خب مثل این که امروز نوبت منه ...
فقط قبلش بگم که من مثل بیشتر بچه ها موردی یادم نیومد خاطرات و سعی کردم یه مرور کلی کنم چند سال حضورم توی انجمن رو ... به شکلی متفاوت ...
ببخشید اگر طولانی شده ...
پس :
<< به نام او که زیباست و زیبایی را دوست دارد >>
اولین خاطره خوبی که از انجمن به یاد دارم ، همین جمله بالاست . یه سری از بچه ها شاید یادشون باشه که تاپیک هایی که من اوایل حضورم تو انجمن میزدم ، اولش رو همیشه با این جمله شروع میکردم .
به خاطر همین فکر کردن بهش یه جورایی واسم نوستالژی قریبی داره ...
انجمن واسه من یکی لا اقل خاطره زیاد داره . چون اوایل حضورم توی انجمن قشنگ مصادف شده بود با اون دوران خوب و طلایی انجمن ... یادمه که مجله اختصاصی کشتی کچ داشتیم ، بخش گیم خیلی فعال و بروز بود ، صمیمیت بچه ها فوق العاده بود و چیزی که از همه بیشتر توی چشم من بود ، رونقی که بخش رسلینگ داشت و بحث ها و اتفاق های داغی که توی تالار کچ میفتاد بود ...
اون زمان یوزرم Brothers of Destruction بود . یادمه اولین تاپیکی که توی انجمن زدم تاپیکی بود با نام " به نظر شما موزیک ورودی کدام استار زیباتر است ؟ " (

) چون خودم خیلی اون زمان تو جو آهنگ های ورودی جریکو ، کریستین و ... بودم ! که بعد از چند دقیقه دیدم اولین پستی که داخلش ارسال شد از سعید شرلوک هولمز ( فکر میکنم ) بود که با گفتن چند جمله و انداختن چند تا تیکه قشنگ ، نه تنها ذوقم رو ترکوند ، بلکه باعث شد تا یه جورایی از انجمن متنفر بشم !
اما خب جو اون زمان انجمن و مطالبش اونقدر خوب بود که مجاب بشم تا بازم برگردم به ایران دبلیو دبلیو ای ...
اما اولین تاپیکی که زدم و استقبال خوبی هم ازش شد ، تاپیکی بود با عنوان " کارنامه افتضاح آلبرت انیشتین + معمای عجیب او " !

یک تاپیک کاملا کپی که فقط با عوض کردن چند تا رنگ و فونت ارسالش کردم توی تالار گوناگون ! که خب خدا رو شکر اون زمان بچه ها چند تا تنکس پای پستم دادن و خودشون هم به اظهار نظر پرداختن . و اینجوری شد که اولین جرقه و ذوق فعالیت درونم زده شد !

( کاش میشد دوباره به اون روزا برمیگشتم

)
کم کم به فعالیت تو بخش گیم علاقه مند شدم و مثل بقیه بچه ها که اوایل کارشون بود ، شروع کردم به کپی کردن یه سری مطلب و خبر از سایتای دیگه

( اینم توی پرانتز بگم که اون زمان ، مدیر وقت تالار گیم پژمان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و عرفان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] تنها کسایی بودن که باهاشون تا حدودی حرف میزدم و کمک زیادی به ادامه فعالیتم کردن

)
تاپیک " اسکرین شات های بازی Batman Arkham Asylum " اولین فعالیت جدیم توی تالار گیم بود ...
گذشت و گذشت تا این که به عنوان کاربر طلایی معرفی شدم ...

هر چقدر از حس و حال اون روزام بگم ، کمه . انرژی که از ترفیع رتبم توی انجمن گرفتم فوق العاده بود !

بعدش هم چند تا پیام از بچه های با سابقه اون زمان که به طور مشخص پیام های ابوالفضل و ساسان رو یادمه ... از اون روز بود که دیگه تصمیم گرفتم انجمن رو ول نکنم ... !

و این شد اولین خاطره جدی من توی انجمن ...
دیگه بعد از طلایی شدنم خودم خجالت کشیدم از این که مطالب کپی بزارم داخل انجمن . کلی با خودم تمرین کردم ، از کیوان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] چند تا منبع گرفتم و کارم رو با اعتماد به نفس ادامه دادم .. هر چند توی اون مسیر چند نفری هم خوب باهام تا نکردن و توی تاپیک ها با فرستادن پست هایی که معلوم بود میخوان کارم رو زیر سوال ببرن ، روحیم رو تضعیف کردن ... ولی خب با کمک امثال پژمان و پیام های روحیه بخشی که بچه ها و بزرگترهای سایت میفرستادن این مسائل رو فراموش میکردم ...
درست بعد از طلایی شدنم بحث عمل پام به وجود اومد و فاز دوم و جدی تر حضور من توی انجمن شروع شد . به عبارت دیگه شناخته شدن من توی انجمن از همون شهریور ماه سال 90 بود ...
بعد از عملم اولین پستم توی تاپیک اسرار رو فرستادم و هم از بچه ها طلب دعا کردم و هم عکس هایی از خودم رو داخل تاپیک گذاشتم . از طرفی با خونه نشینی که عمل پام آورده بود و بیکاری دائمی که داشتم ، تصمیم جدی گرفتم که اعصاب خوردی و سختی های اون روزهای زندگیم رو با فعالیت و گذروندن وقت توی انجمن جبران کنم .
شاید باورتون نشه ولی توی اون روزا انجمن و بچه ها ، بهترین همدم هام بودن . و به جرئت میگم ، بودنم توی انجمن تو اون زمان به خصوص ، خیلی به تحمل اون وضعیتم کمک کرد ...
روز مدیر شدنم رو هیچ وقت یادم نمیره !

روی تختم نشسته بودم ، داشتم واسه خودم مقاله مینوشتم که بعدا بزارمش توی انجمن ؛ یهو دیدم گوشیم زنگ خورد و شماره ی کیوان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] افتاده روی گوشیم !

کیوان اولین کسی بود که بهم تبریک گفت و خبر مدیر شدنم رو هم بهم داد ... واقعا حالم به جا بود اون موقع ...
دیگه واقعا انگیزه پیدا کرده بودم واسه فعالیت و سعی کردم چند تا کار متفاوت انجام بدم توی انجمن ... برگزاری یه سری مسابقات لیگ مجازی فوتبال به کمک حسین
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ، بعدش برگزاری یه سری بازی های فانتزی کشتی کچ ... برگزاری مسابقات بین کاراکترهای دنیای گیم ( که البته نیمه کاره موند ) و . . .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
کلا اون دوران که به همراه کیوان مسئول تالار گیم بودیم دوران خاطره انگیزی بود ... چرا که بخش گیم تبدیل شده بود به قدرتمندترین بخش انجمن

یکی از خاطره های خیلی خوبم توی انجمن وقتی بود که تصمیم گرفتم برای اولین بار کنفرانس های مراسم E3 رو به تنهایی و به طور کامل پوشش بدم ...
یه شب واقعا سخت ، تا صبح روی ویلچر ، خستگی و ... . ولی همه اینا در کنار اون لذتی که موقع تموم شدن مراسم و در رفتن خستگی بهم دست داد هیچ بود . همین الانم که یاد اون موقع میفتم خیلی لذت میبرم ...

یکی از بهترین خواب های زندگیم رو بعد از اون شب کردم و فردا ظهرش هم که بیدار شدم پست ها و پیام های بچه ها که کلا همه چیز رو از یادم برد ...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خاطره ی خوب و در عین حال بدم موقعی بود که خبردار شدیم ابوالفضل قراره بیاد تهران یه میتینگ حسابی با بچه ها داشته باشه . منم خیلی منتظر همچین فرصتی بودم وهمه کارهام رو انجام دادم تا به هرشکلی که شده خودم رو برسونم به بچه ها .
یادش بخیر وقتی بهش زنگ زدم که در همین مورد باهاش صحبت کنم ، اینقدر حول شده بودم نمیدونستم چی بگم !

ولی اینقدر لهجه و لحن حرف زدنش دوست داشتنی بود که از پشت همون گوشی هم به آدم آرامش میداد ...
ولی درست همون روز یه اتفاق بد واسه رفیقم علیرضا
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] موقع فوتبال بازی کردن افتاد و قسمت اینطوری شد که ما نریم به این میتینگ

از همون موقع تا حالا منتظریم یه بار دیگه بچه ها دور هم جمع بشن تا با تعداد بیشتر دور هم جمع بشیم
هر چند ما هم یه میتینگ کوتاه بین نیمه ای با علی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] توی ورزشگاه آزادی داشتیم ...

بازی استقلال - بوریرام تایلند ...
دیگه این ماجراها گذشت تا پیشنهاد ارشد شدنم از طرف ابوالفضل و هیئت مدیره . دیگه واقعا روی ابرا بودم !

یعنی یک روز کامل داشتم این سری حضورم توی انجمن رو نگاه میکردم و این که چطور قرار بود به رنگی که حامد
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] یه زمانی نگه دارش بود در بیام و بشم یکی از اعضای هیئت مدیره و در مورد مسائل انجمن با بزرگترهای خودم مشورت کنم ...
در کل این انجمن همیشه برام پر از خاطره بوده ... چه خاطرات خوب ، چه خاطرات بد ...
خاطراتی مثل جریانات عوض شدن اسم انجمن و یه سری درگیری هایی که اون موقع پیش اومد . که نخواستم توی این تاپیک بهش اشاره کنم ...
عکس بعد از خلاص شدنم از داربست ها 
پ.ن : قبل از این که شروع به نوشتن کنم ، میگفتم مگه من چقد خاطره دارم ؟!
حالا میبینم که خیلی بوده ! تازه نصفش یادم نیومد !
تشکر ویژه از عرفان عزیز که همچین تاپیک خوبی رو زد !
علاقه مندی ها (Bookmarks)