طرفداری - هفتاد و چهار سال پیش در چنین روزی بیلی لیدل بزرگ در 16 سالگی به لیورپول پیوست . البته 9 ماه بعد قرارداد حرفه ای امضا کرد و 2 سال بعد اولین بازی را برای تیم اصلی انجام داد . به همه ی بازیکنان بزرگ تو تاریخ لقب دادند اما شاید لیدل تنها کسی باشه که به خاطر وجودش به لیورپول لقب داده شد !
"اسکاتلندی فوق العاده" در 10 ژانویه 1922 در تاون هیل چشم به جهان گشود و می توانست به عنوان وینگر و هم مهاجم بازی کند. اما در زمانی که او اولین بازی رسمی خود را برای لیورپول انجام داد، که به خاطر وقوع جنگ در آن وقفه ایجاد شده بود، بیلی 23 سال سن داشت اما طولی نکشید که ماجرای موفیقت او در هیبت اسطوره شهر شکل گرفت و بعدها به باشگاه او لقب "لیدل پول" دادند. پس از 21 سال و انجام 534 بازی که در آنها 228 گل به ثمر رسانده بود، بیلی در سال 1960 به شکل یک قهرمان از فوتبال کناره گیری کرد.
و از آن زمان ماجرا آغاز شد.
http://1.bp.blogspot.com/-zbo3KEsZGI4/TmemOpNZDhI/AAAAAAAAE5U/VgGORb4SOUQ/s1600/billy%2Bliddell%2Bpaisley.jpg" />
لیدل در کنار باب پیسلی
بیلی در سراسر زندگی خود، در بالاترین سطح استاندارد زندگی کرد و الگو و الهام بخش تمام بازیکنان فوتبال آن دوران و نسل آینده بود، چه داخل زمین چه بیرون از زمین. او که ورزشکاری عالی بود یکی از کاملترین بازیکنان دوران خود محسوب می شد و به نظر افراد قدیمی او هنوز بزرگترین بازیکن تاریخ باشگاه محسوب میشود. بیرون از زمین او در بسیاری از باشگاههای جوانان داوطلبانه فعالیت و کمک می کرد و پس از کناره گیری او از فوتبال او رییس کلانتری، واعظ کلیسا و خزانه دار دانشگاه لیورپول بود. ایثار و حس وظیف شناسی که زندگی او را شکل داده بود در زمین بازی نیز منعکس می شد. بیلی هرگز کمتر از یک الگوی نمونه نبود.
بیلی بدشانس بود که بخش اعظمی از دوران فوتبال او در باشگاه بازیکنی با قابلیتهای او حضور نداشت. با بزرگ*منشی او انکار می کرد که سالهای سال تیم را به تنهایی هدایت می کرد. این واقعیت که باشگاه ما را لیدل*پول می نامیدند تنها موجب خجالت بیلی ما می*شد. لیدل تنها 28 بازی ملی برای اسکاتلند داشت، آماری که برخلاف قابلیتهای او در زمین بود. حضور نه چندان چشمگیر او در سطح ملی، با تقدیر و تمجید فراوان هواداران عشاق او در کاپ جبران شد.
در اولین بازی کامل او پس از جنگ و هت تریکی که به ثمر رساند نشان داد که چقدر مشتاق هنرنمایی استعدادهای خود بوده است. گرچه گلهای بسیار آلبرت استابینز موجب قهرمانی تیم در آن سال شد، اما آلبرت هرگز این حقیقت را کتمان نکرد که بیشتر فرصتهای گلزنی او را لیدل خلق کرده بود. طی دهه 50 گلهای بیلی اغلب تیم را از دردسر رها می کرد. اما در تمام آن دوران تیم در سقوط بود و حتی نمایشهای فوق*العاده و بی*نظیر بیلی هم نمی توانست مانع از سقوط تیم از دسته یک شود.
بیلی لیدل در فصل 1953. بیلی در این فصل با رکورد حضور الیشا اسکات برابری کرد وظیفه صعود تیم به دسته بالا هر فصل دشوار و دشوارتر شد و وقتی بیلی در سال 1960 از دنیای فوتبال خداحافظی کرد تیم هنوز در دسته دوم حضور داشت. بیلی دیگری (شنکلی) به باشگاه آمد تا تیم را به دسته یک صعود بدهد، اما نمایش قابلیتهای بیلی ما در تمام دوران پس از بیست سالگی اش که در خدمت باشگاه بود نشان می دهند که بزرگی همیشه نبایستی با مدالهای قهرمانی سنجیده شوند. هواداران همیشه بایستی به خاطر داشته باشند که بیلی باشگاه فوتبال لیورپول بود. او روح باشگاه بود. او شرافت، قداست، جان و دل و شور و شوق باشکاه بود.به نظر بسیاری از هواداران قدیمی قبل از ورود بیل شنکلی، او نشان دهنده راه و روش راستین نحوه بازی فوتبال بود. لقب "لیدل پول" باشگاه اتفاقی و توهمی نبود. واقعیتی بود که دیگران می گفتند. هواداران قدیمی می گفتند که بیلی همیشه تیم را به تنهایی در آن 8 سال حضورش در دهه 50 به جلو هدایت می کرد.لیورپولی ها واقعاً برای جایگاهی که او در کنار بزرگان آن دوران از قبیل استنلی متیوز و فینی داشت، به خود می بالیدند. بیلی لیدل یک بازیکن واقعی بود. مهارتهای بیلی به گونه ای بود که در هر دو جناح چپ و راست غیرقابل مهار می نمود و در میانه میدان کمتر کسی یارای مهار او بود. با چه قدرتی با پای راست یا چپ به توپ ضربه می زد! پای راست او دینامیت بود و پای چپش طوفان. بالاتر و مهمتر از همه او آقامنش بود و جلوه زیبایی های ورزش بود. تحت هر شرایط و موقعیتی او همیشه نماینده واقعی باشگاه، شهر و کشور خود بود.الف رمزی و دیگر مدافعان آن دوره تمام گفته های فوق را تأیید خواهند کرد. رمزی یک بار گفت که بازی در برابر بیلی یک کابوس واقعی است به این دلیل که از قبل می دانستید که قرار است در تمام بازی از او عقب بمانیدو یادم است که یک بار او در وسط بازی به بیلی گفت:"بیلی آیا میشه بری یه مدت اون جناج بازی کنی، من خسته شده ام" بیلی طوری به او نگاه کرد که قصد ندارد این کار ار انجام دهد.
مردی که باید کشف می شد. تصور میشود ویژگیهای شخصیتی او مهمتر از همه چیز بود. همه به او احترام کاملی می گذاشتند. باور کنید هم لیورپولی ها و هم اورتونی ها او را دوست داشتند و به او احترام زیادی می گذاشتند چرا که به بیلی لیدل مدیون بودند. یک چنین احساسی را در شهر فقط می توان در مورد دو نفر دیگر ابراز کرد، یکی دیکسی دین (اسطوره اورتونی ها و بیلی لیدلی دیگر) و خود بیل شنکلی. این گویای خیلی از حقایق است.بیلی لیدل، به شما درود می فرستیم. شما یک اسطوره واقعی بودید. اولین قهرمان فوتبالی ما بودید. به لحاظ وفاداری و نجابتت، بهترین بازیکن تمام دوران باشگاه بودی. یک قهرمان و پهلوان واقعی.در شروع هر فصل جدیدی لیورپولی ها به خیابان می آیند و در آرزوی فتح سه جام معتبر فصل سرودهای شادی سر می دهند. جوانان حتی بر بلندای تیرکهای شهر رفته و فریاد می زنند..

"LIVERPOOL ARE GONNA WIN THE CUP"
"LIVERPOOL ARE GONNA WIN THE PREM"
"LIVERPOOL ARE GONNA WIN THE CHAMPIONS LEAGUE"
نسل فعلی 30 تا 40 ساله ها بدون شک خاطرات بسیاری از دوران بازیگری کنی داگلیش به فرزندان خود نقل خواهند کرد، به همین خاطر کنی بااستعدادترین بازیکن دوران خود بود و مستحق تمام تمجیدهایی است که از او خواهد شد. ایان راش نیز به خاطر گلهای فراوان و ویران کردن دفاع حریفان و برجای گذاشتن آن رکورد خیره کننده همیشه در یاد و خاطره ها زنده خواهد بود، همیشه!اما بیایید تصورش را بکنید اگر بیلی لیدل در سال 1981 متولد می شد حالا چه بازیکنی می شد. او با عقد قرارداد 5 ساله میلیونر میشد. هم لیورپول و هم اسکاتلند بازیکنی جهانی داشتند چیزی که اسکاتلند سالهاست در آرزوی آن است. هواداران کاپ با هر حرکت او به سر شوق می آمدند چونکه وینگری داشتند که در هر فصل دست کم 20 گل به ثمر می رساند. محبوبیت او نه تنها به حد رابی فاولر و استیون جرارد می رسید بلکه از آن هم فراتر می رفت. فروشگاههای لیورپول مملو از پیراهن "لیدل 11" می شد. خنده دار است چونکه بیلی بیشتر اوقات دوران بازیگری اش شماره نداشت. جراید و رسانه ها در هر فصل شایعاتی مبنی بر انتقال 35 میلیون پوندی او به باشگاه صاحب نام اروپا از جمله یوونتوس، اینتر، میلان، رئال مادرید و بارسلونا می گفتند."One Billy Liddell, there's only one Billy Liddell,
"One Billy Liddell, there's only one Billy Liddell"
"He gets the ball, he scores a goal, Billy, Billy Liddell.
"I'd walk a million miles for one of your goals, oh BILLY"
"Left foot Goal, Right foot Goal, up with his head and its another Goal".
باشد، خواب و خیال بس است، بیلی به دوران متفاوتی تعلق داشت، اما هنوز شک داریم که بیلی پس از زدن گل به سمت پرچم زمین رفته تا نمایشی از شادی نشان دهد یا شیرجه بزند. هر چند خدا استعدادهای زیادی به او داده بود اما او هرگز بیشتر از هم تیمی های دهه های 40 و 50 حقوق نگرفت. در دوران بازیگری او بازیکنان دستمزدی حدود 20 پوند به علاوه چند پوند پاداش در صورت کسب قهرمانی دریافت می کردند، و هرگز دستمزدهای بالای هفته ای 70-80 هزار پوندی دریافت نمی کردند.انصافاً با همان دستمزدها هم در آن دهه 50 نیز زندگی های مفرحی تشکیل می دادند، اما برای بازیکنی که در سن سی سالگی از فوتبال گناره گیری می کرد دستمزد بالایی نبود، چه برسد به اینکه بخواهد در خانه خود خودروهای مختلفی جمع کند. به ندرت شاید بیلی را سوار بر یک دوچرخه می دیدید!امروزه از ما هواداران به این خاطر انتقاد می کنند که عاشق ستاره های چند میلیونی می شویم که قرار است ما را سرگرم کنند. بازیکنان افزایش دستمزد نداشتند و بیشتر مدیران پاداش گرفته و قراردادهای طولانی می بستند. به همین خاطر وقتی از بازیکنان درخواست می شود که دستمزدهای خود را کاهش دهند باید ابتدا این کار را از مدیران باشگاه شروع کرد. پس از فتح سه جام قهرمانی، همه در باشگاه خوشحال بودند چونکه همه به نوعی افزایش دستمزد یا پاداش گرفتند. در کل دهه کابوسی 90 کمتر بازیکنی بود که بیش از 10000 پوند در هفته دستمزد داشت.در دوران بیلی هواداران احساسات خود را بروز می دادند، احتمالاً خیلی بیشتر از آنچه که امروز نشان می دهند، اگر تصور میشد که بازیکنی در حد انتظار بازی نمی کند، حتی در بدترین شرایط هیچ کسی جرأت اهانت به بیلی لیدل را نداشت و هواداران مشهور کاپ هرگز تیم را هو نمی کردند. هیچ مربی به بیلی نگفت که تمام تلاش خود را در زمین بازی انجام بدهد چونکه بیلی در هر بازی در هر هفته ای که انجام داد تمام تلاش خود را می کرد و 100% در خدمت تیم بود.
بیلی لیدل هرگز جزو سیاهی لشکر در تیم نبود. مربی نمی توانست او را در سیستم چرخشی قرار بدهد و هیچ مربی جرأت نداشت او را بر روی نیمکت ذخیره ها بنشاند چونکه می توانست از پشت سر صدای خراب شدن در و دیوارهای باشگاه را به وضوح بشنود. بازی در دهه 50 ممکن است متفاوت باشد اما بازیکنانی در سطح بیلی لیدل مدافعان کناری را راحت نمی گذاشتند و تنها راهی که در پیش داشتند این بود که تا جایی که قدرت داشتند بیلی لیدل را با لگد می زدند. آیا در چنین مواقعی بیل تمام طول زمین را غلط می زد و از درد ناله و فریاد می کرد، البته که نه، او فقط از جای خود بلند می شد و به کار خود ادامه می داد. اگر کسی به پای راست او لگد می زد، او با پای چپ شروع به شوت زدن می کرد، اگر کسی به پای چپ او لگد می زد، او با پای راستش شوت می کرد.فاولر پس از رفتنکنی داگلیش بازیکن محبوب بسیاری از هواداران شد، و پس از حمایت او ازاعتصاب کارگران بندر محبوبیت او را دو چندان کرد، اما مسایل حاشیه ای خارجاز زمین برای او دردسر ساز شد. از آن سود، بیلی در جامعه و بیرون از زمیندر کانونهای جوانان فعالی زیادی داشت و هرگز درگیر مسایل حاشیه ای نشد مگراینکه مربوط به بازی بود. چرا؟ خوب او ابداً الکل نمی نوشید. بعلاوه بهباشگاههای شبانه در چستر هم نمی رفت. او هرگز نه کارت زرد گرفت نه قرمز. بیلی هرگر به هیچ کس فرصت ایجاد یا بهانه درگیری نمی داد.اگر بازیکنان تصورمی کنند که می توانند در جنگ و جدلهای فیزیکی امروزی برنده شوند در آندوران هیچ شانسی نداشتند چونکه بازیکنان فیزیک بسیار قدرتمندی داشتند. چیزیدر حد دو برابر قدرت تامی اسمیث را تصور کنید. بیلی در برابر بازیکنانیچون استن میلبرن، فرانک ماونت فورد، ادی کلمپ، موریس سیترز، الف رمزی و چندبازیکن قدرتمند دیگر قرار می گرفت. هر چند بیلی میدانست که آنها از اعمالهر خشونتی علیه او ابائی نداشتند اما از بیلی انتظار کم کاری نداشتید و باجان و دل در تمام درگیری ها حضور پیدا می کرد و البته در بیشتر آنها پیروزبود.در دهه 50 بیلیلیدل جزو گروهی از بازیکنان فوق العاده ای بود. این گروه شامل استن متیوز،تام فینی و دانکن ادواردز می شدند. خوب است بدانید ادواردز یکی از بازیکنانبزرگ من یونایتدی هاست و تمجید استیوی جی از شباهت بازی خود به او کمنیست. استنلی در کنراه ها فوق العاده بود اما تنها متکی به یک پای خود بود وبندرت گل می زد. از او به این خاطر بیشتر از بیلی تقدیر و تمجید شد که اویک انگلیسی بود.بازیکنانی بودند کههر کسی آرزوی دیدن بازی آنها را داشت. گرچه لیورپول در آن دهه شروع خوبیدر لیگ دسته دو داشت اما هواداران رقبای ما از این خوشحال بودند که لیورپولدر لیگ آنها بازی نمی کرد. مدیران و خزانه داران آنها نیز این آرزو راداشتند چونکه می دانستند اگر بیلی لیدل در ترکیب اصلی لیورپول حضور داشتآنها مجبور بودند تا هزاران نفر دیگر را به ورزشگاه راه دهند. پدر فرزندانخود را به تماشای بازی می برد و آنها به خاطر می آوردند که شاهد بازی بیلیلیدل بودند. این همه اشتیاق دیدن بازی او به این دلیل بود که هوادارانتیمهایی مثل بریستول راورز، دانکستر راورز، گریمزبی یا لیتون اورینت شانسنداشتند که بازیکنی در سطح جهانی همچون لیدل را از نزدیک ببینند. در حقیقتدر دهه 50 بازیکن سطح بالا در باشگاهها کم دیده می شد اما لیورپول یکیداشت.دشوار است که تصورکنیم در در تاریخ باشگاه آن همه سال تنها یک بازیکن امید هواداران بود. اماهمانطور که ذکر شد آن دوران خاص بیلی لیدل بود و همه ما افتخار می کنیم کهباشگاه را به نام او لیدل پول می نامیدند. باید درک کرد که تیمی از سطحقهرمان لیگ تا تیم حاضر در کورس قهرمانی و فینال جامهای حذفی به آن شرایطناگوار دچار شده بود. دورانی که بسیاری از هواداران سیاهترین دوران تاریخباشگاه می دانند اما در آنجا هم روزنه ای از امید بود که آن هم بیلی لیدلبود.در دورانی که تیمبه شدت نزول می کرد میتوان از گزارشات جراید آن دوران دریافت که تنها بیلیلیدل ناجی باشگاه بود. میدانیم که این موضوع را بارها و بارها شنیده ایداما این حقیقت دارد ما به وجود او بسیار مدیون بودیم و هستیم. دورانی بود که فقط یک بازیکن تیم را هدایت می کرد و آن دورانی بود که بازیکن از باشگاه بزرگتر بود.وقتی تیم سقوط کرد و در آن شرایط ناگوار دست و پا میزد، کسی نشنید که بیلی درخواست انتقال به باشگاه دیگری بدهد. بیلی را می دیدید که مصمم تر تلاش می کرد تا باشگاه را به جایگاهی که مستحق آن بود برساند.او وفاداری را بهگونه ای نشان داد که هیچ بازیکنی امروز در باشگاه نشان نمی دهد. بیلی مستحقاحترام زیادی است و به این خاطر است که بسیاری از هواداران قدیمی هنوز اورا بسیار دوست داشته و خود را مدیون او می دانند. به عبارت دیگر باشگاهجرأت نمی کرد او را بفروشد چونکه در شهر شورشی به پا می شد که نمی توانستندجلوی آن را بگیرند. هر چند دشوار است تا وضعیت باشگاه را در آن زمان توصیفکرد اما می توانستند با فروش بیلی سه یا چهار بازیکن جدید به تیم بیاورند. با اینحال، این جایگاه و مقام بیلی بود که هرگر مورد شک و تجدید نظر قرارنگرفت.در سپتامبر 1959 "کینگ بیلی" او در برنامه Sportsview حضور پیدا کرد تا چکی به مبلغ 2000 پوند بابت حضور بیست ساله اش در باشگاهدریافت کند. بله، درست حدس زدید، 100 پوند در فصل پول زیادی نبود. بااینحال، باشگاه میخواست جایگاه او را نشان دهد و شبکه بی بی سی این واقعهرا آنقدر مهم دانست که برنامه جداگانه ای برای آن در بخش Prime Time TV در نظر گرفت. فراموش نکنید بیلی در تیم درجه یک لیگ بازی نمی کرد، او در تیم دسته دومی بازی می کرد که لیورپول نام داشت.کمی پس از آن واقعهبیلی رکورد حضور در باشگاه را شکست و به این خاطر به او یک جعبه نوشیدنیدادند. بله، تنها یک جعبه نوشیدنی! البته موضوع خنده دار این بود که بیلیاصلاً نوشیدنی الکلی نمی خورد و فقط عاشق نوشیدن چای بود و این یکی دیگر ازجنبه های شخصیتی او بود که این هدیه را قبول کرد. میتوان صدای شنکلی راشنید که به او می گوید:"بیلی ببین مارکش اسکاچ باشد تا وقتی همراه نسی وبچه ها آمدم از ما پذیرایی کنی".آخرین باری کهنویسنده این مقاله بیلی لیدل در انفیلد دیده بود در روز خداحافظی با جایگاهقدیمی کاپ بود که نقل می کند همه در حال گریه بودند یا از سرازیر شدناشکهای خود جلوگیری می کردند. در آن مراسم نسی همسر شنکلی هم به زمین آمد وهواداران یک صدا "شنکلی شنکلی" را فریاد زدند. متحیر بودیم اگر بیلی لیدلدر دوران شنکلی بازی می کرد باشگاه به چه موفقیتهایی می رسید؟ اگر در تیمپیزلی بازی می کرد چه می شد؟ ممکن است در رکورد پیزلی اثر چندانی نداشتهباشد اما وقتی بیلی و باب در جناح چپ در کنار یکدیگر در لیورپول بازی میکردند ارتباط فکری بسیار خوبی با هم داشتند.امروزه شاهدفوتبالی هستیم که بازیکنان رقمهای نجومی دریافت می کنند. شاهد آن هستیم کهباشگاههای دیگر بزرگان خود را ارج می نهند. دشوار است که شاهد آن باشیم منیونایتد مقام دنیس لاو را ارج نهاده است. بازیکنی که با گلش تیم را به دستهدو فرستاد اما باز آنها مقام او را ارج نهادند.هیچ کدام از آنها هرگر برای مردی که "کینگ بیلی" نام داشت شمعی روشن نکرد. کسی که بعضی ها او را "بیلی فاتح" می نامیدند.خدا تو را بیامرزدبیلی. همیشه در دل ما جا خواهی داشت و مطئنیم که کسانی که اعتقاد دارند خدابه تو استعدادهای بی نظیری داده بود همیشه به یاد تو خواهند بود و در دلآنها جای خاصی خواهی داشت.
علاقه مندی ها (Bookmarks)