اوین:
وقتى مينويسم
با قلم و ورقه راحتم پر از صداقتم
ميرم بيرون و بى صدا قدم
ميزنم و بيخيال عقربه هاى ساعتم
چه پرسه ها كه من شیها ميون كوچه ها زدم
وقتى مينويسم
تق تق بيت تو سرمه
ميشه صحبت با وزن و ريتم و كلمه
ميشه صحبت چيزايى كه نيست تو كرَم
اين جامعه ٢رنگ كه دورمه ولى
وقتى مينويسم
انگارى پر كشيدم و
دورم ورقاى پرپر سررسيدم رو
واسه تو مينوسم از هر چى كه ديدم
توى ظلمت كلبه سقف پكيدم چون
وقتى مينويسم
تو بقل خدا رها ميشم
بيخيال زمين و همه آدمها ميشم
قلم تو دستم ميزنه رو سينه دفتر زانو سريع
شعر ميشه، ضبط ميشه، ميشه جادوگرى
همخوانی
وقتی مینویسم - میرم به یه دنیا دیگه
وقتی مینویسم - آرزو و رویام اینه
وقتی مینویسم - غیر ممکن آسون میشه
وقتی مینویسم - وقتی مینویسم
نوین:
وقت گذاشتم جادو شدم بلد
جاشم عوض شده با جارو کاغذ قلم
عادت کردم بنویسم فقط
افکاری که میگذشت شبونه از سرم
وقتی مینویسم حال و هوام عوض
اگه دنیارو میخوام نگو آدم بدم
منم مثل تو ام مشتاق و بیخوابم
میشم کسی که دنیا رو میسازم
دنیا گرده چرخ گردونه
قلمم دستم عین فرمونش
بی اختیار دستم به قلم
زیرش سیاه میشه هرشب یه ورق
نگاه سطحیت به دستخط بدم
فکرم هرجایی و سمتم به هدف
میره سمتم به هدف
همخوانی
وقتی مینویسم - میرم به یه دنیا دیگه
وقتی مینویسم - آرزو و رویام اینه
وقتی مینویسم - غیر ممکن آسون میشه
وقتی مینویسم - وقتی مینویسم
دیو:
وقتی مینویسم انگار غوغاست دلم
هرچی نهفته قلبم هست رو راست میگم
کل زندگی رویاست واسم - از اون لحظه اول آغاز تا مرگ
دست به قلم و پا به گاز - حدس میزنم که حسش آشناست
باز شد قفل گلایه هام - امان از دست وسوسه کاغذ قلم
مینویسم از عشقه عاشق - از مهر ساده - نه حس کاذب
من - رویه میزم پر از استکانه - واسه عشق و حاله - با می و باده
من - تویه سرم هنوز قصه ها دارم - با هر گام میرم تا انتهای خط
چونکه دیگه محدودیت نیستش - قلمم اسکی و کاغذم پیستش
وقتی مینویسم - احساستم جاری میشه - غرق میشم توشون میرم جای دیگه
وقتی مینویسم - دردهام رو باد میبره - یکی ته دلم داره فریاد میزنه
میگه بخون بهم بزن حرف دلت رو - نمیذاره بخوابم هر شب تا سه صبح
با خودم - گپ میزنم تمام شب - وقتی مینویسم فقط میخواهم ترانه شم
یمین:
وقتی مینویسم، ازم کم نمیشه درد
وقتی مینویسم، دیگه جلو نمیره وقت و دیگه راحتم از غلط نیمه شب
وقتی مینویسم ذهن کلافست و پر میگیره و میره به اون فرادست و من
وقتی* مینویسم آسمون بی نهایت میشه کوچیک و تو دست من خلاصه ا*ست و
من کلمات رو پشت سر هم غر و قاطی مثل رنگ میپاشم روی بوم نقاشی
آره سکوت شب جای خواب کردن من یه مشت هشیاری روی صورتم پاشید و
شب میرسه به صبح و صبح به شب باز هم، من دست به قلم تو اوج پروازم
ولی با تو دیگه شاعر گمنام فرق میکنم چون هنوز صاحب رویام
وقتی مینویسم راوی دردم، وقتی مینویسم فاتح دنیام
همخوانی
وقتی مینویسم - میرم به یه دنیا دیگه
وقتی مینویسم - آرزو و رویام اینه
وقتی مینویسم - غیر ممکن آسون میشه
وقتی مینویسم - وقتی مینویسم
علاقه مندی ها (Bookmarks)