قبل از اینکه پست فعلی رو شروع کنیم باید خدمت بچه ها بگم که بابت این پست به رسم ادب یه اجازه
از دو تا از دوستای عزیز یعنی
El Niño (آرمانم ) و
King Of Darkness (امیر) گرفتم !
ابتدا باید یه تعریف از فردی به نام محمد ارائه بدم چون برای درک پست مربوطه باید محمد رو بشناسیم!
محمد کیست ؟
شاید شما هم اسمی مستعار رو با نام
ممد شوت شنیده باشید ! ممد یکی از آشناهایی هستش که با من و بچه های انجمن هفته ای یک بار در سالن فوتبال بازی میکنه !
ممد به بازی جوانمردانه اعتقاد چندانی نداره و تاکتیک شوت زنی رو بهترین تاکتیک برای موفقیت تیمی میدونه ، ممد خشونت رو چاشنی فوتبال سالن میدونه !

با توجه به خصایص ممد وی با نام ممد شوت نزد بچه های انجمن (اونایی که سالن میان )شناخته میشه ..
ابتدا از آرمانم شروع میکنم کسی که برای من مهربونیت و معصومیتش ثابت شده هستش .
آرمان توی لغت نامه ی دلِ من یک آهوی مهربون هستش . شاید بپرسید چرا از این تمثیل استفاده میکنم ؟
آهو در ادبیات ما ایرانی ها نماد زیبایی هستش البته میشه از اون به عنوان نماد معصومیت ، مظلومیت و مهربونی هم استفاده کرد خصوصیاتی که آرمانِ من هم همشون را داراست ....
قبل شروع فوتبال همیشه وقتی سه تا تیم هستیم سه نفر به عنوان نماینده ی سه تا تیم گرد هم جمع میشن تا با شمارش یک عدد دلخواه یک نفر حذف بشه تا دو نفر دیگه تیمهاشون توی زمین باقی بمونن و بازی رو شروع کنن.
اما آرمانِ مظلوم و مهربونِ من بیشتر وقتا یکی از سه نفری هست که قبل شروع بازی میان جلو تا تکلیف تیمی که باید بیرون بره رو روشن کنه .
بیشتر وقتا آرمانِ بدشانس من فرد حذف شده هستش و تیمش باید بازی اول رو بیرون بشینه !


وقتی که آرمان میاد تکلیف تیم بیرون و دو تا تیم داخل رو روشن کنه من چنین تصویری رو توی ذهنم میبینم !
البته این رو بگم که منم توی این زمینه آدم بدشانسی هستم ولی توی بدشانسی حریف آرمان نمیشم !
هر موقع آرمانِ با اخلاقِ من جلوی ممد شوت بداخلاق قرار میگیره من چنین شکلی رو تصور میکنم !
البته اینو بگم آرمان و ممد به طور تقریبی هم قد هستن تنها فرقشون اینه که عضلات شکم آرمان 6 تیکه هستش ولی ممد شکمش برآمدگی مثل رشته کوه های زاگرس داره !

عکس درست حسابی پیدا نکردم !
تنم داره میلرزه وقتی میخوام این عکس سوم رو بذارم

یک بار آرمان بالاخره سکوت قلبش رو شکست و پیشونی خودش رو با خشمی مثال زدنی بر روی پیشونی ممد گذاشت .....

اونجا بود که من و آرمان حدس زدیم الانه که ممد آرمان رو بخورتش!

پیش خودم گفتم نکنه ممد آرمان رو بخوره ؟ نکنه منو بی آرمان کنه ؟
تصوری که اون لحظه من از احتمال خورده شدن آرمانم توسط ممد شوت داشتم !
خلاصه که موضوع به خیر گذشت و آرمان مثل یک شوالیه ی قهرمان که جلوی اسلوب تاریکی ها ایستاده دوباره با اون چشم های ناز و مهربونش به آغوش منو و بچه ها پیوست !
____________________________
King Of Darkness
بر عکس آرمان که چشم های ناز و مهربونی داره امیر چشم هاش ناز و شیطونی داره ! 
امیر توی فوتبال یه آدم خونسرد و بسیار باهوش و تکنیکی و خلاق هستش با توجه به شخصیت بازیگوش امیر من هر وقت فوتبال بازی کردن امیر رو میبینم یاده عشقِ دوران نوجوونیم می افتم !
با دیدن بازی زیبای امیر یاد شخصیت بازی هویج خور سگا می افتم !

فکر کنم بیشتر بچه ها اون خرگوشه که اسمش
Tiny Toon بود رو بشناسن کسی که چشم های ناز و شیطونی داشت و با خونسردی و بازیگوشی دشمناش رو از بین میبرد !
تصور من از فوتبالِ امیر وقتی که امیر میره که توپ ممد شوت رو بگیره :
وقتی که امیر با خونسردی منتظر حریفاش هست تا شکستشون بده !
وقتی که من و امثال من حتی با خطا هم نمیتونیم توپ امیر رو بگیریم و امیر دست نیافتنی میشه !

نوشته اصلی توسط
El Niño
اونموقع که شانس تقسیم میکردن ما غایب بودیم ، یه بار هم که تلوزیون نشونمون داد روم اونور بود
خیلی بی انصافی !

اون فیلمبردار یا تصویربرداری که تصویر صورت تو رو نشون نداد یک قهرمان ملی هستش . هیچ فکر کردی اگه چشم های ناز و مهربونت توی تلویزیون نشون داده میشد یک فاجعه ی ملی رخ میداد ؟ فاجعه ای که شاید از فاجعه ی هیروشیما هم بدتر بود فاجعه ای به اسم فاجعه ی آرمانم !

من و بچه ها رو عاشق اون مرام و معرفتت و اخلاق خوبت کردی کافی نبود ؟ اگه چهرت ات توی تلویزیون به نمایش درمیومد میلیون ها دختر و پسر عاشقت میشدن خوب بود ؟
یادته اولین بار که اون چشم های ناز و مهربون و بهشتی ات رو دیدم دیالوگم چی بود ؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
یادته وقتی اسمت رو توی انجمن از آرمان به نی نی تغییر دادی بعد چند روز چی بهت گفتم ؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
علاقه مندی ها (Bookmarks)