[b]دیشب مهدی مقدم یکی از خوانندگان نسل جوان اومده بود اهواز و رفتیم ملاقاتش ... راستش خودمم غافلگیر شدم !!پنج شنبه ساعته۶بود که یکی از رفیقام به نام امیر بهم زنگ زد و گفت ..ابوالفضل نیم ساعت دیگه مهدی مقدم میاد مغازمون تو کافی شاپ...پاش بیا اینجا .. رفتم داخل مغازش طبق عادت همیشگیم با صدای بلند گفتم سلام علیکم و الرحمه و برکاته ...امیر یه کاپو چینو بزار که بدجوری تشنمه...یه حدود۲۰جفت چشم از نوع نر وماده هم محو صدای ما شدن ..رفتم پیشش یه پارچه جواهر بود گفتم سلام اقا مهدی ...گفت سلام اقا.یکم تعارف کردیم...گفتم اقا ما از طرفدارا پروپا قرصتیم
...
اقا خدایی ما شنیدیم همه هنرپیشه ها و خواننده ها خیلی خودشونو میگیرن ..ولی این مهدی مقدم خدایی چقدر با مرام و خاکی بود ...البته مطمئنم از فظیلتهای من بوده که منو بقول خودمون تحویل بگیره
شکر خدا هم جا بود ...نشستم پیشش..خودش بود و رفیقش و اون یکی رفیقش که این رفیق دومیش میشد رفیق من که در حقیقت همون امیری بود که همکلاسی دوران راهنمایی مهدی مقدم بود که چند ساله رفیقه منه .که از این رفاقت اونا رفاقت منو و امیر باعث شد که ما رفیق جدیدمونو زیارت کنیم
این موبایلمونو () بردیم اونجا تو مغازه باهاش عکس بندازیم ولی امیر نامرد گفت تو مغازه ننداز ...منم نمیدونم چرا خجالت کشیدم .بقول معروف گفتم حالا میگه اینو ببین چه زود پسرخاله شد.
بش گفتم مهدی جون تا اینجا اومدی ..شب باید بیای شام خونه ما ولی قبول نکرد ...تشکر کرد ...گفتم وجدانن من با همه ادمایه کره زمین فرق میکنم تعارف کشکی نمیکنم...از ما اصرار و از اون انکار..
خلاصه حیف شد ...قصد داشتم یجوری بکشونمش خونه بلکه محمد داداشم از خجالتش در بیاد
گفتم مهدی جون اون ترانه تسونامی ات حرف نداره...من هر چی گوشش میدم سیر نمیشم..
دلم عاشقه گل من میدونی بگو تا ابد پیش میمونی
تورو دوست دارم با دل و جونم تا دنیا تیناست با تو میمونم ..
وقتی چشاتو روبروم میبینم وقتی عزیزم پیش تو میشینم
خلاصه بیست دقیقه ای پیشش بودیم و بعد گفتن که باید پاشن برن ...
راستی من دو سه جا شیطونیم گل کرد و بدجور خندشو در اوردم ..
یه جا بش گفتم این امیر بچه که بود ناقص العقل بود ..منتها تو دوران راهنمایی که با تو اشنا شد ...یکم اوضاش رو براه شد .یا گفتم من خودم گیتاریسته گروه متالیکام ...
جدیدان هم با مریم حیدرزاده همکاری داشتم و البوم رپ دادیم بیرون اتفاقا اسم البوم مون رو نابینایان گذاشتیم
ولی الان خیلی دلم میسوزه که مهدی رو همش نیم ساعت زیارت کردیم ..امروز هم امیر بم گفت که برگشته تهران.. ...مثل اینکه تو خونه یکی از خوانندگان اهوازی بودن...
خلاصه قسمت شدمهدی مقدم رو ببینیم و باش حرف بزنیم..و لذت ببریم...
=========================================
اینهم عکس من با ایشون ...
http://i23.tinypic.com/ih6u6t.jpg
البته چند تا انداختیم ولی تار شدن !! بهرحال ما اینیم ...اصلا هم ریش نداریم !!





پاسخ با نقل قول

...البته ما هم بی نصیب نبودیم و علی کریمی که اهل دیار ماست رو با داداشش هزار بار زیارت کردیم....میگم ابوالفضل جون این مقدم فکر نکنم تو عمرش آدمی ردیف تر از تو دیده باشه
فرشید کریمی رو هم که معلومه.هر کی فرشید رو ببینه از بخت سیاهشه.آخه کریمی ها هم شدن آدم؟؟!!اون یکی اصلا حرف نمیزنه.این یکی هم که بزنم به تخته خوب چونه ی باهالی داره



علاقه مندی ها (Bookmarks)