سلام .
در این تاپیک تخصصی بنده هر چند روز یک بار یک بار بهترین دیالوگ های فیلم های برتر تاریخ سینما را که در تاریخ ماندگار هستند رو برای شما قرار میدهم . برای شروع هم سراغ فیلم The Shining ( تلاءلو ) محصول سال 1980 میرم . فیلمی که به گفته بیشتر کارشناس ها ترسناک ترین فیلمی هست که در تاریخ وجود دارد . فیلمی که جک نیکلسون در ان به صورت عالی به ایفای نقش پرداخته است..
وندی تورنس : [ در حال گریه کردن ] از من دورشو !
جک تورنس : برای چی ؟
وندی : میخواهم برگردم به اتاقمون .
جک : برای چی ؟
ومدی: خب .. خب من الان خیلی گیج شدم . میخوام برم اونجا تا یک کم تمرکز و فکر کنم ..
جک : ببین تو یه عمر وقت داشتی تا بشینی تمرکز و فکر کنی ... فکر میکنی الان تو چند دقیقه میتونی این کارو انجام بدی ؟
وندی : خواهش میکنم به من صدمه نزن .
جک : من بهت صدمه نمیزنم .
وندی : از من دور شو !
جک : وندی ؟ عزیزم ؟ نورِ زندگی من ؟ من بهت صدمه نمیزنم . تو نزاشتی من جملم رو رو تمام کنم . من به تو صدمه نمیزنم .. من فقط میخوام مغز تو رو داغون کنم .
[ وندی بیشتر گریه میکند ]
جک : میخوام اون مغز رو با تمام قدرت خرد کنم [ بلند میخندد ]
وندی : از من دور شو .. به من صدمه نزن !
جک : [ به صورت آرام ] من بهت صدمه نمیزنم !
وندی : از من دور شـــــو !
×××
لوید : زن ها ! نه میشه باهاشون زندگی کرد و نه میشه بدون اون ها زندگی کرد .
جک : دنیای عجیبی هست لوید ! دنیای عجیبی هست ..
×××
دبرت گری : [ در مورد ادب کردن زن و بچه ها ] آقای جک من فکر میکنم شما باید با جدیت و خشونت بیشتری با این قضیه برخورد کنید
جک : هیچ افتخاری برای من بیشتر از این نیست .
×××
جک : [ در حالی که سعی میکند وندی را بکشد ] بگو ببینم تو اصلا میدونی اصول اخلاقی چی هست و ازش بویی برده ؟ میدونی یا نه ؟
×××
جک : وندی بزار یه چیز رو توضیح بدم . وقتی تو اینجا وارد میشه و مزاحم من میشی من تمرکز نوشتن خودم رو از دست میدم . بعدش هم طول میکشه که دوباره تمرکز کنم و شروع به نوشتن کنم . فهمیدی ؟
وندی : آره !
جک : خب حالا یه قانون میزاریم. از این به بعد وقتی تو نزدیکی های این اتاق اومدی و شنیدی که من دارم تایپ میکنم [ ادای تایپ کردن رو در می آورد ] یا اصلا وقتی صدای تایپ کردن نمیاد , وقتی هر صدای لعنتی از این اتاق وقتی من توش هستم میاد , نشون میده که من این تو دارم کار میکنم و تو نباید بیای تو اتاق . حالا بگو ببینم میتونی این کارو بکنی ؟
وندی : آره !
جک : خب این کار رو از همین الان شروع کن و گمشو از اتاق برو بیرون . باشه ؟
×××
جک : تو این پایین چیکار میکنی ؟
وندی : [ در حالی که هق هق میکند ] من ... من ... من میخواستم با هم حرف بزنیم .
جک : حرف بزنیم ؟ باشه در مورد چی حرف بزنیم ؟
وندی : من یادم نیست ..
جک : یادت نیست ؟ بزار ببینم شاید میخواستی در مورد دنی ( پسرشون ) حرف بزنی . شاید میخواستی در مورد اون حرف بزنی ؟ شاید میخواستی در مورد دنی بحث کنیم ؟ بیا در مورد دنی بحث کنیم . ما باید باهاش چیکار کنیم ؟
وندی : من نمیدونم !!
جک : من مطئمن نیستم . من فکر کنم تو یه چیز هایی تو کلت داری که به دنی و اینکه باهاش چیکار کنیم وجود داره . من میخوام اون ها گوش کنم .
وندی : من .. من فکر کنم شاید باید اونو پیش یه دکتر ببریم !
جک : خب کی ما باید " شاید " اونو به دکتر ببریم ؟
وندی . هر چی زودتر ..
جک : [ ادای وندی را در می آورد ] هر چی زودتر ؟
×××
جک : [ خطاب به وندی ] آیا تا حالا شده یه ثانیه به من و وظایفی که من دارم فکر کنی ؟ آیا شده 1 لحظه به وظایفی که من در قبال مشتریام دارم فکر کنی ؟ اصلا میدونی که من وظیفه دارم تا 1 ماهِ مِی از این هتل مراقبت کنم ؟ اصلا اهمیت میدی به اینکه مسئولان این هتل به من اعتماد کردن و این هتل رو با تمام وسائل راحتیش در اختیار من گذاشتند , و اینکه من با اون ها قرار داد دارم و امضا دادم که مسئول این هتل هستم ؟ اصلا به ثانیه , یک میلی ثانیه به این که چه آدم عقده ای و خود خواهی هستی فکرکردی ؟ اصلا به این فکر کردی که اگر من نتونم به وظایفم عمل کنم در آینده چی میکشم ؟ اصلا به اینا فکر کردی ؟
وندی : از من دور شو !
×××
جک : [ در حالی که دارد با تبر پسرش رو دنیال میکند ] دنـــــــی ! من دارم میام !
×××
دلبرت گری : [ وقتی جک در کشتن زن و بچه اش ناموفق هست ] آقای جک میبینم که در این ماموریت اصلا موفق نبودید .
جک : نیازی نیست این مسئله رو توی صورتم بکوبید آقای گری !
×××
دنی : پدر .
جک : بله ؟
دنی : تو این هتل رو دوست داری ؟
جک : من عاشقش هستم . تو چی ؟
دنی : من هم همینطور
جک : خیلی خوشحالم . من میخوام که تو اینجارو دوست داشته باشی . من امیدوارم تو بتونی تا همیشه این جا بمونی ... همیشه ... همیشه !
×××
جک : یک کابوس بد دیدم . بدترین کابوسی که توی عمرم دیدم .
وندی : چی دیدی ؟
جک : خواب دیدم تو و دنی رو با تبر کشتم . نه تنها کشتم بلکه شما رو با همون تبر تیکه تیکه کردم ...
×××
جک : آهـــــــ خدا . من الان هر چی دارم رو با یک نوشیدنی عوض میکنم . حاظرم روح خودم رو بدم اما یک لیوان اسکاچ الان دستم باشه .
×××××××
تا فیلم بعدی خدانگه دار . امیدوارم مورد نظر واقع بشه . با نظرات و پیشنهاد های خود به تاپیک کمک کنید.






پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)