خوب، قبل از هر چیز شب چله دوستان مبارک!! یادش به خیر قبلا قبلنا خودم پایه ثابت اینجور بحثا بودم ولی در حال حاضر ... اینا هم بگم که گوشه چشمی از صفحه 43 تا به اینجا هر از گاهی دوستان را دنبال کردم و همینطور رو هوا نظر نمی دم! حالا ما هم به صورت اجمالی یه پستکی ارسال می کنیم میاد! آقا لب کلام دوستان اینه که دیگه وقتی رسلینگ می بینیم مثل قدیم نمی چسبه! غیر از اینه؟ مرگ یه بار شیون هم یه بار بگید خودتون را راحت کنید! من اگر مشکلی نباشه بیشتر دوست دارم در مورد پی جی نظرم را بگم! اول یه صحبتی شد در مورد اینکه پی جی چیه و از اینجور حرفا! این داستان توی رسلینگ دیگه امروز فرق می کنه! به چه صورت؟ ببینید اگه بگیم پی جی یه قانون خام تلویزیونیه که یه سری محدودیت هایی اعمال می کنه تا برنامه را فمیلی فرندلی بکنه اشتباهه، نه از لحاظ تعریف بلکه از لحاظ نگرش! چون که توی رسلینگ پی جی یه سبکِ و نه فقط تنها یه قانون تلویزیونی! یه سبک جدید هم نیست بلکه یه سبک قدیمیه! مکمن هم توی دهه هشتاد با همین سبک بود که کارش گرفت و براش نون داشت! البته سبک پی جی امروز ترکیبی از سبک دهه هشتاد و بیشتر شبیه به اوایل دهه نود هستش! یه جورایی بله سبک پی جی امروز را میشه دوران سبک وزن ها نامید. کلا سبک پی جی یه سری رکن های خیلی پیش پا افتاده و کلاسیک داره که حول همونا میچرخه! اکثر شوء های فمیلی فرندلی هم (البته به غیر از رسلینگ دابیو دابیو ای) همین رکن ها را دارند! اولین رکنش هم اینه که قانون خاصی برای چمپیون شدن نداریم هر کی یه کم ری اکشن بگیره سریع سرازیر میشه به طرف مین ایونت و هیچ فاکتور دیگه ای هم مطرح نیست! اینه که اونایی که هر هفته پا میشن و میرن ارینا خیلی در این خصوص تاثیر گذارند! تعدادشون هم فقط همونایی هست که میرن ارینا و میشه گفت سه چهارم اونایی هم که از تلویزیون به تماشا میشینن باهاشون موافقند که تعدادشون امروزه از 2.5 تا 3.0 هم کمتره! یک چهارم این تعداد با دید انتقادی نگاه میکنن و قربون همونایی که اصلا نگاه نمی کنن و تحریمش کردن که البته هر کدوم دلیل خاص خودشون را دارند. در توضیح رکن دوم باید گفت که با توجه به طیف طرفداران کنونی دابیو دابیو ای (هم از لحاظ سنی و هم از لحاظ نگاه به بیزنس) اکثراً کشتی گیرای سبک وزن سرازیر میشن به طرف بالا!! نوع طرفدارای امروزی به گونه ای هستش که به دنبال گزینه ای هستند که مصداقی از فکر و جنس خودشون باشه توی رینگ! یعنی چی؟ همین اخیر یه صحبتی شد سر ای جی لی! اگر یکم به کاراکتر و شمایل این دختر خانم (که عمدا نوشتم دختر خانم) نگاه کنید می بینید که دقیقا مصداق دختر خانم های نوجوون و قشر دبیرستانی هست! از هر لحاظی که بسنجید همینطوره! قد و قباره، اخلاق، طرز برخورد بچگونه، دقیقا عین این دخترهای دم بخت! یا مثلا کاراکتر رندی اورتن توی سال 2009 (حالا یکم بهتر شده) خوراک نوجوونای دبیرستانی که هیچ وقت اعصاب مصاب ندارند و توی سرشون یه صداهایی میشنوند! تمام بحران های نجوونی را از لحاظ اخلاقی با خودش داره! کاراکتر سو پرمن جان سینا و ری میستریو، دقیقا تریپ این بچه های دبستانی. این تیپ جان سینا با کلاه نقابی و تی شرت گشاد تماما تیپ این بچه های دبستانی هستش. البته جان سینا با اون نقش ابر مردونگی مورد پسند این دخترهای دم بخت بوده و هنوزم که هنوزه هست. از این رو بود که سال 2006 ارینا پر بود از این دختر خانم های دم بخت! خوب اینا شدند قشر طرفدارای دابیو دابیو ای! هر کی هم که بخواد بره مین ایونت باید از زیر دست اینا عبور کنه! البته اشتباه نشه! توی این زمینه یه جمله ای هست که بعضی ها از روی نا آگاهی و بعضی ها هم به عمد اون را هی تکرار می کنند. البته از اون طیف دوم توی انجمن ما نیست الحمدالله و این طیف بیشتر توی فروم های خارجی اند و اکثرا خودشون از نویسنده های دیرت شیت ها هستند! حالا بگذریم بریم سر اصل مطلب اون جمله اینه «بیزنس تغییر کرد و به دنبال اون دابیو دابیو ای هم تغییر کرد» معنی این جمله شون اینه که امروزه دیگه طرفدارها همین سبک را می پسندند که مثلا همین سبک وزن ها توی مین ایونت باشند و ... و دابیو دابیو ای هم حرف نداره که بره به سیستم فرضا روتلس اگریشن ولی خوب کسی دیگه اون سبک را نمی پسنده. که البته اکثر همونایی که این جمله را می گند خودشون هم می دونند دارن دروغ میگند ولی بازم میگند! جمله را تصحیح می کنم «دابیو دابیو ای زمانی که یکه تاز عرصه پرو رسلینگ شد برگشت به دهه هشتاد یا به عبارت دیگه این بیزنس نبود که باعث تغییر دابیو دابیو ای شد بلکه این دابیو دابیو ای بود که بیزنس را به پی جی تغییر داد» رکن سوم که بر می گرده به نمک از نوع دریاییِ ید دار! خنده طول عمر را زیاد می کنه و در هر سنی باید خندید به طوری که هر کسی وقتی تیپ دنیل برایان (تیپ تارزان) را دید دچار نوعی شگفت زدگی شده و از خنده روده بر بشه! کاراکترهای کمدی از سر و کولت بالا میرند در این جور دوران ها! اینه که اکثر شوها را که می بینی یه نمکی درش وجود داره. یه بابایی یه بار زنگ به یکی از این شبکه های لوس انجلسی که از این فیلم های فارسی پخش می کرد، مجری شبکه ازش پرسید نظرت راجع به شبکه ما چیه؟ گفت خیلی ممنون واقعا دستتون دردنکنه که لابلای تبلیغاتتون یه تیکه هایی از فیلم را نشون میدید. یه فیلم را اگه صبح میذاشتند ساعت یازده شب تموم میشد!!! حالا ما هم به دابیو دابیو ای می گیم آقا واقعا دستتون درد نکنه که لابلای نمایش های کمدی یه تیکه هایی نمایش جدی هم نشون میدید!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)