بسیاری از بازیبازان بعد از موفقیت هایی که عنوان شوتر اول شخص Call of Duty : Modern Warfare بدست آورد ؛ کلید موفقیت بازی های شوتر اول شخص
را ورود به دنیایی مدرن می دانستند . درحالی که برخی از عناوین در این راه موفق ظاهر شدند اما بسیاری بودند که با ورود به جهانی مدرن شکست سنگینی
چشیدند که این شکست دردناک در نهایت به نابودی تقریبی بازی و استودیو سازنده انجامید . اما سوال اصلی ما اینجاست " آیا زمان آن رسیده است که عناوین
شوتر اول شخص به دنیای کلاسیک خود ؛ یعنی، دوران جنگ جهانی مجددا بازگردند ؟ "
ابتدا اجازه دهید با بیان تاریخچه بازی های جنگ جهانی دوم سر صحبت را باز کنیم . قبل از کنسول های نسل هفتمی ، هدف نهایی همه ی استودیو های
بازی سازی در ژانر شوتر اول شخص دوران جنگ جهانی دوم بود . Call of Duty ، Medal of Honor و Battlefield بازی های صدر این سبک بودند که هر کدام
محبوبیت خاصی در میان طرفداران داشتند . بعد از سال 1999 میلادی استودیو های سازنده از ساخت بازی های شوتر اول شخص برمبنای جنگ جهانی دوم
خسته شدند و به سمت دنیای مدرن گرایش پیدا کردند . با آغاز گستره جدید ، تعداد هواداران سبک شوتر اول شخص ، تشدید گرفت ؛ به گونه ای که بسیاری
به این ژانر اعتیاد پیدا کردند . حتی با عرضه ی Call of Duty : Modern Warfare این اعتیاد حاد تر شد چراکه این بازی می توانست برای مدت طولانی بازیکنان
را سرگرم کند . بعلاوه این بازی همراه خود سلاح های پیشرفته تر و تکنولوژی های مدرن تری را وارد دنیای مدرن کرد که بدین سبب انقلاب عظیمی در ژانر شوتر اول
شخص رخ داد که به معنای یک رسانس در میان عناوین این سبک بود . محبوب شدن دنیای مدرن نزد گیمر ها یعنی وداع با دوران کلاسیک ! با این وجود هنوز
هم کسانی هستند که با آغاز عصر جدید مخالف اند و تنها راه موفقیت های سبک شوتر اول شخص را بازگشت به دنیای کلاسیک می دانند اما گروهی هم هستند
که معتقدند که پیشرفت از دنیای کلاسیک به مدرن چیزی است که باید بپذیریم .
افراد مخالف دنیای مدرن قاعدتا دلیل قانع کننده ای دارند که به مخالفت با آن می پردازند . این دلیل چیست ؟ در ادامه آن را خواهیم گفت اما قبل از آن می خواهیم
که به ویژگی های بارز عناوین شوتر مدرن اشاره کنیم . این بازی ها باتوجه به داشتن تهجیزات پیشرفته تر بسیار ساده و سطحی اند . بازیباز به راحتی می تواند
با نیروی پشتیبانی تماس بگیرد و اسلحه های خود را آپگرد کند که با این کار ها می تواند به آسانی دشمنان را نابود سازد . بازیبازان با پایین آوردن سطح دشواری
گیم پلی بازی می توانند با یک گلوله و به راحتی دشمن را هد شات یا زمین گیر کنند یا حتی می تواند با نارنجک های پیشرفته تر گروهی از دشمنان را به هلاکت
برساند اما بازیبازان در در دنیای کلاسیک با تامل و فکر کردن در جستجو و پیداکردن راه نفوذ هستند تا در فرصتی مناسب و مشخص شده دشمنان را زمین گیر کنند
این دلیل اول است که افرادی خواستار بازگشت به دنیای قدیم هستند . ما ایرانی ها یک اصطلاح جالب داریم که میگوید : " هر چیزی حدی داره " این درست همان
اصطلاحی است که باید برای ژانر شوتر اول شخص امروزی به کار برد . استفاده از اسلحه ها و تکنولوژی پیشرفته در دنیای مدرن بسیار سرگرم کننده و جذاب است
اما نه برای همیشه بلکه تا حدی توانایی سرگرم کردن گیمر ها را دارد . این هم دلیل دوم و دلیل سوم نیز این است که در دنیای مدرن هنگامی که دشمنان به سمت
شما یورش می برند ؛ شما با قاطعیت می گویید که من برنده ام و دشمن بازنده ! بعلاوه احساس می کنید به دیگران متکی هستید و آنها کارهایتان را انجام می دهند .
این مشخص و واضح است که شما در برخی از ماموریت های بازی های بتلفید 3 یا ندای وظیفه: جنگ های مدرن می توانید بدون کشیدن ماشه و تیراندازی مراحل
داستانی را پشت سر بگذارید . اینجاست که سوالاتی ممکن است در ذهن همه ی شما خطور کند که " بازیباز چه نقشی در بازی ایفا می کند ؟ " یا " اصلا بازیباز
تاثیری در روند بازی دارد ؟ " پاسخ این سوالات کار دشواری است و بهتر است که به آن جواب ندهیم !
اینجاست که حرف های مخالفان دنیای مدرن را باور می کنید و دوست دارید که عناوین شوتر اول شخص مبتنی بر جنگ جهانی ، ترجیحا جنگ جهانی دوم ساخته
شوند . دلیل انتخاب جنگ جهانی دوم نیز این است که اسلحه ها کمتر بود و اینگونه به بازیباز هیجان و تنش خاصی تزریق می شد . همچنین در جنگ جهانی دوم
یا دوران کلاسیک دیگر خبری از پایان دادن بازی با یک گلوله نبود و نبرد با دشمنان در آن اوضاع بسیار سخت تر از جنگ در دنیای مدرن بود و اینگونه بازیباز در تکاپو
بود که راه های نفوذ به پایگاه دشمنان را پیدا کند . البته افرادی هم هستند که از حالت سخت [Hard] بازی هایی با سبک شوتر اول شخص که مبتنی بر جنگ
جهانی اند ؛ بیزار هستند . در این حالت بازی را می توان به یک جهنم تشبیه کرد چراکه نارنجک ها از هر طرف خوشه وار به سمت مقر شما میایند ؛ گلوله ها
هم فرصتی برای فرار به شما نمی دهند و قدرت را سلاح و مهمات مشخص می کند . اینجاست که بازی سبکی سطحی و خسته کننده به خود می گیرد و قاعدتا
بازیباز از بازی زده خواهد شد . حتی بازی معروف هم در این حالت اعتبار خودش را از دست می دهد ؛ بنابراین ساخت بازی ای شوتر اول شخص آن هم در برهه
زمانی جنگ جهانی دوم ، تنظیمات پیوسته و هماهنگی را می طلبد که هر استودیو ای موفق به انجام این کار نخواهد بود . همچنین میانه روی در این راه ممکن
است به سازندگان کمک زیادی کند تا بازی ای از روی عدل و انصاف تولید و منتشر شود .
یکی از عوامل موثر در ساخت یک بازی داستان می باشد ؛ بسبب داستانی حرفه ای و زیبا نکات ضعیف و کند بودن گیم پلی به چشم بازیباز نمی آید و در نهایت
بازیباز مجذوب داستان بی نقص آن بازی می شود . تعداد کثیری از عناوین FPS نیز با مشکلات و معضلاتی در بخش تک نفره بازی مواجه هستند که خیلی ها را از
انجام دادن بازی نا امید می کند ولی اگر به طرف مقابل یعنی بخش چند نفره نگاهی بیندازید ؛ خواهید دید که خیلی از موفقیت های بازی و جذب کاربر بوسیله
همین بخش انجام شده است . تنها تفاوتی که میان بخش تک نفره و بخش چند نفره وجود دارد ؛ این است که در بخش چند نفره داستانی به کار نرفته است که
بخواهیم از داستان پردازی سازندگان انتقاد کنیم . باز هم ممکن است سوالی برایتان پیش بیاید که " برای چه برخی از بازیبازان از بخش چند نفره یک بازی رضایت
دارند اما از بخش تک نفره چندان راضی نیستند ؟ " اطمینان داشته باشید که یکی از دلایل همین ضعف در داستان پردازی است که بازیبازان به سمت بخش چند نفره
رجوع کرده اند . عناوینی چون Call of Duty و Battlefield در اوایل عرضه ی خود بسیاری از هواداران و طرفداران سبک شوتر اول شخص را به شگفتی واداشتند . دلیل
آن هم داستان پردازی فوق العاده قهار و قوی و همچنین شخصیت پردازی بی عیب و نقص کاراکتر ها بود . بسیاری معتقدند که عنوان Battlefield در بخش چند نفره
یک سر و گردن از رقیب چند ساله خود Call of Duty بالاتر است و بهتر طراحی شده است ولی چرا به اندازه حالت چند نفره از بخش تک نفره هم استقبال نمی شود ؟
زیرا سازندگان در داستان پردازی بازی Battlefield با مشکلاتی مواجه هستند . این دقیقا همان مشکلی است که شرکت الکترونیک آرتز هرساله در حال برطرف کردن
آن است .
همه ما می دانیم که MW2 تجربه ای نوین را برای ما به ارمغان آورد . حماسه آفرینی ها در برزیل و آفریقا آن هم با اسلحه های پیشرفته و مدرن با گیم پلی و داستانی
تمام عیار واقعا دلنشین و لذت بخش بود . یکی از نکات قوت این بازی و نسخه های بعد از آن تنوع در طراحی اسلحه های موجود در بازی بود که باعث نزدیک تر شدن
بازی به یک شبیه ساز جنگ مدرن می شد . همچنین وجود شخصیت های به یادماندنی چون کاپیتان پرایس ، سوپ مکتاویش ، جنرال شپرد ، ماکاروو ، یوری و دیگر
شخصیت ها و اتفاقاتی که برایشان می افتد ؛ چالشی بزرگ را برای بازی و بازیباز فراهم می کند . تمامی این ها باز هم به داستان پردازی قوی بازی بر می گردد که
بی شک عالی و بی نقص طراحی شده است اما امروزه کمتر کسی پیدا می شود که از داستان پردازی بازی های شوتر اول شخص مدرن استقبال کند و آن را سطح
بالا خطاب کند . دلیل آن هم این است که دیگر داستان برای آنها تکراری شده است و اکنون مردم دوست دارند که دوباره شوتر های اول شخص به دوران جنگ جهانی
و البته با گرافیکی فوق العاده بازگردد .
در پایان این مقاله هم دوست دارم که نظر شما را در رابطه با این موضوع بدانم . " آیا شما هم جزو آن کسانی هستید که خواستار بازگشت به دوران جنگ جهانی اند ؟ "
" فضای مدرن را دوست دارید یا فضای جنگ جهانی دوم که آشوب و بلوا های خاصی در آن موج می زد ؟
ممنون از توجهتون







ممنون از توجهتون 
پاسخ با نقل قول
یاد سری بازی های مدال رو ps2 میفتم حتی اون دو سری رو ps1 ! مو به تنم سیخ میشه 






علاقه مندی ها (Bookmarks)