از اون روزهایی که رسلینگ در اوج بود و کمتر کسی برای تماشای مسابقات ام ام ای با اینکه میدونستن کشتی کج واقعی نیست , میرفتن! چند سالی گذشت...
و چندسالی هست که به قول خودمان تماشاچیان کشتی کج نشسته مسابقه را دنبال میکنن و دیگه خبری از اون شوق و هیجانی که در مسابقه آستین و راک(wm 2001)وامثال آن وجود داشت, نیست و دیگر خبری از قفسهای خونین آندرتیکر و براک لزنر و... نیست !!!
با رفتن براک لزنر به ufc و بردن بخشی از طرفدارن کشتی کج به اونجا, اکثر مردم بیشتر با این لیگ سطح بالا که از آن به عنوان هالیوود فایترها یاد میشود آشنا شده و حمایت کردن.ولی در حال حاضر آیا میتون ام ام ای رو با رسلینگ مقایسه کرد؟
به دنبال براک بابی لشلی و باتیستا هم به مبارزات واقعی کشیده شدن و
چون ایندو جزء پرطرفدارترین کشتی گیرها محسوب میشن,این طرف چه کسی سود میکند؟ و چه کسی زیان؟
البته رسلینگ جزء پرطرفدارترین ورزش_سرگرمی های آمریکا محسوب میشه اما چند سال پیش کمتر کسی با ام ام ای حتی در آمریکا آشنا بود!
درضمن استارهایی مثل کرت انگل و گلدبرگ هم درصد انتقال به ام ام ای بودن که به دلیل سن بالا و نبود تجربه و آمادگی بدنی لازم موفق نشدن.بیشتر بوکسورها و فایترهای k-1 هم
تقریبا ناکام موندن مثل جیمز تونی و ...
اما برای تماشا و دنبال هیجان , جذابیت دنبال کدوم بود؟
رسلینگ یا ام ام ای؟






پاسخ با نقل قول





علاقه مندی ها (Bookmarks)