بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: >->->-> ابومسلم خراسانی <-<-<-<

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    شماره عضویت
    31772
    سن
    31
    نوشته ها
    1,125
    تشکر
    6,866
    تشکر شده 5,476 بار در 934 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1600 Thread(s)

    پیش فرض >->->-> ابومسلم خراسانی <-<-<-<




    به نام خدا

    مقدمه :

    نام اصلی او بهزادان بود ، فرزند دلیر ونداد که به توصیه ی یکی از بزرگان بنی عباس ( ابراهیم ) تغییر نام داد و راهی خراسان شد تا جنبش ضد اموی رو رهبری کنه .

    ×-×-×

    ابومسلم وقتی در سنین جوانی بود ، خلافت بر عهده ی مروان بود ، ظلم فساد و حتی درگیری های داخلی و اختلافات داخلی میان خود حاکمان اموی به شدت زیاد بود .
    دو قبلیه ی مضری و یمانی در خراسان بودند و هر کدوشمشون که به خلافت میرسید افراد طایفه ی خودش رو به درجات بالا میرسوند و طایفه ی دیگر رو از عرصه ی سیاسی کشور دور میکرد
    حالا در این بین بزرگان بنی عباس خراسان رو یکی از گزینه های مناسب برای شروع جنبش ضد اموی میدونستن بنابراین سالیان سال بود که ماموران و افراد خودشون رو میفرستادن اونجا تا مردم رو به سمت خودشون راهنمایی کنن و بتونن حکومت رو در دست بگیرن .
    ابومسلم در کوفه با ابراهیم آشنا میشه و رهسپار خراسان میشه.
    دلیر ، شجاع ، جسور و بی پروا ، طولی نمیکشه که مردم که از ظلم و فساد امویان خسته شدن ، با ابومسلم دست بیعت میدن .

    این دعوت همینطوری ادامه داشت تا روز موعود فرا رسید ، در روستای سفیدنج ( از توابع مرو ) پرچم سیاه برافراشته شد و دعوت برای پیوستن به عباسیان آشکار شد
    بعد از مدت 7 ماه ، افراد بسیار زیادی به جنبش ابومسلم پیوستن و به این ترتیب سیاه جامگان برگ جدیدی بر تاریخ ایران اضافه کرد
    ( دلیل سیاه جامگان خوانده شدن ابومسلم و افرادش به خاطر جامه ی سیاهی بود که میپوشیدند ، پرچمشان نیز سیاه بود ) .

    پایان قسمت اول ...

    ××××

    آپدیت میشه ...
    24 کاربر مقابل از Seraph عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AREF TAKER (09-24-2015), Amir s (09-25-2015), DEAD MAN (09-25-2015), Dash.Hossein (09-25-2015), El Niño (10-19-2015), EmInEm (10-23-2015), Fedor Emelianenko (06-18-2017), Goldberg The Man (09-25-2015), J B L (09-26-2015), King Of Darkness (09-24-2015), LONE WOLF (10-23-2015), MAMAD (09-24-2015), Naser (09-24-2015), S i n a (09-25-2015), Sarkesh (10-23-2015), Scofield (09-25-2015), The Buzzards (09-24-2015), The Fallen (12-04-2015), amir-aghaei (09-28-2015), kourosh cr7 (09-25-2015), mahdy77 (10-24-2015), mikaeil.devil (11-13-2015), phenome (09-28-2015), pouryaorn (09-29-2015)
    امضای ایشان



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  2. Top | #2

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    شماره عضویت
    31772
    سن
    31
    نوشته ها
    1,125
    تشکر
    6,866
    تشکر شده 5,476 بار در 934 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1600 Thread(s)

    پیش فرض


    با توجه به اینکه افراد زیادی در حال پیوستن به ابومسلم بودن ، نصر بن سیار تلاش کرد که با تبلیغ کردن بر ضد سیاه جامگان ( که به اصطلاح به این تبلیغ که نوعی نظر خاص رو میخوان در افکار عمومی نهادینه کنن میگن پروپاگاندا ) اونها رو به عنوان بت پرست و گربه پرست معرفی کنه و تهمت دست درازی به نوامیس مردم رو هم به سیاه جامگان وارد کرد
    این قضیه ادامه داشت تا بالاخره یک نبرد میان نیروهای ابومسلم و نصر شکل گرفت
    ابومسلم در طی این نبرد یکی از فرماندهان نصر رو به اسارت گرفت و به جای اینکه اونو بکشه تصمیم گرفت اون فرمانده رو درمان و آزاد کنه مشروط به اینکه فرمانده همه جا فقط حقیقت رو بگه و این فرمانده هم بعد از آزادی شهادت میداد که سیاه جامگان مسلمان هستند و تبلیغات 30یا30 برضدشون واقعیت نداره ...

    نصر بن سیار که از جانب ابومسلم احساس خطر میکرد ، راه هایی مثل فرستادن درخواست کمک به مروان ( خلیفه ی وقت ) و کمک خواستن از گروه های یمانی و خوارج در پیش گرفت
    اما مروان که خودش درگیر جنگ داخلی بود و طبیعتا نمیتونست کمکی بهش بکنه ولی یمانی ها و خوارج پذیرفتن که در کنار نصر بجنگن

    ابومسلم با یک بازی سیاسی پیچیده این اتحاد رو برهم زد و نصر تصمیم گرفت با خود ابومسلم دست اتحاد بده که ابومسلم در ادامه ی همین بازی سیاسی با یمانی ها متحد شد و نصر بن سیار رو شکست داد و مرو رو فتح کرد ...
    ( نصر در نهایت به نیشابور گریخت )

    ابومسلم که مرو رو فتح کرده بود تصمیم گرفت خودش رو قدرت اول مرو کنه و خوارج و یمانی هارو هم از میان برداشت .

    حالا ابومسلم اندیشه ی بزرگی در سر داشت
    روبه رو شدن با سپاه صدهزار نفری مروان ...
    در جنگ معروف زاب که ابومسلم شخصا در این نبرد حضور نداشت ، موفق شدند سپاه بزرگ مروان رو تار و مار کنن و علاوه بر منقرض کردن حکومت بنی امیه ، حکومت بنی عباس رو پایه گذاری کردند ( با بر تخت نشستن عبدالله سفاح )
    مروان نیز به مصر گریخت و در نهایت هم کشته شد .

    پایان قسمت دوم ...

    پ.ن : نبرد زاب در یک مستند جداگونه به صورت مفصل ارائه خواهد شد.
    16 کاربر مقابل از Seraph عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Dash.Hossein (09-30-2015), El Niño (10-19-2015), EmInEm (10-23-2015), Fedor Emelianenko (06-18-2017), LONE WOLF (10-23-2015), MAMAD (09-28-2015), Naser (09-28-2015), S i n a (09-28-2015), Sarkesh (10-23-2015), Scofield (09-28-2015), The Buzzards (09-28-2015), amir-aghaei (09-28-2015), mahdy77 (10-24-2015), mikaeil.devil (11-13-2015), phenome (09-28-2015), pouryaorn (09-29-2015)
    امضای ایشان



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  3. Top | #3

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    شماره عضویت
    31772
    سن
    31
    نوشته ها
    1,125
    تشکر
    6,866
    تشکر شده 5,476 بار در 934 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1600 Thread(s)

    پیش فرض


    با به قدرت رسیدن عبدالله سفاح ، حکمرانی مناطق شرقی و مرکزی ایران به ابومسلم سپرده شد
    ابومسلم علاوه بر نفوذی که بر مردم داشت به خاطر محبوبیت و مقبولیت ، روی خلیفه ی عباسی هم نفوذ داشت چون توی بیشتر تصمیمات مهم کشور از ابومسلم مشورت میگرفت

    ابومسلم در مناطق تحت حکمرانیش شروع به آبادانی کرد و توی شهرهای مهمی مثل سمرقند هم استحکامات نظامی برپا کرد و هم نمازخانه و ...

    این قدرت و محبوبیت ابومسلم نزدیکان خلیفه رو نسبت بهش بدگمان میکنه و خلیفه رو تحریک میکنن که علیه ابومسلم اقدام کنه
    گفته میشه شورش زیاد بن صالح ( امیر منصور ابومسلم در شهر بخارا ) به خاطر فشار خلیفه روی این فرد بوده
    ابومسلم این شورش رو به شدت سرکوب میکنه و سر بریده ی زیاد بن صالح رو برای خلیفه میفرسته ! ...

    نماینده ی خلیفه در آن زمان منصور نامی بود که به خراسان میاد تا با ابومسلم در مورد یکی از تصمیمات حکومتی مشورت کنه
    این فرد وقتی به پیش خلیفه برمیگرده میگه که ابومسلم انقدر قدرت داره که میتونه حکومت شما رو نابود کنه و بهتره ابومسلم رو به قتل برسونیم تا خطری برای حکومت نداشته باشه

    در سال 136 هجری قمری ابومسلم با ارسال نامه ای به خلیفه ، از او اجازه ی رفتن به سفر حج رو میخواد و خلیفه هم موافقت میکنه
    ( منصور نیز ابومسلم رو در این سفر همراهی میکنه )
    در زمان بازگشت از حج خبر درگذشت خلیفه به گوش منصور و ابومسلم میرسه ، منصور در طی نامه ای اعلام خلافت میکنه و ابومسلم هم بدون هیچ مشکلی بهش تبریک میگه
    پسرعموی منصور هم از طرف دیگری ادعای خلافت داره و با منصور بیعت نمیکنه و دست به شورش میزنه ( که در طی چند ماه این شورش توسط ابومسلم خنثی میشه و از بین میره )
    اما چیزی که در این میان باقی میمونه عصبانیت منصور از ابومسلم هست
    ( عده ای گفتن دلیل این عصبانیت در نامه هایی بوده که بین منصور و ابومسلم رد و بدل میشده در زمان شورش پسرعموی منصور و منصور پیش مشاورانش از لحن مغرورانه و گاها سخره آمیز ابومسلم گله میکرده )
    به هر حال منصور تصمیم به قتل ابومسلم میگیره ...

    پایان قسمت سوم ...







    13 کاربر مقابل از Seraph عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AREF TAKER (10-24-2015), Dash.Hossein (10-23-2015), EmInEm (10-23-2015), Fedor Emelianenko (06-18-2017), LONE WOLF (10-23-2015), MAMAD (10-25-2015), Naser (10-23-2015), S i n a (10-25-2015), Sarkesh (10-23-2015), Scofield (11-10-2015), amir-aghaei (11-13-2015), mahdy77 (10-24-2015), mikaeil.devil (11-13-2015)
    امضای ایشان



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. Top | #4

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    شماره عضویت
    31772
    سن
    31
    نوشته ها
    1,125
    تشکر
    6,866
    تشکر شده 5,476 بار در 934 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1600 Thread(s)

    پیش فرض


    سال 137 هجری قمری ، در ماه شعبان ...

    ابومسلم در عراق دشمنان خلیفه رو تار و مار کرد و قصد برگشتن به خراسان رو داشت
    منصور در طی نامه ای ابومسلم رو دعوت کرد تا نزد وی برود
    ابومسلم پذیرفت و نزد خلیفه رفت
    خلیفه سربازان خود را پشت پرده ها مخفی کرده بود و قرار شد وقتی سه بار دست زد این سربازان بیرون بریزن و ابومسلم رو به قتل برسونن

    وقتی ابومسلم قصد ورود به دربار رو داشت به بهانه های مختلف شمشیرش رو ازش گرفتن و خلع سلاح شد
    منصور شروع کرد به سرزنش کردن ابومسلم و ایراد گرفتن به کارهای او که با پاسخ محکم و متکبرانه ی ابومسلم رو به رو شد !
    منصور سه بار دستانش رو به هم زد و سربازان از پشت پرده ها بیرون اومدن و جامه ی سیاه ابومسلم رو غرق در خون کردن ...

    پایان ...

    امیدوارم لذت برده باشید .






    9 کاربر مقابل از Seraph عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Dash.Hossein (11-14-2015), Fedor Emelianenko (06-18-2017), LONE WOLF (11-24-2015), MAMAD (11-13-2015), Naser (11-13-2015), Scofield (11-10-2015), amir-aghaei (11-13-2015), mahdy77 (11-13-2015), mikaeil.devil (11-13-2015)
    امضای ایشان



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد