یوبی*سافت بنا به عادت هرساله ، امسال نیز نسخه*ی جدیدی از Assassin’s Creed را با نام Syndicate منتشر کرد.نسخه ای که کمپانی سازنده در تبلیغات گسترده ای آن را بازگشت به ریشه ها و آغاز گر عصری نوین در این بازی میدانست.نسخه ای که بیش از پیش به زمان حال نزدیک شده و داستان آن در قرن نوزدهم و لندن ویکتوریایی میگذرد.با Bane TV همراه شوید تا قدم به بریتانیا 1868 بگذاریم.
پس از سیر نزولی کیفیت و محتوی این سری در طول چند ساله گذشته و سقوط آزاد اعتماد گیمرها به کمپانیه یوبی سافت بالاخره این کمپانی دست به کار شد و تصمیم گرفت تا این فرنچایز محبوب را احیا کند.شعار این پروسه بازگشت به ریشه ها بود.یوبی سافت طی تبلیغات گسترده ای مدام از بازگشت عناصر موفق اولیه سری و برطرف شدن ایرهای اساسی نسخه های قبل سخن میگفت.و حتی کار به جایی رسید که یوبی سافت وظیفه ساخت این عنوان را برعهده جمعی از استدیو ها با محویت استدیو کبک گزاشت و استدیو مونترال پس از عمری تجربه از ساخت این عنوان کنار گزاشته شد.سپس یوبی سافت اعلام کرد که آنها قصد حذف بخش آنلاین و چند نفره را داشته و تمام تمرکز خود را روی بخش داستانی و تک نفره خواهند گزاشت.در نتیجه تمامی هواداران این سری دوباره امیدوار شدند و اکثر منتقدین هم انتظار یک نسخه قوی مثل نسخه های اول این سری را داشتند ، همه منتظر اولین آساسین نسل هشتمی خالص بودند...
سندیکا عنوانی متفاوت است چون برای اولین بار پا به دوره ای گذاشته که سلاح سرد ارزش سابق خود به عنوان اسحه مرکزی را از دست داده و تفنگ و پانچه جای آن را پرد کرده اند.البته این بدان معنا نیست که دیگر شاهد مبارزات تن به تن و هنرنمایی های فردی نیستیم . بلکه باید گفت شاهد مقدمه چینی برای تحولی اساسی در گیم پلی هستیم.برای اولین بار در طول سری امکان کنترل دو شخصیت وجود دارد.جیکوب و ایوی که دو قلو هستند به تازگی پا به لندن گزاشته اند و هردو آنها عضوی از این فرقه به حساب می آیند که اهداف متفاوتی را دنبال میکنند.در ابتدای بازی دو کاراکتر اصلی با اینکه دو قلو هستند اما تفاوت های بسیاری دارند.جیکوب مردی است جوان و به شدت باحال!! او برخلاف دیگر کاراکترهای سری که همواره کم حرف یا مرموز هستند به شدت خوش گذران ، عاشق شهرت و خوشمزه است و در همان ابتدا میتوان تفاوت محسوس او با دیگری کاراکترهای اصلی سری را احساس کرد..او بر خلاف تم سری که غالبا رویکرد مخفی کاری دارد عاشق نبرد در روشنایی روز است و در اغاز بازی غالبا ماموریت های جیکوب شامل درگیری های بزرگ فیزیکی و مبارزات در بطن شهر است..اما خواهرش ایوی کاملا خلاف اوست..ایوی یکی از معدود کاراکترهای مونث سری کاملا تمایلات مخفی کارانه دارد و مثل اساسین های قبلی سعی دارد تا در نهایت آرامی و سکوت ماموریت خود را پیش ببرد.البته به موقع درگیری او حتی از برادر خود هم خشن تر میشود و کومبوهای خونینی را بر روی دشمنانش پیاده میکند.اما در کل ایوی کاراکتری ارام و مخفی کار است و برادرش جیکوب برعکس او.و در کمال شگفتی غالب گیمرها بیشتر با ایوی همذات پنداری میکنند تا جیکوب و به نظر ایوی کاراکتر پخه تر و کاریزماتیک تری دارد..البته تفاوت در سبک مبارزه در طول بازی از بین خوهد رفت به طوریکه در پایان هیچ تفاوتی بین سبک مبارزه ایوی و جیکوب وجود نخواهد داشت.و این شباهت را باید مدیون سیستم ارتقا بازی بود. Skill Pointها همان آپگرید یا ارتقا هایی هستند که در طول بازی میتوانید ان هارا افزایش دهید.میتوان تمامی اپگرید های موجود هردو کاراکتر را افزایش داد و سبک مبارزه شان را شبیه به هم ساخت یا اینکه با ارتقای بخش بیشتر مورد استفاده هر کاراکتر تفاوت بین آنهارا حفظ و چالشی جدید در گیم پلی خلق کرد...به طور مثال روی توانایی های فیزیکی جیکوب و کمبوهای او تمرکز کرد و در عوض مخفی کاری ایوی را قوی تر از سایر توانایی هایش در نظر گرفت.البته سه آپگرید مخصوص برای هر کاراکتر وجود دارد که اندک تفاوتی بین سبک مبارزه شان ایجاد میکند..هرچند که این تفاوت محسوس نیست و تفاوت عمده ای ایجاد نمیکند..
اما الحق و الانصاف نمیتوان از طراحی بی نقص شهر سخن نگفت..بازی های قبلی با تمامی مشکلاتی که داشتند ، فضای داستانی را الی طراحی کرده بودند.که اوج این طراحی را میشد در پاریس دید.و اما در این قسمت باید گفت که یوبی سافت جز به جز لندن قرن نوزدهم را به درستی طراحی کرده.هوای بازی غالب اوقات بارانی و یا ابری است ( یکی از خصوصیات اصلی لندن) و جالب اینکه اگر خبری از ابر و باران نباشدهم کف تمامی گذرگاه ها و خیابان ها و حتی پشت بام ها خیس و مرطوب است و اگر آفتاب پس از مدت ها شروع به درخشیدن کند ، انعکاس کور کننده نور خورشید در آب را میتوان به راحتی دید ( درست مثل واقعیت!!)..NPC| ها هرکدام رفتار متفاوتی دارند و میشود حتی بعضا دعوا هم بینشان دید.هرکسی شغلی دارد و به کاری مشغول است و باید اذعان داشت تفاوت محله با محله به شدت قبل لمس است.لهجه ، نوع رفتار ، نوع لباس پوشیدن و...هرچند که غالب بازی در محله های پائین شهر میگذرد...لندن ویکتوریایی بازی به خوبی حال و هوای صنعتی دارد و میشود در گوشه کنار بازی این را احساس کرد و چرخ دنده های گوشه خیابان ، روزنامه های پر از تیتر های صنعتی و کارگرانی با دست های روغنی.... نکته جالب هم اضافه شدن درشکه به بازی است..سیستمی جدید که هیجان تازه را به سری تزریق کرده و میتوان برای جا به جایی های سریع تر از آن بهره برد...مثل اکثر بازی های نقش آفرینی اکشن نسل هشتم ، محیط بازی واقعا خوب طراحی شده و اگر خارج از ماموریت ها مشغول قدم زدن و گردش در لندن شوید لذت خاصی خواهید برد...و حتی یکی از اضی بلند پایه یوبی سافت در نظری جنجالی اعلام کرده بود که اگر مدارس به جای درس تاریخ دانش آموزان را پای این بازی بنشانند قطعا پیشرفت خاصی را در یادگیری آنها احساس خواهند کرد!! لندن قرن نوزدهم به قدری عالی و بی نقص طراحی شده که نمیتوان هیچ خورده ای به آن گرفت...و بابت طراحی بی نقص محیط باید به تیم سازنده افرین گفت...البته در مورد محیط اینده بازی که مربوط به زمان حال میشود باید گفت که هیچ چیز خاصی برای بیان وجود ندارد.چون قسمت های بازی در زمان اینده به صورت ویدیوهایی از پیش رندر شده پخش میشوند که داستان عجیب و غریب آینده را دست نخورده باقی میگذارند..و صد البته این بخش به شدت کوتاه است.
داستان بازی ترکیبی از واقیت و فانتزی است...قطعا نمیتوان اهمیت دوره ملکه ویکتوریا را در شکل گیری بریتانیا کنونی نادیده گرفت ، دوره ای مهم و تاثیر گذار در فرهنگ کنونی انگلستان.. پس در نتیجه بازی تلاش کرده تا با قرار دادن جیکوب و ایوی در بطن حوادث آن دوره روایت گر اتفاقات مهم قرن نوزدهم بریتانیا باشد..به طور مثال قضیه کودکان کار یا انقلاب صنعتی..در اوئل قرن نوزدهم قانونی در انگلستان وضع شد که فعالیت کودکان زیر 9 سال به عنوان کارگز را ممنوع و غیر قانونی اعلام میکرد..با این حال این قانون در گوشه گوشه محل بازی نقض میشود و این خواهر و برادر بارها ماموریت میباند که یا این کودکان را نجات دهند یا صاحب کار شان را گوشمالی بدهند..و به نوعی در برچیده شدن این سنت غلط سهم داشت باشند..از طرفی دیدار با کاراکترهای مهمی تاریخی امضای مشهور این سری است..از لئوناردو داوینچی بگیرید تا جرج واشینگتن و...حالا در این نسخه هم پر است از شخصیت های مهم تاریخی که گیمر بارها در غالب جیکوب یا ایوی با آنها دیدار میکند ، کارل مارکس ، چارلز دیکنز ، فلورانس نایتینگل ، الکساندر گراهام بل و.. دیدار خواهد کرد. گراهام بل در این بازی دقیقا نقش داویچی در قسمت دوم را ایفا خواهد کرد و تکنولوژی های جدید از جمله سلاح و ابزار آلات نوین را در اختیار جیکوب و ایوی قرار خواهد داد.( بازگشت به ریشه ها !! یادتان که هست ؟! ).. اما از همه مهم تر دیدار با وینستون چرچیل در سال 1916 است.که البته ربطی به جریان اصلی بازی ندارد و در غالب مراحلی کوتاه پس از بازی روایت میشود که در آن شاهد لندن غرق در جنگ جهانی اول هستیم. اما دیدار با چنین کاراکتری میتواند پیش نمایش باشد برای نسخه های بعدی .. شاید کم کم باید منتظر حضور این فرقه در جنگ جهانی دوم و یا جنگ سرد و یا حتی ترور جان اف کندی هم باشیم؟! و شاید خط داستانی گذشته و حال در این سری یکی شوند؟! .. اما دشمن اصلی گیمر در این نسخه کرفور استریک نام دارد.. فردی که بازی طی جریانی آهسته و ارام سعی دارد تا گیمر را قدم قدم به او نزدیک تر کند..بازی به شدت سعی دارد تا اورا کاراکتری پیچیده و مرموز به تصویر بکشد اما تصویر نهایی اصلا مطلوب نیست و به نوعی کار را خراب میکند ، بهترین یاور جیکوب و ایوی هم در بازی کاراکتری است به نام هنری .. این کاراکتر اما هیچ ویژگی خاصی ندارد و به عنوان سفید ترین شخص بازی که قطب مثبت به شمار میرود کاریزمایی ندارد و گیمر اصلا نمیتواند با او ارتباط برقرار کند..
ام در موردگیم پلی این نسخه که تبلیغات گسترده ای در مورد آن شده بود...در آغاز بازی گیمر با اکشن نفس گیری رو به رو میشود. اکشنی کاملا هالیوودی ، مبارزه در واگن های قطار و سپس تعقیب گریز روی سقف قطار در حال حرکت و فرار از ساختمان در حال انفجار همگی تجربه بازی لذت بخش با گیم پلی نفسی گیر را میدادند..اما با گذشت چند مرحله بازی روند اصلی خود را مشخص میکند و معلوم میشود که قرار نیست همه بازی تقلید ماجراجویی های ناتان دریک باشد.ماموریت ها خسته کننده نیسند و طوری طراحی شده اند که حداقل با سخت تر شدنشان چالش بیشتری ایجاد کرده و از تکرار جلوگیری کنند..اما با این حال شباهت بسیاری از مراحل به یکدیگر غیرقابل انکار بوده و بعضا باعث خستگی هم میشوند..یکی از مهم ترین نکات منفی در مورد این بخش هم مربوط به عدم وجود یک مرحله باشکوه و به یاد ماندنیست..طوریکه حتی ماموریت های پایانی در مراحل آخر هم هیجان زیادی ایجاد نکرده و ریتم یکنواخت بازی را به هم نمیزنند...اما بنا به وجود دو کاراکتر مختلف باید شاهد بیشتر شدن ماموریت های فرعی در بازی میشدیم تا ایوی و جیکوب هرکدام چند ماموریت فردی داشته باشند... اما بازی با آزاد گزاشتن گیمر برای انتخاب کاراکتر مورد نظر در ماموریت های فرعی کار خود را راحت تر و گیم پلی را دلپذیر تر کرده..زیرا گیمر با داشتن دو کاراکتر با سبک های مختلف شانس امتحان تمامی سبک هارا دارد ( البته نه در مبارزه !! ) با وجود حضور دو کاراکتر قابل بازی سازندگان به هیچ وجه تمایلی برای بخش co-op نشان نداده اند و تنها مرحله ای که شاهد همکاری محسوس این دو قلوها هستیم ، گیمر تنها کنترل یکی را به دست میگیرد و دیگر کاراکتر توسط هوش مصنوعی هدایت میشود... یکی از نکات جذابی که به تازگی به بازی اضافه شده و روند یکنواخت را اندکی متحول میکند توانایی آدم ربایی است..در این نسخه دیگر شاد ماموریت های ترور به تنهایی نیستیم و بازی گاهی اوقات ماموریت ربودن یک شخص مهم را هم به گیمر میدهد ، که در آن گیمر باید جیکوب یا ایوی را به سمت فرد مورد نظر هدایت کرده و بدون اینکه دیده شوید اورا از پشت غافل گیر کنید و در نهایت با تهدید کردن شخص به مرگ او را به محل مورد نظر هدایت کنید..گاهی اوقات با مقاومت فرد مورد نظر رو به رو میشوید که در این صورت باید با فشردن دکمه مخصوصی فشار را بر روی فرد بیشتر کرده و با خشونت بیشتری او را وادار به حرکت کنید..بیشتر اوقات اما گارد امنیتی متوجه حضور شما خواهند شد پس در نهایت باید با آنها وارد نبرد شوید که منجر به فرار کردن شخص مورد نظر میشود و کار گیمر را به بی نهایت سخت میکند..چون باید پس از غلبه بر دشمن به دنبال فرد رفته و او را بیابد و سپس او را با تهدید به مرگ روانه محل مورد نظر کند.
اما گیم پلی کلی بازی مربوط به باندهای خلافکاری یا به اصطلاح gang ها میشود.تمامی مناطق بازی توسط یک باند به خصوص اشغال شده و این باند کنترل این منطقه را در دست دارند و تمامی کارهای خلف و غیر قانونی این منطقه تحت نظر باند مورد نظر انجام میشود و سودش به جیب آنها میرود... گیمر باید به ترتیب برای آزادی هرکدام مناطق تلاش کند.این تلاش شامل انجام تعداد زیادی از ماموریت های فرعی میشود ، از جمله این ماموریت ها میشود به ترور و یا ربودن سردسته باند ، آزاد سازی تعداد زیادی از کودکان کار ، به هم ریختن محل قرار و... در نتیجه پس از انجام این کارها منطقه به طور کامل پاک شده و روی نقشه تغییر به خصوصی قابل توجه است... پس از آزاد سازی هر منطقه تعدادی از اعضای باند منحل شده به باند شما میپیوندند... آنها همگی سبز پوش هستند و کاملا مطیع دستورات شما... در همین راستا با gang war اشنا میشویم...گنگ وار نبردیست بین دو باند .... به این صورت که شما تعدادی از افراد ماهر خود را برداشته و به سمت باند دشمن حمله ور میشوید...و خواهید دید که مبارزه به چه میزان برای شما راحت تر خواهد شد... در دسترس قرار گرفتن مرحله پایانی منوط به پیروزی در سه gang war است.... ارتقاهای زیادی هم برای اعضای باندتان موجود است که موجب بالاتر رفتن سطح توانایی انان شده و در نبرد بین باندها به شدت کمک ساز خواهد بود... سیستم مبارزه هم دچار تغییر نه چندان محسوسی شده ، دیگر خبری از شمشیر نیست اما همچنان hidden blade تان وجود دارد و چند نوع سلاح سرد دیگر از همان ابتدا در بازی قابل دسترس هستند.همچنین چن دنوع نارنجک هم در بازی وجود دارد که در مواقع مختلف میتوان از آنها بهره خوبی برد...اما مهم ترین تغییر در گیم پلی مربوط به روپ لانچر جدیدی است که به تازگی به بازی اضافه شده و به نوعی نقش قلاب بتمن را دارد!! این روپ لانچر تنها نیاز به شلیک شدن را دارد و پس از آن قادر به انجام هرکاری هست..و حتی میتوان با آن از زمین به سمت نوک یک برج رفت یا مسافتی طولانی بین دو خیابان را طی کرد!! دیگر فرار از دست دشمنان کار سختی نیست..فقط کافی است تا از روپ لانچر استفاده کنید و دیگر تمام است..میتوانید هرکجا که خواستید بروید..در واقع این روپ لانچر گیم پلی را به شدت آسان کرده و به نوعی گیمرهای حرفه را آزرده خاطر....
باگ های عجیب و غریب و زیادی که در نسخه قبلی وجود داشتند یک تنه کاری با این سری کردند که تمامی خبرگزاری ها از عمر این مجموعه سخن بگویند...اما یوبی سافت با تبلیغات گسترده از رفع تمامی مشکلات سخن میگفت و مدام حرف از بی نقصی بازی میزد...که البته چنین نشد..گاها بازی ایرادات بسیار عجیب و غیر قابل تحملی دارد..به طور مثال دشمنانتان ناگهان در بازی نامرئی شده و همچنین نمیتوان به آنها ضربه زد..در نتیجه موجب مرگ شما خواهند شد!! یا در قسمت ادم ربائی مشکلات بی شمار و غیرقابل تحملی وجود دارد که گیمر را مجبور میکند تا بازی را از ابتدا لود کند !! البته همانطور که گفته شد این ایرادات گاها رخ میدهند و همیشه اینگونه نیست..بعضا حتی پس از ساعت ها بازی به یک باگ هم بر نمیخورید...موسیقی و صداگذاری هم عالی است..مثل طراحی لندن قرن نوزدهم ، موسیقی هم بی نقص است..و کاملا تم لندن ویکتوریایی را در خود دارد..صداگذاری هم خیلی خوب کار شد و جای هیچ حرفی را نزاشته...به طور مثال اگر گوش خوش را تیز کنید حتی میتوانید پچ پچ های مردم ادی را بشنوید که از قدرت گیری ژرمن ها ابراز نگرانی کرده یا از زحمات بی بدیل ملکه تشکر میکنند و ای مادری که از وضع درس خواندن کودک خود ناراضی است و غر میزند..صدای کاراکترها هم بسیار اصیل و دلنشین کار شده و بازهم فرد مشهوری مشغول صداگذاری نبوده تا مبادا شخصیتی برای گیمر تدائی شود...در کل باید موسیقی و صداگذاری این اثر را بهترین وجهش بدانیم...
در آخر باید گفت این نسخه به مراتب بتر از دو نسخه قبل از خود است اما به هیچ وجه قابل قیاس با نسخه های اولیه نیست..بازی هنوز با ریشه ای خود فاصله زیادی دارد ولی دلچسب است...گیم پلی آن طور که وعده داده شده بود بازگشت به عناصر اصلی نیست و هنوز برای گیمرهای حرفه ای غیرقابل قبول است..اما واقعا جذاب است..داستان نیز مثل قسمت های قبلی خوب و روان گفته شده..هرچند که بنا بر برنامه ریزی این بازی دنیا باید 4 سال پیش تمام میشد ! و خوب ضعف در داستان را باید گردن همراستایی کهکشانی انداخت که باعث نابودی کره زمین در سال 2012 نشد!!.شاید یک توقف کوتاه در عرضه بازی یا یک تغییر بزرگ بتواند این فرنچایز محبوب را بار دیگر به بهترین عصر خود بدل کند... و این خواسته اصلی هواداران سری است..فراموش نکنیم که وارد نسل هشتم شدیم و در این نسل باید بهترین های خود ر بهتر از قبل کنید..اتفاقی که در مورد آساسینز کرید کاملا عملی نشده اما میتوان به آینده سری به شدت خوشبین و امیدوار بود و میتوان نسخه سندیکا را جرقه سرآغاز دسته ای جدید در این سری نامید.
ممنون از صبر حوصله شما
نظر شما چیست؟










پاسخ با نقل قول



علاقه مندی ها (Bookmarks)