بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: دلايل گند زدن فوتبال ايران در چند وقت اخير !

رأی دهندگان
29. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • همه چي زير سر كفاشيانه !

    15 51.72%
  • فراماسون ها پشت اين قضيه اند

    9 31.03%
  • بازيكنا ضعيفن

    1 3.45%
  • خدا نخواسته

    4 13.79%
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26

موضوع: << ورزش از نگاه iWE >>

  1. Top | #21

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    دوستان در مورد اين قسمت از برنامه بگم كه

    با توجه به مشكلاتي كه گروه ما داشت برنامه ما امروز اصلا آماده نبود . من ديگه واسه اين كه روال هفته به هفته برنامه به طور منظم پيش بره . اينا رو نوشتم و گذاشتم .

    در اخر هم شعر تيتراژ :


    از اين پرده هاي سكوت ... از اين لحظه هاي خودم .... از اين خونه خسته شدم ... برگرد ..برگرد
    از اين فكر هر شب تو .... از اين حس سرد خودم .... از اين آينه خسته شدم ... برگرد ....برگرد

    چقدر پشت پنجره ها ...به هواي ديدن تو .... بشينم تمام شبو بيدار
    چقدر با خودم به دروغ ...بگم برميگردي يه روز..بگم ميرسم به شب ديدار

    تو اين خونه از تب تو .... دارم ميرسم به جنون .... هواتو به من برسون ... برگرد .... برگرد


    12 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Arsalan (07-18-2011), DIONYSUS (08-01-2011), Holy Diver (07-18-2011), JMJ (07-31-2011), Sgt.Wollek (07-18-2011), amirnba (07-31-2011), farzam_12 (07-22-2011), r v d (08-21-2011), sajad (07-18-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-22-2011), Ғ Д † Д Ł β (08-01-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  2. Top | #22

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    با سلیقه ترین کاربر 2011
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    7217
    سن
    37
    نوشته ها
    2,306
    تشکر
    2,613
    تشکر شده 18,555 بار در 1,549 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    397 Thread(s)

    پیش فرض

    سلام

    آقا همین الان چند تا عکس از طرف طرفدارای برنامه واسه من ایمیل شد که ماهیت این کماندوهای نقاب دار رو فاش کرد : :-l


    این عکسو یه بابایی بیرون استودیو برنامه با موبایل گرفته :






    اینم یه عکسه دیگه : :-l
    گارد گرفته بودن ما رو بزنن با تیر :-L



    این عکسِ این کماندوها بدون چادره که در انتهای برنامه واسه ما ...! : :ertyupi2:




    اینم عکس حسین با دوستاش ( اراذل ) هست که میگن به روح الله داداشی حمله کردن : :-l
    حسین اون سمت چپیه هست که چاقو دستشه
    حسین این عکس واقعیت داشته باشه از برنامه اخراجی :-l:-l
    زدی جوون مردم رو با چاقو کشتی :-l




    اینم آخر برنامه دیگه کارمون تموم شد اومدیم بریم خونه که اون کماندوها سگاشون رو سمت ما فرستادن :
    منو سجاد و حسین فرار کردیم. متاسفانه شروین رو گرفتن. خبر نداریم شروین چه بلایی سرش اومده
    کسی عکسی خبری از شروین داشت بگه




    فعلا .. بای
    16 کاربر مقابل از Arsalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. DIONYSUS (08-01-2011), Didoo (07-18-2011), Holy Diver (07-18-2011), J B L (07-18-2011), JMJ (07-31-2011), Sarkesh (07-18-2011), Sgt.Wollek (07-18-2011), The Great One (08-19-2011), The Last Outlaw (08-26-2011), The Survivor (07-18-2011), amirnba (07-31-2011), farzam_12 (07-22-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-18-2011), ŠÄÉËĐ (07-19-2011), Ғ Д † Д Ł β (07-18-2011)
    امضای ایشان

  3. Top | #23

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)
    اپيزود چهارم : پايان برنامه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ارسلان : خب سلام ميكنيم به همه كاربراي عزيز . اميدوارم حالتون خوب باشه . امشب ميخوايم در مورد تيم ملي فوتبالمون صحبت كنيم .از دو كارشناس بزرگ فوتبال كه آقايان صدر و حاج رضايي باشن دعوت كرديم كه اينجا هم حضور دارن .


    حاج رضايي : منم به نوبه خودم في الواقع سلام ميكنم به همه بچه هاي سايت بروبكس و في الواقع همه ادماي رو كره زمين .
    صدر قبل از حرف زدن كمي خنديد و دستاش رو تكون داد !

    صدر: منم سلام ميكنم به همه فوتبال دوستان ! اساسا امشب بحث خوبي اميدوارم داشته باشيم و بتونيم يه سر بريم به سالهاي گذشته . چون ادم بايد از گذشته عبرت بگيره ! درسته آقاي حاج رضايي ؟
    حاج رضايي : في الواقع همينطوره . اميدوارم شما هم از گذشته عبرت گرفته باشين !
    صدر : اساسا منم براي شما همين ارزو رو دارم .

    ارسلان : بله گذشته توش پر از چيزايي هست كه ادم ميتونه ازش عبرت بگيره . ميگذريم فردا هم كه ماه رمضان هست و از امشب بايد پاشيم سحري بخوريم .
    حاج رضايي : في الواقع رمضان ماه بركت و زيبايي هاست . في الواقع به قول حاج غلامحسين نانوا عشقست سحر !
    صدر : اساسا سحر چيز خوبيه .

    ارسلان : ليگ هم كه داره با ماه رضمان شروع ميشه فكر نكنم بازيكنا روزه بگيرن ! البته دليل قانع كننده اي هم دارن ديگه .
    صدر : ببينيد ارسلان جان الان ديگه وقتشه بريم به 220 سال قبل ! يادمه بازيكني بود به اسم بالوتلي كه اهل غنا بود و مسلمان بود ايشون .
    ارسلان : بالوتلي همين بازيكن من سيتي رو ميگين ؟
    صدر : اساسا نه ! مگه هر بالوتلي ميشه بالوتلي من سيتي ! اساسا فقط گوش كن ديگه . چشمات رو ببند بريم به اون قديما !


    اساسا اره آقا . اين بيچاره روزه گرفته بود و داشت فوتبال هم بازي ميكرد . اونموقع ها تو تيم باشگاهي اينتر بازي ميكرد بعد اون زمان اينتر يه سرمربي داشت به اسم ژوزه مورين هو ! ايشون گرفت به بازيكن فش داد كه چرا روزه گرفتي حالا هم داري بد بازي ميكني . اون بازيكن گريه افتاد اينقدر كه !!!!
    حاج رضايي : في الواقع تحت تاثير قرار گرفتم .
    ارسلان : بله ! اشك الان گوشه چشماي سجاده . واي اين سجاد كجاست اصلا . بايد اس ام اس بخونه ! خب بهتره بريم سر بحث تيم ملي . الان ما با 3 تيم بحرين و اندونزي و قطر هم گروه شديم . نظرتون چيه شماها ؟


    حاج رضايي : في الواقع بايد از گذشته عبرت گرفت . بايد مواظب اين دو تيم بحرين و قطر باشيم .
    صدر : اساسا بايد مواظب وقت كشي هاي اين دو تيم باشيم .بايد روحيه تيمي رو ببريم بالا و تا دسته گل تو .......... دروازشون كنيم .
    ارسلان : بله ! بله ! دوستان صدا بردا نميزارن كلمه هاي بد رو كسي بشنوه . همينجا از رامين زماني تشكر ميكنم .
    حاج رضايي : في الواقع سبك بازي تيم بحرين منو ياد تيم بارسلونا ميندازه ! بايد خيلي مواظب اين تيم باشيم .
    ارسلان : منظورتون رو اصلا متوجه نميشم جناب حاج رضايي . بارسلونا كجا بحرين كجا ! خيلي واقعا با هم فرق دارن .
    صدر : اره بابا ! اساسا داره ك....س ميگه !

    حاج رضايي : في الواقع جناب صدر شما برو به همون 220 سال پيش ! منظور من اينه ارسلان جان كه بحرين هم مثل بارسلونا از تكنيك وقت كشي و خودتو بنداز زمين بخواب استفاده ميكنه .
    صدر : اساسا من به كلي از ريشه و اساس با اين حرف شما مخالفم . تابلو هستش كه اساسا شما طرفدار رئال مادريدي ! شما داري به اين ملت خيانت ميكني . راي من كوش ؟؟؟؟


    ارسلان : دوستان ما داريم در مورد تيم ملي صحبت ميكنيم . چرا بي خودي به بارسلونا و رئال ربطش ميدين ؟سجاد كجايي بيا اس ام اس بخون ديگه .
    ناگهان از زير ميز برنامه صدايي بيرون اومد !!!اه آه آه !!!!!!!!!!!!
    صدر پريد هوا . ارسلان كپ كرده بود . حاج رضايي داشت ميخنديد .
    ارسلان : جناب حاج رضايي زير ميز شما چه خبره ؟
    حاج رضايي : في الواقع يه جرياناتي داره رخ ميده .
    صدر : اساسا بيشتر توضيح بده مگرنه بايد بريم به اون قديما .
    حاج رضايي:في الواقع دو زوج دارن اينجا به هم علاقه نشون ميدن . البته از يك جنسن !!!!!
    ارسلان : سجاده ؟
    صدر : اساسا اينجا مگه انگليسه ؟
    حاج رضايي : حاجي بيا بالا بينم . بدو بيا بالا !
    واي !!!!ايشون دكتر نيما افشار هستن ..........
    ارسلان : نيما افشار شما اينجا چيكار ميكني ؟
    دكتر نيما افشار : اساسا من دكتر هستم . من كاري نميكردم . با اين دوستمون جناب جهانگيري داشتيم يه خورده قايم موشك بازي ميكرديم .


    صدر : اساسا من يادمه كه شما تو اون قسمت از سريال ساختمان پزشكان چقدر به هم علاقه نشون دادين. بله اساسا داريد سنت هاي انگليس رو به جا ميارين . بزاريد منم دستامو تكون بدم.
    ارسلان : اينجا چه خبر ؟؟؟؟؟؟؟ سجاد كجاست ؟ شروين كجاست ؟ من دارم ديوونه ميشم .
    در همين موقع سجاد و شروين اومدن اما با يه چيز جالب !

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    بله يه جشن كوچولو امشب قرار بود بگيرن .
    شروين :چي ميگم ؟؟؟؟؟؟ ببينيد دوستان برنامه رو بي خيال و بيايد امشب رو عشق و حال كنيم. ايران يا جام جهاني نميره يا اگه رفت بدجور حذف ميشه .
    سجاد : بله سلام ميكنم به همه بينندگان عزيز . كوچولو هاي تو خونه . شمايي كه اون رو صندلي نشستي .صندلي داره ازت استفاده ميبره .
    ارسلان : سجاد چرا شر و ور ميگي اخه ؟؟
    شروين : ارسلان به سجاد آبشنگولي دادم !!!! بيچاره فك كرد ايستك هلو داره ميخوره
    ارسلان : اها !
    دكتر نيما افشار : شروين جان اساسا واسه ما اب شنگولي نداري ؟
    حاج رضايي : في الواقع ما هم بدمان نمياد .
    صدر : منم ميخوام يه يادي از 50 سال پيش بكنم . يادمه بازي منچستر و ارسنال بود كه يه بطري تنهايي خوردم .
    شروين : اب شنگولي با من .. دختر و اينچيزا رو هم حسين مياره !



    در همين موقع حسين وارد شد . با 60 تا دختر .

    اينا 3 تاشونن

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    حسين : سلام جيگرا ! ببينيد يه چاقو چيكارا كه نميتونه بكنه . به زور اوردمشون !
    صدر : اساسا جووووووووووون !!!!
    ارسلان : آقا اون دوربين رو خاموش كنيد . ميخوايم بريم تو كار !
    سجاد : حاج رضايي جان اون پرچم رو دادي بالا ها !!!!
    تصوير بردار كه انتوني هاپكينز بود بدجوري حش..ري شده بود برا همين يادش رفت دوربين رو خاموش كنه . يهوو يه ميكروفن رو گرفت و فكر كرد پيتبوله ! صدا موزيك رو داد بالا و داد و بيداد كرد .
    نورپرداز هي خاموش و روشن ميكرد .

    هيچي ديگه بچه ها گرم رقص و عشق و حالشون بودن . يه وضعيتي بود كه نميشه گفت . همونجا كليپ چاليم 3 رو فيلمبرداري كردن .
    هيچ چي سرجاش نبود . تا اين كه صدايي اومد .......


    بوم بوم بوم بوم !!!!!
    ارسلان از پنجره رفت بيرون رو نگاه كرد .. واي يه توپ اورده بودن روبرو ساختمان برنامه ! از اون توپاي كه سال هاي قديم مجلس رو با خاك يكي كرده بودن . از اون توپ هاي جنگي .
    ساختمان رو به توپ بسته بودن
    يهوو منكرات ريخت تو ساختمون ...
    كسي باورش نميشد اما منكرات همه رو گرفت و برد زندان . برق هاي شهر قطع شده بود تا كسي نتونه با تلوزيونش برنامه رو ببينه .
    برنامه تا اطلاع ثانوي پخش نخواهد شد............

    20 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Ariyan (07-31-2011), Arsalan (08-01-2011), AĦӍẪÐƦÉȤA (07-31-2011), DIONYSUS (08-01-2011), Didoo (07-31-2011), Goldberg The Man (08-01-2011), Holy Diver (08-19-2011), J B L (07-31-2011), JMJ (07-31-2011), TeZAR (08-01-2011), The Great One (08-19-2011), The Last Outlaw (07-31-2011), The Survivor (07-31-2011), amir-aghaei (08-01-2011), amirnba (07-31-2011), farzam_12 (08-19-2011), r v d (08-21-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (07-31-2011), Ғ Д † Д Ł β (08-01-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  4. Top | #24

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    با سلیقه ترین کاربر 2011
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    7217
    سن
    37
    نوشته ها
    2,306
    تشکر
    2,613
    تشکر شده 18,555 بار در 1,549 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    397 Thread(s)

    پیش فرض

    آقا از این تصاویر تو پستت نذار ، الان اونایی که روزه هستن با دیدن این صحنه ها به فحش کشیدنت ! ( کباب ، کـ..س تازه اونم با قلیون ! )
    اما دلیل اصلی اینکه منکرات ریخت تو برنامه اون چیزی نیست که شما فکر می کنید ! بعدِ برنامه خودِ منکراتم اون 60 تا دختر رو به سیخ کشیدن ! مگه میزاشتن ما هم یه سیخ بزنیم ! :-l:-l

    دلیل اصلی که از در و پنجره ریختن سر ما این بود که میگفتن مجری برنامه همزمان نمیتونه تهیه کننده برنامه هم باشه ، منو میگفتن ! بعدش با دستنبد ما رو بردن بند 6 اِوین !

    اینم عکساش :

    اینجا به ترتیب دارن ما رو به سمت وَن هدایت میکنن :-l





    حسین رو انداختن تو انفرادی ، نمایی از سلول انفرادی :




    بعد گفتن قرارِ مموتی از زندان اِوین یه بازدیدی داشته باشه و میخواد طی یک بازی سمبولیک به منظور ایجاد انگیزه بین زندانیان عزیز :| یه مسابقه تکواندو با شروین داشته باشه ، اینم عکسش :





    در انتها توجه شما رو به پلاکارد زیر جلب میکنم که تماشاگرا تو دست داشتن، بدون شرح : ;




    تا مشخص شدن وضعیت برنامه و حل مشکل بوجود اومده، فعلا .. بای
    17 کاربر مقابل از Arsalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AĦӍẪÐƦÉȤA (08-01-2011), DIONYSUS (08-01-2011), Didoo (08-01-2011), Goldberg The Man (08-01-2011), Holy Diver (08-19-2011), J B L (08-01-2011), JMJ (08-19-2011), Sarkesh (08-01-2011), TeZAR (08-01-2011), The Last Outlaw (08-26-2011), The Survivor (08-01-2011), amirnba (08-01-2011), farzam_12 (08-19-2011), r v d (08-21-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (08-19-2011), Ғ Д † Д Ł β (08-19-2011)
    امضای ایشان

  5. Top | #25

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    بسم الله رحمان رحيم . بعد از اتفاقات ميمون و مباركي كه در هفته هاي گذشته در برنامه ما افتاد , دست اندركاران برنامه به زيارت آقا رفتن .و پس از صحبت هايي كه انجا شد ما بخشيده شديم و قرار شد برنامه رو ادامه بديم . زياد در مورد بيت آقا صحبت نميكنم . فقط بگم كه برادر شروين چفيه انداخته بود دور گردنش و همونجا بهش گفتن تو از سربازي هم معافي !

    ساعاتي بعد كه از اونجا اومديم بيرون

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    برادر ارسلان هم در انجا يك شعر را تقديم كرد به همه هم ميهنانش كه فقط يه كلمه ازش رو يادمه كه ميگفت : شررررررررريم

    برادر حسين هم كه يك شلوار پارچه اي تن كرده بود و موهاي خودش رو تا جايي كه مي شد فرق كج كرده بود و ناخن هاي خود را گرفته بود . بسيار بچه مودب و تميزي شده بود . يه تسبيح درون دست داشت و از تيزي خبري نبود . و همانجا دست اقا رو بوس كرد =))

    خودم هم كه فقط داشتم نگاه ميكردم . و خبري از صحبت نبود . چون خودم رو به كر و لالي زده بودم . و فقط آقا داشت دست روي سر من ميكشيد و نازم ميكرد .


    خب بگذريم . ساعاتي قبل فهميديم سرمربي هامون مورينيهو در يه مراسم بزرگ و بين المللي حضور داشته و اونجا قرعه كشي رخ داده



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



    طبق قرعه كشي قرار شده كه مسابقه اي بين دو تيم پيشكسوتان انجمن در مقابل جوانان انجمن برگذار بشه !

    زمان دقيق انجام اين بازي متعاقبا اعلام ميشه .

    فعلا ....
    16 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Arsalan (08-19-2011), AĦӍẪÐƦÉȤA (08-19-2011), DIONYSUS (08-19-2011), Didoo (08-19-2011), Goldberg The Man (08-20-2011), J B L (08-19-2011), JMJ (08-19-2011), TeZAR (08-20-2011), The Great One (08-19-2011), The Last Outlaw (08-26-2011), The Survivor (08-19-2011), amirnba (08-19-2011), farzam_12 (08-19-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (08-19-2011), Ғ Д † Д Ł β (08-19-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  6. Top | #26

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    قسمت : ؟

    نام اين قسمت : اينجا كجاست ؟*(ويژه تولد شروين )


    شب تولد شروين بود . يه جشن كوچيك به راه انداخته بوديم . من و ارسلان و حسين تيزي و عوامل برنامه ورزش از نگاه اي دبليو اي !
    رفتيم خونه شروين . وقتي خواننده مجلس رو ديدم غش كردم از خنده …
    اخه ببينيد كيه :


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    بعد از اين كه خونه خلوت شد . به حسين گفتم برو به اون دوستت بگو بياد واسه ما اهنگ بخونه . حسين هم بهش زنگ زد .دوستش گفت ميام. بعد ارسلان هم رفت بيرون كمي نوشيدني بگيره بياره . كه اينا رو اورد :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    بهش گفتم : ارسلان مگه قرار نبود دلستر بگيري ؟
    گفت : بهش گفتم دلستر بده .اونم بهم اينو داد و بعدش به چشمك سگي زد و گفت حالشو ببرين .
    منم گفتم خيل خوب . يه شبه ديگه . اوردمشون .
    شروين : چي ميگه ؟ كادو تولدتون كو پس ؟
    در همين موقع گوشي حسين زنگ خورد . رفيقش بود . اومد . اينم عكسش :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    داشت اهنگ ميخوند . ما هم داشتيم نوشيدني هامون رو ميخورديم .كه يهو سرمون گيج رفت و خورديم زمين .خواب رفتيم. خواننده داشت ميخوند :
    تلو تلو ميخوري ...معلومه مستي ........بعد از مهموني بگير حموم مشتي
    وقتي از خواب بيدار شديم . به ثانيه نكشيد كه خشكمون زد .... همه جا رو تار عنكبوت گرفته بود . خاك نشسته بود . حسين داشت از پنجره بيرون رو نگاه ميكرد و كپ كرده بود . منم كه كلا خفه شده بودم . ارسلان ميخواست با گوشيش پيج فيصبوكش رو چك كنه كه ديد باتري خالي كرده .

    ساعت خونه شروينشون رو نگاه كرديم خوابيده بود . حسين از شوك در اومد و گفت : بچه ها بياين اينجا رو ببينيد .
    رفتيم لب پنجره ....واي خداي من . بنز الگانس شده بود تاكسي !!!
    باور نكردني بود . چه برج هاي بزرگي . چه خبره ...........
    4 تايي شوكه شده بوديم . به خودمون تو اينه نگاه كرديم . مثل قبل بوديم . قيافه هامون تغيير نكرده بود .

    نشستيم فكر كرديم كه چي شده خوابمون برده . اخر سر به اين نتيجه رسيديم كه به خاطر اون نوشيدني هايي كه خورديم بوده . نميدونستيم بايد چيكار كنيم .
    ارسلان گفت :بريم دم همون مغازه كه ازش نوشيدني خريدم .
    از خونه رفتيم بيرون . همه تو خيابون به ما نگاه ميكردن .
    حسين : واي مردم چقدر خوشتيپ شدن .
    ارسلان :اين بچه با كت و شلوار داره ميره مدرسه .
    شروين : ديشب تولد من بود يا نه ؟ كادوتون چي شد ؟ اي واي كفشام پاره شده كه

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    خلاصه رسيديم دم مغازه . يعني همون ادرسي كه ارسلان بلد بود . اما اونجا شده بود يه فروشگاه زنجيره اي بزرگ چند طبقه .
    به هر زور و زحمتي بود وارد اونجا شديم و دنبال مدير فروشگاه گشتيم و پيداش كرديم .
    يه آقاي جووني بود . خلاصه فهميديم كه ايشون پسر اون آقايي هست كه ارسلان ازش اونا رو خريده .
    پسره فكر كرده بود ما ديوونه ايم .واقعا هم داشتيم ديوونه ميشديم . خلاصه ادرس خونه شون رو داد و رفتيم با باباي پسره صحبت كرديم .
    وقتي ما رو ديد .لبخندي زد و گفت : پس اثر كرد ...
    ارسلان بهش گفت : تو اون نوشيدني ها چي ريخته بودي ؟ ما رو بيهوش كردي . چرا اين كارو با ما كردي ؟
    حسين گفت : الان با چاقو ميزنمت .
    همونموقع آقاهه گفت : لازم نيست خودتونو ناراحت كنيد . من 30 سال منتظر شما بودم . شما كه 30 سال پيش اومدي دم مغازم من فكر نميكردم واقعا اين اتفاق بيافته ولي الان افتاده .
    بهش گفتم : چي ريخته بودي تو اون مشروب ها ؟
    گفت : آب حيات....
    گفتم :پس برا چي خودت نخوردي ؟
    گفت : فكر نميكردم جواب ميده . اصلا تو اين 30 سال فكر ميكردم شما مردين و اون اب چيزي جز سم نبوده .
    ارسلان گفت : اون آب رو از كجا پيدا كردي ؟
    مرد گفت : يه معتاده مفنگي به اسم اصغر گنجشكه

    ادرسو گرفتيم و رفتيم . فوق العاده حالمون بد بود . يه روزنامه خونديم ديديم .چه اتفاقايي افتاده ...............
    سال 2020 بود . ما سال 1390 خونه شروينشون بوديم .و واقعا 30 سال گذشته بود و ما خواب بوديم .مثل اصحاب كهف ...
    اون گوشه روزنامه نوشته بود كنسرت استاد سروش هيچكس . هموني كه اونشب خونه شروينشون داشت ميخوند ......چقدر پير شده .

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    به زور زحمت رفتيم ادرسي كه داده بود اون اقاهه . يعني پيش اصغر گنجشكه .
    جوون بود . خيلي جوون بود . اونم انگاري اب حيات خورده بود. اونجا رئيس مواد فروش ها شده بود . قاچاقچي بزرگي بود .
    وقتي باهش صحبت كرديم گفت اول بايد واسه من چن تا كار انجام بديد . حسين رفت كه باهش دعوا بگيره اما ادماي اون هم خيلي گنده بودن هم مست بودن .
    برا همين حسين بي خيال شد .
    مجبور شديم چن تا بار بلند كنيم . واقعا داشت حالمون از اين وضعمون به هم ميخورد.


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    داشتيم بار ها رو خالي ميكرديم كه ديديم يه جعبه شكسته . در جعبه رو باز كرديم . واي چي توش بود . اخ جووووون


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    تفنگ ها رو گرفتيم رو رفتيم پيش اصغر گنجشكه . گفتيم يا يه كاري ميكني ما برگرديم 30 سال پيش يا ميگيريم ميكشيمت .
    اصغر گنجشكه ديگه نميدونست بايد چيكار كنه . كمي فكر كرد و ما هم كمي روش فشار اورديم و گفت باشه .
    گفت بايد اينا رو تو رگتون تزريق كنيد .
    حسين گفت :ببين داش من خودم اخر اين حركتام . ميخواي ما رو معتاد كني ؟
    اصغر گنجشكه گفت نه به خدا . با اين ميشه برگشت به زمان گذشته .
    يكيتون امتحان كنه .اگه رفت بقيه هم بزنين .
    ما 4 تا به هم نگاه كرديم . قرار شد هر 4 تاييمون با هم بزنيم . شروين اول نميخواست بزنه ولي ديگه راضي شد .
    گرفتيم زديم .


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    وقتي چشمامون رو باز كرديم ديديم يه جاي مذخرفيم ............
    وسط جنگ ايران و عراق .....ما سال 1360 اومديم ... يا خدا

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    ادامه داستان فردا شب همين موقع (ساعت 20 و 30)


    14 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Arsalan (08-27-2011), AĦӍẪÐƦÉȤA (08-26-2011), Didoo (08-26-2011), Holy Diver (08-27-2011), J B L (08-26-2011), JMJ (08-27-2011), TeZAR (08-26-2011), The Great One (08-26-2011), The Last Outlaw (08-26-2011), The Survivor (08-26-2011), r v d (08-26-2011), ĜЁЙЗЯĂŁ (08-26-2011), Ғ Д † Д Ł β (08-26-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایران برزیل از نگاه تاریخ.....
    توسط Ariyan در انجمن تیم ملی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-06-2010, 04:22 PM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-25-2010, 12:14 PM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد