نامه ی عاشقانه و جنجالی ژنرال جی بی ال به آرمان نی نی
همان طوری که در جریان هستید این هفته آرمان سرمربی تیم نی نی تهران ، ژنرال جی بی ال را با بی مهری تمام به یک سگ تشبیه کرد !

ژنرال جی بی ال در جواب آرمان نامه ای خطاب به وی نوشت ...
متن نامه ی ژنرال خطاب به آرمانش ... :
به نام آن که آهو را آفرید
آرمــــــــــــــــــــــ ـــــــانم ، آهوی مهربون و با اخلاقم ، اسطوره ام ، نفسم ، عسلم ، آهوی قشنگم ، نی نی کوچولوی من ..
شنیده ام به خاطر شیطونی کردنت میخوان ازت امتیاز کم کنن ؟ آهوی مهربونم ... امتیازاتِ من برای تو و جان من فدای یک لحظه از نگاه آهو گونه ی تو ....
با این بیانیه ای که دادی من را جلوی تیم های دیگر لیگ خار و ذلیل کردی ... اشکال نداره آرمانم ....
باختن من پیش کش یه نگاهِ تو .... یه اشاره کن تا جونم رو ببازم آرمانم ....
جفاکاری از تو ... دل آزاری از تو ، محبت زِ من ، مهربانی زِمن ، یاری از من .....
ستم دیدن از من ، ستمکاری از تو ...
وفا از من و بی وفایی ز تو ، خاری از من ...
*************************
آرمانم ! شاید فکر میکنی از چشمم افتادی ! شاید افراد منحرفی که من و تو را نشناسند فکر کنند تو دیگر از چشمِ عضوی از من افتادی ! آن ها انقدر کوته بین هستن که نمیدانند رابطه من و تو رابطه ی چشمی هست نه آن رابطه های کذایی ....
آنها نمیدانند نگاه من در چشمانِ توست نه در پشتِ تو

آن ها هرگز نمیدانند پشتِ تو پاک ترین و باکره ترین و آک بند ترین پشتِ دنیاست ....
آن ها هرگز نمیدانند که پشتِ تو همیشه از فشارها در امان بوده مگر در دوران یبوست که کاری از کسی ساخته نیست ...
آری آرمانم رابطه ی من و تو همیشه این بود که تو با چشم های ناز و مهربانت همچون آهوها و فرشته ها به من نگرستی ....
و من غرقِ نگاهت می شدم ....
و من محوِ نگاهت می شدم ....
یادته مولانا به عشقِ دوست خود « شمس » دیوان شمس را سرود ؟ من نیز به زودی به عشقِ تو دیوانِ آرمانم را تکمیل میکنم و می سرایم ...
اما در جواب بداخلاقی هایت ...
انجمن رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
خواستی بگیم دیوونهتیم که گفتیم
به دست و پات هم که داریم میوفتیم
ما خاک پاتیم به خدا هزار جور
حیرون اون چشات یه جور ناجور
انگاری آتیش به لبات کشیدی
تو این چشارو از کجا خریدی؟
ما خاک پاتیم به خدا هزار جور
حیرون اون چشات یه جور ناجور
آخر بی معرفتایی والا
بدجوری تا میکنه چشمات با ما
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمِتو بداخلاق
****************************
در جریان تمرین امروز تیم ابر قدرت ری ژنرال جی بی ال در کنار زمین به خاطر حرف های آرمان در حال اشک ریختن بود و چند دقیقه به عکسی از آرمان که در دستش بود زل زده بود و فندکی نیز در دستش بود تا با آن عکس آرمان را آتش بزند ولی هر بار پس از روشن شدن فندک از کار خود پشیمان میشد ! بعد از چند دقیقه مدیر تدارکات تیم ابرقدرت ری عکس آرمان را از ژنرال گرفته و پس از دیدن عکس گفت : واااای جووووون ، عجب چشایی داره ! 
ژنرال جی بی ال پس از شنیدن این جمله رنگش همچون لبو قرمز شده و چیزی حدود یک ربع فرد مذکور را کتک زد و در انتها به وی فن معروف تمبستون اندرتیکر را زد !!
علاقه مندی ها (Bookmarks)