنم.منظور ایشون جف هاردی بود!
خب سری به پخش می زنیم و بعد از آگهی ها در خدمت شما هستیم
( تبلیغات )
مشتــــــریان عزیز پول های خود را به ما بسپارید. 35 میلیون دستگاه بنز کلاس 5 جایزه ی ما به شما ) فقط با 1000 تومان برنده ی یک بنز شوید. دینگ دینـــــــگ ، بانک تجارت ، بانک همه .
( از آگهی ها برمیگردیم )
( حالا مسابقه ی اس ام اس رو با هم می بینیم )
شما از کدام یک از این استارها بدتون میاد .. 1 .. جان سینا .. 2 جف هاردی .. لطفا عدد مورد نظرتون رو به شماره 123 همه بیخیال قصه .. شما دختر خانوم دستو بزار تو دست دوستت ... بفرستید .!
شروین:
بله دوستان .. مسابقه پیام کوتاه مارو دیدید
خوب با اجازه مهمانان عزیز بخصوص سرور عزیزم
ارسلان عزیز فکر میکنم باید بحثمون رو شروع کنیم
ارسلان:
بله شروین جان،شما با سوال از یکی از مهمانان شروع کن
شروین:
خوب با جناب صدر شروع میکنم
ببینید
از سال 2005 تا الان
بسیاری از طرفداران رسلینگ به خاطر شخصی به نام عمه سینا رسلینگ رو کنار گذاشتن
به نظر شما زیادی به این عمه جان بها داده نمیشه ؟
صدر:
بله خیلی ممنون آقای تزاریان
ببنید
اساسا به نکته ی ظریفی اشاره کردید ( حالا در همین حال دستهای آقای صدر تو هوا اینور اونور میشه )
در واقع کلمه ی عمه در رسلینگ ریشه ی تاریخی داره
که گفتنش در این محفل نمیگنجه
اما بزارید برگردیم به 30 سال قبل
جایی که همه به می یانگ میگفتن عمه
خیلی از طرفداران رسلینگ یادشونه
توی اون روز تاریخی
در واقع در اون سوپـ ر مارکت
می یانگ باکـ رگیشو از دست داد
و شد عمه می یانگ جن*ده
و حدس بزنید اون شخصی که می یانگ رو مورد تج*اوز قرار داد کی بود
( آقا که اصلا حواسش به بحث نبود با کلمه ی ج*نده یهو به بحث کشیده شد )
آقا:
کی جن*دس آقای صدر ؟ کدوم پدرس*گی جن*دس ؟
صدر:
جناب دیوری منظورم می یانگ بود
آقا:
خب کدوم پدرس*گ جن*ده ای ایشون رو جن*ده کرد ؟
صدر:
وینست جیمز مکمن
که در اساسا پدر وینست کندی مکمن میشه
بحث رو ادامه میدم.در اون **** مارکت معروف .. می یانگ رو مورد تج*اوز قرار داد که خوشبختانه از کـا*ندوم استفاده کرده بود و برادری برای وینست کندی مکن نزاشت
شاید هم خواهر
و بعد از اون همه می یانگ رو عمه صدا میکردن
در واقع این اسم رو
مرحوم فَبیولس مولا که از دوستان صمیمی می یانگ بود روی اون گزاشت
اگه دقت کرده باشید توی
سامراسلم 2006 هم می یانگ خواست از ک*یر وینست کندی مکمن استفاده کنه .. اما متاسفانه جلوی اون گرفته شد
من میتونم بگم عمه جان سینا هم
راه می یانگ رو گرفته و داره میره
در واقع جان سینا هم در همون سوپـ ر مارکت توسط وینست کندی مکمن که در واقع پسر وینست جمیز مکمن بود گشاد شد
ارسلان:
خب اقای صدر به نکته ی مهمی اشاره کردید. اجازه بدید نظر اقای حاج رضایی هم در این رابطه بدونیم.
صدر:
بله حتما
شروین:
بله جناب صدر لطفا بزارید نظر جناب حاج رضایی هم بشنویم
حاج رضایی:
بله اگه اقای صدر کمی به بقیه امان بدن منم حرفایی برای گفتن دارم
ببینید
به واقع
خواهش میکنم به این نکته دقت کنید
به واقع
شروین:
جناب حاج رضایی
بزارید منم یبار دیگه به صراحت بگم
بـــــــــه واقـــع
حاج رضایی:
بله احسنت آقای تزاریان.به نکته ی خوبی اشاره کردید.به واقـــــــع عده ای از کارشناسان این حرکت سینا رو یه نوع ک*ون دادن با احترام عنوان کردن
خب حالا ک*ون دادن با احترام یعنی چی
الان عرض میکنم یعنی چی
به واقع
گویا سینا در کودکی مشکلی از ناحیه ی ک*ون داشته و به طرز عجیبی ک*ونش گش*اد شده بود
روی همین اصل
به واقع
با ورود به کمپانی راه پیشرفت رو در ک*ون دادن تشخیص داد و خیلی سریع پیشرفت کرد
همونطور که همه می بینیم
سینا الان یه شرتک می پوشه
به واقـــع من از خیلی ها سوال که کردم به واقـــع گفتن سینا بخاطر حفره ی عجیبی که در ناحیه ی کو*نش براش بوجود اومده شرتک می پوشه
ارسلان:
خب جناب حاج رضایی . دیگه بسته. در ضمن انقدر ک*ون ک*ون نکنید . الان من حَش*ری شدم. تو رو خدا فکر منو شروین رو هم بکنید !
ارسلان ادامه میده و میگه اجازه بدید نظر آقا رو هم بدونیم
جناب حاکم بزرگ ، سرور ما ، نظر شما در این مورد چیه ؟
آقا:
چی شده ؟ مشکل چیه ؟ چه نظری ؟
ارسلان:
مثل اینکه آقا شما میخواید جیب مارو بزنید ؟ در مورد ک*ون دادن سینا چه نظری دارید ؟
آقا:
چی ک*س گفتی الان کثافت ؟ من جیبتو بزنم .. تازه جیبتم بزنم نباید صدات در بیاد
بزنم کلتو پاره کنم ؟
واس من ش*اخ میشی
یه کم خندیدم فکر کردی خبریه
ارسلان:
اوه مای . . ! حواسم نبود. ( در این لحظه ارسلان مثل فیلمهای هندی زانو میزنه و از آقا طلب بخشش میکنه )
آقا منو ببخش ؟
آقا:
خوبه ...
باشه فقط بار آخرت باشه
دفعه بعد ...
الان نظرمو در مورد سینا باید بگم ؟
ارسلان:
بله سرور ما ، لطفا مارو با کلامتون نورانی کنید !
آقا:
جان سینا یه پدرسگ ج*ندس ..
من کله اون مادر*سگو پاره میکنم
میزنم به دستاش
بزار من برای شما یه قصه بگم
یه قصه اسمش آقا محمد محمد ( محمد حسن ) و یه قصه اسمش آقا دیوری
اون آمریکایی ها نزاشتن من با محمد تو رسلمینیا کار کنیم
اما چی شد
چی شد
اونا گذاشتن
این مادر*سگ ( جان سینا )
با شان مایکلز کار کنه
ولی یه چیزی من نمیفهمم
ولی یه چیزی من نمیفهمم
چرا اونا نزاشتن ما کار کنیم ؟
چرا فقط مارو اذیت میکنن ؟
چرا فقط تو چمدون های مارو نگاه میکنن
شما بک*نی به من ؟
من نمیخوام اینجا
خاک بر سر
( حالا آقا عصبی شده و ارسلان و شروین میان و آرومش میکنن )
ارسلان:
خب دوستان عزیز دوباره سری به پخش میزنیم و آگهی ها رو می بینیم و در برگشت برنامه رو ادامه میدیم.
( تبلیغات پخش میشه )
ماساژور کی*ره شاندرمن
ماسازور ت*خم شاندرمن
ماساژور سوراخ ک*ون شاندرمن
----
یکی بود یکی نبود
در این دنیای گرد یک سوسکی بود
سوسک نیز در توالت حرکت میکرد
مردمان تمامی پیف پاف هارو بر روی او زده بودند
اما سوسک همچنان نیز به زندگی کثیف خود ادامه میداد
در یک روز بارانی
درون کاسه توالت
پسری پیف پاف به دست آمد
در پیف پاف رو باز کرد
و در این لحظه بود که سوسک کثیف
به زندگی خود پایان داد
پیف پاف های اتک
دی دی دی
----
کارشناس مو : همونطور که میدونید آب ک*یر دارای خاصیت های زیادیه ...
ما به شما شامپو ک*یر صحت رو پیشنهاد میکنیم
با بسته بندی جدید !!!!! صحــــــت رمز سلامتی !!!!
( حالا تبلیغات تموم میشه )
در این لحظه برمیگردیم به شوء ، یه لحظه حواس همه نبود و برنامه رو آنتن رفته بود. هر کسی یه کار میکرد.ارسلان دستش تو خای*ه هاش بود. شروین داشت خای*ه های آقا رو می مالید و حاج رضایی و صدر هم یقه به یقه شده بودن.
ناگهان کارگردان یه داد بلند زد و ارسلان و شروین فهمیدن که برنامه شروع شده
ارسلان:
بله بینندگان عزیز
با هم تبلیغات رو دیدیم و در حین تبلیغات بحث جالبی شده اینجا شده بود و کارشناسان برنامه یه گفتگوی فنی با هم داشتن
شروین:
بله .. بسیار عالی ... ولکام بک بینندگان عزیز .. ای کاش ما هیچوقت به آن عروسی نرفته بودیم ...
جناب ارسلان
با اجازتون من در این قسمت از برنامه باید اعلام کنم
شروین:
بینندگان و مشترکین ایرانسل توجه داشته باشن
شرکت ایرانسل به مناسبت این شب های عزیز جوایزی رو برای شما عزیزان در نظر گرفته
شما میتونید با ارسال کردن عدد 1 به شماره 232434733323879836823629323
3 سیم کارت هدیه دریافت کنید
شرکت گاز و نفت هم مثل همیشه پیام هایی برای شما عزیزان داره
با هم دیگه ببینیم
( پیام : ای کاش ما هیچ وقت به آن عروسی نرفته بودیم .. بینندگان عزیز .. )
بله با تشکر از توجه شما .. در پایان هم باید عرض کنم بانک ملی بزرگترین بانک جهان اسلام هستش
ارسلان:
بله در اضافه من یادم رفت جوایز مسابقه ی اس ام اس رو بگم. شرکت لگن سازی دو قوز آباد به شش نفر از بیننگان ما یک دستگاه خودروی تویوتا کمری اهدا خواهد کرد.
لطفا با اس ام اس های خود جیب مخابرات را پر کنید. ببخشید حواسم نبود. با اس ام اس های خود در نظرسنجی ما شرکت کنید
خب اگه حاضرین موافقا که بحث رو ادامه بدیم یه صلوات محمدی و بلند بفرستن !
( در این لحظه همه صلوات میفرستن )
خوب بینندگان عزیز .. بهتره که به ادامه بحثمون بپردازیم
شروین:
همونطور که دیدید در قسمت قبل صحبت هایی آقایان صدر و حاج رضایی و سرور عزیزم رو در مورد عمه جون شنیدیم
ارسلان جان فکر میکنم وقتش باشه که بحث رو ببریم سمت مرد عمل .. نظر شما چیه ؟
ارسلان:
بله منم موافقم. شروین جان خودت با آقای صدر شروع کن.
صدر :
اساسا من در خدمت شما هستم
بفرمایید
شروین:
جناب صدر در قسمت قبلی برنامه شما صحبت های خودتون رو در مورده عمه جان بیان کردید
درسته ؟
صدر:
بله من در مورد قهرمان کودکان که اگه اشتباه نکنم همون عمه سینا هست صحبت کردم
شروین:
اگه صحبت دیگه ای در مورد عمه جان ندارید بحث رو ببریم روی مــــــرد عمل !
صدر:
نه منم موافقم که بحث رو ببریم رو مرد عمل ، قهرمان دختران ، جف هاردی
خوب پس بحث رو شروع کنیم
صدر:
بله اساسا به نکته ی خوبی اشاره کردید.
ببینید آقای تزاریان
من یادمه 20 سال پیش به کارولینای شمالی یه سفر کرده بودم.
یه بار تو یه پارک نشسته بودم که دو تا پسر کوچولو که خیلی شبیه هم بودن اومدن جلوی من و گفتن :
آقا ، ببخشید دوای سر درد داریم. با کیفیت عالی . بدیم خدمتتون ؟ جنسامون همه اصل هستن. تو رو خدا یکی بخرین؟ تو رو خدا !
من کمی شوکه شدم و اساسا از ایشون اسمشون رو پرسیدم که داداش بزرگترش گفت بچه محلا بهش میگن جف کراکی
اما اون پسر کوچولو که جف نام داشت میگفت من یه صاحب کار دارم که مواد رو بسته بندی میکنه و به من میده تا خرده فروشی کنم
بعدها متوجه شدم که این جف همون جف یعنی مرد عمل هست
به نظر من اساسا جف هاردی آشناییش با مواد از همون موقع آغاز شد
در این لحظه ارسلان به آقای صدر گفت :
یه لحظه وایستین آقای صدر ، میخوام یه چیز بگم یه خورده فضا عوض بشه
Jeff Hardy is the best wrestler ever
در این لحظه ارسلان و شروین از خنده و شکم درد به هم می پیچن
آقا روی زمین داره دستو پا میزنه و میگه: پدر*سگ ، عجب جوکی بود!
حاج رضایی و صدر هم اشکشون در اومده
شروین:
وایسید
وایسید
وایسید
منم یکی بگم
بگم ؟
بگم ؟
آقا :
بگو پدر*سوخته پدر*سگ ، بگو
شروین:
Jeff Hardy Is The Lord Of Ladder
ناگهان در این لحظه از شدت خنده همه غش میکنن که دیگه کارگردان اعصباش خورد میشه و برنامه یه لحظه قطع میشه.
( کارگردان پشت صحنه : تمومش کنید دیگه ! بسته ! آخه مگه پخش زنده آدم جوک میگه؟! اونم جوک منهای 18 ! آماده باشید دوباره میریم روی ایر)
در بازگشت شروین از صدر میخواد سوال کنه
صدر:
بله ، سوال فقط اساسی باشه . من اساسا در خدمت شما هستم.
شروین:
آیا حقیقت داره که جف هاردی با جاستین بیبر رابطه ج*نسی داشته ؟
ببینید این ریشه ی تاریخی داره
باید به 45 سال پیش برگردیم. برگردم؟
ناگهان ارسلان میگه:
باو بسته دیگه اقای صدر . جدی مارو گای*یدی . هی میبری به 50 سال قبل هی میاری جلو.
شروین هم در تایید ارسلان میگه:
با اجازه از آقای حاج رضایی بله ، به واقــــــــــع باید بگم به واقــــــــــــــــــــع مارو نمودی !
در حین اینکه کارشناسان برنامه و مجریان در حال جروبحث بودن یهو یه خبر ناگهانی رسید
ارسلان :
بله بینندگان و مهمانان عزیز در این لحظه یه خبر رو تو گوش من گفتن
از کارگردان میخوام یه بار دیگه بلند تر بگه









پاسخ با نقل قول














علاقه مندی ها (Bookmarks)